به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، بازیگر استرالیایی با همکاری رابرت کانلی زندگی قهرمان مسابقات موتورسیکلترانی دهه ۱۹۷۰ را روی پرده بزرگ میآورد.
اریک بانا نویسنده و کارگردان یک فیلم سینمایی بر مبنای زندگی مایک هیلوود خواهد بود. وی به عنوان یکی از بزرگترین رانندگان رقابتهای موتورسیکلترانی شناخته میشود.
بانا هم فیلمنامه را مینویسد و هم در کنار رابرت کانلی کارگردان فیلم خواهد بود. در عین حال وی به عنوان بازیگر در نقش هیلوود ظاهر خواهد شد.
وی با شرکت فیلمسازی خودش و شرکت فیلمسازی متعلق به کانلی امتیاز ساخت فیلمی بر مبنای زندگی هیلوود را از خانوادهاش خرید و قصد دارد فیلمنامهاش را با تمرکز بر بازگشت هیلوود به رقابتهای موتورسیکلت رانی در سال ۱۹۷۸ پس از ۱۱ سال وقفه بسازد.
این چهره فقید از نظر خیلیها بزرگترین راننده رقابتهای موتورسیکلترانی بود و ۱۲ بار برنده مهمترین رقابتهای این رشته شده بود. او سال ۱۹۶۷ در اوج این کار خود را بازنشسته کرد بعد یک بازگشت موفقیتآمیز در سال ۱۹۷۸ داشت و سال ۱۹۸۱ در حالی که ۴۰ سال داشت بر اثر تصادف با کامیون درگذشت.
بانا و کانلی پس از تولید «خشک» بار دیگر با هم همراه شدهاند. آن فیلم نیز بر مبنای رمانی به همین نام نوشته جین هارپر با بازی بانا ساخته شده بود.
این بازیگر استرالیایی نخستین بار سال ۲۰۰۹ اولین تجربه کارگردانیاش را با مستندی به عنوان «عشق به دیو» ثبت کرد که در خلال آن عشقش به ورزشهای موتوری را کشف کرد.
بانا بازیگر فیلمهایی چون «سقوط شاهین سیاه» برای ریدلی اسکات، «هالک» ساخته آنگ لی، «تروا» ساخته ولفگانک پترسن و «مونیخ» ساخته اسپیلبرگ بوده است.
آرش فلاحت پیشه کارگردان نمایش «پنهان خانه پنج در» درباره تعطیل شدن موقتی نمایش به دلیل پیشگیری از ابتلا به بیماری کرونا به خبرنگار مهر گفت: این نمایش قرار بود تا ۲۶ یا ۲۷ اسفند ماه در تالار مولوی روی صحنه باشد که طبق اعلام وزارت ارشاد مبنی بر تعطیلی فعالیت های هنری، در حال حاضر تا ۹ اسفند ماه تعطیل شده است. طبق صحبت هایی که با امیرحسین حریری مدیر تالار مولوی داشتم، وی عنوان کرد در تلاش است تا ساز و کاری برای ادامه و تمدید اجرا اندیشیده شود که امیدوارم این اتفاق رخ دهد. تالار مولوی زیر نظر دانشگاه قرار دارد و برنامه ریزی دانشگاه با اداره کل هنرهای نمایشی متفاوت است از همین رو در صورت تعطیل شدن دانشگاه ها این امکان وجود دارد که تالار مولوی نیز تا پایان تعطیلات نوروز بسته شود. در طول چند روزی که نمایش اجرا داشت کار با استقبال مخاطبان روبرو شده بود و حتی خارج از ظرفیت هم تماشاگر داشتیم از همین رو امیدوارم این مشکل برطرف شود و بتوانیم اجراهای نمایش را از سر بگیریم.
وی درباره اجرای نمایش با گروهی از هنرجویانش و بدون کمک گرفتن از حامی مالی بیان کرد: تهیه کننده ها معمولا در تئاتر به دنبال کسب منفعت هستند و حداقل درخواستشان حضور یک بازیگر چهره در نمایش است اما «پنهان خانه پنج در» این ویژگی ها را نداشت. بازیگران این نمایش اولین تجربه بازیگری شان است از همین رو ما حامی مالی برای نمایش نداشتیم و در نهایت من تصمیم گرفتم به صورت شخصی برای کار هزینه کنم و مبلغی را که از بازی در سریال هایم کنار گذاشته بودم برای این اجرا در نظر گرفتم.
فلاحت پیشه ادامه داد: بازیگران نمایش هنرجویان کلاس بازیگری «تمرکز تا باور» هستند که ۲ سال است در حال آموزش آنها هستم. در این دوره ها ما صندوقی داریم که بچه ها هر ماه مبلغی را در آن برای خرج کلاس ها و گرفتن پلاتو ذخیره می کنند و با همین مبلغ کلاس ها و تمرین ها را ادامه می دهیم. این نمایش نیز در طول این ۲ سال شکل گرفت و کم کم از یک کار کارگاهی ساده به یک نمایش حرفه ای تبدیل شد و در این راه دوستانی چون محمد امیریاراحمدی به عنوان دراماتورژ، سینا ییلاق بیگی در مقام طراح صحنه، احسان فلاحت پیشه طراح نور و بسیاری دیگر از هنرمندان حرفه ای تئاتر کاملا رفاقتی و بدون دریافت ریالی دستمزد در کنار من بودند که از آنها سپاسگزارم.
این بازیگر تئاتر و تلویزیون درباره شیوه اجرایی نمایش توضیح داد: در اجرای این اثر نمایشی با حفظ شاخصه های نمایش های ایرانی، متفاوت عمل کردیم و رویکردمان جهان شمول تر است. من ۲۰ سال قبل در این اثر نمایشی به کارگردانی حسین کیانی به عنوان بازیگر حضور داشتم و معتقدم امثال کیانی و نادر برهانی مرند به شکلی کامل ویژگی های نمایش های ایرانی را در آثارشان به تصویر کشیده اند و من هم اگر می خواستم راه آنها را بروم به تجربه تازه ای نمی رسیدم از همین رو به دنبال تجربه ای نو در این زمینه بودم.
