دسته: اخبار سیاسی

تحلیل اخبار سیاسی در تمام اقصی نقاط ایران و جهان و  ارائه خبرهای سیاسی روز

  • واکنش دفتر سخنگوی دولت به شایعه‌ برخورد رئیس‌جمهور با وزیر کشور

    واکنش دفتر سخنگوی دولت به شایعه‌ برخورد رئیس‌جمهور با وزیر کشور

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دولت، دفتر سخنگوی دولت با صدور اطلاعیه‌ای ضمن تکذیب شایعات و دروغ پردازی‌های مربوط به برخورد رییس جمهوری با عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور در خصوص مسائل پیرامون جمعیت هلال احمر، از مدعی‌العموم خواست، موضوع انتشار این گونه شایعات و اخبار دروغ که با نیات غیراخلاقی و مخرب به دنبال تضعیف نهاد دولت و ایجاد ناامیدی در جامعه هستند، را مورد پیگیری قرار دهد.

    روز گذشته در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی شایعاتی مبنی بر برخورد تند لفظی حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی رییس جمهوری با وزیر کشور در خصوص انتصاب سرپرست جدید جمعیت هلال احمر کشور منتشر شد.

    در شرایطی که رسانه‌های خارجی به دنبال ایجاد یاس و ناامیدی و شکاف در جامعه هستند و کشور برای عبور از این شرایط نیازمند وحدت و انسجام داخلی است، برخی رسانه‌ها و جریانات با انتشار چنین شایعاتی عملا در مسیر واگرایی و ایجاد شکاف در کشور گام برمی‌دارند.

    ۲۱۷۲۱۷

  • نقشه راه ۲۵ ساله ایران و چین از پتانسیل‌های فراوانی برخوردار است

    نقشه راه ۲۵ ساله ایران و چین از پتانسیل‌های فراوانی برخوردار است

    به گزارش خبرگزاری مهر، محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان در حساب کاربری خود در توئیتر نسبت به روابط ایران و چین نوشت: از اینکه در پکن با دوستان چینی به استقبال سال ۲۰۲۰ می‌روم، بسیار خرسند هستم.

    وی ادامه داد: نقشه راه ۲۵ ساله دوجانبه برای تقویت هر چه بیشتر شراکت راهبردی جامع میان ایران و چین، از پتانسیل‌های فراوانی برخوردار است.

    وزیر امور خارجه تصریح کرد: ما به دنبال تحقق بخشیدن به این پتانسیل‌ها بوده و در عین حال خواستار همکاری نزدیک‌تر منطقه‌ای و جهانی هستیم.

    به گزارش مهر، محمدجواد ظریف که شب گذشته به پکن سفر کرد، صبح امروز با «وانگ یی» همتای چینی خود در مورد برجام، مسائل دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی دیدار و گفتگو کرد.

    سیدعباس عراقچی و سیدعباس موسوی معاون سیاسی و سخنگوی وزارت امور خارجه، ظریف را در این سفر همراهی می‌کنند.

  • نماینده مجلس اول: چپ‌ها می‌توانستند کاندیدای خبرگان شوند و کاندیدای مسلمان داشتند/ آقای هاشمی گفت خیلی خب به قانون جنگل برگردیم

    نماینده مجلس اول: چپ‌ها می‌توانستند کاندیدای خبرگان شوند و کاندیدای مسلمان داشتند/ آقای هاشمی گفت خیلی خب به قانون جنگل برگردیم

    محمدمهدی جعفری، استاد دانشگاه، نویسنده، پژوهشگر متون دینی و نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه‌ دشتستان است. جعفری قبلا عضو نهضت آزادی بوده اما در آذر ماه سال ۵۸ از این حزب جدا می‌شود. در مجلس اول، جعفری در کنار عزت‌الله سحابی، محمد محمدی گرگانی و…، در گروه مستقلین بود و با توجه به شرایط با یکی از دو گروه، حزب جمهوری اسلامی یا نهضت آزادی همکاری می‌کردند. 

    انتخابات مجلس اول و جو و فضای انتخابات و گروه‌های فعال در آن برهه چگونه بود؟ می‌خواهیم به این وسیله مختصات نیروهای سیاسی در بستر اولین دوره از انتخابات مجلس را بررسی کنیم. به‌عنوان سؤال اول شرایط سیاسی جامعه در آستانه انتخابات مجلس اول را تبیین می‌کنید؟

    در آغاز پیروزی انقلاب همه گروه‌ها حتی گروه‌های چپ نیز مخلصانه در خدمت انقلاب بودند و همه شعارهایی که داده می‌شد، امیدوارانه بود. همه دست‌ به‌ دست هم داده بودند تا به این هدف برسند؛ از این‌ جهت، کارشکنی در کار نبود. البته به‌جز ضدانقلاب که در آغاز چنان مرعوب شده بود که جرئت نمی‌کرد به اقدامات مؤثری دست بزند. منظور من از ضدانقلاب، سلطنت‌طلبان است و کسانی که به رژیم شاه وابسته بودند، وگرنه دیگر ضدانقلاب به آن معنا وجود نداشت.

    وقتی در دوازدهم فروردین برای نظام رفراندوم شد و ۹۸.۲% به جمهوری اسلامی رأی مثبت دادند، تا جایی که من اطلاع دارم و دخالت داشتم رأی طبیعی بود و تقلبی وجود نداشت. حتی وقتی آرای خارج از کشور آمد، وزیر کشور وقت با دقت آرا را شمرد و محاسبه کرد.

    چپ‌ها هم می‌توانستند کاندیدای مجلس خبرگان شوند

    پس‌ از آن، دومین انتخابات جمهوری اسلامی برای مجلس خبرگان و به‌منظور تدوین قانون اساسی بود. آن انتخابات نیز کاملاً آزاد و طبیعی بود و در تهران آیت‌الله طالقانی با رأی بسیار بالایی اول شدند و در شهرستان‌ها نیز همه به‌طور طبیعی رأی آوردند. خود من هم کاندیدای استان بوشهر بودم و رأی نیاوردم و رقیب من مرحوم حجت‌الاسلام نبوی بود. حتی خود من هم برای ایشان تبلیغ می‌کردم و می‌گفتم ایشان شایسته‌تر از من است. او هم اعلام می‌کرد اگر وظیفه شرعی نبود، من هم به جعفری رأی می‌دادم.

    حتی گروه‌های چپ هم می‌توانستند کاندیدا شوند و عده‌ای به مجلس آمدند، ولی رأی نیاوردند؛ چون شرط مجلس خبرگان تحصیلات حقوقی و اجتهاد بود. البته نه مثل خبرگان رهبری، ولی در مورد قانون اساسی با این شرط چپ‌ها کاندیدا نشدند و بیشتر روحانیون و حقوقدان‌ها بودند، البته غیرحقوقدان‌هایی هم وارد شدند که در مسائل سیاسی فعال بودند. سومین انتخابات مجدداً رفراندوم بود و در آذرماه ۵۸ برای تصویب قانون اساسی رفراندوم شد که آزاد بود و حتی عده زیادی رأی ندادند و در رادیو و تلویزیون مناظره داشتند و مخالفت خود را اعلام کردند.

