دسته: فرهنگ و هنر

  • آخرین سنگر برای نبرد با روزمرگی

    آخرین سنگر برای نبرد با روزمرگی

    خبرگزاری مهر-گروه فرهنگ: رضا جولایی پس از انتشار چندین عنوان رمان در سال‌های اخیر که به جرات می‌توان برای همه آنها عبارت تحسین‌شده را به کار برد، به تازگی مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه خود را با عنوان «پاییز ۳۲» روانه بازار کتاب کرده است. داستان‌هایی که با وجود کوتاه بودن می‌توان آنها را نیز وام‌دار سنت بلندنوویسی این نویسنده به شمار آورد.

    «پاییز ۳۲» از منظر فضاسازی چیزی جدای از رمان‌های اخیر جولایی همچون شکوفه‌های عناب و یا «یک پرونده کهنه ندارد» با این تفاوت که به جای تجمیع تمامی حس و نگاه او در یک رمان، هر یک از آنها به صورتی جدا و در بستر یک داستان کوتاه زیرذره‌بین او قرار گرفته است.

    داستان‌های «پاییز ۳۲» گاه بستری هستند برای خلق یک داستان معماگونه و پرتعلیق که نویسنده را از فرط هیجان و اضطراب تا آخرین سطور خود در گیر و دارش اسیر می‌کند و گاه روایتی هستند نرم و لطیف که نویسنده از آن برای ورود به درون ذهن و روان راویان استفاده کرده است و حسی ناب را از دل تاریخ برای مخاطب امروزین خود زنده می‌کند.

    اما پرسش اساسی در مواجه با این اثر در این نهفته است که جولایی با پرسه‌زدن در دل کوچه پس کوچه‌های تاریخ به دنبال چه ارمغانی برای مخاطب امروزین خود است.

    نگاهی به داستان‌های بلندی که او در سال‌های اخیر از خود به جای گذاشته است پاسخی قابل تامل به این سوال دارد. بر همین اساس به نظر می‌رسد بازتولید حس پرسشگری و کشف استعاری آنچه بر انسان ایرانی در بعد زیست اجتماعی و سیاسی  و فرهنگی او می‌گذرد مهمترین بزنگاهی است که او به دنبال آن است. جولایی با ترفندی هنرمندانه از مخطاب خود می‌خواهد امروزش را از جاده دیروزش کشف کند. در دل عشق‌ها و حسرت‌ها و امیدهای فرجام یافته و ناامید شده به کشفی تازه از بافتار زیستی خود دست پیدا کند و شیوه اندیشیدن و تمرکز کردن و تصمیم گرفتنش را یا استعانت از این دستمایه تاریخی به روز کند.

    جولایی در دل تاریخ از حسرت‌هایی می‌گوید که در ساختار ذهنی و فکری ایرانی نهادینه شده است. از تصمیم‌هایی که با بی‌مبالاتی گرفته نشد و یا با سیاست‌ورزی غلط گرفته شد. از عشق‌هایی که چشم‌های تنگ بر بادشان داد و از تمناهایی که بودنشان مایه بر باد رفتن جمع زیادی شد. از تلاش برای حق‌گویی و از جهدی تاریخی برای خاموشی صدای حق.

    اگر این عبارات را بپذیریم که برای نوشتن از تاریخ باید به آن و بستری که در آن جاری است فرصت داد تا کلمات و ادبیات بتوانند پذیرایش شوند و نسخه‌ای امروز پسند از آن ارائه کنند حالا جولایی نمونه‌ای است کامل از آنچه باید در این بستری جاری و ساری ساخت.

    جولایی کوتاه نویس اما خود را عامدانه به زیر ذره‌بین مخاطبش برده و هر یک از توانایی‌هایش در نوشتن و روایت را لخت و عریان و در قاب یک روایت داستانی پیش چشم او عیان کرده است. گاه تنها به روایت تاریخی و پر کشش بودنش اشاره دارد و گاه سعی می‌کند از دل یک زندگی نمایی از ساختارها و مناسبت‌های میان انسانی را به تصویر بکشد. گاه از حسرت و فرصت‌های سوخته تاریخی صحبت می‌کند و گاه سخنش بازخوانی یک دلدادگی از دست رفته است که خروجش از پس تاریخ حسی تلخ و شیرین را توامان به مخاطب منتقل می‌کند.

    ننکته کلیدی در مواجهه با او داستان‌هایش این است که جولایی داستان‌نویس تفننی نیست. تاریخ و روایت از آن برای او تنها دستمایه‌ای عامه پسند به شمار نمی‌رود. تاریخ برای او مبدایی است که مقصدش هزاران راه هرگز نرفته و یا رفته و به فرجام نرسیده مخطابانش است. او سعی می‌کند از جاده تاریخ مخاطبانش را به مقصدی که یا حسرت رسیدن به آنر ا دارند و یا جرات رسیدن به آن را ندارند ولو در حد مزه مزه کردنی کوتاه برساند.

    «پاییز ۳۲» در این مختصات مجموعه‌ای از چنین راه‌هایی را پیش روی مخاطبانش قرار می‌دهد تا آنها از آن چه می‌پسندند به پایان راهی برای خود دست و پا کنند و از این منظر است که می‌توان این کتاب و داستان‌هایش را اثری نه برای یک دسته یا طیف که برای دسته‌ها و طیف‌های فراوانی از مخاطبان برشمرد؛ بری آنهایی که هنوز باور دارند ادبیات یکی از تنها سنگرهای باقی مانده  در نبرد با روزمرگی برای درک، حس و رسیدن به زیبایی‌های گاه دست‌نایافتنی در زندگی و تلاش برای تجربه و ایجادش در بافتار زندگی واقعی روزمره است.

  • دو تار خراسان به ثبت جهانی رسید

    دو تار خراسان به ثبت جهانی رسید

    دوتار ایرانی یکی از مهم‌ترین و کهن ترین ابزارهای موسیقی ایرانی است که طی قرن ها در گستره پهناوری از ایران نواخته می شده و هم اکنون نیز از جمله سازهای موسیقایی معاصر ایران است

    مهارت‌های سنتی ساختن و نواختن دوتار در زمره قدیمی‌ترین، رایج‌ترین و محبوب‌ترین ابزار موسیقی کشور است که به‌شکل گسترده رواج دارد و دوتار یکی از مهم‌ترین سازهای زهی- زخمه‌ای فولکلوریک جوامع محلی روستایی و شهری ایران است و به‌شکل یک کاسه از جنس چوب توت و دسته‌ای بلند از جنس چوب زردآلو یا گردو ساخته می‌شود.

