این ائتلاف که برنده انتخابات هم شد، در نتیجه صرفنظر کردن هریک از ائتلافکنندگان از چند کاندیدای خود و پذیرش کاندیداهای اضلاع دیگر ائتلاف صورت گرفته بود. بدینترتیب، حزب جمهوری اسلامی هم تعدادی از کاندیداهای خود را کنار گذاشت که یکی از آنها ابوالقاسم سرحدیزاده بود.
همان روز که خبر «ائتلاف بزرگ» منتشر شد، در جلسه شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، بعضی از حذفشدهها، که همه از اعضای شورای مرکزی حزب بودند، زبان به اعتراض گشودند و حتی یکی از آنها از جلسه خارج شد و برای همیشه حزب را ترک کرد. همزمان، ابوالقاسم سرحدیزاده که تا آن لحظه ساکت بود از اطاق جلسه بیرون رفت و همهی ما فکر کردیم او هم در اعتراض به حذف نامش از فهرست کاندیداهای مجلس، از جلسه خارج شده است. بعد از مدت کوتاهی آقای سرحدی برگشت و درحالی که جعبه شیرینی بزرگی در دست داشت، خطاب به حضار گفت: به سلامتی ائتلاف بزرگ بفرمائید شیرینی.
این حرکت اخلاقی، همه را مجذوب ابوالقاسم سرحدیزاده کرد و عظمت روحی او را که تا آن لحظه ناشناخته مانده بود به نمایش گذاشت. این، درس بزرگی برای همه بهویژه آن افرادی بود که به خاطر حذف شدن نامشان از فهرست کاندیداهای مجلس، بشدت معترض بودند و از اهانت به بانیان ائتلاف خودداری نمیکردند. جالب است که این افراد فاقد سابقه مبارزاتی بودند ولی سرحدیزاده ۱۴ سال سابقه زندان به خاطر مبارزه علیه رژیم شاه داشت و به جرم فعالیت در «حزب ملل اسلامی» محکوم به اعدام و سپس زندان شده و از سال ۱۳۴۴ در زندان بود و با اوجگیری انقلاب آزاد شده بود.
این کار بزرگ، برای ما که شاهد عینی آن بودیم به معنای بیاعتنائی ابوالقاسم سرحدیزاده به مناصب حکومتی بود. او برخلاف دیگران، اهل سهمخواهی نبود.
مرجان احمدی: مجلس یازدهم روزهای ابتدایی کار خود را پر سر وصدا آغاز کرد، تا پیش از اولین جلسه، بحث انتخابات هیئت رئیسه و رقابت بر سر کرسی ریاست داغ بود، بعد هم برخی نمایندگان زودهنگام صدایشان را برای دولت بلند کردند و حواشی در زمان حضور وزرا در صحن علنی رخ داد.
محسن پیرهادی نماینده تهران در مجلس و عضو هیئت رئیسه معتقد است این حواشی و انتقادات در دو ماه ابتدایی این مجلس، در مقایسه با مدت مشابه در مجلس دهم بسیار کمتر و تقریبا ناچیز است و می گوید که اختلافنظرها با دولت عمدتا کارشناسی است.
او که با خبرآنلاین گفتگو کرده، با تاکید براینکه افکار عمومی و کشور تحمل حواشی را ندارد، می گوید« کلیت مجلس یازدهم به دنبال حاشیه سازی نیست و این فضا را نمی پسندد.»
پیرهادی حتی از این موضوع پرده برمی دارد که بسیاری از همکاری ها و تعامل های هیئت رئیسه مجلس یازدهم با قوای دیگر علنی نشده است و بخشی از آن در رسانه ها بازتاب داشته است.
مشروح گفتوگوی خبرگزاری خبرآنلاین با محسن پیرهادی عضو هیئت رئیسه مجلس یازدهم را در ادامه میخوانید؛
****
*آقای پیرهادی! ارزیابی شما از عملکرد و فضای کلی مجلس یازدهم تا به امروز به خصوص با توجه به حضور چهرههای جدید حاضر در آن که خود شما نیز یکی از آنها هستید، چیست؟
مجلس یازدهم ترکیبی از مدیران اجرایی با سابقه، نمایندگان ادوار و چهره های جوان و پرانگیزه ای است که اولویت اولشان بهبود وضع اقتصاد کشور است. من شخصا شاهد سطح بالای دلسوزی و دغدغهمندی اغلب نمایندگان هستم و از این منظر، می توانم بگویم مجلس یازدهم کم نظیر است.
در همین مدت کوتاه نیز، طرح ها و مسائل خوبی پیگیری شده که سال ها مطالبه مردم و نخبگان بوده است. طرح شفافیت آرای نمایندگان، مالیات بر خانه های خالی، ساماندهی وضعیت مسکن و مسائلی از این دست موید همین دغدغهمندی است؛ این البته ابتدای راه است و مجلس یازدهم، راه درازی در پیش دارد.
حواشی مجلس یازدهم از مجلس دهم کمتر است
*انتقاداتی از تحلیلگران و سیاسیون برون پارلمانی حتی اصولگرایان نسبت به کنترل و نوع نظارت بر عملکرد برخی نمایندگان در مجلس مطرح است، نظر شما در این رابطه چیست؟
انتقادات در فضای سیاسی طبیعی است، هرچند به نظر می رسد حواشی و انتقادات در دو ماه ابتدایی این مجلس، در مقایسه با مدت مشابه در مجلس دهم بسیار کمتر و تقریبا ناچیز است. به خاطر دارم در آن دوره، در اثر برخی اظهارات نپخته، حتی دکتر عارف، رئیس فراکسیون امید برخی نمایندگان را از مصاحبه برحذر داشته بود.