بازیگر «داستان های میان رودان» در پایان صحبت هایش اظهار کرد: در طول تمرین ها می دانستیم که قرار نیست به تکرار شیوه های معمول نمایش های ایرانی بپردازیم به همین جهت در تمرین ها، اتودهای زیادی زدیم و تلاش کردیم با شیوه ای تازه فحوای اثر و اتمسفر اصلی نمایشنامه را پررنگ کنیم. مضمون نمایش «پنهان خانه پنج در» درباره هجمه هایی است که در طول تاریخ به زنان وارد شده است و مختص ایران هم نیست و ما در این نمایش شاهد جبر تاریخی هستیم که در طول سالیان با آن مواجه بودیم و این مساله در یک بستر تاریخی روایت می شود.
در خلاصه این نمایش آمده است: درس اول این بود که نترسید از آنچه با آن می ترسانند، در زمانهای که آگاهی برای زنان جرم محسوب میشد عطری جان منزل خود را وقف آموزش و تحصیل زنان کرده که مردان، شوهران، گزمهها و درآخر بیگانگان و مغولها بر آنها وارد میشوند و هر بار به ترفندی باید ایشان را مغلوب سازند.
هژیر سام احمدی، شیما پروهان، شیوا ترابی، سعید جاودان، علی رجایی، بهروز سروعلیشاهی، محمد مهدی کیان، عیسی محمدی، علیرضا موسوی، آیلار نو شهری، نساء یوسفی، ریحانه ادراکی، میثم پاکدامن، فاطمه حاجی حسنی، دیاکو حسامی، هلیا حمیدی، مریم شایسته، نگار شهبازی، مجید صد خسروی، مهدی مرتضوی بازیگران نمایش به ترتیب حروف الفبا هستند.
دیگر عوامل نمایش «پنهان خانه پنج در» عبارتند از مدیر تولید: امین محمدی، دستیار کارگردان و سرپرست گروه: سیدجواد حسینی، طراح لباس: پریدخت عابدیننژاد، طراح صحنه: سینا ییلاقبیگی، طراح نور: احسان فلاحتپیشه، آهنگساز و طراح صدا: محمد اسلامی، طراح گریم: سیدامین میری، مدیر هنری: امین منتظری، مدیر اجرا: مرتضی حقیقتبیان، دستیار طراح صدا و نوازنده سازهای کوبهای: پدرام سلیمانی، منشی صحنه: کوثر مرادی، مجریان گریم: احمد نگهبان و مژده زادمهر، مدیران صحنه: کامران کندی و محمدصالح محمدی، روابط عمومی: سعید جمشیدی پور، مشاور رسانه: فاطمه امینالرعایا، عکاس: شکرانه کریم، مربی کاتاکالی: شیما مهدوی، مربی تایچی: فریبا کامران، دستیار طراح صحنه: محمد حسن درباغی فرد، دوخت لباس: فرحناز معصومی و پگاه میرشجاعی، سرپرست ساخت دکور: امیرحسین بابائیان و مصطفی طباطبایی و گروه ساخت دکور: احمد بابائیان، مصطفی جمالی، محمد حسن درباغی فرد، حمید برنا، فرزاد چوپانی و محمد کیالها.
خبرگزاری مهر -گروه هنر- زهرا منصوری: «کرونا سینماهای کشور را تعطیل کرد»؛ احتمالاً این مهمترین گزارهای است که در چند روز اخیر درباره سینما شنیدهاید، هراس کرونا فروش فیلمها را کاهش داد، به اقتصاد سینما ضربه زد و در نهایت منجر به تعطیلی یک هفتهای سینماها شد.
اما در گیر و دار انتشار اخبار کرونایی، پنجم اسفندماه کمیته اکران نوروزی ترکیب فیلمهای نوروز ۹۹ را برای نمایش عمومی انتخاب کردند که شامل هفت فیلم سینمایی «بازیوو» به کارگردانی امیرحسین قهرایی در سرگروه باغ کتاب، «لاله» به کارگردانی اسدالله نیکنژاد در سرگروه ماندانا، «شنای پروانه» به کارگردانی محمد کارت در سرگروه مگامال، «لامینور» به کارگردانی داریوش مهرجویی در سرگروه کورش، «پسرکشی» به کارگردانی محمدهادی کریمی در سرگروه ایران مال، و «زنها فرشتهاند ۲» به کارگردانی آرش معیریان در سرگروه ایران میشود. فیلمهایی که سهمشان از سرگروهی با قرعه کشی مشخص شده اما از ایده نوبتگیری برای اکران برمبنای قرعه کشی مستثنی شدند!
محسن امیریوسفی ۵ اسفند اعلام کرد این فیلمها بر اساس عدالت بین دفاتر پخش و البته نوع فیلمها انتخاب شدند، آثاری که در میانشان به روال هر سال فیلمهایی از جنس کمدی، سینمای کودک، برنده سیمرغ مردمی سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر و اجتماعی دیده میشود.
در این گزارش به بررسی نکات مختلف این هفت فیلم میپردازیم؛ هفت فیلمی که لااقل تا به اینجا و براساس اطلاعات روی کاغذ، معمولیترین ترکیب نوروزی سینماها در سالهای اخیر را رقم زدهاند اما بهواسطه بحران این روزهای سالنهای سینمایی به واسطه تعطیلات کرونایی، انتظارات از این ترکیب برای بازگرداندن شوروحال به گیشهها بسیار بالا است.
نکته اول؛ تنها سه فیلم از ۲۹ فیلم «فجر ۳۸»!
