دسته: اخبار سیاسی

تحلیل اخبار سیاسی در تمام اقصی نقاط ایران و جهان و  ارائه خبرهای سیاسی روز

  • ردپای برجام در خطبه‌های نماز جمعه

    ردپای برجام در خطبه‌های نماز جمعه

    به گزارش خبرآنلاین، آیت الله سید یوسف طباطبایی نژاد در خطبه های عبادی سیاسی نماز جمعه اصفهان ضمن توصیه همگان به رعایت تقوای الهی و ترک معاصی، اظهار کرد: یکی از صفات ارزشمند و مهمی که در قرآن ۴۶ بار تکرار شده وفای به عهد است.

    بنا به روایت ایسنا وی افزود: با کفار که همان آمریکا باشد پیمانی در برجام بسته شد که دیدیم چگونه پیمان شکنی کردند اما ایران اسلامی با وجود این دشمنی ها روز به روز قوی تر شد.

    امام جمعه اصفهان گفت: امام صادق می فرمایند “سه چیز است که خداوند اجازه شکستن آن را نداده است. یکی امانتداری است که نباید خیانت در امانت کرد. دوم وفای به عهد در هر شرایطی است و حتی اگر کافران باشند نباید اگر پیمانی با آنان بستید بشکنید و سوم نیکی به پدر و مادر است حتی اگر کافر باشند”.

    طباطبایی نژاد ادامه داد: کسی که عهد و پیمان می شکند به تعبیر امیر مومنان دین ندارد و کسی که به عهد خود وفا نکند به خداوند ایمان ندارد. آن حضرت در نامه خود به مالک اشتر می فرمایند “همه انسان ها با هر دیدگاهی عهد و پیمان را بزرگ می شمارند و مومن در هیچ شرایطی عهد و پیمان را نمی شکند”.

    امام جمعه اصفهان گفت: از تمام پزشکان، پرستاران، دولت، ارتش و همه کسانی که برای دفع ویروس کرونا تلاش کردند تشکر می کنم. برخی از پزشکان و پرستاران در این راه به شهادت رسیدند. خیران نیز خدمات ارزنده ای را به مردم کردند.

    طباطبایی نژاد افزود: گران شدن قیمت اجناس به این شکل جای تعجب دارد. باید راه چاره ای پیدا کنیم تا وقتی دلار گران می شود همه چیز گران نشود. مومن نباید کنترل کننده داشته باشد و مومنان خودشان گران فروشی نمی کنند و به دنبال گرفتن ماهی از آب گل آلود نیست.

    نماینده ولی فقیه در استان ادامه داد: مومنان در برهه کرونا کمک های زیادی کردند و در فروردین ۲۵ نفر را از زندان با پرداخت ۳ میلیارد تومان آزاد کردند. اما متاسفانه در کسب و کار برخی افراد حیله گری می کنند. دنیای کفر به دنبال همین است که مردم نا امید شوند.

    امام جمعه اصفهان تصریح کرد: در ۷ تیر ۱۳۶۰ بسیاری از یاران امام به شهادت رسیدند و منافقین و آمریکا دلگرم به بنی صدر بودند. وقتی بنی صدر با دستور مجلس برکنار شد منافقین نا امید شدند و در ۷ تیر دفتر حزب جمهوری اسلامی را منفجر کردند و آیت الله بهشتی و ۷۲ نفر دیگر را به شهادت رساندند.

    وی اظهار کرد: هفته افشای ضد حقوق بشری آمریکا را هم در پیش داریم. آمریکا منافقین را حمایت همه جانبه کرد و این فرقه حتی مقام معظم رهبری را هم ترور کردند که خوشبختانه نافرجام بود. آمریکایی های مدعی حقوق بشر هواپیمای مسافربری ایران را سرنگون و صدام را تجهیر کردند و بعد که دیدند به دردشان نمی خورد سرنگون و اعدامش کردند.

    طباطبایی نژاد با بیان اینکه آمریکا با کارنامه سیاه خود نمی تواند حرف از حقوق بشر بزند، خاطرنشان کرد: از زمانی که آمریکا ادعای کدخدایی جهان را کرده است در ۷۵ سال گذشته به بسیاری از کشورها حمله کرده است و در ژاپن با یک حمله اتمی در یک لحظه ۱۶۰ هزار نفر را کشت. ایجاد طالبان و القاعده چه منطقی دارد که آن ها این کار را کردند و بعد حرف از حقوق بشر می زنند. با این جنایات امیدواریم در کشور دیگر کسی پیدا نشود که به آمریکا دل ببندد. غربی ها پشت آمریکا هستند و نباید به آنان هم اعتماد کنیم

    زیارت حضرت معصومه (س) با رعایت پروتکل‌های بهداشتی بلامانع است

    آیت الله سید محمد سعیدی امام جمعه قم نیز امروز در نخستین خطبه عبادی و سیاسی نماز جمعه قم در سال جدید پس از شیوع ویروس کرونا که در مصلای قدس قم برگزار شد، با گرامیداشت دهه کرامت و تبریک ولادت بانوی کرامت گفت: یکی از القاب حضرت معصومه(س) کریمه است.

    بنا به گزارش رسانیوز، وی افزود: عنوان کریمه اشاره به شرافت و اصالت خانوادگی ایشان دارد و هم به معنای بخشندگی و انفاق است، بخشندگی و احسان از خصلت های شاخص این خاندان است و خودشان به آن عمل کرده  و به دیگران هم توصیه می کردند، امام کاظم(ع) می فرماید مؤمن با چیزی برتر از مواسات به خدا تقرب نمی جوید و انسان باید از آنچه که دوست دارد انفاق کند. در همین راستا رهبر حکیم انقلاب در امر مقابله با کرونا مردم را به رزمایش گسترده مواسات و همدلی و کمک مؤمنانه به نیازمندان فراخواندند.

    امام جمعه قم با بیان این که مواسات رکن مهم جامعه پردازی اسلامی است، اظهار داشت: مردم برای مقابله با کرونا با تشکیل گروه های جهادی به کمک به نیازمندان و بیماران پرداختند، از تمام کسانی که در امر مقابله با کرونا به آسیب دیدگان اقتصادی، بیماران و نیازمندان و تجهیز اموات کمک کردند تشکر  و از خیران و کارد پزشکی و پرستاران قدردانی داریم.

    وی با قدردانی از سخت کوشی و مبارزه با فساد آیت الله رئیسی ابراز داشت: فساد به ویژه در حوزه اقتصادی از جرم هایی است که مربوط یه محدوده خاصی نیست و باید به آن برخورد قاطع شود و نحوه برخورد با فساد مهم است.فرقی نمی کند فساد سیاسی، اقتصادی، اخلاقی فرهنگی و شخصی و جریانی باشد و باید با آن مقابله کرد و حکومت به کمک مردم باید برخورد ریشه ای، منطقی، جدی، گسترده، شدید، بدون تبعیض و ملاحظات برای سالم سازی حکومت از فساد و جلب اعتماد و رضایت مردم داشته باشد.

    سعیدی با بیان این که برخورد با ریشه های فساد باید با کمک نخبگان و جوانان متدین و دلسوز باشد، گفت: باید اولویت ها مشخص شده و با کانون های فساد مقابله قاطع شود، وقتی ریشه ها کشف شد باید با هر دستگاه و هر مسؤول فاسد در هر لباسی که هست برخورد عبرت آموز شود.

    امام جمعه قم با تأکید بر این که نباید از ظرفیت و قدرت مجلس شورای اسلامی و نمایندگان در امر مبارزه با ریشه های فساد غافل شد،  اظهار داشت: مجلس باید اصلاح ساختاری کند و باید مراقب باشد درگیر مسائل جزئی و جناحی نشود بلکه باید دولت را حرکت دهد، مجلس باید به رهنمودهای حکیمانه رهبری توجه داشته باشد و آن خط کاری خود قرار دهد.

    وی اضافه کرد: بحمدالله با بهبود وضع نسبی قم درب های حرم مطهر باز شد، بدون شک با رعایت بهتر و بیشتر مردم اوضاع را بهتر خواهد شد، از دست اندرکاران و مردم عزیز که در مقابله با ویروس کرونا تمام تلاش خود را به کار گرفتند قدردانی می کنیم و امیدواریم که هرچه سریعتر شر این ویروس کنده شود.

    حقیقت و هویت ما عدالت‌خواهی است

    همچنین حجت‌الاسلام سیدمحمدعلی‌آل هاشم امروز در خطبه نماز جمعه این هفته تبریز در مصلای امام خمینی (ره) این شهر به عدالت اشاره کرد و اظهار داشت: عدالت‌خواهی فوری‌ترین هدف تشکیل نظام اسلامی است.

    بنا به گزارش فارس، وی با بیان اینکه چرا باید عدالت‌خواه باشیم، گفت: اصلی‌ترین هدف همه ما عدالت‌خواهی است به طوریکه اصرار بر تحقق عدالت اجتماعی باید داشته باشیم.

    خطیب نماز جمعه تبریز ادامه داد: حقیقت و هویت ما عدالت‌خواهی است و اگر به دنبال عدالت اجتماعی نباشیم در حقیقت وجود خودمان پوچ و بیهوده است و جمهوری اسلامی هم بدون عدالت بی‌معناست.  بدون تامین عدالت اجتماعی، جامعه ما جامعه اسلامی نخواهد بود.

    آل‌هاشم با تاکید بر اینکه اقامه قسط به تنهایی هدف نهایی پیامبران نبود بلکه فراهم کردن مسیری برای رسیدن به آن بود، تصریح کرد: آنهایی که آمده و در گام اول اقامه قسط کردند و مردم را از شر ظالمان نجات دادند، در زمان ظهور امام زمان (عج) هم اقامه عدالت خواهند بود.

    وی با بیان اینکه یکی از افرادی که در انقلاب اسلامی برای اقامه عدالت قدم برداشت، شهید بهشتی بود، گفت: هفتم تیرماه روز قوه قضائیه به خاطر شهادت شهید بهشتی نامگذاری شده است.

    وی به صفات بارز شهید بهشتی اشاره کرد و گفت: کارگروهی و تشکیلاتی و جمع‌بندی منظم  از صفات ایشان بوده که می‌درخشد.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • ربیعی: شهید ‌بهشتی هم مرد قضا بود، هم مرد مناظره

    ربیعی: شهید ‌بهشتی هم مرد قضا بود، هم مرد مناظره

    ربیعی: شهید ‌بهشتی هم مرد قضا بود، هم مرد مناظره

    به گزارش خبرآنلاین، علی ربیعی سخنگوی دولت به مناسبت سالروز شهادت آیت‌الله بهشتی و ۷۲ تن از یارانش و همچنین هفته قوه قضائیه در رشته توئیتی با هشتگ‌های بهشتی، کمونیستی و قوه قضائیه نوشت: «هفته ‎قوه قضاییه را به رییس محترم این قوه و همه قضاتی که با شرافت، در عدالتخانه برای آرامش، احساس امنیت و زیست عادلانه انسانها تلاش می‌کنند تبریک می‌گویم. این هفته با نام شهید بهشتی گره خورده است.» او در ادامه می‌نویسد: «‌درخشش سیمای ‎بهشتی را می‌توان آنجا که زیر تابلوی “فبشر عبادی الذین یستمعون القول” با گروههای ‎کمونیستی ، غیر کمونیستی، منتقدین و مخالفین مناظره می‌کرد به تماشا نشست.»

    ربیعی: شهید ‌بهشتی هم مرد قضا بود، هم مرد مناظره
    ربیعی: شهید ‌بهشتی هم مرد قضا بود، هم مرد مناظره

    ربیعی در سومین توئیت از این رشته توئیت می‌نویسد: «در یک جا بهشتی را به عنوان مرد قضا می‌شناسیم که بالاترین فرد ‎قوه قضاییه بود و در یک‌جا به عنوان مرد مناظره که زیر تابلوی آیه مذکور حضور داشت. زیر تابلویی که مزین به آیه “فبشر…” بود یک قلمرو وسیع امن وجود داشت برای طرح مباحث مخالفین.»

    او در آخرین توئیت می‌نویسد: « ‌بهشتی هم مرد قضا بود وهم مرد مناظره، گفتگو ومباحثه، اما بیان آزاد عقاید برای او یک سیاست قضایی بود. همه تلاش خود را به کار برد تا یک چتر امنِ حقوقی ایجاد کند بر سر میز مناظره، او تلاش زیادی کرد که حتی رجوی در مناظره حاضر شود. مناظره برای او یک راهبرد برای سلامت و مصونیت جامعه بود.»

    ۲۷۲۱۶

    منبع : خبرآنلاین

  • روزنامه شرق:یاران قالیباف با او درافتاده اند

    روزنامه شرق:یاران قالیباف با او درافتاده اند

    روزنامه شرق:یاران قالیباف با او درافتاده اند

     اینکه زمزمه استیضاح هیئت‌رئیسه به گوش می‌رسد تا جایی که گفته شده صد نماینده خواستار استیضاح هیئت‌رئیسه شده‌اند. بعید نیست طرحی که اصولگرایان از زمان ریاست لاریجانی بر مجلس به دنبالش بودند و آن کاهش اختیارات رئیس مجلس بود و اصرار داشتند که در مجلس یازدهم به تصویب برسانند، به همین زودی‌ها کلید بخورد.

    حضور پررنگ یاران قالیباف در کمیسیون‌های مجلس شائبه دخالت و اعمال نفوذ هیئت‌رئیسه را در چینش کمیسیون‌ها ایجاد کرد؛ این در حالی بود که زهره الهیان، نماینده اصولگرای تهران قبلا در نامه‌ای رسما خواستار خداحافظی اعضای هیئت‌رئیسه با کمیسیون‌های پرمخاطب مجلس شده بود ولی نه‌تنها این اتفاق رخ نداد، بلکه با اعلام اسامی رؤسای کمیسیون‌ها مشخص شد چهره‌هایی در نهایت موفق به تکیه بر کرسی ریاست کمیسیون‌های تخصصی پارلمان شده‌اند که در قیاس با سایر رقبای خود، روابطی بهتر و نزدیک‌تر با هیئت‌رئیسه مجلس یازدهم دارند.

    احمد نادری، نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون آموزش در ارتباط با انتقاد نمایندگان مبنی بر اینکه برخی از رؤسای کمیسیون‌ها صلاحیت لازم برای ریاست کمیسیون را ندارند، گفته است: «انتقاد درخصوص نداشتن تخصص لازم برای برخی از رؤسای کمیسیون‌ها وارد است، در کمیسیون آموزش برخی از نمایندگان تخصص لازم را ندارند. باید سازوکار انتقال نمایندگان به کمیسیون‌ها را مورد بررسی قرار دهیم و در آینده به آن بپردازیم».

    نادری در ارتباط با طرح استیضاح هیئت‌رئیسه هم گفته که: «در صحن متوجه چنین طرحی شدم. تعدادی از نمایندگان به دنبال استیضاح هیئت‌رئیسه هستند. این استیضاح رئیس مجلس را در بر نمی‌گیرد و فقط مختص به دیگر اعضای هیئت‌رئیسه است».

    احمد امیرآبادی‌فراهانی، عضو هئیت رئیسه اما در واکنش به اقدام برخی نمایندگان مبنی بر جمع‌آوری امضا برای استیضاح هیئت‌رئیسه مجلس گفته است: «برخی همکاران نسبت به چینش کمیسیون‌ها گلایه‌مندند؛ در حالی که این امر بر اساس آیین‌نامه داخلی مجلس صورت گرفته است». او افزود: «به‌عنوان مثال برخی همکاران در دوره‌های قبل در کمیسیون فرهنگی و اجتماعی بودند و حالا می‌خواهند به کمیسیون عمران یا برنامه و بودجه بروند که طبیعتا آیین‌نامه اجازه این کار را نمی‌دهد». عضو هیئت‌رئیسه مجلس شورای اسلامی ادامه داد: «برخی نمایندگان معترض به روند انتخاب اعضای کمیسیون‌ها در پی جمع‌آوری امضا هستند تا هیئت‌رئیسه مجلس را استیضاح کنند در حالی که این مسئله باید پس از بررسی در کمیسیون آیین‌نامه داخلی در صحن علنی و توسط نمایندگان رأی بیاورد».

    امیرآبادی‌فراهانی تأکید کرد: «استیضاح همه اعضای هیئت‌رئیسه مجلس عملا امکان‌پذیر نیست و نمایندگان تنها می‌توانند از یک فرد شکایت کرده و در ضمن باید دلیل موجهی برای آن بیاورند».

    همچنین دستیار سیاسی و رسانه‌ای رئیس مجلس تأکید دارد اگر خبر درخواست استیضاح هیئت‌رئیسه مجلس یازدهم دروغ نیست، نام نماینده متقاضی را اعلام کنید تا مردم بدانند. محمدسعید احدیان، دستیار سیاسی و رسانه‌ای رئیس مجلس در حساب توییتر خود درباره خبری مبنی بر استیضاح هیئت‌رئیسه مجلس یازدهم واکنش نشان داد و تأکید کرد نام نماینده درخواست‌کننده استیضاح اعلام شود. او نوشت: «رسانه‌های اصلاح‌طلب از قول نماینده‌ای مجهول‌الهویه خبر استیضاح هیئت‌رئیسه مجلس را می‌دهند. اگر این خبر دروغ نیست و هدف واسطه‌گری برای فشار به مجلس نیست، اسم آن نماینده را اعلام کنند تا مردم بدانند علت اعتراض آن نماینده نرسیدن به کدام کمیسیون و به چه علتی بوده است». اعتمادآنلاین سه‌شنبه در خبری به نقل از یک نماینده که نامش هم ذکر نشده بود، نوشت که تعداد امضاکنندگان استیضاح هیئت‌رئیسه مجلس به صد نفر رسید و پیش‌بینی می‌شود از این تعداد نیز بگذرد. چیدمان خاص نمایندگان در کمیسیون‌ها و مداخله برخی اعضای هیئت‌رئیسه در انتخابات هیئت‌رئیسه کمیسیون‌ها عمده‌ترین دلیل این استیضاح ذکر شده است.

