دسته: فرهنگ و هنر

  • معرفی دبیران هنری بخش داستان و شعر مهرواره شعر و داستان جوان

    معرفی دبیران هنری بخش داستان و شعر مهرواره شعر و داستان جوان

    به گزارش خبرگزاری مهر، مجدالدین معلمی معاون هنری حوزه هنری وجیهه سامانی را به عنوان دبیر هنری بخش داستان و فریبا یوسفی را به عنوان دبیر هنری بخش شعر هفدهمین مهرواره شعر و داستان «جوان سوره» منصوب کرد.

    در متن حکم این دو نویسنده و شاعر آمده است:

    «جشنواره شعر و داستان جوان سوره که با هدف ایجاد زمینه شناسایی، جذب و پرورش استعدادهای جوان، اکنون به منزل هفدهم رسیده است، می تواند فرصتی مناسب برای تبادل یافته ها و داشته های ادبی شاعران و نویسندگان جوان باشد. به این ترتیب تمهید فضای هم افزایی ادبی از رهگذر کمرنگ ساختن بعد رقابتی آن و تقویت فضای همدلی و تعاطی تجربه و دانش یکی از ضرورت های اساسی ادامه این مسیر خواهد بود.»

    هفدهمین مهرواره شعر و داستان جوان سوره به همت مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری و موسسه فرهنگی هنری سپهر سوره هنر برگزار می شود. این رویداد شامل دو بخش اصلی داستان(داستان کوتاه و داستانک) و شعر(شعر سنتی، نو و ترانه و سرود) با موضوع آزاد و بخش ویژه پاسداری از زبان فارسی است.

    مهلت ارسال اثر به این رویداد ادبی به دلیل مشکلات اخیر اینترنت و محدودیت دسترسی تا دهم آذر ماه تمدید شده است.

  • اعلام آخرین زمان ارسال آثار به جشنواره «مهر مادر»

    اعلام آخرین زمان ارسال آثار به جشنواره «مهر مادر»

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی نخستین جشنواره فرهنگی هنری «مهر مادر»، نخستین دوره جشنواره فرهنگی هنری «مهر مادر» با موضوع روز مادر، مادران شهدا و ایثارگران و محوریت مهر مادر در تربیت فرزندان، ایثار و از خودگذشتگی مادران، حضرت زهرا (س) الگوی مادران، نقش شیر مادر در تغذیه نوزادان، مهر مادر از گذشته، حال و آینده، تاثیر مهر مادر در خانواده و اجتماع، مهر مادر در فرهنگ، آداب و رسوم، نقش، مادربزرگ در تحکیم و انسجام خانواده و موضوع ویژه- بیسکویت مادر- و … برگزار خواهد شد.

    جشنواره در ۷ بخش «فیلم های کوتاه داستانی و مستند»، «شعر و ترانه»، «داستان کوتاه»، «خاطره»، «نقاشی»، «پوستر» و «عکس» به ۶۱ اثر برگزیده مجموع جوایزی بالغ بر ۲ میلیارد ریال اهدا خواهد کرد.

    جوایز بخش های هفت گانه نخستین دوره از جشنواره فرهنگی هنری «مهر مادر» به شرح زیر اعلام شده است:

    جوایز شعر کلاسیک

    شعرهای کلاسیک با موضوعات یاد شده، می توانند دراین بخش شرکت کنند.

    هیات داوران، جوایز برگزیدگان خود را به شرح زیر اهدا خواهد کرد:

    برگزیده اول: تندیس، دیپلم افتخار و ۱۰۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    برگزیده دوم: دیپلم افتخار و ۶۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    برگزیده سوم: دیپلم افتخار و ۴۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    هیات داوران، علاوه برجوایز بالا به ۲ اثر برگزیده دیگر، لوح تقدیر و ۱۰ میلیون ریال جایزه نقدی اهدا می کند.

    جوایز شعر نو

    شعرهای نو با موضوعات یاد شده، می توانند در این بخش شرکت کنند.

    هیات داوران، جوایز برگزیدگان خود را به شرح زیر اهدا خواهد کرد:

    برگزیده اول: تندیس، دیپلم افتخار و ۱۰۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    برگزیده دوم: دیپلم افتخار و ۶۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    برگزیده سوم: دیپلم افتخار و ۴۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    هیات داوران، علاوه بر جوایز بالا، به ۲ اثر برگزیده دیگر، لوح تقدیر به همراه ۱۰ میلیون ریال جایزه نقدی اهدا می کند.

    جوایز ترانه

    ترانه‌های با موضوعات یاد شده، می توانند در این بخش شرکت کنند.

    هیات داوران، جوایز برگزیدگان خود را به شرح زیر اهدا خواهد کرد:

    برگزیده اول: تندیس، دیپلم افتخار و ۴۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    برگزیده دوم: دیپلم افتخار و ۳۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    برگزیده سوم: دیپلم افتخار و ۲۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    جایزه بخش ویژه

    به بهترین شعر کودک و نوجوان در تمام قالب های شعری با موضوع ویژه جشنواره، دیپلم افتخار و ۳۰ میلیون ریال جایزه نقدی اهدا خواهد شد.

    جوایز داستان کوتاه

    داستان های کوتاه با موضوعات یاد شده، می توانند در این بخش شرکت کنند.

    هیات داوران، جوایز برگزیدگان خود را به شرح زیر اهدا خواهد کرد:

    برگزیده اول: تندیس، دیپلم افتخار و ۱۰۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    برگزیده دوم: دیپلم افتخار و ۶۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    برگزیده سوم: دیپلم افتخار و ۴۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    داستان مینیمال

    داستان های مینیمال با موضوع ویژه (بیسکویت مادر) می توانند در این بخش شرکت کنند.

    هیات داوران، به ۳ داستان کوتاه مینیمال با موضوع ویژه جشنواره، دیپلم افتخار و ۱۰ میلیون ریال جایزه نقدی اهدا می کند.

    جوایز بخش خاطره

    خاطراتی که فقط با موضوع  بیسکویت مادر نوشته شده باشند، می توانند در این بخش شرکت کنند.

    هیات داوران، جوایز برگزیدگان خود را به شرح زیر اهدا خواهد کرد:

    برگزیده اول: تندیس، دیپلم افتخار و ۴۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    برگزیده دوم: دیپلم افتخار و ۲۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    برگزیده سوم: دیپلم افتخار و ۱۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    هیات داوران، علاوه بر جوایز بالا به ۱۰ خاطره برگزیده دیگر، لوح تقدیر و ۵ میلیون ریال جایزه نقدی اهدا می کند.

    جوایز بخش نقاشی

    نقاشی های با موضوعات یاد شده، می توانند در این بخش شرکت کنند.

    هیات داوران، جوایز برگزیدگان خود را به شرح زیر اهدا خواهد کرد:

    برگزیده اول: تندیس، دیپلم افتخار و ۴۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    برگزیده دوم: دیپلم افتخار و ۲۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    برگزیده سوم: دیپلم افتخار و ۱۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    جایزه موضوع ویژه: به بهترین نقاشی با موضوع ویژه جشنواره، دیپلم افتخار و ۱۰ میلیون ریال جایزه نقدی اهدا خواهد شد.

