اگرچه ابزارهای زیادی برای ارتباط وجود دارد اما همچنان یکی از این راهها برقراری تماس است و تلفن همراه هم یکی از مهمترین نقشها را ایفا میکند. هر یک از اپراتورهای همراه اول، ایرانسل و رایتل تعرفههای خود را برای برقراری تماس دارند که در این گزارش به این تعرفهها اشاره شده است.
تعرفههای مکالمه همراه اول
درحال حاضر تعرفه برقراری تماس با استفاده از سیمکارتهای دائمی همراه اول به تلفن ثابت و همراه اول و همچنین به سایر اپراتورها، ۵۹.۹ تومان به ازای هر دقیقه مکالمه است. تعرفه برقراری تماس با سیمکارتهای اعتباری همراه اول به تلفن ثابت و همراه اول و همچنین اپراتورهای دیگر نیز ۸۹.۹ تومان به ازای هر دقیقه مکالمه است. البته معیار محاسبه تعرفه یک تماس بر اساس ثانیه است. برای مثال هزینه یک تماس ۱۰ دقیقهای با سیمکارت دائمی همراه اول، ۵۹۹ تومان و با سیمکارت اعتباری، ۸۹۹ تومان است.
تعرفههای مکالمه ایرانسل
در اپراتور ایرانسل، برقراری تماس داخل شبکه ایرانسل (از خطوط ایرانسل به خط ایرانسل دیگر) و همچنین برقراری تماس خارج شبکه ایرانسل (از ایرانسل به سایر خطوط از جمله خطوط تلفن همراه و ثابت) برای سیمکارتهای دائمی ۵۹.۹ تومان برای هر دقیقه یا ۰.۹۹ تومان برای هر ثانیه است. در سیمکارتهای اعتباری نیز این هزینه ۸۹.۹ تومان برای هر دقیقه یا ۱.۴۹ تومان برای هر ثانیه است. برای مثال ۱۰ دقیقه تماس تلفنی با سیمکارتهای دائمی ایرانسل ۵۹۹ تومان و با سیمکارتهای اعتباری ایرانسل، ۸۹۹ تومان است.
تعرفههای مکالمه رایتل
مبنای محاسبه تعرفه کلیه تماسها در اپراتور رایتل نیز مانند دو اپراتور دیگر بر اساس ثانیه است. در سیمکارتهای دائمی رایتل، برقراری مکالمه درونشبکه رایگان است و تماس صوتی برونشبکه ۵۵.۵ تومان به ازای هر دقیقه است. در سیمکارتهای اعتباری رایتل نیز برقراری مکالمه درونشبکه رایگان است و هر دقیقه مکالمه برونشبکه، ۸۸.۸ تومان هزینه دارد. درواقع ۱۰ دقیقه تماس تلفنی برونشبکه با استفاده از سیمکارتهای دائمی رایتل ۵۵۵ تومان و با استفاده از سیمکارتهای اعتباری، ۸۸۸ تومان است.
223224
دسته: اخبار اقتصادی
ارائه انواع اخبار های اقتصادی روز ایران و جهان نظیر خبرهای ارزهای خارجی (دلار و یورو و….) و خبرهای مهم درباره طلا و سکه و همچنین معاملات در اقصی نقاط ایران و جهان
-

هزینه مکالمه اپراتورهای مختلف چقدر است؟
-

مهلت رفع تعهد ارزی صادرکنندگان ریالی به عراق و افغانستان
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سازمان توسعه تجارت ایران، احسان قمری اعلام کرد: بر اساس بند یک بخش الف بسته سیاستی برگشت ارز حاصل از صادرات سالهای ۱۴۰۰-۱۳۹۷ صادرکنندگانی که نسبت به فروش ریالی کالاهای صادراتی در بازه زمانی ۲۲ فروردین ۹۷ تا ۱۶ مرداد سال ۹۷ به عراق و افغانستان اقدام کرده و در موعد مقرر اطلاعات فروش ریالی خود را در سامانه جامع تجارت ثبت نکرده اند، حداکثر تا تاریخ ۳۱ خرداد ماه سال جاری فرصت دارند تا صرفاً با ثبت اطلاعات فروش ریالی خود در سامانه جامع تجارت، تعهدات ارزی خود را رفع کنند.
وی افزود: رفع تعهدات ارزی این گروه از صادرکنندگان ارتباطی به معافیت مالیاتی و استرداد مالیات بر ارزش افزوده نداشته و مشمول استفاده از نرخ صفر مالیاتی و استرداد مالیات بر ارزش افزوده نخواهند بود.
دبیر کمیته اقدام ارزی در خصوص برنامه ریزیهای انجام شده برای ثبت اطلاعات فروش ریالی به سایر کشورها غیر از عراق و افغانستان در بازه زمانی ۲۲ فروردین تا ۱۶ اردیبهشت ۹۷ گفت: ضوابط این موضوع از طریق دبیرخانه کمیته اقدام ارزی اعلام خواهد شد.
گفتنی است، بر اساس مکاتبه انجام شده از سوی رئیس کل سازمان توسعه تجارت ایران، مرکز توسعه تجارت الکترونیکی زیرساخت لازم جهت ثبت اطلاعات فروش ریالی توسط مرکز توسعه تجارت الکترونیکی فراهم خواهد شد.
همچنین طی چند روز آینده صادرکنندگان قادر خواهند بود نسبت به ثبت اطلاعات فروش ریالی به عراق و افغانستان مربوط با بازه زمانی یاد شده اقدام کنند.
-

نقش بانکها در خروج ارز از کشور و جهش قیمت
اعتمادآنلاین| در مصاحبهای که ۲۹ فروردین ماه با دکتر عباس دادجوی توکلی درباره چگونگی «خلق پول» و نقدینگی توسط بانکها داشتیم، وی عنوان کرد که بانکها با استفاده از دو ابزار «شرکت فروشی» و «تسعیر ارز» اقدام به خلق پول میکنند و توضیح داد در بسیاری از بانکها که شعب خارج از کشور دارند، ۵۰ تا ۹۰ درصد داراییهای ارزی، مشکوک الوصول-معوق است اما بانک هر سال با استفاده از تسعیر نرخ ارز، از محل این داراییهای مشکوک الوصول-معوق، سود شناسایی میکند و به همین دلیل است که بانکها هر سال به شدت به دنبال بازنگری در نرخ تسعیر ارز هستند. این مدرس دانشگاه تصریح کرد که این عملکرد زیان ده در واحدهای خارجی بانکها، هزینههای ارزی بالایی را طی سالهای اخیر به خصوص ده سال اخیر بر بازار ارز کشور تحمیل کرده است.