    انتخابات مجلس اول واقعاً آزاد بود

    من در اسفند ۵۸ و در اولین انتخابات مجلس شورای ملی، کاندیدای دشتستان با مرکزیت برازجان بودم و حقیقتاً تا جایی که شاهد بودم و از شهرها و شهرستان‌های دیگر گزارش می‌رسید مشخص بود تمام کاندیداها آزادانه تبلیغ می‌کردند و علیه هم کارشکنی و تخریب نداشتند. همه‌کسانی که انتخاب‌شده بودند آزادانه وارد شده و تبلیغ کرده بودند و همه قصد خدمت داشتند. بعد جوسازی‌هایی علیه برخی افراد شد. به نظر من دوره اول مجلس بسیار طبیعی و آزاد بود و افرادی که وارد مجلس شدند غالباً قصد خدمت داشتند و شاید کسی فکر نمی‌کرد به این وسیله رانت و امتیازی به دست خواهد آورد. به‌این‌ترتیب، مجلس در هفتم خرداد ۵۹ افتتاح شد. روز ۱۳ رجب و میلاد امیرالمؤمنین(ع) بود و تا اواخر ۵۹ به‌خوبی پیش می‌رفت ولی مسائل سیاسی خارج از مجلس باعث شد برخی نمایندگان تحت تأثیر قرار بگیرند.

    گروه‌هایی که مخالف قانون اساسی بودند، در انتخابات مجلس شرکت نداشتند؟

    چون قانون اساسی را قبول نداشتند و چون مجلس بر اساس قانون اساسی تشکیل می‌شد و نمایندگان به مجلس می‌رفتند از این‌ جهت کاندیدایی ندادند، چون آن زمان که شورای نگهبانی برای رد کردن وجود نداشت.

    ائتلاف بین گروه‌ها برای شرکت در انتخابات مجلس چگونه بود؟

    چپ‌ها کاندیدای مسلمان داشتند

    غالب افراد در شهرستان‌ها مستقل بودند ولی در تهران حزب جمهوری اسلامی و آقای بنی‌صدر و نهضت آزادی لیست‌های جداگانه‌ای داشتند. گروه‌های چپ هم برای مجلس کاندیدا داشتند، ولی بیشتر کاندیداهای مسلمانان تأیید می‌شدند. به‌طور مثال، یکی دو گروه چپ من را کاندیدا کرده بودند بعد از طرف مذهبی‌ها به من گفته شد باید تبری بجویی که گفتم آنها من را کاندیدا کرده‌اند؛ من که آنها را نمی‌خواستم و از آنها نبودم. سازمان مجاهدین (منافقین) هم بسیار فعال بود. آنها ظاهراً قانون اساسی را قبول داشتند البته انتقاداتی داشتند ولی قانون اساسی و حتی ولایت‌فقیه را نیز قبول داشتند، ولی با شرایطی قبول کرده بودند. در تهران ائتلاف بزرگ رأی آورد که همان حزب جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب و عده‌ای مستقل بودند.

    شما از کدام گروه بودید؟

    من چون در اواخر آذر ۵۸ از نهضت آزادی استعفا داده بودم، به‌طور مستقل کاندیدا شدم.

    مجلس، بعد از شروع چگونه کار خود را آغاز کرد؟ آیا فراکسیون‌بندی شد؟

    روحانیون از روی علاقه وارد کمیسیون‌ها می‌شدند

    مدتی طول کشید تا اعتبارنامه‌ها تصویب شد؛ اول ریاست سنی مطرح بود و جوان‌ترین اعضا هم منشی و کارپرداز شدند و بعد دسته‌بندی شد. آقای هاشمی از حزب جمهوری اسلامی و آقای بازرگان از نهضت آزادی کاندیدای ریاست مجلس شدند و طبیعی بود که چون حزب جمهوری اسلامی اکثریت را داشت رئیس از بین آنها انتخاب شود. تا جایی که یادم است من هم به آقای بازرگان رأی دادم. بعد کمیسیون‌های تخصصی تشکیل شد و روحانیون غالباً از روی علاقه وارد کمیسیون‌ها می‌شدند. به‌طور مثال، کمیسیون صنعتی و کشاورزی و آموزش‌ و پرورش و… البته کسانی بودند که تخصص داشتند و وارد کمیسیون‌های تخصصی خود شدند و به‌این‌ترتیب کسانی در کمیسیون‌های پزشکی و حقوقی بودند. مثلاً آقای سحابی که رئیس سازمان برنامه‌وبودجه بود در دولت موقت، رئیس کمیسیون برنامه‌وبودجه بود، ولی بیشتر افراد از روی علاقه وارد کمیسیون‌ها شدند. در دوره اول ۱۱۵ روحانی نماینده مجلس بودند.

    علت رد اعتبارنامه‌ها در مجلس اول چه بود؟

    جوسازی برای رد اعتبارنامه‌ها

    بخشی از مسائل اعتبارنامه‌ها به جوسازی برمی‌گشت. مثلاً آقای خلخالی از ابتدا جوی در مورد خسرو خان قشقایی درست کرد و بیچاره حتی جرئت نکرد در مجلس شرکت کند و در همان جلسه اول رفت؛ آقای تیمسار مدنی نیز به همین صورت. به آقای بلوری از کردستان گفته شد که از حزب توده بوده، نماینده بندر انزلی هم به این دلیل که در تبلیغات انتخاباتی خود، شهید بهشتی را مسئول قتل آیت‌الله طالقانی دانسته بود، اعتبارنامه‌اش رد شد. چند نفری نیز به همین صورت بودند و عمدتاً جوسازی‌هایی بود که از طرف حزب جمهوری ساخته می‌شد. نمایندگان اکثریت با آنها بود و طبعا به هر کسی که می‌خواستند رأی می‌دادند.

    کدام اتفاق‌ها در مجلس اول جنجالی شد و باعث ایجاد تنش در بین نمایندگان شد؟

    تصویب قانون جنگل در جلسه پرتنش مجلس!

    عزل بنی‌صدر که بسیار جنجالی بود. به‌ غیر از آن، مهندس صباغیان درباره میزان که روزنامه ارگان نهضت آزادی بود صحبت کرد و گفت آزادی نیست و عده‌ای علیه او شلوغ کردند؛ آقای غفاری بود و نماینده ارومیه. می‌خواستند او را به‌زور از پشت تریبون پایین بکشند و حاضر نشد و عده‌ای بر سرش ریختند و کتک‌کاری شد. آقای مهندس معین‌فر به طرفداری از مهندس صباغیان جلو رفت و او را هم حسابی کتک زدند.

