دسته: فرهنگ و هنر

  • «مکبث» و «هملت» کاغذی شدند/ اجرای اثری به یاد مریم میرزاخانی

    «مکبث» و «هملت» کاغذی شدند/ اجرای اثری به یاد مریم میرزاخانی

    زهرا صبری کارگردان تئاتر که این روزها نمایش «خاک و تاج» را در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه دارد، درباره این اثر نمایشی که برگرفته از نمایشنامه‌های «هملت» و «مکبث» ویلیام شکسپیر است به خبرنگار مهر گفت: سال‌هاست که به اجرایی برگرفته از نمایشنامه‌های «مکبث» و «شاه لیر» ویلیام شکسپیر فکر می‌کردم. وقتی قرار شد که از عروسک کاغذی روی صحنه استفاده کنم،ابتدا اجرای نمایشنامه‌هایی از خودم همچون «ره‌بانو» و «سیمرغ» بر اساس «منطق الطیر» عطار مدنظرم بود، ولی دیدم به لحاظ به صحنه کشیدن تصاویر، شکل‌گیری کار در سه گانه شکسپیر یعنی «شاه لیر»، «هملت» و «مکبث» بیشتر است. به همین خاطر «خاک و تاج» را شروع کردم و بعد از مدتی تصمیم گرفتم که «شاه لیر» را جداگانه کار کنم زیرا با نگاهی که به دروغ و خیانت داشتم نمایشنامه‌های «هملت» و «مکبث» بهتر جواب می‌داد.

    وی تأکید کرد: فکر می‌کنم وقتی قرار است از متون شکسپیر وام بگیریم باید خیلی مراقب باشیم که نگاه درست، نو و قابل تأملی را به تماشاگر عرضه کنیم.

    صبری در ادامه سخنان خود گفت: از گیتی صفرزاده نویسنده نمایشنامه «خاک و تاج» خواستم به گونه‌ای از نمایشنامه‌های «هملت» و «مکبث» وام بگیرد که کسانی که نمایشنامه‌ها را خوانده اند با دیدن نمایش «خاک و تاج» بفهمند که برگرفته از این ۲ نمایشنامه شکسپیر است ولی خواسته‌ام این بود که از هیچکدام از اسامی موجود در نمایشنامه‌ها استفاده نکند.

    سرپرست گروه تئاتر «یاس تمام» درباره دغدغه خود برای به صحنه بردن آثار نمایشی برگرفته از ادبیات کهن ایرانی، یادآور شد: من همیشه دغدغه ادبیات ایرانی را دارم و اگر روزی بتوانم «سیمرغ» عطار نیشابوری را روی صحنه ببرم بسیار مفتخر خواهم بود ولی باید به لحاظ تصویری و تحلیل به حدی برسم که این نمایشنامه را اجرا کنم. در کارنامه کاری ام اجرای «برناردا آلبا» و «ننه دلاور» به عنوان متونی خارجی را هم دارم. در واقع به متونی نگاه کردم که عروسکی نبودند ولی اجرای آن‌ها را آغشته به عروسک کردم.

    وی اظهار کرد: عروسک‌ها در کارهای من ستون‌های کار هستند و به نقاط اصلی یک صفحه یا ستون‌های یک ساختمان تبدیل می‌شوند.

    صبری درباره استفاده از شیوه‌های مختلف نمایش عروسکی در فعالیت‌های خود و استفاده از شیوه عروسک کاغذی در نمایش «خاک و تاج»، توضیح داد: عروسک‌های «خاک و تاج» کاغذی هستند زیرا خیلی دلم می‌خواست که کار با عروسک کاغذی را داشته باشم. سال‌ها پیش ورک شاپی را با آقای الن گذرانده بودم و همیشه دغدغه ام بود که با عروسک کاغذی کار کنم. وقتی از طرف ایشان و نرگس مجد دعوت شدم تا کاری با عروسک کاغذی را برای فستیوال شان در فرانسه داشته باشم برایم خیلی جذاب بود.

    وی تصریح کرد: من تنوع طلب هستم، خوشحالم از پارچه که حرف اصلی را در «زمین و چرخ» می‌زد به گِل که حرف اصلی را در «تا یک بشمار» می‌زد رسیدم و حالا هم به کاغذ که حرف اصلی را در «خاک و تاج» می‌زند رسیده‌ام. دغدغه‌ام این است که به مخاطب چیزی را روی صحنه نشان دهم که برایش نو و جذاب باشد ولی باید در یک کار به چیزی که لازم و ملزوم صحنه است برسم و صرفا با اصرار قصد انجام کاری نو را ندارم.

    کارگردان نمایش «خاک و تاج» در پایان سخنان خود درباره دلایل تقدیم اجراهای این اثر نمایشی به زنده‌یاد مریم میرزاخانی، بیان کرد: علاقه شخصی من به مریم میرزاخانی باعث شد تا اجرای «خاک و تاج» را به او تقدیم کنم؛ با اینکه از نزدیک با او آشنا نبودم ولی وقتی دیدم که چقدر برای ایران و دنیا افتخارآفرین بوده، از اینکه دیگر در میان ما نیست اندوهگین شدم. در تمرین‌های «خاک و تاج» به تصاویری رسیدیم که نیازمند دقت بالا برای شکل گیری بود و وقتی عکس‌های میرزاخانی را دیده بودم که روی تخته سیاه معادلات ریاضی را حل می‌کرد، برایم جالب بود. روزها با دیدن این تصاویر به مریم میرزاخانی فکر می‌کردم و از این رو تمام اجراهای گذشته، حال و آینده «خاک و تاج» به یاد مریم میرزاخانی خواهد بود.

    نمایش «خاک و تاج» هر روز ساعت ۱۸ در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر اجرا می‌شود.

  • آغاز نمایش محدود آثار میرزاغلامرضا/میرزا سیاه مشق را به اوج رساند

    آغاز نمایش محدود آثار میرزاغلامرضا/میرزا سیاه مشق را به اوج رساند

    به گزارش خبرنگار مهر، مراسم افتتاحیه نمایشگاه آثار خوشنویسی میرزاغلامرضا اصفهانی با عنوان «الفقیر غلامرضا» و همچنین رونمایی کتاب نفیس آثار وی که به کوشش مرحوم مظفر بختیار منتشر شده است، شامگاه جمعه ۱۵ آذرماه در گالری آریانا برگزار شد.

    در این مراسم محمدرضا اصلانی، بهمن فرمان آرا، احسان آقایی رییس موزه هنرهای معاصر تهران، محمد احصایی، علی شیرازی، صداقت جباری، بهزاد شیشه گران، حسام عتیقی مقدم کیوریتور نمایشگاه، محمدعلی صحرانورد مدیر انتشارات کتابسرای نیک و ناشر «مجموعه آثار خوشنویسی میرزا غلامرضا اصفهانی» و جمعی از هنرمندان سینما و تجسمی حضور داشتند.

    زروان بختیار فرزند مرحوم مظفر بختیار در این مراسم با اشاره به علاقه پدرش به میرزاغلامرضا گفت: عشق و علاقه پدرم به میرزاغلامرضا اصفهانی به حدی بود که حتی در سفرهای طولانی که به چین و کره جنوبی داشت، تصاویر آثار میرزاغلامرضا را همراه خود می‌برد و همیشه احترام خاصی برای این خوشنویس قائل بود.

    وی به تحقیق و پژوهش ۳۰ ساله پدرش بر آثار میرزاغلامرضا اصفهانی اشاره کرد و افزود: تألیف کتابی با این محتوا، تنها نیازمند دانش در خوشنویسی نیست و مؤلف باید درباره فرهنگ دوره قاجار، نگارگری، کاغذسازی و مواردی از این دست آشنا باشد و پدرم به همه اینها مسلط بود.

    بختیار بیان کرد: دسترسی پدرم به آثار میرزاغلامرضا اصفهانی از آن جهت بود که او از طرف مادری نوه معیرالممالک بود. البته درباره دوره قاجار اطلاعات زیادی وجود نداشت و پدرم با پژوهش چند ساله این آثار را جمع آوری کرد و برای همین این کتاب ناب است.

    وی همچنین خبر داد: آثار دیگری از پدرم که زوایای تاریخی روشنی از تاریخ قاجار را روشن می‌کند، به زودی منتشر خواهیم کرد.

    محمدرضا اصلانی مستندساز پیشکسوت که دوست دیرین مرحوم بختیار و مشاور کیفی کتاب آثار میرزاغلامرضا است، در ادامه مراسم گفت: این کتاب حاصل تلاش یک عمر یک خاندان است. شاید اگر معیر الممالک از میرزا غلامرضا حمایت نمی‌کرد او فرصت نمی‌یافت چنین آثار مهمی را عرضه کند و این خود یک نوع مدیریت فرهنگی است. میرزا غلامرضا فقط یک خوشنویس نیست بلکه یک نقاش پیشرو است که صد سال جلوتر از اکسپرسیونیست‌های اروپایی بود.