    این ساز، یکی از سازهای مضرابی موسیقی ایرانی است و همان‌گونه که از نام آن برمی‌آید، دارای دو سیم (تار) است. این ساز را معمولاً با مضراب نمی‌نوازند و با ناخن، زخمه می‌زنند.

    دوتار پیشینه‌ای چند هزار ساله دارد. امروزه حوزه‌های نواختن دوتار عبارت‌اند از شمال خراسان در شهرهای قوچان، بجنورد، شیروان، اسفراین و درگز و آشخانه و جنوب و شرق خراسان در شهرهای تربت جام، تایباد، نیشابور،فردوس، بیرجند، بجستان، بردسکن، قائنات، کاشمر، باخرز، خواف و سرخس وگناباد و سبزوار و نواحی ترکمن‌نشین شمال شرق از جمله استان گلستان و بخش علی‌آباد کتول همچنین برخی مناطق استان مازندران. 

    این ساز در نواحی مختلف، با اندکی تغییر در شکل و نحوه نوازندگی دیده می‌شود. انواع دوتار در محدوده مرزهای جغرافیایی ایران به «دوتار خراسان» با دو گونه شمال و شرق، «دوتار ترکمن» و «دوتار مازندران» تقسیم می‌شود شکل ساز و نحوه در دست گرفتن و سبک نواختن در شمال و شرق خراسان با هم تفاوت دارد. مردم مناطق خراسان قصه‌ها و داستان‌های خود را در قالب آهنگ‌هایی زیبا سینه به سینه به نسل‌های کنونی منتقل کرده‌اند.

    محوریت دوتار شرق خراسان در شهر تربت جام و تا حدودی تایباد بوده و مرکزیت دوتار شمال خراسان شهر قوچان است، اما در شهرهای خواف فردوس، تربت حیدریه، قائن و بیرجند نیز در پی سفر هنرمندان زبده دوتار نواز شرق خراسان این ساز نواخته می‌شود. تیره ترکمنهای سالور تربت جام در شرق خراسان نیز دوتار ترکمنی می‌نوازند.

    دوتار شمال خراسان دارای کاسه‌ای گلابی‌شکل و دسته‌ای نسبتاً دراز و دو رشته سیم (تار) است. طول دستهٔ آن حدود ۶۰ سانتی‌متر و کل ساز حدود ۱ متر است. قسمت گلابی‌شکل این ساز از چوب درخت شاه‌توت و دستهٔ آن از چوب زردآلو یا درخت گردو ساخته می‌شود. در قدیم به جای سیم از ابریشم استفاده می‌شد

    ایران پیش از این، پرونده ردیف موسیقی‌های ایرانی، موسیقی بخشی‌های خراسان و هنر ساختن و نواختن کمانچه را در حوزه موسیقی، در فهرست میراث ناملموس جهانی ثبت کرده بود.

    ۴۸ نظیر این پرونده در باره میراث فرهنگی ناملموس بشری از کشورهای مختلف در اجلاس کمیته میراث بشری ناملموس یونسکو که از ۹ تا ۱۴ دسامبر در بوگوتا پایتخت کلمبیا برگزار می‌شود، مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.

    در این اجلاس علاوه بر محمدحسن طالبیان معاون میراث‌فرهنگی کشور، مصطفی پورعلی مدیرکل دفتر ثبت آثار، حفظ و احیای میراث‌ معنوی و طبیعی و احمد جلالی سفیر ایران در یونسکو  نیز حضور دارند.

    ۲۴۱۲۴۱

  • نمایش «پنج کثیف» در جشنواره ایتالیایی

    نمایش «پنج کثیف» در جشنواره ایتالیایی

    به گزارش خبرنگار مهر، فیلم کوتاه «پنج کثیف» به کارگردانی عباس مهیاد به بخش رقابتی جشنواره فیلم Solidando  ایتالیا راه پیدا کرد. 

    جشنواره Solidando Onlus یک جشنواره مستقل در جزیره ساردینیا در کشور ایتالیاست که از سال ۲۰۰۴ آغاز به کار کرده است و به طور اصلی بر فیلم هایی با موضوع اجتماعی تمرکز دارد. این جشنواره از تاریخ ۲۰ تا ۲۲ دسامبر برگزار می شود.

     موضوع این فیلم درباره تغییر یک سرنوشت با یک اتّفاق ناگهانی است.

    عوامل فیلم کوتاه «پنج کثیف» عبارتند از نویسنده،‌ کارگردان: عباس مهیاد، بازیگران: ریحانه رضی، علی انوار،‌ مرضیه صولتی، مدیر تصویربرداری: محمدرضا جهانپناه،‌ تدوین: مجتبا اسماعیلزاده، مجری طرح و مدیر تولید: حسین کاکاوند، صداگذاری: سامان شهامت و محمدرضا مکی ،‌ دستیار کارگردان و برنامه ریز: سعید آهنج، تصحیح رنگ: حمیدرضا فطورهچیان،‌ چهرهپرداز: بهاره خلیلی، طراح صحنه و لباس: فائزه محمدی، منشی صحنه: سمیرا حضرتی، عکاس و تصویربردار پشت صحنه: حسین نجفی، ‌ طراح پوستر و تیتراژ: علیرضا ربیع مقدم، دستیاران تصویربرداری: علیرضا ایزدی، علی منوچهرپناه، علیرضا مجیدی،‌ دستیار تدوین: مهراب حسینی،‌ ‌دستیار صدا: جابر انصاریان، دستیار صحنه: نوشین مختارپور، مدیر تدارکات: هومن محمودی، تدارکات:فردین آقایی، سینه موبیل:حسین قدیری، هنروران: مریم اولادی، نیلوفر ملکی، مجتبا فلاح، مجتبا معینی،‌ حمل و نقل: حمید بخشی نژاد، میثم عابدینی، علی اصغر امیری، محسن زمانی، محمد بهروز رشید، تهیه کننده: عباس مهیاد.

