ارزیابی شما از نامه رؤسای ۱۲ کمیسیون تخصصی مجلس به رئیس جمهوری چیست؟ به نظرتان چه مسألهای در این نامه حائز اهمیت بیشتری است.
اولین مسأله درباره این نامه پیام آن است که به نظر من کاملاً روشن است. از نظر سیاسی این نامه میخواهد این پیام را بدهد که سیاستگذاران مجلس بنا دارند تا بهسمت یک تنش سیاسی جدید در کشور بروند. در شرایط فعلی هم این پیام به نظرم آثار حادی خواهد داشت. به هر حال در شرایط کنونی به نظر می رسد مجلس تصمیم گرفته تا راهبرد استفاده از مشکلات عمومی کشور به نفع منافع جناحی را در پیش بگیرد. این بهنظر من عیانترین وجه این نامه بود و گمان میکنم با این نامه همان تعارفات نیم بند هم کنار گذاشته شدهاند و احتمالاً اگر این وضعیت کنترل نشود، در شرایط فعلی تحریم و کرونا، باری روی بار مملکت اضافه خواهد شد.
در این نامه چند مسأله مجزا وجود دارد که میتوانند محل تحلیل و تفسیر باشند. اول از همه زنهار دادن به رئیس جمهوری درباره شیوه مدیریت کشور و هشدار به او برای در پیش گرفتن روش مدیریت جهادی است. این چقدر منطقی است؟
ببینید از نظر منطقی به نظر من این نامه دچار ضعفهای جدی است. ازجمله اینکه رئیس جمهوری و دولت متعهد به برنامههایی هستند که خودشان در دو انتخابات اعلام کرده و بابت آنها رأی گرفتهاند نه برنامه سیاسی کسانی که رقیب آنها بودند. خب مردم به آن شعارهایی که آقایان میگویند رأی ندادهاند و اگر روی آنها خیلی اصرار دارند، یک سال دیگر صبر کنند و اگر از مردم برای اداره دولت بر اساس این شعارها رأی گرفتند، آن وقت خودشان عمل کنند. مردم سال ۹۲ با محور لزوم تنش زدایی با غرب و حل مسأله هستهای به آقای روحانی رأی دادند و سال ۹۶ هم دوباره با محور ادامه این تنشزداییها برای حل مشکلات اقتصادی، ۶ میلیون بیشتر به ایشان رأی دادند. آقای روحانی اگر قرار است به چیزی متعهد باشد بههمین موضوع است که مردم بابت آن به ایشان رأی دادند نه آن شعارهایی که رقبا میدادند. به جز این اگر آقای روحانی به چیزی متعهد باشد سیاستهای کلان نظام است. خب مگر سال ۹۶ نامزدهای اصول گرا نمیگفتند که برجام تصمیم نظام بوده و هر دولتی هم در سال ۹۲ روی کار میآمد همین مسیر را میرفت؟ مگر نگفتند که برجام را حفظ خواهند کرد؟ خب سؤال ما از دوستان این است که چطور در زمان تبلیغات انتخاباتی و در شرایطی که اوضاع اقتصادی زیر سایه توافق هستهای رو به بهبود بود، دولت را در برجام هیچکاره میدانستند، اما حالا چوب همان برجام را بر سر دولت میزنند؟ کما اینکه من قائل به این هستم که برجام هنوز برای ما عوایدی دارد که بحث دیگری است. مجلس حالا اگر مطالبی دارد که آن را مغایر مشی دولت میداند و در چارچوب سیاستهای کلی باید پیگیری شوند، بهتر است قبل از چنین اقداماتی، در سطح عالی نظام درباره آن به بحث بپردازند. اینکه آقایان یک روز طرح خروج از برجام میدهند و یک روز میگویند باید از NPT خارج شویم، اگر خیلی اعتماد به نفس دارند و فکر میکنند حرف کل نظام را میزنند، طرح بیاورند و رأی بدهند.
یک مورد دیگر که البته محدود به این نامه هم نیست پیشنهاد رقیبان به آقای روحانی برای بازگشت به مسیر جهادی یا انقلابی است.
ببینید بهلحاظ محتوایی چیزی که عزیزان روی آن تأکید کردهاند بحث مجلس انقلابی است. باید یک تعریف روشنی اول از این مجلس و جناح انقلابی بدهیم تا ببینیم چیست. یک زمانی در رژیم گذشته خیلیها مثل ما در مبارزه با نظام شاهنشاهی بودند و معلوم بود انقلابی چه کسی است. یک زمانی در دوران دفاع مقدس این موضوع بهشکل دیگری نمود پیدا میکرد.الان اما منظور چیست؟ اگر مثلاً انقلابی کسی است که مقابل زیادهخواهی امریکا بایستد دوستان لطف کنند بگویند مذاکره کنندگان دوره احمدینژاد توسط امریکا تحریم شدند یا مذاکرهکنندگان برجام؟ امریکا برای رفتن آقای احمدینژاد به سازمان ملل محدودیت و تنگنا ایجاد میکرد یا برای رفتن آقای روحانی و دیپلماتهای ایرانی در سالهای اخیر؟.
نکته مهمتر اینکه دوستان باید لطف کنند و مسئولیت سیاستها و مواضع خود را بپذیرند و درباره آن با مردم روراست باشند. مثلاً اگر میگویند انقلابیگری یعنی اینکه مذاکرهای نباید در سطح بینالمللی داشته باشیم، ادامه آن را هم بگویند. یعنی به مردم بگویند این کارها هزینههایی هم برای کشور و مردم دارد و مسئولیت آن را هم میپذیریم. تصور اینکه کسی بگوید در شرایط تنش فزآینده در روابط خارجی و مشکلات رو به افزایش روابط اقتصادی با خارج، موضع من عدم مذاکره و قطع همکاری است اما توقع دارم وضع مردم هم بدتر نشود و ارزش پول ملی هم نریزد و اشتغال از بین نرود، تصوری غیرواقعی است. ما اگر برای یک سری ارزشهایی که این دوستان آن را والاتر از اقتصاد و پول ملی و زندگی مردم میدانند، وارد یک مبارزه بینالمللی شدیم باید تبعات و هزینههای آن را هم بپذیریم.
کسی که قبول میکند چریک یا مبارز باشد، باید بپذیرد که زندگیاش دیگر مثل بقیه مردم عادی نخواهد بود. خب ما الان فروش نفتمان تقریباً رو به تعطیلی است. نمیشود که هم بابت اینکه فروش نفت از بین رفته و ما باید اقتصادمان را بدون نفت اداره کنیم خوشحال باشیم،هم وقتی دلار میشود ۲۰ هزارتومان برایمان سؤال شود که چرا اینطور شده.هرکاری لوازمی دارد و تبعاتی؛انقلابی بودن دردنیای امروز با تعریفی که این طیف تندرو سیاسی دارند نتیجهاش فشار اقتصادی میشود. نتیجهاش توقف صادرات نفت هم هست.
مگر کشورهای دوست ما الان از ما نفت میخرند؟ واقعیت دنیای امروز این است. شاید بگویند ساختار مشکل دارد اما ساختار کشور مگر فقط دولت است؟ این همه نهاد غیردولتی و صاحب نفوذ که انواع و اقسام ابزارها برای مزاحمت دولت را دارند چه میشوند؟ این عزیزان باید شهامت این را داشته باشند که بیایند بگویند ما میخواهیم با این تعریف خاص انقلابی باشیم و برای اینگونه بودن، مسائلی مثل گرانی، تورم، بیکاری و امثال اینها مسائل بیارزشتری در قیاس با آرمانهای بزرگتر ماست.
فکر میکنید با این رویکردی که در این نامه شاهد بودیم، مجلس فعلی چقدر ظرفیت حل مسائلی که به آن پرداخته شده را دارد؟
ما یک سری مسائل و سؤالات درباره امروز داریم. سؤال خیلی ساده این است که الان دولت با یک کسری ۲۰۰ هزار میلیارد تومانی مواجه است. عزیزان انقلابی که اینطور انتقاد میکنند چه راهی برای رفع این کسری دارند؟ چگونه میخواهند آن را حل کنند؟
و گرنه آن انتقادات از سطح زندگی مردم و وضعیت اقتصاد و…را که همه مردم میدانند و کشف مهمی نیست.
