دسته: اخبار فرهنگی

  • تونی بریتون بازیگر «روز شغال» درگذشت

    تونی بریتون بازیگر «روز شغال» درگذشت

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، خبر درگذشت تونی بریتون را دخترش به رسانه‌ها اعلام کرد. این بازیگر کهنه‌کار که از صحنه‌های تئاتر لندن به دنیای بازیگری وارد شده بود، سال‌ها در فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی نقش‌آفرینی کرد. 

    از فیلم‌های بیشتر شناخته شده او می‌توان به «روز شغال» به کارگردانی فرد زینه‌مان اشاره کرد. «یکشنبه خونین یکشنبه» به کارگردانی جان شلزینجر یکی دیگر از آثار سینمای این بازیگر است. 

    بریتون که تا چند سال پیش در تئاتر روی صحنه می‌رفت، آخرین بار سال ۱۹۷۹ در فیلم «آگاتا» کنار داستین هافمن و تیموتی دالتون روی پرده سینما ظاهر شد. 

    برخی بازیگران شناخته شده بریتانیایی از جمله پیتر ایگن بازیگر سریال «دانتون ابی»‌ درگذشت بریتون را با انتشار پیام‌هایی در شبکه‌های اجتماعی تسلیت گفتند. 

    منبع: گاردین / ۲۲ دسامبر

    ۲۴۱۲۴۱

  • شاعر طنز پرداز از تجربه‌های کتابخوانی خود می‌گوید

    شاعر طنز پرداز از تجربه‌های کتابخوانی خود می‌گوید

    سلسله برنامه چهره‌خوانی سازمان اسناد و کتابخانه ملی با محوریت به اشتراک گذاشتن تجربه‌های کتاب خوانی چهره‌های مطرح، اندیشمندان و نویسندگان تدارک دیده شده است.

    سومین برنامه‌ از این مجموعه، سه‌شنبه (سوم دی ماه) و از ساعت ۱۵ با حضور ناصر فیض، در تالار فرهنگ مرکز همایش‌های سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار خواهد شد.

    برنامه «چهره‌خوانی» که نام آن از دو مقوله چهره‌ها چگونه کتاب می‌خوانند؟ و خوانش چهره و سیمای مطالعاتی شخصیت های شناخته شده وام گرفته شده در راستای گسترش و ترویج فرهنگ مطالعه برنامه ریزی شده است.

    نشست‌های پیشین این برنامه با حضور اکبرثبوت – پژوهشگر تاریخ و فلسفه اسلامی، مسعود فروتن – نویسنده و گوینده کتاب‌های صوتی و محمدرضا سرشار – نویسنده، پژوهشگر و منتقد ادبی  برگزار شد.

    فیض اولین کتاب خود را در سال ۱۳۸۰ منتشر کرد. علاوه بر آن، او آثاری را از زبان ترکی استانبولی به فارسی ترجمه کرده‌است.

    او مدیر دفتر طنز حوزه هنری، عضو شورای عالی موسیقی و شعر صدا و سیما و شورای شعر دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.

    «فیض‌بوک» مجموعه اشعار طنز این شاعر در بیست و ششمین دوره جایزه کتاب فصل شایسته تقدیر اعلام شد و در سال ۱۳۹۲ سازمان هنری رسانه ای اوج از این شاعر تقدیر کرد.

    از جمله کتاب‌های منتشر شده فیض می‌توان به «ترجمه اشعار و زندگی‌نامه ۴۰ شاعر ترک»، «گزیده ادبیات معاصر»، «املت‌های دسته‌دار و نزدیک ته‌خیار» اشاره کرد. حضور در این نشست،‌ برای عموم آزاد است.

    ۲۴۱۲۴۱

  • زندگی جوجو با پدر سفید پوستش در ۲۷۴ صفحه

    زندگی جوجو با پدر سفید پوستش در ۲۷۴ صفحه

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، جزمین وارد، نویسنده آمریکایی در کتاب «بخوان، دفن‌ناشده، آواز بخوان» زندگی پسر نوجوانی به نام جوجو را در ناحیه روستایی ایالت می‌سی‌سی‌پی آمریکا را به تصویر می‌کشد و تصویری دقیق از ناملایمات و نیز امیدهای پسر نوجوان ارائه می‌دهد.

    جوجوی سیزده‌ساله به دنبال آن ‌است که معنای مرد بودن را به خوبی درک کند و سعی می‌کند رفتار اطرافیانش را زیر نظر بگیرد، اما در این شناخت با مشکلاتی روبه‌رو می‌شود.

    مایکل، پدر سفیدپوست جوجو، به تازگی از زندان آزاد شده و مادرش، لئونی، زنی سیاه‌پوست است که حضوری پررنگ در زندگی جوجو و خواهر نوپایش ندارد. لئونی نمی‌تواند نیازهای فرزندانش را بر نیازهای خودش ارجح بداند.

    جزمین وارد، در این اثر با زبردستی حقایق تلخ، قدرت‌های حاکم و نیز محدودیت‌های روابط خانوادگی را به تصویر می‌کشد. این رمان، یادآور فضای جادویی رمان‌های آمریکای لاتین است. نویسنده در لایه‌های اثرش پرده از تعیض نژادی و تنش بین سفیدها و سیاه‌ها برمی‌دارد.

    کتاب «بخوان، دفن‌ناشده، آواز بخوان» را سهیل سمّی به فارسی ترجمه کرده و نشر چترنگ آن را در ۲۷۴ صفحه و قیمت ۳۸ هزار تومان چاپ کرده است.