به گزارش خبرگزاری مهر، اینک درباره «نقش شعب خارج از کشور بانکها در خلق پول و نوسانات بازار ارز» با «احسان راکعی» کارشناس مسائل بانکی که در عملکرد شعب خارج از کشور برخی بانکها را مورد بررسی قرار داده است، گفتگویی انجام داده ایم که مشروح آن از نظر گرامیتان میگذرد:
در مصاحبهای که اخیراً با دکتر دادجوی توکلی داشتیم، ایشان یکی از ابزارهای مورد استفاده بانکها برای خلق پول و شناسایی سودهای موهومی را شعب خارج از کشور بانکها معرفی کردند و توضیح دادند که بانکها با استفاده از تسعیر نرخ ارز، از محل داراییهای بی کیفیت خود سود شناسایی میکنند؛ در حالی که ۵۰ تا ۹۰ درصد داراییهای ارزیشان، مشکوک الوصول و معوق است. تحلیل شما چیست؟
بله، متأسفانه همینطور است. طی سه سال اخیر بسیاری از بانکهای کشور توانستند به طرق مختلف از جمله فروش شرکتهای بانکی و غیر بانکی زیر مجموعه خود بصورت غیربورسی و یا عرضه آنها در بورس، فروش اموال تملیکی و همچنین سود حاصل از تسعیر ارز، سودهای بسیار زیادی را در صورتهای مالی خود شناسایی کنند و بخش عمده ای از زیان خود را پوشش دهند. به نوعی میتوان گفت «تورم داراییها و افزایش سرسامآور نرخ ارز»، ذینفعان خاص خود مانند برخی بانکها را منتفع کرده تا آنها بتوانند خود را از بند ورشکستگی و زیان نجات دهند.
اما متأسفانه سودهایی که بانکها طی چند سال اخیر شناسایی کردند از کیفیت چندانی برخوردار نبوده و این شاید مسألهای باشد که بسیاری از سهامداران، تحلیل گران و سایر استفاده کنندگان از صورتهای مالی این صنعت (بانکداری) از آن مطلع نباشند. شناسایی سود بی کیفیت اگرچه به نفع بانکها و سهامدارانشان بوده و توانستهاند ساختارهای مالی خود را بهبود ببخشند اما آثار مخربی را در اقتصاد کشور بر جای گذاشته است. یکی از مسائلی که سودآوری بانکها را طی چندسال اخیر تحت تأثیر قرار داده و باعث شده بسیاری از بانکها به یکباره سودآور شوند، استفاده از نوسانات ارزی است.
این سودهای بیکیفیت چگونه شناسایی میشوند؟
اگر از سال ۱۳۹۷ به بعد توجه کنید شاهد این بوده ایم که اکثر بانکها با رشد سودآوری بسیار بالایی مواجه بوده اند و یا توانسته اند زیان خود را طی یک سال یکباره به سود تبدیل کنند. بررسی صورتهای مالی اکثر این بانکها حاکی از این است که دلیل سود آوری اکثر آنها رشدهای بسیار بالا در سه فاکتور درآمد حاصل از فروش سرمایه گذاری، فروش اموال تملیکی و یا نتیجه معاملات ارزی میباشد که دو مورد اول (درآمد حاصل از فروش سرمایه گذاری ها و درآمد حاصل از فروش اموال تملیکی) بیشتر در راستای اجرای دستور العمل قانون رفع موانع تولید مصوب شورای پول و اعتبار در تاریخ ۲۸/۰۷/۱۳۹۴ میباشد که البته سودآوری صحیح و غیرصوری از این محل، ایرادی ندارد.
بسیاری از داراییهای ارزی از نوع تسهیلات ارزی معوق و مشکوک الوصول بوده که سالهاست هیچ عایدی برای بانک نداشته و به لطف تسعیر ارز، ارزش آن مدام در حال افزایش کاذب است. همچنین در بسیاری از سالها برخی بانکها با داشتن پوزیشن منفی ارزی، در حال شناسایی سود تسعیر ارز هستند که محل ابهام گسترده ای استاما آنچه باعث شده که سودآوری از این محل صوری، بی کیفیت و همراه با خلق نقدینگی بی کیفیت باشد، نحوه شناسایی این سودها است. متأسفانه بعضی از بانکها طی چند سال اخیر با ایجاد شرکتهای «تو در تو» و سرمایه گذاری در آنها، به بنگاه داری پرداخته اند و اکنون که قانون رفع موانع تولید، بانکها را از بنگاه داری و سرمایه گذاریهای غیر بانکی و نگهداری اموال مازاد منع کرده، آنها اقدام به فروش این اموال و سرمایه گذاری بانکی و غیر بانکی خود کردهاند.
اما بحث جالب توجه درباره نحوه فروش آنها است، که بررسی صورتهای مالی بعضی از بانکها حاکی از این امر است که بسیاری از آنها شرکتهای زیر مجموعه خود را به شرکتهایی فروخته اند که همان بانکها بصورت غیر مستقیم در آنها (شرکتهای خریدار) سهامدار هستند؛ حتی در بعضی موارد بانک اقدام به اعطای تسهیلات به شرکت خریدار کرده است تا همان شرکت خریدار که به نوعی به طور غیر مستقیم زیر مجموعه بانک است بتواند آن شرکت را از بانک خریداری کند. در این صورت، هم بانک توانسته است از بابت اعطای تسهیلات به شرکت خودی سود تسهیلات شناسایی کند و هم قانون رفع موانع تولید را اجرا کند و اموال مازاد خود را بفروشد؛ ضمن اینکه توانسته از بابت فروش سرمایه گذاریهای خود سود مشاع کسب کند و همین اینکه هنوز هم بصورت غیر مستقیم در آن شرکتهای فروحته شده خود میتواند اعمال نفوذ و مدیریت کند؛ البته همین روند شناسایی سود اغلب درباره فروش اموال تملیکی بانکها هم صدق میکند و نکته جالب آن است که بانکها از محل همین سودها که اغلب مشاع هم هستند اقدام به شناسایی حق الوکاله برای خود میکنند که اغلب این سودها سودهای بی کیفیت هستند.
اینکه بانکها به حدود تعیین شده خود در دستورالعمل جدید سرمایه گذاری مؤسسات اعتباری در اوراق بهادار سال ۱۳۹۶ مصوب شورای پول و اعتبار، پایبند باشند و اقدام به واگذاری سرمایه گذاریهای خارج از حدود مقرر خود کنند، امری مبارک است، اما در هنگام واگذاری سرمایه گذاریهای خارج از حدود مقرر، قطعاً باید به پرسشهای زیر پاسخ داد و در صورت صحت، بر عدم صوری بودن آن اطمینان یافت: اول اینکه خریدار این سرمایه گذاریهای مازاد، چه شخص حقیقی و حقوقی است؟ آیا ارتباط مستقیم و یا غیر مستقیمی (وکالتی) با بنگاه اصلی فروشنده (همان بانک) دارد؟ دوم اینکه نوع پرداخت خریدار چگونه بوده است؟ اگر نقد بوده، از محل تسهیلات همان بانک یا به صورت ضربدری توسط بانکهای دیگر نبوده باشد؟ اگر هم به صورت پرداختنیها باشد (نسیه ای)، شرایط تسویه و اسناد تجاری مربوط به آن چیست؟ سوم اینکه علاوه بر دو مورد قبلی که عمدتاً بر «ماهیت معامله» تاکید داشت، «قیمت معامله» چگونه تعیین شده و آیا با ارزش منصفانه آن در بازار، مطابقت دارد؟
در بسیاری از نمونههایی که از سال ۱۳۹۳ به بعد بررسی کردهایم، «معامله با خودی، کسب سودهای صوری، متورم کردن و نقد جلوه دادن دارایی»، هدف اصلی این نوع معاملات بوده است.
