دسته: فرهنگ و هنر

  • «پاپیچا» در فرانسه هم دیده شد/ موفقیت فیلم الجزایری نماینده اسکار

    «پاپیچا» در فرانسه هم دیده شد/ موفقیت فیلم الجزایری نماینده اسکار

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، در حالی که با معرفی فیلم‌ها برای بخش بهترین فیلم بین‌المللی آکادمی اسکار بازار این آثار گرم شده است، فیلم «پاپیچا» که نماینده رسمی الجزایر در اسکار امسال است، در فرانسه با اقبال زیادی روبرو شده است.

    این فیلم با نمایش در سینماهای فرانسه به پرفروش‌ترین فیلم آفریقایی که یک زن کارگردان آن بوده است، بدل شده است.

    این فیلم که نخستین تجربه کارگردانی مونیا مدور است تاکنون ۱.۶ میلیون یورو فروش کرده و حدود ۲۵۰ هزار بلیت فروخته است.

    این در حالی است که «پاپیچا» از ۹ اکتبر راهی سینماها شده و هنوز در حال اکران در ۶۰ سالن سینما در سراسر فرانسه است.

    در مقایسه با «آتلانتیک» که نماینده امسال سنگال در رقابت اسکار فیلم بین‌المللی است، «پاپیچا» تقریبا ۴ برابر بیشتر فروش داشته است. این در حالی است که دیگر فیلم آفریقایی که توسط یک کارگردان زن ساخته شده بود یعنی «رفیقی» که ساخته ونوری کاهیو بود که در جشنواره کن ۲۰۱۸ با اقبال زیاد روبرو شد، تنها ۴۰ هزار بلیت در فرانسه فروخته بود.

    «پاپیچا» از زمانی که اولین بار در بخش نوعی نگاه جشنواره کن امسال به نمایش درآمد تاکنون ۲۴ جایزه برده که بهترین فیلم عرب در جشنواره القونا از جمله آنهاست.

    داستان این فیلم در الجزیره دهه ۱۹۹۰ می‌گذرد و درباره چند دختر جوان است که سعی دارند تا یک شوی لباس به راه بیندازند و این در حالی است که تندروها در کشورشان سعی دارند تا همه چیز را در کنترل بگیرند.

    این فیلم که در الجزایر فیلمبرداری و تولید شده تاکنون به ۳۱ بازار جهانی فروخته شده که ایتالیا، بریتانیا، ایرلند، مکزیک، اسکاندیناوی، ژاپن، اسپانیا و آمریکای لاتین از جمله آنهاست. هنوز برای فروش آن به آمریکا توافق لازم به دست نیامده است.

  • رابرت ردفورد از مردم خواست کشتی آمریکا را به مسیر درست برانند

    رابرت ردفورد از مردم خواست کشتی آمریکا را به مسیر درست برانند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، در مطلبی که دیروز از سوی رابرت ردفورد در ان‌بی‌سی نیوز منتشر شد، از قول وی گفته شده که سلطنت دیکتاتورمابانه ترامپ باید به پایان برسد و این به نفع آمریکا خواهد بود.

    ردفورد نوشته است: ما در برابر بحرانی قرار گرفته‌ایم که هرگز در طول زندگی‌ام شاهدش نبوده‌ام: حمله‌ای دیکتاتورمابانه از سوی دونالد ترامپ به هر چیزی که این کشور برایش به پاخاسته است.

    وی افزوده است: دیگر وقت رفتن ترامپ رسیده و ما با آنهایی در کنگره هستیم که برای حمایت از قانون اساسی در حوزه انتخابیه خود ایستاده‌اند. آرای ما به آنها قدرت می‌بخشد.

    گرچه ردفورد در انتخابات ریاست جمهوری به ترامپ رای نداد، اما می‌گوید در این دوره که ترامپ به عنوان رییس جمهور وارد کاخ سفید شد به حد کافی وقت داشت تا بهترین کارها را انجام دهد، اما این کار را نکرد.

    وی افزوده است: من فکر نمی‌کنم در این نظر تنها باشم و آنچه دارد همین حالا اتفاق می‌افتد عمیقا برای آمریکا نگران کننده است. به نظر می‌رسد شخصیت‌های سیاسی آمریکا در هر دو سو، فاقد شهامت اساسی برای نمایندگی مردم آمریکا هستند.

    رابرت ردفورد که در فیلم «همه مردان رییس‌جمهور» در نقش باب وودوارد خبرنگار در برابر ماجرای واترگیت ظاهر شده بود، تاکید کرد که همه اصول آمریکا را برباد رفته می‌بیند.

    وی گفت: در لحظه‌ای از تاریخ هستیم که داریم چیزهای زیادی را از دست می‌دهیم، این لحظه‌ای بحرانی و فراموش نشدنی است. این سلطنت در لباس مبدل، پرآشوب بوده و جای تعجب ندارد که این همه از شهروندان سرخورده شده‌اند.

    این کارگردان تاکید کرد که بیشتر مردم آمریکا درگیر زندگی هستند و سعی دارند این چیزها به پایان برسد و به شدت از روندی که در واشنگتن دنبال می‌شود ناامید هستند. وی گفت: اما حالا زمانش است. تنها ۱۱ ماه به انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده . ۱۱ ماه تا این که ما شانس واقعی‌مان را برای این که این کشتی را به مسیر درست برانیم و چرخه مصیبت را تغییر دهیم، باقی مانده است.

  • بازنویسی «کارگاه ۴۸» توسط نویسنده «گاندو»/ ماجرای فرمان امام(ره)

    بازنویسی «کارگاه ۴۸» توسط نویسنده «گاندو»/ ماجرای فرمان امام(ره)

    علیرضا جلالی تهیه‌کننده سریال «کارگاه ۴۸» درباره داستان این سریال که در رده الف ساخته خواهد شد به خبرنگار مهر بیان کرد: فیلمنامه این سریال پیش از این نوشته شده بود اما اکنون توسط آرش قادری در حال بازنویسی نهایی است و کارهای مربوط به آن، در گروه فیلم و سریال سیمافیلم در حال انجام است.

