دسته: اخبار فرهنگی

  • قصه چند وجهی و غافلگیرکننده، در روزگار فقدان فیلمنامه ‌های جذاب

    از سوی دیگر، بعضی از مجموعه های نمایشی با وجود آغازی خوب و حتی شروع طوفانی، در میانه راه از جذابیت قصه شان کاسته شده و به نوعی یکنواختی و حالت خنثی رسیده اند و با ریزش مخاطب مواجه شده اند.

    بدون شک، قصه تکراری، سطحی، تک‌ بعدی، شعارزده، کلیشه ‌ای و با قابلیت حدس آسان پایانش توسط مخاطب، یکی از عوامل ناکام بودن بسیاری از آثار نمایشی در تلویزیون بوده است. بیننده در مواجهه با برخی از آثار نمایشی پخش شده، به راحتی می تواند پایان کار را حدس بزند و به همین دلیل، از تماشای اثر تا پایان کار منصرف شده و به سراغ فیلم و سریال دیگری می رود.

    این شب ها سریالی از شبکه آی فیلم در حال پخش است که به نظر می ‌رسد به خوبی توانسته است بر این معضل فائق آید و به مدد حضور نویسندگانی جوان و خلاق در مقام فیلمنامه نویس، قصه ای چند وجهی، لایه لایه، پر پیچ و خم و جذاب با سویه معمایی را در معرض دید مخاطبانش قرار دهد. «ملکاوان» به عنوان سریال جدید شبکه آی‌ فیلم نه تنها دست قصه اش از همان ابتدا برای مخاطب رو نیست که با خود قرار دارد تا در هر قسمت، یک شگفتی و غافلگیری را برای او رونمایی کند. تماشاچی ملکاوان که شاید در چند قسمت ابتدایی این سریال گمان می کرد که با همان قصه های معمولی در قالب دعوا و کشمکش عروس مظلوم و مادرشوهر بدجنس و پدرشوهر منفعل مواجه است، با عدد گرفتن قسمت های سریال، خود را با قصه ای پر از تعلیق، معما، پرسش و حدس های چندگانه طرف می بیند و از این بابت، هر شب مشتاق به نظاره قسمت جدید می‌ نشیند تا ببیند آخر و عاقبت اهالی ملکاوان را.

    به عبارت دیگر، قصه ملکاوان برخلاف غالب سریال های تلویزیون که از یک شروع طوفانی به آرامشی منفعالانه و خنثی می رسند، آرام آرام و در یک بستر حساب ‌شده اوج گرفته و از ریتم و ضرباهنگ تندی برخوردار می شود. مخاطب ملکاوان حالا و در قسمت های میانی سریال، هر شب با یک غافلگیری جدید مواجه است و در می یابد که نه این کاراکترها آنهایی هستند که از ابتدا گمان می برده و نه چرخ قصه قرار است بر طبق پیش‌ بینی و حدسیات او بچرخد. حرکت خلاقانه و از قبل طراحی شده قصه ملکاوان در میان چهار ژانر متنوع وحشت، معمایی، پلیسی و اجتماعی سبب شده که نه تنها بیننده احساس خستگی و دلزدگی نکند که بر عکس، با اثری جذاب و غافلگیرکننده مواجه باشد.

    شخصیت پردازی درست و منطقی کاراکترها به همراه بازیگران حرفه ای و کارگردانی مجرب، دست به دست هم داده تا ملکاوان به سریالی مقبول و محبوب برای مخاطبان تلویزیون تبدیل شود. احمد معظمی به عنوان کارگردان سریال، پس از تجربه ژانرهای متنوع و ساخت مجموعه های به نسبت پرمخاطبی همچون شاید برای شما هم اتفاق بیفتد، جاده چالوس، سارق روح، ترور خاموش و… با ملکاوان نشان می‌ دهد که در ساخت آثار نمایشی با سویه معمایی- پلیسی به یک پختگی رسیده و متبحر شده است.