  • کمدی بدون تناقض شکل نمی‌گیرد/ دائم در تلاشیم به کسی برنخورد

    کمدی بدون تناقض شکل نمی‌گیرد/ دائم در تلاشیم به کسی برنخورد

    به گزارش خبرنگار مهر، سعید آقاخانی کارگردان سریال «نون.خ» روز گذشته ۲۰ آذر در مراسم افتتاحیه رسمی این سریال درباره ویژگی های فصل دوم در جمع خبرنگاران بیان کرد: کاراکترها همان افراد هستند و قصه را دوباره تعریف می کنند و می توان گفت در ادامه فصل اول این سریال است. فضا و لوکیشن ها تغییر کرده است و بهتر می توانیم زیبایی های این مناطق کردنشین را نشان دهیم.

    وی در واکنش به ساخت سریال ها در فضاهای غیرآپارتمانی ادامه داد: تماشاگر اینقدر فضاهای آپارتمانی دیده است که می توان با ایجاد تنوع مخاطب را به کار جذب کرد. از طرفی فکر می کنم حضور در این فضاها هم به لحاظ بصری و هم به لحاظ فرهنگی کمک زیادی به خود سریال ها می کند.

    کارگردان «نون.خ» درباره پخش سریال های طنز از تلویزیون یادآور شد: محدودیت ها در این زمینه زیاد است و همه مربوط به تلویزیون و ممیزی نمی شود صنوف و قومیت ها هم حساسیت هایی دارند که باید مراقب باشیم، موضوعاتی که مطرح می کنیم به کسی برنخورد و اینها کمی دست و پای ما را می بندد. البته خیلی از اینها هم درست است به هر حال ما دائم در تلاش هستیم که قصه را به گونه ای روایت کنیم که مشکلی پیش نیاید و به کسی برنخورد، اساسا طنز کارکردن بسیار سخت است.

    آقاخانی در ادامه در پاسخ به پرسشی درباره تصویری که از یکی از دختران نورالدین خانزاده در سریال نمایش داده می شود و کمتر شخصیتی زنانه دارد، عنوان کرد: در قصه پردازی نکته ای وجود دارد و آن، این است که نمی توان گفت به طور مثال ما فقط این مدلی هستیم و فقط با همین مدل قصه را روایت می کنیم. همه طیف آدمی همه جا وجود دارد. نمی توان گفت کردنشین ها فقط این شکلی هستند. از طرف دیگر نمی توان قصه ای را بدون هیچ تناقض یا مشکلی تعریف کرد. در عین حال من چون کار کمدی انجام می دهم اگر تناقض و درگیری در کاراکترها نباشد نمی توان این طنز و کمدی را ایجاد کرد. در کنار کژال هم پنج خانم دیگر هستند که بسیار خوب و آرام و مهربان و صمیمی هستند و در زندگی و کارهای خانه مشارکت دارند.

    این کارگردان در ادامه درباره مشارکت استانداری کرمانشاه و تاثیر آن در سفارشی شدن سریال، اظهار کرد: قصه این کار پیش از این نوشته شده است و ما قرار نیست موضوعاتی را بزرگ کنیم که توی ذوق مخاطب بخورد این کار در عین حال که در کرمانشاه ساخته می شود یک سریال ملی است یعنی تمام ایران باید ببینند و دوستش داشته باشند.

  • «آنچه باقی می‌ماند» در آس/ آمیگدال پیام‌هایش را سریع می‌فرستد

    «آنچه باقی می‌ماند» در آس/ آمیگدال پیام‌هایش را سریع می‌فرستد

    به گزارش خبرنگار مهر، تعدادی گالری های پایتخت در چهارمین آدینه آذرماه نیز همچون دیگر آدینه‌های سال برنامه افتتاحیه خواهند داشت و برخی دیگر نیز ادامه برنامه نمایش آثار هنری را ادامه می‌دهند. در این روز همچنین ششمین دوسالانه گرافیک «سرو نقره‌ای» در خانه هنرمندان ایران افتتاح می شود که جدی‌ترین برنامه هنر گرافیک در ایران به حساب می‌آید.‌ در ادامه، برنامه افتتاحیه برخی نمایشگاه‌های هنری جمعه ۲۲ آذرماه را برمی‌شمریم.

    گالری آس

    نمایشگاه گروهی چندرسانه‌ای با عنوان «آنچه باقی می‌ماند» به کیوریتوری نسترن آزادی و الهام روشن از جمعه ۲۲ آذرماه در گالری آس به نشانی خیابان شریعتی، بالاتر از پل رومی، جنب بانک پارسیان، پلاک ۱۸۳۱ گشایش می یابد.

    در متن استیتمنت این نمایشگاه به قلم الهام روشن آمده است: «این نمایشگاه نگاهی دارد به ساحت تنانگی انسان اکنون. آنچه که می تواند انسان را در هستی معنا کند، وجود است.

    ساخت این ذهنیت در مرکز تنی قرار دارد که معنا می شود و معنا می دهد. بازتاب هرزمانی را درفیگوراسیون آن دوره می توان از بررسی حالات، پوشش و ویژگی های آن دید و به دقایق هر عصری، پی برد. هنرمندان حاضر در این نمایشگاه اساسا هر کدام به تبع نوع شناخت خود از انسان معاصر، کنش انسانی را در مقابل موقعیت زیستی جهان قرار داده و متنی ساخته اند که از جزئیات روانشناختی تا مرزهای ایدئولوژیک و اجتماعی را نمایش می دهد.»

    گالری پروژه های آران

    گالری پروژه های آران از روز جمعه ۲۲ آذرماه میزبان نمایشگاه انفرادی نوید سلاجقه با عنوان «منطقه بی نور» خواهد بود. این گالری در خیابان نوفل لوشاتو کوچه لولاگر پلاک ۵ واقع است.