    وی با اشاره به این که فیلمنامه پنج سال پیش نوشته و قرار بوده به تولید برسد، اظهار کرد: ما منابع تحقیقی جدیدی را در اختیار آرش قادری گذاشتیم و بخشی از طرح کلی هم به اداره کل فیلمنامه سیمافیلم ارائه شده است. حدود ۲۸ قسمت از این سریال نوشته شده بود و اکنون با بازنویسی دوباره آن به ۳۰ قسمت خواهد رسید.

    جلالی با اشاره به این فیلمنامه که داستان آن در سال ۶۰ می‌گذرد، توضیح داد: این سریال براساس یک واقعیت ساخته شده و طی پرداختن به این روایت تاریخی، قصه‌هایی از عشق و داستان‌های خانوادگی دارد.

    وی در تشریح پس‌زمینه تاریخی داستان این سریال ادامه داد: در سال ۶۰ زمانی که در حال جنگ بودیم یکی از هواپیماها در یکی از قطعات نظامی با مشکل مواجه می‌شود و عده‌ای خدمت امام خمینی(ره) می‌روند و موضوع را با ایشان در میان می‌گذارند. امام(ره) هم تأکید می‌کنند که باید خودمان در تولید این قطعه مستقل شویم. «کارگاه ۴۸» در واقع کارگاهی است که این قطعه در آن تولید می‌شود و در این امر ارتش نقشی بی‌بدیل دارد.

    تهیه‌کننده فیلم‌های سینمایی «چاقی» و «روز سوم» درباره زمان پایان بازنویسی عنوان کرد: احتمالاً تا یک ماه و نیم دیگر بازنویسی این فیلمنامه طول بکشد چون پروژه الف است و باید با دقت نوشته شود.

    جلالی همچنین درباره خبرهایی که پیش از این درباره حضور شهاب حسینی در این سریال با نقش شهید عباس بابایی منتشر شده بود هم بیان کرد: هنوز ترکیب بازیگران قطعی نشده اما حتماً ما برای سریال از بازیگران خوبی استفاده می‌کنیم. کاراکتر شهید بابایی هم در فیلمنامه سریال حضور ندارد.

    آرش قادری که در حال حاضر مشغول بازنویسی فیلمنامه «کارگاه ۴۸» است،‌ نگارش فیلمنامه سریال‌هایی چون «هوش سیاه»، «ماتادور» و «گاندو» را در کارنامه خود دارد.

  • مهدی کوشکی با «ولپُن» به تئاتر مستقل تهران می‌آید

    مهدی کوشکی با «ولپُن» به تئاتر مستقل تهران می‌آید

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی تئاتر مستقل تهران، نمایش «ولپُن» که در فهرست نخستین تجربه‌های کارگردانیِ مهدی کوشکی قرار می‌گیرد، به زودی و از اواسط آذر ماه در تئاتر مستقل تهران به صحنه می‌رود.

    «ولپُن» روایتگر ماجرای شخصیتی است به همین نام که ثروت زیادی دارد و دیگرانی که چشم به دارایی‌هایش دوخته‌اند. این نمایشنامه کمدی نوشته بنجامین جانسون یا بن جانسون نمایشنامه‌نویس اسکاتلندیِ هم‌دوره ویلیام شکسپیر است که برخلاف سبک و رویکرد نمایشنامه نویس هم عصر خود، از پرداختن به ماجراهای دربار و اشراف دوری کرد و در آثارش بیشتر به توده مردم توجه نشان داد. بعضی پژوهشگران بن جانسون را در زمینه نگارش آثار کمدی حتی چیره دست‌تر از شکسپیر می‌دانند.

    «ولپُن» به کارگردانی مهدی کوشکی برای نخستین بار یازده سال قبل، در جریان جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران روی صحنه رفت و جایزه کارگردانی مشترک (به همراه نمایش «مکبث» کاری از رضا ثروتی) و بهترین بازیگری جشنواره (محسن نوری) را دریافت کرد. این نمایش سپس در سال ۹۰ در مجموعه تئاترشهر اجرای عموم را تجربه کرد و سال ۹۵ نیز برای دومین بار در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه رفت.

    پیش‌فروش بلیت‌های این نمایش به زودی در سایت تیوال آغاز می‌شود.

  • اعلام مستندهای نیمه‌بلند بخش مسابقه ملی جشنواره «سینماحقیقت»

    اعلام مستندهای نیمه‌بلند بخش مسابقه ملی جشنواره «سینماحقیقت»

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت»، با پایان کار اعضای هیات انتخاب بخش مسابقه ملی مستندهای نیمه‌بلند سیزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» و از جمع ۱۸۸ فیلم متقاضی، ۱۵ فیلم به بخش مسابقه مستندهای نیمه‌بلند راه یافتند.

    اسامی فیلم‌های منتخب بخش مسابقه ملی مستندهای نیمه‌بلند سیزدهمین جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت» به ترتیب حروف الفبا به این شرح است:

    ۱) آتش (احسان مقدسی)

    ۲) آدور (محمدصادق اسماعیلی)

    ۳) جمیله (محمدباقر شاهین)

    ۴) چشم‌ها و دست‌ها (پناه‌برخدا رضایی)

    ۵) خانم و آقای تامپ (فرهاد ورهرام)

    ۶) رویای سیاه (اُرد عطارپور)

    ۷) شیب تند (لقمان خالدی)

    ۸) سوسن در سحر می‌شکفد (روح‌الله اکبری)

    ۹) سینما چهارباغ (علیرضا منصوری)

    ۱۰) قصری با دیوارهای قرمز (عباس رزیجی)

    ۱۱) کاغذپاره‌ها (بهزاد نعلبندی)

    ۱۲) گلوله‌باران (مرتضی پایه‌شناس، حسین مؤمن)

    ۱۳) ماهر (مسعود دهنوی)

    ۱۴) مهمانشهر (مهدی سقط‌چی)

    ۱۵) واکَس‌چه (کامران حیدری)

    اعضای هیات انتخاب بخش مسابقه ملی مستندهای نیمه‌بلند جشنواره «سینماحقیقت» متشکل از پریسا عشقی، محمدرضا فرزاد و محمد صوفی بودند.