    اتفاقاً همان روز قانون جنگل‌ها مطرح بود. وقتی دعوا پیش آمد و آقایان را از صحن علنی بیرون بردند، آقای هاشمی گفت خیلی خب به قانون جنگل برگردیم. و عده‌ای از دوستانشان فریاد زدند اجرا شد، اجرا شد. مسائل مربوط به آزادی گروگان‌ها مسئله مهمی بود جنگ هم همین‌طور و فرماندهان را می‌خواستند تا در مجلس توضیحاتی بدهند. بعد از عزل بنی‌صدر، بر سر گزینه رئیس‌جمهوری نیز بحث‌های شدیدی در مجلس بود که شهید رجایی کاندیدا شد. و بعد حوادث هفتم تیر و هشتم شهریور باعث آرام‌تر شدن فضا شد.

    در طول دوران فعالیت مجلس اول، همچنان اختلافات بین دو گروه نهضت آزادی و حزب جمهوری اسلامی شدید بود؟

    من ‌بعدها ندیدم. البته اختلاف بود، ولی درگیری پیش نیامد. گروه مستقل کینه‌ای نداشتند و فعالیت خود را می‌کردند و حرف خود را می‌زدند، ولی از اواخر ۶۰ به بعد همه تقریباً آرام و یکی شده بودند.

    تنش بین جناح چپ و راست حزب جمهوری اسلامی در مجلس دیده می‌شد؟

    جناح چپ وجود نداشت و بیشترشان راست بودند. آقای هاشمی رفسنجانی که آن بالا نشسته بود با یک اشاره همه را رهبری می‌کرد. حرکت راست افراطی که پیش آمد به رهبری حسن آیت بود. او با باند دکتر بقایی بود و ما شکی نداشتیم و این نکته در اعتبارنامه او مطرح شد، ولی خود او منکر شد و گفت از سال ۵۰ از او جدا شده است، ولی آن طبیعت را داشت. گروهی دور آقای آیت جمع شده بودند که ما به آنها باند آیت می‌گفتیم. این افراد حالتی افراطی داشتند. آقای دیالمه و آقای احمد کاشانی و آقای فواد کریمی و آقای رشیدی نماینده آبادان و افرادی دیگر بودند که هفت-هشت‌نفری می‌شدند، ولی افرادی پرزور بودند.

    از جانب چه کسی در حاکمیت حمایت می‌شدند؟

    به نظر من دولت سایه و کسانی پشتیبان آنها بودند. آقای هاشمی بسیار معتدل بود. آقای خامنه‌ای هم نماینده معتدلی بود. موتلفه هم در مجلس، نمایندگان کمتری داشتند، ولی در حزب جمهوری اسلامی با آیت بودند و با هم همکاری داشتند. به طور کلی می‌توان گفت که مؤتلفه پشتیبان آنها بود.

    ۲۱۷۲۱۵

  • نماینده مجلس اگر وامدار دولت شود نمی‌تواند نظارت کند

    نماینده مجلس اگر وامدار دولت شود نمی‌تواند نظارت کند

    به گزارش خبرگزاری مهر، سیدمصطفی میرسلیم در نشست کانون حزب موتلفه اسلامی استان تهران که به‌مناسبت سالگرد حماسه نهم دی در موسسه فرهنگی آموزشی موتلفه اسلامی برگزار شد، با اشاره به گفتمانی که مجلس یازدهم باید به آن بپردازد، گفت: امروز تصویری بن بست از جامعه ترسیم می‌کنند و گفتمان ما دقیقاً باید نشان‌دهنده قطعیت موفقیت برای خروج از هر نوع بن‌بستی که تصور می شود باشد و باید این ذهنیت را بشکنیم.

    وی افزود: باید با همه نوع شکل از این عبارات مقابله کرد و نشان داد که مردم سالاری دینی ما در بن بست قرار نمی‌گیرد؛ هرچند با شرایط سخت مواجهه می‌شود چون دشمن دست بردار نبوده و نخواهد بود و گمان نکنیم که تحریم‌های آمریکا تمام خواهد شد.

    رئیس شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی با تاکید بر اینکه چون اتکای ما به خداست بن‌بستی نداریم، اظهار داشت: مشکلات را بیان می‌کنیم ولی القا کننده این نیستیم که در بن‌بست هستیم و ما را خفه خواهند کرد.

    میرسلیم ضمن بیان اینکه در شش سال گذشته فرصت‌های طلایی را از دست داده‌ایم، تصریح کرد: اگر به رهنمودهای رهبر انقلاب در این ۶ سال عمل می‌شد، شرایط بهتری داشتیم ولی به آن رهنمودها عمل نشده است،  مگر در ظاهر و برای رد گم کردن.

    وی با تاکید بر اینکه امکان بازیابی فرصت‌ها وجود دارد و می توانیم تهدیدها را به فرصت تبدیل کرده و وارد صحنه شویم، خاطرنشان کرد: مجلس باید کشور را از بن‌بست خارج و برای بازیابی فرصت‌های از دست‌رفته کمک کند.

    عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه کشور به دلیل انتخاب سیاست‌ها و تدابیر نامناسب به رکود و جمود کشانده شده و هیچ‌کس نمی‌تواند ادعای رونق اقتصادی کند، تصریح کرد: رشد اقتصادی منفی شش درصد داشته‌ایم و امیدواریم امسال به صفر یا نزدیک به صفر برسیم در حالی که پیش‌بینی ما در چشم انداز ۲۰ ساله رشد متوسط ۸درصد بود و ببینید که رکود چگونه کمر ما را شکسته است.

    میرسلیم تأکید بر اینکه ما باید روحیه نشاط را در بین مردم ایجاد کنیم و با همین مردم کشور را بسازیم، تصریح کرد: باید برای خروج از رکود و کسادی اقتصاد القا کننده روحیه نشاط داشته باشیم چون با روحیه نشاط می‌توان به مجلس با طراوتی رسید که قادر به رفع مشکلات خواهد بود.

    وی با بیان اینکه در سال‌های گذشته گرفتار برخی تباهی‌ها و خودکامگی‌ها شده‌ایم و بسیاری از موارد درماندگی رخ نموده ولی همه اینها راه نجات دارد، گفت: با این حال جای اینکه در مشارکت سیاسی کنار بکشیم وجود ندارد و باید به طور تمام عیار در این صحنه حضور داشته باشیم و اثبات کنیم که می‌توانیم موجبات نجات کشور را فراهم کنیم.

    رئیس شورای مرکزی حزب موتلفه با بیان اینکه رئیس قوه قضاییه با اراده وارد صحنه مبارزه با فساد شده و نور امیدی در مردم شکل گرفته است، تاکید کرد: کسانی که می‌گویند در انتخابات شرکت نمی‌کنیم، امیدی برای بهبود اوضاع ندارند در حالی که باید در این صحنه به طور تمام عیار حاضر باشیم و اثبات کنیم که می‌توانیم موجبات نجات کشور را فراهم کنیم.

