دسته: اخبار سیاسی

تحلیل اخبار سیاسی در تمام اقصی نقاط ایران و جهان و  ارائه خبرهای سیاسی روز

  • تمام قد در مقابل پیکر شهدای خانطومان می‌ایستیم

    تمام قد در مقابل پیکر شهدای خانطومان می‌ایستیم

    تمام قد در مقابل پیکر شهدای خانطومان می‌ایستیم

     

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مجمع تشخیص مصلحت نظام محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در صفحه اینستاگرام خود با گرامیداشت حماسه شهدای مدافع حرم در خان طومان نوشت: «بازگشت پرافتخار پیکر شهیدان عالی مقام، رضا حاجی زاده، علی عابدینی، محمد بلباسی، محمود رادمهر و حسن رجایی فر از استان مازندران و شهید زکریا شیری از استان قزوین و شهید محمد سلمانیان از استان البرز و شهید مهدی نظری از استان خوزستان که با فداکاری خود در خان طومان و مناطق در حال منازعه مانع از نزدیک شدن داعش به مرزهای ایران شدند را گرامی می‌داریم و تمام قد در مقابل پیکر پاک و مقدس آنها می‌ایستیم.

    خان طومان یا همان شهرک ۱۰۰۰۰ نفره‌ای که با هجوم جنایتکاران تکفیری از سکنه و زندگی خالی شده بود، به جهت اشراف به شاهراه مواصلاتی اعزاز که حلب را به دمشق متصل می‌کرد نقطه استراتژیکی محسوب می‌شد که در سال ۹۲ به تصرف جبهه النصره در آمد. خان طومان پس از آن به بارانداز تکفیری‌ها بدل گردید و نفرات و تجهیزات با تسلط بر این منطقه برای تکفیری‌ها ارسال می‌شد.

    این نقطه حساس با عملیات غیور مردان مقاومت از جبهه النصره باز پس گرفته شد و پس از آن روحیه عوامل تکفیری و اربابانشان در هم خرد شد.

    این شکست آمریکا را به پیشنهاد مذاکره و آتش بس با طرف‌های درگیر کشاند.»

     

    اخبار سیاسی |

  • نظر یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب درباره کاندیدای احتمالی در انتخابات ۱۴۰۰

    نظر یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب درباره کاندیدای احتمالی در انتخابات ۱۴۰۰

    نظر یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب درباره کاندیدای احتمالی در انتخابات ۱۴۰۰

     

    اعتمادآنلاین| هشت ماه تا انتخابات ریاست جمهوری مانده و گمانه‌زنی‌های درباره کاندیدا‌های احتمالی هر روز بیشتر و جدی‌تر می‌شود. رسانه‌ها و البته سیاسیون مدام در حال اظهارنظر بوده و سعی دارند که گزینه‌های مورد نظر خود ترغیب به کاندیداتوری کرده و آن‌هایی که مناسب نمی‌دانند را نیز از این کار منصرف کنند. در جریان اصلاح‌طلب نیز اگرچه هنوز اجماع نظری پیرامون مشارکت و نحوه آن حاصل نشده است، شاهد گمانه‌زنی‌های بسیار هستیم. یکی برای محسن هاشمی فرش قرمز انداخته و دیگر از جدی شدن کاندیداتوری جهانگیری می‌گوید. یک حزب سنگ ائتلاف با لاریجانی را به سینه زده و دیگر محمد رضا خاتمی را به عنوان اصلاح طلب خالص معرفی می‌کند. یکی مثل عارف خود بهترین فرد برای کاندیداتوری می‌داند و دیگری مثل ظریف اصرار دارد که در حیطه تخصصی خود بماند و فعالیت کند. در این میان افراد کمتر سرشناسی مثل سورنا ستاری هم مطرح می‌شوند!

    اغلب این افراد، اما از نظر افکارعمومی شانسی برای پیروزی در انتخابات ندارد. اثبات این مدعا البته نیازمند برگزاری انتخابات و یا حداقل نظرسنجی است و ما نمی‌توانیم مثل آقای روحانی از روی چهره‌های مردم این را بفهمیم. تنها نکته‌ای که سبب می‌شود به این موضوع باور داشته باشیم اظهارات سیاسیو اصلاح طلب است که خود بخشی از مردم و افکار عمومی هستند.

    برای مثال در گفت‌وگویی با ناصر قوامی، فعال سیاسی اصلاح‌طب و نماینده پیشین مجلس خواستیم که نظرش را درباره گزینه‌های مطرح شده به عنوان کاندیدا‌های احتمالی اصلاح طلبان بگوید.

    قوامی کاندیداتوری اسحاق جهانگیری را اشتباهی بزرگ خواند و گفت: «آقای جهانگیری در این هشت سال چه کرده که حالا دوباره کاندیدا شود؟! دلار شده ۳۱ هزار تومان. واقعا خنده دار است که بخواهند کاندیدا شود و فکر کند که مردم نمی‌گویند شما در این مدت چه کردی که به خاطر آن به شما رای بدهیم».

    او درباره کاندیداتوری محسن هاشمی، رئیس شورای شهر تهران نیز گفت: «محسن هاشمی هم در شورای شهر کار خاصی نکرد و مردم عملکرد ویژه‌ای از او ندیدند. هیچ تحولی در تهران که مردم را راضی نگه دارد ندیدیم. شما خبرنگاران اگر دیدید به ما هم بگویید».

    وی در واکنش به اینکه محمدرضا عارف هم از جمله گزینه‌های مطرح اصلاح طلبان است، گفت: «عارف که دیگر هیچ. او کلا اوت است. عارف با عملکردی که در مجلس دهم داشته است کسی او را قبول ندارد. به نظر من عارف عاقل‌تر از آن است که کاندیدا شود.

    قوامی همچنین در واکنش احتمال کاندیداتوری عباس آخوندی گفت: «آقای آخوندی وزارت راه و مسکن را به گند کشید حالا چطور می‌خواهد مملکت را اداره کند؟!»

    این فعال سیاسی اصلاح طلب در پاسخ به اینکه سورنا ستاری، معاون علم و فناوری رئیس جمهور چقدر برای کاندیداتوری و موفقیت در انتخابات شانس دارد، گفت: «او را نمی‌شناسم».

    تنها گزینه مورد تایید قوامی محمدرضا خاتمی بود و گفت: «به نظر من اگر آقای خاتمی بیاید و تایید صلاحیت هم بشود، گزینه بسیار بسیار خوبی است».

    این نماینده پیشین مجلس در پاسخ به اینکه آیا اصلاح طلبان ممکن است که راضی به ائتلاف با علی لاریجانی شوند، نیز گفت: «هیچ اصلاح‌طلب عاقلی با آقای علی لاریجانی ائتلاف نخواهد کرد».

    منبع: نامه‌نیوز

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • وقتی مردم نادیده گرفته شوند / موفقیت‌های واقعی یا خیالی را به نام خود ثبت می‌کنند و شکست‌ها را به پای مردم

    وقتی مردم نادیده گرفته شوند / موفقیت‌های واقعی یا خیالی را به نام خود ثبت می‌کنند و شکست‌ها را به پای مردم

    وقتی مردم نادیده گرفته شوند / موفقیت‌های واقعی یا خیالی را به نام خود ثبت می‌کنند و شکست‌ها را به پای مردم

     

    اعتمادآنلاین| عباس عبدی، تحلیلگر مسائل سیاسی و اجتماعی در یادداشتی نوشت: کووید-۱۹ در ایران رکورد جدیدی را ثبت کرد. علت چیست؟ بدون تردید ما هر چه بگوییم در حد فرضیه است و نمی‌توان اظهارنظر قطعی کرد. چرا؟ به این دلیل روشن که بحث درباره کووید-۱۹ و کرونا از عرصه عمومی کشور خارج و به ستاد کرونا محدود شده است. و این شاید مهم‌ترین علت بروز وضعیت ناگوار جامعه ما در مواجهه با ویروس کرونا است.

