دسته: اخبار فرهنگی

  • «طعمِ گسِ زندگی»، روایت زندگی در جوار مرگ

    من از مرگ نمی ­ترسم. از ناتمام مردن و مرگ نابهنگام می ­ترسم و از لحظه­ پیش از مرگ. همان لحظه­­ آگاهی پیش از مرگ. مثل همان لحظه ­ای که چیزی راه نفس را بسته باشد یا لحظه­­ برخورد سر با یک جسم سنگین. شاید مرگ توی خواب بهترین نوع مرگ باشد. بدون درد و رنج. اما با آنچه درباره­ مرگ خوانده و شنیده ­ایم مرگ بدون آگاهی بی ­معنا و مفهوم است. اما شاید بشود از ناتمام مردن فرار کرد. ناتمام مردن برای یکی داشتن فرزندان خردسال است و برای دیگری یک پروژه­ ناتمام و برای آن یکی سفرهای نرفته.

    نه اینکه گمان کنید حمیدرضا منایی در طعم گس زندگی (مجموعه داستان کوتاه، ۱۳۹۸، انتشارات نیستان) فلسفه‌بافی کرده و هرکدام از اینها را تفسیر کرده است… نه. تفسیری در کار نیست. فقط داستان است و بُهت مدام از دیدن و خواندن لحظات آشنا.

    اما آیا زندگی بدون مرگ به راستی یک ملال بزرگ است؟ اصلاً آدم­ ها به مرگ فکر می­ کنند؟ حاضرند به راحتی تسلیم مرگ شوند؟ این ملال چه زمانی خودش را نشان می­ دهد؟ یک پیر مرد هشتاد و پنج ساله­ دمِ مرگ هم می­ترسد از مرگ نابهنگام. ترس از اینکه پیش از مرگ با چانه­ بسته رو به قبله نخوابد و کسی بالای سرش قرآن نخواند. یا مرگ آن­قدر نابهگنام به سراغش بیاید که اطرافیان تربت و برد یمانی و … را فراموش کنند. اما آیا از خود مرگ هم می ­ترسد؟ این سؤالی است که به وضوح با آن پاسخ داده نشده و به جز همان دو عبارتِ ابتدای متن، هیچ صحبت دیگری درباره­ ترس از مرگ نمی ­بینیم. اما هول و هراس در لابلای سطرهای کتاب رخنه کرده. استفاده از فرم ­های متنوع  و خلق صحنه ­هایی بدیع به این ترس دامن زده است. صحنه ­هایی که در عین بدیع بودن آشنا هم هستند. منایی به روایت خطی و سرراست علاقه ­ای ندارد. گاهی مثل داستان طعم گس زندگی لابلای یک نامه داستان را روایت می ­کند. داستان مردی که قند از درون بدنش را متلاشی کرده و در جایی دیگر با پریشان­گویی ­های یک ذهن آشفته مخاطب را پای کتاب می­ نشاند و به کنجکاوی مخاطب و تعلیق داستان دامن می ­زند. به علاوه­ اینکه نه زیاده­ گویی می­ کند و نه حرفی را ناگفته باقی می ­گذارد.

    طعم گسِ زندگی راویت زندگی است در جوار مرگ و شاید مرگ همان طعمِ گسِ زندگی است.  طعم گس زندگی مجموعه داستان کوتاه است که منایی آن ها را در خلال سال‌های ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷ نوشته است و اخیرا به همت انتشارات نیستان روانه بازار نشر شده است.

    ۲۴۱۲۴۱

  • گزارش آخرین وضعیت درمانی محمدرضا شجریان در تلویزیون

    گزارش آخرین وضعیت درمانی محمدرضا شجریان در تلویزیون

    در حالی که طبق اطلاع رسانی «کانال شبکه چهارم سیما» قرار بود همایون شجریان فرزند محمدرضا شجریان در تازه‌ترین برنامه تلویزیونی «شب موسیقی» این شبکه طی یک گفتگوی تلفنی درباره تازه‌ترین وضعیت جسمانی این هنرمند پیشکسوت موسیقی ایرانی سخن بگوید، اما این علی جهاندار خواننده شناخته شده و از شاگردان محمدرضا شجریان بود که پیرامون تازه‌ترین وضعیت درمانی محمدرضا شجریان سخن گفت.