    میرسلیم اضافه کرد: در گفتمان خود باید تاکید کنیم که از پس این خودکامگی ها و درماندگی‌ها می‌توان بر آمد و گفتمان ما گفتمان نجات است.

    وی با تأکید بر لزوم تبدیل رابطه‌گرایی به ضابطه‌گرایی به عنوان اساس شایسته سالاری، گفت: اگر شورای ائتلاف به نامزدهایی رسید که انصافاً از نامزدهای موتلفه قابل‌تر بودند ما خودمان کنار می‌رویم چون باید جواب خدا را داد.

    رئیس شورای مرکزی حزب موتلفه افزود: ما این شعار را از مرحوم عسگر اولادی یاد گرفته‌ایم که می‌گفتند برادریابی کنید. اگر در ائتلاف وارد شدیم نمی‌آییم تعصب به ورزیم چون بسیاری از ضربه‌هایی که در چند سال اخیر خورده ایم به خاطر رابطه‌بازی بوده و یکی از نقدهای مهمی که ما داریم این است که ساخت و پاخت کشور را بیچاره کرده است.

    میرسلیم با بیان اینکه اعتقاد ما این است که نماینده مجلس باید یک لاقبا وارد مجلس شود و با همان یک لاقبایی از مجلس خارج شود، تصریح کرد: این چه کاری بود که کردید و گفتید سال آخر نمایندگی است و چند میلیارد به نماینده‌ها بدهیم و سوال اینکه از کیسه چه کسی این کار را کردید؟

    وی با بیان اینکه به چه حقی ساخت و پاخت می‌کنید و وقتی ساخت و پاخت کردید چگونه می خواهید بر این دولت نظارت کنید، اظهار داشت: وقتی که وامدار دولت شدید نمی توانید نظارت کنید و حاشا و کلاً که نامزدهای مختلف بخواهند از ورود مجلس به نان و نوایی برسند.

    رئیس شورای مرکزی حزب موتلفه گفت: اگر نمایندگان مجلس توانستند خودشان را از وامدار شدن منزه نگه دارند آنگاه قدرت خواهند داشت که بر دولت نظارت کنند و بپرسند که چرا سیاست‌ها را اجرا نکردید.

  • واکنش توئیتری عطاءالله مهاجرانی به ادعای حسین شریعتمداری در یک برنامه تلویزیونی

    واکنش توئیتری عطاءالله مهاجرانی به ادعای حسین شریعتمداری در یک برنامه تلویزیونی

    به گزارش خبرآنلاین، عطاءالله مهاجرانی در توئیتی در واکنش به ادعای حسین شریعتمداری در برنامه جهان آرا نوشت:

    حسین شریعتمداری در گفتگو با سیما گفته«یکی از متفکران به دعوت مهاجرانی برای آموزش فتنه ۸۸ به ایران آمد»… آن متفکر هابرماس بود، سال ۱۳۸۲؟ به ایران آمد. سه گروه مخالف سفر هابرماس به ایران بودند، لابی صهیونیستی، سلطنت طلبان و مجاهدین خلق. نمی دانستم شریعتمداری هم مخالف بوده است. »

    او در توئیتی دیگر نوشت:« با آقای ثابت صحبت شد و مساله حل شد، هابرماس به ایران آمد و در انجمن فلسفه و چند دانشگاه سخنرانی کرد، مقاله درجه اولی درباره ایران در روزنامه فرانفکورتر آلگماینه نوشت، مخالفان جمهوری اسلامی به هابرماس حمله کردند…»

    ۲۷۲۷

  • ماجرای شرکت کردن امام خمینی در مراسم ختم پدر بنی‌صدر/ عطریانفر: مجاهدین خلق فکر می‌کرد نظام آخوندی نظم‌پذیر نیست و آچمز می‌شود

    ماجرای شرکت کردن امام خمینی در مراسم ختم پدر بنی‌صدر/ عطریانفر: مجاهدین خلق فکر می‌کرد نظام آخوندی نظم‌پذیر نیست و آچمز می‌شود

    به گزارش خبرآنلاین، محمد عطریانفر عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در برنامه سرچشمه با محوریت بررسی فاز سیاسی سازمان مجاهدین خلق در سال‌های ۵۷ تا ۶۰ اظهار داشت: سازمان مجاهدین خلق در ابتدای انقلاب با آن وضعیتی که امروز ذهنیت ما را به خود مشغول داشته تفاوت بسیار زیادی دارد.

    وی افزود: سازمان مجاهدین خلق در ابتدای انقلاب وزن موثری به عنوان یک جریان مخالف در ذهنیت هیچ یک از انقلابیون نداشت؛ باور همگانی این بود که این یک جریان سیاسی-مبارزاتی بوده که در فرآیند تاریخ یک دهه دچار یک سری تغییرات درونی سازمان شده و ماهیت اینها به سمت مارکسیسم هدایت شده است و امروز که انقلاب پیروز شده اساسا در مدار جریان سیاسی انقلابیون نمی‌تواند وزن موثری داشته باشد. اما حداقل به عنوان مجموعه نیروهایی که سابقه زندان داشتند و با رژیم شاه مبارزه می‌کردند و به یمن انقلاب از زندان آزاد شدند در گوشه ذهن انقلابیون مطرح بودند.

    وی در ادامه عنوان کرد: مسعود رجوی که خود را میراث‌دار سازمان انقلاب می‌دانست، یک سازمانی را از هیچ به یک چیزی رساند به این معنا که شما اگر به این سازمان نگاه کنید یک فاصله ۶ ساله بین سال ۴۴ تا ۵۰ می بینید تعداد اندکی از جوانان انقلابی دور هم جمع بودند و تلاش می‌کردند و علاقه داشتند که به عنوان یک نیروی تمام عیار مبارز چریک سیاسی علیه حکومت شاه بجنگند. در این فرآیند تاریخی ۵-۶ ساله اینها هیچ بروز و ظهوری ندارند و کار مطالعاتی می‌کردند و کمی هم در مسیر آموزش‌های نظامی قدم‌هایی برداشتند، برخی از نیروهای موثر طرفدار اندیشه امام هم به اینها مرتبط بودند اما در یک شبیخون سنگینی که از ناحیه ساواک به اینها زده می‌شود، عملاً تمام بساط مجاهدین جمع می‌شود و کسی نمی‌ماند که بخواهد ادامه‌دهنده راه سازمان باشد و بخش بزرگی از اینها به زندان رفته و تعدادی هم فراری هستند و بخشی نیز در سال ۵۱ اعدام شدند و عملا به عنوان چهره‌های شاخص سازمان حضوری ندارند که بشود از ظرفیت روحی و معنوی آنها در جهت پایداری سازمان استفاده کرد.

