دسته: فرهنگ و هنر

  • رونمایی از مستند «ترانه من»/ صدای ما را به گوش دولتمردان برسانید

    رونمایی از مستند «ترانه من»/ صدای ما را به گوش دولتمردان برسانید

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی اوما فیلم، مراسم رونمایی از مستند «ترانه من» به کارگردانی مسعود کارگر با موضوع تالاسمی عصر روز گذشته ۲۳ آبان در مجموعه فرهنگی شهدای سرچشمه برگزار شد.

    در ابتدای این مراسم مهدی شادنوش رییس مرکز مدیریت پیوند و درمان بیماری‌های وزارت بهداشت گفت: بیماری تالاسمی در استانی مثل گیلان بیشتر است اما با یک کار فرهنگی می‌شود از بروز موارد جدید جلوگیری کرد در کنار این، استان هایی داریم که اهالی آنها به توصیه ها توجه نمی کنند یا اطلاع رسانی به آنها ضعیف است به همین دلیل همچنان با بروز موارد جدید مواجه هستیم و این می تواند نگران کننده باشد.

    وی بیان کرد: نفوذ رسانه، دادن اطلاعات به افراد و حتی پخش یک فیلم می تواند باعث شود که افراد در انتهایی ترین نقطه یک روستا نسبت به خود و آینده جامعه مسئولیت‌پذیر شوند از همین رو از انجمن تالاسمی و سازمان اوج که با ساخت چنین فیلم هایی می‌خواهد به مردم آموزش بدهد تشکر می‌کنم چرا که اینچنین، می‌شود در آینده از بروز موارد جدید کاست. امیدوارم عوارض این تحریم های ظالمانه هم کاهش یابد و شاهد اقتدار ایران بیش از پیش ایران باشیم.

    در ادامه یونس عرب دبیر انجمن تالاسمی ایران گفت: ما حدود ۲۳ هزار بیمار تالاسمی در کشور داریم که نیاز به تزریق مادام العمر خون دارند. از آنجایی که این تزریق باعث می شود سطح آهن بدن بالا برود آنها باید داروهایی مصرف کنند که سطح آهن بدنشان کاهش یابد. من جزو بچه های تالاسمی هستم و می‌دانم که در حال حاضر سخت ترین دوران را سپری می‌کنیم. من یک دهه شصتی هستم و باید بگویم در زمان جنگ در نقطه صفر مرزی عراق و ایران یعنی در شوش خوزستان زندگی می‌کردیم. در آن دوران اصلا به ما خون نمی دانند و این موضوع باعث شده بود مثل یک آدم بی جان باشیم اما الان شرایطی را تجربه می کنیم که حتی از آن موقع هم بدتر است.

    وی توضیح داد: این دولت بیشترین ظلم را در حق بچه های تالاسمی کرده است. یک جای این فیلمی که ساخته شده جای تامل دارد چرا که می‌بینیم یک انسان در مرکز درمان می‌خواهد خودکشی کند و این تکان دهنده است به طور کلی وقتی بریده بریده به بیمار دارو می‌رسد این بیمار به خودکشی فکر می‌کند البته به برخی بیماران هم داروی بی کیفیت می دهند و آنها هم خودکشی اجباری می کنند یک مشکل دیگر این است که ما تا صحبت می‌کنیم، معاندان سواستفاده می کنند.

    وی بیان کرد: به نظرم باید شرایط را جدی بگیریم. اگر این بیماران همین داروهای محدود را استفاده نکنند آمار مرگ و میر افزایش پیدا می کند. هرکسی در هر جایی و هر پستی که هست این پیام را به دولتمردان برساند که ما هیچ نقشی در به وجود آمدن این بیماری نداریم. صدای ما را به گوش دولتمردان برسانید.

    در ادامه حمیدرضا پگاه بازیگر تلویزیون روی صحنه آمد و گفت: احساس می کنم با حضور در اینجا به دردی خورده‌ام. آرزوی بهترین ها را برایتان دارم.

    شجاع خلیل زاده بازیکن فوتبال هم در ادامه پشت تریبون قرار گرفت و عنوان کرد: از دیدن شما لذت می‌برم. هر کمکی از دستمان بر می‌آید انجام دهیم و امیدوارم هرچه زودتر مشکلات شما حل شود.

    سپس مسعود کارگر کارگردان «ترانه من» گفت: در «ترانه من» چیزی که دوست داشتم دیده شود، «مرگ آگاهی» سوژه فیلم بود چراکه می‌بینیم یک نفر می تواند خودش را به مرگ نزدیک ببیند ولی امید هم داشته باشد در حالی که همزمانی این ۲ دیر انجام می‌شود.

    در این برنامه احسان حق‌شناس به اجرای قطعاتی پرداخت همچنین محمدجواد رضایی استندآپ کمدی ای را به حضار تقدیم کرد.

  • روایت‌های سوررئال از زندگی در «نشت گاز در شب تنهایی»

    روایت‌های سوررئال از زندگی در «نشت گاز در شب تنهایی»

    به گزارش خبرنگار مهر،  کتاب «نشت گاز در شب تنهایی» تازه‌ترین عنوان دفتر شعری است سروده لیلاکردبچه که در نشر نیماژ منتشر شده است. حسنی محمدزاده از شاعران جوان این روزهای کشور در یادداشتی که در ادامه می‌خوانید به این دفتر شعر نگاهی انداخته است.

    تردیدی نیست که شعر تنها از کلمات به وجود نمی‌آید بلکه با احساس و اندیشه‌ی شاعر نیز سروکار دارد زمانی، وزن وقافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، فرم، تخیل، منطق و بیان شاعرانه، لازمه‌های اصلی شعر هستند. در شعر سپید تنها چیزی که به عنوان معیار، قابل پذیرش است، نبود وزن عروضی و قافیه است. از این رو هنرمندی‌های متعددی باید در شعر سپید وجود داشته باشد، که بتواند جای خالی موسیقی بیرونی و کناری را جبران‌کند. برخی از این موارد که در کتاب «نشت گاز در شب تنهایی» هم به چشم می‌خورد عبارتند از: توجه عمیق به صورخیال، توجه به شکل ذهنی و ساختمان شعر، کشف‌های خاص، تکرار، قرینه‌سازی، ترکیب‌آفرینی، تناسب، توجه به موسیقی درونی و کناری و…

