دسته: اخبار روز

  • ۱۹۰ موشک از غزه به سمت «اسرائیل» شلیک شده است

    ۱۹۰ موشک از غزه به سمت «اسرائیل» شلیک شده است

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از النشره، آویخای ادرعی سخنگوی ارتش رژیم صهیونیستی به شلیک ۱۹۰ موشک از سمت غزه به سمت اراضی اشغالی اشاره کرد.

    وی تاکید کرد که از صبح سه‌شنبه تاکنون، ۱۹۰ موشک و راکت از غزه به سمت اراضی اشغالی شلیک شده است.

    ادرعی پیشتر به ناکارآمدی سامانه دفاع موشکی گنبد آهنین در دفع این حملات اذعان کرده بود.

    حمله صبح سه‌شنبه رژیم صهیونیستی به منزل مسکونی «بها ابوالعطا» از رهبران جنبش جهاد اسلامی به شهادت وی و همسرش منجر شد. در حمله دیگر رژیم صهیونیستی به منطقه «المزه» دمشق، «معاذ» فرزند «اکرم العجوری» از اعضای دفتر سیاسی جهاد اسلامی به شهادت رسید.

  • از استقلال و پرسپولیس بازیکن می‌خواهیم/ منصوریان خودش شرط گذاشت!

    از استقلال و پرسپولیس بازیکن می‌خواهیم/ منصوریان خودش شرط گذاشت!

    احمد جمشیدی در گفتگو با خبرنگار مهر، به جلسه هیات مدیره باشگاه ذوب آهن که منتج به «ابقای مشروط» علیرضا منصوریان شد پرداخت و تاکید کرد که این باشگاه با جدایی بازیکنانی نظری ارسلان مطهری و دانیال اسماعیلی فر و حضور آنها در تیم هایی چون استقلال و تراکتور موافقت نمی کند.

    مشروح گفتگوی جمشیدی در ادامه می آید:

    * خبرگزاری مهر – سئوالاتم را درباره خبر جدایی ارسلان مطهری و دانیال اسماعیلی فر در نیم فصل از ذوب آهن شروع می کنم. احتمال حضور این دو بازیکن در سایر تیم ها چقدر است؟

    – احمد جمشیدی: اسماعیلی فر و مطهری دو نفر از بهترین بازیکنان ذوب آهن هستند. هیچ تقاضایی برای جذب این بازیکنان به ذوب آهن نرسیده است و نه ما چیزی اعلام کرده ایم. آنها تعهد دارند و باشگاه به این بازیکنان نیاز دارد. چنین خبری صحت ندارد. بازیکنان هم چیزی از جدایی نگفته اند و اگر درخواستی بیاید با آن مخالفت می کنیم.

    * گفته می شود بعضی از باشگاه ها زیر پای این دو بازیکن نشسته اند.

    – همانطور که گفتم بازیکنانمان به باشگاه ذوب آهن تعهد دارند. ما هم از پرسپولیس و استقلال بازیکن می خواهیم؛ آیا باید این کار را بکنیم؟ آیا راهش این است؟ وقتی قرارداد بازیکنان تمام شد آنها مجاز هستند به هر تیمی که می خواهند بروند. از نظر قانونی باشگاه ها حق مذاکره بدون اجازه را ندارند و اگر با بازیکنان ما هم مذاکره ای شده باشد، آنرا از نظر قانونی پیگیری می کنیم.

    * آیا باشگاه ذوب آهن برنامه ای برای درآمدزایی از طریق فروش بازیکنانش ندارد؟

    – فعلا برای نقل و انتقالات تصمیمی نداریم. وضعیتمان طوری است که به همه بازیکنان نیاز داریم و باید از بحران خارج شویم. فکر و ذکرمان این است که تیم به جایگاه بهتری در جدول برسد.

    * جدایی بازیکنان خارجی ذوب آهن در نیم فصل قطعی شده است؟

    – صحبتی در این مورد نمی کنم و کادر فنی باید نظر بدهد. در واقع سرمربی باید صلاح ببیند. اگر تیم امتیاز دلخواه هیات مدیره را کسب کرد و به جایگاه مناسبی رسید، در نیم فصل اقداماتی برای بازیکنان می کنیم.

    * بعد از جلسه هیات مدیره باشگاه اعلام کردید که منصوریان با تعهد و مشروط و حداکثر تا نیم فصل در تیم ماندنی است. یعنی ممکن است تا پیش از پایان نیم فصل منصوریان برکنار شود؟

    – درخواست ما این است که تیم باید امتیازات مشخصی را جمع کند. این را خود آقای منصوریان هم قبول و تاکید کرد که به این امتیازات می رسیم.

    * منصوریان هم سال گذشته و هم امسال سرمربی ذوب آهن بوده است. به نظر شما مشکل کار کجا است که این مربی توانمند تاکنون نتوانسته تیم را از این شرایط خارج کند؟

    – تیم ما درون دروازه متزلزل بوده است. دروازه بان های خوبی داریم ولی امسال جواب ندادند. وضعیت روحی تیم هم مشکل دارد که باید ترمیم شود.

    * چند روز پیش خبرگزاری مهر خبری منتشر کرد مبنی بر مذاکره باشگاه ذوب آهن با یک مربی خارجی. حتی بحث مذاکره با منصور ابراهیم زاده هم مطرح شد.

    – ما هیچ گزینه ای نداریم. هیات مدیره چند جلسه داشته است که آخرین جلسه پنج ساعت طول کشید. توافق مشروط ما با آقای منصوریان این بود که تا نیم فصل با وی ادامه بدهیم.

    * فکر نمی کنید تاکید مدام باشگاه ذوب آهن بر مشروط بودن ادامه همکاری، باعث فشار بیشتر و پایین آمدن وجهه کادر فنی می شود؟

    – خیلی از مسائل درون جلسه هیات مدیره را خود آقای منصوریان مطرح کرد. خود منصوریان گفت که تیم را به فلان جایگاه می رسانم. این نیست که فقط ما شرط گذاشته باشیم. بیشترین شرط ها از سمت منصوریان بود و گفت که ایمان دارم تیم از این شرایط خارج می شود.

    * آیا بحث مالی و توافق برای جدایی منصوریان در صورت نتیجه نگرفتن در جلسه هیات مدیره مطرح شد؟

    – یکسری شروط نباید رسانه ای شود. ما نتایج خوبی نگرفته ایم که باید مشکل حل شود. الان در فاز تغییر سرمربی نیستیم. منصوریان خودش قول داد مشکلات حل می شود.

    * اما دیدار شما با فولاد خوزستان بازی راحتی نیست.

    – ما پنج بازی تا پایان نیم فصل پیش رو داریم که تمام آنها حکم فینال را دارد. باید امتیازات خوبی بگیریم و اگر نیاز است، ترمیم هایی داشته باشیم. توقع ما جایگاه مناسبتری در جدول بود. ان شاءالله در نیم فصل دوم جایگاهی مناسب نام ذوب آهن به دست می آوریم.

    * تقابل تیم ذوب آهن با فولاد و سعید آذری مدیرعامل سابق شما که الان در تیم فولاد مشغول به کار است را چطور ارزیابی می کنید؟

    – ما دنبال رقابت سالم هستیم و ان شاءالله بتوانیم سه امتیاز را هم کسب کنیم.

    * به عنوان سئوال پایانی؛ وضعیت پرونده رضا شکاری به کجا رسید؟

    – ما درخواست گراند داده ایم و منتظریم تا جزئیات رای فیفا به دستمان برسد.

  • لازم نیست ایران دیگر به برجام پایبند باشد

    لازم نیست ایران دیگر به برجام پایبند باشد

    خبرگزاری مهرگروه بین الملل– فاطمه محمدی پور: سیدعباس موسوی سخنگوی وزارت امور خارجه درباره گام چهارم کاهش تعهدات برجام اخیرا گفته است: اروپایی‌ها آن طور که می‌بایست به تعهدات خود عمل نکردند و تمامی کارها و ابتکارات خود را به شرطی نانوشته ولی عینی، به نام نظر مثبت رئیس جمهور آمریکا گره زده‌اند. ما طراحی‌های خود را داشته و سناریوهای لازم را پیش‌بینی کرده‌ایم. درصورت ادامه روند کنونی (یک ماه) و بی‌عملی اروپایی‌ها گام چهارم برداشته خواهد شد.

     موسوی گفت: برای مراحل بعد از گام چهارم نیز برنامه‌ریزی‌های لازم دیده شده و اگر اروپایی‌ها همچنان به بی‌تعهدی خود ادامه دهند و کار را به‌پیش نبرند،‌ بر اساس طراحی‌ها اقدامات متقابل ایران انجام خواهد شد.

     بهروز کمالوندی سخنگوی سازمان انرژی اتمی نیز درباره گام چهارم ایران در کاهش تعهدات هسته‌ای، گفته است که اگر تعهدات ایران در برجام را روی میز قرار دهیم، فقط دو کار دیگر باقی مانده است تا تمام تعهدات ایران برداشته شود و مجددا به شرایط قبل از برجام بازگردیم. اقدام نخست فعال کردن فردو است تا انجام غنی سازی در این سایت ادامه یابد و اقدام دوم نیز افزایش ماشین‌ها است.

     سخنگوی سازمان انرژی اتمی اضافه کرد: وقتی این دو گام دیگر هم برداشته شود، عملا فقط ابعاد نظارتی باقی می‌ماند و در حوزه عملیاتی ایران هیچ تعهد دیگری نخواهد داشت.

     خبرنگار مهر در خصوص گام چهارم کاهش تعهدات برجامی از سوی ایران با پروفسور «رابرت اسمیت» استاد روابط بین الملل دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو گفتگویی تنظیم نموده که در ادامه می‌آید.

     *ارزیابی شما از گام چهارم کاهش تعهدات برجامی ایران چیست؟

    فراتر از افزایش تحریم های شدید علیه ایران، ایالات متحده امریکا در حال حاضر گزینه های کمی علیه ایران دارد. من معتقدم که واشنگتن تلاش می کند نظر قدرت های اروپایی را جهت تحمیل تحریم های اضافی علیه ایران جلب کند و جهت منزوی کردن ایران در سازمان ملل و به طور کلی در جامعه بین المللی تلاش کند.

    *واکنش احتمالی اروپا به گام بعدی کاهش تعهدات برجامی ایران چیست؟

     به باور من  مراحلی که شما به آن اشاره می کنید خط قرمز برای اروپایی ها نیست و اگر منظور شما این است که کاهش تعهدات برجام توسط ایران منجر به اقدامات تنبیهی توسط اروپا می شود باید بگویم که ممکن است تغییرات دیپلماتیکی در رفتار اروپا ایجاد شود.

