اعضای کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی روزگذشته و پس از کشوقوسها و البته رایزنیهای پیدا و پنهان فراوان سرانجام اسامی دو گزینه نهایی مدنظر خود برای ریاست دیوان محاسبات مجلس شورای اسلامی را اعلام و همزمان آن را طی نامهای به هیات رییسه مجلس اعلام کردند تا آخرین گام برای تعیین تکلیف دیوان محاسبات برعهده نمایندگان و آرای آنان در صحن علنی باشد. رایی که میتواند سرنوشت حدود یک ماه رایزنی و تلاش بیوقفه مهرداد بذرپاش و لطفالله فروزنده را مشخص کند. دو چهره سیاسی که بهرغم برخورداری از اسم و رسمی قابلتوجه میان اصولگرایان ولی بهلحاظ خط و ربطهای جناحی و طیفبندیهای درون جناح راست چندان شباهتی به یکدیگر ندارند.
بدین ترتیب به نظر میرسد در روزهای آتی عملا شاهد رویارویی یاران قالیباف و زاکانی با اعضای طیفهای دیگر اصولگرایی در مجلس باشیم. ولی باید این مهم را نیز درنظر گرفت که دیوان محاسبات برای بذرپاش احتمالا سکوی پرتابی بهسوی «پاستور» خواهد بود. کم نیستند فعالان و ناظران منتسب به جریان اصولگرایی که کلیدواژههای «جوان و حزباللهی» را در شخصیت سیاسی بذرپاش تعبیر و تحلیل میکنند و معتقدند او میتواند پازل فسادستیزی اصولگرایان را تکمیل کند.
رویارویی جدید یاران قالیباف و زاکانی با اصولگرایان /بذرپاش از دیوان محاسبات به پاستور ۱۴۰۰ می رسد؟
در این میان شرط برخورداری از ۲۰ سال سابقه کاری اما میتواند سدی باشد مقابل مسیر بذرپاش. هرچند برخی شنیدهها از تمایل هیات رییسه مجلس به او حکایت دارد و این احتمالا به معنی عبور او از این سد خواهد بود.
کنار بذرپاش و فروزنده، «اسداللهی و کامیار» نیز بنابه گفتههای محمدخدابخشی، نایب رییس کمیسیون برنامه و بودجه که ایسنا آن را منتشر کرده، به عنوان گزینههای نهایی دادستانی دیوان محاسبات انتخاب شده و به رقابت با یکدیگر میپردازند تا پس از تعیین تکلیف این کرسیها، رقابت اصولگرایان بر سر تصاحب کرسی ریاست مرکز پژوهشها که هم علیرضا زاکانی و هم الیاس نادران گوشه چشمی به آن دارند، آغاز شود.
اسدالله عباسی، نماینده مجلس دهم، که پیش از این اعلام کرده بود یکی از مدعیان ریاست دیوان محاسبات مجلس شورای اسلامی است، در واکنش به قرار نگرفتن نامش در لیست کاندیداهای ریاست این دیوان گفت: بهتر است سکوت کنم.
این چهره سیاسی در واکنش به اینکه نبودن نام شما در این لیست به معنای این است که برنامههای پیشنهادی از طرف شما مورد قبول اعضای کمیسیون برنامه و بودجه قرار نگرفته است؟ افزود: خودتان برنامهها را مقایسه کنید. آقایان حتما یک امتیازاتی برای کسانی که انتخاب کردند در نظر گرفتند. در هر صورت نظر کمیته کمیسیون برنامه و بودجه است و هر کدام دیدگاهها و سلیقههای تخصصی خود را دارند و صاحب نظر هستند.
عباسی ادامه داد: این ۴ نفری که انتخاب شدند حتما ویژگیهایی دارند و براساس آن ویژگیها می توانند در دیوان محاسبات موثر باشند و یا در رابطه با دادستانی هم به این صورت است البته به این گونه نیست که بقیه شایستگی و تخصصی نداشتند. با توجه به شرایط کشور، مجلس و موقعیت، خود نمایندگان صاحب نظر هستند و به وظایف قانونی خودشان عمل میکنند.
وزیر احمدی نژاد دلخور شد /عباسی: بهتر است سکوت کنم
وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی دولت دهم در ادامه تصریح کرد: اما اینکه قضاوت و نتیجه به نفع یکی از ما نباشد ما نمیتوانیم انتقاد کنیم چرا فلانی انتخاب شد و ما نشدیم. به هر حال به نظر کمیته کمیسیون برنامه و بودجه احترام میگذاریم و امیدوارم در دیوان محاسبات کسی باشد که به دور از حواشی، بتواند کار انجام دهد. میخواهید برنامههایی که داشتم را ارائه بدهم و مقایسه کنید.
عباسی در بحث آسیبشناسی دیوان محاسبات اظهار کرد: مشکلاتی در دیوان محاسبات وجود دارد به ویژه سامانه الکترونیکی آنلاین که باید به روز شود. آقای قالیباف نظرشان این است که با توجه به اینکه دیوان محاسبات بازوی نظارتی قوی مجلس است، باید به روز و برخط باشد. بههرحال خود کارگروه و کمیته تخصصی برنامه و بودجه این تصمیم را گرفتند و امیدوارم این کمیسیون آنچه که به صلاح کشور و مجلس است، را انجام دهد.