    متاسفانه اگر دقت کنیم متوجه می‌شویم که در ابتدای ورود کرونا اظهارنظرهای عمومی و مردم و جامعه در این باره قابل توجه بود ولی اکنون با اینکه وضع فوتی‌ها و مبتلایان بدتر شده است شاهد این حساسیت نیستیم، این نتیجه خارج کردن جامعه از موضوعی است که برای آنان اهمیت داشته است.

    از ابتدای ورود این ویروس کوشش جدی و آگاهانه‌ای بود که موضوع نادیده و کم‌اهمیت تلقی شود. بعد که کار از این مرحله گذشت آن را امنیتی نمودند و انتشار اطلاعات و داده‌ها را که محدود بود محدودتر کردند. تقریبا به هیچ‌یک از پرسش‌های اساسی پاسخ نمی‌دادند. بحث و گفت‌وگو و تصمیم‌گیری به‌طور کامل منحصر شد به ستاد کرونا. جامعه در برابر تصمیمات آن منفعل بود و در نهایت همراهی نمی‌کرد. خط‌مشی ثابت و روشنی که مردم به آن اعتماد کرده و با آن همراهی کنند اتخاذ نشد، از این رو سفرها برقرار بود، رفت و آمدهای بدون فاصله و بی‌ضابطه رواج داشت و مسوولان نیز در پی خواهش و تمنا کردن بودند و گناه را به گردن مردم می‌انداختند و در پی برگزاری مراسم عزاداری یا افتتاح مدارس بودند. در حالی که توجه نداشتند، «الناس علی دین ملوکهم».

    ابتدا خوشحال و مدعی بودند که غربی‌ها تماس می‌گیرند و می‌پرسیدند که شما چگونه جلوی کرونا را گرفتید؟ بعد که معلوم شد نمودار ابتلا و مرگ و میر ناشی از کرونا در ایران به نسبت منحصر به فردترین نمودار است، و از این نظر باعث تاسف شده است، دیگر سخنی نگفتند و به سوی مردم نشانه رفتند. موفقیت‌های واقعی یا خیالی را به نام خود ثبت می‌کنند و شکست‌ها را به پای مردم. در بی‌سیاستی یا شلختگی سیاسی همین بس که گفتند یک میلیارد دلار برای بخش بهداشت و درمان تخصیص داده شده است، ولی از آن روز به بعد هر از گاهی وزیر مربوط مشکلات ناشی از نپرداختن مبلغ مصوب با دولت را به عرصه عمومی می‌کشاند، شاید هم حق دارد چرا که در داخل نظام اداری کشور ره به جایی نمی‌برد. سیستمی که مدعی‌اند دستمزد کادر درمانش را نداده است و می‌گویند که تقاضای مهاجرت کادر درمان از کشور زیاد شده، و هیچ‌کس هم پاسخگوی جدی این وضع نیست. از این مشکلات فراوان می‌توان برشمرد ولی مساله این یادداشت طرح یک نکته و یک سوال دیگر است که امیدوارم مورد توجه قرار گیرد.  نکته مورد نظرم غیبت حضور مردم و جامعه مدنی در مبارزه با ویروس کرونا است.

    نه جامعه پزشکی، نه نهادهای خیریه، نه فعالان اجتماعی و سیاسی و نه اقتصاددانان، جامعه‌شناسان، روانشناسان و… هیچ‌کدام حضور ملموسی در این ماجرا نداشتند. چه در تحلیل آن، چه در سیاست‌گذاری، چه در فرهنگ‌سازی. نتیجه چنین غیبتی همین می‌شود که جامعه خود را در برابر این پدیده منفعل احساس می‌کند و با سیاست‌های رسمی نیز همنوایی و همراهی نمی‌کند. قرار نیست که جامعه را فقط با جریمه مجبور به زدن ماسک کرد، راه‌های موثرتر و عملی‌تری از این اقدام نیز هست. سال پیش اوایل اسفند و در ابتدای ورود این ویروس نوشتم که «کرونا سنگ محک» است. چند روز بعد نوشتم که «کرونا، آزمون آزمون‌ها» است و توضیح دادم که: «خیلی روشن باید گفت که؛ وزارت بهداشت قادر به حل مناسب اپیدمی کرونا نیست. چرا؟ به این دلیل ساده که، این مساله در اصل یک پدیده سیاسی و اجتماعی است و وجه بهداشتی و درمانی آن گرچه مهم است ولی فرع به وجوه دیگر است. نه فقط این وزارتخانه بلکه مجموعه مدیریت جامعه نیز برای حل این بحران مشکل دارد. زیرا حل این بحران نیازمند اتحاد و انسجام و اقتدار و کارآمدی مدیریتی در ساختار قدرت و نیز وجود حداقلی از امکانات و بالاخره اعتماد مردم و نخبگان به سیاست‌گذاران و مجریان است. متاسفانه هیچکدام آنها وجود ندارد.» این را از ذهن بیرون کنیم که بدون مشارکت عمومی یا حداقل بدون وجود اعتماد عمومی می‌توان کاری انجام داد. مثال چین را هم از ذهن خود پاک کنید، چرا که مردم چین به تصمیمات دولت خود اعتماد دارند، زیرا به‌طور تجربی برای چند دهه موفقیت‌آمیز بودن آنها را تجربه و لمس کرده‌اند و این فرق می‌کند با ما که هنوز جوهر تصمیمات رسمی خشک نشده، در اجرای آن ان‌قلت می‌آورند و بعد هم کل ماجرا فراموش می‌شود. پس بدون اصلاح نظام تصمیم‌گیری و مشارکت عمومی، تصور اینکه از پس کرونا یا موارد مشابه و غیر مشابه دیگر برآییم را کنار بگذارید؛ فقط باید امید داشت که واکسنی موثر بیاید و الا درگیری ما با کرونا پایانی جز ضربه ‌فنی شدن ندارد.

    منبع: روزنامه اعتماد

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • اتاق مشایی در زندان به نجفی رسید /احمدی نژاد یار غارش را فراموش کرده است؟

    اتاق مشایی در زندان به نجفی رسید /احمدی نژاد یار غارش را فراموش کرده است؟

    اتاق مشایی در زندان به نجفی رسید /احمدی نژاد یار غارش را فراموش کرده است؟

    بسیاری آگاه هستند که دیده شدن برای محمود احمدی‌نژاد خیلی مهم است مانند آن روز که دلتنگی‌اش پس از درگذشت هوگو چاوز را علنی کرد یا روزی که برای آنجلینا جولی در توئیتی تصریح کرد: «با صحبت صریح شما درباره وجود تبعیض بنیادین در جهان موافقم». احمدی‌نژاد برای داخلی‌ها هم نامه می‌نویسد به‌ویژه آنکه نگران دو یار وفادارش یعنی مشایی و بقایی است. اگر به بررسی نامه‌های احمدی‌نژاد در موضوعات داخلی پرداخته شود، مشاهده می‌کنید که سهم بالایی از آنها به ماجرای زندانی بودن بقایی و لزوم آزادی او اختصاص دارد.

    نامه احمدی‌نژاد به وزیر اطلاعات

    ۱۹ مهر بود که نوشتند: «رئیس‌جمهور سابق درباره حمید بقایی به وزیر اطلاعات نامه نوشت. احمدی‌نژاد با ارسال نامه‌ای خطاب به سید محمود علوی وزیر اطلاعات، ضمن تشریح اقدامات مخرب و غیرانسانی برخی عوامل موثر در دستگاه اطلاعاتی کشور علیه آقای حمید بقایی و یاران نهضت به سوی بهار، خواستار برخورد جدی وی با این عناصر شد.»