    قصه جذاب سریال ملکاوان حاصل کار گروهی سه نویسنده جوان شامل سمیه تاجیک، مریم بهاری و پویان طایفه است. همین نشانه، حجتی است برای اعتماد به نویسندگان جوان، تازه نفس، خلاق و با انگیزه. به نظر می ‌رسد تلویزیون در همکاری با فیلمنامه نویسان به یک خانه تکانی نیاز دارد و باید از بعضی نویسندگان قدیمی اش که به تکرار رسیده‌ اند دل بکند. گشودن راه ورود نویسندگان جوان، با انگیزه و البته خلاق به تلویزیون می تواند به سان دمیدن روح تازه در کالبد، جان جدیدی بدهد به سریال‌ ها و این آثار را از ملالت و کسالت که گاه به آن دچار می‌ شوند برهاند. اعتماد به جوانان همیشه کارساز بوده است.

    مخلص کلام این که، سریال ملکاوان با وجود برخورداری از مولفه ها و نقاط قوت متعدد و موثر در جذب مخاطب اما، در وهله اول توفیق خود را مدیون قصه و ژانر بکر، گیرا، خلاقانه و نوآورانه اش است. قصه حکم همان پاشنه آشیل را دارد در آثار نمایشی و ملکاوان از این منظر، اثری برخوردار و ممتاز است.

    ۲۴۱۲۴۱

  • «شنای‌پروانه» انگار نه انگار فیلم اول محمد کارت است

    در سینمای ایران معمولا دو راه وجود دارد که بتوانی اولین فیلم سینمایی‌ات را بسازی. یا باید دستیار کارگردان بوده باشی و یا نمونه کار موفقی به عنوان فیلم کوتاه و مستند داشته باشی. محمد کارت به خاطر بازی در فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی با راه اول بیگانه نبود و از طرفی دیگر به خاطر ساخت مستندهایش که همگی انواع و اقسام جوایز را گرفتند، به عنوان یک مستندساز خلاق هم مطرح شد. اما ماجرا وقتی خیلی جدی شد که فیلم کوتاه داستانی «بچه‌خور» را ساخت که در یک سال، تمام جوایز سینمایی ایران  را گرفت و حالا همه منتظر بودند که اگر قرار باشد اولین فیلم داستانی بلندش را بسازد، چه تجربه‌ای خواهد بود. کلکسیونی از بازیگران چهره و معتبر سینمای ایران، از جمله جواد عزتی، امیر آقایی، طناز طباطبایی، پانته‌آ بهرام و…. به عنوان بازیگر انتخاب شدند و رسول صدرعاملی که خود در سینمای اجتماعی فیلم‌های ماندگاری مثل «من ترانه پانزده سال دارم»، «گل های داودی» و… را ساخته، تهیه‌کنندگی کار را به عهده گرفت و داستانی که در جنوب شهر اتفاق می‌افتاد تا کنجکاوی‌ها و اشتیاق‌ها دو چندان شود. اما نتیجه فراتر از یک فیلم اول بود و همان ابتدا، غیر از بخش فیلم‌اولی‌ها، به بخش اصلی یعنی سودای سیمرغ راه یافت و بالاخره فیلم به نمایش درآمد. 
    فیلم در نگاه اول شبیه فیلم‌های مهم چند سال اخیر است که به جنوب شهر و معضلاتش پرداخته‌اند. از جمله «ابد و یک روز»، «متری شیش‌ونیم»، «مغزهای کوچک زنگ‌زده»، «سد معبر» و … اما محمدکارت سه برگ برنده متمایز نسبت به این فیلم‌ها داشت. اول اینکه شناخت دقیقی از طبقه مورد نظر دارد، چون خود نسبتا از همین طبقه بود و در آن زیست کرده بود، نه اینکه از دور دستی بر آتش داشته باشد، دوم اینکه خودش بازیگر توانایی است و طبعا همکاری با بازیگران را به شکل مطلوبی بلد است و سوم اینکه تهیه‌کننده‌ای داشت که به خوبی، بستر لازم برای ابراز توانایی کارت را فراهم سازد تا نتیجه، کاندید شدن فیلم برای سیمرغ در دوازده رشته و دریافت یکی از مهمترین جوایز جشنواره یعنی، جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران بود.

