
۴۱۲۶۳
یک نقاشی دیواری تازه که گمان میرود کار جدید بنکسی، هنرمند ناشناس بریتانیایی باشد، بر دیوار خانهای در منطقه بارتون هیل شهر بریستول انگلیس ظاهر شده است. متعلق بودن این اثر که شامل یک استنسیل سیاهوسفید یک دختر با تیروکمانی در دست و یک اسپلش رنگ ساخته شده از گلهای پلاستیکی است، به بنکسی هنوز باید تایید شود.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر تمام شد اما هنوز بحثهای مربوط به آن و حاشیههایش ادامه دارد. اتفاق بیسابقهای که در این دوره از جشنواره رخ داد، تحریمهای پیش از آغاز جشنواره و در نهایت پس از برگزاری پرشور این رویداد مهم، تحریم اختتامیه توسط تیم عوامل فیلمی بود که با علم به دریافت ۵سیمرغ در اختتامیه حضور نیافتند! مروری خواهیم داشت بر حواشی فیلم «روز صفر» در این دوره از جشنواره فیلم فجر.
درباره «روز صفر»
سعید ملکان، طراح گریم، مجری طرح و این اواخر تهیهکننده سینمای ایران در اولین تجربه کارگردانیاش به سراغ یک سوژه حساس رفت. او که سال قبل با فیلم «غلامرضا تختی» به کارگردانی بهرام توکلی و با بودجه فارابی در جشنواره فیلم فجر حضور داشت و سال قبلش با «تنگه ابوقریب» با همین کارگردان و با بودجه اوج به جشنواره آمده بود، امسال با همکاری و مشاوره این کارگردان مطرح برای اولین بار کارگردانی را با یک سوژه امنیتی تجربه کرد. عملیات دستگیری عبدالمالک ریگی که در چند کشور و با هزینه بالا ساخته شده بود و امیر جدیدی و ساعد سهیلی در آن نقشهای اصلی را ایفا میکردند. «روز صفر» روایت یک مامور امنیتی از دنبال کردن رد عبدالمالک ریگی از آلمان تا پاکستان و امارات و … و در نهایت عبور هواپیمای مسافربری حامل او از آسمان ایران و نشاندن این هواپیما در فرودگان بندرعباس است. یک عملیات نفسگیر که به زعم برخی از منتقدان از ساخت خوبی برخوردار است و امیر جدیدی برای بازی در نقش مامور امنیتی این فیلم کاندیدای دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد شد.
«روز صفر» و واکنشهایی که دریافت کرد

اولین تجربه کارگردانی سعید ملکان از همان ابتدای نمایش در سالن رسانههای جشنواره فیلم فجر با واکنشهای عجیبی روبهرو شد. درست از همان جلسه پرسش و پاسخی که با حضور رسانهها برگزار شد و برخلاف فیلمهایی که با شرایط و سوژه مشابه این فیلم ساخته شده بودند، (برای مثال «شبی که ماه کامل شد» نرگس آبیار) جلسه آرامی را سپری کرد. این جلسه آرام اما یک مهمان ویژه هم داشت. یک منتقد همیشه مخالف که به نقدهای منفیاش شهره است و تیکهکلام «این فیلم درنیامده»اش درباره همه فیلمها شنیده میشود، به یکباره وارد نشست خبری پس از نمایش این فیلم شد و پشت تریبون قرار گرفت و آن را «اولین فیلم اکشن ضدامنیتی ایران» خواند.
ادامه نظرات مثبت تا کاندیدا شدن برای ده سیمرغ
«روز صفر» در طول جشنواره فیلم فجر توانست در میان مردم هم آرای خوبی کسب کند و تا روز آخر یکی از فیلمهای برتر آرای مردمی بود و در روز آخر هم با اعلام نامزدهای کسب سیمرغ بلورین این دوره از جشنواره توسط دبیر آن، نام این فیلم در ۹رشته بخش سودای سیمرغ و همچنین برای دریافت سیمرغ بهترین فیلم بخش «نگاه نو» تکرار شد.