چند سالی است که عنوان میشود اولویت اکران نوروزی سینماها با فیلمهایی است که در جشنواره فیلم فجر حضور پیدا میکنند. اما سهم آثار سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر در ترکیب اکران نوروز ۹۹ تنها سه فیلم «شنای پروانه»، «پسر کشی» و «خوب بد جلف؛ ارتش سری» است که از میان آنها «شنای پروانه» به واسطه دریافت سیمرغ بهترین فیلم از نگاه تماشاگران به صورت مستقیم به این ترکیب راه یافت.
«پسر کشی» هم از آثار رزرو جشنواره فیلم فجر بود که در دقیقه نود و به دلیل آماده نبودن فیلم «خورشید» در این جشنواره رونمایی شد؛ فیلمی که کیفیت رونماییاش در جشنواره و بعد از آن برگزاری نشست پنج دقیقهایاش به دلیل پخش زنده مراسم اعلام نامزدها، موضوعی بود که در آخرین روز جشنواره محل بحث شد. کار تا جایی پیش رفت که هیچ کدام از ارکان این فیلم توسط هیأت داوران دیده و در هیچ بخشی نامزد نشد تا فیلم محمدهادی کریمی به بزرگترین قربانی مدیریت نادرست جشنواره در این دوره تبدیل شود.
کارگردانی که در همان زمان اعلام کرد گلهمند است اما ترجیح میدهد سکوت و بیشتر از زحمات گروه سازنده فیلم در همان پنج دقیقه تشکر کند. شاید مجموع همین عوامل زمینهای برای جبران مافات شد و فیلم بدون چانهزنی توانست در تایم طلایی «نوروز» روانه پرده سینماها شود.
«شنای پروانه» با شکار سیمرغ تماشاگران جشنواره فجر، مستقیماً به ترکیب نوروزی راه پیدا کرد
از طرف دیگر ترکیب اکران نوروزی هر ساله به فیلم کمدی نیاز دارد، همین هم شد که فیلم سینمایی «خوب، بد، جلف؛ ارتش سری» تنها به فاصله دو هفته از حضور در فجر به عنوان پیشگام اکران نوروزی در سینماها به نمایش درآمد و در افتتاحیه خود فروشی یک میلیارد تومانی را تجربه کند.
اما آیا ترکیب این هفت فیلم، ترکیبی قابل دفاع است؟
اکران نوروزی سال ۹۸ با فیلمهای «رحمان ۱۴۰۰»، «زندانیها»، «ژن خوک»، «چهار انگشت»، «غلامرضا تختی»، «متری شیش و نیم» و «پیشونی سفید ۳» آغاز و در نهایت منجر به شکست مطلق «ژن خوک» و «غلامرضا تختی» در گیشه شد. بسیاری از پخش کنندگان و سینماداران علت این موضوع را همزمانی اکران چند فیلم قدرتمند جشنواره دانستند که موفقیت یکی منجر به شکست دیگری شد. ضمن اینکه همین مسأله باعث شد در ایام دیگر سال به دلیل نبود فیلم مخاطب پسند، گیشه سینماها دچار ضرر و با افت فروش و مخاطب همراه شود.
به نظر میرسد کمیته اکران نوروزی در گام نخست نخواسته این تجربه مجدد تکرار شود و به همین دلیل سهم فیلمهای شاخص و بحثبرانگیز جشنواره در ترکیب فیلمهای نوروزی را به حداقل ممکن رسانده است.
اما فراتر از این موضوع، نکته اصلی شرایط فعلی کشور است. همانطور که در ابتدای این گزارش اشاره شد همزمان با شیوع بیماری کرونا، وزارت ارشاد در اطلاعیه بر تعطیلی برنامههای سینمایی و فرهنگی تاکید کرد. با فضای نامناسب ایجاد شده میتوان حدس زد که برخی از صاحبان فیلمها به صورت خودخواسته از این اکران تا زمان بهبود شرایط صرف نظر کرده باشند. این در حالی است که پس از پشت سر گذاشتن اکران نوروزی، و پایان فروردینماه ماه رمضان آغاز میشود؛ برههای که عملاً یک فصل کمرمق برای اکران سینماها محسوب میشود و کمتر کسی حاضر میشود فیلمش را در چنین زمانی به نمایش بگذارد. این یعنی فصل اکران نوروزی ۹۹ عملاً جذابیت سالهای قبل را برای صاحبان آثار نداشته و احتمالاً این ماجرا در شکل گیری ترکیب فعلی بیتأثیر نبوده است.
ضلع دیگر این ماجرا کمیته اکران نوروزی است که با توجه به وضع موجود گویا در نظر دارد فیلمها را برای اکران در فصلهای دیگر ذخیره کند تا در هر فصل از سال فیلمی باشد که بار گیشه را به دوش بکشد؛ ایدهای که باید دید فرمول تعیین تکلیف «اکران» بر مبنای «قرعهکشی» چقدر اجازه عملی شدن به آن میدهد!
نکته دوم؛ جای خالی فیلمهای استراتژیک
«خروج» به کارگردانی ابراهیم حاتمیکیا، «لباس شخصی» ساخته امیرعباس ربیعی و «روز صفر» به کارگردانی سعید ملکان را میتوان از آثار استراتژیک دوره سی و هشتم فیلم فجر دانست که دو تای اولی محصول اوج و یکی روایتگر اعتراض چند کشاورز به دولت و دیگری بازخوانی پرونده حزب توده و ماجرای نفوذ در دهه ۶۰ است و سومی روایتی سینمایی از ماجرای دستگیری عبدالمالک ریگی تروریست منطقه سیستان و بلوچستان توسط نیروهای امنیتی محسوب میشود.
فیلمهایی که با توجه به موضوعشان قابلیت نمایش در بهترین فصل اکران را داشتند. حتی در این میان «روز صفر» در همان زمان برگزاری جشنواره با اقبال عمومی مواجه و جزو سه فیلم برتر از نگاه تماشاگران هم قرار گرفت. با توجه به حاشیههایی که سعید ملکان به صورت خودخواسته برای این فیلم در مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر پیش آورد و خود و گروهش از دریافت جوایز به دلیل آنچه آن را تحریم اختتامیه خواندند، امتناع کردند، دور از ذهن نیست که این بار هم خودش نخواسته فیلمش در این برهه به نمایش دربیاید تا کمی از حواشی فاصله بگیرد.