    اما چه شد که این طوری شد؟  کارت از سینمای مستند می‌آمد و در اغلب کارهایش با معتادها و خرده‌لات‌ها سر و کار داشت و حالا فرصت لازم در دسترس بود تا نگاهی جامع‌تر و در عین حال جزئی‌نگرتر به سوژه مرکزی‌اش داشته باشد. یک روایت ملتهب و پرکشش و داستان‌گو که همین مقوله «داستانگویی» حلقه مفقوده اغلب فیلم‌های سینمای ایران است که در «شنای پروانه»، مهمترین قواعدش رعایت شد. یعنی ترسیم یک قهرمان، انگیزه‌هایش و اینکه کنش‌ها و واکنش‌هایش متقاعدکننده باشد.
    یک طراحی صحنه حساب شده، دوربینی که اغلب در مدیوم‌شات، می‌گذرد تا نفس مخاطب به نفس حجت (جواد عزتی) بند باشد. قهرمانی که باید ایستگاه‌های مختلفی را طی کند که هر کدام با خرده روایت‌های جذابی هم همراه می‌شدند و در نتیجه به رستگاری می‌رسند. گره‌افکنی‌ها و گره‌گشایی‌ها به موقع اتفاق می‌افتد و حجت دست مخاطب را می‌گیرد و به جاهایی می‌برد که کمتر دیده و شنیده است. خرده‌لات‌ها، گنده‌لات‌ها، قمه‌کش‌ها، مشروب‌فروش‌ها، قماربازها و … همگی اهل هزارجور قسم خوردن هستند و همگی قربانی شرایط پیرامون و کارگردان چون از سینمای مستند آمده، به خوبی تفسیر خلاقانه‌ای از واقعیت زندگی حجت‌ها و هاشم‌ها و … پیش روی مخاطب می‌گذارد و مخاطب باور می‌کند.
    بازی‌ها به حدی یک دست و منسجم ارائه شده‌اند که برای اولین‌بار در تاریخ جشنواره فجر می‌شد به گروه بازیگران فیلم سیمرغ داد. به خصوص به جواد عزتی که مانند نگینی در روایت فیلم می‌درخشد و فریادها و نجواها و بیم‌ها و هراس‌هایش را لمس می‌کنیم.
    تقطیع درست نماها به تعلیق روایت کمک می‌کند و با یک پایان‌بندی هوشمندانه، حجت داستان ما، خودش حجتی می‌شود برای روزگار ما و محمد کارت انگار نه انگار که اولین فیلم بلندش است و تجربه مقایسه کار او با فیلمسازان نسل‌های گذشته نشان داد که از جمله تازه نفس‌هایی است که هم به طور غریزی سینما را می‌شناسد و هم آگاهانه قواعد بازی را بلد است. بلد است از امیر آقایی طوری بازی بگیرد که تفکیکش از نقش دشوار باشد. یا پانته‌آ بهرام که لباس نقش دقیق برزانده اوست. زمان‌بندی درست اجرای هر پلان، هدایت درست بازیگران، توجه به جای برش‌ها هنگام فیلمبرداری، تدوینی که دلهره و واهمه تعقیب و گریزها را دو چندان می‌کند و … در نهایت تبدیل به فیلمی شدند که به راحتی می‌توان به آن به عنوان یک سند تصویری زنده از «زوال زیبای گل‌ها در گلدان» نگاه کرد. فیلمسازی که به پیرامونش نگاه نمی‌کند، بلکه جست‌وجو می‌کند، بلکه روشنگری می‌کند، بلکه دلسوز قربانیان داستانش است، حاصل کارش می‌شود فیلمی که هم منتقدان دوستش دارند که در اغلب نظرسنجی‌ها جزو فیلم‌های برتر قرار گرفت، هم مردم که جایزه‌اش را دریافت کرد و هم داوران که پنج سیمرغ به آن دادند، در حالی‌که جای خالی سیمرغ جواد عزتی و خود محمد کارت حس می‌شود.
    وقتی فیلمی در تمامی اجزا موفق باشد، طبیعی است که یک کارگردان خلاق و نکته‌سنج، پشت صحنه داشته. کارگردانی که طبق شنیده‌ها به شکل عجیبی فقط ۲۵روز  را  برای چنین پروژه سنگین و پربازیگر و  با این تنوع زیاد لوکیشن، صرف پیش‌تولید کرده و فقط ۵۰روز را صرف فیلمبرداری که نشان می‌دهد قبل از ساخت فیلم، دقیقا در ذهنش، یک بار فیلم را از اول تا آخر دکوپاژ و تدوین کرده! و طبق یک جهان‌بینی و نقشه راه هدفمند حرکت کرده است.  نه مثل اغلب کارگردان‌ها که هیچ تصوری از فیلمنامه در زمان  اجرا ندارند و زمان و هزینه  پیش‌تولید و تولید و پس از تولید، سر به فلک می‌کشد! و داد و فغان بازیگر و تهیه‌کننده و … به آسمان می‌رسد! 
    نکته آخر اینکه «شنای پروانه» پتانسیل و قابلیت این را دارد که  با تبلیغات درست و مخاطب‌شناسی دقیق، به راحتی بتواند جزو فیلم‌های پرفروش سال آینده قرار گیرد. هم جشنواره فجر، فیلم را ستایش کرده، هم مخاطبانش، هم منتقدان و هم ویترین بازیگری جذابی دارد که در راس آنها جواد عزتی به خوبی می‌تواند، مخاطب را به سالن سینما دعوت کند تا از سینما لذت ببرد. سینمایی از جنس مردم، درباره مردم، برای مردم.
    ۲۵۸۲۵۸
  • رونمایی از پوستر رسمی «چهل‌وهفت» در آستانه اکران

