دسته: فرهنگ و هنر

  • روایتی مدرن از رستم و سهراب/ «سوگ جامه» به تئاترشهر آمد

    روایتی مدرن از رستم و سهراب/ «سوگ جامه» به تئاترشهر آمد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از واحد ارتباطات، آموزش و پژوهش مجموعه تئاتر شهر، «سوگ جامه» عنوان تازه ترین اثر نمایشی به نویسندگی و کارگردانی میثم عباسی است که از روز سه شنبه نوزدهم آذر ماه در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر اجرای خود را آغاز می کند.

    میثم عباسی نویسنده و کارگردان نمایش درباره محتوای این اثر نمایشی گفت: نمایش «سوگ جامه» برگرفته از داستان رستم و سهراب «شاهنامه» فردوسی است که این بار با نگرشی متفاوت و ساختاری مدرن روی صحنه می رود. این نمایش در حوزه زبان نیز کوشیده تا مبتنی بر یک اثر پژوهشی که کاملا مبتنی بر یافته علمی است شرایط متفاوتی را روی صحنه خلق کند که فکر می کنم می تواند با مخاطب ارتباط جالب توجهی برقرار کند. به هر حال من و گروه اجرایی تمام تلاش خود را انجام داده ایم که مخاطب در تالار سایه شاهد اجرای متفاوتی از داستان رستم و سهراب باشد که تاکنون خوانده یا دیده است.

    در این اثر نمایشی علی بیک محمدی، اصغر شریعتی، داود شمس، سروش طاهری، محسن علیمحمدی، رضا نعمتیان، ندا نوری به عنوان بازیگران اصلی حضور دارند. این در حالی است که  هادی آبیاری، عطیه خورسند، آرمین رجایی، آرزو رضالو، فاطمه رهبری، میلاد سرائی، پارمیدا شایان، منیژه شبانی مقدم، محمد علی عسگری، مهلا قدوسی، امیر رضا کوشانی، محمد رضا محمدی، مجتبی معارفوند، مروارید معصومی سایر بازیگران نمایش را تشکیل می دهد.

    دیگر عوامل اجرا عبارتند از دستیار اول کارگردان و برنامه ریز: کامبیز بابایی، طراح صحنه: سینا ییلاق بیگی، طراح لباس: ماهرخ سلیمانی پور، طراح گریم و قطعات: حسین تبریزی، طراح پوستر: سروش کیومرثی، ساخت عروسک: زهره اسمعیل.

    نمایش «سوگ جامه» به نویسندگی و کارگردانی میثم عباسی از روز سه شنبه نوزدهم آذر ماه ساعت های ۱۷:۳۰ و ۱۹:۳۰ با مدت زمان ۶۰ دقیقه و قیمت بلیت ۳۵ هزار تومان در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر روی صحنه می رود.

  • حسین انتظامی جلوی اکران «دیدن این فیلم جرم است» را گرفته است

    حسین انتظامی جلوی اکران «دیدن این فیلم جرم است» را گرفته است

    به گزارش خبرگزاری مهر، آیین اکران دانشجویی فیلم سینمایی «دیدن این فیلم جرم است» به کارگردانی رضا زهتابچیان با استقبال گسترده دانشجویان در سالن آمفی تئاتر دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد.

    در این مراسم محمدرضا شفاه تهیه‌کننده فیلم گفت: مسیر ساخت فیلم طبق روال قانونی طی شده و ما حتی به اصلاحاتی که در شورای پروانه ساخت به فیلمنامه اعمال شد، وفادار بودیم و روند ساخت فیلم از زمان دریافت پروانه ساخت و میزان انطباق خروجی فیلم با فیلمنامه مصوب مشخص است، اما متاسفانه آقای انتظامی رییس سازمان سینمایی اجازه اکران فیلم را نمی‌دهند و علی‌رغم آنکه بیش از یک سال از اکران فیلم در جشنواره فیلم فجر می‌گذرد، اما ما تنها فیلم جشنواره فجر سی و هفتم هستیم که هنوز تکلیفش روشن نشده و انتظار روشن ما این است که رئیس سازمان سینمایی نسبت به این موضوع پاسخگو باشد.

    تهیه‌کننده فیلم «دیدن این فیلم جرم است» ادامه داد: یکی از مشکلات ما این است برخی باور نمی‌کنند که این فیلم است و مبتنی قصه تخیلی ساخته شده، نه بیشتر از آن. در مورد مضمون هم به نظرم حرف فیلم، حرف بخشی از مردم است، تنها کمی سعه صدر نیاز است تا فیلم ما به اکران برسد تا ببینیم نظر مردم درباره آن چیست.

    شفاه تصریح کرد: شفاف بگویم، آیا این که انتظار داشته باشیم با فیلم‌مان مثل سایر فیلم‌ها و بر اساس قانون برخورد شود انتظار بالایی است؟ روند ساخت فیلم از شورای پروانه ساخت و میزان تطابق خروجی فیلم مصوب مشخص است. اما کجای قانون اجازه می‌دهد در چنین شرایطی فیلم را معلق نگه دارید؟

    رضا زهتابچیان کارگردان فیلم نیز با اعتراض به روشن نشدن تکلیف فیلم توسط وزارت ارشاد گفت: از ابتدا اصرار داشتیم مسیر قانونی فیلم را رعایت کنیم و این کار را هم کردیم. اما چه باید کرد که علی‌رغم تمکین ما به قانون، رئیس سازمان سینمایی فیلم ما را نابود کرده‌است. فیلم ما اعتراض به بی‌عدالتی‌ها و بداخلاقی‌ها و فراقانونی‌هاست و اتفاقاً حالا در مسیر اکران عمومی فیلم خودمان اسیر همین مقوله‌ها شده‌ایم.

    کارگردان فیلم «دیدن این فیلم جرم است» در پایان اظهار کرد: تلاش کردم تا صف منطق و احساس را در ترسیم طیف‌های مختلف فیلم مشخص کنم، از المان‌هایی هم استفاده کردیم تا این مرزبندی را روشن کنیم اما مساله فیلم مسئله نقد درون گفتمانی است، اگر بپذیریم که بخش مهمی از مشکلات ما از درون است پس نباید از نقدهای درون گفتمانی واهمه داشته باشیم. اجازه دهید اگر فیلم ما بد است، خود مردم در این باره قضاوت کنند، نه آنکه تلاش این تعداد هنرمند و گروه تولید را به سادگی به محاق توقیف بفرستید.

    فیلم سینمایی «دیدن این فیلم جرم است» به تهیه‌کنندگی محمدرضا شفاه و کارگردانی رضا زهتابچیان محصول حوزه هنری است که در باشگاه فیلم سوره تولید شده است.

  • دریافت کنندگان جایزه مرکز کندی بدون حضور ترامپ تجلیل شدند

    دریافت کنندگان جایزه مرکز کندی بدون حضور ترامپ تجلیل شدند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، مراسم اهدای جوایز مرکز کندی ۲۰۱۹ با تجلیل ویژه از برنامه تلویزیونی «سسمی استریت» و دقیقا در شبی برگزار شد که صبحش خبر درگذشت کارول اسپینی عروسک‌گردان مشهور این برنامه منتشر شده بود.

