دسته: اخبار روز

  • فیس بوک در متمایز کردن محتوای رسانه های دولتی ناکام ماند

    فیس بوک در متمایز کردن محتوای رسانه های دولتی ناکام ماند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از انگجت، فیس بوک قول داده بود فرایند متمایزسازی و برچسب زدن برای اخبار تهیه شده توسط رسانه های دولتی را از ماه نوامبر آغاز کند. ولی همزمان با فرارسیدن آخرین هفته های سال ۲۰۱۹ میلادی هنوز خبری از عملی شدن این وعده نیست.

    به اعتقاد کارشناسان چنین اقدامی موجب افزایش شفافیت و امکان تفکیک اخبار جعلی از حقیقی می شد. اما ظاهرا فیس بوک در این زمینه جدیت کافی ندارد. به گفته سخنگوی فیس بوک، این شرکت به زودی فرایند مذکور را آغاز می کند. ولی هنوز خبری از اجرای طرح یادشده نیست و خبری هم از مذاکره فیس بوک با رسانه ها به منظور انجام این کار در دست نیست.  

    به نظر می رسد یکی از چالش های اجرای این طرح دشواری های مربوط به مشخص کردن دقیق رسانه های دولتی در کشورهای مختلف است. به عنوان مثال، میزان کنترل بی بی سی و سی بی سی توسط دولت های انگلیس و کانادا با میزان کنترل راشا تودی در روسیه و نیز شین هوا در چین و همین طور الجزیره در قطر متفاوت است.

    در مجموع با توجه به اینکه حدود یک سال تا آغاز برگزاری دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا باقی مانده، فیس بوک برای عملیاتی کردن این وعده خود تحت فشار فراوان قرار دارد.

  • بی‌خبری باشگاه پرسپولیس از رفتن احتمالی کالدرون به امارات!

    بی‌خبری باشگاه پرسپولیس از رفتن احتمالی کالدرون به امارات!

    به گزارش خبرنگار مهر، پس از برد سه بر صفر پرسپولیس مقابل ذوب آهن اصفهان ادعایی مبنی بر پیشنهاد فدراسیون فوتبال امارات برای سرمربی آرژانتینی سرخپوشان منتشر شد.

    سعد الحارثی خبرنگار عربستانی که در صفحه شخصی خود در فضای مجازی مدعی شده بود تیم ملی امارات خواهان جذب کالدرون شده است تا بتواند این تیم را در ادامه مرحله گروهی مقدماتی جام جهانی ۲۰۲۲ قطر هدایت کند.

    این در حالی است که کالدرون تا پایان فصل با پرسپولیس قرارداد رسمی دارد و جدایی احتمالی او باید با نظر مدیران این باشگاه صورت پذیرد. با این حال نامه‌ای رسمی مبنی بر درخواست فدراسیون فوتبال امارات برای حضور گابریل کالدرون روی نیمکت این تیم به باشگاه پرسپولیس نرسیده است.

  • ناتوانی شبکه های اجتماعی در کنترل دستکاری در پلتفرم هایشان

    ناتوانی شبکه های اجتماعی در کنترل دستکاری در پلتفرم هایشان

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از آسوشیتدپرس، طبق گزارش محققان ناتو که روز گذشته منتشر شده، شبکه های اجتماعی نتوانسته اند از میزان دستکاری و دخالت در پلتفرم های خود بکاهند. این محققان اعلام کردند به سادگی توانسته اند هزاران لایک و اظهار نظر(کامنت) در فیس بوک، توئیتر، یوتیوب و اینستاگرام بخرند.

    بیشتر حساب های کاربری تقلبی و فعالیت های آنان هفته ها وحتی پس از آن ادامه داشت که محققان ناتو با برچسبی حساب های جعلی مذکور را مشخص کردند.

    یک گروه مستقل در لاتیویا که در حوزه نظامی خدمات مشاوره ارائه می کند، معتقد است این یافته ها با بیانیه های  شرکت های فناوری و ادعاهای آنها درباره تلاش بیشتر برای مقابله با دخالت و دستکاری در پلتفرم هایشان در تضاد است.

    در این گزارش آمده است: در کل شبکه های اجتماعی با چالش هایی بزرگ در خصوص استفاده نادرست از پلتفرم هایشان روبرو هستند.

    دخالت و دستکاری های آنلاین از انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶ آمریکا تاکنون، همچنان یک مشکل عمده است. محققان در این پژوهش متوجه شده اند فعالیت های جعلی در شبکه های اجتماعی را نه تنها برای مقاصد سیاسی، بلکه برای مقاصد تجاری نیز می توان خرید. این روند شامل اینفلوئنسرهای اینستاگرامی نیز می شود که سعی دارند با تبلیغ برندهای مختلف درآمدزایی کنند.

    در این پژوهش محققان از خدمات ۱۶ شرکت برای دریافت کلیک  و لایک های جعلی برای ۱۰۵ پست در فیس بوک، توئیتر، یوتیوب و اینستاگرام استفاده کردند. بیشتر این شرکت ها در روسیه مستقر بودند. آنها با پرداخت ۳۰۰ یورو(۳۳۰ دلار) توانستند ۳۵۳۰ کامنت، ۲۵۷۵۰ لایک، ۲۰ هزار بازدید و ۵۱۰۰ فالور بخرند.

  • کاهش داوطلبان کنکور دکتری ۹۹/ ۱۷۴ هزار نفر ثبت نام کردند

    کاهش داوطلبان کنکور دکتری ۹۹/ ۱۷۴ هزار نفر ثبت نام کردند

    حسین توکلی در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: مهلت ثبت نام در آزمون دکتری تخصصی (Ph.D) نیمه متمرکز سال ۹۹ از روز چهارشنبه ۶ آذرماه ۹۸ آغاز شده بود و با توجه به مهلت تمدید شده ساعت ۲۴ پنجشنبه ۱۴ آذرماه به پایان رسید.

    وی افزود: بر اساس آمار اولیه ۱۷۴ هزار و ۴۴۶ داوطلب نسبت به ثبت نام در آزمون دکتری تخصصی (Ph.D) نیمه متمرکز سال ۹۹ اقدام کرده اند که این تعداد نسبت به آمار ۱۹۶ هزار و ۶۴۶ نفر داوطلب آزمون دکتری تخصصی (Ph.D) نیمه متمرکز سال ۹۸ کاهش نشان می دهد.