    *ارزیابی شما از رویکرد آژانس بین المللی انرژی اتمی در قبال ایران با توجه به گزارش اخیر آژانس تحت مدیریت «گروسی» که اعلام رسیدگی بی طرفانه به برنامه هسته ای ایران را دارد چیست؟

    من اظهارات گروسی را اظهارات صادقانه ناشی از نیت او می دانم که خواهان نظارت دقیق بر پایبندی ایران به برجام بوده ضمن اینکه در حال حاضر نیاز نیست ایران به این توافق پایبند باشد زیرا امریکا آنرا نقض نموده و تحریم ها را بار دیگر بر ایران تحمیل نموده است.

  • «تتلو»های بیشتری در راهند/ توده‌های بی شکل «تیغ دو لبه» هستند

    «تتلو»های بیشتری در راهند/ توده‌های بی شکل «تیغ دو لبه» هستند

    به گزارش خبرگزاری مهر، «جامعه توده‌ای» از منظر جامعه‌شناختی در برابر «جامعه مدنی» قرار می‌گیرد؛ بررسی شاخصه‌های این دو نوع جامعه و پیامدهای فرهنگی و سیاسی آنها نیازمند تحلیلی جامعه‌شناختی است. به این بهانه در قالب پرونده «فرهنگ عمومی در جامعه توده‌ای» سراغ «سعید معدنی» جامعه‌شناس و استاد جامعه‌شناسی دانشگاه رفتیم تا تحلیل او را از وضعیت فرهنگی جامعه ایرانی که در سال‌های اخیر به وضوح نشانه‌ها و نمادهای یک جامعه توده‌ای را از خود نشان داده، جویا شویم. این مدرس دانشگاه هم به پیامدهای احتمالی توده‌ای شدن جامعه در عرصه سیاست پرداخته و هم وضعیت فرهنگی در چنین جوامعی را، با تاکید بر جامعه امروز ایران بررسی کرده است.

    پرونده «فرهنگ عمومی در جامعه توده‌ای» با تاکید بر نقد ساختاری رفتارهای توده‌وار و یکدست‌کننده در جامعه ایرانی منتشر می‌شود و بیشتر هم ناظر به سبک زندگی طبقه متوسط شهری در ایران است؛ این نقد می‌تواند حوزه‌های مختلفی را در بربگیرد از حوزه‌های فرهنگ و هنر و دین بگیرید تا سیاست و مسائل اجتماعی و…؛ آنچه برای ما اهمیت داشت فرایندهای یکدست‌ساز و سطحی‌کننده و غیرانتقادی موجود در همه این حوزه‌هاست که در کل از جامعه ما چیزی ساخته که می‌توان آن را به عنوان «جامعه توده‌وار» خوانش کرد. به عنوان یک جامعه‌شناس تا چه حد با این تحلیل از جامعه ایرانی موافقید و مناسباتی که موجب بروز چنین وضعیتی شده از نگاه شما چیست؟

    ما باید جامعه ایران را با در نظر گرفتن تحولاتش در طول تاریخ ببینیم و فهم کنیم. از زمانی که ما وارد فضای موسوم به مدرنیته شدیم و اتفاقاتی که در پس این اتفاق رخ داد، تقریباً جامعه توده‌ای یا توده‌وار هم در ایران به وجود آمد. به‌ نوعی اوج این پدیده را می‌توانیم همزمان با بروز «اصلاحات ارضی» در ایران بدانیم؛ در اصلاحات ارضی، جامعه روستایی متحول شد و کم‌کم جامعه شهری به وجود آمد و بعد جامعه توده‌ای و توده‌وار به طور همزمان با این پدیده شکل گرفت، زیرا وقتی افراد از نهادهای سنتی جدا شوند و نتوانند جذب نهادهای مدرن شوند، یا حداقل نهادهای مدرنی وجود داشته باشد که به افراد شکل بدهد، جامعه وضعیت بی‌شکلی پیدا می‌کند که آن را «جامعه توده‌وار» می‌گویند.

    در گذشته جامعه سنتی در قالب‌ گروه‌های سنتی مثل طایفه و قبیله و گروه‌های ارتباطی مربوط به همان فضا، گروه‌های مذهبی و غیره معنا می‌شدند، ولی وقتی رها می‌شوند و وارد یک جامعه بی‌شکل می‌شوند این وضعیت توده‌وار شکل می‌گیرد. بویژه وقتی چنین تحولاتی در حکومت‌های دیکتاتوری انجام شود، از آنجا که این حکومت‌ها اجازه نمی‌دهند احزاب شکل بگیرند، نهادهای جدید به وجود بیایند و نخبگان فعال شوند، جامعه نمی‌تواند در بستر مدرنیته نهادسازی کند و شکل ثانویه مدرن را به خود بگیرد. به همین خاطر توده‌های بی‌شکل رها هستند و اگرچه حکومت‌ها فکر می‌کنند در مدیریت آن موفق عمل می‌کنند، اما ناخودآگاه احتمال دارد یکی از راه برسد و این افراد و توده‌های بی‌شکل را به شیوه‌ای شکل بدهد که مطلوب همین حکومت‌ها نیست. یعنی اتفاقات سیاسی و اجتماعی سهمگینی به پشتوانه همین توده‌ها شکل بگیرد و حکومت‌ها را با خطر مواجه کند.

    وقتی افراد از نهادهای سنتی جدا شوند و نتوانند جذب نهادهای مدرن شوند، یا حداقل نهادهای مدرنی وجود داشته باشد که به افراد شکل بدهد، جامعه وضعیت بی‌شکلی پیدا می‌کند که آن را «جامعه توده‌وار» می‌گویند

    شما اگر دقت کنید در دهه ۵۰ چنین اتفاقی رخ داد؛ جامعه توده‌وار و بی‌شکل رها شد و این جامعه‌ای بود که در لذایذ موجود در شهرسازی‌های مدرن و مدرنیزاسیون از بالا غرق شده بود؛ شاید صرفا یکسری خواننده‌ و… در آن دوره بودند که جوانان آن زمان دنبالشان می‌رفتند. بعد گروه‌های نخبه تحصیل‌کرده به‌صورت مخفی یا آشکار وارد سازمان‌ها یا ساختارهای جدی و سیاسی شدند تا اینکه یک نسلی یا تیپی از نخبگان به وجود آمد به عنوان تیپ انقلابی مسلمان که نمونه بارزش در بین روحانیت امام خمینی(ره) و… بودند و در غیرروحانی‌ها هم شریعتی و بازرگان و… بودند. اینها توانستند توده بی‌شکل را جذب خودشان کنند و احتمالاً یکی از دلایل مهم انقلاب ۵۷ همین امر بود. در چنین وضعیت کنترل از دست نهادهای حکومت خارج شد و انقلاب شکل گرفت. به عبارت دیگر در آن زمان جامعه‌ بی‌شکل، سیال و رها بود و یک گروه نخبه به وجود آمد و توانستند آنها را به خود جذب کند و انقلاب ۵۷ را رقم بزند.

    الان دوباره احساس می‌کنم ما وارد یک جامعه بی‌شکل شده‌ایم؛  مثلا ما اگر در سال ۵۳، ۷۰ درصد جمعیت روستایی و ۳۰ درصد جمعیت شهری داشتیم، در انقلاب ۵۷، این نسبت تقریبا مساوی شد و ۵۰ به ۵۰ شد. اما الآن چیزی حدود ۷۵ درصد جمعیت شهری داریم و ۲۵ درصد جمعیت روستایی؛ آن هم روستاهایی که دیگر به معنای روستایی سنتی، روستا نیست، بلکه کاملا تغییر کرده‌اند؛ آن‌ها هم همه ابزارهای مدرنی را که در شهرها موجود است دارند و استفاده می‌کنند؛ آنها هم اینترنت و تلگرام و اینستاگرام و توئیتر و باقی امکانات ارتباطی زندگی مدرن را دارند و در حال تجربه آن هستند.

    لذا اگر همان فرض پیشین را در نظر بگیریم، این جامعه‌ای که ۷۸ درصد جمعیتش شهری هستند و نهادهای لازم با اقتضائات زندگی مدرن هم در آن شکل نگرفته، یک جامعه توده‌وار و رها است. این وضعیت می‌تواند برای نهاد حاکم دشواریهایی را ایجاد کند؛ یعنی همانطور که گفتم در عین ‌حال که فقدان گروه‌ها و احزاب قدرتمند شاید برای سیستم وضعیت ظاهراً مناسبی را ایجاد کند، اما از یک منظر خطرناک است. سیلان و توده‌واری افراد در جامعه احتمال خطر را برای حکومت‌ها بالا می‌برد و حکومت باید فکری برای این وضعیت بکند.

    جامعه‌ای که ۷۸ درصد جمعیتش شهری هستند و نهادهای لازم با اقتضائات زندگی مدرن هم در آن شکل نگرفته، یک جامعه توده‌وار و رها است. این وضعیت می‌تواند برای نهاد حاکم دشواریهایی را ایجاد کند

    اما به لحاظ فرهنگی که فکر می‌کنم هدف شما بیشتر بررسی این وجه از موضوع باشد، باید بگویم افراد در جامعه توده‌وار بی‌سر و بی‌لیدر هستند و به همین دلیل هم یک مدت دنبال این سلبریتی‌ می‌روند، مدتی بعد دنبال آن یکی سلبریتی و کاملا سیال و به نوعی سرگردان هستند. مثلاً کسی باور نمی‌کرد روزی کسی مثل «تتلو» بتواند این‌همه فالور داشته باشد. یا مثلا چه کسی تصور می‌کرد که این ماهواره‌هایی که در غرب و کشورهای مختلف فیلم‌ها و قصه‌ها و گفت‌وگوهای سطحی و مبتذل پخش می‌کنند، این‌همه مردم را به دنبال خودشان بکشانند! چرا چنین اتفاقی می‌افتد؟ چون جامعه توده‌وار است و جامعه توده‌وار، جامعه‌ای است که تربیت نشده است.

    به همین خاطر یک فرهنگ سیال و سطحی در جامعه ما شکل گرفته است که مثلاً می‌بینید فلان موضوع سطحی ۲۰ هزار بار لایک می‌خورد یا ۲ میلیون آدم دنبال‌کننده صفحاتی هستند که شدیدا سطحی و حتی مبتذل است. بنابراین من فکر می‌کنم یک بازگشت دوباره‌ای به دهه ۵۰ در شکل نوین خودش در جامعه امروز شکل گرفته است و یک جامعه توده‌وار، بی‌شکل و رهایی در جامعه ایجاد شده است.