    سالی فیلد که برای ایفای نقش مادر «فارست گامپ» شناخته می‌شود، لیندا رانستد خواننده و مایکل تیلسون توماس رهبر ارکستر و گروه آر اند بی «ارث، وایند اند فایر» نیز از دیگر چهره‌های هنری بودند که جایزه افتخاری ۲۰۱۹ این مرکز را دریافت کردند.

    مرکز کندی در واشنگتن هر سال از چند چهره هنری که نقشی تاثیرگذار بر فرهنگ جمعی جامعه داشته باشند، تجلیل می‌کند و این تجلیل از جوایز معتبر فرهنگی آمریکا محسوب می‌شود.

    این جشن که امسال چهل و دومین سال خود را پشت سر گذاشت، برای سومین سال متوالی بدون حضور رییس جمهوری آمریکا برگزار شد و بانوی اول نیز حتی در مراسم جشن بعداز ظهر این برنامه در کاخ سفید حضور نیافت.

    همه اینها نشان دهنده نبودن رابطه بین ترامپ و جوامع هنری و صنعت سرگرمی آمریکاست به ویژه این که در سال نخست حضور ترامپ در کاخ سفید منتخبان آن سال اعلام کرده بودند در صورت حضور ترامپ در برنامه شرکت نخواهند کرد.

    یکی از نقاط اوج جشن مرکز کندی حضور پرنده بزرگ برنامه «سِسِمی استریت» یا «خیابان سسمی» در برنامه بود که سعی داشت تا روی زانوی تام هنکس که از مهمانان برنامه بود، بنشیند.

    در این برنامه در بخش تجلیل از سالی فیلد از رابطه حرفه‌ای ۵۰ ساله وی با اسپیلبرگ سخن گفته شد و بخشی از فیلم «لینکلن» که او در آن در نقش مری تاد در برابر دانیل دی-لوییس بازی کرده بود نمایش داده شد.

    پیرس برازنان دیگر بازیگری بود که در این مراسم از تجربه همکاری با این بازیگر سخن گفت و پس از وی تام هنکس با گفتن عبارت «سلام ماما» تجربه همکاری اش با سالی فیلد در فیلم «فارست گامپ» را یادآوری کرد.

    تجلیل از «سسمی استریت» با تجلیل از جوآن گانز کوونی و دکتر لوید موریست همراه بود؛ به ویژه تشکر ویژه از بیش از ۳ هزار نفری که در طول نیم قرن ساخته شدن این برنامه از سال ۱۹۶۹ تاکنون فعالیت کرده بودند. موریست در این سخنان یادآوری کرد که همه تلاش آنها این بوده که از کودکان بخواهند باهوش‌تر، قوی تر و مهربان‌تر باشند.

    مراسم در کل خالی از اتفاق‌ها و احساسات سیاسی بود، غیر از تشویق بلند و طولانی‌ای که نانسی پلوسی سخنگوی خانه نمایندگان دریافت کرد. او از جمله سیاستمداران واشنگتنی بود که دیوید روبنستین رییس هیات مدیره این مراسم برای حضورش از وی قدردانی کرد. مجری برنامه یعنی ال‌ال‌ کول‌جی که در سال ۲۰۱۸ جایزه دریافت کرده بود، در مواردی وارد بحث‌های سیاسی شد، از جمله از آمریکایی‌هایی که به دلیل سیاست‌های فعلی از هم جدا شده‌اند خواست متحد بشوند و گفت قدرت هنر می‌تواند به کشور در انجام این کار کمک کند.

  • رادیوتئاترهای منتخب جشنواره‌ بین‌المللی تئاتر فجر معرفی شدند

    رادیوتئاترهای منتخب جشنواره‌ بین‌المللی تئاتر فجر معرفی شدند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی جشنواره، هیات انتخاب بخش رادیوتئاتر سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر متشکل از جهانشاه آل محمود، فریبا متخصص و میرطاهر مظلومی تعداد ۱۰ اثر را برای شرکت در این بخش از جشنواره انتخاب کردند.

    این آثار به ترتیب حروف الفبا به شرح زیر معرفی می‌شوند:

    «آخماز» به کارگردانی شاهد مجتهدزاده اردبیلی از استان اردبیل                                    

    «آهسته با گل سرخ» به کارگردانی شیرین سپهراد از استان تهران                                   

    «از ورشو تا تهران» به کارگردانی مریم جمالی‌پور از استان گیلان

    «رهایی در بند» به کارگردانی مهدی طهماسبی از استان تهران

    «طرقه» به کارگردانی مجید حمزانلویی از استان خراسان جنوبی

    «عروس فراه» به کارگردانی پیمان قریب‌پناه از استان تهران

    «کادوی تولد» به کارگردانی بهرام نوری از استان گیلان

    « کسوف» به کارگردانی داریوش شهبازی از استان تهران

    «گروهبان» به کارگردانی حمیدرضا سلحشور از استان خراسان جنوبی

    «وارشی‌شو» به کارگردانی مجید محمدی از استان مازندران

    این بخش با مشارکت مرکز هنرهای نمایشی رادیو و رادیو نمایش و با مدیریت امین رهبر در جشنواره حضور دارد.

    این جشنواره به دبیری نادر برهانی‌مرند ۱۰ تا ۲۰ بهمن ماه سال جاری برگزار می‌شود.

  • سمینار «مطالعات تاریخی تئاتر و درام ایران» برگزار می‌شود

    سمینار «مطالعات تاریخی تئاتر و درام ایران» برگزار می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط‌عمومی اداره‌کل هنرهای نمایشی، کانون تئاتر دانشگاهی این اداره‌کل قصد دارد سمینار «مطالعات تاریخی تئاتر و درام ایران» را برگزار کند. این سمینار در ادامه برنامه‌های پژوهشی کانون بوده و مکمل سمینار «مطالعات اجرا»ست که در مرداد ۹۷ برگزار شد.

    کانون تئاتر دانشگاهی از این طریق همه پژوهشگران علوم اجتماعی، تاریخی و هنرهای نمایشی را دعوت به مشارکت می‌کند.

    متقاضیان حضور در این سمینار باید فایل  word و pdf چکیده پژوهش خود را تا تاریخ ۱۵ دی‌ماه ۱۳۹۸ به نشانی ایمیل کانون Universitycenter@theater.ir  ارسال کنند. چکیده‌های منتخب در تاریخ ۳۰ دی‌ماه مشخص می‌شوند و مقالات نهائی باید تا اول اسفندماه به دبیرخانه ارائه شوند.

    سمینار «مطالعات تاریخی تئاتر و درام ایران» با تمرکز بر بازه تاریخی «مشروطه تا انقلاب اسلامی» از پنجم تا هفتم اسفند در تالار مشاهیر مجموعه تئاترشهر برگزار می‌شود. فراخوان این سمینار به همراه خبر ارسال شده است.

