دسته: اخبار روز

  • یک بام و دو هوای انتخاباتی قالیباف /کارویژه نزدیکان سردار تا اسفند ۹۸

    یک بام و دو هوای انتخاباتی قالیباف /کارویژه نزدیکان سردار تا اسفند ۹۸

    به گزارش خبرآنلاین، یک ماه دیگر تا آغاز ماراتن انتخابات مجلس یازدهم باقی مانده است، یک ماهی که برخی را که نامشان در لیست کاندیداهای احتمالی است پشیمان از ثبت نام خواهد کرد و برخی های دیگر را هم راهی دفاتر وزارت کشور خواهد کرد تا اولین گام برای ورود به پارلمان را بردارند.

    بزرگترین سوالات انتخاباتی اما این روزها در دور و نزدیک چند کاندیدای احتمالی می چرخد، کاندیداهایی که آمدنشان به انتخابات می تواند معادلات انتخاباتی را تغییر دهد. و یک سوال از چندین سوال انتخاباتی این روزها این است که آیا«محمدباقر قالیباف» مرد همیشه حاضر در عرصه انتخابات با واقع گرایی نسبت به چند دوره ناکامی در انتخابات ریاست جمهوری بالاخره آن میدان انتخاباتی را رها خواهد کرد و میدان دیگری را برای رقابت برخواهد گزید؟ آیا سردار بالاخره از پرسه زدن در حوالی پاستور خسته شده و به سمت بهارستان کوچ خواهد کرد؟

    آمدن یا نیامدن سردار
    این روزها سردارِ اصولگرا، یک کارویژه بیشتر برای خود تعریف نکرده است؛ «انتقاد از دولت خاصه در حوزه دیپلماسی و اقتصادی.» آنهم درست بعد از انتشار یک فیلم انتخاباتی که در ضمن آن هم «نواصولگرایی» مدنظر خود را بیشتر از قبل پرزنت و تشریح کرده بود هم از ایده «مجلس نو» رونمایی کرد و مهمتر از همه با دلخوری از تصمیم اصولگرایان در سال ۹۶، با بزرگان اصولگرا و حتی برخی همراهان و رفقای قدیمی اش اتمام حجت کرد که برای تصمیمات انتخاباتی اش دیگر منتظر رخصت و اجازه نخواهد ماند و مسیر خودش را پیش خواهد کرد. مسیری که بی شک انتقاد از دولت در همان بافت تعریف و تفسیر می شود.

    اطرافیانش اما در سکوت قالیباف درباره حضور یا عدم حضورش در انتخابات مجلس، فعال هستند و فضای گمانه زنی های انتخاباتی درباره سردار را داغ داغ نگه داشته اند. درست همان استراتژی که سال ۹۵ هم دنبال می کردند. آن سال نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری نیز تحرکات قالیباف می گفت او بازهم هوس پاستور دارد، برخی اطرافیانش هم آن را تایید می کردند و برخی دیگر از همان اطرافیان آن را تکذیب می کردند. همان روزهای سال ۹۵ که یکی از نمایندگان مشهدی گفت «سال دیگر در همین زمان در خبرهایتان می‌نویسید «رئیس‌جمهور قالیباف» و دلیلش هم اجماع اصولگرایان است که به زودی خبرش را می‌شنوید.» حسین سبحانی نیا هم از شرط گذاری قالیباف برای اصولگرایان گفت و البته مرتضی طلایی که مسئول تکذیب کردن ها بود گفت «نکته‌ای را بگویم که مربوط به آخرین دیدارم با ایشان است. از ایشان سوال کردم که آیا شما واقعا قصدی برای شرکت در انتخابات دارید؟ ایشان در پاسخ گفت که من چنین قصدی ندارم و تصمیمی‌نگرفته‌ام.» پیش بینی طلایی اما با کاندیداتوری قالیباف درست از آب درنیامد، شرط گذاری هم به نتیجه نرسید و «رئیس جمهور قالیباف» هم فقط یک رویا باقی ماند. 