    تهیه‌کنندگان و مستندسازان ۱۵ اثر مستند برگزیده‌ بخش مسابقه ملی مستندهای نیمه‌بلند جشنواره «سینماحقیقت» می‌بایست تا روز جمعه ۸ آذرماه ۹۸، نسخه اصلی فیلم خود را به دبیرخانه جشنواره به نشانی تهران، خیابان سهروردی شمالی، میدان شهید قندی، شماره ۱۵، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، طبقه اول ارائه کنند در غیر این صورت فیلم از بخش مسابقه حذف خواهد شد.

    فیلم‌های برگزیده باید به صورت فایل دیتا با یکی از فرمت‌های MP۴ (H.۲۶۴) – AVI- MXF- MPEG۲- MOV روی هارد دیسک یا Flash Memory و لوح فشرده به طور استاندارد و قابل اجرا روی سیستم عامل ویندوز (windows) به دبیرخانه جشنواره ارائه شوند. ضمن اینکه ارائه پوستر و تیزر فیلم‌های برگزیده برای تبلیغ در روزهای منتهی به برپایی جشنواره «سینماحقیقت» هم الزامی است.

    فیلم‌های منتخب می‌بایست الزاماً دارای زیرنویس انگلیسی باشند.

    اسامی فیلم‌های بخش مسابقه ملی مستندهای بلند، «مسابقه بین‌الملل» و «جایزه شهید آوینی» جشنواره «سینماحقیقت» نیز متعاقباً اعلام خواهند شد.

    سیزدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» طی روزهای ۱۸ تا ۲۵ آذرماه ۱۳۹۸ به دبیری محمد حمیدی‌مقدم در پردیس سینمایی چارسو شهر تهران برگزار خواهد شد.

  • بدون مسئله، بدون تاریخ/ نسبت تاریخ و جامعه با ادبیات معاصر ایران

    بدون مسئله، بدون تاریخ/ نسبت تاریخ و جامعه با ادبیات معاصر ایران

    خبرگزاری مهر – سرویس فرهنگ – علیرضا جباری‌دارستانی:

    هنر اجتماعی زمانی «تاریخ» پیدا می‌کند که بتواند خود را با مسئله‌های جامعه‌اش درگیر کند. در واقع تاریخ هر هنری یا تاریخی‌شدن آثار هنری در هر جامعه‌ای با پرابلماتیزه شدن و کشف مسئله و طرح پرسش‌های اساسی در آن جامعه آغاز می‌شود. در این معنا پرابلماتیزه کردن، بیان مسائل روز جامعه است. جامعه در روند تاریخی خود و در موقعیت‌های مختلف دچار مسائلی می‌شود و زمانی که هنر و آثار هنری با این مسائل می‌آمیزند، آن‌ها را کشف کرده و به سطح می‌آورند، خود را به امری تاریخ‌مند بدل می‌کنند؛ تنها در این صورت است که هنر در آن جامعه تاریخ پیدا می‌کند و آثار هنری به بخشی از تاریخ فرهنگی جامعه‌اش تبدیل می‌شود. این تاریخی‌شدن هنر، همان طور که برخی سنت‌های هنری در گذشته‌هایی نه چندان دور -به‌ویژه در غرب- واجد آن بوده‌اند، با دامن زدن به خودآگاهی تاریخی و اندیشه‌ی انتقادی نسبت به شرایط موجود، راهی را برای فرارفتن از موقعیت‌های کنونی جوامع هموار می‌کنند.

    در این جریان، ادبیات به دلیل وجوه بارز اجتماعی و تاثیرگذاری‌اش بر جامعه – بویژه در دوره موسوم به «مدرن» – اتفاقاً موقعیتی یگانه داشته و دارد. اگر بر مبنای تقسیم‌بندی متعارف و تا حدی کلیشه‌شده، شاخه‌های مهم ادبیات را «شعر» و «رمان» در نظر بگیریم و متوجه اقتضائات مدرن این دو حوزه باشیم، وجوه اجتماعی و تاریخی ادبیات در دوره مدرن بیش از هر زمانی مشخص و برجسته می‌شود. «شعر» فارسی، به طور خاص در دوران پس از نیما و حتی قرن‌ها پیش از آن، با پیدایش مکتب هندی که با دقتی مثال‌زدنی «طرز تازه» نام گرفت و مراد از آن ورود تیزبینانه شاعر به اقتضائات و عناصر پیرامونی جهانی بود که مدام در حال «تازه شدن» است، دیگر نمی‌تواند در معنایی که اینجا مورد اشاره قرار گرفت، بی‌مسئله، بی‌تاریخ و از این بابت غیراجتماعی باشد. تکلیف «رمان» و داستان حتی از شعر هم روشنتر است؛ چرا که رمان اساساً پدیده‌ای مدرن است و به قول «لوکاچ» کارش چیزی نیست جز بیان حماسه تراژیک زندگی انسان رها شده‌ کنونی در جهان وامانده مدرن! جهانی که به بیان لوکاچ خداوند مدت‌هاست آن را ترک گفته است. در واقع از نظر لوکاچ رمان تنها زمانی واقعا یک رمان است که به حماسه بی‌خانگی انسان در وضعیت کنونی‌اش (دوران مدرن) اشاره می‌کند. او در «نظریه رمان» نوشت: «رمان حماسه جهانی است که خداوند آن را ساخته و بعد ترکش کرده است، رمان حماسه بی‌خانگی روح است». و اگر این اعتقادش را بپذیریم و آن را در کنار اعتقاد دیگرش بازخوانی کنیم که «فلسفه، غم غربت خانه است» می‌توانیم تصدیق کنیم که پرداختن به رمان و داستان‌نویسی از نظر لوکاچ، لااقل یکی از اصلی‌ترین راه‌های فلسفه‌ورزی است. فلسفه‌ورزی توسط انسان تنهامانده در جهانی که دیگر مانند عصر هومر، جهان را خانه خویش نمی‌داند و به بیان هایدگری در آن سکنی (آرامش) ندارد. در این صورت چه چیز مسئله‌مندتر، پرابلماتیک‌تر و از این نظر اجتماعی‌تر و تاریخی‌تر از رمان؟