    جوایز پوستر

    پوستر  با موضوعات یاد شده، می توانند در این بخش شرکت کنند.

    هیات داوران، جوایز برگزیدگان خود را به شرح زیر اهدا خواهد کرد:

    برگزیده اول: تندیس، دیپلم افتخار و ۴۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    برگزیده دوم: دیپلم افتخار و ۲۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    برگزیده سوم: دیپلم افتخار و ۱۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    جایزه موضوع ویژه: به بهترین پوستر با موضوع ویژه جشنواره، دیپلم افتخار و ۱۰ میلیون ریال جایزه نقدی اهدا خواهد شد.

    جوایز فیلم های کوتاه داستانی

    فیلم های داستانی کوتاه با موضوعات یاد شده که زمان آنها حداکثر ۳۰ دقیقه باشد می توانند در جشنواره شرکت کنند.

    هیات داوران، جوایز برگزیدگان خود را به شرح زیر اهدا خواهد کرد:

    برگزیده اول: تندیس، دیپلم افتخار و ۲۰۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    برگزیده دوم: دیپلم افتخار و ۱۰۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    برگزیده سوم: دیپلم افتخار و ۵۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    جایزه موضوع ویژه: به بهترین فیلم با موضوع ویژه جشنواره، دیپلم افتخار و ۴۰ میلیون ریال جایزه نقدی اهدا خواهد شد.

    هیات داوران، علاوه بر جوایز بالا به ۱ فیلم برگزیده دیگر، لوح تقدیر و ۲۰ میلیون ریال جایزه نقدی اهدا می کند.

    جوایز فیلم های مستند

    فیلم های مستند با موضوعات یاد شده که زمان آنها حداکثر ۴۰ دقیقه باشد می توانند در جشنواره شرکت کنند.

    هیات داوران، جوایز برگزیدگان خود را به شرح زیر اهدا خواهد کرد:

    برگزیده اول: تندیس، دیپلم افتخار و ۱۲۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    برگزیده دوم: دیپلم افتخار و ۱۰۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    برگزیده سوم: دیپلم افتخار و ۵۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    جایزه موضوع ویژه: به بهترین فیلم با موضوع ویژه جشنواره، دیپلم افتخار و ۴۰ میلیون ریال جایزه نقدی اهدا خواهد شد.

    هیات داوران، علاوه برجوایز بالا به ۱ فیلم برگزیده دیگر، لوح تقدیر و ۲۰ میلیون ریال جایزه نقدی اهدا می کند.

    جوایز تک عکس

    عکس ها با موضوعات یاد شده، می توانند در این بخش شرکت کنند.

    هیات داوران، جوایز برگزیدگان خود را به شرح زیر اهدا خواهد کرد:

    برگزیده اول: تندیس، دیپلم افتخار و ۴۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    برگزیده دوم: دیپلم افتخار و ۳۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    برگزیده سوم: دیپلم افتخار و ۲۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    جایزه موضوع ویژه: به بهترین پرتره با موضوع ویژه جشنواره، دیپلم افتخار و ۲۰ میلیون ریال جایزه نقدی اهدا خواهد شد.

    هیات داوران، علاوه بر جوایز بالا به ۲ اثر برگزیده دیگر، لوح تقدیر و ۱۰ میلیون ریال جایزه نقدی اهدا می کند.

    جوایز مجموعه عکس

    مجموعه عکس ها با موضوعات یاد شده، می توانند در این بخش شرکت کنند.

    هیات داوران، جوایز برگزیدگان خود را به شرح زیر اهدا خواهد کرد:

    برگزیده اول: تندیس، دیپلم افتخار و ۴۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    برگزیده دوم: دیپلم افتخار و ۳۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    برگزیده سوم: دیپلم افتخار و ۲۰ میلیون ریال جایزه نقدی

    هیات داوران، علاوه بر جوایز بالا به ۱ مجموعه عکس برگزیده دیگر، لوح تقدیر و ۲۰ میلیون ریال جایزه نقدی اهدا می کند.

    تاریخ اعلام شده از سوی دبیرخانه تا اطلاع ثانوی پایان روز اداری ۳۰ آذرماه ۹۸ است و هرگونه تغییر و تمدید از طریق روابط عمومی جشنواره متعاقبا اعلام خواهد شد.

    برگزار کنندگان این جشنواره در تاریخ ۲۶ بهمن ماه، مصادف با ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا (س)، ۶۱ جایزه اهدا خواهند کرد.

  • بازیگران جدید «شاه‌رگ» معرفی شدند/ رونمایی از تست گریم

    بازیگران جدید «شاه‌رگ» معرفی شدند/ رونمایی از تست گریم

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مشاور رسانه‌ای پروژه، پس از حضور نیما رئیسی، عباس غزالی و مهدی سلوکی به‌عنوان اولین بازیگران سریال «شاه رگ» به کارگردانی سید جلال اشکذری و تهیه‌کنندگی محمدرضا شفیعی، از تست گریم سایر بازیگران این سریال که برای پخش از شبکه دوم سیما تولید می شود، رونمایی شد.

    همچنین با ادامه تصویربرداری این سریال ۳۰ قسمتی، اسامی دیگر بازیگران «شاه رگ» که در حال و هوای دهه ۶۰ روایت می شود و به قلم کریم لک زاده به نگارش درآمده است، اعلام خواهد شد.

    نیما رئیسی، عباس غزالی، مهدی سلوکی، سیروس گرجستانی، آزاده زارعی، امید روحانی، شادی کرم رودی، افسانه کمالی، عطا عمرانی، مژگان اخلاقی بازیگرانی هستند که تاکنون حضور آن‌ها در «شاه رگ» قطعی شده و در این سریال به ایفای نقش می پردازند.

    در خلاصه داستان «شاه رگ» آمده است: در سال‌های نا آرام پس از انقلاب در سال ۶۰، گروه ویژه‌ای برای یک عملیات بزرگ فراخوانده شدند. این گروه مسئولیت بزرگی بر عهده دارند؛ چرا که عقربه‌های چندین بمب در تهران در حال حرکت است…

    سایر عوامل این سریال عبارتند از: مدیر تصویربرداری: رضا شیخی، مدیرتولید: سامان شعشعه، مدیربرنامه ریزی: امیر سلیمانی، دستیار اول کارگردان: ماکان رضایی پور، صدابردار: فرشید احمدی، طراح گریم: مرتضی کهزادی، طراح صحنه: علی مربی، طراح لباس: مهناز نوروزی، منشی صحنه: مژگان تمجیدی، عکاس: رز ارغوان، مشاور رسانه: زهرا دمزآبادی و مجری طرح: موسسه فرهنگی هنری وصف صبا.

  • مدیر کل هنرهای تجسمی درگذشت ابراهیم معمارزاده را تسلیت گفت

    مدیر کل هنرهای تجسمی درگذشت ابراهیم معمارزاده را تسلیت گفت

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از واحد ارتباطات و رسانه اداره کل هنرهای تجسمی، هادی مظفری مدیرکل تجسمی طی پیامی درگذشت ابراهیم معمارزاده را تسلیت گفت.