    مشاور عالی سازمان سنجش گفت: آزمون دکتری تخصصی در ۷ گروه آموزشی و ۲۴۵ کد رشته امتحانی به منظور پذیرش دانشجوی دکتری تخصصی در دوره های روزانه، شبانه، دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه پیام نور، دانشگاه های غیر انتفاعی و پردیس خودگردان دانشگاه ها برگزار می شود.

    وی یادآور شد: آزمون کتبی آزمون دکتری تخصصی (Ph.D) نیمه متمرکز سال ۹۹ در روز جمعه ۹ اسفند ماه ۹۸ برگزار می شود و داوطلبان می توانند در روزهای ۶ تا ۸ اسفند ۹۸ نسبت به پرینت کارت ورود به جلسه خود اقدام کنند.

    توکلی خاطرنشان کرد: پس از برگزاری آزمون دکتری، نتیجه اولیه برای حاضرین در جلسه آزمون به صورت کارنامه در هفته اول اردیبهشت ماه ۹۹ منتشر می شود و انتخاب رشته برای مجازین از طریق سایت سازمان سنجش نیمه اول اردیبهشت ماه ۹۹ صورت می گیرد.

    وی تاکید کرد: نتایج نهایی در دهه اول شهریورماه منتشر می شود.

  • محرومیت، توفیقی اجباری برای شیخِ استقلال

    محرومیت، توفیقی اجباری برای شیخِ استقلال

    به گزارش خبرنگار مهر، تیم فوتبال استقلال در هفته سیزدهم لیگ برتر با تک گل سه امتیازی شیخ دیاباته شهر خودرو را در تهران شکست داد و به لطف تساوی سپاهان در قائمشهر به صدر جدول رسید.

    در این بازی شیخ دیاباته در حالی به میدان رفت و تک گل سه امتیازی تیمش را به ثمر رساند که در آخرین تمرین تیمش پیش از این بازی از ناحیه قفسه سینه آسیب دیده بود علیرغم این که اجباری برای بازی نداشت و حتی سرمربی تیم بازی کردن را به خودش سپرده بود، در میدان حضور یافت، نود دقیقه بازی کرد و گل ۳ امتیازی تیمش را که منجر به صدرنشینی این تیم شد را به ثمر رساند.

    دیاباته در این بازی یک کارت زرد هم گرفت تا ۴ اخطاره شده و دیدار هفته چهاردهم را از دست بدهد. شیخ در حالی محروم شد که بسیاری این محرومیت را توفیقی اجباری برای او می دانند تا با استفاده از این فرصت به درمان قطعی دنده آسیب دیده‌اش بپردازد.

    آبی پوشان در هفته چهاردهم لیگ برتر میهمان تیم پیکان هستند که این بازی از ساعت ۱۷:۳۰ روز دوشنبه ۱۸ آذر در ورزشگاه شهدای شهر قدس برگزار می شود. 

  • دو میلیون و ۲۰۰ هزارهکتار آبیاری نوین در کشور اجرایی شده است 

    دو میلیون و ۲۰۰ هزارهکتار آبیاری نوین در کشور اجرایی شده است 

    عباس زارع در حاشیه بازید از نمایشگاه کشاورزی استان قزوین در گفتگو با خبرنگار مهر در خصوص وضعیت اجرای طرح نوین آبیاری اظهارداشت: تاکنون از ۸ میلیون و ۷۰۰ هزار هکتار اراضی سنتی آبی کشاورزی کشور  حدود  ۲ میلیون هکتار در اراضی سنتی و ۲۰۰ هزار هکتار در اراضی پایاب طرح نوین آبیاری عملیاتی شده است.

    وی بیان کرد: در مجموع توانسته ایم بیش از دو میلیون و ۲۰۰ هزار هکتار اراضی آبی کشور را به سامانه نوین آبیاری  مجهز کنیم.

    زارع بیان کرد: با حمایت موثر دولت و دادن تسهیلات مناسب با اجرای طرح های نوین آبیاری در بخش کشاورزی شاهد اثر بخشی این طرح در صرفه جویی آب و افزایش ۳۰ درصدی تولید محصولات کشاورزی در شرایط کم آبی هستیم و در کنار آن شاهد کاهش مصرف نهاده ها مثل سم و کود نیز بوده ایم.

    مشاور وزیر جهاد کشاورزی یادآورشد: در سال جاری ۲۰۰ هزار هکتار تحت پوشش طرح نوین آبیاری مدرن قرار گرفته که ۷۵ هزار هکتار آن تکمیل شده و به بهره برداری رسیده است.

    وی اضافه کرد: در صورت تامین اعتبار تا پایان سال مابقی اراضی نیز به این سامانه مجهز خواهد شد و ۲۰۰ هزار هکتار تکمیل می شود.

    زارع تصریح کرد: مجموع اراضی سنتی کشاورزی کشور بالغ بر  ۶ میلیون و ۵۰۰ هزار هکتار است که یک سوم آن حدود ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار هکتار به روش آبیاری نوین و مدرن مجهز شده است.

    وی در خصوص آبیاری زیرسطحی هم گفت: در این راستا ۶ هزار هکتار باغات سنتی پسته کشور به آبیاری زیرسطحی تجهیز شده است.

    مشاور وزیر جهاد کشاورزی و مجری طرح توسعه های سامانه نوین آبیاری کشور در خصوص روند اجرای آبیاری مدرن هم اظهارداشت: با توجه به محدودیت منابع اعتباری شاید سرعت ما کمی تدریجی باشد اما خوشبختانه ظرفیت فنی کشور با داشتن دو هزار مشاور و پیمانکار و ۳۵۰ تولید کننده لوازم و تجهیزات آبیاری در کشور سالانه ظرفیت اجرای ۴۰۰ هزار هکتار سامانه آبیاری مدرن را داریم.

    وی بیان کرد: الان به ازای هر روش آبیاری کمک بلاعوض به کشاورزان صورت می گیرد که در این راستا در سال گذشته برای آبیاری موضعی در هر هکتار ۱۳ میلیون تومان و خرید ماشین آلات آبیاری ۱۱ میلیون تومان کمک بلاعوض پرداخت می شد که امسال حدود ۳۰ درصد افزایش خواهیم داشت.

    زارع تصریح کرد: آبیاری نوین یک طرح تقاضا محور است و باید کشاورزان هم در آن مشارکت و همکاری کنند البته به اعتبارات دولتی هم بستگی دارد و ما در صورت وجود متقاضی حتما اعتبارات لازم را تامین می کنیم.