    در متن استیتمنت این نمایشگاه آمده است: «این نمایشگاه چیدمانی است شامل سه اتاق به نام های منطقه بی نور، وضعیت لکنت و اتاق سفید. منطقه بی‌نور: “جایی که نور به آن نمی‌رسد یا تقریبا دیگر به آن نمی‌رسد.” همین امر که نور “تقریبا به آن نمی‌رسد” به این معنی است که هنوز کمی به آن می‌رسد، فقط دیگر کافی نیست وگرنه بی‌هیچ نوری نه دیدن‌ در کار است و نه بازنمایی.  تجربه‌ حسانی بی نوری تنها در گذر از نور به بی نوری ممکن است.

    وضعیت لکنت: عماد الکتابِ خوشنویس پس از همکاری با “کمیته‌ مجازات” در سال ۱۲۹۱ شمسی به دام افتاد و پس از مدتی حبس تا زمان رضا شاه تحت مراقبت بود. برخی از نوشته‌های زندان او بداهه‌نویسی و مشق زدن‌هایی هستند که به سیاه‌مشق‌های زندان معروف‌اند: شِکوِه، دعا، ذکر و هذیان در نوشتاری بسیار پراکنده، جملاتی که میان‌شان نقطه نگذاشته و از خطی به خط دیگر نرفته است. هنرمند در فرایندی که “شرح” نامیده است که به معنی از هم گشودن و پاره کردن نیز هست، فرمی جدید را برای یکی از سیاه‌مشق‌های عماد الکتاب پیشنهاد می‌دهد. او همچنین نه قطعه با مرکب و کاغذ به نام “شرح سیاه” به‌وجود آورده که انتزاعی دیگر از سیاه‌مشق‌های عماد الکتاب اند.

    اتاق سفید: را سه جعبه نور تحت عنوان “سرآغاز جهان” به همراه نه اثر کاغذی سفید به نام “شرح سفید” که ترجمه‌ای از “شرح‌ سیاه” اند، در کنار هم قرار می گیرند. در این اتاق نیز نور به مثابه تم اصلی نمایشگاه مورد تاکید قرار می‌گیرد.»

    گالری اعتماد

    نمایشگاه انفرادی حبیب فرج آبادی از ۲۲ آذرماه در گالری اعتماد به نشانی میدان هفت تیر، مفتح جنوبی، بن بست شیرودی پلاک ۲۵ آغاز به کار می کند.

    در استیتمنت این نمایشگاه به قلم کلارا فیمن از وال استریت اینترنشنال آمده است: «این مجموعه بخشی از فرم های شکل دهنده‌ هنر حبیب فرج آبادی را به تصویر می کشد. این آثار به معنای خود انتزاعی تنها از واقعیت ها یا تصاویری نیست که ما را احاطه کرده، بلکه این خود انتزاع است، کاری که از ابتدا با یک انگیزه ی ناخودآگاه شکل گرفته است، در مسیری آگاهانه اما بی انتها تصاویر فرج آبادی به زبانی بیگانه و در عین حال کاملا آشنا و جهانی ارتباط برقرار می کنند، هرچند مبهم اما در حافظه ی بصری ما ثبت می شوند. این برخورد سرنخی برای عمل آفرینش می باشد نه آنچه که فقط به نمایش در می آید.»

    گالری مژده

    نمایشگاه انفرادی عکس های بابک حقی با عنوان «میان لحظه و خاک» از جمعه ۲۲ آذرماه گالری مژده به نشانی سعادت‌آباد، خیابان علامه شمالی، خیابان ۱۸ شرقی، پلاک۲۷ افتتاح می شود.

    در این نمایشگاه، هنرمند تأثیر جغرافیا بر بدن انسان از منظر فیزیکی و روحی را به تصویر کشیده است.

    در استیتمنت این نمایشگاه به قلم سهراب احمدی آمده است: «رابطه انسان با محیط اطراف روی به سمتی دارد که بر اساس آن، انسان در مکان حل شده و خود جزیی جدایی ناپذیر از آن می شود، روند بی مرز شدن این دو تا جایی پیش می رود که حتی مکان می تواند انسان را شکل داده و او را با الگو های تازه ای بسازد.

    رابطه ویژه ای بین یک شخص و مکان یابی جغرافیایی او وجود دارد و این مکان یابی چه آگاهانه باشد و چه ناآگاهانه، بر روی رفتارهای فرد تاثیر گذاشته و در حقیقت تعامل او با محیطِ جغرافیایی روندی طی می کند که بر اساس آن قسمت ناخودآگاه درون انسان از جغرافیای زیسته او اثر می گیرد، از جانب دیگر پدیداری انسان در یک مکان محدود به تاثیر پذیری نیست، بلکه او تبدیل به سوژه ای تاثیرگذار می شود و رابطه ای پویا با محل جغرافیایی برقرار می کند. با چنین فرضهایی، درهم ریختگی ها و فرورفتگی های اعماق ناخودآگاه انسان ریشه مستقیم در ریزش ها و شکست های مکان جغرافیایی دارد، در حقیقت انسان پس از دریافت مکان مجدد آن را با تصویر در ذهن پردازش کرده و تن خود را شبیه به آن می کند به گونه ای که تا مرز یکی شدن با مکان جغرافیایی پیش می رود و در تبادل بین بیننده (انسان) و دیده شده (مکان) نگاهی سوم شکل می گیرد که عکس است.»

    گالری اُ

    نمایشگاه انفرادی عکس گل‌آرا جهانیان با عنوان «قطعه‌هایی عمیقا انسانی» از جمعه این هفته به مدت ۱۲ روز در گالری اُ واقع در خیابان سنایی، خیابان شاهین (خدری)، پلاک ۱۸، طبقه اول برگزار می شود.

    گالری ژاله

    نمایشگاه انفرادی عکس سودابه وطن پرست به عنوان «آمیگدال پیام‌هایش را سریع می‌فرستد» از جمعه ۲۲ آذرماه در گالری ژاله به نشانی خیابان کریمخان زند، خیابان ایرانشهر، خیابان نوشهر، پلاک ۳ گشایش می یابد.

    در استیتمنت نمایشگاه آمده است: «مجموعه «آمیگدال پیام هایش را سریع می فرستد» با رویکردی جامعه شناسی به فرهنگِ ترس در زندگی معاصر می پردازد ترسی که منحصراّ از ناشناخنه ها نیست بلکه با تاکید به نقش رسانه ها در جوامع امروزی به نوعی خطرـ آگاهی اشاره دارد.