    از سوی دیگر اما یک عضو فراکسیون اکثریت مجلس یازدهم به «فردانیوز» گفت: «جمع‌آوری صد امضا در مجلس برای استیضاح قالیباف کذب است». نماینده مردم خلخال در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه آیین‌نامه داخلی مجلس ۲۴۱ماده دارد، اظهار کرد: «هیچ ماده‌ای در آیین‌نامه داخلی مجلس برای استیضاح هیئت‌رئیسه وجود ندارد. چند نماینده معترض به هیئت‌رئیسه می‌توانند در انتخابات سال دوم هیئت‌رئیسه به ترکیب فعلی رأی ندهند». سیدغنی نظری درباره خبر جمع‌آوری صد امضا در مجلس برای استیضاح محمدباقر قالیباف افزود: «این خبر از اساس کذب است. به‌هیچ عنوان موضوع استیضاح رئیس مجلس صحت ندارد و کسی هم در مجلس این مسئله را دنبال نمی‌کند». عضو شورای مرکزی فراکسیون اکثریت مجلس گفته است: «چندنفری از نمایندگان دنبال عضویت در کمیسیون‌های خاص بودند اما نتوانستند به خواسته خود برسند و مدعی شدند تعیین ترکیب کمیسیون‌ها مهندسی شده بود. حالا از میان آنها دو یا سه نفری که بیشتر به قرارنگرفتن در ترکیب کمیسیون مدنظرشان معترض بودند، می‌خواستند طرح استیضاح هیئت‌رئیسه مجلس را مطرح کنند اما اساسا این کار شدنی نیست».

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبرآنلاین

  • شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد

    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد

    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد

    به گزارش خبرآنلاین، چند روز بیشتر تا سالگرد شهادت آیت الله بهشتی باقیمانده نمانده که جرقه یک ایده زده می شود، جمع کردن اهالی خانه شهید بهشتی و شاگرد و دوست قدیمی آیت الله در محل قتگاه و شهادتگاه آیت الله. ایده ای که عملیاتی کردن آن در مدت زمانی کوتاه سخت به نظر می رسید اما گویا نام آیت الله که می آید نه اهل خانه قادر به «نه» گفتن هستند نه شاگرد و رفیق قدیمی.

    >>>>در همین رابطه بخوانید؛

    ببینید| ایران واقعا پر از بهشتی بود؟ /بهشتی یک ملت بود…

    نشست‌های انقلابی در بِکرترین اتاق خانهِ پلاک ۱۲/ محله‌ای پر از یادِ بهشتی

    جواب مثبت که گرفته می شود، کار به مرحله هماهنگی محل مصاحبه می رسد، گپ و گفتی که قرار بود در محل شهادتگاه انجام شود در نهایت با بی مهری ساکنان فعلی آن محل، به خانه موزه آیت الله منتقل می شود، فضایی پر شده از نام و بوی بهشتیِ انقلاب. خانه ای که ملوک السادات بهشتی دختر، حجت الاسلام و المسلمین اژه ای داماد و حجت الاسلام و المسلمین مسیح مهاجری در لحظه ورود به گوشه و کنار آن سرک می کشند و گویی خاطرات را یکی بعد از دیگری در ذهن زنده می کنند.

    «ایران واقعا پر از بهشتی بود؟» اولین سوالی که محمد مهاجری عضو شورای سردبیری خبرگزاری خبرآنلاین که اجرای این میزگرد را برعهده داشت می پرسد و پاسخی صریح و قاطع مهمانان؛ «آیت الله بهشتی تکرار شدنی نیست»

    دختر ارشد آیت الله با حس و حالی متفاوت از پدر حرف می زند، از روزهایی که کودک بود و کنجکاو و البته پدری که پاسخگوی هر سوالی بود، از روزهای سخت تهمت زدن به پدر و سرمایه دار خواندنش  تا روز تلخ شهادت.

    حجت السلام و المسلمین اژه ای که می گوید هیچ کسی را بعد از امام به اندازه آیت اللهِ شهید دوست نداشته است، از روزهایی حرف می زند که هنوز داماد خانواده نشده بود و هر چهارشنبه با علاقه خود را به همین خانه می رسانده تا پای بحث و کلاس آیت الله باشد. اویی که حال سال های زیادیست خود را مشغول گردآوری و جمع آوری آثار آیت الله کرده است.

    آیت الله بهشتی برای حجت السلام و المسلمین مسیح مهاجری نه فقط یک استاد که گویا رفیقی شفیق بوده است، بغض می کند آنجا که می خواهد از اهل مدارا بودن آیت الله روایت کند و چندین بار تکرار می کند که «آیت الله بهشتی تکرار شدنی نیست.»

    مشروح میزگرد خبرگزاری خبرآنلاین با دختر، داماد و شاگرد آیت الله بهشتی را در ادامه بخوانید؛

    **********

    خبرآنلاین: بخاطر دارم در روز تشییع جنازه ۷۲ تن شعاری را مردم می دادند که هنوز در گوشم زنگ می زند؛ «دشمن در چه فکریه ایران پر از بهشتیه». واقعا ایران پر از بهشتی بود آقای اژه‌ای؟

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: این شعار را مردم می دادند ولی واقعا بدن ما می لرزید که مردم چه می گویند، اصلا نمی دانند چه کسی را از دست داده اند. آقای بهشتی قابل تکرار نیست، او یک انسان منحصر به فرد بود، اما بعضی ها از این شعار موج سواری می کردند که آقای مهاجری در این زمینه جزء مخالفین موج سواران بود.

    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد
    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: آقای موسوی اردبیلی در یکی از نماز جمعه هایشان این شعار را مطرح کردند و گفتند که این شعار درستی نبود، البته مردم به دلیل احساساتشان چنین شعاری را دادند، ضمن اینکه برای ایجاد رعب در دشمن شعار خوبی بود. یعنی گاهی اوقات شعار لازم است حتی اگر واقعیت نداشته باشد اما واقعیت این است که آقای بهشتی تکرار شدنی نیست و ما کسی مثل آقای بهشتی نداریم.

    ملوک السادات بهشتی: پدر در منزل بسیار آرام، خوش اخلاق و خیلی خوش برخورد بودند. ایشان به ندرت به یکی از بچه هایشان خصوصا دخترها تشر می زدند، تنبیه بدنی که اصلا در کار نبود. کلا با خانواده خیلی با محبت بودند و حتی با اطرافیانشان هم خیلی خوب برخورد می کردند اما در مقام قضاوت و کار علمی بسیار جدی بودند.آقای موسوی اردبیلی خیلی شناخت قوی از آقای بهشتی داشتند چون با ایشان خیلی زمان می گذراندند و کار می کردند. بعد از اینکه آقای موسوی اردبیلی به قم رفتند، من تقریبا هر سال خدمت ایشان می رفتم و ایشان هر زمان که من را می دیدند به یاد آقای بهشتی گریه می کردند و شروع به تعریف از ایشان می کردند. امروز هم درروزنامه جمهوری اسلامی مطلبی از آقای موسوی اردبیلی در باره فقاهت آقای بهشتی چاپ شده است. آقای موسوی اردبیلی خیلی زیبا و عمیق از علم آقای بهشتی و فقاقت ایشان صحبت کرده اند و گفتند که در فضلای حوزه علمیه قم، زمانی که ما تحصیل می کردیم کسی به قدرت فقهی و فکری آقای بهشتی نبود. یکی از جملات ایشان این بود که هیچ کس در برابر آقای بهشتی و استدلال های ایشان قدرت مقاومت نداشت و این فقط بُعد فقهی آقای بهشتی بود.

    مدیریت و تدبیر آقای بهشتی و معنی آن جمله امام که بعد از ۷ تیر گفتند که«بهشتی یک ملت بود برای ملت ما»، جامعیت آیت الله بهشتی بود. زمانی که من روی این جامعیت فکر کردم با توجه به اطلاعاتی که از ابعاد شخصیتی آقای بهشتی داشتم به این نقطه رسیدم که ایشان در ۱۸ رشته صاحب نظر بودند و به تعبیر حوزوی مجتهد بودند، یعنی علاوه بر علوم حوزوی که خودش به ۲ بخش علوم نقلی و علوم عقلی تقسیم می شد، با علوم روز، چه علوم روز دانشگاهی مطرح در ایران و چه علومی که در ایران آن زمان مطرح نبود و در غرب مطرح بود، آشنایی عمیقی داشتند.

    آشنایی به معنای صاحب نظر بودن نه به معنای اینکه فقط اطلاعاتی داشته باشند. ما چنین انسانی با چنین ابعاد شخصیتی چه از نظر علمی، چه از نظر فکری و چه از نظر اجتماعی در مجموعه خودمان و در سالهای بعد از انقلاب نداشتیم، ایشان بعد از امام اولین شخصیت با چنین ابعاد شخصیتی، فکری، علمی و اجتماعی و … بودند. به همین دلیل آن شعار، واقعا شعار بود و واقعیت نداشت اما..

    خبرآنلاین: و شاید لازم هم بود.

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: بله لازم بود، آن زمان گفتن آن شعار برای ایجاد رعب در قلب دشمن و جلوگیری از مایوس شدن و امیدوار کردن عده ای از مردم لازم بود.

    خبرآنلاین: خانم بهشتی، شما در سال آخر عمر شهید بهشتی باید خیلی جوان بوده باشید، توضیحاتی درباره شخصیت و جامعیت آیت الله مطرح شد، شما از جایگاه دختر ایشان درباره ابعاد شخصیتی پدر بفرمایید

    ملوک السادات بهشتی: ایشان برای ما فرزندان بیشتر از اینکه پدر باشند، استاد بودند. زمانی که من ۱۰ ساله بودم ایشان به ما اجازه می دادند که ما سؤال بپرسیم و این خیلی در آ ن زمان مهم بود و جوابهایی که می دادند مثلا در مورد حجاب یا مسائل دیگر، من تا به امروز ندیده ام که کسی آنقدر دقیق با یک کودک ۱۰ ساله بحث کند. ایشان آنقدر برای ما وقت می گذاشتند که من کمتر دیده ام پدر یا مادری برای فرزندانشان اینگونه وقت بگذارند.

    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد

    یک مثال از جامعیت ایشان بزنم، پدر گروه تحقیقی داشتند که آقای موسوی اردبیلی و دیگر آقایان هم در گروه بودند و سالهای قبل از انقلاب بر روی موضوعات مختلف تحقیق، بررسی و بحث می کردند، که هنوز آن فیش برداری ها موجود است و انشالله یک روزی چاپ شود.

    یا خاطرم هست زمانی بین ۲ گروه سیاسی از لحاظ مبارزاتی اختلاف سلیقه سیاسی افتاده بود، آقای مهندس بازرگان به اینجا آمدند و ایشان را قاضی و حکم قرار دادند، در همین اتاق جایگاهی شبیه دادگاه تشکیل شد و هر دو طرف صحبت های خود را کردند و ایشان بین این ۲ گروه قضاوت کردند. یعنی ایشان در ابعاد مختلف مطالعات فراوانی داشتند و حتی قبل از اینکه به سِمتی برسند هم آن علم لازم را داشتند. برهمین اساس هم امام ایشان را برای آن سمت انتخاب کردند.

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: آقای بهشتی دوست نداشت که خانه را عوض کند و به خانه جدید بروند، هیچ وقت هم پایش به خانه جدید نرسید(خانه در خیابان ایران بود) اما به هر حال فشارها و همان حرفهایی که علیه ایشان زده می زد در نهایت ایشان را در سال ۶۰ قانع کرده بود که به پایین شهر بروند. ایشان قلبا نمی خواست برود و آن اتفاق انفجار همان شبی که قرار بود به آن خانه نقل مکان شود افتاد. جالب است که آن شب ایشان لباده نپوشیده بودند و قبا پوشیده بودند که تازه هم دوخته بودند. 

    خبرآنلاین: آقای دکتر اژه ای، آیت الله بهشتی مدتی را در آلمان زندگی کردند، خود شما هم زندگی در اتریش را تجربه کرده اید، حضور و زندگی آقای بهشتی در خارج از کشور در تحول و تطور دیدگاه‌های ایشان نقش مثبت داشت؟ اصلا تاثیری داشت؟ بعضی ها می گویند که به دلیل نزدیک شدن شهید بهشتی با فضای زیست غرب، ایشان توانسته بود با بعضی از مفاهیم مثل دموکراسی، حقوق بشر و نظایر این ارتباط بیشتری بگیرد. اگر شهید بهشتی در ایران می ماند با شهید بهشتی که در آلمان زندگی کرده، تفاوت داشت؟

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: خاطرم هست سال ۵۳ که قرار بود به آلمان بروم –قبل از رفتن به اتریش- آقای بهشتی جلسه ای یک ساعت و نیم درباره زندگی در غرب با من داشتند. آن زمان اوج کتاب غرب زدگی آل احمد بود. آقای بهشتی به من گفتند زمانی که به آنجا می روید سازمان مدیریت غربی یک شیوه هایی دارد که موفق است، شما سعی کنید آن شیوه ها را یاد بگیرید و با ارزش‌های دینی به کار گیرید. من ۶ الی ۷ هزار صفحه از تفسیرهای آقای بهشتی را برای چاپ آماده کرده ام و در این تفسیرها انواع مسائل اجتماعی مطرح می شود، ایشان آنچنان مسائل را تحلیل و بررسی می کند که آدم احساس می کند ذوب در قرآن و اسلام است.

    یعنی من هیچ گاه اثرات حضور یک جریان روشنفکری در ذهن آقای بهشتی را نمی بینم ولی نگاه تیزبین و موشکاف آقای بهشتی مشهود است. آن ضوابطی که خودشان هم قبل از انقلاب داشتند، مثل نظم، حرف بیجا نزدن و قول بیجا ندادن و …در رفتار ایشان هویدا است.

    دین آقای بهشتی اسلام محمدی بود و ایشان اسلام و مسلم را جا انداخت و مدارس و آموزش و پرورش هامبورگ را از موضع قدرت قانع کرد که بخش اسلام شناسی را به مرکز اسلامی هامبورگ بیاورند. یکبار ایشان را که مشغول نماز خواندن در فرودگاه فرانکفورت بودند را به عنوان جادوگر گرفته بودند، آقای بهشتی آن جلسه را برای پلیس آلمان تبدیل به دادگاه می کند و می گوید شما چگونه در کشوری که اینهمه مسلمان دارد مناسک آنها را نمی دانید و منی که مشغول نماز خواندن هستم را به عنوان جادوگر دستگیر می کنید. بنابراین آقای بهشتی تمام نکات مثبت جامعه‌ای که در آن زندگی می کرد را با رنگ و بوی باور ارزش اصیل اسلامی می دید. ایشان در هر مباحث اجتماعی که وارد می شدند بر اساس مُر اسلام بود، در مساله ازدواج، مساله حقوق زنان و مسائل اجتماعی و.. با یک نگاه صحیح اسلامی به قضیه نگاه می کنند بدون اینکه اصلا نکات مثبت یک جامعه را نفی کنند.  کار کردن، دقت و وسواس یک آلمانی را نفی نمی کنند و به دیگران هم تجربیات خود را می گفتند که در هر شرایطی باید مثبت های فرد را ببینید.

    بنابراین آقای بهشتی نمی توانستند در غرب باشند و نظم و مدیریتی که در ارتباط با نوع مدیریت کشور داشته است را ندیده بگیرد. پس نگاه ایشان تغییر نکرد و مثل کسی بود که تجربه هایی را بیاموزد و با ابزارهای اصلی خود که اسلام و قرآن است آن تجربه ها را به کار گیرد. من با ظرافت تمام کلمه باور ارزشی را در شهید بهشتی دیده ام.

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: من تکمله ای بر صحبت های آقای اژه ای مطرح کنم. بعضی از افراد زمانی که به غرب می‌روند تحت تاثیر غرب قرار می گیرند و بعضی ها برعکس، می‌روند تا تاثیرگذار باشند. طبیعتا دسته اول از نظر فکری و علمی جا افتاده نیستند، اما شخصیتی مثل آقای بهشتی با آن عظمت علمی و فکری که داشتند قطعا از دسته اول نبودند و تجربیات ما این را نشان می دهد.