این چهره سیاسی در رابطه با بحث تخصصگرایی در انتخاب رئیس دیوان محاسبات خاطرنشان کرد: افرادی که کاندیدا هستند دارای تخصصها و سوابق اجرایی خوبی هستند و اینطور نیست، این ۴ نفری که انتخاب شدند توان و شایستگی ندارند، اینها هم دارای شایستگیهایی هستند و نظر کمیته برای ما محترم است. به فرض اسم من هم در میآمد انتظار من هم این بود که بقیه به نظر کارگروه و کمیته احترام بگذارند چراکه تصمیم یک شخص نبوده که اگر تصمیم یک نفر بود، شاید میگفتند سلیقه سیاسی غالب بوده اما جمعی این تصمیم را گرفتند که مورد احترام و تائید است.
وقتی صحبت از اپوزیسیون می شود تنها جرقهای که از ذهن عبور می کند، تشکیلات سیاسی برون مرزی است که با گذشت ۴۱ سال هنوز جمهوری اسلامی را حریف میدان خود قلمداد کرده و خود را در قاب رسالت مبارزاتی با آن می پندارد؛ انجام وظیفهای که در این مدت مدید نه تنها موفق نبوده، بلکه شکست هم خورده است، چرا که فعالیتهای آنها بیشتر به زنگ تفریح سیاسی شبیه بوده تا مبارزه سیاسی.
هر کدام از اعضای اپوزیسیون و تشکیلات سیاسی در بیرون مرزها برنامههای متفاوتی برای پیروزی در این رینگ را به کار می گیرند، اما آخر در سطح گستردهای در نقش اتهام زدن به یکدیگر برآمده و تلاش در حذف و بدنام کردن یکدیگر دارند. یکی از این تلاشها از جانب مدیر شبکهای است که یکی از حامیان بزرگ خاندان پهلوی محسوب می شود. کسی که در برنامه هایش همیشه این جمله را تکرار می کند که “تمام اپوزیسیون مخالف شاهزاده است… تنها کسی که طرفدارشه منم ..”
کاسبی خندهدار رضا پهلوی و رفقایش /دولتِ در تبعید روش جدید اپوزیسیون برای سرکیسه کردن مردم +عکس
این جملات را متوهمی به نام شهرام همایون میگوید، مردی که در برنامه هایش مدام از ساخت کابینه دولتی میگوید که با آن می توان بر ایران حکومت کرد، البته پس از فروپاشی جمهوری اسلامی. کابیینهای که قرار بود برای ایران بعد جمهوری اسلامی تصمیم گیری کرده و تشکیل حکومت دهد. پروژهای که دولت در تبعید نام نهادند. واکاوی دلیل تشکیل این ایده موضوعی است که ما در این گزارش به آن پرداختیم.
پس از رونمایی پروژه شورای مدیریت گذار که هدف آن هدایت اعتراضات و اعتصابات مردم ایران به سمت گذار مسالمتآمیز از جمهوری اسلامی بیان شده توسط حسن شریعتمداری در مهر ماه ۹۸ و بحث پیرامون آن در میان اپوزیسیون، موضوعی شد تا مدیر یکی از شبکههای معاند از همان ابتدا با آن به مخالفت بپردازد و در روز رونمایی اش با باد در غبغب انداختن به تخریب آن بپردازد. همایون موسس این بنیان را این چنین توصیف میکند:”کسی که فامیلیاش شریعتمداری است، چجوری من و شما می خواهیم در خصوص ناسیونالیسم باهاش حرف بزنیم… تکلیف ما از قبل روشنه”
فرد مخالفی که احتمالا بهتر از هرکسی می داند پروژههای این چنینی از قبیل پروژه گذار از جمهوری اسلامی ایران در میان اپوزیسیون همواره با حمایت مالی از جانب دولت آمریکا و هم پیمانانش همراه بوده و هست؛ گویا این منتقد به راز بودجه هنگفتی که از طرف دولت آمریکا به میدان کشیده شده پی می برد و از همین رو منابع مالی این شورا را زیر سوال می برد. کشف خطی نه چندان جدید که در برنامه هایش به افشا آن می پردازد.
” رفیق من نوری زاده می گفت سه تا اسپانسر آمدند و سه میلیون دلار دادند برای آنکه تلویزیون را راه اندازی کنیم. چرا ما از این اسپانسرها توی عمرمان ندیدیم.. یا یکی از دوستان ما در همین شورا می گفت یک تاجری صدهزار دلار چک کشید برای شورا. والا من اینم نمی فهمم… ”
حالا داستان و خط فکری جدید همایون بر مبنای یک مخزن پول رقم می خورد. برای آنکه از غافله بهره بری از آمریکا عقب نماند، به فکر برنامه ریزی اساسی برای پروژهای موازی با شورای گذار میافتد و زمان زیادی نمی گذرد که برای هماهنگی و یارگیری از اواسط بهمن ماه سازههای مقدماتی پروژه خود را در گفتوگو با نوری زاده آغاز می کند. پروژه دولت در تبعید… کلیدی که زده شد با این مضامین…
“شهرام همایون: با توجه به اینکه آقای نوری زاده شما عضو شورای گذار از جمهوری اسلامی هستید چی شد با اون هیاهو و شرایط ادامه مسیرتون مثل قبل نیست؟
نوری زاده: آقای همایون من عضو این شورا نیستم و نبودم … در شورا اشاره کردند تا بتوانند با جهان خاورمیانه و عرب ارتباط داشته باشند.. تا امروز هم کمکی نخواستند غیر از برگزاری مراسمهای ساده… البته اونا دارند کارشون رو انجام می دهند و بالطبع جلساتی هم دارند.