    یار من آزاد شود

    نامه‌ها با محتوای تاکید بر لزوم آزادی بقایی زیاد است به عنوان نمونه محمود احمدی‌نژاد در سال۹۶ در نامه‌ای ضمن انتقاد به بازداشت بقایی، خواستار آزادی فوری وی شده است. او در این نامه آورده بود: «مجددا شهادت می‌دهم که برادر عزیزم آقای حمید بقایی فردی مومن، انقلابی و فداکار و پاک‌دست و خدوم و باورمند به ارزش‌های الهی و انسانی و مردی کاردان و مردمی است. اتهام آقای بقایی اجرای مصوبه دولت در تخصیص مجموعا سیصد میلیون تومان پاداش پایان دوره و پس از ۸ سال تلاش بی‌وقفه و شبانه‌روزی به هجده نفر از اعضای دولت بوده است که تمام نهادهای قانونی نظارتی عدم مغایرت آن با قانون را رسما اعلام کرده‌اند.» در سال‌۹۷ هم جهان‌نیوز نوشت: «محمود احمدی‌نژاد، طی نامه‌ای خطاب به فرمانده سپاه قدس، ضمن ادعای پادرمیانی سردار سلیمانی برای آزادی مهدی جهانگیری، از شهادت ندادن وی به بی‌گناهی بقایی اعتراض کرد! پیشتر هم احمدی‌نژاد پیرامون پرونده قضائی بقایی، خطاب به فرمانده سپاه قدس دست به قلم شده بود.» ۲۰ شهریور ۹۷ هم ایلنا نوشت: «محمود احمدی‌نژاد در نامه‌ای به مقام معظم رهبری با اشاره به شرایط جسمی حمید بقایی در زندان، درخواست کرد مقامات قضائی ضمن پذیرش اعاده دادرسی، نسبت به برقراری امکان تماس تلفنی بقایی با خانواده و مرخصی وی اقدام نمایند.»

    مشایی کجاست؟

    آن‌طور که برخی اصولگرایان می‌گویند احمدی‌نژاد معتقد بوده او، بقایی و مشایی یک روح در ۳ بدن هستند اما چرا مدت‌هاست احمدی‌نژاد نامی از مشایی نمی‌آورد یا تلاش برای آزادی او نمی‌کند؟ آیا مشایی درمرخصی است یا روابطش با محمود تیره و تار شده که نامه‌ای با محوریت آزادی او منتشر نمی‌شود؟ اصولگرایان هم ترجیح می‌دهند اشاره‌ای به مشایی نداشته باشند، تنها جهان نیوز چند روز پیش نوشت:« شنیده شده که اتاق محل اقامت آقای اسفندیار رحیم‌مشایی معاون و مشاور رئیس‌جمهور سابق در زندان اوین را به آقای‌محمدعلی‌نجفی داده‌اند. کانال تلگرامی دولت بهار؛ منتسب به هواداران احمدی‌نژاد در خبری مدعی انتقال محمدعلی نجفی (شهردار سابق تهران) به اتاق مشایی (رئیس دفتر رئیس‌جمهور سابق) در بند چهار زندان اوین شد. این کانال تلگرامی در ادامه نوشت: اتاق محل اقامت آقای اسفندیار رحیم‌مشایی معاون و مشاور رئیس‌جمهور سابق در زندان اوین را به آقای محمدعلی نجفی داده‌اند و ایشان را به اتاق دیگری منتقل کرده‌اند که امکانات چندان مناسبی ندارد!»

    ۲۷۲۷

     

    اخبار سیاسی | بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • سواستفاده انتخاباتی جریان راست افراطی از بحران کرونا / در این تراژدی انسانی تقصیر از ناحیه تصمیم گیران و قصور از ناحیه جامعه بود

    سواستفاده انتخاباتی جریان راست افراطی از بحران کرونا / در این تراژدی انسانی تقصیر از ناحیه تصمیم گیران و قصور از ناحیه جامعه بود

    سواستفاده انتخاباتی جریان راست افراطی از بحران کرونا / در این تراژدی انسانی تقصیر از ناحیه تصمیم گیران و قصور از ناحیه جامعه بود

    اعتمادآنلاین| وضعیت سیاسی کنونی بی‌تردید متأثر از شرایط همه‌گیرشدن ویروس کروناست؛ به‌نحوی که این احتمال وجود دارد که استمرار وجود این ویروس در سطح جهان و البته ایران بر انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده هم تأثیرگذار باشد. به همین دلیل به‌نظر می‌رسد هر تحلیلی باید با درنظر گرفتن ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ناشی از این ویروس انجام شود. برای بررسی این موضوع با مصطفی معین گفت‌وگویی انجام شده است که در ادامه  می‌خوانید:

    ‌تأثیر کرونا بر مناسبات سیاسی داخلی را چطور ارزیابی می‌کنید؟

    دولت روحانی و حامیان آن به دلیل ضعف پایبندی به وعده‌های انتخاباتی، ناکارآمدی اقتصادی و ناتوانی در مدیریت درست بحران کرونا تحت فشار افکار عمومی قرار گرفته‌اند و تحریم‌های اقتصادی آمریکا نیز مزید بر علت و نارضایتی بیشتر مردم شده است. از سوی دیگر جریان راست افراطی همین شرایط بحرانی را فرصتی برای طرح ادعاها، وعده‌های خیالی و انجام فعالیت‌های نمایشی و پوپولیستی قرار داده و زمینه‌سازی سیاسی و اجتماعی برای انتخابات ریاست‌جمهوری در سال ۱۴۰۰ را آغاز کرده است. در این میان به نظر می‌رسد که جامعه تاکنون اعتنایی به این‌گونه تحرکات سیاسی انتخاباتی نکرده است و انگیزه‌‌ای هم برای مشارکت سیاسی و کنشگری فعال ندارد. احساس خطر شبانه‌روزی و لحظه‌به‌لحظه ناشی از همه‌گیری ویروس وحشی کووید‌۱۹، زورگویی حکام نامتعادل آمریکا، تهدیدات منطقه‌‌ای و نگرانی از خدشه‌دار‌شدن مرزها و امنیت ملی، تاکنون سرپوشی بر طرح مطالبات و اعتراضات بوده است.

    ‌برای روشن‌شدن فحوای پرسش بفرمایید منازعات سیاسی داخلی با گسترش کرونا رو به افول یا تزاید گذاشته است؟

    متأسفانه مرگ‌ومیرها ادامه دارد و همان‌گونه که قبلا پیش‌بینی و هشدار داده شده بود، در پاییز رو به افزایش گذاشت و در جامعه به‌صورت امری عادی در‌آمده است! فرصت‌طلبی رقبای سیاسی نیز بدون توجه به مصالح، ضرورت انسجام و منافع ملی ادامه یافته و رو به گسترش است. از سوی دیگر سنگینی فشار تورم و گرانی، بی‌کاری و مشکلات معیشت بر گرده مردم صبور و عدم کارآمدی و پاسخ‌گویی دولت و مجلس جدید در این شرایط می‌تواند زمینه‌ساز اعتراض باشد. پیش‌بینی و پیشگیری شرط اول تدبیر و مدیریت در بحران‌هاست!

    ‌به‌طور‌طبیعی انتظار می‌رود وقتی یک کشور با چنین بحران ملی مواجه می‌شود، نوعی همدلی ملی میان نیروها و جریان‌های سیاسی برای کمک به دستگاه‌های اجرائی درگیر موضوع برانگیخته شود. آیا چنین انتظاری در ایران برآورده شد؟

    شرط مهم ایجاد همدلی و کمک مردم، نهادهای مدنی و فعالان سیاسی و اجتماعی به دولت و دستگاه‌های اجرائی این است که آنها صداقت، وفای به عهد و کارآمدی خود را در عمل نشان دهند. متأسفانه تاکنون وعده‌های انتخاباتی آقای رئیس‌جمهور و همکارانش در دولت تحقق نیافته است. آنها نتوانسته‌اند صادقانه به گفت‌وگو با جوانان و جامعه و مشارکت در درد و رنج آنها بنشینند، با دفاع از حقوق شهروندی فضای سیاسی و اجتماعی امن و آزادی را تحقق دهند و ارتباط فعال و اعتماد‌آمیزی با دانشگاهیان و نخبگان علمی و مدیریتی برقرار کنند. نگاه به خارج برای حل مسائل و تنگناهای اقتصادی یا سیاسی و نقض عهد با مردم، به بی‌اعتمادی بیشتر جامعه و کاهش بیشتر سرمایه اجتماعی کشور انجامیده است.