برداشت من این است که مجلس فعلی، تحت تاثیر فضای کلی آن و مشکلات کشور، مجلس کار است و در چنین فضایی طبیعتا حواشی هم کمتر خواهد بود. این همان نکته ای است که در گزارش ریاست مجلس در محضر رهبر انقلاب نیز بازتاب یافت.
پیرهادی: کلیت مجلس یازدهم به دنبال حاشیه سازی برای دولت نیست
این مجلس با تکرارِ این و آن برگزیده نشد
*شما چقدر به ضرورت نظارت بر کاندیداهای جریان اصولگرا توسط شورای ائتلاف و ریشسفیدان این جریان و لزوم مشورت با آنها اعتقاد دارید؟
هر یک از نمایندگان، مستقل از دیگران وکالت ملت را به عهده دارند. مجلس فعلی با تکرار این و آن یا دستوری و سهمیه بندی برگزیده نشده که حال، نمایندگان در قید و بند خاصی نسبت به جریان های مختلف باشند. ما تنها یک میثاق انقلابی داریم و از همین رو، از همان ابتدا و پیش از انتخابات، سعی کردیم از تمام ظرفیت های هم راستا بهره بگیریم و حتی نام تشکیلات خود را شورای ائتلاف نیروهای انقلاب اسلامی گذاشتیم. طبیعتا در این راستا هماهنگی هایی هم داریم که لازمه فعالیت موثر در فضای سیاسی است.
نباید با حاشیه سازی، دولت مستقر را کُند کرد
*فکر میکنید در شرایط فعلی کشور، مردم و حاکمیت چقدر به همراهی قوای سه گانه با یکدیگر نیاز دارند و این ضرورت تا چه میزان در مجلس احساس میشود؟
مسلما همین طور است. باید در نظر داشت که همراهی و همکاری قوای سه گانه اصلی خدشه ناپذیر است، اما نمی توان از نظارت غافل شد. ما با دولت اختلاف نظرهایی داریم که عمدتا کارشناسی است. معتقدیم نباید با حاشیه سازی، دولتی که در صحنه اجراست را کند کرد، اما از سویی اگر حق مردم پایمال شود و منافعشان تامین نشود، نمی توان دست روی دست گذاشت چرا که ما ابتدائا نماینده مردمیم.
کلیت مجلس یازدهم به دنبال حاشیه سازی نیست
*به عنوان یکی از اعضای هیئت رئیسه محلس، چقدر نگران این هستید که مجلس یازدهم دچار منازعات سیاسی بی حاصل شود و مسیر تندروی درپیش بگیرد؟
فضایی که من میبینم، به این سمت پیش نمی رود. کلیت مجلس یازدهم به دنبال حاشیه سازی نیست و این فضا را نمی پسندد، ضمن آن که افکار عمومی و کشور هم تحمل حواشی را ندارد و منتظر کار از سوی همه قواست.
هیئت رئیسه تاکنون با جدیت پای همکاری قوای سهگانه ایستاده است
*هیئت رییسه مجلس در این بین چه وظیفهای برای آرامش مجلس و کشور دارد؟
هیئت رئیسه برآیند فضای کلی مجلس است و عملکرد یکایک نمایندگان، بر عهده خودشان است. با جدیت می گویم اعضای هیئت رئیسه فعلی تاکنون با جدیت پای همکاری و تعامل بین قوا ایستاده که اغلب آن علنی هم نشده، هرچند برخی موارد در رسانه ها بازتاب یافته است
*فکر میکنید شرایط و نوع عملکرد مجلس چقدر روی مشارکت مردم در انتخابات ۱۴۰۰ تاثیرگذار خواهد بود؟
فضای عمومی کشور، ارتباط نزدیک مردم و مسئولان و بهبود وضع اقتصادی، بر مشارکت مردم در انتخابات تاثیر دارد. همان طور که دیدید انتخابات پیشین، تحت تاثیر همان سه عامل و به خصوص عملکرد ناصواب دولت دوازدهم و مجلس دهم بود. برداشت من این است که تلاش این مجلس در بهبود اوضاع، در مشارکت مردم در ادوار آتی انتخابات موثر واقع شود.
او معتقد بود شفافیت آرا حریت نماینده را از بین میبرد و باعث میشود که مبنای رأیدادنش ترس یا خوشامد دیگران باشد.
آن زمان نمایندگان اصولگرا بهشدت پیگیر شفافیت آرا بودند؛ برای همین این انتظار وجود داشت که در مجلس تماما اصولگرای یازدهم این طرح حتما به سرانجام برسد. وقتی ماجرای اعتبارنامه تاجگردون هم مطرح شد و کمیسیون تحقیق و شعبه ۱۲ مجلس به اعتبارنامه رأی مثبت دادند، این مسئله شفافیت آرا دوباره مطرح شد. برای حامیان اصولگرایان مجلس این سؤال پیش آمده بود که کدام نمایندگان اصولگرا رأی به ماندن تاجگردون دادهاند. حتی در ماجرای رأیدهی در صحن علنی هم وقتی نزدیک به ۱۲۳ نماینده رأی به ماندن تاجگردون در مجلس داده بودند، این مطالبه شفافیت دوباره مطرح شد.