شهرام همایون: ولی فکر نمی کنید برای این حرفها کمی دیر شده… الان وقتشه رسما از سوی اپوزیسیون یک هیئت دولت در تبعید درست کنند؛ این شورا برای ۴۰ سال پیشه…
نوری زاده:منم باهات موافقم”
پروژهای که به نظر میرسد در انتهای برنامه مُهر تاییدش زده شده و قرار است به زودی در خط شروع قرار بگیرد. البته این تایید تنها از طرف همفکر او انجام نمی گیرد. رضا زالی از دوستان شهرام همایون هم به توجیه این موازی سازی می پردازد.
“+عقلانیه که این نهادها به صورت موازی باشند و به مردم حق انتخاب بدهیم، این یعنی دموکراسی یعنی این؛ اگر ما فقط یک نهاد داشته باشیم و اون شورای مدیریتگذار باشد مردم را محدود کردیم که باید از بین لیبرالهای فدرالیست اسلامی یکی را انتخاب کنیم؛ یعنی ما انتخابی نداریم. ”
همه چیز مهیا شده تا مدیر رویاپرداز یکی از شبکههای معاند وارد رقابتی تنگاتنگ با سایر گروهها برای جذب بخشی از بودجه اختصاص یافته از طرف دولت آمریکا شود؛ رقابتی که هر یک از گروهها برای جلب رضایت دولت آمریکا تلاش میکنند. اما در همین زمان که با آب و تاب به دنبال پروژه خود است، متوجه می شود که حسن اعتمادی نیز در تلویزیون صدای آمریکا در این رقابت ورود کرده و باید ابتدا او را از سر راه بردارد و برای از میان برداشتن رقیبش از باب تخطئه کردن استفاده کند.
“دبیرکل حزب مشروطه… چرا مردم رو مسخره میکنید؟ چرا با این کارای نمایشی مردم رو سرکار می ذارید … من شخصا آقای اعتمادی شما را خطاب می کنم .. شما جز اینکه بخواهید یک مُشت جلب توجه بکنی چیز دیگهای نیستی و جز دروغ گفتن به مردم هیچ کاری نمیکنید، با ۲۵ نفر بیننده می خواهید دولت درست کنید توی تلویزیونی که پولش رو آمریکاییها می دهند .. شما می خواهید اعتماد مردم رو از بین ببرید و اپوزیسیون رو لق کنید… شما که جایگاه و پایگاه ندارید چرا اینکار رو می کنید؟ ”
همایون برای از میدان حذف کردن رقبایش تنها به انتقادهای کلامی متکی نمی شود. او پایههای کار خود را محکمتر از قبل می گذارد. او در ۱۶ اسفند ۹۸ از گزارش دهی خود به وزارت خارجه آمریکا و اعلام پیشرفت کار به آنها خبر می دهد و یک قدم دیگر به دریافت بودجه پروژه از دولت آمریکا نزدیکتر می شود.
“این نکته رو عرض کنم که بنده از طرف دولت در تبعید شنبه عازم واشنگتن هستم که مقدمات این قضیه رو هم به دولت آمریکا و هم پارلمان آمریکا عرض بکنم. تحت نظر پروفسور کنگرلو و گزارش هم بعد از بازگشت به شما می گویم”
همایون پس از آن به واشنگتن رفته و چند روز بعد گزارش به مقامات آمریکایی را اینگونه ارائه می کند.
“هفته گذشته همانطور که قبلا هم اطلاع دادم سفری به واشنگتن داشتم .. ملاقاتها و دیدارهای متعدد که نتایج آن را در طی روزهای آینده و امروز به مروز خواهم گفت؛ در یکی از این ملاقاتها خانم کتی راجرز کنگرس وُومَن آمریکا با اینکه چیزی حدود ۲۵ دقیقه وقت قرار داشتیم؛ ملاقاتمون به یک و نیم ساعت کشیده شد، وقتی بحث دولت در تبعید مطرح شد رسما به من گفت که ما بی صبرانه منتظر دریافت جزئیات بیشتری از این دولت در تبعید هستیم”
تا اینجا پروژه به خوبی برای شهرام و رفقایش پیش رفت تا اینکه مطلبی از طرف رضا پهلوی منتشر شد. طی آن وی با دولت در تبعید با ذکر دلایل متعددی مخالفت می کند و درست نقطه عطف این قصه همین بود که شهرام همایون بر سر دو راهی تبعیت از ربع پهلوی رهبر ۴۰ ساله خود و پول قرار گرفتن از آمریکا می ماند و ماجرا اینجا جذاب می شود. او، اما بدون توجه به گفتههای چندین ساله خود مبنی بر تبعیت از خط و مشی سیاسی رضا پهلوی گزینه دوم را انتخاب می کند… پول؛ و بلافاصله فردای همان روز با گذاشتن نظرسنجی علیه ربع پهلوی از هواداران خود می خواهد به دولت در تبعید رای دهند و این در حالی است که چند ماه قبل در تلویزیون شخصی اش از اطاعت محض از پهلوی سخن می گفت. وی با خروج خود از پروتکل پهلوی، شمشیر را از رو کشید و انتقادهای خود را یکی پس از دیگری نثار شاهزاده محبوب دیروز خود کرد؛ صحبتهایی که یکی پس از دیگری در برنامه هایش آن را منتشر می کند.