    وی گفت: زنده یاد معمارزاده از جمله هنرمندان پیشکسوت رشه نقاشی و مجسمه سازی است که دانشجویان بسیاری در دانشگاه تربیت کرد و آثارش برای مخاطبان به یادماندنی است. درگذشت ایشان را به هنرمندان تجسمی کشور تسلیت می گویم.

    ابراهیم معمارزاده متولد ۱۲ اردیبهشت سال ۱۳۱۱ در تهران بود و امروز پیش از ظهر بر اثر ایست قلبی درگذشت. وی با درجه ممتاز در رشته نقاشی از دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و فوق لیسانس مجسمه سازی را از دانشگاه بروکسل دریافت کرد.

    پیکر زنده یاد ابراهیم معمارزاده صبح دوشنبه ۴ آذر از مقابل خانه هنرمندان ایران تشییع می شود.

  • راه اندازی باشگاه مستند «سینماحقیقت»

    راه اندازی باشگاه مستند «سینماحقیقت»

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت»، علاقمندان برای عضویت در باشگاه مستند سیزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» باید به وب‌سایت جشنواره به نشانی www.irandocfest.ir مراجعه کرده، از طریق لینک مربوطه وارد پرتال ثبت‌نام شده، اطلاعات کاربری خود را ثبت کرده، حق عضویت یکساله به مبلغ ۲۵۰ هزار تومان را پرداخت کرده و در زمان برگزاری جشنواره، کارت باشگاه مستند «سینماحقیقت» را دریافت کنند.

    مزایای این کارت عبارتند از:

    – رزرو و تهیه رایگان بلیت‌های سیزدهمین جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت».
    – عضویت در پاتوق فیلم مستند که پس از جشنواره برگزار خواهد شد.
    – تخفیف ۲۰ درصدی برای خرید اقلام تبلیغاتی جشنواره.
    – تخفیف ۲۰ درصدی استفاده از کافی‌شاپ طبقه ششم چارسو.
    – تخفیف استفاده از کارگاه‌های آموزشی در زمان عضویت.

    پیشتر ثبت‌نام صاحبان آثار، اعضای صنوف مستند، مهمانان ویژه، اهالی رسانه و هنرجویان کارگاه آغاز شده و باشگاه مستند، فرصتی برای حضور افرادی است که عضو هیچ‌یک از موارد یادشده نیستند و قصد تماشای آثار منتخب جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت» را دارند. این علاقمندان با تهیه کارت باشگاه مستند می‌توانند ضمن رزرو سانس مورد نظر خود روی وب‌سایت، ساعتی قبل از شروع فیلم با مراجعه به کانتر بلیت جشنواره در پردیس سینمایی چارسو، نسبت به تحویل رایگان بلیت خود اقدام کنند.

    سیزدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» طی روزهای ۱۸ تا ۲۵ آذرماه ۱۳۹۸ به دبیری محمد حمیدی‌مقدم در پردیس سینمایی چارسو تهران برگزار خواهد شد.

  • هنرمندی که توانست با سازش دنیای موسیقی را متحول کند

    هنرمندی که توانست با سازش دنیای موسیقی را متحول کند

    امروز سوم آذرماه، زادروز کیهان کلهر است؛ آهنگساز و نوازنده برجسته کمانچه. هنرمندی ارزنده و بزرگ که توانست با سازش دنیای موسیقی را متحول کند و با کشیدن آرشه بر سیم‌های نازک این ساز، نواهای موسیقی اصیل ایران را به گوش دنیا برساند. البته نوازندگی او تنها به کمانچه خلاصه نمی‌شود و دستی هم بر نــــــواختن تنبور، سه تار و شاه کمان دارد.
    کیهان کلهر همچنان در هنر خود پر آوازه و پرتلاش و با وجود همکاری‌های بسیار با نوازندگان مطرح دنیا پایبند به موسیقی سرزمین خود است. چنانکه پس از هر جایزه بین المللی و افتخاری کــــه کسب می کند این مهم را بر زبان می آورد و از زادگاهش یاد می کند.
    او طی سال‌ها فعالیت توانست با تکیه برتوان واندوخته‌هایش آثار بسیار به اجرا بگذارد.همچنین کارهای خود را به خوبی مدیریت کند و شناخت درستی نسبت به برنامه‌های یک هنرمند داشته باشد. کیهان کلهر امروز به جایگاهی رسیده است که ازنگاه من جزو معروف‌ترین نوازندگان ایرانی است.
    از دیدگاه من ذکرچند نکته مهم در مورد کیهان قابل بیان است نخست اینکه کیهان کلهر طی سال‌ها فعالیت درعرصه موسیقی توانست به دومرحله بسیارخوب دست یابد. مرحله نخست این است که او درمعرفی سازش به آن جایگاهی رسید که توانست نظریات وعقاید خود را مطرح کند و این آرزوی اهل هنر است. هدف والای یک هنرمند این است در هر زمینه ای که فعالیت دارد بتواند به مقام بالایی دست یابد و رفتار و کردارش خریدار داشته باشد و مردم برای شنیدن صحبت‌های او اشتیاق داشته باشند و از آن الگو بگیرند. به عنوان مثال کنسرت اخیر کیهان کلهر به دلایل سیاسی در ترکیه لغو شد و او با این حرکت عقیده‌اش را نسبت به مردم کرد زبان مطرح کرد که بسیار مورد استقبال قرار گرفت.
    نکته دیگر اینکه اغلب نوازنده‌ها درموسیقی ایران براین هدف و آرزویند تا با تکیه بر استعداد و قریحه خود در مسیر هنریشان به مقام نوازندگی برسند. آقای کلهربا توجه به سال‌ها تلاش درعرصه موسیقی و همکاری با معروف‌ترین خواننده‌های موسیقی ایران چون استادان محمدرضا شجریان و شهرام ناظری و برگزاری کنسرت‌های متعدد با این بزرگان می‌بینیم که تکیه ایشان بر همان چهار سیم کمانچه ظریف و نحیف خود است و با کشیدن آرشه، صدای آن را به گوش دنیا می‌رساند و این نکته مهمی است که نوازنده با تکیه بر توان و شخصیت خود و اجراهایش، مهمترین نقش را در معرفی هنرش داشته باشد بی‌آن‌که نیاز باشد در کنار کسی قرار گیرد حالا هرچقدر هم آن خواننده و یا نوازنده دیگر مهم باشد.
    تولد آقای کیهان کلهر را تبریک می‌گویم و آرزو دارم، سال‌های سال بر صحنه هنر حضور داشته باشند و مطرح شوند وهمچنان فعالیت هایشان را ادامه بدهند و با کمانچه – این ساز توانای ایرانی – ذهن و دل و زبان نوازنده‌های ایران باشند.

    ۲۴۱۲۴۱

  • «ماجراهای آقای بایرامی» سریال شد/ تغییر روند تولید نمایش رادیویی

    «ماجراهای آقای بایرامی» سریال شد/ تغییر روند تولید نمایش رادیویی

    مهدی طهماسبی درباره حضورش در رادیو و اینکه معمولا در هفته در چند نمایش رادیویی به ایفای نقش می‌پردازد به خبرنگار مهر بیان کرد: نمایش‌های متعددی بازی می‌کنم و شاید در هفته گاهی در سه سریال رادیویی حضور داشته باشم که اگر هر سریال حداقل پنج قسمت باشد هفته‌ای ۱۵ قسمت می‌شود.