آقایان مسئول مجلس انقلابی یک راهکار برای این بدهند اگر راهکاری دارند. یا اینکه امروز کشور حداقل به ۱۵ میلیارد دلار ارز ۴ هزار و دویست تومانی نیاز دارد برای تأمین دارو و نیازهای اولیه تا این اقلام گران نشوند. مجلس انقلابی راه حلش برای تأمین این مبلغ چیست؟ امروز صادرات نفت متوقف است. مجلس انقلابی راه حلش را برای احیای دوباره صادرات نفت با همان حجم قبل از تحریم بگوید. امروز منابع ارزی ما در بسیاری از کشورها قفل شده و نمیتوانیم از آن استفاده و برداشت کنیم. راه حلش برای گرفتن پولهای نفت چیست؟ یک چیز جالب را هم بگویم؛ خیلیها و از جمله صداوسیما سال هاست دارند تبلیغ میکنند که باید با کشورها وارد مراودات ارزی دوجانبه شویم و دلار و یورو را از ارتباطات مالی خود با دنیا حذف کنیم اما همین چند وقت پیش دیدیم که وقتی بحث پرداخت بدهی صداوسیما به شرکتهای ارائهکننده خدمات ماهوارهای و قطع برخی شبکههای ایرانی پیش آمد، صداوسیما حاضر نبود جز دلار ارز دیگری بگیرد. خیلی از نمایندگان هم در موضوع طرف صداوسیما را گرفتند. خب مگر شماها نمیگفتید باید دلار را از مبادلات خود حذف کنیم؟ چرا خودتان با ارزهای دیگری که دولت میتواند در اختیارتان قرار دهد بدهی این شرکتها را پرداخت نمیکنید؟ چرا راهکار نمیدهید که با روپیه و لیر و امثالهم این بدهی پرداخت شود؟ یا مثلاً الان کشور ما با معضل چندصد هزار میلیارد تومان طرح نیمه تمام مواجه است که اتفاقاً بخش اعظم آنها در دولت مورد علاقه همین آقایان و بدون کارهای مطالعاتی کلنگ زده شد. پیشنهاد عملیاتی و منطقی مجلس برای اتمام این طرحها چیست؟ نکته دیگر هم اینکه بخش اعظم این عزیزان که امروز در مسند قدرت ظهور نکردهاند. برخی از آنها سالها کارنامه دارند. تناقض عظیم آنجایی است که آن کارنامه را در قیاس با این ادعاهای امروز قرار میدهیم.
به همین دلیل هم کاش میآمدند و میگفتند منظور از مدیریت مطلوب و انقلابی کشور آن روشی است که کشور را سال ۸۴ با رشد اقتصادی مثبت ۸ و تورم تک رقمی تحویل گرفت و با رشد منفی ۷ و تورم ۴۰ درصدی تحویل داد؟ آن روشی است که بالاترین درآمدهای نفتی کشور را غیب کرد؟
خب عزیزان شما که افراد بدون کارنامهای نیستید و مقاماتی نیستید که سابقه کار نداشته باشید. بحث انتقاد یک طرف اما وقتی پای ادعای رفتن بهسمت شرایط مطلوب میشود این ادعا را باید کسانی مطرح کنند که حداقلی از کارآمدی را قبلاً از خود نشان داده باشند.
در نهایت به نظر شما واکنش رئیس جمهوری در قبال این قبیل ادعاها و هجمهها چه میتواند باشد؟
اول اینکه این یک اختلاف جدی است و نباید آن را کم شمرد. بنابراین فکر میکنم اولین کار این است که آقای روحانی این اختلاف را به رسمیت بشناسد و اول در سطح سران و اگر نیاز بود خدمت رهبر معظم انقلاب مطرح و برای رفع آن اقدام کند. در این یک سال پیش رو چنین دامنه اختلافی بین مجلس و دولت خطرناک است. دوم اینکه آقای روحانی و خصوصاً دولت ایشان باید صریحتر از قبل با مردم درباره شرایط کشور و آنچه که تحریم بر سر اقتصاد این مملکت آورده سخن بگویند. بههر حال کسانی که در داخل طلب تحریم میکنند نباید در فضایی این مطالبه را بکنند که بحث تبعات آن مطرح نباشد. سوم هم فکر میکنم آقای روحانی به این نامه جواب بدهند و از این جمع راه حل عملیاتی و واقعبینانه بخواهند و همان سؤال را مطرح کنند که مثلاً برای ۲۰۰ هزار میلیارد کسری بودجه یا نقد کردن طلب دلاری ایران از کشورهای دوست چه باید کرد؟ آن وقت ببینیم دوستان چه راهکاری دارند.
کیاوش حافظی: «منافقین چرا آیت الله بهشتی، را هدف ترور خود قرار دادند؟»، فردی که درباره دانش او می گویند کاپیتال مارکس را به زبان اصلی خوانده بود و آن را به همان زبان تدریس می کرد. بهشتی کسی نبود که اهل گفت و گو نبوده باشد. بعد از گذشت چهل سال از انقلاب اسلامی، وقتی جریان های سیاسی می خواهند بر گفت و گو تاکید کنند مناظره های شهید بهشتی با نورالدین کیانوری دبیر اول حزب توده را یادآوری می کنند. اما سازمان مجاهدین خلق در اولین ترورهای خود بهشتی را هدف قرار داد.
به مناسبت سی و نهمین سالروز انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت آیت الله بهشتی و یارانش خبرنگار خبرآنلاین با محسن رهامی، نماینده دوره های اول و دوم مجلس به گفت و گو نشسته است. این فعال سیاسی که در لحظه انفجار دفتر حزب در جلوی ساختمان حزب بوده است، هفتم تیرماه را معلول زمینه هایی می داند که به عزل بنی صدر نیز انجامید.
او تاکید دارد در روزهایی که مجاهدین به آشوب خیابانی رو آورده بود و تهدید می کرد برگزاری جلسه حزب با آن تعداد چهره مطرح یک خطای امنیتی بود. رهامی از نفوذ منافقین به دفتر حزب و نخست وزیری هم حرف زد. از بنی صدر روایت کرد که بنا به گفته او کیش شخصیت داشت .
آنچه می خوانید مشروح این گفتگو است؛
******
**آقای رهامی! شما یکی از شاهدان عینی واقعه انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و همچنین از بازیگران عرصه سیاسی آن زمان بودید. آن روز را برایمان روایت کنید و از نگاه شما چه شد که این اتفاق رخ داد؟
ریشه اختلافات بخشی به انتخابات سال ۵۸ برمی گردد. قانون اساسی ما یک قانون اساسی نو پا بود که در چارچوب جدید و در قالب جمهوری قرار بود پیاده شود. اولین تجربه ما هم بود. برای رییس جمهور اختیاراتی پیش بینی شده است. اما این اختیارات اختیاراتی نیست که برای رئیس جمهور در کشورهایی مثل آمریکا یا فرانسه پیش بینی شده است. نکته مهم این است که ما در قانون اساسی بخش عمده ای از اختیارات اجرایی را به مقام رهبری داده ایم. این موضوع یکی از منشاهای اختلاف بین آقای بنی صدر و بقیه مسئولین شد. وقتی آقای بنیصدر رئیس جمهور شد تصورش این بود که همه مسئولیت ها را به عهده بگیرد. امام (ره) هم با شروع جنگ فرماندهی کل قوا را به ایشان تفویض کردند. چون فرماندهی کلیه قوا در قانون اساسی ما با ولایت فقیه است. فرماندهی کل قوا در نظام مشروطه قبل از انقلاب با خود شاه بود. در خیلی کشورها هم با نخست وزیر است.
بنی صدر تصور می کرد شخص اول مملکت است
برخود آقای بنی صدر طوری بود که انگار شخص اول مملکت است. اختیارات فرماندهی کل قوا هم به ایشان تفویض شده بود در نتیجه کمتر حاضر به تعامل با سایر قوا می شد. در حالی که در ایران رئیس جمهور نفر اول کشور نیست. آقای بنی صدر کمتر در فضای سیاسی ایران بود. او از یک خانواده مذهبی و روحانی بودند و امام هم از این حیث بارها از ایشان تعریف کرده بود.
بنیصدر حسن ظن به مجاهدین خلق داشت
من قبلا هم گفته ام و هنوز هم چنین برداشتی ندارم که او خائن و وابسته بود. کسی که در شرایط انقلاب و بحران های سال ۵۶ و ۵۷ در ایران بوده باشد بیشتر به جایگاه امام و روحانیت توجه می کرد. او اما تعامل کمتری با امام و ارکانی دیگر مثل قوه مقننه و قوه قضاییه داشت. عواملی مثل نزدیک شدن به سازمان مجاهدین خلق هم این موضوع را تشدید کرد. مشورت دادن آنها به بنیصدر و حسن ظنی که او به مجاهدین خلق داشت این را تشدید کرد.
بنی صدر انتظار داشت نماینده ها برای او بلند شوند
مثلا وقتی قرار بود به مجلس بیاید و سوگند یاد کند باید در کنار شهید بهشتی می ایستاد. اما از طریق کسانی از طرف ایشان با مجلس ارتباط داشتند شنیدیم که ایشان گفته این مجلس تحلیف است یا مجلس تخفیف من؟ برایش خیلی مهم بود که وقتی به مجلس می آید نماینده ها برای او بلند می شوند یا نه؟ یا آقای بهشتی با او چطور برخورد می کند.بعضا این انتقاد به او شده است که کیش شخصیت داشت. من نمی خواهم این کلمه را به کار ببرم. اما یک چنین برخوردهایی داشت. دیدش به خود به عنوان شخص اول مملکت بود.
من ۲۶ ساله بودم که برای نمایندگی مجلس کاندیدا شدم. در ۲۷ سالگی هم نماینده مجلس شدم. وقتی این بحث ها مطرح شد برخی نمایندگان که مانند من که جوان تر بودند می گفتند اینکه ما هنگام ورود آقای بنیصدر به مجلس بلند شویم یا نه،به خودمان مربوط است لازم نیست که او پیش شرط بگذارد. دوستانی که میانجی بودند توصیه می کردند که حتما احترام بگذارید و حتما براش بلند شوید. وقتی این برخورد ها دست به دست هم می دهند می تواند ریشه بحران باشند. ما گاهی ریشه ها را کمتر نگاه می کنیم.