آنها تعجبزده میخواستند بدانند چطور میشود که نیمی از مجلس اصولگرای انقلابیشان چنین رأیی دادهاند. مثلا یک سایت متعلق به استان کهگیلویهوبویراحمد نوشته بود که مهدی روشنفکر، نماینده بویراحمد، در ایام تبلیغات انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی حمایت از شفافیت آرای نمایندگان را از شعارهای اصلی خود خواند و بعد از آغاز به کار مجلس نیز بر این موضوع تأکید کرد و در یک مصاحبه مدعی شد: «نماینده مردم چیزی برای پنهانکردن از مردم ندارد؛ اما حالا و در شروع کار مجلس و درحالیکه بسیاری از نمایندگان مجلس به صورت خودجوش رأی خود درباره تأیید یا عدم تأیید اعتبارنامه تاجگردون را به اشتراک گذاشتهاند، موضع و رأی مدعی اصلی شفافیت آرا در مجلس یازدهم برای مردم استان کهگیلویهوبویراحمد مشخص نیست».
حالا گویا دستور کار کمیسیون آییننامه داخلی مجلس شورای اسلامی برای هفته آینده بررسی طرح شفافیت آرای نمایندگان با حضور طراحان و کارشناسان مرکز پژوهشها و مرکز تحقیقات اسلامی است. البته از همین حالا برخی نمایندگان مخالفت خود را با این طرح به شکلی زیرپوستی اعلام کردهاند. مثلا درحالیکه از آن بهظاهر حمایت میکنند، در واقع با آن مخالفاند. مثلا نماینده مردم اصفهان گفته که در حقیقت شفافیت به این نیست که گفته شود فلان نماینده چگونه رأی داده؛ بلکه شفافیت به این است که همه ملت بدانند در برابر تورم، گرانی و… چه اقداماتی انجام دادهایم که در این راستا هم رسانهها، نمایندگان و هیئترئیسه باید به شکلی تخصصی و مداوم با افکار عمومی صحبت کنند.
یا مثلا آصفری، نماینده مردم اراک و کمیجان در مجلس، تأکید کرده که شفافیت فقط منوط به مجلس نیست، قوه قضائیه و قوه مجریه هم باید شفاف باشد تا بتوان تأثیر شفافیت بر جامعه را لمس کرد. در قوه قضائیه باید رأی و اموال قضات شفاف شود و در قوه مجریه باید اموال و امکانات مختص وزرا و وزارتخانهها زیر ذرهبین قرار گیرد. درواقع شفافیت در قوه مجریه اهمیت ویژهای دارد.
سلبریتی ها در باره ۳ محکوم به اعدام موضعگیری کردند،کیهان از انتخابات ۹۲و ۹۶ عصبانی شد
پس از ایجاد جریان حمایت از سه سارق مسلح که به اعدام محکوم شدهاند، باز هم جمعی از به اصطلاح سلبریتیها که اغلبشان در جریان انتخابات سال ۹۶ نیز مردم را فریب داده بودند، به تقویت و ترویج یک دروغ بزرگ دیگر کمک کردند! مهناز افشار، ترانه علیدوستی، آزاده صمدی، نوید محمدزاده، پوریا پورسرخ، رضا کیانیان، شهاب حسینی، محمدرضا فروتن، هانیه توسلی، سارا خوئینیها، بهرام افشاری، آنا نعمتی، مهدی ژوله، مجید صالحی، رخشان بنیاعتماد، نگار جواهریان، مرجانه گلچین و…
این فهرست، بسیار شبیه و نزدیک به فهرست هنرمندان حامی حسن روحانی در دو انتخابات ۹۲ و ۹۶ است. این سلبریتیهای کمسواد، یک بار دیگر نیز به ابزار انحراف و فریب مردم تبدیل شدهاند و این بار از سه سارق مسلح که دستانشان به خون مردم آلوده است، حمایت کردهاند!
اینها افرادی هستند که با آنتن صداوسیما اوج گرفتهاند و با بودجه وزارت ارشاد پیش رفتهاند! حراست صداوسیما و همچنین حراست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید این فهرست را مدنظر قرار دهد و افرادی که همجهت با ضدانقلاب و ترامپ، از قاتلها و جانیان حمایت میکنند، بهتر است کمتر از قبل از بیتالمال و امکانات عمومی کشور مصرف کنند!
برداشت اول این بود که حسن روحانی براساس عبارتی که تحت عنوان «اعتراف میکنم» بهکار گرفت، از عملکرد دولت یازدهم در این بخش رضایت نداشته است.برداشت دوم نیز بر نارضایتی رئیسجمهور از همه این سالها متمرکز شد.
در این میان، عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی دولت یازدهم، دو روز پس از اظهارات رئیسجمهور در جلسه هیات دولت، در نامهای خطاب به روحانی، توضیحاتی را درباره روند پیشبرد اقدامات، سیاستها و طرحهای ناتمام بخش مسکن در دوره وزارتش ارائه کرد.
حسن روحانی نیز یک روز بعد به نامه آخوندی پاسخ داد. رئیسجمهور در این نامه با بیان اینکه «خدمات جنابعالی به ویژه در راه، راهآهن، خطوط هوایی و بنادر همیشه در یاد و ذهن من و زبان من ذکر میشود»، نوشت: «در زمینه مسکن، ما همیشه وحدت نظر نداشتیم و در عین حال ناچار بودیم کار ناقص و غیر علمی انجامشده را به اتمام برسانیم. آنچه من گفتم، با آنچه برخی آن را تبلیغ کردند، تفاوت بسیار بوده و هست. برایتان آرزوی سلامتی و توفیق روزافزون دارم.»