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فیلم سینمایی «چهل‌وهفت» با شعار «نه به خشونت علیه زنان» از روز چهارشنبه ۳۰ بهمن اکران می‌شود و در آستانه اکران این فیلم پوستر آن که توسط مریم برادران طراحی شده رونمایی و منتشر شد. فیلم «چهل‌وهفت» روایتگر داستان سه زن از سه طبقه اجتماعی در شب آغاز زمستان است.

     در این فیلم  بازیگرانی همچون لادن مستوفی، مهدی احمدی، شیدا خلیق، رابعه مدنی، مهرنوش ستاری، بهنام مومنی، فرشته آلوسی، بهزاد داوری، احسان شاملو و محمدرضا غفاری، با هنرمندی: حمیدرضا آذرنگ، شقایق فراهانی و ریما رامین فر حضور دارند.

    عوامل این فیلم عبارتند از: نویسنده و کارگردان: احمد اطراقچی، علیرضا عطا الله تبریزی، تهیه‌کننده: ناهید دل‌آگاه، مدیر تولید: جواد سلیمانی، وارش خیری، جانشین تولید: ایمان قدسیان، دستیار تولید: سمیه مرادی، مجری طرح: خانه فیلم و تجربه، مدیر فیلمبرداری: هاشم مرادی، تدوین: فرامرز هوتهم، موسیقی: ستار اورکی، طراحی و ترکیب صدا: رامین ابوالصدق، مدیر صدابرداری: امیر شاهوردی، طراح چهره‌پردازی: سودابه خسروی، طراح صحنه و لباس: غزل آلوسی، طراح و گرافیست: مریم برادران- بهزاد خورشیدی، طراح لوگو: احمد غلامی، طراح و اجرای تیزر: سارا معلم – سپیده ناهیدپور، موشن‌گرافی: سپیده معلم، پست پروداکشن: وحید قطبی‌زاده، عکاس: مهران بختیاری، اصلاح رنگ و نور: نیما دبیرزاده (استودیو خط فرضی)، پخش: فیلم آفرین.

    ۲۵۸۲۵۸

  • شوخی جالب خواننده سرشناس با هوادارانش

    کنسرت امیر عباس گلاب شب گذشته ۲۷ بهمن ماه ساعت ۱۹ در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی در قالب سی‌وپنجمین جشنواره موسیقی فجر برگزار شد. 

    گلاب بعد از قطعاتی که حضار سالن در بخش‌هایی او را همراهی کردند، به شوخی بیان کرد: مثل اینکه جشنواره خیلی ترسناک هم نیست، خیلی‌ها می‌گویند جو جشنواره به گونه‌ای است که با خواننده نمی‌خوانند!

