به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی مرکز ایران و فرانسه، نشست مطبوعاتی اولین دوره فستیوال فیلم های ایرانی در ویتره شامگاه پنجشنبه ۱۴ آذرماه (پنجم دسامبر ۲۰۱۹) در خانه فرهنگ های جهانِ شهر (Maison des Cultures du Monde) برگزار شد. این مرکز فرهنگی که سابقه تاسیس ۴۰ ساله دارد یکی از نهادهای فرانسوی پایه ای در زمینه میراث فرهنگی ناملموس و مرکز آن در شهر ویتره واقع است.
در این نشست خبری افرادی چون پیر مئنوری شهردار و وزیر اسبق، شِریف خذنادار نویسنده، شاعر فرانسوی و پایه گذار و رییس خانه فرهنگ های جهان، سیدعلیرضا خلیلی رییس مرکز ایران و فرانسه، وحید یعقوبی کارشناس هنری و سینمایی و عضو شورای هیات مدیره مرکز ایران و فرانسه و نیز لوران گارو مدیر هنری این فستیوال و تعدادی دیگر از مسئولان فرهنگی و محلی این شهر حضور داشتند.
در این نشست مسئولان حاضر در جلسه علاوه بر معرفی برنامه ها و تشریح جزییات فستیوال به سوالات روزنامه نگاران محلی و خبرنگاران استان بروتاین پاسخ دادند.
پیر مئنوری شهردار شهر ویتره در ابتدای سخنان خود ضمن سپاس و قدردانی از دست اندارکاران این فستیوال، برگزاری این چنین برنامه های فرهنگی بین ۲ کشور ایران و فرانسه را به دور از مناقشات سیاسی موجود، عاملی بسیار مهم در حل مسائل و مشکلات کنونی در عرصه بین الملل دانست و گفت: شناخت امروز از کشور ایران و نقش فعال جوانان ایرانی در آینده این کشور ورای مشکلاتی که امروز ایران با آن دست پنجه نرم می کند قطعا در فردای روابط بین ایران و فرانسه مهم و موثر خواهد بود چنانچه ۲ مقوله فرهنگ و هنر خواهند توانست به عنوان عناصری مورد فهمِ مشرک و البته ماندگار نقش مهمی در این زمینه ایفا کنند.
در ادامه علیرضا خلیلی رییس مرکز ایران و فرانسه نیز در ادامه ضمن قدردانی از شهردار و مسئولان محلی و استانی بروتاین در برپایی این فستیوال ضمن برشمردن جنبه های تاریخی این شهر و ارتباطات عمیق هنری و فرهنگی بین ۲ کشور به معرفی کوتاهی از سینمای ایران و حجم آثار تولیدی در این عرصه پرداخت.
وی ضمن اشاره به نقش نسل جدید کارگردانان ایرانی و این فستیوال در ترسیم چهره نوین از ایران، ابراز امیدواری کرد که این جشنواره در چارچوب واقعی یک فستیوال سینمایی یعنی انتخاب و گزینش آثار و نهایتا انتخاب فیلم برتر بر اساس آرای تماشگران بتواند در جهت تعمیق روابط فرهنگی و هنری ۲ ملت موثر باشد.
خلیلی در پایان اضافه کرد: امیدواریم در ساله ای آتی با فراخوان گسترده تر شاهد افزایش هر چه بیشتر حضور فیلم های ایرانی از نظر کمی و کیفی باشیم.
لوران گارو نیز در سخنان خود با اشاره به ضرورت شناخت کشور ایران و شرایط فعلی آن و در این عرصه به وِیژه سینما و موج نو را مهم ارزیابی کرد و بیان کرد: امروزه این شناخت با آنچه که ما از رسانه ها می شنویم فرسنگ ها فاصله دارد که یقینا نیازمند هستیم از طریق برگزاری اینچنین برنامه هایی، تصویر دیگری از این کشور را بر اساس واقعیات موجود عرضه کنیم.
شِریف خذنادار مدیر خانه فرهنگ های جهان نیز طی سخنانی با اشاره به غنای فرهنگ ایرانی، افزود: به موجب نگاه کلیشه ای و محدود ما به ایران، این فستیوال به ما نیز در جهت رفع این موضوع کمک خواهد کرد و حتما در طی این چند روز با حضور هنرمندان و کارگردانان ایرانی و آثارشان چیزهای زیادی برای کشف و دانستن خواهیم داشت.