    ایشان جزء کسانی بودند که در غرب تاثیرگذار بودند. ایشان علاوه بر این که تفاوتی نکردند بلکه تاثیرات زیادی هم بر آن محیط گذاشتند و بسیاری از آدمهایی که مردد یا تحت تاثیر غرب بودند را هم تغییر دادند. در این مورد من توصیه می کنم که کسانی که می خواهند این مساله را دقیق تر بفهمند کتاب “نماز” آقای بهشتی را مطالعه کنند. ایشان همین نمازی که می خوانیم را معنی کرده اند و در معنای نماز آنچنان مطلب را عمیق بررسی کرده اند و از الفاظ و عباراتی استفاده کرده اند که نشان می دهد که انسان در هر محیطی چگونه می تواند ارتباط خود را با خدا حفظ کند و چگونه می تواند تغییرات ایجاد کند.

    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد
    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد

    نکته دیگر اینکه آقای بهشتی خیلی اهل قرآن بودند و تالیف قرآنی هم دارند، تمام کارهای ایشان چه در غرب و چه در اینجا بر مبنای دستورات قرآنی عمل می کردند، یعنی غرب را طرد نمی کردند و طبق فرموده قرآن مثبت های غرب را می گرفتند و درصدد تصحیح چیزهای نادرست آن برمی آمدند.

    خبرآنلاین: خانم بهشتی، آقای اژه ای درباره نوشته های شهید بهشتی که چاپ نشده است مطالبی فرمودند، می خواهم بپرسم که دیر نیست که با گذشت ۴۰ سال هنوز آثار ایشان چاپ نشده و ناشناخته مانده است؟

    ملوک السادات بهشتی: این هم مظلومیت شهید بهشتی را می رساند، اگر بودجه و امکانات کافی وجود داشت خیلی سریع تر این کار را انجام می دادیم ولی الان هم دیر نیست. به نظر من نسل جدید به این اطلاعات نیاز دارد و استقبال خوبی هم می کند. من چندین بار کتاب ها را به صورت مسابقه گذاشته ام و بچه ها در این مسابقات شرکت کرده اند برایشان جالب بوده است. در چاپ این کتاب ها باید دقت زیادی شود و الحمدالله آقای دکتر اژه ای خیلی دقت کرده‌اند، چون خیلی ارجاع به منابع مختلف داده اند، حاج آقا خودشان منابع را پیدا می کنند و دقیق می نویسند و این خیلی مهم است.

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: آقای موسوی اردبیلی در یکی از نماز جمعه هایشان این شعار«دشمن در چه فکریه ایران پر از بهشتیه» را مطرح کردند و گفتند که این شعار درستی نبود، البته مردم به دلیل احساساتشان چنین شعاری را دادند، ضمن اینکه برای ایجاد رعب در دشمن شعار خوبی بود. اما واقعیت این است که آقای بهشتی تکرار شدنی نیست و ما کسی مثل آقای بهشتی نداریم. اگر سرسری گرفته شود و درست به چاپ نرسد می تواند مضر باشد ولی تمام تلاش اخوی‌ها و حاج آقا این است که این نوشته ها دقیق چاپ شود چون نسل جدید ما واقعا به این اطلاعات نیاز دارد. الان بسیاری از کتابها سفارشی است و آنها به درد نسل جدید ما نمی خورد. این زبان ساده و روانی که شهید بهشتی داشتند بسیار امروز تاثیرگذار است. قبل از انقلاب کتابهای تعلیمات اسلامی را ایشان با گروهی مانند شهید باهنر با همین زبان ساده نوشته بودند و چقدر تاثیرگذار بود، همین زبان ساده بسیاری از مسائل را برای من که دانش آموز بودم و همکلاسی هایم حل می کرد. این متون برجای مانده از ایشان هم به همین شکل است و بخاطر زبان ساده و روانی در بیان حل مسائل بسیار تاثیرگذار خواهد بود.

    خبرآنلاین: آقای دکتر آثار منتشر نشده شهید بهشتی فقط شامل تفسیر است یا …

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: تقریبا اکثر آثار ایشان چاپ شده است. تفاوتی که بین شهید بهشتی با شهید مطهری است این است که ۹۰ درصد آثار شهید مطهری در زمان حیات خودشان توسط خود ایشان ویراستاری شده است. آقای بهشتی دقیقا برعکس است یعنی شاید ۵ درصد مطالب ایشان مکتوب باشد. الان هم تفسیرها تقریبا کامل است. سبک تفسیری ایشان هم اینگونه است که ایشان وارد مسائل جدید اجتماعی می شود، مثلا ۱۰ صفحه در مورد یک مساله اجتماعی و ارتباطش با یک آیه توضیح می دهند. خوشبختانه تفسیرها کاملا ویرایش شده است، اختلافی هم بر سر کلیدواژه ها داشتیم که حل شده است.

    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد
    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد

    به طور کلی تصمیم گرفته شده است که آثار آیت الله بهشتی را در شکل آثار شهید مطهری به چاپ برسانیم، کل جزوه ها را در قالب مجلداتی مانند آثار شهید مطهری منتشر کنیم. من هم کلیدواژه ها، ارجاعات و پاورقی ها را بنویسم و توضیح دهم و حتی کلمه های آرمانی که در بحث های آرمان ایشان است را کلمه به کلمه، لغت ها را پیدا کرده ایم تا سطحی از آن عبور نکرده باشیم. فکر می کنم امسال و سال دیگر مجموعه آثار آقای بهشتی به شکل آثار شهید مطهری تدوین شود و آن جزوه های کوچک هم که افراد در فرصت کوتاه یا به اصطلاح مترویی می خوانند چاپ و حفظ شود.

    حتی من در تفسیرها مواردی را دیدم که به آقاعلیرضا گفتم به شکل جزوه چاپ شود چون برای نسل جوان و جدید جالب است. مباحث آقای بهشتی در آثارشان در موضوعات اجتماعی، تربیتی، اقتصادی و فرهنگی به گونه ای است که آدم احساس می کند که ایشان در سال ۹۹ صحبت می کنند و اصلا بوی کهنگی ندارد. ایشان جزء معدود شخصیت‌هایی است که ۴۰ سال آینده را می دیدند. من بخاطر دارم که از ارومیه به طرف کرمانشاه می آمدیم، از کنار روستاهای کردستان که رد می شدیم، من می گفتم که ببینید شاه با این مملکت چه کرده است، ایشان گفتند جواد آقا اگر ما انقلاب کنیم  ۵۰ سال بعد هم نمی توانیم این روستاها را درست کنیم، اصل کار آزادی مردم و استقلال مردم است و شما رژیم را بر اساس این روستاها که در مسیر می بینید تحلیل نکنید.

    خبرآنلاین: آقای مهاجری بحث جمهوری اسلامی پیش آمد. ادعای گزافی نیست اگر بگوییم شهید بهشتی تشکیلاتی ترین روحانی بود که قبل و بعد از انقلاب در بین هم صنفان خودشان وجود داشتند و با شهادت ایشان هم حزب جمهوری اسلامی رو به افول گذاشت و تعطیل شد.این را می پذیرید؟

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: بله قضاوت کاملا درستی است. من از خود آقای بهشتی در همین خانه شنیدم که گفتند در سال ۱۳۳۰ ماجراهای نهضت ملی که پیش آمد در یکی از این تظاهراتی که در اصفهان بود حضور داشتم و بعضی از مشکلات و مسائل روحانیت را که دیدم احساس کردم که باید یک جای کار لنگ باشد که ما نتوانستیم کاری کنیم و هرجا که مذهبی ها اقدامی کردند بعد از مدتی با شکست مواجه شدند.

    گفتند به این نتیجه رسیدم که ما تشکیلات نداریم و باید تشکیلات داشته باشیم، یعنی ایشان در دوران جوانی به این نقطه رسیده بودند و از آن زمان تشکیلاتی فکر می کردند. حزب جمهوری اسلامی آخرین اثر تشکیلاتی آیت الله بهشتی بود چون قبل از این خیلی تشکیلات به وجود آورده بودند منتهی غیر سیاسی بود، تشکیلات فرهنگی، تشکیلات مذهبی-فرهنگی و تشکیلاتی که در جامعه برای مردم در زمینه های مختلف خدمت کند.

    ایشان قبل از اینکه تبعید شوند دبیرستان نیرو دانش را تاسیس کرده بودند، اینکه یک روحانی در حوزه علمیه قم بتواند دبیرستانی با آن خصوصیات ایجاد کند، یک کار بدیعی بود، بن مایه این کار ایشان تشکیلاتی فکر کردن بود. می گفتند رژیم تلاش می کند بین روحانیت، دانشگاه و دانشجو وطلبه فاصله اندازد و من فکر کردم که اگر دبیرستانی در قم تاسیس کنیم و در این دبیرستان دانش آموزان وارد شوند و برای رفتن به دانشگاه آماده شوند و با معلم ها و دبیرهای روحانی و معمم مواجه شوند و با آنها انس بگیرند و البته که آن روحانی ها افرادی باشند که بتوانند دانش آموزان را جذب کنند، این زمینه ای فراهم می شود که وقتی آنها وارد دانشگاه می شوند آن فاصله در ذهنشان نباشد و خود به خود نزدیک شده باشند.

    برای همین ایشان افرادی را برای تدریس در آن مدرسه تعیین کرده بودند که دارای همین خصوصیات باشند و بتوانند جوان ها را به خود جذب کنند. نکته مهمتر این است که خود ایشان در آن دبیرستان زبان انگلیسی تدریس می کردند و می گفتند به این علت این کار را می کنم تا دانش آموزان بدانند این کار برای یک روحانی کار غریبی نیست . حتی برای دانش آموزان جذاب هم هست.

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: سال ۵۳ که قرار بود به آلمان بروم آقای بهشتی به من گفتند زمانی که به آنجا می روید سازمان مدیریت غربی یک شیوه هایی دارد که موفق است، شما سعی کنید آن شیوه ها را یاد بگیرید و با ارزش‌های دینی به کار گیرید. من هیچ گاه اثرات حضور یک جریان روشنفکری در ذهن آقای بهشتی را نمی بینم ولی نگاه تیزبین و موشکاف آقای بهشتی مشهود است. قبل از اینکه به آلمان بروند ایشان در تهران هیئت‌هایی را به صورت هفتگی اداره می کردند و از این هیئت های شل و ول نبود، خیلی منظم کار می کردند که این ها نمونه هایی از این کارهای تشکیلاتی ایشان بود. خیلی هم مؤثر بود، خیلی از آثار آقای بهشتی مثل تفسیر که آقای اژه ای درباره آن صحبت کردند از آن جلسات قرآنی همین هیئت ها بیرون آمده است.
    در آموزش و پرورش هم با شهید باهنر، آقای گلزاده غفوری و … کتابهای درسی را تدوین می کردند و این هم یک کار تشکیلاتی دقیق با یک بازده و خروجی کاملا مشخص بود تا بتوانند در تعلیم و تربیت آن زمان تاثیرگذار باشند.

    در کنار این کار هم یک کار تشکیلاتی دیگر می کردند و آن این بود که هرسال در ۱ الی ۲ نوبت معلمها را جمع می کردند و با آنها ارتباط همیشگی داشتند، با آنها صحبت می کردند و به صورت تشکیلاتی آنها را با افکار  آن زمان برای انقلاب و پیشبرد اهداف نهضت امام خمینی همراه می کردند.بنابراین ایشان از این قبیل کارهای تشکیلاتی زیاد داشتند و این در میان روحانیت منحصر به فرد بود. ایشان تشکیلاتی ترین فردی بودند که ما می شناختیم که البته گل سرسبد کار تشکیلاتی آقای بهشتی حزب جمهوری اسلامی بود و به همین دلیل که ایشان فکر و خمیر مایه تشکیلاتی داشتند اولین دبیر کل حزب جمهوری اسلامی بودند.

    حزب جمهوری اسلامی در همان مدت ۶ الی ۷ سالی که کار کرد خدمات بسیار بزرگی را از نظر کارسازی در جامعه کرد. بعد از پیروزی انقلاب من در حزب جمهوری اسلامی به آقای بهشتی گفتم که ما اینهمه نماینده و وزیر و مدیر از کجا بیاوریم؟ اینها که هنوز تربیت نشده اند؟ ایشان با فکر تشکیلاتی شان به من گفتند که در ذهن من این است که حزب جمهوری اسلامی باید کادرسازی کند یعنی در هر سال حداقل ۲۰۰ نفر را به صورت تربیت کند تا اینها هم برای مجلس شورای اسلامی و هم برای دولت و دستگاه قضایی بتوانند کار کنند.

    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد
    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد

    یا زمانی که امام به ایشان پیشنهاد کردند که رئیس قوه قضاییه شوند، قبل از اینکه خدمت امام بروند در حیاط حزب جمهوری اسلامی به من گفتند که این کار را قبول نمی کنم، من می خواهم به قم بروم و آنجا طلبه ها را پرورش دهم تا بتوانند در دستگاه قضایی و در جاهای دیگر خدمت کنند که این هم یک کار تشکیلاتی دیگر ایشان بود.

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: نکته ای درباره کتابهای درسی می گویم که کسی نمی داند. قبل از انقلاب سال آخر دبیرستان کتاب دینی نداشت و آخرین کتابی که تدوین کردند کتاب تعلیمات دینی سال آخر دبیرستان بود و بر سر عنوان آن کتاب با همه مشورت کردند، از من هم پرسیدند که اسم این کتاب را چه بگذاریم و من گفتم اسلام و مکاتب دین! گفتند که ساواک روی اسم مکاتب حساس است، بنابراین اسم آن را فلسفه دین گذاشتیم. این کتاب را قبل چاپ برای هزار نفر طلبه مثل من، فرستادند که تا نظرات اصلاحی را بدهند. گفتند می خواستیم زمانی که این کتاب را به دانش آموزان می دهیم اثربخشی آن را ببینیم که متاسفانه بعد از انقلاب به شکل عجولانه ای کتاب ها با مطالب دیگری جا به جا شد ولی کتاب فلسفه دین یکی از تیرهای در کمان انقلاب بود که به سمت سیستم شاهنشاهی رفت و نقش بسیار تعیین کننده ای داشت.

    خبرآنلاین: من در اوایل انقلاب جوان بودم. می گفتند که آقای بهشتی سرمایه دار است و زندگی لوکسی دارد و با اقشار مردم نسبتی ندارد. حرف هایی زده می شد، این حرفها نه فقط در بین نیروهای ضد انقلابی که در بین بچه های مذهبی هم گه گاه زده می شد و این شایعات مطرح بود. مقداری از سبک زندگی که با آن بزرگ شدید برایمان بگویید که آیا واقعا زندگی فقیرانه ای بود یا حرفها درباره سرمایه دار بودن شهید بهشتی درست بود؟

    ملوک السادات بهشتی: بله شایعات زیاد بود، آن خاطره معروف را حتما شنیده اید، زمانی که ایشان به سمت دیوان عالی کشور رسیدند شایعات به اوج خود رسید، در یک اتوبوس برخی می گفتند ایشان قصر دارد، حسابهای بانکی اش در سوئیس است، فرزندانش چنین و چنان هستند و…راننده اتوبوس تمام مسافرانش را رو به روی این خانه می آورد و می گوید این قصر شهید بهشتی است؟

    اینجا را قبل از انقلاب شهید بهشتی با کمترین امکانات موجود ساختند، مثلا دیوارهای حیاط نقشه خودشان بودند که لوزی شکل درآوردند و از دو سیمان صورتی و سفید برای زیبایی آن استفاده کنند. جالب است که منافقین گفته بودند که سنگهای مرمر از ایتالیا آورده اند و از آن برای دیوار استفاده کرده اند، درصورتی که هنوز که هنوز است  آن طرح سیمانی که شهید بهشتی طرحش را به مهندس داده بودند موجود است و زیبایی آن هنوز پابرجا است.

    منافقین از زمانی که ایشان از اروپا آمدند روی ایشان حساس بودند چون ایشان یکی از بنیان گذاران مدرسه رفاه بودند. حتی روی مبلی که داشتند هم حساس بودند اما همانطور که ملاحظه می کنید این مبل همان مبلی است که قبل از انقلاب داشتند.زندگی فقیرانه نداشتند ولی در حد یک کارمند ساده آموزش و پرورش بود،ایشان به خانواده سخت نمی گرفتند ولی خودشان زندگی ساده را دوست داشتند. روزهای آخر قبل از شهادتشان می گفتند ای کاش به روزهای زندگی طلبگی برمیگشتم خودشان دوست داشتند. اما به خانواده سخت نمی گرفتند به خصوص که مادر خودشان امکانات مادی و مالی داشتند.

    حجت الاسلام و المسلمین مسیح مهاجری: بعد از پیروزی انقلاب من در حزب جمهوری اسلامی به آقای بهشتی گفتم که ما اینهمه نماینده و وزیر و مدیر از کجا بیاوریم؟ اینها که هنوز تربیت نشده اند؟ ایشان با فکر تشکیلاتی شان به من گفتند که در ذهن من این است که حزب جمهوری اسلامی باید کادرسازی کند یعنی در هر سال حداقل ۲۰۰ نفر را به صورت تربیت کند تا اینها هم برای مجلس شورای اسلامی و هم برای دولت و دستگاه قضایی بتوانند کار کنند. تمام کارهای شهید بهشتی حساب و کتاب داشت، حتی برای مادر هر روز صبح یک پولی می گذاشتند تا ایشان دست خالی نماند می دانستند نیاز ندارند اما وظیفه خودشان می دانستند. یا حتی در سفری که برای بازدید از انجمن های اسلامی به اروپا رفتند ما هنوز دست نوشته های ایشان را داریم که تمام مخارج را ریز به ریز نوشته اند یعنی هیچ وقت بی حساب و کتاب در این خانه چیزی خرج نشد اما دست مادر را باز گذاشتند که اگر دوست دارد پرده ای نو کند یا خانه تزئینی داشته باشد آن کار را انجام دهد و به اهالی خانه سخت نمی گرفتند.

