دسته: اخبار فرهنگی

  • مهم‌ترین جایزه ادبی فرانسه رییسی جدید پیدا کرد

    دیدیه دکواین در حالی به عنوان رئیس جدید آکادمی گنکور انتخاب شد که گفت مهم‌ترین هدفش این است که به منظور تقویت زبان فرانسوی بتواند به بین‌المللی‌تر شدن این جایزه کمک کند.

    در مراسم نهاری که در رستوران دروان پاریس برگزار شد اعضای آکادمی گنکور گرد آمدند تا رئیس جدید این آکادمی را انتخاب کنند.

    دکواین که زاده ۱۳ مارس ۱۹۴۵ در بولونی-بیانکور است، جایگزین برنادر پیوو می‌شود. پیوو از یکم ژانویه امسال بازنشسته شد.

    رئیس جدید گنکور که نویسنده و فیلمنامه‌نویس است، در دور نخست رأی‌گیری با کسب ۵ رأی انتخاب شد. فرانسواز شاندرنگور موفق به کسب ۳ رأی شد.

    ۲۴۱۲۴۱

  • «لباس شخصی» صاحب لوگو شد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، لوگوی فیلم سینمایی « لباس شخصی» به کارگردانی امیرعباس ربیعی و تهیه کنندگی حبیب والی نژاد رونمایی شد. 

    این لوگو توسط خانه طراحان انقلاب اسلامی طراحی شده است.  اولین نمایش این فیلم سینمایی در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر خواهد بود. 

    «لباس شخصی» که اثری تاریخی سیاسی است، به اتفاقات دهه شصت و فعالیت پیچیده حزب توده در ایران می‌پردازد.

    در خلاص داستان لباس شخصی آمده است: بهترین حربه برای ضربه، دوستی است. چون پیچیدگی در سادگی اوست. به لباس شخصی‌ها بیشتر شک کن!

    ۲۴۱۲۴۱

  • شاهنامه نفیس و تاریخی خریده شد/ عکس

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، شاهنامه‌ای هزار برگی متعلق به دوران تیموری، در جلسه اخیر کمیته فراهم‌آوری نسخ خطی کتابخانه ملی ایران خریداری شد.

    این شاهنامه کامل، در قطع رحلی و مشتمل بر هزار برگ است و کتابت آن به دوران تیموری باز می‌گردد.

    از دیگر امتیازات این نسخه، سلامت کامل و خط خوش نستعلیق کاتب است. دو برگ آغازین آن نیز دارای کتیبه‌های متناظر با نقوش اسلیمی و گل و برگ ختایی به  زر، ‌سرخ، آبی روشن، سبز و سفیداب بر زمینه لاجورد است.

    ۵۷۵۷

  • محکومیت آتش زدن کتاب پزشکی هاریسون

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در پی انتشار فیلمی از آتش زدن کتاب پزشکی هاریسون، توسط یک روحانی به نام تبریزیان که خود را استاد طب اسلامی معرفی می‌کند، دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی با صدور بیانیه‌ای این اقدام را محکوم کرد.

    در متنی که مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، منتشر کرده، آمده است:

    «بر هیچ انسان آگاه و منصفی در گستره جهان پوشیده نیست که علمای گرانقدر اسلام به تاسی از پیامبر اکرم(ص) که فرموده است «به جست‌وجوی دانش بروید ولو در چین باشد»، همواره بر کسب علم و معرفت از نقاط مختلف جهان تاکید کرده‌اند. در طول سده‌های متمادی، کتب علمی فراوانی میان ملل مختلف جهان مبادله و ترجمه شده و مورد استفاده قرار گرفته است. ایران از دیرباز مهد علم‌آموزی و دانش‌پژوهی بوده و خدمات فراوانی به گسترش دایره علم در جهان کرده است. ضمن این‌که دانشمندان ایرانی از دستاوردهای علمی سایر ملل نیز بهره جسته‌اند. این سنت همیشگی عرصه علم و دانش بوده که اصحاب علم و معرفت پیوسته سعی کرده‌اند تا از یافته‌های علمی دیگران استفاده کنند. دانش امروز جهان حاصل و برآیند تلاش دانشمندان در گوشه و کنار جهان و میراث همه جهانیان است و در مرزهای جغرافیایی خاصی محصور نمی‌شود و پیوسته در مسیر تکامل ره می‌پوید.

