دسته: فرهنگ و هنر

  • تشییع پیکر تورج شعبانخانی با حضور خوانندگان و هنرمندان عرصه موسیقی

    تشییع پیکر تورج شعبانخانی با حضور خوانندگان و هنرمندان عرصه موسیقی

    در مراسم تشییع پیکر این هنرمند، جمعی از هنرمندان عرصه موسیقی و افرادی چون محمد اله‌یاری (مدیر کل دفتر موسیقی)، علی ثابت‌نیا (مدیرعامل انجمن موسیقی)، شهرام صارمی (آهنگساز و پژوهشگر موسیقی)، محمدعلی بهمنی (شاعر و رییس شورای شعر دفتر موسیقی) به همراه دوستان و خانواده آن مرحوم حضور داشتند. 

    در ابتدای این مراسم محمدعلی بهمنی ـ شاعر ـ ضمن عرض تسلیت برای فقدان تورج شعبانخانی، گفت: او بسیار مهربان و خوب بود. حالم زیاد خوب نیست ولی می‌دانم درون همه شما نیز این خوب نبودن از نظر روحی و جسمی وجود دارد. وظیفه بود که بیایم و ادای احترام کنم.

    خودتان می‌دانید تورج شعبانخانی چه ظرفیت‌هایی در موسیقی از لحاظ صدا داشت. او کسی است که خوبی‌ها، مهربانی‌ها، صدا،‌ موسیقی و خانواده او را می‌شناسید. او چقدر به دیدارها و نشستن‌ها شیفتگی داشت. در بندر بودم که خبر فوتش را شنیدم و بالاخره توانستم خودم را برسانم. شرمنده خانواده او شدم؛ چون صمیمیت‌ها بیشتر از این بود که بخواهد تاخیری در تسلیت باشد.

    محمد علی بهمنی در ادامه بخشی از یکی از اشعارش را چنین خواند: بهار بهار پرنده گفت یا گُل گفت؟ خواب بودیم و هیچکی صدایی نشنفت!

    ویگن داوودی ـ آهنگ‌ساز و صدابردار ارمنی‌تبار ایرانی و از دوستان آن مرحوم ـ اظهار کرد: من به عنوان یک صدابردار که تقریبا از دهه ۴۰ یا ۵۰ با هنرمندان فعالیت داشته‌ام، باید بگویم هنرمندان دارای دو چهره در داخل استودیو و خارج استودیو بودند. تورج شعبانخانی فردی بود که در داخل و خارج یکی بود. آن‌قدر انسان خوب و پاکی بود که سال‌ها بدون هیچ مشکلی در کنار هم بودیم. چند سال پیش با او صحبت کردم که تغییراتی در کارش ایجاد کنیم، این اتفاق افتاد و پخش شد که فکر می‌کنم کار خوب و آخرین کار او است. خواهش می‌کنم این دوستان را تا زمانی که زنده هستند بیشتر دریابید.

    عبدالجبار کاکایی‌، شاعر و ترانه‌سرا  با شعری صحبتش را آغاز کرد و گفت: خیلی اوقات فکر می‌کردم که هنری که هر کدام از ما داریم چگونه می‌تواند نردبان سلوک روح ما باشد. غالبا اینگونه نیستیم تعارف که نداریم. تورج شعبانخانی استثنا بود او با دو نسل کار کرد، جامعه را شناخت و با آثاری که ساخت توانست ماندگار شود. او شبیه به هنر خود شد. شاید ما کمترین همکاری را داشتیم و شاید هم در موسیقی اصلا نداشتیم ولی من علاقه زیادی به او داشتم و فرصت نشد که درست ابراز علاقه کنم و تصور می‌کردم او شاید متوجه عشق من به خود نیست که بعدا فهمیدم علاقه در جریان بوده است. یاد این عزیز از دست رفته را گرامی می‌دارم.

    اکبر آزاد، شاعر و ترانه‌سرا نیز با خواندن یک شعر شروع کرد و ادامه داد: عزیز دیگری هم بار سفر بست و من را با تمام خاطره‌های خوش و فراموش نشدنی خود تنها گذاشت. این عزیزان نمی‌میرند. تورج جان رفیق دوران جوانی و میانسالی، سفر بخیر. به هنر و خانواده او تسلیت می‌گویم.
    آزاد همچنین آوازی سر داد و می‌خواند که چه دیر آمده و زود می‌رویم …

    سیمین غانم ـ خواننده ـ هم با عرض تسلیت به اهل هنر و بستگان آن مرحوم، بیان کرد: تورج را همه علاقه‌مندان به موسیقی می‌شناسند. او یکی از پاک‌ترین انسان‌هایی بود که دیده بودم. روحیه‌ای لطیف و حساس داشت. علیرغم مشکلات و شرایطی که داشت در ایران ماند و کارهای سطح پایین را قبول نمی‌کرد. آخرین چیزی که گفت این بود که «دلم از روزگار گرفته چون کارهای زیادی برای موسیقی کردم ولی آنگونه که باید بازخورد مالی و معنوی برایم نداشت.»

    سیدعباس سجادی ـ شاعر و ترانه‌سرا ـ نیز در پایان اظهار کرد: درگذشت هنرمند یگانه روزگارمان، زنده‌یاد استاد شعبانخانی را به جامعه موسیقی و خانواده او تسلیت می‌گویم. امروز شخصیتی را تشییع می‌کنیم که‌ اخلاق و هنر را با هم آمیخت. او فردی بود که یک شخصیت داشت. متاسفانه شرایط اجتماعی ما به گونه‌ای شده که هنرمندان با آنچه که می‌بینیم و می‌شنویم تفاوت دارند. او انسانیت، صمیمیت و شفافیت را به اوج رساند. درک عمیقی از هنر و فرهنگ این کشور داشت و کارهای زیادی برای موسیقی ما انجام داد. افرادی بودند که آثارش را بدون اجازه او خواندند و در حق او ظلم کردند. البته او تنها با چند کار توانست در موسیقی ایران جادوانه شود. او با یک ساز و آواز کار یک ارکستر را می‌کرد. همیشه به داشتن ارکستر و سیاهی لشکر نیست و هنرمند می‌تواند به تنهایی کارش را انجام دهد و این به شخصیت، اصالت و شناخت تورج شعبانخانی از هنر بازمی‌گردد. متاسفانه امروز سلبریتی‌هایی به روی کار آمده‌اند که آثار سخیفی را با واژه‌های بد به خورد مخاطبان خود می‌دهند.

    تورج شعبانخانی فعالیت حرفه‌ای موسیقی خود را با موسیقی متن و آهنگسازی فیلم آدمک و معرفی فریدون فروغی شروع کرد. او با بسیاری از هنرمندان موسیقی ایرانی نیز همکاری داشته‌ است.

    این هنرمند بعد از انقلاب به همراه تعداد معدودی از خوانندگان و هنرمندان در ایران ماند و در این سال‌ها ضمن آهنگسازی برای خوانندگان قدیمی، با هنرمندان بسیاری نظیر رضا آریایی، ناصر عبداللهی و محمدرضا عیوضی همکاری داشته‌ است.