  • آغاز ثبت نام «مسابقه تبلیغات سینمای ایران» جشنواره فجر ۳۸

    آغاز ثبت نام «مسابقه تبلیغات سینمای ایران» جشنواره فجر ۳۸

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی جشنواره فیلم فجر، ثبت نام بخش «مسابقه تبلیغات سینمای ایران» سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر از فردا ۲۰ آذرماه آغاز می شود.

    این بخش با هدف تشویق، تقویت و بکه ارگیری روش‌های خلاقانه و مؤثر در عرصه بازاریابی و پخش آثار سینمایی و جذب حداکثری مخاطبین برگزار می‌شود.
    سی‌ و هشتمین جشنواره فیلم فجر در جهت اعتلای سینمای ایران و ارتقای سطح کیفی تبلیغات و اطلاع‌رسانی و همچنین ترغیب و تشویق هنرمندان این عرصه، اقدام به برگزاری مسابقه در بخش‌های عکس، پوستر، آنونس و تیزر فیلم‌های سینمایی ایرانی می‌کند.

    متقاضیان می‌توانند برای شرکت در بخش مسابقه تبلیغات سینمای ایران از ۲۰ آذرماه تا ۱۰ دی ماه ۱۳۹۸ از طریق مراجعه به سایت رسمی جشنواره به آدرس fajrfilmfestival.com، نسبت به ثبت نام و تکمیل فرم شرکت و بارگذاری نمونه‌های آثار خود مطابق بند شرایط اختصاصی مقررات اقدام کنند.

    تمام فیلم‌های بلند سینمایی (داستانی، پویانمایی و مستند) که بعد از ۱۰ دی ماه سال ۱۳۹۷ تا ۱۰ دی ماه سال ۱۳۹۸ در داخل کشور به نمایش عمومی درآمده باشند، می‌توانند در مسابقه شرکت کنند و محدودیتی در تعداد عناوین آثار ارسالی وجود ندارد.

    در این بخش سه سیمرغ بلورین به بهترین عکس، بهترین پوستر و بهترین آنونس و تیزر اهدا می شود.

    شروع ثبت‌نام و ارسال آثار از تاریخ ۲۰ آذر و آخرین مهلت ارائه آثار ۱۰ دی ماه است.

  • «حالا که می‌روی» محمد معتمدی؛ عطری که در دکان هر عطاری نیست

    «حالا که می‌روی» محمد معتمدی؛ عطری که در دکان هر عطاری نیست

     

    «حالا که می‌روی» محمد معتمدی؛ عطری که در دکان هر عطاری نیست

    «حالا که می‌روی» محمد معتمدی؛ عطری که در دکان هر عطاری نیست
    «حالا که می‌روی» محمد معتمدی؛ عطری که در دکان هر عطاری نیست

    به گزارش خبرنگار مهر، حسن صنوبری از شاعران آیینی کشورمان به بهانه برگزاری مجموعه کنسرت‌های «حالا که می‌روی» به خوانندگی محمد معتمدی در تهران و شهرستان‌ها یادداشتی را منتشر کرد.

    این کنسرت‌ها طی هفته‌های اخیر توسط مرکز موسیقی «مأوا» در حال برگزاری است.

    در یادداشت حسن صنوبری که با عنوان «حالا که می‌روی، روایتی شنیدنی از عشق» منتشر شده، آمده است:

    «حالا که می‌روی روایتی شنیدنی از عشق است. روایتی عمیق، شکوهمند و قدرتمند. اما قبل از عشق بیایید از موسیقی حرف بزنیم. ما از موسیقی چه می‌خواهیم؟ می‌گویم: لذت‌بردن. دیگر از موسیقی چه می‌خواهیم؟ فکرمی‌کنم و می‌گویم: پشیمان‌نشدن و کهنه‌نشدن پس از گذشت یک دوره شنیدن. دیگر از موسیقی چه چیزی می‌توانیم بخواهیم؟ فکر می‌کنم و فکر می‌کنم و می‌گویم: به فکر فرورفتن و بالاتر رفتن سطح پسند و سلیقۀ موسیقایی.

    گمان می‌کردم دهه نود را به پایان می‌بریم و دیگر آلبومی در قد و قوارۀ «یاد باد» و «حریق خزان» به بازار موسیقی ایران قدم نگذارد. آلبومی که بتوانیم با خیال راحت به یک دوست هدیه بدهیم. اما سال گذشته فرید سعادتمند آهنگ‌ساز موفق این سال‌ها «حالا که می‌روی» را (با آواز «محمد معتمدی») منتشر کرد تا رقیب مهمی برای یادباد (با آهنگسازی سیامک آقایی و آواز سالار عقیلی)، حریق خزان (با آهنگسازی مهیار علیزاده و آواز علیرضا قربانی) و دیگر آلبوم‌های موفق و هنری دهه نود موسیقی با کلامِ ایرانی و فارسی‌زبان باشد.

    می‌دانم این سه آلبوم تفاوت‌های زیادی با هم دارند، «یادباد» یک آلبوم مجلسی و ضبط کنسرت است و «حریق خزان» و «حالا که می‌روی» یک آلبوم استدیویی‌اند. اولی موسیقی سنتی و ردیف‌ دستگاهی ایرانی است و دو آلبوم بعدی موسیقی تلفیقی و به‌نوعی پاپ‌سنتی. اما از جهات زیادی هم این سه آلبوم موفق به هم شبیه‌اند و با هم قابل مقایسه‌اند. هر سه در زمینه آهنگسازی فوق‌العاده‌اند. خوانندۀ هر سه اثر یکی از ستاره‌های موسیقی اصیل ایرانی است (عقیلی، قربانی و معتمدی) و شعرهای هر سه اثر از جمله شعرها و ترانه‌های ارزشمندی است که از سطح موسیقی متداول امروز بالاتر است.

    در این هشت‌سال آهنگ خوب کم ساخته و نواخته نشده، اما آلبوم خوب چرا. البته به جز سه اثری که گفتیم هم آلبوم خوب در موسیقی این دهه وجود دارد، اما آلبوم‌هایی که انرژی اصلی‎شان روی یکی دو قطعه است. فرقی که این سه آلبوم با آن آلبوم‌های خوب دیگر دارد این است که زیبایی و هنرمندی در کل یا بیشترینۀ آهنگ‌ها و در تمام اجزاء هر قطعه (متن، ساز و آواز) جاری است.

    نکتۀ دوم این است که بعضی آلبوم‌های خوب دیگر هم هستند که شاید همه یا اکثر آهنگ‌هایشان زیبا باشد، اما به‌صورت مجزا. یعنی آن‌ها در حقیقت مجموعه‌ای از قطعات پراکنده با عوالم گوناگون هستند نه یک آلبوم موسیقی منسجم که روح و ساختار زیبایی‌شناختی واحدی بر همه‌شان حاکم باشد. در حالیکه آهنگ‌های «یادباد»، «حریق خزان» و «حالا که می‌روی» جدا از زیبایی‌های انفرادی، کامل‌کننده و هم‌آهنگ با همدیگرند.