    نزدیکان قالیباف مردد بین بهارستان و پاستور
    مشابه همان تقسیم کار این روزهای نزدیک به اسفند ۹۸ بازهم شکل عملیاتی به خود گرفته است. قالیباف ایده انتخاباتی رو می کند و از مجلس نو حرف می زند، فراخوان می دهد، با چهره های سیاسی دیدار می کند آنچنان که با تکیه بر همین تحرکات خود به خود پایش به تحلیل های انتخاباتی باز شود و برخی این تحرکات او را تلاش برای تکیه زدن بر یکی از کرسی های لیدری اصولگرایان بدانند و برخی دیگر بگویند سردار بدش نمی آید خودش لباس وکیل المله ای را برتن کند. موضوعی که گرچه قالیباف خودش درباره آن سکوت کرده ولی اطرافیانش این احتمال را زنده نگه داشته اند.هم با تایید آن هم با تکذیبش.

    « تصمیم شخصی آقای قالیباف، حضور موثر در صحنه انتخابات مجلس و استفاده از ظرفیت سیاسی و اجتماعی خود برای ورود جوانان شایسته به مجلس است. برداشت شخصی من این است که، ایشان از حوزه انتخابیه تهران به مجلس ورود کنند.» این جدیدترین اظهارنظر درباره کاندیداتوری قالیباف در انتخابات است، اظهاراتی که از قضا از زبان یکی از نزدیکان و دبیرکل حزب منتسب به قالیباف یعنی محسن پیرهادی مطرح شده است.

    محمد دامادی نماینده مردم ساری که ارتباط خوبی با قالیباف دارد هم همین نگاه را دارد و می گوید«چنانچه شرایط به گونه ای پیش رود که حضور آقای قالیباف در مجلس لازم باشد حتما این اتفاق می افتد

    این اظهارات درحالی قالیباف را به بهارستان نزدیک تر و کاندیداتوری او را قطعیت می دهد که چندی پیش شیران خراسانی رئیس ستاد انتخاباتی قالیباف در مشهد در انتخابات ۹۶ به خبرآنلاین گفته بود؛«با قطعیت می‌گویم آقای قالیباف نه از مشهد و نه از تهران کاندیدا نمی‌شود، چرا که قصدی برای حضور در انتخابات مجلس ندارد.»

    مرتضی طلایی از دوستان نزدیک قالیباف که در نیروی انتظامی و مدیریت شهری همکاری نزدیک با او داشته هم موضعی مشابه شیران خراسانی دارد و می گوید« قالیباف نامزد انتخابات مجلس نمی شود اما در صورتی که به او تکلیف شود برای انتخابات ریاست جمهوری به میدان می آید.»

    قالیبافِ ۹۸ یا قالیباف ِ۱۴۰۰
    این گمانه زنی، تاییدیه ها  تکذیبیه ها، می گوید قالیباف قرار است در ضمن تلاش هایش برای قرار گرفتن در مجموعه لیدری اصولگرایان که محمدرضا باهنر هم بر آن مهر تایید می زند، خود را یک کاندیدای بالقوه نگه دارد. کاندیدایی که اگر فضا را مناسب دید اسفند ۹۸ پا به میدان بگذارد در غیر اینصورت میدان ۱۴۰۰ را از دست ندهد. ناکامی های انتخاباتی گویی قالیباف را از هوس رئیس قوه شدن نیانداخته است و سردار همچنان عزم جدی دارد که یا ریاست پاستور را در رزومه خود به ثبت برساند یا ریاست بهارستان را.