    وی بیان کرد: در فرهنگ ما کمال‌الدین بهزاد هم چنین جایگاهی دارد؛ با اینکه بهزاد هم عصر داوینچی است اما به جرأت می‌گویم که از داوینچی پیشروتر و مدرن‌تر بود. کسانی که معتقدند ایرانیان نقاشی ندارند فهمی از نقاشی ندارند. آن زمان در خانه معیر الممالک مجلات و کتاب‌های هنری روز اروپا به خانواده می‌رسید و میرزا غلامرضا و معیر الممالک و محمود خان ملک الشعرا دور هم می‌نشستند و روی این کتاب‌ها و مجلات ساعت‌ها بحث می‌کردند.

    این مستندساز درباره ارزش کار میرزاغلامرضا اصفهانی گفت: او سیاه مشق را فقط به عنوان تمرین خوشنویسی مدنظر نداشت؛ بلکه سیاه مشق را به یک عنصر بنیادین هنری تبدیل کرد و کلمه و کلام را به عنوان امر وجودی گسترش داد. او با تمرکزی که شبیه تمرکز ذن‌یست‌ها است، کار می‌کرد. او فضای مجردی را در خوشنویسی ایجاد می‌کند که دیگر خوشنویسی نیست، نقاشانه است.

    وی افزود: میرزا غلامرضا از این نظر از آبسترکتیویست‌هایی چون هارتونگ و سولاژ صد سال جلوتر است. او از سنت به امر وجودی پرواز می‌کند، کاری که با مرکب و پهنای قلم می‌کند یک نوع روایت است.

    مهدی عتیقی مقدم کیوریتور نمایشگاه، کتاب مجموعه آثار میرزاغلامرضا اصفهانی را ارزشمند دانست و ابراز امیدواری کرد که ای کاش این کتاب در یک کنگره جهانی معرفی می‌شد.

    سیدمحمد احصایی هنرمند خوشنویس و نقاش پیشکسوت نیز گفت: کتاب مجموعه آثار میرزاغلامرضا اصفهانی اثری ماندگار برای شناخت و معرفی این هنرمند خواهد بود. میرزاغلامرضا در شکسته نستعلیق شگفتی بزرگی پدید آورده است.

    به گزارش مهر، نمایشگاه آثار خوشنویسی میرزاغلامرضا اصفهانی به مدت پنج روز تا ۲۰ آذر در گالری آریانا به نشانی الهیه، انتهای خیابان مریم شرقی، ابتدای خیابان فرشته (شهید فیاضی)، شماره ۹ دایر خواهد بود. آثار ارائه شده در این نمایشگاه شامل ۸ تابلو خوشنویسی و سه کتیبه است. بزرگترین اثر میرزاغلامرضا اصفهانی از لحاظ ابعاد، که در مجموعه شخصی خانواده عبداللهی است نیز در نمایشگاه به نمایش گذاشته شده است. علاوه بر این اثر، دیگر آثار ارائه شده در نمایشگاه از مجموعه‌های شخصی هستند و برای فروش نیستند.

    کتاب نفیس مجموعه آثار میرزاغلامرضا اصفهانی نیز در این روز رونمایی شد. قیمت این اثر نفیس که تنها در ۵۰۰ نسخه شماره دار و به صورت کلکسیونی منتشر شده است، یک میلیون و ۸۵۰ هزار تومان است.

    در کتاب «مجموعه آثار خوشنویسی میرزا غلامرضا اصفهانی» در فصول سیاه‌مشق، ۱۴۵ قطعه؛ کتابت ۴۷ قطعه؛ کتیبه و لوحه‌نگاری ۱۷ قطعه؛ طرح مهر و واگیره ۲۴ قطعه؛ شکسته ۲۶ قطعه؛ تعلیمی و سطرنویسی ۴۶ قطعه و مستندات ۷ قطعه تابلو و اثر هنری از میرزا غلامرضا به چاپ رسیده است. این آثار از ۳۰ مجموعه‌ شخصی، چهار موزه و کتابخانه‌ دانشگاه تهران جمع‌آوری و عکاسی شدند.

    بر روی کتاب، یک مولاژ منقوش به چشم می‌خورد که برگرفته از آثار میرزا غلامرضا و از جنس رزین پلی‌استر با فیلر کربنات کلسیم بوده و با رنگ‌های اکلریک تزئین و سپس پتینه شده است. این اثر در سایز رحلی و با ابعاد ۲۱۰ * ۲۸۰ سانتی متر و جلد سخت چاپ شده است.

    تعداد صفحات کتاب ۵۶۸ صفحه است. ۲۴ صفحه اول و ۸ صفحه آخر کتاب با کاغذ کارتی ۱۴۰ گرمی مات مارک موریم ساخت کشور کره‌ جنوبی تولید شده است و ۵۳۶ صفحه از متن که شامل تابلو خط‌هاست، با کاغذ گلاسه‌ براق، کاغذ مارک هانسول کره‌ جنوبی با گراماژ ۱۵۰ گرم چاپ شده‌است.

  • معافیت ستاره‌های هنری (سلبریتی‌ها) و نقره‌داغ اهل فرهنگ

    معافیت ستاره‌های هنری (سلبریتی‌ها) و نقره‌داغ اهل فرهنگ

    دو مسأله ناراحت کننده موجب شد پس از ماه‌ها دست به قلم شده، با یاران و محبان اهل فرهنگ، درد دل کنم با اقرار به این که دریغ دارم ذره‌ای هم تأثیر کند؛ یکی، موضوع مالیات بر دسترنج اهل قلم و دیگری نامۀ مربوط به اجاره بهای محل و مکان فعالیت‌های مؤسسه که مدتی اسباب سلب آرامش شده است.

    چندی پیش نامه جریمۀ عدم پرداخت مالیات حق التألیف‌ها، حق ویراستاری‌ها و حق التصحیح‌ها و… به دبیرخانه مؤسسه میراث مکتوب عزّ وصول بخشید و انگشت تعجب به دهان گرفتم و دود از سر فوران کرد که از کی تا به حال از پدیدآورنده قرار شده مالیات گرفته شود که ما خبر نداشتیم؟! مگر حق‌التصحیح یک مصحح و محقق و نویسنده و ویراستار چقدر می‌شود که بخواهیم ۱۰درصد از آن را بابت مالیات کسر کنیم . اگر هم ایشان از این بابت پشیزی دریافت کنند، باید به زخمکی بزنند و باری از انبوه آوار بر سر بردارند. یاد این جمله اهل اصول فقه افتادم که می گویند: «عقاب بلابیان عند العقلا قبیح» مجازات پیش از ابلاغ و اطلاع به فرد خاطی، عقلاً زشت و نکوهیده است. عجبا دو سال از ابلاغ حکم از سوی هیأت دولت به اداره مالیاتی گذشته و اعلان عمومی هم نکردند و معاون مالی مؤسسه هم که هر هفته و ماه پله‌های اداره مالیاتی را برای چانه‌زنی و التماس دیگر موارد مالیاتی، بالا و پایین می‌رود، از این خبر اطلاع نیافته، اما شگفتا که تازه نامه جریمه این دوسال -که ما طبق روال قبل مالیات را از پدیدآورنده اثر کسر نمی‌کردیم- مبنی بر الزام به پرداخت معوقات واصل می‌شود. به کجا برم شکایت به که گویم این حکایت. وقتی حکایت مالیات بر هنرمندان هم مطرح شد، داغم تازه شد و قلم را به دست گرفتم تا بث الشکوایی و دردلی را بنویسم، به قول حضرت حافظ:
    از هر کرانه تیر دعا کرده‌ام روان
    باشد کز آن میانه یکی کارگر شود

    چندی پیش عده‌ای خیز برداشتند که لایحه مالیات بر درآمد هنرمندان باید لغو شود. جمعی از اهالی هنر نامه شکوائیه نوشتند. جناب مسئول مربوطه فرمود چنین نخواهد بود و چنان نخواهد شد. گویا خسروان صلاح کار خویش چنین دیدند که پیش از بروز مجدد تجربه «غائله بنزینیه» آن هم به سبک هنری، تاکتیکاً عقب‌نشینی کنند و از مواضع و مصالح خود دست بکشند. معلوم است دیوار اهالی فرهنگ همواره از دیوار اهالی هنر کوتاه‌تر است. چندسالی است وقتی اهالی فرهنگ و هنر به ضیافت افطار ریاست‌جمهوری دعوت می‌شوند، یکی دو میز اهل فرهنگ بنشسته و مابقیِ میزها و صندلی‌ها، مشحون است از (سلبریتی‌ها و ستاره‌ها) اهالی هنر با تیپ‌ها و البسه رنگارنگ، که هر عزلت گزیده‌ای را به تماشا وا می‌دارد و….