    او متولد ۱۳۲۹ بود که ترانه بهار بهار یکی از آثار ماندگار این هنرمند به حساب می‌آید.

    شعبانخانی ۱۵ بهمن ۱۳۲۹ در تهران به دنیا آمد و هجدهم آذرماه ۹۸ در سن ۶۹ سالگی درگذشت.

    ۲۴۱۲۴۱

  • مقایسه رییس جمهور با شخصیت ددمنش فیلم «انتقام‌جویان»

    مقایسه رییس جمهور با شخصیت ددمنش فیلم «انتقام‌جویان»

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از یواس‌ای تودی، کمپین ترامپ او را در ویدیویی جدید که در توییتر منتشر شده در قالب ابرشخصیت منفی دنیای «انتقام‌جویان» یعنی تانوس به نمایش گذاشته است.

    در این ویدیو که دیروز سه‌شنبه منتشر شد ترامپ در نقش تانوس شخصیت منفی «انتقام جویان» که شخصیتی منفی و بازنده است، گذاشته شده است.

    در این توییت آمده: «دموکرات‌های خانه نمایندگان می‌توانند هر چقدر دل‌شان می‌خواهد استیضاح جعلی خود را پیش ببرند. انتخاب دوباره رییس‌جمهور ترامپ ناگزیر است».

    در این ویدیو صورت ترامپ روی تانوس قرار داده شده و صدای این شخصیت منفی در حالی شنیده می‌شود که می‌گوید «من ناگزیر هستم». او در ادامه بشکن می‌زند و باعث می‌شود کل تیم دموکرات‌های خانه نمایندگان از جمله سخنگوی آن نانسی پلوسی و رییس کمیته اطلاعات آدام شیف تبدیل به خاک شوند.

    در فیلم‌های «انتقام‌جویان»، شخصیت تانوس به دلیل مجموعه‌ای از سنگ‌های ابدیت که جمع‌آوری کرده می‌تواند با بشکن زدن نیمی از جمعیت جهان را تبدیل به خاک کند.

    با این حال صحنه‌ای که در توییتر ترامپ منتشر شده پایان فیلم «پایان بازی» را به اشتباه به نمایش می‌گذارد. پایان درست فیلم این است که با وجود اینکه تانوس بشکن می‌زند و فکر می‌کند انتقام‌جویان را شکست داده، متوجه می‌شود که سنگ‌های ابدیت را در اختیار ندارد و در ادامه انتقام‌جویان از سنگ‌ها برای نابود کردن او استفاده می‌کنند.

    این توییت تنها چند ساعت پس از این منتشر شد که خانه نمایندگان اعلام کرد ۲ لایحه استیضاح علیه ترامپ اجرایی شده است. این ۲ اتهام که شامل سوءاستفاده از قدرت و جلوگیری از انجام کار کنگره می‌شوند، با جزییات نشان می‌دهند چطور رییس‌جمهوری قانون اساسی ایالات متحده را زیر پا گذاشته است.

  • اکران «۲۳ نفر» در سینماهای کشور آغاز شد/ رونمایی از تیزر فیلم

    اکران «۲۳ نفر» در سینماهای کشور آغاز شد/ رونمایی از تیزر فیلم

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فیلم، فیلم سینمایی «۲۳ نفر» به کارگردانی مهدی جعفری و تهیه کنندگی مجتبی فرآورده از امروز چهارشنبه ۲۰ آذر ماه در سینماهای سراسر کشور به اکران درآمد.

    این فیلم سینمایی موفق به دریافت سیمرغ بهترین فیلم از نگاه ملی جشنواره سی و هفتم فیلم فجر، پروانه زرین بهترین فیلم و بهترین کارگردانی از جشنواره فیلم کودک نوجوان اصفهان و فیلم برگزیده یونسکو در ایران شد.

    «۲۳ نفر» به تهیه‌کنندگی مجتبی فرآورده، روایت گروهی از رزمندگان نوجوان ایرانی است که در جریان جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۱ به اسارت نیروهای عراقی در آمدند.

    سازندگان فیلم سینمایی «۲۳ نفر» عبارتند از تهیه‌کننده: مجتبی فرآورده، نویسنده و کارگردان: مهدی جعفری، مدیر فیلمبرداری: مرتضی قیدی، موسیقی: آریا عظیمی نژاد، طراح صحنه: کامیاب امین عشایری، طراح لباس: سارا سمیعی، جلوه‌های ویژه میدانی: محسن روزبهانی، جلوه‌های ویژه بصری جنگ: هادی اسلامی، جلوهای ویژه بصری بخش عراق: امیر سحرخیز، مدیر تولید: رضا زنجانیان، عکاس: محمد بدرلو، مشاوران: احمد یوسف‌زاده، محمد ساردوئی، تدوین: میثم مولایی، صدابردار و صداگذار: بهمن اردلان، طراح چهره‌پردازی: عباس عباسی، مشاور رسانه ای: مهرداد معظمی.

  • قرن‌هاست که هیچ فلسفه‌ای نداریم/ فقدان پرسش در شعر پس از نیما

    قرن‌هاست که هیچ فلسفه‌ای نداریم/ فقدان پرسش در شعر پس از نیما

    به گزارش خبرنگار مهر، «مسئله» با «سوال» نسبت دارد و جهان و جامعه‌ای که «سوال» ندارد، «مسئله» هم ندارد؛ نه به این معنا که برای چنین جهان و جامعه‌ای مشکلی ایجاد نمی‌شود، برعکس، این شرایط پر از مسئله و مشکل و آسیب است، ولی آحاد آن از بنیاد این مشکلات و آسیب‌ها بی‌خبرند، بنیادها را از یاد برده‌اند، از آنها نمی‌پرسند، آن را آنها را به چالش نمی‌کشند و متعاقبا، «رهایی» همواره به تاخیر و تعویق می‌افتد. جامعه بی‌پرسش و بی‌مسئله، جامعه‌ای رهاشده است که با رهایی واقعی دورترین فاصله را دارد. هر تفکر و اندیشه‌ای از خاستگاه مسئله و پرسش بیرون می‌آید، همانطور که رهایی نتیجه غایی تفکر است. این فرایند همان چیزی است که می‌توان مسامحتا عنوان «فلسفه» بر آن نهاد؛ چیزی که مصطفی علیپور، شاعر و منتقد ادبی، دوران ما را فاقد آن می‌داند. او در گفت‌وگوی پیش‌رو به تحلیل نسبت شعر بی‌مسئله (بی‌سوال) با جامعه‌ای می‌پردازد که به عنوان خاستگاه‌ اجتماعی، شاعر را می‌پروراند و به ظهور می‌رساند. از نظر این منتقد شعر معاصر، جامعه‌ای که سوال و مسئله طلب نمی‌کند، شاعر مسئله‌دار هم نخواهد داشت. در این گفت‌وگو شاعران معاصر با شاعران مسئله‌دار کهنی چون «مولوی» و «خیام» مقایسه شده‌‍اند؛ قیاسی که در پس آن، همراه با مصطفی علیپور باید پذیرفت که شعر معاصر دچار سطحی‌گرایی تاریخی است. مشروح این گفت‌وگو در ادامه آمده است:

    وقتی شعر مدرن در غرب را با آنچه در ایران با عنوان «شعر مدرن» خوانده و سروده می‌شود، مقایسه ‌می‌کنیم، نتایج جالبی به دست می‌آید. بگذریم از اینکه عنوان شعر مدرن برای آنچه که در ایران سروده می‌شود، با مسماست یا نه! اما به هر حال، آن مقایسه را می‌توان مثلا از خلال بررسی اشعار شاعری مثل «شارل بودلر» به عنوان یکی از مهمترین چهره‌های شعر مدرن در غرب با «نیما یوشیج» آن‌هم به عنوان یکی از مهمترین چهره‌های شعر مدرن در ایران انجام داد؛ ما در شعر بودلر با نوعی بحران مسئله‌دار که در رابطه‌ی پروبلماتیک «انسان» و «جهان مدرن» وجود دارد، مواجه‌ایم که به ندرت در اشعار شاعر برجسته و بزرگی مانند نیما وجود دارد. بودلر علی‌رغم تغزل و شعریت، خواننده‌اش را به نحو هستی‌شناختی درگیر وضعیتی مسئله‌دار در دل جهان می‌کند و روایتی از انسان مدرن ارائه می‌دهد که به نحو بنیادین با انسانی که این دوران مسئله‌مند را درک نکرده متفاوت است. در این سو، اما شاعر ایرانی به ندرت به وضعیت‌های هستی‌شناختی و مسئله‌مند جهان مدرن اشاره دارد و اگر هم به موضوعات اجتماعی اشاره می‌شود کمتر دارای ویژگی‌های بنیادین، تراژیک و مسئله‌مند انسان مدرن است. ذکر این نکته البته ضروری است که باز نیما در این عرصه، از جمله مسئله‌مندترین شاعران است و اگر ما شاگردان و پیروان امروزی او را مد نظر قرار دهیم، وضعیت به معنای واقعی «فاجعه‌بار» است؛ به نحوی که گویی شاعران و اشعار سروده شده توسط آنها هیچ مسئله، گسست، بحران و تکانه‌ای پروبلماتیک برای انسان دوره مدرن به ارمغان نمی‌آورند! نظر شما در این باره چیست و تا چه حد با این پیشفرض موافقید؟

    شما می‌توانید همین حرفهایی را که زدید از زبان من بنویسید؛ به این معنا که کاملا با این موضوع موافقم. چیزی که شما به عنوان «مسئله‌مندی» انسان و جهان و رویکرد هستی‌شناختی به این رابطه، نامگذاری کردید، پیشتر در فرهنگ ادبی ما، چه در شعر و چه در نثر، از آغاز شعر فارسی تاکنون وجود داشته است، و ما این را به عنوان نوعی حکمت معرفی می‌کنیم. نوع خاصی از حکمت که کاملا در آثار ادیبان کهن ما قابل ردیابی است. به همین دلیل در تاریخ ادبیات ما کسانی که پرسش‌های بزرگ و چالش‌برانگیز را برای انسان مطرح کرده‌اند، مثل «مولانا» و «خیام» و… در صدر این قله حکمت ایستاده‌اند و همه جهان هم به این موضوع اعتراف دارد. در واقع اینها کسانی هستند که نگاه جهانی دارند و انسان در هر جای جهان باشد به این پرسش‌ها، مسائل و چالش‌هایی که از منظر هستی‌شناسی اهمیت دارند، توجه می‌کند.

    باید به این نکته توجه کنیم که چرا شاعرانی که ما الان داریم، در این چهل یا پنجاه ساله اخیر، در خوشبینانه‌ترین حتی به اندازه یک شاعر دسته‌دوم یا دسته‌سوم دوره عراقی ما در دنیا معروف نشده‌اند. علتش این است که به خاطر همان پرسش‌ها و مسائل بنیادین و شگفت‌انگیز و چالش‌برانگیزی است که آن شاعران در دوره عراقی مطرح می‌کردند، ولی امروز جایش در شعر ما خالی است.

    بنابراین باید این نکته را بپذیریم که ما در ادبیات معاصر چنین حکمت و عمقی را که نتیجه یک نگاه و چالش جهانی است، نداریم. خیام و مولانا در صدر قرار دارند و نظر جهانیان را جلب کردند، نوع چالشی که آنها ایجاد کرده‌اند، یک چالشی جهانی است. یعنی پرسشی را که ایجاد می‌کنند، پرسش همه انسان‌ها و بشر در سراسر جهان است. پرسش‌هایی است که از ذات انسان بر می‌آید، نه از فرهنگ و قوم و قبیله و تاریخ خاصی از جهان.

    چرا بعد از نیما که عملاً ما وارد ادبیات مدرن شدیم، و قاعدتاً ویژگی‌اش باید به چالش کشیدن بسیاری از بنیادها، از جمله رابطه بنیادین و پروبلماتیک انسان و جهان باشد، و موقعیت مسئله‌مند این انسان و جهان را طرح کند، چنین اتفاقی کمتر افتاد؟

    بله، عملاً در شعر بعد از نیما ما هم چنین چیزی را نداریم. البته شاید به ندرت رگه‌هایی از چنین نگاه هستی‌شناختی را بتوانیم پیدا کنیم. مثلا در شعر «بیژن جلالی» به گمان من چنین رگه‌هایی وجود دارد. آنقدر که دغدغه جلالی بیشتر ایجاد و طرح چنین پرسش‌هایی در قالب شعر بود، اینکه بخواهد به زبان شعر و  ارزشهای زیباشناسی در شعر توجه داشته باشد.

    ما در ادبیات معاصر آن حکمت و عمقی را که نتیجه یک نگاه و چالش جهانی است، نداریم. خیام و مولانا در صدر قرار دارند و نظر جهانیان را جلب کردند، نوع چالشی که آنها ایجاد کرده‌اند، یک چالشی جهانی است. یعنی پرسشی را که ایجاد می‌کنند، پرسش همه انسان‌ها و بشر در سراسر جهان است

    نوع چالشی که شعر بعد از نیما ایجاد می‌کند، یک چالش هستی‌شناختی و از این نظر بنیادین نیست، بلکه بیشتر چالش‌های اجتماعی و سیاسی در زندگی روزمره است. به عبارت دیگر، چالش‌هایی که این شعر ایجاد می‌کند، به کل جهان و نظام هستی برنمی‌گردد، بلکه هم خود نیما که به نوعی بنیانگذار نوعی سمبولیسم در شعر فارسی است، و هم شاگردانش، بیشتر متوجه شعر اجتماعی با دیدگاهی خاص بوده‌اند. با این‌حال همانطور که گفتم رگه‌هایی بسیار بسیار کم‌رنگ را می‌توانیم در شعر چهره‌هایی مثل » مهدی اخوان ثالث» ببینیم. مثلا در «فروغ فرخزاد » هم می‌توانیم این رگه‌ها را ببنیم؛ یا به شکل بسیار رقیق‌شده و آغشته با نوعی عرفان شرقی در شعر «سهراب سپهری» هم وجود دارد که آدم نمی‌داند ایشان دنبال ایجاد چالش هستی‌شناختی است یا پرداخت شاعرانه از نوعی عرفان شرقی.