    با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، نهضتی فراگیر در زمینه گسترش دایره علم و دانش شکل گرفت که نتایج خیره‌کننده و افتخارآفرینی در عرصه‌های مختلف به دنبال داشته است. تعامل و داد و ستد علمی دانشمندان متعهد ایران و جهان همواره منافعی دوسویه داشته است؛ هم به رشد علمی کشور و تربیت متخصصین کمک کرده و هم باعث شده که با پردازش داده‌ها و کشف یافته‌های جدید علمی توسط دانشمندان ایرانی و عرضه آن در مجامع علمی بین‌المللی، تراز علم در جهان ارتقا یابد. در این میان در حوزه پزشکی کشور جهش قابل ملاحظه‌ای پدید آمده و امروزه یافته‌های علمی و تجارب درمانی پزشکان مبرز ایرانی، جایگاهی جهانی و درخور ستایش یافته است. متخصصین علوم پزشکی ما به خوبی از علوم روز دنیا بهره گرفته‌اند و متقابلا به گسترش دایره آن در مقیاس جهانی کمک کرده‌اند.

    در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران در مصاف با استکبار جهانی است و مجموعه معاندین و بدخواهان، شبانه‌روز تلاش می‌کند تا با بهره‌گیری از امکانات گسترده رسانه‌ای، به زعم خویش چهره‌ای مشوه از نظام مقدس به جهانیان نشان دهند؛ متاسفانه شاهد به آتش کشیدن یک کتاب مرجع پزشکی که مورد تایید و مراجعه مستمر متخصصین این رشته در نقاط مختلف جهان از جمله ایران است هستیم. خوشبختانه این حرکت ناپسند نه تنها با موج وسیعی از اعتراض و محکومیت از سوی علما و اساتید حوزه و دانشگاه و مجموعه اصحاب دانش و معرفت قرار گرفت بلکه افکار عمومی جامعه نیز آن را نپسندید و نکوهش کرد و این نکته دقیقا بیانگر بروز و ظهور یکی از مولفه‌های ممتاز فرهنگ عمومی ایرانیان است که برای حریم علم و دانش ارزش و اعتبار خاصی قائل هستند. مردم نگاهی جامع به مسائل دارند و حرکت‌های افراطی از این دست را برنمی‌تابند، آنان ضمن این‌که از طب جدید بهره می‌جویند در جای خود به طب سنتی توجه دارند.

    دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی کشور ضمن محکوم کردن این اقدام ناپسند امیدوار است شرایطی فراهم شود که از این پس شاهد تکرار حوادث تلخی از این دست نباشیم.»

     ۵۷۵۷

  • واکنش کیوان ساکت به اجرای جنجالی ارکستر سمفونیک تهران

     ارکستر سمفونیک تهران یکی از پرحاشیه‌ترین شب‌های خود را در پنجشنبه (سوم بهمن) پشت سر گذاشت؛ اجرایی که به یکی از تلخ‌ترین و جنجالی‌ترین‌ اجراهای چند سال اخیر این ارکستر، تبدیل شد و حاشیه‌هایش هنوز ادامه دارد.

    در اجرای پنجشنبه شب، منوچهر صهبایی به عنوان رهبر مهمان، در سخنانی به انتقاد تند از شهرداد روحانی پرداخت. بخشی از صحبت‌های او به این شرح است: «من به هیچ عنوان قرار نبود در این کنسرت ارکستر سمفونیک تهران، به عنوان رهبر حضور داشته باشم اما گویا رهبر دائمی ارکستر سمفونیک تهران به دلیل مشکلاتی که به وجود آمده بود، دو هفته پیش بدون اینکه با مسئولان بنیاد رودکی صحبتی کرده باشد، از ایران فرار کرده است! بنابراین اگر چیز دیگری همچون دلایل پزشکی و از این دست مسائل نوشته‌اند، من قبول ندارم.»

    در روزهای گذشته، بنیاد رودکی با منتشر کردن بیانیه‌هایی توضیح داد که شهرداد روحانی از ۲۶ دی رسماً اعلام کرده است به دلیل بیماری و انجام امور درمانی امکان رهبری ارکستر سمفونیک تهران را در تاریخ سوم و ششم بهمن نداشته و او با اطلاع بنیاد رودکی در مرخصی است. همچنین بردیا کیارس به عنوان رهبر مهمان برای اجراهای بعدی معرفی شد. شهرداد روحانی هم با انتشار مطلبی کوتاه در اینستاگرام نوشت: «امیدوارم فضای موسیقی ما همچون گذشته در مسیر صلح و دوستی در حرکت باشند.»

    به همین بهانه از کیوان ساکت درباره چرایی بروز چنین اتفاقی و همچنین ویژگی‌های یک رهبر ارکستر سوال کردیم.

    کیوان ساکت، آهنگساز و نوازنده تار درباره آنچه در کنسرت پنجشنبه شب (سوم بهمن) ارکستر سمفونیک تهران رخ داد، گفت: «نقش رهبر ارکستر خیلی مهم است. یعنی از نگاه من مقبولیت، اعتبار و نقش کاریزمای رهبری چه برای رهبری یک کنسرت در یک یا دو شب و چه رهبر دائم که برگزیده می‌شود، خیلی مهم است. در آن شب یک سوء تفاهم به وجود آمده بود. یعنی سوء تفاهمی که با تدبیر و درایت آقای سهرابی برطرف شد. آنچه که در طی بیماری شهرداد روحانی رخ داد، باعث شد یک سری سوء تعبیر به وجود آید و تا جایی که من اطلاع دارم این سوء تعبیر با مدیریت و درایت آقای افضلی مدیر عامل بنیاد و حسن سهرابی (معاون تولید هنر و آموزش بنیاد رودکی) حل شد.»