    ‌نوع عملکرد دولت در کنترل این بیماری را چطور می‌بینید؟

    از همان ابتدای پاندمی در سال ۹۸، دولت آن را جدی نگرفت و رویکردی علمی، عملکردی شفاف و منطقی هم از مسئولان دولتی مشاهده نشد! شفافیت اقدامات، مشورت با متخصصان و کارشناسان و نهادهای مدنی و پاسخ‌گویی حداکثری مسئولان شرط ضروری برای ایجاد اعتماد در جامعه و جلب همکاری و مشارکت مردم در رعایت توصیه‌ها و پروتکل‌های بهداشتی و ایمنی است. این فرایند در کشورهای جهان سوم معمولا انجام نمی‌شود و امور مختلف مدیریت بحران و تصمیم‌گیری‌ها به‌صورت غیرشفاف، دستوری و از بالا به پایین، با سیاست‌های متغیر و بی‌ثبات و اقداماتی بدون توجه به مبانی علمی و نظر کارشناسان و بیشتر بر پایه سعی و خطا به اجرا در‌می‌آید!

    ‌ با درنظر گرفتن فاکتورهای مختلف سیاسی، اقتصادی و‌… آیا دولت ایران امکان اعمال شرایط سختگیرانه قرنطینه را دارد؟

    اگر رویکردها علمی باشد و تصمیمات با مشارکت نخبگان و نهادهای مردمی اتخاذ شود و ضرورت‌ها و دلایل مربوط هم صادقانه با مردم مطرح شود، نباید دولت بیش از حد نگران پیامدهای اعمال محدودیت‌های قانونی مانند قرنطینه‌کردن مناطق آلوده، ممنوعیت تجمع افراد در مناسبت‌ها، تعطیلی موقت برخی مشاغل یا الزام همگانی به استفاده از ماسک باشد. البته کمک مالی به فرودستان جامعه و امکان دسترسی برابر عموم به لوازم و ابزار ایمنی و بهداشتی هم از وظایف دولت‌ها در این‌گونه شرایط اضطراری است.

    ‌اگر پاسخ به این سؤال منفی است علت آن را ذکر بفرمایید و اگر مثبت است مدل پیشنهادی شما برای اعمال چنین قوانین سختگیرانه‌ای چیست؟

    همان‌گونه که در سؤال قبلی پاسخ داده شد، تصمیم‌گیری جمعی و تدوین برنامه راهبردی و سند ملی مدیریت بحران کرونا با محوریت نظرات تخصصی متولیان سلامت، تقسیم کار ملی و اجرای برنامه راهبردی با پشتیبانی دولت و مسئولان عالی نظام، بسیج منابع مالی و امکانات و تجهیزات بهداشتی-درمانی، دادن یارانه‌های نقدی و جنسی به دهک‌های درآمدی پایین و آسیب‌دیدگان، ارائه آموزش‌های عمومی از شبکه‌های صداوسیما و شبکه‌های اجتماعی در فضای مجازی، اطلاع‌رسانی منظم از شرایط همه‌گیری در مناطق مختلف به جامعه، ارزیابی و پایش مستمر اوضاع و بهره‌گیری هم‌زمان از تجارب و راهبردهای جهانی برای مهار پاندمی‌ و در نهایت اعمال محدودیت‌های قانونی و الزامات بهداشتی با همکاری قوای سه‌گانه و نیروهای انتظامی و نظامی امکان‌پذیر خواهد بود.

    ‌با توجه به شکل‌گیری موج سوم کرونا، به نظر شما چه شرایطی باعث شد که مسئولان در تصمیمات خود مبنی بر بازگشایی‌ها و عادی‌سازی‌ها تجدیدنظر کنند؟

    باید گفت که از نظر معیارها و شاخص‌های اپیدمیولوژیک، هنوز موج اول همه‌گیری کرونا که در اواخر سال گذشته وارد کشور شد تا این زمان کنترل نشده است. پیامد سیاست‌های ناپایدار و نا‌کارآمد، عادی‌سازی‌های کاذب و مطرح‌کردن دوگانه‌های نادرست، به سرگردانی جامعه و جدی‌نگرفتن خطر بیماری انجامید. این بود که اصول فاصله‌گذاری اجتماعی که قابل اجرا هم نبود،  رعایت نشد، سفرهای بین‌شهری ادامه یافت و تنها اقلیتی از ماسک در اماکن عمومی و… استفاده کردند!

    تجدیدنظر مسئولان در زمینه بازگشایی مدارس‌ یا اعلام تعطیلی در تهران و برخی از کلان‌شهرها به دلیل مخالفت مردم با حضور فرزندانشان در مدارس و اعتراض نمایندگان جامعه پزشکی، منجر به تجدید‌نظر منفعلانه وزارت آموزش‌و‌پرورش و دولت از آن تصمیم شتاب‌زده و غیر‌علمی بود که البته حکم نوشداروی بعد از مرگ سهراب را داشت و آثار آن را در اوج‌گیری موج کرونا به فاصله دو هفته از آن مشاهده کردیم و هنوز ادامه دارد. آیا خسارت‌های جبران‌ناپذیر تلفات کادرهای پزشکی و پرستاری و نیز مرگ‌ومیر سایر هم‌وطنان، کودکان و دانش‌آموزان ما که از میانگین جهانی بالاتر است، ایجاب نمی‌کند که حداقل مسئولان ذی‌ربط صادقانه و مسئولانه از ملت عزیز ایران عذرخواهی کنند؟

    به نظر من انتقاد صادقانه از ضعف عملکرد خود، به تقویت فرد مسئول و نیز به تقویت نظام اجتماعی می‌انجامد.

    ‌چرا در‌حالی‌که گفته می‌شود جهان در موج اول و دوم کرونا به سر می‌برد، ایران وارد موج سوم شده است.

    قبلا عرض کردم که از نظر شاخص‌های اپیدمیولوژیک، موج اول همه‌گیری کرونا در کشور ما به‌طور‌کامل کنترل نشد و هنوز ادامه دارد ولی به دلیل مدیریت غیر‌علمی این بحران و عدم همکاری جامعه، در دو مقطع یعنی در اوایل تابستان و نیز در اوایل پاییز گستره آلودگی و قدرت انتقال و سرایت ویروس هم شدت یافته است! کشورهای اروپایی توانستند موج اول کرونا را کنترل کنند و همان‌گونه که از سوی سازمان جهانی بهداشت هم پیش‌بینی شده بود، در اوایل پاییز موج دوم کرونا در آن کشورها آغاز شده است.

    ‌چه اقداماتی باعث شد که با این وضعیت اسفبار درخصوص تلفات و مرگ‌ومیر مواجه شویم؟

    توافق نانوشته دولت و ملت برای زیر‌پاگذاشتن اصول بهداشت و پیشگیری و عدم رعایت اولویت حفظ جان و سلامت انسان در این تراژدی انسانی تقصیر از ناحیه تصمیم‌گیران و مدیران اجرائی و قصور از ناحیه جامعه بوده است!

    ‌راهکارهای پیشنهادی شما برای عبور از این وضعیت کدام است؟

    متأسفانه باید تاوان بی‌توجهی به حقوق شهروندی را که حفظ و تأمین سلامت انسان در رأس آنهاست، با قربانی‌شدن ده‌ها هزار نفر از زنان و مردان و کودکان بیمار و شهادت بهترین نیروهای کادر پزشکی و پرستاری کشورمان بدهیم‌ و بلکه این شوک برای تغییر نوع نگاه به اهمیت کرامت و سلامت و حقوق اساسی انسان‌ها از سوی مسئولان اجرائی و سیاسی و نیز خود شهروندان کافی بوده باشد.