    وی با اشاره به اینکه فعالیت‌های تئاتری نیز دارد، اظهار کرد: در حال حاضر فقط درگیر رادیو و تئاتر هستم چندی پیش هم یک نمایش در تماشاخانه مهرگان داشتم که نمایشنامه‌ای از نیل سایمون را اجرا کردیم.

    طهماسبی گفت: اکنون هم تئاتری دارم که به دنبال تهیه‌کننده هستم و امیدوارم تهیه‌کننده‌ای پیدا شود که بتوانیم با او وارد مذاکره شویم.

    این هنرمند رادیویی که به عنوان کارگردان سریال‌های نمایشی رادیو هم فعالیت دارد، درباره متن هایی که به دستش می‌رسد، اظهار کرد: با ورود مدیرکل جدید اداره هنرهای نمایشی رادیو تغییراتی داشته‌ایم که هنوز برای قضاوت درباره نتایج آن زود است اما به تبع آن، روند نگارش و تولید متن های نمایشی نیز در حال تغییر است.

    وی اضافه کرد: در تغییرات جدید قرار است تهیه‌کننده، کارگردان و نویسنده با هم در ارتباط باشند و کارگردان از روز اولی که طرح یک متن نوشته می‌شود در جریان کار خواهد بود و به عنوان پل ارتباطی نویسنده و تهیه‌کننده با هر دو در ارتباط است که به نظرم اتفاقات خوبی به این شکل رخ خواهد داد.

    این گوینده رادیو درباره دیگر فعالیت‌های خود در رادیو نمایش اظهار کرد: من به تازگی نمایشی را ضبط کردم که کارگردانی آن با من بود و میرطاهر مظلومی از بازیگران آن است، این نمایش «ماجراهای آقای بایرامی» نام دارد و یک مجموعه اپیزودیک است.

    کارگردان نمایش «ماجراهای آقای بایرامی» در پایان بیان کرد: این مجموعه نمایش رادیویی در ۱۴ قسمت ضبط شده و از دیروز دوم آذر در کنداکتور قرار گرفته است.

  • دوست دارم ادبیات تنه‌ای به سیاست بزند و سیاست هم تنه‌ای به ادبیات

    دوست دارم ادبیات تنه‌ای به سیاست بزند و سیاست هم تنه‌ای به ادبیات

    خبرگزاری مهر-گروه فرهنگ: رمان «تاریکی معلق روز» تازه‌ترین اثر منتشر شده از سوی زهرا عبدی نویسنده ایرانی است که پس از انتشار از سوی منتقدان با اقبال روبرو شده است. این رمان از سویی زاییده شرایط زندگی در عصر دیجیتال و وب است و از سوی دیگر به نوعی پیوند احساسات انسانی با تکنولوژی تاکید دارد و از همین منظر نوعی حس نوستالژیک را نیز به مخاطبان خود منتقل می‌کند که مزه مزه کردنش در یک رمان تجربه‌ای دلچسب را برای مخاطب رقم می‌زند.

    زهرا عبدی لیسانس ادبیات فارسی  و همچنین لیسانس ادیان و عرفان را از دانشگاه تهران دارد. این نویسنده تحصیلات خود را  در مقطع  کارشناسی ارشد در رشته ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی به پایان برده است. مجموعه شعر «تو با خرس سنگین تر از کوه رقصیده ای» را در سال ۱۳۸۷ توسط نشر قو چاپ کرده است و  پنج سال بعد،  رمان«روزحلزون»  را توسط نشر چشمه روانه بازار کرده است. رمان «ناتمامی» را در سال ۱۳۹۵ از سوی  نشر چشمه منتشر کرد و پس از آن رمان « تاریکی معلق روز» را نوشت

    در ادامه گفتگوی مهر با این نویسنده را به بهانه انتشار این رمان می‌خوانیم:

    پیش از هرچیز باید بگویم که به عنوان یک روزنامه‌نگار و دانشجوی ارتباطات، از زاویه پرداخت کتاب شما لذت بردم و می‌خواهم در این زمینه حرف بزنیم. امروز که کتاب شما تورق و مطالعه می‌شود عصر شبکه‌های اجتماعی است و کوتاه نویسی. عصر ایموجی‌ها و کاستن از کلام. عصر به سخن در آمدن تصویر و اینفوگرافی و موشن‌گرافی. در این فضا ما با رمانی روبروییم که در آن عنصر پایه‌ای ارتباط وبلاگ و سایت و پیامک است. انتخاب این رسانه‌های کلاسیک و به تعبیری به تاریخ پیوسته در رمان شما از چه الزام یا حسی سخن می‌گوید؟

     شخصیت‌های اصلی این رمان در دهه‌ سوم زندگی یعنی در اوج جوانی وبلاگ‌نویس بودند. آنجا با هم آشنا شدند و ارتباطاتی که در زمان اکنونِ رمان دارند، بر مبنای آن آشنایی مجازی هستند. دو تن از آنها از وبلاگ‌نویسان مشهوری بودند که هنوز وبلاگ‌شان خواننده دارد. در همین الان که شما این سطر را می‌خوانید بسیاری از وبلاگ‌ها زنده‌اند و هنوز نقش رسانه‌ای خود را بسیار پررنگ دارا هستند. ضمن آن که بسیاری از طریقِ همین وبلاگ‌نویسی، جذب رسانه‌های دیگر شدند مانند سایت‌ها و تلویزیون و رادیو و پادکست‌ها و… و البته هنوز وبلاگ‌های پرآوازه، تاثیرگذاری خود را حفظ کرده‌اند. یک زمانی هم وقتی کتاب الکترونیکی منتشر شد بسیاری گفتند دوره‌ کتاب‌های کاغذی سرآمده است اما دیدیم که چنین نشد. از نظر من قدرت و حجم روایت در وبلاگ هنوز قابل توجه است و به نوعی هنوز در برابر رسانه‌هایی که دعوت به گذر و سطح و شتاب دارند، وبلاگ دعوت به درنگ و عمق و تامل دارد. در زمانه‌ای که رییس‌جمهورهای دنیا در حیطه‌ محدود کلمات توییتر همدیگر را تهدید می‌کنند و به سبب نارسایی پیام، مجبور به نوشتن «رشتو» می‌شوند تا بتوانند بگویند منظورشان چه بوده، وبلاگ هنوز توان و ظرفیت بالایی دارد. رشته توییت‌هایی با نام «رشتو» از نظر من شکست توانِ توییتر برای حمل بار رسانه‌ای و میدیایی است که به مخاطبش وعده داده شده است. سیاستمداران توییتی می‌زنند و ده دقیقه‌ بعد ده توییت برای اصلاح و توضیح آن در قالب رشتو ردیف می‌کنند. البته من منکر توانایی‌ها و ظرفیت خبررسانی سریع توییتر نیستم ولی توییتر و اینستاگرام با قالبِ رمان هماهنگ نیستند. رمان همان جمله‌ معروف درباره‌ است که می‌گوید سفر مقصد نیست بلکه خود جاده است. رمان شبیه‌ترین شکل روایت به زندگی است. ما با خواندنِ رمانِ «گتسبی بزرگ» در طول سفر زندگی شخصیت رمان مدتی طولانی را هم‌روایتِ او می‌شویم. رمان؛ سفرِ یک روایت است. هیچ جستجوگری با شتاب به دستاورد بزرگی نرسیده است. ادبیات هم دعوت به تماشا و درنگ و معناورزی است. و من در میان قالب‌های رایج با توجه به فرم روایت، وبلاگ و ایمیل و سایت و تلویزیون را به نمایندگی دنیای رسانه انتخاب کردم.