    گلاب بیشتر از اینکه در میان قطعات سخن بگوید مخاطبان را به همراهی با خودش تشویق می کرد. این بار هم در جملات کوتاهی عنوان کرد: مثل اینکه یختان باز شده است در بک استیج به من گفتند از شهرستان‌ها هم به این کنسرت آمده اند و امیدوارم شب خوبی برای همه باشد.

    گلاب در ادامه اشاره کرد که دو مهمان از اعضای گروه ماکان بند هم در کنسرتش حضور دارند. او سپس به شوخی گفت: فامیلی من کمی ضایع است فن پیج‌هایم را بخواهم صدا کنم باید بگویم گلابی‌ها!

    ۲۴۱۲۴۱

  • بازیگر نوجوان در اثر تومور مغزی درگذشت

    نیکیتا پرل والیگوا بازیگری که در فیلم زندگینامه‌ای دیزنی با عنوان «ملکه کاتوه» بازی کرده بود، برمبنای اخبار روزنامه‌های اوگاندا در ۱۵ سالگی درگذشت.

    والیگوا سال ۲۰۱۶ به تومور مغزی مبتلا شده بود و با انجام معالجات سال بعد به نظر می‌رسید بهبود یافته باشد. با این حال سال ۲۰۱۹ یک تومور دیگر در سرش یافته شد.

    میرا نیر کارگردان «ملکه کاتوه» تلاش‌هایی را سازماندهی کرد تا بتواند در طول فیلمبرداری این فیلم به معالجات والیگوا کمک کند.

    در این فیلم این دختر نوجوان در نقش دختری به نام گلوریا بازی کرده که دوست نزدیک موتسی شخصیت اصلی فیلم است و به او یاد می‌دهد چگونه شطرنج بازی کند. این فیلم برمبنای داستان واقعی موتسی که موفق‌ترین شطرنج‌باز اوگاندا بود ساخته شد. وی سه بار قهرمانی نوجوانان اوگاندا را کسب کرد و در ۴ المپیاد جهانی نماینده کشورش بود.

    لوپیتا نیونگ او و دیوید اویلو بازیگران این فیلم بودند که در نقش مادر موتسی و معلم شطرنج او بازی کردند. این فیلم سال ۲۰۱۶ اکران شد.

    والیگوا در زمان مرگ دانش آموز دبیرستان گیازا بود.

    ۲۴۱۲۴۱

  • عکس | گریم و لباس رضا عطاران در فیلم سینمایی «روشن»

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، هم‌زمان با ادامه فیلمبرداری «روشن» به کارگردانی روح‌الله حجازی در تهران، نخستین تصویر از رضا عطاران در این فیلم منتشر شد. 

    رضا عطاران، سارا بهرامی، سیامک انصاری، مهدی حسینی‌نیا، مسعود میرطاهری، محمد ولی‌زادگان، ابراهیم عزیزی، علی رحیمی، حمیدرضا حیدری، هدیه آذیدهاک، امیرکیوان معصومی، محمد نیکبخت، نازنین سهامی‌زاده و سرگل لواسانی (بازیگر خردسال) در فیلم «روشن» بازی می‌کنند. 

    «روشن»، یک فیلم پُر لوکیشن است که پیش بینی می‌شود فیلمبرداری‌اش تا آخر امسال ادامه داشته باشد.

    فیلمنامه «روشن» را روح‌الله حجازی به نگارش درآورده و تهیه کنندگی‌اش را مانند دو فیلم قبلی، خودش بر عهده خواهد داشت. جواد نوروزبیگی هم به عنوان مشاور پروژه در این فیلم حضور دارد.

    ۵۷۵۷

  • رونمایی از پوستر «سوم آذرشهر» با تصاویر آتیلا پسیانی، بهناز جعفری و آروشا بیگی

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، از پوستر فیلم «سوم آذرشهر» که کاری از آریا کسایی است، رونمایی شد. این فیلم به کارگردانی کامبیز صفاری و تهیه‌کنندگی محسن امیریوسفی، پس از نمایش در جشنواره بین‌المللی فیلم جاده ابریشم دوبلین، از اول اسفند در گروه سینما هنر و تجربه در داخل کشور اکران می‌شود. 