    منتقدان رادیکال جوامع جدید معتقدند که خود نظام‌های حاکم و نهاده‌های قدرت هستند که به توده‌ای شدن مردم و جامعه دامن می‌زنند، چون نفعشان در این است، اما تحلیل شما به نوعی است که گویی حکومت اتفاقا یا جریان هژمونیک با توده‌ای شدن جامعه متضرر می‌شود و در موضع خطر قرار می‌گیرد!

    بله، کاملاً درست است.

    حالا سوال اینجاست که آیا در کشور ما این فرایند توده‌ای کردن/شدن جامعه بر مبنای نوعی غفلت رقم خورده یا اتفاقا به‌طور مدیریت‌شده برای همراه کردن توده‌های سطحی در حال شکل‌گیری است؟

    من احساس می‌کنم در اینجا هیچ نوع فکری از قبل وجود ندارد! ولی درعین‌حال سیستم و جریان غالب از این موضوع سود می‌برد. مثلا نهادهای مسلط معتقدند یا فکر می‌کنند که به‌اصطلاح توانسته‌اند جامعه را کنترل کنند و موفق شدند کاری کنند که احزاب و افراد قدرتمند و نخبگان نتوانند گروه‌های اجتماعی و افراد جامعه را به خودشان جذب کنند.

    حکومت‌ها ممکن است فکر کنند که این جامعه سیال و توده‌وار برای‌شان مفید است، ولی درعین‌حال به‌تدریج یک جامعه عقب‌مانده از خود به جا می‌گذارد که در بزنگاه‌ها شدیدا خطرناک هستند

    مثلا من حوادث دی ماه دو سال پیش را در همین راستا می‌بینم؛ یعنی حرکت‌های بی‌سری که در جامعه و شهرهای کوچک اتفاق افتاد و نهادهای حکومتی هم توانستند تا حدودی آن را کنترل کنند. ولی همین حرکت‌های بی‌سر اگر فراگیر شود چه اتفاقی می‌افتد؟! می‌شود مثل عراق کنونی؛ چون در عراق کنونی هم نه رهبری برای این اعتراضات وجود دارد، و نه ایدئولوژی خاصی در کار است. جامعه، جامعه سیالی است و این‌ها می‌توانند در بزنگاه‌ها، خسارت بسیاری به حکومت‌ها وارد کنند؛ یعنی اگر چه شاید اینها نتوانند حکومت‌ها را سرنگون کنند، ولی می‌توانند به جامعه آسیب‌های زیادی بزنند و مثلا اقتصاد و امنیت جامعه را به شدت تضعیف کنند و یا روند رو به رشد جامعه را متوقف کنند.

    بنابراین اشاره کردم حکومت‌ها ممکن است فکر کنند که این جامعه سیال و توده‌وار برای‌شان مفید است، ولی درعین‌حال به‌تدریج یک جامعه عقب‌مانده از خود به جا می‌گذارد که در بزنگاه‌ها شدیداً خطرناک هستند.

    یعنی یک تیغ دو لبه است!

    همین‌طور است؛ اگر دقت کرده باشید در چنین جوامعی نخبگان در اقلیت هستند و به جای آن سلبریتی‌ها تبدیل به رهبرانی عوام‌زده می‌شوند. به‌نوعی سلبریتی‌ها تبدیل به نخبگان جامعه می‌شوند که فقط ظاهراً نخبه هستند، و در باطن خودشان شدیداً عوام‌زده‌اند. اما به هر حال این سلبریتی‌ها در یک جامعه توده‌وار بُرد و تاثیر بیشتری نسبت به نخبگان واقعی و فرهیختگان اهل فکر پیدا می‌کنند. ممکن است حکومت فکر کند که با این شیوه جامعه قابل‌کنترل است و می‌تواند توده‌ها را کنترل کند. ولی در بزنگاه‌های مهمی خود این وضعیت کاملا به ضررش تمام می‌شود! مثل دوره شاه که کنترل توده‌ها از دست رژیم خارج می‌شود یا مثل سرنگونی صدام که باز کنترل از دست رژیم حاکم خارج شد.

    در این وضعیت تحلیل شما در خصوص فعالیت‌های مطلوب اهالی فرهنگ و رسانه چیست؟ یعنی اهل فرهنگ و هنر و رسانه و حتی دانشگاهیان چطور می‌توانند از توده‌ای شدن بیشتر جامعه ایرانی جلوگیری کنند یا آن را به سمت ساختارهایی ببرند که این توده‌واری نفی شود؟

    به طبع، اگر امکانات فرهنگی و رسانه‌ای دست حاکمان و جریان‌های مسلط باشد، افرادی که شما نام بردید (اعم از اهل فرهنگ و هنر و رسانه و…) کمتر می‌توانند فراورده‌های فرهنگی خودشان را نشان دهند و با آنها بر جریان غالب تاثیر بگذارند. اما اینطور هم نیست که کاملاً بی‌دست‌وپا یا دست‌وپا بسته باشند. این‌ها هم همین امروز دارند کار خودشان را انجام می‌دهند، اما به هر حال تاثیرشان شاید چندان زیاد نباشد.

    می‌دانید، مسئله این است که در جامعه‌ای که رسانه‌ها و صداوسیما در دست حاکمیت است، بخش اعظمی از همین نخبگان نمی‌توانند وارد این سیستم رسانه‌ای بشوند و از طریق آن بتوانند کارهای هنری و فرهنگی خود را معرفی کنند و تاثیرات مثبتی بر توده‌ها بگذارند. ولی باز این‌ها دارند فعالیت خود را انجام می‌دهند یعنی از طریق نوشتن کتاب و یا در حوزه سینما و… کارهای خود را پیش می‌برند و من معتقدم ناخودآگاه و به تدریج مسائل مثبت فرهنگی پیش می‌رود؛ مثلا من فکر نمی‌کردن که صدا و سیما هیچ وقت فیلمی مانند «ورود آقایان ممنوع» را پخش کند، ولی دیدیم که پخش شد. این نشان می‌دهد که فعالیت‌های فرهنگی و هنری آرام آرام تاثیر می‌گذارند و راه خود را هم باز می‌کنند. یعنی کسانی که واقعا نخبه و فرهنگی هستند راه‌هایی برای بیان اظهارنظرها و راه‌حل‌های پیشنهادی خودشان پیدا می‌کنند و اینها هم تاثیرات خود را می‌گذارد.

    در چنین جوامعی نخبگان در اقلیت هستند و به جای آن سلبریتی‌ها تبدیل به رهبرانی عوام‌زده می‌شوند… این سلبریتی‌ها در یک جامعه توده‌وار بُرد و تاثیر بیشتری نسبت به نخبگان واقعی و فرهیختگان اهل فکر پیدا می‌کنند

    احساس می‌کنم این نوع فرهنگ‌سازی‌ها را همین نخبگان انجام می‌دهند و ناخودآگاه و به طور ضمنی دارند کار خود را پیش می‌برند؛ اما این تدریجی است و به‌اصطلاح در یک فرایند طولانی‌مدت اثربخش خواهد بود. پس به این ترتیب، اگرچه ممکن است نخبگان و اهالی فرهنگ محروم از ابزارهای مهم رسانه‌ای باشند، اما در از طریق روزنه‌هایی که وجود دارد، دارند کار خود را پیش می‌برند

    اگر بخواهیم کمی چالش به این موضوع ورود پیدا کنیم، عرض می‌کنم که تصور حقیر در خصوص همین فعالیت‌های فرهنگی و هنری که شما به بخشی از آنها اشاره کردید تا نمونه‌هایی برای نفی توده‌واری از جامعه را مورد اشاره قرار بدهید، این است که در خود نمونه‌ها و مثال‌هایی از این دست، رد پایی از توده‌ای کردن مضاعف جامعه دیده می‌شود! به این معنا که چنین تولیدات فرهنگی و هنری یا اقدامات اجتماعی، به نوعی پرت کردن ذهن مخاطب از مسائل اصلی‌تر و بنیادی‌تر است و با برساخت نوعی جذابیت برای موضوعات فرعی تلاش می‌کند توده‌ها را به این‌سو و آن‌سو بکشاند و باز به روحیه تقلید توده‌ها از سلبریتی‌ها دامن می‌زند.

    شکی در این نیست. اصلاً ۱۰۰ درصد همین است و در این مقطع نخواستم وارد این موضوع بشوم. اتفاقا ما در همان‌جا هم تشکل و احزاب فرهنگی و لیدرهای فکری و فرهنگی نداریم و نتیجه‌اش همین چیزی می‌شود که شما گفتید.

    عرضم این است که اهالی فرهنگ هم خودشان به چند قسم تقسیم می‌شوند؛ ما اهل فرهنگ و هنر توده‌وار هم داریم که اتفاقا به توده‌ای شدن جامعه دامن می‌زنند. نمونه بارز آن تتلو است. آن‌ها هم بی‌شکل هستند و لیدر ندارند و احتمال زیادی دارد که عوام‌زدگی را بیشتر کنند. پس لازم است اینجا موضوع را تفکیک کنیم. یکی اینکه خود جریان‌ها و نهادهای مسلط دارند از طریق رسانه و غیره تبلیغ می‌کند که درباره آن صحبت کردیم. ولی خارج از این سیستم، بقیه افرادی که فعالیت می‌کنند، لزوماً نخبگان فرهنگی مثبت نیستند. ممکن است نخبه فرهنگی باشند، اما نخبه لزوماً به مفهوم خوب بودن نیست. مثلا ممکن است ما دزد و قاچاقچی نخبه داشته باشیم! در جامعه‌شناسی گفته می‌شود که نخبگان لزوماً افراد خوبی نیستند مثلاً «هیتلر» هم در جایگاه خودش یک نخبه است!

    پس کسانی که این‌طرف قضیه هستند، لزوماً آدم‌های متعهد یا فرهنگ‌ساز و مثبتی نیستند و احتمال دارد فرهنگ‌سازان منفی برای جامعه باشند. از طرف دیگر دسته دومی هم هستند که در راستای ایجاد آثار فاخر گام برمی‌دارند، نه اینکه همان عوام‌زدگی را به‌نوعی غیرحکومتی پیش ببرند.