    این آهنگساز در پاسخ به این پرسش که رهبر ارکستر باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد، عنوان کرد: «اول اینکه رهبر ارکستر باید یک سابقه جهانی یا قابل قبول ملی و تسلطی کامل بر کار خود داشته باشد و در عین حال که تسلط دارد، مورد تایید دیگر بزرگان و هنرمندان جامعه موسیقی باشد. دوم اینکه کاریزمای شخصیتی داشته باشد؛ گاهی اوقات این کاریزمای شخصیتی از سابقه، تجربه و مهارت مهم‌تر می‌شود. در برخی موارد این کاریزما بیشترین نقش را در کار ایفا می‌کند. به هر حال همه ما عضو خانواده موسیقی هستیم و باید در هر شرایطی پشت هم بایستیم و اجازه ندهیم چیزی به جمع هنرمندان صدمه بزند. البته مرادم هنرمندان راستین و دلسوز و مردمی است. این چهار ویژگی یعنی؛ حمایت از همکاران و هنرمندان در جهت ارتقاء موسیقی، دوم شخصیت کاریزماتیک داشتن، سوم؛ تسلط بر کار خود و تجربه کافی و چهارم مورد قبول واقع شدن از طرف مردم و هنرمندان صاحب‌نظر است که کشتی هنر را به ساحل امنی می‌رساند. چنانکه حافظ در این باره می‌گوید: بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی/ مقبول طبع مردم صاحب نظر شود.»

    کیوان ساکت در ادامه با اشاره به ماجراهای پیش آمده و با اعلام اینکه نباید خیلی به این مسئله دامن بزنیم، درباره عملکرد منوچهر صهبایی در کنسرت سوم بهمن افزود: «برای آقای صهبایی به عنوان یک هنرمند احترام  قائل هستم. ولی گمان می‌کنم بهتر بود این سخنان را در آنجا نمی‌گفتند.»

    ۵۷۵۷

  • جایزه‌ای دیگر برای «۱۹۱۷»‌

    این پنجمین مرتبه‌ای است که راجر دیکینز، فیلمبردار بریتانیایی به عنوان برنده جوایز سالانه فیلمبرداران آمریکا انتخاب می‌شود.

    فیلم «۱۹۱۷» ساخته سم مندس درحالی جایزه بهترین فیلم بلند سی و چهارمین دوره از جوایز انجمن فیلمبرداران آمریکا را به خود اختصاص داد که فیلم «فورد در برابر فراری»‌،‌ «مرد ایرلندی»، «روزی روزگاری در هالیوود» و «جوکر» نیز در این شاخه به عنوان نامزد معرفی شده بودند.

    دیکینز در سال ۲۰۱۱ جایزه یک عمر دستاورد حرفه‌ای را از سوی این انجمن دریافت کرده بود.

    فجمی داوت و سمیر جوما نیز برای فیلمبرداری «سرزمین عسل» به عنوان برنده بهترین فیلمبردار شاخه مستند این جوایز معرفی شدند.

     جایزه یک عمر دستاورد حرفه‌ای  این دوره از جوایز انجمن فیلمبرداران آمریکا به فردریک المز رسید.

    درام «۹۱۷» که به روایتی داستانی در جریان جنگ جهانی اول می‌پردازد پیش‌تر جوایز گلدن گلوب بهترین فیلم درام، جایزه کارگردانی انجمن کارگردانان آمریکا و جایزه کارگردانی و جایزه اصلی انجمن تهیه‌کنندگان آمریکا (PGA) را نیز دریافت کرده است و  بیش از هر فیلم دیگری شانس درخشش در اسکار ۲۰۲۰ را دارد. 

    ۵۷۲۴۵

  • رونمایی از لوگوی فیلم سینمایی «خروج»

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، لوگوی فیلم سینمایی «خروج» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا و تهیه‌کنندگی حبیب والی‌نژاد رونمایی شد. 
    این لوگو توسط خانه طراحان انقلاب اسلامی طراحی شده است.