وزیر سابق راه و شهرسازی در نامهاش به رئیسجمهور نوشته بود: شما بهدرستی در سخنان روز گذشتهتان با اشاره به گرفتاریهای بهجامانده از مسکن مهر گفتید که «اعتراف میکنم عقبماندگی در مسکن داشته و دلیل آن این بود که برخی طرحهای ما اجرایی نشد. گرفتار بودیم که مسکن ناتمام و بدون خدمات را به جایی برسانیم، بنابراین دچار عقبماندگی شدیم.» آنان به استدلال و محدودیتهای شما کاری ندارند. آنان تنها در پی شنیدن همین یک عبارت «اعتراف میکنم» از شما بودند تا دنیا را بر سر شما و همکارانتان خراب کنند. آخوندی در بخش دیگری از نامهاش تصریح کرده بود: طراحی سیاست مسکن در تمام کشورها با توجه به ابعاد گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و جغرافیایی و وجود تضاد منافع بیشمار در آن بین زمینخواران و سوداگران از یکسو و خانهاولیها و بدمسکنهایی که در بافتهای اسکان غیررسمی و فرسوده میانشهرها زندگی میکنند از سوی دیگر، از پیچیدهترین سیاستگذاریهای ملی است.
حسین الله کرم؛ مأمور تخریب سیدحسن خمینی تا انتخابات ۱۴۰۰؟
غلامعلی رجایی، تحلیلگر مسائل سیاسی در واکنش به پیش بینی «حسین الله کرم» مبنی بر حرکت اصلاح طلبان به سوی حمایت از «سیدحسن خمینی» برای کاندیداتوری ریاست جمهوری ۱۴۰۰ می گوید:« بر این تحلیل ارائه شده از سوی چهره ای که با مداقه بر پیشینه ی سیاسی و فعالیت های او به خوبی می توان به اهداف و چشم اندازهای ادعایی که مطرح کرده پی برد؛ می توان از دو زاویه نگریست؛ نخست زاویه ای که بدبینانه است و من ترجیح می دهم وارد این حوزه نشوم و دیگری تحلیلی که در نهایت به دو مقصود منتهی خواهد شد.»
حسین الله کرم؛ مأمور تخریب سیدحسن خمینی تا انتخابات ۱۴۰۰؟
رجایی می افزاید:« اگر سید حسن خمینی طبق پیش بینی وارد این عرصه شده که داستان ها تازه آغاز خواهد شد و اگر ورود پیدا نکند قطعاً این سناریو اجرایی خواهد شد که:«چون بیم رد صلاحیت داشتند؛ ورود پیدا نکردند اما هر شخصیت سیاسی ـ اجتماعی که اندکی با روحیات سیدحسن خمینی آشنا باشد تایید خواهد کرد که چنین اتفاقی محال است رخ دهد.»
جواد امام نیز معتقد است: «اللهکرم ماموریت تخریب چهره اصلاحطلبان و ناامید کردن جامعه را دارد. در واقع افرادی از این قبیل به دنبال عدم مشارکت مردم هستند که به ازای آن سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری را مانند انتخابات مجلس یازدهم رقم بزنند.»
من در سالنامه «ایران» در اسفند ۹۷ با توجه به تداوم تحریم امریکا، تنگتر شدن حلقه فشارها علیه ایران، هدفگیری شکستن فیزیکی جامعه در کنار آن فروریختن ذهنی جامعه و از سویی مشاهده برخی اختلافات در ساخت قدرت که به جامعه کشیده شده بود و بیان آن در میان جامعه و تصور مردم از اختلاف در نخبگان سیاسی و با سابقهای از اتفاقات دی ۹۶ یک پیشبینی از ظرفیت هیجانی جامعه در سال ۹۸ داشتم و نوشتم: «برای جامعه امکان بروز تحرکات اجتماعی و انتقال ناآرامیهای ذهنی به ناآرامیهای فیزیکی را کاملاً متصورم.»
در آبان ۹۸ همان پیشبینی محقق شد و مطابق سابقه امریکا و تحریمگران که درصدد سوءاستفاده از اعتراضات هستند، در آنجا نیز برای تداوم ناآرامیها به تحریک رسانهای و موجسواری پرداختند. حال در هفته گذشته حکم اولیه سه نفر از جوانان مرتبط با اتفاقات آبان ۹۸ اعلام شد که در شرایط کنونی بازتابهای مختلفی را دربرداشت. بازتابهای این حکم که طیف بسیار متنوعی از گرایشها را از سوی فعالان سیاسی و مدنی و جوانان و گروههای اجتماعی دربرمیگرفت که با نوعی نگاه همدلانه هشتگی را داغ کردند.
مطابق معمول در کنار یک خواست طبیعی افکار عمومی – که به اعتقاد من باید به آن احترام نهاد زیرا هر اقدامی که از سوی دولت به مفهوم اعم صورت میگیرد، باید با نگاهی به مصلحت و منفعت مردم، ثبات و آینده ایران و جامعه باشد – این بار هم در یک برنامه موجسوارانه رئیس جمهور امریکا با وقاحتی باورنکردنی در توئیتی به زبان فارسی خواستار توقف اعدام این متهمان شد
ترامپ میان اظهار نظر طبیعی یک جامعه و گفتوشنودی که میباید بین آنان صورت گیرد دخالتی مداخلهگرانه کرده که اتفاقا نهتنها هیچ کمکی به این گفت وشنود نکرده بلکه با پارازیت این گفتوگوی طبیعی را دچار اخلال مینماید.