“شاهزاده هم مخالفند برای اینکه دولت در تبعید رو باید دولتهای دیگر به رسمیت بشناسد، خب دولت در تبعید اول باید تشکیل بشه تا کسی اون رو به رسمیت بشناسه ”
با بالا گرفتن بحث و اختلاف روز افزون این مجری نه تنها با هواداران نظام شاهنشاهی، بلکه با برنامه سازان و میهمانان تلویزیونش نیز به اختلاف می خورد. یکی از این مصادیق آن مرتضی ضرابی است، شخصی که علاوه بر اخراجش از تلویزیون، تمامی آرشیو گزارشها و اجراهایش نیز از شبکه یک پاک می شود.
شخصی که بعد از اقدام همایون این چنین واکنش خود را نشان می دهد؛ ” خواستم بهت کمک کنم … اگر بفهمی… ولی فکر نمی کنم بفهمی .. احتمالش رو نمی دم که بفهمی می دونی چرا؟ برای اینکه یک سال باهات کار کردم و دیدم فرق بین دوست و دشمنت را نمی فهمی… آدم قدرشناسی نیستی .. آدم بامعرفتی نیستی..
و دیگر اسامی که برای همیشه از لیست دوستان این مجری خواهان دولت حذف شدند عبارتند از: اسماعیل نوری اعلی که به نوعی با گروه رقیبش در ارتباط است و فوآد پاشایی را هم که یار همیشگی وی در حزب مشروطه بود را دیگر به تلویزیون فرا نمی خواند. با تنها شدن شهرام در این ماجرا و افزایش فشار انتقادات، او همچنان بر پروژه خود اصرار می کند و این بار برای رسیدن به خواسته اش یعنی رقابت موازی با شورای گذار، بنیان گذار آن حسن شریعتمداری را دنبال نموده و به دنبال موضوع پول گرفتن این شورا از عربستان و اسرائیل می پردازد.
“من پامو توی یک کفش کردم، می خوام بدونم چرا به عربستان فروختنمون؟ در کنگره تجزیه طلبان که چندین سال پیش در اروپا تشکیل شد جناب آقای شهریار عالی بودند (نمایندهای از سوی عربستان) … در شورای گذار شهریار عالی… در زمان مصاحبه احمد دخت با شاهزاده شهریار عالی؟ ”
او در حالی به نقد از شورای گذار می پرداخت که هنوز پایش به کنگره آمریکا و دیدار با مقامات آمریکایی باز نشده و برای گرفتن بودجه از آنها به تکاپو افتاده و دولت در تبعید به راه انداخته و کماکان برای مبارزه و تقویت تلویزیونش، به شیوههای مختلف بینندگانش را سرکیسه می کند..
جدیدترین روش اخاذی اش اقدام به تشکیل صندوق ملی و فروش اوراق قرضه با موعد باز پرداخت پس از آزادی ایران کرده که با توجه به وضعیت اپوزیسیون معاملهای پربازده برای وی محسوب می شود. صندوقی که همایون این چنین کارزاش را توصیف می کند:
“صندوق قرضهای درست کردیم که ۲۰۰ هزار دلار اوراق قرضه بفروشه و پرداختش هم تا آزادی ایران مهلت دارد… بعدا نیاید بگید ۲هزار دلار دادم پولمو پس بدیدا… نداریم. من اگه زنده بودم و ایران آزاد شد بهتون برمی گردونم”.
بازگشت پول به امید تغییر رژیم ایران خیالی خیام که ۴۰ سال است همراه آنهاست. وقتی به این ماجرا نگاه میکنیم با یک حساب سرانگشتی می توان دریافت که اپوزیسیون جمهوری اسلامی هر چقدر در مسائل سیاسی ناکام بوده، اما ایده اقتصادی خوبی داشته و در بخش پول گرفتن از دولت و هوادارانش خوب عمل کرده است؛ چرا که امروز مبارزه با جمهوری اسلامی برای افرادی، چون همایون و … یک ایده آل نیست بلکه یک روزنه برای کاسبی و سرکیسه کردن ملت است.
این موضوع را می توان با کمی دقت دید که حتی خوانندگان لس آنجلسی هم به دامان سعودیها خزیده اند تا منابع مالی خود را تضمین کنند. شروع تنش بین این دکان داران اپوزیسیونی هم از همین جا آغاز می شود که من چه فرقی با تو دارم که نباید منابع مالی از کشورهای حامی داشته باشم. نکته جالب در مورد اپوزیسیون این است که خود را مخالف حکومت اسلامی می دانند؛ اما وطن پرست و ایرانی تبار، در حالی که همین دوستان به اصطلاح وطن پرست از بزرگترین دشمنان همین وطن مثل آلسعود، رژیم صهیونیستی و آمریکا تغذیه مالی و سیاسی می شوند؛ رژیم هایی که نمی خواهند سر به تَن ایران و ایرانی باشد.