از همان زمان اعلام نامزدهای جشنواره فیلم فجر اما زمزمههایی از اعتراض به کاندیدا نشدن ساعد سهیلی که در این فیلم نقش عبدالمالک ریگی را ایفا میکرد به گوش میرسید. این اعتراض اما رسمی نشد تا ماجرا به اختتامیه فجر رسید و تحریم این مراسم ویژه.
۵سیمرغی که کسی برای گرفتنشان روی سن نیامد!
این شاید اولین بار باشد که در جشنواره فیلم فجر چنین اتفاقی رخ میدهد. اینکه تیم عوامل یک فیلم به کلی قید سیمرغهایشان را بزنند و هیچکدام در مراسم اختتامیه حضور پیدا نکنند. اولینبار که نام «روز صفر» و کارگردانش در اختتامیه و توسط فرشته طائرپور یکی از داوران بخش نگاه نو خوانده شد، برای اعطای سیمرغ بهترین فیلم بخش نگاه نو بود. سیمرغی که به کارگردانهای فیلماولی اهدا میشود. کارگردانهایی که معمولا برای ساخت اولین فیلمشان بارها و بارها به دنبال تهیهکننده میان دفاتر فیلمسازی سرگردان شدهاند و در نهایت با سختی و مشقت فیلم اولشان را ساخته و از هفت خوان رستم گذشتهاند تا فیلمی قابل قبول هیات انتخاب جشنواره فجر بسازند و راهی این رویداد بزرگ سینمایی شود. برای همین است که این سیمرغ معمولا برای صاحبش ارزش فراوانی دارد و نمیتواند از آن بگذرد جز دو سال اخیر که این سیمرغ صاحبی نداشته است! سال قبل همایون غنیزاده با وجود حضور در مراسم اختتامیه از دریافت سیمرغ بخش نگاه نو امتناع کرد اما سیمرغ دوم که سیمرغ هنر و تجربه بود را پذیرفت و امسال که سعید ملکان به این سیمرغ وقعی ننهید و شاید برای همین هم بود که وقتی فرشته طائرپور نام سعید ملکان را خواند و او به روی صحنه نیامد سیمرغش را به مسوول مربوطه تحویل نداد و آن را با خود برد.
غیبتی که قرار بود با بیانیهای مبهم موجه شود!

ساعتی از اختتامیه گذشته بود که تیم ساخت «روز صفر» در بیانیهای مبهم از دلایل نیامدنش گفت. بیانیهای که ترجمه آن برای رسانهها ساعتی طول کشید و در نهایت این ابراهیم داروغهزاده بود که در یک پرسش و پاسخ توئیتری به سوال یک روزنامهنگار درباره دلایل تحریم اختتامیه توسط سعید ملکان و گروهش نوشت: «آقای ملکان به دو موضوع انتقاد داشند و اختتامیه فجر را تحریم کردند: ۱- معتقد بودند نباید افرادی که صحبت از تحریم کردهاند و یا افرادی که در نشست رسانهای اعتراض کردهاند داوری و کاندید میشدند ۲- پذیرش فیلم خورشید علیرغم دیر رسیدن به جشنواره»
این درحالیاست که ابراهیم داروغهزاده در نشست خبری پیش از آغاز جشنواره اعلام کرده بود همه افراد در همه رشتهها مورد داوری قرار میگیرند و افرادی که از حضور در جشنواره فیلم فجر انصراف دادهاند هم از این قاعده مستثنی نیستند و مشخص نیست چرا سعید ملکان و گروهش همان پیش از جشنواره و با علم به این موضوع از حضور در این رویداد انصراف ندادند و نکته بعد اینکه سال گذشته سعید ملکان به عنوان تهیهکننده فیلم «غلامرضا تختی» فیلم را با تاخیر به دبیرخانه جشنواره ارائه داد و باید دید آیا این سینماگر قدیمی و باتجربه با در نظرگرفتن این موارد تصمیم به تحریم همهجانبه اختتامیهای گرفته است که به اذعان بیانیهای که صادر کرد «با علم به دریافت ۵ سیمرغ» بوده؟
ماجرای سیمرغی که فرشته طائرپور امانت گرفت چه میشود؟
سیمرغ بهترین فیلم بخش نگاه نو، وقتی صاحبش برای دریافت آن نیامد پیش فرشته طائرپور به امانت ماند. او که در سخنرانیاش پیش از اعطای این سیمرغ صحبتهایی از واکین فینیکس بازیگر نقش «جوکر» پس از دریافت اسکار مبنی بر لزوم همدلی و همراهی را نقل کرده بود پس از اینکه ملکان برای دریافت سیمرغش نیامد و برگزارکنندگان جشنواره گفتند در راه است و میرسد گفت: این سیمرغ پیش من میماند تا ملکان برای دریافت آن بابت تاخیرش دلیل موجهی داشته باشد.