    ‌برآورد شما از آینده سیاسی و اجتماعی ایران پس از کرونا چیست؟ روزی که به هر طریقی مانند ارائه واکسن و‌… این بیماری مهار شود، آیا به شرایط پیش از کرونا باز خواهیم گشت یا شاهد تغییرات جدی در حوزه‌های مختلف خواهیم بود؟

    وقوع پاندمی کرونا یک نقطه عطف تاریخی است که به تغییر عمیق در روابط و ساختارهای جامعه بشری در سطح ملی و جهانی منجر خواهد شد. کمیت و چگونگی این تغییر یا تحول و هزینه‌های مترتب بر آن متناسب با وضعیت ملت‌ها و حکومت‌های آنها است، این‌گونه نیست که همه چیز به شرایط قبل از کرونا برگردد. در جوامعی با درک و آگاهی و سرمایه اجتماعی بالاتر و ساختار دموکراتیک‌تر، جامعه مدنی حضور بیشتری در سازوکارهای تصمیم‌گیری و اجرائی پیدا خواهند کرد. مردم با تقویت انسجام و احساس مسئولیت مشترک در جهت ارتقای سطح بهداشت و پیشگیری، حفظ محیط زیست و نظارت بر دولت‌ها، هزینه کمتری نیز در این فرایند مبتنی بر تحول خواهند پرداخت. بالعکس در کشورهایی که دچار نابرابری، فقر سیاسی-اجتماعی و اقتصادی و ضعف فرهنگ عمومی و اخلاقیات اجتماعی هستند و ساختار‌های تحمیلی بر آنها حاکم است، ممکن است شرایط پیچیده و پیامدهای وخیم این همه‌گیری مصیبت‌بار به بسته‌شدن بیشتر فضای سیاسی اجتماعی در سال‌های پسا‌کرونا بینجامد. این شرایط و دوره گذاری است که خارج‌شدن از آن با دشواری‌ها و هزینه‌های بیشتری همراه می‌شود. طبیعی است که بسامان‌شدن اوضاع یک جامعه به طور خود‌به‌خودی رخ نخواهد داد و مستلزم تلاش، آگاهی، همبستگی، تغییر نگاه انسان‌ها، اصلاح فرهنگ و احساس مسئولیت و عمل اجتماعی روشنفکران متعهد و نهادهای مردمی آن جامعه است.

    منبع: روزنامه شرق

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • ترکان: از اهانت به رئیس‌جمهور شاد نشوید، این بساط گریبان شما را هم می‌گیرد

    ترکان: از اهانت به رئیس‌جمهور شاد نشوید، این بساط گریبان شما را هم می‌گیرد

    ترکان: از اهانت به رئیس‌جمهور شاد نشوید، این بساط گریبان شما را هم می‌گیرد

     

    اعتمادآنلاین| اکبر ترکان، عضو کابینه دولت سازندگی، در واکنش به اهانت‌هایی که در غالب نقد به دولت روا داشته می‌شود، گفت: هیچ‌گاه ندیدم که به این صورت بی‌مهابا به رئیس‌جمهور توهین شود و نسبت‌های ناروا به او بدهند. در حال حاضر برخی به گستاخی، نسبت‌های بسیار بسیار بد نظیر جاسوسی به مقامات تراز اول کشور و انقلاب می‌دهند و مقام‌های امنیت هم در این مورد، اقدامی نمی‌کنند و این رفتارها را مشاهده می‌کنند. این جریانات که چنین اهانت‌هایی را می‌کنند، سالم نیستند.

     مشاور عالی پیشین رئیس‌جمهور افزود: در حقیقت اینکه هیچ‌ کس و هیچ‌ چیز معتبر نباشد و همه چیز بی‌اعتبار و زیرسوال باشد و یا اینکه بگوییم چهل سال گذشته دست لیبرال‌ها، کج و کوله‌ها و منحرفین بوده، اصل انقلاب زیرسوال می‌رود. لذا نباید از این اهانت‌ها به عنوان یک موضوع ساده عبور کرد، بلکه باید پیگیری شود و ریشه‌های آن را پیدا کرد.

    ترکان در رابطه با اینکه جلوگیری از این اهانت‌ها وظیفه چه نهادی است، تصریح کرد: باید ماهیت افرادی که توهین می‌کنند مشخص شود، اسم برخی از اینها را تا حالا نشنیدم.

    مؤسس حزب اعتدال و توسعه در پاسخ به اینکه با انداختن توپ در زمین یکدیگر مشکلات امروز جامعه حل می‌شود؟ اظهار کرد: با این کارها مشکلات حل نمی‌شوند. این رفتارها ادامه رقابت‌های سال ۹۶، انتخابات ریاست جمهوری است. آن زمان اسمش رقابت بود و الان تبدیل به کینه شده است. در واقع چند نفری که سال ۹۶ با یکدیگر رقابت سیاسی می‌کردند، در حال حاضر رفتار کینه‌توزانه با یکدیگر دارند.

    ترکان در خصوص اینکه راه حلی برای رفع این قبیل کینه‌ها وجود دارد؟ خاطرنشان کرد: کشور بزرگتر دارد و بهتر است توهین کنندگان به تذکرات بزرگ کشور، در مورد توهین ها توجه کنند.

    عضو کابینه دولت سازندگی در رابطه با اینکه در این دوران که همه جناح‌ها با کینه‌ورزی و بدون در نظر گرفتن مصلحت مردم به جان هم افتادند، تا چه اندازه جای خالی افراد فراجناحی نظیر هاشمی رفسنجانی که قابلیت ایجاد اجماع میان جناح‌ها را داشت، احساس می‌شود؟ ادامه داد: این اهانت‌کنندگان به خود هاشمی رفسنجانی هم توهین می‌کنند. البته در دوران دولت سازندگی این قبیل اهانت‌ها به رئیس‌جمهور صورت نمی‌گرفت.

    ترکان در پایان یادآور شد: به افرادی که بابت اهانت به رئیس‌جمهور، ته دلشان شاد می‌شود، توصیه می‌کنم به خودشان بیایند چراکه همین بساط روزی گریبان آنها را هم خواهد گرفت، لذا از این بی‌اخلاقی‌ها خوشحال نباشند.

    منبع:برنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • پاسخ کیهان به این پرسش احمد زیدآبادی: اگر حفظ نظام در توافق و مذاکره با امریکا باشد، این کار را می کنیم؟

    پاسخ کیهان به این پرسش احمد زیدآبادی: اگر حفظ نظام در توافق و مذاکره با امریکا باشد، این کار را می کنیم؟

    پاسخ کیهان به این پرسش احمد زیدآبادی: اگر حفظ نظام در توافق و مذاکره با امریکا باشد، این کار را می کنیم؟

    طبعا برخی از آنان خواهند گفت؛ از آنجا که «استکبارستیزی» هویت نظام جمهوری اسلامی است و هرگونه سازش با «راس استکبار» این هویت را نابود می‌کند، بنابراین، چنین کاری نقض غرض و به عبارتی انتحار سیاسی و نوعی براندازی به دست خویش است که هرگز نباید به آن نزدیک شد حتی اگر بقای فیزیکی نظام به خطر افتد!

    این پاسخ البته در جای خودش قابل تامل است، اما اشکالش این است که با نظریات و آموزه‌های آیت‌الله خمینی سازگار نیست! از نگاه آیت‌الله خمینی، هویت و بلکه فلسفه وجودی نظام جمهوری اسلامی، اجرای احکام و قوانین شریعت اسلامی است، اما او بر این اعتقاد بود که برای حفظ نظام می‌توان اجرای احکام شرعی حتی نماز و روزه و حج را هم تعطیل کرد! حال وقتی که برای حفظ نظام بتوان واجبات قطعی و مسلمی در حد نماز را که از آن به عنوان «ستون دین» یاد شده است، تعطیل کرد، چگونه به همین منظور، از «استکبارستیزی» که در هیچ رساله و کتاب فقهی از وجوب مسلم آن سخنی نرفته است، نمی‌توان دست شست؟

    همین پرسش را اما به شکل و صورتی دیگر، می‌توان در برابر اپوزیسیون اصطلاحا برانداز گذاشت و از آنان پرسید؛ اگر به فرض – حالا از نگاه آنان فرض محال – جمهوری اسلامی با آمریکا وارد مذاکره شود و با آن به توافق رسد، فردای آن روز از این اپوزیسیون چه چیز مشخصی باقی می‌ماند؟».