    فاجعه اینجاست که وقتی مجریان برنامه‌های شو (نمایش و بازی و سرگرمی) سیمای جمهوری اسلامی، مجوز خوانندگی و نوازندگی می‌گیرند و  به دلیل همین حضور مستمر در رسانه‌های ملی!  کسب شهرت و اعتبار سراسری حاصل کرده‌اند، می‌توانند مجوز کنسرت دریافت کنند و  بلیط ۲۰۰ هزارتومانی و در تورنتو کانادا یلیط ۱۵۰ دلاری بفروشند و آن وقت ایرج و گلپا و …. که از مفاخر موسیقی آوازی این کشورند، ممنوع الکنسرتند؟

    حال عرض می‌شود جناب مسئول عزیز! مگر خون اهالی شریف هنر، از دماء اهالی مظلوم فرهنگ، رنگین‌تر است که بی‌آنکه از قبل، ابلاغ بل «تکلیف مالایطاق» فرمایید، دو سال پیش حکم اخذ مالیات را اصدار فرموده و مؤسسات فرهنگی و پژوهشی چون میراث مکتوب را مشمول مالیات ساخته با تهدید به این که اگر تا فلان تاریخ پرداخت نشود، از جرایم بهره‌مند خواهید شد؟! چرا تبعیض؟

    آقاجان از سلبریتی‌ها (مثلاً ستاره ها) که نمی‌دانم چرا هر روز این کلمه غربی در سیمای (اسلامی) ما پخش می‌شود و فرهنگستان ادب هم لفظ جایگزینی را یا مصوب نکرده یا اگر کرده، کارساز نبوده، چرا مالیات نمی‌گیرید؟ بگذریم که کار از این حرف‌ها گذشته، به لفظ سلبریتی دیگر خورده نگیریم که نان این روزهای عده‌ای است که قول منطقیین:
    منطقی در بند بحث لفظ نیست        
    لیک بحث لفظ او را عارضی است

    فاجعه اینجاست که وقتی مجریان برنامه‌های شو (نمایش و بازی و سرگرمی) سیمای جمهوری اسلامی، مجوز خوانندگی و نوازندگی می‌گیرند و  به دلیل همین حضور مستمر در رسانه‌های ملی!  کسب شهرت و اعتبار سراسری حاصل کرده‌اند، می‌توانند مجوز کنسرت دریافت کنند و  بلیط ۲۰۰ هزارتومانی و در تورنتو کانادا یلیط ۱۵۰ دلاری بفروشند و آن وقت ایرج و گلپا و …. که از مفاخر موسیقی آوازی این کشورند، ممنوع الکنسرتند؟ شاید از آن روست که اینان حساب می‌برند و به قول مسعود سعد سلمان: 
    سر متاب از طریق تا نشوی       
    هدف تیر طعنۀ طنّاز

    یا برای جلب تماشاگران بیشتر، چنین افرادی را دعوت به همکاری می‌کنند.
    اخیراً انتقاد به این رفتارهای دوگانۀ مسئولان، بالا گرفته و بحق به این نوع نگاه‌های متناقض باید اعتراض کرد.  فریدون شهبازیان رهبر سابق ارکستر ملی درباره وضعیت فعلی موسیقی و گونه پاپ رایج، حرف دل اهل هنر را زده و گفته: تا زمانی که مهران مدیری و محمدرضا گلزار، خوانندگی می‌کنند و کنسرت می‌دهند، وضعیت همین می‌شود که می‌بینید.

    غرض از این نقل قول‌ها و درد دل‌ها این بود که اگر قرار است از اهل هنر مالیات گرفته شود، باید از این جماعت خاص! مالیات گرفته شود، از مدیجه سرایان چند میلیونی و سازمان‌ها و مراکزی که از مالیات دادن به انحاء مختلف گریزانند، اما در عوض، این درآمدها خرج کسانی شود که خانه‌نشین شده‌اند و توان ساز به دست گرفتن ندارند و آواز در حنجره آنها خشک شده است و یا هنرمندان و اصحاب دانش و فرهنگ که از پس هزینه‌های سنگین درمان خود عاجزند و ما همواره شرمنده آنهاییم.

    خیلی خوب. اگر قرار است مالیات باشد پس بروند سراغ پر درآمدها و کم درآمدها را معاف کنند، بروند سراغ کسانی که بازار و مافیای نشر و پخش و کنسرت دست آنهاست و «بیزنس من» هستند و گریزان از دادن مالیات، ما را به حال خودمان واگذارند که دیر یا زود با هم قطاران ورشکسته خود، عکس سلفی خواهیم گرفت

    در عرصۀ فرهنگ نیز به جای اینکه از مؤسسات پژوهشی تأثیرگذار و تحول‌آفرین، مالیات حق‌التألیف و ویراستاری گرفته شود، بروند از سلبریتهای فرهنگی و کسانی که کتاب قاچاق می‌کنند و هرشب در سیما «کتاب مارکت» را تبلیغ می‌نمایند و رمان‌های آبکی و سست مانند «ملت عشق» و «بی‌شعوری» و … را چاپ می‌کنند و اتفاقاً مورد حمایت هیأت خرید کتاب ارشاد هم هستند! کتاب‌هایی که بعضاً در سال ۵۰ بار  تجدید چاپ می‌شوند، بروند از اینها مالیات بگیرند. واقعاً بسی تلخ است که چوب به مرده می‌زنند و خراج از کسانی طلب می‌کنند که آبروی فرهنگ این کشور شده‌اند، نه درآمدی دارند تا حق‌التألیف و دسترنج ویراستاران بی‌بضاعت خود را بدهند، نه قادر به انجام تعهدات خویشند. آن وقت در این وانفسای رکود و گرانی و درماندگی، نامه جریمه معوقات مالیاتی برایشان صادر می‌شود!
    به قول حضرت لسان الغیب که قرنها پیش حرف دل ما را زده:
    جای آن است که خون موج زند در دل سنگ    
    زین تغابن که خزف می شکند بازارش

    خیلی خوب. اگر قرار است مالیات باشد پس بروند سراغ پر درآمدها و کم درآمدها را معاف کنند، بروند سراغ کسانی که بازار و مافیای نشر و پخش و کنسرت دست آنهاست و «بیزنس من» هستند و گریزان از دادن مالیات، ما را به حال خودمان واگذارند که دیر یا زود با هم قطاران ورشکسته خود، عکس سلفی خواهیم گرفت.

    جالب تر اینکه اخیراً مشکل میراث مکتوب دو چندان شده است. همگان می‌دانند که این مؤسسه آنچه از محل قراردادها و برنامه‌های خود از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی طی قراردادی اخذ می‌کند، همه صرف حقوق و بیمه و مالیات و هزینه‌های جاری آب و برق و سایت و اینترنت و … می‌شود و اندکی هم صرف تولید آثار و نشریات. طبعاً به دلیل هزینه‌های گران چاپ، ناچار است دانه دانه کتاب و سه عنوان نشریه علمی تخصصی خود را چندتا چاپ و بلافاصله روی سایت گذارد. طبعاً نه توش و توان چاپ گسترده دارد و نه مراکز عرضه و پخش کتاب، به پخش این آثار چندان وقعی می‌نهند. با این وصف اخیراً موضوع اصرار بر دریافت اجاره معوقه شش ماهۀ دو واحد استیجاری در اختیار مؤسسه، شده است قوز بالای قوز. حالا پس از اخطار اخیر، منتظریم کی حکم تخلیه برسد و بساط و اثاث میراثیان به حکم سازمان بازرسی بیرون ریخته و در کنار خیابان یا گوشه‌ای از بیابان خیمه بزنیم و به احیای مواریث نیاکان ادامه دهیم! آن از قِصه پر غُصۀ مالیات بر حقوق و دسترنج و درآمد! اهل تصحیح و تحقیق و ویراستاری، و این هم تهدید به اخذ اجاره از مؤسسه‌ای که بیش از ۴۳۰ جلد کتاب و ۲۰۰ شماره مجله –چندان که دانایان دانند- نشر کرده، اکنون برای تداوم کارهایش در تنگنا و مضیقه است. نه درآمدی که مالیات بدهد و نه مکانی که با آرامش بتواند به کار ادامه دهد.
    حکایت ما شده حکایت نادرشاه و آن پیرزن که گاوش نَر بود و نادر حکم کرد که ای زن بدوش!!

    ۵۷۵۷

  • لوگوی «گورکن» رونمایی شد

    لوگوی «گورکن» رونمایی شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی پروژه، لوگوی فیلم سینمایی «گورکن» به نویسندگی و کارگردانی کاظم ملایی و تهیه کنندگی سینا سعیدیان رونمایی شد.

    علی مرادی بارانی این لوگو را طراحی کرده است.

    ویشکا آسایش، حسن معجونی، مهراوه شریفی‌نیا، گوهر خیراندیش، بهنوش بختیاری، رضا بهبودی، مهدی حسینی‌نیا، سیاوش چراغی پور، محمود نظرعلیان، حمیدرضا محمدی، یدالله شادمانی و… در «گورکن» به ایفای نقش پرداخته‌اند.