سعید ملکان اما تا آخر مراسم هم به اختتامیه نرسید و طائرپور صبح امروز در گفتگو با یکی از رسانهها از سرنوشت این سیمرغ اینطور گفته بود: «تا این لحظه فقط دو راهحل به ذهنمان رسیده، یا سیمرغ را با یادداشتی که بر آن ضمیمه میکنیم و مینویسیم: «این تنها سیمرغ بخش فیلم اولیهای جشنواره سیوهشتم است که برنده آن با ناسپاسی برای دریافت آن روی صحنه نیامد»، برای موزه سینما ارسال میکنیم تا آیندگان سینمای ایران در جریان ماجرای آن قرار بگیرند؛ و یا مسئولان جشنواره به ما اجازه خواهند داد که آن را به یکی از دو فیلم دیگری که فقط یک رأی از این فیلمِ برگزیده کمتر داشتند اهدا کنیم. البته احتمال سومی هم هست و آن اینکه مسئولان جشنواره تصمیمگیری در مورد این سیمرغ را از اختیارات هیات داوران ندانند! و امر به تحویل آن کنند که البته این هم حکایتی برای داوران دورههای بعد خواهد داشت. دعا کنیم در حین این بلاتکلیفیها، این سیمرغِ جفادیده، دلش نشکند و بال نکشد و از دست نرود.»
پاسخ دبیر جشنواره سیوهشتم
برای اینکه از تصمیم دبیرخانه جشنواره درباره سرنوشت این سیمرغ مطلع شویم با ابراهیم داروغهزاده دبیر سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر تماس گرفتیم. وی در پاسخ به این سوال به خبرآنلاین گفت: «برای این موضوع در جلسه بعدی شورای سیاستگذاری جشنواره که هفته بعد برگزار میشود تصمیمگیری خواهد شد.»
داروغهزاده همچنین درباره اینکه آیا پیشنهادهای فرشته طائرپور درباره سرنوشت این سیمرغ در این جلسه بررسی میشود هم گفت: «حتما این پیشنهادها هم بررسی خواهد شد.»
حال باید منتظر ماند و دید تصمیم شورای سیاستگذاری جشنواره فیلم فجر درباره این سیمرغ و آشیانه نهاییاش چه خواهد شد. آیا آن را با سلام و صلوات به دفتر سعید ملکان میفرستند یا به فیلمساز دیگری اهدا میشود یا به موزه سینما میرود و عبرت آیندگان خواهد شد؟
۲۵۲۵۸

دو نمایش «قهوه قجری» به نویسندگی و کارگردانی آتیلا پسیانی و «تنها خرچنگ خانگی لای ملافهها خانه میکند، اتللو» به نویسندگی و کارگردانی ابراهیم پشت کوهی در میان استقبال قابل توجه مخاطبان اجرای خود در تالارهای اصلی و قشقایی مجموعه تئاتر شهر را آغاز کردند.
نمایش «قهوه قجری» با نگاهی به نمایشنامه «هملت» ویلیام شکسپیر به نویسندگی و کارگردانی آتیلا پسیانی از روز چهارشنبه ۲۳ بهمن ماه ساعت های ۱۹ و ۲۱ با مدت زمان ۷۰ دقیقه و قیمت بلیت ۷۰ تا ۹۵ هزار تومان در تالار اصلی به صحنه رفت. در این نمایش ( به ترتیب حروف الفبا ) اصغر پیران، نوید جهانزاده، روح الله حقگوی لسان، هوتن شکیبا، نوید محمدزاده به عنوان بازیگری حضور دارند.