    ۵۷۲۴۵

  • پوستر جشنواره شعر فجر رونمایی شد

    پوستر جشنواره شعر فجر رونمایی شد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، رونمایی از پوستر چهاردهمین جشنواره بین المللی شعر فجر، صبح امروز (یکشنبه ۱ دی) باحضور سعید بیابانکی، دبیر علمی جشنواره چهاردهم در دفتر معاون امور فرهنگی وزارت ارشاد انجام شد.

    دبیر هیات امنای جشنواره شعر فجر پس از رونمایی پوستر این جشنواره گفت: «همانند ستارگان فراوانی که در پس‌زمینه این پوستر وجود دارد، امیدوارم در این دوره شاهد ستارگان پرشماری در آسمان شعر فجر باشیم.»

    جوادی از بنیاد شعر و ادبیات داستانی برای انجام امور اجرایی جشنواره شعر فجر و تلاش برای پویایی این رویداد ملی ادبی تشکر و قدردانی کرد.

    سپس سعید بیابانکی، دبیر علمی چهاردهمین جشنواره شعر فجر در سخنان کوتاهی گفت: «به یاری خدا جشنواره امسال درخشان‌تر و موفق‌تر از پیش در عرصه فرهنگ کشور ظاهر خواهد شد.»

    او افزود: «با همکاری مجموعه معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، از هیچ کوششی برای رسیدن به این هدف بزرگ دریغ نمی‌کنم.»

    پیش از این طی احکامی از سوی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، سعید بیابانکی به عنوان دبیر علمی و مهدی قزلی به عنوان دبیر اجرایی چهاردهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر منصوب شدند.

    ۵۷۲۴۵

  • خصومت مردم با سلبریتی‌ها؟ سوالی که پژمان بازغی و سروش صحت به آن پاسخ دادند

    خصومت مردم با سلبریتی‌ها؟ سوالی که پژمان بازغی و سروش صحت به آن پاسخ دادند

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، محمدرضا علیمردانی، پژمان بازغی و سروش صحت در ویژه برنامه یلدا «دورهمی» که شب گذشته (شنبه ۳۰آذر) توسط مهران مدیری اجرا شد، حضور داشتند. 

    در یکی از پرسش‌هایی که در این برنامه مطرح شد، مهران مدیری علت خصومت پیدا کردن مردم با سلبریتی‌ها را از مهمانانش جویا شد و سروش صحت در پاسخ به این سوال گفت: «فکر می‌کنم سلبریتی همان هنرمند است که ویژه، خاص و متمایز شده. اما در پاسخ به این سوال نمی‌توانم چیزی بگویم. دلیل آن را می‌دانم ولی هرجوابی بدهم مممکن است بعدا غصه بخورم چرا که ممکن است بعدا مواردی به ذهنم بیاید که آن‌ها را نگفتم. اما فکر می‌کنم یکی از دلایل این است که اگر آدم‌های ویژه از مردم فاصله گرفته باشند، این فاصله احساس می‌شود. شاید حس کنند حرفی که سلبریتی‌ها می‌زنند از جنس حرف خودشان نیست یا فکر کنند که آنان در یک دنیای دیگر زندگی‌ می‌کنند یا درباره مسائلی از آدم‌های یک دنیای دیگر اظهار نظر می‌کنند. خود ما هم دوست نداریم کسی که از فضای دیگر است درباره ما صحبت کنند. دوست داریم آدم‌هایی که از جنس خودمان هستند و مسائل ما را می‌دانند درباره ما اظهار نظر کنند.»

    پژمان بازغی در ادامه صحبت‌های سروش صحت گفت: «من فکر می‌کنم سروش درست می‌گوید علت اصلی می‌تواند چند مورد باشد یکی از این موارد این است که همه در سختی زندگی می‌کنند و تحمل می‌کنند و ما هم مستثنی از این قاعده نیستیم. یعنی این‌گونه نیست که ما در آسایش و آرامش زندگی کنیم. یک دلیل این اتفاق هم این است که همه چیز را سیاسی می‌کنند و واقعا همیشه گفتم که من آدم سیاسی نیستم و چیزی هم از سیاست نمی‌دانم و اگر در مورد موضوعی هم اظهار نظر می‌کنم، صرفا برداشت شخصی است. ما مقابل مردم نیستیم و همیشه هم تلاش کردیم که در کنارشان باشیم، چرا که هر چیزی داریم از مردم است. من کلمه سلبریتی را دوست ندارم اما فکر می‌کنم کسانی که منتخب مردم هستند حتما از دل خود مردم آمده‌اند. پدر من افسر نیروی دریایی بود، خود من هم تلاش کردم و دنبالش رفتم تا هنرپیشه شدم. پدر سروش صحت هم همینطور، معلم بود. هر کدام‌مان از یک طبقه اجتماعی متفاوت هستیم و هیچ تفاوتی با یکدیگر نداریم، اما یک مقدار تلاش‌هایمان کمتر یا بیش‌تر شده است.»

    مهران مدیری در ادامه بحث مالیات دادن هنرمندان را پیش کشید و از مهمانان پرسید: «یکی از مشکلات و مسائلی که مردم و هنرمندان دارند این است که چرا باید معلم، پرستار، کارمند، راننده تاکسی. همه اقشار جامعه مالیات بپردازند اما هنرمند نباید مالیات بدهد. شما معتقدید که هنرمندان باید مالیات بدهند یا خیر؟»

    محمدرضا علیمردانی در پاسخ به سوال مدیری گفت: «به نظر من همه باید مالیات بدهند.»