  • تازه‌ترین تصاویر «مست عشق» منتشر شد

    تازه‌ترین تصاویر «مست عشق» منتشر شد

    به گزارش خبرگزاری مهر،  تصاویری از بوران کوزوم بازیگر جوان و مطرح ترکیه‌ای فیلم «مست عشق» به کارگردانی حسن فتحی منتشر شد.

    بوران کوزوم نقش علاءالدین پسر سخت گیر، زودرنج و بلند پرواز مولانا را در این فیلم بازی می‌کند. این در حالی است که شخصیت علاءالدین چلبی به‌دلیل تاثیری که بر سرنوشت مولانا و شمس گذاشت، کاراکتر مهمی در «مست عشق» به حساب می‌آید.

    شهاب حسینی، پارسا پیروزفر، ابراهیم چلیک‌کول، هانده ارچل، سلما ارگچ، بنسو سورال، بوراک توزکوپاران و حسام منظور سایر بازیگران «مست عشق» هستند.

    تهیه کننده فیلم مهران برومند است، فیلمنامه‌ آن را حسن فتحی و فرهاد توحیدی نوشته‌اند.

    «مست عشق»محصول مشترک سینمای ایران و ترکیه است و سرمایه گذاران آن شرکت سیماریا(simarya film production) و شرکت ای. ان. جی(ENG yepim medya) هستند.

    داستان فیلم همزمان با دوران زندگی مولانا و شمس تبریزی اتفاق می‌افتد.

  • «تا ابد با تو می مانم» تبلور سبک زندگی عاشقانه و حماسی است

    «تا ابد با تو می مانم» تبلور سبک زندگی عاشقانه و حماسی است

    به گزارش خبرگزاری مهر، مراسم رونمایی و خوانش کتاب «تا ابد با تو می مانم» همزمان با سالروز ولادت امام حسن عسکری(ع) با حضور سردار جانباز اکبر نجاتی، مریم مقدس راوی و مریم عرفانیان نویسنده اثر، حجت الاسلام گنابادی نژاد رئیس سازمان فرهنگی آستان قدس رضوی، حجت الاسلام سبزیان مدیرکل کتابخانه های عمومی خراسان رضوی، مدیرعامل انتشارات به‌نشر، جمعی از فرهیختگان و نویسندگان مطرح مشهدی و مادران و همسران شهدای هشت سال دفاع مقدس و شهدای مدافع حرم با مشارکت جمعی از سازمان های فرهنگی در موسسه فرهنگی قدس در مشهد برگزار شد.

    سردار جانباز اکبر نجاتی از فرماندهان دوران دفاع مقدس در این مراسم با ذکر خاطراتی از سردار سرلشگر شهید شوشتری در ارتباط با نقش مادران و همسران در هشت سال دفاع مقدس و اهمیت تکریم خانواده اظهار کرد: در ابتدا اگر توفیق حضور در جبهه نصیب بنده شد مرهون اذن مادرم و پس از آن همراهی همسرم بود و خداوند متعال را شاکرم که توانستم از این سرزمین اسلامی و ارزش های اسلامی دفاع کنم.

    مریم مقدس راوی این اثر و همسر سردار جانباز اکبر نجاتی نیز بیان داشت: خانم عرفانیان برای این گفتگو چهار سال آمدند و رفتند تا من برای صحبت متقاعد شوم زیرا جزئیات زیادی از خاطرم رفته بود، اگر زیبایی در این کتاب مشاهده می کنید به دلیل قلم قوی خانم عرفانیان است و خودم را قابل این موضوع نمی دانم.

    مریم عرفانیان نویسنده کتاب «تا ابد با تو می مانم» نیز گفت: از سال ۸۵ تا ۸۹ که مسئولیت جمع آوری آثار شهدا در بنیاد شهید و امور ایثارگران را بر عهده داشتم با خانم مقدس و سردار نجاتی آشنا شدم و اکنون که به آن سالها می نگرم، آن سال‌ها گنج زندگی من بوده است.

    وی با بیان اینکه سردار نجاتی نه تنها با جمع آوری خاطرات زندگی وی مخالفتی نداشتند بلکه با روی گشاده استقبال کردند، تصریح کرد: برخی از مواردی که در این کتاب نباید نوشته می شد را نوشتم و از سانسورهایی که در ادبیات دفاع مقدس وجود دارد چشم پوشی کردم.

    عرفانیان خاطرنشان کرد: قصه ای را نوشتم که خدا نوشته بود، نگارنده سخنان خانم مقدس بودم و واسطه ای بودم که به دست خوانندگان برسانم، شهدا در این مسیر من را یاری کردند و سردار نجاتی و خانم مقدس همچون پدری دلسوز و خواهری مهربان از هیچ گونه کمکی دریغ نکردند.

    معاون تولید انتشارات به‌نشر نیز در این مراسم با بیان اینکه در یک نگاه کلی، ادبیات دفاع مقدس به دو دسته متعهد مبتنی بر واقعیت بینی و غیر متعهد مبتنی بر فرضیات واهی طبقه بندی میشوند، گفت: این دو ادبیات ریشه در دو جهان بینی متفاوت در نویسندگان دارد، جهان بینی که از جنگ فقط سختی های آن را می بیند و نوع دیگری از جهان بینی که در کنار سختی ها و تلخی ها اما رشادت ها و زیبایی های آن را نیز مشاهده می کند که این امر از همان روزهای اولیه جنگ تحمیلی در بین نویسندگان وجود داشت.

    سید احمد میرزاده تصریح کرد: نویسندگان مارکسیست که در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی فعال بودند و جنگ را اساسا حاصل نگاه سودجویانه طبقه سرمایه دار می دانستند و برخی افرادی که در دهههای بعد فعال هستند اساسا تصاویری توام با خشونت و بمباران به نمایش می گذارند و از یک سلسله نظریات روانشناختی غربی این مضامین را برای سلامت روانی جامعه مضر قلمداد میکنند که این نظرات نه بر واقعیت ها منطبق هستند و نه با آموزه های دینی ما سازگاری دارند.

    وی افزود: ملت ایران در طول تاریخ در برابر تهاجم تمام بیگانگان ایستاده و به پیروزی رسیده است و این حاصل روحیه حماسی شیعی ملت ایران است که با فرهنگ پر از شور و شعور عاشورا پرورش یافته است.

    عضو انجمن قلم تاکید کرد: همین تجربه ۳۰ ساله بعد از دفاع مقدس به ما ثابت کرده است این روحیه شجاعت ملی را شعله ور نگاه داریم، آمادگی برای جنگ ضامن صلح است. از طرفی اگر در زمینه ثبت آرمان های دفاع مقدس کوتاهی کنیم، دشمنان در جعل و تحریف تاریخ کوتاهی نمی کنند و تاریخ را وارونه جلوه می دهند.  

    وی خاطرنشان کرد: در تمام دنیا ادبیات دفاع جزء پرخواننده ترین آثار است همچنان که دهه ها از جنگ جهانی دوم می گذرد و هنوز آثار سینمایی بی شماری ساخته و از آنها استقبال خوبی می شوند، همانطور که هشت سال دفاع مقدس به دلیل جمیع جنبه های ملی دارای چنان ظرفیتی است که ادبیات پایداری ما آبستن تولید یک شاهکار بزرگ ادبی در سطح شاهنامه فردوسی است و وظیفه همه متولیان نشر کمک و حمایت از این نوع ادبیات است تا زمینه را برای زایش خلاق بزرگ فراهم کنند.

    میرزاده تصریح کرد: ادبیات جانبازی در ذیل ادبیات پایداری از موثرترین و حرکت آورترین مضامین مربوط است زیرا مسائل مربوط به

    جانبازی با پایان جنگ به فراموشی سپرده نمی شود و زندگی یک جانباز تا آخرین لحظه یک مجاهده است چرا که این برای اطرافیان انگیزه بخش است و در تمام دنیا برای ادبیات جانبازی سرمایه گذاری و تبلیغ ویژه می شود.  

    به گفته وی پیش از انقلاب اسلامی، نقش زن در ادبیات داستانی ما یک نقش دست چندم و فرعی بود و تنها برای برخی از جاذبه های جنسیتی بود که خواننده را تا پایان داستان نگه دارد اما به برکت انقلاب اسلامی و ادبیات دفاع مقدس، نقش زن در ادبیات داستانی ما به نقش اصیل یک زن مسلمان برگشته است، همچنان که زندگی سردار نجاتی و همسر ایشان به لحاظ جمیع جنبه ها دارای چنان ظرفیتی است که معتقدم می توان از آن چندین رمان نوشت و فیلم سینمایی ساخت.