«لباس شخصی» هم به دلیل ترکیب بازیگران ناشناخته شانسی برای رقابت در چرخه اکران نوروزی نداشت. «خروج» اما گزینه سازمان اوج برای اکران نوروزی بود و حتی متقاضی نمایش هم شده بود، فیلمی که پخش آن را شرکت فیلمیران با مدیریت علی سرتیپی، برعهده داشت، اما از ورود به اکران نوروزی بازماند.
نمیتوان از جای خالی فیلمهای استراتژیک در اکران نوروز ۹۹ صحبت کرد و پای فیلم «دیدن این فیلم جرم است» به کارگردانی رضا زهتابچیان را به میان نکشید. فیلمی که فرآیند اخذ مجوز نمایشش به یکی از داستانهای آشنای سینمای در سال ۹۸ تبدیل شد.
سال گذشته بود که این فیلم در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و به دلیل مواضعش در نفی برخی کنشها و واکنشهای سیاسی نمایندگان هر دو جناح چپ و راست در دستانداز پروانه نمایش گیر افتاد. «دیدن این فیلم جرم است» سال گذشته متقاضی اکران نوروزی ۹۸ شد اما محمدرضا شفاه اعلام کرد که سازمان سینمایی به او عنوان کرده دریافت مجوز نمایش فیلم منوط به کناره گیریاش از اکران نوروزی است.
انصراف از این اکران باعث شد تا فیلم یک سال به محاق برود اما در نهایت مجوز نمایش آن همین چند هفته پیش صادر شد. همزمان با اخذ این مجوز، صاحبان این فیلم بار دیگر متقاضی اکران نوروزی شدند اما باز هم تیر محمدرضا شفاه به سنگ خورد تا بار دیگر نام این فیلم در میان ناکامان جا بگیرد.
محسن امیریوسفی رئیس شورای صنفی نمایش نیز در این باره عنوان کرد: تعداد فیلمهای متقاضی اکران نوروزی زیاد بودند و این فیلم در میان انتخابهای ما نبود». حالا باید دید فرآیند اکران «دیدن این فیلم جرم است» مانند دریافت پروانه نمایشش باز هم یک سال طول میکشد یا این فیلم در موعد مناسب دیگری روی پرده خواهد رفت.
نکته سوم؛ سهم سینمای کودک
این سومین سال پیاپی است که در ترکیب اکران نوروزی فیلمهای کودک هم جا داده میشود. انیمیشن سینمایی «فیلشاه» در سال ۹۷، «پیشونی سفید ۳» در سال ۹۸ و حالا «بازیوو» در سال ۹۹ گواه این موضوع است.
به نظر میرسد این تصمیم از آنجایی گرفته شد که معاون شورای ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی در ابلاغیهای سینماداران را ملزم به اکران یک فیلم کودک در هر فصل دانست. این موضوع به دنبال اعتراض مکرر فیلمسازان سینمای کودک به راه افتاد و گامی رو به جلو برای این سینما بود.
فروش «فیلشاه» و بعد از آن «پیشونی سفید ۳» نشان داد اساساً فیلمهای کودک ظرفیت فروش در این ایام از سال را دارند و اتفاقاً خانوادهها به اتفاق کودکان به تماشای این آثار مینشینند. همین موضوع تحقق این عقیده است که «یک مخاطب کودک حداقل به مثابه سه بلیت سینماست».
امسال سهم سینمای کودک از ترکیب اکران نوروزی فیلم سینمایی «بازیوو» به کارگردانی امیرحسین قهرایی است که پیش از این در سی و دومین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان حضور داشت که علاوه بر کسب جوایزی، کودکان نیز دوستش داشتند.
سریال «علی کوچولو» را احتمالاً خیلی از دهه شصتیها دیدهاند، سری چهارم و پنجم «چاق و لاغر» هم برای خیلی از کودکان آن دوره خاطرهساز بوده و هنوز هم از این آثار یاد میکنند. امیرحسین قهرایی یکی از برنامهسازان و کارگردانان قدیمی سیما است که دستی بر آتش تولید این مجموعههای خاطرهساز هم داشته است. قهرایی که در دهههای اخیر بیشتر بهواسطه تجربههای متفاوتش در عرصه تولید برنامههای «دوربین مخفی» در تلویزیون و شبکه نمایش خانگی برای مخاطبان شناخته میشد، بهار سال آینده فیلم سینمایی «بازیوو» را بعنوان اولین تجربه کارگردانی در سینما، روی پرده دارد.
امیرحسین قهرایی در «بازیوو» بازیهای رایانهای را دست مایه ساخت قرار داده و چالشی تازه را در این حوزه تجربه کرده است. در خلاصه داستان این اثر آمده است: «سرزمین بازیها واقعیتر از چیزیه که تصور میکنین، شما در مقابل دروازههای بازیوو هستین. ماپان مخترع بازیها و خالق سرزمین بازیوو” برای نجات سرزمینش از چنگال سیلوس به دنبال پیدا کردن قهرمانی از میان بچههای زمین است. اما ژوبین پسر بچه دست و پا چلفتی بدترین انتخاب ممکن برای این کار است.»
در «بازیوو» لیندا کیانی، پژمان بازغی، محمدرضا هدایتی، برزو ارجمند، سحر زکریا، رضا شفیعی جم و مجید افشاری در این فیلم به ایفای نقش پرداختهاند.
نکته چهارم؛ تجربههای دنبالهدار
در ترکیب اکران نوروزی سه فیلم دیده میشود که بهنوعی دنباله تجربههای قبلی سازندگانشان محسوب میشوند.