در طی این نشست مطبوعاتی پیام ویدئویی ژان کلود کریر نمایشنامهنویس، فیلمنامهنویس و کارگردان معاصر فرانسوی و از حمایت کنندگان این فستیوال نیز، پخش شد که در آن وی با برشمردن ویژگی های تاریخ و تمدنی و اهمیت فرهنگ و سینمای ایران، اهالی ویتره و استان بروتاین فرانسه را به تماشای فیلم های ایرانی دعوت نمود.
پرسش و پاسخ درباره معیار انتخاب فیلم ها، ویژگی های تولیدی و محتوای آثار و توضیح درباره سایر برنامه های جانبی پایان بخش این نشست مطبوعاتی بود.
بر اساس اعلام رسمی وزارت فرهنگ فرانسه این نهاد دولتی فرانسوی حامی معنوی این فستیوال شد.
اولین دوره فستیوال فیلم های ایرانی در ویتره با عنوان «نسل نوین سینمای ایران» از تاریخ ۱۱ تا ۱۵ دسامبر ۲۰۱۹ برابر با ۲۰ الی ۲۴ آذر ماه ۱۳۹۸، در شهر ویتره برگزار خواهد شد.
در این جشنواره ۶ فیلم «یه وآ» به کارگردانی آناهید آباد، «آپاندیس» به کارگردانی حسین نمازی، «ویلایی ها» به کارگردانی منیر قیدی، «برگ جان» به کارگردانی ابراهیم مختاری، «مادری» به کارگردانی رقیه توکلی و «خانه ای در خیابان چهل و یکم» به کارگردانی حمیدرضا قربانی به انتخاب هنری ابوالفضل جلیلی انتخاب و به نمایش در خواهد آمد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابطعمومی ادارهکل هنرهای نمایشی، سومین ویژهبرنامه مشترک ادارهکل هنرهای نمایشی و شهرداری منطقه ۱۱ به مناسبت هفته معلولان در پهنه فرهنگی و هنری رودکی برگزار میشود.
در راستای برنامههای مشترک ادارهکل هنرهای نمایشی و شهرداری منطقه ۱۱ جهت ایجاد نشاط اجتماعی و همچنین توجه به اجرای مداوم نمایش خیابانی و فراهم آوردن زمینه هنرنمایی اهالی این شاخه از تئاتر در پهنه فرهنگی و هنری رودکی، نمایشهایی خیابانی از امروز، شنبه ۱۶ آذر تا سهشنبه ۱۹ آذر در محوطه مجموعه تئاترشهر اجرا میشود.
در این رویداد چهار گروه نمایشی حضور دارند و به مناسبت هفته معلولان با موضوعاتی چون معضلات این قشر از جامعه با مشارکت، همراهی و هنرنمایی هنرمندان کمتوان در طول چهار روز با ۸ نمایش، در قالب ۱۶ اجرا از ساعت ۱۵ تا ۱۷ میزبان علاقهمندان به تئاتر خیابانی میشوند.
گروه هنرمندان مبتلا به سندرم داون با چهار نمایش به نامهای «کفش بلور»، «چترت را زمین نگذار»، «ما همه آدم هستیم» و «آرزوهای آبی» به نویسندگی و کارگردانی رسول حقشناس از تهران در کنار مجتبا خلیلی از اصفهان با نمایش «به یک اتفاق ساده نیازمندیم»، بهاره سعیدیکیا از کرمانشاه با نمایش «شما هم امتحان کنید» و افشین قاسمی از تهران با نمایشهای «بند الف، ماده هفت قانون معلولین» و «آیا من هم حقی دارم» به اجرای آثار خود میپردازند.
۸ نمایش ذکر شده در راستای ویژهبرنامههای مصوب کارگروه تئاتر پهنه فرهنگی و هنری رودکی به مناسبت هفته معلولین اجرا میشوند.
به گزارش خبرنگار مهر، پوستر جدید و تیزر مستند «خاطرات بادیه» به کارگردانی ساسان فلاح فر که به تازگی به بخش نیمه بلند سیزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» راه یافته است، رونمایی شد.
پوستر مستند «خاطرات بادیه» را محمدصادق کرمیان طراحی کرده و تیزر را پوریا نجفی ساخته است.