    سروش صحت هم پاسخ داد: «من اساسا مالیات دوست هستم.»

    پژمان باغی ادامه داد: «معمولا برای ساخت یک برنامه ۱۷ درصد از حقوق عوامل پشت صحنه با عنوان مالیات کسر می‌شود و زمانی که بحث مالیات پیش می‌آید و ما می‌گوییم که بچه‌ها مالیات پرداخت می‌کنند می‌گویند هرکسی هر درآمدی دارد باید مالیات بدهد و زمانی که اعتراض می‌کنیم می‌گویند این موارد به ما مربوط نیست شما باید با وزارت کار صحبت کنید. به نظرم یکسری پیچیدگی‌هایی به‌وجود آوردند و در نهایت می‌گویند هنرمندان مالیات ندهند.»

    مهران مدیری در ادامه از مهمانان خود پرسید «خیلی چیزها هست که باعث می‌شود نگاه مردم به هنرمندان تغییر کند شما فکر می‌کنید وظیفه هنرمند نسبت به جامعه‌اش چیست.»

    سروش صحت درباره وظیفه هنرمندان نسبت به جامعه‌اش گفت: «هرکسی هرکاری را که دارد باید به خوبی انجام دهد. کار یک بازیگر این است که خوب بازی کند و هیچ کدام از ما تافته جدابافته‌ای از دیگر انسان‌ها نیست.»

    ۵۷۲۴۵

  • «خرچنگ‌ها» چطور پرفروش شد؟

    «خرچنگ‌ها» چطور پرفروش شد؟

     انتشارات «پوتنام» در تابستان سال ۲۰۱۸ تصمیم گرفت نخستین رمان یک زیست‌شناس حیات‌وحش بازنشسته به نام «‌دلیا اوئنز» را منتشر کند. ‌به سختی می‌شد پیش‌بینی کرد این کتاب که یک عنوان غیرمعمول برای آن درنظر گرفته شده بود و تقریبا هیچ ژانری را نمی‌توان برایش درنظر گرفت، به یک کتاب پرفروش تبدیل شود، بنابراین ناشر تنها  ۲۸هزار نسخه از این کتاب را به چاپ رساند؛ درصورتی‌که این مقدار واقعا کافی نبود.

    یک سال و نیم بعد، بیش از چهار و نیم میلیون نسخه از رمان «‌جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» به عنوان یک اثر جذاب که راوی داستان دختری تنها در مرداب‌های کالیفرنیای شمالی است، فروخته شد. این یک اتفاق بزرگ برای هر نویسنده کتاب‌اولی محسوب می‌شود، مخصوصا برای دانشمند ۷۰ساله‌ای که آثار پیشینش خاطرات دهه‌ها سفرش به کویر و صحراهای «بوتسوانا» و «زامبیا» را دربر می‌گرفت، این رویداد بزرگ‌تر هم جلوه می‌کرد.

    همچنان که به روزهای پایانی سال ۲۰۱۹ نزدیک می‌شویم، بر اساس آمار ارائه‌شده از سوی «‌ان پی دی بوک اسکن، «‌اوئنز» موفق شده در سال جاری بیش از هر کتاب بزرگسال دیگری، چه در بخش داستانی و چه در بخش غیرداستانی نسخه‌های بیشتری از رمان اول خود را به فروش برساند؛ ‌این یعنی تعداد نسخه‌های به فروش‌رفته «جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» از مجموع فروش آثار جدید نویسندگان نامداری همچون «‌جان گریشام»، «مارگارت اتوود»‌ و «استفن کینگ» هم بیشتر بوده است.

    انتشارات «پوتنام»‌ برای پاسخ به تقاضای بالای مخاطبان برای رمان «جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» حدود ۴۰ بار اقدام به تجدید چاپ این اثر کرده است. حق انتشار این کتاب نیز به ۴۱ کشور مختلف فروخته شده است.

    کارشناسان صنعت نشر هنوز به نتیجه مشخصی نرسیده‌اند که چطور این رمان توانسته قدرت خود را در جدول پرفروش‌ها حفظ کند، خصوصا در مقطعی که فروش کلی آثار داستانی با کاهش روبه‌رو می‌شود و اغلب رمان‌های پرفروش پس از چند هفته حضور در فهرست پرفروش‌ها با کاهش فروش مواجه می‌شوند.

    در چند سال گذشته، آمار فروش آثار داستانی بزرگسالان با کاهش قابل توجهی روبه‌رو بوده و این آمار در سال ۲۰۱۹ نیز ادامه داشته است. ناشران و موسسه‌های مربوط به نشر کتاب همواره شکایت می‌کنند که سال به سال برجسته شدن یک کتاب حتی برای نویسندگان مطرح به مسئله‌ای بغرنج‌تر تبدیل می‌شود.

    با این حال به نظر می‌رسد رمان «جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند»‌ از این قاعده مستثنا بوده است. این رمان پس از سپری کردن یک مدت کوتاه، باز هم در جدیدترین فهرست از آثار داستانی پرفروش «نیویورک‌تایمز»، فهرستی که در حال حاضر برای شصت و هفتمین هفته متوالی در آن حضور دارد،‌ به جایگاه اول بازگشته است. این سی‌امین هفته‌ای است که این رمان در صدر فهرست قرار می‌گیرد.