«خوب بد جلف ۲؛ ارتش سری» نخستین قسمتش با نام «خوب بد جلف» در بهمن ۹۵ به نمایش درآمد و فروشی بالغ بر ۱۶ میلیارد تومان را به دنبال داشت. عامل موفقیت این فیلم هم در گیشه زوج تازه پژمان جمشیدی و سام درخشانی به عنوان ۲ کمدین در این فیلم بود که هرچند در تلویزیون و مجموعه «پژمان» متولد شدند اما در سینما درخشیدند و همین پیمان قاسمخانی را بر آن داشت تا دنبالهای برای آن بسازند.
«زنها فرشتهاند ۲» به کارگردانی آرش معیریان را میتوان غیرمنتظرهترین فیلم ترکیب نوروزی سینماها دانست. فیلمی که تهیهکنندهاش حسین فرحبخش است و در این سالها آثارش با سوژههای کلیشهای و دم دستی شکست در گیشه را تجربه کرده بود اما خودش این موضوع را قبول ندارد و همواره از سبک و سیاق فیلمسازیاش در سینما دفاع میکند.
«زنها فرشته اند ۲» در سکوت خبری ساخته شده و اطلاعاتی از ان در دسترس نیست. این موضوع تا جایی است که همزمان با اعلام آثار ترکیب نوروزی، برخی رسانهها به اشتباه نام حسین فرحبخش را به عنوان کارگردان این اثر در خبرها ذکر کردند اما فرحبخش در گفتگو با خبرنگار مهر عنوان کرد کارگردانی این اثر را آرش معیریان انجام داده است.
قسمت نخست این فیلم را در سال ۸۶ شهرام شاه حسینی با حول محور خیانت و کلیشه زن پولدار و مرد فقیر و آس و پاس ساخته بود و حالا بعد از ۱۲ سال قسمت دوم آن ساخته شده است که از همین حالا میتوان حدس زد موضوع قسمت دوم این اثر هم فراتر از بخش نخست آن نیست.
آرش معیریان هم در این سالها کارنامه موفقی در اکران نداشته؛ او را با کمدی «دمسرخها»، «خالتور»، «آس و پاس» و… به یاد میآورید، فیلمهایی که اتفاقاً نه کمدی هستند و نه در ساختار نکات قابل اتکایی دارند اما جزو آثار محبوب شرکت فیلمسازی «پویافیلم» محسوب میشوند.
«لامینور» تازهترین ساخته داریوش مهرجویی را هم میتوان بهنوعی دنبالهای بر یکی از تجربههای موفق کارنامه این فیلمساز پیشکسوت قلمداد کرد.
همزمان با اینکه اعلام شد داریوش مهرجویی در نظر دارد فیلم سینمایی «لامینور» را بسازد، برخی گمانهزنیهای رسانهای ناظربر این بود که این فیلم ادامهای برای فیلم «سنتوری» است، فیلمی که در سال ۸۵ ساخته شد ولی به دلیل برخی از ملاحظات امکان اکران پیدا نکرد و در نهایت با قاچاق آن، مخاطبان امکان تماشایش را پیدا کردند. هرچند «سنتوری» به نمایش درنیامد و اما کمتر کسی را در آن سالها میتوانستید پیدا کنید که «سنتوری» را ندیده باشد. اقبال مخاطبان نسبت به این فیلم، مهرجویی را به ساخت قسمت دومی برای آن وسوسه کرد. وسوسهای که البته هیچ گاه عملی نشد تا اینکه خبرهای پراکنده درباره «لامینور» و انتشار تک عکسی از آن که دختری را در حال نواختن سنتور نشان میدهد، این گمانه را تقویت کرد که فیلم دنباله و به تعبیری نسخهای زنانه از «سنتوری» است.
بعد از اعلام آثار سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر، برخی رسانهها عنوان میکردند داریوش مهرجویی این رویداد را تحریم کرده است اما در علی نصیریان در نشستی در جشنواره فیلم فجر اظهار کرد» مهرجویی پیش از سقوط هواپیمای اکراینی و قبل از حوادث اخیر خودش دوست نداشت فیلم را به جشنواره فیلم فجر بدهد و تحریمی وجود نداشت.
تهیهکنندگی «لامینور» را رضا درمیشیان بر عهده دارد که نشانگر همکاری ۲ نسل مختلف از سینماست. علی نصیریان، پردیس احمدیه، سیامک انصاری، بیتا فرهی، علی مصفا، مهرداد صدیقیان، بهناز جعفری، کاوه آفاق، رضا داوودنژاد، دیبا زاهدی و امرالله صابری بازیگران این اثر هستند.
نکته پنجم؛ پرحاشیهترین فیلم اکران نوروز ۹۹
«لاله» را میتوان از پرحاشیهترین و بحثبرانگیزترین فیلمهای تولید شده در ۱۰ سال اخیر دانست، فیلمی که فیلمبرداریاش در سال ۹۲ به حالت تعلیق درآمد، این در حالی است که تنها چند سکانس معادل ۳۰ درصد از فیلم مانده بود تا کار ساخت «لاله» به پایان برسد. کار ساخت «لاله» از زمان دولت محمود احمدینژاد و معاونت سینمایی جواد شمقدری آغاز شد و در نهایت در دولت حسن روحانی ساختش به پایان رسید. این را میتوان یک رکورد برای فیلمی دانست که از آن دولت به این دولت شده است!
همه چیز از تخصیص بودجه زیاد به این پروژه و البته مجادله بر سر مالکیت «لاله» آغاز و با انتقادات صریح اهالی رسانه مواجه شد. سر و صدایی که در نهایت باعث توقف ۶ ساله پروژه شد.
میزان اعتبار تخصیص یافته به این پروژه توسط مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در زمان شفیع آقامحمدیان مدیر این مرکز ۲ و نیم میلیارد تومان اعلام شد اما رفته رفته زمزمههایی مبنی بر اینکه «لاله» با بودجهای قریب به ۵ میلیارد تومان ساخته میشود، قوت گرفت و همین موضوع محل مناقشه شد.