    خبرآنلاین: ایشان خودشان در تامین مایحتاج زندگی اقدام می کردند؟

    ملوک السادات بهشتی: بله. ایشان خودشان خرید می کردند، ماشین داشتند و خودشان رانندگی می کردند آن زمان بین علما مرسوم نبود و برخی راننده داشتند. خودشان می رفتند میوه فروشی یا مغازه خرید می کردند، اصلا آن مقیداتی که علمای آن زمان داشتند را نداشتند درصورتی که ایشان از نظر علمی سطح بالایی داشتند اما تمام کارهای زندگی خصوصی را خودشان انجام می دادند.

    خبرآنلاین: شایعات سرمایه داری ایشان، چقدر شما را آزار می داد؟

    ملوک السادات بهشتی: خیلی زیاد. آن ۱۴ اسفند معروف، آن اتفاقاتی که افتاد و آن حرف هایی که بنی صدر وامثالهم زدند را می دانید. البته بیشتر کار منافقین بود، از سالی که شهید بهشتی به ایران آمد روی زندگی ایشان زوم کرده بودند چون می دانستند که ایشان بین جوانان خیلی مؤثر هستند. برای همین آن شایعات را ساخته بودند. حتی وقتی شهید شدند هنوز وام طبقه بالا که برای آقاپسرها دو قسمت کرده و ساخته بودند، مانده بود. ایشان حتی هیچ درآمدی از قوه قضاییه نداشتند، می گفتند همان درآمد آموزش و پرورش کافی است، ایشان از سال ۴۲ کارمند آموزش و پرورش بودند به استثنا منتظر خدمت شدند و به آلمان رفتیم. شایعات زیاد بود اما واقعیت این است که ما زندگی متوسطی داشتیم.

    خبرآنلاین: یعنی شهید بهشتی غیر از درآمد کارمندی درآمد دیگری نداشتند؟

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: خاطره ای برایتان می گویم. قرار بود آقای مهاجری را به ژاپن بفرستند. در آن جلسه تصادفا من هم بودم. آقای بهشتی گفتند هزینه بلیط و اقامت ایشان چقدر می شود و آن کسی که قرار بود آقای مهاجری را تامین کند گفت حدودا ۳۲ هزار تومان و آقای بهشتی فرمودند که۵۶  هزار تومان بدهید. آن آقا گفت که نه خرج اضافه می کند اگر پول بیشتری داشته باشد ولخرجی می کند، آقای بهشتی گفتند که همین که می گویم، آن پول را بدهید. زمانی که آقای مهاجری برگشتند گزارش سفر داد که ۳۲ هزار تومان خرج کرده ام، یک بادبزن ژاپنی برای حاج خانوم خریده ام و ….

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: البته حاج خانم بهشتی رو می گویند نه حاج خانم ما(خنده).

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: بله. (خنده) در گزارش آقای مهاجری آمده بود در دهلی هم چند روپیه به یک گدا دادم. بعد آقای بهشتی به آن آقا (که قرار بود تامین مالی کند) گفتند که فهمیدی اعتماد کردن یعنی چه؟ می خواهم بگویم که قدرت اقتصادی ایشان برای جذب سرمایه برای کارهای فرهنگی بالا بود. خودشان می گفتند من در مدرسه حقانی در ظرفی پول گذاشتم که اگر طلبه ای محتاج شد خودش بردارد. گفتم خب ممکن است یک نفر زیاد بردارد گفت نه اینها بعدا مرجع تقلید می شوند، وجوهات برایشان می‌آورند باید یاد بگیرند خودشان را مهار کنند.

    من و آقای مهاجری که جذب آقای بهشتی شده بودیم هم می خواستیم همان روحیه ایشان را در زندگیمان به کار بگیریم چون ما هم تقریبا همان خصوصیات را داشتیم. این نبود که از قطب متضادی بوده باشیم.  خاطرم هست از همین بودجه ای که از محل سفر آقای مهاجری تامین شده بود برای ما تامین شده بود، من نوشتم من یک خواهر دارم و می شود هزار تومان هدیه ای برای عروسی خواهرم از آن پول بخرم و بعد صرفه جویی کنیم، نوشتند اگر می توانید صرفه جویی کنید پیداست که هزینه تان همانقدر است اما من خبر دارم که موقع پاتختی عروسی تان مبلغی به شما دادند و شما هنوز دارید شما برای خواهرتان از همان پول هزینه کنید.

    خبرآنلاین: خیلی اصفهانی بازی در می آوردند(خنده)

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: بله البته من هم کم نمی آوردم(خنده) نوشتم آقای بهشتی ما دوتا (من و همسرم) تصمیم گرفتیم که مکه و حج واجب برویم. فرمودند نخیر شما مستطیع نیستید وقتی این خرج را دارید از این خرج کنید. زمانی که ما خارج از کشور بودیم، آقای بهشتی یک پول جداگانه به  ما می دادند و می گفتند که اگر من یا خانم چیزی از شما خواستیم از این پول برای ما جداگانه خرج کنید و ما معمولا ریز حساب و کتاب ها می نوشتیم چون پول بی حساب و کتابی نبود.

    ملوک السادات بهشتی: این خانه را قبل از انقلاب، شهید بهشتی با کمترین امکانات موجود ساختند، مثلا دیوارهای حیاط نقشه خودشان بودند که لوزی شکل درآوردند و از دو سیمان صورتی و سفید برای زیبایی آن استفاده کنند. جالب است که منافقین گفته بودند که سنگهای مرمر از ایتالیا آورده اند و از آن برای دیوار استفاده کرده اند، درصورتی که هنوز که هنوز است  آن طرح سیمانی که شهید بهشتی طرحش را به مهندس داده بودند موجود است و زیبایی آن هنوز پابرجا است. 
    خبرآنلاین: دنیاطلبی داشتند؟

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: برای پاسخ به این سوال بگذارید موضوعی را مطرح کنم. آن زمان فشار زیادی بر خانه و زندگی آقای بهشتی بود، قبلش آقای طالقانی بخاطر فشارها برای زندگی به وسط شهر آمده بودند. من اصرار داشتم که آقای بهشتی تغییر مکان بدهند. من بعد از امام، آقای بهشتی را خیلی دوست داشتم حتی بیشتر از پدر و مادرم. یک شب که آقای بهشتی از شورای انقلاب آمده بودند به حاج خانم گفتم که شما خسته اید بخوابید، من غذایشان را گرم می کنم، ایشان غذا را خوردند و چون دکتر گفته بود که باید یک ربع تمام مسواک بزنید، من پیش خود گفتم که در این یک ربع که ایشان مشغول مسواک زدن هستند و نمی توانند صحبت کنند تمام تلاش خود را می کنم تا ایشان را راضی کنم تا خانه شان را عوض کنند. در آن سال قیمت خانه در خیابان ایران و زعفرانیه و وسط شهر بخاطر مسائل انقلابی یکی شده بود، به ایشان گفتم که قیمت خانه ها که با هم فرقی نمی کند ولی مردم دهان بین هستند؛ شما ذخیره انقلاب هستید، این اتهامات اقتصادی خطرناک است و …همینطور یک ربع حرف زدم. بعد از اینکه ایشان مسواکشان را شستند، گفتند جواد آقا این مسواک چقدر می ارزد؟ گفتم هیچ کس مسواک مصرف شده را نمی خرد، ایشان گفتند دنیا برای من همین اندازه می ارزد. بگذار مردم یاد بگیرند که همانطور که هستیم ما را ببینند.

    اگر ما به مردم یاد بدهیم که ما را همین طور که هستیم، بپذیرند ارتباط ما با مردم خیلی بهتر و صمیمی تر می شود، ما کسی جز مردم را نداریم. می دانم که تو می خواهی بخاطر اینکه مردم به ما شکاک و بدبین نشوند خانه را عوض کنیم اما ما نباید کاری کنیم که به گونه ای دیگر خودنمایی کنیم. ایشان حتی با اصرار ما یک متر به عمامه شان اضافه کردند که عمامه ای داشتند که از عمامه من کوچکتر بود. یا مثلا ایشان تا سالی که به آلمان رفتند قبا می پوشیدند و تنها مشخصه مدرنیته آقای بهشتی لباده بود، ایشان شب هفتم تیر هم با قبا شهید شدند.

    آقای بهشتی دوست نداشت که خانه را عوض کند و به خانه جدید بروند، هیچ وقت هم پایش به خانه جدید نرسید(خانه در خیابان ایران بود) اما به هر حال فشارها و همان حرفهایی که من در سال ۵۸ زدم در نهایت ایشان را در سال ۶۰ قانع کرده بود که به پایین شهر بروند. ایشان قلبا نمی خواست برود و آن اتفاق همان شبی که قرار بود به آن خانه نقل مکان شود افتاد. جالب است که آن شب ایشان لباده نپوشیده بودند و قبا پوشیده بودند که تازه هم دوخته بودند.

    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد
    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد

    من خدمت مقام معظم رهبری هم عرض کردم که ما از آقای بهشتی نمی ترسیدیم، از خطا و اشتباه خودمان می ترسیدیم و چون نمی خواستیم این کارها را بکنیم هیچ دلهره ای از آقای بهشتی چه در مقام پدر خانواده، چه پدر زن، چه در مقام رئیس دیوان عالی کشور نداشتیم، اما الان گاهی اوقات با احتیاط صحبت می کنیم چون می ترسیم.

    خبرآنلاین: به نظر نمی رسد چهره جدی آیت الله بهشتی با خوش اخلاقی خیلی میانه ای داشته باشد؟

    ملوک السادات بهشتی: اتفاقا ایشان در منزل بسیار آرام، خوش اخلاق و خیلی خوش برخورد بودند. ایشان به ندرت به یکی از بچه هایشان خصوصا دخترها تشر می زدند، تنبیه بدنی که اصلا در کار نبود. کلا با خانواده خیلی با محبت بودند و حتی با اطرافیانشان هم خیلی خوب برخورد می کردند چون ایشان تیپی بودند که جوانان را به خود جذب می کردند. اما ایشان در مقام قضاوت و کار علمی بسیار جدی بودند.

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: تندترین کلامی که به من گفتند این بود که یک بار در خانه داشتم با اصفهان تلفنی صحبت می کردم که در آن تلفن برخی کدهای سیاسی را مطرح می کردم که با لحن کشداری به من گفتند جواد آقا.(خنده) این تندترین برخورد ایشان با من بود که من سریع تلفن را قطع کردم.

    خبرآنلاین: آقای شهید بهشتی برای همه علما احترام قائل بودند و طبیعی بود که اختلافات علما به بیرون بروز نکند و دیده نشود ولی به هرحال ایشان با بعضی از سلایق فکری قبل از انقلاب همراه نبودند و در موارد خاصی هم خیلی تند بعضی از اختلاف نظرهایشان را گفته اند. در مورد این توضیحی بفرمایید.

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: تحجر در صنف ما روحانیون سابقه داشت و الان هم هست. آقای بهشتی  یک روحانی روشن ضمیر بود من روشن ضمیر را به کار می برم تا با آن روشنفکر مصطلح آن زمان مرز داشته باشد والا درستش همان روشنفکر است. ایشان باز فکر می کردند ، البته این باز فکر کردن به این معنا نبود که مناسک دینی، احکام شرعی و دستورات اسلام را نادیده بگیرند. ایشان در صحبت هایشان وقتی به بحث آزادی می رسند فورا مرزبندی می کنند و می گویند که آزادی بی بند و باری نیست ولی در کل خیلی باز و روشن فکر می کردند.

    ایشان اوج فریادشان هم در مورد مسائل اقتصادی بود. آن زمان پیش بینی می کردند که ممکن است که توجه نکردن به عدالت اقتصادی، انقلاب اسلامی را زمین بزند و زمین گیر کند.
    الان هم شاهد این هستیم که مشکلات زیادی از همین ناحیه به وجود آمده است.این تفکرات و حرف ها در حوزه علمیه و در میان روحانیون دشمن داشت، به طوری که در قم در برابر ایشان جبهه بندی شده بود.حتی بعضی از جلسات را همفکران و علاقه مندان ایشان می خواستند در مدرسه فیضیه برگزار کنند، اما آنهایی که متحجر بودند این اجازه را به ایشان نمی دادند و جلویش را می گرفتند. مواردی پیش آمد که ایشان به قم رفتند اما نتوانستند صحبت کنند و نگذاشتند جلسات برگزار شود. یا از ایشان شکایت های زیادی به مراجع می کردند و آنها هم به امام منتقل می کردند. آقای بهشتی چندین بار مجبور شدند که به قم بروند و با مراجع از نزدیک صحبت کنند و ذهنشان را روشن کنند و مسائل را برایشان تبیین کنند که البته این ظلم به ایشان بود و این ظلمی بود که متحجرین می کردند و ایشان هم هیچ وقت عقب نشینی نکردند.

    برایتان خاطره ای از متدینین تهران نقل می کنم: ایشان در بازار تهران سخنرانی کردند و در آن سخنرانی گفتند که آقایان تجار و بازرگانان، آن زمان گذشت که هر طور که دوست داشتید سود می بردید و اموالتان را زیاد می کردید، الان انقلاب شده است و باید به مردم و محرومین برسیم و باید امکانات خود را با مردم تقسیم کنیم و پیشنهاد من این است که شما به اندازه ای که بتوانید زندگی کنید و ادامه کار دهید به سود اکتفا کنید، بیشتر از این سود نخواهید تا مردم بتوانند در رفاه باشند و آسایش داشته باشند و خوب زندگی کنند.

    همین سخنرانی باعث شد که از میان متدینین و بازاری ها دشمنی علیه آقای بهشتی شروع شود و ما در داخل حزب جمهوری اسلامی این را کاملا می دیدم که آن کسانی که با این حرف آقای بهشتی منافع اقتصادی خودشان را در خطر دیده اند پرچم مخالفت را با آقای بهشتی بالا برده اند و تلاش می کردند که آقای بهشتی در حزب جمهوری اسلامی تنها شود و قدرتی نداشته باشد تا آنها بتوانند کارهایی را انجام دهند.

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: زمانی که جنگ خیابانی بعد از عزل بنی صدر بالا گرفته بود، خبر رسید دختر و خانم آقای بنی صدر در جمع منافقین دستگیر شده‌اند، آقای بهشتی عصبانی و ناراحت شدند، گفتند که باید آنها را آزاد کنند و بنا نیست که ما با زن و بچه مردم کار داشته باشیم، بگویید آزادشان کنید، وقتی آقای موسوی اردبیلی کمی مقاومت کردند ایشان با قاطعیت و صراحت گفتند من به عنوان رئیس دستگاه قضایی  به شما دستور می دهم تا الان آنها را آزاد کنند. این مداراست، مدارا با دشمن است. در مورد اخلاق اجتماعی ایشان باید بگویم که آقای بهشتی برخلاف آن تبلیغاتی که مخالفین و منافقین از ایشان کرده بودند که ایشان یک انسان مستبد و دیکتاتور است برخلاف این حرفها ایشان یک انسان شوخ بود و در جمع دوستان و همکاران و جمع های خصوصی با شوخی صحبت های خود را شروع می‌کردند و خیلی جاها با خنده و بذله گویی کاری می کردند که جمع شاد باشد و دقیقا برعکس آنچیزی بود که آنها از آقای بهشتی ترسیم می کردند.

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: یک خاطره ای را نقل کنم. بعد از رحلت امام، تازه آقا رهبر شده بود، یک عصر جمعه به خانم گفتم یه سری به ریاست جمهوری بروم، آقا گفتند خانواده شهدا آمدند تا موقع اذان قدم بزنیم. بحث مان بلافاصله روی آقای بهشتی رفت. من گفتم آقای بهشتی می گفتند من گاهی اوقات توسط نزدیک ترین دوستانم شبه دیکتاتوری می رود. و در موردی در لیست انتخابات چنین اتفاقی افتاد. آقای خامنه ای زدند زیر گریه. گفتند بله. در لیست حزب جمهوری اسلامی برای انتخابات مجلس اول اقای بهشتی مخالف یک نفر بودند. من و آقای هاشمی موافق بودیم. هرچی بحث کردیم آقای بهشتی را نتوانستیم قانع کنیم. بعد آخرش آقای بهشتی گفتند اجازه بدهید من رأی ندهم، آقای هاشمی گفتند چه بهتر ما همین را می خواهیم و بدون رأی آقای بهشتی آن آقا وارد لیست مجلس شد. یک یا دو هفته بعد ما  خیلی شدیدتر از آقای بهشتی ما به این جمع بندی رسیدیم که چه کسی را برای مجلس تایید کردیم. دوتایی پیش آقای بهشتی آمدیم که اسم را باید حذف کرد ولی ایشان چون تشکیلاتی بودند گفتند همینطوری که نمی شود. شورای مرکزی رای داده و تصویب شده و من جای بحث جدید را باز نمی کنم. اینها نکاتی است که در کمتر شخصیت سیاسی سراغ نداریم.