     لیلا کردبچه در این کتاب، مفاهیمی چون عشق، زندگی، تنهایی، مرگ، غم، جدایی و… را گاهی در هاله‌ای از تصاویر شاعرانه و گاهی با بیانی ساده و عام پسند به تصویر کشیده‌است و دایره‌ی گسترده‌ی دلواپسی‌ها و نگرانی‌ها و نابسامانی‌های موجود در ذهنش یکی پس ازدیگری، عینیت یافته‌اند. اما آنچه در اکثریت غریب به اتفاق اشعار جلوه‌گری می‌کند، عشق است. شعر کردبچه نوعی شعر پرتصویر و محتواگراست. در حقیقت با احساس‌ترین شعرهای او همان‌هایی‌ هستند که شاعر در آن، به تخیل اهمیت بیشتری داده‌است. تناسخ‌های این اشعار، به نوعی ذهن مخاطب را درگیر این مسئله‌ می‌کنند که روزی درعین غمناکی، تجربه‌ای را به دنبال داشته‌اند. تلخی‌های زندگی پربسامدترین موجی است که از اشعار وی شنیده می‌شود، مثلا عمق تنهایی یک زن و تردید همیشه‌اش میان رفتن و ماندن با زندگی کردن در چمدان به تصویر در آمده‌است، جهانی که در آن، پیله‌ انزوا و تنهایی، نتیجه‌ یاس و ناامیدی زن امروزاست. با وجود مسائلی چون: خستگی، تنهایی، خیانت و…:

    حالا تو فکر کن ایستاده‌ام/ و میان عطر دارچین و هل مردد مانده‌ام/ هی با صدای بلند/ از لذت چای گرم/ در زمستان‌های سرد بعد بگو/ و وانمود کن نمی‌دانی/ چند سال است/ دارم/ در چمدان زندگی می‌کنم(ص ۱۶)

    چند بار دیگر از مراسم تشییع دست چپم باز خواهم گشت؟ / و چقدر ناامید خواهم بود؟ / از اینکه بدانند چه مصیبتی است/ وقتی آدم ناچار است به خاطر حلقه‌ای که تنگ شده، / دستش را از ریشه در آورد (ص ۱۴)

    زن بازیگر این شعرها، چهره‌های متعدد و متنوعی دارد؛ از این رو تنها جنسیت زنانه و کاربرد کلماتی که زنان با آن سروکار دارند مطرح نیست، بلکه نقش‌های مربوط به زن و شخصیت و منش او مدنظر است و سیمای زن، جدا از وظیفه‌ی مادری و همسری‌اش، به عنوان انسانی که درد را می‌تواند عمیق‌تر از دیگران حس کند به تصویر درآمده‌است:

    تو را صدا می‌کردم/ مثل زنی که هنگام زایمان، ناگاه/ کلمات یک قوم فراموش‌شده را فریاد زده باشد(۷۳)

     و:

    چه کرده بودی با خودت!؟ / که بطن چپت جایی می‌تپید و بطن راستت جایی/ و در دهلیزهایت دو زن/ برای جنگی تن به تن/ مشغول آرایش نظامی بودند(ص ۵۱)

    با وجود وفور مضامین مرتبط با عشق، مضامینی چون: غم، تنهایی، سکوت، بدبینی به هستی و… هم دستمایه‌ سرودن شده‌اند اما همه‌ی اینها به گونه‌ای با درون‌گرایی شاعر، شکل گرفته‌اند و در کنار دنیای رنگ‌رنگ درون، کمتر می‌توان به جلوه‌های واضحی از دنیای بیرون و معظلات و کم و کاست‌های آن پی‌برد. از میان اشعار کردبچه، آنهایی که رویکردهای نوستالژیک دارند خصوصی‌ترین اشعار شاعر به نظر می‌رسند چنان‌که گویی تراژدی‌های او بیشتر از حد قابل تصورند. مثل خاطره‌  «چمدان چرمی نارنجی» که چند جای کتاب تکرار شده‌است:

    مرا ببخش مامان/ که حافظه‌ام مثل ساعتی که از چمدانت جا ماند/ دقیق کار می‌کند/ و مثل آن چمدان چرم نارنجی/ و مثل آن بلیط یکسره‌ی اندیمشک ـ تهران/ که همیشه با توست/ همیشه با من است(ص ۴۸)

    خیال‌انگیزی شعرها اغلب، از طریق شخصیت بخشی به اجسام بی‌جان، حس‌آمیزی، استفاده از فنون سوررئالیسم، کاربرد پارادوکس و توجه به تشبیه‌های مضمر، شکل گرفته‌است. می‌توان گفت از میان انواع تشبیه، هنری‌ترین‌شان تشبیه مضمر است چنان که در ظاهر، با ساختار تشبیهی مواجه نیستیم اما مقصود گوینده تشبیه است:

    انگشتانم را / چون خُرده‌های لانه‌ای از روی شانه‌هات می‌تکانی/ و پیداست/ که روزی با تماشای آسمان بی‌پرنده گریه خواهی کرد(ص ۱۱)

    در این خیال‌پردازی اگرچه به ظاهر، تنها با تشبیه انگشت‌ها به شاخه‌های سازنده‌ی لانه‌ی پرنده‌ مواجهیم، اما مضمرا معشوق به درختی که جایگاه این آشیانه‌است تشبیه شده‌است یا در نمونه‌ای دیگر به ظاهر، «شاعر» به «پادشاه» تشبیه شده‌است اما مضمرا با تشبیه «معشوق» به «کشور» و تشبیه «خانه» به «نقشه» هم مواجهیم:

    تمام خانه را دنبال تو می‌گردم/ بیچاره من/ بیچاره پادشاهی که تمام روزهای سلطنش/ به پیدا کردن کشورش روی نقشه گذشت(ص ۳۵)

    و یا شاعر، «امید» را که قاعدتا باید آرامش‌بخش به نظر برسد، با کمک تشبیه مضمر و نگاهی پارادوکسیکال به صورت «دستگاه شکنجه» تصور می‌کند:

    با من بگو آیا کسی که امید را اختراع کرد، / امیدش را به دستگاه‌های شکنجه‌ی قبلی از دست داده‌بود؟ (ص ۲۶)

    یکی دیگر از تکنیک‌های که در حوزه‌ی تصویرگری، قرار می‌گیرد، جان‌بخشی است. در این دنیای خیالی سایه‌ پرنده‌ رفته می‌تواند «سمت چپ» مهربان‌تری داشته‌باشد و «دست‌ها» برای خود شخصیت داشته باشند و تنهایی را لمس کنند:

    سایه‌ای شدم/ جامانده از پرنده‌ای رفته/ که سمت چپش مهربان‌تر است/ و روزهای ابری/ دست‌های تنهاتری دارد(ص ۱۳)

    یا برای چشم‌ها جسمی قائل می‌شود که بعد از مرگ با ملافه، رویش را می‌پوشانند:

    حقیقت دارد/ اینکه نگاه آدم جداگانه از نفس می‌افتد/ و پیش از آنکه روی جنازه‌ای را بپوشانند/ ناچار می‌شوند/ اول پلک‌هایش را چون ملافه‌ای/ روی خستگیِ چشم‌هایش بکشند(ص ۲۳)

    یا چمدان‌ها و جمله‌ها می‌توانند گریه کنند:

    و آن چمدان چرم نارنجی/ و آن جمله‌ی بی‌رحم صورتی بر آینه/ در گلویم گریه می‌کنند(ص ۱۵)