    در ادامه حجت الاسلام علی اکبر سبزیان، مدیرکل نهاد کتابخانه های عمومی خراسان رضوی اظهار کرد: در اداره کل کتابخانه های عمومی خراسان رضوی خوانش و معرفی کتاب های دفاع مقدس با جدیت دنبال می شود و نشان می دهد باید از زاویه دیگر به دفاع مقدس نگاه کرد، درس های فراوان در تاریخ زندگی شهدا و تجربیات ناب زندگی سرداران بزرگوار می تواند راهگشای زندگی امروز باشد.

    وی ادامه داد: آنچه که در کتاب «تا ابد با تو می مانم» می تواند مورد توجه قرار گیرد مقوله سبک زندگی است، مهارت تصمیم گیری در دوراهی زندگی یکی از مهم ترین بخش هایی است که در این این کتاب به آن اشاره می شود و قدرت تصمیم گیری به جوانان در آستانه ازدواج را می آموزد.

    سبزیان با بیان اینکه عنصر توکل به خداوند در این اثر موج می زند، یادآور شد: بحث مداراکردن، احترام به والدین و حیا این کتاب را به یک اثر عاشقانه عارفانه حماسی تبدیل کرده است که عشق در آن موج می زند و حماسه ای توام با عرفان است و «تا ابد با تو می مانم» می تواند دستمایه خوبی برای یک فیلم نامه جذاب امروزی باشد.

    وی با اعلام موافقت دکتر کرباسی نایب رئیس مجمع خیرین توسعه کتابخانه ها و ترویج کتابخوانی استان به جهت خرید این کتاب برای کتابخانه های عمومی خراسان رضوی و تعدادی نیز برای ترویج در مجموعه های فرهنگی خاطرنشان کرد: خروجی این جلسه می تواند معرفی این کتاب به جوانانی باشد که در آستانه ازدواج قرار دارند و مشکلاتی را پیش رو دارند و به آنها یاد می دهند که موانع را از سر راه بردارند.

    همچنین در این مراسم جمعی از فعالان ادبیات و نشر با خوانش قسمت هایی از این کتاب به معرفی آن پرداختند.

    مهدی ابراهیمی از فعالان فرهنگی مشهد با بیان اینکه صلابت سردار جانباز نجاتی با قلم نویسنده به خوبی به آن پرداخته شده و طراحی جلد این اثر نیز به خوبی توسط به‌نشر انجام شده است، گفت: موضوع تاریخ شفاهی بسیار با اهمیت است و هر کتاب در صد سال آینده می تواند یک گلوله در برابر تحریف باشد.

    وی با ارائه پیشنهاد تبادل تاریخی و سال نگاری در وادی ادبیات شفاهی افزود: روایت های شفاهی همچون کتاب «تا ابد با تو می مانم» باید پرقدرت تر و ادامه دار باشند.

    فاطمه کنعانی از نویسندگان عصرانه داستان نویسان رضوی نیز با بیان اینکه توصیفات ملموس نویسنده اثر آنچنان پرقدرت است که تمامی آلام شخصیت های کتاب بسیار باورپذیر می باشد و بسیاری از عناصر درام در آن رعایت شده است، اظهار کرد: این اثر روایتگر یک عشق ماندگار و مداوم است و ریشه این تداوم را کسی خواهد فهمید که کتاب را مطالعه کرده باشد لذا می توان نام عاشقانه آرام را بر آن برگزید.

    مهدی عسگری از فعالان فرهنگی مشهد نیز با بیان اینکه محتوا، طرح، تبلیغ و مخاطب شناسی از ارکان مهم تاثیرگذاری یک اثر بر مخاطب می باشد، گفت: به عقیده من این اثر جزء نخستین آثاری بود که به لایه های اجتماعی دوران دفاع مقدس پرداخته است و در ژانر همسران شهدا حرف های جدیدی برای گفتن دارد لذا می توان برای ترغیب مخاطبان به خواندن این کتاب نام دیگری و طرح جلد جدیدی بر آن برگزید.

    ثریا صدقی از نویسندگان ادبیات داستانی نیز اظهار کرد: قلم نویسنده بسیار قدرتمندانه و زیبا به صلابت سردار نجاتی پرداخته است و چالش های دوگانه متن همچون عشق و منطق، وظیفه و خانواده، حضور و غیبت، ترس و شجاعت، تعهد و احساس، تردید و قاطعیت و … تصویر مفهومی بسیار زیبایی خلق کرده است.

    در این مراسم خوانش کتاب «تا ابد با تو می مانم» با اجرای شادی ابراهیمی و حدیث حسینی از اعضای فعال شبکه دانش آموزی کتاباران به‌نشر انجام و در پایان از پرتره سردار جانباز نجاتی که به صورت زنده و با هنرمندی مهدی منصوب طراحی شد، رونمایی شد.

    پایان بخش مراسم، رونمایی از کتاب «تا ابد با تو می مانم» با همراهی مادر شهید حسن قاسمی دانا، همسر سردار شهید مهدی میرزایی، همسر سرلشگر شهید نورعلی شوشتری، همسر شهید سورچی، همسر شهید حاج عباس تیموری و مادر بزرگوار سردار اکبر نجاتی بود.

  • معضل «بازیگران فست‌فودی» در تئاتر/ وقتی اولویت با کار «آسان» است!

    معضل «بازیگران فست‌فودی» در تئاتر/ وقتی اولویت با کار «آسان» است!

    خبرگزاری مهر-گروه هنر: نمایش «آن دیگری» به کارگردانی سمانه زندی‌نژاد این روزها در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه است. این اثر نمایشی اقتباس از رمان «آئورا» کارلوس فوئنتس محسوب می‌شود که با ایده‌هایی متفاوت و نو از جانب کارگردان و گروه بازیگران نمایش روی صحنه رفته است.

    «آن دیگری» داستان مواجه یک مرد با یک پیرزن و دختری جوان در اتاقی در یک بیمارستان است که در این بین اتفاقات رقم خورده میان این سه، نشان می‌دهد که زن از طریق جادو، گذشته خود و مرد را احضار کرده است.

    به بهانه اجرای این اثر نمایشی سمانه زندی‌نژاد کارگردان و محمدرضا علی‌اکبری، آزاده صمدی و طاهره هزاوه بازیگران این اثر نمایشی مهمان خبرگزاری مهر شدند و علی شمس نویسنده و کارگردان تئاتر درباره ویژگی‌های نمایش با آنها به بحث و تبادل نظر پرداخت.

    در بخش ابتدایی این نشست مساله مورد بحث بیشتر درباره چگونگی اقتباس از یک رمان برای تبدیل شدن به نمایشنامه بود و اینکه نویسنده و کارگردان نمایش در برگردانی که از رمان داشتند چه عناصری را حذف و چه ویژگی‌هایی را حفظ کرده اند. در بخش دوم و پایانی این نشست درباره چگونگی رسیدن بازیگران به نقش و طراحی حرکت و ژست در بازیگری بحث شد. همچنین این نکته مورد توجه قرار گرفت که در تئاتر ایران کمتر بازیگران روی بدن و ویزگی‌های فیزیکی شان تمرکز دارند و بازی‌های تبدیل به بازی‌های سهل الوصول و فست فودی شده است.

    بخش دوم و پایانی این نشست را در ادامه می‌خوانید؛

    * علی شمس:‌ از نکات موردتوجه در اجرای «آن دیگری» دوئالیته‌ای است که در رمان و نمایش شاهدش هستیم؛ یعنی تقابل منِ جوان و منِ پیر یا منِ کلفت و منِ ارباب. همچنین ژستی که طاهره هزاوه در نقش زن جوان پیدا کرده نیز جذاب است؛ ایده فروتنانه بودن و رسیدن به این فرم از بدن چگونه شکل گرفت؟

    طاهره هزاوه: من متن «آئورا» را خیلی دوست داشتم و چندسال قبل به واسطه دوستی که خودش یک ورژن از این رمان را نوشته بود، آن را خواندم. جدا از این متن، شخصیت زن اثیری در «بوف کور» را هم بسیار دوست داشتم که به نظرم این زن سیاه‌پوش اثیری که مرد را شیفته خودش می‌کند، با آئورا نقاط مشترک زیادی دارد.

    از همین رو زمانی که سمانه بازی در این نقش را به من پیشنهاد داد در پوست خودم نمی‌گنجیدم و خوشحال بودم که بالاخره می‌توانم این نقش را بازی کنم اما تصویری که از آئورا در ذهن داشتم با ذهنیت سمانه متفاوت بود.

    من آئورا را مثل زن اثیری می‌دیدم که خیره به نقطه‌ای است و حضور و اتمسفر خاصی دارد اما در تمرین‌ها با این چالش روبرو شدم که اصلا قرار نیست ما آئورایی زیبا و اثیری ببینیم. در طول تمرین‌ها حتی به این رسیدیم که شاید آئورا اصلا زیبا هم نیست و چشمان سبزی ندارد و بیشتری ظاهری خمیده و نازیبا دارد. به نظرم در این دختر یک جنون و عشق و نیروی جوانی وجود دارد که می‌تواند در طول ماجرا ظاهر و ژستی شبیه خرگوش در داستان پیدا کند.