    پس قبول دارید که معتقدید در جریان‌های فرهنگی، هنری امروز، مثلا کسانی که حجم بالایی از آثار کمدی که بهتر است با عنوان «لودگی» نامیده شوند را تولید می‌کنند در حال بازتولید همان توده‌گرایی هستند که گاه به دلیل وجود ساختارهای توده‌ساز نهادهای حاکمیتی در برابر آنها ژست اپوزیسیونی می‌گیرند؟

    بله، صد درصد. اصلاً این جوک‌ها و طنزهایی که می‌بینیم، حتی برخی شبکه‌های ماهواره‌ای که از خارج پخش می‌شود هم همین هستند؛ یعنی به‌نوعی دارند سطحی‌گرایی و عوام‌زدگی را تبلیغ و ترویج می‌کنند. شکی در این نیست.

  • تتلوهای بیشتری در راهند/ توده‌های بی شکل «تیغ دو لبه» هستند

    تتلوهای بیشتری در راهند/ توده‌های بی شکل «تیغ دو لبه» هستند

    به گزارش خبرگزاری مهر، «جامعه توده‌ای» از منظر جامعه‌شناختی در برابر «جامعه مدنی» قرار می‌گیرد؛ بررسی شاخصه‌های این دو نوع جامعه و پیامدهای فرهنگی و سیاسی آنها نیازمند تحلیلی جامعه‌شناختی است. به این بهانه در قالب پرونده «فرهنگ عمومی در جامعه توده‌ای» سراغ «سعید معدنی» جامعه‌شناس و استاد جامعه‌شناسی دانشگاه رفتیم تا تحلیل او را از وضعیت فرهنگی جامعه ایرانی که در سال‌های اخیر به وضوح نشانه‌ها و نمادهای یک جامعه توده‌ای را از خود نشان داده، جویا شویم. این مدرس دانشگاه هم به پیامدهای احتمالی توده‌ای شدن جامعه در عرصه سیاست پرداخته و هم وضعیت فرهنگی در چنین جوامعی را، با تاکید بر جامعه امروز ایران بررسی کرده است.

    پرونده «فرهنگ عمومی در جامعه توده‌ای» با تاکید بر نقد ساختاری رفتارهای توده‌وار و یکدست‌کننده در جامعه ایرانی منتشر می‌شود و بیشتر هم ناظر به سبک زندگی طبقه متوسط شهری در ایران است؛ این نقد می‌تواند حوزه‌های مختلفی را در بربگیرد از حوزه‌های فرهنگ و هنر و دین بگیرید تا سیاست و مسائل اجتماعی و…؛ آنچه برای ما اهمیت داشت فرایندهای یکدست‌ساز و سطحی‌کننده و غیرانتقادی موجود در همه این حوزه‌هاست که در کل از جامعه ما چیزی ساخته که می‌توان آن را به عنوان «جامعه توده‌وار» خوانش کرد. به عنوان یک جامعه‌شناس تا چه حد با این تحلیل از جامعه ایرانی موافقید و مناسباتی که موجب بروز چنین وضعیتی شده از نگاه شما چیست؟

    ما باید جامعه ایران را با در نظر گرفتن تحولاتش در طول تاریخ ببینیم و فهم کنیم. از زمانی که ما وارد فضای موسوم به مدرنیته شدیم و اتفاقاتی که در پس این اتفاق رخ داد، تقریباً جامعه توده‌ای یا توده‌وار هم در ایران به وجود آمد. به‌ نوعی اوج این پدیده را می‌توانیم همزمان با بروز «اصلاحات ارضی» در ایران بدانیم؛ در اصلاحات ارضی، جامعه روستایی متحول شد و کم‌کم جامعه شهری به وجود آمد و بعد جامعه توده‌ای و توده‌وار به طور همزمان با این پدیده شکل گرفت، زیرا وقتی افراد از نهادهای سنتی جدا شوند و نتوانند جذب نهادهای مدرن شوند، یا حداقل نهادهای مدرنی وجود داشته باشد که به افراد شکل بدهد، جامعه وضعیت بی‌شکلی پیدا می‌کند که آن را «جامعه توده‌وار» می‌گویند.

    در گذشته جامعه سنتی در قالب‌ گروه‌های سنتی مثل طایفه و قبیله و گروه‌های ارتباطی مربوط به همان فضا، گروه‌های مذهبی و غیره معنا می‌شدند، ولی وقتی رها می‌شوند و وارد یک جامعه بی‌شکل می‌شوند این وضعیت توده‌وار شکل می‌گیرد. بویژه وقتی چنین تحولاتی در حکومت‌های دیکتاتوری انجام شود، از آنجا که این حکومت‌ها اجازه نمی‌دهند احزاب شکل بگیرند، نهادهای جدید به وجود بیایند و نخبگان فعال شوند، جامعه نمی‌تواند در بستر مدرنیته نهادسازی کند و شکل ثانویه مدرن را به خود بگیرد. به همین خاطر توده‌های بی‌شکل رها هستند و اگرچه حکومت‌ها فکر می‌کنند در مدیریت آن موفق عمل می‌کنند، اما ناخودآگاه احتمال دارد یکی از راه برسد و این افراد و توده‌های بی‌شکل را به شیوه‌ای شکل بدهد که مطلوب همین حکومت‌ها نیست. یعنی اتفاقات سیاسی و اجتماعی سهمگینی به پشتوانه همین توده‌ها شکل بگیرد و حکومت‌ها را با خطر مواجه کند.

    وقتی افراد از نهادهای سنتی جدا شوند و نتوانند جذب نهادهای مدرن شوند، یا حداقل نهادهای مدرنی وجود داشته باشد که به افراد شکل بدهد، جامعه وضعیت بی‌شکلی پیدا می‌کند که آن را «جامعه توده‌وار» می‌گویند

    شما اگر دقت کنید در دهه ۵۰ چنین اتفاقی رخ داد؛ جامعه توده‌وار و بی‌شکل رها شد و این جامعه‌ای بود که در لذایذ موجود در شهرسازی‌های مدرن و مدرن‌یزاسیون از بالا غرق شده بود؛ شاید صرفا یکسری خواننده‌ و… در آن دوره بودند که جوانان آن زمان دنبالشان می‌رفتند. بعد گروه‌های نخبه تحصیل‌کرده به‌صورت مخفی یا آشکار وارد سازمان‌ها یا ساختارهای جدی و سیاسی شدند تا اینکه یک نسلی یا تیپی از نخبگان به وجود آمد به عنوان تیپ انقلابی مسلمان که نمونه بارزش در بین روحانیت امام خمینی(ره) و… بودند و در غیرروحانی‌ها هم شریعتی و بازرگان و… بودند. اینها توانستند توده بی‌شکل را جذب خودشان کنند و احتمالاً یکی از دلایل مهم انقلاب ۵۷ همین امر بود. در چنین وضعیت کنترل از دست نهادهای حکومت خارج شد و انقلاب شکل گرفت. به عبارت دیگر در آن زمان جامعه‌ بی‌شکل، سیال و رها بود و یک گروه نخبه به وجود آمد و توانستند آنها را به خود جذب کند و انقلاب ۵۷ را رقم بزند.

    الان دوباره احساس می‌کنم ما وارد یک جامعه بی‌شکل شده‌ایم؛  مثلا ما اگر در سال ۵۳، ۷۰ درصد جمعیت روستایی و ۳۰ درصد جمعیت شهری داشتیم، در انقلاب ۵۷، این نسبت تقریبا مساوی شد و ۵۰ به ۵۰ شد. اما الآن چیزی حدود ۷۵ درصد جمعیت شهری داریم و ۲۵ درصد جمعیت روستایی؛ آن هم روستاهایی که دیگر به معنای روستایی سنتی، روستا نیست، بلکه کاملا تغییر کرده‌اند؛ آن‌ها هم همه ابزارهای مدرنی را که در شهرها موجود است دارند و استفاده می‌کنند؛ آنها هم اینترنت و تلگرام و اینستاگرام و توئیتر و باقی امکانات ارتباطی زندگی مدرن را دارند و در حال تجربه آن هستند.

    لذا اگر همان فرض پیشین را در نظر بگیریم، این جامعه‌ای که ۷۸ درصد جمعیتش شهری هستند و نهادهای لازم با اقتضائات زندگی مدرن هم در آن شکل نگرفته، یک جامعه توده‌وار و رها است. این وضعیت می‌تواند برای نهاد حاکم دشواریهایی را ایجاد کند؛ یعنی همانطور که گفتم در عین ‌حال که فقدان گروه‌ها و احزاب قدرتمند شاید برای سیستم وضعیت ظاهراً مناسبی را ایجاد کند، اما از یک منظر خطرناک است. سیلان و توده‌واری افراد در جامعه احتمال خطر را برای حکومت‌ها بالا می‌برد و حکومت باید فکری برای این وضعیت بکند.

    جامعه‌ای که ۷۸ درصد جمعیتش شهری هستند و نهادهای لازم با اقتضائات زندگی مدرن هم در آن شکل نگرفته، یک جامعه توده‌وار و رها است. این وضعیت می‌تواند برای نهاد حاکم دشواریهایی را ایجاد کند

    اما به لحاظ فرهنگی که فکر می‌کنم هدف شما بیشتر بررسی این وجه از موضوع باشد، باید بگویم افراد در جامعه توده‌وار بی‌سر و بی‌لیدر هستند و به همین دلیل هم یک مدت دنبال این سلبریتی‌ می‌روند، مدتی بعد دنبال آن یکی سلبریتی و کاملا سیال و به نوعی سرگردان هستند. مثلاً کسی باور نمی‌کرد روزی کسی مثل «تتلو» بتواند این‌همه فالور داشته باشد. یا مثلا چه کسی تصور می‌کرد که این ماهواره‌هایی که در غرب و کشورهای مختلف فیلم‌ها و قصه‌ها و گفت‌وگوهای سطحی و مبتذل پخش می‌کنند، این‌همه مردم را به دنبال خودشان بکشانند! چرا چنین اتفاقی می‌افتد؟ چون جامعه توده‌وار است و جامعه توده‌وار، جامعه‌ای است که تربیت نشده است.

    به همین خاطر یک فرهنگ سیال و سطحی در جامعه ما شکل گرفته است که مثلاً می‌بینید فلان موضوع سطحی ۲۰ هزار بار لایک می‌خورد یا ۲ میلیون آدم دنبال‌کننده صفحاتی هستند که شدیدا سطحی و حتی مبتذل است. بنابراین من فکر می‌کنم یک بازگشت دوباره‌ای به دهه ۵۰ در شکل نوین خودش در جامعه امروز شکل گرفته است و یک جامعه توده‌وار، بی‌شکل و رهایی در جامعه ایجاد شده است.