    اگر بخواهیم از ساختار «حالا که می‌روی» سخن بگوییم، در این آلبوم همه اجزاء سر جای خود قرار دارند و خوب هم قرار دارند. فرید سعادتمند همان آهنگ‌سازی است که پخش قطعاتش از تلویزیون جایگاه موسیقی تیتراژ را به‌مراتب بالا برداین آهنگ‌ها با هم زیبایی‌شناسی و معنایی را دارند که جدا از هم ندارند. سومین اشتراک این سه آلبوم هم جمع بین مخاطب عمومی و مخاطب فنی است. قطعا بسیاری از استادان موسیقی و مخاطبان حرفه‌ای موسیقی از شنیدن آهنگ‌های این سه آلبوم لذت می‌برند، اما این التذاذ هنری و فاخر باعث نمی‌شود این آهنگ‌ها، آهنگ‌هایی محفلی و خاص‌پسند باشند؛ بلکه شما می‌توانید هر گوشی را میهمانِ این نغمات کنید و مطمئن باشید شنونده لذت می‌برد. مخصوصا درمورد یادباد و حالا که می‌روی این موضوع روشن است (حریق خزان تاحدی خاص‌پسندتر است). البته من هم بر این باورم که موسیقی اصیل ایرانی و آهنگی که از رویارویی بی‌واسطۀ سازها و دست‌ها برمی‌خیزد ذاتا ارزش وجودی و هنری بیشتری دارد، اما از آن‌طرف هم _چنانکه توضیح خواهم داد_ «حالا که می‌روی» فاصله‌ی بسیاری با دیگر آلبوم‌های ژانر خود دارد.

    اگر بخواهیم از ساختار «حالا که می‌روی» سخن بگوییم، در این آلبوم همه اجزاء سر جای خود قرار دارند و خوب هم قرار دارند. فرید سعادتمند همان آهنگ‌سازی است که پخش قطعاتش از تلویزیون جایگاه موسیقی تیتراژ را به‌مراتب بالا برد. شاید همین تجربۀ اوست که باعث شده نغمه‌ها و نواخته‌هایش در «حالا که می‌روی» جدا از زیبایی و دقت‌های موسیقایی _که از چنین هنرمند نابغه‌ای انتظار می‌رود_ قدرتِ روایت‌گری، تصویری و سینمایی‌شدن فراوانی نیز داشته باشند. بر این باورم که تمامی آهنگ‌های آلبوم، به‌تنهایی انرژی یک فیلم سینمایی درخشان را در خود نهفته دارند. سعادت‌مند این آلبوم را تنها آهنگ‌سازی نکرده، بلکه کارگردانی هم کرده است.

    می‌دانیم همانگونه که در سینما، سریال و فیلمی ماندگار است که کارگردان در آن فرمانده بازیگر و دیگر عوامل باشد، در موسیقی هم آهنگ و آلبومی ماندگار خواهد بود که ساز خواننده و شاعر و دیگر عوامل با دست آهنگساز کوک شود. این آلبوم از همان آلبوم‌هاست. یک شاهدش این است که در این اثر سعادت‌مند برای آفرینش جهان موسیقایی ارزشمند خود سراغ بهترین‌ها رفته و برای آواز محمد معتمدی را برگزیده است.

    معتمدی جدا از زیبایی، لطافت و قدرت بی‌نظیر صدایش باید دقت کنیم همان خواننده‌ای است که انتخاب بزرگ‌ترین و موثرترین آهنگ‌ساز و نوازندۀ پنجاه‌سال اخیر یعنی زنده‌یاد استاد محمدرضا لطفی بوده است. او خواننده‌ای نیست که در تصنیف و ترانه بتواند خودنمایی کند اما در آواز از ساز جا بماند. معتمدی در ساحات گوناگون و پرده‌های متنوع آوازی خوش درخشیده است و درخشش خود را بیش از اینکه مدیون تبلیغ و تعریف این و آن باشد، مرهون گرمی حنجرۀ خویش، سعی و تمرین هنری خود و زانوزدن در محضر بزرگان موسیقی ایرانی است. او پیش از این در آلبوم‌های موفقی چون «وطنم ایران»، «از بودن و سرودن»، «ای عاشقان»، «باده تویی»، «صوفی»، «اپرای مولوی» و… با چهره‌های گوناگون موسیقی ایران همراه شده و توانایی هنری خود را ثابت کرده است. این قدرت صدا و این آواز تربیت‌شده است که البته می‌تواند در گوشه‌گوشۀ طراحی هنری و در گسترۀ تخیل موسیقایی آهنگ‌ساز، بال‌دربال نغمات و لحظات سعادتمند اوج و فرود بگیرد. گاه لطیف باشد، گاه حماسی بخواند، گاه اندوهگین باشد، گاه فریاد بزند، گاه اوج بگیرد و گاه آرام. اگر بخواهیم از این منظر انتخاب سعادتمند در این آلبوم را با با انتخاب آقایی در یادباد مقایسه کنیم باید بگوییم، آقایی با انتخاب عقیلی که مشهورتر از معتمدی است، کار را برای موفقیت آلبومش در بازار آسان‌تر کرد و سعادتمند با انتخاب معتمدی که فنی‌تر از عقیلی است بر ارزش موسیقایی کار افزود.

    همچنین شاعر اثر: دکتر محمدمهدی سیار، پیش از اینکه یک ترانه‌سرا باشد یک شاعر ثابت‌شده است. شعر مقامی فراتر و دشواریاب‌تر از ترانه دارد و سیار در آن خوش درخشیده است. شعرهای سیار، به‌ویژه غزل‌هایش، نمونه‌ای عالی از غزل امروزند که می‌توانند نظر مخاطبان جدی ادبیات را به خود جلب کنند. همچنین جدا از ارزش‌های زیبایی‌شناختی، شعرهای این شاعر فلسفه‌خوانده از منظر اندیشه‌ورزی و چندلایه‌بودن، در وضعیت بحرانی شعر امروز بی‌نظیرند. چه در کتابی مثل «حق السکوت» که جایزه مهم کتاب سال شعر را برده است و چه در کتاب‌های پرفروشی مثل «رودخوانی» و «یادآوری» که با استقبال مردم مواجه شدند. همچنین سیار در مقام ترانه‌سرایی نیز موفقیت‌های بسیاری داشته و پیش از این ترانه‌هایش با صدای خوانندگان گوناگونی چون سالار عقیلی، حجت اشرف‌زاده، اشکان کمانگری، رضا صادقی و… توانسته‌اند اقبال بالایی کسب کنند. پیش از انتشار آلبوم «حالا که می‌روی» ترانۀ «چه بگویم» سیار با موسیقی فرید سعادتمند و صدای سالار عقیلی منتشر شده بود؛ ترانه‌ای که تبدیل به یکی از محبوب‌ترین و موفق‌ترین آهنگ‌های موسیقی باکلام در زمان خود و همچنین نقطه عطفی در کارهای سال‌های اخیر عقیلی شد.