    خبرآنلاین:آقای مهاجری با توجه به اینکه شما سالهایی را در کسوت شاگردی آیت الله بهشتی و بعدها هم حزبی ایشان بودید از تساهل، مدارا و قاطعیت ایشان اگر نکاتی به ذهنتان می رسد بفرمایید.

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: آقای بهشتی همانطور که تشکیلاتی ترین فرد بود، مداراترین فرد مردم در میان امثال خودش بود. اگر مردم را ۲ قسمت کنیم یک قسمت شاگردان و دوستان و کسانی که با او ارتباط داشتند بودند و یک قسمت هم مردم به معنای تمام مردم چه آنها که مشکلی با آقای بهشتنی نداشتند و چه آنها که دشمن ایشان بودند. آقای بهشتی خیلی اهل مدارا با مردم بود و این مدارا بر اساس عدل و انصاف و اخلاق اسلامی بود.

    در ایام آخر خرداد سال ۶۰ که مجلس شورای اسلامی به عزل بنی صدر رای داده بود، در همان ایام منافقین در خیابان های تهران جنگ خیابانی به راه انداخته بودند و اسلحه به همراه داشتند و خیلی ها را کشتند. من در اتاق آقای بهشتی کنار ایشان نشسته بودم که خبر رسید دختر و خانم آقای بنی صدر در جمع منافقین دستگیر شده اند، اینها رفته بودند که به منافقین کمک کنند. من از شنیدن این خبر خوشحال شدم(خنده) که عوامل اصلی دستگیر شده اند اما آقای بهشتی عصبانی و ناراحت شدند، گفتند که باید آنها را آزاد کنند. به آقای موسوی اردبیلی تلفن زدند، آقای موسوی اردبیلی دادستان کل بودند و ایشان به آقای موسوی اردبیلی گفتند که من شنیده ام خانم و دختر آقای بنی صدر – با اینکه بیشترین دشمنی را به آیت الله بهشتی کرده بود هیچوقت بدون گفتن آقا درباره او صحبت نمی کرد- دستگیر شده اند و شما دستور دهید تا آنها را آزاد کنند، خیلی قاطع هم گفتند. گویا آیت الله موسوی اردبیلی هم مخالفت کرده و گفته بودند این ها عوامل اصلی هستند و …آقای بهشتی دوباره گفتند بنا نیست که ما با زن و بچه مردم کار داشته باشیم، بگویید آزادشان کنید، وقتی آقای موسوی اردبیلی کمی مقاومت کردند ایشان با قاطعیت و صراحت گفتند من به عنوان رئیس دستگاه قضایی  به شما دستور می دهم تا الان آنها را آزاد کنند(با همین قاطعیت و صراحت). این مداراست، مدارا با دشمن است.

    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد
    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد

    یک مورد دیگر هم این بود که ایشان در سال آخر عمرشان به ورامین رفته بودند و در مسجد جامع ورامین صحبت می کردند، ایشان در ورامین خیلی طرفدار داشت چون بعضی از پاسدارهای ایشان و کسانی که از قبل با ایشان همکاری می کردند اهل ورامین بودند؛ جمعیت زیادی در مسجد جامع جمع شده بودند و ایشان صحبت می کردند، آقای بهشتی در صحبتهایشان به کسی اهانت نمی کردند و حرمت ها را نگه می داشتند و اگر هم انتقادی می کردند اینگونه نبود که با لحن توهین آمیز از کسی انتقاد کنند، در عین حال چون تشکیلات منافقین به آنها دستور داده بودند که هرکجا که آقای بهشتی را دیدید با او برخورد کنید و او را خراب کنید و هرطور که می توانید او را اذیت کنید، در سخنرانی ایشان آنها شروع به شعار مرگ بر بهشتی دادن کردند و علیه ایشان شعر سر دادند، آقای بهشتی سکوت کردند و عده  ای شروع به گفتن مرگ بر منافق کردند و آقای بهشتی  به آنها دستور دادند که چیزی نگویید و سکوت کنید و منافقین هم بعد از مدتی از شعار داد خسته شدند و سکوت کردند و آقای بهشتی دوباره شروع به صحبت کردند و منافقین دوباره شعار دادن را شروع کردند، زمانی که سخنرانی آقای بهشتی تمام شد و خواستند از مسجد بیرون بروند منافقین به ایشان حمله کردند و تخم مرغ و گوجه فرنگی به سمت ایشان پرتاب کردند و به ماشین ایشان حمله کردند و به ایشان خیلی اهانت کردند و مردم آن روز خیلی ناراحت شدند و درگیری بین مردم و منافقین به وجود آمد. دادستانی ورامین دخالت کرد و یک عده از اینها را دستگیر می کند و فردای آن روز خبر به آقای بهشتی می رسد، فورا با دادستان ورامین تماس گرفتند و به او گفتند که شنیده ام که شما دیروز عده ای را دستگیر کرده اید، اینها دو دسته می توانند باشند، یک عده کسانی هستند که به من اهانت کرده اند و عده ای را بنا به دلایل خودتان گرفته اید، اما هرکس که به من اهانت کرده است را همین الان آزاد کنید و من به هیچ وجه اجازه نمی دهم شما به خاطر توهین به من کسی را دستگیر کرده باشید و در بازداشت نگه دارید.

    اینها همه مدارا با دشمن است. انتخابات خبرگان که برگزار می شد حزب جمهوری اسلامی لیستی برای خبرگان قانون اساسی داد. در آن لیست به اصرار آقای بهشتی نام یکی از افرادی که برای یک حزب دیگر بود و تفکر دیگری هم داشت و اصلا مقبول جامعه مذهبی نبود، قرار گرفت. از ایشان دلیل این کار را پرسیدیم و ایشان گفتند که برای اینکه افکار متنوع در خبرگان قانون اساسی باشد و ایشان هم یکی از کسانی است که دارای افکار است پس بیاید و نظرش را بگوید، عده ای مخالفت کردند ولی ایشان اصرار کردند و شورای مرکزی با استدلال های آقای بهشتی او را قبول کردند.

    کسی مامور شد که با آن آقا صحبت کند که شما از طرف حزب برای کاندیدا در نظر گرفته شده اید و بنابراین می خواهیم اسم شما را بیاوریم منتهی باید از خودتان هم اجازه بگیریم که ببینم موافق هستید یا نه، ایشان گفت که من موافق نیستم و حزب جمهوری اسلامی را قبول ندارم و نمی خواهم که اسم من در لیست حزب جمهوری اسلامی باشد، خود این که مخالفت کرد و گفت حزب جمهوری اسلامی را قبول ندارم نشان می دهد که آقای بهشتی چقدر با مخالفین فکری اهل مدارا بودند.

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: آقای ابوترابی داستانی تعریف می کرد و می گفت که یکبار یکی از این منافقین با آقای بهشتی درگیری کلامی شدید داشت و با تلخی و تندی از ایشان جدا شد. زمانی که من نزد آقای بهشتی رفتم به من گفت که سراغ آن مرد برو و نگذار که با مشکل مواجه شود برو و با او بحث کن و به او کمک کن. گفتم که آقا این شخص انقدر به شما بد و بیراه گفت، گفتند که جوان است و نباید بگذاریم که در این مسیر بیفتد، پس برو و به او کمک کن. آقای ابوترابی می گفت که من باور نمی کردم که با این توهین هایی که به آقای بهشتی کرده بود باز ایشان از من می خواست که به او کمک کنم.

    یکبار هم من را تفت برای سخنرانی دعوت کرده بودند،مسجدی بود که دوتا در داشت گفتند ما یکبار آقای بهشتی را برای سخنرانی دعوت کرده بودیم و منافقین از کل اصفهان لشکرکشی کرده بودند که موقع سخنرانی توهین کنند منتهی ما مسجد را پر کرده بودیم و آنها بیرون مسجد بودند. بعد به آقای بهشتی گفتیم این در پشتی است و ماشین تان این ور است از اینجا بیرون بروید. اقای بهشتی گفتند اینها زحمت کشیدند آمدند(خنده) می خواهند فحش بدهند، آقای بهشتی که از در بیرون آمدند اینها شروع به فحش دادن کردند و حرف هایی از این نوع زدند و آقای بهشتی هم خندیدند و رفتند. آنجا دیگر گوجه و اینها نبود، اصفهانی ها مواد غذایی را اسراف نمی کنند(خنده).  یعنی من چنین چیزی را در هیچ سیاستمداری ندیده ام.

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: حیف است که این خاطره گفته نشود، آقای محمد منتظری هم در ۷ تیر شهید شد، محمد منتظری از اول تشکیل حزب، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی بود و تا اواخر سال ۵۷ که به دلیلی هم خودش رفت و هم اخراج شد و آن دلیل این بود که به شدت علیه آقای بهشتی تبلیغات می‌کرد، اعلامیه پخش می کرد و روزنامه ای منتشر می کرد و تعبیری که بسیار تعبیر بدی بود علیه آقای بهشتی به کار می برد که آن تعبیر”راسپوتین” بود. این عبارت خیلی توهین آمیز بود.

    ملوک السادات بهشتی: حاج آقا دوستی داشتند که جالب بود دخترشان کاملا بی حجاب بود ولی خودشان عاشق شهید بهشتی بودند و ما با هم رفت و آمد داشتیم و همین رفتار آقای بهشتی منجر به محجبه شدن دختر ایشان شد و زمانی که به فرانسه رفت تا ادامه تحصیل دهد با یک الجزایری ازدواج کرد. ایشان هیچ منعی برای ارتباط با افراد مختلف نداشتند.

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای:اتفاقا مصاحبه ای دیدیم که خبرنگار آلمانی از ایشان می پرسید به شما می گویند راسپوتین انقلابی، آیا این را قبول دارید؟ و آقای بهشتی فقط گفتند که غیر منصفانه است.همین!

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری:و واقعا غیرمنصفانه درباره ایشان می نوشت و می گفت و تبلیغ می کرد. این ماجرا تا چند روز مانده به ۷ تیر ۱۳۶۰ طول کشید. ما و همه اعضا در دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی نشسته بودیم و آقای بهشتی هم که خیلی منظم بودند(نظم و وقت شناسی ایشان زبانزد بود)، آن روز برای اولین بار ایشان با تاخیر به جلسه آمدند، در ابتدای ورودشان گفتند سلام علیکم، عذر می خواهم! ایشان با یک قیافه بشاش و خوشحال به ما گفتند که محمد آقای منتظری آمده بود، همه با تعجب گفتیم چطور؟

    او که با شما دشمن بود! گفتند که من آماده شده بودم که حرکت کنم و اینجا بیایم که به من خبر دادند محمد آقای منتظری آمده است و می خواهد شما را ببیند. من دیدیم که اگر با او به صحبت بنشینم اینجا خلف وعده می شود و این بد است، اگر او را رد کنم فکر می کند که بخاطر اهانت هایی که به من کرده است، دارم به او بی اعتنایی می کنم و این هم بد است، اما من فکر کردم بین این دو تا دومی را انتخاب کنم و او را بپذیرم و بعدا از شما عذرخواهی کنم. برای ما جالب بود که محمد آقا برای چه نزد ایشان رفته بود و ایشان به ما گفتند زمانی که محمد آقا را دیدم بغل باز کردم و او را در آغوش گرفتم و گفتم محمد آقا خوش آمدی! محمد آقا به من گفت آقای بهشتی من امده ام تا از شما عذرخواهی کنم، من اشتباه کردم و آمده ام تا شما من را ببخشید. من هم گفتم محمد آقا من از اول  شما را بخشیده بودم و چیزی در دل ندارم و بعد از مدتی که با هم خوش و بش کردیم من از محمد آقا عذر خواهی کردم و گفتم جلسه ای دارم و باید بروم. ایشان بعدا به مسؤلین جلسه های یکشنبه حزب دستور دادند که آقای محمد منتظری را هم دعوت کنند و او در آن جلسه شرکت کرد و در همان جلسه هم شهید شد. این اوج مدارا است.

    خبرآنلاین: مرحوم بهشتی  در قشرهای مختلف سیاسی و مذهبی خودشان مراوداتی داشتند. بیشترین مراوداتی که شما از آن اطلاع دارید به صورت مشخص چه آدم هایی بودند؟

    ملوک السادات بهشتی: من در مورد افراد کمتر می توانم صحبت کنم ولی بهتر است در مورد جریان ها صحبت کنم. یک نکته ای که می خواهم روی آن تاکید شود این است که ایشان چه در داخل کشور و چه در خارج  از کشور واقعا تمام تلاششان این بود که کادر سازی انجام شود. اولین قدم شناسایی آن فرد است، که آیا می تواند مدیر خوبی باشد یا نه! در خارج از کشور زمانی که انجمن های اسلامی را تشکیل دادند یک از اهدافش این بود که افراد و دانشجویانی که آنجا تحصیل می کنند شناسایی شوند که ببینند بعدها آیا می توانند برای مدیریت مناسب باشند یا نه. آن هم در زمانی که اصلا مشخص نبود که انقلاب پیروز می شود. یعنی ایشان فقط امید داشتند، آن هم امیدی که امام در دل همه ما گذاشته بود. آنچیزی که من می خواهم بر روی آن تاکید کنم این است که در بین خانم ها  هم تمام تلاششان را کردند و تشکیل مدرسه ای مثل مدرسه رفاه باعث شده بود که افراد و خانواده های مذهبی که اجازه نمی دادند فرزندانشان در جاهای دیگر تحصیل کنند، در این مدارس می آمدند و تحصیل می کردند و الان هم ما می بینیم که در سطح جامعه هر کدام از آنها مؤثر هستند.

    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد
    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد

    در قم شما می بینید که در کنار آموزشی که در مدرسه حقانی با دقت و برنامه ریزی روی جوانان انجام می شد، جامعه الزهرا هم پایه گذاری می شود تا خانم ها و خواهران هم بتوانند استفاده کنند و ما می بینیم که خیلی از آن فارغ التحصیلان در سطح حوزه و دانشگاه استاد هستند و برای جامعه مؤثر هستند. ایشان همانطور که در خانه تفاوتی بین دختر و پسر نمی گذاشتند، این خیلی مساله مهمی بود که می دانستند که استعدادها متفاوت است ولی امکانات را یک جور به ما می دادند و این برای من خیلی جالب بود که برای ما یکسان عمل می کردند و بهترین امکانات تحصیلی را فراهم می کردند و همواره ما را تشویق می کردند.

    آن زمان نمی گذاشتند که با چادر به دانشگاه برویم، اولین سؤال بچه های رفاه همین بود که پس ما برای ادامه تحصیل کجا برویم و ایشان گفتند که به دانشسرای معلم بروید و خیلی از بچه ها به این شکل ادامه تحصیل دادند. این تاکید ایشان که چه خانم ها و چه آقایان حتما مؤثر باشند و حتما در جامعه شرکت داشته باشند خیلی مهم بود که نمونه بارز آن زمانی بود که مجلس خبرگان تشکیل شد و ایشان اصرار داشتند که خانم ها هم حتما شرکت کنند که البته فقط خانم گرجی درجه اجتهاد داشتند.

    در مورد سؤال شما باید بگویم که روابط اجتماعی ایشان خیلی قوی بود و همراه ایشان مادر بودند که از کل مهمان ها پذیرایی می کردند چون روزی نبود که در خانه ما مهمان نباشد. ما با خانواده های مختلفی ارتباط داشتیم به خصوص آنهایی که همفکر بودند، یعنی زمانی که ما در خیابان دولت زندگی می کردیم و تازه از آلمان آمده بودیم، کوچه بن بستی بود که یک خانه را برای ما گرفته بودند، خانه کناری ما آقای هاشمی با خانواده بودند و در کنار آنها آقای مفتح و خانواده بودند. حتی با خانواده آقای باهنر و آقای مطهری و خانواده امثال اینها خیلی ارتباط داشتیم.

    خبرآنلاین: با غیر همفکران چطور؟

    ملوک السادات بهشتی: بله. حاج آقا دوستی داشتند که جالب بود دخترشان کاملا بی حجاب بود ولی خودشان عاشق شهید بهشتی بودند و ما با هم رفت و آمد داشتیم و همین رفتار آقای بهشتی منجر به محجبه شدن دختر ایشان شد و زمانی که به فرانسه رفت تا ادامه تحصیل دهد با یک الجزایری ازدواج کرد. ایشان هیچ منعی برای ارتباط با افراد مختلف نداشتند.

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: بحث هایی که آقای بهشتی می کردند آدم را به روز می کرد، مثلا من کتاب عصیان فروغ فرخزاد را می آوردم م می گفتم جواب شعرهای فروغ فرخزاد را بدهید و شیوه آقای بهشتی این بود که به نظر شما چه رسیده است و چه چیزی جواب می دهید؟ و اگر جمعی هم بود از همه می پرسیدند و بعد اگر کسی در جمع جواب درست می داد می گفتند که این را قبول دارم و در نهایت خودشان جواب می دادند. خبرآنلاینآقای بهشتی در انتخاب دامادهایشان سختگیر نبودند؟

    ملوک السادات بهشتی: من اولین فرزند ایشان هستم. با اینکه سنی نداشتم ولی زمانی که برای من خواستگار می آمد ایشان با خود من مشورت می کردند. من در خانواده ای بزرگ شده بودم که با زندگی های پر تجمل نمی توانستم جور دربیایم، بنابراین به ایشان می گفتم که من یک زندگی ساده می خواهم ولی با کسی که حرف من را متوجه شود و من بتوانم با او حرف بزنم و با او از لحاظ فرهنگی ارتباط برقرار کنم. بعد از مدتها ایشان به من گفتند که اگر آن فرد یک طلبه ای باشد که معلم است، ساده زیست است و تازه فارغ التحصیل شده است به خواستگاری بیاید قبول می کنی؟ من چون زندگی طلبگی را دوست داشتم واقعا پذیرفتم به خصوص که خانواده شان را هم می شناختم. با اینکه بخاطر آشناهایی که پدر داشتند از تاجر و مهندس و دکتر خواستگار می آمد.