    منتقدان رادیکال جوامع جدید معتقدند که خود نظام‌های حاکم و نهاده‌های قدرت هستند که به توده‌ای شدن مردم و جامعه دامن می‌زنند، چون نفعشان در این است، اما تحلیل شما به نوعی است که گویی حکومت اتفاقا یا جریان هژمونیک با توده‌ای شدن جامعه متضرر می‌شود و در موضع خطر قرار می‌گیرد!

    بله، کاملاً درست است.

    حالا سوال اینجاست که آیا در کشور ما این فرایند توده‌ای کردن/شدن جامعه بر مبنای نوعی غفلت رقم خورده یا اتفاقا به‌طور مدیریت‌شده برای همراه کردن توده‌های سطحی در حال شکل‌گیری است؟

    من احساس می‌کنم در اینجا هیچ نوع فکری از قبل وجود ندارد! ولی درعین‌حال سیستم و جریان غالب از این موضوع سود می‌برد. مثلا نهادهای مسلط معتقدند یا فکر می‌کنند که به‌اصطلاح توانسته‌اند جامعه را کنترل کنند و موفق شدند کاری کنند که احزاب و افراد قدرتمند و نخبگان نتوانند گروه‌های اجتماعی و افراد جامعه را به خودشان جذب کنند.

    حکومت‌ها ممکن است فکر کنند که این جامعه سیال و توده‌وار برای‌شان مفید است، ولی درعین‌حال به‌تدریج یک جامعه عقب‌مانده از خود به جا می‌گذارد که در بزرنگاه‌ها شدیدا خطرناک هستند

    مثلا من حوادث دی ماه دو سال پیش را در همین راستا می‌بینم؛ یعنی حرکت‌های بی‌سری که در جامعه و شهرهای کوچک اتفاق افتاد و نهادهای حکومتی هم توانستند تا حدودی آن را کنترل کنند. ولی همین حرکت‌های بی‌سر اگر فراگیر شود چه اتفاقی می‌افتد؟! می‌شود مثل عراق کنونی؛ چون در عراق کنونی هم نه رهبری برای این اعتراضات وجود دارد، و نه ایدئولوژی خاصی در کار است. جامعه، جامعه سیالی است و این‌ها می‌توانند در بزنگاه‌ها، خسارت بسیاری به حکومت‌ها وارد کنند؛ یعنی اگر چه شاید اینها نتوانند حکومت‌ها را سرنگون کنند، ولی می‌توانند به جامعه آسیب‌های زیادی بزنند و مثلا اقتصاد و امنیت جامعه را به شدت تضعیف کنند و یا روند رو به رشد جامعه را متوقف کنند.

    بنابراین اشاره کردم حکومت‌ها ممکن است فکر کنند که این جامعه سیال و توده‌وار برای‌شان مفید است، ولی درعین‌حال به‌تدریج یک جامعه عقب‌مانده از خود به جا می‌گذارد که در بزرنگاه‌ها شدیداً خطرناک هستند.

    یعنی یک تیغ دو لبه است!

    همین‌طور است؛ اگر دقت کرده باشید در چنین جوامعی نخبگان در اقلیت هستند و به جای آن سلبریتی‌ها تبدیل به رهبرانی عوام‌زده می‌شوند. به‌نوعی سلبریتی‌ها تبدیل به نخبگان جامعه می‌شوند که فقط ظاهراً نخبه هستند، و در باطن خودشان شدیداً عوام‌زده‌اند. اما به هر حال این سلبریتی‌ها در یک جامعه توده‌وار بُرد و تاثیر بیشتری نسبت به نخبگان واقعی و فرهیختگان اهل فکر پیدا می‌کنند. ممکن است حکومت فکر کند که با این شیوه جامعه قابل‌کنترل است و می‌تواند توده‌ها را کنترل کند. ولی در بزنگاه‌های مهمی خود این وضعیت کاملا به ضررش تمام می‌شود! مثل دوره شاه که کنترل توده‌ها از دست رژیم خارج می‌شود یا مثل سرنگونی صدام که باز کنترل از دست رژیم حاکم خارج شد.

    در این وضعیت تحلیل شما در خصوص فعالیت‌های مطلوب اهالی فرهنگ و رسانه چیست؟ یعنی اهل فرهنگ و هنر و رسانه و حتی دانشگاهیان چطور می‌توانند از توده‌ای شدن بیشتر جامعه ایرانی جلوگیری کنند یا آن را به سمت ساختارهایی ببرند که این توده‌واری نفی شود؟

    به طبع، اگر امکانات فرهنگی و رسانه‌ای دست حاکمان و جریان‌های مسلط باشد، افرادی که شما نام بردید (اعم از اهل فرهنگ و هنر و رسانه و…) کمتر می‌توانند فراورده‌های فرهنگی خودشان را نشان دهند و با آنها بر جریان غالب تاثیر بگذارند. اما اینطور هم نیست که کاملاً بی‌دست‌وپا یا دست‌وپا بسته باشند. این‌ها هم همین امروز دارند کار خودشان را انجام می‌دهند، اما به هر حال تاثیرشان شاید چندان زیاد نباشد.

    می‌دانید، مسئله این است که در جامعه‌ای که رسانه‌ها و صداوسیما در دست حاکمیت است، بخش اعظمی از همین نخبگان نمی‌توانند وارد این سیستم رسانه‌ای بشوند و از طریق آن بتوانند کارهای هنری و فرهنگی خود را معرفی کنند و تاثیرات مثبتی بر توده‌ها بگذارند. ولی باز این‌ها دارند فعالیت خود را انجام می‌دهند یعنی از طریق نوشتن کتاب و یا در حوزه سینما و… کارهای خود را پیش می‌برند و من معتقدم ناخودآگاه و به تدریج مسائل مثبت فرهنگی پیش می‌رود؛ مثلا من فکر نمی‌کردن که صدا و سیما هیچ وقت فیلمی مانند «ورود آقایان ممنوع» را پخش کند، ولی دیدیم که پخش شد. این نشان می‌دهد که فعالیت‌های فرهنگی و هنری آرام آرام تاثیر می‌گذارند و راه خود را هم باز می‌کنند. یعنی کسانی که واقعا نخبه و فرهنگی هستند راه‌هایی برای بیان اظهارنظرها و راه‌حل‌های پیشنهادی خودشان پیدا می‌کنند و اینها هم تاثیرات خود را می‌گذارد.

    در چنین جوامعی نخبگان در اقلیت هستند و به جای آن سلبریتی‌ها تبدیل به رهبرانی عوام‌زده می‌شوند… این سلبریتی‌ها در یک جامعه توده‌وار بُرد و تاثیر بیشتری نسبت به نخبگان واقعی و فرهیختگان اهل فکر پیدا می‌کنند

    احساس می‌کنم این نوع فرهنگ‌سازی‌ها را همین نخبگان انجام می‌دهند و ناخودآگاه و به طور ضمنی دارند کار خود را پیش می‌برند؛ اما این تدریجی است و به‌اصطلاح در یک فرایند طولانی‌مدت اثربخش خواهد بود. پس به این ترتیب، اگرچه ممکن است نخبگان و اهالی فرهنگ محروم از ابزارهای مهم رسانه‌ای باشند، اما در از طریق روزنه‌هایی که وجود دارد، دارند کار خود را پیش می‌برند

    اگر بخواهیم کمی چالش به این موضوع ورود پیدا کنیم، عرض می‌کنم که تصور حقیر در خصوص همین فعالیت‌های فرهنگی و هنری که شما به بخشی از آنها اشاره کردید تا نمونه‌هایی برای نفی توده‌واری از جامعه را مورد اشاره قرار بدهید، این است که در خود نمونه‌ها و مثال‌هایی از این دست، رد پایی از توده‌ای کردن مضاعف جامعه دیده می‌شود! به این معنا که چنین تولیدات فرهنگی و هنری یا اقدامات اجتماعی، به نوعی پرت کردن ذهن مخاطب از مسائل اصلی‌تر و بنیادی‌تر است و با برساخت نوعی جذابیت برای موضوعات فرعی تلاش می‌کند توده‌ها را به این‌سو و آن‌سو بکشاند و باز به روحیه تقلید توده‌ها از سلبریتی‌ها دامن می‌زند.

    شکی در این نیست. اصلاً ۱۰۰ درصد همین است و در این مقطع نخواستم وارد این موضوع بشوم. اتفاقا ما در همان‌جا هم تشکل و احزاب فرهنگی و لیدرهای فکری و فرهنگی نداریم و نتیجه‌اش همین چیزی می‌شود که شما گفتید.

    عرضم این است که اهالی فرهنگ هم خودشان به چند قسم تقسیم می‌شوند؛ ما اهل فرهنگ و هنر توده‌وار هم داریم که اتفاقا به توده‌ای شدن جامعه دامن می‌زنند. نمونه بارز آن تتلو است. آن‌ها هم بی‌شکل هستند و لیدر ندارند و احتمال زیادی دارد که عوام‌زدگی را بیشتر کنند. پس لازم است اینجا موضوع را تفکیک کنیم. یکی اینکه خود جریان‌ها و نهادهای مسلط دارند از طریق رسانه و غیره تبلیغ می‌کند که درباره آن صحبت کردیم. ولی خارج از این سیستم، بقیه افرادی که فعالیت می‌کنند، لزوماً نخبگان فرهنگی مثبت نیستند. ممکن است نخبه فرهنگی باشند، اما نخبه لزوماً به مفهوم خوب بودن نیست. مثلا ممکن است ما دزد و قاچاقچی نخبه داشته باشیم! در جامعه‌شناسی گفته می‌شود که نخبگان لزوماً افراد خوبی نیستند مثلاً «هیتلر» هم در جایگاه خودش یک نخبه است!

    پس کسانی که این‌طرف قضیه هستند، لزوماً آدم‌های متعهد یا فرهنگ‌ساز و مثبتی نیستند و احتمال دارد فرهنگ‌سازان منفی برای جامعه باشند. از طرف دیگر دسته دومی هم هستند که در راستای ایجاد آثار فاخر گام برمی‌دارند، نه اینکه همان عوام‌زدگی را به‌نوعی غیرحکومتی پیش ببرند.

    پس قبول دارید که معتقدید در جریان‌های فرهنگی، هنری امروز، مثلا کسانی که حجم بالایی از آثار کمدی که بهتر است با عنوان «لودگی» نامیده شوند را تولید می‌کنند در حال بازتولید همان توده‌گرایی هستند که گاه به دلیل وجود ساختارهای توده‌ساز نهادهای حاکمیتی در برابر آنها ژست اپوزیسیونی می‌گیرند؟

    بله، صد درصد. اصلاً این جوک‌ها و طنزهایی که می‌بینیم، حتی برخی شبکه‌های ماهواره‌ای که از خارج پخش می‌شود هم همین هستند؛ یعنی به‌نوعی دارند سطحی‌گرایی و عوام‌زدگی را تبلیغ و ترویج می‌کنند. شکی در این نیست.