    رئیس «‌کادکس گروپ»‌ – موسسه‌ای که نظارت بر صنعت نشر را برعهده دارد – می‌گوید: «این کتاب قانون جدیدی از جاذبه را معرفی کرد. این کتاب خلق شده تا جایگاه خود را در ثابت‌قدم‌ترین روش ممکن در فهرست پرفروش‌ها حفظ کند.»‌

    «‌اوئنز»‌ پاییز امسال پنجاهمین تور کتاب خود را برگزار کرد. این نویسنده در مجموع در جورجیا، ‌اوکلاهما، کانزاس،‌ آلاباما، فلوریدا و نیویوک تور امضای کتاب خود را برگزار کرد.

    همچون صنعت فیلم‌سازی در صنعت نشر و کتاب نیز شمار معدودی از نویسندگان بر فهرست پرفروش‌ها سلطه دارند و موفق شدن کتاب‌هایی از نویسندگان نه‌چندان شناخته‌شده به مسئله‌ای بسیار نادر تبدیل شده است. اما برای این‌که رمان «جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند»‌ بتواند به یک اثر پرفروش از نویسنده‌ای ناشناس تبدیل شود شاید بتوان چند دلیل را مطرح کرد. نخست این‌که‌ به‌نظر می‌رسد داستان این رمان برای طیف گسترده‌ای از مخاطبان جذابیت داشته باشد. این کتاب همچنین از سوی کتاب‌فروشی‌های مستقلی که به صورت گسترده آن را پیشنهاد می‌کردند گرفته تا «ریس ویترسپون» هنرپیشه و تهیه‌کننده آمریکایی که برای ساخت فیلمی با اقتباس از این اثر ابراز تمایل کرده بود، توجه بسیاری دریافت کرد. اما حتی به نظر می‌رسد این دلایل نیز برای حفظ چنین رکورد قدرتمندانه‌ای کافی نباشند.

    ژانویه گذشته، یعنی شش ماه پس از انتشار «‌جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند»، این رمان به صدر فهرست پرفروش‌های داستانی نشریه نیویورک‌تایمز راه‌ یافت و در همان زمان رتبه اول پرفروش‌ترین و بیشترین اثر مطالعه‌شده آمازون را نیز به خود اختصاص داد و تا ۱۶ هفته به سلطه خود ادامه داد. این طولانی‌ترین مدت زمانی است که یک اثر تاکنون توانسته در صدر هر دو فهرست هفتگی آمازون باقی بماند. در ماه فوریه حدود یک میلیون نسخه از این کتاب به فروش رفت و تا دو ماه بعد این رقم به دو میلیون رسید.

    رئیس بخش فروش انتشارات «پنگوئن رندوم هواس» که بر استراتژی‌ پرفروش شدن کتاب‌هایی همچون «رمز داوینچی»، «دختری در قطار» و «‌دختر رفته»‌ نظارت داشته است درباره میزان فروش «‌جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» بیان می‌کند: «من در ۳۰ سال گذشته به چنین چیزی برنخورده بودم.»‌

    دیکشنری «‌مریِم وبستر» نیز کلمه «‌crawdad» (خرچنگ) را به ۱۰ کلمه برتر سال ۲۰۱۹ خود اضافه کرد.

    با این حال به نظر نمی‌رسد هیچ‌کس به اندازه خود «اوئنز» از موفقیت چشمگیر این رمان غافلگیر شده باشد.

    «‌اوئنز» در این باره بیان کرده بود: «واقعا فکر نمی‌کردم روزی بتوانم یک رمان بنویسم.»‌

    «دلیا اوئنز» حدود یک دهه پیش زمانی روند نوشتن این رمان را آغاز کرد که ایده داستان دختری که در دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی  از سمت خانواده‌اش طرد شده بود و تنها در مرداب‌های کالیفرنیای شمالی زندگی می‌کرد و  بعدها به قتل مردی جوان متهم شد، به ذهنش رسید.

    با این‌که داستان این رمان ساختگی است اما «اوئنز» می‌گوید برای خلق این اثر از تجربیات خود در زندگی در حیات‌وحش زمانی که از جامعه جدا شده بود، استفاده کرده است.

    «‌اوئنز» بیشتر سال‌های زندگی خود را دور از مردم زندگی کرده و  تا جایی که امکانش برایش فراهم بوده به حیوانات وحشی نزدیک شده است.  این نویسنده که در ایالت «‌جورجیا»‌ بزرگ شده بیشتر اوقات فراغت خود را در جنگل‌ها گذرانده است. او  در رشته «جانورشناسی» در دانشگاه جورجیا تحصیل کرد و سپس دکترای خود را در رشته «رفتارشناسی حیوانات» ‌از دانشگاه کالیفرنیا دریافت کرد.

    او و همسرش در سال ۱۹۷۴ مطالعه حیات‌وحش آفریقا را آغاز کردند. آن‌ها یک کمپ تحقیقاتی در بیابان کالاهاری واقع در «بوتسوانا»‌ تاسیس کردند و به بررسی رفتار شیرها و کفتارها،‌ الگوهای مهاجرتی و رفتارهای اجتماعی پرداختند.

    کمی بعد «‌اوئنز» و همسرش به دلیل فعالیت‌های‌شان در «زامیبا» از قبیل فراهم‌کردن امکانات مراقبت‌های بهداشتی و تحصیلی در روستاها به چهره‌های شناخته‌شده‌ای تبدیل شدند.