    رضا مهدوی کارشناس مجری برنامه شب گذشته «شب موسیقی» که بخش اصلی آن به موضوع آسیب شناسی جشنواره موسیقی فجر اختصاص داشت، در ابتدای برنامه با تصویر پس‌زمینه‌ای از محمدرضا شجریان در قاب تلویزیون حاضر شد و به انتشار برخی اخبار و شایعات درباره فوت این هنرمند طی روزهای اخیر اشاره کرد و از تصمیم برنامه مبنی بر ارائه تازه‌ترین اخبار پیرامون اوضاع درمانی وی خبر داد.

    در ادامه ویدئوی مربوط به توضیحات همایون شجریان درباره روند درمانی پدرش که در مقابل بیمارستان جم مطرح شده بود، روی آنتن رفت.

    در این هنگام و در شرایطی که قرار بود همایون شجریان در ارتباط زنده تلفنی درباره آخرین وضعیت درمانی پدرش سخن بگوید، علی جهاندار خواننده موسیقی ایرانی و از هنرمندان نزدیک به محمدرضا شجریان با معرفی رضا مهدوی روی خط گفتگوی تلفنی برنامه آمد و توضیح داد: من از چند شب پیش یک سری از حرف‌ها و شایعات را درباره استاد محمدرضا شجریان شنیده بودم که طی آن تصمیم گرفتم بالاخره خودم به بیمارستان بروم و وقتی به آنجا مراجعه کردم، همراه با فرزندان استاد به ملاقات رفتیم. در بین راه بود که عده‌ای از مردم می‌پرسیدند چرا من پیراهن سیاه پوشیده‌ام؟ حتی عده‌ای هم به من گفتند: «تو از حال استاد خبر داری اما نمی‌خواهی چیزی بگویی!» که من در جواب دوستان گفتم: «می‌روم خبر را کسب می‌کنم و می‌آیم»

    جهاندار افزود: در همین هنگام همایون [شجریان] هم به بیمارستان رسید و ما در همان جا تصمیم گرفتیم تا همایون میان مردم برود و واقعیت را به آن‌ها بگوید. خوشبختانه همایون هم با مردم صحبت کرد و مردم هم سرانجام رفتند. ما هم دوباره برگشتیم و رفتیم خدمت استاد و همان طور که ذکر شد، با کمک اکسیژن، نفس استاد مهیا بود و جای نگرانی هم نبود.

    وی افزود: البته بعد از مدتی که ما در بیمارستان بودیم بعد از جویا شدن از احوال آقای شجریان بیمارستان را ترک کردیم. حتی امروز (یکشنبه) بعداز ظهر، من از همایون و افسانه (شجریان) جویای احوال استاد شدم که هر دو گفتند حال ایشان بهتر شده و این چیزی است که تاکنون بنده از آن خبر دارم.

    رضا مهدوی هم بعد از این اظهارات جهاندار با قدردانی از اقدام همایون شجریان در اطلاع‌رسانی شفاف حال پدرش به مردم گفت: همین که همایون شجریان به میان مردم آمده و به مردم اطلاع‌رسانی کرده اقدام خوبی است که امیدوارم همه این رفتار را  سرلوحه کارهایمان قرار دهیم.

    کارشناس برنامه «شب موسیقی» البته توضیحی درباره اطلاع‌رسانی قبلی شبکه چهار و دلیل عدم گفتگو با همایون شجریان در این برنامه توضیحی ارائه نکرد.

    ۲۴۱۲۴۱

  • تا اطلاع ثانوی به «معراج شهدا» نروید

    تا اطلاع ثانوی به «معراج شهدا» نروید

    روابط عمومی معراج شهدا اعلام کرد امکان زیارت شهدای تازه تفحص شده در معراج شهدا تا اطلاع ثانوی وجود ندارد.

    بنا بر این گزارش با توجه به شیوع بیماری کرونا و حفظ سلامت هموطنان عزیزمان و کاهش ترددهای غیر ضروری در سطح شهر، زیارت شهدای تازه تفحص شده تا اطلاع ثانوی امکان پذیر نیست.