حتی اگر این سخن را امام جمعۀ قم هم گفته بود موضع رسمی تلقی نمیشد چه رسد به این که امام جمعۀ منطقۀ پردیسان گفته باشد. از این حیث اهمیتی ندارد و هر کس حق دارد آرزویی داشته باشد و بیان کند یا نکند اما این جملات، از وجه دیگری حایز اهمیت است، زیرا به نظر میرسد آقای حجتالاسلام صمصامالدین قوامی حرف دل برخی را بیان کرده و آن چه دیگران رودربایستی میکنند و نمیگویند، بر زبان آورده و البته از این منظر، شایستۀ ستایش است. منتها چون دورنمای خطرناکی را ترسیم میکند و بوی تهدید یا تحدید جمهوریت از آن به مشام میرسد جا دارد به نکاتی اشاره شود:
۱. تعبیۀ نهاد شورای نگهبان در قانون اساسی برای آن بود که میان «عرف» و «شرع» توازن برقرار شود و نگرانی مراجع و علمایی که صرف تصویب قوانین با اکثریت آرای نمایندگان را تضمینکنندۀ شرعی بودن نمیدانستند رفع شود. به مرور البته مکانیسم «مصلحت» نیز افزوده شد. با این حال از دهۀ ۷۰ به این سو نام شورای نگهبان بیشتر به خاطر تعیین صلاحیتها بر سر زبانهاست تا انطباق مصوبات. این در حالی است که در قانون اساسی لفظ «استصوابی» نیامده ولی چون همین قانون اساسی حق تفسیر به شورای نگهبان داده شورای نگهبان تفسیر به «استصوابی» را به قانون اساسی مستند میکند. اگر قرار بود شورای نگهبان در انتخابات فعال مایشاء باشد امام خمینی (ره) در وصیتنامه بر موضوع اعتبارنامۀ نمایندگان ناصالح تأکید نمیکرد و آن را به نمایندگان نمیسپرد.
صحبت های خطرناک یک امام جمعه /بوی تهدید جمهوریت به مشام می رسد /اینجا ایران است نه افغانستان
سخنان اشاره شده هشداری است که قضیه از استصواب هم فراتر برود و کار به شناسایی بکشد. یکی را معرفی کنند و مردم به او رأی بدهند و در واقع بیعت کنند.
۲. رییسجمهوری، «رییس» جمهوری است. رییس، چگونه میتواند صرفاً کارگزار باشد؟ رییسجمهوری در قانون اساسی سه شأن جدا دارد. اولی عالیترین مقام رسمی پس از مقام رهبری (حتی تعبیر مقام دوم به کار نمیرود تا پروتکلهای استقبال از سران یا حضور در اجلاس سران و پذیرش استوارنامهها بر هم نخورد)، دومی: ریاست قوۀ مجریه است و سومی ریاست دولت.
تا قبل از بازنگری در قانون اساسی ریاست دولت با نخستوزیر بود و هماهنگی قوا با رییسجمهوری ولی پس از آن ریاست دولت با رییسجمهوری است و نخستوزیر حذف و هماهنگی قوا به اختیارات یا وظایف رهبری اضافه شده است.
۳. این نگاه، دغدغۀ خروجی و محصول دارد نه نرخ مشارکت؛ حال آن که رهبری همواره بر پُرشور بودن انتخابات ریاستجمهوری تأکید دارند و در سال ۹۲ هم در مطلبی در سایت ایشان که در روزنامۀ کیهان در نیمصفحه بازنشر شد صراحتاً این نکته آمد که حوادث سال ۸۸ به حساب اعتباری نظام آسیب زد و انتخابات ۹۲ بخشی از آن را ترمیم کرد. نگاه امثال امام جمعۀ پردیسان اما تنها به خروجی توجه دارد. یعنی اگر جوان مورد نظر با ۲ میلیون رأی رییسجمهوری شود بهتر از آن است که فرد غیر مورد نظر با ۲۰ میلیون رأی انتخاب شود.
۴. اندیشه آقای قوامی در سال ۷۸ نیز پس از مجلس ششم مطرح شد اما پژواک بلندی نیافت. روزنامهای نوشت ما دو کار باید انجام دهیم: اول این که انگیزۀ مشارکت را از شهروندان غیر خودی بگیریم. وقتی زنان بدحجاب هم بیایند و رأی دهند نتیجه همین میشود و کار دوم این که رأیدهندگان متوجه شوند از منتخبان آنان کار چندانی برنمیآید.
ایدۀ اخیر امامجمعۀ پردیسان را میتوان ناشی از اجرای موفقیتآمیز راهکار دوم با همکاری خواسته یا ناخواستۀ محمدرضا عارف در مجلس دهم دانست و حالا که این جواب داده دوست دارند سراغ اولی هم بروند.
۵. پیشنهاد امامجمعه یا خواست و آرزوی نحلهای از اصولگرایان هر چند به ظاهر با هدف «انتخاب امن» و رهایی از دردسرهای انتخابات آزاد و رقابتی مطرح شده و احتمالا با توجیه کارآمدسازی و جلوگیری از استهلاک نیروها که در جهتهای مختلف حرکت میکنند اما تبعات ضد امنیتی دارد و در نهایت به امنیت، خدشه وارد میسازد. به سه دلیل:
اول این که مزیت نسبی جمهوری اسلامی نسبت به حکومتهای غیر دموکراتیک منطقه را ضایع یا زایل میکند. برای آقای صمصامالدین قوامی شاید مزیت ما مرگ بر آمریکا و حجاب اجباری باشد اما در نگاه کلانتر برگزاری انتخابات است. انتخابات نیز فرم نیست. محتواست.
دوم این که نرخ مشارکت را پایین میآورد. اگر سال ۹۶ فقط آقای رئیسی بود ۲۴ میلیون رأی حسن روحانی غایب میشد و نرخ مشارکت پایین میآمد و زیر ۴۰ درصد چالش مشروعیت ایجاد میکند.