    ۲۷۲۷

  • ابراز تاسف از یک سال معطل کردن مجمع تشخیص

    ابراز تاسف از یک سال معطل کردن مجمع تشخیص

    منع پولشویی و مسائلی از این دست، حرف جدیدی برای گفتن ندارند و همانی است که در قوانین داخلی ما هم به آن اشاره شده است. ضمن اینکه در همین کنوانسیون برخلاف دغدغه‎های مطرح شده از سوی مخالفان تصویب، این چنین نیست که یک نظام بازرسی تعیین شده باشد و نهادی از خارج بیاید و بازرسی‏‌های خاصی را انجام دهد.
    مواردی که در کنوانسیون جرایم سازمان یافته به آن اشاره شده در قوانین داخلی ما هم وجود دارد و خود ما نیز بعضاً دغدغه‌هایی را در مورد آن جرایم داریم. ولی بالطبع پیوستن به کنوانسیون‎های بین‎المللی می‌تواند باعث همکاری‌های بین کشورها شده و از این جهت به تلاش‎هایی که خود ما هم در برخی از این حوزه ‏ها در داخل کشور انجام داده‎ایم، جامه عمل بپوشاند.
    قطعاً پیوستن به کنوانسیون‎هایی که مدت‌هاست به بحث اصلی کشور تبدیل شده، با توجه به حق شرط‎هایی که دولت برای آن تعیین کرده، بهتر از نپیوستن به آن است. اگر ما به این کنوانسیون نپیوندیم یعنی خودمان به دنیا اعلام می‎کنیم که ما نمی‌خواهیم  این موارد را رعایت کنیم. این در حالی است که در عالم واقع بسیاری از آنان را رعایت می‎کنیم. حال به فرض آنکه بعد از الحاق ایران به این کنوانسیون معلوم شود که منافع کشور این گونه تأمین نمی‎شود که البته به نظر من اینگونه نخواهد بود، جای نگرانی وجود ندارد. چرا که هر کشوری همانطور که در ورود به یک کنوانسیون آزاد است در خروج از آن هم آزاد است. قریب به ۲۰۰ کشور به کنوانسیون جرایم سازمان یافته یا پالرمو پیوستند، پس اینطور نیست که این کشورها برای منافع ملی خود ارزش قائل نباشند و فقط استقلال و منافع ملی برای ما مهم باشد.
    ما باید به این کنوانسیون‎ها بپیوندیم ولی لازم است که در مواردی حق شرط‎های لازم را هم بگذاریم. مانند همان کاری که در مواردی همچون پیمان نامه حقوق کودک انجام شد و دولت ایران با حق شرط‌ها و تحفظ‌هایی به آن پیوست.
    نگرانی و دغدغه برخی از داخلی‏‌ها برای پیوستن به این کنوانسیون‏ ناشی از این است که بعضی کلاً نسبت به سازمان‎ها و معاهدات بین‎المللی بدبین هستند و فکر می‎کنند که این سازمان‎ها و کنوانسیون‎ها ایجاد شده‎اند تا به کشور ما لطمه بزنند. در حالی که بسیاری از اینها ناشی از همکاری بین کشورها برای رسیدن به اهداف مشترکشان است.

    یک سال گذشت و متأسفانه مجمع تشخیص مصلحت نظام در مورد پیوستن ایران به این کنواسیون اظهار نظر نکرد. با توجه به این اتفاق عملاً راه قانونی زیادی باقی نمانده تا بحث الحاق ایران به کنوانسیون از آن طریق بتواند انجام شود و البته معلوم هم نیست که چه اتفاقی در این زمینه در زمان باقیمانده خواهد افتاد.
    ۱۷۳۰۲

  • انتقاد ربیعی از داستانی که صداوسیما سرهم بندی کرد

    انتقاد ربیعی از داستانی که صداوسیما سرهم بندی کرد

    ما به مثابه یک ملت نمی‌خواهیم جزیره شویم، می‌خواهیم ایران بمانیم.اکنون ایران در آستانه انتخابات مجلس در شرایطی قرار گرفته که نیرومندتر از هر زمان دیگر ایران بماند. ما اگر برجام را حداقلی می‌دانیم و چیز بیشتری از امریکا می‌خواهیم، باید نگاه خودمان را متوجه داخل و توده آگاه رأی‌دهنده و تأسیس‌گر نظام جمهوری اسلامی بکنیم و به فرمول «جمهوریت بیشتر» روی آوریم.
    برجام بلاتردید محصول حدی و درجه‌ای از جمهوریت جمهوری اسلامی بود که مشارکت این ملت در انتخابات ۹۲ آن را به منصه ظهور درآورد.ما اگر خواهان چیزی به مراتب بیشتر از برجام هستیم باید برمبنای یک هماهنگی سه‌قوه‌ای همه شرایط را برای انتخاباتی به مراتب باشکوه‌تر، مشارکتی‌تر و فراگیرتر از همه انتخابات‌های پیشین فراهم کنیم به نحوی که قلمرو پوشش آن همه ملت با همه سلایق و سبک‌های زیستی و تنوعات فرهنگی و سیاسی را با همه کاندیداهایی که می‌توانند معرف آن تنوع عظیم ملی باشند شامل شود.