در ابتدای صحبتهایتان به سودآوری بانکها از محل عملکرد ارزی آنها اشاره کردید و صراحتاً گفتید که بانکها از افزایش سرسامآور نرخ ارز منتفع شدهاند. این انتفاع چگونه شکل میگیرد؟
ابتدا اجازه دهید کمی درباره نوع فعالیت ارزی بانکها توضیح بدهم. بانکها هم در داخل کشور تحت عنوان «معاملات ارزی»، به فعالیت ارزی میپردازند و هم برخی بانکها بواسطه آنکه از گذشته در خارج از کشور، دارای شعبات (واحدهایی) بوده اند، به فعالیت ارزی در خارج از کشور مشغول هستند. از فعالیت شعب (واحدهای) خارجی به عنوان سرمایه گذاری خارجی و از لحاظ استانداردهای حسابداری، تحت عنوان «عملیات خارجی» یاد میشود.
بانکها اکثراً اینگونه تسهیلات غیر جاری ارزی فاقد بازدهی را در دارایی ارزی خود تسعیر میکنند، که این امر خود، منجر به مثبتتر شدن پوزیشن ارزی میشود و حتی در بعضی از موارد پوزیشن ارزی منفی بانکها را تبدیل به پوزیشن مثبت ارزی میکندمعاملات ارزی واحدهای داخلی منشأ شناسایی سه نوع سود است: ۱. معاملات ارزی بانکها (همان فعالیتهای واحدهای داخل کشور)، در داخل کشور عمدتاً شامل گشایش اعتبار و بروات اسنادی و اعطای تسهیلات ارزی و در بعضی موارد سپرده گذاری ارزی بانکها نزد یکدیگر است، که منجر به شناسایی سودهای کارمزدی و تسهیلاتی غیر مشاع میشود. ۲. از طرفی مجموع فعالیت ارزی واحدهای داخلی بانکها، موجب ایجاد یکسری داراییها و بدهیهای ارزی میشود که مطابق دستورالعمل بانک مرکزی، بانکها میبایست داراییها و بدهیهای پولی خود را با نرخ تاریخ ترازنامه (که معمولاً نرخ آن در پایان سال توسط بانک مرکزی اعلام میشود) تسعیر کنند که اصطلاحاً به «اختلاف» داراییها و بدهیهای پولی ارزی بانکها (چه مثبت باشند و چه منفی، به آن وضعیت باز ارزی میگویند) نتایج عملیات وضعیت باز ارزی تحت عنوان سود (زیان) تسعیر ارز در صورت سود (زیان) دوره منظور میشود .۳. همچنین از دیگر فعالیت ارزی بانکها در داخل کشور میتوان به خرید و فروش ارز اشاره کرد که یا منجر به شناسایی درآمد کارمزدی ارزی میشود و یا تحت عنوان سود (زیان) خرید و فروش ارز در صورت سود (زیان) دوره منظور میگردد.
از طرفی برخی از بانکها به واسطه شعبات خارج از کشور خود با عنوان سرمایه گذاریهای خارج از کشور، تحت عنوان عملیات خارجی، فعالیت ارزی در کشورهای دیگر انجام میدهند که مطابق استاندارد حسابداری، نتایج حاصل از این عملیات خارجی را باید با نرخ تاریخ ترازنامه تسعیر و تحت عنوان تفاوت تسعیر ارز در طبقه حقوق صاحبان سهام ترازنامه درج کنند.
بررسی صورتهای مالی بانکها طی این چند سال علی الخصوص از سال ۱۳۹۶ به بعد که کشور با جهش نرخ ارز مواجه بود حاکی از رشد بسیار زیاد آیتم نتیجه معاملات ارزی در صورت سود (زیان) بانکها ناشی از فعالیتهای ارزی داخل کشور و همچنین سود حاصل از تسعیر «عملیات خارجی» در صورت سود و زیان جامع، بوده است.
وقتی نرخ ارز رو به رشد است، اگر تراز ارزی بانک مثبت باشد، یعنی دارایی ارزی بانک نسبت به بدهی ارزیاش مثبت باشد، طبیعتاً سود بیشتری عاید بانک میشود و فی نفسه محل اشکال نیست…
شناسایی چنین سودهای بی کیفیت ارزی، در بعضی موارد باعث میشود تا بانکها بخواهند نسبت به «افزایش سرمایه» از محل همین سودهای تسعیر ارز بی کیفیت اقدام کنند که بانک مرکزی به عنوان نهاد ناظر باید کاملاً هوشیار باشد و اجازه چنین اقدامی را ندهددرست است؛ در زمانی که نرخ ارز رو به رشد است، هر چه پوزیشن ارزی بانکها (اختلاف دارایی ارزی از بدهی ارزی) مثبتتر باشد منجر به سود بیشتر در نتیجه «معاملات ارزی» شأن میشود، پس همانطور که اشاره کردید شاید سودآوری بانکها طی چند سال اخیر از محل نتیجه معاملات ارزی بدلیل پوزیشن مثبت آنها باشد. اما این موضوع چند ابهام مهم دارد: اول آنکه بسیاری از داراییهای ارزی از نوع تسهیلات ارزی معوق و مشکوک الوصول بوده که سالهاست هیچ عایدی برای بانک نداشته و به لطف تسعیر ارز، ارزش آن مدام در حال افزایش کاذب است.
همچنین در بسیاری از سالها برخی بانکها با داشتن پوزیشن منفی ارزی، در حال شناسایی سود تسعیر ارز هستند که محل ابهام گسترده ای است.
یعنی بانکها از محل تسهیلات معوق و مشکوک الوصول در حال شناسایی سودهای موهومی هستند؟
در حوزه ارزی، بجز سرفصل بدهیهای ارزی، سایر اقلام چندان قابل اعتماد نیستند. برای نمونه از آنجایی که عمده مصارف ارزی بانکها از جنس تسهیلات ارزی هستند، در بررسی صورتهای مالی برخی از بانکها، شاهد این موضوع هستیم که:
۱. حجم تسهیلات ارزی معوق و یا مشکوک الوصول در صورتهای مالی آنها بالاست بدان معنی که با نسبت مطالبات غیر جاری ارزی بسیار بالایی مواجه هستیم. بنابراین در طرف دارایی ارزی، چندان «بازدهی حاصل از مصارف ارزی» قابل تصور نیست. اما بانکها اکثراً اینگونه تسهیلات غیر جاری ارزی فاقد بازدهی را در دارایی ارزی خود تسعیر میکنند، که این امر خود، منجر به مثبتتر شدن پوزیشن ارزی میشود و حتی در بعضی از موارد پوزیشن ارزی منفی بانکها را تبدیل به پوزیشن مثبت ارزی میکند.