    در همین چند سطر آنچه پر رنگ‌تر از جان‌بخشی به اشیا و جمله‌ها جلوه می‌کند رویکرد سوررئال شاعر است. بین صورخیالی که اغلب شعرا به کار می‌گیرند با صورخیال سوررئالیست‌ها تفاوت‌های عمده‌ای‌ست اینها از واژگان و چینشی استفاده می‌کنند که با نظام فکری ما بیگانه است. مثلا در مخیله‌ی ما نمی‌گنجد که چگونه چمدان‌ها و جمله‌ها در گلوی انسان می‌توانند گریه کنند. سوررئالیسم به معنی فراواقع‌گرایی است و سوررئالیست‌ها کوشیده‌اند تا با کشف‌های خاص، انسان را به مرحله‌ای بالاتر از زندگی عادی خود صعود دهند. مشخصه‌ی اصلی سوررئال در استفاده از تکنیک اتوماتیسم یا خودکاری روحی‌است که به حالت رؤیا نزدیک است و می‌خواهد به رهایی ذهن و ایجاد لذت و شگفتی در مخاطب برسد. سوررئالیست‌ها در آثار خود یک شی کاملا شناخته را از جای خودش برداشته و در جایی کاملا بی‌مناسبت قرار می‌دهند. و هدف از کاربردشان به هم ریختن تصور مخاطب از واقعیت‌هاست؛ یعنی دادن خواص غیرعادی به اشیاء عادی:

    از پرنده‌ای که سال‌ها پیش با لانه‌اش/ با درختش در گلویم کاشتم/ تنها چند تکه استخوان پوسیده نگه داشته‌ام/ و از آن همه آواز دلتنگ، / چند واژه‌ی سر به هوا/ که گاهی در کوچه و بازار از دهان دیگران می‌پرند/ و آن پرنده دوباره در گلویم تخم می‌گذارد(ص ۲۹)

    در این نمونه، اصطلاحی چون «حرف از دهان پریدن» که در زبان محاوره کاربرد دارد دستاویز شاعر می‌شود برای خلق تصویری فراواقعی و نمادین، که به گونه‌های مختلف می‌تواند تأویل‌پذیر باشد می‌توان تصور کرد که حرف‌های نگفته‌ شاعر به پرنده‌ای تشبیه شده‌اند که از آنها استخوانی در گلو مانده‌است و یا تخم گذاشتن پرنده در گلو می‌تواند بغض ناشی از همین نگفته‌ها را در ذهن تداعی کند پس در درونی‌ترین لایه‌ی این شعر و تصاویر فراواقعی آن مفهومی چون «سکوت»، نهفته‌است. بین شاعران معاصر از پیروان جدی این مکتب، سهراب سپهری است که بسامد بالای تصاویر و رویکردهای فراواقعی در شعرش شاهدی بر این مدعاست. شاید با توجه به حضور سهراب در دانشکده‌ هنرهای زیبای پاریس بتوان گفت پیروی او از این مکتب خیلی هم اتفاقی نبوده‌است و او با تکیه به روایت در حال خلسه، تصاویر خاصی آفریده‌است؛ مثلا:

    مرغی روشن فرود آمد. و لبخند گیج مرا برچید و پرید

    من صدای نفس باغچه را می‌شنوم/ من به آغاز زمین نزدیکم/ نبض گل‌ها را می‌گیرم

    من وضو با تپش پنجره‌ها می‌گیرم

    در نمازم جریان دارد ماه

     تصور اینکه «چگونه می‌شود با تپش پنجره‌ها وضو گرفت!»یا «ماه چگونه می‌تواند در نماز جریان داشته باشد!» و… همان چیزهایی است که سوررئالیست‌ها از تمثیل غار افلاطون به صورت وارونه ارائه می‌کنند. آنها فرض‌شان بر این است که چشم آدم‌ها جز واقعیت‌های قراردادی زندگی روزمره چیزی نمی‌بیند  از این رو چشم به جهان اوهام می‌دوزند تا دیده‌ها و شنیده‌هایشان را برای کسانی که در بند تعبیری محدود از واقعیت گرفتارند، بازگوکنند. مثلا تصور اینکه انسانی، دست‌هایش را گم کرده‌باشد:

    سمت راستم خالی‌ست/ سمت چپم خالی‌ست/ و دستم را که روی قلبم می‌گذارم/ ناخنم دیوار پشت سرم را می‌خراشد/ می‌خواهم در آغوشت بگیرم/ مشروط بر اینکه اول دست راستم را پیدا کنم/ بعد با دست راستم، دست چپم را پیدا کنم(ص ۳۷)

    اما کردبچه گاهی، درپی بیان چرایی وچگونگی جهان‌بینی‌اش، به ذائقه‌ مخاطب ارج می‌نهد و به گونه‌ای عجیب به سادگی بیان و سلیقه‌ عام نزدیک می‌شود که از میان اینگونه موارد، آنهایی که حرف‌هایی تازه‌ برای گفتن دارند، موفق بوده‌اند:

    شنیده بودم بعضی مردها می‌توانند/ طوری به زنی نگاه کنند/ که از شدت زیبایی از پا در بیاید(ص ۶۸)

    نوآوری‌های زبانی شاعر در مواجهه با توجه وی به خیال‌انگیزی از بسامد کمتری برخوردارند و از مهمترین‌شان می‌توان به کاربرد کلمات ابداعی چون «واخستگی» و کاربرد کلماتی که از زبان‌های دیگر وارد زبان فارسی شده‌اند مثل: ورژن، سکانس، کنسل و… اشاره کرد و پررنگ‌تر از همه‌ی اینها، هنجارگریزی در کاربرد ترکیب‌ها بالاخص ترکیب‌های وصفی است مثل کاربرد صفت‌های مختص انسان برای سایر کلمات، به گونه‌ای که توانسته برای آنها خاصیت جان‌بخشی داشته باشد، ترکیباتی چون: «فعل اندوهگین»، «جمله‌ی بی‌رحم»، «خطوط جان‌سخت»، «دیوارهای کتک‌خورده»، «پوزخند تمام‌قد» و کاربرد صفت‌هایی چون: «بی‌ستاره» و «بی‌ماه» به جای اسم در: «در بی‌ستاره و بی‌ماه نشسته‌ام/ و چشم دیدن کلمات روشن را / پاک کرده‌ام از صورتم» (ص ۱۹) همینطور کاربرد ترکیبات وصفی مقلوب چون «عزیزتر کلماتم» (ص ۲۰) و یا اضافه‌شدن موصوف به صفت مثل: «شلوغِ خیابان» به جای «خیابان شلوغ» (ص ۵۳) و «میشیِ غمگینِ نگاه» به جای «نگاه میشی غمگین» (ص ۵۳) در کنار اینها، تلاش‌های شاعر برای نوآوری در فرم بیرونی شعر هم قابل تأمل است:

    چرا که مثل طعم گیلاس/ در آخرین سکانس فیلمی غم‌انگیز/ مهم بودی/ و آدم کنار تو نمی‌توانست نگران قلبش نباشد