    فارغ از این که نویسنده خود از جماعت برانداز ورشکسته است و خواسته ردگم‌کنی کند،به نظر می‌رسد پاسخ نغز حضرت امام(ره) به کارتر، احتمالا برای این عنصر غربگرا ناباور به جمهوری اسلامی هم مصداق پیدا کند. سال ۶۰ جیمی کارتر رئیس‌جمهور آمریکا مدعی شده بود که اقدامات جمهوری اسلامی در تضاد با دین اسلام و خلاف مصالح است. امام(ره) در پاسخی لطیف اما کوبنده فرمودند: «من فکر می‌کردم که اسلام‌شناسی [چیست.] قبلا یک مقاله‌ای کسی می‌نوشت، می‌شد اسلام‌شناس؛ چند تا مقاله در روزنامه، در یک جا می‌نوشت، می‌شد اسلام‌شناس؛ گاهی یک کسی یک تاریخی می‌نوشت، می‌شد اسلام‌شناس، بعد کتاب‌سوزی هم می‌کرد؛ مثل (احمد) کسروی، بلکه دعوی نبوت هم می‌کرد. اسلام‌شناسی تقریبا رو به تورم است. خوب، صدام هم اسلام‌شناس شده است! آقای (انور) سادات هم جزو اسلام‌شناس‌هاست که تشخیص می‌دهد که فلان  امر موافق اسلام است، موافق اسلام نیست! اخیرا آقای کارتر هم جزو اسلام‌شناس‌هاست! در یک جلسه‌ای که مسافرت کرده است، گفته است این کارهایی که در ایران، فلان می‌کند این موافق اسلام نیست! خوب معلوم شد  که ما اسلام‌شناس داریم که به ابعاد اسلام‌شناسی اضافه می‌شود! فردا (مناخیم) بگین هم اسلام‌شناس می‌شود و یا شده است این! هی می‌گویند: موافق اسلام نیست».
    عضو گروهک ورشکسته در حالی مصلحت کشور و نظام را به مذاکره با آمریکا گره می‌زند که وی و طیف غربگرای متبوع باید حساب دروغ‌های قبلی درباره برجام را با مردم صاف کنند و توضیح دهند که اگر قصد خیانت به ملت نداشتند یا در بی‌سوادی و سفاهت محض نبودند، چرا مدعی شدند مشکلات کشور به واسطه مذاکره و توافق با آمریکا و دادن برخی امتیازات هسته‌ای برطرف می‌شود؟

    اتفاقاً خدعه و خباثت و عهدشکنی دولت‌های اوباما و ترامپ در برجام نشان داد سیاست بی‌اعتمادی به شیطان بزرگ، منطق استواری داشته است. حالا هم امثال این آقای گروهکی نمی‌توانند پرسشگر باشند بلکه باید پاسخ دهند که چرا توافق بزک شده آنها، هم ۹۵ درصد برنامه هسته‌ای را تعطیل کرد و هم اقتصاد کشور را دچار نابسامانی نمود.

    ۱۷۳۰۲

     

    اخبار سیاسی | بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • ۳۳ تصمیم عملیاتی برای پیگیری مشکلات اصلی خوزستان اتخاذ شده است

    ۳۳ تصمیم عملیاتی برای پیگیری مشکلات اصلی خوزستان اتخاذ شده است

    ۳۳ تصمیم عملیاتی برای پیگیری مشکلات اصلی خوزستان اتخاذ شده است

    به گزارش خبرگزاری مهر، محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی در صفحه شخصی خود در توئیتر نوشت: در جریان ‎نظارت میدانی استان خوزستان، ۳۳ تصمیم عملیاتی برای پیگیری مشکلات اصلی مردم اتخاذ شده است.

    وی افزود: در این راستا ۲۱ توافق‌نامه اجرایی بر اساس ظرفیت‌های قانونی معطل‌مانده با نهادهای اجرایی و گروه‌های مردمی نوشته شده است و با زمان بندی تعیین‌شده درحال پیگیری از مجریان و متولیان است.

     

    اخبار سیاسی |

  • باید از بازگشت کشور به دوران احمدی‌نژاد جلوگیری کنیم

    باید از بازگشت کشور به دوران احمدی‌نژاد جلوگیری کنیم

    باید از بازگشت کشور به دوران احمدی‌نژاد جلوگیری کنیم

     

    اعتمادآنلاین| سعید شمس- صادق جوادی‌حصار، عضو حزب اعتمادملی، در گفت‌وگو با اعتمادآنلاین می‌گوید، اصلاح‌طلبان در گیرودار این هستند که حالا ما در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ چه کنیم؟ آیا فعال شرکت کنیم؟ گزینه معرفی کنیم؟ مردم را دعوت به انتخابات کنیم؟ یا بی‌تفاوت باشیم و همان‌طور که جریان مقابل دولت و مقابل اصلاح‌طلبان تصمیم گرفته، اجازه دهیم مجلس و دولت و قوه قضائیه همه با هم یکدست شوند؟ پس باید منتظر بمانیم و ببینیم چه برنامه‌ای ارائه خواهند داد و چه تدبیری خواهند اندیشید تا در پناه این تدابیر کشور حداقل از بحران جدی ‌اقتصادی نجات پیدا کند. متن کامل این گفت‌وگو به شرح زیر است.

    ***

    *بحث ما درباره رابطه اصلاح‌طلبان و انتخابات ۱۴۰۰ است. در شرایط فعلی خیلی‌ها می‌گویند اصلاح‌طلبان به احتمال زیاد نمی‌توانند حضور جدی داشته باشند.

    اصلاح‌طلبان دردهه ۹۰ به خوبی خودشان را بازسازی کردند؛ در انتخابات سال ۹۲ که آقای روحانی با کنار کشیدن آقای عارف و حمایت اصلاح‌طلب‌ها به توفیق منجر شد و دومین انتخابات هم برای انتخاب مجلس دهم بود که لیست امید برنده شد و امیدی واقعی در بین اصلاح‌طلبان و حتی جامعه ایجاد شد. البته جریان‌های مقابل لیست امید و اصلاحات خیلی تلاش کردند تا این روند را متوقف کنند. به همین دلیل خیلی فشار آوردند تا دولت آن کامیابی‌ای را که انتظار می‌رفت نداشته باشد؛ در واقع به خاطر فشارهای فراوانی که بر دولت آمد متاسفانه آقای روحانی بعد از شروع به کار دوره دوم ریاست جمهوری، مسیر را عوض کرد.

    *این تغییر مسیر چرا و با چه هدفی انجام شد؟

    در واقع حسن روحانی چون رأی اصلاح‌طلبان را پشت سر خود می‌دید حس می‌کرد باید تلاش کند جریان‌های مقابل دولت را در عدم مقابله، متقاعد کند. این امر باعث شد روزبه‌روز جریان حامی دولت و اصلاح‌طلبان از همراهی پشیمان و از دولت دور شوند، همچنین امیدشان هم نسبت به ادامه روند اصلاحی کمتر شود. در این اثنا اتفاقات ناگواری در این حوزه رخ داد، به نحوی که در انتخابات مجلس یازدهم با رد صلاحیت گسترده اصلاح‌طلبان و تلاش برای یکدست کردن مجلس، تقریباً تتمه‌های امید مشارکت فعال را از جریان اصلاحات گرفت. به همین دلیل اصلاح‌طلبان اعلام کردند که ما اگر گزینه شاخصی برای رقابت داشته باشیم، در انتخابات حضور خواهیم داشت، در غیر این صورت تصمیم‌مان این خواهد بود که کاندیدا معرفی نکنیم.

    *این به معنی تایید مساله‌ای است که در سوال اول مطرح شد؟

    بله. اخیراً بر سر انتخابات ریاست‌جمهوری نظرات گوناگونی دوباره مطرح شده است و اصلاح‌طلبان در گیر و دار این هستند که حالا ما در انتخابات چه کنیم؟ آیا فعال شرکت کنیم؟ گزینه معرفی کنیم؟ مردم را دعوت به انتخابات کنیم؟ یا بی‌تفاوت باشیم و همان‌طور که جریان مقابل دولت و مقابل اصلاح‌طلبان تصمیم گرفته، اجازه دهیم مجلس و دولت و قوه قضائیه همه با هم یکدست شوند؟ پس باید منتظر بمانیم و ببینیم چه برنامه‌ای ارائه خواهند داد و چه تدبیری خواهند اندیشید تا در پناه این تدابیر کشور حداقل از بحران جدی ‌اقتصادی نجات پیدا کند. از سویی عده‌ای دیگر می‌گویند، آزموده را آزمودن خطاست. آنها معتقدند در دوره احمدی‌نژاد سختی زیادی متوجه ما شد به طوری که کشور در آستانه سقوط همه‌جانبه بود و به نوعی با بحران فراگیر ملی در آن مقطع مواجه شدیم.