    رویکرد تکاملی رئیس‌جمهوری به انتخابات و ارائه الگوی مجلس اول ریشه در همین ضرورت انکارناپذیر مقاومت ملی در مقابل زورگویی امریکا داشت.متأسفانه بازنمایی ضعیفی که رسانه ملی برای جایگاه انتخابات و نقش آن در ارتقای قدرت ملی ارائه می‌کند فاقد آن رویکرد تکاملی جمهور ملت ماست وعمدتاً انتخابات را به سطح قطبی‌سازی‌های کاذب و غیرضرور تقلیل می‌دهد.
    به‌عنوان مثال داستانی که اخیراً رسانه ملی برای «اتم» مونتاژ کرده بود به طرزی ناشیانه بر یک تحریف فاحش از نقش انتخابات استوار شده بود. در بخشی از این داستان‌نویسی انتخاباتی اوباما را می‌بینیم که بخشی گزینشی از یکی از سخنرانی‌هایش بر صفحه تلویزیون جمهوری اسلامی اکران می‌شود.
    اوباما در این فراز خطاب به بخشی از امریکایی‌هایی که فرق میان احمدی‌نژاد و روحانی را سطحی می‌پندارند نهیب می‌زند و می‌گوید آنها آن شیفت و تغییری را که در پیامد انتخابات ۹۲ در سیاست ایران رخ داده نمی‌فهمند و دست‌کم گرفته‌اند.نقل‌قول و نمایش سخنرانی مذکور اوباما در «داستان اتم» به همین جا ختم و جمله بعدی او قیچی می‌شود که در ادامه گفته بود اگرچه روحانی بخشی است از هسته سخت نظام و رویکرد ایدئولوژیک و خصم‌آلود به اسرائیل و امریکا دارد اما از سوی دیگر او شوق ایرانیان برای تغییر را نمایندگی می‌کند و ما به مثابه امریکا نباید این تغییر در رویکرد مردم ایران به تعامل‌جویی با جهان را نادیده بگیریم.
    این بخش از همان فراز سخنان اوباما به طرزی کاملاً معنادار حذف می‌شود تا عاملیت انتخاباتی انسان ایرانی و نحوه تأثیرگذاری تعامل‌جویی جهانی ایرانیان بر کاخ سفید به محاق رود و مورد پرده‌پوشی قرار گیرد. در گذر از اوباما به ترامپ شاهد آن گسست بزرگی هستیم که در نگاه به مسأله انتخابات و موضوع نمایندگی ملت ایران در امریکا رخ می‌دهد: ترامپ از همان لحظه روی کارآمدن در امتداد عملیات ضددولتی برخی جریان‌های ناآگاه داخلی، اصل دموکراسی و انتخابات در ایران را بالمره منکر می‌شود و آدم‌های ترامپ این پرسش را که «بواقع چه کسانی ایران را نمایندگی می‌کنند» به پیش می‌کشند و پاسخ آن را در بیرون از صندوق انتخابات می‌جویند.

    دی ماه ۹۶ و در پیامد پیش‌بینی نشده آن خروج امریکا از برجام درست در نقطه تلاقی و همسویی آن کم‌خردی‌های داخلی و آن عقلانیت ضدبرجامی صهیونیستی رخ می‌دهد. سخن آخر اینکه رخدادهای اخیر عراق را بنگریم و ببینیم که نا امیدی از صندوق انتخابات چگونه می‌تواند مطالبات برحق مردمی را مستعد سمت‌گیری به فراسوی سامانه انتخاباتی نماید. در ایران خوشبختانه آن ائتلاف اعلام نشده میان برخی جریان‌های تنگ‌نظر با منفعت‌جویی داخلی و هوشیاری شیطانی صهیونیستی نتوانسته امید مردم را ترور کند و مردم را از صندوق انتخابات مأیوس و برکنار سازد.جمهوریت بیشتر و با معناتر ساختن انتخابات همچنان که در پیامد اصلی و بلافصل آن بر عیار مقاومت ملی در داخل می‌افزاید در پیامد بیرونی و جهانی آن چیز به مراتب بیشتری از دستاوردهای حداقلی برجام عاید منافع ملی خواهد کرد.

  • رقابت بین قالیباف و جلیلی بر سر ریاست بهارستان؟

    رقابت بین قالیباف و جلیلی بر سر ریاست بهارستان؟

    او مبدع نظریه‌ای تحت عنوان نواصولگرایی هم هست و از یاران پیشین دلخور و به دنبال این است که عِده و عُده خود را در مجلس گرد آورد؛ به جای اصولگرایان قدیمی و چهره‌های تکراری.

    تصور بر این بود که او به دنبال قبای ریاست‌جمهوری است تا به آرزوی دیرینه خود برسد، اما گفته‌های یکی از نزدیکان او مبنی بر احتمال ورود شخص خودش به رقابت‌های مجلس همه گمانه‌ها را تغییر داده است. این یعنی او و سعید جلیلی حالا باید برای کرسی ریاست مجلس باهم رقابت کنند.گفته شده که جلیلی هم قصد دارد از تهران وارد انتخابات مجلس شود.