«قهوه قجری» که متن آن با نگاهی به نمایشنامه «هملت» شکسپیر نوشته شده، نخستین بار سال ۱۳۷۸ در جشنواره تئاتر فجر به صحنه رفت و سال ۷۹ اجرای عمومی خود را در تالار چهارسو مجموعه تئاتر شهر انجام داد و با استقبال تماشاگران رو به رو شد.
این نمایش که بیست سال پیش با بازی بهرام ابراهیمی، محمد پورحسن، فرهاد شریفی، رضا فیاضی و آتیلا پسیانی اجرا شد، برای تماشگران نسلهای قبلی، اثری خاطرهانگیز است.
آتیلا پسیانی نویسنده، طراح و کارگردان نمایش «قهوه قجری» پیش از آغاز اجرای اول این اثر نمایشی خطاب به مخاطبان گفت: از طرف خودم ، بازیگران و سایر عوامل اجرایی نمایش از شما ممنونم که این اجرا را برای تماشا انتخاب کردید. ما طبق تصمیمی که در گروه اجرایی گرفتیم بنا داریم تا عواید حاصل از فروش بلیت اجرای اول و اجرای دوم نمایش «قهوه قجری» را برای کمک به سیل زدگان عزیز استان سیستان و بلوچستان اختصاص دهیم پس جا دارد باز هم از شما تشکر کنم که شما هم در این حرکت سهیم هستید. به هر حال ما امیدواریم مردم شریف این منطقه با حمایت بیشتر مدیران و مردم با رفاه و آسایش زندگی کنند و ما دیگر شاهد اتفاقات تلخ و ناگوار نباشیم.
در تالار قشقایی هم نمایش جدید دیگری با نام «تنها خرچنگ خانگی لای ملافه ها خانه می کند، اتللو» به نویسندگی و کارگردانی ابراهیم پشت کوهی از روز چهارشنبه ۲۳ بهمن ماه ساعت ۱۹ با مدت زمان ۱۰۰ دقیقه قیمت بلیت ۴۰ هزار تومان اجرای خود را آغاز می کند. در این نمایش اصغر همت، ناهید مسلمی، غلامرضا فرج زاده، ایمان اشراقی، مسیح کاظمی، منصور صوفی، گاتا عابدی به عنوان بازیگر حضور دارند.
صدرالدین زاهد نویسنده و کارگردان پیشکسوت تئاتر کشورمان از جمله هنرمندان شاخصی بود که در اولین اجرای نمایش «تنها خرچنگ خانگی لای ملافه ها خانه می کند، اتللو» حضور پیدا کرد.
در خلاصه داستان نمایش «تنها خرچنگ خانگی لای ملافه ها خانه می کند، اتللو» آمده است: « داستان اتللو این بار در جنوب ایران اتفاق می افتد.»
۲۵۸۲۵۸

تمامی حقوق این سایت برای خبرآنلاین محفوظ است.
نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright © ۲۰۱۸ khabaronline News Agancy, All rights reserved
غائله سوریه که راه افتاد، کار و زندگیاش را رها کرد و چسبید به جنگ و جبهه؛ درآمد قابل توجه و کسب و کار پر رونقی هم داشت، اما شهید حبیب بدوی خیلی ساده از همه دلخوشیهای دنیا دل کند و رفت.
عشق و علاقۀ حاج حبیب بدوی به جهاد و حماسه از دوران دفاع مقدس شروع شد؛ آن وقتها سن و سالی نداشت.

بعد از پایان جنگ مشغول زندگی خودش بود تا شروع درگیرهای سوریه که دوباره راهی میدان نبرد شد. آنهم نه یکبار و دوبار. حاجی در اعزام پنجمش به شهادت رسید و به برادرش که از شهدای عملیات مرصاد بود، ملحق شد.
او از لحاظ مادی و زندگی دنیوی هیچ کم کسری نداشت، این موضوع را همه میدانند چه آنها که از قبل با حاج حبیب آشنا بودند و چه کسانی که اخیرا با ایشان رابطه برقرار کرده بودند و از زندگیاش خبر داشتند.