    در این زمینه هم اگر بخواهیم انتخاب سعادتمند را با انتخاب‌های علیزاده و آقایی مقایسه کنیم، مهیار علیزاده و سیامک آقایی با انتخاب شعر مشاهیر ادبیات فارسی (یادباد: حافظ و مولوی/ حریق خزان: سهراب سپهری، فریدون مشیری و هوشنگ ابتهاج) در بخش شعر آلبوم خود ریسک نکرده‌اند؛ چه از لحاظ فنی و ادبی و چه از منظر مخاطب و بازار؛ اما در عین حال چیزی هم به ادبیات نیفزوده‌اند. حافظ و سهراب سپهری بی‌هیچ حنجره و سازی در حافظه شنیداری ادبی ما ثبت هستند. اما سعادتمند با انتخاب خطیر و خطرپذیر یک شاعر امروزی، برگ‌های ارزشمندی به شعر و ادبیات این سرزمین افزوده است.

    همه این عوامل و انرژی‌ها دست به دست هم دادند تا فرید سعادتمند بتواند یکی از زیباترین و مهم‌ترین آلبوم‌های موسیقی سال‌های اخیر را روانه بازار کند. آلبومی که به شعور مخاطب حرفه‌ای موسیقی احترام می‌گذارد و بر دل مخاطب عمومی می‌نشیند.

    اما اگر بخواهیم از محتوای «حالا که می‌روی» حرف بزنیم: این آلبوم از چه چیزی سخن می‌گوید؟ گفتیم از عشق. اما آیا عشق یک کالای رایج و متداول نیست؟ آیا همان عطر تکراری نیست که در دکان همه عطارها هست؟

    پاسخ من این است: هم آری هم نه. عشق از نظر مفهومی و مضمونی میدان وسیعی است که جمعیت متفاوت و گاه متناقضی را در خود جای داده. همچنین از نظر اقتصادی به خاطر گستردگی مخاطبانش رمز فروش است. همین باعث شده این معنای بلند، مدعیان فراوانی هم پیدا کند که تقلای بسیاری‌شان چیزی جز تیشه به ریشه زدنِ عشق نبوده است. ما در پیشینه شعر فارسی صفحه‌های درخشان، شکوهمند و بی‌نظیری داریم که راوی عشق‌اند و از دیرباز تمام دنیا به آن احترام می‌گذارند. اما در موسیقی امروز آنقدر از همین عشق عزیز برداشت‌های مبتذل شنیده‌ایم که آبرویی برای آن نگذاشته‌ایم.

    «حالا که می‌روی»، علی‌رغم همه نوآوری‌هایش بازگشت به  همان برداشت‌های زیبا و باشکوه از عشق است. حالا که می‌روی روایت‌گر عشق‌های ساندویچی، عشق‌های سطحی، عشق‌های MP3، عشق‌های ثانیه‌ای، عشق‌های درلحظه و عشق‌های مصنوعی نیست و «با هر می‌ناپخته نمی‌جوشد». حالا که می‌روی عشق را با همان معنای اصلی و حقیقی و راستینش روایت می‌کند و به خاطر سایه‌ی اقتصاد بر فرهنگ و هنر آن را از درون تهی نمی‌کند؛ چه در ساخت و چه در محتوا «دل‌سرد و بیزار است از این گرمی بازارِ غم‌های دم دستی و دل‌های فروشی». حالا که می‌روی عشق را همانطور که هست روایت می‌کند. عمیق، شکوهمند و قدرتمند. عشقی که در این آلبوم و نغمات و لحظات و سطرها و ثانیه‌هایش جاری است عشقی است ماندگار و اصیل و چندپرده، شبیه به همان عشق‌های دیرین و آتشین که در شعرهای سعدی و حافظ و نظامی و وحشی و دیگر بزرگان شعر فارسی دیده و چشیده بودیم. عشق، با همان توسع معنایی که می‌توانست عشق زمینی را به عشق آسمانی و لحظه را به ابدیت پیوند بزند. البته که این عشق با امروز نسبتی روشن دارد و این موسیقی موسیقی مدرن و امروزین است، اما این امروزی‌بودن دلیل نشده تا عشق از عشق تهی شود. چه از منظر ساختاری و چه از منظر معنایی به‌جز یک یا دو قطعۀ آلبوم که به نظر من اندکی کوتاه‌قدتر از باقی قطعات‌اند (یعنی آهنگ «کجایی» و تاحدی آواز «نشانی»)، تمامی قطعات این آلبوم یک‌سروگردن از موسیقی عاشقانه امروز قدبلندترند و برای مخاطبان هنر مغتنم. چه آنجا که در خود قطعه «حالا که می‌روی» روایتش از «تنهایی» و «جدایی» عشق را می‌گوید، چه آنجا که در «دل‌های فروشی» روایتش از شکوه و بلندمرتبه‌بودن عشق را به مخاطب یادآور می‌شود، چه وقتی در آهنگ «باور نمی‌کنی» از اشتیاقِ دیدار سخن می‌گوید، چه وقتی که در «غم پنهان» از بی‌تابی و انتظار عشق فریاد می‌کند، چه وقتی در قطعه «آفرینش» ازلیت عشق را نشانمان می‌دهد و چه وقتی در آواز «کوچه انتظار» ما را به دیدار ابدیت عشق می‌برد.

    عشق یک کلمه است اما سه حرف دارد. «حالا که می‌روی» برای من این سه حرف را اینگونه تفسیر کرد: عمق، شکوه و قدرت. در ارزیابی نهایی آلبوم، وقتی در این مفاهیم دقیق‌تر می‌شوم حس می‌کنم سه رکن اصلی آلبوم یعنی شاعر (محمدمهدی سیار)، آهنگساز (فرید سعادتمند) و خواننده (محمد معتمدی) هرکدام در آزادکردن انرژی یکی از این حروف و تثبیت معانی‌اش نقش بیشتری دارند. «حالا که می‌روی» را شعرهای سیار عمق بخشیده، نغمه‌های سعادتمند باشکوه کرده و حنجره معتمدی قدرت‌مند. هرکدام از این سه حرف و سه ویژگی به‌تنهایی هم ارزشمندند اما اجتماعشان اتفاقی دیگر را رقم می‌زند. اتفاقی که راز اصلی موفقیت، زیبایی و ماندگاری این آلبوم است.

  • «حالا که می‌روی» محمد معتمدی؛ عطری که در دکان هر عطاری نیست

    «حالا که می‌روی» محمد معتمدی؛ عطری که در دکان هر عطاری نیست

    «حالا که می‌روی» محمد معتمدی؛ عطری که در دکان هر عطاری نیست

    «حالا که می‌روی» محمد معتمدی؛ عطری که در دکان هر عطاری نیست
    «حالا که می‌روی» محمد معتمدی؛ عطری که در دکان هر عطاری نیست

    به گزارش خبرنگار مهر، حسن صنوبری از شاعران آیینی کشورمان به بهانه برگزاری مجموعه کنسرت‌های «حالا که می‌روی» به خوانندگی محمد معتمدی در تهران و شهرستان‌ها یادداشتی را منتشر کرد.

    این کنسرت‌ها طی هفته‌های اخیر توسط مرکز موسیقی «مأوا» در حال برگزاری است.