    ۹۵ درصد تجهیزات آبیاری در کشور تولید می شود

    مجری طرح توسعه های سامانه نوین آبیاری کشور در ادامه بیان کرد: در حال حاضر ۹۵ درصد تجهیزات آبیاری در کشور تولید می شود و قادریم ضمن تولید برخی تجهیزات، لوله های مورد نیاز و خدمات فنی مهندسی را هم صادر کنیم.

    وی افزود: اگر اعتبارات بیشتری در قانون بودجه در مجلس تصویب شود آماده اجرای سطح بیشتری از اراضی کشاورزی هستیم.

    مشاور وزیر جهاد کشاورزی اظهارداشت: اجرای طرح نوین آبیاری در ردیف طرح های اقتصاد مقاومتی است و تاثیر مستقیمی در امنیت غذایی و خودکفایی کشور دارد و با دستور رهبری قرار شد از صندوق توسعه ملی هم اعتباراتی برای آن  داده شود که امسال و سال آینده هم انتظار داریم کمک های آن ادامه یابد تا کارها تسریع شود.

    وی افزود: از محل صندوق توسعه ملی در سال جاری ۱۵۰ میلیون یورو برای توسعه آبیاری مدرن داده شده که تاکنون ۲۰ درصد آن تخصیص داده شده است.

    زارع تصریح کرد: البته معمولا این تخصیص داده می شود و این اعتبارات ازسال ۹۵ که حدود ۵۰۰ میلیون یورو بود آغاز شده و به طور کامل در هر سال پرداخت شده است.  

    وی اظهارامیدواری کرد امسال نیز از محل صندوق توسعه ملی پیشنهاد  ۱۵۰ میلیون یورویی تامین شود تا بتوانیم طرح آبیاری نوین را در مناطق مختلف کشور اجرا کنیم.

    استان قزوین در اجرای آبیاری مدرن موفق است

    زارع افزود: استان قزوین از مناطق خوب کشاورزی است که در اجرای طرح نوین آبیاری هم موفق بوده و اعلام شده در استان قزوین امادگی دارند در صورت تامین اعتبار بیشتر فعالیت خود را توسعه بخشند که ما هم آمادگی داریم اگر  متقاضی بیشتری داشته باشند برای دادن تسهیلات اقدام کنیم و هیچ محدودیتی در این بخش نداریم.

    وی بیان کرد: دشت قزوین یکی از مناطق مهم و قطب کشاورزی کشور است و بهره وری و تولید خوبی دارد و با مدیریت خوبی که در جهاد کشاورزی دیده می شود به لحاظ تخصیص اعتبار آزاد است و محدودیتی نداریم و هر چقدر درخواست داشته باشد اعتبار می دهیم.

    زارع یادآورشد: استان قزوین در کیفیت اجرای طرح های نوین آبیاری هم شاخص است و شرکت های فنی و تولیدکنندگان شاخصی دارد که با این جهت گیری امیدواریم سرعت بیشتری در اجرای طرح ها داشته باشد.  

  • از کار انداختن ۳ موشک کاتیوشا در شمال بغداد

    از کار انداختن ۳ موشک کاتیوشا در شمال بغداد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سومریه نیوز، عبدالکریم خلف سخنگوی فرمانده کل نیروهای مسلح عراق اعلام کرد که نیروهای امنیتی این کشور موفق شدند ۳ موشک کاتیوشا در شمال بغداد را از کار بیندازند.

    وی در ادامه افزود: نیروهای وابسته به فرماندهی عملیات بغداد موفق شدند این ۳ موشک را در اطراف منطقه سبع البور واقع در شمال بغداد از کار بیندازند.

    خلف تصریح کرد: این موشکها، مناطقی در مرکز بغداد را هدف قرار داده بودند.

    این در حالی است که روز گذشته اخباری در خصوص وقوع درگیری های مسلحانه در بغداد منتشر شده بود.