    جامعه در روند تاریخی خود و در موقعیت‌های مختلف دچار مسائلی می‌شود و زمانی که هنر و آثار هنری با این مسائل می‌آمیزند، آن‌ها را کشف کرده و به سطح می‌آورند، خود را به امری تاریخ‌مند بدل می‌کنند؛ تنها در این صورت است که هنر در آن جامعه تاریخ پیدا می‌کند و آثار هنری به بخشی از تاریخ فرهنگی جامعه‌اش تبدیل می‌شود

    اگر همین عناصر را کمی بیشتر بسط دهیم، وضعیت، حتی مسئله‌دارتر هم خواهد شد! اگر رمان و ادبیات شکلی از فلسفه است، چرا نباید مانند «مارکس» به این امر بیندیشیم که دیگر باید «توصیف جهان» را رها کنیم و در راستای رسالت تاریخی‌ هنر و ادبیات (به مثابه فلسفه) دست به «تغییر جهان» بزنیم؟ آن هم در جهانی که مملو از شرایط بحرانی و مسائل بغرنجی است که نه تنها امکانات تحقق حیات انسانی مبتنی بر برابری را در شکلی فراگیر به شدت محدود کرده است، بلکه به واسطه‌ی حضور آگاهی‌های کاذب ایدئولوژی‌های اینجایی و آنجایی، امکان رسیدن به «تغییر» و نفی وضعیت نامطلوب کنونی را بیش از هر زمانی دور از دسترس قرار داده است!

    در چنین شرایطی اگر تنها یک راه نجات وجود داشته باشد، آن راه چیزی نیست جز تمسک به هنر مسئله‌دار و نگرش زیباشناسانه به جهان و انسان؛ هنر و زیباشناسی‌ای مدرن و انتقادی که با دست گذاشتن بر پرابلماتیکای تاریخی حیات بشر، اولاً موقعیت بحرانی آن را آشکار می‌کند و ثانیاً راه فائق آمدن بر بسیاری از تعارضات موجود در حیات تاریخی بشر را نشان می‌دهد. در اینجا بد نیست که از «آندری تارکوفسکی» فیلمساز روس و وارث داستان‌نویس پرابلماتیکی چون «فئودور داستایفسکی» یاد کنیم که هم در فیلم‌هایش و هم در سخنان و مصاحبه‌هایش بحران‌ها و مسائل بغرنج حیات بشر در دوران مدرن را فریاد می‌زد و عمیقاً هم مروج بازنگری در بنیان‌های متصلب حیات کنونی بود و هم دغدغه‌ی رجوع به معنویت از رهگذر زیبایی را داشت؛ او در مصاحبه‌ای گفته بود: «در نهایت این زیبایی است که جهان را نجات خواهد داد».

    قطعاً ارائه تفاسیر عرفانی و رمانتیک (و از این نظر غیرپرابلماتیک) از عباراتی که اینجا از برخی متفکران و هنرمندان ذکر شد، امکان‌پذیر است، اما این‌گونه تفاسیر، با توجه به پارادایم فکری اشخاصی چون «تارکوفسکی»، «هایدگر»، «لوکاچ» و… از سوء تفاهمی اساسی خبر می‌دهند که در اینجا مجال پرداختن به آن وجود ندارد. آنچه در اینجا نهایت اهمیت را دارد تاکید بر وجه تاریخی و آگاهانه‌ی هنر و ادبیات و تاریخی شدن این آگاهی است که کم و بیش در اندیشه‌ متفکران و هنرمندان نامبرده به نحو بارزی وجود دارد.

    هنر و ادبیات در معنای یاد شده با مسئله و پرابلماتیکای انسانی و موقعیت هستی‌شناختی‌اش نسبت تام دارد و اساساً هر اثر هنری به نوعی بیانگر همین موقعیت انسانی است. بدین ترتیب از آنجا که انسان موجودی مسئله‌دار (پرابلماتیک) و در عین حال، تاریخی است، هنر هم از آنجا که شرح همین انسان مسئله‌دار است، الا و لابد باید تاریخی، اجتماعی و از این نظر باید مسئله‌دار باشد. جز این، هر زیبایی‌ای در جهان وجود داشته باشد، باید آن را تحت مقوله‌ی «زیبایی طبیعی» که دیگر ارتباط چندانی با انسان ندارد، دسته‌بندی کرد و نه تحت عنوان «زیبایی هنری» که امری مدرن و شدیداً مرتبط با حیات انسان به معنای عام آن است!