    درصورتی‌که قالیباف نخواهد وارد رقابت‌های ۱۴۰۰ شود، کار برای اصولگرایانی که دنبال یک مجلس انقلابی با سرلیستی سعید جلیلی هستند، بسیار سخت خواهد شد. در این صورت شاهد یک رویارویی دیگر میان یاران جلیلی و قالیباف شبیه رقابت‌های انتخاباتی ۹۲ خواهیم بود. آن زمان که هر دو انتخابات را باختند، یاران قالیباف، حامیان سعید جلیلی و کنارنرفتن او را مقصر می‌دانستند.

    رقابت طیف قالیباف و جلیلی برای انتخابات مجلس یعنی شکست وحدت و شکل‌گیری یک رقابت سخت درون‌جناحی میان اصولگرایان. اگر قالیباف با فهرست جدا، به دنبال فراخوان انتخاباتی خود با طیفی از جوانان اصولگرا، بتواند بخش قابل توجهی از کرسی‌های مجلس را از آن خود کند، در این صورت احتمال برنده‌شدن لاریجانی در انتخابات ۱۴۰۰ هم بالا خواهد رفت؛ چراکه تقریبا رقیب قدرتمندی در جناح اصولگرا در مقابل خود نخواهد دید.

  • واکنش های مثبت و منفی به اظهارات همسر حداد عادل درباره مدارس غیرانتفاعی

    واکنش های مثبت و منفی به اظهارات همسر حداد عادل درباره مدارس غیرانتفاعی

    ماهروزاده در این برنامه در بخشی از اظهاراتش با تاکید بر این که مخالف جدی تاسیس مدارس غیر انتفاعی بودم، گفت: «اما مدرسه غیرانتفاعی تاسیس کردیم؛ زیرا پسرم سال ششم رشته ریاضی بود می خواست به رشته های علوم انسانی برود، ما دنبال مدرسه ای می گشتیم که نه از نظر درسی خوب باشد، بلکه از نظر محیطی سالم باشد، اما باورتان نمی شود که در تهران چنین مدرسه ای پیدا نکردیم.»

    همچنین ماهروزاده با اشاره به این که اکنون هیچ مسئولیتی ندارم، عضویت خود در شورای عالی آموزش‌ و پرورش را مسئول بودن در این باره ندانست و گفت: این سوال شما، سوال خود من هم هست.وی در واکنش به این گفته مجری مبنی بر این که بنده این فرمایش را شکست جمهوری اسلامی در حوزه آموزش و پرورش می دانم، گفت: دقیقا… .

    برای فرزندت مدرسه تاسیس کردی؟

    آن چه اظهارات ماهروزاده را در نخستین انتقادها به حاشیه برد، این نگاه و تحلیل کاربران بود که «چگونه می شود شما چون در تهران مدرسه مناسبی برای فرزندت نیافتی، به تاسیس مدرسه خصوصی اقدام کردی آن هم مدرسه خصوصی لاکچری. در این باره کاربران زیادی به اظهارنظر پرداختند ضمن این که بخشی از کاربران نیز این ماجرا را به سوژه طنز تبدیل کردند.

    یکی از کاربران نوشت: پسرم چلوکباب می خواست، چلوکبابی خوب پیدا نکردم، خودم یک چلوکبابی تاسیس کردم. در حال و هوای این فضای انتقاد به اظهارات ماهروزاده، کاربردیگری نوشت: «برخی مسئولان وقتی هم پسرانشان بزرگ می‌شوند از آن‌جا که شغل نیست می‌روند جایی را اختصاصی‌سازی می‌کنند و فرزندشان را به کار می‌گمارند.»

    کاربر دیگری نیز به این بخش صحبت های ماهروزاده اشاره می کند، « کلاً با تاسیس مدارس غیرانتفاعی مخالف بودم اما خودم مدرسه غیرانتفاعی تاسیس کردم» و این طور می نویسد:«مسئولی که وقتی می بینه سیستم آموزشی داغونه به جای این‌که امور رو اصلاح کنه و یک نفع عمومی برای همه ایجاد کنه سعی می کنه برای خود و فرزندانش نفع خصوصی ایجاد کنه. »

    برخی کاربران هم از رفع مسئولیت ماهروزاده انتقاد کردند و نوشتند “شما که می گویی مسئول نیستم، خود و همسرتان سال ها مسئولیت های مختلف داشتید. به یاد نداریم زمانی که آقای حداد عادل رئیس مجلس یا رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس بود، دغدغه این مسائل را مطرح کرده باشد. البته حل‌ کردن مشکل توقع نیست، اما دغدغه داشتن چرا.