    خطرـ آگاهی تنها با  تجربه های شخصی یا اطلاعات دستِ دوم کسب نمی شود، بلکه به گفته اولریش بک: مبتنی برناتجربه های دست دوم هم هست. یعنی درک و برداشت انسان از آنچه می تواند در اطرافش رخ دهد یا به تعبیری زیستن با نوعی عدم اطمینان و یقین.

    سودابه وطن پرست ازتجربه زیسته خود با تصاویری روایی و رئال از احساس عدم امنیت در امن ترین نقطه جهان  یعنی “خانه” می گوید و اینگونه به عمل بیولوژی در آمیگدال، مرکز احساسات در مغز،که مانند یک رادار هر نوع تهدیدی را به ما هشدار می دهد و از منظری به فرایند ترس به عنوان ابزاری برای حفظ بقای انسان اشاره دارد، می پردازد.»

    گالری ایوان

    نمایشگاه گروهی نقاشی با عنوان «دو پرتره» از جمعه ۲۲ آذرماه در گالری ایوان واقع در الهیه، خیابان مهدیه، خیابان جبهه، کوچه لسانی، بن‌بست حمید، شماره یک گشایش می یابد وت ا جمعه ۶ دی ماه ادامه خواهد داشت.

  • معرفی نامزدهای بین‌المللی آکادمی استرالیا/ «ایرلندی» پیشتاز شد

    معرفی نامزدهای بین‌المللی آکادمی استرالیا/ «ایرلندی» پیشتاز شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، با اعلام اسامی نامزدهای آکادمی هنرهای تلویزیونی و سینمایی استرالیا ( AACTA) فیلم «ایرلندی» با کسب ۶ نامزدی، موفق‌ترین فیلم بین‌المللی این آکادمی شد.

    در این میان «روزی روزگاری در هالیوود» با ۵ نامزدی و «جوکر»، «بامب‌شل» و «انگل» هر یک با ۴ نامزدی در مکان بعدی قرار گرفتند.

    آکادمی استرالیا که به دنبال انتخاب بهترین فیلم‌های بین‌المللی است در حالی نامزدهایش را معرفی کرد که تنها دو فیلم غیرانگلیسی زبان یعنی «انگل» و «درد و افتخار» پدرو آلمادوار در میان نامزدهایش جای گرفتند. در این میان بازیگران استرالیایی از جمله مارگو رابی نیز توجه بیشتری را معطوف خود ساختند.

    برندگان این جوایز که امسال هشتمین سال خودر را تجربه می کند، در مراسمی که ۳ ژانویه ۲۰۲۰ در لس‌آنجلس برگزار می‌شود، معرفی خواهند شد.

    اسامی نامزدها چنین است:

    بهترین فیلم

    «ایرلندی»، «جوکر»، «شاه»، «روزی روزگاری در هالیوود»، «انگل»

    بهترین کارگردان

    سم مندس برای «۱۹۱۷»

    مارتین اسکورسیزی برای «ایرلندی»

    تاد فیلیپس برای «جوکر»

    کوئنتین تارانتینو برای «روزی روزگاری در هالیوود»

    بونگ جون هو برای «انگل»

    بهترین فیلمنامه

    استیون زیلیان برای «ایرلندی»

    تایکا وایتیتی برای «جوجو خرگوش»

    تاد فیلیپس و اسکات سیلور برای «جوکر»

    کوئنتین تارانتینو برای «روزی روزگاری در هالیوود»

    بهترین بازیگر مرد نقش اصلی

    کریستین بیل برای «فورد در برابر فراری»

    آنتونیو باندراس برای «درد و افتخار»

    رابرت دنیرو برای «ایرلندی»

    آدام درایور برای «داستان ازدواج»

    خواکین فینیکیس برای «جوکر»

    بهترین بازیگر زن نقش اصلی

    آوکوافینا برای «وداع»

    اسکارلت جوهانسون برای «داستان ازدواج»

    سرشا رونان برای «زنان کوچک»

    چارلیز ترون برای «بامب شل»

    رنه زلوگر برای «جودی»

    بهترین بازیگر مرد نقش مکمل

    جان لیتگو برای «بامب شل»

    آل پاچینو برای «ایرلندی»

    جو پشی برای «ایرلندی»

    برد پیت برای «روزی روزگاری در هالیوود»

    سانک کانگ هو برای «انگل»

    بهترین بازیگر زن نقش مکمل

    تونی کولت برای «چاقوها بیرون»

    نیکول کیدمن برای «بامب شل»

    فلورانس پیو برای «زنان کوچک»

    مارگو رابی برای «بامب شل»

    مارگو رابی برای «روزی روزگاری در هالیوود»

  • از آهنگ‌هایی که به درد بایگانی می‌خورند تا «نود» و عادل فردوسی‌پور

    از آهنگ‌هایی که به درد بایگانی می‌خورند تا «نود» و عادل فردوسی‌پور

    مهسا بهادری: ارسلان کامکار، در بین گروه کامکارها تنها کسی است که هم نوازنده‌ موسیقی کلاسیک و هم نوازنده‌ موسیقی ایرانی است و از چهره‌های موفق موسیقی ایران امروز است. او در کنارِ تمام آثاری که برای کامکارها ساخته و نواخته است (موسیقی کلاسیک، ایرانی و کردی) سال‌ها هم در ارکستر سمفونیک تهران حضور داشت و به عنوان مایستر در آن فعالیت کرد؛ ساختن موسیقی فیلم «مادر» و ساخت اثرهای کلاسیک «افسانه‌ سرزمین پدری‌ام»، «کوچه‌های چوارباخ»، «شباهنگام»، «کنسرتو برای کمانچه» همه از دست آوردهای ارسلان کامکار است.

    هفته پیش با ارسلان کامکار که خالق موسیقی متن فیلم ماندگار «مادر» است، گفتگو کردیم که بخشی از آن با عنوان «کارگردانان، علی حاتمی را الگوی خود قرار دهند» در سالروز درگذشت علی حاتمی منتشر شد. در ادامه این گفتگو درباره ماجرای ورود ارسلان کامکار به عرصه موسیقی، نظرش درباره موسیقی پاپ و برنامه‌های تلویزیونی مورد  علاقه‌اش بخوانید.