    هنر و به طور خاص ادبیات از این نظر بسیار عینی، انضمامی و همچنین وابسته به واقعیت حیات انسانی در اینجا و اکنون است. اما از آنجا که اثر هنری و ادبی، جهانی را خلق می‌کند، قرار نیست رونوشتی بازتاب‌دهنده از واقعیت یا جامعه باشد، به هیچ وجه! اثر ادبی به همراه جهانش، واقعیت خاص خود را می‌آفریند و از این طریق همواره به واسطه‌ی دیالکتیک «بیرون و درون»، همواره در رفت و آمد بین حیات درونی انسان و موقعیت بیرونی جهان واقعیت است. چنین اثری، رونوشتی مکانیکی از جهان بیرونی نیست، بلکه واقعیتی مستقل است که در بستری تاریخی، موقعیت اینجایی و اکنونی انسان مسئله‌دار را در رویارویی با جهان مسئله‌دار بیرونی برجسته می‌کند و از این طریق بر آگاهی تاریخی-انتقادی می‌افزاید.

    از آنجا که انسان موجودی مسئله‌دار (پرابلماتیک) و در عین حال، تاریخی است، هنر هم از آنجا که شرح همین انسان مسئله‌دار است، الا و لابد باید تاریخی، اجتماعی و از این نظر باید مسئله‌دار باشد

    از سوی دیگر، اثر هنری/ ادبیِ تاریخی‌شده، این امکان را برای بشر فراهم می‌آورد که هم حامل گذشته باشد و هم با رویکرد ناب انتقادی‌اش راهنمایی برای آینده. با رسیدن به این سطح است که به قول «لوکاچ» «انسان می‌تواند در و از طریق اثر هنری، بر بیگانگی تاریخی خود فائق آید». او همچنین این بحث را پیش می‌کشد که چنین آثاری بر «از خود بیگانگی» خویش هم غلبه می‌کنند و این بدان معناست که آثار هنری/ ادبی بی‌مسئله و بی‌تاریخ آثاری از خود بیگانه هستند. هنر فائق آمده بر «از خود بیگانگی»، از نظر لوکاچ «از یک سو بازتابی واقعی از هستی مسئله‌دار انسان در جهانش و از سوی دیگر نشانگر رشد حقیقی بشر است. از این نظر، اثر هنری واجد نوعی غایت‌شناسی تاریخی است».

    این ویژگی‌ها همان چیزهایی است که در زیبایی‌شناسی طبیعت‌گرایانه، غیرتاریخی، غیراجتماعی و غیرمسئله‌مند یافت نمی‌شود؛ زیبایی‌شناسی طبیعت‌گرایانه هیچ‌گاه از سطح واقعیت بیرونی فراتر نمی‌رود و به همین دلیل از اصلی‌ترین ملزومات هنر حقیقی یا زیبایی هنری که همانا وحدت مسئله‌دار انسان و جهان است، محروم می‌ماند. این زیبایی به هیچ عنوان پدیده‌ای هنری قلمداد نمی‌شود، زیرا از دستیابی به آن سطح از تمامیت که می‌تواند بازنمای یگانگی جزء و جهان باشد، ناتوان است. زیبایی طبیعت هیچ‌گاه از سطح اجزا فراتر نمی‌رود و لذا در بهترین حالت صرفاً لذت‌بخش است. با این حال فاقد تمامی آن ارزش‌های شناختی و کنشی است که در هنر و بر اساس مفهوم تمامیت و کلیت ایجاد می‌شود. به عبارت دیگر زیبایی طبیعی برخلاف زیبایی هنری امری غیرتاریخی است و از این جهت صرفاً در موقعیت‌هایی غیرماندگار، به عنوان امری باب طبع، مفرح و لذت‌بخش ادراک می‌شود. بی‌خود نیست که در دوران کنونی ما بازار کتاب و ادبیات پر است از چنین آثاری که فقط نوشته و خوانده می‌شوند تا «لذت» از وضعیت موجود را جایگزین «تفکر» به این وضعیت بکنند. داستان‌ها و شعرهایی که به شیوه‌ای انبوه تولید و مصرف می‌شوند تا صرفا «حال خوب» را به مخاطب عرضه کنند؛ آثاری بی‌مسئله، بی‌تاریخ و بدون کوچکترین فرم و محتوای رادیکال یا انتقادی. آثاری که حتی کارشان «توصیف جهان» نیست، چه برسد به «تغییر جهان»، یا پیگیری یک آرمان انسانی؛ آرمان همان «انسان مسئله‌دار» در «جهان مسئله‌دار»!

    درگیر شدن انتقادی با این موضوع، محور تازه‌ترین پرونده سرویس فرهنگ خبرگزاری مهر با عنوان «ادبیات بی‌مسئله» خواهد بود و به این پرسش‌ها دامن خواهد زد که ادبیات معاصر فارسی (اعم از شعر و رمان) تا چه حد پرابلماتیک و مسئله‌دار است؟ و مصادیق و دلایل بی‌مسئله‌گی یا مسئله‌دار بودنش چیست؟ این پرونده تلاش خواهد کرد گامی برای بازشناسی جایگاه ادبیات معاصر و نسبتش با «جامعه»، «مردم» «از خود بیگانگی»، «تاریخی بودن»، «واقعی بودن» و حتی «هنری بودن» بردارد.