من معتقدم که غرب و بهخصوص امریکا همیشه به زیان دموکراسی در ایران عمل کرده و به قصد موج سواری و بهم زدن اوضاع فرآیند گفتوگو و نتیجهگیری در ایران را با بنبست مواجه می کنند. اینان نهتنها هیچ دلسوزی برای جان سه جوان ایرانی ندارند، بلکه همانگونه که شواهد نشان میدهد کشته شدن کودکان و آوارگی میلیونها نفر نیز برای آنها دارای هیچ اهمیتی نیست. او ظاهراً فراموش کرده که همین چند ماه پیش و پس از قتل وحشیانه جورج فلوید، صدای میلیونها نفر را که خواستار پایان دادن به دههها تبعیضنژادی علیه رنگینپوستان در امریکا بودند، نشنیده گرفت و هنوز هم مفتخرانه از برپا ماندن تمثال قهرمانان بردهداری در گوشه و کنار امریکا حمایت میکند. این نباید باعث شود که واکاوی جامعهشناختی و بیرون کشیدن حقیقت از میان انبوهی از زواید دروغین را کنار بگذاریم. این حساسیت فکری که میراثی از مردمسالاری در انقلاب اسلامی است، ما را دعوت به شنیدن و اندیشیدن پیرامون هر آن پژواکی میکند که مظنون به انعکاس دادن دیدگاه حتی جزئی از ملت ماست.
تحلیل علی ربیعی از بازتابهای حکم اعدام ۳ جوان، یک هشتگ و موجسواری ترامپ و نتانیاهو/توییت به مزدها چه کسانی هستند؟
البته در عصر رسانههای مجازی، تشخیص صداهای اصیل و برخاسته از بطن جامعه از صداهای جعلی و هدایت شده از دستگاه تبلیغاتی دشمنان آسان نیست اما ما با این اعتقاد که باید برای تحمل همدلانه و گذشتن از شرایط سخت همه صداها را شنید با تفکیک اعتراض از تخریب، گریزی از ارتقای مهارتهای خود در تشخیص این تمایزها نداریم. چهل سال پیش، وقتی مردمسالاری دینی را به عنوان سرشت انقلاب اسلامی برگزیدیم، میدانستیم که این انتخاب بیهزینه نیست.
به رسمیت شناختن حق اعتراض، خطر تحریک سوءاستفادهکنندگان به اقدامات جهتدار را هم به دنبال دارد و تعهد به شنیدن صدای مردم، مستعد موجسواری دشمنان هم میشود. اما هیچیک از این مخاطرات، نه ما را به پاک کردن صورت مسأله تشویق میکند و نه ما را از تعقیب و اصرار بر مردمسالاری و افزایش مشارکت مردم منصرف خواهد کرد. در میان همه آنهایی که خواستار توقف اعدام آن متهمان بودند، شاهد همصدایی تعدادی از هنرمندان و فعالان اجتماعی خوشنام هم بودیم که نه تعلق سیاسی به حزب و جناحی دارند و نه به فکر انجام یک عمل سیاسی بودند و شاید فقط از سر نگرانی ملی به این کارزار مجازی پیوسته باشند. همینطور میتوانستیم هزاران توئیت دیگر را ببینیم که چه موافق آن باشیم و چه مخالف، باید بپذیریم که دارای خاستگاهی طبیعی درون جامعه ایران نیز هستند. در طیف دوم، انبوه توئیت دیگر را میتوان سراغ گرفت که بطور مشخص برخاسته از سودجویی و فرصتطلبیهایی بود که نه تنها تمایلی به تمام شدن ناآرامیهای آبان ۹۸ نداشتند و برای آنها تداوم خشونت ایده و ایدهآل است و امروز نقاب کهنه انداخته و در قامت دلسوزان قربانیان به میدان آمدهاند.
طی روزهای اخیر یک گسست آشکار میان تفسیرها این ماجرای حکم اعدام به چشم میخورد. برخی از متنهایی که آن بالا در قاب کوچک توئیت نوشته شده بود با آن چیزی که در پایین متن به شکل هشتگ درآمده هیچ شباهتی نداشت. به عنوان مثال وقتی توئیتی با عنوان «ایران را سراسر آبان می کنیم» در فضای مجازی منتشر میشود، بهراحتی میتوان دریافت که چنین گزاره در خفا، در اعماق کانونهای بدخواه ایران و«توئیت به مزد» طراحی شده برای ایجاد گسست در همان هشتگ. همجوارسازی منافقانه آن گزاره و این هشتگ به طور روشن در خدمت القای یک خط و شکل دادن یک واکنش است: به عبارت روشنتر برخی از آن توئیتهایی که هشتگ را در پای خود داشت، لزوماً به معنای «اعدام نکنید» نبود، دقیقاً برعکس؛ هدفی جز تسریع و القای شتابزدگی در صدور و اجرای حکم تعقیب نمیکرد. هوشمندی ما در این است که در این دام نیفتیم. هدف اینان کوبیدن بر طبل خشونت در جامعه ایران است و نه دفاع از جان سه جوان.