    خانم عبدی عزیز، انسان امروز جامعه ایرانی ظاهرا به شدت ساکت و منفعل شده است. مصرف کننده خبر در فضای مجازی و یا هرچیزی در این فضا که او را از خودش و فکر کردن به خودش دور می‌کند. به خوبی می‌شود این را در میزان دنبال شدن صفحات در فضای مجازی و مقایسه آن با حضور اجتماعی جدی آنها پیگیری و مقایسه کرد. اما داستان شما درباره آدم‌هایی است که انگار جدای از این فضای واقعی زیست دارند، هنوز دنبال دیالوگ هستند و مکاشفه و زندگی از نوع آرمانخواهانه آن. اهل حرف هستند و مکاشفه. به باور شما کدام یک از این دو دسته را باید عینی و واقعی بدانیم؟ آیا قبول کنیم که آدم‌های حاضر در رمان شما نه واقعیت که آرمان و آرزوی شما هستند؟

    از نظر من هیچکدام. شخصیت‌های داستانی تاریکی معلق روز نه واقعیت دارند و نه آرمان و آرزوی من هستند. شخصیت داستانی، یک موجود انسانی نیست بلکه یک آفرینش هنری است و از نظر من یک استعاره‌ای است از ذات بشر و نمی‌شود آن را از روی یک نمونه‌ بیرونی ساخت و از طرفی شخصیت داستانی برای من نه از روی یک نفر بلکه برآیند و هم‌آیندِ چندین و چند شخصیتِ انسانی است که هم نمود بیرونی داشتند و هم تلفیق شدند با شخصیت‌هایی که حاصل تحقیق و تبیین هستند و هنگامِ نوشتن به کار آمده اند و بنابراین نمی‌توانند اصلا لباس واقعیت بپوشند تا در قالب آرمان و آرزو دربیایند. اگرچه هدف من واقعیت بخشیدن به تک‌تکِ شخصیت‌های داستانی یا همان اثر هنری که توصیفش کردم هست اما در واقع شخصیت داستانی در هر متنی که اسمش داستان باشد برای من فراتر از واقعیت است و نمی‌تواند به قالب آرمان و آرزو هم دربیاید چون اساسا تحقق یافتنی نیست!

    این شخصیت‌های داستانی در تاریکی معلق روز طوری طراحی شدند که ممکن است در ظاهر مثلا در قالبِ یک مجری تلویزیونی برای هزاران نفر حرف بزنند و از ده‌ها نفر پاسخ دریافت می‌کنند اما در نهایت به تمامی تنها هستند و هیچ خلوتی ندارند.  

    من از منظر دانشگاهی و تحصیلی‌ام در ارتباطات این سوال را مطرح می‌کنم. ما دو نوع مواجهه افراد با خبر را در رمانتان می‌بینیم. مواجهه اول دسته‌ای که یا خبر آنها را در خود هضم کرده و یا خود را در خبر هضم کرده‌اند و دسته دوم آدم‌هایی هستند که خبر، پیام و اطلاع رسانی برای آنها یک منظر و یک دریچه برای کشف واقعیت و حقیقتی در زندگی‌شان است که نسبت به آن ابهام دارند یا نسبتشان را با آن تعریف نشده می‌پندارند. این تقابل و شکل‌مواجهه با چه استدلال و منطقی در اثر شما مورد توجه قرار گرفته است.

    راستش خودم هم کم‌کم دارم تعجب می‌کنم ازاینهمه تقابل در داستان‌هایم. با توجه به اینکه یکی از راه‌های شناخت مفاهیم در جهان بر پایه تقابل هابی دوگانه است. هر کجا به گونه‌ای از نظم ذهنی برای دریافت بهتر و واضح‌تر رابطه‌های علی-معلولی احتیاج است، اندیشه انسان از طریق تقابل های دوگانه خود را ساختار می بخشد. بله در داستان‌های من انگار همیشه حرف از تقابل هست و یا شاید هم خواهد بود. در تمام آثار داستانیِ من این تمایل به نظم ذهنی که حاصلِ علاقه‌ی من به اندیشه‌محوری استَ تقابل­ها را روبروی هم به صف کرده است و البته نشان می­دهد که ته صف هم ناتمام مانده است!

    در داستان تاریکی معلق روز هم این موردی که اشاره کردید یک مورد از آن موارد بسیار تقابل‌هاست. بگذارید ماجرای این تقابل را از اندیشه‌ی شکل‌دهنده‌اش برایتان بگویم. از نظر من کسانی که در چرخه‌ خبر به دامِ نوعی از اعتیاد افتاده‌اند، دچار لمس‌شدگی ذهنی هستند. اینها در تقابل با کسانی هستند که هنوز توانایی تحلیل خبر را دارند. از نظر من کسانی که در چرخه‌ خبر به دامِ نوعی از اعتیاد افتاده‌اند، دچار لمس‌شدگی ذهنی هستند. اینها در تقابل با کسانی هستند که هنوز توانایی تحلیل خبر را دارند.

    حالا ببینیم این لمس‌شدگان، مسخ‌شدگان و سِر شدگانِ خبری کیستند و چه کسانی آنها را به وجود می‌آورند و به چه منظوری؟

    افرادی که در یک چارچوب اجتماعی کنترل‌گر، گیر افتاده‌اند، رسیدن به آگاهی نجات بخش یا هرگز برایشان اتفاق نمی افتد یا آنقدر دیر به آگاهی می رسند که رسیدن به این آگاهی تقریبا مانع نابودی شان نمی شود زیرا به نفعِ دستگاه کنترل است که رسیدن به آگاهی را مدام به تعویق بیندازند.