    بی‌خود نیست که در دوران کنونی ما بازار کتاب و ادبیات پر است از چنین آثاری که فقط نوشته و خوانده می‌شوند تا «لذت» از وضعیت موجود را جایگزین «تفکر» به این وضعیت بکنند. داستان‌ها و شعرهایی که به شیوه‌ای انبوه تولید و مصرف می‌شوند تا صرفا «حال خوب» را به مخاطب عرضه کنند؛ آثاری بی‌مسئله، بی‌تاریخ و بدون کوچکترین فرم و محتوای رادیکال یا انتقادی

    پیش از ورود به متن اصلی این پرونده – که مبتنی بر نوشتارها و گفتارهای فعالان عرصه ادبیات است – باید به این نکته اشاره کنیم که به نظر می‌رسد ادبیات و هنر معاصر ایران عموما تحت تسلط فرهنگ بورژواییِ ایرانیزه‌شده، از مناسبات و اقتضائات اجتماعی رادیکالش دور افتاده است. عموم آثار ادبی دوران ما اگر هم به طرح معضلات و آسیب‌های اجتماعی بپردازند (تازه باید بین معضل یا آسیب‌ با «مسئله» فرق اساسی قائل شد)، باز این مسائل را در چارچوب یا متنی روایت می‌کنند که از اساس برساخته فرهنگ بورژوایی است؛ متنی که انسان یا سوژه‌های اجتماعی را مانند اتم‌هایی شناور در نظر می‌گیرد که نسبتی واقعی، تاریخی و مسئله‌دار با بنیادهای اجتماعی و سیاسی جامعه‌ خودش ندارند. از این نظر می‌توان این داستان‌ها یا اشعار را روایتگر انسان/سوژه «پا در هوا» نامیده و در نتیجه، فضای حاکم بر چنین آثاری را حتی اگر جنبه‌های پاتولوژیک شدیدی هم داشته باشند، نمی‌توان پرابلماتیک دانست. از جنبه‌های بسیاری می‌توان آن‌ها را آثاری انتزاعی قلمداد کرد. به عبارت دیگر این ادبیات گویی فاقد دیدگاه و رویکرد تاریخی از طبقات مختلف اجتماعی است و آگاهی انتقادی‌اش در حد یک آگاهی آسیب‌شناسانه باقی مانده است.

    باید پذیرفت که جهان‌بینی بورژوایی از جهات مختلفی از مفهوم «کلیت اجتماعی» غافل بوده است. این در حالی است که جامعه از منظر تاریخی، چیزی بیش از مجموعه‌ی افراد یا اتم‌هاست. جهان‌بینی‌ای که کلیت تاریخی و اجتماعی را گم می‌کند، عوضِ اینکه به آگاهی انتقادی مخاطبانش دامن بزند، برعکس همواره در آستانه‌ی فرو افتادن به این چالش اساسی است که انسان (مخاطب) را بی‌خانمان، از خود بیگانه و شیء‌واره سازد. کارکرد و تکلیفی که در دوره ما بسیاری از همین آثار «اتمیزه» به سبک قورباغه‌ات را قورت بده، «عرفان‌زده» به سبک کتابهای پائولو کوئیلو و همه انواع آثار «تخدیری» که هدفشان صرفا و صرفا «حال خوب» است به دوش کشیده‌اند. این دیدگاه یا جهان‌بینی که به شی‌ء‌وارگی همه چیز از جمله انسان دامن می‌زند، نگرشی است که انسان را مستقل و مجزا از جهان، جامعه و تاریخش می‌داند و روایت می‌کند و در نتیجه رابطه‌ی دیالکتیکی بین سوژه(انسان) و ابژه(جهان) را به کلی قطع می‌سازد؛ نتیجتاً مخدوش شدن این رابطه در مسیر تاریخ، باعث می‌شود که حیات اجتماعی، پویایی و سرزندگی خود را از دست بدهد و انسان «پا در هواتر» از چیزی که هست، بشود و سوژه‌های مورد نظر را بیشتر و بیشتر به بی‌خویشتنی‌ها، بی‌خانمانی‌ها و بی‌معنایی‌ها دچار کند. تاریخی کردن هنر و ادبیات از رهگذر پرابلماتیزه کردن آن، دعوتی است برای رجوع دیگرگونه به انسان، تاریخ و جهان و آغازی است برای روی‌آوری به «کلیت اجتماعی».

  • بلیت‌فروشی برای ظرفیت‌های خالی جشنواره «سینماحقیقت»

    بلیت‌فروشی برای ظرفیت‌های خالی جشنواره «سینماحقیقت»

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت»، طی اطلاعیه‌ای از سوی روابط عمومی جشنواره «سینماحقیقت» اعلام شد: با توجه به علاقمندی مخاطبان جشنواره، درصدی از بلیت‌های قابل رزرو سئانس‌های مختلف «سینماحقیقت»، به انضمام ظرفیت خالی سالن‌های سیزدهمین جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت» بلیت‌فروشی شده و در اختیار عموم مخاطبانی که فاقد کارت جشنواره هستند، قرار خواهد گرفت.

    در این اطلاعیه آمده است: «فروش این بلیت‌ها به مخاطبان عام، تک‌سئانس بوده و به تعداد محدودی به‌ صورت آنلاین قابل رزرو خواهد بود. یک ساعت تا شروع سئانس نیز در صورت وجود ظرفیت خالی سالن‌ها، افراد به شکل حضوری و با مراجعه به کانترهای مجموعه چارسو می‌توانند بلیت‌های مورد نظر خود را خریداری کنند.

    توضیح:

    ۱) رزرو بلیت برای دارندگان کارت جشنواره و سایر علاقمندان از طریق وب‌سایت جشنواره به نشانی www.irandocfest.ir امکان‌پذیر است.

    ۲) دارنده‌ هر کارت جشنواره تنها قادر به رزرو اینترنتی یک بلیت از هر سئانس خواهد بود.

    ۳) بلیت‌ها از یک روز قبل قابل رزرو بوده و حداکثر تا یک ساعت مانده به شروع سئانس، افراد باید با مراجعه به کانترهای مجموعه چارسو، بلیت رزرو شده‌ی خود را دریافت کنند.

    ۴) در فاصله‌ یک ساعت مانده تا آغاز فیلم، بلیت ظرفیت‌های خالی سالن به ‌صورت حضوری به فروش خواهد رسید.