  • کریمی اصفهانی به شورای وحدت: به سمت سهم دادن به پایداری‌ها نروید

    کریمی اصفهانی به شورای وحدت: به سمت سهم دادن به پایداری‌ها نروید

    به گزارش خبرآنلاین، یک روز پس از آغاز به کار ستاد انتخابات کشور برای یازدهمین دوره انتخابات مجلی شورای اسلامی، «شورای ائتلاف نیروهای انقلاب اسلامی» یا همان شورای وحدت اصولگرایان رسما اعلام موجودیت کرد تا به فعالیت‌های انتخاباتی اصولگرایان رسمیت بدهد و کلید آغاز به کار رسمی خود را بزند.

    حضور جوانان و زنان در میان اعضای ائتلاف از نکات مهم بیانیه منتشر شده بود. به ادعای این بیانیه نیمی از اعضای آن را تشکیل می‌دهد. نفی سهمیه بندی برای تشکل‌ها و جریان‌های سیاسی اصولگرا هم بند دیگری از این بیانیه بود. سهم بندی که در چند دوره اخیر محور اختلافات در بین اصولگرایان شده بود.

    کریمی اصفهانی از چهره‌های اصولگرا البته نفی سهیمه‌بندی را یک شعار می‌داند و معتقد است که باید منتظر بود تا ببینیم در عمل اصولگرایان به نفی سهیمه‌بندی چقدر پایبند خواهند بود.

    درباره بیانیه «شورای ائتلاف نیروهای انقلاب اسلامی» با احمد کریمی اصفهانی گفتگو کردیم که آن را در ادامه می‌خوانید:

    **********

    * آقای کریمی اصفهانی! «شورای ائتلاف نیروهای انقلاب اسلامی» رسما اعلام موجودیت کرد و  بیانیه‌ای منتشر کرد، این یعنی ائتلاف اصولگرایان دیگر به صورت رسمی کار خود را آغاز کرده است، با توجه به اینکه بیشتر اختلاف‌ها در سازوکارهای انتخاباتی در مرحله چینش هیئت‌های اجرایی و تصمیم گیری در مورد کاندیداها رخ می دهد، پیش بینی شما از نحوه چینش هیئت‌های اجرایی چیست و …

    من چون جز شورا نیستم در جریان هم نیستم. اینکه دعوایی پیش بیاید، مشخص نیست، چون تازه کار را شروع کردند.

    باید دید اصولگرایان در عمل هم سهم خواهی نخواهند کرد یا فقط شعار است

    * از اصول محوری این ائتلاف نفی سهمیه‌بندی برای جریان‌ها و تشکل‌های سیاسی است، به نظر شما این اتفاق در عمل می‌افتد که در میان اصولگرایان دیگر خبری از سهمیه بندی نباشد؟

    البته اگر چنین اتفاقی بیفتد و با این ساز و کار پیش بروند که به جای سهم‌خواهی، شایسته سالاری را ملاک عمل قرار دهند، این بهترین کار خواهد بود، اما باید در عمل این گفته‌ها درک شود. اینکه در شعار بگویند این کار را می‌کنند و سهم‌خواهی نخواهند داشت، درست نیست. یکی از آفت‌های گروه‌های سیاسی همین سهم‌خواهی است. اگر در بیان بگویند که خواهان سهم‌خواهی نیستند، اما در عمل اینگونه نباشد، طبیعی است آن نتیجه‌ای که از وحدت می‌خواهند بگیرند، به دست نمی‌آید.

    انتخاب کاندیداها باید مبتنی بر شاخص های مشخص باشد

    باید ساز و کار رسیدن به وحدت و شایسته سالاری از قبل تدارک دیده شود و بر اساس شاخص‌های از پیش تعیین شده، دست به تعیین کاندیدا بزنند. به نظر می‌رسد که در این رابطه شایسته سالاری با اقتضاء زمان هم دخیل باشد.

    کاندیداها باید با نگاه اقتصادی انتخاب شوند

    به نظر من در حال حاضر با توجه به مشکلاتی که در جامعه داریم، نماینده‌ای برای مجلس می‌خواهیم که از مسائل اقتصادی اطلاعات خوبی داشته باشد. چون کشور ما در زمینه‌های مختلف در مرحله خوبی است، معضل امروز ما مسائل اقتصادی است. گوش شنوایی در مورد مسائل اقتصادی در مجلس و دولت‌ وجود  ندارد. از نظر من یکی از معیارهای شایسته سالاری با اقتضاء زمان همین مسئله اقتصادی است. من نمی‌دانم که این مجموعه تا چه حد به مسئله اقتصادی توجه کرده است.

    وزن اقتصاددان ها باید در لیست اصولگرایان بیشتر باشد

    * یعنی نظر شما این است که وزن اقتصاددان‌ها در لیست اصولگریان باید بیشتر باشد؟

    بله، البته تنها نباید به اقتصاددان‌های تئوری تکیه کنند، به هر حال اینگونه نبوده است که مجلس از اقتصاددان‌ها تهی باشد، اما جای اقتصاددان‌های تجربی که دستی بر آتش داشتند، خالی است. آنها می‌توانند شرایط اقتصاد را درک کنند. از لابه‌لای کتاب نمی‌توان اقتصاد را درک کرد و باید به تجربه تکیه کرد.

    شورای ائتلاف دغدغه اقتصاد ندارد

    * فکر می‌کنید که شورای ائتلاف هم این دغدغه را داشته باشد؟

     من براساس شنیده‌هایم این دغدغه را احساس نکردم و اگر این کار نکنند به بیراهه رفته‌اند.

    * یعنی شما این شعارهایی که تا به حال در مورد مسائل اقتصادی بیان شده است را در حد شعار می‌دانید نه اینکه برنامه عملیاتی برای آن وجود داشته باشد.

    بله، باید خواسته مقام معظم رهبری در مورد توجه به مسائل اقتصادی عملیاتی شود. کسانی باید وارد شوند که اعتقاد به این کار داشته باشند، صرفا بیان اینکه من اقتصاددان هستم کافی نیست. یکی از مسائلی که کشور را دچار مشکل کرده است همین ندانم کاری در بحث اقتصادی است که کار را به اهلش نسپرده‌اند.

    جوانانی وارد لیست شوند که باتجربه و پرانرژی باشند

    * بخشی از این بیانیه بر این تاکید دارد که نیمی از افراد حاضر در ائتلاف، جوانان و زنان هستند، شما فکر می‌کنید که در عمل هم این اتفاق بیفتد و در لیست‌هایی که بسته می‌شود باید منتظر حضور زنان و جوانان اصولگرا باشیم؟

    جوانی که انباشته از تجارب و با انرژی خوب وارد شود خوب است، اما اگر جوانی انرژی و تجربه کافی را نداشته باشد،فایده‌ای ندارد، صحبت‌های رهبری هم ناظر بر کسانی است که جوان فکر می‌کنند و قدرت و علم دارند و نسبت به انقلاب دلبستگی دارند. با این سبک و سیاق جوانگرایی کرد نه اینکه صرفا روی سن افراد تاکید کنیم، اما اگر این شرایط در جوانانی بود باید از آنها استفاده کنیم.

    اگر معیار شایستگی است، فرقی نمی کند کاندیداها زن باشند یا مرد

    * در مورد حضور زنان چه‌طور؟

    بالاخره بخشی از جامعه هم نسوان هستند که آنها هم باید توجه به شرایط حضور داشته باشند، اما ما اصلا باید مسئله جنیست را فراموش کنیم و نگوییم که خانم‌ها باشند یا آقایان باشند. هر کس که مقتدرتر است و تجارب بیشتری دارد یا از نظر علمی بالاتر است و بهتر می‌تواند کارها به پیش ببرد و شایسته‌تر است، باید انتخاب شود.

    شورای ائتلاف نباید برای جذب نیرو به سمت سهم دادن به پایداری ها برود

    فرقی هم نمی‌کند شاید اصلا جای مردان و زنان عوض شد و ۸۰ درصد زنان شدند و ۲۰ درصد لیست مردان، اگر معیار شایستگی باشد مشکلی ندارد.

    * آقای کریمی اصفهانی! شما درباره نفی سهمیه‌بندی صحبت کردید، عده‌ای از اصولگرایان معقتدند که حرف‌های اخیر اعضای جبهه‌ پایداری و حمله آنها به شورای ائتلاف برای گرفتن امتیاز و سهم بیشتر است، فکر می‌کنید که شورای ائتلاف برای جذب جبهه پایداری که همیشه ساز مخالف می‌زنند، سهمیه در نظر بگیرد؟

    اگر شورای ائتلاف چنین کاری برای جذب نیروها بدون در نظر گرفتن شایسته‌سالاری انجام دهد، حتما از ساحت اصولگرایی خارج خواهد بود. 

    ۲۳ / ۲۷۲۱۷

  • «با هم» در برابر بحران

    «با هم» در برابر بحران

    به گزارش ایسنا، زلزله ۵.۹ ریشتری بامداد جمعه در استان آذربایجان شرقی آخرین زلزله‌ بزرگی است که تاکنون در کشور رخ داده است، زلزله‌ای که منجر به مرگ پنج نفر و آسیب دیدگی نزدیک به ۶۰۰ نفر شد و به حدود ۵۰۰۰ خانه در این مناطق خساراتی را وارد کرد، اما در مقایسه با زمین‌لرزه‌های قبلی که البته تخریب و وسعت بیشتری هم داشتند، حاشیه سازی خاصی رخ نداد. به نظر می‌رسد دستگاه‌های متولی در زلزله اخیر هماهنگی و انسجام بیشتری با هم داشتند.

    موضوعی که اسماعیل نجار، رییس سازمان مدیریت بحران کشور نیز آن را تایید می‌کند و به ایسنا می‌گوید:« زلزله آذربایجان شرقی در واقع اولین حادثه‌ای بود که پس از اجرایی شدن قانون جدید مدیریت بحران کشور رخ داد. همانطور که می‌دانید سازمان مدیریت بحران کشور وظیفه ایجاد هماهنگی در میان دستگاه‌ها و نهادهای مسئول در زمان بحران را دارد و در مورد زلزله اخیر نیز باید بگویم که میزان هماهنگی دستگاه‌های اجرایی مورد قبول و بالاتر از حوادث مشابه قبلی بود.»