اگر امامجمعۀ محترم پردیسان قم بر پایۀ انتخابات افغانستان که در کشور ۴۰ میلیونی با ۲۰ میلیون واجد شرایط رأی دادن تنها دو میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند به این نتیجه رسیدهاند این یادآوری خالی از لطف نیست که:
اولا: بخش قابل توجهی از این سرزمین در اختیار طالبان است و مجال برگزاری انتخابات در این مناطق فراهم نیست.
ثانیا: بر پایۀ همین دو میلیون رأی هم سازوکار تقسیم قدرت پذیرفته شده و اشرف غنی و عبدالله عبدالله شراکت دارند.
ثالثا: در افغانستان تا دلتان بخواهد کودتا و دخالت خارجی تأثیرگذار بوده؛ حال آن که در ایران طی کمتر از ۱۰۰ سال دو انقلاب بزرگ با هدف دخالت دادن رأی مردم شکل گرفته است.
به گزارش خبرنگار مهر، سید امیرحسین قاضی زاده هاشمی در نطق پیش از دستور جلسه علنی امروز مجلس شورای اسلامی با اشاره به سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س)،گفت: ازدواج امیر مؤمنان علی (ع) و فاطمه زهرا (س) ازدواجی آسمانی و ماندگار بود که جریان هدایت بشریت را به دنبال داشته است و نشان میدهد وصلتهای مقدس و طیب باعث سعادت، کمال، رشد و تعالی همه جهانیان میشود. در تلاقی دو بحر عظیم، تولیدلؤلؤ و مرجان اتفاق افتاد.
وی بیان کرد: متأسفانه سال هاست در حوزه ازدواج ما دچار مشکلات عدیدهای هستیم. نزدیک به دو دهه قبل قانون تسهیل ازدواج جوانان در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید با این رویکرد که وصلت مقدس جوانان را آسان کند. اما در پستوی دستگاههای مختلف خاک میخورد.
نایب رئیس مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: علیرغم پیگیری مجالس گذشته و گزارشهای نظارتی که در این حوزه تهیه شد، متأسفانه آثار عملی پیدا نکرده است.
قاضیزاده هاشمی یادآور شد: با تذکرات مکرر و مطالبات جدی حضرت آقا در حوزه برطرف کردن موانع فرزندآوری، نزدیک به یک دهه است که مجلس تلاش کرده تا در حوزه آسان کردن فرزند آوری و فرزندپروری سالم قانونی را بگذراند که در مجالس هشتم، نهم و دهم اقداماتی در این راستا انجام شد اما متأسفانه این قانون هم به علت آنکه شاید مجلس کمی در عزم خودش جدی نبوده و به خصوص دولتها در تأمین بار مالی این قوانین اقدامی انجام ندادند، این قانون هم به جایی نرسیده است.
وی با اشاره به اینکه ما در حال حاضر ۱۲ میلیون جوان در سن ازدواج داریم که متأسفانه نزدیک به ۱.۵ میلیون نفر از آنان در آستانه تجرد قطعی هستند، گفت: بنده امیدوارم و تلاش خواهم کرد و مطمئن هستم جمع همکاران ما در مجلس شورای اسلامی در این راستا تلاش خواهند کرد چرا که مقام معظم رهبری در تمام دیدارهای خود به خصوص در دیدار اخیر با نمایندگان مجلس مجدداً روی این موضوع تاکید فرمودند.
نایب رئیس مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: حتماً مجلس یازدهم باید برای این مساله جدی و ملی فکری اساسی کند. البته بنده خبر دارم جمعی از نمایندگان فعالیتهایی را در این زمینه آغاز کردهاند و امیدوارم با همکاری همه نمایندگان بتوانیم کاری مؤثر در جهت برطرف کردن موانع ازدواج، آسان سازی تشکیل خانواده، پایدارسازی خانوادهها، کاهش طلاق و به خصوص کمک به فرزندآوری و ایجاد یک بستر مناسب که یک خانواده متعهد و متدین ایرانی بتواند تشکیل زندگی دهند، گام بردارد.
قاضیزاده هاشمی بیان کرد: تمایل به فرزندآوری در جامعه ایرانی طبق بررسیهایی که انجام شده نزدیک به سه فرزند است و وظیفه دولت و مجلس است که این مسیر را آسان کنند تا جامعه ما به خواست قلبی خودش در این زمینه برسد.
محمدرضا باهنر در بخشی از گفتگوی تفصیلی خود با خبرآنلاین با انتقاد از عملکرد برخی نمایندگان مجلس یازدهم گفت: شاید در همه جریانات سیاسی این وضعیت وجود دارد که بعضی از دوستان از یک نردبان بالا می روند و بعد که به قله می رسند دیگر کاری با نردبان و آن تشکیلاتی که آنها را حمایت کرده است ندارند و بعضا اعلام برائت هم می کنند.
وی افزود: اگر الان هم فکر کنید که مجلس تحویل یک جریان اصولگرایی شده و این جریان اصولگرایی یک پدرخوانده یا یک مرکز سیاسی یا یک اتاق فکر بیرون داشته باشد و اینها با هم کار می کنند، متاسفانه از این خبرها نیست و این جریانات سیاسی بیشتر در زمان انتخابات مقداری به جنب و جوش می آیند و فعالیت هایی می کنند و بعد هم ارتباط، ارتباط تشکیلاتی حزبی تعریف شده نیست و ما این گرفتاری را داریم. اینکه من بگویم کسانی که به مجلس رفته اند، الان منتظر هستند ببینند شورای مرکزی و ائتلاف اصولگرایی چه می گوید و حرف آن را گوش کنند، اصلا اینگونه نیست؛ آنها رفته اند و کار خودشان را می کنند.