    در داستان و زندگی واقعی تقریبا به یک اندازه صادق است. آدمی هر چیزی را به دفعات از سر بگذراند و تجربه کند، تاثیرآن برایش در تکرارها رفته رفته کم می شود. یک تجربه ی عاطفی بار اول اشک را یا شادی فراوان را به همراه دارد، ولی وقتی زیاد تکرار می شود در مواجهه با آن، واکنش درونی رفته رفته کمتر می شود. در داستان وقتی حریف ناجوانمردانه به قهرمان نارو می زند، دل خواننده فشرده می شود. بار دوم این تاثیر کمتر است و بار سوم به بعد خواننده می گوید به درک. قهرمانِ احمق لیاقتش همین است.
    در یک نظام اجتماعی کنترل‌گر، تجربه عاطفی فرد را با تکرار و تکرار و تکرار در خبرها از حس می‌اندازند. مثلا اختلاس آنقدر در خبرها تکرار می شود که در اس ام اس های مکرر به شکل بی‌مزه‌ترین لطیفه‌ها دستمالی می‌شود و دیگر در کسی حسی برانگیخته نمی‌شود در برابر این حجم بی اخلاقی …

    شما مادر ایما را در داستان می‌بینید که تمام شاخک‌های حسی‌اش را در تکرارِ خبرها از دست داده است. او حتی از نبودنِ شوهرش توسط یک شوی تلویزیونی باخبر می‌شود. در تقابل با او ایما را داریم. کسی که در مرکز اخبار کار می‌کند اما هنوز ذهنش در خبر تحلیل نرفته است. طراحی این نمونه تقابل در داستان در راستای نشان دادنِ این اضمحلال و سِرشدگی در دنیای خبر است.

    بحث دیگرم هم روی تاکید شما بر وبلاگ روی این رمان است. معتقدم که در دوره وبلاگ نویسی فضای مساعدتری نسبت به الان درباره بروز و ظهور تفکر و اندیشه و خروجی آن در قالب نوشتاری برای جامعه فراهم بود. دنیای مجازی و روز به روز در حال خلاصه شدن پیرامون ما و اصرار به کوتاهی کلام و پیام انگار تعمدی دارد برای تهی کردن مغز و حرف و محتوا از دل پیام و کلام و ارتباطات. با این تفصیل می‌خواهم از شما سوال کنم که این وبلاگ نگاری را با چه تفکری در دل این داستان بلند مورد توجه قرار دادید

    البته من این سوال را در سوال اول مفصل جواب دادم و اینجا تنها این را می‌افزایم که من برای خواننده احترام بسیار قائلم اما به پسندِ کسی جز خودم نمی‌نویسم. چرا؟ چون هر انسانی یک جهان یگانه و تکرارنشدنی است و شک ندارم خواننده از من می‌خواهد جهان را به شیوه‌ای که از من عبور کرده بنویسم. پس من هم برای کسانی که قلم و نگاه مرا انتخاب کرده‌اند، از انتخاب خودم خواهم نوشت. انتخابِ من وبلاگ بود. چرا؟ چون از نظر من بافت روایت در این رمان به وبلاگ نزدیک است و حالا اگر شما می‌گویید دنیای مجازی رو به سوی خلاصه‌نویسی دارد، از نظر من این ربطی به بافت روایی رمان ندارد.

    اگر منظورتان این است که دیگر مردم حوصله‌ رمان خواندن ندارند و به کوتاه خوانی روی آورده‌اند، خب احتمالا مخاطب من، کسانی هستند که هنوز دوست دارند رمان بخوانند. یکبار دوستی که خودش را نابغه‌ دنیای وب می‌دانست گفت نمی‌شود رمانت را در یک صفحه خلاصه بنویسی چون من واقعا وقت ندارم رمان بخوانم. من در جواب او فقط لبخند زدم و قطعا هرگز برای چنین کسی توضیح نخواهم داد که چرا ارسطو می‌گوید «ضعف در داستان‌گویی و داستان‌خوانی موجب انحطاط اجتماعی است». او حوصله‌ رمان ندارد و از بخش مهمی از حکمت بشری بی‌اطلاع خواهد ماند. یک سلسله نوشتار در صفحه‌ی اینستاگرامم دارم با عنوان «خطرات داستان نخواندن در جامعه». خوانندگان شما اگر تا اینجای این مصاحبه را تاب آورده و خوانده‌اند، شاید به آن نوشتارها هم رجوع کنند. از نظر من داستان شبیه‌ترین روایت به زندگی است. شبیه سفر است و سفر فقط مقصد نیست بلکه راه هم بخش مهمی از سفر است. می‌شود با هواپیما از بندرعباس تا قشم ظرف پنج دقیقه رسید اما قطعا در این میانبر رقصِ دلفین‌ها و زلالِ آب و صخره‌های مرجانی و تکانه‌های قایق را، بوی ماهی‌ها، شیطنت موج‌ها و دلفریبی خلیج‌ِ همیشگی فارس را نخواهی دید.  

    در این رمان با آدم‌های روبروییم که به شدت تنها هستند. شاید این تنهایی را باید نوعی در خود فرورفتگی شخصی ناشی از ناتوانی آنها در بیان اعتراض‌هایشان بدانیم و همین آنها را به نوشتن سوق می‌دهد به کشف آدم‌ها و مخاطب‌هایی که حرفشان را بشنوند و بخوانند. من همیشه فکر می‌کردم و می‌کنم که کار ادبیات هم همین است و آمده تا حرف‌های ناگفته و یا غیر قابل بیان و یا از شدت گفتن نامرئی شده را به زبانی تازه بازگویی کند. حالا برایم جالب است که با رمانی روبرو شده‌ام که هم در حال انجام چنین کاری است و هم داستانش درباره چنین اتفاقی. در این زمینه برایم صحبت کنید.

    یک شعری دارم در مجموعه شعر «تهمتن! تو با خرس سنگین‌تر از کوه رقصیده‌ای» با عنوان: «مرا قصه‌ پهلوان تک‌افتاده بس»

    من عاشقِ مفهوم تک‌افتادگی هستم. ایما و پدرش پهلوانان تک‌افتاده هستند. پدرش جانباز اعصاب و روان است و خودش فرزندِ معلولیتِ حاصل از جنگ. ایما نمی‌داند پدرش را دوست بدارد یا نه. او با اینکه پدر دارد اما حتا برای یک روز هم پدر هم نداشته است. آیا این بی‌پدری تقصیر پدرش است؟ پدرش بعد از آن انفجار از روی آن پل دیگر به خانه برنگشت. آن پل یک ضدِّ استعاره است. پل اینجا مفهوم اتصال نیست و یک جداکننده است. جنگ یا به تعبیر داستان آن انفجار ِ تاخیری، هرگز نگذاشته پدر به خانه برگردد. بیشتر جانبازان و قهرمانان بعد از جنگ، همان مفهوم پهلوانان تک‌افتاده را دارند. ژنِ تک‌افتادگی از پدر به فرزند رسیده است و در تقابل با ژنِ خوب است. او هیچ فرصتی در جامعه برای ظهور و درکِ فرصت‌ها را ندارد. همانطور که گفتید اینها امری واضح است اما از شدت وضوح و جلوی چشم بودن هرگز دیده نمی‌شوند. مثلِ آلودگی هوایِ تهران که می‌کشدت اما هرگز قدترِ نیستی‌اش را نمی‌بینی. به نظر من این نوع کوری بدترین نوعِ کوری است. یعنی دیدنی که از فرطِ وضوح قابل دیدن نیست. از قضا نوشتن از این نوع و جنسِ ندیدن به نظر من خیلی سخت است و من دوست داشتم همیشه این ندیدنی‌ها را طوری بنویسم که بعد از خواندنِ داستان، خواننده را از دیدنش چاره نباشد.