    چهره‌های دیگری هم هستند، مثلا اسماعیل خویی، منوچهر آتشی و یا دکتر شفیعی کدکنی و… هم این رگه‌های رقیق شده را دارند. اما باید پذیرفت که هیچکدام از این شاعران، نماینده آن نگاه بنیادین و مسئله‌ساز نسبت به انسان و جهان نیستند.

    باید درباره دلایل این «فقدان مسئله بنیادین» که به عقیده من می‌تواند در حوزه شعر اجتماعی هم وجود داشته باشد، بیشتر حرف بزنیم. چرا شعر فارسی معاصر و اصطلاحا مدرن ما که به نظر من قاعدتا باید مسئله‌مندتر از شعر کهن می‌بود، اینگونه نشد؟

    ببینید، شاعر به هر روی، نماینده جریان تاریخی عصر خودش است. در واقع شاعر یک شناسه تاریخی است. اگر مولانا، خیام، حافظ، سعدی و… چنین چالش‌هایی را ایجاد کرده‌اند، دلیلش این است که ماهیت جهان در روزگار آنها این را می‌طلبید. یا مثلا اگر در غرب، چنین چیزی وجود دارد، دلیلش این است که وضعیت غربدر دوران مدرن این را می‌طلبد و می‌طلبیده است. اما جامعه ایرانی بعد از نیما اصلا چنین چالشی را ندارد و نمی‌طلبد. بزرگترین دغدغه جامعه پس از نیما نان و کار و آزادی‌های اجتماعی و سیاسی و حذف سانسور و… است، نه بحران من با جهان خودم. در نظر بگیرید که جامعه دوران نیما و پس از نیما چنان آمیخته و آلوده و آغشته به چنین طرز تلقی و دغدغه‌هایی است که اگر شاعر این دوره، تغزلی هم بنویسند، عمدتاً تاویل‌ها و تعبیرها همان سمبولیسم اجتماعی خواهد بود؛ به همین دلیل است که حتی شخصی‌ترین شعرهای نیما هم، امروز مورد تعبیر و تفسیر سیاسی قرار می‌گیرد.

    یا مثلا «زمستانِ» اخوان یکی از این نمونه‌ها است. حتی اگر اخوان بخواهد یک تفسیر شاعرانه از زمستان ارائه کند، و مثلا ماهیت زمستان را از رهگذر حرکت زمین به دور خورشید و برآمدن فصول سال و… هم ارائه کند، تفسیرها عمدتا سیاسی است و همه می‌گویند منظور از زمستان، «اختناق» است. یا مثلا «تو را من چشم در راهم…» نیما یکی از عاشقانه‌ترین و تغزلی‌ترین نیمایی‌های معاصر است، ولی نگاه‌ها به این شعر هم کاملا سیاسی و اجتماعی است و در این شعر می‌گردند تا ببیند نیما کجا را کوبیده است. اینها همه نشان می‌دهد که نیاز و دغدغه جامعه ما، ضرورت‌ها و عطش این جامعه، کوبیدن بخشی از قدرت یا ساختار سیاسی و اجتماعی است. یا مثلا دغدغه و علاقه‌اش مدام روایت نوعی لنگیدن و نقص ساختاری جامعه است.

    بنابراین ما باید این فقدان مسئله هستی‌شناختی در شعر را بر مبنای فهم تحولات عمیق اجتماعی بفهمیم. چون اساساً باید تحولات عمیق اجتماعی‌ای در ذهنیت عمومی و زبان یک ملت بوجود بیاید، آنوقت هنرمندان و شاعرانی که از دل این زمینه بیرون می‌آیند در راستای آن تغییرات و تحولات بنویسند و اثر خلق کنند؛ بر این مبنا از آنجا که این زمینه اجتماعی اساسا این پرسش‌ها و چالش‌های بنیادی را در بطن و ذهن و زبان خود ندارد، طبیعی است که شعر شاعر هم از این مضامین و محتواها خالی باشد. فقط هم در شعر نیست، مثلاً شما بودلر را مثال زدید، ولی تنها بودلر نیست، «پل الوار» را ببنید، «پابلو نرودا» را ببنید، حتی شاعر و نویسنده کاملا اجتماعی‌ای مثل «ویکتور هوگو» هم همین است. و این نشان می‌دهد که غرب این فضا را در درون خودش داشته و لذا شاعر آنچه را که تحلیل می‌کند، بر پایه داده‌های ذهنی و تاریخی و فرهنگی خودش است؛ به عبارتی شاعرانی که محصول چنین جامعه‌ای هستند، در واقع می‌خواهند پاسخگوی این نیاز جامعه و جهانشان باشند.

    مثلا نگاه هستی‌شناختی شاعران یونان را ببنید؛ ظاهرا در یونان قدیم، شاعران مشکل نان و آب و مسکن و… نداشتند، شما اگر بگردید در شعر یونان قدیم می‌بینید که فلسفه در آنجا غالب است. به همین خاطر شاعرانشان، اساساً فیلسوف هستند. اما در دوران معاصر، ما اساساً فلسفه‌ای نداریم. البته ما قرن‌هاست که فلسفه‌ای نداریم.

    آقای علیپور، فارغ از مضامین که به نظر من هم شدیدا اجتماعی و تاریخی است و در اساس، تاریخ است که آن را در اختیار شاعر قرار می‌دهد، بنده معتقدم که نوع پرداخت، ساختار شعر، زاویه دید و اندیشه شاعر خودش در پروبلماتیک و مسئله‌دار کردن شعر شدیداً دخیل است، ولی ما می‌بینیم که پرداخت اجتماعی توسط همین شاعران که فرمودید در معرض مسائل اجتماعی چون نان و کار و آزادی و… هستند، آنقدر جزئی و شخصی و غیراجتماعی و بی‌مسئله و از این‌رو سطحی صورت می‌گیرد که کمتر بحران و چالش و گسست می‌سازد. همان بودلر را که مثال زدیم، می‌آید درباره یک بلوار از شهر محل سکونت خود شعری می‌نویسد که بحران و مسئله بنیادین انسان و جهان را در خود جای می‌دهد! یعنی اگر چه مضمون شعرش یک مصداق جزئی و اتفاقا اجتماعی است، ولی نوع پردازش اندیشه در قالب این شعرش به نوعی است که بلوار یا خیابان یک شهر کوچک در اروپا، موقعیتی پروبلماتیک و هستی‌شناسانه پیدا می‌کند و نسبت انسان و جهان به شیوه‌ای درخشان و هنرمندانه به چالش کشیده می‌شود. بدین ترتیب ما دیگر در چنین شعری صرفا با یک شهر و خیابان و بلوار مواجه نیستیم، بلکه با ساحتی مواجه‌ایم که در آن، خودمان را در برابر کل جهان مدرن بی‌پناه می‌یابیم و کلیت وضعیت مدرن‌مان به شیوه‌ای شهودی مانند یک پدیدار هولناک در برابرمان ترسیم می‌شود. شاعر چنان تضادها و تناقض‌های جهانی را که من با آن روبر هستم تصویر می‌کند که خود را دچار مسائلی بنیادین و گسست‌های لاینحل می‌بینم. اما شعر معاصر ما نمی‌تواند خود را از یک مطالبه تا حد زیادی جزئی و انتزاعی و غیرپروبلماتیک از همان آب و نان و شغل و… فراتر ببرد. بنابراین به نظر می‌رسد مسئله صرفا دغدغه و مضامین اجتماعی نیست، بلکه نوع پرداخت هم می‌تواند از یک مسئله اجتماعی در دوران نو، یک فضای پروبلماتیک، عام و جهانی بسازد و ما را با بحران هستی در همین تاریخ خودمان مواجه کند. اینطور نیست؟