    کامکار که در خانواده‌ای مشهور در عرصه موسیقی ایران به دنیا آمده، درباره ورود به دنیای موسیقی می‌گوید: «تمام افراد خانواده ما اهل موسیقی هستند. در سن ۶ یا ۷ سالگی بود که ما به دنبال بازی کردن بودیم اما پدر اصرار داشت حتما موسیقی را دنبال کنیم و وارد این حوزه شویم. حدود سال ۴۷ بود که من با برادرم اردشیر سازهای خودمان را انتخاب کردیم و سازهای موردنظر جفتمان هم ویولن بود که اردشیر بعدها به سراغ کمانچه رفت و من همان ویولن را به علاوه عود ادامه دادم و اینگونه شد که ما به موسیقی کشیده شدیم. اولین استاد من هم پدرم بود و تا ۱۸ سالگی همراهیم کرد، آن زمان من به موسیقی کلاسیک علاقه مند شده بودم. برادرم هوشنگ در تهران بود و از آنجا برای من نُت می‌آورد و من خودم بدون استاد روی آنها کار می‌کردم و از روی نوارها آنها را تبدیل به نُت می‌کردم و شروع به نواختن می‌کردم. آن زمان به راحتی حالا نبود که بتوان به سادگی نُت پیدا کرد، پیدا کردن نُت بسیار سخت بود.»

    ارسلان کامکار درباره تفاوت آموزش موسیقی تجربی با آکادمیک گفت: «هر دو آنها خوب و امکان پذیر است هم فراگیری موسیقی به صورت تجربی هم به صورت اکادمیک، اما بیشتر بستگی به موضوع استعداد دارد. من معتقدم فقط مربوط به دانشگاه نیست حتی در آموزشگاه ها هم امکان این یادگیری وجود دارد خیلی از افراد در رشته‌های دیگر تحصیل می‌کنند اما به کلاس موسیقی هم می‌روند و این بسیار خوب است که دنبال استعدادهایشان هستند.»

    آهنگ‌های امروزی شاید دارای سطحی نو باشند اما با موسیقی‌های سنتی و آهنگ‌های قدیمی که روحیه را تقویت می‌کرد واقعا قابل مقایسه نیست. خیلی از موسیقی‌های امروز باید در بایگانی بمانند

    این استاد موسیقی درباره تحصیلات دانشگاهی در رشته موسیقی گفت: «بعد از انقلاب من وارد دانشگاه شدم تا تحصیلاتم را به صورت آکادمیک ادامه بدهم که بعد از یک سال انقلاب فرهنگی شد و من مجبور به ترک دانشگاه شدم. بعد از آن خودم موسیقی را رها نکردم آن را ادامه دادم و وارد ارکستر سمفونیک شدم. زمانی هم که دانشگاه‌ها باز شدند من دیگر به دانشگاه نرفتم چون خودم کار حرفه‌ای را یاد گرفته بودم و از طرفی هم زیاد اعتقادی به مدرک نداشته و ندارم.»

    آهنگساز موسیقی متن «مادر» ادامه داد: «من در موسیقی و آهنگسازی سبک خودم را دارم. خودم هستم  و هیچگاه سعی نکردم از فرد خاصی تقلید کنم اما یکسری بزرگان را الگوی خودم قرار دادم مثل علی نقی وزیری، روح الله خالقی چون این افراد پیش‌تر از من این سبک موسیقی را کار کردند اما بازهم روش خودم را دارم و نکته مهم‌تر اینکه به شعر خیلی زیاد اهمیت می‌دهم و هر شعر و ترانه‌ای را برای موسیقی‌هایم استفاده نمی‌کنم. چند ماه با شعرهایم زندگی می‌کنم تا به خوبی آنها را درک کنم.»

    ارسلان کامکار درباره آلبوم «افسانه‌ چشمهایت» اثر جدید همایون شجریان و علیرضا قربانی گفت: «انواع موسیقی را گوش می‌دهم اما متاسفانه هنوز آلبوم «افسانه‌ چشمهایت» کار مشترک همایون شجریان و علیرضا قربانی را گوش نکرده‌ام اما انتقادات نسبت به آن را شنیدم. چندکار از همایون را گوش کرده‌ام و بسیار دوست داشتم آن‌ها هم ساخته‌ آقای ضرابیان بود مانند آهنگ «هوای گریه» که بسیار زیبا بود. همایون یک نوار با همکاری برادرم اردشیر کامکار، منتشر کرد که آن را نیز شنیده‌ام و نمی‌توانم درباره آلبوم و کاری که نشنیده‌ام، قضاوتی کنم. البته باید گفت سطح کیفیت ترانه‌های موسیقی کمی سیر نزولی داشته و از حس و معرفت خارج شده است. البته این را هم باید قبول کرد که در این میان خواننده، آهنگساز و ترانه سرا خوب هم پیدا می‌شود. برخی از خوانندگان به سمت خواندن آهنگ‌هایی رفته‌اند که ممکن است شنیدن آن‌ها برای بار اول و دوم جذاب باشد اما با گذر زمان آدم را دلزده می‌کند. آهنگ‌های امروزی شاید دارای سطحی نو باشند اما با موسیقی‌های سنتی و آهنگ‌های قدیمی که روحیه را تقویت می‌کرد واقعا قابل مقایسه نیست. خیلی از موسیقی‌های امروز باید در بایگانی بمانند.»

    البته این صحبت‌ها به معنای مخالفت ارسلان کامکار با موسیقی پاپ نیست. او در این باره می‌گوید: « من هیچ وقت نگفتم موسیقی پاپ بد است یا مخالف آن هستم من صدای محسن چاوشی و رضا صادقی را تحسین می‌کنم و به آنها گوش می‌کنم و معتقدم بسیار صدای زیبایی دارند. همینطور ترانه‌هایی که در موسیقیشان استفاده می‌کنند مخصوصا محسن چاوشی که از اشعار مولانا استفاده می‌کند، برای من بسیار زیبا و دلچسب است. اما یکسری دیگر از افراد هستند که یک محتویات بی معنی را داخل ترانه خود می‌ریزند و فکر می‌کنند موسیقی زیبایی هم خوانده‌اند. همانطور که گفتم در همه جا خوب و بد پیدا می‌شود و با تمام این شرایط من هیچ وقت مخالف موسیقی پاپ نبوده‌ام.