    در این نمونه، شاعر با تلفیق شعر و سینما، درخلق تصاویر کوشیده‌است گاهی هم از ترفندهای سینمایی در اجرای درست اشعارش بهره برده‌است. تکنیک هایی چون؛ کلوزآپ، فلاش بک و مونتاژ تصاویر و مضامین در طول شعر که او را به یک فرم ذهنی منسجم رسانده‌است. در مثال زیر، شعر با تکنیک فلاش بک به عقب برمیگردد در حالی که مخاطب انتظار دارد وقتی حرف از «حالا» به میان آمده، فعل، در زمان حال بماند و به جای فعل «داشت» از فعل «دارد» استفاده شود. همین مساله‌ دور از انتظار، جذابیت می‌آفریند:

    مهتابی که آن شب/ با شکوه‌ترین گوشه‌ی تاریک جهان را روشن کرده بود، / حالا خودش را به آن راه زده/ و داشت دست و دل‌بازانه بر بافت فرسوده‌ی شهر/ بر دیوارهای کوتاه و کتک‌خورده می‌تابید(ص ۶۰)

    و یا کاربرد تکنیک کلوزآپ، برای ابهام‌زدایی و بزرگ‌نمایی تصویر، مثلا ابهام زدایی از تصویر «کوره‌راه‌های متروک قلب» در شعر زیر و شرح اینکه این کوره‌راه‌ها همان «راه‌های عبور چشم بسته از بدقلقی‌ها» و «راه‌های گریز از جنون» هستند:

    کوره‌راه‌های متروک قلبم را/ به تو یاد خواهم داد/ و راه‌های عبور چشم‌بسته از بدقلقی‌های هراز گاهم را/ و راه‌های گریز از جنون نیمه‌ی هر ماهم را/ و رازهای خنده‌های گاه به گاهم را(ص ۶۱)

    علاوه بر اینها مونتاژ ریزترین تصاویر در کنار هم و پیوند دادنشان از طریق مفهومی واحد، به انسجام فرم شعر  ختم شده، مثل آنچه در شعر «شکوفه‌ دیر» اتفاق افتاده‌است. و تصاویری چون: «گیرههای رنگی نو در خانه‌ای کلنگی»، «توپ پلاستیکی کهنه‌ روکش شده»، «کفتر آشیان کرده بر بام خانه‌ی سالمندان» با مضمونی چون گلایه از دیر آمدن معشوق، تحت کنترل شاعر، برای هدفی معین ترکیب می‌شوند. کوتاهی این سکانس‌ها یکی ازویژگیهای مثبت شعر است طوری که آدم را یاد فیلم‌های چند دقیقه‌ای صامت می‌اندازد که بعد از چند بار دیدن می‌توان به عمقش پی برد.

    کی؟ / کجای جهان دیده‌ای؟ / شکوفه‌ای مصنوعی بتواند/ چند تکه چوب خسته را دوباره درخت کند/ که برگشته‌ای، / سر بر شانه‌ام گذاشته‌ای، / و برای صندلی شکسته‌ات گریه می‌کنی(ص ۴۳)

  • حسن معجونی «اختراع والس» را ثبت می‌کند

    حسن معجونی «اختراع والس» را ثبت می‌کند

    به گزارش خبرگزاری مهر، حسن معجونی کارگردان و بازیگر تئاتر و سینما و سرپرست گروه تئاتر «لیو» قرار است با نمایش «اختراع والس» به کارگردانی سارا افشار در مقام بازیگر به ایفای نقش بپردازد.

    «اختراع والس» از نیمه اول آذر در پردیس تئاتر شهزراد روی صحنه می‌رود.

    معجونی طی حدود ۳ دهه حضور درخشان خود در عرصه بازیگری تئاتر در کارنامه کاری خود بازی در نمایش‌های متعددی از جمله «عروسی خون»، «یادگار سال‌های شن» و «در مصر برف نمی‌بارد» علی رفیعی، «روز رستاخیز» و «دیر راهبان» فرهاد مهندس‌پور، «منهای دو» زنده‌یاد داود رشیدی، «ایوانف»، «در میان ابرها» و «سالگشتگی» امیررضا کوهستانی را ثبت کرده است.

    وی همچنین در فیلم‌هایی چون «از رئیس جمهور پاداش نگیرید»، «خیابان‌های آرام» و «ما همه با هم هستیم» کمال تبریزی، «اشباح» داریوش مهرجویی، «برف روی کاج‌ها» پیمان معادی و «کنعان» و «خوک» مانی حقیقی به ایفای نقش پرداخته است.

    سارا افشار نیز پیش از این نمایش‌ «صندلی‌ها» و «married in a white dress, buried in a white shroud» را در مقام کارگردان را سال ۲۰۱۸ در کشور استرالیا به صحنه برده است.

    وی همچنین در نمایش‌های «راهزنان» علیرضا کوشک‌جلالی، «باغ آلبالو» حسن معجونی، «دیده‌بانان» محمدرضا خاکی، «خانه برناردا آلبا» علی‌اکبر علیزاد و «اسم» لیلی رشیدی به ایفای نقش پرداخته است.

    به زودی فروش بلیت‌های نمایش «اختراع والس» در سایت ایران‌نمایش آغاز می‌شود.

    معرفی دیگر بازیگران و عوامل این اثر نمایشی نیز متعاقبا اعلام می‌شود.

  • «لباس جدید پادشاه» در سنگلج دوخته می‌شود

    «لباس جدید پادشاه» در سنگلج دوخته می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی تماشاخانه سنگلج، نمایش کمدی «لباس جدید پادشاه» به نویسندگی فرزاد فخری‌زاده و کارگردانی لادن نازی از دوشنبه ۲۷ آبان‌ماه در تماشاخانه سنگلج روی صحنه خواهد رفت.

    ایمان سلگی، حسین دیوان، بهرام عباسی فرد، میرنادر مظلومی، علی قربانخانی، مهبد قناعت پیشه، سمیه قهرمانی، یکتا طبیبی، سپیده زینالی، حسین قاسمی هنر، آندیا حمیدی، مبینا افشار، شکیبا رمضانعلی، عسل عبدالرزاق، ناعمه علمی نژاد بازیگران این نمایش هستند.

    در خلاصه این نمایش که هرشب ساعت ۱۹:۳۰ به صحنه می رود، آمده است: در ایران قانون منع استعمال البسه خارجی توسط مجلس ملی تصویب شده است و همزمان با تصویب این قانون احمد قاجار به انگلستان سفر کرده است.

    دیگر عوامل «لباس جدید پادشاه: عبارتند از: دراماتورژ: محسن خیمه دوز، دستیار کارگردان: میثم لهاک، برنامه‌ریز: مائده ندیمی، طراح لباس: مهرناز عباسی، طراح صحنه: حامد جلالی منش، طراح نور: حسین رودباری، طراح گریم: فریبا شعاع حسینی، آهنگساز: امیر سلامی، طراح و سازنده عروسک: لادن مهران زاده، طراح لوگو و پوستر: آزاده حسین‌مردی، روابط عمومی: محمد لهاک، گروه صحنه: پدرام محمدی، رامین کریمی، فرناز ثابت زاده.