اما این تنها نکته حاشیه ساز این فیلم نبود. اسدالله نیکنژاد کارگردان «لاله» خودش یک پای ثابت این حاشیهها بود. او که سالها در آمریکا زندگی کرده برای این فیلم، فیلمنامهای نوشته شده توسط یک فیلمنامهنویس هالیوودی را لحاظ کرده بود؛ موضوعی که در نهایت پای کمیسیون فرهنگی مجلس را به این پروژه سینمایی کشاند. اعضای کمیسیون در آن زمان اعلام کردند این فیلم در اولویتهای فرهنگی ما قرار ندارد و در پی همین موضوع جواد شمقدری رئیس وقت سازمان سینمایی و سیدمحمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به ارائه توضیحاتی درباره این پروژه پرداختند در نهایت مقرر شد فیلمنامهای منطبق بر اصول فرهنگی خودمان لحاظ شود.
مهرماه امسال بود که در نخستین نشست محمد حمیدیمقدم مدیرعامل جدید مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، اعلام شد تولید این فیلم با تهیهکنندگی تورج منصوری از سرگرفته و فیلمبرداری بخشهای باقی مانده انجام شده است تا این سرمایه احیا شود؛ موضوعی که دوباره «لاله» را در کانون توجهها قرار داد. بعد از همین اعلام بود که حمیدی مقدم در گفتگویی عنوان کرد قسمتهای باقی مانده «لاله» چیزی حدود ۲ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان خرج برداشته است. یعنی مبلغی قریب به ۹ میلیارد تومان برای این فیلم هزینه شده تا آن را به یکی از گرانترین پروژههای سینمایی تبدیل کند.
محمد حمیدیمقدم و البته اسدالله نیک نژاد معتقدند فیلم در اکرانهای بین المللی هزینه اش را برمی گرداند. با این تفاسیر باید دید در اولین رونمایی این فیلم در اکران نوروزی، استقبال مخاطبان به چه صورت پیش خواهد رفت و انتظارها برای تماشای یکی از کنجکاوی برانگیزترین تولیدات سینمای ایران به سر میآید یا نه.
«لاله» که به زبان انگلیسی تولید شده درباره «لاله صدیق» یکی از قهرمانهای اتومبیلرانی ایران است. این فیلم برای اکران عمومی در ایران دوبله میشود.
نکته ششم؛ چهره ویژه اکران نوروز ۹۹
چند سالی است که به یکی از پولسازترین بازیگران سینمایی تبدیل شده و حضورش متضمن گیشه فیلمهاست. از همانهایی است که هم سینماداران پوسترش را روی سردر سینماهایشان میپسندند و هم مخاطبان نسبت به فیلمهایش اقبال نشان دادهاند. کارش را با فیلمهای طنز شروع کرد و بعدها محمدحسین مهدویان تواناییهای او را به واسطه حضورش در «ماجرای نیمروز» در آثار جدی محک زد و همگان متوجه شدند استعدادهایش به فیلمهای طنز خلاصه نمیشود، انتخابی هوشمندانه که چالشی جدی را برای مهدویان و البته خودش در پی داشت.
پیشرفتی پله به پله را میتوان به وضوح در کارنامه او دید. بازیگری که حالا پر بیراه نیست عنوان سوپر استار را به او اطلاق کرد. همین سال گذشته هم بود که «هزارپا» به لطف حضور او و البته رضا عطاران فروشی ۴۰ میلیارد تومانی را تجربه کرد. او جواد عزتی است که در این سالها دوشادوش نوید محمدزاده علاوه بر بروز استعدادهایش به چرخه اقتصادی سینما کمک کرده و در سی و هشتمین جشنواره فیلم از پرکارترین بازیگران با ثبت ۵ فیلم بود.
او حالا «شنای پروانه» به کارگردانی محمد کارت را برای اکران نوروزی دارد، فیلمی که از همین حالا میتوان از آن به عنوان یکی از پرفروشهای اکران یاد کرد. جواد عزتی نقش محوری را در این فیلم ایفا میکند و توانسته شمایلی منحصر به فرد از یک قهرمان سینمایی را به نمایش بگذارد.
ترکیب بازیگران، پرداخت و داستان خوب و البته سیمرغ بهترین فیلم از نگاه تماشاگران در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر پشتوانهای است که باعث میشود گیشه این فیلم تضمین شده باشد.
در کنار سیمرغ آرای مردمی، عدهای جواد عزتی را اصلیترین شانس برای کسب سیمرغ بهترین بازیگر نقش اصلی مرد برای «شنای پروانه» میدانستند اما همین چند روز پیش بود که عباس بلوندی از اعضای هیأت داوران در گفتگویی با خبرگزاری مهر عنوان کرد «او رأی لازم را برای این موضوع نیاورد.» همین موضوع باعث شد تا برای چندمین سال پیاپی دست عزتی از این سیمرغ کوتاه باشد و دوستدارانش را با افسوس مواجه کند. به خصوص تا همین چند وقت پیش شایعههای مخالفت سعید راد از اعضای هیأت داوران با اعطای این سیمرغ به او، به دلیل حضورش در «هزارپا» به گوش میرسید و راد تا کنون در این باره ترجیح داده سکوت کند.
«شنای پروانه» به کارگردانی محمد کارت و تهیهکنندگی رسول صدرعاملی فیلمی درباره اختلافات چند گنده لات در جنوب شهر است که در آن جواد عزتی، طناز طباطبایی، مهلقا باقری، امیر آقایی، علی شادمان و.. به ایفای نقش میپردازند.
نکته هفتم؛ برگ کدام فیلم در گیشه برنده خواهد شد؟
فارغ از نکات ریز و درشتی که درباره متن و حاشیه هفت فیلم راه یافته به چرخه اکران نوروز ۹۹ در این گزارش، مرور کردیم، اصلیترین سوال کماکان همان سوال همیشگی است؛ پرفروشترین فیلم اکران نوروزی امسال کدام فیلم خواهد بود؟
«خوب بد جلف ۲؛ ارتش سری» به کارگردانی پیمان قاسمخانی به عنوان یک فیلم کمدی و «شنای پروانه» محمد کارت به عنوان فیلمی در حوزه اجتماعی احتمالاً از پیشتازان اکران نوروزی در فروش خواهند بود.