    *حتی آقای محسن رضایی گفتند کشور به لبه پرتگاه رسیده است.

    بله، یک عده‌ای می‌گویند نباید تابع شرایط و جو قرار بگیریم و اجازه دهیم که نیرو یا جریانی از جنس جریان احمدی‌نژاد دوباره بیاید و کشور و دستاورد‌هایی را که طی این سال‌ها در حوزه مناسبات بین‌الملل و داخلی کسب کرده‌، از بین ببرد و ما را برگرداند سرِ خطی که همه جهان با ما ضد شده بودند. به هر حال همه می‌دانند، در دوره‌ای که احمدی‌نژاد کشور را تحویل گرفت تنش‌های بین‌المللی کم شده و ذخیره ارزی ما انباشته بود. اما دولت احمدی‌نژاد فارغ از همه این دغدغه‌های تعلیقی، دولتی ناکارآمد و هزینه‌ساز بود. چون احمدی‌نژاد با وجود همه امکاناتی که آن روزها در اختیار کشور بود، سرخوش از پیروزی ناباورانه‌ای که به‌ دست آورده بود، اموال کشور را مخدوش کرد. در واقع اگر امروز ما آن ذخایر را داشتیم، شاید تا این حد گرفتار نبودیم.

    *بالاخره تکلیف چیست؛ مشارکت یا حاشیه‌نشینی و در قالب تماشاگر رفتار کردن؟

    به هر ترتیب بعضی‌ها می‌گویند‌ ما باید کنشگری و فعالیت کنیم. آنها معتقد هستند تحت هر شرایطی ما باید با گروه سیاسی مسلط در کشور اتمام حجت کنیم و بگوییم، اگر شرایط مهیا شود می‌توانیم انگیزه حضور برای خودمان و انگیزه دعوت برای دیگران را فراهم کنیم. البته این «توانستن» به شرطی است که حاکمیت یک تضمین قابل باور بدهد که انتخابات با مشارکت حداکثری مردم صورت گیرد و بعد از انتخابات هم روندی منطقی بر کشور دایر و جاری باشد، نه اینکه تا به قول معروف «خرشان از پل گذشت» بگویند، ما همانیم که بوده‌ایم. در واقع آنها باید در امور کشور دخالت نکنند و نگویند نظرمان باید به کرسی بنشیند و سخن ما باید در امور کشور جاری باشد. این تضمین باید به هر طریقی داده شود. چون مردم یک ‌بار انتخاب می‌کنند و هر روز قرار نیست که شما به آنها وعده بدهید و بگویید مشارکت کنید، بعد به قول‌تان عمل نکنید؛ یعنی با برگزاری انتخابات پرشور یک آسیب را از کشور دور و خطایی را رفع کنند و بعد از آنکه موانع از بین رفت، آقایان فیل‌شان یاد هندوستان کند و زیر حرف‌شان بزنند.

    *البته به نظر می‌رسد حضور یا غیبت جریان اصلاحات در انتخابات یا هر کنش دیگری برای بخشی از حاکمیت اهمیتی ندارد.

    در این مورد من با شما مخالفتی ندارم و می‌دانم عده‌ای این‌طور فکر می‌کنند. اما همه‌ این‌طور فکر نمی‌کنند. اگر همه‌ این‌طور فکر می‌کردند، برجام به نتیجه نمی‌رسید و آقای روحانی در مرحله دوم رئیس‌جمهور نمی‌شد. بنابراین همه یکسان فکر نمی‌کنند. البته عده‌ای هم تمامیت‌خواه هستند و به دلایل متعدد تا به امروز کارشان را پیش برده‌اند. از طرفی گروهی از اصلاح‌طلبان حال و حوصله یا انگیزه‌ای برای مقابله با این جریان تندرو ندارند تا جایی که ممکن است با این افراد مدارا کنند و بگویند باید با آنها کنار آمد. به همین دلیل یکی از دلایل فعال بودن تندروها مداراهایی است که می‌شود تا در همه امور دخالت کنند و سعی‌شان این باشد که همه امور را با نظر خودشان پیش ببرند. البته اگر با آنها کمی محکم‌تر و قانونی‌تر برخورد شود، مجبور به عقب‌نشینی خواهند شد که در مواردی هم عقب‌نشینی‌شان مشاهده شده است؛ یعنی گاه و بی‌گاه آنها عقب نشسته‌اند، در جامعه، مردم و… اتفاق افتاده است که رقبایشان متحد شده‌اند و اگر بخواهند در برابر این اتحاد بایستند، خودشان را بیشتر از گذشته شکننده خواهند دید و آبرویشان می‌رود. لذا سعی می‌کنند برخی جاها لایی بکشند و رد شوند.

    *اما باز هم مجدانه نظرشان را با هر رفتاری تحمیل می‌کنند!

    بعضی وقت‌ها که میدان را خالی می‌بینند و به فراغت می‌رسند به دنبال کارهای دلخواه خودشان می‌روند. الان هم یک عده‌ای می‌گویند شرایط کشور به گونه‌ای است که اگر مردم پای صندوق‌های رأی نیایند و میزان مشارکت از یک حدی پایین‌تر باشد، اینها دچار مشکلات جدی می‌شوند و ناچار خواهند بود که به یکسری قواعد تن دهند.

    *چطور؟

    آن وقت است که اجبار بین‌المللی و داخلی مجاب‌شان می‌کند به خواسته‌های مردم تن دهند. من نظرات هر ۲ طرف را حائز امتیازاتی برای مردم می‌دانم و این نظرات مخاطراتی هم دارد. مثلاً اگر قرار باشد چنین شود ما باید بگوییم کنار می‌ایستیم و رابطه دنیا با کشور به ما چه ربطی دارد؟ ظاهر این همان است که آنها می‌گویند. اما باطن آنها این است که جریان مسلط جدی اگر پشتوانه مردمی را از دست بدهد و بخواهد خود و کشور را نگه دارد، ناچار است پای میز مذاکره برود و از موضع ضعف هم این کار را انجام می دهد. با این توضیح که مذاکره از موضع ضعف، نتیجه‌ای جز خرج کردن از جیب مردم برای مردم نخواهد داشت؛ یعنی سرمایه‌ای که صرف مذاکرات در موضع ضعف خواهد شد، سرمایه ملی است و این سرمایه در این حالت خرج می‌شود.

    *این یعنی رفتن به استقبال حالت رکود؟

    دقیقاً. بنابراین ما باید خیلی مراقبت کنیم ضمن اینکه مطالبات‌مان را از دولتمردان و سیاست‌گذاران طلب می‌کنیم، در زمانی این مسائل را پیش نبریم که آنها بخواهند در موضع ضعف مطلق قرار گیرند و مجبور شوند با دنیا مراوده‌ای از جنس نفع داشته باشند، چون آن وقت ما ضرر می‌کنیم.

    *بر فرض اصلاح‌طلب‌ها به نتیجه برسند که در انتخابات شرکت کنند؛ سوال این است که مردم را چگونه باید قانع کنند؟ بالاخره بخش قابل توجهی از مردم هنوز به موانع اشراف ندارند و فقط آن سفره‌ای را می‌بینند که روزبه‌روز کوچک‌تر می‌شود؟

    من خودم یک معلم بازنشسته‌ام و دستمزدم در گنج نیست که از رنج مردم فارغ شوم. ما اینها را می فهمیم، اما همین مردم وقتی توجیه و کاملاً متوجه خطر شوند و بدانند چه چیزی را با چه چیزی عوض می‌کنند، ممکن است نه برای خوشایند دل آنان، بلکه برای پیشگیری از یک خطر بزرگ‌تر تصمیماتی بگیرند که آن تصمیم اصلاً قابل تصور نیست.

    مثلاً دوران جنگ افرادی داشتیم که همان غذای ساده‌شان را هم برای رزمنده‌ها می‌فرستادند. بنابراین باید از تمام زوایا و با ظرافت و دقت به ماجرا بنگریم، نه اینکه فقط به یک بعد از قضیه نگاه کنیم. به هر حال گشایش‌ها در فضای مجازی برکات بسیاری برای کشور داشته و مردم را به آگاهی لازم رسانده است.