  • محمدرضا تاجیک: ژنرال های اصلاح طلب را به تعطیلات و استراحت بفرستیم

    محمدرضا تاجیک: ژنرال های اصلاح طلب را به تعطیلات و استراحت بفرستیم

    به باور من، نه تنها یک چرخش گفتمانی در فضای اصلاح‌طلبی ضرورت تاریخی دارد، بلکه یک چرخش میان نخبگان اصلاح‌طلبی و حاملان و عاملان تاریخی آن هم ضرورت تاریخی دارد. حتی اگر ما بتوانیم در شرایط کنونی گفتمان اصلاح‌طلبی را تاریخی کنیم و با نیازهای تاریخ اکنون‌مان وفق بدهیم، اما اگر بر دوش همان حاملان و عاملان گذشته بگذاریم، ره به‌جایی نمی‌بریم.
    این امر از دیدگاه مردم، این طور تحلیل می‌شود که این‌ها به بن‌بست رسیده‌اند و می‌خواهند تاکتیکی برای برون رفت از آن پیدا کنند. بنابراین، ما باید به چهره‌ها و به نیروهای جدید مجال بدهیم، به ‌کسانی که پر از استعداد هستند، اما رؤیت نمی‌شوند. بنابراین، به کسانی که خود را ژنرال‌های جریان اصلاح‌طلبی تعریف کرده‌اند و یک مقدار به تعطیلات تاریخی و به استراحت احتیاج دارند، باید اجازه بدهند نیروهای باطراوت و با انگیزه وارد صحنه شوند تا جریان جدید اصلاح‌طلبی بر دوش اینان قرار بگیرد. در این صورت شاید بتوانیم جریان اصلاح‌طلبی را بازسازی کنیم.
    بخشهایی از مصاحبه را می خوانید:
    پیش‌تر اشاره کردید که اصلاح‌طلبان باید به حوزه فرهنگ و اجتماع شیفت کنند، زیرا تحول در آن حوزه رخ داده است. سال ۷۶ بدنه اجتماعی حامل این تحول، دریافت که به وسیله اصلاح‌طلبان می‌تواند در قدرت نمایندگی داشته باشد و اصلاح‌طلبان هم این توانایی را داشتند که همراه با آن تحول اجتماعی، گفتمان بسازند. اما امروز اصلاح‌طلبان نتوانستند گفتمان جدیدی برای نمایندگی آنچه در بدنه اجتماعی می‌گذرد، تولید کنند. این شکاف چطور به وجود آمد؟
    جریان اصلاحات یک جریان چندصورتی و چند ساحتی است. بی‌تردید یکی از این چهره‌ها، چهره فرهنگی جریان اصلاحات است، چهره دیگرش اجتماعی است، چهره دیگر اندیشگی، چهره دیگر معرفتی و گفتمانی است. یک چهره اصلاح‌طلبی هم چهره سیاسی است. اگر شما صورت‌های دیگر را ذیل تنها یک صورت قرار بدهید، به آن جریان جفا و خیانت کرده‌اید. این جریان آمده است تا در تمامی ساحت‌ها و تمامی بیان‌ها سخن گفته باشد. آمده است تا هم در عرصه میکروفیزیک قدرت و سیاست و هم در عرصه ماکروفیزیک قدرت و سیاست فعال باشد. اگر شما این بدن فربه و چند ساحتی را به‌جریان تک ساحتی تبدیل کردید، در این صورت تبدیل می‌شود به یک ابزار، ابزاری برای یک بازی بزرگ‌تر قدرت. وقتی هم وارد بازی قدرت می‌شوید، نمی‌توانید بگویید قواعد و حدود این بازی را من مشخص می‌کنم. بنابراین، درون یک بازی بزرگ‌تر قرار می‌گیرید.
    در این معنی، خلاصه کردن و تقلیل دادن جریان اصلاح‌طلبی تاریخی به فضای سیاسی، یک جفای تاریخی بود که من همواره از آن نام برده ام. عده‌ای از کسانی که به‌نام اصلاح‌طلبی وارد فضا شدند، جز بازی قدرت، زبان قدرت و زبان سیاست مرسوم، متوجه چیز دیگری نبودند. نه می‌توانستند در فضای اجتماعی حضور داشته باشند و از امر اجتماعی امر سیاسی بسازند و نه فرماسیون جامعه را دچار خلل کنند و در کوچک‌ترین سلول‌های اجتماع و کار حرکت کرده و آن را متحول کنند. نه بیان زیباشناختی داشتند تا با این زبان، با نسل جدید سخن بگویند، نه از این استعداد برخوردار بودند تا بتوانند دقایق گفتمانی نویی را با توجه به شرایط متحول جامعه ایجاد کنند. بنابراین جریان اصلاح‌طلبی را به‌طور فزاینده‌ای به یک بازی در بازی بزرگ‌تر قدرت خلاصه کردند و بر این مفروض بودند که اگر از رأس هرم جامعه اصلاح و تغییر را آغاز کنیم، کل جامعه تغییر می‌کند. درحالی که این استراتژی غلط بود زیرا رأس هرم جامعه به بازی و منطق قدرت و به منطق ثروت و سیاست خو کرده است. این قاعده هرم جامعه است که آمادگی تحول را دارد. تجربه انضمامی ما نشان می‌دهد بسیاری از اصلاح‌طلبان خود اسیر این بازی و خود منطق قدرت شدند و به همین دلیل ما از این افرادی که وارد عرصه قدرت شدند کارکرد متفاوتی ندیدیم. حق نداشتیم این سرمایه را پای قدرت و سیاست مرسوم ذبح کنیم.
    وقتی اصلاح‌طلبان سیاست را علم حکومت یا علم قدرت می‌دانند و سیاست‌ورزی را تحدید و متمرکز در بازی قدرت می‌کنند، نمی‌توانند امر سیاسی را جور دیگری تعریف کنند. سیاست یعنی ممکن کردن امر ناممکن، یعنی زمانی که درها بسته‌اند، زمانی که پنجره‌ها بسته‌اند، زمانی که امکانات از دست تو گرفته شده است، اگر این زمان کنش‌ورزی کردی، سیاست ورز هستی. در غیر این صورت شما فقط از کس دیگری دریوزگی سیاست‌ورزی می‌کنی که شرایط را برای تو فراهم کند.
     اشاره کردید که سیاست به معنای قدرت نیست، بلکه به معنای استراتژی است. اما این‌گونه سیاست‌ورزی در جامعه‌ای مانند ایران چطور ممکن است؟