اختلاف بنی صدر با مجلس بر سر نخست وزیر و وزرای خارجه و اقتصاد بود
در موضوع انتخاب نخست وزیر اختلاف تشدید شد. نظر بنی صدر به سمت کسانی بود که مجلس حاضر نبود زیر بار آنها برود، نظر مجلس هم بیشتر آقای رجایی بود. آقای رجایی هم مورد قبول او نبود. مجلس مدت ها کلنجار می رفت که مساله نخست وزیر را با بنیصدر حل کند. به هر حال او باید نخست وزیر را پیشنهاد میداد و ما رای میدادیم. در مورد وزیر خارجه و وزیر اقتصاد و دارایی همین اختلاف نظر های شدید وجود داشت.
رهامی: منافقین آیت الله بهشتی را کانون مخالفت با بنی صدر می دانستند
بنی صدر گفته بود با عراق مثل اشکانیان جنگ کنیم، زمین بدهیم و زمان بخریم
این مسائل تشدید شد تا اینکه ما به مساله جنگ رسیدیم. در زمان بنیصدر بخش های از خوزستان، ایلام و جاهای حساس دیگر در غرب کشور به تصرف عراق درآمد. مجلس بخشی از این قضایا را متوجه بنیصدر می دانست و می گفت که او نمی تواند فرماندهی کند. در مجلس جلساتی تشکیل شد، فرماندهان نظامی دعوت شدند که مشکل چیست؟ سپاه هم تازه تشکیل شده بود و توانایی به عهده گرفتن مسئولیت جنگ را نداشت. تعبیراتی از بنیصدر نقل می شد میگفتند که اگر عراقی ها به جلو بیاییند ما آنها را غافلگیر می کنیم. یا تعبیر دیگری که گفته بود مثل اشکانیان جنگ کنیم، زمین بدهیم تا زمان به دست بیاوریم. البته نمی دانم این حرف چقدر درست بود.
**بله این موضوع بارها بیان شده است. اما او در گفت و گو با حسین دهباشی این موضوع را تکذیب کرده است
بله.می خواهم بگویم این نقل قول از بنیصدر در مجلس به صورت وسیع پخش شد.به این ترتیب فضایی از سوء ظن و بد بینی ایجاد شد. این برخورد ها مجال گفت و گو را از ما می گرفت.اشکال بزرگی که به همه ما وارد بود و الان هم، این اشکال به سیاستمداران ما وارد هست این است که نمی توانیم با رقیب گفت و گو کنیم.چه بسا اگر ما می توانستیم خوب گفت و گو کنیم هیچ وقت قضایای هفتم تیر و هشتم شهریور یا مسائلی اول انقلاب که باعث عزل رییس جمهور شد پیش نمی آمد.
جریان بنی صدر همه را بی سواد می دانستند
**البته طرف مقابل مثل سازمان مجاهدین هم اصلا اهل گفت و گو نبوده است و…
آنها که نه تنها اهل گفت و گو نبودند بلکه غیر از خودشان همه را وابسته و مرتجع می دانستند، فکر میکردند انقلابی ها یعنی آنها. به خاطر اینکه در زمان شاه هم مبارزات مسلحانه داشتند در دوران زندان هم کسی را قبول نداشتند. ملی گراها مثل آقای بازرگان و سحابی سالم تر بودند و می شد با آنها کنار آمد، اما جریان خود آقای بنیصدر و اطرافیان شان، نیز چنین روحیه ای داشتند. چون اکثرا تحصیل کرده فرانسه بودند و سالهای سال آنجا بودند بقیه را به بی سواد بودن متهم می کردند. در سمت ما هم چون اکثرا در متن مبارزه بودند و سختی های زندان را کشیده بودند خود را محق می دانستند و می گفتند آقای بنیصدر و اطرافیانش یک روز هم سختی های زندان را نکشیده اند.
**ولی شخصیت هایی مانند آیت الله بهشتی، نسبت به دیگران، بیشتر اهل گفت و گو بود. مناظره ایشان با آقای کیانوری دبیر اول حزب توده مصداق صفت گفت و گو و تعامل بود. اما مساله اینجاست پس چرا ایشان را هدف ترور قرار دادند؟
بله آقای بهشتی اهل گفتوگو بودند. شهید بهشتی با جمعی از یاران انقلاب حزب جمهوری را تاسیس کرده بودند که فراگیرترین حزب وقت بود و خودشان هم دبیر کل آن شده بودند. اینکه ایشان هم دبیر کل حزب جمهوری اسلامی بود و هم رئیس دیوان عالی کشور، برای عده ای ذهنیت ایجاد می کرد.
رئیس دیوان عالی کشور دبیر کل حزبی بود که در انتخابات ریاست جمهوری رقیب آقای بنیصدر بود.حزب جمهوری ابتدا آقای جلال الدین فارسی را مطرح کرد اما به خاطر آنکه گفته شد ایشان اصالتا ایرانی نیست و افغانی است کنار گذاشته شد و آقای حسن حبیبی کاندیدای حزب شد. اصلا نمی گویم شهید بهشتی در منصب قضایی اش گرایش سیاسی را دخالت می داد یانه، بلکه حرفم این است که این مسائل باعث ایجاد فاصله با طرف مقابل شد.
مجلس به سمت رأی به عدم کفایت بنی صدر رفت چون…
**حرفتان ناتمام ماند، گفتید هم بنیصدر و اطرافیانش نسبت به مخالفان و هم حزب جمهوری اسلامی نسبت به بنیصدر موضع داشتند و …
بله؛ نه طرفداران بنیصدر حاضر بودند پای گفت و گو بیایند و نه از سمت ما حاضر بودندکه از مواضع خود دست بردارند. آخر کار به اینجا رسید که مجلس دید جنگ دارد طولانی می شود. ما فکر می کردیم اگر این مساله حل شود می توانیم جنگ را سریع جمع کنیم. فکر نمی کردیم جنگ قرار است هشت سال طول بکشد. فکر می کردیم فرماندهی کل قوا را حل می کنیم، رئیس جمهور می آید یک طرف،امام هم فرماندهی را به کس دیگری می سپارند،جنگ را هم می توانیم چندماهه حل کنیم. فرماندهان ما هم که به مجلس می آمدند می گفتند اگر این مسائل حل شود می توانیم سریع عراق را از کشور بیرون کنیم. لذا درمجلس فضا و ذهنیتی این چنین وجود داشت. طرف مقابل هم حاضر نبود بیاید و با نمایندگان بنشیند گفت و گو کند و مشکلات را حل کند. لذا ذهنیت ها نسبت به همدیگر تشدید شد و به تشکیل جلسه مجلس برای رای به عدم کفایت سیاسی آقای بنی صدر منجر شد.
منافقین آیت الله بهشتی را نقطه اصلی جریان مخالف با بنی صدر می دانستند
این در واقع از ریشه های ماجرا بود.حامیان آقای بنی صدر هم – منظورم مردم ایران نیست که رای دهندگان او باشند، بلکه سازمان مجاهدین خلق و امثال آن که اصلا به قانون اساسی جدید رأی ندادند، و آن را تحریم کردند اطلاعیه دادند و تهدید کردند که اگر بنی صدر را عزل کنید دست به ترور و کشتار می زنیم. آنها این تهدید را از همان عصر ۳۰ خرداد در میدان هفت تیر و بعضی از خیابان ها با آتش زدن اماکن عمومی مثل بانک ها و اتوبوس ها عملی کردند. درگیری ها شروع شد و تا شش هفت روز به صورت پراکنده وجود داشت. تهدید اصلی انتقام از خود شهید بهشتی بود. فکر می کردند ایشان نقطه اصلی جریان مخالف بنی صدر است و ایشان نماینده ها را بسیج کرده که بنی صدر عزل شود چرا که حزب جمهوری اسلامی تا حدی میدان دار قضیه بود. بخش عمده ای از نمایندگانی که به ایشان رای داده بودند نیز از اعضای حزب جمهوری اسلامی بودند. بنابراین آمدند حزب جمهوری اسلامی را نشان گرفتند.
**پس نکته اینجاست که سازمان مجاهدین فکر می کرد شهید بهشتی مسبب این وقایع هستند.
بله.
آیت الله خامنه ای را بخاطر اینکه عضو موثر حزب جمهوری بود ترور کردند
**می فرمایید سازمان مجاهدین دنبال حذف آیت الله بهشتی بودند اما چرا روز قبل آیت الله خامنه ای را ترور کردند؟
ایشان هم عضو موثر شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی بودند. البته در مورد ترور آیتالله خامنهای که منجر به صدمات بدنی ایشان شد، بیشتر موضوع جریان انحرافی فرقان مطرح است، تا سازمان مجاهدین.
تشکیل جلسات حزب جمهوری اسلامی با آن تعداد افراد، خطای بزرگ امنیتی بود
**تشکیلات رجوی هشتم شهریور کابینه شهید رجایی را هم هدف قرار داد. پس نمی توانیم بگوییم مشکل آنها فقط آیت الله بهشتی یا جایگاهش در حزب جمهوری و … بوده است.
مشکل آنها عمدتا با حزب جمهوری و سایر نیروهای اصیل انقلاب بود نه فقط شخص دکتر بهشتی. شهید بهشتی را هم به عنوان دبیر کل حزب جمهوری اسلامی و عضو مؤثر نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران زدند، نه شخص آیت الله بهشتی.