    در یادداشت حسن صنوبری که با عنوان «حالا که می‌روی، روایتی شنیدنی از عشق» منتشر شده، آمده است:

    «حالا که می‌روی روایتی شنیدنی از عشق است. روایتی عمیق، شکوهمند و قدرتمند. اما قبل از عشق بیایید از موسیقی حرف بزنیم. ما از موسیقی چه می‌خواهیم؟ می‌گویم: لذت‌بردن. دیگر از موسیقی چه می‌خواهیم؟ فکرمی‌کنم و می‌گویم: پشیمان‌نشدن و کهنه‌نشدن پس از گذشت یک دوره شنیدن. دیگر از موسیقی چه چیزی می‌توانیم بخواهیم؟ فکر می‌کنم و فکر می‌کنم و می‌گویم: به فکر فرورفتن و بالاتر رفتن سطح پسند و سلیقۀ موسیقایی.

    گمان می‌کردم دهه نود را به پایان می‌بریم و دیگر آلبومی در قد و قوارۀ «یاد باد» و «حریق خزان» به بازار موسیقی ایران قدم نگذارد. آلبومی که بتوانیم با خیال راحت به یک دوست هدیه بدهیم. اما سال گذشته فرید سعادتمند آهنگ‌ساز موفق این سال‌ها «حالا که می‌روی» را (با آواز «محمد معتمدی») منتشر کرد تا رقیب مهمی برای یادباد (با آهنگسازی سیامک آقایی و آواز سالار عقیلی)، حریق خزان (با آهنگسازی مهیار علیزاده و آواز علیرضا قربانی) و دیگر آلبوم‌های موفق و هنری دهه نود موسیقی با کلامِ ایرانی و فارسی‌زبان باشد.

    می‌دانم این سه آلبوم تفاوت‌های زیادی با هم دارند، «یادباد» یک آلبوم مجلسی و ضبط کنسرت است و «حریق خزان» و «حالا که می‌روی» یک آلبوم استدیویی‌اند. اولی موسیقی سنتی و ردیف‌ دستگاهی ایرانی است و دو آلبوم بعدی موسیقی تلفیقی و به‌نوعی پاپ‌سنتی. اما از جهات زیادی هم این سه آلبوم موفق به هم شبیه‌اند و با هم قابل مقایسه‌اند. هر سه در زمینه آهنگسازی فوق‌العاده‌اند. خوانندۀ هر سه اثر یکی از ستاره‌های موسیقی اصیل ایرانی است (عقیلی، قربانی و معتمدی) و شعرهای هر سه اثر از جمله شعرها و ترانه‌های ارزشمندی است که از سطح موسیقی متداول امروز بالاتر است.

    در این هشت‌سال آهنگ خوب کم ساخته و نواخته نشده، اما آلبوم خوب چرا. البته به جز سه اثری که گفتیم هم آلبوم خوب در موسیقی این دهه وجود دارد، اما آلبوم‌هایی که انرژی اصلی‎شان روی یکی دو قطعه است. فرقی که این سه آلبوم با آن آلبوم‌های خوب دیگر دارد این است که زیبایی و هنرمندی در کل یا بیشترینۀ آهنگ‌ها و در تمام اجزاء هر قطعه (متن، ساز و آواز) جاری است.

    نکتۀ دوم این است که بعضی آلبوم‌های خوب دیگر هم هستند که شاید همه یا اکثر آهنگ‌هایشان زیبا باشد، اما به‌صورت مجزا. یعنی آن‌ها در حقیقت مجموعه‌ای از قطعات پراکنده با عوالم گوناگون هستند نه یک آلبوم موسیقی منسجم که روح و ساختار زیبایی‌شناختی واحدی بر همه‌شان حاکم باشد. در حالیکه آهنگ‌های «یادباد»، «حریق خزان» و «حالا که می‌روی» جدا از زیبایی‌های انفرادی، کامل‌کننده و هم‌آهنگ با همدیگرند.

    اگر بخواهیم از ساختار «حالا که می‌روی» سخن بگوییم، در این آلبوم همه اجزاء سر جای خود قرار دارند و خوب هم قرار دارند. فرید سعادتمند همان آهنگ‌سازی است که پخش قطعاتش از تلویزیون جایگاه موسیقی تیتراژ را به‌مراتب بالا برداین آهنگ‌ها با هم زیبایی‌شناسی و معنایی را دارند که جدا از هم ندارند. سومین اشتراک این سه آلبوم هم جمع بین مخاطب عمومی و مخاطب فنی است. قطعا بسیاری از استادان موسیقی و مخاطبان حرفه‌ای موسیقی از شنیدن آهنگ‌های این سه آلبوم لذت می‌برند، اما این التذاذ هنری و فاخر باعث نمی‌شود این آهنگ‌ها، آهنگ‌هایی محفلی و خاص‌پسند باشند؛ بلکه شما می‌توانید هر گوشی را میهمانِ این نغمات کنید و مطمئن باشید شنونده لذت می‌برد. مخصوصا درمورد یادباد و حالا که می‌روی این موضوع روشن است (حریق خزان تاحدی خاص‌پسندتر است). البته من هم بر این باورم که موسیقی اصیل ایرانی و آهنگی که از رویارویی بی‌واسطۀ سازها و دست‌ها برمی‌خیزد ذاتا ارزش وجودی و هنری بیشتری دارد، اما از آن‌طرف هم _چنانکه توضیح خواهم داد_ «حالا که می‌روی» فاصله‌ی بسیاری با دیگر آلبوم‌های ژانر خود دارد.

    اگر بخواهیم از ساختار «حالا که می‌روی» سخن بگوییم، در این آلبوم همه اجزاء سر جای خود قرار دارند و خوب هم قرار دارند. فرید سعادتمند همان آهنگ‌سازی است که پخش قطعاتش از تلویزیون جایگاه موسیقی تیتراژ را به‌مراتب بالا برد. شاید همین تجربۀ اوست که باعث شده نغمه‌ها و نواخته‌هایش در «حالا که می‌روی» جدا از زیبایی و دقت‌های موسیقایی _که از چنین هنرمند نابغه‌ای انتظار می‌رود_ قدرتِ روایت‌گری، تصویری و سینمایی‌شدن فراوانی نیز داشته باشند. بر این باورم که تمامی آهنگ‌های آلبوم، به‌تنهایی انرژی یک فیلم سینمایی درخشان را در خود نهفته دارند. سعادت‌مند این آلبوم را تنها آهنگ‌سازی نکرده، بلکه کارگردانی هم کرده است.

    می‌دانیم همانگونه که در سینما، سریال و فیلمی ماندگار است که کارگردان در آن فرمانده بازیگر و دیگر عوامل باشد، در موسیقی هم آهنگ و آلبومی ماندگار خواهد بود که ساز خواننده و شاعر و دیگر عوامل با دست آهنگساز کوک شود. این آلبوم از همان آلبوم‌هاست. یک شاهدش این است که در این اثر سعادت‌مند برای آفرینش جهان موسیقایی ارزشمند خود سراغ بهترین‌ها رفته و برای آواز محمد معتمدی را برگزیده است.