    «فریاد کالاهاری»‌، «چشم فیل»‌ و «راز ساوانا»‌ شرح‌حال‌هایی هستند که پیش‌تر توسط «اوئنز» روانه بازار شده بودند.

    ۲۵۸۲۵۸

  • سریال «سووشون» ساخته می‌شود

    سریال «سووشون» ساخته می‌شود

    نوشا عبدالله زاده فیلمنامه نویس این روزها مشغول نگارش فیلمنامه ای بر اساس رمان «سووشون» است.

    این فیلمنامه نویس درباره اقتباس از این رمان گفت: حق اقتباس «سووشون» از لیلی ریاحی، خواهرزاده و فرزندخوانده مرحوم دانشور دریافت شده است.

    فیلمنامه «سووشون» در ۲۰ قسمت برای تولید سریال نوشته می‌شود.

    نوشا عبدالله زاده برنده پروانه زرین بهترین فیلمنامه اقتباسی از سی‌امین جشنواره فیلم کودک و نوجوان است.

    ۲۴۱۲۴۱

  • «سمفونی درون بطری» به نفع «ملائک» اجرا می‌شود

    «سمفونی درون بطری» به نفع «ملائک» اجرا می‌شود

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، نمایشنامه‌خوانی «سمفونی درون بطری» به کارگردانی احمد داودی، ساعت ۲۰:۳۰ هفتم دی در سالن اصلی تماشاخانه مهرگان به صحنه می‌رود. 
    وحید شیخ‌زاده، الناز تاریخی، امیرحسین بصیر، مریم یوسف، مرجان صادقی، کیمیا فلاحی، ابوالفضل جمشیدی، امیرمحسن کوه گره، محمد پورا، پویا فراهانی، مبینا فرهت، جاهد قربانی خوانش‌گرانی هستند که در این اثر به ایفای نقش می‌پردازند.

    «سمفونی درون بطری» نوشته اوگو سالسه‌دو بوده که توسط رامین ناصرنصیر و خوسه خیمه نس ترجمه شده است.

    بازی در نمایش «مکبث» به کارگردانی امیر دژاکام و همکاری با مسعود تکاور به عنوان بازیگر و بازیگردان در فیلم «الف امنیت» از جمله فعالیت‌های احمد داودی در سال جاری به شمار می‌آید.

    از دیگر عوامل این اثر می‌توان به: دستیار کارگردان:جاهد قربانی، برنامه ریز: آیناز شجری، آهنگساز: امیرحسام زبردست، روابط عمومی و عکاس: محسن بیده اشاره کرد.

    عواید حاصل از این اجرا برای کمک به دختران بی‌سرپرست و بد سرپرست به موسسه خیریه «ملائک» اهدا می‌شود.

    علاقمندان به تماشای این اثر می‌توانند بلیت آن را از سایت تیوال تهیه کنند.

    ۲۵۸۲۵۸

  • از شوخی‌های مرضیه برومند با ایرج طهماسبت تا خاطرات بامزه رضا کیانیان

    از شوخی‌های مرضیه برومند با ایرج طهماسبت تا خاطرات بامزه رضا کیانیان

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بیست‌ودومین دوره جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، دیشب (شنبه ۳۰ آذر) هم‌زمان با شب چله و با حضور قصه‌گویان، هنرمندان و علاقه‌مندان به کار خود پایان داد.

    در آغاز این مراسم، سروش صحت، دبیر هنری جشنواره قصه‌گویی روی صحنه آمد و گفت: «در این دوره از جشنواره، شاهد افزایش قابل توجه شرکت‌کنندگان علاقه‌مند نسبت به دوره گذشته بودیم که این نکته، نشان از تاثیرگذاری این رویداد دارد.»

    در ادامه، محمدرضا زمردیان، رییس بیست‌ودومین جشنواره قصه‌گویی هم با تایید سخن سروش صحت گفت: «از طریق این جشنواره و با حضور ۱۷هزار قصه‌گو، امسال ۲۶هزار و ۵۱۵ بار در کشور قصه‌گویی انجام شد و مخاطبان نیز استقبال چشمگیری داشتند و ما شرمنده مردم و خانواده‌هایی شدیم که از ۲۶ آذر که همزمان با آلودگی هوا و تعطیلی مدارس بود، به جشنواره آمدند و فضای کوچک در حد بضاعت ما، ظرفیت پذیرایی از آن‌ها را نداشت.»

    تقدیر از محمدحسین قدمی، طلایه‌دار قصه‌های دفاع مقدس که معلم و نویسنده کتاب‌ «شب خاطره» است، ادامه بخش این مراسم بود. ​

    سپس نوبت به رضا کیانیان، مهمان و قصه‌گوی ویژه این مراسم رسید که روی صحنه حاضر شود. او قصه‌ای از دوران دبستان تا دبیرستان خود را برای حاضران تعریف کرد که با تشویق‌های بسیار روبه‌رو شد.

    در ادامه، مرضیه برومند با همراهی موسیقی برنامه عروسکی «خونه مادر بزرگه» وارد صحنه شد. او ابتدا تاکید کرد: «امیدوارم عدالت بهتر در کشور ما رعایت شود و مردم ما مسئولان دلسوزتری داشته باشند و مسئولان از مردم فاصله نگیرند.»