این دقیقاً موردی است که شاید در تحلیلهای بانکی کمتر بدان توجه شود، حتی متأسفانه در بعضی از صورتهای مالی مشاهده شده که بانکی با پوزیشن ارزی منفی، سود حاصل از نتیجه معاملات ارزی واحدهای داخل، در صورت سود (زیان) خود شناسایی کرده است. آیا سود انباشته یا اندوخته حاصل از تفاوت تسعیر ارز، که در بحث کفایت سرمایه لحاظ میشود، واقعیت حقیقی دارد؟
ضمن اینکه شناسایی چنین سودهای بی کیفیت ارزی، در بعضی موارد باعث میشود تا بانکها بخواهند نسبت به «افزایش سرمایه» از محل همین سودهای تسعیر ارز بی کیفیت اقدام کنند که بانک مرکزی به عنوان نهاد ناظر باید کاملاً هوشیار باشد و اجازه چنین اقدامی را ندهد.
۲. تسعیر ارز به نرخهایی بالاتر از نرخهای اعلامی توسط بانک مرکزی انجام شده که طبق بررسیهای بعمل آمده، این موضوع در وضعیت باز ارزی چند نمونه بانک مشاهده شده است و این امر در بندهای شرط گزارش حسابرسی آن بانکها کاملاً قابل مشاهده است. در ارتباط با این موضوع باید این نکته را در نظر داشت که تسعیر داراییها (بدهی) های ارزی با نرخهایی بالاتر از نرخهای اعلامی بانک مرکزی و سود سازی از این محل مغایر با اصل مربوط بودن که یکی اصول اصلی استانداردهای حسابداری ایران میباشد است و به نوعی بر تصمیم استفاده کنندگان از صورتهای مالی اثر گذار خواهد بود.
بانکی که نسبت مطالبات غیر جاری ارزی شعبه خارجی آن بالای ۹۰ درصد است در حقیقت، فاقد هرگونه بازدهی در طرف داراییهای ارزی خود است. اما سوال این است که چطور ممکن است که «تفاوت تسعیر ارز حاصل از عملیات خارجی» در صورت سود (زیان) جامع خود و در سرفصل حقوق صاحبان سهام، مثبت شناسایی کند؟۳. روند سودسازی ارزی فقط محدود به معاملات ارزی داخل کشور نمیشود و بررسی برخی از بانکها که دارای شعب خارج از کشور هستند، حاکی از تسعیر داراییهای موهومی ارزی در شعب خارجی است. بطور مثال بانکی که نسبت مطالبات غیر جاری ارزی شعبه خارجی آن بالای ۹۰ درصد است در حقیقت، فاقد هرگونه بازدهی در طرف داراییهای ارزی خود است. اما سوال این است که چطور ممکن است که «تفاوت تسعیر ارز حاصل از عملیات خارجی» در صورت سود (زیان) جامع خود و در سرفصل حقوق صاحبان سهام، مثبت شناسایی کند؟ آیا حقوق صاحبان سهام شناسایی شده ناشی از تفاوت تسعیر ارز، واقعاً «سرمایه» است؟
اینکه یک بانک با استفاده از شعب خارج از کشور و تسعیر داراییهای خارجی، از بحران افزایش نرخ ارز برای بیشینه کردن سودهای موهومی از طریق تسعیر نرخ ارز اقدام کند، یک بحث است؛ اما بحث مهمتر این است که آیا این بانک در شکلگیری این بحران ارزی نقش داشته؟
در خصوص شعب خارجی بانکها که در استانداردهای حسابداری تحت عنوان عملیات خارجی از آن یاد میگردد، باید گفت که علیرغم عدم شفافیت کافی در زمینه عملکرد شعب خارجی و عملیاتشان، بررسی چند نمونه بانک نشان میدهد که عمده ی آنها دارای شعبی با عملکرد زیان ده و نسبت مطالبات غیر جاری ارزی بسیار بالا (داراییهای موهومی ارزی) میباشند.
بررسی اطلاعات مندرج در صورتهای مالی یکی از بانکها در خصوص «عملکرد شعب خارج از کشور» آن حاکی است که مصارفشان حدوداً پنج برابر منابع جذب شده شأن است و اکثر این تسهیلات اعطایی در شعب خارجی، بدلیل عدم وصول در طبقه مشکوک الوصول قرار گرفته است. همچنین منابع جذب شده توسط این گونه شعب، با نرخی فراتر از نرخهای جهانی بوده و بنابراین حاشیه سودهایی بعضاً در حدود ۱۰ الی ۱۴ درصد اجتناب ناپذیر است.
بنابراین چطور ممکن است بانکی که عملکرد شعب خارجی آن اینطور زیان ده است هر ساله «تفاوت تسعیر ارز» مثبت در سود (زیان) جامع و همچنین در قسمت حقوق صاحبان سهام خود شناسایی کند؟ غیر از این است که عمدتاً تسهیلات ارزی بی کیفیت در حال نکول شدن است و هر ساله آیتم تفاوت تسعیر ارز در حقوق صاحبان سهام این بانکها در حال بزرگتر شدن است؟ اینجاست که ناترازی ارزی در صورتهای مالی بانکها رخ میدهد و توجه چندانی شاید به این موضوع نشود.
بررسی اطلاعات مندرج در صورتهای مالی یکی از بانکها در خصوص «عملکرد شعب خارج از کشور» آن حاکی است که مصارفشان حدوداً پنج برابر منابع جذب شده شأن است و اکثر این تسهیلات اعطایی در شعب خارجی، بدلیل عدم وصول در طبقه مشکوک الوصول قرار گرفته استاما موضوع مهم دیگر در خصوص شعب خارجی بانکها، بحث تأمین منابع آنها است که شاید به نوعی پاسخ سوال شما هم باشد؛ همانطور که پیشتر گفتم بررسی صورتهای مالی یکی از بانکهای کشور حاکی از این بود که مصارف شعب خارجی آن در حدود پنج برابر منابع جذب شده آن است. زمانی که چنین نسبت مصارف به منابعی وجود داشته و همچنین درامدزایی هم مشاهده نمیشود، جریان نقد ارزی دچار اختلال شده و این شعب برای حفظ سپردههای فعلی و همچنین کسب «پول پرقدرت ارزی» جهت تسویه سپردههای خارج شده از شعب، مجبورند این کسری را یا از طریق شعب داخلی همان بانک، بانکهای داخلی دیگر، بانکهای خارجی و یا بصورت خط اعتباری از بانک مرکزی ایران، استقراض و یا اضافه برداشت کنند، زیرا در صورتهای مالی، سرفصلی به نام «بدهی به بانکهای خارجی یا استقراض از بانک مرکزی خارج کشور و یا حتی اضافه برداشت بانکهای خارج کشور» دیده نمیشود. بنابراین شعب خارجی برای جبران کمبود منابع خود و همچنین جلوگیری از خروج سپردههای فعلی، مجبور شده اند از داخل کشور و یا از بانک مرکزی دست به استقراض بزنند و این امر بشدت موجب خروج ارز از کشور طی چند سال اخیر گردیده است.