    معتمدی جدا از زیبایی، لطافت و قدرت بی‌نظیر صدایش باید دقت کنیم همان خواننده‌ای است که انتخاب بزرگ‌ترین و موثرترین آهنگ‌ساز و نوازندۀ پنجاه‌سال اخیر یعنی زنده‌یاد استاد محمدرضا لطفی بوده است. او خواننده‌ای نیست که در تصنیف و ترانه بتواند خودنمایی کند اما در آواز از ساز جا بماند. معتمدی در ساحات گوناگون و پرده‌های متنوع آوازی خوش درخشیده است و درخشش خود را بیش از اینکه مدیون تبلیغ و تعریف این و آن باشد، مرهون گرمی حنجرۀ خویش، سعی و تمرین هنری خود و زانوزدن در محضر بزرگان موسیقی ایرانی است. او پیش از این در آلبوم‌های موفقی چون «وطنم ایران»، «از بودن و سرودن»، «ای عاشقان»، «باده تویی»، «صوفی»، «اپرای مولوی» و… با چهره‌های گوناگون موسیقی ایران همراه شده و توانایی هنری خود را ثابت کرده است. این قدرت صدا و این آواز تربیت‌شده است که البته می‌تواند در گوشه‌گوشۀ طراحی هنری و در گسترۀ تخیل موسیقایی آهنگ‌ساز، بال‌دربال نغمات و لحظات سعادتمند اوج و فرود بگیرد. گاه لطیف باشد، گاه حماسی بخواند، گاه اندوهگین باشد، گاه فریاد بزند، گاه اوج بگیرد و گاه آرام. اگر بخواهیم از این منظر انتخاب سعادتمند در این آلبوم را با با انتخاب آقایی در یادباد مقایسه کنیم باید بگوییم، آقایی با انتخاب عقیلی که مشهورتر از معتمدی است، کار را برای موفقیت آلبومش در بازار آسان‌تر کرد و سعادتمند با انتخاب معتمدی که فنی‌تر از عقیلی است بر ارزش موسیقایی کار افزود.

    همچنین شاعر اثر: دکتر محمدمهدی سیار، پیش از اینکه یک ترانه‌سرا باشد یک شاعر ثابت‌شده است. شعر مقامی فراتر و دشواریاب‌تر از ترانه دارد و سیار در آن خوش درخشیده است. شعرهای سیار، به‌ویژه غزل‌هایش، نمونه‌ای عالی از غزل امروزند که می‌توانند نظر مخاطبان جدی ادبیات را به خود جلب کنند. همچنین جدا از ارزش‌های زیبایی‌شناختی، شعرهای این شاعر فلسفه‌خوانده از منظر اندیشه‌ورزی و چندلایه‌بودن، در وضعیت بحرانی شعر امروز بی‌نظیرند. چه در کتابی مثل «حق السکوت» که جایزه مهم کتاب سال شعر را برده است و چه در کتاب‌های پرفروشی مثل «رودخوانی» و «یادآوری» که با استقبال مردم مواجه شدند. همچنین سیار در مقام ترانه‌سرایی نیز موفقیت‌های بسیاری داشته و پیش از این ترانه‌هایش با صدای خوانندگان گوناگونی چون سالار عقیلی، حجت اشرف‌زاده، اشکان کمانگری، رضا صادقی و… توانسته‌اند اقبال بالایی کسب کنند. پیش از انتشار آلبوم «حالا که می‌روی» ترانۀ «چه بگویم» سیار با موسیقی فرید سعادتمند و صدای سالار عقیلی منتشر شده بود؛ ترانه‌ای که تبدیل به یکی از محبوب‌ترین و موفق‌ترین آهنگ‌های موسیقی باکلام در زمان خود و همچنین نقطه عطفی در کارهای سال‌های اخیر عقیلی شد.

    در این زمینه هم اگر بخواهیم انتخاب سعادتمند را با انتخاب‌های علیزاده و آقایی مقایسه کنیم، مهیار علیزاده و سیامک آقایی با انتخاب شعر مشاهیر ادبیات فارسی (یادباد: حافظ و مولوی/ حریق خزان: سهراب سپهری، فریدون مشیری و هوشنگ ابتهاج) در بخش شعر آلبوم خود ریسک نکرده‌اند؛ چه از لحاظ فنی و ادبی و چه از منظر مخاطب و بازار؛ اما در عین حال چیزی هم به ادبیات نیفزوده‌اند. حافظ و سهراب سپهری بی‌هیچ حنجره و سازی در حافظه شنیداری ادبی ما ثبت هستند. اما سعادتمند با انتخاب خطیر و خطرپذیر یک شاعر امروزی، برگ‌های ارزشمندی به شعر و ادبیات این سرزمین افزوده است.

    همه این عوامل و انرژی‌ها دست به دست هم دادند تا فرید سعادتمند بتواند یکی از زیباترین و مهم‌ترین آلبوم‌های موسیقی سال‌های اخیر را روانه بازار کند. آلبومی که به شعور مخاطب حرفه‌ای موسیقی احترام می‌گذارد و بر دل مخاطب عمومی می‌نشیند.

    اما اگر بخواهیم از محتوای «حالا که می‌روی» حرف بزنیم: این آلبوم از چه چیزی سخن می‌گوید؟ گفتیم از عشق. اما آیا عشق یک کالای رایج و متداول نیست؟ آیا همان عطر تکراری نیست که در دکان همه عطارها هست؟

    پاسخ من این است: هم آری هم نه. عشق از نظر مفهومی و مضمونی میدان وسیعی است که جمعیت متفاوت و گاه متناقضی را در خود جای داده. همچنین از نظر اقتصادی به خاطر گستردگی مخاطبانش رمز فروش است. همین باعث شده این معنای بلند، مدعیان فراوانی هم پیدا کند که تقلای بسیاری‌شان چیزی جز تیشه به ریشه زدنِ عشق نبوده است. ما در پیشینه شعر فارسی صفحه‌های درخشان، شکوهمند و بی‌نظیری داریم که راوی عشق‌اند و از دیرباز تمام دنیا به آن احترام می‌گذارند. اما در موسیقی امروز آنقدر از همین عشق عزیز برداشت‌های مبتذل شنیده‌ایم که آبرویی برای آن نگذاشته‌ایم.