در این مستند ۶۰ دقیقه ای ما آدمهای عادیای را میبینیم که وقتی در یک موقعیت، انتخابی میکنند تبدیل به یک قهرمان میشوند.
«خاطرات بادیه» از زبان فردی روایت می شود که تا به حال جنگ را ندیده و همه چیز براش جالب است. به همین دلیل سوژه های مورد نظرش را دنبال میکند.
ساسان فلاح فر پیش از این در یازدهمین دوره جشنواره «سینماحقیقت» با مستند «نبرد پالمیرا» حضور داشت.
سایر عوامل این اثر عبارتند از تهیه کننده: مرتضی شعبانی، تصویربرداران: سجاد بخشی، احمد عبدالرحیمی، محمد صدری و مصطفی احمدی، نویسنده: مهدی نعمت الهی، طه امیری، تدوین: ساسان فلاح فر، سجاد پرهیزکاری، گوینده متن: محمد باقر مفیدی کیا، موسیقی: احسان غلام نژاد، طراحی و ترکیب صدا: محمدحسین ابراهیمی، طراحی لوگو و پوستر:صادق کرمیان، تهیه شده در مرکز مستند حقیقت، مجری طرح: مرکز رسانه فاطمیون.
به گزارش خبرنگار مهر، پوستر مستند پرتره «بیر عالم سوز» به کارگردانی محمدطه امیری و تهیهکنندگی عبدالحسین که به بخش جایزه شهید آوینی سیزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» راه یافته است، رونمایی شد.
این فیلم روایتی از زندگی حاج بهزاد پروین قدس هنرمندِ عکاس، نقاش، خطاط، مستندساز، نویسنده و جانباز دفاع مقدس است.
این فیلم در مدت زمان ۷۶ دقیقه و به سفارش خانه تولیدات جوان صدا و سیما تولید شده است.
سایر عوامل این اثر عبارتند از تصویربردار: یحیی رضایی، تدوین: مصطفی فتاحی، صدابردار: محمدحسین صفایی، گرافیک و پوستر: علی اصغر اسحاقی، طراحی و ترکیب صدا: محمد حسین ابراهیمی، اصلاح رنگ و نور: یحیی محمدعلیی، مدیرتولید: محمد حسین صفایی.
به گزارش خبرنگار مهر، «جورج ساندرز» با نگارش رمان «لینکلن در برزخ» توانست جایزه ی ادبی «من بوکر» ۲۰۱۷ را به خود اختصاص دهد. «لینکلن در برزخ» اثر این رماننویس و مقالهنویس آمریکایی، چه ازلحاظ سبک و چه ازلحاظ محتوا، بسیار متفاوت و خاص است. این کتاب پرسش های فلسفی و اخلاقی زیادی را در ذهن خواننده ایجاد میکند. ساندرز در این اثر خواننده را به سفری جادویی میبرد. شخصیت های متفاوتی داستان را بازگو کرده و ذهن خواننده را به چالش میکشند.
«لینکلن» شانزدهمین رئیسجمهور آمریکا بر سر مزار پسر دهسالهاش میرود و به مرگ فرزندش فکر میکند. داستان در عالم «باردو» رُخ میدهد. باردو واژه ای بودایی است، جایی که روح میان تناسخ و مرگ به سر میبرد و با جسم ارتباطی ندارد. کسانی که مردهاند مرگ خود را باور ندارند و خود را بیمار می پندارند و در آرزوی بازگشت به مکان پیشین هستند، که همان کره خاکی و زندگی دنیوی است. آنان لحظهشماری میکنند تا بهبودی خود را به دست آورده و بار دیگر از نو زندگی کنند، غافل از اینکه ارواحی غیرقابل بازگشتند.
این کتاب در چاپ سوم با قیمت ۵۹۰۰۰ تومان منتشر شده است.
رمان «نه آدم نه حوا» نیز اثری است به قلم امیلی نوتوم که منتقدان آن را روایتی در راستای معرفی کشور ژاپن میدانند که نویسنده با شیفتگی خاصی آن را روایت میکند.