    اهم اظهارات عطریانفر را به نقل از ایسنا بخوانید؛

    * نیروهایی که در سال ۵۴ تحت فشار دو جریان یعنی ساواک و تسویه داخلی از ناحیه تغییر شهرها و دیگران قرار داشتند اندک افرادی بودند که وضعیت مناسبی نداشتند که بتوانند سازمان را احیا کنند و بعد از حادثه سال ۵۴ که تغییر مواضع ایدئولوژیک اعلام رسمی شد هیچ‌گاه سازمان مجاهدین خلق حد فاصل ۵۴ تا ۵۷ نتوانست سر بر بیاورد.

    * در سال ۵۷ که انقلاب پیروز شد برخی از طرفداران علاقمندان به فکر سازمان مجاهدین که آقای مسعود رجوی هم یکی از چهره‌های شاخص این مجموعه در درون زندان بود به خود این جرأت را دادند که به عنوان میراث‌داران این تفکر اسلامی یک اجتماع انجام دهند و روابط خود را از نو تعریف کنند.

    * در افکار عمومی برای سازمان دیدار سران سازمان با امام خمینی (ره) بسیار مثبت بود یعنی اینها با رهبر انقلاب و پیشوای امت اسلام ملاقات و صحبت کردند و ایشان را به عنوان پدر مجاهد خود می‌دانستند.

    * این آثار و تبعات افکار عمومی به نفع سازمان بود اما نزد نخبگان سیاسی جامعه که پدیده‌ای به نام سازمان را می‌شناختند این را به عنوان ملاقاتی قلمداد می‌کردند که امام بنا به ضرورت و نیاز از موضع رهبری انقلاب، گروه‌های سیاسی وفادار و غیروفادار همراه انقلاب در مبارزه با رژیم شاه و غیره را مدیریت می‌کرد و در دیدگاه ما این ملاقات امام یک ملاقات کاملاً سیاسی و هوشمندانه بود از این بابت که تصور ذهن دیگران این چنین نشود که ما اینها را از ابتدا حذف کردیم و سخن امام هم این بود که شما فرزندان این کشور هستید و به دریای ملت بپیوندید آنها در یک مقام یک رفتار جدایی‌طلبانه علاقمند بودند سهمی را متفاوت از واقعیت را از امام طلب و تمنا کنند ولی امام این را نمی‌پذیرفت.

    * باور من این است که بعد از رحلت آیت‌الله طالقانی اینها حس کردند که دیگر نسبتی با نظام جمهوری نمی‌توانند برقرار کنند لذا به سمت سازماندهی مخفی رفتند و مناسبات خود را در یک لایه بسته مانند دوران چریکی تدارک دیدند.

    * (با تشریح تحلیل خود در خصوص ۳۰ خرداد): ما که نسبتی با انقلاب و امام داریم و نسبت به سازمان رویکرد منفی مطلق نداریم و آنها را یک مجموعه‌ای می‌دانیم که می‌توانند در ظرفیت نظام حفظ شوند،‌ واقعه ۳۰ خرداد را یک خودکشی سیاسی می‌دانستیم و هیچ دلیلی نداشته که در یک اقدام ناگهانی و غیرمنتظره عرصه خیابان‌های تهران را در مرکز تبدیل به عرصه جنگ کنند و کشت و کشتار صورت گیرد و طی آن برخوردهای آشوب‌گرانه اتفاق بیفتد، طبیعی بود که چون ما درون جنگ هم قرار داشتیم نظام نمی‌توانست نسبت به این مسأله بی‌توجه باشد، شاید اگر جنگ وجود نداشت سیاست‌های تدبیرگونه نظام نسبت به برخورد با ۳۰ خرداد شاید متفاوت می‌بود اما احساس اینها این بود که چه بسا می‌تواند عارضه‌ای به وجود بیاورد و صف متحد دفاع ملی را در این مرزها بشکند.

    * آقای بنی‌صدر و سازمان مجاهدین خلق در صلبیات و جنبه‌های منفی با هم پیوند خورده بودند چون ما نمی‌توانیم بگوییم همه رفتارهای بنی‌صدر غلط بود، به هر حال ۴ مورد حرف برای گفتن هم داشت؛ مجاهدین خلق در آن مقطع زمانی هم ۴ حرف درست و حسابی داشت و عمدتاً هم شاید ربطی به رهبران کشور نداشت و در لایه‌های پایین‌تر عارضه‌هایی به وجود آمد اما نهایتاً این دو جریان در مسائل سلبی به هم پیوند خوردند.

    * تلقی سازمان مجاهدین خلق از حکومت، تلقی غیرواقع‌ بود و حکومت و نظام سیاسی ایران را خیلی لرزان‌تر از این می‌دید که بتواند جلوی اینها مقاومت کند و احساس‌شان این بود که تشکیلات نیرومندی دارند اما نظام سیاسی ایران روابط مستحکمی ندارد و نظام آخوندی‌ است و فکر می‌کردند آخوندها خیلی نظم‌پذیر نیستند و به راحتی در این رابطه آچمز می‌شوند در حالی که اشتباه کرده‌اند، سازمان یادش رفت که نظام جمهوری اسلامی بلافاصله بعد از انقلاب سه رکن را خلق کرد که یکی از آنها سازمان مجاهدین انقلاب بود و دیگری سپاه و سپس حزب جمهوری بود، این سه رکن ارکان مؤثری در پیشبرد اهداف بودند و حداقل سازمان مجاهدین انقلاب افرادی داشت که تا دیروز هم‌بندهای همین حضرات بودند و اگر نمی‌توانستند به صورت منضبط کار تشکیلاتی کنند اما در حد ۸۰ درصد فکر داشتند و طراحی می‌کردند.

    * سازمان مجاهدین خلق بعد از رحلت آقای طالقانی مؤتلفه و پشتیبانی خود را از دست داده‌اند و به یک معنا سردرگریبان بوده‌اند و نتوانستند کسی را هم جایگزین کنند اینها به لحاظ ساختاری به سمت رئیس جمهور رفتند در حالی که اگر به دنبال پشتوانه‌های مذهبی و پشتوانه‌های معنوی هستند باید سراغ جنسی مانند خود آیت‌الله طالقانی می‌رفتند اما آنها سراغ بنی‌صدر رفتند که به لحاظ پیش‌بینی خود از مخالفین سازمان بود اما آقای بنی‌صدر یک موقعیت ملی با مردم پیدا کرده بود و رئیس جمهور شده بود و اینها با هدف تقویت ظرفیت‌های سازمانی خود به رئیس جمهور نزدیک شدند و باور من این است که اینها در مقطعی که رفتار رئیس جمهور در اختیارشان بود تعیین تکلیف می‌کردند.