این فعال سیاسی اصولگرا تصریح کرد: مجلس یازدهم خوب شروع کرده است اما مسائلی هم وجود داشت. در روز اول ۱۰ نفر کاندیدای ریاست داشتیم و ۲۰ و چند نفر می خواستند نایب رئیس شوند، اینها اکثرا می گفتند که ما از یک حزب هستیم اما الحمدالله مسئله مدیریت شد و این بخش در مجلس به خیر گذشت، اما این مشکلات و این اختلافات وجود دارد. یا مثلا برای ۲۹۰ کرسی نمایندگی مجلس ۱۵ هزار نفر ثبت نام می کنند که این خیلی کار را به هم گره می زند.
باهنر با بیان اینکه اکثر نمایندگان دوران حکمرانی خوب را هیچ کجا نگذرانده اند و با ذهنیات غیر علمی و غیر واقعی خودش نماینده شده اند، گفت: همین حالا ببینید که در مجلس چه غوغایی است، چون مشکلات مملکت پیچیده است و عوامل زیادی دارد، نماینده ها هم یک طرح روشن و مشخصی برای برون رفت از این وضعیت ندارند و فکر می کنند مهمترین وظیفه شان دعوا کردن با دولت است. من ممکن است خیلی نقدها به دولت بکنم اما اصلا این قوای سه گانه نباید فکر کنند که می توانند در تقابل با هم دیگر مشکلات مملکت را حل کنند، اینها باید همگرا، همراه و همفکر باشند و یکدیگر را اصلاح کنند تا بتوانند بعضی از مشکلات را حل کنند.
دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین خاطر نشان کرد: از روز اولی که مجلس شورای اسلامی در هر دوره آغاز به کار می کند، اقلا ۳ الی ۴ ماه وقت می برد تا نماینده ها روی ریل موردنظرشان بیفتند. تا الان که دعوا بر سر انتخابات هیئت رئیسه مجلس بوده و بعد هم انتخابات هیئت رئیسه کمیسیون ها، از طرفی از حالا تا یک ماه آینده شاید مجلس باید ۱۰۰ نفر ناظر را برای جاهای مختلف طبق قوانین موضوعی کشور انتخاب کند. بنابراین الان اصلا نمی توان روی رفتار و عملکرد مجلس یازدهم قضاوتی داشت.ما در حال تلاش هستیم تا آنها روی غلتک درستی بیفتند.
کنایههای صریح باهنر به نمایندگان جدید: انتخابات هیات رئیسه مجلس به خیر گذشت /برخی تصور میکنند مهمترین وظیفه نماینده دعوا با دولت است
وی ادامه داد: تصور بعضی از نماینده ها این است که دولت کم کار است و باید دولت را اصلاح کرد، بعضی ها می گفتند از رئیس جمهور سوال کنیم، بعضی ها می گفتند که سوال فایده ندارد و ما باید عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور را مطرح کنیم، اینها یکسری توهمات است، یعنی الان در فاصله یک سال و نیم پایان دولت، گرفتن عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور نه ممکن است و نه مصلحت ، ساختار دولت را هم نمی شود عوض کرد، چون دولت آقای روحانی یک تعاریفی دارد و ممکن است تأنی هایی در حرکت کردن داشته باشد.
باهنر با اشاره به ترکیب هیئت رئیسه مجلس یازدهم و ریاست محمدباقر قالیباف بر آن، اظهار کرد: آقای قالیباف یک نکته مثبت و خوب دارد و آن این است که عقل حکومتی خوبی دارد. بعضی از دوستانمان هستند که عقل سیاسی خوبی دارند اما عقل حکومتی ضعیفی دارند. در این مشکلات پیچیده کشور سه قوه باید با هم مشکلات را حل کنند و علیه هم نباشند، این را باید مدیر مجلس بفهمد و بداند، نه اینکه کوتاه بیاید و تسلیم دولت شود، اما باید دولت را تاتی تاتی کند و هل دهد و کاری انجام دهد؛ اگر قرار باشد چوب بردارد و دنبال تهدید باشد مشکل حل نمی شود.
این عضو شورای ائتلاف نیروهای انقلاب تصریح کرد: از این جهت روحیه آقای قالیباف روحیه مناسبی است، اما تا بر مدیریت مجلس عادت کند ممکن است مقداری طول بکشد، هرچند عملکرد آقای قالیباف با توجه به اینکه مدیریت کردن نماینده های مجلس کار سختی است تاکنون خوب بوده، چون اگر نماینده ها نخواهند کاری انجام شود هیچ کس نمی تواند آنها را مجبور کند مگر اینکه رئیس مجلس آنها را قانع کند. در مجلس اصولا کارها باید اقناعی و لابی گری باشد و دستوری کاری پیش نمی رود.
کتاب «یار کجاست»، نوشته رحیم مخدومی و نشر انتشارات رسول آفتاب، کتابی است که توجه مقام معظم رهبری را جلب کرد، به نحوی که ایشان درخصوص کتاب مذکور هم سخنانی را ایراد فرمود و هم تقریظ زیبایی نوشت.