دسته سوم، دولتهای بدخواه ایران بودند که مثل همیشه فرصت مداخله پیدا کرده و از جوشش احساسات طبیعی مردم برای پیشبرد اهداف سیاسی خود بهره میبرند. دو دسته اخیر همان زواید و حاشیههایی هستند که باید دور ریخته شوند اما هنر سیاسی انقلاب ما در این است که اجازه ندهیم دغدغه و صدای گروه اول در این هیاهو شنیده نشود. آنها به هر تعدادی که باشند، جزئی از ملت و مردم ما هستند و به همان اندازه اهمیت دارند.
مجاب شدن این شهروندان به این که عدالت در میهن آنها در عالیترین شکل خود به اجرا گذاشته میشود، حق آنهاست و مجاب کردن آنها تکلیف ما. اما خطرناکتر از مداخله ترامپ و نتانیاهو در این ماجرا، باور آنهایی است که گمان میکنند چون دشمنان ایران بر این موج سوار شدند، پس مقابله با آنها مستلزم عملی بر خلاف آن خواستهای است که بر زبان راندهاند. ظواهر همیشه فریبآمیزند. امریکا و اسرائیل از حامیان سرسخت آشوب و هرج ومرج در ایران بوده و همچنان هستند. حتی اگر وانمود کنند که مخالف اعداماند، از صمیم قلب از اعدام آنها خرسند خواهند شد.
من معتقد به درایت قوه قضائیه و رئیس محترم آن هستم که به نحوی عمل خواهند کرد که با آگاهی از همه ابعاد موضوع و لحاظ حساسیت کافی و مبانی حقوقی، رأفت و عدالت توأمان با حفظ منافع عامه و ثبات را به کار میگیرند. خوشبختانه قانون اساسی در کنار قوانین کیفری ما این عدالت را تضمین میکند، صرف نظر از بهرهجوییها و مداخلههای خارجی، تلاش مدنی شهروندان برای شنیده شدن و پاسخ حاکمان برای شنیدن صدای بیپیرایه مردم، از برکات انقلاب است که فرصت تجدید عهد با آرمانهای انقلاب ما را فراهم میکند. این یکی از مهمترین دارایی ماست که ارزش پاسداری و مباهات دارد.
هر کشوری همانند نامش، پرچم و نشانی دارد که در شناخت آن کشور نقش مهمی ایفا می کند و نشان دهنده انگیزه ها، آرمانها، چگونگی نگرش سیاسی، مذهب و فلسفه یک ملت و بیان کننده شرایط جغرافیایی فرهنگی و حوادث سرنوشت ساز در تاریخ یک ملت است.
پرچم هر کشوری برخواسته از فرهنگ و آداب و رسوم همان ملت است، میتوان گفت پرچم ویترین هر کشوری بوده که نشان می دهد مردم و نظام آن کشور پیرو چه چیزی هستند. ۱۹۷ کشور در جهان به رسمیت شناخته شده اند که همگی آنها طبق قوائد بینالمللی پرچمی چهارگوش دارند به جز یکی از آنها، کشوری به نام نپال با پرچمی عجیب غریب.
نقش آیت الله هاشمی در تغییر آرم پرچم ایران چه بود؟ /آنچه درباره طراحی پرچم ایران نمی دانید +تصاویر
پرچم ایران در زمان هخامنشیان
پرچم زندیان
پرچم ایران مثل پرچم بسیاری از کشورها از قبیل فرانسه، بحرین، عربستان و هند دستخوش تغییرات بسیاری بوده است. انتخاب رنگهای سبز و سفید بیارتباط با سنتهای شیعی و اسلامی نیست و سرخ نشاندهنده قدرت نظامی بوده است. بعدها نشان پرچم تعبیری منطقی به این صورت یافت که رنگ سبز بهعنوان نشان اسلام، رنگ سفید نشان صلح و سرخ نشان رشادت و دلاوری تفسیر شد. نشان کنونی در پرچم ایران، نشان جمهوری اسلامی نام دارد که این نشان بیانگر کلمه مقدس “الله” و شعار اسلامی “لا اله الا الله” است که روی رنگ سفید پرچم قرار گرفتهاست.
درفش کاویانی
پرچم ایران در زمان اشکانیان
پرچم ایران در زمان خوارزمشاهیان
نکته جالب در مورد پرچم ایران استفاده از رنگهای سبز، سفید، و قرمز، در میان همه حکومت ها و دوره هاست. این سه رنگ بسته به نوع حکومتهایی که بر ایران فرمانروایی کردهاند قرار گرفتهاست، در حال حاضر و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نشانی که بیانگر «الله» و شعار «لا اله الا الله» است با رنگ قرمز در میان پرچم و روی رنگ سفید قرار گرفته است، همچنین ۲۲ «اللهاکبر» به رنگ سفید و به نشانه پیروزی انقلاب در روز ۲۲ بهمن، در حاشیه پایین رنگ سبز و حاشیه بالای رنگ قرمز قرار گرفته است.
پرچم ایران در زمان تیموریان
پرچم ایران در زمان پهلوی
پرچم ایران در زمان افشاریان
قبل از پیروزی انقلاب و در زمان رژیم طاغوت، اسکناسهایی که از سوی بانک مرکزی به چاپ میرسید دارای علامت «شیر و خورشید» بود که نمادی از نظام سلطنتی به شمار میآمد. امام خمینی بر روی علامت شیر و خورشید، خط کشیده و مرقوم داشته بودند “آرم جمهوری اسلامی باید باشد”.