    * بنی‌صدر از پاریس در مراسم ختم پدرش در نجف شرکت کرد و بعد خدمت امام رفت و ابراز تشکر کرد که لطف کردید و در مراسم پدر من تشریف آوردید، اما امام دست رد به سینه او می‌زند و می‌گوید من برای شما نیامدم بلکه برای پدرت آمدم و ربطی به شما ندارد و از همان ابتدا امام به او شناخت داشت و او را به حساب نمی‌آورد. اما بنی‌صدر از فرصت‌های تهی و حفره‌هایی که در مناسبات سیاسی در کشور وجود دارد به هوشمندی استفاده کرد و تیم نیرومندی هم در کنار خود داشت.

    * بنی‌صدر برای خود ظرفیت‌سازی کرد و این شعاری است که در حوزه رسانه بسیار جذاب به نظر می‌رسد و حتی وقتی به او گفتند که ریاست جمهوری را قبول می‌کنی یا خیر گفت: بعد از ملاقات با امام اعلام نظر می‌کنم، او یک هوش تاکتیکی داشت.

    * آقای بنی‌صدر بعد از پیروزی چشمگیر وقتی وارد عرصه اعمال قدرت سیاسی از موضع ریاست جمهوری شد فهمید که قدرتی ندارد آن هم به دلیل اینکه دولتی که تشکیل می‌داد زیرنظر مجلسی بود که در اختیار روحانیت بود و سراسر کشور نماینده روحانیت در مجلس را دارند. در بحث انتخاب هم حتی هر ترفندی که به کار می‌رفت عملیاتی نبود، از آقای میرسلیم مورد توجه ایشان بود تا شهید رجایی البته دلیلی داشت که شهید رجایی را برای نخست‌وزیری پذیرفت، مرحوم شهید رجایی سابقه فعالیت سیاسی با انواع نهضت آزادی داشت و روابط خود را در این بخش ترسیم می‌کرد. آقای بنی‌صدر روز به روز بعد از موقعیت خود در ریاست جمهوری احساس کرد که یک ظرف تهی بیشتر در اختیار ندارد و شروع کرد در جامعه مخاطب نیروگزینی کند.

    * احساس می‌کردیم بنی صدر از یک نقطه‌ای به جایی رسیده که از درون نظام یک بازی سنگین را باید شروع کند و حزب جمهوری را بزند و چون امام موضع قدرت برتر است تلاش می‌کند که در حریم امام هم یارگیری کند و دشمن مشترک سازمان و بنی‌صدر هم حزب جمهوری بود و سازمان هم با روش نوعی تملق و چاپلوسی نسبت به بنی‌صدر ایشان را قول زدند یعنی رابطه‌ای که سازمان بعد از فرار رجوی به پاریس در یک دوره یک سال و نیمه با بنی‌صدر برقرار کردند اگر چنین ارتباطی در ابتدای ارتباط‌گیری سازمان با بنی‌صدر بود هیچ‌گاه اینها پیوندشان برقرار نمی‌شد. اینها بعد از اینکه به اروپا رفتند همان‌طور که بنی‌صدر را به عنوان یک ابزار در اختیار گرفته بودند آنجا هم با او همین کار را کردند و به عنوان یک عضو تشریفاتی حتی به خاطر اینکه نسبت‌ها را عمیق‌تر کند ازدواج داخلی می‌کند و آقای بنی‌صدر در این رابطه به شدت انسان فریب‌خورده‌ای شد و عملاً از دست رفت.

    * نکته مهم این است که به نظر من شناخت امام درست بود و در مقطعی که بنی‌صدر در اختفا به سر می‌برد نگاه امام این بود که کسی معترض به آقای بنی‌صدر نشود هر چند شهید بهشتی، اگر چه فکر می‌کردند که باید تعقیب شود اما حس‌شان این بود که یک موقعیت سیاسی داشته و عزل شده و دلیلی ندارد اما پیام امام این بود که شما به دامن ملت برگردید و بروید و زندگی‌تان را بکنید و واقعیت این است که آقای بنی‌صدر وقتی که رفت و دید که هیچ پشتوانه‌ای ندارد تبدیل به عنصری شد که هر چند گاهی یک اظهارنظر بیشتر نمی‌کرد.

    ۲۱۷۲۱۶

  • جعفرزاده: پیامک به نمایندگان حاوی تهدید و فحاشی است/انگار یک نفر ۵۰ سیم کارت دستش است و تند تند پیامک می‌زند

    جعفرزاده: پیامک به نمایندگان حاوی تهدید و فحاشی است/انگار یک نفر ۵۰ سیم کارت دستش است و تند تند پیامک می‌زند

    غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی، نماینده رشت و عضو کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس، با اعلام اینکه پیامک‌های ارسالی به نمایندگان حاوی تهدید و فحاشی است گفت: با هر اتفاقی که می‌افتد پیامک‌هایی ارسال می‌شود و من با ارسال پیامک و اطلاع از نظر مردم مخالفتی ندارم، اما جالب این است که پیامک‌ها ۲ یا سه محتوای واحد دارند و عمدتاً تهدید و فحاشی است.

    او ادامه داد: این موضوع نشان می‌دهد فرستنده پیامک‌ها به دنبال ایجاد رعب و وحشت، تهمت و افترا و برچسب زدن است. در این پیامک‌ها تهدید به رأی ندادن هم می‌کنند. هیچ منطقی در این پیام‌ها حاکم نیست. این پیامک‌ها از یکسری شماره مشخص و با یک متن واحد ارسال می‌شود. انگار یک نفر ۵۰ سیم‌کارت دستش است و تند تند پیامک ارسال می‌کند.

    این نماینده مجلس تاکید کرد: پیامک‌های ارسالی به نمایندگان سازمان‌یافته است و همه از یک نقطه ارسال می‌شود. یک اتاق فکر تخریب پشت ارسال پیامک علیه بودجه است. در کل هیچ پیامک مثبتی هم نمی‌آید. همیشه پیامک‌ها منفی و علیه مجلس و دولت است.

    به گفته جعفرزاده این پیامک‌ها کارایی خود را در مجلس از دست داده است و نمایندگان به هوشیاری رسیده‌اند. پیامک‌های ارسالی به نمایندگان مجلس حاصل یک مغز و یک فکر است نه ده‌ها و صدها فکر، و نمایندگان از این پیامک‌ها تبعیت نمی‌کنند.

    او با انتقاد از تخریب علیه بودجه گفت: مگر بودجه این مملکت چه چیز عجیب‌وغریبی دارد که تلاش می‌کنند رد شود؟ ما سعی می‌کنیم در بودجه از منابع موجود حداکثر بهره را ببریم. دولت هم راه دیگری غیر از ارائه این بودجه نداشته و کار دیگری نمی‌توانست انجام دهد. در این شرایط پافشاری‌های زیاد معنایی ندارد.