    تحریف حرف ها؟

    در همین حال برخی کاربران نیز از اظهارات همسر حداد عادل دفاع کردند: “صحبت های همسر حداد خانم ماهروزاده در فضای مجازی تحریف شد. به لحاظ رسانه ای کافی است در فضای مجازی جمله ای را تحریف کنی و برچسبی را به مسئولان یا منتسبان به مسئولان بچسبانی.”

    حسام الدین آشنا مشاور رئیس جمهور هم در صفحه توئیتر خود نوشت: “دکتر غلامعلی حداد عادل از چهره‌های ماندگار و پرفروغ آموزش و پرورش دهه‌های اخیر در ایران است. قدر خدمات فرهنگی و دانشورانه ایشان در آموزش و پرورش، آموزش عالی، ترجمه قرآن، دایره‌المعارف، فرهنگستان‌زبان، شورای عالی انقلاب فرهنگی و دبیرستان‌های فرهنگ هنوز کم‌شناخته شده‌است. سیاسی‌کاری نکنیم.” همچنین مرتضی روحانی مدیر انتشارات و سایت ترجمان نیز در باره مجموعه مدارس فرهنگ که توسط حداد عادل تاسیس شده است، نوشت: من دو سال دبیرستان فرهنگ درس خواندم. دوم و سوم دبیرستان. حدود ۱۰ سال هم آن‌جا تدریس کردم. تا همین پنج سال پیش هم رابطه خیلی خوبی با فریدالدین داشتم که حقیقتا حکم برادر بزرگ تر را داشت و الان بین مان شکرآب است. چرایش به این بحث ربطی ندارد. بله شهریه مدارس غیرانتفاعی گران است ولی شهریه فرهنگ از خیلی جاها ارزان تر است و تاکید می کنم هیچ دانش آموزی را برای شهریه رد نمی کند.فضای دانش آموزان هم هیچ وقت فضای لاکچری نبوده و مدرسه با این موارد به شدت مقابله می‌کرد.این را بگذارید در کنار فعالیت‌های سال‌های اخیر مدرسه در دلگان،ایرانشهر ، خوزستان و … که کاملا با ایده‌های تمرکززدایانه صورت گرفته است. هزینه این مدارس را فریدالدین (فرزند حداد عادل) رسما با گدایی از خیران در می‌آورد.

    ۱۷۳۰۲

  • اینفوگرافی / تعداد مراجعان نزاع به پزشکی قانونی در ایران

    اینفوگرافی / تعداد مراجعان نزاع به پزشکی قانونی در ایران

    گرافیک: پدرام آقایی

    منبع داده‌ها: سازمان پزشکی قانونی کشور

  • از تولید به ضایعات

    از تولید به ضایعات

    وقتی از سیمای جمهوری اسلامی خبر ضایع شدن محصولات باغی کشاورزانی را دیدم که سیب یا آلوهایشان را در روی زمین ریخته و فریاد چه کنم سر می دادند یا شاخه های میوه را نشان میدادند که به برکت باران فراوان امسال معجزه آسا پربار شده بودند اما به خاطر نبودن خریدار یا نداشتن امکانات برای فراورده سازی روی دستشان مانده بود آه از نهادم بر آمد!
    یک زمان می گوئیم از تولید به مصرف که آنهم باید به اندازه باشد و از اسراف به دور، زیرا که اگر آنجا هم از حد تجاوز کنیم باز مصداق از تولید به اتلاف خواهد بود، اما این اتلاف توسط از ما بهتران انجام می شود که به قول معروف حدشان به شارع است. اما این مصیبت ها مربوط به کشاورزان بیچاره است که با هزار امید می کارند تا برداشت کنند تا هزینه زندگیشان باشد. کشاورز بیچاره در سیما می-گفت هزینه کاشت را هم نمی تواند برداشت کند. ظاهراً دلال ها هم به سراغش نیامده بودند تا با ثمن بخس میوه هایش را بخرند

    آخر خدا با ملتی که نمی توانند از امکانات خدادادی بهره برداری کنند چه می تواند بکند؟ وزارت جهاد کشاورزی پس از ۴۰ سال کجا سیاست گذاری کرده است؟ آخر بعضی مسائل آنقدر واضح است که توجیه پذیر نیست.