    ۵) علاقمندان حوزه‌ مستند می‌توانند با عضویت در «باشگاه مستند» «سینماحقیقت»، علاوه بر رزرو اینترنتی بلیت‌های هر سئانس جشنواره (یک بلیت با هر کارت)، از مزایای سالیانه‌ این کارت نظیر عضویت در پاتوق هفتگی فیلم مستند و تخفیف ۲۰ درصدی کارگاه‌های آموزشی، خرید اقلام تبلیغاتی جشنواره و کافی‌شاپ طبقه ششم چارسو برخوردار شوند.

    ۶) قیمت و جزئیات فروش بلیت‌ها، به علاوه‌ موضوع و اطلاعات مجموعه‌ فیلم‌های جشنواره متعاقبا روی وب‌سایت «سینماحقیقت» منتشر خواهد شد.

  • «بداهه»‎ای بر زوال یک زندگی/ وقتی تماشاگر غافلگیر می‌شود

    «بداهه»‎ای بر زوال یک زندگی/ وقتی تماشاگر غافلگیر می‌شود

    به گزارش خبرنگار مهر، کاوه سجادی حسینی کارگردان و فیلمنامه‌نویس در یادداشتی به ویژگی‌های نمایش «بداهه» به کارگردانی آروند دشت‌آرای که این روزها بعد از اجرا در تماشاخانه ایرانشهر در تماشاخانه ملک روی صحنه می‌رود، پرداخت.

    در یادداشت کاوه سجادی حسینی آمده است:

    «نمایش «بداهه» که با طراحی و کارگردانی آروند دشت آرای این شب‌ها در تماشاخانه ایرانشهر و سالن ملک اجرا شده است، متشکل از داستانک‌ها و برش‌هایی از زندگی زناشویی است؛ قصه‌ای درباره زوال آدم‌ها و تقلای بی‌نتیجه‌شان برای حفظ رابطه. تلاش‌هایی بی‌نتیجه که انگار در دوران معاصر ره به جایی نمی‌برد.

    نمایش از روایت جوانی یک زوج آغاز می‌شود که در بحبوحه جنگ هستند و در ادامه با ورود کاراکترهای جدید پیش می‌رود اما همه‌شان حرف واحدی دارند و پیام‌شان ملال است و زوال. به نظر می‌رسد بازیگران این نمایش همگی در جای درست خود و متناسب با نقش انتخاب شده اند و شرایط سنی و ویژگی‌های کاراکتر بر آن‌ها خوش نشسته اما نکته جالب در آشنایی‌زدایی پیوسته‌شان برای تماشاگر است. این جریان آشنایی‌زدایی گاه حتی فراتر از آدم‌های قصه به اشیا نیز محول می‌شود چنانچه وسایل ریز و درشت صحنه که تعدادشان هم بسیار است، کارکردی خلاف یا دور از انتظار آنچه که باید را برعهده می‌گیرند.

    همچنین طراحی موسیقی به همت علی کیانیان نیز نقشی اساسی در جریان این آشنایی زدایی ایفا می‌کند. همین بداهه بودن نمایش و خلق قصه در لحظه نیز خود همچنان که به زندگی نزدیک است، برابر با تعریف تئاتر است و در عین حال حتی از تعریف مرسوم تئاتر هم آشنایی زدایی و تماشاگر را غافلگیر می‌کند. «بداهه» قرار است روایتی واقعی از جریان واقع زندگی باشد و به حق بر این واقع نمایی تاکید می‌کند. نمایش مخاطب را پی در پی به واکاوی پیرامون جا به جایی آدم‌های داستان وامی‌دارد؛ نمایشی مدرن که پیش از این کمتر در ایران اجرایش را شاهد بوده‌ایم.

    فاصله‌گذاری‌های به جا و درست که به قطع ارتباط مخاطب با جریان قصه می‌انجامد و دوباره ماجرای تازه‌ای او را به ادامه آن وصل می‌کند، باعث شده تا تماشاگر مدت زمان قریب به دو ساعت اجرا را هرگز حس نکند. همچنین ریتم نمایش نیز به این درک نکردن گذر زمان کمک کرده است زیرا تماشاگر ریتم اثر را حتی بیشتر از زندگی روزمره اش احساس می‌کند و چه بسا در تلاش است تا خود را با آن همراه کند و این تلاش مشارکت‌طلبانه باعث می‌شود او بیش از پیش با نقش‌ها و خرده داستان‌های نمایش همذات‌پنداری کند. در کنار بازی خوب مجموعه بازیگران «بداهه»، بازی مارین ون هولک بازیگر اصالتاً غیرایرانی نمایش برجسته است. فارغ از لهجه که امری گریزناپذیر است، کنش‌ها و واکنش‌ها، حرکات و عادات رفتاری او به شدت منطبق با نسخه‌ای است که از از یک زن ایرانی سراغ داریم.

    در پایان علاوه بر تمام ویژگی‌های مطلوب و مورد انتظار از یک نمایش خوب، شاید اجرای «بداهه» روی سن به جای بلک باکس می‌توانست به جذاب تر شدن آن کمک کند. همچنین تغییراتی در نور و صداگذاری به باورپذیری بیشتر از آنچه اکنون هست، می‌انجامید.»

  • بی‌تفاوتی دولت به ضعف نظام‌ اکران/سینماگران تا نوک بینی را نبینند

    بی‌تفاوتی دولت به ضعف نظام‌ اکران/سینماگران تا نوک بینی را نبینند

    سیدضیاء هاشمی دبیر شورای عالی تهیه‌کنندگان در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به وضعیت فروش فیلم‌های سینمایی در چند روز گذشته گفت: در هفته گذشته ناآرامی‌ها تاثیر وحشتناکی روی فروش فیلم‌ها گذاشت و به نظرم تمدید یک هفته‌ای سقف اکران فیلم‌ها یک کار عاقلانه بود چون سینما دقیقا از زمان آغاز ناآرامی‌ها روند خوبی را طی نکرد و فیلم‌ها آسیب دیدند چراکه مخاطبان فیلم‌ها به طور محسوسی کاهش پیدا کردند.