    * منظور من از این سوال توصیف ویژگی‌های شخصیت نیست بلکه منظور من مصادیق ژستی در فرم است و می‌خواهم بدانم مثلا در طول تمرین‌ها چطور به این این ژست در فرم بدن رسیدید و اصلا چه تمرینی انجام دادید که حرکات یک خرگوش را تداعی کنید.

    زندی‌نژاد: من در تمرین‌ها به طاهره گفتم وقتی نقش دختر اثیری را بازی می‌کنی طوری اتود بزن که انگار کور هستی و نمی‌بینی. یعنی همه چیز را با لمس کردن پیدا می‌کنی. این دختر روی صحنه کور نیست اما با لمس کردن به شناخت می‌رسد.

    در مورد ژست خرگوش هم قرار شد طاهره‌ای باشد که می‌خواهد بدنش زبر و زرنگی و جنب و جوش خرگوش را داشته باشد. در طول تمرین‌ها هم مدام بین خرگوش بودن و زن اثیری در حرکت بودیم. مساله‌ای که برایمان خیلی مهم بود و طاهره هم به آن اشاره کرد این بود که اصلا نمی‌خواستم آئورا یک زن زیبای چشم سبز باشد، بلکه می‌خواستم همه این زیبایی در بدنش اتفاق بیفتد چه وقتی که خرگوش است و چه زمانی که دختر است.

    به طاهره گفتم با خطوطی که در فضا رسم می‌کنی آن زیبایی را برای مخاطب بساز. ما عکس‌هایی از دختری داشتیم که مدل‌های مختلف نشستن و ایستادن داشت که معمولی نبودند مثلا وقتی روی صندلی نشسته، ژست خاصی دارد و نحوه ایستادنش هم متفاوت است. آن عکس‌ها را به طاهره نشان دادم  و شروع کردیم با طاهره آن ژست‌ها را اتود زدن.

    * طراحی ژست‌های پیرزن چطور شکل گرفت؟

    زندی‌نژاد: بعد از اینکه آزاده بازی در نمایش را پذیرفت، من به خانه او رفتم و آزاده به من گفت که دارد روی صدایش اتودهای مختلف می‌زند و در جلسات اول بود که شروع کرد به اتودهای مختلف درباره بدنش و بعد عصا به بازی اش اضافه شد که خیلی کمک‌کننده بود. در طول تمرین‌ها مدام ژست‌ها و نوع فرم فیزیک و بیانش را اصلاح می‌کردیم تا به شکل نهایی رسیدیم.

    * تفاوتی بین بازی طاهره هزاوه و آزاده صمدی وجود دارد. بازی هزاوه ویژه است، از این نظر که یک بازی فراروزمره فرمالیستی دارد و صمدی دارد وارد یک تقلید رئالیستی از یک فیزیک سنی (پیرزن) می‌شود.

    صمدی: من براساس رمان «آئورا» و گپ‌هایی که اول با هم زده بودیم، تصور می‌کردم که این شخصیت پیرزنی است که اصلا سنش مشخص نیست و ممکن است صد سال یا هزارسال زندگی کرده باشد و یک خرگوشی دارد که براساس همان جنون فردی جادویش می‌کند و تبدیلش می‌کند به جوانی خودش. شاید همه اینها تخیل پیرزن و بازی باشد که او در بیمارستان با خودش می‌کند. به هر حال این خرگوش تبدیل به جوانی زن شده و عینیت پیدا می‌کند.

    آزاه صمدی: با من برای بازی در یک نمایش تماس می‌گیرند و می‌گویند خانم صمدی ما فقط ۱۵ جلسه تمرین داریم که البته من قبول نمی‌کنم و می‌گویم من اصلا آدم ۱۵ جلسه تمرین نیستم. کلا کار آسان، بی‌کیفیت و بدون سختی بیشتر مورد توجه است و در چنین شرایطی بازیگر لزومی نمی‌بیند که به خودش سختی بدهدمن براساس پیشنهادی که متن به من می‌داد، شروع کردم به اتود زدن پیرزن و طاهره هم اتود خرگوش را تمرین می‌کرد چون حتما زمانی هم که خرگوش به جوانی پیرزن تبدیل می‌شود، هنوز شبیه خرگوش است و بعد کم کم به آن موجود اثیری تبدیل می‌شود. در نهایت وقتی ماسک به بازی‌ام اضافه شد این جذابیت را برایم داشت که وقتی یک چیزی را از دست می‌دهم در عوض چیزهای دیگری را به بازی‌ام اضافه کنم و آن موقع بود که این قطعیت برایم به وجود آمد که باید با فیزیک و صدایم کار بیشتری بکنم. این تغییر فیزیک و صدا در سه قصه مختلف نمایش نمود می‌یابد.

    زندی‌نژاد: مساله مهم دیگر در این نمایش برایم این بود که می‌خواستم طاهره و محمدرضا ژست و بدنی فراروزمره داشته باشند و آزاده برعکس یک پیرزن معمولی و واقعی باشد چون حتی مرد هم می‌تواند در تخیل پیرزن شکل گرفته باشد.

    * اتفاقاً معتقدم ما در حوزه دیکشن، لحن، فرم فراروزمره و ژست بدن در تئاتر ایران خیلی فقیر هستیم. ما عموما نمی‌توانیم با کلمات جامد و صریح راجع به رسیدن به یک فرایند بدنی حرف بزنیم؛ کاری که غرب سال‌ها است دارد، انجام می‌دهد. بازیگران ما فقط می‌توانند مفهومی و بنا بر هوش خودشان و تلپاتی که با کارگردان دارند، یک چیزهایی را اتود کنند. ما در طول سال چند کار می‌بینیم که در آن بدن بازیگر فهم و سواد دارد؟ در تئاتر ما بدن‌های بازیگر بدن‌های فست فودی است که حاضر و آماده می‌آید، روی صحنه و دیالوگ می‌گوید اما در نمایش «آن دیگری» در بدن بازیگران این فهم و دیکشن را شاهد هستیم که همین فرم اتمسفر کار را به درستی خلق می‌کند. کار کردن با بدن از این نظر کار بازیگر را ارزشمند می‌کند که او چیزی می‌آفریند، مختص فرایندی که در حال هست شدن است و بعد از اجرا از بین می‌رود. در واقع بازیگر با این کار یک جهان منحصر به فرد خلق می‌کند که ممکن است ما در طول سال تنها در ۶-۷ نمایش آن را ببینیم.

    صمدی: بخشی از این اتفاق به دلیل شرایط تولید در تئاتر ماست. ما محصولاتی را روی صحنه می‌بینیم که به دلیل مسائل مختلف تن به تمرین کم و پول درآوردن زیاد می‌دهند. به نظرم تا حدی مفاهیم در تئاتر ما عوض شده است. مثلا با من برای بازی در یک نمایش تماس می‌گیرند و می‌گویند خانم صمدی ما فقط ۱۵ جلسه تمرین داریم که البته من قبول نمی‌کنم و می‌گویم من اصلا آدم ۱۵ جلسه تمرین نیستم. کلا کار آسان، بی‌کیفیت و بدون سختی بیشتر مورد توجه است و در چنین شرایطی بازیگر لزومی نمی‌بیند که به خودش سختی بدهد مگر اینکه دغدغه‌اش باشد و با خودش چلنج شخصی داشته باشد.

    محمدرضا علی‌اکبری: باید دید چقدر واقعاً توجه به این ویژگی‌ها از طرف تولیدکننده اصلی نمایش یعنی کارگردان به گروه منتقل می‌شود. به این معنی که اصلا چقدر این خواست از جانب کارگردان‌ها وجود دارد که در آن دیدگاه تئاتری خودشان، چنین بازیگرهایی را بخواهند.

    صمدی: زمانی که کارهای دکتر علی رفیعی اجرا می‌رفت ما چند بازیگر داشتیم که به لحاظ بدنی آماده و سرحال بودند که خود آن‌ها در حال حاضر دارند به صورت فردی بازیگران خودشان را تربیت می‌کنند. این بازیگران به واسطه تمرین‌هایی که برای دکتر رفیعی انجام می‌دادند نیاز بدن را در بازیگری دریافت کرده بودند.

    محمدرضا علی اکبری: اگر تحولی در طول تاریخ تئاتر در بازیگری اتفاق افتاده، نقطه شروعش اتفاقا خواست کارگردان بوده است. اگر کارگردانی دلش می‌خواسته ایده‌ای خاص را روی صحنه عینیت ببخشد به این نتیجه می‌رسیده که باید برای رسیدن به آن، تربیت خاصی را برای بازیگرش در نظر بگیردعلی‌اکبری: اگر تحولی در طول تاریخ تئاتر در بازیگری اتفاق افتاده، نقطه شروعش اتفاقا خواست کارگردان بوده است. اگر کارگردانی دلش می‌خواسته ایده‌ای خاص را روی صحنه عینیت ببخشد، به این نتیجه می‌رسیده که باید برای رسیدن به آن، تربیت خاصی را برای بازیگرش در نظر بگیرد.