    از همه هموطنان عزیز خواهشمندیم با رعایت مسائل بهداشتی به حفظ سلامت فردی و اجتماعی کمک کنند.

    ۲۴۱۲۴۱

  • جشنواره‌ای که کرونا ناتمامش گذاشت

    این نخستین سالی است که تمام بخش‌های جشنواره تجسمی فجر در یک مجموعه واحد گرد همه آمده‌اند. جشنواره‌ای که از ۲۹ بهمن‌ماه در موسسه فرهنگی هنری صبا و با نمایش ۹۰۰ اثر در بخش‌های نقاشی، گرافیک، عکس، مجسمه، سرامیک، خوشنویسی، نگارگری، تصویرسازی، کارتون و کاریکاتور و هنرهای جدید و همچنین بخش‌های چارسوی هنر و چارخانه کار خود را آغاز کرد.

    در نخستین بخش نمایشگاه یعنی پیش از ورود به سالن اصلی، چیدمانی به چشم می‌خورد که با هدف زنده نگه داشتن یاد و خاطره جان‌باختگان سانحه هواپیمای مسافربری اوکراین به آثار جشنواره تجسمی اضافه شده است.

    نام این اثر «فرجام» است که در روی زمین چیدمانی فلزی قرار گرفته و یادآور لاشه سوخته شده هواپیما است و بر روی دیوار نیز نام تمام جانباختگان این حادثه تلخ حک شده است. در استیتمنت این چیدمان آمده است: «گاه نام اشخاصی که هرگز آنها را ندیده‌ایم و هیچ تصوری از آنها نداریم به واسطه مواردی خاص برایمان مهم می‌شوند و سوالاتی را در ذهن‌ ما می‌سازند که شاید هیچ وقت به پاسخی شفاف نرسیم. درست مانند چمدانی که با هزاران آمال و آرزو بسته می‌شود و در ابتدای حرکت متلاشی می‌شود! و ما هیچ نمی‌دانیم که صاحبان این نام با چه اندیشه و انگیزه‌ایی در سفر بوده‌اند و چراهای بسیار دیگر که … ؟!!!»

    مسیر نمایشگاه با آثار بخش طوبای زرین جشنواره دوازدهم تجسمی فجر ادامه می‌یابد. در این بخش آثار گوناگونی در سبک‌ها و اندازه‌های مختلف در حوزه‌های نقاشی، مجسمه و سرامیک دیده می‌شود که برخی از آثار نیز دارای قیمت هستند.

    مدیرکل دفتر هنرهای تجسمی در توضیح این قیمت‌گذاری گفته است که در جشنواره تجسمی امسال برای نخستین بار برخی از آثار به خواست خود هنرمندان قیمت‌گذاری می‌شوند تا شاید از این طریق بازار هنر نیز تقویت شود. در واقع قرار است جشنواره تجسمی فجر مسیری باشد برای رسیدن آثاری که هنوز به حراج‌های هنری راه پیدا نکرده‌اند.

    با ادامه مسیر، بخش عکس آغاز می‌شود. تک عکس‌ها یا مجموعه‌های عکسی که اغلب نگاهی اجتماعی و گاهی اعتراضی دارند. البته در این سالن نیز آثار مجسمه، سرامیک و چیدمان هم دیده می‌شود. همچنین بخش پایانی این سالن به عنوان یکی از بخش‌های ویژه این دور از جشنواره هنرهای تجسمی فجر به شهید قاسم سلیمانی اختصاص یافته است. 

    ۲۴۱۲۴۱

  • تلویزیون مهربان‌تر از همیشه با شجریان/عکس

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در این برنامه درحالی که طرح پرتره‌ای از این خواننده سرشناس ایران بر صفحه نمایش نقش بسته بود، مجری آخرین اخبار درباره سلامت شجریان را بیان کرد و سپس ویدئوی ضبط شده از همایون شجریان که صحبت‌های او درباره سلامتی پدرش بود را پخش کرد. بعد از یک دهه که تلویزیون سعی می‌کرد خبری درباره شجریان نرود یا در نهایت اگر چیزی از او پخش می‌شود اخبار انتقادی باشد، در ۳ روز گذشته به نظر می‌رسد آنها با خواننده “ایران ای سرای امید” مهربان‌تر شدند و پنجشنبه گذشته این ساخته او از شبکه افق پخش شد.