در معرفی این کتاب آمده است: اسم من املی است. متولد بلژیک هستم و بیست و یک ساله. برای رسیدن به هدف زندگی ام، یعنی ژاپنی شدن، به کشور سامورایی ها آمده ام. برای اینکه بهتر بتوانم ژاپنی حرف بزنم تصمیم گرفتم زبان فرانسه درس بدهم. یک شاگرد بیشتر ندارم. اسمش رینری است، پسر بیست ساله ای اهل توکیو، شیفته ادبیات، سینما، موسیقی و همراه و راهنمای من در کشف ژاپن.
این رمان در چاپ دوم با قیمت ۲۴۰۰۰ تومان منتشر شده است
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، «ایرلندی» فیلم جدید مارتین اسکورسیزی در ۵ روز اول نمایشش به صورت آنلاین در شبکه نتفلیکس ۱۷.۱ میلیون نفر تماشا کننده داشت.
در این فیلم مافیایی که با اقبال وسیع منتقدان روبرو شده است، رابرت دنیرو، آل پاچینو و جو پشی بازی کردهاند.
در مقایسه با این فیلم، «برد باکس» یا «جعبه پرنده» فیلمی با بازی ساندرا بولاک در اولین هفت روزی که در دسترس قرار گرفت موفق به کسب ۲۶ میلیون تماشاگر در آمریکا شده بود. این فیلم توسط نت فلیکس از ۲۱ تا ۲۷ دسامبر ۲۰۱۸ چنین مخاطبی به دست آورد.
«ایرلندی» ۲۷ نوامبر با اکران محدودی در سینماهای آمریکا کارش را شروع کرد و در سینماهای دیگر کشورها نمایش بیشتری داشت.
این فیلم از ۲۵ نوامبر تا یکم دسامبر یعنی ۵ روز نخست اکرانش توسط نت فلیکس موفق به کسب بیش از ۱۷ میلیون نفر تماشاگر آنلاین شده است. گفته شده آمار تماشاگران کامل فیلم در آمریکا ۱۳.۲ میلیون نفر بوده است. این رقم کمتر از «جعبه پرنده» با ۱۶.۹ میلیون نفر تماشاگر در همین بازه زمانی و بیشتر از «ال کامینو» دیگر فیلم نتفلیکس با ۸.۲ میلیون نفر تماشاگر است.
به این ترتیب آیا میتوان گفت «ایرلندی» موفقیت بزرگی برای نتفلیکس بوده است؟ شاید باید منتظر ماند تا اطلاعات بیشتری درباره مخاطبان این فیلم به دست آید.
این فیلم با بودجه ۱۷۵ میلیون دلاری ساخته شده و تاکنون با اقبال زیادی در فصل اهدای جوایز سینمایی روبرو شده است.
«ایرلندی» ۲ ساعت و ۲۹ دقیقهای در اولین روز اکرانش ۷۵۱ هزار تماشاگر در آمریکا داشته که فیلم را به طور کامل تماشا کردهاند و در برگیرنده ۱۸ درصد تماشاگران یک روز نتفلیکس بوده است. فیلم روز جمعه بیشترین تعداد تماشاگر را جذب کرده و ۹۳۰ هزار نفر آن را تماشا کردند.
گفته شده «جعبه پرنده» در هفته اول نمایشش در سراسر دنیا ۴۵ میلیون نفر تماشاگر داشت.
برمبنای مرکز اطلاعات سینمایی نیلسن، بیشتر تماشاگران «ایرلندی» مردان مسن بودهاند. این اطلاعات نشان میدهد ۲۰ درصد تماشاگران این فیلم را مردان بین ۵۰ تا ۶۴ سال تشکیل دادهاند.
تصویربرداری «عروسک» به پایان رسید/نجات یک کودک جنگ زده
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی مدرسه سینمایی «باران»، مراحل تصویربرداری فیلم کوتاه داستانی «عروسک» به نویسندگی و کارگردانی نسرین گل ریحان به پایان رسید و تدوین آن توسط سیاوش شهابی در مدرسه سینمایی باران آغاز شده است.
این فیلم که ماجرای نجات یک کودک جنگ زده توسط یک خبرنگار جنگی زن در شهر حلب سوریه را روایت می کند، اولین فیلم کوتاه تولید شده در مدرسه سینمایی باران به مدیریت حسین شهابی است و کارگردان و بازیگران آن از فارغ التحصیلان این مدرسه هستند.
رضوان بهشتیان، سحر عبدالهی، محمدجواد اسدی و نبیاله مینایی جاوید نقش های اصلی این اثر را ایفا می کنند.