  • زمان حضور پذیرفته شدگان مرحله رقابتی جشنواره نوای خرم اعلام شد

    زمان حضور پذیرفته شدگان مرحله رقابتی جشنواره نوای خرم اعلام شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی ششمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرم)، ستاد برگزاری ششمین جشنواره موسیقی «نوای خرم» با انتشار اطلاعیه ای زمان حضور پذیرفته شدگان مرحله رقابتی این دوره از جشنواره را اعلام کرد.

    بر اساس داوری تصاویر اجراهای رسیده به دبیرخانه جشنواره، در نهایت ۵۳۵ اجرا و ۱۷۱۴ نوازنده و خواننده در قالب ۳۶۵ اجرای تک‌خوانی و تک‌نوازی، ۸۴ اجرای ۲ یا ۳ نفره، ۸۶ اجرای گروهی ۴ نفره به بالا (سه اجرا از میان اجراهای مدارس) برای اجرای حضوری در مرحله رقابتی ششمین دوره جشنواره پذیرفته شدند.

    اجراهای حضوری بخش رقابتی جشنواره  روزهای پنجشنبه و جمعه ۳۰ آبان و اول آذر در خانه فرهنگ نور واقع در تهران، فلکه دوم صادقیه، بلوار آیت‌الله کاشانی، بعد از تقاطع شهید ستاری، جنب شهر کتاب» و «روزهای پنجشنبه ۷، جمعه ۸، پنجشنبه ۱۴ و جمعه ۱۵ آذر ماه در فرهنگسرای نیاوران به آدرس تهران، انتهای خیابان پاسداران، مقابل پارک نیاوران» برگزار خواهد شد.  

    لازم به توضیح است که تاریخ و ساعت حضور هر یک از پذیرفته شدگان بر اساس اولویت هایی چون میانگین سنی، ساز و مواردی از این دسن بوده و امکان تغییر آن به هیچ عنوان مقدور نیست.

    ستاد برگزاری جشنواره موسیقی «نوای خرم» در بخشی از اطلاعیه خود مواردی را برای شرکت کنندگان این دوره متذکر شده که در مشروح آن آمده است:

    «منظور از ساعات اعلام شده، زمانی است که هر یک از پذیرفته‌شدگان برای آماده شدن جهت اجرا باید در محل اعلام شده حضور داشته باشند و ترتیب اجرا در همان روز و توسط مسئولین جشنواره اعلام می‌شود. برای حضور به موقع ترافیک روزهای آخر هفته را در نظر داشته باشید، در صورت عدم حضور به موقع، امکان اجرا وجود نخواهد داشت.

    به دلیل محدودیت زمانی، شرکت کنندگان تنها مجاز به اجرای اصل آهنگ هستند و در هیچ اجرایی اعم از تک نوازی، تک خوانی، اجرای دو و سه نفره و اجرای گروهی (۴ نفر و بیشتر) امکان اجرای مقدمه، آواز، دکلمه، بداهه نوازی و … وجود ندارد. بدیهی است در صورت عدم توجه به این نکته هیچ امتیازی برای فرد یا افراد شرکت کننده در نظر گرفته نخواهد شد و اجرای مربوطه نیز از جشنواره حذف می شود.

    نوازندگان کلیه سازها (به جز ساز پیانو) باید ساز و وسایل موردنیاز (میز سنتور، زیرپایی و…) خود را همراه داشته باشند. این در حالی است که  تمامی پذیرفته‌شدگان باید همان اثری (همان آهنگی) که برای شرکت در جشنواره ارسال نموده بودند را در روز رقابتی اجرا کنند. ضمن اینکه پذیرفته شدگان می توانند برای مشاهده تاریخ و ساعت حضور به سامانه جشنواره مراجعه کنند.»

    جشنواره و جایزه همایون خرّم (نوای خرّم) از جمله رویدادهای معتبر حوزه موسیقی در بخش خصوصی است که طی سال های اخیر با همراهی خانواده مرحوم همایون خرم آهنگساز فقید موسیقی ایرانی با هدف ارتقای سطح هنری و موسیقایی و استفاده از نمونه ها و الگوهای موجود در هنر ایرانی برای  هنرمندان گروه سنی زیر ۱۸ سال  توسط موسسه فرهنگی هنری «راد نو اندیش» با مدیریت بردیا صدرنوری و دبیری ناصر ایزدی برگزار می شود.  

    نوازندگان  تمامی سازها، خوانندگان و همچنین گروه‌های موسیقی کودک و نوجوان داوطلب (کمتر از ۱۸ سال) با اجرای یکی از تصانیف و یا قطعات بی‌کلام ده تن از استادان موسیقی ایران(استاد مرتضی محجوبی، ابوالحسن صبا، روح الله خالقی، مجید وفادار، مهدی خالدی، علی تجویدی، همایون خرم، حبیب الله بدیعی، پرویز یاحقی و اسدالله ملک)   که به شکل رسمی عرضه شده، به صورت تک‌خوانی، تک‌نوازی، هم‌خوانی، هم‌نوازی و گروه‌نوازی در این جشنواره شرکت می کنند.

    برای مشاهده اعلام زمان حضور شرکت کنندگان مرحله رقابتی ششمین جشنواره موسیقی نوای خرم اینجا را کلیک کنید.

  • «جوکر» امروز میلیاردی می‌شود/ یکی از پرسودترین فیلم‌های تاریخ

    «جوکر» امروز میلیاردی می‌شود/ یکی از پرسودترین فیلم‌های تاریخ

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، «جوکر» فیلم کمپانی برادران وارنر باید جمعه شب (شنبه ۲۵ آبان به وقت ایران) به فروش یک میلیارد دلاری برسد.

    به این ترتیب این اولین فیلم با درجه تماشای بزرگسال است که موفق می‌شود به این حد از فروش دست یابد.

    فیلم «جوکر» با بازی خواکین فینیکس در نقش دشمن بتمن هفتمین فیلم سال است که به این مرز فروش دست یافته و در عین حال اولین فیلم امسال است که متعلق به دیزنی یا مارول نیست و توانسته است این فروش را به دست آورد.

    در میان فیلم‌های کمپانی برادران وارنر تنها سه فیلم دیگر به این حد دست یافته‌اند که شامل «آکوامن» و ۲ فیلم بتمن یعنی «شوالیه تاریکی» و «شوالیه تاریکی برمی‌خیزد» می‌شود.

    «جوکر» که با بودجه ۶۲.۵ میلیون دلاری ساخته شده یکی از پرسودترین فیلم‌های تاریخ شده است و از ۴ اکتبر که اکران شد رکوردهای متعددی را جا به جا کرده است که شامل بزرگ‌ترین فروش در اولین آخر هفته اکران در ماه اکتبر در بازار داخلی آمریکا با فروش ۹۶ میلیون دلاری می‌شود.

    با وجود نگرانی‌های امنیتی از احتمال بروز خشونت در سالن‌های نمایش فیلم و رعایت نکات امنیتی بالا، هیچ یک از این مسایل بر فروش فیلم تاثیر نگذاشت و در سراسر جهان مردم به تماشای آن نشستند.   