    اولین نمایش تازه‌ترین اثر ابراهیم حاتمی‌کیا در سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر خواهد بود. 
    فرامرز قریبیان، پانته‌آ پناهی‌ها، جهانگیر الماسی، مهدی فقیه، محسن صادقی‌نسب، محمد فیلی، آتش تقی پور، اکبر رحمتی، رامین پور ایمان، حمید ابراهیمی، مسعود رحیم پور، علیرضا مهران و  سام قریبیان به همراه کامبیز دیرباز، گیتی قاسمی و محمدرضا شریفی نیا در  فیلم سینمایی «خروج» به ایفای نقش پرداختند.
    عوامل فیلم سینمایی «خروج» عبارتند از: نویسنده و کارگردان: ابراهیم حاتمی کیا، تهیه کننده: حبیب والی نژاد، مجری طرح و مدیر تولید: عبدالله شهباززاده، بازیگردان، برنامه ریز و دستیار کارگردان: علیرضا صالحی، موسیقی: کارن همایونفر، مدیر فیلمبرداری: وحید ابراهیمی، مدیر صدابرداری: امیر نوبخت، صداگذار: آرش قاسمی، چهره پرداز: مهرداد میرکیانی، تدوین: عماد خدابخش، جلوه های ویژه بصری: محمد برادران، طراح لباس: مارال جیرانی، طراح صحنه: مجید علی اسلام، تصویربردار هوایی: علی نیک بخت، عکاس و تصویربردار پشت صحنه: سجاد ایمانی 
    «خروج» بیستمین فیلم ابراهیم حاتمی کیا در مقام کارگردان در سینمای ایران است.
    ۲۵۸۲۵۸
  • ادای دین ستاره‌های هاکی به سیل‌زده‌های سیستان و بلوچستان

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین،  عوامل فیلم مستند «جایی برای فرشته‌ها نیست»، همه عواید بلیت‌فروشی این فیلم در جشنواره فجر را به مردم سیل زده بلوچستان اهدا کردند.
     دختران تیم‌اسکیت هاکی ایران که ستاره‌های فیلم «جایی برای فرشته‌ها نیست»، (پرفروش‌ترین اثر جشنواره سینما حقیقت) هستند، در ویدیویی به نمایندگی از عوامل سازنده فیلم، اعلام کردند، سهم فروش سازندگان «جایی برای فرشته‌ها نیست» در جشنواره فجر امسال، به مردم سیل زده منطقه بلوچستان تعلق خواهد گرفت و از مردم برای تماشای این فیلم در سالن‌های مردمی جشنواره فجر دعوت کردند.
    قهرمانان هاکی ایران، در این ویدیو با اشاره به نقش مهم کمک‌های مردمی در تقویت کمپین مبارزه_از_من_حمایت_از_تو این موضوع را یادآوری کرده‌اند که همه مردم ایران به خصوص مردم بلوچستان در پیروزی‌های تیم اسکیت‌هاکی دختران ایران و ساخت مستند «جایی برای فرشته‌ها نیست» سهیم هستند و این کمک، ادای دینی بسیار کوچک در پاسخ به‌ محبت‌های مردم ایران است.
    فیلم سینمایی «جایی برای فرشته‌ها نیست» به کارگردانی سام کلانتری، در اختتامیه سیزدهمین دوره جشنواره بین‌المللی «سینما حقیقت»، عنوان چهار جایزه مهم این جشنواره از جمله «بهترین فیلم مستند از نگاه تماشاگران» را به دست آورد و پس از آن در رقابت با نه فیلم مستند دیگر به جشنواره فیلم فجر راه پیدا کرد.
    «جایی برای فرشته‌ها نیست»، آخرین ساخته سام کلانتری، مستندساز ایرانی است که داستانی جالب و دیدنی را از زندگی حرفه‎ای اعضای تیم ملی اسکیت هاکی دختران ایران به تصویر می‌کشد.
    سایر عوامل «جایی برای فرشته ها نیست»عبارتند از: تدوینگر: هایده صفی‌یاری، آهنگساز:حبیب خزایی‌فر، مدیرفیلمبرداری: رضاتیموری، طراحی و ترکیب‌صدا: انسیه‌ملکی، صدابردار: شاهین پورداداشی، مدیرفنی پس‌تولید: اوژن سید اشرفی، مدیرتولید: محسن مرادی، مدیر رسانه: فرنوش آبا، عکاس: حسن کمالی و طراح پوستر: مهدی آگاه‌منش.
    محمد شکیبانیا و محسن‌شاه‌محمدمیراب تهیه‌کنندگی این اثر را به عهده داشته اند. این فیلم محصول مشترک موسسه فرهنگی‌هنری تنجرین و مرکزگسترش سینمای مستند و تجربی است.
    ۲۵۸۲۵۸
  • گریم امیرحسین صدیق در «کتونی زرنگی» / عکس

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، همزمان با آخرین روزهای تصویربرداری سریال «کتونی زرنگی» به کارگردانی علی ملاقلی پور و تهیه کنندگی محمدرضا شفاه، امیرحسین صدیق در نقش یک مامور امنیتی جلوی دوربین این سریال رفت.

    همچنین ساخت موسیقی و جلوه های ویژه این سریال به ترتیب توسط فواد سمیعی و حسن نجفی در حال انجام است تا به زودی از نیمه بهمن ماه روی آنتن شبکه سه سیما برود.