جاسم سبحانی، ترنم سرافراز، روشا حسن پور، احمد قزلباش، محمود قزلباش، مهدی میلان، رضا ایوبی و مصطفی دارابی سایر بازیگران و ریحانه محمد نژاد، مونا عطاریانی بازیگران مهمان این فیلم هستند.
سایرعوامل تولید این فیلم نیز عبارتند از تهیه کننده: حسین شهابی، تصویربردار: امیرحسین خوشبین، تدوین: سیاوش شهابی، دستیاران تصویر: محمد نصیری، محمد زهی و مهران فتحی، صدابردار: سامان شهامت، دستیار صدا: جابر انصاری، طراح صحنه ولباس: رسول تقیانی، دستیار صحنه: اصغر امامی، دستیار لباس: نجمه صفایی، گریمور: ملیسا احمدی، مجری گریم: محمد مهدی احمدی، منشی صحنه: فاطمه مسعودی نژاد، عکاس: فاطمه الهیار نژاد، مدیر تولید: نبی اله مینایی، هماهنگی تولید: محمدجواد اسدی، مترجم زبان عربی: نرجس واحدی، تدارکات: اکبر کشاورز و مشاور رسانه ای: رکسانا قهقرایی، تولید شده در مدرسه سینمایی باران.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی سی و هشتمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر، نمایش «جولیوس سزار» به کارگردانی رومئو کاستلوچی و نمایش «بلای زندگی (زندگی مزمن)» به کارگردانی یوجینو باربا در سی و هشتمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر روی صحنه میروند.
نمایش «جولیوس سزار» با نگاهی پژوهشی و رویکردی غیرمتعارف توسط کاستلوچی و گروهش طی ۲ دهه اجرا شده است. همچنین گروه تئاتر «اودین» با نمایش «بلای زندگی (زندگی مزمن)» به کارگردانی یوجینو باربا و نیز مجموعهای از کارگاههای تخصصی به مدت پنج روز در این رویداد هنرهای نمایشی حضور خواهند داشت.
جزییات هر ۲ نمایش، کارگاهها و برنامه حضور این مهمانان در ایران متعاقبا اطلاعرسانی خواهد شد.
سی و هشتمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر به دبیری نادر برهانی مرند ۱۰ تا ۲۰ بهمن ماه امسال برگزار میشود.
حسن احمدیفرد – استاد ذوالفقار، مردی که دوستدارانش، به او لقب «خداوندگار دوتار» داده بودند. ساز ذوالفقار عسکریان البته با مرگش بر زمین نماند؛ که هنرمند هیچ وقت خدا، نمیمیرد.
محسن عسکریان حالا میراثدار هنری است که چند نسل در خانواده او قدمت دارد؛ هنری ژندهپیر، بازمانده از روزگارانی غبارآلود…
صدای دوتار او، یادآور صدای دوتار ذوالفقار است؛ صدای نابی که درست از دل تاریخ میآید؛ صدای عصمت غمگین اعصاری که بر خاک خراسانزمین گذشته است.
محسن عسکریان
چند بار از زبان استاد مرحوم ذوالفقار عسکریان شنیدم که میگفت من هم مثل شیخ احمد جام متولد کاشمر هستم اما در تربت جام پا گرفتهام. استاد چطور از کاشمر به تربت جام رسیده بود؟
استاد ذوالفقار عسکریان، خراسانی بود. من و شما هم در اصل خراسانی هستیم. کاشمری بودن تا تربت جامی بودن یا اهل هر جای دیگری از این سرزمین بودن، آنقدرها اهمیت ندارد. اگر اهمیتی هست، در خراسانی بودن است.
بابا، در خلیلآباد کاشمر به دنیا آمده بود، در ۱۳۱۱؛ اما همراه پدربزرگم درهمه جای خراسان زندگی کرده بود. بابا، اینقدری که من از خودش شنیدم، آن زمان کوچنشینی میکردهاند و خانه و کاشانه ثابتی نداشتهاند. مدتی جایی میماندهاند، بعد بار میکردهاند میرفتهاند جایی دیگر. در همه جای خراسان زندگی کرده بود و اتفاقا همین بودن در جغرافیاهای مختلف، به او کمک کرده بود تا داشتههای فراوانی برای خودش ذخیره کند. صدای دوتار ذوالفقار، صدای همه هنر و فرهنگ خراسان بود. بابا، به موسیقی کردهای خراسان هم تسلط داشت. بخشیهای بزرگ را دیده بود و با موسیقیشان آشنا شده بود. با موسیقی ترکها و ترکمنها هم آشنایی داشت.