    اگرچه سال‌هاست که دیگر نوای دلنشین ربنای او را تلویزیون پخش نمی‌کند و این برنامه تخصصی هم علی‌رغم اعلام روابط عمومی شبکه ۴ بدون ارائه هیچ توضیحی‌، برخلاف وعده قبلی همایون شجریان را روی خط زنده‌شان نیاورد اما باز به نظر می‌رسد، در این روزهای سخت بیماری استاد، تلویزیون کمی با او مهربان‌تر شده است!
    ۲۵۸۲۵۸
  • خبری تازه از حال محمدرضا شجریان در بیمارستان

    به گزارش خبرآنلاین، در بیانیه‌ای که بیمارستان جم منتشر کرده است، می‌خوانیم: «در راستای اطلاع‌رسانی به مردم هنر دوست و هم‌میهنان عزیز ، به استحضار می‌رساند ، شرایط بالینی ایشان در حال حاضر پایدار بوده و عفونت ریوی تا حدود زیادی کنترل گردیده است و کماکان جهت مراقبت‌های بیشتر و بهتر نیازمند بستری در بخش مراقبت‌های ویژه می باشد.»

    محمدرضا شجریان چندی پیش به دنبال وخامت وضعیت سلامتی در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان بستری شد.

    در این باره بیشتر بخوانید:

    شایعات، همایون شجریان را مجبور به انتشار این عکس کرد

    دلیل بستری شدن محمدرضا شجریان در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان مشخص شد

    توییت همایون شجریان که علاقه‌مندان به پدرش را بسیار نگران کرد

  • تصنیفی که برای محمدرضا شجریان خوانده شد

    تصنیفی که برای محمدرضا شجریان خوانده شد
    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، تصنیف «بخوان به نام عاشقی» با شعری از علیرضا بهرامی، آهنگسازی حمید اسماعیل‌زاده و صدای وحید تاج در تجلیل از مقام هنری محمدرضا شجریان خواننده پیشکسوت موسیقی ایرانی که این روزها در بستر بیماری است، منتشر شد.

    تاج که یکی از شاگردان استاد شجریان در آواز ایرانی بوده، این قطعه را با آهنگسازی حمید اسماعیل‌زاده و شعری از علیرضا بهرامی، در دستگاه همایون اجرا کرده است. کوروش بزرگ‌پور نیز نوازندگی تمبک این اثر را برعهده دارد.

    ۲۴۱۲۴۱

  • تقدیر حمید فرخ‌نژاد از تلاش پزشکان کشور برای مبارزه با کرونا

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، پس از ورود ویروس کرونا به کشور و تلاش بی وقفه پزشکان و پرستاران برای بهبود افراد مبتلا و جلوگیری از شیوع آن؛ حمید فرخ‌نژاد، بازیگر سینما از زحمات این افراد قدردانی کرد.

    ۲۴۱۲۴۵

  • روایت گلاره عباسی از بازگشت به ایران در ۱۸ سالگی تا آرزوهایش برای آینده

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، «تد»، یک مجموعه همایش جهانی است که با شعار «ایده‌ها ارزش گسترش دارند»، برگزار می‌شود. ایران هم چندی است میزبان این همایش‌ها شده و شاهد سخنرانی چهره‌های گوناگون بوده است.

    در آخرین همایش «تد» در ایران، گلاره عباسی، بازیگر سینما و تلویزیون، درباره ایده‌هایش در عرصه هنر و به‌ویژه راه‌اندازی سینمای ویژه نابینایان توضیح داد. او ابتدا گفت: «وقتی همه من را می‌بینند؛ من را به عنوان یک بازیگر می‌شناسند و فکر می‌کنند گلاره عباسی آمده است تا راجع‌به بازیگری‌اش حرف بزند. بله من تقریبا در ۱۵ سال گذشته فکر می‌کردم آنچه مسیر زندگی‌ام را تغییر داد بازیگری بوده و چند ماه است که فهیده‌ام اینگونه نیست و آنچه که دنبالش بودم و قرار است همه چیز را عوض کند، یک چیزی به اسم سوینا(سینما ویژه نابینایان) است.»