    در خارج از آمریکای شمالی که این فیلم فروش ۳۰۰ میلیون دلاری را کسب کرد، کشورهایی که بیشترین استقبال از آن شد شامل بریتانیا با فروش ۶۸ میلیون دلاری، مکزیک با فروش ۴۳ میلیون دلاری، کره جنوبی با فروش ۳۸ میلیون دلاری، برزیل با فروش ۳۴ میلیون دلاری و فرانسه با فروش ۳۸ میلیون دلاری بوده‌اند.

    این فیلم با کسب جایزه از جشنواره فیلم ونیز نام خود را در میان مدعیان رقابت‌های سال که در ماه فوریه به اوج خود می‌رسد، ثبت کرد.

    تاد فیلیپس سازنده فیلم که سه گانه «خماری» ‌را در کارنامه دارد این فیلم را با تمرکز بر زندگی یک کمدین در گاتام سیتی ساخته است که به دلیل سختی‌هایی که متحمل می‌شود، از کنترل خارج می‌شود. رابرت دنیرو و زازی بیتس دیگر بازیگران فیلم هستند.

  • رضا صادقی: به دخترهایم یاد دادم همیشه قدردان شهدا باشند

    رضا صادقی: به دخترهایم یاد دادم همیشه قدردان شهدا باشند

    رضا صادقی خواننده سرشناس کشورمان با انتشار تصویر زیر در صفحه اینستاگرام خود نوشت: من دوتا دختر دارم که حاضرم برای آرامششون هر کاری کنم و اگر حس کنم کسی لبخندشون و میگیره ، دنیاش و جهنم میکنم …

    این عکس درد داره و غرور ، درد دختری که لذت حمایت و آغوش پدر رو نداره و غرور از داشتن همچین مرد بزرگی که برای ارامش من و دخترم و هزاران من و دختر و پسر و …. جونش و داد … .

    یادمون نمیره غیرتت رو مرد ، و یادمون نمیره لبخند و آرامش دخترت رو .. ما همه کنارشیم و پشتشیم بعد خدا و روح خودت ..

    شهید مدافع حرم

    روحت شاد آدم حسابی ، به دخترام یاد دادم که همیشه قدردان تو و امثال تو باشن ، کسایی که رفتن تا این خاک با عشق بمونه ..

    ۲۴۱۲۴۱

  • پایان سی‌وششمین جشنواره«فیلم کوتاه تهران»/انتظامی: بازارسازی کنید

    پایان سی‌وششمین جشنواره«فیلم کوتاه تهران»/انتظامی: بازارسازی کنید

    به گزارش خبرگزاری مهر، سی‌وششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، شب گذشته جمعه شب ۲۴ آبان با برگزاری آیین اختتامیه در مرکز همایش‌های برج میلاد تهران و معرفی برگزیدگان این دوره، به کار خود پایان داد.

    به نقل از روابط عمومی جشنواره فیلم کوتاه تهران، حسین انتظامی رییس سازمان سینمایی در این مراسم، گفت: از آقای موسوی و همکارانش در ستاد برگزاری و انجمن سینمای جوانان ایران، هیأت‌های انتخاب و داوری، همچنین همه کسانی که در برگزاری این جشنواره باشکوه که اعتبارش شما جوانان هستید تشکر می‌کنم. این جشنواره به همت شما عزیزان مهم‌ترین جشنواره فیلم کوتاه در خاورمیانه و غرب آسیا است.

    وی بیان کرد: امسال برای اولین بار بودجه جذب شده حمایت از فیلمسازان جوان در شهرستان‌ها به نسبت سال گذشته ۵ برابر شده و امیدوارم کمک کند تا مثل گذشته بتوانند چهره‌های بزرگی از این استعدادها به سینما معرفی شود. امیدوارم زمینه استفاده تلویزیون و رسانه‌های جدید از این شیوه گفتمان‌سازی بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

    رییس سازمان سینمایی گفت: فیلم کوتاه می‌تواند فکورانه‌تر باشد و ما می‌توانیم به مردم کمک کنیم تا از این قاب سینمایی استفاده بیشتری کنند. فیلم کوتاه به عنوان قاب تولید باید بازارسازی و با توجه به اقتصاد سینما برای خود ماندگاری بیشتری ایجاد کند. سازمان سینمایی هم از ظرفیت خود و فضای هنر و تجربه استفاده کرده است و در عین حال باید آن را گسترش داد.

    معرفی برگزیدگان

    در این مراسم که با حضور حسین‌انتظامی؛ رئیس سازمان سینمایی، سیدصادق موسوی؛ دبیر جشنواره و مصطفی کاظمی؛ مشاور عالی و مدیر کل حوزه ریاست شهرداری تهران، جمعی از مسؤولان سینمایی، سینماگران جوان و علاقه‌مندان فیلم کوتاه برگزار شد، برندگان رشته‌های مختلف بدین شرح معرفی شدند:

    جایزه بهترین فیلم در بخش مسابقه سینمای ایران؛ از میان «عزیز»، «دابُر»، «بی‌ریختی»، «امتحان» و «جونده»، تندیس جشنواره و مبلغ ۲۰۰ میلیون ریال به (تهیه‌کننده حقیقی) برای فیلم «عزیز» ساخته «سیدمهدی موسوی بَرزُکی» از کاشان.

    جایزه ویژه هیأت داوران؛ در بخش فیلم‌های داستانی، شامل تندیس جشنواره و مبلغ ۱۵۰ میلیون ریال به «سعید نجاتی» برای فیلم «دابُر».

    در بخش بهترین کارگردانی فیلم داستانی؛ از میان فیلم‌های «عزیز»، «دابُر»، « بی‌ریختی»، «امتحان» و «جونده» تندیس جشنواره و مبلغ ۱۲۰ میلیون ریال به «سیدمهدی موسوی بَرزُکی» از کاشان برای کارگردانی فیلم «عزیز».

    در بخش بهترین کارگردانی فیلم تجربی؛ «برف‌های سپید سرگردان»، «به سبک زمین»، «وقتی زنی کنار گلدان پرگلی نشسته، بعد از ۱۵۴ سال خسته می‌شود» و «لذت‌های گناه‌آلود» تندیس جشنواره و مبلغ ۱۲۰ میلیون ریال به «پیام رضایی» از تهران برای کارگردانی فیلم «به سبک زمین» اهدا شد. همچنین هیأت داوران در این بخش، دیپلم افتخار بهترین فیلم تجربی و مبلغ ۱۰۰میلیون ریال به فیلم «وقتی زنی کنار گلدان پرگلی نشسته، بعد از ۱۵۴ سال خسته می‌شود» به کارگردانی «شهریار حنیفه» از تهران اهدا کردند.

    در بخش بهترین کارگردانی فیلم مستند؛ از میان فیلم‌های «آهسته و آرام» به کارگردانی دلاور دوستاییان، «جلیل و خلیل» به کارگردانی روح‌الله اکبری، «آنجا که باد می وزد» به کارگردانی مینا مشهدی تهرانی، «لِسِک» به کارگردانی محمدرضا وطن‌دوست و «گالین» به کارگردانی عزت‌الله پروازه، تندیس جشنواره و مبلغ ۱۰۰میلیون ریال به فیلم مستند «آنجا که باد می‌وزد» به کارگردانی مینا مشهدی مهدی از تهران.