به گفتۀ امیرخورشیدیفرد، تهیه کننده و کارگردان مجموعۀ «از آسمان» مخاطبان این برنامه جمعه ۲۵ بهمن، راس ساعت ۱۶ شاهد گوشههایی از زندگی شهید مدافع حرم، حاجحبیب بدوی خواهند بود.

این برنامه در زادگاه و محل سکونتش اهواز تولید شده است.
در تولید روایت تازه «از آسمان» سعید سلیمانی، احمدکاظمی، نادر گهرسودی، عباس خورشیدیفرد و حمید بناء مشارکت داشتهاند.
۵۷۵۷
«خوب بد جلف ۲: ارتش سری»، دومین فیلم بلند سینمایی پیمان قاسمخانی در جایگاه کارگردان است. او پس از آنکه نخستین تجربه کارگردانی خود را با ساخت «خوب، بد جلف» در سینما رقم زد، فیلم دوم خود را نیز در امتداد ساخته نخستش کلید زد و حالا به نظر میرسد قسمت سوم «خوب، بد جلف» نیز در راه است و قاسمخانی قصد تبدیل ایده خود به یک تریلوژی را دارد.
قصه «خوب بد جلف ۲: ارتش سری» با جمع شدن یک گروه سینمایی در کنار هم برای ساخت یک فیلم آغاز میشود. قرار معارفه گروه در رستوران گذاشته شده و سام و پژمان پس از مدتها یکدیگر را میبینند و همان مجادلات کلامی همیشگی را در لحظات اول آغاز میکنند. قرار است کارگردانی که از آمریکا آمده، فیلمی درباره حضور نازیها در ایران در دوران جنگ جهانی دوم بسازد. اما مخاطب خیلی زود متوجه میشود که ماجرا چیز دیگری است و آنها در واقع مامورین سیآیای هستند که برای انجام یک عملیات خرابکارانه در پوشش یک گروه فیلمسازی وارد ایران شدهاند.

«خوب بد جلف ۲: ارتش سری» به شکلی غافلگیرکننده آغاز میشود؛ سکانس ابتدایی فیلم بیش از آنکه به سکانس آغازین یک فیلم بلند سینمایی شبیه باشد، به آگهی تبلیغاتی برندی تجاری شباهت دارد؛ به نحوی که احساس میکنید فیلم هنوز شروع نشده و شما در حال تماشای بخشی از آگهی تبلیغاتی پیش از شروع فیلم هستید! در ادامه یکی از بازیگران زن فیلم را در حالیکه بالای سرش برند تجاری یک شرکت آرایشی بهداشتی نصب شده است، در کسوت ویزیتور آن شرکت مشاهده میکنید و پس از حس گیجی گنگ و مبهمی که روی صندلی پیدا کردهاید، تازه دوزاریتان میافتد که نماهای تبلیغاتیای که تا آن لحظه در فیلم دیدهاید، بخشی از «خوب بد جلف ۲: ارتش سری» بوده و فیلم با همان نماها آغاز شده است!
فیلم اگرچه همچنان متضمن پارهای از شوخیهای جنسی و میانمایه کلامی است، اما در مقایسه با بسیاری از آثار سینمایی متعلق به ژانر کمدی در سینمای ایران وضعیت مناسب و تحملپذیرتری دارد؛ اساساً قاسمخانی از معدود کارگردانان کمدیساز ایرانی است که برای خلق فضای کمدی در آثار خود بیش از آنکه بر عناصری چون لودگی و سخافت متکی باشد، بر خلق موقعیتهای کمیک یا سیتکام تمرکز میکند و همین خصیصه، محصول کار او را از دایره آثار شانه تخمه مرغی سینمای ایران خارج کرده و قاسمخانی را دست کم چند پله بالاتر از سایر رقبا قرار میدهد.

قاسمخانی در ادامه به درستی برخی مناسبات غلط مرسوم و رایج در سینمای ایران را با نگاه انتقادی و چاشنی طنز مورد تعریض قرار میدهد؛ چگونگی تولید انبوه فیلمهای سینمایی آبدوغخیاری در شمال ایران، فیلمبرداری در لوکیشنهای خارج از کشور و استفاده از زنان بیحجاب برای جذب مخاطب و… ازجمله مواردی هستند که جملگی در «خوب بد جلف ۲: ارتش سری» مورد نقد طنازانه قاسمخانی قرار میگیرند.