    او ادامه داد: «سوینا، ابتدا یک بخشی از زندگی‌ام بود. بعد پررنگ‌تر شد بعد شد همه زندگی‌ام و حالا زندگی‌ای وجود ندارد؛ سوینایی وجود دارد که من در کنارش زندگی می‌کنم و از این بابت خیلی خوشحال هستم.»

    برگشت به سرزمین مادری

     عباسی افزود: «اگر بخواهم از قبل‌تر شروع کنم در خانواده‌ای به دنیا آمدم و پدر و مادری داشتم که اهل هنر بودند و قصه و تخیل و شاهنامه‌خوانی در خانه ما زیاد بود. شاید همین قصه و تخیل باعث می‌شد که من فکر کنم هرچه را که می‌خواهم انجام دهم، باید در قالب یک قصه انجام دهم و همیشه شاهزاده‌ای می‌شدم که به آرزوهایش می‌رسید. همیشه از بچگی پدرم گفته بود ۱۸ ساله که شدی چمدانت را به دست می‌گیری تا بروی دنیا را ببینی و دنیا را بشناسی. ۱۸ ساله شدم و ایران زندگی نمی‌کردیم. چمدانم را دست گرفتم و گفتم خوب دیگر الان وقتش است. گفتم من می‌روم سرزمین مادری‌ام. می‌خواهم بروم ایران، زندگی و خدمت کنم.»

    این بازیگر سینما و تلویزیون در ادامه بیان کرد: «این موضوع به یک بحران تبدیل شد؛ قول ۱۸ ساله‌ای که به من داده بودند. گفتند مگر می‌شود دختر ۱۸ ساله به تنهایی برود؟ برای چه می‌خواهی بروی ایران زندگی کنی. تمام این بحران به یک جریانی تبدیل شد که من به خودم آمدم و دیدم با یک چمدان در فرودگاه امام خمینی (ره) هستم، در حالی که همه خانواده می‌خواستند کاری کنند که من برگردم. برنامه این بود که هر کسی که در ایران داریم اجازه ورود به منزلش را به من ندهد که من برگردم. نه آدرسی داشتم نه تحصیلاتی و نه حساب بانکی. آن موقع دیدم امید دارم و هدف. حالا شباهت این خاطره و این شب و شبی که تصمیم گرفتم بخواهم پیوند بزنم به سوینا چه بود. شبی که تصمیم گرفتم موسسه و گروهی به نام سوینا را ایجاد کنم همان شبی بود که من دختر ۱۸ ساله‌ای بودم که محیط بیرون را نمی‌شناخت ولی انگیزه و امید داشت.»

    نخستین جرقه سوینا

    بازیگر فیلم سینمایی « شیار۱۴۳» یادآور شد: «یک روزی چند نفر از دوستانم زنگ زدند و گفتند ما نابینا هستیم و می‌خواهیم با تو یک برنامه رادیویی را اجرا کنیم اما نمی‌دانیم قبول می کنی یا نه. من هم گفتم با افتخار چه چیزی بهتر از این. وقتی رفتم و بچه‌ها را دیدم، به من گفتند سریال‌هایت را دیده‌ایم. در فلان سریال خیلی خوب بازی کردی، در فلان سریال بد بودی. ازهجوم فعل دیدن از سوی نابینایان با خودم فکر می‌کردم که این‌ها من را سرچ کرده‌اند و درباره‌ام تحقیق کرده‌اند در فضایی که من فکر می‌کردم دیدن وجود ندارد. چقدر درست فکر می‌کردند که من در فلان جا بد بوده‌ام یا خوب بوده‌ام. وقتی صمیمی شدیم گفتم بچه‌ها چه می‌کنید مگر سریال وفیلم می‌بینید. گفتند بله می‌نشینیم و برایمان توضیح‌دار می‌کنند. کسی برایمان تعریف می‌کند سکانس‌هایی که ما نمی‌بینیم.ازشان که جدا شدم گفتم من همچین مخاطبی داشتم. سینما و تلویزیون ما مخاطب گمشده نابینایی داشته است که ما را با عشق می‌بیند و تحلیل می‌کند و به درستی.»