این، علاوه بر کوچنشینی، بخشیاش هم به پیشینه خانوادهاش مربوط میشد. خب بابابزرگم هم نوازنده بوده است. من نوازندگی او را یادم میآید. بابابزرگ، سال ۶۹ به رحمت خدا رفت. یام میآید بچه بودم، برادر بزرگترم مرتضی با چند نفر دیگر گفتند برویم پیش بابابزرگ تا برایمان دوتار بزند. اسم دوتار که آمد، من هم دنبالشان راه افتادم. بابابزرگ هم همین جا در همین قلعه ساختمان زندگی میکرد. رفتیم پیشش. آن روز بابابزرگ آهنگ چاربیتی زد. آهنگی زد که هنوز بعد از این همه سال در گوشم مانده است. پدرم پنجهاش را از او گرفته بود….
بابا، بعدها میآید به محمودآباد تربت جام؛ استاد مرحوم «غلامعلی پورعطایی» و استاد مرحوم «حسین جوهریان» هم همانجا بودهاند. منطقه محمودآباد جام، خودش یک منطقه تاریخی است. عبدالرحمن جامی آنجا به دنیا آمده. این، شروع آشنایی ذوالفقار بوده و پورعطایی. استاد پورعطایی پنجه بابا را که میشنود، شاگردش میشود. خود مرحوم پورعطایی هم هرجا از زندگیاش گفته، حتما به شاگردی بابا اشاره کرده. همدیگر را هم خیلی دوست داشتند. بابا، کمتر خوانندهای را به اندازه استاد پورعطایی قبول داشت. همان سالها نوارهایی را با هم پر کرده بودند. بعدها هم که دیگر با هم بودند. بیشتر کاستهایی که مرحوم پورعطایی دارد، نوازندهاش ذوالفقار است.
بابا در تربت جام زن میگیرد؛ که مادر من باشد؛ اما خب ماندگار نمیشود. مدتی مشهد میماند. مدتی را در خواف میگذراند و بعد به کاشمر برمیگردد. مرتضی برادر بزرگترم در مشهد به دنیا آمده، من در کاشمر.
بابا، سالها در کاشمر میماند. آنجا دوستی داشته به نام «محمدحسین رضایی» که دایره میزده. اینها با هم مجلس میرفتهاند؛ مجالس عروسی و ختنهسوری و شبنشینی و…. آن وقتها همه سرگرمی این مجالس، همین موسیقی بوده است؛ همین صدای سرنا و دهل و دوتار و دایره و آواز.
پدرم با آقای رضایی خیلی دوست بود. اینقدری که همدیگر را برادر صدا میزدند. ما هم به آقای رضایی عمو میگفتیم. بعدها، بابا دختر بزرگ آقای رضایی را گرفت برای پسربزرگش که برادرم مرتضی باشد و ما با هم فامیل شدیم…
با دایره چه مقامهایی را اجرا میکردهاند؟
بیشتر همین پادایرگیها را. پادایرگی موسیقی شاد عروسی است؛ موسیقی همراهی کردن عروس و داماد و خانوادههایشان.
اما دایره در موسیقی شرق و جنوب خراسان، یک ساز زنانه است.
این را الان میگویند. الان میگویند پادایرگی را زنها میخواندهاند. بله، آنجایی که زن ها جمع بودهاند و مثلا دست عروس را حنا میگذاشتهاند، زنها با دایره، پادایرگی میخواندهاند. اما در طایفه داماد چی؟ آنجا هم زن ها میآمدهاند و با دایره پادایرگی میخواندهاند؟! نه. آنجا خود مردها با دایره، چاربیتیهایی میخواندهاند که مناسب مجلس بوده است.