    هدایت هاشمی، افسانه چهره‌آزاد، ملیکا شریفی نیا، علی سلیمانی، جواد پورزند، شاپور کلهر، با معرفی زوج علیرضا جعفری و مصطفی ساسانی، با حضور محمود جعفری و امیرحسین صدیق، با هنرمندی برزو ارجمند و سحر ولدبیگی و بازیگران خردسال رادمهر رزمجوی و عماد شعبانی در «کتونی زرنگی» ایفای نقش می کنند.

    در خلاصه داستان این کمدی اجتماعی‌ آمده است: «آقام همیشه میگه زِرنگ ته چاهه… ولی نمی‌دونه اگه من ته چاهمi باشم، کفترِ چاهی‌ام، بالاخره می‌پرم!»

    ۲۴۱۲۴۱

  • اسفندیار قره‌باغی:می‌خواهند بگویند من خودفروخته‌ام/هیچوقت مشکل مالی نداشتم چون پدرم بسیار ثروتمندبود/خاک برسر خواننده ای که درخارج علیه کشورش بخواند

    بخشی از مصاحبه را می خوانید:

    شما اثری درباره سردار شهید قاسم سلیمانی ساخته‌اید که در ادامه سایر کارهای انقلابی‌تان است.
    در مورد اثری که برای سردار شهید قاسم سلیمانی ساخته‌ام باید بگویم این کار با صدای دو خواننده  و آماده انتشاراست. حتی کلیپی هم برای آن ساخته شده اما در آن برهه زمانی به دلایل فضای نامناسب در کشور از تلویزیون پخش نشد و ان‌شاءالله در یک موقعیت خوب و مناسب از شبکه‌های مختلف ایران پخش می‌شود. البته  پیش از این هم کارهایی ساخته‌ام، به عنوان مثال اثری به نام «یا الهی» که مضمون آن نیایش به درگاه الهی است و با صدای من و یک خواننده دیگر است. این اثر با همراهی گروه کر و یک ارکستر بزرگ به سفارش مؤسسه اوج ساخته شد و آن را به سه  زبان فارسی، آذری و عربی خواندیم.  کار دیگرم به نام «آذربایجان» در مراحل پایانی است که پخش آن هم به صورت درون مرزی و بیرون مرزی خواهد بود. قطعه دیگر «ایران» نام دارد و با زبان فارسی است  که در دست تولید داریم و هدف از ساخت آن بیان یکپارچگی ملت ایران است. در این کار به قومیت‌های مختلف  کشور اشاره شده و در کلیپ  تصویری آن نیز قومیت‌ها با لباس‌های کردی، لری، آذری، خراسانی، ترکمن، بلوچی و… نمایش داده می‌شوند.
     چرا امروز کمتر به نقش سیاسی و اجتماعی موسیقی توجه می‌شود؟
    این موضوع از اشتباهات و خطاهای سازمان صداوسیما و همچنین مسئولان، وزرا و مدیران فرهنگی است، خطاهای آنها باعث خواننده‌پروری شده و  دلال‌بازی را  مد کرده‌اند. در حال حاضر جوان‌هایی با ظاهر نامتعارف وارد میدان موسیقی شده‌اند. این تصمیم مسئولان است که جامعه را به گونه‌ای تربیت کرده‌اند که هر کسی کنسرتی برپا می‌کند، جوان‌ها آن‌قدر فریاد می‌کشند که از هوش می‌روند. عجیب هم نیست، به هر حال ما دلیل این اتفاقات را می‌دانیم. حتی از انگیزه‌ای که در پس ترانه‌های آنهاست باخبریم، شعرهای سخیف و لباس‌های سبک! وقتی این جوانان در سالن اجرای کنسرت می‌نشینند، تنها چیزی که می‌بینید رقص نور و دود فراوانی است که در سالن وجود دارد. در چنین فضایی هم چشم و مغز از موسیقی و ترانه آزارمی‌بیند و هم دود و فضایی که مخاطبان را دربرگرفته موجب آسیب به ریه و چشم‌ها می‌شود. نکته عجیب اینجاست که حتی ملودی‌ها هم مشخص نیست.این قبیل خطاها باعث شده تا موسیقی اصیل به حاشیه برود.مسأله‌ای که فقط موسیقی سنتی و فولکلور را تحت تاثیر قرار نداده، بلکه درباره موسیقی کلاسیک و مفهوم جهانی‌اش هم صدق می‌کند. در نتیجه امروز، حتی متولیان فرهنگی هم به جایی رسیده‌اند که نمی‌دانند برای بهبود این شرایط چه کاری باید انجام دهند.