    او تاکید کرد: «شاید همه ما غافل از این مخاطبان هستیم؛ از این مخاطب درجه یک و وای برما که بچه‌های ما را این‌طور می‌بینند و ما حواس‌مان نیست. آمدم خانه و گفتم من چشم‌هایم را می‌بندم و الان یکی از همین بچه‌ها هستم که می‌خواهم برایشان کاری انجام بدهم. این شد که چشم‌هایم را بستم و در یک کافی شاپ بودم و دیدم منوی بریل نداریم البته خوشبختانه حالا داریم. ما به کمک گروه سوینا توانستیم ۵۰ کافی شاپ را مجهز به خط بریل کنیم. بعد رسیدم دم خانه و آمدم آسانسور را با چشم‌های بسته بزنم که دیدم آسانسور هم بریل ندارد. بعد رفتم سر فریزر در خانه تا غذا درست کنم. گوشت بو کردم و تبدیل شد به یک غذایی. از هجوم اتفاقات آن روز سردرد داشتم و گفتم یک قرص برمی‌دارم بعد دیدم آنها هم بریل ندارد. رفتم نشستم و دیدم چقدر همه چیز برایشان سخت است. سریال را گذاشتم و با یک دید جدیدی که آن روز یاد گرفته بودم، شروع به سریال دیدن کردم؛ دیدم خب یک سکانس‌هایی را متوجه نمی‌شوم و باید این سکانس‌ها را توضیح‌دار کنم برایشان.»

    اولین گردهمایی سوینا (سینمای ویژه نابینایان) با اکران فیلم «اجاره‌نشین‌ها» به کارگردانی داریوش مهرجویی

    گلاره عباسی افزود: «سپس، دوستان نابینایم را دعوت کردم و گفتم بنشینید یک فیلمی را در استودیو برایتان توضیح‌دار می‌کنم. همه بچه‌ها آمدند. فیلم «اجاره نشین‌ها» را به عنوان اولین فیلم در استودیو همه‌اش را تعریف کردم. فیلم را که گذاشتیم، استقبال خیلی خوب بود. همه فیلم را فهمیدند. فردای آن روز سردرگم بودم که راه را اشتباهی نروم.»

    او ادامه داد: «من یک تجربه خبرنگاری داشتم که اصلا خبرنگار خوبی نبودم و آن تجربه برایم یک شکست به حساب می‌آید. وقتی بازیگر شدم به خودم قول دادم دیگر شکست نخورم. بعد گفتم این می‌تواند شروع آن شکست باشد. یک چیزی به اسم سوینا؛ سینمای ویژه نابینایان را داری راه می‌اندازی. یاد آن شبی افتادم که در فرودگاه امام (ره) بودم وبعد دیدم نه همه چیز حل است. همه این فکرها را داشتم.»

    چگونه رادیو سوینا شکل گرفت؟

    این بازیگر درباره کمک گرفتن از نابینایان برای راه‌اندازی سوینا گفت: «یک روز دیدم یک آقایی در یک پاساژی از روبه‌رو با عصا می‌آید. خیلی آراستگی‌اش توجهم را جلب کرد. او از عزیزان نابینا بود. رفتند در عطرفروشی نشستند. قهوه برایشان آوردند که بوی عطر اذیتش نکند و بتوانند انتخاب کنند. رفتم داخل و گفتم سلام من گلاره عباسی هستم. می‌توانم در خرید عطر به شما کمک کنم. با هم دوست شدیم و شدند یکی از پایه‌های اصلی سوینا این آدم کسی نبود جز امیر سلیمانی. او به من کمک کرد به اهدافم در این راه برسم و یکی از شانس‌های من بود.»