    در هر سبک موسیقی خوب و بد وجود دارد این را بسیار قبول دارم ولی با این حال یک زمانی فکر می‌کردند من با موسیقی پاپ مخالفم هیچگاه اینگونه نبوده و من هیچگاه چنین ادعایی را نداشته‌ام. ممکن است در موسیقی سنتی، موسیقی بد هم پیدا شود، موسیقی عالی هم پیدا شود همینطور در دیگر سبک‌ها، همیشه قرار بر عالی بودن نیست.»

    او درباره برنامه‌های مورد علاقه‌اش در تلویزیون گفت: «برنامه‌های تلویزیون خودمان را نمی‌بینم فقط دو برنامه را در تلویزیون می‌دیدم. به دلیل علاقه به فوتبال، یکی برنامه‌ «نود» عادل فردوسی‌پور را می‌دیدم که متاسفانه دیگر پخش نمی‌شود و یکی هم برنامه‌های طنزی مانند «دورهمی» مهران مدیری را نگاه می‌کردم. سراغ دیگر برنامه‌های تلویزیون نمی‌روم چون مطابق سلیقه‌ من نیست و نگاه نمی‌کنم و تمام وقتم صرف خانواده و موسیقی می‌شود.»

    ۲۴۱۲۴۵

  • «دل» برای نابینایان توضیح‌دار شد

    «دل» برای نابینایان توضیح‌دار شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی سوینا، مجموعه سوینا در ادامه همکاری خود با فیلیمو، سریال جدید شبکه نمایش خانگی با نام «دل» را برای نابینایان توضیح‌دار کرد.

    چهره هایی چون حامد بهداد، ساره بیات، مهدی کوشکی، مهراوه شریفی‌نیا، کوروش تهامی، بهرام افشاری، یکتا ناصر، لیلا زارع، سعید راد، بیژن امکانیان، افسانه بایگان، نسرین مقانلو، مریم سعادت در این سریال که پخش آن از هفته گذشته آغاز شده بازی می کنند.

    سوینا (سینمای ویژه نابینایان) پیش از این در نخستین همکاری با فیلیمو فیلم «متری شش و نیم» را توضیح‌دار کرده بود.

  • انجمن بازیگران نامزدهای خود را شناخت/ از آل پاچینو تا برد پیت

    انجمن بازیگران نامزدهای خود را شناخت/ از آل پاچینو تا برد پیت

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، اسامی نامزدهای بیست و ششمین دوره جوایز سالانه انجمن بازیگران آمریکا (SAG) شب پیش اعلام شد.

    در بخش های مختلف بازیگری سه فیلم «بامب‌شل»، «ایرلندی» و «روزی روزگاری در هالیوود»، بیشترین نامزدی را کسب کردند و هر یک در ۴ بخش امیددار دریافت جایزه شدند.

    در میان بهترین بازیگران مرد نکته جالب توجه انتخاب نشدن آنتونیو باندراس بازیگر فیلم «درد و افتخار» و رابرت دنیرو برای «ایرلندی» است.

    مراسم اهدای جوایز انجمن بازیگران یکشنبه ۱۹ ژانویه ۲۰۲۰ (بامداد دوشنبه ۳۰ دی به‌وقت ایران) برگزار می‌شود.

    امسال جایزه یک عمر دستاورد SAG در همین مراسم به رابرت دنیرو اهدا می‌شود. وی این جایزه را از دست لئوناردو دی‌کاپریو می‌گیرد.

    سال پیش، ۲ بازیگر مرد برنده انجمن بازیگران یعنی رامی مالک و ماهرشالا علی موفق به کسب جایزه اسکار هم شدند.

    در بخش تلویزیونی نیز سریال «خانم میزل شگفت‌انگیز» با چهار نامزدی پیشتاز کسب جایزه شد. «بازی تاج و تخت»، «روش کامینسکی»، «برنامه صبحگاهی» و «چیزهای عجیب»، هر یک با سه نامزدی بعد از این سریال قرار گرفتند.

    اسامی نامزدهای جوایز انجمن بازیگران در بخش سینما به شرح زیر است:

    بهترین بازیگر مرد

    کریستین بیل برای «فورد در برابر فراری»

    لئوناردو دی‌کاپریو برای «روزی روزگاری در هالیوود»

    آدام درایور برای «داستان ازدواج»

    تارون اجرتن برای «راکت‌من»

    واکین فینیکس برای «جوکر»

    بهترین بازیگر زن

    سینتیا اریوو برای «هریت»

    اسکارلت جوهانسون برای «داستان ازدواج»

    لوپیتا نیونگو برای «ما»

    شارلیز ترون برای «بامب‌شل»

    رنه زلوگر برای «جودی»

    بهترین بازیگر مرد نقش مکمل

    جیمی فاکس برای «فقط رحمت»

    تام هنکس برای «یک روز زیبا در محله»

    آل پاچینو برای «ایرلندی»

    جو پشی برای «ایرلندی»

    برد پیت برای «روزی روزگاری در هالیوود»

    بهترین بازیگر زن نقش مکمل

    لورا درن برای «داستان ازدواج»

    اسکارلت جوهانسون برای «جوجو خرگوش»

    نیکول کیدمن برای «بامب‌شل»

    جنیفر لوپز برای «شیادان»

    مارگو رابی برای «بامب شل»

    بهترین ‌گروه بازیگری

    «بامب شل»، «ایرلندی»،«جوجو خرگوش»، «روزی روزگاری در هالیوود»و «انگل»

    بهترین گروه بدل‌کاری

    «انتقامجویان: آخر بازی»، «فورد در برابر فراری»،‌«ایرلندی»، «جوکر»، «روزی روزگاری در هالیوود»

    نامزدهای جوایز انجمن بازیگران در بخش تلویزیون:

    بهترین بازیگر مرد سریال درام

    استرلینگ کی. براون برای «این ما هستیم»

    استیو کارل برای «برنامه صبحگاهی»

     بیلی کروداپ برای «برنامه صبحگاهی»