    «حالا که می‌روی»، علی‌رغم همه نوآوری‌هایش بازگشت به  همان برداشت‌های زیبا و باشکوه از عشق است. حالا که می‌روی روایت‌گر عشق‌های ساندویچی، عشق‌های سطحی، عشق‌های MP3، عشق‌های ثانیه‌ای، عشق‌های درلحظه و عشق‌های مصنوعی نیست و «با هر می‌ناپخته نمی‌جوشد». حالا که می‌روی عشق را با همان معنای اصلی و حقیقی و راستینش روایت می‌کند و به خاطر سایه‌ی اقتصاد بر فرهنگ و هنر آن را از درون تهی نمی‌کند؛ چه در ساخت و چه در محتوا «دل‌سرد و بیزار است از این گرمی بازارِ غم‌های دم دستی و دل‌های فروشی». حالا که می‌روی عشق را همانطور که هست روایت می‌کند. عمیق، شکوهمند و قدرتمند. عشقی که در این آلبوم و نغمات و لحظات و سطرها و ثانیه‌هایش جاری است عشقی است ماندگار و اصیل و چندپرده، شبیه به همان عشق‌های دیرین و آتشین که در شعرهای سعدی و حافظ و نظامی و وحشی و دیگر بزرگان شعر فارسی دیده و چشیده بودیم. عشق، با همان توسع معنایی که می‌توانست عشق زمینی را به عشق آسمانی و لحظه را به ابدیت پیوند بزند. البته که این عشق با امروز نسبتی روشن دارد و این موسیقی موسیقی مدرن و امروزین است، اما این امروزی‌بودن دلیل نشده تا عشق از عشق تهی شود. چه از منظر ساختاری و چه از منظر معنایی به‌جز یک یا دو قطعۀ آلبوم که به نظر من اندکی کوتاه‌قدتر از باقی قطعات‌اند (یعنی آهنگ «کجایی» و تاحدی آواز «نشانی»)، تمامی قطعات این آلبوم یک‌سروگردن از موسیقی عاشقانه امروز قدبلندترند و برای مخاطبان هنر مغتنم. چه آنجا که در خود قطعه «حالا که می‌روی» روایتش از «تنهایی» و «جدایی» عشق را می‌گوید، چه آنجا که در «دل‌های فروشی» روایتش از شکوه و بلندمرتبه‌بودن عشق را به مخاطب یادآور می‌شود، چه وقتی در آهنگ «باور نمی‌کنی» از اشتیاقِ دیدار سخن می‌گوید، چه وقتی که در «غم پنهان» از بی‌تابی و انتظار عشق فریاد می‌کند، چه وقتی در قطعه «آفرینش» ازلیت عشق را نشانمان می‌دهد و چه وقتی در آواز «کوچه انتظار» ما را به دیدار ابدیت عشق می‌برد.

    عشق یک کلمه است اما سه حرف دارد. «حالا که می‌روی» برای من این سه حرف را اینگونه تفسیر کرد: عمق، شکوه و قدرت. در ارزیابی نهایی آلبوم، وقتی در این مفاهیم دقیق‌تر می‌شوم حس می‌کنم سه رکن اصلی آلبوم یعنی شاعر (محمدمهدی سیار)، آهنگساز (فرید سعادتمند) و خواننده (محمد معتمدی) هرکدام در آزادکردن انرژی یکی از این حروف و تثبیت معانی‌اش نقش بیشتری دارند. «حالا که می‌روی» را شعرهای سیار عمق بخشیده، نغمه‌های سعادتمند باشکوه کرده و حنجره معتمدی قدرت‌مند. هرکدام از این سه حرف و سه ویژگی به‌تنهایی هم ارزشمندند اما اجتماعشان اتفاقی دیگر را رقم می‌زند. اتفاقی که راز اصلی موفقیت، زیبایی و ماندگاری این آلبوم است.

  • جایزه شعر شاملو بدون انتخاب برگزیده و با دو تقدیر پایان یافت

    جایزه شعر شاملو بدون انتخاب برگزیده و با دو تقدیر پایان یافت

    به گزارش خبرگزاری مهر، دراین بیانیه آمده است:

    جایزه‌ شعر احمد شاملو که امسال پنجمین دوره‌ خود را پشت سر گذاشت، در پی کشف افق‌های تازه در شعر معاصر است. افقی که تنها به داشتن نگاهی تازه به جهان و زبان بسنده نمی‌کند، بلکه در پی منظری هستی‌شناسانه است که در آن شاعر «درد و امید مردم را با استخوان خویش پیوند می‌زند». او شاهد صادق زمانه‌اش است و از این طریق به حضور خود در جهان معنا می‌بخشد؛ مسئولیتی سنگین برآمده از حقیقتی که شعر را «نه یاسمین و سنبل گلخانه‌ فلان» که تأمل‌انگیز، ژرف و فرزند اصیل جامعه می‌خواهد.

    هم‌سنگ تعهد اجتماعی، تعهد در قبال زبان، شناخت آن و احاطه و به کارگیری امکانات و ظرفیت‌های آن، بخشی مهم از کار شاعر است که شعر، جهان را از طریق زبان تجربه می‌کند. «اگر فکر کنیم که شعر در زبانی زاده می‌شود که از خلال روابط قاموسی کلمات و ایجاد روابط من‌درآوردی و غیر منطقی در اجزای جمله به وجود می‌آید، به بی‌راهه رفته‌ایم.»

    در سنت شعری که نیمای شاعر بنیان نهاد و احمد شاملو پی گرفت، جهان شعر در مواجهه‌ عمیق و تکینه‌ شاعر با تجربه‌ زندگی بنا می‌شود، مسیری که به اجتماعی کردن من فردی شاعر می‌انجامد. سنتی که در آن «شعر برداشت‌هایی از زندگی نیست، بلکه یکسره خود زندگی است.»

     در پایان، با نظر به این که آثار رسیده به مرحله‌ دوم این دوره از نظر اکثریت هیأت داوران پنجمین دوره‌ جایزه‌ شعر احمد شاملو به تمام و کمال واجد شاخص‌ها و معیارهای یادشده نبوده و از سوی دیگر هیچ یک از این آثار به حد نصاب امتیازی که از سوی دبیرخانه در نظر گرفته شده است دست نیافته‌اند، اثری به عنوان مجموعه‌شعر برگزیده‌ پنجمین دوره‌ جایزه‌ شعر احمد شاملو معرفی نمی‌شود. اما هیأت داوران دو مجموعه شعر «و من فقط نگاه می‌کنم» سروده‌ افسانه مرادی و  «سفرِ سَفر» سروده وحید داور را شایسته‌ تقدیر می‌دانند.

  • نویسنده «پس از بیست سال» تجلیل می‌شود

    نویسنده «پس از بیست سال» تجلیل می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر، مهدی قزلی، دبیر اجرایی دوازدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد با اعلام این خبر گفت: اعضای هیات داوران بخش رمان و داستان بلند جایزه جلال در جریان بررسی آثار این بخش، کتاب «پس از بیست سال» نوشته «سلمان کدیور» را به خاطر کوشش موثر در زمینه دراماتیک کردن تاریخ و وقایع دینی و هویتی، شایسته تحسین دانسته و پیشنهاد تجلیل از این نویسنده و اثر ادبی او را به دبیرخانه این جایزه ارائه دادند.

    رمان «پس از بیست سال» روایتی است تاریخی در صدر اسلام که از دوران امام علی(ع) آغاز و به پس از حادثه عاشورا ختم می‌شود.

    گفتنی است، آیین پایانی دوازدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد، ساعت ۱۵ شنبه ۲۳ آذرماه در تالار قلم کتابخانه ملی ایران با معرفی برگزیدگان این دوره برگزار خواهد شد.