    عباسی ادامه داد: «امیر یکی از باهوش‌ترین و با اراده‌ترین و متمرکزترین و یکی از نوابغی بوده است که در عمرم دیده‌ام. تصمیم گرفتیم با بچه‌های نابینا به یک سینمای اصلی برویم. رفتیم در یک سینمای بزرگ با ۳۵۰ نفر ظرفیت. شعارمان این بود که بهترین‌ها باید برای سوینا باشد. در یکی از بهترین سینماهای ایران اکران فیلم می‌گذاریم. بهترین عزیزان برای حق کپی رایت در استودیو نمی‌آیند و آنجا به صورت زنده و لایو فیلم‌ها را توضیح‌دار می‌کنند. هر ماه یک فیلم روز توضیح‌دار می‌شود و اینطوری سوینا یکسری  مخاطبان جدید پیدا کرده است.»

    او افزود: «یک‌بار امیرسلیمانی به من گفت چه دغدغه‌ای داری. گفتم ناراحت هستم بچه‌های نابینایی که در شهرستان هستند، چرا نباید ببینند و بشنوند. گفت رادیو اینترنتی است و به صورت زنده پخش می‌کنیم. رادیو اینترنتی به صورت زنده برای شهرستانی‌ها شد ۵ روز در هفته، رادیو سوینا که غیر از یک روزی که ما فیلم را در سینماها نمایش می‌دهیم، ۵ روز در هفته رادیو اینترنتی داریم و اینگونه من به بزرگ‌ترین آرزویم که داشتن رادیو بود، رسیدم. ادیت و میکس و برنامه‌سازی با خود بچه‌ها است.»

    آرزوهای خانم بازیگر

    بازیگر سریال «شهرزاد» در ادامه با بیان اینکه نابینایان هم در رادیو ما کار می‌کنند و هم برنامه‌ها را می‌شنوند، افزود: «یکی از بهترین محتواها را در رادیوی ما تولید می‌شود. به قصه شب رسیدیم. شبی یک ربع قصه شب داریم و آن را به صورت پادکست پخش می‌کنیم و ادیت و میکس آن با بچه‌های نابینا است. اشتغال‌زایی بینا و نابینا و کار کردن‌شان در کنار یکدیگر اتفاق افتاده است. سوینا یک برنامه بلندی است که ۷ روز در  هفته برنامه‌هایش را پخش می‌کند. برنامه‌ای به نام خیال عکس هم داریم که عکس‌های معروف دنیا را برای بچه‌های نابینا توضیح می‌دهیم و آنها را با مفاهیم خیلی خاصی مثل سایه اجسام آشنا می‌کنیم اینقدر این‌ها را خوب توضیح می‌دهند که جهان دیگری هم رو به من و هم رو به عزیزان دیگر باز شده است.»

    گلاره عباسی درباره برنامه‌های آینده خود گفت: «می‌خواهیم یک اپلکیشن و پلی لند طراحی کنیم. این یکی از بزرگ‌ترین آرزوهای من است. حتما خیلی از شما بچه دارید ولی بچه‌های نابینا زمین بازی ندارند. ما پلی لندی برای بچه‌های نابینا درست می‌کنیم که با خط بریل است. این را کلید زده‌ایم و می‌خواهیم زمین بازی باشد. شهرمان را صوتی کنیم. از تهران شروع می‌کنیم. لوکیشن‌های مهم تهران را صوتی می‌کنیم و توضیح‌دار می‌کنیم. جنبه تاریخی و اطلاعاتی را می‌گوییم تا نابینایان صاحب تصوری از آنها شوند. آرزوی بزرگی دارم؛ اینکه همه سینماهای ایران مجهز شود به سیستم هدفون که خودشان بتوانند به صورت مستقل در کنارعزیزان دیگر آنلاین و صوتی توضیحات را گوش بدهند. من شک ندارم که سوینا به زودی و با کمک تک تک هنرمندان و آدم‌هایی که شاید اینجا نشسته‌اند تمام فیلم‌های سینمای ایران را صوتی می‌کند و همه نابینایان در کنار بینایان با یکدیگر فیلم‌ها را توضیح‌دار می‌بینند.»

    ۵۷۲۴۵