    برومند که برای تجلیل از ایرج طهماسب روی صحنه آمده بود، ادامه داد: «اینجا کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است و من کارم را از اینجا با رضا بابک و بهرام شاه‌محمدلو شروع کردم. جوانی محجوب در آن سال‌ها در کلاس‌های تئاتر شرکت می‌کرد و امروز یکی از بزرگترین هنرمندان این مملکت است. او در «مدرسه موش‌ها» عروسک‌گردان و صداپیشه بود و در سریال «آرایشگاه زیبا» با هم همکاری کردیم. این بازیگر بداخلاق و «لایتچسبک»(!) است، اما برایم عجیب است که مردم تا این حد او را دوست دارند. اکنون هم خبر ندارد که قرار است از او تقدیر شود!»

    سپس با پخش موسیقی فیلم «کلاه قرمزی»، ایرج طهماسب روی صحنه آمد که ورود او با تشویق پرشور و پی‌درپی حاضران همراه شد.

    ایرج طهماسب در صحبت‌هایی کوتاه گفت: «خجالت می‌کشم که روی صحنه می‌ایستم و شما تشویقم می‌کنید و از این بابت بسیار ممنونم.»

    سخنرانی فاضل نظری، مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ادامه بخشِ این مراسم بود.

    او با بیان این‌که دوست دارد حالِ خوب و فضای شاد این مراسم را با یک سخنرانی طولانی خراب نکند، گفت: «ترجیح می‌دهم به جای صحبت‌های معمول، به ارائه سه پیشنهاد بسنده کنم. پیشنهاد اول من به دوستان تصمیم‌گیر در حوزه کلان مدیریت کشور است. با توجه به اینکه شب یلدا یک شب تاریخی برای ماست و به یک فرهنگ صحیح گره خورده، روز بعد از شب یلدا را یک تا دو ساعت دیرتر شروع کنند.»

    نظری پیشنهاد دوم خود را چنین بیان کرد: «به دوستان تصمیم‌گیر در شهرداری، سازمان صدا و سیما، آموزش و پرورش و… پیشنهاد می‌دهم که به سنت قصه‌گویی در شب یلدا اهتمام ورزند.»

    او در ادامه به ارائه پیشنهاد سوم پرداخت و گفت: «همچنین پیشنهاد می‌کنم خانواده‌ها برای فرزندان‌شان قصه‌های خود را بگویند. باور کنید قصه مساله مهمی است. در بعضی از شهرهای دنیا یک خیابان را یک قصه حفظ کرده است.»

    برترین‌های بخش ملی

    ​هیات داوران بخش ملی متشکل از بهرام شاه‌محمدلو، ایرج طهماسب، حمیدرضا شاه‌آبادی، رویا نونهالی و آزیتا حاجیان، در سه گروه زنان و مردان، دختران و پسران ۱۲تا ۱۸ سال و مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها، برگزیدگان خود را به این شرح اعلام کردند:

    در بخش ملی (زنان و مردان)، حسین کاظمی با قصه «شال و مشت حسن» از استان مازندران به عنوان نفر اول، زهرا دهستانی بافقی با قصه «حاکم نادان و دزد بدجنس» از استان یزد رتبه دوم و فریده محمودی با قصه «دُر صدف» از استان مرکزی به عنوان سوم شناخته شدند.

    همچنین در این بخش هادی رفیعی با قصه «قصه فیروز» از استان زنجان و احمد عسگری با قصه «یک راه بهتر» از استان همدان به عنوان انتخاب ویژه هیات داوران در این بخش معرفی شدند.

    در بخش دختران و پسران نیز مریم منصوری با قصه «آقا هزارپا و کفش‌دوز» از استان کرمان در رتبه نخست ایستاد. مریم بساطی با قصه «رستم و سهراب» از استان ایلام مقام دوم را کسب کرد و رتبه سوم به هانیه اعتمادیان با قصه «دزدی که خر شد» از استان یزد اختصاص یافت.

    همچنین در این بخش مرجان حسینی‌نشتایی با قصه «بیژن و منیژه» از استان مازندران به عنوان انتخاب ویژه هیات داوران شناخته شد.

    در بخش مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها، فاطمه سیدرضایی با قصه «روباه مرغ ندیده» از استان قزوین در رتبه اول جای گرفت و زهرا رضایی‌طرهانی با قصه «جادوگر سبز» از استان بوشهر و محمد کارگرشورکی با قصه «چلچراغ» از استان یزد به ترتیب رتبه‌های دوم و سوم این جشنواره را در این بخش به خود اختصاص دادند.

    برگزیدگان بخش بین‌الملل

    گیتی خامنه، مرتضی سرهنگی و اشکان خطیبی، هیات داوران بخش بین‌الملل پس از بررسی آثار، برگزیدگان این بخش را معرفی کردند:

    ساره قصیر با قصه «جوجه» از لبنان و مهدی محمدیان با قصه «در بهای آزادی» از تهران در این بخش به صورت مشترک به مقام نخست دست یافتند.

    این بخش هیچ اثری واجد دریافت جایزه دوم شناخته نشد. رتبه‌ سوم نیز به صورت مشترک به مریم فهیم‌پور با قصه «این کدوی پیرزن نیست» از خوزستان، کیمیا یعقوبی گودرزی با قصه «بیژن و منیژه» از تهران و سولماز صادق‌زاده‌نصرآبادی با قصه «قدم یازدهم» از آذربایجان شرقی اختصاص یافت.