     ارزیابی‌تان از سطح آموزشگاه‌های موسیقی چیست؟
    سطح آموزشگاه‌های موسیقی آن‌قدر پایین است که جای تأسف بسیار دارد.
    به تخصص خودتان بازگردیم، این روزها به تدریس آواز در آموزشگاه‌های موسیقی مشغول هستید؟
    در هیچ آموزشگاهی تدریس نمی‌کنم، خودم اداره آموزشگاهی را برعهده دارم که البته هم اکنون تعطیل است.
    چرا تعطیل؟
    فعالیت آن چندان به صرفه نیست، بویژه که من برخلاف برخی به دنبال سرکیسه کردن مردم نیستم.  متأسفانه سلیقه جوانان‌مان تحت تأثیر همین مزخرفاتی که به اسم موسیقی به خورد جوانان می‌دهند، از میان رفته است. از همین رو با کمتر داوطلبی برای یادگیری آوازهای کلاسیک و علمی اصولی روبه‌رو هستیم چرا که همه به یادگیری همین موسیقی‌های سخیف علاقه‌مند شده‌اند. به همین خاطر این روزها به آهنگسازی و ضبط کارهای شخصی خودم مشغول هستم.
    یعنی خسته شده‌اید و دیگر امیدی به بهبود اوضاع ندارید؟
    هر فردی آستانه تحمل مشخصی دارد. اگر مجبور باشید هر روز ۱۰ کیلو بار را حمل کنید، تا وقتی مسیر عادی است به راه خودتان ادامه می‌دهید اما وقتی به مسیر کوهستانی برسید، به ناچار از ادامه کار بازمی‌مانید چرا که دیگر توانی برایتان باقی نمی‌ماند.
    طی سه دهه اخیر، تعداد خوانندگان موسیقی آوازی آن‌قدر کم شده که شاید به انگشتان دو دست هم نرسد، فعالیت همین تعداد اندک را چقدر تأثیرگذار می‌دانید؟
    برخی از این افراد با من کار کرده‌اند، از حمید حامی گرفته تا امیرتاجیک، حمید غلامعلی و  نیما مسیحا، حمید خندان و … برخی از این خواننده‌ها در زمره دوستان خوب من بوده‌اند و به اجراهای قابل قبولی هم دست یافته‌اند. هم کارکرد خوبی دارند و هم صداهای مقبولی که نمی‌توان منکرشان شد؛ با این حال معتقدم که محیط حتی برای کار این افراد هم بسته است. چرا؟ چون این‌ها به دنبال موسیقی و اجرای کم‌مایه نرفته‌اند. شما به اجرای این افراد نگاه کنید؛ حتی در انتخاب نوع پوشش خود هم به اصولی مقید هستند که خوانندگان امروز پاپ به راحتی آن را زیرپا گذاشته‌اند. شما به چهره و پوشش اغلب خوانندگان پاپ که توجه کنید حتی متوجه نمی‌شوید که لباس زنانه پوشیده‌اند یا مردانه! قصدم توهین به جنسیت افراد نیست منتها معتقدم هر یک از ما باید حواسمان به هنجارهای اجتماعی و فرهنگی هم باشد.
    ‌عملکرد فعالان بخش موسیقی اصیل و سنتی را چه‌طور می‌بینید؟
    از آن‌جایی که در موسیقی اصیل و سنتی دخالت‌ کمتری صورت گرفته، شرایط در این بخش بهتر است. با این حال پرچمداران موسیقی سنتی‌مان هم علاقه چندانی به ارتقای دانش خود نشان نمی‌دهند و تأکید می‌کنند که داشته‌های آنان به شکل موروثی‌ است و به‌همین شکل هم باید به نسل‌های بعدی انتقال پیدا کند. افرادی که با نگاه بسته مشغول فعالیت درموسیقی سنتی هستند هم به گمانم راه به جایی نمی‌برند چراکه با علم همسو نیستند.
    آثار افرادی مثل همایون شجریان و علیرضا قربانی را دنبال می‌کنید؟