    سیاست‌ورزی شما باید امر هنری را به امر سیاسی تبدیل کند، یا، در این شرایط شما امر اجتماعی و امر فرهنگی را به امر سیاسی تبدیل کن. چگونه است که در شرایط اکنون ما، یک فرد می‌تواند با یک کنش فردی  یا یک نوع حرکتش برای نوعی حضور در مجامع عمومی و ورزشگاه‌ها، سیاست‌ورزی کند و یک دولت و یک حکومت را با انفعال مواجه کند، آن وقت جریان اصلاح‌طلبی با آن همه ید و بیضایش نمی‌تواند اندازه آن فرد حرکت کند؟ بنابراین به قول «اسلاونکا دراکولیچ»، امر پیش افتاده امر سیاسی است. ما می‌توانیم از هر امری امر سیاسی بسازیم. چرا باید سیاست را در پالیتی (POLITY) و در حوزه قدرت تعریف کنیم و آن را کنش حکومت‌مندان بدانیم؟ امروز سیاست جاری است در تک تک افراد و آحاد جامعه، به قول «ژاک رانسیر» سیاست دیگر از تمرکز گذشته خارج شده و پخش شده است. بنابراین، اصلاً این نیست که سیاست علم، هنر و فن عده‌ای خاص باشد که به‌نام نامی سیاست بر مردم نمایندگی و حکومت کنند. خیر، یک فرد می‌تواند با سکوت خود سیاست ورزی کند، دیگری می‌تواند با نوع لباس پوشیدنش سیاست ورزی کند. بنابراین، دیربازی است که سیاست ورزی و کنش سیاسی، دیگر معنای کلاسیکی را ندارد که ما می‌فهمیدیم. امروز می‌بینید که استراتژی جریان‌های اجتماعی جدید، فرهنگی است و اصلاً استراتژی سیاسی نیست، بلکه از رهگذر فرهنگ، سیاست‌ورزی می‌کنند، هویت‌ها و ذائقه فرهنگی را متحول می‌کنند، نیازها و کالای فرهنگی را متحول می‌کنند و انسان دیگری با نیازهای دیگری ساخته می‌شود. این انسان، سیاست دیگر را طلب می‌کند. چرا ما همواره همه تلاش و تمرکز خود را بر این گذاشتیم که رأس هرم را چگونه تغییر بدهیم؟ چرا بنا را بر این نگذاشتیم که چطور قاعده هرم جامعه را تغییر دهیم؟ به باور من، جریان اصلاح‌طلبی بیش از آنکه به معنای مرسوم، یک جریان سیاسی باشد، یک جریان فرهنگی- اجتماعی است و این، تفاوت آن با گروه‌های مسلط دیگر است که فقط با یک زبان، سیاست را می‌فهمند.   
    امروز پیمایش‌ها نشان می‌دهد معیشت، رفاه و امنیت مطالبات اصلی مردم هستند. اگر جریان اصلاح‌طلبی بخواهد تنها معطوف به امر اجتماعی و فرهنگی باشد، چطور می‌تواند قاعده هرم را در حوزه سیاستگذاری که در رأس هرم جریان دارد، نمایندگی کند؟
    جریان اصلاح‌طلبی فرزند زمانه خود است و خود را با مقتضیات و روح تاریخی خود هماهنگ می‌کند. برای همین، من جریان نواصلاح‌طلبی را مطرح کردم، زیرا شرایط تاریخی عوض شده است. ما نیاز داریم گفتمان اصلاح‌طلبی را تکمیل کنیم، نیاز داریم ساماندهی جریان اصلاح‌طلبی را تکمیل کنیم، نیاز داریم عاملان، حاملان و کارگزاران جریان اصلاح‌طلبی را تغییر دهیم. بالاخره بیشتر نیازها و تقاضای مردم به زندگی انضمامی و نیازهای اقتصادی برگشته است. در اینجا، آیا جریان اصلاح‌طلبی باید بگوید که فقط با مفاهیم انتزاعی و مفاهیم تجریدی زیبا، خوگر هستم و مرا نشاید که سخن از اقتصاد و معیشت و زندگی روزمره مردم گفتن؟ چنین جریانی هرچه باشد، به تعبیر مرحوم شریعتی، یک دگم است، آن هم برای نسل خاص و عصر خاص. کما اینکه اگر نسل و عصر او به سر بیاید، او نیز باید رخت بربندد و به محاق تاریخ برود. اما جریان اصلاح‌طلبی این نیست. همچنین وقتی درباره زندگی انضمامی مردم صحبت می‌کنید، این زندگی انضمامی می‌تواند بیان‌ها و زبان‌های گوناگونی به خود بگیرد، می‌تواند از منظرهای گوناگونی درباره آن بحث کرد و لزوماً و ضرورتاً نباید در ماکروفیزیک قدرت حضور داشت تا بتوان درباره آن سخن گفت. می‌توان به اشکال گوناگون و به بیان‌های گوناگون، از بیان عامیانه تا بیان روشنفکرانه تا بیان‌های تخصصی گروه‌های مرجع مردم، درباره مشکلات مردم سخن گفت، آن هم به‌صورت آوانگارد. اما معنای این امر این نیست که وقتی فضا انضمامی می‌شود، ضرورت حضور در پالتی یا حوزه سیاست مرسوم هم ایجاد می‌شود. هیچ تردیدی ندارم که جریان اصلاح‌طلبی باید بتواند خود را با نیازهای مردم در شرایط تاریخی متفاوت وفق بدهد، اما معنای این امر این نیست که از آرمان‌های خود دست بکشد.
    امروز می‌شود گفت که اصلاح‌طلبان، از چند سو، چه به‌لحاظ تاریخی و پیوند با جامعه و چه به‌ لحاظ سیاستگذاری و نسبت با حوزه رسمی قدرت و بوروکراسی، در یک خلأ تاریخی به سر می‌برند؟
    بی‌تردید انتقاداتی به جریان اصلاح‌طلبی وارد است و بیشتر این انتقادات به اصلاح‌طلبی واقعاً موجود و به نظر من اصلاح‌طلبی در قدرت، وارد است. قرار بود اصلاح‌طلبی ماهیتاً یک جریان انتقادی نسبت به قدرت و سیاست مرسوم باشد. همواره گفتم که اگر گفتمان اصلاح‌طلبی یک «نودال پوینت» یا نقطه کانونی داشته باشد، بی‌تردید آن نقطه نقد است. اما در صحبت از اصلاح‌طلبی به جریانی می‌اندیشیم که حتی وقتی درون قدرت قرار می‌گیرد، فاصله انتقادی خود نسبت به قدرت را حفظ می‌کند. اما از آن زمان که عده‌ای، از جریان اصلاح‌طلبی تنها یک بازی در میان بازی‌های قدرت ساختند، طبیعتاً این نقطه گره‌ای، یعنی نقد، رو به افول رفت، پوسیده شد و خاصیت خود را از دست داد و دیدیم که سرانجام جریان اصلاح‌طلبی