این نکته را میتوان از افتتاحیه ویژه اولی و اقبال خوب مخاطبان به دومی در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر تأیید کرد.
«شنای پروانه» در اکران جشنواره فجر سانسهای مکرر فوقالعاده را به خود اختصاص داد. اساساً بخشی از کارکرد جشنواره فیلم فجر ایجاد برد تبلیغاتی برای آثار است و از آنجا که مخاطبان نسبت به این ۲ فیلم در این رویداد اقبال نشان داده بودند، احتمالاً در اکران عمومی هم همدیگر را به تماشایشان دعوت کنند.
غیر از این دو فیلم «لاله» اسدالله نیکنژاد هم از امتیاز «کنجکاویبرانگیز» بودن بهرهمند است و حتماً در فاز اول رونمایی، استقبال قابل قبولی در اکران از آن خواهد شد و بسته به کیفیت داستان و ساختار سینمایی باید دید میتواند به کمک تب اولیه استقبال مخاطبان، فروش خود در گیشه را در پایان اکران گرم نگه دارد.
به گزارش خبرآنلاین، پیمان خازنی با اعلام خبر همکاریاش با شمس لنگرودی، گفت: این روزها پروژهای مشترک را با جناب شمس لنگرودی شروع کردهایم که پیش تولید این پروژه از ماهها پیش و طی نشستها و گفتوگوهای متعدد آغاز شده بود.
خازنی درباره این همکاری تأکید کرد: جزئیات این همکاری را در آینده بیشتر تشریح میکنیم، اما تأکید میکنم که این همکاری میتواند راههای تازهای پیش روی همهی شاعران گرانقدری که علاقه به حضور موسیقی در هنرشان دارند، باز کند.
شمس لنگرودی از شاعران نامدار و محبوب کشورمان است و در عرصهی تحقیق و پژوهش؛ کتاب ماندگار تاریخ تحلیلی شعر نو را در چهار جلد تألیف کرده است. شمس لنگرودی تا کنون در چندین فیلم سینمایی به ایفای نقش پرداخته است.
پیمان خازنی هم علاوه بر تصنیف سازی و ساخت موسیقی فیلم، دو آلبوم در عرصهی پیوند مستقیم شعر و موسیقی به نام «کجاست خانهی باد» و «همهی کاشیها» را روانهی بازار کرده است.
به گزارش خبرگزاری مهر، پیمان خازنی با اعلام خبر همکاریاش با شمس لنگرودی، گفت: این روزها پروژهای مشترک را با جناب شمس لنگرودی شروع کرده ایم که پیش تولید این پروژه از ماهها پیش و طی نشستها و گفتوگوهای متعدد آغاز شده بود.
خازنی درباره این همکاری تاکید کرد: جزئیات این همکاری را در آینده بیشتر تشریح میکنیم، اما تاکید میکنم که این همکاری میتواند راههای تازهای پیش روی همه شاعران گرانقدری که علاقه به حضور موسیقی در هنرشان دارند، باز کند.
شمس لنگرودی از شاعران نامدار و محبوب کشورمان است و در عرصه تحقیق و پژوهش؛ کتاب ماندگار «تاریخ تحلیلی شعر نو» در چهار جلد را تالیف کرده است. شمس لنگرودی تا کنون در چندین فیلم سینمایی به ایفای نقش پرداخته است.
پیمان خازنی هم علاوه بر تصنیف سازی و ساخت موسیقی فیلم، دو آلبوم در عرصه پیوند مستقیم شعر و موسیقی به نام «کجاست خانه باد» و «همه کاشیها» را روانه بازار کرده است.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ایندی وایر، از کارگردانهای سازنده فیلمهای ترسناک چون آری استر و رابرت ایگرز تا کلوئی زائو و آلما هارل در فهرست کارگردانهای محبوب بونگ جون هو جای گرفتهاند.
در حالی که بونگ جون هو بیستمین سال فیلمسازیاش را به عنوان فیلمسازی برگزیده با توجه فوقالعاده آغاز کرد و نامش را به عنوان یک فیلمساز تاریخساز ثبت کرد، او در مجله شماره فوریه «سایت اند ساوند» به عنوان دبیر مهمان حاضر شد و فهرستی از ۲۰ فیلمسازی را که معتقد است در دهه آینده بر سینما تاثیر خاص خواهند داشت، اعلام کرد.
بونگ نوشته است: سال ۲۰۲۰ است، عددی که یادآور یک فیلم علمی-تخیلی است. وی در ادامه افزوده: نمیخواهم از این فیلمسازان برای آینده سینما نام ببرم بلکه میخواهم از فیلمهایی که تاکنون ساختهاند بگویم. اما در پایان، این بحث به شکلی اجتنابناپذیر به آینده سینما هم میانجامد؛ زیرا وقتی که «روزهای وحشی بودن» دومین فیلم وونگ کار وای را سال ۱۹۹۰ تماشا کردیم، «در حال و هوای عشق» محصول ۲۰۰۰ را هم در ذهنمان دیدیم. یا وقتی «دهشتزده» برادران کوئن را سال ۱۹۸۵ دیدیم، شاید «جایی برای پیرمردها نیست» را که سال ۲۰۰۷ ساخته شد نیز تصور میکردیم.