اینکه چرا تروریست های خائن از آیت الله خامنه ای شروع کردند به این خاطر بود آیت الله خامنه ای هم عضو مؤثر حزب جمهوری اسلامی بود. البته اگر ترور ایشان کار گروه انحرافی فرقان باشد، آنها قبلا افراد مؤثری مثل آیت الله مطهری را هم ترور کرده بودند.
گروههای تروریستی و منافقین فکر می کردند امثال ایشان در انقلاب،گردش امور مجلس و حزب جمهوری اسلامی موثر و البته دردسترس تر هم بودند. به همین خاطر در مسجد ابوذر واقع درمیدان فلاح تهران سراغ ایشان رفتند. در مسجدها کسی بازرسی بدنی نمی شد و راحت به مسجد ابوذر میدان فلاح (میدان ابوذر کنونی واقع در منطقه ۱۷ تهران)رفتند و به راحتی ضبط صوت بمب گذاری شده را در مقابل ایشان گذاشتند.یعنی به راحتی می شد افراد رااز بین برد.بعد از آن هم آمدند سراغ حزب که محل تمرکز نیروهای انقلابی بود. به نظر من این خیلی خطای بزرگی بود که با وجود تهدیدی که مجاهدین خلق انجام داده بودند این جلسات در حزب آن هم با این تعداد تشکیل می شد. این خطای امنیتی بزرگی بود.
**احتمالا کسی انتظار آن را نداشت که این اتفاق بیفتد.
خب وقتی آنها به خیابان آمده و اتوبوس ها را آتش زده بودند و روز قبل هم، برای آیت الله خامنه ای آن حادثه پیش آمده بود، باید این احتمال را می دادیم.ما هم ساده بودیم.می خواهم بگویم شرایط کشور طوری بود که ما فکر نمی کردیم دشمن بخواهد این همه جنایت بکند و این تعداد ادم بیگناه را بکشد.
سازمان مجاهدین در تشکیلات حزب جمهوری نفوذ کرده بود
**در واقع می خواهید بگویید که این اتفاقات تک علتی نبودند؟
بله این مسائل تک علتی نیستند.ما هم ضعف امنیتی داشتیم. سازمان مجاهدین خلق درتشکیلات جمهوری اسلامی نفوذ کرده بود. معلوم بود خبر داشتند که چه کسانی آنجا می آیند. من در مصاحبه دیگری هم گفته ام که حتی قسمتی که مرحوم بهشتی حضور داشتند بیشتر متلاشی شده بود. می دانستند آقای بهشتی کجا می نشیند، کجا باید بمب را کار بگذارند. معلوم است که کلید داشتند و ورود به سالن برای آنها ممکن بوده است. بمب را به راحتی جاسازی کرده بودند که در وهله اول تشخیص داده نمیشد. سالن هم قبل از ورود مرحوم بهشتی و سایرین چک نشده بود. بالاخره سالنی که این تعداد از مسئولین سطح بالای نظام آنجا جمع می شوند باید چک می شد. سالن به راحتی در دسترس سازمان مجاهدین خلق بود که به حزب نفوذ کردند. این عوامل عدم کنترل و سهل گیری نسبت به دشمن باعث این اتفاق شد. ما قرار بود آن جلسه راجع به رئیس جمهور بعدی صحبت کنیم.
**قرار بود شما آن روز در جلسه حضور داشته باشید. لطفا یک مقدار از آنچه اتفاق افتاد روایت کنید.
ما در جلسه هفته قبل در حزب جلسه ای داشتیم که مرحوم بهشتی سخنران جلسه بودند.
آیت الله بهشتی گفت مثل بوکسورهایی نباشیم که در نبود رقیب با خودشان مبارزه می کنند
**یعنی بلافاصله بعد از عزل بنیصدر به حزب رفتید؟
دقیقا یادم نیست که همان روز بود یا فردای آن روز. شهید بهشتی درآن جلسه گفتند ما نمی خواستیم کار به اینجا برسد.ایشان کمی انذار دادند که نکند مثل بوکسورهایی شویم که درنبود رقیب با خودشان مبارزه می کنند و به جان همدیگر بیفتیم. نگران بودند که این اختلاف و دو دستگی که بین ما و ملی گراها و بعضی جریانهای سیاسی دیگر بود، حالا بین خودمان کشیده شود.
قرار بود در جلسه بعد راجع به رئیس جمهور بعدی صحبت شود. شهید بهشتی تاکید کرده بود که برای هفته بعد زودتر برویم و همه آنجا حضور داشته باشند. در همه جلسات حزب، وزرا نمی آمدند، اما در واقعه هفتم تیر می بینیم که سه چهار نفر از وزرا حضور دارند. تعداد زیادی از اعضای موثر حزب آمده بودند. بحث این بود که چه کسی را مطرح کنیم که آثار عزل بنیصدر کم شود و با مجموعه نظام و انقلاب هم هماهنگ باشد؟
**شما آن روز کجا بودید؟
آن روز من دو سه مهمان روحانی زنجانی از قم داشتم. من هنوز ازدواج نکرده بودم و جزء چند نفر مجرد مجلس بودم. به همین خاطر مجبور شدم برای پذیرایی آنها قدری در خانه معطل شدم. به این ترتیب با تاخیر کمی به سمت حزب رفتم. در اصلی حزب جمهوری که به سمت خیابان امیرکبیر (خیابان چراغ برق) بود بسته بود و ما مجبور شدیم از کوچه پشتی داخل برویم. کوچه پشتی باریک بود و وقتی وارد حزب می شدیم تعداد زیادی ماشین آنجا پارک شده بود. ماشین ها متعلق به افرادی بود که داخل حزب بودند. در نتیجه محوطه بسیار شلوغ بود. من مجبور شدم از ماشین پیاده شوم که راننده بتواند ماشین را جا به جا کند.
لحظات سخت بیرون آوردن افراد بعد از انفجار
همان لحظه صدای انفجار آمد و گرد و خاک بلند شد. کسی نمی دانست چه شده است. به سمت ساختمان اصلی محل تشکیل جلسات دویدیم، سالن اصلی بکلی خوابیده و گرد وغبار و وحشت همه جارا گرفته بود. سالن یک قسمت اصلی داشت که قبلا چندبار سقف آسفالت شده بود و به همین خاطر سنگین شده بود. سالن دارای یک قسمت دیگر هم بود که حالت پیش ساخته داشت. خیلی از کسانی که زیر این قسمت پیش ساخته بودند زنده ماندند و ما توانستیم با کمک عوامل و وسایل دم دستی تعدادی از آنها را مثل آقای محمودی نماینده قصر شیرین، آقای فردوسی پور نماینده مشهد، آقای سماورچی نماینده طرقبه و چناران، آقای کیاوش (علوی تبار) نماینده اهواز را زنده، اما زخمی بیرون بیاوریم. وقتی آقای علوی تبار و محمودی را بیرون آوردیم و روی برانکارد گذاشتیم هردو دستانشان را بالا آوردند و الله اکبر گفتند.اما برای قسمت اصلی آن امکانات کافی نبود و باید جرثقیل های بزرگتر می آمد. اما جرثقیل های بزرگ امکان نزدیک شدن به سالم را نداشتند.
**به چه علت؟
محوطه پر از ماشین بود. صاحبان این ماشین ها خود در زیر آوار بودند.اول باید خود ماشین ها با چرثقیل بیرون می آمدند تا جرثقیل ها بتوانند وارد شوند.همین باعث شد که کار یکی دو ساعت طول بکشد.حدود ساعت ۹ و ربع شب انفجار اتفاق افتاده بود و جرثقیل هایی که آمدند توانستند حدود ساعت ۱۰ و نیم کار را شروع کنند. ۱۰ و نیم وارد کار شدند و تا ساعت ۲ و نیم بعد از نیمه یعنی به مدت حدود پنج ساعت کار طول کشید. از این پنج ساعت یک ساعت و نیم نمی شد کار جدی کرد.همه کسانی هم که از ساعت ۱۰و نیم شب به بعد بیرون آوردیم بلااستثنا شهیدشده بودند. نزدیک۲ و نیم شب که فکرمی کردیم کارتمام شده و کس دیگری نیست برای شستشوی بدن و غسل مس میت به منزل رفتیم که نماز صبح را بخوانیم.
حضرت امام زمانی راجع به حادثه ۱۵ خرداد سال ۴۲ همچنین حادثه دوم فروردین ۴۲ ( روز شهادت حضرت امام صادق (ع) که عوامل رژیم شاه به مدرسه فیضیه حمله کردند)، صحبت می کردند. ایشان آن را با حادثه کربلا مقایسه کردند و گفتند بنی امیه چقدر خشن بودند که به یک طفل شش ماهه هم رحم نکردند. سپس فرمودند که در قضیه ۱۵ خرداد و دوم فروردین ۴۲ که به فیضیه حمله شد تعدادی از کشته شدگان زیر ۱۵ سال بودند. ایشان می فرمایند فرضا که بزرگترها مقصر بودند کوچکترها چه گناهی داشتند؟
در قضیه حزب جمهوری هم تعدادی از جان باختگان از معلمان، فرهنگیان، کارمندان حزب یا نمایندگانی بودند که چندان در کشمکش های سیاسی نقشی نداشتند، ولی به آتش کینه و عداوت و جهل دشمنان مردم سوختنند. در حادثه وحشتناک انفجار دفتر مرکزی حزی جمهوری، قریب به ۸۰ نفر از خدمتگذاران مردم کشته شدند، که علاوه بر شهید بهشتی، ۴ نفر از وزرای دولت، ۲۷ نفر نماینده مجلس، از جمله شهدا بودند.