به‌نام عقلانیت سیاسی به اشکال گوناگون بازی با منطق مرسوم قدرت و کارت‌های مرسوم قدرت را آغاز کرد. این امر شخصیت و اصالت و سرمایه اجتماعی و انسانی جریان اصلاح‌طلبی را خدشه دار کرد تا جایی که امروز می‌بینیم حتی به مثابه یک آلترناتیو هم مورد تردید واقع شده است. علتش هم این است که خاصیت نقد و نقادی خود را از دست داده است. دراین فضا، پیش‌بینی خاصی، برنامه‌ای برای آینده، استراتژی و تاکتیک خاصی برای مسائل و مشکلات روزمره مردم، راه برون رفت  از شرایط، همه این‌ها به این موکول شد که چطور اصلاح‌طلبان بر سریر قدرت قرار بگیرند. هیچ گاه به‌عنوان کسانی که بیرون قدرت هستند، اما برنامه‌ای برای قدرت، برای تصحیح قدرت و برای هموار کردن راه قدرت، برای تلطیف و تحدید قدرت دارند، ارائه نکردند. به هیچ وجه نیندیشیدند که بیرون از قدرت هم می‌توانند تأثیر بگذارند، می‌توانند با برنامه‌ها، ایده‌هایشان، با تجویزها، با استراتژی‌ها و تاکتیک‌هایشان  روی قدرت تأثیر بگذارند، قدرت را تصحیح ، تلطیف و تحدید کنند. اما فرض من این است که جریان اصلاح‌طلبی چه در قدرت باشد و چه بیرون قدرت، می‌تواند در قدرت تأثیرگذار باشد، می‌تواند بسیار بیش از آن چیزی که درون قدرت و با حضور در قدرت می‌تواند انجام دهد، در بیرون قدرت انجام دهد. اما این فضا در ذهن بسیاری تغییر کرده و مفروض این شده که ما تنها زمانی می‌توانیم در قدرت باشیم که جزئی از قدرت باشیم. این هم به‌ نظر من همان جفای تاریخی است که به جریان اصلاحات منجر شد.
    اصلاح‌طلبانی که سال ۷۶ توانستند گفتمانی متناسب با نیازها و مقتضیات زمانه تولید کنند، چرا بعدها نتوانستند؟
    علل و عوامل مختلفی در این فضا تأثیر گذاشتند. چیزی که در فردای رخداد جریان اصلاح‌طلبی حادث نشد، به معنای «آلن بدیویی»، عدم تبدیل این رخداد به یک رخداد حقیقت است تا این رخداد نشر و رسوب کند و در جان مردم و حداقل در جان اصلاح‌طلبان به‌صورت یک فرهنگ رسوب کند. دوم اینکه کسانی که به‌عنوان کارگزاران، عاملان و حاملان جریان اصلاح‌طلبی مطرح می‌شدند، تبدیل به یک سوژه وفادار شوند که خودشان نسبت به جریان و اصالت آن وفادار باشند و آن را به یک بازی قدرت و بازی سیاست مرسوم تبدیل نکنند و قدرش را بدانند. به نظر من این دو اتفاق نیفتاد و وقتی این دو اتفاق نیفتاد، به یک معنا جریان اصلاح‌طلبی مصادره شد، آن هم از سوی شبه اصلاح‌طلبانی که از فرهنگ اصلاح‌طلبی نصیبی نبرده بودند. بنابراین به‌صورت فزاینده‌ای ما با یک جریان اصلاح‌طلبی بدون اصلاح‌طلب مواجه شدیم، مانند دموکراسی بدون دموکرات. اینها از جریان اصلاح‌طلبی ابزاری برای بازی در قدرت ساختند. امروز ما در یک شرایط تاریخی به سر می‌بریم که تبدیل دوران‌ها و تبدیل نسل‌ها به‌صورت بسیار سریعی انجام می‌شود، یعنی کورنولوژی (زمان‌شناسی) تاریخی به هم خورده است. دیگر این طور نیست که کورنولوژی تاریخی به‌صورت حسابی، یعنی یک، دو، سه و همین طور حرکت کند، بلکه شتاب‌های تاریخی به‌صورت هندسی دارد تغییر می‌کند، کما اینکه امروز سبک زندگی در جامعه ما به‌صورت هندسی تغییر می‌کند. درحالی که جریانی که بالاخره جریان رسمی اصلاح‌طلبی متصلب‌تر، منجمدتر و مومیایی‌تر از آن بود که بتواند خود را با شرایط زمانه وفق دهد. بنابراین نمی‌توانست به‌صورت فرزند خلف زمانه و روح زمانه‌اش جلوه‌گری داشته باشد و به نیازهای نسل جدید پاسخگو باشد. اینها همه باعث شد که به طور فزاینده‌ای به حاشیه کشیده شود. دیرزمانی است که حتی یک مفهوم جدید وارد گفتمان آن نشده و آموزه جدیدی واردش نشده است. حاملان و عاملان آن هم حاملان و عاملانی هستند که دیری است امتحان پس داده‌اند، دیری است فقط بازی قدرت را می‌فهمیدند. همه اینها باعث شده است که نگاه مردم نسبت به این جریان متفاوت شود و امروز می‌بینیم که چه اتفاقی افتاده است. البته این را هم گفته باشم که یک دست از درون و یک دست از بیرون، با هم جمع شدند و آن دست از بیرون هم نمی‌خواهد جریان اصلاح‌طلبی به‌صورت آلترناتیو باقی بماند زیرا مفروض آن دست از بیرون این است که جریان اصلاح‌طلبی بعد از حرکت‌ها و استراتژی‌های مدنی و قانونی، موجب تداوم وضعیت موجود می‌شود و اجازه نمی‌دهد که وضعیت موجود رادیکالی تغییر کند. بنابراین آن دست از بیرون به همراه این دست از درون، باعث شد تا امروز جریان اصلاح‌طلبی این وضعیت و این حال و احوال را پیدا کند. اما معتقدم که جریان اصلاح‌طلبی تاریخی ما تنها آلترناتیو آینده این جامعه برای تغییر خواهد بود و هیچ راهی برای تغییر عمیق، گسترده، مانا و پایا در جامعه امروز ما به جز راه‌های مدنی و اصلاحی وجود ندارد. هر رادیکالیزمی به رادیکالیزم و به یک نوع استبداد  ختم خواهد شد. اما از جریان اصلاح‌طلبی واقعاً موجود، انتظار ویژه‌ای ندارم، اما تمام امیدم به جریان اصلاح‌طلبی تاریخی است که همواره احساس می‌کنم تنها راه برون رفت ما از شرایط کنونی است.