    نایب‌رئیس فراکسیون مستقلین تاکید کرد: کسانی که بر رد لایحه بودجه اصرار دارند آیین‌نامه را نخوانده‌اند. طبق آیین‌نامه داخلی مجلس اگر بودجه رد شود، دولت ظرف ۷۲ ساعت باید آن را اصلاح کند و به مجلس برگرداند. اما دولت در این زمان چه چیزی را می‌تواند اصلاح کند؟ صفر تا صد تغییر بودجه دست مجلس است. بنابراین رد لایحه بودجه یک اقدام صرفاً سیاسی است نه یک اقدام مردمی. اقدام مردمی باید توسط کمیسیون تلفیق انجام شود. زمانی در بودجه تغییر اتفاق می‌افتد که کمیسیون تلفیق ورود کند و اصلاحات و تغییرات لازم را صورت دهد.

    جعفرزاده در مورد هدف اتاق فکری که در پشت پرده ارسال پیامک به نمایندگان وجود دارد گفت: آنها تاکنون به دنبال کاهش مشارکت مردم در انتخابات بودند تا بتوانند طیف مخصوص خودشان را وارد مجلس کنند. چون در مشارکت حداکثری طیف منتسب به جناح حداقلی دیگر رأی نمی‌آورد. آنها فضا را به سمتی بردند که مردم را از دولت ناامید کنند، اما مردم از حاکمیت ناامید شدند که این نقطه خطرآفرین است.

    او ادامه داد: این طیف آن‌قدر گل به خودی زدند که از جام مسابقات حذف شدند و این خطر بسیار بزرگی است. همه ما در یک کشتی نشسته‌ایم و این رسمش نبود.

    این نماینده مجلس با انتقاد از اقدامات اصولگرایان تندرو تاکید کرد: اصولگرایان تندرویی که به‌ جز خودشان کس دیگری را نمی‌توانند ببینند، پشت موضوع ارسال پیامک به نمایندگان علیه بودجه هستند و همین جریان تند اصولگرایی به جریان شریف اصولگرایی در انتخابات ضربه می‌زند.

    او در پایان گفت: این فرض که اصولگرایان حتماً در انتخابات بعدی برنده هستند محقق نمی‌شود. خواهید دید که این جریان تندرو به جریان اصولگرایی آسیب می‌زند. اینها هم خودشان را می‌کشند و هم دیگران را.

    ۲۷۲۷

  • برگزاری نشست هم اندیشی با احزاب اصلاح‌طلب در وزارت کشور

    برگزاری نشست هم اندیشی با احزاب اصلاح‌طلب در وزارت کشور

    به گزارش خبرگزاری مهر، حمید ملانوری مدیرکل سیاسی وزارت کشور و دبیر کمیسیون ماده ۱۰ قانون نحوه فعالیت احزاب و گروه‌های سیاسی از برگزاری  نشست هم اندیشی با احزاب اصلاح طلب در دفتر اداره کل سیاسی وزارت کشور خبر داد و گفت: در این نشست، ضمن بیان مولفه ها و الزامات موثر در حضور فعالانه و پرشور آحاد شهروندان در انتخابات و یادآوری انتظارت مترتب بر فعالیت احزاب و گروه های سیاسی در تحقق این مهم، بر حضور فراگیر سلایق مختلف سیاسی و معتقد به نظام و قانون اساسی در راستای مشارکت افزایی و رونق بخشی به انتخابات تاکید شد.

    وی افزود: در این نشست، نمایندگان احزاب بر قانونمند کردن انتخابات تاکید جدی داشتند و اینکه راه امیدوارکردن مردم و پرهیز از یأس و بی اثر بودن رای مردم، عملکرد قانونمند در اجرای انتخابات است.

    مدیرکل سیاسی وزارت کشور تاکید کرد: نمایندگان احزاب در این نشست اشاره کردند که برای داشتن انتخاباتی پرشور و حماسی، نقش همه بخش های حاکمیت، خصوصاً نقش رسانه ملی بسیار مهم است که متاسفانه صداوسیما هنوز وارد فاز انتخاباتی نشده است. در واقع به منظور مشارکت پرشور و حداکثری مردم، رسانه ملی نیز باید ورود پررنگ و در عین حال بی طرفانه ای داشته باشد.

    ملانوری گفت: از دیگر مباحث مطرح شده در این نشست این بود که مردم یکی از سه رکن انتخابات به همراه دو رکن دیگر یعنی مجریان و کاندیداها هستند. اگر قرار است مردم در انتخابات شرکت کنند باید کاندیدای خود را در انتخابات ببینند.

    وی افزود: احزاب تاکید داشتند که برای تحقق مشارکت حداکثری باید اصل رضایتمندی مردم مبنا باشد، با مردم وارد گفت‌گو شد و همچنین برای پیشگیری از بی تفاوتی مردم تلاش کرد.

    دبیر کمیسیون ماده ۱۰ تصریح کرد: براساس موضوعات مطرح شده در این نشست؛ احزاب اصلاح طلب، مشارکت فعالانه را دنبال می کنند نه انفعال در انتخابات و قاعدتاً باید حداقل هایی برای بستن لیست های انتخاباتی باشد.

  • تشکیل «گروه فشار» علیه دولت به ریاست سعید جلیلی

    تشکیل «گروه فشار» علیه دولت به ریاست سعید جلیلی

    به گزارش خبرآنلاین، سال ۹۲ خودش را در قد و قامت ریاست جمهوری دید و وارد گود انتخابات شد تا دیگر فقط دیپلمات اصولگرا نباشد اما بخت و اقبالش آنقدر بلند نبود و کم و کاستی‌های دولت احمدی‌نژاد بر سر او خراب شد؛ هرچند سعید جلیلی نتوانست ردای ریاست جمهوری را به تن کند اما از همان زمان زیر نظر گرفتن دولت را با انتقاد از برجام شروع کرد تا شاید این گزارشات نقد و بررسی در مناظرات انتخاباتی سال ۹۶ کمک‌حالش شود.

    دوسال پیش وقتی سعید جلیلی فکرش را هم نمی‌کرد اصولگرایان پشت سر او قرار نگیرند، درنهایتش رویای ریاست جمهوری را بازهم به پستو برد و اعلام کرد این گزارشات را در اختیار قالیباف و رئیسی می‌گذارد تا آنها بتوانند در مناظرات انتخاباتی بر روحانی و جهانگیری غالب شوند؛ البته محاسباتش این‌بار هم درست از آب در نیامد و هم‌قطارانش چندان هم از این گزارشات استقبال نکردند. جلیلی درست چندماه بعد از تمدید ریاست جمهوری حسن روحانی، «سلسله جلسات سایه تمدن اسلامی برای تایید، تکمیل و تصحیح برنامه های دولت دوازدهم» را به راه انداخت؛ جلساتی که برخلاف عنوان طولانی‌اش تنها یک مفهوم از آن برداشت می‌شد و آن تشکیل «دولت سایه» بود. جلساتی که حال پای برخی تندروهای مخالف دولت در پارلمان هم به جمع آن اضافه شده اند و حملات چندجانبه به دولت را دستورکار قرار داده اند.