جریان منافقین به نخست وزیری هم نفوذ کرده بود
بعد از این حادثه، وقتی که شکاف عمیق تر شد و دست سازمان مجاهدین خلق بیشتر رو شد، آنها به ترور افراد بیگناهی عادی دست بردند. ترورهای خیابانی شروع شد. تعدادی از نمایندگان ما مثل آقای بشارتی نماینده جهرم یا دکتر حسن آیت در خیابان ترور شدند. دو ماه بعد از این حادثه در هشتم شهریور، جریان منافقین که به نخست وزیری هم نفوذ کرده بودند، ساختمان اصلی دفتر نخست وزیری را، که مرحوم رجایی رییس جمهور وقت با دکتر باهنر نخست وزیر و تعدادی از مسؤولین دولتی در آنجا جلسه داشتند، منفجر کردند. مجاهدین خلق نشان داد که بحث آنها اختلاف نظر با شهید بهشتی و این حرفها نیست بلکه دنبال براندازی و ریشه کن کردن اصل نظام هستند.
اگر می توانستند و امکان نفوذ داشتند به حضرت امام و سایر علما و مراجع هم رحم نمی کردند، همان طوری که آنها به تدریج عملیات ترور و خشونت را به تدریج به نماز جمعه و سایر اماکن مذهبی کشاندند. ترور شهید آیت الله مدنی امام جمعه تبریز، شهید آیت الله دستغیب امام جمعه شیراز، شهید آیت الله صدوقی،امام جمعه یزد، شهیدآیت الله اشرفی اصفهانی، امام جمعه کرمانشاه، بمب گذاری در حرم امام رضا( ع) و محوطه نماز جمعه در دانشگاه تهران، که به شهادت جمعی از هموطنان ما منجر شد، نمونه هایی از جنایات جریان نفاق و حس انتقام جویی آنان از مردم ایران است.
البته،هرچه چهره منافقین بیشتر شناخته می شد، مردم از آنها بیشتر فاصله می گرفتند، خودشان هم احساس می کردند که دیگر فعالیت سیاسی و روزنامه نوشتن و انتقاد کردن فایده ای ندارد و عملا به جنگ مسلحانه علیه نظام و مردم برآمدند. سپس به صدام پناهنده شدند. صدام در پایگاه اشرف آخرین تجهیزات را به آنها می داد که بتوانند با کمک آنها کشور را به ایران حمله کنند. در عملیات مرصاد که بعد از قبول قطعنامه ۵۹۸ اتفاق افتاد، منافقین این تصور را داشتند که مردم ایران کاملا از روحانیت و نظام برگشته اند و باتجهیزاتی که از عراق گرفته اند وارد تهران می شوند و حکومت را بدست می گیرند. تصورشان این بود که ایرانی ها چنین جریان برانداز و خشنی را به عنوان مسئولین کشور تحویل می گیرند. چه بسا صدام می خواست بدین طریق از شر منافقین راحت شود که آنها را به ایران می فرستاد. شاید هم با خود فکر می کرد کشوری که در هشت سال جنگ نتوانسته آن را شکست دهد، با کمک منافقین بتواند آسیب بزند.
روزنامه جمهوری اسلامی: تازه واردهای مجلس یازدهم بدانندانقلابیگری به هیاهو نیست
^برجام را ترامپ و مخالفان داخلی دولت و سران ارتجاع عرب و رژیم صهیونیستی مشترکاً از کار انداختند. بسیاری از مشکلات موجود نیز نتیجه همین از کار انداختن برجام است که مخالفان داخلی دولت در آن سهیمند.البته دولت نیز در چینش نیروها بد عمل کرده و در مدیریت بحرانها گاهی ملاحظهکاری میکند. دولت دوازدهم به لحاظ مقاومت در برابر بحرانهائی مثل سیل، زلزله، از کار انداختن برجام، تحریم و کرونا قابل تحسین است و به لحاظ کوتاه آمدن در برابر تحمیلها، زیادهخواهیها و کوتاهی در جایگزین کردن نیروهای قوی به جای افراد ضعیف، مستحق سرزنش است.
^ مهمترین واقعیت، که متأسفانه مورد غفلت هم هست، اینست که حل مشکلات کشور به همدیگر را مقصر دانستن نیست. این روش، فقط به بدتر شدن اوضاع منجر میشود و جنگ قدرت را طولانیتر و حتی بیانتها میکند. راه درست اینست که قوای سهگانه، تمام دستگاههای دولتی و حاکمیتی و تمام افراد دست به دست همدیگر بدهند و با تقویت نقاط قوت و از بین بردن ضعفها مشکلات را برطرف کنند. ظرفیت کشور ما این اجازه را به مسئولین میدهد که اجازه ندهند مردم در محرومیت دست و پا بزنند. راهحل مشکلات مردم، وحدت شما مسئولین است، اگر از این اصل مهم و حیاتی غفلت کنید، مردم ملاحظه شما را نخواهند کرد. تازهواردهای مجلس یازدهم هم بدانند که انقلابیگری به هیاهو نیست، انقلاب یعنی خدمت به مردم.
رئیس جمهور بر پایه اصل ۱۱۳ قانون اساسی مسئول اجرای قانون اساسی است و بر پایه اصل ۱۲۱ سوگند یاد کرده است از هرگونه خود کامگی بپرهیزد و وظایف خود را در چارچوب قانون اساسی و قوانین لازمالاجری کشور انجام دهد. کاهش دائمی ارزش پول ملی که اداره زندگی روزانه مردم را دشوار ساخته است نمونه روشن سوء مدیریت این دولت و اجرا نکردن قانون اساسی است. بند «ب» ماده ۱۰ قانون پولی و بانکی کشور مصوّب سال ۱۳۵۱ مقرر کرده است:
«هدف بانک مرکزی ایران حفظ ارزش پول و موازنه پرداختها و تسهیل مبادلات بازرگانی و کمک به رشد اقتصادی است».
هرچند رییسکل بانک مرکزی باید با استقلال کامل و با تصمیمگیریهای قاطع خود ارزش و اعتبار پولی ملّی کشور را حفظ کند ولی حفظ قدرت خرید پولی ملّی در برابر ارزهای خارجی و کالاها و خدمات برآیندی از شیوه مدیریت اقتصاد کشور و برقراری حکومت قانون در کشور است. از همینرو چه در ایران و یا در کشورهای خارجی تجربه نشان داده است که دولتهایی که پایبند به قوانین و مقررات هستند توانستهاند ارزش پولی ملی خود را حفظ کنند. ولی هنگامی که دولتها قانونشکنی میکنند در کنار فجایعی که به بار میآورند ارزش پول ملی نیز دچار کاهش دائمی میشود. روشهای دستوری برای حفظ ارزش پول ملی نیز نمیتوانند چاره مؤثری برای پیشگیری از گران شدن کالاها، خدمات و نیازمندیهای عمومی باشند. به کار گرفتن روشهای کیفری و برخورد با احتکار و گرانفروشی نیز نتایج زودگذر دارند و روش مؤثری برای ایجاد ثبات در قیمتها و توازن درآمدها و هزینههای شهروندان نیستند.
یکی از فاجعهآمیزترین قانون شکنیهای دولتها در چهار دهه گذشته استقراض های غیرقانونی است. این روشها در دوران استبدادی شاهان قاجار رایج بوده و از همینرو با پیروزی نهضت مشروطیت، نخستین مجلس شورای ملی که متمّم قانون اساسی را تصویب کرد در اصل ۲۵ تأکید کرد:
«استقراض دولتی به هر عنوان که باشد خواه از داخله، خواه از خارجه با اطلاع و تصویب مجلس شورای ملی خواهد بود»
این اصل، زمینهساز مهار دولتها در سالهای پس از مشروطیت گردید تا از ریختوپاش سرمایههای ملی دست بردارند و از همینرو در دوران بیست ساله قدرت رضاشاه انضباط مالی در کشور به وجود آمد و تورم به صفر رسید و ارزش پول ملی حفظ گردید. در همین راستا اصل ۸۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تأکید کرد:
«گرفتن و دادن وام و یا کمکهای بلاعوض داخلی و خارجی از طرف دولت باید با تصویب مجلس شورای اسلامی باشد».
چالش دولتها برای حفظ ارزش پول ملّی
در حالی که اصل ۵۲ قانون اساسی تصریح کرده است که بودجه سالانه کل کشور باید بر طبق قانون تنظیم و برای رسیدگی و تصویب به مجلس تقدیم گردد و بودجه سالانه تنها میتواند در برگیرنده درآمدها و هزینههای دولت در یک سال مالی باشد ولی دولتها با قانون شکنی و پایمال کردن الزام پیشبینی شده در اصل ۸۰ قانون اساسی، انواع استقراضها را در لابلای مواد و تبصره¬های لایحه بودجه جاسازی میکنند و از آنجا که نمایندگان واقعی مردم به مجلسها راه نمییابند این استقراضها را لباس قانون میپوشانند. برای نمونه در مقالههای که به تاریخ ۷ اردیبهشت ۱۳۹۵ زیر عنوان «مصوبه بودجه سال ۱۳۹۵ مغایر قانون اساسی است» نوشتم یک بخش از آن مربوط به ارقام نجومی استقراضهای دولتی در لابلای تبصره¬های این بودجه و در برگیرنده موارد زیر بود:
– در بند «ج» تبصره یکم به وزارت نفت اجازه انتشار اوراق مشارکت ارزی و ریالی در سقف ۵۰ هزار میلیارد ریال داده شده است.