    پیتر دینکلیج برای «بازی تاج و تخت»

    دیوید هاربور برای «چیزهای عجیب»

    بهترین بازیگر زن سریال درام

    جنیفر آنیستون برای «برنامه صبحگاهی»

    هلنا بونهام کارتر برای «تاج»

    اولیویا کلمن برای «تاج»

    جودی کامر برای «کشتن ایو»

    الیزابت ماس برای « داستان ندیمه»

    بهترین بازیگر مرد سریال کمدی

    آلن آرکین برای «روش کامینسکی»

    مایکل داگلاس برای «روش کامینسکی»

     بیل هدر برای «بری»

    اندرو اسکات برای «فلی‌بگ»

    تونی شالوب برای «خانم میزل شگفت‌انگیز»

    بهترین بازیگر زن سریال کمدی

    کریستینا اپلگیت برای «مرگ بر من»

    الکس بورستین برای «خانم میزل شگفت‌انگیز»

    ریچل برازنان برای «خانم میزل شگفت‌انگیز»

    کاترین اوهارا برای «شیتز کریک»

    فیبی والر-بریج برای «فلی‌بگ»   

    بهترین بازیگر مرد فیلم تلویزیونی یا سریال کوتاه

    ماهرشالا علی برای «کارآگاه واقعی»

    راسل کرو برای «بلندترین صدا»

    جرد هریس برای «چرنوبیل»

    ژارل ژروم برای «وقتی ما را می‌بینند»

    سام راک‌ول برای «فاسی/وردون»

    بهترین بازیگر زن فیلم تلویزیونی یا سریال کوتاه

    پاتریشیا آرکت برای «اکت»

    تونی کولت برای «باورنشدنی»

    جویی کینگ برای «اکت»

    امیلی واتسون برای «چرنوبیل»

    میشل ویلیامز برای «فاسی/وردون»

    بهترین گروه بازیگری سریال درام

    «دروغ‌های کوچک بزرگ»، «تاج»، «بازی تاج و تخت»، «داستان ندیمه»، «چیزهای عجیب»

    بهترین گروه بازیگری سریال کمدی

    «بری»، «فلی‌بگ»،‌«روش کامینسکی»، «خانم میزل شگفت‌انگیز«، «شیتز کریک»

    گروه بدل‌کاری سریال کمدی یا درام

    «بازی تاج و تخت»، «گلاو»، «چیزهای عجیب»، «مردگان متحرک»، «نگهبانان»

  • یادداشتی بر «فرمالیته»/ اثری که بعد از زیستن در برزخ به صحنه آمد

    یادداشتی بر «فرمالیته»/ اثری که بعد از زیستن در برزخ به صحنه آمد

    به گزارش خبرنگار مهر، نمایش «فرمالیته» تازه‌ترین تجربه گروه تئاتر سه گانه به نویسندگی و کارگردانی علی صفری روایت شهری است که تنها ۹ نفر جمعیت دارد، شهری که قوانینی در آن لحاظ شده که بر هم زدن هر کدام از آن قوانین تمامیت آن را زیر سوال می‌برد، در قانون اول شهر نوشته شده است: شهر از ۹ نفر جمعیت تشکیل شده که کاهش یا افزایش در آن خلاف قوانین خواهد بود.

    سلاله ارغوان، احسان خان محمدی، هامون خان محمدی، نجمه صفایی، حامد عابدی، شیده غفاریان، نگین فیروزمنش، اریک قاراسمیان، مجید قفلی، امیرعلی گودرزی در این نامیش به ایفای نقش پرداخته اند.

    «فرمالیته» از سوم آذر ماه اجرای خود در پردیس تئاتر شهرزاد آغاز کرده و تا اوایل دی ماه به اجرای خود ادامه می‌دهد، این اثر هر شب ساعت ۱۹:۱۵ میزبان مخاطبان است.

    علی صفری نویسنده و کارگردان نمایش در یادداشتی درباره این اثر نوشته است:

    «راهی که از جهنم به حیات حقیقی می‌رسد راهی است سخت و بس دشوار. این کلام میلتون همواره در گوش من زنگ می زند، کلامی که در کتاب «بهشت گمشده» سال ها پیش آمده اما انگار هر روز نمود و نماد بیرونی بیشتری پیدا می کند.

    در شرایطی که تئاتر از آنچه علتش نامگذاری شده فرسنگ‌ها فاصله گرفته، گروه های جوان در جهنمی که فرهنگ کشور در آن گرفتار شده به دنبال جرعه ای و یا حتی کمتر قطره ای از امید می گردند.

    در راستای همین مکاشفه که البته شاید نام مکاشفه کمی برایش دهان پر کن باشد، «فرمالیته» بعد از ماه‌ها زیستن در برزخ روی صحنه آماده است.

    اثری که در ابتدا با آرایه های کمدی شکل گرفت اما با گذر زمان و تحولات داخلی و خارجی وجه گروتسک آن نمود بیشتری پیدا کرد. ‎روی صحنه بردن اثر در وضعیت فعلی بیهودگی سیزیف را نیز به سخره می گیرد.

    بیهودگی تئاتر امروز جنسش از هر بی چیزی بیشتر بوده و سربازانش بی امید به فتح برج و بارویی پا در میدان نبرد می گذارند.

    در زمانه ای که خندیدن به سان بخشی از متن «فرمالیته» به مشکلات عضلانی و اختلالات رفتاری برمی گردد، «فرمالیته» نه تنها از وجه کمیک خود فاصله گرفته بلکه برایمان به یک تراژدی پنج پرده ای مبدل شده است ‎.

    عناصری در این میان اما نه لبخند بلکه زهرخند خود را نثار تئاتر کرده و می کنند، عناصری که از جعبه های پوچ فرهنگ بیرون آمده و با ردایی رسولانه تیر خشم خود را نثار دشمن می کنند.

    بی آنکه بدانند ماییم که سال ها از ضربات سهمگین لگد اسلحه هایشان سر بر زمین می ساییم.

    «فرمالیته» روایت باز کردن بسته است، بسته هایی خالی که از ابتدا باز بوده اند، تنها بسته می شوند و گوشه ای مدفون تا بعد از فراموشی با امید بیشتری بازشان کنیم.»