    باغ و باغات که دیگر زمین کشاورزی نیست که بگوییم یک سال پیاز و سیب زمینی، یکسال گندم یا چیز دیگر باید کاشت. گناه بی برنامه گی و نبودن آمایش سرزمین دست کم برای محصولات کشاورزی که دست خودمان است و به دشمن ربطی ندارد گناهی نابخشودنی است.

    به باغ نمی توان گفت میوه نده و یا کم میوه بده و یا یکسال باید آن را تعطیل کند تا سال بعد برایش برنامه داشته باشند. این وزارت جهاد کشاورزی است که باید به فکر این مسائل باشد.

    واقعاً استضعاف یعنی این. که خدا می دهد و بنده خدا نمی تواند استفاده کند. شعار می دهد ولی شعور بهره برداری ندارد. تازه امسال سال رونق تولید است!! ما کجای کاریم؟ به قول قرآن «فاین تذهبون»! خدا این همه باران فرستاده خسارتهایش را می پذیریم اما از فوائدش نمی توانیم بهره برداری کنیم!

    حتماً باز هم تقصیر کشاورز است که گوش به سیاست گذاران نداده است. یا نه بهتر بگویم تقصیر درختان است که خود را با این سیاست ها هماهنگ نکرده است! این بی برنامگی و نداشتن امکانات برای بهره گیری را چگونه باید حل  کرد؟

    آیا ساختن سردخانه یا کارخانه کمپوت سازی و یا دست کم داشتن اطلاع به موقع برای چاره سازی و انتقال این محصولات به مکانهایی که امکان فراورده سازی ویا بهره برداری هست فراهم نیست؟ آیا همانند ستاد اربعین که برای انتقال زانران پس از چند سال به خوبی برگزار شد، نمی شود کامیونها را با برنامه بسیج کرد تا این محصولات بر روی زمین نماند. حتماً توجیه می کنند که خیلی هم مهم نیست اگر این محصولات از بین برود اما خسارت کشاورزان چی؟ آیا نیروی بیکار نمی تواند به گونه ای آنها را خشک کند و مانند زمان قدیم که انگورها را آونگ و در زمستان از آن ها استفاده می کردند، از آنها بهره برد؟ آیا نمی شد با همکاری وزارتین صمت و امور خارجه دست کم کشور های همسایه را از این نعمت های خداداده با خبر کرد؟ آیا نمی توان همانند زعفران به صورت فله آنها را به دیگران داد تا به نام خودشان به فروش برسانند؟ آیا این کارها نیاز به ارز دارد؟ آیا این ها به تحریم وابسته است؟

    با این همه باران و اینهمه مرتع، آیا قیمت گوشت برای مصرف کننده تغییری کرد؟ هرگز! آیا چه می توان گفت وقتی نظارت نیست، نظارت عالمانه نیست، و یا نظارت آبکی است!

    استفاده کردن از نعمت خدا هم همت می خواهد و هم علم، فکر، و تدبیر! که ما همه را یکجا داریم! این نه تنها در امور کشاورزی است که در همه موارد دیگر مصداق دارد و از تولید خود یا واردات آنچنان بد استفاده می کنیم که در دنیا شهره ایم.

    خودرو را آنچنان می سازیم که هنوز از کارخانه تحویل نگرفته به تعمیرکار نیاز دارد. لباس را چنان درست می کنیم که پس از اندک استفاده باید آن را اصلاح کرد، در لوازم التحریر، در ساختمان، و … هر کسی سعی می کند جنس بی کیفیت به مشتری بدهد و این واقعاً فاجعه است. این ها مصادیق از تولید به ضایعات است. مادر را دل سوزد و دایه را دامن. بسیاری از مسئولان همانند دایه اند و نه مادر. خسارت را کشاورز می بیند نه برنامه ریز یا سیاستگزار که حقوقش سر ماه تأمین است!

    آخر کی ما باید خودمان را اصلاح کنیم؟ و تا کی تقصیر و قصور خود را نادیده می گیریم و از زمین و زمان گله کنیم؟

    * دکترای کتابداری و اطلاع رسانی و استاد تمام دانشگاه تهران