    در بخش بهترین کارگردانی فیلم پویانمایی؛ از میان «آقای گوزن»، «کلاف»، «گرسنگی»، «سیم ششم» و «فرفره»، تندیس جشنواره و مبلغ ۱۰۰میلیون ریال به انیمیشن «کلاف» به کارگردانی «ملیحه غلام‌زاده» از تهران. همچنین هیأت داوران در این بخش دیپلم افتخار و مبلغ ۸۰ میلیون ریال را به انیمیشن «گرسنگی» به کارگردانی «زهرا رستم‌پور» از تهران اهدا کردند.

    در بخش بهترین فیلم‌نامه؛ از میان فیلم‌های «گرسنگی»، «عزیز»، «امتحان»، «دابر» و «بی‌ریختی»، تندیس جشنواره و مبلغ ۱۰۰میلیون ریال به «سونیا حداد» و «فرنوش صمدی» از تهران برای فیلم «امتحان».

    در بخش بهترین تحقیق و پژوهش در فیلم مستند؛ تندیس جشنواره و مبلغ ۷۰ میلیون ریال به فیلم «آنجا که باد می وزد» به کارگردانی «مینا مشهدی مهدی» از تهران.

    در بخش بهترین صدای فیلم(صدابرداری)؛ از میان فیلم‌های «عزیز»، «مادر برفی»، «زوزه مرد»، «سیم ششم» و «فیلمرغ»، تندیس جشنواره و مبلغ ۷۰ میلیون ریال به «مصطفی بهمنی» صدابردار فیلم «عزیز».

    در بخش بهترین تدوین، از میان فیلم‌های «بی‌ریختی»، «آنجا که باد می‌وزد»، «زوزه مرد»، «جونده» و «عزیز»، تندیس جشنواره و مبلغ ۷۰ میلیون ریال به «اسماعیل علیزاده» برای تدوین فیلم «بی‌ریختی».

    در بخش بهترین فیلمبرداری؛ از میان فیلم‌های «اشغال»، «لاور»، «جونده»، «بی‌ریختی» و «دابر»، تندیس جشنواره و مبلغ ۷۰ میلیون ریال به «مسعود امینی‌تیرانی» برای فیلم‌برداری فیلم «جونده».

    در بخش بازیگری؛ ضمن تقدیر از بازیگران پیشکسوت (گلاب آدینه، بابک کریمی، ترانه علیدوستی و…) جهت حمایت از فیلم کوتاه و تقدیر از بازی «صدف عسکری» بازیگر جوان فیلم «امتحان»، دیپلم افتخار بهترین بازیگر زن و مبلغ ۵۰ میلیون ریال به «یاسمن نصیری» برای بازی در فیلم «عزیز».

    در بخش بهترین دستاورد فنی-هنری؛ دیپلم افتخار و مبلغ ۵۰ میلیون ریال به «مجتبی موسوی» برای انیمیشن «آقای گوزن».

    در بخش بهترین موسیقی فیلم؛ دیپلم افتخار  و مبلغ ۵۰ میلیون ریال به «هومن راد» برای ساخت موسیقی انیمیشن «کلاف».

    در بخش بهترین فیلم با موضوع هویت ملی؛ دیپلم افتخار و مبلغ ۵۰ میلیون ریال به «بهرام عظیمی» کارگردان و تهیه‌کننده انیمیشن «سیم ششم».

    در بخش بهترین فیلم با موضوع انسجام ملی و سرمایه اجتماعی؛ دیپلم افتخار و مبلغ ۵۰ میلیون ریال به «محمدرضا وطن‌دوست» برای فیلم «لِسِک» اهدا شد.

    در بخش بهترین فیلم با موضوع نشاط و امید به آینده؛ دیپلم افتخار و مبلغ ۵۰ میلیون ریال به «رضا جمالی» از اردبیل برای فیلم «اینجا جایی برای فرود نیست».

    همچنین گروه هنر و تجربه از میان فیلم‌های «اکو»، «پنهان»، «شوفر»، «جونده»، «عزیز» و «کلاف» تندیس هنر و تجربه و مبلغ ۶۰ میلیون ریال جایزه نقدی را به «ملیحه غلام‌زاده» برای کارگردانی انیمیشن «کلاف» و لوح تقدیر و مبلغ ۳۰ میلیون ریال جایزه نقدی به «سیدمهدی موسوی‌برزکی» برای کارگردانی فیلم داستانی «عزیز» اهدا کرد.

    در بخش دیگر تندیس آسیفا و جایزه نقدی ۲۰ میلیون ریالی به «سمانه شجاعی» برای کارگردانی انیمیشن «جسم خاکستری» اهدا شد. انجمن صنفی کارگردانان سینمای مستند نشان انجمن صنفی خود را به «روح الله اکبری» برای مستند «جلیل و خلیل» اختصاص داد. ایسفا (انجمن فیلم کوتاه تهران) هم مدال ایسفا و لوح تقدیر به همراه ۵۰ میلیون ریال به فیلم «به سبک زمین» ساخته «پیام رضایی» اهدا کرد. یونیسف (صندوق کودکان سازمان ملل متحد) هم تندیس این سازمان به همراه لوح تقدیر و دوربین ۵d mark ۴  را به «مریم زارعی» کارگردان فیلم «مگرالن» اختصاص داد.

    همچنین در پایان ایسفا، تندیس جشنواره، لوح تقدیر و مبلغ ۱۰۰ میلیون ریال به‌عنوان جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را به فیلم «کوچه» ساخته محمدرضا مصباح اهدا کرد. گفتنی‌است سینما تیکت از فیلم بعدی این کارگردان تا مبلغ ۳۰۰ میلیون ریال حمایت خواهد کرد.

    سی‌وششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران که از ۱۸ تا ۲۳ آبان‌ماه در پردیس سینماگالری ملت برگزار شد، ۲۴ آبان‌ماه در سالن همایش‌های برج میلاد به کار خود پایان داد.

  • برنامه جشنواره موسیقی دانشجویی صبا اعلام شد/ یک نشست برای مدیریت

    برنامه جشنواره موسیقی دانشجویی صبا اعلام شد/ یک نشست برای مدیریت

    به گزارش خبرنگار مهر، دومین جشنواره موسیقی دانشجویی صبا به دبیری پوریا رمضانیان از روز دوم آذر ماه سال جاری با اجرای چندین برنامه پژوهشی و موسیقایی در تالارهای مختلف شهر تهران کار خود را در شرایطی آغاز می‌کند که برنامه کامل این رویداد موسیقایی به صورت مشروح اعلام شد.  

    دومین جشنواره موسیقی دانشجویی صبا در چهار رشته‌ «آهنگسازی»، «آنسامبل موسیقی ایرانی»، «آنسامبل موسیقی کلاسیک» و «پژوهش موسیقی» به میزبانی دانشگاه تهران برگزار می‌شود.