پرچم ایران در زمان سلجوقیان
پرچم ایران در زمان صفویه
پرچم ایران در زمان قاجاریه
امام خمینی (ره) در ۱۰ اسفندماه سال ۵۷ خواستار تغییر نشان “شیر و خورشید” شدند و اعلام کردند: “ما یک مملکت محمدی ایجاد میکنیم. بیرق ایران نباید بیرق شاهنشاهی باشد، آرمهای ایران نباید آرمهای شاهنشاهی باشد، باید آرمهای اسلامی باشد. از همه وزارتخانهها، از همه ادارات، باید این شیر و خورشید منحوس قطع بشود، علم اسلام باید باشد. آثار طاغوت باید برود. اینها آثار طاغوت است؛ این تاج، آثار طاغوت است؛ آثار اسلام باید باشد. ” (صحیفه امام، ج ۶، ص ۲۷۵)
نخستین نقش پرچم جمهوری اسلامی ایران
پس از آن با فراخوان سراسری دولت موقت، طراحی نشان جدید آغاز و طرحهای بسیاری به دفتر نخستوزیری ارسال میشود و در ابتدا، طرح شخصی به نام حمید ندیمی مورد قبول واقع نمیشود. در مسابقهای که برای طرح آرم جمهوری اسلامی برگزار شد، ابتدا آرم دیگری که در آن یک مشت گره کرده به همراه چند ستاره دیده میشد، به تصویب میرسد و در نهایت بر روی اسکناسهای آن دوران چاپ میشود.
حمید ندیمی استاد معماری دانشگاه شهید بهشتی طرح آماده شده خود را به دفتر امام خمینی (ره) در قم ارسال میکند. وقتی آیت الله هاشمی رفسنجانی طرح آرم را میبیند، خدمت امام نشان میدهد و درخواست میکند که آرم تغییر کند. با تایید امام راحل، هاشمی رفسنجانی فوری دستور میدهد تا آرمهای منتشر شده جمع آوری شوند. همان شب آیت الله هاشمی رفسنجانی با ندیمی تماس میگیرد و خبر از تنفیذ آرم توسط امام در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۵۹ میدهد و از او میخواهد تا روی طرح پرچم نیز کار بکند.
حمید ندیمی گرافیست و معمار کشورمان و طراح پرچم جمهوری اسلامی میگوید که قبل از انقلاب در جلسات دکتر شریعتی شرکت میکردم. ایده چنین کاری را در این جلسات و زمانی که تفسیر سوره حدید مطرح بود به دست آوردم. علاقه داشتم برای جهان اسلام یک نشان درست کنم. در آن جلسات دریافتم که حکومت اسلامی سه اصل اساسی دارد: “کتاب، میزان، حدید” یا “کتاب، ترازو و آهن” یعنی اگر جامعهای یکی از این سه اصل را نداشته باشد به سوی رستگاری نمیرود. ”
ندیمی معتقد است این پرچم به امید دادن به دست حکومت امام زمان (عج) طراحی شد. رنگهای سبز و سفید و سرخ، علامت مخصوص جمهوری اسلامی و شعار الله اکبر همگی از ارکانی هستند که در قانون اساسی برای پرچم ایران در نظر گرفته شدهاند.”
ندیمی میگوید شعار الله اکبر ۱۱ بار در رنگ سرخ و ۱۱ بار در رنگ سبز یعنی ۲۲ بار تکرار میشود و این اشارهای است به ۲۲ بهمن ۵۷. همانطور که گفته شد قالب راست گوشه خط نوشته الله اکبر یادی است از کوبندگی این شعار و این همان خطی است که شعار الله اکبر را بر بلندای اذان و بر گنبدها و منارههای الله اکبر در مساجد اسلامی نقش میکرده و اکنون بر بلندای پرچم ایران نشسته است. کلمه قرمز الله منقوش بر پرچم جمهوری اسلامی بیانگر مبدأ و منتهای آفرینش عبارت لاالهالاالله میباشد؛ الی الله المصیر و هدف و غایت حکومت اسلامی را نشان میدهد.”
پرچم ملی ایران بیرق پر افتخاری است که تا ابد یادآور فداکاری و تلاش فرزندان ایران زمین در دفاع از تمامیت ارضی و فرهنگ ملی و اسلامی و زبان فارسی است؛ روزی در میدان نبرد با روسها؛ روزی در میدان نبرد با آمریکا و روزی هم در میدان جنگ تحمیلی؛ جنگی که به دفاعی مقدس تبدیل شد و حتی یک وجب؛ تاکید می کنیم که یک وجب از خاک کشورمان هم کم نشد و جان های بسیاری دادیم تا خاک نداده باشیم.
سرانجام طرح پرچم در مجلس خبرگان قانون اساسی نیز به تصویب رسید و این پرچم آخرین و پایدارترین پرچم ایران ماند؛ در اصل ۱۸ قانون اساسی آمده است “پرچم رسمی ایران به رنگهای سبز و سفید و سرخ با علامت مخصوص جمهوری اسلامی و شعار «الله اکبر» است. ” پرچمی که انشاالله به دستان با برکت امام زمانمان خواهد رسید.
به گزارش خبرآنلاین، حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی روز شنبه در جلسه ستاد ملی مقابله با کرونا گفت: پنج ماه است که با این ویروس خطرناک مواجه هستیم و البته همچنان نگرانی در داخل کشور و در سطح جهان ادامه دارد، زیرا هنوز قدمهای دیگری پیش روی ما قرار دارد که باید برداریم.