    دقیقا همین‌طور است. ببینید یک اشتباهی در گستره شعر مدرن ما بویژه پس از نیما صورت گرفته است؛ نیما در یکی از نظریه‌هایش درباره شعر که آن را در نامه‌ها و آثار مکتوبی تئوریزه کرده، طرفدار نوعی جزئی کردن زبان شعر است. به عبارت روشنتر نیما طرفدار وارد کردن زبان به حوزه جزئیات است. حالا بگذریم که خودش هم در این زمینه خیلی موفق عمل نکرده است. اما نکته‌ای که می‌خواهم بگویم این است که این نظریه خیلی خوب فهمیده نشد.

    نگاه هستی‌شناختی شاعران یونان را ببنید؛ ظاهرا در یونان قدیم، شاعران مشکل نان و آب و مسکن و… نداشتند، فلسفه در آنجا غالب است. به همین خاطر شاعرانشان، اساساً فیلسوف هستند. اما در دوران معاصر، ما اساساً فلسفه‌ای نداریم. البته ما قرن‌هاست که فلسفه‌ای نداریم

    نیما معتقد بود چه اشکالی دارد که ما مثلا از چرخ خیاطی در شعر استفاده کنیم! یا مثلا از سفره صبحانه و نان و پنیر و… یا حتی «جیب‌های خالی» یک انسان را در شعر بیاوریم! او می‌خواهد زبان شعر را به جزئیات نزدیک کند، اما متاسفانه این تئوری پس از نیما و حتی توسط شاگردانش هم خوب فهمیده نشد. حتی به نظر من خود نیما هم در نهایت یکی از کلی‌گوی‌ترین شاعران معاصر ما باقی می‌ماند و اتفاقا در شعر خود او هم حوزه جزئیات را بسیار کم می‌بینید. یعنی عمده شعرهای نیما یک نگاه کلی به جهان دارد. به همین من یاد جمله «مارتین هایدگر» فیلسوف آلمانی می‌افتم که گفته بود شعر و فلسفه در یک چیز مشترک هستند و آن هم فلسفیدن است، زیرا هم شعر و هم فلسفه به نوعی با کلیات سر و کار دارند و از این نظر شعر شبیه به فلسفه است.

    پس علی‌رغم اینکه نیما می‌گوید در شعر باید وارد حوزه جزئیات بشویم و نباید حرف‌هایی بزنیم که نیاز ملموس جامعه خودمان نیست، اما این اتفاق بد فهمیده شد و به موضوعی که شما اشاره کردید منتهی شد. شاید در بین شاگردان نیما، فروغ در این زمینه از همه موفقتر بود و این جزئی‌نگری را خوب درک کرد. ولی به طور کلی این جزئی‌نگری به گمان من کمی بد فهمیده شد و به نوعی سطحی‌گرایی و شخصی‌گرایی و… منتهی شد. نیما معتقد بود تاریخ ادبیات ما از آغاز شعر فارسی تا زمان خود نیما، به اندازه کافی وارد حوزه کلیات شده است و تقریبا بسیاری از پرسش‌های بزرگ هستی‌شناسانه و مسئله‌مند را مطرح کرده است، به همین دلیل آنچه امروز نیاز جامعه ما است ورود به همان موضوعات جزئی اجتماعی است. به همین دلیل او جزئی‌نگری را در واقع جزء لوازم و ابزارهای شعر جدید می‌کند، ولی بدفهمی درباره آن باعث می‌شود که ما مسائل عمقی و هستی‌شناختی را از رهگذر مسائل جزئی ببینیم و بنگریم.

    البته باید این نکته را بگویم که ما نباید از این وضعیت نگران و ناامید باشیم. وضعیت کنونی شعر نباید برای ما اسباب نگرانی باشد. من فکر می‌کنم که دوره های تاریخی پس از این دوره هم خواهد آمد و این یک مرحله از سیر ادبیاتی ماست؛ ما نباید اطوار تاریخی را نادیده بگیریم یا رد کنیم. به هر حال با وجود شرایط فرهنگی و اجتماعی و تاریخی امروز ما، نباید انتظار داشته باشیم که مانند شرایط تاریخی قرن هفتم و هشتم شعر بگوییم و آن عمق سابق در اشعار ما وجود داشته باشد. باز تاکید می‌کنم که ضرورت جامعه ما ایجاب می‌کند که شاعران به آن سمت‌وسو سوق پیدا نکنند و وضعیت شعر آنچیزی باشد که امروز می‌بینید. بنابراین من ناامید نیستم، ولی زمان بسیاری می‌برد تا این وضعیت تغییر کند.

    مایلم در بخش پایانی کمی از تحلیل ساختار و وضعیت اجتماعی فاصله بگیریم، و بر موضوع سوژه‌ها یا همان شاعران تمرکز کنیم. علی‌رغم اینکه جهان و جامعه امروز تفاوت عمده‌ای با جهان و جامعه قدیم پیدا کرده، اما به نظر می‌رسد باید به تفاوتی بنیادی میان شاعران امروز با شاعران دوران کهن هم قائل بود…

    همین‌طور است؛ اساساً پرداختن به مسائل بنیادین، هستی‌شناختی و به قول شما «پروبلماتیک» که برای انسان چالش‌برانگیز است و نسبت من انسان و جهان را به پرسش می‌کشد، کاملا برمی‌گردد به قدرت ذهن شاعران. باید اعتراف کنیم که ما امروز آن قدرت ذهنی‌ای را که شاعران کهن داشته‌اند، در شاعران امروز نمی‌بینیم و سراغ نداریم.

    بر مبنای این قیاس، آیا می‌توان گفت که ادبیات امروز ما دچار سطحی‌گرایی شده است؟

    بله، به گمان من ما خیلی دچار سطحی‌گرایی هستیم. اگر شما چند شاعر بزرگی را که تا دهه ۴۰ و ۵۰ فعالیت داشتند، مستثنی کنید، بعد از آن‌ها ما دیگر شاعرانی نداریم که بتوانیم عمق و قدرت ذهنی آن‌ها را با شاعران گذشته‌مان قیاس کنیم. آن چند شاعر بزرگ دهه‌های پیش، قطعاً شاعران سطحی‌ای نبودند، آنها تلاش می‌کردند به نیازهای جامعه‌شان پاسخ بدهند. البته باز بگویم که در مقام قیاس این شاعران بزرگ عصر ما با بزرگان دوران گذشته، باز دست شاعران امروز بسیار خالی است. حالا بماند که امروز ما اصلا شاعرانی که بتوانیم دست به چنین قیاس‌هایی با بزرگانمان بزنیم نداریم. حتی خود نیما هم اگر شاعر بزرگی است به این دلیل است که او گشاینده راه تازه‌ای در ادبیات ماست. البته می‌شود آثاری را در نیما پیدا کرد که پرسش‌های بزرگ انسانی را در خود داشته باشد، مثلا «افسانه» نیما پرسش‌های جدی بشر را مطرح کرده است، و در عین حال تغزل دارد، روایت دارد و گاهی هم وارد جزئیات می‌شود، اما با وجود ورود به جزئیات، مسائل و پرسش‌های عمیق و جدی انسان در این جهان را مطرح می‌کند. اما باید بپذیریم که بعد از نیما تا به امروز خیلی کم چنین اتفاقی در شعر ما افتاده است.