    خبرآنلاین: آقای دکتر حاج خانم که خیلی راضی هستند. شماهم همینطور؟

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: ازدواج ما ۲ بعد رابطه دارد، یکی رابطه خانوادگی قبلی است یعنی مادر من و آقای بهشتی دخترخاله و پسرخاله بودند و مادر پدر من عمه آقای بهشتی بودند،(خنده) یعنی آقای بهشتی که به خانه ما می آمدند محرم بودند و من هم که به خانه آقای بهشتی می رفتم خاله جانم بودند ولی اینها ربطی به ازدواج نداشت و ما کار تشکیلاتی داشتیم و من زمانی که افسر وظیفه بودم چهارشنبه ها از اول جلسه تا ساعت ۱۱ اینجا بودم و در همه بحث های بسیار زیبا و جالب شرکت می کردم، چون بحث هایی که آقای بهشتی می کردند آدم را به روز می کرد و ما هم تقریبا همه نوع سؤالی چه از آقای مطهری و چه از آقای بهشتی داشتیم، مثلا من کتاب عصیان فروغ فرخزاد را می آوردم م می گفتم جواب شعرهای فروغ فرخزاد را بدهید و شیوه آقای بهشتی این بود که به نظر شما چه رسیده است و چه چیزی جواب می دهید؟ و اگر جمعی هم بود از همه می پرسیدند و بعد اگر کسی در جمع جواب درست می داد می گفتند که این را قبول دارم و در نهایت خودشان جواب می دادند.

    بنابراین رابطه ما یک رابطه تشکیلاتی بود و اصلا مساله رفتن من به هامبورگ هم هیچ ربطی به ازدواج نداشت. من یک بار به ایشان گفتم که احساس بطالت می کنم، می روم شهررضا درس می دهم ولی امکان فعالیت فرهنگی را گرفته اند و…گفتم که قانع نیستم. ایشان چند پیشنهاد داشتند که بعد از طرح در خانواده در نهایت تصمیم گرفتم که به هامبورگ بروم. قبل از رفتنم مادرم گفت که اجازه نمی دهم مجرد بروی! و بعد مساله خواستگاری مطرح شد. یعنی ازدواج ما تشکیلاتی نبود آقای بهشتی این مسائل را تفکیک می کردند.

    بخاطر دارم زمانی که می خواستم به هامبورگ بروم آقای بهشتی اصرار کردند که زمینی بروم تا با مشکلات سفر زمینی آشنا شوم اما حاج خانم اصرار کردند که نمی شود دامادمان را زمینی بفرستیم، بنابراین برای برگشت بدون اینکه اعلام کنم زمینی آمدم، مکافات هایی را هم کشیدم و زمانی که به شهر رشت رسیدم اعلام کردم که من ایران هستم، چون احساس کردم که آقای بهشتی میل داشتند که من تجربه سفر زمینی داشته باشم. تعاملات اجتماعی ما بر اساس اصول و قاعده بود و خدا شاهد است که زندگی ما زیر آن مقیاس عادی بود.

    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد
    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد

    خبرآنلاین: از تعاملات فکری شهید بهشتی با شهید مطهری اطلاعاتی دارید؟

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: آن زمان وجوه مشترک بین کسانی که هم شاگرد امام و هم از یاران امام محسوب می شدند زیاد بود و آقای بهشتی و آقای مطهری یک وجه اشتراکشان این بود که هر دو از امام استفاده کرده بودند، یک وجه مشترک دیگرشان این بود که هر دو از محضر علامه طباطبایی بهره برده بودند.

    وجه مشترک دیگر مبارزه بود که تقریبا شباهت زیادی از نظر نوع مبارزه داشتند، مبارزه ۲ صف داشت، یکی صف مقدم بود که خیلی ها در آن صف بودند یعنی بیشتر در معرض بودند و به زندان می رفتند و مشکلات زیادی برایشان پیش می آمد و صف دوم صف کار فرهنگی مبارزه بود که آقای بهشتی و آقای مطهری هر دو در این صف بودند، البته اینطور نبود که دستگیر نشده باشند و به زندان نرفته باشند چون اتفاقا هر دو دستگیر شدند مننتهی کمتر از دیگران و بیشتر از صف اولی ها در کار فرهنگی بودند. همین ها این دو را به هم مرتبط کرده بود و حتی یکبار که کاری پیش آمده بود و لازم بود با بعضی از بزرگان صحبت کنم، در مشورتی که با آقای بهشتی داشتم ایشان به من گفتند که تماسی با آقای مطهری می گیرم و شما نزد ایشان بروید. یعنی روابط آقای بهشتی با آقای مطهری در تمام این زمینه هایی که عرض کردم که در واقع وجوه مشترکشان بود برقرار بود و نزدیکهای انقلاب هم روابظشان نزدیکتر شد و در شورای انقلاب هر دو با هم بودند و این بحث ها که در زمان نبودن امام مطرح می شد معمولا مشترک بود، یعنی بعد از اینکه معمولا با هم تبادل نظر و همفکری می کردند مطالبشان در زمینه انقلاب و هدایت مردم به طرف انقلاب و مبارزه را مطرح می کردند.

    آنها در بخش کتاب هم قابل تعریف بودند هرچند با هم تفاوت هایی داشتند، یعنی هردو کار تالیفاتی و فرهنگی در جامعه کردند که از وجوه مشترکشان است منتهی آقای بهشتی خیلی با تأنی کتاب منتشر می کردند، آقای مطهری کتابهای زیادی منتشر می کردند و کتابهایشان خیلی طرفدار داشت چون مردم تشنه بودند. من یک روز به آقای بهشتی گفتم که آقا من از شما گله ای دارم که چرا شما کتابتان را منتشر نمی کنید؟ ایشان گفتند من معتقد هستم که کتاب را باید زمانی منتشر کرد که از هر نظر کامل باشد و دیگر احتیاجی به تجدید نظر نداشته باشد و اعتقاد قطعی من این است که انسان باید ۵ هزار کلمه بخواند تا ۵ کلمه بنویسد به همین خاطر من کتابم را دیر منتشر می کنم.

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: آن زمان وجوه مشترک بین کسانی که هم شاگرد امام و هم از یاران امام محسوب می شدند زیاد بود و آقای بهشتی و آقای مطهری یک وجه اشتراکشان این بود که هر دو از امام استفاده کرده بودند، یک وجه مشترک دیگرشان این بود که هر دو از محضر علامه طباطبایی بهره برده بودند. وجه مشترک دیگر وجه مبارزاتی بود که تقریبا شباهت زیادی از نظر نوع مبارزه داشتند.خبرآنلاین: ممنونم از شما بزرگواران که در این جلسه شرکت کردید و ادای دین به شهدای هفت تیر خصوصا آقای بهشتی کردید. شاید بد نباشد زمانی که راجع به مظلومیت شهید بهشتی صحبت شد این را عرض کنم که فکر نمی کردم بعد از گذشت ۴۰ سال همچنان رگه هایی از مظلومیت ایشان وجود داشته باشد. گرچه اینجا خانه شهید بهشتی است اما پیشنهاد ما این بود که این جلسه را در دفتر حزب جمهوری اسلامی در سرچشمه و شهادتگاه ایشان برگزار کنیم، به هر حال دوستانی که الان مسؤلیت آنجا را بر عهده دارند خیلی تمایل نداشتند که درباره شهید بهشتی در قتلگاه شهید بهشتی صحبت شود.

    حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: من به سهم خودم از شما و مجموعه خبر آنلاین تشکر می کنم که باعث شدید تا این کار انجام شود و گوشه ای از افکار شهید مظلوم آیت الله بهشتی از این طریق منتشر شود و امیدوارم اینطور تلاش ها ادامه پیدا کند چون نسل امروز ما و نسل های آینده به افکار آیت الله بهشتی احتیاج دارند و شرایط کشور به گونه ای است که اگر این افکار منتشر شود خیلی در حل مسائل کمک می کند. افکار ایشان هم از بعد آزاد اندیشی و هم در مسائل اقتصادی و فرهنگی و در مسائل عدالت برای مسؤلین ما هم بسیار آموزنده است.

    حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: من هم تشکر می کنم. من معمولا اهل مصاحبه نیستم، شاید در طول این ۴۰ سال ۲ مصاحبه با روزنامه جمهوری داشتم اما زمانی که اسم آقای بهشتی می آید تصمیم گیری برای من سخت می شود. بارها من را در شبکه های مختلف و حتی برنامه های زنده دعوت کرده اند ولی نپذیرفتم. نسبت به آقای بهشتی احساس دین می کنیم و فقدان ایشان برای نظام ما قابل جبران نیست و من واقعا آرزو می کنم با احیای نحوه نگرش و عمل و باور و خلوص و مردم دوستی شهید بهشتی بتوانیم از چاله هایی که در مسیر انقلاب است به یاری پروردگار مردم و جمهوری را عبور دهیم. درود می فرستم بر روح همه شهدای هفتم تیر ماه چون همه آنها به گردن انقلاب حق دارند. خداوند آنها را با اباعبدالله الحسین (ع) محشور بفرماید.

    ملوک السادات بهشتی: من هم از شما و همکارانتان تشکر می کنم. انشالله که در جلسات بعد اخوی ها و خواهر کوچکم هم شرکت کنند چون خوب است که آنها هم در جمع ما شرکت کنند و ما از آنها استفاده کنیم.

    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد
    شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • قیام توئیتری میرسلیم علیه فضای مجازی

    قیام توئیتری میرسلیم علیه فضای مجازی

    قیام توئیتری میرسلیم علیه فضای مجازی

    به گزارش خبرآنلاین، مصطفی میرسلیم نماینده تهران و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام که از انتخابات سال ۹۶ فعالیت پررنگی در فضای مجازی به ویژه توئیتر دارد در حساب کاربری خود در توئیتر نسبت به فضای مجازی انتقاد کرد و آن را لجام گسیخته خواند. او در این توئیت با هشتگ‌های فضای مجازی و انقلاب نوشت: «فضای مجازی لجام گسیخته، جولانگاه مطالب دروغ و شبهه آفرین علیه انقلاب و اعتقادات اصیل مردم شده است.»

    قیام توئیتری میرسلیم علیه فضای مجازی
    قیام توئیتری میرسلیم علیه فضای مجازی

    توئیت میرسلیم از آن جهت که خود یکی از فعالان فضای مجازی است مورد توجه قرار گرفت.

     تغییر ساختار برای عملی کردن تذکرات

    باشگاه خبرنگاران جوان نیز نوشت:

    سید مصطفی آقامیرسلیم با بیان اینکه دستگاه‌های اجرایی کمتر فرصت پاسخگویی و توجه به تذکرهای نمایندگان مجلس را پیدا می‌کنند، گفت: موضوع اثرگذارتر کردن تذکر نمایندگان را پیگیری می‌کنیم.

    او ادامه داد: البته دستگاه‌ها بی‌توجه هم نیستند، اما به دلیل پیگیری نکردن یا عدم توانایی در پیگیری تذکرها از سوی پارلمان، اثرگذاری این ابزار نظارتی عملیاتی نمی‌شود.

    آقامیرسلیم در پایان تأکید کرد: برای حل موضوع، باید قانونی تصویب شود تا به ما امکان اجرا و پیگیری دقیق تذکرها را دهد.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • نشست‌های انقلابی در بِکرترین اتاق خانهِ پلاک ۱۲

    نشست‌های انقلابی در بِکرترین اتاق خانهِ پلاک ۱۲

    نشست‌های انقلابی در بِکرترین اتاق خانهِ پلاک ۱۲

    فائزه عباسی: سکوت مسحور کننده، صدای آب جاری در جوی کنار کوچه، جیک جیک گنجشک‌ها و رشته افکاری که در حال پرسه زدن در ۴۰ سال پیش است، پرسه زدن برای کشف خاطرات غبار گرفته در محله‌ای که دیگر حسابی مدرن شده و ساختمان‌های چندین طبقه، جایگزین خانه‌های قدیمی‌اش شده است. وقتی پاها به مقابل خانه پلاک ۱۲ می‌رسد انگار دیگر تصور کردن آن روزهایِ ندیده برای ما چندان سخت به نظر نمی رسد، خانه ای که هنوز بویِ سیاست می دهد، بوی خاطرات ۴۰ سال پیش، بوی مبارزات انقلابی، بوی…

    در همین رابطه بخوانید؛

    تصویر دیده نشده از رهبر انقلاب بر سر سفره، در منزل شهید آیت الله بهشتی

    نامه تاریخی و مهم آیت الله بهشتی به امام خمینی درباره بنی صدر

    تصاویر |پرسه زدن در گوشه و کنار خانه موزه آیت الله شهید بهشتی؛ از گعده یاران انقلابی تا آخرین عکس یادگاری با خانواده

    یخ خاطرات درست در همین نقطه از زمین ذوب می‌شود، خانه‌ای که اگرچه از ۷ تیر ۱۳۶۰ صاحبخانه و بزرگ خانه را دیگر به خود ندیده است، اما امروز هم می توان با همان عکس‌های نقش بسته بر دیوار، همان تندیس های برجای مانده از آن روحانی روشنفکر، آن قاضی‌القضات محبوب و آن آیت اللهِ مبارز انقلابی و خاطرات اهالی خانه و همسایگانش، آن روزگار را تصور کرد، مجسم کرد و بازهم حسرت خورد برای جای خالی او؛ جای خالی «آیت الله شهید بهشتی».

    دوستی به نام پدر

    پا به داخل خانه می‌گذاریم، حیاطی که چندان بزرگ نیست اما درخت‌ها و نقش رنگی روی دیوارهایش می‌خواهد زبان باز کند و از روزگاری که گذشت بگوید.

    «ساعت‌ها حرف می‌زدیم و چمن هایی که با هنرمندی میان سنگ‌فرش‌ها کاشته بود را هرس می‌کردیم؛ سوال‌هایم را یک به یک جواب می‌داد؛ پر از سوال بودم؛ او دوست فرزندانش بود»  این‌ها را ملوک‌ السادات فرزند ارشد آیت‌الله بهشتی می‌گوید. وسط حیاط ایستاده است، و با حس و حال علاقه یک دختر به پدر از خاطرات آن روزهای گذشته برایمان روایت می کند، گویی آنقدر خاطرات در گوشه و کنار همین حیاط دارد که نمیداند کدام را دستچین کرده و روایت کند. همین نقطه از خانه با درختان انار، سرخس و خرمالو که روزهایی زیادی را در کنار پدر گذرانده است.

    نشست‌های انقلابی در بِکرترین اتاق خانهِ پلاک ۱۲/ محله‌ای پر از یادِ بهشتی
    نشست‌های انقلابی در بِکرترین اتاق خانهِ پلاک ۱۲/ محله‌ای پر از یادِ بهشتی

    ملوک‌السادات می‌گوید«پدرم خوش ذوق بود و آنقدر این حیاط را با سلیقه طراحی کرده بود که برخی برای آنکه چهره او را تخریب کنند می‌گفتند قصری ساخته است و طراح آورده تا حیاط و دیوارهایش را درست کند؛درحالی که همه اینها کار خودش بود.مثلا همین دو رنگ بودن دیوارها طرح خودشان بود و با سیمان اینکار را انجام دادند اما منافقین می گفتند خانه ای با دیوارهایی از جنس سنگ مرمر دارد.»

    از حیاط و خاطراتش می‌گذریم و حالا دیگر وسط خانه‌ای ایستاده‌ایم که زمانی هم محلی برای آسایش بوده و هم اتاق فکری برای به ثمر رساندن یک انقلاب و کشورداری بعد ازآن؛ هر طرف که سرمی‌گردانیم عکس‌هایی از آیت الله به چشم می‌خورد؛ از جوانی تا میان‌ سالی، و عکس های همان روزِ تلخ، همان روزی که آتش انفجار، ساختمان حزب جمهوری اسلامی را برسرش او و ۷۲ یار انقلابی دیگرش خراب کرد.

    نشست‌های انقلابی در بِکرترین اتاق خانهِ پلاک ۱۲
    نشست‌های انقلابی در بِکرترین اتاق خانهِ پلاک ۱۲

    خاطرات نشست‌های شورای انقلاب در بِکرترین اتاق خانه آیت‌الله

    اتاقی دنج گوشه سالن جلب توجه می‌کند؛ اتاقی که دختر شهیدبهشتی آن را بکرترین اتاق این خانه معرفی می‌کند؛ همان اتاقی که بعد از موزه شدن این خانه تندیس‌هایی از ایت‌الله بهشتی، آیت‌الله خامنه‌ای، آیت‌الله هاشمی،آیت‌الله موسوی اردبیلی، مهدی بازرگان و … در آن خودنمایی می‌کند.