    نجار ادامه می‌دهد:« البته باید به این نکته هم توجه کنیم که ابعاد این زلزله چندان گسترده نبود و طبق قانون جدید مدیریت بحران کشور نیز جزو حوادثی با سطح محلی محسوب می‌شود و طبیعتا نیازی به ورود در سطح ملی به آن نبود. در مجموع می‌توان گفت که قانون جدید در افزایش هماهنگی‌ها و انجام بهتر تدابیر تاثیر بالایی داشت.»

    به گفته رییس سازمان مدیریت بحران کشور در نتیجه هماهنگی‌های انجام شده، فرآیند بازسازی منازل و آواربرداری در مناطق زلزله‌زده خیلی زود آغاز شد و در حال حاضر نیز روند تخصیص اعتبارات برای جبران خسارات و … در شرف آغاز است.

    آمارها و منابع مرتبط

    یکی از حواشی هر بحرانی از جمله زلزله‌ اخبار مختلف و گاه متناقض درباره شمار جانباختگان و خسارات و تلفات است، موضوعی که در زلزله آذربایجان شرقی دیده شد،  مهندس محمد فرید لطیفی، معاون آمادگی و مقابله سازمان مدیریت بحران کشور در این باره به ایسنا می‌گوید:« مساله هماهنگی میان دستگاه‌ها تنها مربوط به اقدامات اجرایی و عملیات‌ها نیست. در بحث اطلاع‌رسانی نیز باید هماهنگی‌های لازم میان دستگاه‌ها وجود داشته باشد و مسئولان در دستگاه و نهاد بدانند که باید در حوزه مسئولیت و اختیاراتی که دارند صحبت کنند، البته طرف دیگر نیز رسانه‌ها و خبرنگاران هستند که باید اخبار را از منابع مرتبط دریافت کنند. به عنوان مثال متولی اعلام آمار مصدومان نهادهایی چون اورژانس و هلال احمر و … است و طبیعتا نباید از اورژانس در مورد وضعیت امنیت منطقه پرس‌وجو شود.»

     سلبریتی‌ها و شماره‌حساب‌های بی‌شمار

    یکی‌دیگر از حواشی که در زلزله اخیر ایجاد نشد، اعلام شماره حساب‌های متعدد از سوی افراد مختلف و چهره‌های شناخته شده بود، در این زلزله برخلاف بحران‌های قبلی مانند سیل در گلستان، زلزله در سرپل ذهاب و … خبری از اعلام شماره حساب و از سوی افراد مختلف نبود و تنها جمعیت هلال احمر اقدام به جمع آوری کمک‌های مردمی کرد و با اعلام کدی دستوری شرایطی را فراهم کرد تا شهروندان بتوانند اختصاصا به زلزله‌زدگان این استان کمک کنند.

    علی اصغرپیوندی، رییس جمعیت هلال احمر کشورمان نیز در همین رابطه به ایسنا می‌گوید: «درخواست ما از مردم این است که کمک های نقدی خود را به حساب هلال احمر واریز کنند و از پرداخت این مبالغ به افراد غیر خودداری شود.»

    رئیس جمعیت هلال احمر با اشاره به اقدامات انجام شده از سوی دادستانی در موارد پیشین می‌گوید:« جمعیت هلال احمر با اشرافی که بر یک منطقه و بحران دارد، بهتر از هر نهاد دیگری می‌تواند نسبت به هزینه‌کرد کمک‌های مردمی اقدام کند؛ چرا که ما با اطلاع از شرایط تمام افراد اقدام به توزیع کمک‌های مردمی خواهیم کرد.»

    پیوندی نیز معتقد است که هماهنگی و وحدت رویه خوبی در امدادرسانی به زلزله‌زدگان در استان آذربایجان شرقی وجود داشت.

    امنیت و آماده‌باش پلیس

    ماموران پلیس جزو نیروهایی هستند که همواره در تمام بحران‌ها و حوادث در محل حضور دارند، این افراد پیشتر در ماجرای سیل و مناطق زلزله‌زده مختلف نیز حضور پررنگی داشتند. این‌بار نیز ماموران پلیس در اطراف مناطق و روستاهای زلزله‌زده مستقر شدند و با گشت‌زنی و نظارت بر مبادی ورودی و خروجی روستا اقدام به تامین امنیت این مناطق کردند . سرهنگ  احمد خسروی، رییس مرکز اطلاع رسانی ناجا نیز در این‌باره به ایسنا می‌گوید:« امنیت کامل در این مناطق برقرار است و تاکنون گزارشی از وقوع ناامنی به دست ما نرسیده است ضمن اینکه تیم های سواره و پیاده پلیس نیز مشغول گشت زنی در مناطق زلزله زده هستند. همچنین عوامل پلیس در مبادی ورودی و خروجی روستاها نیز مستقرند و از ورود خودروهای متفرقه به داخل و ازدحام جمعیت جلوگیری کردند که با انجام این اقدامات سرعت امدادرسانی افزایش یافت.»

    مردم و حتی ساکنان مناطق زلزله زده نیز در زلزله اخیر همراهی خوبی با امدادگران و نیروهای خدماتی و عمرانی داشتند، گرچه کم بودن شمار جانباختگان و تعداد کم شهرها و روستاهای متاثر از زلزله نقش زیادی در افزایش خدمات و کاهش نارضایتی داشت، اما به نظر می‌رسد مردم نیز این‌بار با همدلی و همراهی بیشتری نسبت به زلزله مواجه شدند. هادی، مردی جوان از ساکنان روستای ورنکش در توابع میانه است و می‌گوید:« رسیدگی مسئولان به ما خوب بود، آوردند و بسته‌های غذایی دادند، کارشناسان گاز و برق و… هم آمدند و در نوبت بازدید کارشناس بنیاد مسکن هستیم. از کارهایی که مسئولان انجام داده‌اند راضی هستیم و البته ممکن است برخی از مردم توقع داشته باشند که خانه‌شان همین فردا ساخته شود که خب این شدنی نیست.»

    اصغر از دیگر ساکنان مناطق زلزله‌زده نیز می‌گوید:« لازم نیست حتما مسئولان بیایند اینجا، ما انتظار داریم که کارشان را خوب انجام دهند و به سرعت به مناطق زلزله‌زده رسیدگی کنند. البته اگر مسئولی بیاید دلگرمی و قوت قلب است، اما اگر مسئولی بیاید و بعد هیچکاری نکند، ما چنین قوت قلبی را نمی‌خواهیم.»

    دستگاه‌ها با هم متحد باشند

    دکتر امیرمحمود حریرچی، جامعه شناس نیز درباره ضرورت همدلی و همراهی دستگاه‌ها مختلف در زلزله به ایسنا می‌گوید:« در جامعه‌ای که حقوق مردم رعایت شود، خود به خود احساس همدلی و نزدیکی بیشتر در میان مردم ایجاد می‌شود. چرا که مردم می‌بینند که برای حکومت و دولت مهم هستند و همین موضوع نیز سبب افزایش همراهی آنان با مسئولان و دستگاه‌ها خواهد شد»

    وی با بیان اینکه به نظرمی‌رسد که در زلزله اخیر همدلی در میان مردم با یکدیگر و مسئولان با هم بیشتر شده است، ادامه می‌دهد: « متاسفانه در گذشته مواردی وجود داشته که فلان دستگاه به جای آنکه در کنار دیگر دستگاه‌ها و مسئولان باشد، درصدد القای این نکته بوده که فقط ما کار می‌کنیم و در خدمت مردم هستیم و دیگر دستگاه‌ها کم‌کاری می‌کنند. »

    حریرچی می‌گوید: «لازم است تمام دستگاه‌ها و جناح‌ها در هنگام حوادثی نظیر سیل و زلزله و .. در کنار هم باشند، واقعیت این است که بحران‌ فضا و فرصت خوبی برای عقده‌گشایی و تخریب حزبی و جناحی و سیاسی نیست. تمام افراد و نهادها باید با تمام توان در کنار هم باشند و اگر مردم ببینند که در راس فلان دستگاه به جای خدمت رسانی به آنان در حال خودنمایی و تخریب دیگر نهادهاست، این اتفاق دودش به چشم همه خواهد رفت و همه نهادها ضرر خواهند کرد.»

    زلزله بامداد جمعه در حالی از شرایط بحرانی خارج شده که به نظر می‌رسد دستگاه‌ها و مسئولان آن با آسیب‌شناسی و حل مشکلات و مسائل قبلی درصدد رفع اشکالات قبلی برآمده‌اند. باید دید آیا تا زمان اتمام ساخت و سازها و تکمیل فرآیند بازسازی هم همین رویه ادامه خواهد داشت یا خیر.

    انتهای پیام

  • علم‌الهدی: دشمن از طریق انتخابات، عوامل خود را وارد نظام می‌کند

    علم‌الهدی: دشمن از طریق انتخابات، عوامل خود را وارد نظام می‌کند

    سید احمد علم الهدی سه شنبه شب در جمع تشکل ها، نخبگان و فعالان انقلابی در حسینیه قرآن و عترت مشهد افزود: مشکل ما این است که برخی از خودی های پای ستون انقلاب در درجه های خاصی با رهبری زاویه پیدا می کنند.
    وی ادامه داد: دشمن در مقام استخدام نفوذی ها به دنبال افراد زاویه دار می رود و از این طریق وارد می شوداز این رو باید توجه کنیم و نگذاریم غیر خودی ها مسلط شوند و زاویه داران با رهبری را نیز باید از جمع خود جدا کنیم.

    نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی گفت: ولایت فقیه مانند دیوارهای کشور است که کسی نمی‌تواند از آن بالا برود اما مردم سالاری مانند دروازه کشور است و انتخابات، مسیری است که دشمن می تواند به وسیله عوامل خود از طریق آن وارد نظام  شود.

    علم الهدی افزود: نباید بگذاریم که فضا برای غیر خودی ها مهیا شود زیرا یک نفر از آنها هم برای انقلاب سم مهلک است.
    وی ادامه داد:۲۰ سال پیش دشمن به مهره های خود پول زیادی نمی‌داد اما امروز به افرادی که هیچ ارزشی ندارند پول و امکانات فراوان می دهد و برای آنها زیاد خرج می‌کند.

    امام جمعه مشهد گفت: خوشبختانه رویش های امروز چندین برابر ریزش هایی است که در طول انقلاب داشتیم و در هیچ جبهه ای نیروی جهادی و خوش‌فکر کم نداریم که باید از آنها در عرصه‌های مختلف استفاده کنیم.