در خصوص بحران ارزی کشور طی چند سال اخیر موضوعی که شاید خیلی بیشتر مورد توجه بوده، بحث گشایش اعتبار اسنادی ارزی و واردات کالا است که بانک مرکزی، ارز با نرخ ۴۲,۰۰۰ ریال را به عدهای تخصیص داده و مثلاً کالاهای مذبور وارد کشور نشده و مواردی از این دست، منجر به خروج ارز از کشور شده است؛ ولی متأسفانه کمتر کسی به نقش شعب زیان ده بانکها در خارج از کشور، در ایجاد بحران ارزی طی این سالها اشاره کرده است. این شعب ضرر چند میلیارد دلاری به کشور زده و باعث خروج ارز از کشور طی این چند سال شدهاند، بنابراین توجیهی نمیتوان برای فعالیتهای انان داشت.
بانکی که مورد بررسی قرار دادهاید، باعث خروج چه میزان ارز از کشور شده است؟
فقط در مورد یکی از بانکهایی که بررسی کرده ایم که اتفاقاً جز بانکهای خصولتی و بزرگ با فعالیت ارزی بسیار گسترده محسوب میشود این رقم به چیزی در حدود پانصد میلیون یورو و حتی بالاتر میرسد.
شعب خارجی برای جبران کمبود منابع خود و همچنین جلوگیری از خروج سپردههای فعلی، مجبور شده اند از داخل کشور و یا از بانک مرکزی دست به استقراض بزنند و این امر بشدت موجب خروج ارز از کشور طی چند سال اخیر گردیده است* بانک مرکزی در بودجه ۱۴۰۰ برای جلوگیری از اقدام بانکها در شناسایی سودهای موهومی از محل داراییهای ارزی که به اذعان شما، تسهیلات نکول شده و مشکوک الوصول هستند، به درستی مانع از افزایش نرخ تسعیر ارز برای بانکها شد اما شورای عالی مالیاتی اخیراً در اقدامی عجیب و تأمل برانگیز اعلام کرد نرخهای اعلامی از سوی بانک مرکزی برای تسعیر داراییها و بدهیهای ارزی را قبول ندارد و به جای نرخ اعلامی از سوی بانک مرکزی، نرخ نیما را ملاک عمل قرار خواهد داد. اقدام شورای عالی مالیاتی چه توجیهی دارد؟
در اظهار نظر اخیری که توسط شورای عالی مالیاتی درخصوص تسعیر داراییها و بدهیهای پولی ارزی صورت گرفته است، اعتقاد بر این بوده که مطابق بند (ب) ماده (۱۱) قانون پولی و بانکی، بانک مرکزی صرفاً وظیفه نظارت بر بانکها و مؤسسات اعتباری را داشته و موارد نظارت و دخالت بانک مرکزی در امور پولی و بانکی نیز با تصویب شورای پول و اعتبار احصا میشود. بنابراین شورای عالی مالیاتی معتقد است که در مقررات مربوطه (قانون پولی و بانکی) اشارهای به وظیفه بانک مرکزی در تعیین نرخ ارز نشده و به همین منظور، نرخهای اعلامی برای تسعیر داراییها و بدهیهای ارزی از سوی بانک مرکزی را قبول نداشته و معتقدند که نمیتواند مبنای معاملاتی داشته باشد.
در خصوص این اظهار نظر باید این نکته را خاطر نشان کرد که مطابق بند (ب) ماده (۱۰) قانون پولی و بانکی کشور، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران مسؤول تنظیم و اجرای سیاستهای پولی و اعتباری کشور است، که تعیین نرخ ارز هم به نوعی میتواند در راستای تنظیم سیاستهای پولی بانک مرکزی باشد، و همچنین از طرفی در بند (ج) ماده (۱۱) قانون پولی و بانکی کشور به وظیفه بانک مرکزی در تنظیم مقررات مربوط به معاملات ارزی با تصویب شورای پول و اعتبار اشاره شده است و نیز همینطور ماده (۳۶) قانون پولی و بانکی کشور به این موضوع اشاره دارد که طرز تهیه و تنظیم ترازنامه و حساب سود و زیان بانکها توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین خواهد شد.
در خصوص بحران ارزی کشور طی چند سال اخیر متأسفانه کمتر کسی به نقش شعب زیان ده بانکها در خارج از کشور، در ایجاد بحران ارزی طی این سالها اشاره کرده استتمامی این موارد دلالت بر این موضوع دارد، که تعیین نرخ ارز به منظور تسعیر داراییها و بدهیهای پولی ارزی بانکها جز وظایف اصلی بانک مرکزی است. بنابراین سازمان امور مالیاتی مطابق قانون پولی و بانکی کشور نمیتواند برای تسعیر داراییها و بدهیهای پولی ارزی، نرخی را تعیین کند.
در واقع این سوال مطرح میشود که، چرا در سالهای قبل که بانک مرکزی نرخهای تسعیر ارز را با رشد، نسبت به سال قبل اعلام میکرد و بانکها سودهای گزاف و در بسیاری موارد موهومی، در صورت سود (زیان) خود از این محل شناسایی میکردند، سازمان مالیاتی اعتراضی نداشت و اشارهای به این موضوع که بانک مرکزی وظیفهای برای تعیین نرخ ارز ندارد نمیکرد؟
باید این موضوع را مجدداً به سازمان امور مالیاتی خاطر نشان کرد، که اکثر بانکها طی این سالها، داراییهای موهومی خود را تسعیر کرده و از این محل سود تسعیر ارز شناسایی کرده اند، که از کیفیت بسیار پایینی برخوردار است. حال که بانک مرکزی اتفاقاً در سال گذشته (۱۳۹۹) با ثابت نگه داشتن نرخ ارز در خصوص تسعیر داراییها و بدهیهای پولی ارزی رویه درست را در پیش گرفته است، چرا سازمان امور مالیاتی باید اعلام کند که نرخهای اعلامی تسعیر ارز توسط بانک مرکزی را قبول ندارد؟
سازمان امور مالیاتی با این دخالت و منظور کردن نرخ ارز نیمایی در تسعیر داراییها و بدهیهای ارزی بجای نرخ تسعیر اعلامی توسط بانک مرکزی شاید بتواند مالیات زیادی را بابت سود معاملات ارزی بانکها اخذ کند ولی این کار موجب متورم شدن هرچه بیشتر داراییهای بی کیفیت بانکها خواهد شد* سازمان مالیاتی از جنبه مالیاتی که اخذ میکند اینطور به مساله ورود کرده است؟
بله، بنظرم سازمان امور مالیاتی با این دخالت و منظور کردن نرخ ارز نیمایی در تسعیر داراییها و بدهیهای ارزی بجای نرخ تسعیر اعلامی توسط بانک مرکزی شاید بتواند مالیات زیادی را بابت سود معاملات ارزی بانکها اخذ کند ولی این کار موجب متورم شدن هرچه بیشتر داراییهای بی کیفیت بانکها خواهد شد.
این موضوع را میتوان از زاویه دیگری نیز مورد بررسی قرار داد. اگر فرض شود که نگاه سازمان امور مالیاتی این است تا از استاندارد حسابداری شماره (۳۵) با موضوع مالیات بر درآمد که از سال ۱۳۹۹ لازم الاجرا میباشد جهت پشتیبانی اجرایی این نامه استفاده کند، برخی ابهامات همچنان پابرجاست، برای مثال اقلام داراییها و بدهیهای مندرج در صورتهای مالی بانکها عمدتاً از جنس پولی بوده و غیر قابل معامله است مثل تسهیلات ارزی که هیچگاه مورد معامله قرار نمیگیرد و از سوی دیگر در صورتی که این تصور وجود داشته باشد که تفاوت حاصله میان آنچه سازمان مالیاتی بر اساس نرخ نیمایی (حدوداً ۲۴۰۰۰ ریال) بر آن اصرار دارد با آنچه که بانک مرکزی به بانکها ابلاغ کرده یک «تفاوت موقت» است و به عنوان یک دارایی / بدهی مالیات انتقالی در نظر گرفته شود، به نظرم استدلال غلطی خواهد بود، چراکه عمده اقلام دارایی و بدهیهای ارزی بانکها از نوع پولی است و ممکن است پوزیشن ارزی بانکها در سالهای بعد بدلیل عملکردشان و یا سیاستهای اتخاذ شده از سوی بانک مرکزی (عدم تسعیر مطالبات مشکوک الوصول در وضعیت باز ارزی) منفی شود.
در خصوص تسهیلات ارزی اعطایی باید اعتبار سنجی درست صورت پذیرد که تا این حد منجر به رشد مطالبات غیر جاری ارزی بانکها نشود. همچنین بهتر است که بدلیل نوع فعالیت بانکها که با سایر صنایع تفاوت دارد، استانداردهای حسابداری ارزی مختص فعالیت ارزی بانکها تدوین شودپیشنهاد میکنم سازمان امور مالیاتی، وضعیت ارزی بانکها را در صورتهای مالی شأن با دقت بررسی کند تا متوجه لطمهای شود که بانکها طی این چند سال به وضعیت ارزی کشور زده اند و بدنبال پیاده سازی و تداوم یک رویه غلط دیگر نباشد.
برای اینکه راه بانکها در شناسایی سودهای موهومی با استفاده از داراییهای ارزی بی کیفیت بسته شود، چه راهکاری پیشنهاد میکنید؟
همانطور که اشاره شد، بانکها عمدتاً در بحث ارزی، در واحدهای داخل کشور اقدام به شناسایی سود از محل تسعیر دارایی ارزی بی کیفیت خود کرده اند و حتی علی رغم داشتن پوزیشن منفی ارزی نیز، سود شناسایی کرده اند. واحدهای خارج کشور نیز با نسبت نکول بالای تسهیلات اعطایی و عدم درآمدزایی واقعی از داراییهای ارزی، قیمت تمام شده بالای منابع، حاشیه سودهای به شدت منفی، اختلال در جریان نقد ارزی و استقراض از منابع ارزی واحدهای داخل و یا بانک مرکزی و همچنین بانکهای خارجی مواجه بوده اند.
بنابراین نهاد ناظر به راحتی میتواند با نظارت صحیح، حداقل از تسعیر داراییهای ارزی از نوع تسهیلات ارزی مشکوک الوصول و داراییهای موهومی بانکها، که هم ناشی از عملیات داخلی و هم عملیات خارجی آنها است جلوگیری کند. همچنین در خصوص تسهیلات ارزی اعطایی چه توسط شعب داخلی و چه توسط شعب خارج از کشور، باید اعتبار سنجی درست صورت پذیرد که تا این حد منجر به رشد مطالبات غیر جاری ارزی بانکها نشود. همچنین بهتر است که بدلیل نوع فعالیت بانکها که با سایر صنایع تفاوت دارد، استانداردهای حسابداری ارزی مختص فعالیت ارزی بانکها تدوین شود.
-

قیمت انواع تیبا مدل ۱۴۰۰ در بازار/ جانشین پراید در کدام شهر ارزان تر است؟
به گزارش خبرآنلاین، بررسی ها نشان می دهد خودروی تیبا ۱ مدل ۹۹ را می توان با قیمتی بین ۱۲۲.۵ میلیون تا ۱۲۵ میلیون تومان خریداری کرد.
بیشتر بخوانید:
اعلام قیمت جدید کارخانهای محصولات ایران خودرو /دنا پلاس ۱۶۶ میلیون تومان شد
همچنین خودروی تیبا ۲ مدل ۱۴۰۰ با حداقل قیمت ۱۳۶ میلیون تومان در قم و با حداکثر نرخ ۱۴۰ میلیون تومان در بابل به فروش می رسد.
تیبا ۲ مدل ۹۹ نیز در شهرهای مختلف قیمتی بین ۱۲۶ تا ۱۲۹ میلیون تومان دارد.نام و مدل
شهر
قیمتتیبا ۱ مدل ۱۴۰۰
مهاباد
۱۲۷ میلیونتیبا ۱ مدل ۱۴۰۰
ساری
۱۳۰ میلیونتیبا ۱ مدل ۱۴۰۰
رشت
۱۲۹ میلیونتیبا ۱ مدل ۹۹
بابلسر
۱۲۵ میلیونتیبا ۱ مدل ۹۹
تهران
۱۲۳ میلیونتیبا ۱ مدل ۹۹
اصفهان
۱۲۲.۵ میلیونتیبا ۲ مدل ۱۴۰۰
قم
۱۳۶ میلیونتیبا ۲ مدل ۱۴۰۰
کرج
۱۳۷ میلیونتیبا ۲ مدل ۱۴۰۰
بابل
۱۴۰ میلیونتیبا ۲ مدل ۹۹
پرند
۱۲۹ میلیونتیبا ۲ مدل ۹۹
تهران
۱۲۷ میلیونتیبا ۲ مدل ۹۹
مشهد
۱۲۶ میلیون۲۲۳۲۲۴
-

ریکاوری فعالیتهای اقتصادی اروپا در ماه آوریل شتاب گرفت
به گزارش خبرنگار مهر به نقل از سیانبیسی، دادههای جدید نشان میدهد که ریکاوری فعالیتهای اقتصادی در اروپا در ماه آوریل شتاب گرفته و وضعیت خوبی برای عملکرد اقتصادی سه ماهه دوم این منطقه به وجود آورده است.
شاخص پیامآی ترکیبی آیاچاس مارکیت که از نظرسنجی از مدیران خرید شرکتهای تولیدی و خدماتی اروپا به دست آمده در ماه آوریل به ۵۳.۷ واحد رسید. این شاخص در ماه مارس ۵۳.۲ واحد بود.
رقم بالاتر از ۵۰ واحد نشاندهنده رشد بخش تولید و خدمات است و هرچه این رقم از ۵۰ فاصله بیشتری داشته باشد شدت این رشد بیشتر است.
فعالیتهای اقتصادی اتحادیه اروپا در حالی شتاب میگیرد که دولتها تلاشهای خود برای واکسیناسیون عمومی را گسترش دادهاند. با این حال هنوز مناطقی از اروپا به علت موج سوم کرونا در قرنطینه به سر میبرند.
پیآمآی ترکیبی انگلستان از ۵۶.۴ واحد در ماه مارس، در ماه آوریل و آغاز تسهیل محدودیتهای قرنطینهای به ۶۰.۰ واحد رسیده است.
در ماه مارس میزان فروش خردهفروشان انگلستان قبل از برداشته شدن قرنطینههای سراسری ۵.۴ درصد جهش کرد و از انتظارات فراتر رفت.
-

تغییر دامنه نوسان اشتباه بود/ بازار سرمایه در میان مدت رونق می گیرد
عباسعلی حقانی نسب، کارشناس بازار سرمایه، در گفت و گو با خبرآنلاین با اشاره به این که نه سازمان بورس و نه دولت و مجلس اقدامات اساسی در جهت بهبود بازار سرمایه انجام ندادهاند، گفت: بورس در کوتاهمدت شرایط نامناسب خود را ادامه میدهد اما در میانمدت و بلندمدت به شرایط بهتری میرسد.
وی افزود: در روند کنونی بازار علی رغم ارزندگی سهام، روند کاهشی همچنان ادامه خواهد داشت. ولی در میان مدت و بلندمدت با توجه یک سری قوانین مثل مالیات بر عایدی سرمایه و یک سری شرایط دیگر مثل باز شدن دست دولت، امکان دارد نرخ بهره کاهش پیدا کند و بازار به روند مثبتی برسد.
حقانینسب با اشاره به این که تجمعات خیابانی بورسی میتواند هم تاثیر مثبت داشته باشد و هم منفی، گفت: تاثیر مثبت این دست تجمعات پاسخگو کردن دولت و مجلس و به ویژه بانک مرکزی و سیستم بانکی که صدمات زیادی به بازار سرمایه وارد میکند. در حال حاضر بالای ۲ میلیون میلیارد تومان نقدینگی رایگان تحت کنترل و مدیریت داریم ولی متاسفانه به این منابع نقدی دست نمیزنند. از طرفی بخاطر تامین مالی از بازار بدهی عملا به بازار سرمایه فشار میآورند و به این شکل منافع سرمایهداران را نابود کردهاند.وی افزود: تاثیر منفی این تجمعات هم از این جهت است که ساختارهای سیاسی را زیر سوال میبرد و باعث بیثباتی میشود.
این کارشناس بازار سرمایه در خصوص تغییر دامنه نوسان از اول اردیبهشت گفت: دامنه نوسان نامتقارن از همان اول اشتباه بود و هدف از آن مثبت شدن بازار سرمایه نبود. اگر میخواستند به بازار سرمایه کمک کنند باید برعکس آن دامنه نوسان نامتقارن عمل میکردند. یعنی سمت منفی بازار ۶ درصد و سمت مثبت آن ۲ درصد میشد. دلیل آن این است که بازار سرمایه ما یک ساختار تودهواری و غیرحرفهای دارد.
وی افزود: این تغییر دامنه نوسانی که از اول اردیبهشت انجام شد در جهت کمک به بازار نبود. در شرایط فعلی که بازار ما به شدت تودهوار است این تصمیمات نه تنها کمکی به بازار ما نمیکند بلکه شرایط بازار را بدتر میکند.
حقانینسب در خصوص جایگاه بازار سرمایه میان دیگر بازارها بیان کرد: بازارهای دیگر متمرکز نیستند و قیمتهای آن خیلی اصلاح نکردهاند و از همین جهت وارد رکود خواهند شد. اما بازار سرمایه به دلیل این که اصلاح کرده است پیش بینی میشود که در میانمدت رونق بگیرد.
۲۲۳۲۲۹ -

جزئیات معافیت مالیات بر حقوق در سال ۱۴۰۰ ابلاغ شد
به گزارش خبرآنلاین، با توجه به مقررات جز ۴ بند الف تبصره ۱۲ قانون بودجه سال ۱۴۰۰ کل کشور، سقف معافیت مالیاتی موضوع ماده ۸۴ قانون مالیاتهای مستقیم در سال ۱۴۰۰ مبلغ ۴۸ میلیون تومان تعیین میشود.
نرخ مالیات بر درآمد کارکنان دولتی و غیر دولتی اعم از حقوق و مزایا (به استثنای قضات و مشمولان تبصرههای ۱ و ۲ ماده ۸۷ با توجه به اینکه ماده ۸۷ فاقد تبصرههای ۱ و ۲ است به نظر میرسد که با توجه به قانون مالیاتهای مستقیم و با رعایت ماده ۵۱ قانون اصلاح پارهای از مقررات مربوط به پایه حقوق اعضای رسمی هیئت علمی آموزشی و پژوهشی شاغل و بازنشسته دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی مصوب ۱۶ اسفند ۱۳۶۸ با اصلاحات و الحاقات بعدی و کارانه به شرح ذیل میباشد:
نسبت به مازاد ۴۸ میلیون تا ۹۶ میلیون تومان، ۱۰ درصد
نسبت به مازاد ۹۶ میلیون تا ۱۴۴ میلیون تومان، ۱۵ درصد
نسبت به مازاد ۱۴۴ میلیون تا ۲۱۶ میلیون تومان، ۲۰ درصد
نسبت به مازاد ۲۱۶ تا ۲۸۸ میلیون تومان، ۲۵ درصد
نسبت به مازاد ۲۸۸ میلیون تا ۳۸۴ میلیون تومان، ۳۰ درصد
نسبت به مازاد ۳۸۴ میلیون تومان، ۳۵ درصد
حقوق اعضای رسمی هیئت علمی دانشگاهها با رعایت ماده ۵ قانون اصلاح پارهای از مقررات مربوط به پایه حقوق اعضای رسمی هیئت علمی آموزشی و پژوهشی شاغل و بازنشسته دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی مصوب ۱۶ اسفند ۱۳۶۸ با اصلاحات و الحاقات بعدی، با رعایت معافیتهای مقرر در قانون مالیاتهای مستقیم، در سال ۱۴۰۰ مشمول مالیات به نرخ ۱۰ درصد خواهد بود.
بر اساس ماده ۵ قانون اصلاح پارهای از مقررات مربوط به پایه حقوق اعضای رسمی هیئت علمی آموزشی و پژوهشی شاغل و بازنشسته دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی، از درآمد مشمول مالیات اعضای هیئت علمی موضوع این قانون حداکثر ۱۰ درصد به عنوان مالیات کسر خواهد شد.
با توجه به اینکه در جز ۴ بند الف تبصره ۱۲ مذکور عبارت «کارانه» خارج از موارد استثنا شده مربوط به حقوق اعضای هیئت علمی به کار رفته است، بنابراین کارانه دریافتی توسط اعضای هیئت علمی مشمول نرخ ۱۰ درصد نبوده و با توجه به میزانی که حقوق و مزایای اعضای هیئت علمی دانشگاهها نرخ پلکانی مقرر را پوشش میدهد به نرخ بعدی مشمول مالیات خواهد بود.
احکام تبصرههای ۱ و ۲ ماده ۸۶ قانون مالیاتهای مستقیم از مقررات جز ۴ بند الف تبصره ۱۲ یادشده تمامی احکام تبصرههای ۱ و ۲ ماده واحده قانون اصلاح ماده ۸۶ قانون مالیاتهای مستقیم مصوب ۲۷ تیر ماه ۱۳۹۶ (اعم از نرخ و…) مطابق مقررات، در سال ۱۴۰۰ کماکان لازم الاجراست و درآمد حقوق قضات از نرخهای مقرر در جز ۴ بند الف تبصره ۱۲ قانون بودجه سال ۱۴۰۰ کشور مستثنی گردیده است و درآمد حقوق قضات در سال یاد شده مشمول مقررات ماده ۸۵ قانون مالیاتهای مستقیم بوده و پس از اعمال معافیت مالیاتی سال ۱۴۰۰ تا ۷ برابر آن (معادل ۳۳۶ میلیون تومان، مشمول مالیات به نرخ ۱۰ درصد و نسبت به مازاد آن مشمول مالیات به نرخ ۲۰ درصد خواهد بود.
223224 -

افت سهام اروپا در معاملات روز جمعه
به گزارش خبرنگار مهر به نقل از سیانبیسی، سهام اروپایی در معاملات امروز، جمعه، در حالی افت کرد که سرمایهگذاران در حال بررسی دادههای اقتصادی و گزارشات درآمدهای شرکتها هستند.
شرکتهای بزرگ اروپا نظیر ایر لیکویید، شفلر، لافارج هولسیم، رنو و مرک، امروز گزارش درآمد خود را اعلام خواهند کرد.
شرکت دایملر (سازنده مرسدس بنز) اعلام کرد سود این شرکت در سه ماهه اول رشد داشته اما در سه ماهه دوم ممکن است با کمبود تراشه کامپیوتری در جهان تحت فشار قرار بگیرد.
گزارش پیامآی اروپا امروز منتشر شده و نشان داد که ریکاوری اقتصادی این منطقه سرعت گرفته است.
داکس آلمان ۰.۷۰ درصد افت کرد، کاک فرانسه ۰.۴۴ درصد پایین آمد و فوتسی انگلیس ۰.۵۵ درصد پایین آمد. فوتسی ایتالیا هم با افتی ۰.۴۲ درصدی روبرو شد.
شاخص پنیوروپین استاکس اروپا تا ساعت ۱۷:۰۰ به وقت تهران ۰.۵۰ درصد افت کرد. معاملات اروپا تا ساعاتی دیگر ادامه دارد.
در بازار ارز، یورو ۰.۴۵ درصد در مقابل دلار تقویت شد و به نرخ برابری ۱.۲۰۶۹ واحد رسید. پوند انگلیس ۰.۳۱ درصد در مقابل دلار آمریکا رشد کرد و نرخ برابری آنها به ۱.۳۸۸ واحد رسید.
-

ضرورت قرارگیری کارگران در اولویت دسترسی به واکسیناسیون / نبرد با کرونا از خط مقدم گذشت
هادی ابوی با بیان اینکه کارگران مشاغل ضروری باید مورد حمایت قرار گیرند، اظهار کرد: اگر چه مصوبات ستاد ملی مقابله با کرونا اولا و لازم الاجرا است ولی باید تکلیف کارگران و نیروهای کار مشاغل ضروری را هم که به مردم خدمت می دهند و باید سرکار حاضر شوند روشن کنیم لذا انتظار داریم ستاد ملی مقابله با کرونا از ظرفیت خود استفاده و با همکاری وزارت کار تکلیف کارگران گروههای شغلی ضروری را که در شرایط سخت کرونا باید به فعالیت ادامه دهند، مشخص کند و آنها را در اولویت واکسیناسیون قرار دهد.
حفظ سلامت و امنیت نیروهای کار مشاغل ضروری
به گفته وی امروز نبرد با کرونا از خط مقدم گذشته است و کادر درمان و کارگران به خصوص مشاغل ضروری به دل خطر زده اند لذا نباید بدون اسلحه به جنگ کرونا بروند و بحث ایمن سازی و واکسیناسیون آنها مهم است.
ابوی ادامه داد: کارگران مشاغل ضرور اعم از نانوایان که نان دست مردم می دهند، پاکبان ها که وظیفه پاکیزگی شهر را برعهده دارند و ماسک و دستکش آلوده و زباله را جمع می کنند، رانندگان و پرسنل داروخانه ها که شبانه روز با مردم در ارتباطند، نیروهای خدماتی بیمارستانها، تعمیرکاران، آتش نشانان و … همه ناچارند که در چنین شرایطی سر کار باشند و حفظ سلامت آنها مهم است.
دبیرکل کانون عالی انجمن های صنفی کارگران با بیان اینکه ستاد ملی مقابله با کرونا باید از ظرفیت خود استفاده کند و با همکاری وزارت کار تکلیف کارگران مشاغل ضروری که امنیت و سلامت آنها در معرض خطر قرار می گیرد را مشخص کند، اظهار کرد: به یکسری از گروههای شغلی که حضور نیروهای کارشان ضروری نیست اعلام می کنیم که در خانه بمانند تا ایمن باشند ولی از برخی نیروهای کار در مشاغل ضروری می خواهیم که سرکار بیایند بنابر این لازم است که ایمنی را برایشان فراهم کنیم چون در معرض خطر هستند.
تامین معاش و درآمد کارگران مشاغل غیرضروری
وی در ادامه تامین معاش کارگران مشاغل غیر ضرور را مورد اشاره قرار داد و افزود: وقتی یک رستوران را تعطیل می کنیم کارگر دچار مشکل می شود چون رستورانی که تعطیل شده به کارگر حقوق نمی دهد و ملاک پرداخت حقوق او تعداد روزهایی است که کار کرده است؛ به این ترتیب معیشت او به خطر می افتد و برای کارگر ارزش ندارد که به دنبال شکایت یا گرفتن بیمه بیکاری برود.
ابوی متذکر شد: انتظار ما این است که وقتی می دانیم چه مشاغلی تعطیل هستند و نباید باز کنند نیروهای کارشان را مورد حمایت قرار بدهیم؛ حداقل کارگرانی که بیمه شده اند و شناسنامه دارند بدون گرفتار شدن در پیچ و خم های اداری حمایت کنیم تا برای یک لقمه نان از خانه خارج نشوند و در معرض بیماری کرونا قرار نگیرند.
این مقام مسئول کارگری درباره راهکارهای حمایت از کارگران مشاغل غیرضرور که ناچار به تعطیلی و رعایت مصوبات ستاد ملی مقابله با کرونا شده اند نیز، گفت: ما باید مشخص کنیم که قرار است از بودجه عمومی دولت به آنها که بیکار می شوند کمک کنیم یا راههای دیگری برای حمایت از آنها وجود دارد. زمانی که صنوف خدماتی، مسافرخانه ها، بوتیک ها، رستورانها، هتل ها، مراکز گردشگری و مغازه های پوشاک و کیف و کفش را تعطیل می کنیم به فکر معیشت و درآمد کارگران شاغل در آنها هم باشیم.
دبیرکل کانون عالی انجمن های صنفی کارگران در پایان تصریح کرد: کسانی که زباله های سطح شهر یا ماسک های ریخته شده در گوشه و کنار خیابانها جمع آوری می کنند با جان خود بازی می کنند. مگر چند درصد مردم شیوه نابودی ماسک ها را می دانند؟ بنابر این اگر تاکید داریم که مشاغل ضروری در اولویت واکسیناسیون قرار گیرند به جهت حفظ سلامت و ایمنی آنها است تا عده بیشتری به دلیل نیاز به حضور در سرکار گرفتار کرونا نشوند.
223224