    برنامه کامل دومین جشنواره موسیقی دانشجویی صبا به ترتیب زیر اعلام شده است:

    شنبه ۲ آذر :  تالار فارابی- ساعت ۱۸: مراسم افتتاحیه دومین جشنواره موسیقی صبا

    یکشنبه ۳ آذر:   تالار رودکی- ساعت ۱۹: کنسرت برگزیده‌های جایزه آهنگسازی احمد پژمان

    دوشنبه ۴ آذر:   موزه موسیقی- ساعت ۱۰: پنل پژوهشی راه یافتگان بخش رقابتی پژوهش موسیقی/ موزه موسیقی – ساعت ۱۳: پنل پژوهشی راه یافتگان بخش رقابتی پژوهش موسیقی/ موزه موسیقی – ساعت ۱۶: مستر کلاس آهنگسازی برای تریوی فلوت، ویولن و پیانو/ تالار رودکی – ساعت ۱۷: کنسرت‌های رقابتی آنسامبل موسیقی ایرانی

    سه‌شنبه ۵ آذر: تالار رودکی- ساعت ۱۷ :  کنسرت‌های رقابتی آنسامبل موسیقی کلاسیک غربی  

    چهارشنبه ۶ آذر: دانشکده موسیقی– ساعت ۱۲:۳۰: مروری بر آثار محمدرضا درویشی/ تالار اندیشه حوزه هنری- ساعت ۲۰: کنسرت کوارتت «هارمونیکا» از کشور ارمنستان به نوازندگی مهمان دلبر حکیم آوا

    پنجشنبه ۷ آذر: عمارت رو به رو- ساعت ۱۱: سمینار و کارگاه اجرای سازهای زهی/ تالار رودکی- ساعت ۱۸: رسیتال پیانو «نگاهی از کنج» به سرپرستی ربکا آشوقیان با حضور آنسامبل «تریوفونوس»

    جمعه ۸ آذر: تالار رودکی – ساعت ۱۷: کنسرت «کوارتت تار» به سرپرستی علی اصغر عربشاهی/ تالار رودکی- ساعت ۲۰: کنسرت «تریوی وصل» به سرپرستی سعید نایب محمدی

    شنبه ۹ آذر: تالار وحدت – ساعت ۲۱: شب یادبود استاد مشکاتیان و مراسم اختتامیه

    یکشنبه ۱۰ آذر: پژوهشگاه دانشگاه هنر – ساعت ۱۲:۳۰: کارگاه موسیقی و طراحی گرافیک

    دوشنبه ۱۱ آذر: تالار مهر حوزه هنری – ساعت ۱۱: مستر کلاس پیانوی دلبر حکیم آوا

    چهارشنبه ۱۳ آذر: دانشکده موسیقی – ساعت ۱۲:۳۰: نشست «مدیریت و موسیقی»

    پنجشنبه ۱۴ آذر:  تالار رودکی – ساعت ۲۰: رسیتال پیانوی دلبر حکیم آوا

  • چرا خشایار اعتمادی از دنیای موسیقی خداحافظی کرد؟

    چرا خشایار اعتمادی از دنیای موسیقی خداحافظی کرد؟

    در این یادداشت آمده است: «تصمیم من به کناره‌گیری از عرصه موسیقی، ایده‌ای بود که از مدت‌ها پیش به ذهنم خطور کرده بود. علت آن هم کاملاً مشخص بود. من ۲۷ سال پیش با یک ذهنیت و تصور به دنیای حرفه‌ای موسیقی وارد شدم. دنبال یک رابطه عمیق با فرهنگ بودم نه کاسبی کردن. اما متأسفانه در شرایط امروز جامعه ما، فرهنگ‌سازی و اندیشه‌سازی وضعیت نامناسبی پیدا کرده است. آن هم به این دلیل که رسانه‌ منصفی وجود ندارد؛ بهتراست بگوییم رسانه‌ها در اختیار یک عده خاص قرار گرفته‌اند که تعدادشان هم کم نیست. مطمئن باشید برخی از دوستان خواننده با حمایت همین رسانه‌ها توانسته‌اند به جایگاه فعلی‌شان برسند.

    مگر هنرمند نباید با کمک هنرش، یک فرهنگ را به جامعه منتقل کند؟ آیا کارهایی که امروزه ساخته می‌شود می‌توانند یک فعالیت فرهنگی محسوب شوند؟ این حوزه‌ها را چه کسانی مدیریت می‌کنند؟ آیا کسانی که از ایران خارج می‌شوند و تور کنسرت‌های اروپا و امریکا برگزار می‌کنند نمایندگان بحق موسیقی پاپ ایران هستند؟ این دوستان از طرف چه کسانی حمایت می‌شوند و چه پشتوانه‌ای دارند؟ من به اندازه فکرم، شعورم و تجربه‌ام احساس می‌کنم اتفاقی‌ که بر سر فرهنگ و موسیقی ما آمده است به اصلاحات زیادی نیاز دارد.

    ۲۷ سال پیش با عشق به وطنم، مردم کشورم و با عشق به فضای فرهنگی وارد عرصه موسیقی شدم. زحمات بسیاری هم کشیدم. با بسیاری از پیشکسوتان هنری و مدیران کلان کشور صحبت کردم. حتی چندین بار به قم رفتم تا سوءتفاهم‌های موجود نسبت به موسیقی را برطرف کنم. تمام همکارانی که امروز در این عرصه فعالیت می‌کنند به‌خاطر زحمات هنرمندانی چون من توانسته‌اند آزادی عمل فعلی را داشته باشند. اما در این مدت هیچکدام‌شان سراغی از من نگرفته‌اند و نپرسیده‌اند علت خداحافظی‌ام از دنیای موسیقی چه بوده است. بگذریم که در نتیجه سیاست‌های غلط گاهی یک خواننده رپ در ایران مورد حمایت قرار می‌گیرد و بعدها کار به‌ جایی می‌رسد که او تصمیم می‌گیرد در آن سوی مرز کنسرت برگزار کند. در چنین وضعیتی وقتی در زمینه کاری احساس امنیت نمی‌کنم تصمیم می‌گیرم از دنیای خوانندگی خداحافظی کنم. هر آهنگی تا امروز خوانده‌ام بر اساس باورهای شخصی‌ام بوده است. هر تصمیمی هم که گرفته‌ام نتیجه باور خودم بوده است. بسیار خوشحالم بموقع به عرصه موسیقی پا گذاشتم.

    در مقابل کسانی که درکم کردند و من را فهمیدند سر تعظیم فرود می‌آورم و با همین افراد حرف هایم را در میان می‌گذارم و برای همیشه با آنها و موسیقی خداحافظی می‌کنم. خشایاراعتمادی هیچ عداوتی با مراکز موسیقی نداشته است و همیشه در چارچوب کارکرده است.

    هیچ گاه برای خوانندگی از ایران خارج نخواهم شد. من برای مجوزی که ۲۷ سال پیش گرفتم احترام قائلم اما آنهایی که این مجوز را به من دادند برای مجوز خود هیچ احترامی قائل نبودند.‌»

    ۱۷۱۷