    نه، علاقه‌ای ندارم و دنبال هم نمی‌کنم.
    آثار موسیقی پاپ را هم پیگیر نیستید؟
    موسیقی پاپ جایگاه مشخصی در عرصه جهانی دارد که در ایران قابل مشاهده نیست.
    تعریف شخص شما از موسیقی پاپ چیست؟
    سازبندی موسیقی پاپ با دیگر گونه‌های موسیقایی تفاوت بسیاری دارد، حتی ارکستراسیون آن هم متفاوت از دیگر سبک‌هاست، افزون بر این نوع خواندن، اشعار آن هم سبک و سیاق خاص خود را دارد. با این حال هیچ کدام از استانداردهای موجود در موسیقی پاپ در کشور ما رعایت نمی‌شود. آن نوع از موسیقی که به اسم موسیقی پاپ در کشور ما رواج دارد، اصلاً موسیقی پاپ نیست. اینها بدون توجه به رعایت قوانین این سبک موسیقی مخاطبان را فریب داده‌اند و سلیقه آنان را به سمت و سویی سوق داده‌اند که با موسیقی پاپ واقعی تفاوت زیادی دارد.
    شما در موسیقی اپرا هم تخصص دارید، ژانری از موسیقی که چندان شاهد حضور آن در کشور خودمان نیستیم. از جایگاه موسیقی اپرا در کشور خودمان هم بگویید.
    اپرا در کشور ما نه وجود خارجی دارد و نه حتی جایگاهی! تنها چند تا پیرمرد همچون من از بازماندگان این سبک باقی مانده‌اند. اتفاقاً به تازگی با خانم «اریا زند» و آقای رشید وطن‌دوست صحبت می‌کردم؛ اینها از معدود بازماندگان موسیقی اپرای ما هستند. حسین سرشار که از دنیا رفته، چند نفر دیگر هم بودند که مهاجرت کرده‌اند. نه! واقعاً دیگر کسی باقی نمانده.
    چرا اپرا در ایران از میان رفت؟ بحث کمبود فضای لازم برای اجرای آن در میان است یا نبود افراد متخصص در این زمینه؟
    اپرا بخشی از موسیقی است که دو خواننده زن و مرد باید به طور مشترک دست به اجرا بزنند؛ اتفاقی که از ابتدای انقلاب به‌دلیل محدودیت‌های دینی متوقف شده است.
    صحبت در این باره  به‌دلیل پیوستگی‌اش با مسائل مذهبی دشوار است که ترجیح می‌دهم به آن ورود نکنم. با این حال امیدوارم موسیقی‌مان روزی به دست فرزندان‌مان نجات پیدا کند و به راه صحیح خود برود.
    برگردیم به ساخت سرودهای انقلابی چون «امریکا امریکا» و… که بی‌مناسبت به فضای بهمن ماه نیست. چه انگیزه‌ای سبب شد به ساخت کارهای ارزشی، ملی – میهنی و انقلابی روی آورید؟ آیا پیش از این هم چنین آثاری تولید کرده‌اید؟
    زمانی که حرفه موسیقی را انتخاب کردم تلاش کردم دررسیدن به هدفم مسیر درست و سلامتی را طی کنم و هیچ گاه به‌دنبال موسیقی‌های بازاری و پول‌ســـاز نرفتم. در همان زمان که کار را شــــــروع کردم، مــــی‌تــــــوانستم در کافـــه، کاباره و جشــــــــن‌ها و عروسی‌ها بخوانم اما هرگز به چنین چیزهایی فکر نکردم و معتقد بودم صدا نعمتی از سوی خدا است که باید از آن بهره درست را ببرم و سرانجام توانستم در این مسیر موفق شوم و به هنرستان موسیقی بروم. در این رشته تحصیل کردم و مدرک گرفتم و به تهران آمدم و در گروه کر اپرای تهران مشغول خوانندگی شدم. بعد از انقلاب هم رهبری گروه کر تالار رودکی را برعهده گرفتم، گروه‌های کر مدارس و چند گروه در دانشگاه را راه‌اندازی کردم و در گروه کر فولکلوریک رادیو تلویزیون و گروه کر ملّی به سرپرستی« اِولین باغچه‌بان» فعالیت می‌کردم و در تبریز نیز گروه کر بزرگی تأسیس کردم. درواقع تمرکز کاری‌ام را علاوه بر مسائل علمی روی آموزش هم قرار دادم. من‌زاده تبریز هستم و در یک خانواده انقلابی به دنیا آمدم و از نوادگان ستارخان، سردار ملی ایران هستیم. درواقع مادربزرگ من همسرستارخان است، بنابراین نگاه ملی – میهنی و حماسی همیشه در ذهن و قلب ما وجود داشته است و از این بابت نه مطلقاً پشیمان هستم و نه به حرف‌های دیگران توجه می‌کنم. شاید در نگاه عده‌ای منفور باشم و از من خوششان نیاید، اما من مملکتم را دوست دارم و عاشق کشورم هستم.
    چرا از نگاه عده‌ای انجام کارهای ملی و میهنی، هنرمند را به یک فرد سفارشی‌ساز تبدیل می‌کند؟ تا آنجا که به گفته شما در نگاه دیگران منفور تلقی می‌شوند؟
    عده‌ای می‌خواهند مرا یک هنرمند خود فروخته یا امثال آن رقم بزنند. بسیارخوشحالم که در زندگی‌ام هیچ‌گاه دغدغه مالی نداشته‌ام. پدر بسیار ثروتمندی داشتم که در آذربایجان شهره است، بنابراین هیچ‌گاه برای پول کار نکردم و از تعداد زیادی از هنرجویانم که شاید تا به امروز بیش از هزارنفر باشند، حق‌الزحمه‌ مالی دریافت نکردم.