– در تبصره ۳، به دولت اجازه برداشت رقم ۲۰۰ میلیون دلار از محل صندوق توسعه ملی و در واقع از خزانه کشور داده شده است.
– در تبصره ۵ در بند «الف» به شرکتهای تابعه وزارت نیرو، نفت، راه و شهرسازی، دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلّح، ارتباطات و فناوری … اجازه انتشار اوراق مشارکت تا سقف یکصد میلیارد ریال داده شده است.
– در بند «ب» ، این تبصره، به دولت اجازه انتشار ۵۰ هزار میلیارد ریال اوراق مشارکت داده شده است.
– در بند «د» این تبصره به شهرداریها و سازمانهای وابسته به آنها؛ اجازه انتشار ۷۰ هزار میلیارد ریال اوراق مشارکت و صکوک اسلامی داده شده است.
– در بند «ﻫ » همین تبصره به دولت اجازه انتشار اسناد خزانه اسلامی تا سقف ۷۵ هزار میلیارد ریال داده شده است.
این موارد و ارقام سنگین استقراض دولتی در بندهای بودجه سال ۱۳۹۵ دولت همگی تخلّف آشکار از اصل ۸۰ قانون اساسی هستند. زیرا گرفتن وام از سوی دولت در هر مورد باید در یک لایحه مستقل و با ذکر دلایل توجیهی و موارد مصرف و چگونگی بازپرداخت آن با تصویب مجلس باشد و نمایندگان ملت نیز لزوم گرفتن آن را تصویب نمایند. بنابراین درج ارقام سنگین این وامها در خلال لایحه بودجه، خلاف صریح قانون اساسی است. ولی همین رویّه همه¬ساله دنبال میشود و در لایحه بودجه سال ۱۳۹۹ به اوج رسیده است. البته مجلس این لایحه را رد کرد ولی از آن¬جا که دولت پای¬بند به قانون نیست با روشهایی به دنبال اجرای این لایحه مردود رفته که سنگین-ترین تخلّف از اصل ۵۲ قانون اساسی است.
مرکز پژوهشهای مجلس، کسری بودجه سال ۱۳۹۹کل کشور را ۱۳۱ هزار میلیارد تومان اعلام و افزوده است این کسری بودجه احتمالاً از محل ایجاد بدهی به بانک مرکزی یا استفاده از ذخایر ارزی بانک مرکزی در حال تأمین است. همین مرکز درباره پیامدهای سنگین تأمین کسری بودجه سال ۱۳۹۹ از محل استقراض از بانک مرکزی و برداشت از صندوق توسعه ملی هشدار داده است (خبرگزاری فارس، ۸/۱۰/۱۳۹۸).
در همین راستا از آغاز سال ۱۳۹۹ در خبرها سخن از فروش «اوراق مالی» ، «اوراق بدهی» ، «اوراق خزانه» و یا «اوراق مشارکت» از سوی مقامات دولتی به میان میآید که همگی این موارد استقراض دولتی هستند و برپایه اصل ۸۰ قانون اساسی و یا بند «الف» ماده ۸ قانون پولی و بانکی کشور مصوّب سال ۱۳۵۱ نیازمند تصویب مجلس میباشند و دولت نمیتواند انتشار این اوراق را که زمینهساز افزایش نقدینگی، تورّم و کاهش دائمی ارزش پول ملی هستند به تشخیص و اراده خود انجام دهد.
در هر حال دولت با داشتن کسر بودجه سنگین باید از ریختوپاش سرمایههای ملی به دستاویز پرداخت یارانهها، سهام عدالت، یارانه معیشتی افزایش بهای بنزین و اجرای طرحهای به اصطلاح عمرانی که بدون تصویب مجلس تصمیمگیری و اجرا میشوند در اوضاع و احوال کسر بودجه نجومی دست بردارد تا توازن میان درآمدها و هزینههای دولت برقرار و حفظ ارزش پول ملی که تکلیف بانک مرکزی و دولت است تضمین گردد. ولی به گزارش روزنامه اطلاعات روز ۲۲ خرداد ۱۳۹۹، وزیر نیرو اعلام کرد بیش از ۵۰ سد تا سال آینده به بهرهبرداری میرسد. این در حالی است که بودجه اجرای این سدها و یا به اصطلاح طرحهای عمرانی با تخلّف از بند ۳ ماده یک قانون برنامه و بودجه سال ۱۳۵۱ در مجلس تصویب نشده و سازمان حفاظت محیط زیست نیز که برآمده از اصل پنجاهم قانون اساسی است و هرگونه طرح عمرانی را باید تأیید کند به روشنی در سال گذشته اعلام کرده است: «سدسازیهای جدید با استناد به سیلابهای اخیر اشتباه است» و در خبر دیگری رییس این سازمان افزوده است: «سدسازیهای بیرویه بلای جان محیط زیست شده است» (روزنامه اطلاعات، ۳ اردیبهشت و ۲۳ مرداد ۱۳۹۸).
از سوی دیگر با کاهش ارزش پول ملی و افزایش بهای کالاها و فشارهای کمرشکن بر زندگی روزانه مردم، اجاره بهای املاک مسکونی نیز به شدت افزایش یافته و دولت روحانی و وزیر راه و شهرسازی به جای تلاش برای کاستن از ریختوپاشها و حفظ ارزش پول ملی و ثابت نگاهداشتن اجاره بهای املاک، به دنبال دامن زدن به ساخت-وسازهای ناسازگار با اصول شهرسازی در حاشیه شهرهای بزرگ به ویژه تهران و ریختن بخش بزرگی از سپردههای بانکی مردم به پای این ساختوسازها و زدن چوب حراج به زمینهای حریم شهرها با تخلّف آشکار از قوانین لازمالاجرای کشور و افزایش خطرآفرین جمعیت شهرها و بحران بیآبی هستند. این تصمیمها نیز به کاهش بیشتر ارزش پول ملی خواهد انجامید و برخلاف شعارهای همه روزه دولتمردان، سرمایههای ملی را از دسترس تولید و صنعت دور خواهند کرد که پیامد آن چیزی جز دامن زدن به بیکاری جوانان، گسترش اعتیاد و جرم و جنایت و شورشها و به خطر افکندن امنیت ملی کشور نخواهد بود. این روشهای ویرانگر در اداره کشور قطعاً با سوگندهایی که رییسجمهور برپایه اصل ۱۲۱ قانون اساسی یاد کرده است که «قدرتی را که ملت به عنوان امانتی مقدس به من سپرده است همچون امنیتی پارسا و فداکار نگاهدار باشم و آن را به منتخب ملت پس از خود بسپارم» ، ناسازگار هستند.
*من و آقای علیرضا یارمحمد در دوران طاغوت همزندان بودیم. با این حال پس از انقلاب او از بم به مجلس آمد و من هم از بهشهر و یکدیگر را در مجلس اول پیدا کردیم. هر دو عضو هیئت رئیسه بودیم. من منشی و او کارپرداز اجرایی که مسئولیت حفاظت و حراست و گزینش هم جزء آن بود؛ آقای هاشمی رفسنجانی که ریاست مجلس را برعهده داشت میخواست برادرزاده خانمش را در مجلس استخدام کند و مسئولیت این کار با آقای یارمحمد بود که باید از نظر حفاظتی تایید میکرد که این فرد صلاحیت لازم برای کار در مجلس را دارد یا ندارد. او چون با کرمان آشنا بود، می دانست که برادرزاده خانم مرعشی سمپات مجاهدین خلق است و به همین جهت با استخدام وی در مجلس مخالفت کرد.
تلاش آیت الله هاشمی رفسنجانی برای استخدام برادرزاده همسرش در مجلس به روایت احمد توکلیتلاش آیت الله هاشمی رفسنجانی برای استخدام برادرزاده همسرش در مجلس به روایت احمد توکلی
*آقای هاشمی، ناراحت شد ولی از آنجا که نمیتوانست چیزی به آقای یارمحمد بگوید، به سراغ آقای ولایتی که آن زمان کارپرداز فرهنگی مجلس بود رفت و از او خواست که آن فرد را به استخدام کتابخانه مجلس در آورد. به دستور آقای ولایتی او در کتابخانه مجلس مشغول بکار شد. ولی چون استخدام در تمام مجلس بدون تأیید حفاظتی مقدور نبود، یارمحمد مخالفت کرد. پس از آن، آقای هاشمی به ناچار به مرحوم آقای کتیرایی، کارپرداز اداری توصیه کرد. کتیرایی هم با شنیدن توضیحات یارمحمد زیر بار نرفت! این را برای مثال شما زدم تا بگویم در آن دوران، شرایط به گونهای بود که اگر افراد در مسئولیتهای مختلف در برابر خواستههای غیرمتعارف مسئولان از خود مقاومت نشان میدادند، مسئول مربوط نمیتوانست به راحتی به هدف مورد نظر خود دست پیدا کند و امر به معروف و نهی از منکر در برخیها وجود داشت.