    برگزیدگان بخش قصه‌ ۹۰ ثانیه

    هیات داوران بخش قصه‌ ۹۰ ثانیه متشکل از گلاره عباسی، رسول صدرعاملی، حبیب رضایی، مسعود فروتن و مهدی رجبی، برگزیدگان بخش «قصه زندگی من» را به شرح زیر معرفی کردند:

     ساره وفا از استان مرکزی با قصه «سیامک و سیاوش» به عنوان نفر اول شناخته شد. منصور خانی از استان تهران نیز با قصه «آرزوهای من» در جایگاه دوم قرار گرفت و بیتا شهبازی از استان آذربایجان شرقی با قصه «زندگی من» موفق به کسب مقام سوم شد.

    قصه‌های برتر از نگاه مخاطبان

    همچنین در فرآیند رای‌گیری انتخاب قصه برتر از نگاه مخاطبان به ترتیب محسن وظیفه پشتکوه با قصه «زلزله تا زلزله» از استان اردبیل، لی‌لی‌ناز زین‌وند لرستانی با قصه «دعای مستجاب شده» از استان خوزستان و آوا عزیزپور با قصه «من و بابام و آجیل» از استان اردبیل به عنوان قصه‌گوهای برتر در مقام‌های اول تا سوم قرار گرفتند. دیپلم افتخار این بخش نیز به علی بندیمه با قصه «لب، لب ندیده» از قم و مریم ابراهیمی‌فر از گیلان با قصه «لحظه‌های شیرین» رسید.

    برترین قصه‌های کانون زبانی‌ها

    در این بخش، حسین زنگنه با قصه «پند سعدی» از تهران به عنوان رتبه اول شناخته شد. مریم کریم‌نژاد رنجبر با قصه «تعارف چیست» از کرمان، فروزان غفاریان با قصه «بهترین دوست» از خراسان رضوی و کاظم خواجوی با قصه «خاطره از مطالعه در کتابخانه ملک» از تهران به صورت مشترک رتبه دوم را به خود اختصاص دادند. همچنین درسا قوام‌زاده با قصه «پلاستیکی در اقیانوس» از خراسان رضوی در جایگاه سوم، محمد طاها الماسی‌زاده یاقوتی با قصه «زال و سیمرغ» از بوشهر در جایگاه چهارم و مبینا مسلم یزدی با قصه «باد و خورشید» از یزد در جایگاه پنجم این بخش از جشنواره قرار گرفتند.

    خبرنگارانی که خوب قصه می‌گویند

    در بخش قصه خبرنگاران، رتبه اول به سمیه بافتی‌یزدی با قصه «خاطره آب» از استان فارس اختصاص یافت. شیرین محمدی با قصه «هر اتفاقی حکمتی‌داره» از ایلام به مقام دوم دست یافت و مهدی عسکری فرسنگی با قصه «قصه» از خراسان رضوی در جایگاه سوم قرار گرفت.

    قصه‌گویان برتر تهرانی

    همچنین در بخش «قصه‌های شهر من» ویژه شهروندان تهرانی، جایزه نفر نخست به وندا زاهدی با قصه «داستان تهران من»، جایزه دوم به کیمیا یعقوبی گودرزی با قصه «مرشد بلقیس» و جایزه سوم به سمانه پورغلامی با قصه «بانوی دستفروش مترو» تعلق گرفت.

    منتخبان داوران نوجوان

    داوران نوجوان بیست‌ودومین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی متشکل از سجاد اسماعیلی‌علیایی، زحل موذن، آتنا چراغی، علی سلیقه و سارا پورعبدالله نیز مهدی محمدیان با قصه «در بهای آزادی» از تهران و میرهادی احمدوندی فرزانه‌پور با قصه «عاقبت اندیشی» از آذربایجان شرقی را به ترتیب حائز رتبه‌های اول و دوم این جشنواره معرفی کردند.

    انتخاب‌ ویژه رییس جشنواره

    منیژه واحدقازیانی با قصه «گلبهار» از گیلان و مصطفی جعفری‌جوزانی با قصه «آلن کوچولو و جعبه ابزار» از اصفهان به عنوان آثار منتخب از سوی محمدرضا زمردیان رییس جشنواره و معاون فرهنگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شناخته شدند.

    بیست‌ودومین دوره جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی از ۲۶ تا ۳۰ آذر ۱۳۹۸ در تهران برگزار شد.