    طرح پرسش و همان چیزی که شما «مسئله‌مندی» می‌گویید، یک ذهن شگفت‌انگیز می‌خواهد و کار هر کسی نیست. متاسفانه این پرسش‌انگیزی در دوران شعر معاصر و پس از نیما وجود ندارد. هر پرسشی هم که هست درباره نیازهای روزمره و چیزهای دم‌دستی است

    دلیلش هم همانطور که گفتم این است که قدرت ذهن شاعران ما اصلا به گَردِ قابلیت ذهنی شاعران بزرگ تاریخ ادبیات ما نمی‌رسد، به همین دلیل است که می‌بینیم شاعران امروز ما عمدتا دچار شعارزدگی، کلیشه‌زدگی و سطحی‌گرایی می‌شوند و آثار زیادی هم از این‌ها باقی نمی‌ماند. اما همین امروز می‌بینیم که در آثار شاعران غربی هنوز خصلت‌های بنیادین و هستی‌شناختی وجود دارد و آنها به عظمت هستی‌شناسانه انسان و جهانی که این انسان در آن زندگی می‌کند توجه دارند؛ اساساً یکی از دلایلی که تمام جوامع امروز، آثار غربی‌ها را ترجمه می‌کنند، می‌خوانند و با آنها ارتباط برقرار می‌کنند – چه در رمان چه در شعر – همین موضوع است. چون آنها پرسشها و مسائلی را مطرح می‌کنند که پرسش تمام جهان است. این پرسش‌ها مثل پرسشهایی که خیام مطرح می‌کند و همه جهان و کلیت هستی انسان را به چالش می‌کشد. امروز خیام در همه جای جهان خواننده دارد و این حیرت‌آور است که شاعری این‌قدر دوام داشته باشد.

    به نظر من «ذهنی‌ترین» شاعر جهان ما خیام است؛ نه از منظر پیچیده‌گویی یا استفاده از مفاهیم انتزاعی، بلکه از منظر پرسش‌برانگیزی و مسئله‌سازی برای انسان و جهان. از این نظر هیچکس به قدرت خیام نمی‌رسد که بتواند با این صراحت و با این شجاعت پرسش‌های بزرگی را درباره زندگی و انسان مطرح کند. چون طرح پرسش و همان چیزی که شما «مسئله‌مندی» می‌گویید، یک ذهن شگفت‌انگیز می‌خواهد و کار هر کسی نیست. متاسفانه این پرسش‌انگیزی در دوران شعر معاصر و پس از نیما وجود ندارد. هر پرسشی هم که هست درباره نیازهای روزمره و چیزهای دم‌دستی است. در این میان و از این نظر، باز از همه شاعرتر، خودِ نیماست، یک مورد خیلی خوب که می‌توانم مثال بزنم شعر «خانه ام ابری است» و از آن مهمتر شعر «ریرا»ی نیماست. به نظر من شعر «ریرا» قابل مقایسه با شعرهای بزرگ تاریخ ادبیات ماست. به همین دلیل معتقدم از این نظر، در دوران معاصر نیما همچنان در صدر قرار دارد.

    نکته‌ای که جالب است این است که تا امروز بسیاری از منتقدان ادبی ما، عموما به ارزش‌های زیباشناسانه و شکلی شعر نیما پرداخته‌اند، اما گمان می‌کنم در دهه‌های آینده نسل‌های بعدی منتقدان ادبی، به همین وجوه مسئله‌مندانه و هستی‌شناختی شعر او نگاه خواهند کرد. این شعرهای نیما، در عین اینکه جزئی است، اما نگاه کلی و مسئله‌مندانه‌ای به جهان دارند. نگاهی که بسیار فراتر از نگاه‌های روزمره و سطحی است و این کار خیلی سختی است. اینکه شما پرسش‌های بنیادین را مطرح کنید و در عین حال به ارزش‌های زیباشناسانه کاملا وفادار بمانید. شماری از آثار نیما واقعا چنین خصلتی دارد.

  • «حوا مریم عایشه» مهمان ایرانی‌ها شد

    «حوا مریم عایشه» مهمان ایرانی‌ها شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فیلم، شب گذشته سه شنبه ۱۹ آذر ماه آیین رونمایی فیلم «حوا مریم عایشه» به کارگردانی صحرا کریمی و تهیه کنندگی کتایون شهابی در خانه هنرمندان برگزار شد.

    در ابتدای این آیین کتایون شهابی تهیه کننده فیلم گفت: از همه شما مهمانان محترم تشکر می کنم که برای دیدن این فیلم افغانستانی حضور پیدا کردید. همانطور که می دانید سینما یک کار گروهی است و هیچ فردی به تنهایی نمی تواند از عهده آن برآید. از همه گروه و عوامل که برای این فیلم زحمت کشیدند، تشکر می کنم.

    وی ادامه داد: از سینمای «هنر و تجربه» و آقای صانعی مقدم تشکر می کنم که شرایطی را فراهم کردند تا بتوانیم این فیلم را نمایش دهیم.

    شهابی همچنین خاطرنشان کرد: «حوا مریم عایشه» بعد از «هنر و تجربه» در سامانه «وی او دی» فیلیمو اکران خواهد شد زیرا دوست داریم این فیلم را همه ببینند.

    تهیه کننده «حوا مریم عایشه» ادامه داد: امشب شب سینمای افغانستان است. به نوبه خودم از صحرا کریمی که به تنهایی بار سنگین فیلم را در افغانستان به دوش کشید تشکر می کنم.

    در ادامه صحرا کریمی کارگردان فیلم نیز گفت: از کتایون شهابی تشکر می کنم که با تجربه زیادی که در سینما داشت فیلم من را قبول کرد همچنین از محمدرضا دلپاک که مشکلات این کار را پذیرفت و همچنین مستانه مهاجر که تدوین فیلم را بر عهده داشت، سپاسگزارم.

    وی سپس با لهجه افغانستانی به همه هم وطنانش خوش آمد گفت و افزود: از همزادگاه های عزیزم ایرانی های عزیز تشکر می کنم. من در ایران به دنیا آمدم  و بزرگ شدم. ایران زادگاه من است خوشحالم امشب برای دیدن فیلم من حضور پیدا کردید.