    حاملان و عاملان جدید اصلاح‌طلبی تاریخی چه ویژگی‌هایی دارند؟ چه کسانی یا گروه‌هایی آنان را در بازی سیاسی نمایندگی خواهند کرد؟
    اجازه بدهید از سؤال آخرتان شروع کنم. جریانات سیاسی جدید درحال گام برداشتن به سویی هستند که به‌طور فزاینده‌ای امر نمایندگی درحال از بین رفتن است. در امر نمایندگی، یک دوانگاری وجود دارد؛ گویی عده‌ای از استعداد و خاصیت نمایندگی کردن مردم برخوردارند و عده‌ای چنان صغیرند که باید نمایندگی شوند. این یک نگاه کلاسیک به سیاست است که اصحاب و اربابان قدرت همواره امر نمایندگی را، از آن عده‌ای خاص فرض می‌کردند که تنها اینان می‌توانستند تدبیر منزل ‌کنند و به‌جای مردم، برای مردم و با زبان مردم سخن بگویند. اما تجربه تاریخی نشان داده کسانی که قرار بود به نمایندگی از مردم برخیزند، فقط خود و اطرافیان خود را نمایندگی کردند و رابطه آنان و رابطه نمایندگی آنان با توده‌های مردم قطع شد. بنابراین نگاه نمایندگی و نگاه کلاسیک به سیاست، علاوه بر این مشکل که جامعه را به‌کسانی که سیاست می‌کنند و کسانی که سیاست می‌شوند، تقسیم می‌کند، به یک نوع رابطه به تعبیر فوکویی «شبان کاره‌ای» در نوع جدیدش تبدیل می‌شود. بنابراین به‌نظر می‌رسد که جریان اصلاح‌طلبی آینده به‌طور فزاینده‌ای به‌سمت و سویی می‌رود که جامعه را به بلوغی برساند که به تعبیر «امانوئل کانت» از صغارت خودخواسته خارج شود و به شعوری برسد که بتواند خود به‌جای خود، به‌زبان خود و برای خود سخن بگوید، خود بتواند خود را نمایندگی کند و احتیاج نداشته باشد که همواره از سوی دیگران نمایندگی شود. حتی می‌بینیم که برخی اعتراضات  جامعه، مانند دی ماه نیز احتیاج به رهبری و ساماندهی ندارد، احتیاج ندارد که حزبی، گروهی، فرمانده‌ای، رهبری یا جایی باشد که ایدئولوژی تزریق کند و بگوید امروز چه اکتی انجام دهید، بلکه در مقابل می‌بینیم که  خودجوش در جامعه حرکت می‌کند، یک نوع خود اکسپرسیونیستی در جامعه فعالیت می‌کند، خودی که چرخه رهبری و پیروی درون آن بسته می‌شود، خود، رهبر خود و خود، ایدئولوگ خود است، خودش خودش را هدایت می‌کند که در شرایط کنونی چه اکتی باید انجام داد.
    اما این جنبش‌ها به همان اندازه که در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی مؤثر بودند، نتوانستند در حوزه سخت قدرت تغییری ایجاد کنند؟
    خاصیت این جنبش‌ها این است که می‌توانند به تعبیر «ارنستو لاکلاو» یک زنجیره تفاوت‌ها ایجاد کنند، زنجیره همگونی میان نیروها و افراد متفاوت، با انگیزه‌ها و انگیخته‌های متفاوت ایجاد کنند. می‌تواند انگیزه و انگیخته شما صرفاً اقتصادی باشد، اما در جمعی که در خیابان حرکت کرده است، حضور داشته باشید. یا می‌تواند انگیزه شما کاملاً جنسیتی باشد، اما در این جمع حضور داشته باشید. وقتی جمعی ایجاد می‌شود، در آن انسان‌هایی باانگیزه‌ها و انگیخته‌های متفاوت به هم گره می‌خورند و همه این جمعی که لزوماً و ضرورتاً انگیزه اقتصادی ندارند، به‌عنوان نیرویی محسوب می‌شوند که این شعار را فریاد زده و این نیاز را تقاضا می‌کنند و دولت را با این خواسته مواجه می‌کنند. دولت برای اینکه بماند، لاجرم باید بگوید که من صدای شما را شنیدم و در دستور کار اقتصادی خود تغییری ایجاد می‌کنم. مگر امروز در عراق این اتفاق نیفتاده است؟ مگر امروز در لبنان اتفاق نیفتاده است؟
    بنابراین اصلاح‌طلبی تاریخی و اجتماعی همچنان فشار از پایین خود را اعمال می‌کند، بدون اینکه بخواهد کسی در بالا چانه‌زنی بکند.
    می‌خواهم بگویم این فشار از پایین به تدبیر و دم مسیحایی اصلاح‌طلبان صورت نمی‌گیرد. دیر زمانی است که جریان اصلاح‌طلبی، آوانگارد حرکت‌های اجتماعی نیست و به پس گارد تبدیل شده است. جریان اصلاح‌طلبی موجود تنها زمانی می‌رسد که جریان‌های اجتماعی شکل گرفته و پس از آن برخی از جریان‌ها و روشنفکران جریان اصلاح‌طلبی شروع می‌کنند به تحلیل این جریان اجتماعی. این‌گونه نبوده است که شورش‌های دی ماه به اذن یا به تدبیر اصلاح‌طلبان صورت بگیرد، بلکه پس از وقوع این اتفاق، برخی از اصلاح‌طلبان آن را تأیید و برخی هم آن را تقبیح و نقد کردند. بنابراین اتفاقی که می‌افتد، همین است که جریاناتی خارج از اراده بازیگران مرسوم و رسمی جامعه شکل می‌گیرد که این جریان‌ها، به لحاظ تاکتیک، استراتژی و هم به لحاظ مانیفست جریانی، تحت تأثیر این کنشگران رسمی نیست.
    گفتید که در دهه پنجم، چه حاکمیت و چه گروه‌ها نمی‌توانند از طریق «گفتمان با مردم ارتباط برقرار کنند، بلکه باید از طریق «کنش» ارتباط برقرار کنند. منظور شما همان «پالیسی» یا سیاستگذاری است؟
    مردم دیگر با اینکه کلمات زیبا گفته شود، رابطه برقرار نمی‌کنند. مردم باید ببینند که هر آموزه و هر گزاره گفتمان، می‌تواند یک راه برون رفت باشد و روزنه‌ای بگشاید، می‌تواند در زندگی او تأثیری بگذارد. این آموزه و گفتمان، از جنس شعار و وعده‌هایی برای آینده‌های دور نباشد، از جنس وعده‌های دوران انتخاباتی نباشد. مردم ما بعد از ۴ دهه از این چند گفتمانی که نیروها و کنشگران اجتماعی و سیاسی اسیرش هستند، مقداری خسته و ملول هستند، خسته هستند از اینکه در آستانه انتخابات چنان سخن می‌گویند که هیچ آوانگاردی در سراسر جهان به گرد پایشان هم نمی‌رسد، اما در فردای انتخابات، روایت، بیان و گفتارشان عوض می‌شود. مردم به کسی اطمینان پیدا می‌کنند که بپذیرند؛ اولاً آنچه می‌گوید خود باور دارد و ثانیاً اینکه درباره آنچه می‌گوید از پتانسیل کنشی برخوردار است، یعنی امکان آن را دارد تا آن را پیاده و زندگی را متحول کند. ما باید بتوانیم گفتمانی از جنس «پراکسیس» بسازیم، یعنی گفتمان ما باید بتواند به‌صورت یک کنش حکمت آلود، جلوه‌گری کند و انسان‌ها بدانند که این گفتمان قابلیت ایفای نقش در نقش یک کلید را دارد تا درهای بسته را به روی آنان بگشاید و ناهمواری‌های مسیر آنان را هموار کند، درغیر این صورت بعید است که اسیر شعارهای دوران انتخاباتی یا اسیر گفتمان‌های زیبای برخی شوند. در جامعه امروز ما، اگرچه قدرت و سیاست هنوز به آن بلوغ نرسیده است، اما طبیعتاً به این فضاها می‌اندیشد که چگونه برای اشباع کردن فضا و اجازه ندادن برای اینکه به سوی یک رادیکالیزم کشیده شود و یک نوع اپوزیسیون بهنجار و قانونی باشد، تا هم فضای دوقطبی-چندقطبی سیاسی را به شکلی اشباع کند و هم یک شرایط آنتاگونیستی، ایجاد کند و بموقع بتواند با کارت‌ها و استراتژی‌های مختلف بازی کند. بنابراین، به نظر من می‌رسد که حداقل از این منظر، قدرت مسلط نیم نگاهی به جریان اصلاح‌طلبی دارد.
    بنابراین آنچه امروز ما ناامیدی می‌بینیم، بن‌بست در حوزه ماکروفیزیک قدرت است، جامعه روزنه‌ها و دریچه‌های خود را باز می‌کند و پیش می‌رود.
    شکافی که در جامعه امروز ما اتفاق می‌افتد، شکاف میان تدبیر و تغییر است. به این معنی که تغییرات جامعه، به‌صورت هندسی حرکت می‌کند، اما تدبیرهای جامعه ما در اوج خود، به‌صورت حسابی حرکت می‌کند. این شرایط باعث جدایی میان تدبیرگران منزل و اهالی منزل شده است. اهالی منزل کار خود را می‌کنند و در هر شرایطی روزنه‌ها را باز می‌کنند، مسیر خود را هموار می‌کنند و فضایی برای زیست خود فراهم می‌کنند. این تدبیرگران منزل هستند که باید هوشیار باشند و بدانند در زمانه‌ای زندگی می‌کنند که به تعبیر شاعر، «کسی منتظر مهلت خمیازه ما نیست» هر لحظه این رود جاری و ساری است، هر لحظه‌اش سبک دیگری و هویت دیگری است. باید بتوانند با کاروانی که شتابان در حال رفتن است، همسو بشوند، اما تدبیرگران منزل ما سنگین پا و فرتوت‌تر از آن هستند که بتوانند با این کاروان شاداب که شتابان به‌سوی ناشناخته‌ها می‌رود همراهی بکنند. این شکاف در آینده این جامعه را بسیار اذیت خواهد کرد.