    ۵۷۵۷

  • روزنامه جوان:سریال”دل” بی ارزش است/ از برنامه های ماهواره ای کپی می کنند

    روزنامه جوان:سریال”دل” بی ارزش است/ از برنامه های ماهواره ای کپی می کنند

    منوچهر هادی که در فروردین سال جاری فیلم مبتذل سینمایی‌اش به دلیل زدوبندهای پشت پرده و دور زدن نظارت سازمان سینمایی توقیف شد، شروع به ساخت سریال «دل» کرد؛ سریالی که از نظر محتوایی هیچ و پوچ است و فقط بخش لاکچری بودن سریال برای کارگردانش اولویت داشته و می‌شود این سریال را دنباله سریال پیشین هادی یعنی «عاشقانه» دانست. بابک کایدان این سریال را برای هادی نوشته است که این نویسنده لاکچری‌پسند نویسنده سریال «مانکن» هم است.
    اگر از بخش نوشتاری «دل» شروع کنیم می‌بینیم که وجه اشتراک سریال «مانکن» و «دل» در یک عنصر خلاصه شده و آن هم پول و ثروت است، انگار نویسنده گرامی با نوشتن این گونه از سریال‌ها عقده‌گشایی می‌کند و این وسط مخاطب برای نویسنده و کارگردان بی‌اهمیت است. مواد لازم برای ساخت سریالی مثل «دل» آنقدر راحت است که هر کسی می‌تواند آن را بسازد. در وهله اول باید خانه‌های لاکچری تهران را انتخاب کنیم و بعد ماشین‌های گرانقیمت شهر را برای سریال اجاره کنیم. زمانی که این دو مهیا شود یک یا دو بازیگر چهره با دستمزدهای نجومی انتخاب می‌شود. حالا بابک کایدان هم می‌تواند با این چند عنصر یک موضوع پیدا کند، اساساً پیدا کردن موضوع هم زیاد دشوار نیست؛ یک رابطه عاطفی مثلث‌شکل برای این گونه از سریال‌های لاکچری جواب می‌دهد. یک زن و دو عاشق دلخسته، زن هم در این گونه از سریال‌ها نیازی به شخصیت‌پردازی ندارد، فقط پولدار باشد و کمی هم نگران، بقیه‌اش درمی‌آید.
    به همین راحتی ساخت یک سریال به شوخی بزرگ تبدیل شده است و کارگردان با سطحی‌ترین عناصر ساختاری مخاطبش را گول می‌زند و مخاطب طفلک دائماً در حال گول خوردن است. سریال «دل» در ادامه تجربه پیشین کارگردانش یعنی فیلم‌های سینمایی «آینه بغل» و «رحمان ۱۴۰۰» و سریال عاشقانه یک سریال شلخته و بی‌محتواست که در سه قسمت از این سریال نابلد بودن کارگردانش را در سریال‌سازی فریاد می‌زند. آقای فیلمساز فکر کرده با عقب جلو کردن زمان فیلم و فلاش‌بک‌های کلیشه‌ای منسوخ شده می‌تواند سریال بسازد. ۵۰ دقیقه زمان هر قسمت از این سریال است که ۱۲ دقیقه آن به آنچه گذشت و تیتراژ اول و آخر اختصاص دارد، زمان مفید این سریال ۳۸ دقیقه است که بیشتر آن هم به سکوت و فلاش‌بک می‌گذرد. در قسمت دوم این سریال وقتی رستا در محوطه آرایشگاه گم می‌شود آرش کل زمان سریال را در راه‌پله‌ها بالا و پایین می‌رود تا رستا را پیدا کند و اساساً هیچ اتفاق مهم یا کلیدی در قسمت دوم یا حتی سوم رخ نمی‌دهد و انگار قصه توانایی جلو رفتن را ندارد.
    به نظر می‌رسد کسانی مثل بابک کایدان یا منوچهر هادی اختلاف بیش از حدی با جامعه دارند؛ میل آن‌ها به ظاهرسازی و لاکچری بودن و فراموش کردن جایگاه متوسط و زیر متوسط باعث شده سریالی مثل «دل» به مخاطب فخر بفروشد. اساساً قشر ثروتمند جامعه زمان دیدن این گونه از سریال‌ها را ندارد و این قشرهای آسیب‌پذیر جامعه هستند که با پرداخت هر هفته ۱۰ هزار تومان «دل» را می‌بینند، پس این قشر در کجای این سریال حضور دارد؟ چرا فکر می‌کنند پرداختن به زندگی مجلل و لاکچری و مثلاً ۸ میلیون خرج کردن برای یک عروسی برای مخاطب جذابیت دارد؟ آیا نشان دادن این زندگی‌ها برای مخاطب برداشت غیرمتعارف بودن ندارد؟ در قسمت اول دوربین از پشت مادر آرش (نسرین مقانلو) شروع به حرکت می‌کند که مخاطب حواسش به لباس و گردنبند لاکچری این کاراکتر باشد، خب کارکرد این نگرش برای چیست؟
    زندگی لاکچری، ماشین‌های گرانقیمت و خانه‌های مجلل از یک سو و زندگی‌های نافرجام و طلاق و خیانت مهم‌ترین نکات این سریال‌ها هستند که این نکات قطعاً از سریال‌های ماهواره‌ای بهره‌گیری می‌شود، با این تفاوت که در سریال‌های ترکیه‌ای ایده و فکر حساب‌شده‌تری وجود دارد، مثل اینکه در این آثار دست‌کم برای جذب مخاطب و توریسم از اماکن دیدنی و میراث فرهنگی استفاده مناسبی می‌شود، اما در سریال‌های ایرانی به دلیل نداشتن برنامه و راهبرد از سوی مدیران سینمایی و فرهنگی نه فرهنگ قرار است ارتقا یابد نه منافع ملی در نظر گرفته می‌شود. اساساً امید و امیدواری در این سریال‌ها دیده نمی‌شود، پایان این سریال‌ها به راحتی رها می‌شود، کدام یک از این سریال‌ها پایان منطقی داشتند؟ اینگونه است که این سریال‌های کلیشه‌ای تبدیل به بنگاه اقتصادی شده‌اند که جیب مخاطب را خالی کنند. در عوض مخاطب ساده با دیدن این زندگی‌های دروغین و تقلبی حسرت می‌خورد، در این میان تنها نکته‌ای که مهم است نقد شدن چک بازیگر و سرمایه‌اندوزی کارگردان و تهیه‌کننده با کلاه گذاشتن بر سر مخاطب است.