    ملوک السادات می‌گوید: «اینجا کتابخانه شهید بهشتی است که تقریبا دست نخورده باقی مانده است؛ شورای انقلاب همینجا تشکیل می‌شد و حتی آرایش مبلمان‌ها هم همان است.» نگاهی به حلقه انقلابیون جمع‌ شده در آن اتاق می‌اندازد و ادامه می‌دهد: «قبل از انقلاب هم چنین جمعی البته کمی بزرگ‌تر با حضور دیگرانی چون شهید مفتح در اینجا تشکیل می‌شد که  گروه تحقیق بود؛ اینکه گفته می‌شود این افراد تنها برای رسیدن به قدرت این کارها را کردند اصلا اینگونه نبود. بعد از انقلاب یک گروه تحقیق داشتند و هرکدام از آقایان یک بخشی از کار را به دست می‌گرفتند و فرض کنید استاد مطهری یک بخشی را به بدست می‌گرفتند و آیت الله موسوی اردبیلی یک بخشی را در دست می‌گرفتند و موضوعات مختلف از مسائل و مشکلات اجتماعی تا حتی قضاوت هم مطرح می‌شد»

    دختر آیت الله ادامه می دهد «…از سال ۴۸ که ما از اروپا برگشتیم مرتب این جلسات تشکیل می‌شد و بر اساس نظریات اسلام روی مسائل کار می‌کردند و همه را هم فیش برداری کردند که البته این فیش‌برداری‌ها بعد از شهادت شهید بهشتی به مدرسه مفید نزد آقای موسوی اردبیلی فرستاده شد تا تنظیم و منتشر شود که متاسفانه ایشان هم حالشان ناخوش شد و این کار به تعویق افتاد. می‌خواهم بگویم این انقلاب پایه و اساس داشت و با تحقیق به پیش می‌رفت.»

    چشمش که به مجسمه پدر می‌افتد خاطرات در ذهنش جان می‌گیرد و او که در آن روزها جوانی ۲۲ ساله و دارای دو فرزند بوده می‌گوید:« جلسات را به خاطر دارم؛ یکبار یادم می‌آید دو خبرنگار خارجی برای مصاحبه آمده بودند و می پرسیدند آیا باید روسری سرمان کنیم من گفتم معمولا سرشان می‌کنند اما میل خودتان است و نمی‌دانم این مصاحبه کجا منتشر شده بود.»

    وقتی برای حفاظت از اهل خانه صدای آیت الله مقابل ساواک بالا رفت

    ملوک السادات از کتابخانه پدر فاصله می گیرد، گویی کسی را در اطرافش نمی بیند و در حال و هوای آن روزهاست، روزهایِ بودن پدر، دوباره نگاهی به در و دیوار خانه پدری می‌اندازد. می‌گوید «این خانه کمی تغییر کرده است آن زمان به این شکل نبود و ما اندرونی و بیرونی داشتیم»،با دست آن سوی سالن را نشان می دهد و می‌گوید آنجا اندرونی بود و انگار دوباره جرقه‌های خاطرات سال‌های دور در ذهنش زده می شود که بلافاصله می‌گوید؛ «یک زمان که ساواک به خانه ما ریختند مامورها داشتند به اندرونی می‌آمدند که شهید بهشتی مقابل در ایستاد و گفت خانواده من به این موضوعات ربطی ندارند و آن لحظه بود که صدایشان بالا رفت ایشان معمولا آرام بودند.»

    روزگار جوانی و تاسیس مدرسه دین و دانش

    کنار کتابخانه سالن باریکی با دیوارهایی که پر شده از قاب‌ عکس‌های آیت‌الله بهشتی خودنمایی می کند، عکس هایی در سن جوانی و حتی کودکی که در دل هر قاب جان گرفته اند. ملوک‌ السادات عکس‌ها را یکی یکی با هیجان و ذوقی خاص برایمان شرح می‌دهد تا آن روزها را برایمان عینی سازی کند.

    نشست‌های انقلابی در بِکرترین اتاق خانهِ پلاک ۱۲
    نشست‌های انقلابی در بِکرترین اتاق خانهِ پلاک ۱۲

    به کنار عکسی از آیت‌الله بهشتی در کنار چند نوجوان می رسد، می‌گوید: «پدرم فردی خودکفا بود و از کودکی پرتلاش و پرجنب و جوش بود؛ این عکس هم نشان از پر تلاش بودن او دارد چراکه این تصویر مربوط به مدرسه علمیه آیت الله گلپایگانی در قم است که او مدیریت آن را برعهده داشت.» ملوک‌السادات به یکی از افراد آن تصویر اشاره می‌کند و می‌گوید: «این حسن روحانی است که آن زمان از محصلان این مدرسه بود»

    مدیریت مدرسه‌ای از سوی آیت‌الله بهشتی با شخصیتی مبارزه جو این علامت سوال را در ذهن شکل می‌دهد که باید برای ایجاد چنین مدرسه‌ای موانع زیادی را پشت سر گذاشته باشد اما پاسخی که دخترش می‌دهد با تصورات فاصله زیادی داشت. او می‌گوید: « ایشان وقتی لیسانس گرفتند استخدام آموزش و پرورش می‌شود و چون یکی از مدرسین فعال بود با او همکاری می‌کردند. حتی برایشان جالب بود که یک روحانی چنین شخصیتی داشت.»

    روزگار عزیمت آیت اللهِ مسلط به زبان خارجی به آلمان

    در میان قاب‌های عکس تصایری از حضور آیت‌الله بهشتی در هامبورگ آلمان جلب توجه می‌کند اما روایتی که فرزند ارشد شهیدبهشتی از این عکس‌ها دارد جالب‌تر است؛ او درباره این سفر و علتش می‌گوید: « این عکس‌ها مربوط به زمانی است که شهید بهشتی امام جماعت مسجد هامبورگ و مسوول مرکز اسلامی هامبورگ می شوند. سال ۴۲  بعد از قیام قم چون بین دانشجویان و جوانان طرفدار داشتند به او گفتند دیگر اجازه ماندن در قم را ندارد و باید از این شهر برود و بعد از آنکه منتظرالخدمت می‌شود ایشان را به تهران منتقل می‌کنند به این امید که کسی او را در این شهر نمی‌شناسد وقتی به تهران آمدند هیات ‌های موتلفه تشکیل شد و خانه به خانه جلسات تفسرقرآن داشتند که باز ساواک متوجه شد و مانع فعالیت‌های او شدند.»

    ملوک السادات ادامه می‌دهد: « ایشان از آنجا که ممنوع النبر و ممنوع التدریس بودند دیدند باز در تهران اقدامی نمی‌توانند بکنند و چون زبان می‌دانستند موضوع سفر او به هامبورگ مطرح شد.»

    زبان خارجی بلد بودن و تسلط یک روحانی به چند زبان آن هم در آن روزگار خودش وجه تمایزی برای آیت الله در میان دیگر هم لباسانش بود اما وقتی این موضوع جالب‌تر می‌شود که دختر از روزهای تدریس زبان به علما سخن می‌گوید. آن‌طور که ملوک السادات می‌گوید پدرش در آن زمان با اینکه در حوزه درس خوانده بود اما به زبان انگلیسی تسلط داشت و حتی این زبان را به علمایی آموزش ‌داده است.

    صمیمیت یک خانواده

    نقطه مجذوب کننده و ثقل خانه پلاک ۱۲ درست جایی قرار گرفته است که تندیس شهید بهشتی درحالی که دختری خردسال روی پای او نشسته است خودنمایی می‌کند و پشت سر او دیواری که بنا به روایت اهالی خانه، شجره نامه از زمان حضرت آدم تا به امروز است.

    از ملوک السادات بهشتی ماجرای این تندیس و دختربچه نشسته بر روی پاهای پدر را می‌پرسم. ملوک السادات با حالتی خاص لبخندی می‌زند و عکسی را روی دیوار نشان می‌دهد که در آن عکس هم دخترکی روی پای آیت‌اللهِ پدر نشسته است و می‌گوید «خواهرم است، قرار بود این مجسمه روایتی از این عکس باشد اما خوب از آب در نیامد.»

    آیت اللهِ پدر، هم دوست فرزندان بود هم همراهی برای همسر

    حالا دیگر به عکس‌هایی رسیده‌ایم که از نزدیکی آیت‌الله بهشتی به خانواده‌اش سخن می‌گوید و دخترش مُهر تائید بر آن می‌زند. می‌گوید:« پدرم به خانواده‌اش خیلی اهمیت می‌داد در مقابل خانواده به ویژه مادرم همراهی بسیاری با پدرم داشت. مادر در جریان فضای سیاسی و اجتماعی کشور بودند. به این معنا که ایشان ۱۶ ساله که بوده ازدواج می کند و به قم می آید. در محیط قم و به خاطر ارتباطاتی که شهید بهشتی با خانواده های افرادی همچون علامه طباطبایی(ره) و امام(ره) داشت، مادر من هم خود به خود با خانواده های آن ها در ارتباط بودند. رفت و آمدها از قم به تهران و بعد به آلمان سخت بود و اگر همراهی مادرم نبود قطعا موضوع را برای پدرم سخت تر می کرد.»

    وقتی خاطرات رنگ بیشتری می‌گیرد می‌گوید: «پیش از انقلاب کمتر روحانی بود که خانواده‌اش را به گشت و گذار ببرد اما پدرم گاهی به ما می‌گفت وسیله جمع کنید تا بیرون برویم؛ ایشان ما را به جاجرود می‌برد و ساعت‌ها آنجا بودیم، غذا می‌خوردیم و به منزل باز می‌گشتیم.»

    حجابی که انتخاب خود فرزندان آیت الله بود نه اجبار پدر

    همین‌طور که عکس‌ها را یکی یکی تعقیب می‌کردیم، به عکسایی رسیدیم که چادرهایی که همسر و دختران شهید بهشتی به سر داشتند جلب توجه می‌کرد، عکس هایی که باز با تصوراتی که از خانواده یک روحانی در ذهنمان نقش بسته متفاوت است. برای آنکه پای قضاوت درباره عکس‌ها به میان نیاید می‌پرسم این چادرها و این حجاب انتخاب خودتان بود یا به توصیه پدر است؛ پاسخی که ملوک السادات بهشتی به این سوال می‌دهد خط بطلان می‌کشد بر همه آن تصورات؛«اصلا هیچ وقت به ما درباره حجاب چیزی نمی‌گفتند و این انتخاب خودمان بود حتی زمانی که ما تازه از آلمان آمده بودیم چادرهایی بود زمینه مشکی با گل‌های ریز که نسبت به چادرهای دیگر سبک‌تر و خنک بودند من با آنها به مدرسه می‌رفتم بعد متوجه نگاه دیگران شدم که طوری به من نگاه می‌کردند که انگار جدای این خانواده هستم و بعد وقتی به دبیرستان رسیدم همان چادرهای مشکی را سرم کردم اما برایم سخت بود به ویژه آنکه تازه از آلمان آمده بودیم و در این مدت هیچگاه پدرم نگفت چه نوع لباسی را بپوشم.»

    او ادامه می‌دهد: «در آلمان هم که بودیم حجاب اسلامی داشتیم اما چادر سر نمی‌کردیم و مثلا مادرم مانتویی بلند و روسری داشتند.»

    آخرین عکس خانوادگی که به ثبت رسید

    چادرش را روی سرش جابجا می‌کند و انگار که دلش برای آن روزها پر می‌کشد؛ به عکس‌هایی خیره شده است که هرکدام دنیایی از حسرت را برایش به دنبال دارد؛ چشمش به عکسی می‌افتد و آه از نهادش بلند می‌شود؛ می‌گوید این آخرین عکس خانوادگی ماست.ملوک السادات داستان این عکس را اینطور روایت می‌کند:« آخرین جمعه‌ای بود که جلسه روحانیت مبارز در باغی بیرون از شهرتشکیل شده بوده چون معمولا روحانیون خانواده خود را جایی نمی‌بردند برای همین آن جلسه خانواده روحانیون هم حضور داشتند تا از فضای آن باغ استفاده کنند وقتی ما به خانه برگشتیم دیدیم خبرنگار رونامه اطلاعات دم در ایستاده است با خودمان گفتیم چه خبر شده است که روز جمعه آنها به اینجا آمده اند شاید هم اطلاعاتی داشتند که این عکس آخرین عکس خانوادگی ما بود و بعد از آن دیگر هیچ عکسی با پدر نداریم.»

    حالا دیگر خاطرات تلخ روزهای آخر است که گویی هنوز دخترِ بزرگ آیت الله را رها نکرده است، خبردار شدنشان از فاجعه غروب ۷ تیر ۱۳۶۰؛ « امنیتی‌ها و محافظین به ما گفتند که باید از اینجا بروید چراکه زیر پلی که محل رفت و آمدمان بود بمب گذاشته بودند ما صبح آن روز این موضوع را با پدر درمیان گذاشتیم و گفتیم که گفته شده باید از اینجا برویم؛ ایشان خنده‌ای کردند و گفتند که فایده‌ای ندارد بخواهد اتفاقی بیفتد می‌افتد و این همان شد که ما وسیله جمع کردیم و به محلی نزدیک محله سرچشمه رفتیم؛ غروب بود که صدای انفجار را شنیدیم و مثل اینکه خود شهید رجایی به مادر زنگ زده بودند و خبر شهادت پدر را دادند.»

    محله‌ای پر از یاد و نامِ آیت الله بهشتی

    با ملوک‌السادات خداحافظی می کنیم و از خانه پلاک ۱۲ بیرون می آییم. دوباره در کوچهِ‌ محصور شده با نام «بهشتی» قدم می‌زنیم و سراغ قدیمی‌های آن محل را می‌گیریم؛ خانواده «گل احمد» تنها همسایه‌ای است که از آن سال‌ها در آن محل ساکن است اما حال و هوای ناخوشش اجازه نمی‌دهد تا به صحبت بنشیند و حاج علی‌اکبری هم که از قدیم در آنجا نجاری داشت چند روزی بود در مغازه‌اش را بسته بود و به کنج امن خانه پناه برده بود.

    از بین همسایه‌ها هنوز «قدرت حاتمی» که بعد از شهادت آیت‌الله بهشتی یعنی سال ۶۵ به این محل آمده بود حضور داشت و از آن روزها می‌گوید. او تعریف می‌کند وقتی به این محل آمدم هنوز خانواده آیت‌الله بهشتی ساکن این محل بودند.

    او می‌گوید: «با اینکه با آیت‌الله بهشتی برخوردی نداشتم اما خانواده او کاملا آنقدر محترم و مودب بودند که خود مهر تائیدی بود بر آن همه خوبی که پشت سر آیت‌الله بهشتی می‌گفتند.»

    آقای حاتمی اما روزهایی را به یاد می آورد که هنوز ساکن این محله نبود اما پایش به خانه پلاک ۱۲ باز شده بود«آن روزها نام آقای بهشتی بسیار در بین مردم مطرح بود، ایشان محبوب بودند و خود من برای چند مشکل و کاری که داشتم به این خانه آمده بودم ولی تصور نمی کردم روزگاری قرار است در همسایگی این خانه زندگی کنم هرچند دیگر آن روزها آیت الله بهشتی نبودند و فقط خانواده ساکن اینجا بودند.»

    ۲۷۲۱۶

    منبع : خبرآنلاین

  • معزی: نمی‌شود در شعار «ایستادگی» همه شریک باشند اما در دشواری‌های ایستادگی، بعضی‌ها غایب

    معزی: نمی‌شود در شعار «ایستادگی» همه شریک باشند اما در دشواری‌های ایستادگی، بعضی‌ها غایب

    معزی: نمی‌شود در شعار «ایستادگی» همه شریک باشند اما در دشواری‌های ایستادگی، بعضی‌ها غایب

    به گزارش خبرآنلاین، علیرضا معزی  معاون ارتباطات دفتر رئیس جمهور در یادداشتی تحت عنوان «یار شاطر در ایام تحریم و همراه منصف در روزگار کرونا باشیم» نوشت:

    رویکرد واقع‌بینانه، رویکردی است مبتنی بر جزییاتی که حقیقت را می‌سازند. بدون توصیف دقیق چرایی شکل‌گیری بحران‌ها و بدون ارائه‌ راه حل، صرفاً با کلی‌گویی‌ای مواجهیم که در خوشبینانه‌ترین حالت، ترجیح منفعتی فروملی بر منافع ملی است. تاکید رئیس‌جمهوری بر بیان واقعیت‌ها در روزهای گذشته نیز، تاکید بر همین فراگیر کردن نگاه واقع‌بینانه در فضای عمومی است.

    در هفت سال گذشته‌ ایران، دو دوره‌ متفاوت طی شده است. یکم، «گشایش و پیشرفت» است که در داده‌ها، آمار ملی و بین‌المللی و البته انتخاب شهروندان هویداست؛ و دوم، «ایستادگی و بردباری» است که از زمستان ۹۶ به این سو، بسط یافته است. آنچه این دو دوره را از هم جدا می‌کند، بزرگترین تهدید امنیت ملی در سال‌های گذشته است که به بزرگترین کارزار ضد ایرانی تاریخ معاصر بدل شده است، تهدیدی که اتفاقا محصول ماجراجویی دولت جمهوری اسلامی ایران نبوده است. متأسفانه در یکدست کردن هفت سال گذشته، به روشنی تلاش برای انحراف افکار عمومی و تکاپو برای تغییر صورت مساله، آنهم برای گریز از ارائه‌ راه‌حل، دیده می‌شود.