حشمت الله فلاحت پیشه نماینده ادوار مجلس در گفتگویی با خبرآنلاین با اشاره به کلید خوردن تحرکات انتخاباتی برخی چهره ها با هدف حضور در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰،از جمله محمود احمدی نژاد، گفت: افراد و گروههای مختلف سیاسی حق دارند تا برای حضور در انتخابات تلاش کنند و منعی نباید برای حضور آنها وجود داشته باشد. اصولا حضور فردی مانند آقای احمدی نژاد و یا هر چهره دیگر در امر انتخابات دارای ایراد نیست و حتی شاید باعث افزایش مشارکت مردم در پای صندوقهای رأی نیز بشود، اما واقعیت امر این است که صحبت درباره انتخابات با مردم در شرایط کنونی بیشتر آنها را دلزده میکند.
وی افزود: باید بپذیریم یکی از معدود شاخصههای سیاسی که در جامعه ما وجود دارد؛ بحث انتخابات است. مردم ما سالهاست با سیاستمدارانی مواجه هستند که از آنها طلب رأی میکنند، بدون اینکه پیش از این تکانهای در زندگی عادی آنها ایجاد کرده باشند. زمانی که بسیاری از مسائل و مشکلات مردم ما همچنان حل نشده باقی مانده، صحبت از انتخابات به نوعی یک امر نامتعارف در اذهان مردم است.
کاندیداهای ۱۴۰۰ با برنامه قوی و تخصصی با مردم سخن بگویند
فلاحت پیشه با اشاره به راهکار هایی برای جلب رضایت مردم جهت شرکت در انتخابات آینده، گفت: کشور ما در شرایط کنونی به دو اقدام نیاز دارد. اول اینکه دولت و مجلس در کنار هم تلاش کنند تا مشکلات موجود در زندگی مردم را رفع کنند و دوم اینکه؛ نامزدهای انتخاباتی در سال آینده با ارائه برنامههای قوی و تخصصی با مردم سخن بگویند.
فلاحتپیشه: شاید شورای نگهبان احمدینژاد را برای ۱۴۰۰ تایید صلاحیت کند
ضعف های دولت احمدی نژد قابل انکار نیست
این چهره سیاسی درخصوص اوج گرفتن تحرکات احمدی نژاد و اطرافیانش و هدف دار بودن آنها به منظور شرکت در انتخابات ریاست جمهوری اظهار داشت: عملکرد آقای احمدی نژاد در زمان تصدی دولت دارای ضعفهایی بود که نمیتوان آنها را انکار کرد، اما باید بپذیریم که دولت ایشان در برخی از شاخصهها خوب عمل میکرد. برای مثال سفرهای استانی رییسجمهور سابق از جمله نقاط قوتی بود که در دولت کنونی وجود ندارد. البته اینگونه نیست که بگوییم دولت آقای روحانی نقاط قوت ندارد، بلکه دولت کنونی نیز در بخشهایی از کار خود قوی عمل کرده است.
در کشورهای توسعه یافته، چهره ها یک عمر سیاسی مشخص دارند
فلاحت پیشه تصریح کرد: جالب اینجاست همواره در عرصههای انتخابات شاهد هستیم برخی از سیاسیون که در دوران مسئولیت خود عملکرد متوسط رو به پایین داشتند، دوباره خود را در معرض آرای مردم قرار میدهند. این اتفاق در حالی رخ میدهد که در کشورهای توسعه یافته افراد و چهرهها بر اساس یک عمر سیاسی مشخص وارد فاز مسئولیت میشوند و بعد از مدتی نیز عرصه را برای ورود نفر بعدی خالی میکنند.
شاید شورای نگهبان احمدی نژاد را برای ۱۴۰۰ تایید صلاحیت کند
این چهره سیاسی که سابقه چند دوره حضور در پارلمان را دارد درباره احتمالات مطرح شده پیرامون تایید صلاحیت احمدی نژاد از سوی شورای نگهبان، گفت: بنده نمیتوانم در خصوص نوع تصمیمگیری اعضای شورای نگهبان نظر قطعی ارائه بدهم زیرا روند «تأیید» و یا «رد صلاحیت» در آن نهاد سازوکار مختص به خود را دارد، اما اگر به حافظه تاریخی خود رجوع کنیم افرادی را پیدا خواهیم کرد که گاهی در یک دوره رد و در مرحلهای دیگر توانستهاند از شورای نگهبان اذن ورود به عرصه انتخابات را اخذ کنند. با این تفسیر میتوان گفت شاید آقای احمدی نژاد نیز بتواند به عنوان یک کاندیدا در انتخابات سال ۱۴۰۰ حضور داشته باشد.
جریانات سیاسی در ایران، هم فرصت طلب هستند هم قاتلین احزاب شده اند
فلاحت پیشه در پاسخ به این سوال که اگر احمدی نژاد از سد شورای نگهبان عبور میکند، آیا این احتمال وجود دارد که بخشی از اصولگرایان دوباره به سمت او تمایل پیدا کنند؟، افزود: افراد حاضر در جریانات سیاسی ایران جزو فرصت طلب ترین بازیگران سیاسی هستند. متاسفانه همین نگاه فرصت طلبانه باعث شده تا در کشور ما احزاب به معنای واقعی شکل نگیرند. در کشور ما جریانات سیاسی به این دلیل که نمیخواهند زیر بار تعهد بروند، تبدیل به قاتلین احزاب شدهاند، زیرا ماهیت «حزب» بر این اصل استوار است که در برابر فعالیتها و وعدههای داده شده پاسخگو باشد.
حقوق مردم در میان شعارهای توخالی سیاسیون قربانی می شود
وی ادامه داد: امروز جریانات سیاسی موجود در ایران منافع فردی و درون سیستمی خود را ارحج بر منافع مردم میدانند. افراد حاضر در این جریانات در مناصب رده بالای حاکمیتی قرار دارند و اگر برای مدتی نیز از گردونه خارج شوند، بار دیگر با طمع و یا حتی عقدههای جدید پا به عرصه میگذارند. متاسفانه این دیدگاه منفعت طلبانه کار را از توافقهای پشت پرده به تبانی کشانده و در این وسط نیز باید شاهد قربانی شدن حقوق مردم در میان شعارهای تو خالی این دست از سیاسیون در ایام انتخابات باشیم.
وی تاکید کرد: با این تفاسیر، از سیاسیون فرصت طلب حاضر در کشور هیچ چیزی بعید نیست و این احتمال وجود دارد که شاید آنها به سمت آقای احمدی نژاد نیز بروند.
فلاحت پیشه درباره حضور چهره های جوان در انتخابات ریاست جمهوری آینده گفت: دموکراسی دارای دو سقف مشخص است. اول اینکه یک بازیگر در عالم سیاست دایرهای تعریف شده در حوزه اختیارات دارد و دیگر اینکه سیاستمداران از یک زمان محدود برای انجام کار خود بهرهمند هستند که در کشور ما بر اساس برنامههای توسعهای این زمان در حدود ۸ سال در نظر گرفته شده است.
برخی نمایندگان مجلس یازدهم بخاطر کهولت سن توانایی کار دو ساعته را هم ندارند
وی تصریح کرد: با یک نگاه کارشناسی میتوان گفت که در کشور ما امر دموکراسی دارای نقص است. زیرا افرادی در مناصب حاکمیتی حضور پیدا میکنند که اصولا قائل به دو سقف مذکور نیستند. امروز در جمع سیاسیون کشور ما افرادی حضور دارند که به دلیل کهولت سن حتی نمیدانند چه صحبتی را خطاب به چه فردی بیان میکنند. متاسفانه زمانی هم که از این افراد انتقاد کنیم، به سرعت واکنش جدی نشان میدهند. حضور همین افراد و اصرار آنها برای ورود به مجلس یازدهم نیز عاملی شد تا برخی از نمایندگان کوشا و کاربلد مجلس دهم از دور خارج شده و جای آنها برخی افراد بنشینند که حتی توانایی کار دو ساعته در طول روز را ندارند.
در نبود حزب، تبانی های سیاسی صورت می گیرد
نماینده سابق مجلس گفت: امروز کشور ما با طیفی از سیاسیون مواجه است که عمر کاری آنها سی سال قبل تمام شده، اما این افراد هنوز در وادی سیاست حضور دارند. بنده به صراحت میگویم کسانی که در کشور ما فریاد غربی بودن مفهوم حزب را سر میدهند، به صورت غیر مستقیم به مردم ظلم میکنند. زیرا در نبود احزاب قوی مسائلی همچون تبانیهای سیاسی، در قدرت ماندن افراد نالایق، بده بستانهای آسیبزا، اعمال خلاف منافع ملی و حتی گسترش رانت شکل میگیرد.
فلاحت پیشه در پاسخ به این سوال که پیشبینی شما این است که میدان دار انتخابات ۱۴۰۰ نیز این افراد خواهند بود؟، خاطرنشان کرد: به نظر میرسد که با وضع موجود ما شاهد یک دور باطل باشیم که پیش از نیز وجود داشت. مردم کشور ما آنقدر نجیب هستند که به خاطر میهن خود و مقابله با تهدیدات خارجی موجود دوباره به پای صندوقهای رأی میروند، اما این دست از سیاستمداران با اعمال و شعارهای توخالی خود، هر روز مردم ما را مأیوستر میکنند.