قاسمخانی در ادامه نوک پیکان انتقادات خود را متوجه برخی روندهای مرسوم در سطح کلان مدیریتی سینمای ایران میکند و در این راستا سوءاستفاده برخی فیلمسازان از «بند پ» را نیز به چالش میکشد. با این وجود، ازجمله ابتکارات جالب توجه او در کسوت فیلمنامهنویس و کارگردان «خوب بد جلف ۲: ارتش سری»، هنگامی است که شوخی با ترامپ و تمسخر کاراکتر او را دستمایه کار خود قرار میدهد و با ظرافتی طنازانه به نمایش شمهای از حماقتهای رییس جمهور آمریکا میپردازد.

اما فارغ از نقد فنی و محتوایی فیلم، نکته جالب توجه درباره نمایش «خوب بد جلف ۲: ارتش سری» در سینمای رسانهها این بود که فیلم در نقش یک نفسکش، جو تلخ و سنگین حاکم بر فضای پردیس ملت را که در پرتو اکران انبوه فیلمهای تلخ اجتماعی رقم خورده بود تعدیل کرد و باعث شد اهالی رسانه به اندازه یک سانس هم که شده با ندیدن فیلمهای اجتماعی تلخ جشنواره سی و هشتم نفسی تازه کنند.
۵۷۵۷
در بخش ابتدایی مدیری پیرامون فعالیتهای این هنرمند سوال کرد و او پاسخ داد: «کار خودم را از تئاتر شروع کردم، چرا که من عاشقانه تئاتر را دوست داشتم و چیزی برای من عاشقانهتر از حضور روی صحنه نبود. از این طریق با مردم همراه بودم و تا به امروز اجراهای بسیاری را با کارگردانهای شناخته شده تجربه کرده و بسیار آموختهام. تقریبا حدود ۸۰ تئاتر را تا الان کار کرده و میتوانم بگویم که زندگی را در تئاتر آموختم.»
وی ادامه داد: «به نظرم جذابتر از حضور در صحنه چیز دیگری برای من وجود ندارد. این حضور حس زنده بودن به من میدهد. حتی بعد از این همه سال، زمانی که دوباره روی صحنه میروم یک حس عجیب و غریب همراه من است.»
مدیری پیرامون حضور بازیگران سینما در تئاتر سوال کرد و ادبی گفت: «من اصلا با این موضوع مخالف نبودم، واقعیت این است که من بازیگری تئاتر، سینما و تلویزیون را جدا نمیدانم.»

ادبی در خصوص واکنشهای مردم نسبت به هنرمندان عنوان کرد: «این موضوع بسیار واضح است چرا که مردم حرفهایی از سلبریتیها شنیدهاند و در نهایت اتفاق نیفتاده، حتی برخی از آنان هنرمندان را الگوی خود قرار دادهاند، اما متاسفانه اتفاقات خوب رخ نداده و مردم هم از این اتفاق خشمگین هستند.»
مردم از تئاترهای لاکچری استقبال کردند
مدیری سراغ تئاترهای لاکچری رفت و درباره این موضوع صحبت کرد و بازیگر سریال «شهرزاد» بیان کرد: «خود من به شخصه میگویم که جامعه به انواع تئاترها نیاز دارد، همه سبک کار تئاتر داشته باشیم. اما مردم نسبت به همین تئاترها هم استقبال داشتند. شاید به خاطر بازیگرها و سالنها و موضوعات دیگر این اتفاق افتاده است. البته از طرفی هزینه این تئاترها به هزینه سالنهایی مربوط میشود که نمایش در آنها به روی صحنه میرود.»
ماجرای جالب ازدواج با یک آهنگساز بداخلاق
بازیگر سریال برادر جان درباره ازدواج خود توضیح داد: «با آقای ابراهیم اثباتی که همسر من هستند، در نمایش «خانم» پری صابری همکار بودیم، آهنگساز این نمایش بود و خیلی هم آدم بد اخلاقی بودند (خنده). من گفتم چطور میشود با ایشان حرف زد. همیشه میگویند که همه چیز با تنفر شروع و به عشق ختم میشود، برای ما اینگونه رقم خورد.»