    فیلمنامه این فیلم بر اساس یک اتفاق واقعی و با طرح کامبیز صفاری و با همکاری ایثار ابومحبوب به نگارش در آمده است و در آن به مشکلات احتمالی پیش روی مهاجرانی اشاره می‌شود که بعد از گذشت سال‌ها به کشور خود برمی‌گردند. نگاه فیلم، بیشتر متوجه طبقه‌ای از جامعه ایران امروزی است که کمتر به آن توجه شده؛ افرادی که سعی می‌کنند خلاف جریان حاکم بر قصه، به‌جای روی آوردن به خشونت و زد و خورد، با گفت‌وگو و تعامل مشکل خود را حل کند اما…

    آروشا بیگی، آتیلا پسیانی، بهناز جعفری، خسرو پسیانی، صدف عسگری، احسان امانی، رویا جاویدنیا از جمله بازیگران درام اجتماعی «سوم آذرشهر» هستند. از جمله سرمایه‌گذاران این فیلم می‌توان به امیرحسین نفر (موسسه فرهنگی هنری دی) اشاره کرد.

    ۵۷۵۷

  • «خوب بد جلف ۲» به استقبال نوروز می‌رود

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، غلامرضا فرجی، سخنگوی شورای صنفی نمایش، «خوب، بد، جلف ۲» ساخته پیمان قاسمخانی را به عنوان نخستین فیلم اکران نوروزی معرفی کرد. 

    او در توضیح تصمیمات جلسه امروز (یک‌شنبه ۲۷ بهمن) شورای صنفی نمایش، گفت: «فیلم سینمایی «خوب، بد، جلف ۲» به کارگردانی پیمان قاسمخانی و تهیه‌کنندگی محسن چگینی از روز چهارشنبه ۳۰ بهمن، به سر گروهی سینما آزادی اکران می‌شود.»

    فرجی همچنین گفت: «فیلم سینمایی «عطر داغ» به‌کارگردانی علی ابراهیمی هم از چهارشنبه ۳۰ بهمن اکران می‌شود.»

    ۵۷۵۷

  • بردلی کوپر، در نقش خواننده اسطوره

    به گزارش گاردین، بردلی کوپر، هنرپیشه‌ای که به‌خاطر نقش خوانندگی موفق به کسب نامزدی اسکار شد، دوباره سراغ نقش خواننده رفته است.

    کوپر که خود را مهیای کارگردانی و بازی در فیلم زندگینامه آهنگساز مشهور، لئونارد برنستاین، کرده است، در نقش برادر بزرگتر و خواننده گروه پرفروش «بی جیز» ظاهر خواهد شد. کمپانی اسپیلبرگ از تهیه‌کنندگان این فیلم او خواهد بود.

    نویسندگی این فیلم را آنتونی مک‌کارتن برعهده دارد که پیش‌تر فیلمنامه فیلم‌های زندگینامه‌ای دیگری چون «نظریه همه‌چیز» و «راپسودی بوهمی» را بر مبنای زندگینامه گروه کویین نوشته است.

    کارگردان این فیلم هنوز اعلام نشده است.

    بری گیب که کوپر قرار است نقش او را ایفا کند، تنها بازمانده گروه «بی‌جیز»، الان ۷۳ ساله است. وی سال ۱۹۸۵ همراه دو برادر دوقلویش یعنی رابین و موریس گروه «بی‌جیز» را تشکیل داد. آنها بیش از ۱۲۰ میلیون آلبوم در سراسر جهان فروختند و از مشهورترین گروه‌های موسیقی جهان در دهه ۱۹۷۰ میلادی بودند. موریس و رابین در سال‌های ۲۰۰۳ و ۲۰۱۲ از دنیا رفتند.

    آلبوم «تب شنبه‌شب» که گروه «بی‌جیز» در سال ۱۹۷۷ میلادی منتشر کرد هنوز یکی از پرفروش‌های دنیای موسیقی محسوب می‌شود.

    کوپر چندین نامزدی اسکار برای اولین تجربه کارگردانی‌اش در فیلم «ستاره‌ای متولد شده‌» کسب کرد و ترانه این فیلم موفق به کسب جایزه اسکار شد.

    ۵۷۵۷