حالا اینکه عدهای از استادان، دایره را قبول ندارند یا نمیپسندند، بحث دیگری است؛ اما دایره بوده و بخشی از موسیقی منطقه با آن اجرا میشده. دایره نباشد، مقامهای پادایرگی را میخواهیم با چی بزنیم؟ پادایرگی را به عنوان جزیی از موسیقی منطقه قبول داریم، اما خود دایره را قبول نداریم؟! مگر میشود؟ اما خب حالا کی جرات دارد بگوید در تربت جام کنار دوتار، سازهای دیگری هم بوده….
اصلا به نظرم بعضیها از پیشرفت خوششان نمیآید. میگویند همین که بوده همین باشد. اما هنرمند نمیتواند فقط تکرار هنرمندان پیش از خودش باشد. حتما باید خودش هم چیزی به این گنجینه اضافه کند.
یک وقتی استاد«حیدر قدسی» که میدانید همه کاستهایی که سالهای سال درتربت جام تولید میشده، به کوشش همین آقای قدسی است که آن زمانها،دستگاه ضبط موسیقی را از لالهزار تهران میآورد به تربت جام؛ آقای قدسی به من گفت بیا چند تا از کاستهایی که از پدرت ضبط کردهام را تو دوباره اجرا کن. من به آقای قدسی گفت آن چیزی را که ذوالفقار اجرا کرده، من نمیتوانم اجرا کنم؛ هزار سال دیگر هم نمیتوانم. گفتم کلاغ آمد راه رفتن کبک را یاد بگیرد، راه رفتن خودش هم یادش رفت. گفتم من هر کاری بکنم، کپی برابر با اصل پدرم نمیشوم؛ پس بهتر است، خودم باشم. گفتم اجازه بدهید محسن عسکریان، محسن عسکریان باشد. هنرنماییهای پدرم، راه آینده من و همه هنرمندان دیگر موسیقی را هموارتر کرده است.
پدرم هم همین روش را داشت. مقامها را شنیده بود و آنها را از فیلتر خودش رد کرده بود. مقامهایی که ذوالفقار عسکریان اجرا کرده، همه جا رنگ و بوی خودش را دارد و صرفا تکرار شکل کهن مقام نیست و به نظرم همینها هم باعث شده بود تا لهجه دوتار پدرم، لهجه شیرینی باشد.
استاد ذوالفقار
آلبوم «موسیقی تربت جام» از سری آلبومهای «موسیقی نواحی ایران» یکی از شناختهشدهترین اجراها استاد عسکریان است. آن آلبوم چه داستانی دارد؟
این آلبوم را حمیدرضا اردلان ضبط کرده؛ آن هم نه در تهران، در سنندج. آقای اردلان، استودیوی مجهزی داشته در سنندج. بابا و استاد مرحوم درپور را میبرد آنجا و کارهای کاست را ضبط میکند. علاوه بر دوتار بابا، آواز استاد درپور هم آنجا در قطعههایی مثل «مولا» یا «جانزمان» بینظیر است.
از استاد چند تا آلبوم باقی مانده؟
بابا ۱۱۱ تا کاست دارد. البته همه اینها اجراهای استودیویی نیستند. بعضیهایشان اجراهای خانگی هستند و بعضیها هم مال اجراهایی که در سفرها انجام شده.
مرحوم استاد عسکریان کجاها اجرا داشته است؟
بابا در خیلی از کشورها اجرا داشته. با مرحوم«حسین جوانمرد» از نوازندههای شمال خراسان سال۷۶، رفت ایتالیا. سال۷۹ هم با یک گروه از استادان رفت سفر دور اروپا؛ با استاد غلامحسین غفاری و استاد عبدالله امینی و استاد عبدالعزیز احمدی. آن سفر، یک گروه رقص هم همراهشان بوده و سرنا و دهل. استاد مرحوم غلامعلی نینواز بوده که سرنا میزده و استاد عباس نینواز و محمد لطیف که دو تا دهلی بودهاند. اول رفتهاند فرانسه و بعد سوییس و هلند. بعد هم بنا بوده بروند بلژیک. قبل از رفتن به بلژیک، استاد غفاری به خاطر برنامهای در قطر، از گروه جدا میشود که البته آن برنامه هم کنسل میشود. استاد غفاری، از سفر بلژیک جا میماند، اما بابا و دیگر هنرمندان، بلژیک هم میروند و برنامه اجرا میکنند…
خلاصه که هر جا خوانندهای از تربت جام رفته، حتما ذوالفقار عسکریان هم همراهش بوده است.