    *البته عده‌ای این روزها با اشاره به آسیب‌های احتمالی، خواستار اعمال محدودیت در فضای مجازی هستند.

    من هم قبول دارم فضای مجازی آسیب‌هایی هم می‌تواند داشته باشد. به همین خاطر باید خیلی مراقبت کنید که برای دفع این آسیب‌های مختصر در فضای مجازی مجبور نشویم به محدودیت‌هایی که در فضای مجازی ایجاد خواهند کرد، تن و آن فواید فراوان را از دست دهیم. در همین راستا باید اخبار و شایعات و بزرگ‌نمایی‌ها و کوچک‌نمایی‌ها و گاهی سفیدنمایی‌ها و سیاه‌نمایی‌های مطلق و… را در فضای مجازی و رسانه‌ای کم کنیم. به همین دلیل از اهالی رسانه حداقل انتظار می‌رود با رصد و تحلیل دقیق‌تری موضوع‌ها و اخبار را دنبال و به افکار عمومی منتقل کنند.

    *ممنون‌ آقای جوادی‌حصار،‌ ناگفته‌ای مانده است؟

    شرایط کشور بسیار خطیر است و به همین خاطر باید هر کاری که لازم است انجام دهیم تا ایران دوباره به لبه پرتگاه برنگردد. در واقع هر کاری که لازم است باید انجام دهیم تا از بازگشت کشور به دوران احمدی‌نژاد جلوگیری کنیم.

    چکیده گفت‌وگو با صادق جوادی‌حصار

    -اصلاح‌طلبان دردهه ۹۰ به خوبی خودشان را بازسازی کردند

    -روحانی بعد از شروع به کار دوره دوم مسیرش را عوض کرد

    -در دوره احمدی‌نژاد کشور در آستانه سقوط همه‌جانبه بود

    -دوران جنگ افرادی داشتیم که غذای ساده‌شان را برای رزمنده‌ها می‌فرستادند

    -ضرر نشستن پای میز مذاکره از موضع ضعف برای مردم خواهد بود

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • تصویر اذان گفتن رهبر انقلاب در گوش کودک ۲۰ روزه /دعایی ویژه برای فرزندان شهدای مدافع حرم

    تصویر اذان گفتن رهبر انقلاب در گوش کودک ۲۰ روزه /دعایی ویژه برای فرزندان شهدای مدافع حرم

    تصویر اذان گفتن رهبر انقلاب در گوش کودک ۲۰ روزه /دعایی ویژه برای فرزندان شهدای مدافع حرم

     

    خبر کوتاه بود و منقلب کننده. ظهر یکشنبه بود که سردار سرتیپ دوم پاسدار ابوالقاسم شریفی مسئول ایثارگران کل سپاه از شناسایی و تایید هویت پیکر هفت تن از شهدای مدافع حرم منطقه خان طومان سوریه در عملیات تفحص خبر داد؛ خان‌طومانی که هر بار که نامش می آید داغ دل یک امت می شود.

    کربلایی که در سال ۹۵ رخ داد، اما این بار در سوریه و نه در عراق؛ خان طومان یک شهرک راهبردی است که حائل میان دو شهر بزرگ سوریه یعنی حلب و دمشق قرار گرفته, شهرک خان‌طومان یکی از اصلی‌ترین راه‌های کمک‌رسانی گروه‌های تروریستی به یکدیگر از شمال به جنوب استان حلب بود، اتوبانی که روزی داعش در آن جولان می داد؛‌ اما محور مقاومت در عملیات های گسترده ای آن را پس گرفت.

    اما داستان تلخ خان‌طومان از این قرار بود که  محور غربی عربی عبری وقتی دید که تروریست های تحت حمایتش  در موضع ضعف قرار گرفتند و در آستانه نابودی هستند و خان‌طومان در آستانه از دست رفتن است؛‌ به بهانه آتش بس، برای داعشی ها فرصت خرید. با فشار آمریکا آتش بس برقرار شد؛ درست در همان ساعاتی که رزمندگان مدافع حرم آتش بس را قبول و به نوعی به تروریست ها و اربابانشان  رحم کرده بودند،‌ داعش و سایر گروه هی تروریستی نقض آتش بس کرده و به رزمندگان مدافع حرم حمله سختی کردند و شد آنچه نباید می شد.

    هنوز پس از گذشت بیش از پنج سال از کربلای خان طومان داغ این رویداد تازه تازه است.  هنوز هم  می آیند شهدایی که با هم رفتند و پس از چندین سال یکی یکی بر می گردند. نمونه آخر هم شهید مجید قربانخانی معروف به حر مدافع حرم که چندین ماه قبل فقط تعدادی استخوان از پیکر عزیزش به خاک کشور رسید. اما دیروز اعلام شد که شهیدان والامقام رضا حاجی زاده، علی عابدینی، محمد بلباسی و حسن رجایی فر از استان مازندران، شهید زکریا شیری از استان قزوین، شهید مجید سلمانیان از استان البرز و شهید مهدی نظری از استان خوزستان هم تفحص شدند و می آیند.

    در این میان همسر شهید بلباسی به پیشواز شهدا رفته و منتظر همسر شهیدش نشسته است. او نوشته که جوانمردانه رفتی و من هر بار ناجوانمردانه خبری از تو شنیدم. چه زمانی که پر کشیدی چه الان که پیکر نحیفت پیدا شده. خوش بحال دهه شصت که مردانی با لباس رزم در خانه‌ها را می‌زدند و مردانه خبر شهادت را می‌دادند نه مثل الان که از غریبه‌ها و خبرگزاری‌ها خبری از شما به ما می‌رسد؛ بگذریم. خوش آمدی عزیزم، چشممان روشن.

    رهبر معظم انقلاب هم همیشه توجه ویژه ای به خانواده های  شهدای مدافع حرم داشته و دارند،‌ به طوری که همیشه در خانه های آنان حضور پیدا می کنند و یا خانواده های شهدا به دیدار ایشان می روند، مثل خانواده شهید همدانی، خانواده شهید سلیمانی، خانواده شهید حججی، خانواده شهید بلباسی و بسیاری شهید دیگر.

    زمانی که محمد بلباسی شهید شد؛ فرمانده کل قوا با خانواده این شهید بزرگوار دیدار کردند. شاید خواندن روایتی از دیدار خانواده شهید مدافع حرم محمد بلباسی با رهبر معظم انقلاب در تاریخ ۱۳۹۵/۹/۱ خالی از لطف نباشد.

    در آغوش همسر شهید، دختر ۲۰روزه‌ی شهید قرار دارد. همسر شهید از آقا خواست که در گوش فرزندش اذان و اقامه بگوید. آقا نیز رو به جمعیت مردان گفت که بچه را از مادرش بگیرند. آقا شروع کرد در گوش راست اذان گفتن. به گوش چپ که رسید گویا نوزاد هوشیار شده بود و کم‌کم داشت تقلّا می‌کرد که رهبری آهسته‌آهسته او را تکان دادند تا مجدداً آرام شود.

    نوبت به تحویل قرآن‌ها و هدایا می‌رسد؛ همسر شهید به همراه سه فرزند کم‌سن و سالش پیش می‌آیند؛ همسر شهید بلباسی به آقا می‌گوید: -دایی شهید، شهید انقلابِ؛ عموی شهید، شهیدِ جنگِ. خود شهید هم که در سوریه به شهادت رسید؛ دعا کنین که بچه‌هامون برن قدس رو آزاد کنن. و آقا می فرمایند که «دعای مجاهدت می کنم براشون».

    مجاهدت؛ کلمه ای است که رهبر انقلاب سال هاست بر آن تاکید دارند، مجاهدتی که از باکری ها و همت ها و خرازی ها و سلیمانی ها و زین‌الدین ها آغاز شد و به حججی ها و بلباسی ها و سیاوشی ها و دهقان ها رسید. کلمه ای که شاید بهتر باشد از لحاظ علم فیزیک به آن نگاه کنیم؛ مجاهدت این ملت از بین نمی رود، بلکه از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود.

    ۲۷۲۱۹۱۷

     

    اخبار سیاسی | بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان