دسته: فرهنگ و هنر

  • اولویت «مستند» در بودجه سینما قابل رهگیری است/در شفافیت جدی هستیم

    اولویت «مستند» در بودجه سینما قابل رهگیری است/در شفافیت جدی هستیم

    به گزارش خبرنگار مهر، حسین انتظامی رییس سازمان سینمایی شامگاه جمعه ۲۲ آذرماه با حضور در پردیس سینمایی «چارسو» محل برگزاری سیزدهمین جشنواره «سینما حقیقت» ضمن بازدید از این رویداد در جمع خبرنگاران حاضر شد و به پرسش‌ها پاسخ داد.

    انتظامی در ابتدا درباره اینکه سینمای مستند امروز ایران تا چه اندازه انعکاس‌دهنده «حقیقت» امروز ایران است، گفت: من هم جشنواره امسال و سال گذشته  آثار را دیده‌ام و سال‌های قبل هم اطلاعاتش را می‌گرفتم. فکر می‌کنم فضای سینمای مستند و فعالیت سینماگران مستند خوشبختانه رو به پیشرفت است.

    وی تأکید کرد: نوع استقبالی که از مستندهای امروز می‌شود موید این نکته است سینمای مستند به خاطر اتکایش به گونه‌های مختلف، رنگین کمانی از ژانرها را ارایه می‌دهد که طبیعتاً به جهت اینکه این سینما، واقع‌گراست واقعیت‌های جامعه و تاریخ را باید بیشتر نشان بدهد. رسالتی هم که سینماگران مستند برای خود قائل هستند و به نظر من هم در این زمینه توفیق داشته‌اند، بر اساس همین امر بوده است.

    انتظامی درباره ممیزی‌ها در جشنواره سینماحقیقت گفت: این روند طبیعی همه جشنواره‌هاست چون حجم زیادی از متقاضیان وجود دارد. یکی از کارهای هیات انتخاب، انتخاب اولویت‌ها و اعمال نظر حرفه‌ای است.

    وی عنوان کرد: هر دستگاه دولتی وقتی اولویت‌های خود را اعلام می‌کند، می‌شود به برنامه و بودجه آن برای جدی بودن وعده‌هایش مراجعه کرد، فیلم کوتاه، مستند و انیمیشن جزو اولویت‌های سازمان سینمایی است و این در نسبت بودجه‌های ما کاملاً قابل رهگیری است.

    انتظامی درباره بودجه صرف شده در جشنواره کودک و ابهاماتی که درباره آن مطرح شد، توضیح داد: شفافیت عملا به معنی پیش‌بینی‌پذیری است. وقتی درباره شفافیت صحبت می‌کنیم  بیش و پیش از اینکه بخواهیم روی ارقام و هزینه‌ها مانور بدهیم، باید روی ضوابط و دستورالعمل‌ها کار کنیم که وزارت ارشاد در این زمینه جدی است. حجم دستورالعمل‌هایی که در یک سال گذشته انتشار پیدا کرده این موضوع را نشان می‌دهد.

    وی افزود: جشنواره‌ها مطابق رویه‌ای که در وزارت ارشاد دارند، ۴۵ روز بعد از برگزاری باید فهرست هزینه‌های خود را ارایه دهند. جشنواره کودک اصفهان هم این کار را کرده است. یکی از فواید شفافیت این است که افکار عمومی به ویژه نخبگان بیایند و آن را نقد کنند، چون باعث می‌شود اصلاح رویه داشته باشیم، وگرنه انتشار به تنهایی نقص غرض است. طبیعتاً فارابی و همه موسسه‌های تابعه، درباره انتقادها نسبت به عملکرد خود پاسخ می‌دهند.

  • خالقان «بازی تاج و تخت» به دنیای وحشت می‌روند

    خالقان «بازی تاج و تخت» به دنیای وحشت می‌روند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، خالقان سریال «بازی تاج و تخت» اعلام کرده‌اند فیلمی بر پایه رمان لاوکرافت پروژه بعدی آن‌ها خواهد بود.

    مشخص نیست که خود دی‌بی وایس و دیوید بنیوف روی صندلی کارگردانی هم می‌نشینند یا خیر، اما آن‌ها از همین حالا فیل هی و مت مانفردی را برای نوشتن فیلمنامه انتخاب کرده‌اند.

    رمانی که بر پایه آن، این فیلم ساخته می‌شود داستان زندگی اچ پی لاوکرافت نویسنده و استاد ژانر وحشت و گروتسک را به تصویر می‌کشد که با نگاشتن رمان‌هایی چون «ندای کثولهو»، «موش‌ها در دیوارها»، «در کوهستان‌های جنون» و «سایه خارج از زمان» توانست ژانری جداگانه خلق کند که به عنوان ژانر وحشت لاوکرافتی شناخته می‌شود.

    با وجود اینکه هنوز جزییات داستان مشخص نیست، منابع آگاه می‌گویند بنیوف و وایس می‌خواهند دنیایی را به تصویر بکشند که در آن تمام مخلوقات لاواکرفت واقعی باشند.

    سال‌هاست هالیوود نسبت به ساختن اقتباس‌هایی از آثار لاوکرافت علاقه نشان داده و جدیدترین مثال آن گی‌یرمو دل تورو اسپانیایی بود که می‌خواهد اقتباسی سینمایی از «در کوهستان‌های جنون» بسازد.

    بعد از اینکه «بازی و تاج و تخت» به پایان رسید و آخرین فصل آن در ماه مه روی آنتن رفت و برنده جایزه امی بهترین درام شد، بنیوف و وایس یک قرارداد عظیم با نت فلیکس امضا کردند. بعد از به توافق رسیدن با این غول اکران آنلاین، آن‌ها از ساخت سه‌گانه «جنگ ستارگان» انصراف دادند چون نمی‌توانستند به هر دو کار رسیدگی کنند.

  • رمضان سلمانی بردری درگذشت

    رمضان سلمانی بردری درگذشت

    رضا سلیمان نوری، مدیرعامل انجمن توسعه گردشگری چهارباغ خراسان، خبر درگذشت کهنسال‌ترین نوازنده دوتار شمال خراسان را اعلام کرد.

    سلیمان نوری گفت: «استاد رمضان سلمانی بردری، دوتار نواز و یکی از گنجینه‌های موسیقی شمال خراسان روز گذشته (پنجشنبه ۲۱آذر) به دیار باقی شتافت و امروز پس از تشییع پیکر در باغ بهشت قوچان به خاک سپرده شد.

    او افزود: «آن مرحوم ۵ آذر ۱۳۰۷ خورشیدی در روستای برد در ۵ کیلو متری جنوب غربی باجگیران خراسان رضوی به دنیا آمد. پدرش استاد محمدحسین بردری از نوازندگان چیره دست دوتار بوده و نسب مادرش مریم به روستای باغان شیروان می رسد. او دارای ۳ فرزند دختر و ۳ فرزند پسر بود.»

    این فعال میراث فرهنگی خراسان ادامه داد: «استاد رمضان سلمانی از شاگردان برجسته دوتارنواز نامی و بخشی کامل اوایل قرن معاصر خراسان مرحوم رحیم خان بخشی بود و بیش از ۸۰سال سابقه دوتارنوازی و مقام نوازی داشت و در بین نوازندگان خراسان بیش از همه سنت های استاد خود را رعایت می کرد.

    سلیمان‌نوری گفت: «انگشت‌گذاری دقیق، ویبره‌های شیرین و منحصر به فرد دوتاری، روایت شفاف مقام های سازی و آوازی، پنجه های ترکیبی و ریز منحصر به فرد از ویژگی های تکنیکی این هنرمند بود. او در جشنواره‌های متعددی شرکت داشته و موفق به دریافت دیپلم افتخار و عناوین دیگر شده بود.»

    مدیرعامل انجمن توسعه گردشگری چهارباغ خراسان ادامه داد: «نکته جالب درباره این هنرمند، دوتار خاص او بود که به روایت خودش بیش از ۱۴۰ سال قدمت داشت. او در جایی در مورد پیشینه این دوتار گفته بود؛ این دوتار در ابتدا متعلق به طاهر نوازنده  قوچانی ساکن کهنه اوغاز شیروان بوده که از فیروزه می‌آورد. پس از مدتی طاهر دوتار را به ۸ کیلو روغن زرد و ۸ قرآن به کربلایی نوروز آهنگر می‌فروشد و با گذر او از بردر پسر عموی من دوتار را می‌خرد و بعد به دست پدرم محمدحسین و سپس به دست من رسید.»

    او افزود: «رمضان سلمانی با همه  چیره دستی‌اش در دوتارنوازی، خواننده نبود. قبل از انقلاب به همراه برادرش لاچین به استودیوی برنامه کردی در مشهد رفت و مرحوم هاشم صادقی آهنگ زیبای «اللی خانی» را که با صدای لاچین و نوازندگی رمضان اجرا شده ضبط کرد. او  بهترین خواننده‌ای که همراه نوازندگی خوانندگی می‌کرده را امام وردی ابراهیمی از بردر می‌داند و طنین کلام برادرش لاچین را بی‌مانند می‌دانست.»

    سلیمان نوری خاطر نشان کرد: «نمونه اثر صوتی و تصویری استاد رمضان سلمانی در دو پرونده موسیقی ثبت شده در فهرست نمونه میراث ملموس یونسکو در کنار آثار اساتیدی چون مرحوم سمندریان و مرحوم حاج قربان سلیمانی و استاد عثمان محمدی دوست استفاده شده است.»

    ۵۷۲۴۵

  • استعدادهای موسیقی ایرانی، جوایز خود را دریافت کردند

    استعدادهای موسیقی ایرانی، جوایز خود را دریافت کردند

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، آیین اختتامیه ششمین جشنواره و جایزه موسیقی همایون خرم، شامگاه پنجشنبه (۲۱ آذر) با حضور تعدادی از هنرمندان، شرکت کنندگان، اعضای هیات داوران و تعدادی از مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از جمله سیدمحمدمجتبی حسینی (معاون هنری وزیر ارشاد)، محمد اله‌یاری (مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد) ، مهدی افضلی (مدیر عامل بنیاد فرهنگی هنری رودکی)، احمد صدری (مشاور معاون هنری وزیر ارشاد) و سیدمحمد طباطبایی (مدیرشورای ارزشیابی هنرمندان وزارت ارشاد) در تالار وحدت تهران برگزار شد.

    در این برنامه، برگزیدگان بخش‌های مختلف جشنواره که اسامی آنها در روزهای گذشته منتشر شده بود، جوایز خود را در فواصل مختلف برنامه دریافت کردند.

    آرمین ابرقویی، هنرمند ۱۰ ساله از تهران آهنگ «نیمه شبان» اثر زنده یاد استاد همایون خرم و پریا قنبری نوازنده ۹ ساله پیانو به همراه علی قنبری نوازنده ۱۷ ساله تار از آموزشگاه موسیقی «فاخته» ایلخچی آذربایجان شرقی آهنگ «بازگشته» استاد علی تجویدی را برای حاضران در سالن اجرا کردند.

    رضا خرم، فرزند استاد همایون خرّم و عضو شورای سیاستگذاری جشنواره موسیقی نوای خرم به نمایندگی از ستاد برگزاری جشنواره ضمن ارائه گزارشی از روند برپایی این رویداد توضیح داد: «زمانی که در ۲۸ دی ماه ۱۳۹۱ پدر را از دست دادم، به دلیل مهربانی‌های زیادی که همواره در زندگی‌ام از او دیده بودم، احساس کردم به معنا و مفهوم مطلق کلمه بی‌نوا شدم. اما بعد از مدتی خداوند به من دختری داد که نام او را نوا گذاشتیم و بعد از مدتی هم یک جشنواره به نام «نوای خرم» در عرصه موسیقی کار خود را آغاز کرد که بدون تردید روح پدر در آن جریان دارد. شرایطی که پس از درگذشت او برایم بسیار خوشحال کننده شد و باعث شد که من همچنان حضور پدرم را حس کنم. به هر ترتیب خداوند بزرگ را شاکرم که امروز شاهد برگزاری ششمین دوره از جشنواره ای هستیم که توسط عزیزانم در موسسه فرهنگی هنری «راد نو اندیش» راه اندازی شد و امروز تبدیل به رویدادی موثر در عرصه موسیقی شده است.»

    وی ادامه داد: «قطعا بدون عنایت پروردگار مهربان اتفاقاتی این چنین به مرحله اجرا نمی رسید. در عین حال من مطمئنم از همان روزهایی که جشنواره نوای خرم شکل اجرایی به خود گرفت این حس حضور روح پاک و بزرگ «بابا» بود که در این ۶ دوره به طور مستمر مراقب همه ما بود و ما حتی در غیاب فیزیکی او از نامش بهره بردیم. من جا دارد در اینجا از دوست خوب و هنرمندم بردیا صدرنوری مدیر جشنواره، هنرمندان شرکت کننده، اعضای محترم هیات داوران و اهالی رسانه که طی این سال‌ها صمیمانه و فروتنانه در کنار جشنواره بودند قدردانی ویژه‌ای داشته باشم. من از همه هنرمندانی که دست ما را برای برگزاری جشنواره گرفتند تشکر میکنم. من از استاد کوروس سرهنگ زاده که اجازه داد مراسم رونمایی از پوستر جشنواره را در منزل ایشان برگزار کنیم قدردانی می‌کنم. من از استاد لوریس چکناوریان متشکرم که در این ۶ دوره در حالیکه می‌دانیم موسیقی ایرانی ژانر کاری او نیست و به صورت مستمر در کنار جشنواره حتی در حین اجرای آثار بخش رقابتی حضور داشت و این بچه‌های نازنین را راهنمایی می‌کرد. به طور حتم این حمایت‌ها بود که موجب افزایش اعتبار جشنواره شد. البته در اینجا لازم است از خانواده‌های هنرمندان کودک و نوجوان شرکت کننده در جشنواره هم قدردانی ویژه‌ای داشته باشم که این چنین برای موسیقی ایرانی و حفظ و پاسداشت آثار بزرگان موسیقی این سرزمین ارزش قائلند و کودکان نازنین خود را برای حضور در یک جشنواره ترغیب می‌کنند.»

    رضا خرم با روایت خاطره‌ای از آشنایی بردیا صدرنوری با پدرش در سال ۷۴ که پیش از این نیز در برخی رسانه‌ها منتشر شده بود، توضیح داد: «به اعتقاد من کلید جشنواره موسیقی نوای خرم در سال ۷۴ زده شد. زمانی که بردیا صدرنوری اولین بار با پدرم ملاقات کرد و به او نوار کاستی اهدا کرد و از پدر خواست تا نظرش را درباره این آثار بدهد. بردیا از همان دوران بود که وقتی پدرم بعد از آن دیدار اول ۴۰ دقیقه با وی درباره آن آثار گفتگو کرد به گفته خودش روحش تسخیر شد و از همان جا بود که تصمیم گرفت شرایطی را برای همکاری‌های مشترک فراهم کند و کار تا اینجا که ما شاهدش هستیم ادامه پیدا کند. به اعتقاد من این جشنواره، جشنواره عشق و اتحاد است که تلاش کرده به سهم خود محفلی را برای اتحاد و همدلی میان هنرمندان موسیقی فراهم کند. این رویداد تلاش می کند تا در کنار رقابت سازنده محوری برای تقویت عشق و همدلی میان هنرمندان باشد که امیدوارم در این راهی که انتخاب کرده به درجه بالایی از موفقیت برسد.»

    فرزند زنده یاد همایون خرم در بخش پایانی صحبت‌های ضمن قدردانی از افلیا پرتو و انوشیروان روحانی در حمایت معنوی از جشنواره نوای خرم خود تاکید کرد: «جشنواره موسیقی نوای خرم به دلیل گستردگی که پیدا کرده، هم اکنون در شرایطی قرار گرفته که برای برگزاری قطعا با مشکلات زیادی رو به رو خواهد بود. پس من از اینجا از صاحبان سرمایه و آن دسته مجموعه‌هایی که واقعا دغدغه فرهنگی دارند می‌خواهم که به عنوان اسپانسر از این جشنواره حمایت کنند. ولی ما در این زمینه دو شرط داریم؛ شرط اول اینکه اعتقاد تمام کسانی که در این رویداد حضور داشته و دارند، برمبنای عرفان بوده است. پس حضور اسپانسرها می‌تواند نه تنها منتی بر سر جشنواره به حساب آید بلکه دلمان می‌خواهد دوستان اسپانسر جشنواره ما را رویدادی ببینند که راه سلامتی داشته و در آن «انفاق» به معنا و مفهوم مطلق کلمه اتفاق می‌افتد. نکته دوم هم سلامت بودجه‌ای است که برای حمایت در اختیار جشنواره قرار می‌دهند. پس ما اسپانسری را می‌پذیریم که آزادگی جشنواره را تحت‌الشعاع قرار ندهد. از این رو مجددا از مجموعه‌هایی که واقعا دغدغه فرهنگی دارند می‌خواهم تا به کمک و یاری این جشنواره بشتابند که این رویداد با پاکی، سلامت و اعتقادی که بر مبنای اخلاق مداری بنیان گذاشته شده، به راه خود ادامه دهد. البته که من مطمئنم این جشنواره به دلیل راه پاکی که داشته و دارد همچمنان ادامه‌دار خواهد بود.»

    پس از صحبت‌های رضا خرم، محمدامین ابراهیمی، نوازنده ۱۳ ساله پیانو و پرهام وفایی، نوازنده ۱۳ ساله ویولن از گروه موسیقی «همایون» قم آهنگ «موج آتش» همایون خرم را اجرا کردند.

    این در حالی است که بعد از اجرای این بخش نوبت به اهدای جوایز و برگزیدگان ششمین دوره جشنواره موسیقی نوای خرم در حضور هیات داوران، هنرمندان و مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رسید.

    بعد از اهدای جوایز، آیسان فتحی نجف آبادی، نوازنده ۱۳ ساله ویولن از اصفهان، آهنگ «به زندان» اثر استاد ابوالحسن صبا را پیش روی مخاطبان قرار داد . پس از این اجرا کلیپ دوم پشت صحنه جشنواره به نمایش درآمد و بعد از آن نیز پارسا دهقان هنرمند ۱۷ ساله از همدان اثر «عاشق» استاد علی تجویدی و کسری رفیعی نوازنده ۱۱ ساله تار از مبارکه اصفهان قطعه «رسوای زمانه» استاد همایون خرم را اجرا کردند.

    در بخش پایانی مراسم اختتامیه ششمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرم )، ارکستر ۶۰ نفره آموزشگاه موسیقی «خمسه» به سرپرستی امیرحسین محمدخانی به عنوان پرتعدادترین گروه شرکت کننده در این دوره از جشنواره آهنگ «غوغای ستارگان» اثر استاد همایون خرم را برای مخاطبان اجرا کردند.

    لوریس چکناوریان، فریدون شهبازیان، اسماعیل تهرانی، علی جهاندار، مظفر شفیعی، بیژن بیژنی، گیتی خسروی، افلیا پرتو، وارطان ساهاکیان، پری ملکی، معصومه مهرعلی، بهناز ذاکری، مزدا انصاری، پویان آزاده، امید نیک بین ،رضا مهدوی، علیرضا چراغچی، بابک شهرکی، محمدرضا فیاض، حامد ابراهیمی، مجید ناظم پور، آیدین الفت، مجید واصفی ، داود فیاضی، سیما مافیها، مسعود یکتا، حلمی، حسین فاضل، یارتا یاران، خانواده مرحوم همایون خرم، خانواده مرحوم تجویدی، خانواده استاد کورس سرهنگ زاده و شیرین یزدان بخش از جمله مهمانان مراسم اختتامیه بودند.

    ۵۷۵۷

  • نوازنده ایرانی، جایزه موسیقی جهانی آمریکا را از آن خود کرد

    نوازنده ایرانی، جایزه موسیقی جهانی آمریکا را از آن خود کرد

     جایزه موسیقی جهانی از جمله جوایز موسیقی معتبر کشور آمریکاست که امسال به هنرمند ایرانی، نیما دلنوازی رسید. این رویداد که از سال ۲۰۱۱ برگزار می‌شود، تاکنون به هنرمندان شناخته شده‌ای از این عرصه در سراسر جهان اختصاص یافته است.

    نیما دلنوازی، مدرس و نوازنده تار، در تازه‌ترین دوره برگزاری این جایزه موسیقی بین‌المللی موفق به کسب مدال نقره برای آلبوم «از ری تا تیسفون» شده است.

    «از ری تا تیسفون»، آلبومی برای تکنوازی تار است که شامل ۱۰ قطعه با عناوین «فراق»، «شهر سوخته»، «وداع»، «سراب»، «راز»، «توسن»، «آب و آتش»، «نجوا»، «بی قرار» و «طلوع» می‌شود.

    آلبوم «از ری تا تیسفون» که سال ۹۵ روانه بازار موسیقی شده، با نظارت محمد دلنوازی آهنگساز پیشکسوت در استودیو پژواک ضبط شده است.

    ۵۷۲۴۵

  • کاتالوگ فیلم‌های استودیو جیبلی ژاپن دیجیتال می‌شود

    کاتالوگ فیلم‌های استودیو جیبلی ژاپن دیجیتال می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، کمپانی جی‌کیدز برای نخستین بار در روز هفدهم دسامبر در آمریکای شمالی کل کاتالوک فیلم‌های انیمیشن استودیو جیبلی را برای خرید دیجیتال منتشر می‌کند.

    کاتالوگ این استودیو افسانه‌ای واقع در توکیو شامل «Spirited Away» برنده جایزه بهترین فیلم انیمیشن اسکار و پنج عنوان نامزد دریافت جایزه اسکار دیگر هم می‌شود: «قلعه متحرک هاول»، «باد برمی‌خیزد»، «داستان شاهزاده خانم کاگویا»، «وقتی مارنی آنجا بود» و «لاک‌پشت قرمز».

    فیلم‌ها هم به زبان انگلیسی و هم به زبان ژاپنی در تمام پلتفرم‌های تراکنشی دیجیتال برای خرید در دسترس علاقه‌مندان قرار می‌گیرند. این نخستین باری است که فیلم‌های استودیو جیبلی در هر جای دنیا برای خرید دیجیتال منتشر می‌شوند. شرکت جی‌کیدز قبلا اعلام کرده بود که یک قرارداد اختصاصی استریمینگ با اچ‌بی‌او مکس بسته تا کاتالوگ استودیو جیبلی را از ماه مه در اختیار علاقه‌مندان قرار بدهد.

    هایائو میازاکی مدیر و از ‌موسسان استودیو در جوایز گاورنرز اسکار در سال ۲۰۱۴ یک جایزه اسکار افتخاری دریافت کرد و وقتی یک نمایشگاه ویژه توسط آکادمی موزه اسکار در سال ۲۰۲۰ افتتاح بشود، قرار است از آثار این هنرمند تجلیل شود.

    کاتالوگ استودیو جیبلی همچنین شامل این فیلم‌ها می‌شود: «قلعه در آسمان»، «گربه بازمی‌گردد»، «از بالای پاپی هیل»، «خدمات تحویل کیکی»، «همسایه من توتورو»، «همسایه‌های من یاماداها»، «ناسیکا از دره باد»، «امواج اقیانوس»، «فقط دیروز»، «پوم پوکو»، «پونیو»، «پورکو روسو»، «شاهزاده مونونوکه»، «راز دنیای آریتی»، «داستان‌هایی از ارث‌سی» و «زمزمه قلب».

  • آغاز رسمی فستیوال فیلم‌های ایرانی در ویتره فرانسه

    آغاز رسمی فستیوال فیلم‌های ایرانی در ویتره فرانسه

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، مراسم افتتاحیه فستیوال فیلم‌های ایرانی شهر ویتره فرانسه با حضور شهردار ویتره، مقام‌های استانی و محلی منطقه بروتاین و کارگردانان ایرانی مدعو، برگزار شد.

    در این مراسم که شامگاه پنجشنبه ۱۲ دسامبر  ۲۰۱۹ در مجموعه فرهنگی «ژاک دو آمل» شهر ویتره و با  استقبال اهالی این شهر و منطقه بروتاین فرانسه برگزار شد، فیلم سینمایی «رقصِ خاک» به کارگردانی ابوالفضل جلیلی به نمایش درآمد.

    در ابتدای مراسم و پس از پخش نماهنگی از معرفی آثار شرکت کننده در این فستیوال، پییر مئنوری شهردار ویتره و وزیر اسبق فرانسه طی سخنانی ضمن قدردانی از حضور کارگردانی ایرانی در این شهر و برگزارکنندگان این فستیوال با اشاره به حمایت معنوی وزارت فرهنگ فرانسه، برگزاری اینگونه برنامه‌های مشترک فرهنگی و توجه به موضوع فرهنگ را یکی از عوامل مهم در مقوله صلح دانست و افزود: ویتره با سابقه فرهنگی و تاریخی خود همواره سعی در پیشبرد این موضوع مهم داشته است.

    در ادامه علیرضا خلیلی رئیس «مرکز ایران و فرانسه» در حضور لوران گارو مدیر هنری فستیوال، طی سخنانی از همه عوامل برگزاری این فستیوال به‌ویژه  بنیاد سینمایی فارابی، شهرداری ویتره و استانداری بروتاین فرانسه تشکر و قدردانی کرد و با تاکید بر نقش سینمای ایران در عرصه بین‌الملل، توجه به نسل نوین سینمای ایران را در این رویداد سینمایی از جمله اهداف اصلی آن  برشمرد.

    ابوالفضل جلیلی نیز سپس با اشاره به سابقه فیلمسازی خود طی دهه‌های گذشته و تجربیات خود در این زمینه و نیز بیان ویژگی‌های فرهنگ والای ایرانی نظیر مهمان‌نوازی و نوع‌دوستی، مضمون اصلی فیلم «رقص خاک» را عاشقانه خواند.

    در پایان این بخش و قبل از نمایش فیلم افتتاحیه هر یک از کارگردانان ایرانی با حضور روی سن و معرفی خود به گفتگوی کوتاه با حاضران پرداختند. در این بخش آناهید آباد به روحیه انسان دوستی ایرانیان و لزوم شناخت ملت ایران به‌وسیله شعر و هنر فارسی اشاره کرد. ابراهیم مختاری نیز درباره موضوع شکستن حصر تحریم‌های کنونی علیه ایران به واسطه سینما که به عنوان دریچه‌ای در جهت ارتباط مردم ایران با جهان بیرون شناخته می‌شود، صحبت کرد و موضوع شناخت دقیق‌تر جامعه ایران از ورای سینما و تصویر را مورد تأکید قرار داد.

    اشاره به نقش سینما در نزدیکی ملت‌ها توسط منیر قیدی، اعلام حضور رقیه توکلی از شهر یزد و بیان جنبه‌های تاریخی این شهر و ویتره در فرانسه توسط او و تشکر صمیمانه از اهالی ویتره و دست‌اندرکاران این فستیوال توسط حسین نمازی از دیگر مطالب مورد گفتگو بین سینماگران ایرانی و دست‌اندرکاران جشنواره بود.

    نمایش «رقص خاک» و پرسش و پاسخ توسط مخاطبان با حضور کارگردان فیلم و ارائه توضیحات در خصوص آن و سپس پذیرایی از حاضران توسط شهرداری ویتره، پایان بخش مراسم افتتاحیه فیلم‌های ایرانی در شهر ویتره بود.

    حمیدرضا قربانی کارگردان فیلم سینمایی «خانه‌ای در خیابان چهل‌ویکم» دیگر کارگردان ایرانی دعوت شده به این فستیوال، به دلیل ساخت فیلم سینمایی تازه خود، فرصت حضور در این فستیوال را نیافت.

  • «نقد سینما» سراغ سلبریتی‌ها می‌رود

    «نقد سینما» سراغ سلبریتی‌ها می‌رود

    به گزارش خبرگزاری مهر، قسمت ششم  از فصل دوم برنامه تلویزیونی «نقد سینما» روز جمعه ۲۲ آذرماه با حضور امیررضا مافی و آرش خوشخو، روی آنتن خواهد رفت.  

    در میز نقد این برنامه، فیلم «معکوس» به کارگردانی پولاد کیمیایی مورد بررسی قرار خواهد گرفت و منتقدان برنامه امیررضا مافی، آرش خوشخو پیرامون فیلم به بحث و تحلیل می‌پردازند. 

    در بخش دوم برنامه با عنوان «سلبریتی ها و مسئولیت اجتماعی» سید حسین شهرستانی استاد دانشگاه و محمدصادق باطنی کارشناس ارشد رسانه و مدرس سواد بصری و کامران ملکی عضو هیات مدیره خانه سینما به بحث پیرامون عوامل شکل گیری سلبریتیزم، مسئولیت چهره های شناخته شده نسبت به جامعه و رویکرد جوامع به این مسئله، خواهند پرداخت و تجربه‌ کشورهای دیگر در این زمینه بازخوانی می‌شود.

    «نقد سینما» با اجرای بهروز افخمی و سردبیری محمدرضا رضاپور و تهیه کنندگی یوسف بچاری هر جمعه ساعت ۲۲ به‌صورت زنده از شبکه پنجم سیما پخش می‌شود.

  • مساله اجرای تئاترهایی که دیگر تئاتر نیستند/ لذت خلق نقش روی صحنه

    مساله اجرای تئاترهایی که دیگر تئاتر نیستند/ لذت خلق نقش روی صحنه

    خبرگزاری مهر-گروه هنر-فریبرز دارایی، آروین موذن زاده: به بهانه اجرای نمایش «فرانکنشتاین» که این روزها در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر میزبان علاقه مندان به تئاتر است از ایمان افشاریان نویسنده و کارگردان نمایش، آناهیتا افشار و محمد پویا بازیگران و سوده شرحی بازیگر و طراح لباس این اثر نمایشی دعوت کردیم تا با حضور در خبرگزاری مهر درباره ویژگی‌های این اثر نمایشی و مناسبات این روزهای تئاتر صحبت کنند.

    در بخش ابتدایی این نشست مباحثی چون وضعیت تئاتر در سال‌های اخیر، متوسل شدن به ترفندهای مختلف برای کشاندن مخاطب به سالن‌های تئاتر و رشد پدیده‌ای به نام بازیگرسالاری در تئاتر که مناسبات این عرصه از هنر را تحت‌الشعاع خود قرار داده است، مطرح شد و در بخش دوم علاوه بر ادامه مباحث قبلی و پرداختن به مساله دستمزدهای نجومی برخی چهره ها و تعیین تکلیف هایی که برای آثار نمایشی می کنند، بازیگران درباره ویژگی های نقش هایی که برعهده داشتند، صحبت کردند و کارگردان و طراح لباس نمایش نیز توضیحاتی درباره تلاش برای انتقال درست مفاهیم مد نظرشان ارائه دادند.

    این اثر نمایشی اقتباسی از رمان «فرانکنشتاین» نوشته مری شلی است که پژمان جمشیدی، بانیپال شومون، ‌آناهیتا افشار، ‌سوده شرحی، ‌محمد پویا، ‌سیاوش میری، حسین آیرمی، ‌حامد ابریشمی، ‌مبین تقوی، ‌محمد حقیقی‌پور، ‌امین رجائی، ‌امید رضائی، ‌مهدی روحانی، ‌سعید زینلی، ‌فرید کیامرثی، ‌توحید لواسانی، ‌مجتبی نصرت، ‌پویا نجفی در آن ایفای نقش می کنند که پژمان جمشیدی در نقش دکتر فرانکنشتاین و بانیپال شومون در نقش هیولای فرانکنشتاین به ایفای نقش می پردازند.

    در این نشست همچنین محدثه واعظی‌پور منتقد و فعال رسانه‌ای به عنوان کارشناس مهمان حضور داشت.

    بخش پایانی این نشست را در ادامه می خوانید؛

    *فی نفسه ایرادی ندارد که یک چهره سینمایی یا تلویزیونی در تئاتر حضور داشته باشد اما زمانی که این چهره قرار است تعیین کننده باشد، با مشکل مواجه می شویم. در سال های اخیر با وجود مناسباتی که برسر حضور این چهره ها در تئاتر شکل گرفته و دستمزدهای بالایی که برای خودشان تعیین می کنند، به نظرمی رسد ماهیت تئاتر به عنوان هنری که در آن اندیشه پررنگ تر بود از بین رفته است.

    افشاریان: من در این کار با آدم هایی وارد مذاکره می شدم که رقم های نجومی به عنوان دستمزد برای خودشان مشخص می کردند. در نهایت این تیمی که دور هم جمع شدند اول از همه، کار برایشان مهم بود و دغدغه شان تئاتر بود به همین دلیل خیلی به من و ماهان حیدری تهیه کننده کار کمک کردند تا این اتفاق بیفتد. بچه های گروه خیلی سریع با هم هماهنگ شدند و این از شانس ما بود.

    من می دانم که هیچ کاری بدون عیب و نقص نیست و هنوز هرشب نکته های مد نظرم را یادداشت می کنم و به بچه ها می گویم تا کار روتوش شود اما مساله مهم برای ما این همدلی و دغدغه مند بودن است. بعد از اینکه تمرین ها تا جایی پیشرفت به نقطه ای رسیدیم که می خواستیم کار را تعطیل کنیم چون زورمان نمی رسید و از پس هزینه ها برنمی آمدیم و اگر ماهان حیدری پشت کار در نمی آمد کار می خوابید.

    *سال ها قبل وقتی بازیگرهای سینما وارد تئاتر می شدند این حضور برایشان اعتبار داشت و به عنوان یک کپسول اکسیژن از تئاتر استفاده می کردند تا برای کار در سینما و تلویزیون انرژی بگیرند و روی بدن و صدایشان کار کنند. الان به نظر شما فضای تئاتر آنقدر اغواکننده نیست که بازیگران علاقه مند شوند و با تواضع به تئاتر بیایند یا برعکس بازیگران سینما با آمدنشان به تئاتر بر سر تئاتر و اهالی آن منت می گذارند.

    آناهیتا افشار: این نمایش اولین تئاتری است که من در آن بازی می کنم. اوائل کار خیلی استرس داشتم و هنوز هم هر شب با استرس و ترس روی صحنه می روم چون فکر می کنم ممکن است دیالوگ هایم را فراموش کنم یا روی صحنه زمین بخورم و کلا بدترین اتفاق هایی را که ممکن است برای هر بازیگر بیفتد در ذهنم تصور می کنم.

    *اتفاقا برعکس تصور اولیه ای که نسبت به حضور شما در نمایش وجود داشت صدایتان کاملا رسا است و به انتهای سالن می رسد و بازی قابل قبولی را هم ارائه داده اید.

    افشار: اصلا یکی از نگرانی های من این بود که صدایم به انتهای سالن نرسد ولی بازخوردهای خوبی نسبت به حجم صدایم گرفتم و کمی خیالم راحت شد. برای من که ۱۴ سال است در سینما و تلویزیون فعال هستم حضور در این نمایش بسیار بسیار کار لذت بخشی بود و هست.

    *در طول تمرین ها هم روی بیان و صدای بازیگرها کار می کردید.

    افشاریان: بله در طول تمرین ها هر روز نزدیک به یک ساعت، یک ساعت و نیم روی بدن و صداها کار می کردیم  و هنوز هم قبل از اجرا این کار را انجام می دهیم.

    افشار: من سلفژ و کمی آواز کارکردم و ساز هم می زنم به این معنی که خیلی هم خام نیستم اما انگار تا امروز جایی نبود که من در آن بفهمم چقدر حجم صدایم زیاد است و می توانم از آن استفاده کنم. حضور در این نمایش کاری با من کرد که فکر می کنم امکان نداشت هیچ گاه در سینما برایم اتفاق بیفتد. تئاتر کارکردن به نظرم بسیار شغل با پرستیژی هم است و برعکس سینما که مدیریت و برنامه ریزی کمتری دارد و مثلا از ۵ صبح باید آفیش بشوی، زیر باد و باران باید بایستی و گریم شوی و هرجا که شد غذایت را بخوری در تئاتر همه چیز براساس اصول  و برنامه ریزی است؛ سر ساعت می آیی، گریم می شوی و روی صحنه می روی. تئاتر آدم را به فکر می برد و من هرشب که بعد از اجرا به خانه برمی گردم به نقشم و کارهایی که روی صحنه کرده ام و در اجرای بعدی می توانم انجام دهم، فکر می کنم. تئاتری های قدیمی اعتقاد داشتند که تئاتر تو را به فکر فرو می برد که نظر درستی است چون تئاتر باعث می شود که فکر کنی، بخوانی، بدانی و بیشتر عمیق شوی.

    من پیش از این نمایش پیشنهاد تئاتر زیاد داشتم اما همه را رد می کردم تا رسیدم به پیشنهاد آقای افشاریان و اینکه قبلا هم «جنایت و مکافات» را از او دیده بودم پس به این نتیجه رسیدم اینجا جایی است که من باید بروم و بگویم آره. وقتی سر تمرین های این نمایش آمدم دستم را بالا گرفتم و گفتم من مثل خمیری هستم که هرطور شما بخواهید می توانید به من شکل بدهیم و هیچ گاردی ندارم. ترس هایم را بلند بلند بیان می کردم و پیشنهادات همه افراد گروه را می پذیرفتم.

    سوده شرحی: با وجودی که که آناهیتا اولین باری است که روی صحنه می رود اما هیچ کس باور نمی کند که او کم تجربه است و خیلی خوب ایفای نقش می کند.آناهیتا افشار: یک بازیگر در تئاتر دست به خلق می زند و فرقش با سینما این است که در سینما هم دست به خلق می زنیم اما عناصر زیادی برای این کار دست به دست هم می دهند در حالی که در تئاتر خودت هستی و خودت و لحظه ای که داری خلق می کنی فقط خودت هستی که باید بار همه اتفاقات مثبت و منفی را به دوش بکشی

    افشار: حضور در تئاتر اتفاق مهم زندگی من است و من این سال و این ماه ها را هیچ گاه فراموش نمی کنم. من یک سالی بود که کار نکرده بودم و الان حضور روی صحنه تئاتر با این نمایش برایم درخشان است و با هیچ چیز عوضش نمی کنم.

    یک بازیگر در تئاتر دست به خلق می زند و فرقش با سینما این است که در سینما هم دست به خلق می زنیم اما عناصر زیادی برای این کار دست به دست هم می دهند در حالی که در تئاتر خودت هستی و خودت و لحظه ای که داری خلق می کنی فقط خودت هستی که باید بار همه اتفاقات مثبت و منفی را به دوش بکشی.

    *ارتباطتان با بازیگرهای روبرو چگونه است. با آنها راحت هستید؟

    افشار: از روز اولی که سر تمرین ها حاضر شدم، اعلام کردم که دست هایم بالاست و با جان و دل آمده بودم آنچه که از عهده ام بر می آید در کنار بچه ها خلق کنم برای همین هیچ گاردی نداشتم و به همه بچه ها گفتم اگر کسی چیزی بلد است به من یاد دهد.

    *شخصیت الیزابت کاراکتری است رویاگونه که در خیال ویکتور فرانکنشتاین زنده است. در رسیدن به شخصیت الیزابت چطور عمل کردید. از همان ابتدا قرار بود او مثل یک عروسک کوکی در صحنه بچرخد یا شخصیتی واقعی بود که می توان برایش ما به ازا هم پیدا کرد.

    افشار: اوایل که سر کار آمده بودم سکوت محض بودم و فقط می خواستم یاد بگیرم. تقریبا یک ماه هیچ نظری نمی دادم برای اینکه الیزابت را نمی شناختم و مثل بچه ای بودم که دوست داشتم معلمم به من یاد بدهد. من الان بعد از گذشت چند اجرا تازه دارم الیزابت را کشف می کنم و هر روز تصحیحش می کنم.  شاید در اجرای سی ام یا چهلم بتوانم بگویم حالا الیزابت را ساخته ام اما الان نمی توانم بگویم او را ساخته ام.

    *خانم شرحی شما حتما با این پروژه زودتر از بقیه آشنا شده بودید. از همان ابتدا همین نقش به شما پیشنهاد شد؟

    شرحی: من زیاد درگیر نگارش متن نبودم اما ایمان بعضی مواقع صحنه هایی از کار را برایم می خواند ولی وقتی نقش ژوستین به من پیشنهاد شد کمی ناراحت شدم و گفتم یعنی نمی خواهی نقش الیزابت را به من بدهی! که افشاریان به من گفت نقش ژوستین برای توست و به من اعتماد کن. اوایل که نقش را می خواندم، دیدم چقدر از من فاصله دارد و ایمان چطور فکر کرده که این نقش به من نزدیک است چون او زن بسیار مظلومی است اما من ممکن است از بیرون اینطور به نظر برسم اما از درون اصلا فرد مظلومی نیستم و دوست ندارم غمگین یا بینوا جلوه کنم. در تمرین ها هم این چالش را داشتیم و من برای رسیدن به نقش خیلی فکر کردم و همین برایم خیلی جذاب بود. اما هنوز هم فکر می کنم که این نقش خیلی کار دارد تا به مظلومیتی که ایمان انتظارش را دارد برسد ولی بازخوردهایی را که از کار می بینم، متوجه می شوم که بینوا بودن او را به درستی درآورده ام.

    *در واقع ژوستین مثل فانتین رمان «بینوایان» است.

    شرحی: دقیقا همین است. حتی در یوتیوب فیلم هایی که از «بینوایان» ساخته شده مخصوصا آن نسخه ای که آن هاتاوی نقش فانتین را بازی می کند، دیدم و متوجه شد چقدر سخت است به چنین چیزی رسیدن.

    *چرا آنقدر کم کارید. در انتخاب نقش سختگیر هستید یا پیشنهادات خوبی دریافت نمی کنید. بعد از فیلم «فردا» در کارهای تصویری هم کم دیده می شوید.

    شرحی: صادقانه بگویم سینما به نظرم دودوتا چهارتایی دارد که من هیچ وقت یادش نگرفتم. نیاز به یک سری معرفی ها و ارتباطاتی دارد که من اهلش نیستم. دو سه بار به دفترهای فیلم رفتم که نشده است. در تئاتر هم سختگیر نیستم اما پیشنهادهایی که می شود چیزی نیست که دوست داشته باشم. این روزها می بینید برخی تئاترهایی که اجرا می شوند دیگر تئاتر نیستند، یک سری نمایش رادیویی هستند که من دوست ندارم چون به تصویر و تئاتر به معنای واقعی علاقه مند هستم به همین دلیل بخش اعظم کارهایی که پیشنهاد می شود آن چیزی نیست که من نامش را تئاتر می گذارم.

    افشار: پیش از «فرانکنشتاین» تئاترهای زیادی به من پیشنهاد می شد اما به نظرم این آثار بیشتر فیلمنامه بودند تا نمایشنامه. من دلم تئاتر می‌خواست با همه ویژگی های جذاب یک نمایش.

    شرحی: منظورم این نیست که نمایش های رئالیستی خوب نیست چون مثلا زمانی علیرضا نادری نمایش رئالیستی کار می کرد که بسیار جذاب بود و می دیدیم که نسیم ادبی در این نوع کارها به چه زیبایی بازی می کند اما متاسفانه الان این شکل از کارها دیگر اجرا نمی شود و شاهد یک سری بازی های بی رمق و صداهای کم انرژی هستیم. البته حتما این نوع از نمایش ها هم مخاطب خودشان را دارند اما من درباره خودم می گویم. پیشنهاداتی که به من می شود بیشتر این نوع از تئاتر است و دوست ندارم بپذیرم.

    *آقای پویا شما نیز درباره ایفای نقش مرد نابینا توضیح دهید؛ کاراکتری که بخش کوتاهی از داستان را به خود اختصاص می دهد اما حضورش مهم است و باید جای خودش را در میان این همه آدم که در صحنه در رفت و آمد هستند، پیدا کند.

    محمد پویا: برای من دوستی با ایمان افشاریان بسیار ارزشمند است و از حمید پورآذری متشکرم که مسبب آشنایی ما شد و الان ایمان صمیمی ترین دوست زندگی من است و در سه نمایش اخیرش با هم همکاری داشته ایم. ایمان از همان ابتدا به من گفت که نقش مرد نابینا را بازی کنم. مهمترین چالش این نقش نابینا بودنش بود که برایم جذاب بود در صورتی که مخاطب ممکن است کور بودن این مرد را اصلا نبیند و متوجه نشود که من نگاه سابژکتیوی دارم. در درجه اول مهمترین مساله برای من این بود که افتخار اجرا در سالن اصلی تئاترشهر را پیدا کردم. من تقریبا در تمام سالن های تئاترشهر اجرا رفته ام به جز سالن اصلی و همیشه هم دوست داشتم این اتفاق برایم بیفتد.

    من مدتی ایران نبودم و فاصله ای که در این میان افتاد باعث شد کم کار شوم چون حتی تا چندسال بعد از برگشتنم به ایران هرکس من را می دید، می پرسید کی برگشتی. البته در تئاتر این جریان وجود دارد که افراد هرکسی را که از قبل می شناسند برای کار دعوت می کنند و کم پیش می آید به دنبال آدم های دورتر بروند.ایمان افشاریان: نکته جذاب برایم این بود که ما آدم ها چیزی را مثل موبایل خلق می کنیم و بعد همین موبایل ما را نابود می کند اما هرچه جلوتر رفتم  برایم درگیری بین خالق و مخلوق جذاب شد؛ این خلق می تواند صرفا یک موجود دوپا هم نباشد اما ما باید مسئولیت چیزی را که خلق می کنیم برعهده بگیریم وگرنه تبدیلش می کنیم به هیولا. حالا چیزی که خلق می کنیم ممکن است یک رابطه باشد، یا یک اثر هنری و یا فرزندمان

    این نقش برایم خیلی جذاب بود. در فیلم «فرانکنشتاین» کنت برانا، او حضور کم رنگی دارد اما در رمان مری شلی در دو سه فصل از او نام برده می شود و حضور دارد چون این پیرمرد در تغییر شخصیت هیولا نقش پررنگی دارد و دیدگاه هیولا را حداقل در مقطعی عوض می کند و در رمان نیز تا انتها پیرمرد برای هیولا فرد محترمی است.

    *فرانکنشتاین و هیولا می توانند دو وجه از یک وجود باشند. هیولای درونی که بعضی وقت ها غیر قابل کنترل است، درک نمی شود و حتی ممکن است بخواهد جلب محبت کند و در عین حال یک هیولای شرور هم است که می تواند در وجود همه انسان ها باشد و تمام عمر با آن در تقابل و چالش باشند. از دید من به عنوان یک مخاطب، قصه، قصه هیولا است نه فرانکنشتاین. هیولا مدام با خودش درگیر است چون در عین داشتن خوی حیوانی دوست دارد فرد مهربانی هم باشد اما در نهایت نمی تواند و از طرف دیگر دکتر هیچگاه تلاشی برای نزدیک شدن به مخلوق خود نمی کند و مدام می خواهد از موجودی که آفریده فاصله بگیرد. در اقتباسی که از این رمان داشتید چقدر این تحلیل صدق می کرد.

    افشاریان: معتقدم هر برداشتی از این نمایش درست است چون هرکس از زاویه دید خودش می تواند با کار همراه شود ولی اینکه چقدر این نگاه ها با نگاه من یکی است می تواند متفاوت باشد. من ابتدا که می خواستم این اثر را کار کنم به این فکر کردم که قصه خَلقی توسط آدم ها که بعد باعث نابودی شان می شود، چقدر جالب است. نکته جذاب برایم این بود که ما آدم ها چیزی را مثل موبایل خلق می کنیم و بعد همین موبایل ما را نابود می کند یا هر چیز دیگری که می تواند این اتفاق را رقم بزند اما هرچه جلوتر رفتم به لایه های دیگری از این اثر رسیدم و برایم درگیری بین خالق و مخلوق جذاب شد؛ این خلق می تواند صرفا یک موجود دوپا هم نباشد اما ما باید مسئولیت چیزی را که خلق می کنیم برعهده بگیریم وگرنه تبدیلش می کنیم به هیولا. حالا چیزی که خلق می کنیم ممکن است یک رابطه باشد، یا یک اثر هنری و یا فرزندمان.

    در نمایش دیالوگی وجود دارد که هیولا به فرانکنشتاین می گوید: «به من نگاه کن فرانکنشتاین. شاید این آخرین لحظه آرام هیولای درون من باشد. من مخلوق حال پریشان توام و تو خالقی احمق.» کل اتفاقی که بین هیولا و ذهنیت فرانکنشتاین و در درون مایه اثر می افتد در این دیالوگ بازگو می شود.
    قبول دارم که اسم کار می توانست «هیولا» باشد تا «فرانکنشتاین». رمان مری شلی از همان ابتدا اسم ندارد و اول به نام شوهرش که معروف بوده چاپ می شود و بعدها شوهرش اعلام می کند که کتاب را همسرش نوشته و پیشنهاد می کند که برایش نامی انتخاب کنند که در نهایت اسم رمان می شود «فرانکنشتاین».

    پویا: در رمان هم شخصیت اصلی هیولا است تا فرانکنشتاین.

    *با این وجود داستان نمایش را با هیولا به پایان نمی برید و قصه با ملوان ها تمام می شود.

    افشاریان: ما داستان را با هیولا شروع نمی کنیم که با هیولا تمام کنیم. قصه هیولا و خلقش را توسط ملوان ها تعریف می کنیم و تلاش کردم پرانتز را همانطور که با ملوان ها شروع کردم، ببندم تا داستان آنها رها نشود. از همه مهمتر تغییر والتون (ناخدای کشتی) بود که بعد از شنیدن ماجرای هیولا و فرانکنشتاین تغییر می کند. او ابتدا می خواهد برود قطب شمال را کشف کند اما بعد از شنیدن این اتفاقات و توصیه ویکتور به او که می گوید از بلندپروازی پرهیز کن، راهش را عوض می کند و به سوی خانه برمی گردد.

    *خانم شرحی طراحی لباس نمایش در راستای فضاسازی و متریالی است که برای دکور استفاده شده است، تاکیدم در طراحی لباس نمایش بیشتر روی لباس کاراکترالیزابت و هیولا است چون فرانکنشتاین و والتون شخصیت های واقعی تر نمایش هستند و به طبع طراحی لباسشان عینی تر و واقعی تر بود. طراحی لباس الیزابت عروسی را به نمایش می گذارد که انگار عروسی اش ناقص مانده و رها شده است …

    شرحی: نمایش ۴ شخصیت الیزابت، ژوستین، ویلیام و مرد نابینا را دارد که در خیال فرانکنشتاین هستند. ذهنیتم در طراحی لباس نمایش این بود که این ۴ شخصیت از رنگ تهی شوند و تکمیل کننده فضای سرد دکور که تداعی کننده سرما و یخ است باشند که البته به هرکدام المانی نیز اضافه شده که خاصه شخصیت خودشان است و در واقع انگار ویکتور دارد در یخ، سراب می بیند. در مورد لباس الیزابت دوست داشتم او عروسی تصور شود که بعد از مراسم هنگامی که موهایش را شانه زده و لباس رویی را درآورده قبل از اینکه ژپون لباس را دربیاورد خفه اش کرده اند. از جایی به بعد هم با آقای افشاریان به این نتیجه رسیدیم که چقدر خوب است الیزابت یک عروسک کوکی باشد.

    تلاش کردم در طراحی لباس نمایش شخصیت خاکستری قصه هیولا باشد چون مجبور می شود آدم بدی باشد از همین رو تنها رنگ صحنه لباس زیرین هیولا است که زرشکی انتخاب شده است چون قرمز سمبلی از عشق است. همچنین تلاشم این بوده که عنصر زمان را در طراحی همه لباس ها به کار ببرم تا لباس ها زیاد مدرن و امروزی نباشند البته غیر از لباس ملوان ها چون باید به شکلی طراحی می کردم که هم وقتی گرگ می شوند، جذاب باشند و هم زمانی که پروانه، درخت و پرنده می شوند. به همین دلیل هم وقت زیادی را صرف پیدا کردن پارچه مورد نظر کردم.

    دوست دارم اینجا از بچه های گروه یاد کنم چه بازیگرانی که امروز در این نشست هستند چه پژمان جمشیدی و بانیپال شومون که نتوانستند در این جلسه شرکت کنند. همه بازیگران نمایش بسیار با من همراه بودند و امیدوارم بتوانم دوباره با آنها همکاری داشته باشم. چه پژمان جمشیدی که با تمام وجودش سر تمرین ها و اجرا حاضر می شود و تلاش می کند بسیار انعطاف پذیر و همراه باشد چه بانیپال شومون و بقیه بازیگران.

    *مشخص است که هردو نفرشان برای این نقش ها تلاش کردند. چون مثلا بسیار سخت است که همه برای دیدن بازی کمدی از پژمان جمشیدی به سالن می آیند و دائم دنبال این هستند که او بازی خنده داری داشته باشد اما برعکس در یک نقش کاملا جدی ایفای نقش می کند.

    شرحی: بله کاملا درست است چون بسیاری از مخاطبان با قضاوت قبلی بازی پژمان جمشیدی را می بینند و مدام دنبال این هستند که از او آتو بگیرند در حالی که او به درستی یک نقش جدی و تراژیک را بازی می کند.

    *پروسه ورود پژمان جمشیدی به تئاتر مشخص است اما روندی که در طول سال ها در پروژه های مختلف از خودش به نمایش گذاشت کاملا قابل احترام است چون او خیلی بیشتر از بازیگرانی که خودشان را حرفه ای تئاتر می دانند، روی بیان و بدنش کار می کند. البته شما به عنوان کارگردان باید اعتماد زیادی به سپردن نقش به پژمان جمشیدی می کردید چون ایفای نقش در سالن اصلی تئاتر شهر کار بسیار سختی است.

    افشاریان: قاعدتا گاردی در مقابل بازی پژمان جمشیدی در نقش فرانکنشتاین وجود داشت. حتی بزرگترین نگرانی خود پژمان نیز همین بود و مدت ها درگیر این بود که نقش را قبول کند یا نه اما مسلما چیزی که همه بچه های گروه به آن واقف هستند این است که پژمان آمد و تمام تلاشش را کرد و دارد می کند تا نقش را دربیاورد.

    *ولی متاسفانه گرفتگی صدایش به بازی اش خیلی ضربه زده است.

    افشاریان: متاسفانه در آخرین ژنرالی که داشتیم و دو روز قبل از اجرا بود که صدایش کاملا رفت و به جایی رسید که اصلا صدایش در نمی آمد و ما مانده بودیم در این وضعیت چکار کنیم. اجرا هم که شروع شد مجبور بود با همین صدا بازی کند و تارهای صوتی اش بیشتر آسیب دید. الان کمی صدایش خوب شده است که امیدوارم با یکی دو روز استراحت بهتر شود.

  • زنی که از یک جانباز خواستگاری کرد/ داستان مصائب شیمیایی

    زنی که از یک جانباز خواستگاری کرد/ داستان مصائب شیمیایی

    محمد صفا کارگردان مستند «دیده بان و بانو» که به بخش جایزه شهید آوینی سیزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» راه یافته است در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره این مستند اظهار کرد: «دیده بان و بانو» سعی دارد مشکلات معیشتی و حداقلی خانواده ای را منعکس کند که مرد این خانواده از جانبازان جنگ تحمیلی است. علی اکبر مسکوچی که در دفاع و دیده بانی از مرزهای سرزمین خود دچار آسیب شیمیایی و موج گرفتگی شده، از جمله جانبازانی است که در زمان مجروح شدن و آسیب دیدگی اش پیگیر درصد جانبازی نشده است به همین سبب تحت پوشش و حمایت ارگان، نهاد یا سازمانی قرار نگرفته و با شرایط سختی روزگار را می گذراند.

    وی در توضیح نحوه آشنایی خود با این خانواده و دلیل انتخاب این سوژه، اظهار کرد: اولین بار این زوج در یک برنامه گفتگومحور تلویزیونی حضور پیدا کردند و البته در آن برنامه بیشتر درمورد محبت و عشق به یکدیگر سخن گفتند. دوست تهیه کننده ما با دیدن این برنامه به من پیشنهاد داد که به سراغ این زوج بروم و وقتی از نزدیک با آنها آشنا شدیم دریافتیم که آنها به دلیل اینکه از جایی حمایتی نمی شوند به سختی زندگی و امرار معاش می کنند.

    این فیلمساز ضمن تاکید بر فداکاری تحسین برانگیز همسر این جانباز، عنوان کرد: این زن فداکار و سخت کوش در شرایطی که ۲ همسر قبلی جانباز به دلیل مشکلات جسمی وی و شرایط سخت حاکم بر زندگی از او جداشده اند، از آقای مسکوچی خواستگاری کرده است و با انجام کارهای سخت خدماتی بخشی از هزینه های زندگی را تامین می کند البته چنین کاری در کنار مراقبت از جانبازی که توان انجام بسیاری از کارهای عادی و روزمره خود را ندارد، هم دشوار است و هم در شان همسر یک جانباز نیست.

    صفا ضمن اشاره به وضعیت جانبازان در جامعه یادآور شد: معمولا نگاه طیفی از افراد جامعه به جانبازان به گونه ای است که تصور می کنند جانبازان از همه جا حمایت می شوند و به لحاظ مالی و معیشتی در رفاه هستند اما واقعیت چیز دیگری است. خیلی از جانبازان در زمان جنگ اقدام به ثبت جانبازی خود نکرده اند و اکنون که سال ها از آن زمان گذشته با افزایش سن و گاه پیشرفت آسیب های ناشی از جانبازی، با مشکلات عدیده ای مواجه هستند و اگر در حال حاضر اقدام به ثبت جانبازی خود کنند، امکان اینکه به نتیجه برسند بسیار کم است. در نتیجه هیچ مرکزی از آنها حمایت نکرده و شرایطشان روز به روز دشوارتر می شود.

    وی گفت: ما علاوه برطرح مشکل این زوج در پی جلب حمایت برخی از مسئولان مربوطه نیز بودیم که خوشبختانه پس از پیگیری و پخش این فیلم برای برخی از مسئولان توانستیم یک حمایت حداقلی به صورت کمک هزینه ماهانه برای این زوج دریافت کنیم.

    این مستندساز افزود: در این فیلم سعی کردم از ساختار مصاحبه‌محور پرهیز کنم و با بازسازی برخی از رویدادهایی که در گذشته اتفاق افتاده است، روایتی تصویری از کل ماجرا داشته باشم.

    صفا که برای چهارمین بار در جشنواره «سینماحقیقت» شرکت کرده است، یادآور شد: ساخته های قبلی من «بانو»، «مسیر هشت میلیمتری» و «میکل آنژ افغانستان» هستند که همگی سوژه محور بوده و با پرداختن به موضوعات اجتماعی ساخته شده اند.

    این فیلمساز در بخش دیگر از صحبت هایش درباره جشنواره «سینماحقیقت» اظهار کرد: جشنواره «سینماحقیقت» از معدود جشنواره هایی است که در عمر کوتاه خود جایگاه خوبی در بین مخاطبان و شرکت کنندگانش داشته است. شاید بتوان این جشنواره مستند را همتراز با جشنواره فجر در بخش داستانی دانست.

    وی در پایان عنوان کرد: شاید به طور کلی استقبال از مستند به نسبت فیلم های داستانی و سینمایی کمتر باشد ولی جشنواره «سینماحقیقت» به ما نشان داده که محفل خوبی برای علاقه مندان فیلم های مستند است. گردهمایی این سیل انبوه از مستند دوستان، سازندگان فیلم های مستند را بیشتر به وجد می آورد که ساخته هایشان را در این جشنواره به نمایش در بیاورند و هر سال به نسبت سال های قبل فیلم های بهتری ارائه دهند که همین مساله سبب اعتبار بخشی و اهمیت بیشتر جشنواره «سینماحقیقت» شده است.