وی گفت: بارها تاکید شده است شرایط ما داروی قطعی برای این بیماری هنوز وجود ندارد، واکسن وجود ندارد و هنوز به ایمنی جمعی در برابر این بیماری نرسیدهایم.
اهم اظهارات وی را در ادامه به نقل از مهر و ایرنا بخوانید؛
* طبق گزارش وزارت بهداشت تاکنون ۲۵ میلیون ایرانی به کرونا مبتلا شدند و ۱۴ هزار نفر هم جان خودشان را ازدست دادند.
* در این گزارش آمده است که ما باید این احتمال را بدهیم که ۳۰ تا ۳۵ میلیون نفر دیگر در معرض ابتلا به این ویروس خواهند بود که نکته بسیار مهمی است. اگر این گزارش مبنا باشد که ۲۵ میلیون عبور کردند و بقیه جمعیت حدود ۳۰ تا ۳۵ میلیون نفر دیگر در معرض ابتلا در ماههای آینده خواهند بود. در همین گزارش پیشبینی شده است که تعداد بستریهایی که در آینده خواهیم داشت حدود ۲ برابر تعدادی است که در ۱۵۰ روز گذشته شاهد بودیم.
* با توجه به اینکه زمان دقیق پایان این بیماری را نمیدانیم، باید از لحاظ تخت، امکانات و درمان، خودمان را برای شرایط آینده آماده کنیم. در این گزارش آمده از هر ۱۰۰۰ نفر مبتلا ۵۰۰ نفر اصلا ممکن است علائم نداشته باشند و متوجه هم نشوند. حدود ۳۵۰ نفر علائم خفیف دارند و اصلا نیاز به بستری ندارند و ممکن است ۱۵۰ نفر از ۱۰۰۰ نفر نیاز به بستری داشته باشند. پس ما یک جمعیت چند ۱۰ میلیونی پیش رو داریم که باید خودمان را آماده کنیم.
روحانی: ۲۵ میلیون ایرانی به کرونا مبتلا شدهاند/ ۵ داروی موثر داریم
* شاهد دو موج در ماه اسفند، فرودین و اواخر خرداد در کشور بودیم. در موج اول برخی از استانها درگیر بودند مانند قم و گیلان که در راس ابتلا بودند. براساس گزارش احتمال انتشار ابتلا در کشور از قم و گیلان به دلیل حضور مسافران ووهان بود که در قم بیشتر جنبه تجارتی بود و در گیلان بیشتر جنبه دانشجویی و ورزشی داشته است. موج اول توام با غافلگیری بود و موج دوم عمدتا مربوط می شود به پایبندی مردم ما به آداب و سنن. عروسیها، عزا و میهمانیهای ما آداب و رسوم و زمان خاص خود را دارد. از طرفی نیز توجه زیادی هم به این بیماری نشده است.
* موج دوم محصول ریختن ترس و برگشتن مردم به زندگی عادی است و در این زندگی آداب و رسومی که باید ترک میشد مورد توجه قرار نگرفت. ما باید در تمام رسوم اجتماعی آداب و رسوم را کنار بگذاریم. بیماران بدون علامت، بزرگترین مشکل را ایجاد میکنند در حالیکه بیشترین انتشار ویروس برای این افراد است. این افراد هم زمان سرایت دهندگیشان طولانیتر است و هم ویروس بیشتری را منتقل میکنند.
* مشکل دیگر در کشور ما فشار خون، چربی بالا، قند خون، سنین بالای ۵۵ سال و دیگر بیماری های زمینه ای است که کار ما را سختتر میکند. در این شرایط سه راه اصلی و اساسی وجود دارد و همه باید به توصیههای مربوط به آنها توجه کنیم. ساده ترین، راحت ترین، موثرترین و کم هزینه ترین روش استفاده از ماسک است که عامل بسیار خوبی برای جلوگیری از شیوع بیشتر این بیماری است. در کنار ماسک رعایت فاصله اجتماعی، جلوگیری از تجمعات و رعایت بهداشت شخصی از راه حل های دیگر است که می تواند کمک بزرگی برای سلامت جامعه باشد.
* خوشبختانه هم وزارت بهداشت و درمان و هم شرکت های دانش بنیان ما برای تولید داروهای تا حدی موثر، تلاش خوبی کردند. ۵ دارو در اختیار است و یک دارو نیز در هفته های پیش رو در اختیار قرار می گیرد. با نگاه به آمار و ارقام، در برخی از کشورهای شرق آسیا این بیماری سریعتر جمع شده است و زودتر مشکل کاهش پیدا کرده است. دلیل این آن است که اینها تجربه گذشته را داشتند.
*در سال ۲۰۰۳ تجربه «سارس» و پس از آن آنفولانزای خوکی و مرغی را داشتند و آمادگی کامل و اطاعت خوبی هم از دستورالعمل های پزشکی در جامعه وجود داشت. در این کشورها صادقانه بیماری را عنوان میکردند و هیچکس آن را مخفی نمیکرد. بنابراین اینکه میبینیم در برخی کشورهای شرق آسیا با تجربیات خوبی مواجه شدند را ما هم باید اجرا کنیم.
* ما باید در برابر این بیماری تابآوری ملی را در دو بخش سلامت و اقتصاد بالا ببریم. در بخش اقتصادی اولین بخش مهم برای ما تولید است که باید سر جای خود باشد و افزایش پیدا کند و کالای مورد نیاز مردم در دسترس قرار بگیرد.