    با وجود آنچه در برخی نقدها بر داستان شما خواندم بر این باورم که «تاریکی معلق روز» اثری سیاسی و غافل‌گیر کننده نیست و بالعکس تلاشی است جامعه شناسانه برای برخورد با انسان و ارتباط انسانی. این تلاش بدون شک باید الزاماتی داشته باشد و پیش نیازی که شما را به این برساند که با خرده‌روایت و حس غافلگیری آن را روایت کنید. در این باره برایم صحبت کنید

    انسان برای من چیزی بیرون از خودم نیست. من جامعه‌ای هستم که در ان زندگی می‌کنم و جامعه هم بخشی از تن و بدن و جان ِ من است. شما درست می‌گویید انسان برای من مهم‌ترین است و این انسان هم چیزی نیست جز بخشی از جامعه‌اش. برای همین پیگیری مداوم مسایل اجتماعی جاری جامعه و همینطور سیاست یکی از منابع برانگیختگی ذهنی یا همان الهام برای من هستند.من پیگیری اخبار سیاسی را یک کنش سیاسی نمی­دانم بلکه آن را نوعی بلوغ اجتماعی می دانم. برای همین شاخک های حساسی دارم برای ردزنی و پیگیری نوسانات اجتماعی تاریخی و همین‌طور مسائل روزِ ایران و جهان که خودش عمیقا برای من، نوشتن را در پی دارد. من پیگیری اخبار سیاسی را یک کنش سیاسی نمی­دانم بلکه آن را نوعی بلوغ اجتماعی می دانم. برای همین شاخک های حساسی دارم برای ردزنی و پیگیری نوسانات اجتماعی تاریخی و همین‌طور مسائل روزِ ایران و جهان که خودش عمیقا برای من، نوشتن را در پی دارد.

    راستش شنیده‌ام برخی ادعا می کنند ما آدم های سیاسی نیستیم و از سیاست متنفریم زیرا این جمله را توی دهانمان مدت هاست خیسانده‌اند که سیاست پدر مادر ندارد و چون ما اصیل و نجیب زاده‌ایم پس با سیاست حرامزاده! آبمان به یک جوی نخواهد رفت. اما از نظر من جامعه‌شناسی و سیاست درهم تنیده‌اند و منظور من از سیاست را می‌دانم شما و خوانندگانتان حتما می‌دانید که منظور ایفای نقشِ یک سیاستمدار نیست. راستش من به اینکه می‌گویند ادبیات فقط برای ادبیات و خلق زیبایی است(یعنی همان بحث هنر برای هنر) چندان اعتقاد ندارم؛ آن‌هایی که چنین اعتقادی دارند جهان خودشان را خلق می‌کنند و لذت خودشان را می‌برند من هم کار آن‌ها را نفی نمی‌کنم و از کاری که آن‌ها خلق می‌کنند هم طبیعتا لذت خودم را می‌برم. به نظرم هر کسی که جهان متفاوتی را نفی می‌کند به ضرر خودش است چون بخشی از لذت‌جویی را از دست می‌دهد. منتهی من دوست دارم که ادبیات تنه بزند به سیاست و سیاست تنه‌ای بزند به ادبیات و این تکانه‌ها منجر به حرکت‌های اجتماعی شود که من آن را دوست دارم همانطور که اول این سوال گفتم اسمش را بگذارم بلوغ اجتماعی. به قول  ویرجینیا وولف واقعیت را باید در ادبیات جست و من عاشق خلقِ داستانیِ این واقعیت هستم! حالا در این واقعیتی که من از جهان بیرون در داستانم ساختم ممکن است هم کثافت باشد، هم سیاست، هم دروغ و هم زلال و عشق که برآیندش همان جهان انسانی است که بازتابش همان جامعه است. من خیلی دوست دارم ادبیات و سیاست به هم تنه بزنند و در کار هم دخالت کنند.

    سوال پایانی را هم بگذارید درباره بازخورد پیام شما در رمان بپرسم. حالا و با گذشت زمانی مناسب از انتشار رمان چقدر حس می‌کنید که پیامتان توسط مخاطب درک و دریافت شده است؟

     من موهبتی دارم که نام آن را زلالِ خوانندگان می‌نامم. آنها بی آنکه مرا بشناسند، مرا می‌خوانند و می‌نوازند.

     سوزان سانتاگ، در نامه‌ای به خورخه لوئیس بورخس، از لذّت و تأثیر خواندنِ آثار بورخس و به طور کلّی ادبیات می‌نویسد: «تو گفتی که ما تقریباً همه آن‌چه هستیم و آن‌چه بوده‌ایم را مدیون ادبیات‌ایم. اگر کتاب‌ها ناپدید شوند، تاریخ سراپا ناپدید می‌شود، و انسان‌ها هم ناپدید می‌شوند. به درستی حرف‌ات یقین دارم. کتاب‌ها نه تنها محل جوشش رؤیاهای سحرانگیز ما، که حافظه ما نیز هستند. همین‌طور، آن‌ها به ما سرمشقی برای خود-استعلائی (self-transcendence) می‌دهند، همان کسی که نیستیم و باید باشیم‌اش. از نگاهِ بعضی‌ها خواندن فقط نوعی فرار است: فرار از دنیای روزمرّه «واقعی» به عالم خیالات، عالم کتاب‌ها. ولی کتاب‌ها خیلی از این فراتر می‌روند. آن‌ها شیوه‌ای برای کاملاً انسان بودن‌اند.»

    من بخشِ مهمی از این شیوه‌ انسان بودن را مرهون خوانندگانم هستم. برای همین در روزِ نویسنده هم تقدیم اصلی من برای این روز به خوانندگان بود. کسانی که سرنوشتِ واقعی کلمه در دست آنهاست. کسانی که در متن می‌دمند و از روشنای جان‌شان، جان‌اش می‌دهند. .

    هفت ماه از انتشار رمان تاریکی معلق روز می‌گذرد و من آنقدر سرشارم از محبت خوانندگان که ای کاش می‌توانستم چنان که درخور است، آیین سپاسگزاری را برجای آورم. چند پرونده‌ و نقدها و یادداشت‌های فراوانی نوشته شده است. آنچه برای من بسیار ارزشمند است این است که تقریبا بیش از نود درصد یادداشت‌ها و نقدها از جانبِ خوانندگانی است که از بدنه‌ نویسندگانِ داستان نیستند. راستش این برای من بسیار شیرین است.

  • انتقاد تند فریدون شهبازیان از «عصر جدید» و به بیراهه رفتن خواننده جوانش

    انتقاد تند فریدون شهبازیان از «عصر جدید» و به بیراهه رفتن خواننده جوانش

    فریدون شهبازیان درباره حمایت جشنواره‌هایی چون نوای خرم از هنرمندان با استعداد گفت: به نظرم باید آن چند نوازنده ویلون به نوعی مورد حمایت قرار گیرند تا به آنها در زمینه فعالیت‌های آینده‌شان کمک شود. به طور مثال یکی از حمایت‌ها این است که استادان خوب در اختیار آنها قرار گیرد. می‌شود با سرمایه‌گذاری‌های اندک از نوجوانان و جوانان حمایت کرد. به هرحال آن نوجوان سیزده ساله، چهارده‌ساله‌ای که قطعه «به زندان»، «زنگ شتر» و دیگر آثار ابولحسن صبا را می‌نوازد و ماهور حبیب‌الله بدیعی را آنقدر خوب اجرا می‌کند باید مورد حمایت قرار گیرد. حال نمی‌دانم جشنواره‌ نوای خرم بتواند در آینده چنین حمایت‌هایی را به کار گیرد یا خیر اما امیدوارم این اتفاق بیفتد.