    کریمی عنوان کرد: «حوا مریم عایشه» ادعایی برای فیلم خوب بودن ندارد و یک فیلم مینیمال است اما افتخار می کنیم که توانستیم در خاک ناامن افغانستان در میان همه مشکلاتی که در افغانستان وجود دارد یک فیلم داستانی بلند بسازیم.

    وی بیان کرد: با این فیلم در واقع روایت جدیدی را از افغانستان به دنیا معرفی می کنیم. «حوا مریم عایشه» بدون همکاران ایرانی امکان پذیر نبود. آقای آبگون از شما تشکر می کنم که در فضای سخت به افغانستان آمدید، مشکلات را به جان خرید و تا آخر کار با ما بودید.

    کریمی در پایان متذکر شد: این فیلم زبان مشترک همکاری های بین ایران و افغانستان و یک الگو است. ما ۲ کشور همسایه و هم زبان هستیم و از طرفی با هنر فیلم و سینما می توانیم اتحاد خود را به دنیایی که در سال های اخیر می خواهد ما و شما را بزند، نشان دهیم. امیدوارم از دیدن فیلم لذت ببرید.

    در این آیین افرادی همچون علی ربیعی سخنگوی دولت، سید محمد بهشتی پژوهشگر و کارشناس فرهنگی، شفیق شرق رایزن فرهنگی سفارت افغانستان در ایران، مجتبی میرطهماسب، اصغر آبگون، محمدرضا دلپاک، نوید محمودی، جمشید محمودی، لقمان خالدی، محمود رحمانی، صبا ندایی، توکلی، محسن خانجهانی، کاوه معین فر حضور داشتند.

  • نمایشگاه «اسکیس و طراحی صحنه برای تئاتر» برگزار می‌شود

    نمایشگاه «اسکیس و طراحی صحنه برای تئاتر» برگزار می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از واحد ارتباطات، آموزش و پژوهش مجموعه تئاترشهر، نمایشگاه «اسکیس و طراحی صحنه برای تئاتر» هنرجویان موسسه «برگ» با همکاری واحد ارتباطات آموزش و پژوهش مجموعه ی تئاترشهر از روز بیست و یکم آذر ماه در سالن انتظار تالارهای چهارسو و سایه برپا خواهد شد.

    در این نمایشگاه که تا ۳۰ آذر ماه میزبان مخاطبان خواهد بود، آثار تعدادی از هنرجویان مصطفی مرادیان از جمله زهرا کاظمی، مریم مالمیر، کیانا (فاطمه) فخر قاسمی، سحر بهاری و مهسا ابراهیم زاده در حوزه اسکیس و طراحی صحنه برای تئاتر به نمایشگاه گذاشته می شود.

    مصطفا مرادیان درباره برگزاری این نمایشگاه توضیح داده است: «طراحی صحنه بخشی از بدنه دراماتیک تئاتر است که در راستای فهم و انتقال بهتر رویدادهای نمایشی حرکت می کند. طراحان صحنه، از جمله عوامل اثرگذار در هر اجرا هستند که پس از واکاوی و تحلیل نمایشنامه و بررسی ظرفیت های گروه اجرایی، ایده های ذهنی خود را با زبان تصویر عینی می کنند.

    از مهم ترین ابزار بیانِ بصری در این رشته، اسکیس و طراحی دست آزاد است طراحان می آموزند که اندیشه های خرد و کلان خود را بر روی کاغذ پیاده کنند و این آغازی برای ورود به جهان خلاقانه طراحی صحنه است. این آثار حاصل تلاش هنرجویانی است که به صورت مجزا به تحلیل نمایشنامه خود پرداخته اند و تلاش کرده اند که کلمات و کنش های شاخص درون متنی را با اسکیس و طراحی ملموس و آشکارا کنند.»

  • «دراکولای سفید» به شهرزاد می‌آید/ روایت نجات دختری در بند

    «دراکولای سفید» به شهرزاد می‌آید/ روایت نجات دختری در بند

    به گزارش خبرگزاری مهر، نمایش «دراکولای سفید» با طراحی و کارگردانی محسن میرزاخانی و تهیه‌کنندگی حسام آهنگر به زودی در پردیس تئاتر شهرزاد به صحنه می‌رود.

    این اثر روایت زندگی دختری بوده که در بند اسارت به سر می‌برد. تنها راه نجات او آمدن فردی است که از آن با نام دراکولای سفید یاد می‌شود …
    متن این اثر توسط دانیال چاووشی و محسن میرزاخانی به نگارش درآمده است.

    از دیگر فعالیت‌های محسن میرزاخانی می‌توان به طراحی، نویسندگی و کارگردانی نمایش «رِم» و طراحی و کارگردانی نمایش«کمدی مرگ» نوشته وودی آلن اشاره کرد.

    طراحی گریم این اثر بر عهده سارا اسکندری، طراحی لباس ماهرخ سلیمانی پور و طراحی صحنه بر عهده وحید لاری است.

  • جوردن پیل با «ما» جایزه برد/ ادی مورفی بهترین بازیگر

    جوردن پیل با «ما» جایزه برد/ ادی مورفی بهترین بازیگر

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، فیلم ترسناک «ما» ساخته جوردن پیل به عنوان برنده جایزه اصلی انجمن منتقدان فیلم‌های آفریقایی- آمریکایی شناخته شد. این فیلم جایزه بهترین کارگردانی را نیز برد و لوپیتا نیونگو برای بازی در آن بهترین بازیگر زن سال شد.

    جوایز برندگان ۲۲ ژانویه در مراسمی که در هالیوود برگزار می‌شود، اهدا خواهد شد.

    پیل دو سال پیش نیز با فیلم «برو بیرون» همین موفقیت را کسب کرده بود و نه تنها به عنوان بهترین فیلم و بهترین کارگردان انتخاب شده بود بلکه جایزه بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر مرد را برای دانیل کالویا از آن خود کرده بود.

    گیل رابرتسون رییس انجمن منتقدان فیلم‌های آفریقایی- آمریکایی گفت: جوردن پیل همچنان دارد به موفقیت‌های خود در ساخت فیلم‌های خوب و به ویژه فیلم‌های ترسناک خوب ادامه می‌دهد.

    داستان فیلم جدید وی با تمرکز بر یک خانواده سیاهپوست ساخته شده که باید در برابر مشکلات مختلف پیچیده‌ای که فیلمنامه در برابرشان می‌گذارد بقای خودشان را حفظ کنند.

    فیلم «ما» ۲۵۵ میلیون دلار در باکس آفیس جهانی فروش کرد.

    در میان جوایز این انجمن ادی مورفی نیز به عنوان بهترین بازیگر سال برای بازی در فیلم «اسم من دولمایت است» انتخاب شد و بازیگر همراهش در این فیلم یعنی داوین جوی راندولف هم بهترین بازیگر زن نقش مکمل شد. جیمی فاکس نیز به عنوان بهترین بازیگر نقش مکمل برای بازی در درام حقوقی «فقط رحمت» انتخاب شد.

    جایزه ایمپکت این انجمن نیز به فیلم «کویین و سلیم» ساخته ملینا ماتسوکاس با بازی کالویا و جودی ترنر اسمیت اهدا شد.