  • رکورد جدید در بازار دلار

    رکورد جدید در بازار دلار

    به‌رغم رشد روز آخر و شکست کانال ۱۳ هزار تومانی، سکه در هفته گذشته نسبت به دلار رشد بیشتری را تجربه کرد. دلار در هفته گذشته بازدهی ۵/ ۴ درصدی را به ثبت رساند، حال آنکه فلز گرانبهای داخلی توانست حدود ۵ درصد طی یک هفته افزایش ارزش را تجربه کند. سکه روز پنج‌شنبه نیز ۶۰ هزار تومان افزایش را تجربه کرد و به بهای ۴ میلیون و ۵۸۰ هزارتومان رسید. این قیمت ۲۲۰ هزار تومان بیشتر از نرخ بسته شده پنج‌شنبه دو هفته قبل بود. آنچه باعث شد سکه در هفته گذشته حتی بیشتر از دلار رشد کند، بالا رفتن بهای طلای جهانی و عبور از محدوده هزار و ۴۷۰ دلاری بود؛ طبیعتا دلیل اصلی رشد سکه همان افزایش قیمت دلار بود.

    در مورد دلایل افزایشی شدن بازارها در روزهای اخیر صحبت‌های زیادی شده است و رکوردهای جدید سکه و دلار بار دیگر ذهن افراد عادی و فعالان اقتصادی را به خود درگیر کرده است. اما آنچه مسلم است میزان تقاضا در آذرماه بالا رفته و به نظر می‌رسد این میزان افزایش کمی بیش از انتظار بازارساز بوده است. رئیس کل بانک مرکزی نیز در آخرین یادداشت خود می‌پذیرد که بخشی از افزایش فعلی قیمت‌ها ناشی از رشد قیمت بنزین و انتظارات تورمی ناشی از آن است. البته وی همزمان به افراد عادی برای سرمایه‌گذاری در بازار هشدار می‌دهد. با این حال، آنچه اهمیت دارد این است که رئیس کل به نوعی ورود تقاضای احتیاطی و حتی سفته‌بازی به بازار را پذیرفته است. پیش از اینکه سومین ماه پاییز آغاز شود، بسیاری از فعالان عنوان می‌کردند که انتظار دارند به‌طور سنتی میزان تقاضا در بازار زیاد شود. آنها رشد تقاضای تجاری و تسویه شرکت‌های تجاری در آستانه پایان سال میلادی را از عوامل سنتی افزایش تقاضا عنوان می‌کردند و باور داشتند با نزدیک شدن به تعطیلات ژانویه میزان تقاضای مسافرتی نیز افزایش پیدا می‌کند. در واقع یک ظرفیت انتظاری افزایشی پیش از آذرماه در میان معامله‌گران وجود داشت و مسلما بانک مرکزی نیز آگاه بوده است. افزایش قیمت دلار در هفته‌های انتهایی آبان نیز عمدتا به جز دو روز بسیار کنترل شده صورت می‌گرفت و انتظار می‌رفت در صورتی که رشدی در آذرماه در بازارها صورت بگیرد، آرام باشد. با این حال، به نظر می‌رسد شوک بنزینی و اتفاقات پیرامون آن موجب ورود تقاضای احتیاطی به بازار شده و همین موضوع موجب شده است که سرعت رشد قیمت دلار نیز در دو هفته جاری کمی بیشتر شود. دو هفته قبل دلار بالای ۵ درصد افزایش یافت و هفته گذشته حدود ۵/ ۴ درصد.

    یکی از فعالان باتجربه بازار می‌گوید، طبیعی است که هرگونه احساس ناامنی، برخی افراد را نگران می‌کند و نگرانی افراد را در موقعیتی قرار می‌دهد که تصمیم به تبدیل بخشی از دارایی ریالی خود به ارز و طلا بگیرند. از نظر این فعال بازار، آنچه می‌تواند شرایط معاملات را آرام‌تر و نوسانات را محدودتر کند، سیگنال عادی شدن شرایط و تغییر انتظارات معامله‌گران است. البته برخی معامله‌گران نیز عنوان می‌کنند، بازار با گذر از تقاضای فصلی کم‌کم به آرامش خواهد رسید و افزایش روزهای اخیر جبران خواهد شد. این در حالی است که همچنان برخی از تحلیلگران معتقدند بازارساز اوضاع بازار را در دست دارد و تنها می‌خواهد با فروش در قیمت‌های بالا نوسان‌گیران را دچار ضرر کند و قدرت آنها را کاهش دهد. در این میان، هفته جاری برای بسیاری از معامله‌گران از اهمیت زیادی برخوردار است؛ کمتر کسی تصور می‌کرد که قیمت دلار با این سرعت به مرز ۱۳ هزار تومانی برسد و حالا سوال مهم پیش روی بازار این است که آیا رشد قیمت بیشتر از این ادامه خواهد یافت یا بازارساز روز شنبه (امروز) قیمت‌ها را در جهت کاهشی قرار خواهد داد و اجازه عبور آن از نقطه مقاومتی ۱۳ هزار و ۲۰۰ تومانی را نخواهد داد.

    قیمت دلار

    ۲۲۳۲۲۳