    رهبر سابق ارکستر ملی ایران در ادامه گفت: طی روزهای گذشته خبری شنیدم مبنی بر اینکه قرار است جشنواره نوای خرم به صورت بین‌المللی شود و برگزارکنندگان تمایل دارند چنین اتفاقی رخ دهد. اگر چنین شود و متولیان این رویداد بتوانند این امکان را برقرار کنند که نوجوانان و جوانان ایرانی خارج از کشور نیز در جشنواره حضور یابند، اتفاقات مثبت و مفیدی رخ خواهد داد و امیدوارم چنین امکانی ایجاد شود و تصمیم نهایی در این‌باره با مسئولان است.

    شهبازیان درباره سوءاستفاده‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای از شرکت‌کنندگان نوجوان و جوان جشنواره نوای خرم و چگونگی جلوگیری از این اتفاق نیز گفت: چنین اتفاقاتی اجتناب‌ناپذیر است و نمی‌توان جلوی آن را گرفت. شما توجه کنید، زمانی که برنامه «عصر جدید» روی آنتن رفت، آن پسر که اتفاقا خیلی بد و فالش می‌خواند و اصلا خواننده نبود، به دلیل حمایت‌های بی‌مورد افرادی که آنجا نشسته بودند و به نظرم چیزی از موسیقی نمی‌دانستند به بیراهه رفت و واقعا گمراه شد. اصلا معلوم نیست برای آن پسر چه اتفاقی رخ داده است. اینگونه که می‌گویند به جشنواره‌ای در ترکیه رفته و در آن شرکت کرده است. آن بچه باید برود درسش را بخواند و اصلا نباید چنین اتفاقاتی برای او رخ دهد. آن بچه شاید در زمینه تحصیل و درس خواندن نسبت به موسیقی استعداد بیشتری داشته باشد و حتی نابغه باشد. واقعا تعجب می‌کنم که آن داوری که در برنامه حضور داشته به‌به و چه‌چه می‌کرد و می‌گفت من خودم به تو آهنگ می‌دهم! پس کو؟ یک آهنگ به آن بچه بدهید ببینیم. شعار دادن که سخت نیست.

    شهبازیان در ادامه درباره بروز اتفاقات مشابه در جشنواره نوای خرم گفت: مسئله‌ای که در برنامه «عصرجدید» رخ داده در جشنواره موسیقی نوای خرم رخ نخواهد داد، زیرا نحوه داوری آن شبیه داوری‌های آن برنامه نیست. ما قرار نیست در رویداد نوای خرم کسی را مطرح کنیم. ما می‌خواهیم استعدادهای نوجوان و جوان را مورد حمایت قرار دهیم. ممکن است بعدا هیچ‌کدام از بچه‌های شرکت‌کننده در جشنواره نوای خرم را کسی نشناسد. کما اینکه آیا در دوره‌های قبلی برخی از شرکت‌کنندگان به عنوان نوازندگان حرفه‌ای مطرح شده‌اند؟ اگر چنین اتفاقی افتاده ما از آن بی خبریم. لااقل شخصأ موردی را سراغ ندارم. اما به هرحال حمایت‌ها باید صورت گیرد تا نوجوانان و جوانان مستعد فعالیت‌های گسترده‌تری داشته باشند.

    در همین جشنواره، طی دو، سه روز گذشته دختر و پسری ویلون نواختند و دوئت اجرا کردند و من که اول به آنها گفتم سازهایشان را کوک کنند، شخصأ فکر نمی‌کردم که کارشان برای دو ساز تنظیم شده باشد؛ در صورتی‌که استادشان اثر را برای دو ساز تنظیم کرده بود و حال قرار شده پارتیوتر آن را بیاورد تا ببینم. البته آن دو نوازنده در بخش‌هایی فالش بودند و تکنیکشان کافی نبود اما به هرحال اجرای خیلی خوبی داشتند.

    ۲۴۱۲۴۱

  • «یخ‌زده» دیزنی گیشه سینماها را گرم کرد/ شروع ۱۰۰ میلیون دلاری

    «یخ‌زده» دیزنی گیشه سینماها را گرم کرد/ شروع ۱۰۰ میلیون دلاری

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، «یخ‌زده ۲» از پنج‌شنبه شب با پیش‌بینی فروش ۱۲۴ میلیون دلاری در اولین آخر هفته اکرانش کارش را در ۴۴۴۰ سالن سینما در آمریکای شمالی شروع کرد.

    این در حالی است که پیش‌بینی‌ها برای فیلم‌های این هفته متفاوت است و فیلم جدید تام هنکس با عنوان «یک روز زیبا در محله» که در ۳۲۳۵ سالن سینما اکران شده، در کنار «فورد در برابر فراری» که در دومین هفته اکرانش قصد دارد مثل هفته پیش صدرنشین باشد هم در فهرست وجود دارند .این دو فیلم انتظار می‌رود به ترتیب ۱۴ میلیون دلار و ۱۵ میلیون دلار در این آخر هفته فروش کنند.

    «یخ زده ۲» با فروش ۴۱.۸ میلیون دلاری در سینماهای آمریکا در روز جمعه، در عین حال موفق شد تا ۵۷.۸ میلیون دلار نیز در بازار بین‌المللی بفروشد و تقریبا در یک روز آمار فروشش را به حدود ۱۰۰ میلیون دلار برساند.

    پیش‌بینی‌ها برای فروش «یخ زده ۲» در بازار داخلی آمریکا در اولین آخر هفته اکرانش (از جمعه تا یکشنبه) حدود ۱۰۰ میلیون دلار است.

    این می‌تواند دومین فروش موفق برای دیزنی پس از فروش ۱۹۱.۸ میلیون دلاری «شیرشاه» در اولین آخر هفته اکرانش در ماه جولای امسال باشد.

    «یخ زده ۲» ۶ سال پس از اکران فیلم اصلی «یخ زده» راهی سینماها شده است و بار دیگر شخصیت‌های آنا با صداپیشگی کریستین بل، السا با صداپیشگی ایندیا منزل، اولاف با صداپیشگی جاش گد و کریستوف با صداپیشگی جاناتان گراف را روی پرده نقره‌ای آورده است. آنها در جستجوی پاسخ این سوال هستند که چرا السا با قدرت‌های جادویی متولد شده است.

    این فیلم انیمیشن بر پایه رمان «ملکه برفی» اثر نویسنده مشهور هانس کریستیان آندرسن ساخته شده‌است. فیلم اصلی در سال ۲۰۱۴ موفق به کسب اسکار، گلدن گلوب و بفتا برای بهترین انیمیشن سال شد و در مجموع یک میلیارد و ۲۷۶ میلیون دلار فروش کرد.