    نکته دیگر اینکه اگر بازیگر قدر و اندازه خودش را نداند تباه می‌شود. اینکه بدانیم منِ بازیگر در چه فضایی می‌توانم کارآمدتر باشم بسیار مهم است. من خودم را می‌شناسم و می‌دانم که بازیگر خیلی انعطاف‌پذیری نیستم و می‌دانم کارگردان‌هایی را که با آنها کار کرده‌ام از جایی به بعد اذیت کرده‌ام از این جهت که پیش خودم فکر می‌کنم شاید بایستی طرف من جهان من را بشناسد و بداند که من نمی‌توانم هرجوری که یک کارگردان بخواند برایش بازی کنم. در واقع اعتراف من، اعتراف به ضعف در خودم است.

    من فکر می‌کنم که سمانه می‌خواست از یک سری توانایی‌های من استفاده کند و برای همین است که بعد از ۷ سال این اجرا، اجرای عمومی مشترک ماست. او یک شکل از بازیگری را از من می‌خواست که شکل مورد علاقه بازیگری خود من است؛ بازی به شیوه کاملا تکنیکال که بازیگر بتواند آن نقاط اصلی اش را به صورت تکنیکی هر شب تکرار کند و سازوکاری که این بدن در فضا پیدا می‌کند، مورد توجه قرار می‌گیرد.

    این شکل از بازیگری مورد علاقه خود من است؛ شیوه‌ای که از علاقه مند بودن من به طبقه بندی کردن و ریاضی دیدن پدیده‌ها می‌آید و به بازیگری ام هم ورود می‌کند که دوست دارم با بدنم در فضا کاری انجام دهم یا صدایم فیزیکالیته‌ای دارم که باید با آن هم کاری انجام دهم. البته طبیعتا همیشه هم اینطوری نیست که بتوان در هر کاری با این رویکرد جلو رفت.

    «زآمی» یک جمله طلایی دارد که می‌گوید کاراکتر از ارتباط بین بدن و صدا در آمبیانسی که آن کاراکتر ظاهر می‌شود، شکل می‌گیرد. من به عنوان بازیگر یک صوت، امکانات صدا و بدنی دارم که در آمبیانسی قرار است این‌ها را مثل یک شیمی‌دان با هم ترکیب کنم و طبیعتا این کار در جهانی نسبت به بدن‌های دیگر هم قرار می‌گیرد.

    * مصطفی شب‌خوان مشاور حرکت نمایش نیز به طراحی حرکات خیلی کمک کرده است.

    علی‌اکبری: به نظر یک اتفاق و شانس است که کسی دوستی مثل مصطفی داشته باشد از این جهت که اغلب این اتفاق می‌افتد که ما معمولا می‌خواهیم آنچه را که خودمان دوست داریم به دوستی که سر تمریناتش دعوت می‌شویم، انتقال دهیم و خیلی وقت‌ها قضاوت‌های ما در مورد کارهای دوستان و غیر دوستانمان همینطور شکل می‌گیرد چون الزاما کاری که روی صحنه رفته نباید سلیقه من باشد بلکه من باید راه ورود به جهان آن متن و تحلیل آن را پیدا کنم. مصطفی در طراحی حرکت تخصص دارد و سال‌ها برای این کار عمرش را گذاشته است.

    اتفاق خوبی که در کار افتاد این بود که ما ابتدا یک طراحی برای کار داشتیم و زمانی که مصطفی به گروه اضافه شد براساس همان طراحی اولیه ما ایده پردازی کرد نه اینکه نظر خودش را به گروه تحمیل کند. وقتی مصطفی به طراحی ما سروشکل داد شاهد بودیم که همان ایده کلی ما اجرا شده و همه این ویژگی‌ها را هم از خود بازیگران گرفته است.

  • هنرمندان دغدغه‌مند برای رفع مشکلات مردم مالیات بدهند

    هنرمندان دغدغه‌مند برای رفع مشکلات مردم مالیات بدهند

    به گزارش خبرنگار مهر، اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل طی نامه‌ای از هنرمندان دغدغه‌مند خواست که از حصار امن مالی که برایشان فراهم شده خارج شده و برای عملی کردن دغدغه‌شان و سعی در رفع مشکلات معیشتی مردم دست به اقدام بزنند.

    اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه‌های سراسر کشور طی نامه ای خطاب به هنرمندان و اهالی فرهنگ و هنر نوشت: از شما هنرمندان دغدغه‌مند که اکثرا در برهه‌های حساس و مهم ابراز وجود کرده‌اید و با روش‌های مختلفی چون نامه و بیانیه و متن و سخنرانی و توییت و… نسبت به وضع موجود شکایت کرده‌اید درخواست می‌کند که از حصار امن مالی که برایتان فراهم شده خارج شوید و برای عملی کردن دغدغه‌تان و سعی در رفع مشکلات معیشتی مردم دست به اقدام بزنید.
     
    متن این نامه به این شرح است:
     
    « درپی صدور بیانیه‌ای از سمت اهالی هنر و رسانه با عنوان بیانیه‌ صدای ۲۸ آبان که شاید بتوان آن را نشان دهنده‌ دغدغه‌مند و نگرانی شما نسبت به مسائل و مشکلات مردم شریف ایران دانست، ضمن بیان مواردی در رابطه‌ با قانون معافیت مالیاتی هنرمندان بر اساس بند (ل) ماده ۱۳۹ قانون معافیت مالیات‌های مستقیم کلیه‌ فعالیت‌های انتشاراتی، مطبوعاتی، قرانی، فرهنگی و هنری دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، خود را ملزم دانستیم که تکانی را خطاب به شما به عنوان یکی از پرطرفدارترین اقشار جامعه‌ی ایرانی مطرح کنیم.
     
    هنرمندان عزیز آیا می‌دانستید که در کشور ما ۵۰۰ هزار میلیارد ریال معافیت مالیاتی وجود دارد که بخش اعظمی از این معافیت به حرفه و هنر شما باز می‌گردد. مبلغی که حتی یک درصد از آن هم می‌توان مقدار زیادی از فشارهای اقتصادی تحمیل شده بر ملت ایران را کاهش دهد.
    از این بیانیه که چند روز گذشته از سمت شما صادر شده می‌توان این مفهوم را برداشت کرد که حس همدردی و همراهی نسبت به ملت دارید و نسبت به اوضاع آنان دغدغه‌مند هستید، اما سوالی که مطرح است این است که چرا این دغدغه فقط در سطح حرف باقی مانده است؟ چرا شما بزرگان سینما، تلوزیون، تئاتر و غیره و غیره به صورت داوطلبانه اقدام به پرداخت مالیات‌های خود نمی‌کنید؟
     
    بد نیست بدانید که میانگین دستمزد هر بازیگر ستاره‌  ایرانی بین ۴۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومان است و طبق گفته‌ مدیر برنامه‌ یکی از خوانندگان به نسبت شهره، فقط یکی از خوانندگان در پنج ماهه‌ اول سال ۹۶، ۲۸میلیارد تومان درآمد داشته که حتی یک ریال از این درآمد راهم به عنوان مالیات پرداخت نکرده درحالی که متوسط درآمد یک کارمند ایرانی ۳میلیون و ۳۰۰هزار تومان است و ۱۰ درصد از حقوق او به عنوان مالیات به صورت ماهیانه کسر می‌شود.

    در پایان اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه‌های سراسر کشور از شما هنرمندان دغدغه‌مند که اکثرا در برهه‌های حساس و مهم ابراز وجود کرده‌اید و با روش‌های مختلفی چون نامه و بیانیه و متن و سخنرانی و توییت و… نسبت به وضع موجود شکایت کرده‌اید درخواست می‌کند که از حصار امن مالی که برایتان فراهم شده خارج شوید و برای عملی کردن دغدغه‌تان و سعی در رفع مشکلات معیشتی مردم دست به اقدام بزنید. در ابتدا شفاف سازی داوطلبانه نسبت به حقوق خود انجام دهید و سپس مالیات بپردازید تاهم به رفع کسری بودجه‌ همیشگی دولت منتخب کمک کرده باشید و هم ملت ایران ببینند که ستارگان و سرشناسان هنر و رسانه دوشادوش آنان قرار گرفته‌اند و بخشی از فشار افتصادی را به دوش می‌کشند.
     
    به امید روزی که پشت هر حرفی عملی نیز نهفته باشد.»

  • «سگ‌ها دیشب نخوابیده‌اند» در پی اکران خارجی/ در «فجر» بازنده‌ایم!

    «سگ‌ها دیشب نخوابیده‌اند» در پی اکران خارجی/ در «فجر» بازنده‌ایم!