مقام معظم رهبری در دیدار نویسندگان حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی در تاریخ ۲ /۳ /۱۳۷۷ فرمودند:
«انصافاً شما سفرنامههای حج خیلی خوبی را منتشر کردهاید. شما هرچه سفرنامه حج منتشر کردهاید، من خواندهام. یعنی یکی از دلخوشیهای من در فصل حج، خواندن سفرنامه حج است. نوشته ایشان (رحیم مخدومی) را هم خواندم. بسیار خوب نوشته است. من تقریظ قشنگی هم در پشت آن، برای ایشان نوشتم. اتفاقاً همین چند روز قبل از این، تصادفاً چشمم به آن افتاد … انسان لذت میبرد وقتی میبیند که چنین استعدادهایی هست، به این خوبی دارد مینویسد؛ زبان قوی، خیال خوب، تصویر قشنگ و جابهجا نکتههای ظریفِ طنزگونه خوب. به اینها باید اهمیت داد.»
و، اما تقریظ قشنگی که مقام معظم رهبری به آن اشاره میفرمایند از این قرار است:
بار دیگر موسم حج شد و وقت انس و معاشقه من با سفرنامههای حج، دودکبابی به ضرورت، با مصداقی از «وصفالعیش، نصف العیش»؛ و «ماشاءالله کان». اما بیشک این یکی از بهترین سفرنامههای حج است که من خواندهام. اگر نگویم بهترین؛ لطیف، پرنکته، ژرفنگر، با روح، موعظهآمیز، گویا و همراه با هنرمندیهای ادیبانه و نگارش؛ از قبیل زیبایی قلم، همراهی طنز، اشتمال بر تصویر، آمیختگی به خیال؛ بعضی جاها از این جهت مثل شعر است… خلاصه اینکه، نوشته زیبا و شیرینی است… مرا دو، سه روزی در هنگام بیداریهای کوتاه پیش از خواب، مست و دلاویز خود ساخت.
کتاب «یار کجاست» نوشته رحیم مخدومی در آستانه ذیحجه به چاپ پنجم رسیده است.
به گزارش خبرگزاری مهر وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران سهشنبه شب در پیامی توییتری نوشت: در مسکو، پیامی مهم به رئیس جمهوری [ولادیمیر] پوتین منتقل کردم؛ گفتوگوهای گستردهای با وزیر امور خارجه [سرگئی] لاوروف درباره همکاری دوجانبه و هماهنگی منطقهای و جهانی [میان ایران و روسیه] داشتم.
ظریف افزود: دیدگاههای مشابهی [با روسیه] درباره برجام و نیاز به رعایت قوانین بینالملل داریم؛ انعقاد توافق بلندمدت برای همکاری جامع راهبردی به توافق رسیدیم.
محسن رهامی در گفت و گو با ایسنا، با اشاره به تاثیر کرونا بر اقتصاد کشور، اظهار کرد: کرونا موجب شده است که بسیاری از کسب و کارها تعطیل و کارمندان و کارگران زیادی بیکار شوند، این بیماری بیشترین فشار را بر طبقات پایین وارد کرده و موجب گسترش نارضایتی شده است و شاید این نارضایتی موجب کاهش مشارکت در انتخابات ۱۴۰۰شود.
وی با اشاره به کاهش فعالیت جریان های سیاسی، ادامه داد: احزاب و جریان های سیاسی معمولا در این فاصله تا انتخابات، نظرات خود را اعلام کرده و کاندیدهای احتمالی خود را غیرمستقیم معرفی می کردند، اما اکنون فعالیت چندانی ندارند و اگر شرایط به این گونه پیش رود، شاهد کاهش مشارکت جامعه و جریان های سیاسی در انتخابات خواهیم بود و شرایط مشارکت انتخابات۹۸ شاید عمومی تر شود، زیرا در انتخابات مجلس، عوامل محلی و قومی در مشارکت تاثیر مثبت دارد ولی در انتخابات ریاست جمهوری چنین ویژگی وجود نداشته و عوامل محلی و قومی موجب افزایش مشارکت نمی شود.
این فعال سیاسی با بیان اینکه جریان اصلاحات می تواند بین شصت تا هفتاد درصد جامعه را پای صندوق آرا بیاورد، خاطرنشان کرد: با این حال در انتخابات ۹۸ کاندیداهای این جریان ردصلاحیت شدند و با استعفای عارف و موسی لاری،شورای سیاستگذاری هم تعطیل شد و انسجام دوباره اصلاح طلبان زمان بر خواهد بود. وقتی اصلاح طلبان به صورت جدی در صحنه نباشند، رقیب آنها هم حضور چندان چشمگیری نخواهد داشت. وقتی مثل انتخابات۹۸ اصلاح طلبان در صحنه نباشند، رقیب هم بی انگیزه خواهد شد و این وضعیت در انتخابات۱۴۰۰ می تواند تشدید شود.
رهامی با اشاره به تاثیر نارضایتی مردم در کاهش مشارکت در انتخابات، گفت: در این شرایط شاید با تایید صلاحیت کسانی که شعارهای پوپولیستی و عوام فریبانه می دهند، تلاش شود تا مشارکت بیشتر شود. حتی ممکن است برخی اصلاح طلبان که در شرایط عادی هیچ گاه تایید صلاحیت نمی شدند هم تایید صلاحیت شوند تا مشارکت افزایش یابد. در انتخابات سال۷۶ محمد خاتمی بیست میلیون رای آورد در حالیکه اگر او تایید نمی شد شاید مجموع رای دهندگان بیش از ده میلیون نفر نمی شد. در سال۹۲هم تقریبا همین شرایط بوجود آمد.