وی تاکید کرد: بنده امیدوار هستم افراد متعهد و متدین حاضر در دولت کنونی و مجلس جدید تلاش کنند تا شرایطی را به وجود بیاورند که مردم نسبت به تعیین سرنوشت خود در انتخابات بیش از پیش ترغیب شوند و جریانات سیاسی نیز با وجود بده بستانهای موجود در میان خود تلاش کنند تا در سال ۱۴۰۰ برای رفع مشکلات مردم با هم مبارزه کنند.
حجت الاسلام “حسین جلالی” ظهر امروز ۹ تیر ماه در نخستین نشست خبری خود با خبرنگاران اظهار کرد: رسانه ها دنبال مچ گیری نباشند و رسالت خود را به نحو احسن انجام دهند، سوالی که ثمره عملی نداشته باشد نپرسیم و از سوالات برنامه محور که نقشه راه را به ما نشان دهد استفاده کنیم.
نماینده نزدیک به آیتالله مصباح یزدی: نگفتم در وقت مجلس ختم قرآن داشته باشیم /مچ گیری نکنید
نماینده مردم رفسنجان و انار در مجلس همچنین تاکید کرد: هیچ برنامه ای برای تغییر مدیران شهرستان نداریم و اگر هم برنامه ای در خصوص ادارات وجود دارد بنده اطلاع نداشته و این موضوع صحت ندارد.
جلالی در خصوص نقل قول منتشر شده از وی مبنی بر تلاوت روزانه قرآن در مجلس توضیح داد: خبری که در خصوص قرائت قرآن در مجلس منتشر شد صحت نداشت و خبری که شبکه های معاند نیز خیلی به آن پرداختند چیز دیگری بود و اصل قضیه این بود که روز ورود ما به مجلس قرانی به ما هدیه دادند و بنده به نمایندگان پیشنهاد دادم که شما معمولا هر روز صفحاتی از قرآن را در منزل تلاوت می کنید پس بهتر است به صورت مدیریت شده این تلاوت قرآن صورت گیرد می توانیم روزانه یک ختم قرآن داشته باشیم لذا اینکه در وقت مجلس قرائت شود صحت ندارد.
به گزارش خبرآنلاین، عبدالکریم حسینزاده نماینده مردم نقده و اشنویه و رئیس فراکسیون حقوق شهروندی در مجلس دهم به مناسبت سالروز فاجعه بمباران سردشت در توئیتی با هشتگ سردشت نوشت: «سالگرد بمباران سردشت است،کمتر جایی مثل کردهای سردشت از جنگ آسیب دیده و دردا که تاولهای آن کامل دیده نشده. ۳۰ سال از جنگ گذشته،هنوز از دردشان میگوییم.کاش بجای گفتن از درد قدیمی سردشت،خرمشهر و …به رنجشان برسیم،آبادشان کنیم. انها زخم غریبه دیروز را با درمان خودی امروز حل میکنند.»
دستورات مهم روحانی درباره سال جدید تحصیلی مدارس و دانشگاه ها
به گزارش خبرآنلاین به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، حجتالاسلام والمسلمین حسن روحانی روز دوشنبه در نخستین جلسه شورای عالی فضای مجازی در سال جدید و پس از شیوع کرونا،با قدردانی از تلاشهای وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و مرکز ملی فضای مجازی و دیگر دستگاهها مانند وزارت بهداشت و درمان و آموزش و پرورش برای ارائه خدمات بسیار ارزنده به مردم و جامعه در ایام مواجهه کشور با شیوع کرونا، گفت: استفاده از فضای مجازی در بخشهای مختلف از جمله طرح غربالگری و امور آموزشی مدارس و دانشگاهها کمک بزرگی به اجرای فاصلهگذاری اجتماعی و مقابله موثر با کرونا کرده است.
او گفت: با الکترونیکی شدن بسیاری از خدمات، مانند پرداخت قبوض آب، برق و گاز و بیمه درمانی در وقت وهزینه زندگی مردم بهرهوری خوبی انجام شده است.
روحانی افزود: با توجه به ادامه شیوع کرونا، لازم است وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری اطلاعات با بهرهگیری از تجربیات و دستاورد تدریس دروس در صدا و سیما و فضای مجازی برنامه خود را برای سال تحصیلی جدید تدوین کنند تا در صورت لزوم مورد بهرهبرداری قرار گیرد و اگر مصوبهای برای اصلاح و ارتقاء شبکههای آموزشی کشور نیاز است مرکز ملی فضای مجازی آن را بررسی و به شورای عالی ارائه خواهد داد.
رئیس جمهور با بیان اینکه فاصلهگذاری اجتماعی باید به عنوان یک اصل مهم مورد توجه همگان قرار گیرد، خاطرنشان کرد: بخشهای مختلف و مهمی مانند اقتصاد و خدمات باید حتیالامکان از طریق دولت الکترونیک دنبال شود؛ برای توسعه شبکهها به منظور دسترسی و استفاده همگان، مسوولیت سنگینی بر عهده وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات است که باید با همکاری دستگاههای خدماتی سریعتر انجام شود.
روحانی افزود: ایجاد و دسترسی به شبکه ملی اطلاعات امن و ارزان همواره مورد تاکید دولت بوده و باید در این راستا تلاش کنیم.
رئیس جمهور همچنین با تجلیل از خدمات و نقش ارزنده لاریجانی رئیس سابق مجلس شورای اسلامی در جلسات شورای عالی فضای مجازی، به محمدباقر قالیباف رئیس مجلس یازدهم که برای اولین بار در این جلسه حضور یافته بود، خوشآمد گفت.
در این جلسه معماری، اجزا و فهرست خدمات شبکه ملی اطلاعات نهایی شد و به تصویب شورای عالی فضای مجازی رسید.
بر اساس مصوبه شورای عالی فضای مجازی اجزای شبکه ملی اطلاعات شامل شبکههای هسته، تجمیع و دسترسی، مراکز تبادل ترافیک، شبکههای توزیع محتوا، شبکههای اختصاصی، مراکز داده عمومی، قطبهای مراکز داده و مرکز مدیریت و رصد است.
آخرین اظهارات وزیر کشور درباره افزایش اجارهبها و حمایت از مستاجران
«عبدالرضا رحمانیفضلی» روز دوشنبه درحاشیه پنجاهودومین جلسه ستاد هماهنگی اطلاع رسانی اقتصادی که در سالن پیامبر وزارت کشور برگزار شد، اظهار کرد: مهمترین موضوع که در دستور کار جلسه امروز بود، بحث افزایش قیمتها و گرانیها هم در حوزه کالاها و هم در حوزه مسکن بود که با حضور همه دستگاههای مربوط برگزار و دلایل دستگاهها درخصوص این افزایش قیمتها بیان شد.
وی با اشاره به بررسی افزایش قیمت ارز و کاهش واردات در برخی از موارد اظهارداشت:علاوه بر این در این جلسه موضوع تبلیغات و استفاده نامناسب از ابزار رسانه و موارد متعدد دیگر مطرح شد.
وزیر کشور یادآورشد: با توجه به توضیحاتی که دوستان دادند در مورد کالاهای اساسی قطعاً هیچگونه مشکلی نداریم. نسبت به سال قبل، هم ثبت سفارش، هم واردات و تامین کالا به گونهای است که برابر با نیاز و بلکه بیشتر از آن تامین شده است.
افزایش ۱۰ درصدی خرید گندم
رحمانی فضلی خاطرنشان کرد:براساس گزارشی که درباره گندم ارائه شد، امسال ۱۰ درصد افزایش خرید گندم نسبت به سال قبل داریم و پیشبینی میشود تا آخر فصل خرید مشکلی در این حوزه نداشته باشیم
وی موضوع نظارت بر قیمتها را از دیگر مواردی عنوان کرد که در جلسه ستاد هماهنگی اصلاع رسانی اقتصادی مطرح شد و افزود: موضوع ضعف احتمالی در این زمینه بررسی و مقرر شد نظارت بر تهیه و توزیع کالای اساسی از کلان تا بخش خرد اعمال شود.
وزیر کشور گفت:مقرر شد به جای اینکه در بازار و خیابانها نسبت به اصناف نظارت کنیم، زنجیره تولید و عرضه کالا مورد نظارت جدی قرار گیرد، لذا مقرر شد متولیان این حوزه از جمله سازمان تعزیرات و سازمان حمایت از مصرف کننده دقت کنند که روند نظارت در زنجیره به درستی انجام شود.
رحمانی فضلی افزود: امروز سیاستها در حوزه رسانه ای مشخص شد به صورتی که رسانههای ما در بیان مشکلات مسائل واقعیتها را بگویند. شرایط کشور را خوب تحلیل و منتقل کنند و از مردم کمک بگیرند تا بتوانیم این مقطع را عبور کنیم.
وی با اشاره به گزارش معاون وزیر راه و شهرسازی در خصوص دلایل افزایش قیمت اجارهبها، ساخت و فروش مسکن و برنامه دولت برای تولید انبوه مسکن توسط بخش خصوصی گفت: در جلسه امروز مقرر شد برای حمایت از مستاجران تمهیداتی در نظر گرفته شود.