    سایه جلیلی بر مجلس

    طرح‌های استیضاح‌ یکی پس از دیگری به سکوی هیات رئیسه مجلس می‌رسد، گویی می خواهند دولت را به مرز حد نصاب تغییر وزرا و معرفی یک کابینه جدید برسانند، به بهانه افزایش قیمت بنزین طرح استیضاح رئیس جمهور و فشار برای استعفا را هم در دستور کار قرار می دهند و حالا نوبت به بودجه ۹۹ رسیده است که پیامکی یا در جلسات کمیسیون تلفیق دولت روحانی و نمایندگان همراه با بودجه را تحت فشار قرار دهند. فشارهایی که سناریو وار پیاده و اجرا می شوند.

    هرچند مشخص بود این مخالفت‌ها پی درپی، آن هم در شرایطی که تا انتخابات مجلس کمتر از دوماه زمان باقی مانده است باید از یک اتاق فکری تغذیه شود اما کسی فکرش را هم نمی‌کرد این اتاق فکر همان دولت سایه «سعید جلیلی» باشد. اعتمادآنلاین در گزارشی از جلساتی با همین فرمان در مجلس خبر می‌دهد. در این گزارش آمده است: «از تاریخ سه‌شنبه ۲۱ آبان‌ماه تاکنون چهار جلسه برگزار شده است. به صورت متوسط بین ۱۵ تا ۲۰ نفر از نمایندگان در این جلسات شرکت می‌کنند و موضوعات روز و مهم در مجلس و دولت در این جلسات به بررسی گذاشته می‌شود.» آنطور که گفته می‌شود نصرالله پژمانفر لیدری این تعداد از نمایندگان عضو فراکسیون اصولگرایان ولایی برای حضور در جلسات دولت سایه را بر عهده دارد. همچنین تعدادی از نمایندگان به صورت ثابت در این جلسات حضور دارند و فقط تعداد اندکی از این نمایندگان در جلسات مختلف تغییر می‌کنند. بررسی کلیات بودجه سال ۹۹ و تدوین چند طرح و پیشنهاد، کمک به معیشت خانوار ایرانی و ارائه ۲ طرح عملیاتی، اجرای طرح اصلاح قیمت بنزین و حذف چهار صفر از پول ملی طی این مدت در دستور کار این جلسات بوده است. 

    تائید جلسات دولت سایه با نمایندگان 

    ابوالفضل ابوترابی‌ نماینده نجف‌آباد که نامش در میان شرکت‌کنندگان ثابت جلسات دولت سایه سعید جلیلی مشاهده می‌شود این جلسات را تائید می‌کند و به اعتمادآنلاین می‌گوید: «جلسات به صورت مرتب و سازماندهی‌شده نیست، اما به پیشنهاد خودمان است. آقای جلیلی یک تیم جوان دانشگاهی و پژوهشی خیلی حرفه‌ای اطراف خود دارد، اعلام کردیم برای مشکلاتی که وجود دارد راهکارهای خوبی هم موجود است، بنابراین نیاز به همفکری داریم که سایر مراجع دارای راهکار و راهگشا هم در این جلسات حضور داشته باشند. ایشان هم پذیرفت. محور همه مذاکرات ما هم اقتصادی است.» او هدف این جلسات را کمک به دولت معرفی می‌کند.

    محمدعلی پورمختار نیز از دیگر نمایندگان اصولگرایی است که دراین جلسات حضور پررنگی دارد، گفته است: «این  جلسات بیشتر کارشناسی است؛ یعنی بحث‌های سیاسی در آن مطرح نمی‌شود. بالاخره آقای جلیلی یک تیم کارشناسی در حوزه‌های مختلف دارند. بررسی و مطالعه کافی صورت می‌گیرد، دیدگاه‌ها و یافته‌های علمی را ارائه می‌دهند و به بحث گذاشته می‌شود، از جمله بیشترین آنها مسائل اقتصادی است. در آخرین جلسه هم بحث دیدگاه‌هایی که راجع به لایحه بودجه مطرح بود به بحث گذاشته شد. مباحث خوب و اساسی و کاملاً علمی دارند و از این لحاظ می‌تواند به رفع ایرادات لایحه بودجه کمک کند و نمایندگان هم از آن استقبال می‌کنند.»

    دولت سایه یا گروه فشار؟

    جلال میرزایی نماینده ایلام و عضو فراکسیون امید درباره جلسات دولت سایه به خبرآنلاین می‌گوید: «در نظام‌های پارلمانی حزب یا احزابی که در قدرت نیستند یعنی به نوعی در اقلیت هستند برای نظارت بیشتر و انجام وظایف و همچنین در راستای آمادگی و کسب تجربه در مسیر قدرت دولت سایه را تشکیل می‌دهد که کانون فعالیتشان در پارلمان است و رئیس و وزرای آن هم کاملا مشخص است.

    وی می گوید: «یعنی کاملا شفاف است که در صورت اقبال رای‌دهندگان به آن حزبی که در حال حاضر در اقلیت است چه کسانی در پست‌های وزارت و … قرار خواهند گرفت. اما در کشور ما آنچه تحت عنوان دولت سایه مطرح می‌شود بیشتر شبیه به گروه فشار است که این گروه فشار اعضا و افراد تشکیل دهنده‌اش نامشخص هستند.»

    این عضو فراکسیون امید تاکید دارد؛«عجیب هم این است که این گروه فشار یا دولت سایه انتظار دارد دولت مستقر به جای پیگیری و برنامه‌هایی که بابت آن از مردم رای اعتماد گرفته است مطالبات آنها را اجرا کند که این یک بدعتی است.» 

    میرزایی درباره برنامه‌ریزی‌ها برای مخالفت با دولت از درون این جلسات را چندان تاثیرگذار نمی داند و می‌گوید: «من بعید می‌دانم این دولت سایه انقدر قدرت داشته باشد که بتواند از عهده این همه کار بربیاید  بحث سامان‌دهی استیضاح وزرایی مانند وزیر نفت و از سوی دیگر فشار به رئیس جمهوری برای استعفا و از سوی دیگر ترتیب دادن مخالفت‌ها برای بودجه و … به نظر می‌رسد ابهاماتی وجود داشته باشد. اینکه دولت سایه‌ای که آقای جلیلی تشکیل داد مشخص و شفاف نیست»

    او درباره جلسات نمایندگان مجلس با سعید جلیلی در قالب دولت سایه می‌گوید: «به هر صورت به نظرم اسمی که می‌تواند برای این گروه و جلسات در نظر گرفت بیشتر از آنچه بتوان نام آن را دولت سایه گذاشت می‌توان گروه فشار تعریف کرد.»

    ۲۷۲۱۶