در این برنامه اتفاق جالبی رخ داد و مدیری درباره اینکه چرا خانم بازیگر هیچ کجا نامی از دایی خود یعنی محمود کلاری نبرده است، پرسید و او گفت: «دوست نداشتم که دیگران گمان کنند از نام او استفاده میکنم. زمانی که من کار خود را تازه شروع کرده بودم، مادربزرگم به آقای کلاری گفت که نسیم کار خود را در تئاتر شروع کرده است تا او مرا کمک کند.»
وی ادامه داد: «اماآقای کلاری نپذیرفت و گفت اگر او میخواهد در این حرفه حضور پیدا کند، همانطور که من برای حضور در این حرفه زحمت کشیدهام و کسی حمایتم نکرد، نسیم هم باید زحمت بکشد. اگر استعدادش را داشته باشد خودش راهش را انتخاب میکند و من کاملا برای حضور او با تجربه کم در سینما مخالف هستم، من ابتدا خیلی ناراحت شدم و به مادربزرگم گفتم کاش نمیگفتی.»
این بازیگر گفت: «من خودم شروع به کار تئاتر کردم و به مرور کارم را ادامه دادم. امروز خیلی خوشحالم و از او ممنونم که خیلی بیشتر از من سختی کشیده است. چرا که هم دورهای آقای کلاری و همه همکاران دوره سختتری را سپری و راه سختتری را طی کردند و من این این مسیر را بسیار بیشتر دوست دارم.»
آشپزی به سبک بازیگر سریال «شهرزاد»
در بخش دیگر، مجری دورهمی پیرامون آشپزی جالب این بازیگر سوال کرد و دستور پخت قلیه ماهی را پرسید که نسیم ادبی گفت: «من جنوبی نیستم و از همه جنوبیها عذر خواهی میکنم چرا که به مدل خود این غذا را درست میکنم، من قلیه ماهی با تن ماهی درست میکنم سبزی قلیه و تن ماهی و سبزیجات خاص خود را دارد.»
ادبی پیرامون دغدغه این روزهای خود عنوان کرد: «این روزها بیشتر دغدغه کارگردانی دارم، فیلم کوتاه ساخته و بازهم در حال ساخت آن هستم تا در آینده فیلم بلند بسازم. البته کارگردانی تئاتر را بیشتر دوست دارم و تدریس بازیگری هم دارم. البته من با دانشجویانی که کار اولشان بوده و کارگردانهای فیلم اولی بازی کردهام.»
در ادامه مدیری به فوبیا این بازیگر نسبت به کبوتر سوال کرد و او پاسخ داد: «چند وقت پیش قرار بود که نمایش آقای پسیانی را تماشا کنم، در سالن چند کبوتر وجود داشت، به یکی از دوستانم گفتم که میخواهم از اینجا بروم، امکان دارد که از سالن خارج شوم؟»
وی افزود: «خیلی از کبوترها میترسم. زمانی که پرندهها درسالن پرواز میکردند، بدن من در تمام طول مدت نمایش یخ کرده بود. شاید در بچگی این ترس در وجود من از یک اتاق بستهای که کبوتر وجود داشت به وجود آمد و من ترسیدم.»
۱۷۱۷
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، تیم فوتبال سپاهان موفق شد بهترین نتیجه بین چهارتیم ایرانی در روز اول رقابتهای لیگ قهرمانان آسیا را به دست بیاورد و در ورزشگاه هزاعبنزاید امارات، برابر العین با چهار گل پیروز شود.
پوریا پورسرخ، بازیگر سینما و تلویزیون که هوادارِ باشگاه استقلال است، پس از برد سپاهان و ناکامی دیگر نمایندگان ایران، در پستی اینستاگرامی با انتشار عکسِ امیر قلعهنویی نوشت: «این جور مواقع معلوم میشه کت تن کیه…ممنون ژنرال.»

۵۷۵۷