    وی افزود: البته تمدید یک هفته‌ای تنها می‌تواند بخشی از خسارت‌های وارد شده به آثار را جبران کند تا دوباره جریان سینما راه بیفتد. طبیعتا تا زمانی که اینترنت به طور کامل بازیابی نشود، این آسیب جدی وجود دارد، چراکه تقریبا ۸۰ درصد خرید بلیت‌ها به صورت آنلاین و مکانیزه انجام می‌شود. البته باید عنوان کنم فیلم‌هایی که پتانسیل زیادی برای فروش دارند، می‌توانند دوباره خود را بازیابند و خسارتشان جبران شود اما در این میان فیلم‌هایی که بنیه ضعیف‌تری دارند، قربانی می‌شوند و این یک هفته تمدید اکران، روی فروششان تاثیر چندانی نخواهد داشت.

    هاشمی با اشاره به نظام‌نامه فعلی اکران عنوان کرد: به نظرم نظام‌نامه فعلی بدترین نظام‌نامه اکران است و ما شاهد بدترین دوره فعالیت شورایی برای نظارت روی برنامه‌ریزی و اکران فیلم‌ها، هستیم. من واقعا بابت وضعیت موجود این سیستم متاسفم. از همین رو به نظرم این نظام‌نامه حتما باید تغییر کند. جالب اینجاست که همه مسئولان پذیرفته‌اند که این نظام نامه مشکل دارد اما کاری نمی‌کنند!

    وی توضیح داد: با نظام نامه موجود به هیچ وجه نمی‌شود کار کرد، حتما باید تغییر اساسی در آن ایجاد شود تا براساس قابلیت‌های موجود و امکاناتی که برای سینما و اکران وجود دارد، اصلاح شود. در غیر این صورت همین وضعیت نابسامان ادامه خواهد داشت.

    همیشه ما سینماگران تنها تا نوک بینی خود نگاه می‌کنیم و به محض اینکه اوضاع کمی به هم می‌ریزد تازه بعضی‌ها به فکر می‌افتند! در این بین ممکن است بعضی از ما کمی دلمان بسوزد و به فکر تغییر بیفتیم وگرنه همیشه در روی همین پاشنه می‌چرخد. این را هم باید بگویم که این وضعیت برای دولت اهمیتی ندارد

    هاشمی تاکید کرد: این نابسامانی از اکران عید به وجود آمد به این صورت که بدون برنامه ریزی هرآنچه داشتیم، در سه چهار ماه اول سال اکران کردیم در حالی که این برنامه درست نبود و حتما باید تغییرات جدی در نظام نامه اکران داشته باشیم.

    دبیر شورای عالی تهیه‌کنندگان بیان کرد: ما هیچوقت به فکر نمی‌افتیم؛ همیشه ما سینماگران تنها تا نوک بینی خود نگاه می‌کنیم و به محض اینکه اوضاع کمی به هم می‌ریزد تازه بعضی‌ها به فکر می‌افتند! البته بعضی‌ها هم از مجموع این وضعیت استفاده می‌کنند و خوشحال هم هستند. در این بین ممکن است بعضی از ماها کمی دلمان بسوزد و به فکر تغییر بیفتیم وگرنه همیشه در روی همین پاشنه می‌چرخد. این را هم باید بگویم که این وضعیت برای دولت اهمیتی ندارد.

    هاشمی در پایان تصریح کرد: به نظرم خودمان باید دست به کار بشویم و وضعیت را بهبود دهیم. اما در همین اوضاع نابسمان سودی برای عده‌ای وجود دارد. من فکر می‌کنم راه نجات از مجموع اتفاقاتی که برای سینمای ایران رقم می‌خورد، توسط خودمان باید طرح ریزی شود وگرنه این فیلمسوزی حتما در ادامه وجود خواهد داشت و تا زمانی که این آیین نامه تغییر نکند وضعیت همین خواهد بود.

  • ناآرامی‌های اخیر، انتشار آلبوم چاوشی را به تعویق انداخت

    ناآرامی‌های اخیر، انتشار آلبوم چاوشی را به تعویق انداخت

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، هادی حسینی، تهیه‌کننده آلبوم «بی‌نام» با صدای محسن چاوشی، از تاخیر در انتشار این آلبوم و اضافه شدن یک قطعه جدید به آن خبر داد.

    تهیه‌کننده آلبوم «بی‌نام» در اطلاعیه‌ای اعلام کرده است با توجه به ‌مسائل پیش‌آمده طی روزهای اخیر، تصمیم گرفته شده است تا انتشار این اثر به زمان و شرایط بهتری موکول شود.

    در بخشی از این اطلاعیه آمده است: «نیازی به تکرار و یادآوری نیست که محسن چاوشی برای طرفداران و مخاطبین خود همیشه عشق و احترام فراوان قائل بوده و به‌احترام و خواست شما قطعه‌ «بحر تفکر» به آلبوم اضافه شده است. اخبار و اطلاعات مربوط به آلبوم و زمان دقیق انتشار به زودی صرفاً از طریق مجاری رسمی اطلاع‌رسانی خواهد شد.»

    «بی نام» که دهمین آلبوم رسمی محسن چاوشی است، پس از حواشی زیاد، قرار بود در ۵ آذر منتشر شود که سه روز قبل از آن، هادی حسینی به خبرآنلاین گفت که انتشار آن به تعویق خواهد افتاد. 

    این آلبوم ابتدا قرار بود با نام «قمارباز» و با ۱۱ قطعه به بازار بیاید که در گرفتن مجوز ناکام ماند و عاقبت با حذف شعری از مولانا اجازه انتشار یافت.

    محسن چاوشی آهنگساز این آلبوم است و محمد جاسمی به عنوان خواننده مهمان در آن حضور دارد.

    ۵۷۵۷