    سیاوش حقیقی تهیه‌کننده سینما در گفتگو با خبرنگار مهر درباره آخرین وضعیت فیلم سینمایی «سگ‌ها دیشب نخوابیده‌اند» به کارگردانی رامین رسولی گفت: این فیلم آماده نمایش شده است اما ما برای آن فرم حضور در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر را پر نکردیم. به طور کلی فکر می‌کنم این اثر به درد جشنواره ایران نمی‌خورد چرا که فیلم محصول افغانستان است. ضمن اینکه امسال در جشنواره فیلم فجر به قدری اسم‌های بزرگ دیده می‌شود که دیگر به چنین آثاری توجه نمی‌شود. یعنی ما از پیش بازنده‌ایم. البته همانطور که گفتم «سگ‌ها دیشب نخوابیده‌اند» برای کشور افغانستان تولید شده و دغدغه‌های این کشور را دارد.

    وی درباره شرایط تولید در سینمای ایران افزود: به طور کلی در چند وقت اخیر به قدری هزینه تولید بالا رفته که دیگر نمی‌شود فیلم ساخت. دوستانی که برای یکی دو روز دستمزدهای زیادی به بازیگران دادند، هزینه‌های تولید را بالا بردند. به همین دلیل در این شرایط نمی‌شود کار کرد مگر اینکه پول بزرگی از یک سری جریانات، به دست افراد برسد و دست به تولید بزنند. 

    حقیقی عنوان کرد: این موضوع شرایط را برای فیلمسازان مستقل سخت می‌کند و دیگر فیلمسازی سخت شده است. البته این روزها با بالا گرفتن تب ساخت فیلم‌های کمدی، دیگر هر سرمایه‌گذاری علاقه‌مند به تولید اینگونه فیلم‌هاست. به همین دلیل است که در سینما مدام فیلم‌های کمدی می‌بینیم. بحث دیگر این است که مگر ما چند کمدین داریم که مدام در فیلم‌های کمدیِ خوب، بازی کنند؟ دیگر داریم به جایی می‌رسیم که نه فیلم‌هایمان ارزشمند است و نه خوب می‌فروشند.

    این تهیه‌کننده عنوان کرد: در چنین شرایطی تنها فیلم اجتماعی که دارد خوب می‌فروشد «هزارتو» به کارگردانی امیرحسین ترابی است که آن هم به لطف تیزرهای تبلیغاتی فراوانش رخ داده است. کدام فیلم اجتماعی دیگر، خوب فروخته است؟ حتی «ماجرای نیمروز؛ رد خون» هم فروش خوب و به حد انتظار نداشت. در این شرایط بعید می‌دانم افراد بتوانند به صورت مستقل کار کنند، مگر اینکه دولت و حاکمیت تصمیم بگیرند دست به تولید بزنند.

    وی در پایان درباره برنامه‌ریزی برای اکران عمومی «سگ‌ها دیشب نخوابیده‌اند» هم اظهار کرد: ما برنامه‌ای برای اکران «سگ‌ها دیشب نخوابیده‌اند» نداریم و برای نمایش آن در خارج از کشور برنامه‌ریزی شده‌است. این فیلم پخش‌کننده‌ پاریسی دارد و او برنامه‌های لازم را اجرایی می‌کند.

  • پروژه «پانزده سالگی» کلید خورد/ توضیح درباره سه اجرای متفاوت

    پروژه «پانزده سالگی» کلید خورد/ توضیح درباره سه اجرای متفاوت

    به گزارش خبرگزاری مهر، ارکستر نیلپر به مناسبت گرامیداشت «پانزده سالگی» تاسیس و فعالیت این ارکستر روزهای ۱۸، ۲۴ و ۲۵ آذرماه به اجرای سه کنسرت متفاوت خواهد پرداخت.

     ارکستر نیلپر در آذرماه به مناسبت گرامیداشت پانزدهمین سال تاسیس و فعالیت این ارکستر به اجرای سه کنسرت متفاوت و با رپرتواری متنوع از موسیقی باروک، کلاسیک، رومانتیک و معاصر را در تالار رودکی به روی صحنه خواهد برد.

    نوید گوهری رهبر ارکستر نیلپر درباره این پروژه گفت: این پروژه یک پروژه چند وجهی است. « زمان»، «طبیعت، اقلیم و فرهنگ» و «تراژدی» سه مفهوم و دغدغه اصلی در این پروژه است که از زوایای مختلف به آن نگاه شده است. از منظر فلسفه، هنر، موسیقی و تصویر یکی از اهداف مهم ما در ارکستر نیلپر این است که «هنر موسیقی» را به عنوان یک کالای فرهنگی و مصرفی نبینیم. ما سعی کنیم تا با اجرای پروژه‌ها و کنسرت‌های مختلف، مفاهیم عمیق‌تری را که مرتبط با مسائل امروزه ما هستند با مخاطبانمان به اشتراک بگذاریم. به اعتقاد ما «موسیقی» اگر بنا باشد رسالتش را به عنوان یک اثر هنری به سرانجام برساند، باید متعهد و منتقد باشد.

    رهبر ارکستر نیلپر افزود: ما و تمام ارکسترهای مستقل در ایران، همیشه برای متعهد بودن و تلاش برای مبارزه با کالاشدگی، روزهای سختی را گذرانده‌ایم و می‌گذرانیم. برخی توان مبارزه و ادامه دادن را نداشته اند و علیرغم ظرفیت‌های بالای هنری‌شان مجبور به تعطیلی ارکسترها شده‌اند و برخی دیگر همچنان به تلاش و مبارزه  خود ادامه می‌دهند. من و اعضای ارکستر نیلپر نیز باور داریم که رسالتمان ادامه‌ این مسیر و تلاش برای ایجاد تغییر و بهبود در حد بضاعت خودمان است. البته با درک از اوضاع اقتصادی و اجتماعی سعی کردیم تا بستری را فراهم کنیم که مخاطبان جهت شرکت در این برنامه‌ها فشار مالی زیادی را متحمل نشوند.

    طبق برنامه ریزی های انجام گرفته برنامه کنسرت نخست ارکستر نیلپرکه در تاریخ ۱۸ آذرماه و با عنوان «سفر به گذشته» در تالار رودکی برگزار خواهد شد شامل اجرای «کُنسِرتُو گروُسُو اُپوس ۸ شماره ۶»  اثر جُوزِپِه تُورِلی، «سوئیت رقص‌های آنتیک شماره ۳»  اثر اُتُورینُو رِسپیگی، «سه قطعه در استایل قدیمی» اثر هِنریک میکُولای گُورِسکی و «سوئیت کوچک برای ارکستر زهی» اثر کارل نیِلسِن است. کنسرت دوم نیز با عنوان «مناظر اسرار آمیز» در تاریخ ۲۴ آذرماه در تالار رودکی به روی صحنه خواهد رفت. برنامه این کنسرت شامل اجرای «دیورتیمنتو» اثر احمد پژمان، «جزیره فراموش شده» اثر اِرکی‌سوِن توُر آهنگساز معاصر استونیایی، «نیایش و کیهان» اثر اِرنِستوُ فِرِری و «اوُراوا» اثر وُیتسِک کیلَر خواهد بود.

    کنسرت سوم و پایان بخش پروژه پانزده‌سالگی ارکستر نیلپر با عنوان «تراژدی‌ها» در تاریخ ۲۵ آذرماه و در تالار رودکی برگزار خواهد شد. این کنسرت شامل اجرای «آداجیو برای ارکستر زهی» اثر ساموئل باربِر، «دریا، یک سوئیت ایرانی» اثر علیرضا مشایخی، «سه قطعه در استایل قدیمی» اثر هِنریک میکوُلای گوُرِسکی و «موسیقی اندوهگین» اثر پِتِریس وَسک خواهد بود.

    ارکستر نیلپر همچنین برای نخستین بار در تالار حافظ اقدام به برگزاری یک تمرین عمومی (Open Rehearsal) در روز ۲۲ آذر ماه کرده است. در این برنامه ارکستر نیلپر دو قطعه «آداجیو برای ارکستر اثر ساموئل باربر» و «موسیقی اندوهگین اثر پتریس وسک» را پیش از اجرای کنسرت ۲۵ آذرماه، بصورت عمومی تمرین خواهد نمود.

    تمرین عمومی (Open Rehearsal) یکی از فعالیت‌های معمول در ارکسترهای معتبر جهان است که با نگاهی آموزش محور و با هدف ارتقای سطح دانش عمومی نسبت به فعالیت ارکسترهای جدی در برنامه سالانه ارکسترها قرار می‌گیرد. تمرین‌های عمومی این فرصت را برای عموم مخاطبان فراهم می‌آورد تا خارج از قواعد مرسوم کنسرت‌های رسمی، شاهد چگونگی تمرین یک ارکستر و آماده‌سازی قطعات موسیقی جهت اجرای کنسرت باشند.