    علم الهدی با اشاره به بیانیه گام دوم انقلاب افزود: جنگ و انقلاب را جوانان اداره کردند در گام دوم هم بار مسئولیت باید بر روی دوش جوانان باشد و نظر مقام معظم رهبری هم این است که مجلس و دولت جوان باشد.

    وی ادامه داد: ارزش ها در دانشگاه‌ها حاکم است اما جریان های غیر خودی می‌خواهند فضای دانشگاه را بگیرند که نباید بگذاریم این اتفاق بیفتد و مثلا نمی توان تحمل کرد که در دانشگاه آزاد اسلامی این شهر با عنوان اردوی مختلط جشن رنگ در کویر، از دانشجویان ثبت نام کنند و تشکل‌های دینی باید فضا را پر کنند و نگذارند این اتفاق رخ دهد. 
    او با بیان اینکه انقلاب اسلامی تمام نشده و به آخر خط نرسیده است افزود: باور ما این است که نقطه نهایی انقلاب اسلامی ایران فرج امام عصر(عج) است و ما اکنون در میانه این راه هستیم.

  • انتقاد آزاد است اما فقط از دولت،نه دیگر قوا / انتقاد از مجلس هم خوب است به شرطی که اصولگرا نباشد

    انتقاد آزاد است اما فقط از دولت،نه دیگر قوا / انتقاد از مجلس هم خوب است به شرطی که اصولگرا نباشد

    اصولگرایانی که برای قوه مجریه حریم و حرمت قائل نیستند و با استناد به آزادی بیان و حق انتقاد، هرچه می‌خواهند با هر ادبیاتی در رسانه‌هایشان می‌گویند و اگر دستشان برسد عمل هم می‌کنند، از رئیس‌جمهوری می‌خواهند حرمت قوه قضائیه را نگه دارد. مثلا مجتبی ذوالنور، نماینده مجلس، به‌تازگی گفته است اگر من زورم برسد، یقه رئیس‌جمهور را می‌گیرم تا ایشان را به اینجا بکشانم و دنبال این هستیم.
    اصولگرایان مدت‌هاست درگیر یک استاندارد دوگانه‌اند. آنها در نقد از یک نهاد انتخابی مخالفشان مانند دولت، از هرچه دستشان برسد کوتاهی نمی‌کنند؛ اما تاب نقد نهادها و قوای دیگر را ندارند. پارلمان هم زمانی که دست اصولگرایان باشد، مصون است و اگر دست هر دو طیف باشد، طیف اصولگرا باز مصونیت دارد.

    این در حالی است که کوچک‌ترین اعتراض یا نقدی به جناح خود یا متصفان به اندیشه اصولگرایی را با تندترین برخوردها پاسخ می‌دهند. آنها معتقدند حق دارند هر روز در رسانه‌هایشان از دولت سر تا پا انتقاد کنند؛ اما رئیس‌جمهوری حق انتقاد از یک قوه دیگر را ندارد؛ تا جایی که در بیانیه روز گذشته حزب مؤتلفه در واکنش به سخنان اخیر روحانی آمده است: «حزب مؤتلفه اسلامی از ریاست‌جمهوری می‌خواهد با حفظ حریم و حرمت قضا، قاضی و محکمه و احکام صادره قضائی، خود مشوق قضات عادل و شجاع در ریشه‌کنی فساد باشد. مواضعی که موجب سستی در اجرای عدالت قضائی و تخطئه احکام قضائی باشد، در اداره کشور به زیان دولت است». 

    یا مثلا روزنامه جوان نوشته است: «… بار دیگر شاهد آن بودیم که رئیس‌جمهور برخلاف انتظار، در سخنرانی خود در جمع مردم یزد، قوه قضائیه را در آماج حملات خویش قرار داد و اقدامات این دستگاه را سیاسی قلمداد کرد. هرچند مردم اکنون بین هوچی‌گرها با کسانی که آستین همت بالا زده تا این غده سرطانی را ریشه‌کن کنند و طعم شیرین عدالت را بچشانند، قادرند تشخیص دهند؛ ولی افسوس آنجاست درحالی‌که انتظار می‌رود همه بخش‌های نظام و به طریق اولی دستگاه اجرائی به کمک قوه قضائیه آمده تا این پدیده شوم فساد از کشور ریشه‌کن شود، چرا بالاترین مقام اجرائی آن در مقابل دستگاهی که در خط مقدم این مبارزه است، به‌جای کمک، باید گارد بگیرد. آنچه در روزهای اخیر از سوی دستگاه قضا به معرض آگاهی مردم عزیز کشورمان می‌رسد، حاکی از عدالت‌خواهی، رویکرد انقلابی، مدیریت جهادی و عزم قاطع این قوه برای مقابله با فساد است که توأم با عقلانیت و فهم سیاسی و اجتماعی و تدابیر لازم، بروز و ظهور می‌یابد…».
    سایت تسنیم نیز سراغ محمدحسین رجبی‌دوانی، مورخ و پژوهشگر تاریخ اسلام، رفته و روحانی را متهم به تحریف اسلام کرده است. او به تسنیم گفته است: «این اولین‌بار نیست که رئیس‌جمهور برای توجیه سیاست‌های خود و نیات و مقاصد خودش از سیره معصومین(ع) آن‌هم با تحریف مسلمات تاریخ اسلام مایه می‌گذارد؛ ظاهرا منظور ایشان از اینکه «پیامبر بزرگوار اسلام با کفار پیمان می‌بست و آنها پیمان را می‌شکستند، پیمان دوم را می‌بست»، اشاره به آیه پنجاه‌وششم سوره انفال است که در این سوره خداوند می‌فرماید «الَّذِینَ عَاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ یَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِی کُلِّ مَرَّهٍ وَ هُمْ لَایَتَّقُونَ»؛ یعنی کسانی از آنان که با آنان عهد بستی، عهد خود را در هر مرتبه می‌شکنند و راه تقوا نپیمایند. این آیه شریفه به‌ گفته همه مفسران درباره یهود مدینه است. آقای روحانی یا آیات بعدی را نخواندند یا عامدانه و عالمانه بدون اینکه به این آیات مراجعه کنند، «یؤمنون ببعض و یکفرون ببعض» برخورد کرده‌اند؛ یعنی به آیاتی استناد می‌کند و برخی را نادیده می‌گیرد». رجبی‌دوانی با ابراز اینکه متأسفانه علمای ما و آنهایی که باید متولی دین باشند، در برابر آقای روحانی کوتاهی می‌کنند و در این تحریفات و تفسیر به رأی‌هایی که می‌کند موضع نمی‌گیرند، گفت: با این کوتاهی‌های صورت‌گرفته، ایشان مجدد دست به چنین اقداماتی می‌زند و از قرآن و سیره معصومین برای توجیه کارهای خود تفسیر و تأویل می‌تراشد.
    کیهان هم نوشته بود: «سخنان جنجالی اخیر آقای روحانی را باید از زاویه وضعیت و کارنامه دولت ایشان دید و به تحلیل نشست. وضعیتی که به قول یکی از حامیان دولت، «از آن ۲۴ میلیون رأی الان ۲۴۰ هزار رأی هم نمانده است». اما متأسفانه ایشان نشان داده است برای اهداف سیاسی و انتخاباتی حاضر است دست به هر نمایشی بزند. نمایش‌هایی که پروپاقرص‌ترین تماشاچیان هم دیگر حوصله آن را ندارند و برایشان تکراری و خالی از معناست».

    جماران نوشته بود که گویا تفاوتی نمی‌کند روحانی از چه سخن بگوید، از فسادها و اهمال‌کاری‌های دولت گذشته که گریبان دولتش را گرفته یا بدعهدی‌های دولتی که در کاسه برجام گذاشت یا جناحی که در کار دولت کارشکنی می‌کند و از دخالت‌های ناتمام در حریم خصوصی مردم شکایت کند، عده‌ای آماده‌اند یا شمشیر انتقادهای سیاسی و جناحی خود را برکشند علیه او یا تیتر بزنند. «حسن روحانی» در سخنرانی اخیر خود در یزد گفت: «با وجود مصوبه شورای عالی امنیت ملی در دولت قبل برای بازپس‌گیری دو میلیارد دلار پول ملت ایران، به دلیل تعلل آن دولت، پول ملت ایران به حلقوم آمریکا رفت؛ اما قوه قضائیه در این زمینه هنوزی کاری نکرده است».

    ۲۳۳۰۲

  • مجمع تشخیص مصلحت در سه ماه اول امسال چقدر بودجه از دولت گرفت؟

    مجمع تشخیص مصلحت در سه ماه اول امسال چقدر بودجه از دولت گرفت؟

     به گزارش خبرآنلاین، بررسی آمارهای پرداخت‌های خزانه‌داری کل کشور نشان می‌دهد در محدوده زمانی فرودین ماه امسال تا بیست و نهمین روز از خرداد ماه خزانه‌داری کل کشور در قالب هزینه‌های عمومی مبلغ ۱۵ میلیارد و ۲۷۰ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان به مجمع تشخیص مصلحت نظام پرداخت کرده است.

    بودجه پرداختی مجمع

    مجمع تشخیص مصلحت

    مبالغ پرداختی پس از تاریخ بیست و نهم خرداد ماه هنوز بر سامانه پرداخت‌های خزانه بارگذاری نشده است.

    مجمع تشخیص مصلحت نظام از نهادهای اصلی نظام جمهوری اسلامی ایران است که مهم‌ترین مسئولیتش،حل اختلاف میان مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان است.

    تعداد اعضای این مجمع ۴۴ نفر ثابت و یک نفر میهمان متناسب با موضوع جلسه است که اعضای ثابت هر ۵ سال یکبار و از طریق حکم رهبر ایران انتخاب می‌شوند. ریاست این مجمع از ابتدای تأسیس رسمی، بر عهده آیت الله سید علی خامنه‌ای بود و بعد از آن، این مسئولیت بر عهده اکبر هاشمی رفسنجانی بود. پس از فوت وی ،محمدعلی موحدی کرمانی رئیس موقت مجمع شد و در ۲۳ مرداد ۹۶ برای یک دوره پنج ساله، سید محمود هاشمی شاهرودی به عنوان رئیس این مجمع انتخاب شد. پس از فوت وی در دی ماه ۱۳۹۷ آیت الله صادق لاریجانی، رییس پیشین قوه قضاییه به عنوان رییس این نهاد منصوب شد.  

    ۱۷۲۲۳۲۲۳