چه عاملی مرحوم عسکریان و صدای دوتارش را اینقدر خواستنی کرده بود؟
بیشتر از هر چیز دیگر، سادگی و صفایی که داشت. جایی ندیدم که بابا ادعایی کند در موسیقی؛ مگر کسی به پر و پایش میپیچید.
یک جایی در یک سفر یکی از استادان موسیقی مقامی منطقهای دیگر، میگوید تربت جام خوانندههای خوبی دارد اما نوازنده قهار ندارد. آن جا بابا به او میگوید برو یک من گندم بگیر و گندمها را بپاش روی زمین. آن وقت من به ازای هر دانه گندم، یک مقام میزنم؛ آن هم نه از مقامهای موسیقی تربت جام که از مقامهای منطقه شما.
حالا همین آدمی که آن جا آن طوری ادعا می کند، بعدازظهرها مینشست توی حیاط. این جا هم که میبینید، حیاطها کوچک است و اگر کسی از توی کوچه رد بشود، صدای توی حیاط را میشنود. بارها شد که پدر دوتار میزد و مثلا کسی که با گاری دستی از کوچه رد میشد، میایستاد به گوش کردن. بابا پا میشد و میرفت او را میآورد توی حیاط و برایش دوتار میزد.
شما چطور دوتارنوازی را از استاد آموختید؟
خب من عاشق دوتار بودم و هستم. البته طبیعی است؛ من پسر ذوالفقار عسکریانم. علاقهای که من در کودکی به دوتار داشتم را هیچ کس نداشت. همه بچهها دنبال توپ بازی و جست و خیز بودند، من همه سرگرمیام دوتار بود. اگر بابا شب تا صبح دوتار میزد، من پابهپایش مینشستم.
همین عشق و علاقه را الان در پسرم ابوالفضل میبینم. او هم به هر حال نوه ذوالفقار است و قدرت دوتارنوازی را از یک دوتارنواز چیرهدست به ارث برده.
یک بار در جهاد دانشگاهی، من و بابا با هم ساز زدیم و یک بار هم در یک مجلس خانگی. خاطره آن همنوازیها هیچ وقت از یادم نمیرود.من جوان بودم و مثل هر جوان دیگری میخواستم قدرتنمایی کنم. در آن مجلس خانگی یک نفر به شوخی گفت: استاد ذوالفقار! محسن از شما بهتر ساز میزند. پدرم خندید و گفت: شما راست میگویی اما این، از خوششانسی محسن است که بد موقعی به پست من خورده است؛ وقتی آمده است که من پیر و شکسته شدهام. این محسنها باید در جوانی ذوالفقار میبودند و میفهمیدند نوازندگی یعنی چی.
به گزارش خبرگزاری مهر، اجراهای نمایش «لباس جدید پادشاه» به کارگردانی لادن نازی و نویسندگی فرزاد فخری که قرار بود روز جمعه پانزدهم آذر به کار خود پایان دهد به مدت سه روز تمدید و تا ۱۸ آذر هر شب ساعت ۱۹:۳۰ روی صحنه میرود.
در «لباس جدید پادشاه» ایمان سلگی، حسین دیوان، بهرام عباسی فرد، میرنادر مظلومی، علی قربانخانی، مهبد قناعت پیشه، سمیه قهرمانی، یکتا طبیبی، سپیده زینالی، حسین قاسمی هنر، آندیا حمیدی، مبینا افشار، شکیبا رمضانعلی، عسل عبدالرزاق و ناعمه علمی نژاد ایفای نقش می کنند.
دیگر عوامل «لباس جدید پادشاه» عبارتند از دراماتورژ: محسن خیمه دوز، دستیار کارگردان: میثم لهاک، برنامهریز: مائده ندیمی، طراح لباس: مهرناز عباسی، طراح صحنه: حامد جلالی منش، طراح نور: حسین رودباری، طراح گریم: فریبا شعاع حسینی، آهنگساز: امیر سلامی، طراح و سازنده عروسک: لادن مهران زاده، طراح لوگو و پوستر: آزاده حسینمردی، روابط عمومی: محمد لهاک، عکاس: امین عطارنژاد و گروه صحنه: پدرام محمدی، رامین کریمی، فرناز ثابت زاده هستند.
پیش فروش بلیت روزهای جدید نمایش در سایت تیوال آغاز شده است.