    آیا تا به حال تلاش کرده‌اید که هنرجویان یا همان نسل امروزموسیقی، به ساخت یا خواندن موسیقی‌هایی با مضمون اجتماعی، تاریخی یا ارزشی گرایش پیدا کنند؟
    این موضوع خواسته قلبی من است و همیشه مشوق هنرجویانم بوده‌ام و بارها و بارها تأکید کردم برای کاری که می‌خوانید ارزش قائل باشید، چون که این کار در ادبیات، موسیقی و اجتماع تأثیرگذار است. آهنگ‌هایی که امروز مد شده، برای یک مقطع خاص جذاب است. در دوره‌ای خاص گل می‌کند و بعد تب آن فروکش می‌کند و به فراموشی سپرده خواهد شد. من سال ۱۳۵۰ سرود «ای ایران» را خواندم، سرودی که خیلی قبل‌تر از من با صدای مرحوم زنده یاد غلامحسین بنان خوانده شده بود. من در آن سال این کار را با ارکستر به رهبری فرهاد فخرالدینی بازخوانی کردم. این سرود درهرجای دنیا برای هر ایرانی موافق و مخالف، چپ یا راست یا میانه‌رو مورد تأیید و مقبول است. یا وقتی با شعرهای بسیار بسیار پرمعنای مرحوم سبزواری سرود «امریکا امریکا» خواندم، در آن سرود چهار ناسزا از قبیل دزد جهان خواره، روبه مکاره، دیو ستم‌باره و عقرب جراره به سیستم امریکایی داده می‌شود که معتقدم بحق گفته می‌شود. این سرود سال ۶۱ -۶۰ خوانده شده اما آیا تا به امروز خلاف یکی از همین چهار ناسزا ثابت شده است؟
    سرود «ای ایران» به نوعی اثر ملی محسوب می‌شود و مانند کارهایی چون «مرغ سحر»، «تو ای پری کجایی» و… قطعاتی نوستالژی به حساب می‌آید که همچنان به گوش می‌رسد اما کارهای ارزشی و انقلابی که در آن برهه از تاریخ ساخته شد، فقط در روزهایی خاص از سال شنیده می‌شود و درواقع می‌توان گفت این نوع آثار برای برهه‌ای خاص از تاریخ ایران است.
    خیر، این‌گونه نیست می‌تواند تاریخ مصرف دائم داشته باشد اما در رأس دولت افرادی هستند که مانع پخش کارهای ارزشی می‌شوند.
    چند ماه گذشته در شبکه‌های اجتماعی کاری پخش شد با صدای فریدون فرهی با ملودی سرود «ای ایران» اما با بازخوانی جدید و یک شعر تازه که کاملاً توهین به وطن است، این خواننده پیش از انقلاب این سرود را با همان فرم اصلی «ای ایران ای مرز پر گهر» خوانده بود. نظر شما در مورد کار ایشان چیست؟
    فریدون همکار من در گروه کرتالار رودکی بود اما به‌دلیل آنکه به رادیو رفت و قطعه‌ای به‌نام «بادبادک‌ها» را خواند از تالار بیرونش کردند و موسیقی دیگری را پیش گرفت. البته یک بار ایشان را در کانادا ملاقات کردم، آن روز آقای حسن یوسف زمانی و سلیمان واثقی هم بودند. فریدون فرهی به‌دلیل اینکه در آن سوی آب ساکن شده است بالطبع برای خودنمایی در آنجا علیه کشورش کاری خوانده است که شاید به تصور خودش به شهرتی دست پیدا کند اما خیلی راحت بگویم خاک برسر آن ایرانی که به ضرر مملکت خودش در یک کشور دیگر چنین فعالیتی داشته باشد. این افراد فکر می‌کنند هنر کرده‌اند.
     اغلب کارهایی که به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی شنیده و پخش می‌شود مربوط به همان سال‌های ابتدایی انقلاب است و بعد از آن کمتر شاهد تولید چنین آثاری بوده‌ایم. با این حساب برای ساخت آثاری از این دست چه پیشنهادی دارید؟ وظیفه جشنواره‌هایی چون موسیقی فجر که با عنوان پیروزی انقلاب اسلامی راه‌اندازی شده‌اند چیست؟
    تولید اندک این نوع آثارمربوط به مراکز متولی موسیقی مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یا سازمان صداوسیما است. نمی‌خواهم بگویم به تنهایی سنگ انقلاب را به سینه می‌زنم، درموسیقی کشورمان کسانی را می‌شناسم که یاوران بسیار بسیار خوبی برای این هدف بوده‌اند، چه بسا بیشتر این افراد با خود من همکاری داشتند ولی به هرحال این افراد برای ادامه زندگی و امرار معاش خود نیاز به حمایت دارند. یک جشنواره آن هم در روزهای خاص برگزار می‌کنند که در ۲۵ سال گذشته چند نفر به‌صورت ثابت یا دبیر جشنواره بوده‌اند یا رئیس جشنواره و جشنواره را به انحصار خودشان درآورده‌اند و کار خاصی هم انجام نمی‌دهند.