    مستند «پدرخوانده سیاه» از نت‌فلیکس هم به عنوان بهترین فیلم غیرداستانی انتخاب شد.

    «انگل» ساخته بونگ جون-هو از کره عنوان بهترین فیلم خارجی و نیز بهترین فیلمنامه را از آن خود کرد.

  • «آفتاب نیمه شب» به جشنواره فیلم فجر می‌رود

    «آفتاب نیمه شب» به جشنواره فیلم فجر می‌رود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فیلم، «آفتاب نیمه شب» به کارگردانی شهریار بحرانی برای نمایش در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر آماده می شود.

    تولید این پروژه از آبان ماه ۹۸ در سکوت خبری با مدیریت فیلمبرداری تورج منصوری آغاز و بیش از ۷۰ درصد آن انجام شده است. فیلم توسط ۳ فیلمبردار دوران دفاع مقدس؛ سعید صادقی، مصطفی دالایی و مرتضی اکبری و با سه دوربین فیلمبرداری می شود. «آفتاب نیمه شب» نخستین همکاری بحرانی و منصوری است. همچنین عبدالحمید قدیریان به عنوان مدیر هنری شهریار بحرانی را در ساخت این فیلم یاری می کند.

    بحرانی در جدید ترین فیلم سینمایی خود از فضای بازیگران حرفه ای فاصله گرفته و با دعوت گروهی از بازیگران تئاتر و عده ای جوان تازه نفس، شیوه متفاوتی را در پیش گرفته است. بخش هایی از فیلم  در سوریه می گذرد که به اقتضای داستان، گروهی از بازیگران عرب زبان نیز در آن به ایفای نقش می پردازند.

    شهریار بحرانی پس از ۲ دهه با این فیلم، به فضا و حال و هوای سینمای دفاع مقدس بازگشته است. وی این بار با روایت برهه ای حساس و استراتژیک از تاریخ معاصر به موضوع مقاومت اسلامی پرداخته است.

    در خلاصه داستان این فیلم آمده است: این فیلم سرگذشت مردان بلندبالایی است که پس از پاییز ۶۳ با تلاش و مشقت در روزگار تنهایی و مظلومیت، مجاهدانه جنگیدند.

  • افتتاح سالن‌های جدید پردیس «ملت» تا دهه فجر ۹۸ / اینترنت تقویت شد

    افتتاح سالن‌های جدید پردیس «ملت» تا دهه فجر ۹۸ / اینترنت تقویت شد

    هاشم میرزاخانی مدیرعامل موسسه تصویر شهر در گفتگو با خبرنگار مهر درباره آخرین وضعیت تجهیز پردیس سینمایی ملت به‌عنوان یکی از گزینه‌های اصلی میزبانی اصحاب رسانه در سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر گفت: پردیس سینما گالری ملت در سال ۱۳۸۷ با ۴ سالن به ظرفیت ۲۶۵ صندلی، یک سالن کوچک VIP با ظرفیت ۳۰ صندلی و در مجموع با ظرفیت ۱۰۹۰ صندلی افتتاح شد که با توجه به سازه منحصر به فرد، طراحی خاص و همچنین عدم وجود مراکز تجاری در این بنا و مجاورت با بوستان ملت یکی از مهمترین مراکز فرهنگی _ سینمایی کشور محسوب می‌شود.

    مساعدت شهردار برای حل معضل پارکینگ

    وی افزود: به دنبال حل معضل پارکینگ این مجموعه پس از سالیان طولانی با دستور و مساعدت شهردار تهران و معاونت فنی و عمرانی ایشان از اردیبهشت ماه سال جاری بازنگری، توسعه و بازسازی این پردیس سینمایی در دستور کار موسسه تصویر شهر قرار گرفت که در حال حاضر بیش از هشتاد درصد عملیات عمرانی آن انجام  و به زمان افتتاح سالن‌های جدید نزدیک شده است. همچنین این مجموعه علاوه بر در اختیار داشتن بهترین امکانات نمایش با تجهیز شدن به سیستم نمایش Dcinema و صدای دالبی در کلیه سالن‌ها؛ هم مورد توجه مخاطبان خود بوده و هم تهیه‌کنندگان و سینماگران از کیفیت صدا و نمایش فیلم‌هایشان در این پردیس همواره رضایت داشته اند.

    میرزاخانی تصریح کرد: از ابتدای سال ۱۳۹۸ با توجه به وظیفه سازمانی موسسه تصویر شهر مبنی‌بر توسعه و تجهیز فضا و امکانات نمایشی پردیس‌های تابعه، بررسی‌های به عمل آمده و مشورت‌های گرفته شده از مهندسان، طراحان و معماران داخلی به نحوی که مشکلی در فضاهای باز و گرافیک محیطی این سازه ایجاد نشود، ۷ سالن دیگر به ظرفیت نمایش پردیس اضافه شد که در مجموع ظرفیت پردیس ملت به  ۱۸۱۵ صندلی افزایش یافت.

    این مدیر فرهنگی در ادامه گفت: یکی دیگر از مشکلات مجموعه عدم برخورداری از فضای پذیرایی و همچنین پر کردن اوقات فراغت خانواده‌ها بود که با احداث فودکورت ملت با انواع غذاهای ایرانی و فرنگی در طبقه مثبت ۲ با ظرفیت ۸۰۰ نفر و افتتاح آن همزمان با هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم شهر در تیرماه سال جاری یکی دیگر از معضلات این مجموعه مرتفع شد.

    میرزاخانی درباره فضای نمایشگاه و گالری نیز بیان کرد: گالری پردیس نیز بازسازی و به نورپردازی حرفه ای مجهز شده است.

    افزایش ظرفیت سالن‌ها و تقویت اینترنت

    مدیرعامل موسسه تصویر شهر درباره بازسازی سالن‌های موجود در پردیس ابراز کرد: در رابطه با سالن‌های موجود، در هر سالن ۲۰ صندلی به ظرفیت کنونی اضافه و نورهای داخلی و سایر امکانات نیز بهسازی شده است.

    وی در ادامه گفت: با تغییر کلی ساختار اینترنت این مجموعه در حال حاضر امکان برقراری ارتباط اینترنتی در تمامی طبقات و فضاها فراهم شده و به منظور تقویت آنتن تلفن‌های همراه با شرکت‌های مهم در این باره مکاتبه و هم اکنون زیر ساخت آن در مجموعه تعبیه شده است.

    میرزاخانی در پایان از تسهیلات ویژه به مخاطبان درباره رفت و آمد به این مجموعه خبر داد و گفت: طبق توافق انجام شده با شرکت تاکسی اینترنتی، به هر کدام از مخاطبانی که بلیت فیلم مورد نظر خود را به صورت آنلاین از وب سایت پردیس ملت به نشانی www.cinemamellat.com و یا به‌صورت حضوری در گیشه سینما خریداری می‌کنند، کد تخفیف اسنپ از ۵۰ تا ۱۰۰ درصد ارائه می‌شود.

    در پایان یادآوری می‌شود که امکانات فوق همزمان با ایام دهه فجر انقلاب اسلامی ایران امسال رسما افتتاح و به ناوگان اکران افزوده خواهد شد.