    اصرار بر یکپارچه دانستن هفت سال گذشته، مسؤولیت‌گریزی آشکاری در برابر حقیقت و منافع ملی است. مگر می‌شود صعود «رشد اقتصادی» از منفی ۶ درصد ابتدای دولت یازدهم به رشد دو رقمی ۹۵ را ندید و در بازی با کلمات پنهانش کرد؟ مگر می‌شود سقوط تورم از چهل درصد در ابتدای دولت یازدهم به تورمی تک‌رقمی در سال انتهایی دولت یازدهم را ندید و در شعارزدگی‌های گمراه‌کننده انکارش کرد؟ مگر می‌شود کاهش ریسک سرمایه‌گذاری در ایران، کاهش ادراک فساد و نهایتا ثبات مثال‌زدنی بازارها را در دوره‌ گشایش و پیشرفت ندید و در ساده‌سازی‌ای خطرناک، پنهانش کرد. منتقدان منصف دولت را گریزی از پذیرش تفاوت دوران‌ها در هفت سال گذشته نیست.

    در دوره‌ ایستادگی و بردباری، با شهرآشوبیِ کاخ سفید مواجهیم، با ترکیب خطرناکی در واشنگتن که به هر دلیل اقبال آن را یافته است تا با بیشترین شتاب، ضد ایرانی‌ترین سیاست‌ها و رویکردها را اجرایی نماید. فارغ از اینکه چه دولتی در تهران بر سر کار است، جنگی اقتصادی بر ضد ایران آغاز می‌شود و به سبب حضور ضد ایرانی‌ترین شخصیت‌ها در کاخ سفید، وزارت خارجه و خزانه‌داری ایالات متحده، «تهدیدی بزرگ» متوجه منافع ملی ما می‌شود، تهدیدی خطرناک با برآورد تسلیم چند ماهه‌ ایران. بردباری و ایستادگی دشوارترین وظیفه دولت در سخت‌ترین سال‌ها بود آنچنانکه اینک برآورد تسلیم چندماهه‌ ایران در ایستادگی چند ساله‌ دولت و ملت، محو شده است.

    کارزار فشار حداکثری یک شعار نبود و آن را می‌توان در بر هم زدن بازارها، و بی‌چشم‌انداز کردن کشور دید. «جنون ایالات متحده» در جنگ اقتصادی و فشار همه‌جانبه بر ایران همانقدر عریان و مشهود است که جنون ترور سبوعانه‌ سپهبد سلیمانی و اینچنین است که تحلیلگر واقع‌گرا نمی‌تواند عامل فشار حداکثری و البته ایستادگی دولت را نادیده بگیرد. مگر می‌شود همگرایی حداکثری واشنگتن و تل‌آویو را ندید و ناباورانه تهدید را انکار کرد و همه چیز را متوجه کاستی‌های مدیریت دولت ساخت؟ مگر می‌شود بی‌پروایی و یکجانبه‌گرایی دولت ترامپ را ندید و ماجرا را به کلیشه‌های غرب‌گرایی و … تنزل داد؟ مگر می‌شود اعتراف چند ده باره‌ دولت امریکا در قوی‌تر شدن ایران پس از برجام را ندید و متحیرانه برجام را به زیان ایران تفسیر کرد؟ مگر می‌شود اعتراف بولتون را نشنید آنجا که می‌گوید روز خروج امریکا از برجام شادترین روز او بوده و دوباره بر تفسیرهای کودکانه و متوهمانه اصرار کرد که برجام به نفع ترامپ بوده است؟ مگر می‌شود این عصبانیت دشمنان قسم‌خورده‌ ایران را دید و باز آن دولتی را متهم کرد که پیش همه‌ پیکان‌ها، سپر بوده است؟

    معزی: نمی‌شود در شعار «ایستادگی» همه شریک باشند اما در دشواری‌های ایستادگی، بعضی‌ها غایب
    معزی: نمی‌شود در شعار «ایستادگی» همه شریک باشند اما در دشواری‌های ایستادگی، بعضی‌ها غایب

    اینکه در شعار «ایستادگی» همه شریک باشند اما در دشواری‌های ایستادگی، بعضی‌ها غایب، اینکه در شعار ایستادگی همه شریک باشند اما به وقت مواجهه با پیامدهای قابل انتظار، بعضی به تغییر صورت مساله بپردازند و رزمندگان صف اول را قربانی کنند، شوربختانه نمی‌تواند متضمن منافع ملی، اخلاق و انصاف باشد. هجمه به دولت زمانی غیرمنصفانه‌تر می‌شود که تعدد رویدادهایی چون سیل و زلزله و … را از یاد ببریم و حتی اعترافی کوچک نکنیم که مدیریت بحران‌ها آنهم در سایه‌ فشار حداکثری تحریم‌ها چقدر می‌تواند مردافکن باشد. چگونه می‌شود ایستادگی دولت را در همه‌گیری کرونا ندید آنهم وقتی که جهان با تحسین به تماشای نبرد بی‌امان دولت و ملتی در تحریم نشست، آن‌هم وقتی که اقتصادهای بزرگ نیز هزینه‌های گزاف پرداخت می‌کردند. اینکه نه یار شاطر در ایام تحریم باشیم و نه همراه منصف در روزگار سخت پس از کرونا شاید بتواند فرصت‌هایی برای آینده‌ سیاسی بسازد اما نمی‌تواند به تامین منافع ملی کمکی کند.

    در برابر یک انتخاب مهم ایستاده‌ایم، یا در برابر تهدیدی بزرگ علیه امنیت ملی ایران، حول منافع ملی همگرا شویم و یا سختی‌های کنونی را فرصتی برای بی‌اعتبارسازی رقیب ببینیم و بی‌آنکه به جزئیات و واقعیات میدان نبرد بپردازیم، دیگران را به هر قیمت متهم نماییم.

    امید است که با آغاز به کار کمیسیون‌های تخصصی مجلس یازدهم، فرصتی برای «گفت‌وگوی تخصصی» دولت و مجلس در حوزه‌های مختلف ایجاد شود تا دریافت‌ها از صورت مساله بر هم منطبق گردد و در فضایی فارغ از شعارزدگی‌های بی‌حاصل و بر پایه‌ داده‌ها و راه حل‌ها، راه بر حفاظت از ایران و ایرانیان گشوده‌تر شود.

    علیرضا معزی معاون ارتباطات دفتر رئیس جمهوری

    ۲۱۶۲۱۶

    منبع : خبرآنلاین

  • مرتضی آقاتهرانی: با فیلتر اینستاگرام راه به جایی نمی‌بریم

    مرتضی آقاتهرانی: با فیلتر اینستاگرام راه به جایی نمی‌بریم

    مرتضی آقاتهرانی در خصوص اولویت‌های کمیسیون فرهنگی، اظهار کرد: اولین اولویت مهم ما در کمیسیون، بحث ازدواج جوانان است و باید به سمت ازدواج آسان حرکت کرد؛ برای رسیدگی به این موضوع نیاز است کمیته‌ای تشکیل دهیم؛ حتی از کمیسیون قضایی مجلس هم باید تعدادی از نماینده‌ها در این کمیته حضور داشته باشند تا مواردی مثل مهریه های بالا را بررسی کنند.

    وی در ادامه به اشتغال جوانان اشاره کرد و گفت: موضوع اشتغال جوانان از اولویت‌های مهم دیگر است که البته در کمیسیون اجتماعی هم موضوعیت دارد. بحث اشتغال قشر جوان باید بیشتر مورد توجه بیشتر قرار بگیرد تا مشکلاتی که جوانان در این حوزه با آن مواجه هستند، مرتفع شود.

    مرتضی آقاتهرانی: با فیلتر اینستاگرام راه به جایی نمی‌بریم
    مرتضی آقاتهرانی: با فیلتر اینستاگرام راه به جایی نمی‌بریم

    نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر در مجلس شورای اسلامی در خصوص اولویت‌های کمیسیون فرهنگی در زمینه فضای مجازی، تصریح کرد: قرار شد برای بررسی این مساله، کمیته ای را به عنوان زیر مجموعه کمیسیون فرهنگی راه اندازی کنیم تا مصوبات آن طی یک ماه، قانونی شود.

    آقاتهرانی در پایان خاطرنشان کرد: ما در زمین بیگانگان بازی می کنیم و اگر با اینستاگرام کار کرده باشید می‌بینید که وقتی اسم «قاسم سلیمانی» را به کار ببرید، بلافاصله حذف می‌شوید. با فیلتر کردن هم راه به جایی نمی‌بریم و باید به سراغ ایجاد «فضای ملی مجازی» برویم.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • خبر خوش برای بازنشستگان تامین اجتماعی /مصوبه افزایش مستمری بازنشستگان ابلاغ شد

    خبر خوش برای بازنشستگان تامین اجتماعی /مصوبه افزایش مستمری بازنشستگان ابلاغ شد

    هیئت وزیران در جلسه مورخ ۱۳۹۹/۴/۱، پیشنهاد وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مبنی بر افزایش مستمری بازنشستگان و مستمری بگیران سازمان تأمین اجتماعی در سال ۱۳۹۹ را به تصویب رساند.

    خبر خوش برای بازنشستگان تامین اجتماعی /مصوبه افزایش مستمری بازنشستگان ابلاغ شد
    خبر خوش برای بازنشستگان تامین اجتماعی /مصوبه افزایش مستمری بازنشستگان ابلاغ شد

    به موجب مصوبه فوق، از تاریخ ۱‏‏/۱‏‏/۱۳۹۹ تمامی مستمری‌های بازنشستگی، ازکارافتادگی و مجموع مستمری بازماندگان مشمولان قانون تامین اجتماعی که تا پایان سال ۱۳۹۸ برقرار شده، به ترتیب برای دریافت کنندگان حداقل مستمری و سایر افرادی که به نسبت پرداخت حق بیمه برقرار شده است، به میزان (۲۶) درصد و برای سایر سطوح بالاتر از حداقل مستمری به میزان (۱۵) درصد مستمری آنان در پایان اسفند ماه سال ۱۳۹۸ به علاوه مبلغ ثابت یک (۱۴۰ر۶۶۰ر۱) ریال افزایش می‌یابد.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • یاران قالیباف با او درافتاده اند/طرح کاهش اختیارات رئیس مجلس کلید می‌خورد؟

    یاران قالیباف با او درافتاده اند/طرح کاهش اختیارات رئیس مجلس کلید می‌خورد؟

     اینکه زمزمه استیضاح هیئت‌رئیسه به گوش می‌رسد تا جایی که گفته شده صد نماینده خواستار استیضاح هیئت‌رئیسه شده‌اند. بعید نیست طرحی که اصولگرایان از زمان ریاست لاریجانی بر مجلس به دنبالش بودند و آن کاهش اختیارات رئیس مجلس بود و اصرار داشتند که در مجلس یازدهم به تصویب برسانند، به همین زودی‌ها کلید بخورد.

    حضور پررنگ یاران قالیباف در کمیسیون‌های مجلس شائبه دخالت و اعمال نفوذ هیئت‌رئیسه را در چینش کمیسیون‌ها ایجاد کرد؛ این در حالی بود که زهره الهیان، نماینده اصولگرای تهران قبلا در نامه‌ای رسما خواستار خداحافظی اعضای هیئت‌رئیسه با کمیسیون‌های پرمخاطب مجلس شده بود ولی نه‌تنها این اتفاق رخ نداد، بلکه با اعلام اسامی رؤسای کمیسیون‌ها مشخص شد چهره‌هایی در نهایت موفق به تکیه بر کرسی ریاست کمیسیون‌های تخصصی پارلمان شده‌اند که در قیاس با سایر رقبای خود، روابطی بهتر و نزدیک‌تر با هیئت‌رئیسه مجلس یازدهم دارند.

    احمد نادری، نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون آموزش در ارتباط با انتقاد نمایندگان مبنی بر اینکه برخی از رؤسای کمیسیون‌ها صلاحیت لازم برای ریاست کمیسیون را ندارند، گفته است: «انتقاد درخصوص نداشتن تخصص لازم برای برخی از رؤسای کمیسیون‌ها وارد است، در کمیسیون آموزش برخی از نمایندگان تخصص لازم را ندارند. باید سازوکار انتقال نمایندگان به کمیسیون‌ها را مورد بررسی قرار دهیم و در آینده به آن بپردازیم».

    نادری در ارتباط با طرح استیضاح هیئت‌رئیسه هم گفته که: «در صحن متوجه چنین طرحی شدم. تعدادی از نمایندگان به دنبال استیضاح هیئت‌رئیسه هستند. این استیضاح رئیس مجلس را در بر نمی‌گیرد و فقط مختص به دیگر اعضای هیئت‌رئیسه است».

    احمد امیرآبادی‌فراهانی، عضو هئیت رئیسه اما در واکنش به اقدام برخی نمایندگان مبنی بر جمع‌آوری امضا برای استیضاح هیئت‌رئیسه مجلس گفته است: «برخی همکاران نسبت به چینش کمیسیون‌ها گلایه‌مندند؛ در حالی که این امر بر اساس آیین‌نامه داخلی مجلس صورت گرفته است». او افزود: «به‌عنوان مثال برخی همکاران در دوره‌های قبل در کمیسیون فرهنگی و اجتماعی بودند و حالا می‌خواهند به کمیسیون عمران یا برنامه و بودجه بروند که طبیعتا آیین‌نامه اجازه این کار را نمی‌دهد». عضو هیئت‌رئیسه مجلس شورای اسلامی ادامه داد: «برخی نمایندگان معترض به روند انتخاب اعضای کمیسیون‌ها در پی جمع‌آوری امضا هستند تا هیئت‌رئیسه مجلس را استیضاح کنند در حالی که این مسئله باید پس از بررسی در کمیسیون آیین‌نامه داخلی در صحن علنی و توسط نمایندگان رأی بیاورد».

    امیرآبادی‌فراهانی تأکید کرد: «استیضاح همه اعضای هیئت‌رئیسه مجلس عملا امکان‌پذیر نیست و نمایندگان تنها می‌توانند از یک فرد شکایت کرده و در ضمن باید دلیل موجهی برای آن بیاورند».

    همچنین دستیار سیاسی و رسانه‌ای رئیس مجلس تأکید دارد اگر خبر درخواست استیضاح هیئت‌رئیسه مجلس یازدهم دروغ نیست، نام نماینده متقاضی را اعلام کنید تا مردم بدانند. محمدسعید احدیان، دستیار سیاسی و رسانه‌ای رئیس مجلس در حساب توییتر خود درباره خبری مبنی بر استیضاح هیئت‌رئیسه مجلس یازدهم واکنش نشان داد و تأکید کرد نام نماینده درخواست‌کننده استیضاح اعلام شود. او نوشت: «رسانه‌های اصلاح‌طلب از قول نماینده‌ای مجهول‌الهویه خبر استیضاح هیئت‌رئیسه مجلس را می‌دهند. اگر این خبر دروغ نیست و هدف واسطه‌گری برای فشار به مجلس نیست، اسم آن نماینده را اعلام کنند تا مردم بدانند علت اعتراض آن نماینده نرسیدن به کدام کمیسیون و به چه علتی بوده است». اعتمادآنلاین سه‌شنبه در خبری به نقل از یک نماینده که نامش هم ذکر نشده بود، نوشت که تعداد امضاکنندگان استیضاح هیئت‌رئیسه مجلس به صد نفر رسید و پیش‌بینی می‌شود از این تعداد نیز بگذرد. چیدمان خاص نمایندگان در کمیسیون‌ها و مداخله برخی اعضای هیئت‌رئیسه در انتخابات هیئت‌رئیسه کمیسیون‌ها عمده‌ترین دلیل این استیضاح ذکر شده است.

    از سوی دیگر اما یک عضو فراکسیون اکثریت مجلس یازدهم به «فردانیوز» گفت: «جمع‌آوری صد امضا در مجلس برای استیضاح قالیباف کذب است». نماینده مردم خلخال در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه آیین‌نامه داخلی مجلس ۲۴۱ماده دارد، اظهار کرد: «هیچ ماده‌ای در آیین‌نامه داخلی مجلس برای استیضاح هیئت‌رئیسه وجود ندارد. چند نماینده معترض به هیئت‌رئیسه می‌توانند در انتخابات سال دوم هیئت‌رئیسه به ترکیب فعلی رأی ندهند». سیدغنی نظری درباره خبر جمع‌آوری صد امضا در مجلس برای استیضاح محمدباقر قالیباف افزود: «این خبر از اساس کذب است. به‌هیچ عنوان موضوع استیضاح رئیس مجلس صحت ندارد و کسی هم در مجلس این مسئله را دنبال نمی‌کند». عضو شورای مرکزی فراکسیون اکثریت مجلس گفته است: «چندنفری از نمایندگان دنبال عضویت در کمیسیون‌های خاص بودند اما نتوانستند به خواسته خود برسند و مدعی شدند تعیین ترکیب کمیسیون‌ها مهندسی شده بود. حالا از میان آنها دو یا سه نفری که بیشتر به قرارنگرفتن در ترکیب کمیسیون مدنظرشان معترض بودند، می‌خواستند طرح استیضاح هیئت‌رئیسه مجلس را مطرح کنند اما اساسا این کار شدنی نیست».

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبرآنلاین