دسته: فرهنگ و هنر

  • گام‌های معلق «تئاتر» در مسیر تمرکززدایی/مصائب یک «جوجه اردک زشت»!

    گام‌های معلق «تئاتر» در مسیر تمرکززدایی/مصائب یک «جوجه اردک زشت»!

    خبرگزاری مهر-گروه هنر-آروین موذن‌زاده؛ پرونده بیست و دومین جشنواره ملی «تئاتر فتح خرمشهر» که از ۱۵ آبان ماه در منطقه آزاد اروند برگزار شده بود، ۲۲ آبان ماه با برگزاری مراسم اختتامیه و گلایه‌های حمیدرضا آذرنگ دبیر جشنواره و داوران بخش نمایش‌های کوتاه جشنواره نسبت به کیفیت آثار بسته شد.

    تقریبا همزمان با برگزاری این جشنواره نیز جشنواره «تئاتر کودک و نوجوان» به دبیری مجید قناد در شهر همدان برگزار شد که این جشنواره نیز با وجودی که بیست و شش دوره از برگزاری آن می‌گذرد همچنان با نظرات متفاوتی روبرو است و گلایه‌های هنرمندان درباره نبود زیرساخت‌های مناسب در شهر همدان برای برگزاری چنین رویدادی به چشم می‌خورد.

    به بهانه اتمام این ۲ جشنواره تئاتری در گفتگو با چند تن از هنرمندان تئاتر که همگی در چنین جشنواره‌هایی به عنوان داور، کارشناس، بازبین، دبیر و … حضور دارند نگاهی اجمالی به دستاوردهای جشنواره‌های مختلف تئاتری که هر ساله در کشور برگزار می‌شود، خواهیم داشت و به آسیب‌شناسی و دلایل تاثیرگذار نبودن جشنواره‌های استانی در ارتقای سطح کیفی تئاتر کشور می‌پردازیم.

    مخاطب این رویدادهای «ملی» کیست؟

    جشنواره تئاتر فتح خرمشهر امسال بیست و دومین دوره خود را پشت سر گذاشت، اما متاسفانه وقتی به شرایط برگزاری جشنواره، امکانات فنی تالارها، آماده نبودن شهر برای پذیرایی از گروه‌های نمایشی، بی‌علاقگی مردم به چنین رخدادی در شهرشان، همکاری نکردن برخی از مسئولان منطقه آزاد اروند با ستاد اجرایی جشنواره و اطلاع رسانی نامناسب در شهرهای خرمشهر و آبادان نگاه می‌کنیم این مساله مورد توجه قرار می‌گیرد که در طول بیست و یک دوره گذشته چنین جشنواره‌ای چطور و با چه کیفیتی در سطح ملی برگزار می‌شده است.

    در این دوره حمیدرضا آذرنگ با تلاش زیادی سعی کرد جشنواره را سرپا نگه دارد اما ارگان‌ها و نهادهایی که قبل از آغاز جشنواره به وی قول همکاری داده بودند، در نهایت به تعهدشان عمل نکردند. دبیر جشنواره برخلاف دوره‌های گذشته که گروه‌ها از شهرهای اطراف برای حضور در جشنواره دعوت می‌شدند تا بعد از اجرای کارشان بدون اینکه بتوانند به دیدن کارهای دیگر بنشینند و یا استراحتی بکنند به شهر و دیارشان باز می‌گشتند، همه گروه‌های نمایشی را در طول برگزاری جشنواره در هتلی مناسب اسکان داد تا همه گروه‌ها که این بار از استان‌های مختلف کشور در این رویداد حضور داشتند، بتوانند در کنار هم ۵ روز مهمان جشنواره باشند و یا در صورت تمایل در کارگاه‌های آموزشی شرکت کنند.

    آذرنگ در یادداشتی که در اختتامیه جشنواره خواند به کنایه از ناملایمات سخن گفت و حتی از کسانی که تنهایش گذاشته بودند، سپاسگزاری کرد.

    حمیدرضا آذرنگ دبیری جشنواره تئاتر فتح خرمشهر را با ناملایمات تجربه کرد

    یکی از نکاتی که به دلیل نبود زیرساخت مناسب و بهره‌مند نبودن خرمشهر از سالن‌های بلک باکس برای جشنواره مشکل به وجود آورده بود نیاز اکثر نمایش‌های جشنواره به سالن بلک باکس برای اجرایشان بود. متاسفانه با وجودی که سه سال قبل کلنگ راه‌اندازی ۲ بلک باکس در خرمشهر زده شده است اما همچنان خبری از راه‌اندازی آنها نیست و رضا مردانی سرپرست فرهنگ و ارشاد اسلامی خرمشهر نیز در گفتگو با خبرنگار مهر آب پاکی را روی دست هنرمندان ریخت و عنوان کرد دولت به دلیل کمبود اعتبارات قادر به ساختن این پلاتوها نیست و بهتر است از سال آینده در فراخوان ذکر شود که ترجیحا نمایش‌های متقاضی برای صحنه قاب عکسی آماده شوند.

    اصرار به میزبانی؛ بدون امکانات!

    مردانی با اشاره به مشکلاتی که در این دوره به دلیل نبود پلاتو برای گروه‌ها به وجود آمد، یادآور شد: با وجودی که تمام نمایش‌های شرکت کننده در جشنواره متقاضی اجرا در سالن بلک‌باکس بوده‌اند، اما بسیاری از همین کارها را می‌شد در سالن قاب عکسی هم اجرا کرد که اگر این اتفاق می‌افتاد با رضایت بیشتر مخاطبان روبرو بودیم، چون بسیاری از تماشاگران فقط دوست دارند به دیدن یک نمایش جذاب همچون گذشته در یک سالن قاب عکسی بنشینند و زیاد با سالن‌های بلک‌باکس و پلاتو ارتباط برقرار نمی‌کنند. پیشنهاد من این است که در فراخوان سال آینده اعلام شود که نمایش‌ها ترجیحا برای سالن قاب عکسی آماده شوند، چون این وضعیت هزینه زیادی روی دست ما می‌گذارد.

    مشکلاتی که در جشنواره تئاتر فتح خرمشهر به چشم می‌خورد کم و بیش در دیگر استان‌ها نیز وجود دارد اما به نظر می‌رسد که مدیران فرهنگی ترجیح می‌دهند با برگزاری چنین رویدادهایی در ظاهر ثابت کنند که چقدر دغدغه فرهنگی دارند اما در باطن قرار است برای خودشان رزومه جمع و بیلان کاری ارائه کنند سرپرست فرهنگ و ارشاد اسلامی خرمشهر درباره ساخت ۲ پلاتویی که کلنگ راه‌اندازی آن‌ها حدود سه سال قبل زده شده است، توضیح داد: ساخت و راه‌اندازی این دو پلاتو بالای ۳-۲ میلیارد تومان هزینه دارد، چون طرح بسیار جامعی است اما متأسفانه در حال حاضر منطقه آزاد اروند با مشکل نقدینگی و اعتبار روبرو است و همان طور که گفتم مانند شهرهای دیگر باید بخش خصوصی به این قضیه ورود کند تا بهره‌وری دو گانه‌ای از این سالن‌ها شود و هم به عنوان پلاتو و هم گالری مورد استفاده قرار گیرند.

    در طول جشنواره به دلیل این کمبودها و نیاز گروه‌ها به سالن بلک باکس داربست‌هایی را روی ردیف‌های جلو تالارها زده بودند تا جایگاه تماشاگران ارتفاع پیدا کند و هم سطح استیج شود و به این ترتیب صحنه قاب عکسی را به بلک باکس تبدیل کنند اما همین مساله جدا از خطراتی که از لحاظ ایمنی در پی داشت ظرفیت سالن را به شدت کاهش می‌داد و تماشاگران باید به جای نشستن روی صندلی روی فرش‌هایی که روی داربست‌ها انداخته شده بود، می‌نشستند. همین مساله باعث به وجود آمدن حاشیه‌هایی در روز اول جشنواره شد و هجوم تماشاگران پشت در مانده به درون سالن باعث اختلال در اجرای یک اثر نمایشی شد. جدا از مشکل نداشتن سالن‌های بلک باکس و پلاتو، مساله مورد توجه دیگر نبود زیرساخت‌های فنی مثل سیستم صوتی و نورپردازی درست، نداشتن رختکن لباس و اتاق فرمان در برخی سالن ها، نبود تهویه مناسب و … است.

    مساله دیگری که در برگزاری این جشنواره به چشم می‌خورد مخالفت مسئولان شهر خرمشهر با برگزاری بخشی از جشنواره در آبادان بود که همین مساله جشنواره را محدود به چند سالن شهر خرمشهر کرد در حالی که خرمشهر و آبادان به فاصله بسیار کمی از یکدیگر قرار دارند و جزو منطقه آزاد اروند هستند پس اگر برخی اجراها در آبادان به صحنه می‌رفت شاهد گستردگی بیشتر این رویداد بودیم.

    سوالی که اینجا پیش می‌آید این است که با این شرایط چه اصراری به برگزاری جشنواره در این شهرها وجود دارد و بهتر نیست حداقل ۲ سال جشنواره برگزار نشود و هزینه آن صرف بازسازی زیرساخت‌ها و راه اندازی پلاتوهای استاندارد شود. مشکلاتی که در جشنواره تئاتر فتح خرمشهر به چشم می‌خورد کم و بیش در دیگر استان‌ها نیز وجود دارد اما به نظر می‌رسد که مدیران فرهنگی ترجیح می‌دهند با برگزاری چنین رویدادهایی در ظاهر ثابت کنند که چقدر دغدغه فرهنگی دارند و به فرهنگ و هنر اهمیت می‌دهند اما در باطن قرار است برای خودشان رزومه جمع کنند و بیلان کاری ارائه دهند. همچنین از آنجا که گروه‌های تئاتر در طول سال اجرای عمومی در شهرهای خود ندارند دلشان به حضور در جشنواره‌ها و دریافت چند لوح تقدیر و جایزه خوش است در حالی که چنین رویکردی آفت بزرگی را برای تئاتر کشور رقم می‌زند.

    رقابت هنری یا جنگ قدرت؟

    مخالفت با داوری آثار و تاکید بر حذف رقابت از جشنواره‌های تئاتر همچون فستیوال‌های معتبر تئاتری در دیگر نقاط دنیا در بیانه هیات داوران بخش نمایش‌های کوتاه جشنواره تئاتر فتح خرمشهر به چشم می‌خورد. اشکان خیل‌نژاد، یوسف باپیری و پیام فروتن سه داور جوان و دانشگاهی بودند که امسال مسئولیت داوری یکی از بخش‌های جشنواره را برعهده داشتند و در اختتامیه این رویداد با تاکید بر جنگ قدرتی که در جریان رقابت گروه‌ها راه افتاده است، خواستار حذف داوری برای کمتر آسیب دیدن گروه‌های تئاتری شهرستانی شدند.

    سه داور جوان و دانشگاهی یکی از بخش‌های جشنواره «فتح خرمشهر» در اختتامیه این رویداد با تاکید بر جنگ قدرتی که در جریان رقابت گروه‌ها راه افتاده است، خواستار حذف داوری برای کمتر آسیب دیدن گروه‌های تئاتری شهرستانی شدنددر بخشی از بیانیه آنها آمده است: «ما باور داریم هر رقابتی می‌تواند خشونت‌آمیز باشد؛ چون کلیدواژه‌ آن «حذف‌کردن دیگری» و یکی را بر دیگری ترجیح‌دادن است. پس ما با نسبی‌ دانستن امر داوری، سعی کردیم با چگونگی انتخاب‌هایمان بخشی از این خشونت اعمال‌شده‌ را تقلیل دهیم. به همین منظور به جای تفکیک سنتی بخش‌ها به افراد باذوق و مستعد خارج از نقش‌ها یا وظایفشان در روند اجرا نگاه کردیم. از طرفی ما میان آثار اجراشده تفاوت چندانی ندیدیم و همه‌ گروه‌ها از نداشتن منطقِ اجرایی مناسب برای فرم‌های پیشنهادی رنج می‌بردند. این فرم‌ها، نخستین انتخاب‌ها و گاهی فقط انتخابی از فرم‌های کلیشه‌ای رایج تئاتر بودند. از این بابت با نهایت احترام به گروه‌های شرکت‌کننده بسیار متأسف و ناراحت شدیم. از شما دعوت می‌کنیم که با نیروهای دیگر شهرها دست‌به‌دست هم دهید و این رقابت خشونت‌بارِ جشنواره‌ها را پایان دهید؛ کنشگران اصلی تئاتری و سینمای ما لزوماً برندگان این رقابت‌ها نبودند و گاه خود جزو شکست‌خوردگان این جشنواره‌هایند. این رقابت‌ها از تئاتر به مثابه نهاد اجتماعی، پدیده‌ ضداجتماعی ساخته و به‌جای ساختن رابطه‌های اجتماعی آنها را نابود می‌کند.»

    البته از آنجا که هنوز زیرساخت‌های چنین رویکردی در میان گروه‌های شهرستانی جا نیفتاده این اقدام گروه داوران که تنها به سه نفر جایزه دادند با مذاق عده‌ای از شرکت‌کنندگان خوش نیامد. یکی از دلایل این اعتراض به متوسل شدن هنرمندان دور از مرکز به جشنواره‌ها برای نشان دادن توانایی‌هایشان است چون اصولا اجرای عمومی و کمک به روی صحنه رفتن یک اثر نمایشی در شهرستان‌های ما در حال از بین رفتن است و گروه‌های مختلف تئاتری تنها از طریق شرکت در جشنواره‌های مختلف می‌خواهند استعدادشان را به منصه ظهور برسانند و خودشان را ثابت کنند.

    نسبت تئاتر شهرستان‌ها با تئاتر رسمی کشور چیست؟

    در همین راستا میلاد نیک آبادی مدیر کانون تئاتر دانشگاهی درباره دستاوردهایی که جشنواره‌های مختلف استانی برای تئاتر ایران دارند، به خبرنگار مهر گفت: اگر بخواهیم بی پرده و مستقیم درباره تئاتر شهرستان و جشنواره‌های تئاتری که در استان‌های مختلف برگزار می‌شود، صحبت کنیم باید بگویم که تئاتری که در شهرستان‌ها وجود دارد باید نسبتی با تئاتر رسمی کشور داشته باشد اما متاسفانه هرچه رصد می‌کنیم، می‌بینیم که این ارتباط برقرار نیست و هنرمندان تئاتر در شهرستان‌ها اکثرا با تئاتر روز دنیا و حتی تئاتر پیشرو در ایران بی‌ارتباط هستند.

    وی تأکید دارد: وقتی به عقب نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که برگزاری این جشنواره‌ها خیلی به روند تئاتر ما کمک کرده و هنرمندان شاخصی را به جامعه تئاتری معرفی کرده‌اند اما در چندسال اخیر به دلیل پیروی از همان الگوی قدیمی برگزاری این جشنواره‌ها قابل آسیب شناسی و بررسی است.

    میلاد نیک‌آبادی

    وی ادامه داد: در حقیقت هنرمندان و گروه‌های تئاتری از یک جنبه و مدیران فرهنگی و هنری از منظری دیگر علاقه‌مند به برگزاری این جشنواره هستند که این علاقه بیشتر از هرچیز به دلیل نبود یک جایگاه حرفه‌ای در تئاتر شهرستان‌ها است. هنرمندان ما در شهرهای مختلف نباید به این قانع شوند که تئاتر را تنها در جشنواره‌ها جستجو کنند چون زیست تئاتری و تئاتربودگی در شهرستان‌ها اساسا می‌تواند خیلی متفاوت باشد و نمی‌توان از طریق جشنواره‌ها به یک زیست درست و علمی تئاتری رسید. در نتیجه باید مراتبی را برای تئاتر در شهرهایی غیر از تهران در نظر بگیریم تا کارها به اجرای عمومی و ارتباط با تماشاگر برسند اما با ساز و کار و الگوی جدید مختص به خودش که بر پایه شناخت اقلیم فرهنگی و با نیازسنجی کارشناسانه تبیین شده باشد.

    نیک‌آبادی:‌ در حقیقت هنرمندان و گروه‌های تئاتری از یک جنبه و مدیران فرهنگی و هنری از منظری دیگر علاقه‌مند به برگزاری این جشنواره هستند که این علاقه بیشتر از هرچیز به دلیل نبود یک جایگاه حرفه‌ای در تئاتر شهرستان‌ها استاین کارگردان تئاتر یادآور شد: ما در شهرستان‌ها نمی‌توانیم یک نمایش را ۳۰ شب به اجرای عمومی بگذاریم اما ظرفیت اجرای عمومی در یک هفته وجود دارد. این سازوکار و مشخص شدن شرایط برای اجرای عموم باید توسط خود هنرمندان شکل بگیرد و بعد از آن است که هنرمندان تئاتر ما در شهرستان‌ها هویت خودشان را پیدا می‌کنند.

    نیک آبادی متذکر شد: اساسا معتقدم هنرمندان تئاتر در جشنواره‌هایی که در شهرهای مختلف برگزار می‌شود به دنبال هویت هنری خودشان می‌گردند و اگر این جشنواره‌ها برگزار نشوند آنها به عنوان یک هنرمند احساس بی هویتی می‌کنند چون جشنواره تنها بزنگاهی است که آن‌ها می‌توانند خودشان را در آن نشان دهند و زیست هنری داشته باشند پس می‌توانیم به هنرمندان تئاتر شهرستان‌ها حق بدهیم که جشنواره‌ها را دوست داشته باشند. البته که این اتفاق درستی نیست و تئاتر در شهرستان‌های ما نباید تنها متکی به جشنواره باشد اما اصولا تغییر دادن یک عادت همیشه با بحران روبرو است ولی ایجاد این بحران می‌تواند ما را به کشف و پی‌ریزی جریان بهتری برساند.

    کارگردان نمایش «مده‌آ» متذکر شد: تا مادامی که هنرمندان ما در شهرهای مختلف به جشنواره‌ها دلخوش باشند و سطح توقعشان در حد شرکت در یک جشنواره منطقه‌ای یا استانی و گرفتن جایزه از این جشنواره‌ها باشد وضعیت تئاتر شهرستان همین است. از طرف دیگر وقتی توقع‌ها پایین است مسئولان نیز در طول سال یک مبلغ مشخص را صرف برگزاری یک جشنواره می‌کند و همه هنرمندان هم راضی هستند ولی وقتی هنرمندی از مدیرکلش اجرای عمومی مطالبه داشته باشد آن مسئول نیز با یک چالش جدید روبرو شده و مجبور می‌شود به اجراهای عمومی کمک هزینه بدهد و سالن‌های نمایش شهر را تجهیز کند.

    وی با اشاره به اینکه هنرمندان تئاتر شهرستان‌ها به دلیل ترس از مدیران اعتراضشان را رسانه‌ای نمی‌کنند، بیان کرد: من خودم سال‌ها در شهرستان تئاتر کار می‌کردم و می‌دانم اگر هنرمندی کوچکترین نقدی به یک مدیر دولتی وارد کند آن مدیر می‌تواند به سرعت جلو کارش را بگیرد و به شکل نامناسبی با او برخورد کند. معتقدم این معضل درست نمی‌شود مگر با همیت و توان خود هنرمندان چون اصولا جشنواره‌های استانی و منطقه‌ای با حضور این افراد رونق پیدا می‌کند و مدیران تنها بیلان کاری خود را در این جشنواره‌ها جستجو می‌کنند.

     این کارگردان تئاتر درباره راندمان کارگاه‌های آموزشی که در فرصتی چندساعته در جشنواره‌ها برگزار می‌شوند، گفت: من مخالف برگزاری کارگاه‌های آموزشی به این شکل هستم و در صورتی این برنامه‌ها بازده دارد که در آنها یک مقوله را معرفی کنیم که البته دیگر اسمش کارگاه آموزشی نیست بلکه یک مسترکلاس است. یک کارگاه آموزشی برای تاثیرگذاری حتما باید شامل مرور زمان شود چون در این مدت اندک، امکان ندارد که بتوان موضوعی را آموزش داد.

    نیک آبادی درباره لزوم استفاده از هنرمندان جوان و پیش رو تئاتر در ترکیب هیات داوران و بازبینی آثار جشنواره‌ها عنوان کرد: من از طریق کانون تئاتر دانشگاهی نامه‌ای رسمی به آقای محمدرضا الوند مدیر امور تئاتر استان‌های اداره کل هنرهای نمایشی نوشتم و از او خواهش کردم که در جشنواره‌های تئاتر استانی ترتیبی داده شود که از هنرمندان جوان در هیات داوران و بازبینی آثار استفاده شود. این رویکرد لازم است در جشنواره تئاتر فجر نیز مورد توجه قرار گیرد.

    وی متذکر شد: از نظر من یک سری از پیشکسوتان و بزرگانی که استادان ما بودند و برگردن ما حق دارند باید کمی فضا را بازتر کنند و بگذارند هنرمندان جوان تری که ارتباط بیشتری با نسل جوان تئاتری دارند وارد عرصه شوند. این روزها دهه هفتادی‌ها وارد عرصه حرفه‌ای تئاتر شده اند و این نسبت فهم مشترک بین پیشکسوتان و هنرمندان جوان هنوز به وجود نیامده است و همین مساله باعث می‌شود ایده‌های نو و کارهایی که نسبت نزدیک تری با تئاتر روز جهان دارند و خلاقانه تر هستند، در دم خفه شوند. همچنین امکان دارد این استعدادهای ناب سرخورده شوند و حتی تئاتر را کنار بگذارند.

    این کارگردان تئاتر در پایان صحبت هایش متذکر شد: معتقدم حتی اگر یکی از داوران جشنواره‌های استانی ما از بین هنرمندان جوان تئاتر باشند، می‌تواند راه گشا باشد. من واقعا قلبم درد می‌گیرد که رییس انجمن‌های نمایشی برخی از شهرها اصرار دارند که هنرمندان چهره را دعوت کنند چون آنها متولی تئاتر در استان‌ها هستند و نباید چنین دغدغه‌هایی داشته باشند.

    دستاورد جشنواره‌های اقماری زنده نگاه داشتن «تئاتر» است

    البته با وجود این انتقادات برخی از هنرمندان معتقد هستند که برگزاری چنین رویدادهایی می‌تواند به شور و هیجان جمعی کمک کنند و برای مدت زمانی محدود اندوه ناشی از مشکلات اجتماعی را از بین ببرد اما در نهایت چنین جشنواره‌هایی نمی‌توانند به ارتقای سطح کیفی تئاتر کشور کمک کنند در همین راستا پیام  دهکردی بازیگر و کارگردان تئاتر که در این دوره از جشنواره تئاتر فتح خرمشهر به عنوان مدیر کارگاه‌های آموزشی حضور داشت و تجربه دبیری جشنواره تئاتر کودک و نوجوان همدان را نیز دارد درباره لزوم ادامه برگزاری این همه جشنواره استانی و منطقه‌ای در طول سال با توجه به فراهم نبودن زیرساخت‌های اجرایی در شهرهای مختلف به خبرنگار مهر گفت: دستاورد جشنواره‌های اقماری در تئاتر ایران زنده نگاه داشتن تئاتر این مملکت است. البته کسی نیست که نداد من زوایای تند و تیزی با کثرت جشنواره‌های تئاتری در کشور دارم مگر اینکه این جشنواره‌ها کارکرد خودش را پیدا کند.

    وی ادامه داد: معتقدم بعد از این همه سال تئاتر برای مدیران ما همچنان به عنوان جوجه اردک زشت شناخته می‌شود. البته در ظاهر از اهمیت تئاتر سخن می‌گویند چون می‌توانند با تئاتر عکس یادگاری بگیرند و به گوششان خورده است که تئاتر یک نهاد تولید اندیشه است و یکی از نهادهایی است که وقتی وجود دارد یعنی کرسی آزاداندیشی در کشور وجود دارد چون زبان تئاتر زبان اعتراض و نقد است. پس به دلیل نیاز مبرم این دوستان به گرفتن عکس یادگاری با تئاتر، علاقه مند به حفظ جشنواره‌ها هستند.

    پیام دهکردی

    بازیگر سریال «گاندو» یادآور شد: یکی دیگر از برکت‌های این جشنواره‌ها ایجاد فضای شورمند در مقایسه با احوال خاکستری و کمی اندوه بار جامعه و خصوصا جوان‌ها است چون می‌تواند یک فضای پرتب و تاب در جایی که برگزار می‌شود، ایجاد کند اما اینکه آیا این جشنواره‌ها توانستند تئاتر ایران را از نظر کیفی ارتقا ببخشند یا نه باید گفت که خیر نتوانستند. چون این رخداد شورمند باید رخ می‌داده و درست به موازاتش این جریان اتصال پیدا می‌کرده به یک رخداد شعورمند که اجراهای عموم است اما این مساله عملی نشده است.

    دهکردی: معتقدم بعد از این همه سال تئاتر برای مدیران ما همچنان به‌عنوان جوجه اردک زشت شناخته می‌شود. البته در ظاهر از اهمیت تئاتر سخن می‌گویند چون می‌توانند با تئاتر عکس یادگاری بگیرند و به گوششان خورده است که تئاتر یک نهاد تولید اندیشه است!دهکردی تصریح کرد: در واقع تئاتر کشور ما را اجراهای عموم رشد می‌دهند نه جشنواره‌ها اما این اتفاق نیفتاده است. مساله دیگر حجم سنگین تمرکزگرایی است که در کشور ما وجود دارد و باعث شده که ناخودآگاه اختلاف سطح آکادمیک و علمی تئاتر تهران با شهرستان‌ها یک تفاوت فاحش پیدا کند. بحث سوم مساله مدیریت‌های سلیقه‌ای است به این معنی که در هر دوره‌ای هر مدیرکل و دولتی که آمده سلایق خودش را دنبال کرده است. می‌بینید که یک جشنواره در تراز بین المللی در طول سه سال سه دبیر عوض کرده است اما در خارج از ایران یک جشنواره بین المللی ۶۰ ساله در ۳۰ دوره یک دبیر داشته است و بعد از آن تازه دستیار آن فرد به سمت دبیری می‌رسد چرا؛ چون فرهنگ یک امر مداوم و پیوسته است، منقطع نیست و این مداومت باید حفظ شود و اگر هم قرار است تغییری اتفاق بیفتد تابع سلیقه یک فرد نیست بلکه تابع اجماعی است که پژوهشی روی آن صورت گرفته و نیاز این برهه از تاریخ است پس چون جشنواره‌های ما این مساله را رعایت نمی‌کنند، رشدی هم در آنها اتفاق نمی‌افتد.

    بازیگر نمایش «جنایات و مکافات» بیان کرد: در حال حاضر بیست و دو دوره از جشنواره تئاتر فتح خرمشهر برگزار شده اما وقتی به کلیت جشنواره نگاه می‌کنیم انگار اولین بار است که برگزار می‌شود. نکته دیگر این است که تئاتر در کشور ما هرگز در این سال‌ها تبدیل به یک ضرورت به مثابه نان و آب نشده است. به عنوان نمونه اگر شما به یک شهر کوچک در آلمان بروید در آنجا تئاتری را می‌بینید که ممکن است از تئاتری که در پایتخت آلمان برلین روی صحنه می‌رود، بهتر باشد. این کار یعنی تمرکززدایی از مرکز که سال‌هاست روی آن کار شده است. هم فستیوال‌های کوچک و بزرگ و هم آکادمی‌ها و کالج‌ها در شهرهای مختلف یک کشور فعال هستند به همین دلیل در غرب تئاتر درست نقطه مقابل ما و قدرتمند است. پس طبیعتا جشنواره نمی‌تواند کارکرد زیادی در ارتقای تئاتر کشور داشته باشد چون اتفاقی است که در طول چند روز می‌افتد، عده‌ای می‌آیند و می‌روند و در نهایت هم خروجی اش می‌شود این شعر «بنگر ز جهان چه طَرْف بربستم؟ هیچ،/ وَز حاصلِ عمر چیست در دستم؟ هیچ،/ شمعِ طَرَبم، ولی چو بنشستم، هیچ،/ من جامِ جَمَم، ولی چو بشکستم، هیچ.» در پایان نیز ما می‌مانیم و یک تجربه تلخ که دبیر دوره بعد باید این تجربه را تلخ تر پشت سر بگذارد.

    هنرمندانی که با «جشنواره» قهر کرده‌اند

    مساله مورد توجه دیگر نیز قهر هنرمندان شناخته شده و نوآور از جشنواره‌های تئاتر حتی جشنواره تئاتر فجر است. این هنرمندان دیگر به جشنواره‌ها به مثابه یک رویداد جذاب و قابل اعتنا نگاه نمی‌کنند و ترجیحشان این است که به جای سختی‌هایی که شرکت در یک جشنواره دارد کارشان را مستقیماً برای اجرای عمومی آماده کنند. همین مساله موجب افت کیفی جشنواره‌ها شده و رقابت در چنین رویدادهایی کم رمق جلوه می‌دهد.

    یوسف باپیری کارگردان تئاتر و یکی از داوران جشنواره تئاتر فتح خرمشهر در گفتگویی که چندی پیش با خبرنگار مهر داشت بر این نکته تاکید کرد و افزود: آثاری که در این جشنواره‌ها شرکت می‌کنند به تئاترهای جشنواره‌ای معروف هستند و اگر دقت کنید، می‌بینید که هیچکدام از کارگردانان شاخص ما از دل این جشنواره‌ها بیرون نیامدند یا اصلا رغبتی برای حضور در چنین رویدادهایی ندارند. اگر گروه‌های معتبر تئاتری در چنین جشنواره‌هایی حضور پیدا می‌کردند مطمئنا این جشنواره‌ها تبدیل به یک‌ رویداد می‌شد و نظر مردم را جلب می‌کرد و از کنار این گروه‌های حرفه‌ای چند گروه جوان هم می‌توانستند خودی نشان دهند یا دست به مقایسه بزنند اما باید این مساله را آسیب شناسی کرد که چرا چنین اتفاقی نمی‌افتد و این دلزدگی به وجود آمده است. 

    یوسف باپیری

    وی درباره تولید آثار فست فودی برای جشنواره‌ها متذکر شد: همچنین نباید این مساله را فراموش کنیم که طبیعتاً وضعیتی که تئاتر در کشور دارد نسبت نزدیکی با وضعیت جشنواره‌های ما پیدا می‌کند به این معنی که اگر وضعیت تئاتر در خود شهرستان‌های ما ایده‌آل بود جشنواره‌های آن‌ها نمی‌توانست بد برگزار شود. وقتی مساله رقابت مساله اصلی جشنواره‌هایی است که در شهرستان‌ها برگزار می‌شود و اینکه گروه‌ها مساله‌شان مخاطب نیست و تنها می‌خواهند برای داوران اجرای خوبی داشته باشند و در نهایت جایزه‌ای بگیرند و حتی از لحاظ مالی روی جایزه‌ای که قرار است بگیرند حساب کرده‌اند و دنبال نوآوری ‌و خلاقیت نیستند، نمی‌توان انتظار اتفاق مثبتی داشت. این مساله در جشنواره‌های موضوعی مثل تئاتر فتح خرمشهر به مراتب بیشتر به چشم می‌خورد و هیچ دغدغه و نوآوری پشت کارها نیست و بیشتر گروه‌ها ترجیح می‌دهند با شرکت در چنین جشنواره‌هایی به سفری بروند و جایزه‌ای بگیرند.

    با توجه به نظرات هنرمندان مختلف شاید بهتر است به جای برگزاری این همه جشنواره موضوعی در طول سال تمرکز مدیران تئاتری بر تقویت زیرساخت‌ها و احداث سالن‌های استاندار، تلاش برای فراهم کردن اجرای عمومی نمایش‌ها در طول سال و برگزاری کارگاه‌های طولانی مدت آموزشی و آشنایی هنرمندان با تئاتر روز ایران و دیگر نقاط دنیا باشد.

    بودجه‌ای که هرسال صرف برگزاری چنین جشنواره‌هایی می‌شود، می‌تواند در اختیار گروه‌های مختلف برای اجرای عمومی یا احداث سالن‌های تئاتری قرار گیرد. اگر این اتفاق رخ دهد شاید دیگر کمتر شاهد رقابت گروه‌ها برای شرکت در جشنواره و دریافت تندیس و یا جایزه نقدی باشیم و هنرمندان بیشتر تمرکزشان را روی تولید آثار خلاقه بگذارند تا تولید یک نمایش فست فودی که فقط به درد یک اجرا در جشنواره می‌خورد.

  • پل شریدر به نظر مارک رافالو واکنش نشان داد/ پیشنهادت احمقانه است

    پل شریدر به نظر مارک رافالو واکنش نشان داد/ پیشنهادت احمقانه است

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ایندی وایر، در حالی که مارک رافالو از جدیدترین چهره‌هایی بود که به اظهارات اسکورسیزی درباره سینمای مارول پاسخ داد و خواستار ایجاد صندوق ملی کمک شد، این پاسخ به مذاق فیلسماز قدیمی و سرشناس پل شریدر خوش نیامد و آن را احمقانه خواند.

    رافالو از جدیدترین چهره‌هایی بود که در پاسخ به نظر اسکورسیزی مبنی بر اینکه جهان سینمایی مارول شبیه پارک موضوعی است، وارد گفتگو شد و از این کارگردان خواست تا به حل این مشکل کمک کند.

    مارک رافالو بازیگر نقش «هالک» در سینمای مارول در گفتگویی با بی‌بی‌سی گفت: اگر در دنیایی زندگی می‌کنیم که اقتصاد تعیین کننده ارزش جامعه است پس آن کسی که بزرگ‌ترین‌ها را بسازد حاکم خواهد بود و آنها سعی می‌کنند که بارها و بارها همین کار را تکرار کنند. ‌اسکورسیزی به چیزی جالب، توجه کرده و ای کاش بیشتر آن را باز می کرد.

    او گفته است پیشنهاد نمی‌کنم فیلم‌های کم‌هزینه بسازید. اما حرف او دقیقا همین معنی را می‌دهد.

    رافالو در ادامه گفت: ما باید یک بودجه ملی در اختیار داشته باشیم که از هنر حمایت کند و به آنهایی پول بدهد که می‌خواهند نوع دیگر سینما را مورد توجه قرار دهند.

    این بازیگر در ادامه افزود: اگر می‌خواهید فیلمی از نظر تجاری موفق تولید کنید – که خود اسکورسیزی هم تلاش زیادی در این زمینه دارد – پس دیگر نمی‌توانید با چنین سیستمی مقابله کنید. خیلی دوست داشتم که اسکورسیزی خودش چنین صندوق ملی تشکیل دهد و به جوانان و استعدادهای جدید اجازه کار بدهد تا هنر حکفرما شود. این عالی می شود.

    رافالو هم بازیگر نقش «هالک» در دنیای مارول بوده و هم با اسکورسیزی در «شاتر آیلند» کار کرده است.

    در همین حال پل شریدر وارد این مبحث شده و با متنی که در صفحه فیس بوکش منتشر کرده نوشته است: هرگز مارک رافالو را ملاقات نکرده‌ام و قرار نیست از واژه احمق برای خطاب کردن او استفاده کنم، ‌اما این واقعا احمقانه است.

    پل شریدر ۷۳ ساله فیلمنامه نویس، کارگردان و منتقد موفق آمریکایی و نویسنده شماری از فیلمنامه‌های اسکورسیزی از جمله «راننده تاکسی»، «آخرین وسوسه مسیح» و «گاو خشمگین» است.

    این در حالی است که  اسکورسیزی در سال‌های اخیر از طریق بنیاد خودش به بازسازی کارهای سینمایی قدیمی پرداخته و آنها را برای دانشجویان جوان نمایش داده و تهیه کننده فیلم‌های کوچک و مستقل و خارجی زبان بوده است.

    در هر حال نظر رافالو با حمایت دست‌اندرکاران سینما روبرو نشده و وقتی فردی مثل شریدر با آن مخالفت می‌کند، به این معنی است که احتمالا او موضع‌گیری درستی نکرده است.

  • پیش تولید «الماس» آذرماه آغاز می‌شود/ فیلمی درباره حرص و آز

    پیش تولید «الماس» آذرماه آغاز می‌شود/ فیلمی درباره حرص و آز

    حجت قاسم‌زاده اصل کارگردان سینما در گفتگو با خبرنگار مهر درباره زمان ساخت فیلم سینمایی «الماس» به تهیه‌کنندگی رحمان سیفی آزاد که به تازگی پروانه ساخت آن صادر شده است، گفت: پیش از این، نام این فیلمنامه «نیش» بود اما به ما گفتند فیلم دیگری با این نام ساخته شده و آن را تغییر بدهید به همین دلیل ما نام آن را «الماس» گذاشتیم. «الماس» یک فیلم اجتماعی و به روزی است که می‌تواند جذاب باشد. در واقع در حوزه ژانرهای کمتر پرداخته شده است.

    وی افزود: در نظر داریم این فیلم را در نیمه دوم آذر پیش تولید آن را آغاز و سپس شروع به فیلمبرداری آن در تهران کنیم. به نظرم «الماس» فیلمنامه خوبی دارد و می تواند موفق باشد چراکه موضوع کلی آن درباره حرص و آز است و بسیاری به آن مبتلا هستند از سوی دیگر یک موقعیت هوشمند دارد که می‌تواند مخاطب را به خود جذب کند.

    قاسم‌زاده اصل بیان کرد: تهیه‌کننده این پروژه رحمان سیفی‌آزاد است که من چند تله فیلم را در زمان مدیریت وی در تلویزیون ساختم. یعنی اگر آقای سیفی‌آزاد نبود اصلا آن تله‌فیلم‌ها ساخته نمی‌شد و با پشت گرمی و شجاعت او این اتفاق افتاد از همین رو یک دوستی برای ما پیش آمد که امیدوارم این همکاری هم به ثمر برسد.

    وی در پایان بیان کرد: در آن دوران ساخت تله‌فیلم‌ها کار آسانی نبود و مثل همیشه شوراهای تصمیم‌گیر کم‌اطلاع و کم‌توان بودند که البته الان هم همین مشکل را داریم. در آن زمان، آقای سیفی آزاد اعضای این شورا را قانع می کردند و این تله ها ساخته می شدند.

    این کارگردان در پایان گفت: بخشی از منابع مالی ما برای ساخت «الماس» فراهم شده و امیدوارم بخش دیگر آن هم به زودی تامین شود.

  • ادامه نگارش سریال برادران رزاق‌کریمی/ به جانبازان اجحاف شده است

    ادامه نگارش سریال برادران رزاق‌کریمی/ به جانبازان اجحاف شده است

    آزیتا ایرایی نویسنده سریال «بی نشان» در گفتگو با خبرنگار مهر درباره این مجموعه که قرار است به کارگردانی مصطفی رزاق‌کریمی ساخته شود، گفت: من با همکارم مهدی حمزه این سریال را می‌نویسیم و چون هنوز شروع کار است بهتر است خیلی درباره جزئیات این سریال صحبت نشود.

    وی ادامه داد: با این حال این سریال فضایی اجتماعی و خانوادگی دارد و دغدغه‌های آقای رزاق‌کریمی درباره جانبازان است.

    «بی‌نشان» نام موقت است

    ایرایی در توضیحات بیشتر گفت: این سریال ۳۰ قسمتی است و ممکن است در نگارش بیشتر شود، «بی نشان» نام موقت آن است و اگر به اسم بهتری برسیم ممکن است تغییر کند.

    این نویسنده در واکنش به اینکه در تلویزیون کمتر سریالی درباره جانبازان ساخته شده است، بیان کرد: تا حد زیادی به این قشر اجحاف شده است من در این چند ماه با خیلی از جانبازان صحبت کردم و احساس کردم به شکل عمیق از این افراد صحبت نشده است.

    وی اضافه کرد: ویژگی این سریال این است که در زمان حال می‌گذرد و ما سراغ زمان جنگ نرفتیم. ما با جانبازانی سر و کار داریم که دهه چهارم یا پنجم زندگی آن‌هاست و دغدغه‌های امروز آن‌ها را می‌بینیم. ما تلاش داریم کاری جذاب، عمیق و تاثیرگذار تولید کنیم، آقای رزاق‌کریمی هم مستندهای بسیاری درباره جانبازان ساخته‌اند و وقتی با آن نگاه وارد تولید این سریال می‌شوند به اثر باکیفیتی منجر خواهد شد.   

    نمی‌توان سراغ همه سوژه‌ها رفت

    ایرایی در واکنش به اینکه سوژه‌های سریال‌های تلویزیونی به آثار اجتماعی درباره اعتیاد و ازدواج محدود شده‌اند، عنوان کرد: سوژه‌ها محدود است و بحثی در این نیست و نمی‌توان سراغ همه سوژه‌ها رفت اما من تلاشم این است که حتی اگر سراغ سوژه‌ای هم می‌روم کاری نو باشد.

    وی تأکید کرد: من نمی‌گویم «دلدار» خیلی کار خاصی بود ولی حداقل تلاش کردیم با یک داستان یک خطی پیش نرویم و با سه خط داستان موازی، سریال را پیش بردیم که تا حدی موفق بود. به هر حال هر محصولی شرایط خود را دارد و ما هم در این سریال با معضلاتی رو به رو بودیم و شرایط نگارش و تولید می‌تواند در کیفیت کار تاثیر بگذارد.

  • سرانه مطالعه ۱۳ دقیقه در روز است/رمان در صدر آثار مورد مطالعه

    سرانه مطالعه ۱۳ دقیقه در روز است/رمان در صدر آثار مورد مطالعه

    به گزارش  خبرگزاری مهر به نقل از  روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شب گذشته پنج شنبه ۲۳ آبان، در آیین اختتامیه نخستین جشنواره میراث مکتوب رضوی که در خانه فرهنگ صدوقی  یزد برگزار شد  با اشاره به اینکه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی  پیمایش های علمی متعددی با عنواین مختلف دارد که یکی از این پیمایش ها در ارتباط با مصرف کالاهای فرهنگی است، عنوان کرد: موج سوم این پیمایش که هنوز منتشر نشده، حوزه‌های مختلف مصرف کالاهای فرهنگی در کشور را بررسی می‌کند و طبعا علامت‌هایی به فضاهای فرهنگ و هنر و کسانی که در این حوزه تمایل تولید و مصرف دارند می‌دهد.

    صالحی خاطرنشان کرد: نکته نخست در این پیمایش این است که میزان سرانه مطالعه در این کشور که با ۱۵ هزار و ۶۰۰ نمونه در کشور ایجاد شده، در هفته همان فضای یک ساعت و ۳۰ دقیقه و روزانه ۱۳ دقیقه از مجموعه کشوری است.

    وی افزود: این آمار تقریبا مشابه آمار سال ۹۴ ما در ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان است و هنوز مصرف کتاب و سرانه مطالعه ما به صورت میانگین تغییری نکرده است.

    وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: البته این مطلب در عین حالی که آمار خوبی نیست اما یک نکته خوبی هم دارد و با وجودی که در چند سال گذشته روند استفاده از فضای مجازی به شدت افزایش یافته، در طول این سال‌ها رقم مطالعه حفاظت شده و رقم کمی هم پیشرفت داشته، نشان دهنده این است که مجموعه تحرکاتی که اتفاق می‌افتد، حداقل در صیانت از رقم موثر بوده است.

    صالحی تاکید کرد: با این حال باید تلاش‌هایی صورت بگیرد که ما این رقم را ارتقا بدهیم ولی نباید تحرکات اتفاق افتاده را دست کم گرفت چرا که اگر نمی‌بود، در این چند سال فضای تحرک فضای مجازی می‌توانست میزان مطالعه را به شکل قابل توجهی تنزل بدهد.

    وی با بیان اینکه نکته دیگر این است که جریان مطالعه کتاب‌های الکترونیک رو به رشد است گفت: ۱۹ و دو دهم کل پاسخگویان در سوال‌های صورت گرفته اعلام کردند که کتاب الکترونیک می‌خوانند در بین افرادی که اهل مطالعه بودند هم بیش از ۴۲ و ۴ دهم درصد اعلام کردند که این کتاب‌ها را می‌خوانند.

    وزیر ارشاد در ارتباط با اینکه مردم چه کتابهایی می خوانند گفت: در کل پاسخگویان رمان و داستان ۱۶ و نیم درصد و در جمعیت کتابخوان، ۳۴ و چهار دهم درصد است و همچنان همان آمارهای پیشین ما که رمان و داستان هم در جمعیت کتابخوان و هم در جمعیت عمومی رقم اول را دارد، حفظ شده است.

    صالحی تصریح کرد: عنوان دوم کتاب‌های دینی است که با ۱۰ و یک دهم درصد در میان کل پاسخگویان و ۲۱ و شش دهم در میان جمعیت کتابخوان است و پس از آن به عنواین دیگر از جمله کتاب‌های تخصصی و روانشناسی است.

  • خواکین فینیکس با جایزه پالم اسپرینگز تجلیل می‌شود/ برای نقش جوکر

    خواکین فینیکس با جایزه پالم اسپرینگز تجلیل می‌شود/ برای نقش جوکر

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، خواکین فینکیس بازیگر فیلم‌هایی چون «گلادیاتور»، «سر به راه‌ باش» و «جوکر» جایزه «رییس» را از جشنواره فیلم پالم اسپرینگز ۲۰۲۰ دریافت می‌کند.

    او برای نقش‌آفرینی فوق العاده‌اش در فیلم «جوکر» این جایزه را از آن خود کرده‌است.

    هرولد متزنر رییس جشنواره فیلم پالم اسپرینگز از تصویری که این بازیگر در فیلم «جوکر» از شخصیت اصلی فیلم ارایه کرده به عنوان یکی دیگر از شخصیت‌های فراموش نشدنی که توسط او خلق شده یاد کرده است.

    وی در بیانیه خود آورده است: فینیکس تماشاگران را با اجرایی که احساس را برمی‌انگیزاند و یادآوری می‌کند که همه ما می‌توانیم در جامعه انسان‌های بهتری باشیم، شگفت‌زده کرده است.

    این جایزه در جشن جوایز سینمایی این جشنواره که ۲ ژانویه ۲۰۲۰ برگزار می‌شود، به فینیکس اهدا خواهد شد.

    جشنواره فیلم پالم اسپرینگز در طول ۱۲ روز از ۲ تا ۱۳ ژانویه ۲۰۲۰ در کوچلا ولی برگزار می‌شود.

  • انتشار دو اثر از سید مهدی شجاعی/نیایش‌وارهایی برای انتظار

    انتشار دو اثر از سید مهدی شجاعی/نیایش‌وارهایی برای انتظار

    به گزارش خبرنگار مهر، سید مهدی شجاعی که چندی پیش گلایه‌هایی از صادر نشدن مجور انتشار مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه خود را بیان داشته بود، دو اثر تازه خود را در قالب نیایش‌واره روانه بازار کتاب کرد.

    این دو اثر با عنوان «چشم‌انتظاری» و «خدا مال همه است» از سوی انتشارات کتاب نیستان روانه بازار کتاب کرده است.

    کتاب چشم‌انتظاری که با گرافیک زیبای فرزاد ادیبی روانه بازار شده است مجموعه‌ای از نیایش‌واره‌های شجاعی با موضوع انتظار است که بخش عمده آن خطاب به امام زمان (عج) نوشته شده است.

    کتاب خدا مال همه است نیز مجموعه‌ای دعاهایی است که شجاعی از زبان مخاطب عام و خطاب به پرودگار به رشته نگارش در آورده است.

    شجاعی که پیش از این تجربه موفقی در تولید چنین متونی داشته است اینبار نیز تلاش کرده تا این متون را در قالب گرافیکی تازه و بدیعی به مخاطب عرضه کند که حاصل آن تولید کتاب‌هایی با قطع‌های متفاوتی شده است.

    در بخشی از کتاب چشم‌انتظاری می‌خوانیم:

    انتظار دیدار تو بهانه زیستن ماست و راز تنفس ما و رمز ایستادن ما. بع عشق دیدار تو بود که ما چشم به این جهان گشودیم و سختی این سفر و غربت این اقامت را به جان خریدیم. هرگاه که افتادیم، یاد تو افتادیم و اگر بلند شیم به یاد تو بلند شدیم. ما توان و حیات و توشه سفر به عشق دیدار تو گرفتیم.

    به ما دست دادند که برای توبیفشانیم

    به ما پا دادند که در پی تو بگردیم

    به ما سر دادند که در راه تو نثار کنیم

    به ما دل دادند که به محبت تو بسپاریم

    به ما گوش دادند که صدای دلنشین تو را بشنویم

    و به ما چشم دادند که در قدمانت بگستریم

    ما را به شوق دیدار تو راهی این دیار کردند…

    این کتاب را به تازگی انتشارات کتاب نیستان با طراحی گرافیک مینا عظیمی و فرزاد ادیبی منتشر کرده است.

  • حقیقت «صلوات» و «صلواتیه»

    حقیقت «صلوات» و «صلواتیه»

    به گزارش خبرنگار مهر، همزمان با زادروز میلاد پیامبر اکرم(ص)؛ رضا اسماعیلی شاعر و منتقد ادبی در یادداشتی به بررسی حقیقت مفاهیم موجود در صلوات بر پیامبر اکرم(ص) پرداخته است. متن این یادداشت به شرح زیر است:

    «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیما: همانا خداوند و فرشتگان بر پیامبر درود می ‌فرستند؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! شما نیز بر او درود فرستید و به او سلام کنید، سلامی همراه با تسلیم در برابر حق./ آیه ۵۶، سوره احزاب.»

    در روایات، احادیث و آموزه های دینی بر ذکر صلوات بر محمد و آل محمد(ص) بسیار تاکید شده است. از پیامبر اکرم(ص) پرسیدند: چگونه صلوات بفرستیم؟ فرمود: بگویید: «اللهم صل علی محمد و آل محمد». در محافل و مجالس مذهبی نیز، شاعران و ذاکران اهل بیت – پیش و پس از خواندن مناقب و مراثی – شرکت کنندگان را به فرستادن صلوات بر محمد و آل محمد(ص) برای ثواب و استجابت دعا بسیار فرا می خوانند.

    در شعر نبوی نیز که یکی از  زیرشاخه های ارجمند ادبیات دینی و آیینی است،  «صلواتیه» جایگاه شایسته ای دارد. شاعران مسلمان از دیرباز تا کنون – به قصد تبرک و تیمن – بخشی از دیوان اشعار خود را به صلواتیه اختصاص داده اند که بازخوانی دو نمونه صلواتیه از شاعران متقدم و معاصر خالی از لطف نیست:

    گفتم که لبت، گفت لبم آب حیات
    گفتم دهنت، گفت زهی حب نبات
    گفتم سخن تو، گفت حافظ گفتا
    شادی همه لطیفه گویان صلوات
    (حضرت حافظ)

    تا داشته ‌ام فقط تو را داشته ‌ام
    با یاد تو قد و قامت افراشته‌ ام
    بوی صلوات می ‌دهد دستانم
    از بس که گل محمدی کاشته‌ ام

    (سعید بیابانکی)

    اما با وجود کاربرد گسترده این ذکر معنوی، در مورد حقیقت و فضیلت صلوات و دایره و دامنه شمولیت آن – به جز استجابت دعا و گشایش در کارها – کمتر خوانده ایم و شنیده ایم. تصور عمومی بر این است که در ذکر معنوی صلوات ما فقط بر محمد و آل او – اهل بیت رسول خدا و امامان معصوم – سلام و درود میفرستیم که چنین برداشتی هر چند با متن آیات و روایات قرآنی و احادیث معصومین – آیه تطهیر و احادیث ثقلین و کساء –  قابل انطباق است، ولی برداشت کاملی نیست. 

    آنچه در مورد حقیقت صلوات تا کنون ناگفته مانده، تفسیر مبسوط و مکشوف فراز «آل محمد» است. این که برداشت ما از «آل محمد» چیست و گستره معنایی و مفهومی آن تا کجاست؟ اگر دایره مفهومی «آل» یا «اهل» را فقط به خویشان و بستگان نسبی و سببی پیامبر(ص) محصور و محدود کنیم، آن وقت در پاسخ این سوال در می مانیم که چرا رسول خدا(ص) در باره سلمان فارسی فرمودند: «سلمان منّا اهل البیت؟ سلمان از اهل ‌بیت ماست.»

    پس آنچه که مسلم است دایره مفهومی «آل محمد» بسیار گسترده تر و فراتر از همخونی و خویشاوندی نسبی و سببی است. چرا که در بعضی از آیات و روایات واژه «آل» یا «اهل» به معنای پیروان و رهروان نیز به کار رفته است. با در نظر گرفتن این معنا می توان گفت که «آل محمد» قابل تعمیم به همه کسانی است که پیرو دین و آیین محمدی هستند. یعنی یکی دیگر از لایه های تفسیری این آیه با لحاظ این که پیامبر اکرم(ص) پدر معنوی امت اسلامی است، «خویشاوندی اعتقادی و معنوی» است. چنان که در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده: ««أنا وعَلِیٌّ أبَوا هذِهِ الامَّه»، من و علی پدران این امت هستیم. (کمال الدین: ص ۲۶۱ ح ۷)، این که پیامبر پدر معنوی امت اسلامی است اظهرمن الشمس است، چرا که خداوند صریحا در آیه ۴۰ سوره احزاب فرموده است: «مَا کَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِکُمْ»، محمّد پدر هیچ یک از مردان شما نیست. این که پیامبران توحیدی پدران معنوی امت هستند، مورد تایید آیات قرآن است. هم چنان که در آیه ۷۸ سوره حج، حضرت ابراهیم(ع) نیز پدر مسلمانان خوانده شده است: 

    «وَ جاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباکُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّهَ أَبیکُمْ إِبْراهیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمینَ مِنْ قَبْلُ وَ فی‏ هذا لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهیداً عَلَیْکُمْ وَ تَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ فَأَقیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاکُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلی‏ وَ نِعْمَ النَّصیرُ./ آیه ۷۸، سوره حج»

    ترجمه: «در راه خداوند چنان که باید جهاد کنید او شما را برگزید و برایتان در دین هیچ تنگنایی پدید نیاورد. کیش پدرتان ابراهیم است. او پیش از این شما را مسلمان نامید تا این پیامبر بر شما گواه باشد و شما بر دیگر مردم گواه باشید. پس نماز بگزارید و زکات بدهید و به خدا توسل جویید. اوست مولای شما، چه مولایی نیکو و چه یاوری نیکو.»

    با این توسع معنایی، همه انبیا و اولیا الهی – از آدم تا خاتم – در دایره شمول «آل محمد» قرار می گیرند. بنابراین وقتی ما در صلوات بر رسول خدا از عبارت «آل‌ محمد» استفاده می‌کنیم، در واقع این عبارت به تمام انبیا و اولیاء الهی اشاره دارد که پیامبر اکرم(ص) خاتم راه توحیدی آنهاست، و حضرت عیسی و موسی (ع) و همه انبیاء الهی و همچنین حضرت مریم (س) نیز در ذیل سلسله نورانی «آل محمد» قرار می‌گیرند که احترام و تکریم آنان واجب است.

    با عنایت به این دقیقه و برای حفظ حریم و حرمت حضرت خاتم الانبیا،  منِ شاعر و ذاکراهل بیت(علیهم السلام) باید در شعر دینی و آیینی همان گونه که به معصومین و بزرگان مذهب شیعه احترام می گذارم، به مقدسات و بزرگان دینی سایر ادیان و مذاهب الهی نیز احترام بگذارم، چرا که بی حرمتی به ساحت پیامبران و انبیا الهی سایر ادیان، به نوعی اسائه ادب به ساحت مقدس پیامبر مکرم اسلام است که شاعران آیینی اصیل باید از فرو افتادن در این دامچاله برحذر باشند.

    متاسفانه معدودی از شاعران و ذاکران آیینی به خاطر غفلت از این مهم گاهی برای برکشیدن معصومین شیعه (علیهم السلام) به فرو کشیدن و ریز دیدن پیامبران و اولیای الهی سایر ادیان می‌نشینند. مثلاً گاهی حضرت عیسی و حضرت موسی(ع) را غلام پیامبر اکرم(ص) و حضرت مریم (س) را کنیز حضرت زهرا(س) می‌ نامند، که کار مقبول و مشروعی نیست. عالمان روشن اندیش دینی نیز همواره بر تکریم و تعظیم بزرگان سایر ادیان الهی تأکید دارند. مقام معظم رهبری نیز بارها در بیانات خویش صریحاً فرموده‌اند: «توهین به مقدسات سایر مذاهب حرام شرعی است».
    حقیقت مغفول مانده دیگری که در متن و بطن این ذکر شریف پنهان است، این است که خداوند به همه ایمان آورندگان سفارش می کند که بر محمد و آل او صلوات بفرستند. یعنی سلام و درود بر همه کسانی که به رسالت رسول مکرم اسلام ایمان آورده اند. زیرا با استناد به نص صریح  آیه (۲۱) سوره احزاب همه کسانی که به عنوان «اسوه حسنه» از راه و مرام پیامبر پیروی می کنند، جز خویشاوندان اعتقادی پیامبرند و این سلام و صلوات شامل حال همه آنان می‌شود.

    پس صلوات بر پیامبر(ص) و آل او، علاوه بر انبیا و اولیای الهی، شامل بندگان صالح خداوند و من و شما نیز – اگر صالح باشیم – می شود. چنان که امام صادق(ع) در حدیثی از رسول اکرم(ص) روایت کرده‌اند:

    «مَنْ صَلَّی عَلَی صَلَّی اللهُ علیهِ وَمَلائِکَتُهُ ، وَمَنْ شَاءَ فَلْیقِلَّ وَمَنْ شَاءَ فَلْیکْثِرْ: هر کسی که بر من صلوات فرستد، خداوند متعال و ملائکه بر او درود و رحمت می فرستند (پس) هر که می خواهد کم، و هر که می خواهد بسیار صلوات بفرستد.»

    (اصول کافی۲: ۴۹۲، وسائل الشیعۀ۷: ۱۹۴، ریاض السالکین۱ :۴۵۲، جامع أحادیث الشیعه۱۵: ۴۶۵ .)

    به عبارتی دیگر سلام و صلوات بر پیامبر و آل او، علاوه بر خویشاوندان نسبی پیامبر – که در آیه تطهیر و احادیث ثقلین و کساء به صراحت به نام مبارک آنان اشاره شده است –  شامل حال امت پیامبر که به اعتبار تبعیت و پیروی عملی و خالصانه از آن حضرت در شمار خویشاندان اعتقادی و معنوی حضرت خاتم الانبیا قرار می گیرند نیز می شود. یعنی وقتی ما بر محمد و آل محمد صلوات می فرستیم، به اعتبار این که ما نیز امت پیامبریم و جز خویشاندان اعتقادی آن رسول مکرم محسوب می شویم ، بر خودمان نیز سلام و درود می فرستیم. بنابراین سلام و صلوات خدا و فرشتگان – علاوه بر پیامبر و اهل بیت نسبی ایشان – شامل حال ما نیز می شود. حتی شامل حال کسانی که ممکن است در شناسنامه و به اسم مسلمان نباشند، ولی به خاطر پذیرفتن حقیقت توحید و پیروی عملی از تعالیم نبوی، به صورت فطری اسلام را پذیرفته و ایمان آورده اند. چرا که مسلمانی پیش و بیش از آن که به ظاهر و صورت و اسم باشد، به باطن و سیرت و رسم است. چه بسا که من در اسم مسلمان باشم و در رسم نه! 

    متر و معیار خداوند نیز در فردای قیامت برای سنجش مسلمانی بندگان خویش، هرگز کارنامه و شناسنامه کاغذی آنان نیست، بلکه شناسنامه اعتقادی و معنوی آنان است. چه بسا که در فردای قیامت، فردِی به ظاهر کافر به مدد پیروی عملی از تعالیم توحیدی و سیره نبوی، از پل صراط بگذرد و منِ به ظاهر مسلمان که به نام «مسلمان» در شناسنامه کاغذی خود دلخوشم، به خاطر دور شدن از صراط مستقیم بندگی – با سرافکندگی – در دوزخ ضلالت و گمراهی هبوط کنم!

    واعظی پرسید از فرزند خویش
    هیچ می دانی مسلمانی به چیست؟
    صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
    هم عبادت، هم کلید زندگی ست
    گفت زین معیار اندر شهر ما
    یک مسلمان است، آن هم ارمنی ست!

  • «آرزوی بزرگ» کیوان ساکت در «وحدت»/ ارکستر ملی برای «مادر» نواخت

    «آرزوی بزرگ» کیوان ساکت در «وحدت»/ ارکستر ملی برای «مادر» نواخت

    به گزارش خبرنگار مهر، تازه‌ترین کنسرت ارکستر ملی ایران از مجموعه‌های وابسته به بنیاد فرهنگی هنری رودکی پنجشنبه شب بیست و سوم آبان ماه، با اجرای آثار کیوان ساکت آهنگساز و نوازنده موسیقی ایرانی به رهبری مهمان نصیر حیدریان و تک نوازی تار کیوان ساکت در تالار وحدت تهران برگزار شد.

    این در حالی است که از آغاز سال جاری تاکنون پس از  کناره‌گیری فریدون شهبازیان از مدیریت هنری و رهبری دائم این مجموعه، ارکستر ملی با رهبر مهمان به فعالیت‌های خود ادامه می‌دهد.

    «آرزوی بزرگ»، «خاطره»، «رقص شیرازی»، «کرانه»، «شوق دیدار»، «غم و شادی» و «راپسودی چهارگاه» اسامی قطعاتی بودند که در بخش اول کنسرت پیش روی مخاطبان قرار گرفت و در بخش دوم برنامه نیز پس از تک نوازی سه تار کیوان ساکت، قطعات «حرکات دائمی»، «مادر»، «سرمست»، «گفتگو» و «رقص گیلکی» برای تماشاگران اجرا شد.

    مازیار ظهیرالدینی نوازنده ویولن و کنسرت مایستر، رائین نورایی، علیرضا خلج اسماعیلی، بهراد سوخکیان، آذین نصرتی، رمیصا نفیسی، هلیا محمدولی، سبا علیمحمدی ، بردیا طراحی نوازندگان ویولن یک، سانوا عندلیبی، آرش جامع، مونا لواسانی، بهنام آقاجانیان، نگین سمایی، محمدرضا نامجو، بهروز گلکار، فاطمه اسدی، نوشین معتمدی نوازندگان ویولن دو، هومن اتابکی، همایون هاشم زاده، پیمان ابوالحسنی، اشکان نظر، آریان زمانی، جاوید پناهی نوازندگان آلتو، محمدحسین غریبی، ارسلان علیزاده، علی آقاجانی، پروشات زندآیین، سینا آذرآباد، غزاله شیرازی، مناایقانی نوازندگان ویولنسل، سروش کاکاوند، انوشا مصطفایی، محمدهادی اسماعیلی، محمد علیزاده نوازندگان کنترباس، شقایق صادقیان، روشنگ نوشی نوازندگان فلوت، حسام صدفی نژاد، فرید هوشنگی نوازندگان ابوا، سایوری شفیعی، محمد ملک لی نوازندگان کلارینت، امیر حسین محمدیان، امیر ملکی‌زاده نوازندگان فاگوت، عرفان فرشی‌زاده نوازنده تیمپانی، ماهان ببری، زهرا صبری نوازندگان سازهای ضربی، کامیاب بهرودی نوازنده پیانو، مسیح تحویلداری، صبا طبخی، مهسا لواسانی، مسعود آزین نوازندگان تار، مژگان محمد حسینی نوازنده قانون و پوریا شیوا فرد نوازنده نی گروه نوازندگان ارکستر ملی در کنسرت شب گذشته را تشکیل می‌دادند.

    حسن سهرابی معاون تولید، هنر و آموزش، معصومه سعیدی مدیر داخلی ارکستر، نرگس میردادیان مسئول نت و آرشیو، سالار زمانیان دستیار آهنگساز، فاطمه خسروی متصدی کتابخانه ارکستر، واحد خداپرست و محسن ایلکا پشتیبانی و چیدمان ارکستر و هانیه بابا ربیع طراح پوستر و بروشور دیگر عوامل اجرایی کنسرت ارکستر ملی بودند.

  • همایون شجریان و انتظاری که برآورده نشد!

    همایون شجریان و انتظاری که برآورده نشد!

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سمیه علیپور در یادداشتی به ماجرای انتساب اشتباه یک شعر به هوشنگ ابتهاج در آلبوم «افسانه چشم‌هایت»، اثر مشترک همایون شجریان و علیرضا قربانی که مهیار علیزاده آهنگسازی‌اش را برعهده داشته است، پرداخت.

    او در بخشی از یادداشت خود در این باره نوشت: «چرا یک آهنگساز که آن هم برای همایون شجریان و علیرضا قربانی به دنبال ترانه است در اینترنت به دنبال شعر می‌گردد؟ یعنی کتاب و کاغذ و چاپ و اعتبار آنچه چاپ شده اینطور از کشور رخت بربسته که در چنین روند هم نمی‌تواند جایی داشته باشد؟ اینطور عادت‌ها در مملکت ما تغییر کرده که همین اینترنت با انواع و اقسام غلط‌هایی که در آن دیده می‌شود و با بخشی که اصلا به صورت رسمی به عنوان «فیک نیوز» شناخته می‌شود منبع استناد است؟ آیا فردی همچون مهیار علیزاده که خود را همکار بزرگان موسیقی ایران می‌داند از این وضعیت آگاه نیست؟ چطور می‌شود به جای دست گرفتن کتاب، و لذت غرق شدن در کلام ه.الف.سایه گشتن در صفحه اینترنت را ترجیح داد؟ این خود تصویرگر مات شدن بخشی از فرهنگ جامعه است: همان ناپدید شدن اعتبار بخشیدن به آنچه اصالت دارد و رضایت دادن به هرچیز که دم دست‌تر است.»

    علیپور ادامه داده است: «بعد از خطای فاحش علیزاده باید سراغ همایون شجریان رفت. (این نوشته آگاهانه بیشتر همایون شجریان را در نظر دارد زیرا نه شناختی از علیرضا قربانی دارم و نه علاقه‌ای به کارهایش.) چطور است که همایون شجریان نمی‌تواند تشخیص دهد یک شعر متعلق به هوشنگ ابتهاج نیست؟ در حقیقت این اصلا انتظار زیادی از فردی در جایگاه همایون شجریان نیست که توانایی تشخیص شعر سایه را داشته باشد. اگر همایون شعر سایه را از غیر تشخیص ندهد و ملودی اصل را از تکراری، پس تفاوت او با دیگرانی که بسیارند و می‌آیند و احتمالا چند سالی دیگر نه ردی از آنان هست و نه صدایی چه خواهد بود؟ ما برای همایون آینده‌ای طولانی امید داریم… درخششی در اوج… امیدی که با رنگ صدای او به قلب‌های جوانان جاری شود… نوری که از مسیر رو به پیشرفت او در دل‌ها بتابند… قرار نیست همایون همانند هرکسی باشد، او از ابتدا خود را مانند کسی که رهگذری در دنیای موسیقی است و ته صدایی دارد و آمده چندی پولی دربیاورد و شهرتی بهم بزند نشان نداد که حالا ما به این وضعیت رضایت دهیم. او توقعی ایجاد کرد که حالا باید پاسخگو باشد.»

    متن کامل این یادداشت را با عنوان آقای همایون شجریان رویاهایمان را تبدیل به کابوس نکنید بخوانید.

    ۲۵۸۲۴۳