فهرست کارگردانان بونگ شامل کارگردانهایی است که علی عباسی کارگردان ایرانی-سوئدی نیز در آن جای دارد. این فهرست عبارت است از:
به گزارش خبرنگار مهر، نمایشگاه عکس خیابانی «و این قهرمان واقعی است» که در ضلع جنوبی دانشگاه تهران در حال برگزاری بود، روز یکشنبه ۴ اسفندماه با دستور مسئولان دانشگاه تهران برچیده و تخریب شد. این نمایشگاه عکس که حاصل ۵ سال عکاسی از قهرمانان اقتصاد خرد توسط عکاسان «آژانس عکس مستند سو» بود در پی تفاهم مکتوب و کسب مجوز از روابط عمومی دانشگاه تهران روی نردههای سبز این دانشگاه دایر شده بود اما بعد از چند روز از برگزاری این نمایشگاه دانشگاه تهران با اعلام اینکه «قاعده بر این است که روی نردههای بیرونی محوطه دانشگاه تهران نباید تابلو و عکسی نصب شود و ضروری است که برای این کار، سازهای در نظر گرفته شود» کل عکسها را از نردهها پایین کشید به گونهای که منجر به تخریب عکسها شد.
در همین راستا سید احسان باقری مدیر خانه عکاسان ایران در یادداشتی با اشاره به ویژگی های این نمایشگاه از برچیده شدن این رویداد انتقاد کرد و پیشنهاد داد در صورت تمایل با حمایت خانه عکاسان ایران، نمایشگاه یاد شده در هفته هنر انقلاب مجددا برپا شود تا بتواند مخاطبان گسترده تری را میزبانی کند.
در این یادداشت آمده است:
«در روزهای پرالتهاب این چندماه گذشته، نمایشگاه عکس «این قهرمان واقعی است …» که به همت آژانس عکس سو برگزار شد، یک اتفاق امید بخش و متفاوت بود؛ نمایشگاهی که همزمان با روز ملی اقتصاد مقاومتی و کارآفرینی با موضوع کارآفرینان برتر مناطق روستایی و محروم سراسر کشور و نمایش مجموعه عکس هایی از برترین های اقتصاد خرد کشور برگزار شد.
یکی از برجستگی های این نمایشگاه، ارائه آن در منطقه پرتردد شهر و بر نردههای سبز دانشگاه تهران بود. اتفاقی که تلاش دور از دسترس مردمان این سرزمین را بر چشمان طیف وسیعی از مردم با تحصیلات و سلایق و طبقه اجتماعی متفاوت، نشاند.
عکس هایی امیدآفرین از تمایز غیرت و توانمندی ملت ایران که حتی با کمترین حمایت و امکانات حماسه های بزرگی خلق می کنند. اما این باور به تنهایی نمی تواند به پیش برود. وقتی دولت و به نمایندگی آن ریاست مهم ترین دانشگاه کشور یعنی دانشگاه تهران، ماندن این عکس ها را -که طبق توافق قبلی قرار بوده ۲۹ بهمن تا ۱۰ اسفند بر روی نرده ها باشد- بر نمی تابد و ۵ روز قبل از موعد به بدترین شکل ممکن عکس ها پایین کشیده می شود، باید بر این درد بزرگ گریست و دانست که چرا ما می توانیم اما آنگونه که می توانیم محقق نمی شود!
وقتی تاب ماندن چند روزه این عکس ها را نداریم، راه دشوار تحقق اقتصاد درون زا را چگونه می خواهیم طی کنیم؟ عکس هایی که تلاش می کند، گوشه ای از عزم و امکان تحقق بخشیدن بزرگترین دغدغه سال های اخیر رهبر فرزانه انقلاب را به تصویر بکشد و به ما بفهماند نگاه به توانمندی های اقتصاد درون زا و مقاومتی، می تواند ما را در برابر دشمن، قوی و مستحکم نگه دارد.
اینجانب به سهم خود از تلاش های آژانس عکس سو و عکاسان ارجمند سرکار خانم زهرا استادزاده و جنابان آقایان مجتبی حیدری، علی دهقان، اشکان پردل و پوریا ترابی که به شوق انعکاس گوشه ای از تلاش های غیور مردان و زنان این مرز و بوم، از رختخواب عافیت بیرون زده و در حد بضاعت خویش به رسالت هنر و رسانه خود ادای دین کردند، تشکر می کنم و از ایشان دعوت می کنم در صورت تمایل با حمایت خانه عکاسان ایران، نمایشگاه یاد شده در هفته هنر انقلاب، مجددا برپا گشته و بتواند مخاطبان گسترده تری را میزبانی کند.
به گزارش خبرنگار مهر، حسن گلمحمدی، پژوهشگر، مترجم و منتقد ادبی و نویسنده کتابهایی چون «امیرهوشنگ ابتهاج؛ شاعری که باید از نو شناخت»، «نیما چه میگوید؟»، «با کاروان مولوی از بلخ تا قونیه» و مصحح کتابهای «دیوان کامل اشعار شاطرعباس صبوحی قمی» و «دیوان کامل ناصرالدین شاه قاجار» در آخرین یادداشت ارسالی خود به مهر درباره زندگی و شعر زندهیاد اسماعیل شاهرودی (آینده) نوشته است. این یادداشت را در ادامه بخوانید:
عنوانی که در این مطلب برای اسماعیل شاهرودی (آینده) شاعر نوپرداز پیرو نیما انتخاب شده، برگرفته از شعر دکتر رضا براهنی است که برای زندگی، اندیشه و مرگ این شاعر در سالهای ۶۰ و ۶۱ سروده است، شعر بلند اسماعیل. در سالهای میانی دهه چهل که ساواک دورانی جهنمی برای نویسندگان و شاعران کشورمان ایجاد کرده بود، شاهرودی که شاعری آزادیخواه و وابسته به حزب توده بود، به زندان افتاد. بر اثر شکنجههای فراوانی که روی او انجام شد، شاهرودی تعادل روحی و فکری خود را از دست داد و متأسفانه تا پایان عمر به حالت عادی برنگشت و بر اثر همین مشکل در آذر ماه سال ۱۳۶۰ خورشیدی در سن ۵۴ سالگی در بیمارستان شریعتی تهران درگذشت.
در سالهای آخر عمر، شاهرودی که همواره مشتری پر و پا قرص بیمارستان روانی بود در جامعه و در میان شاعران، نویسندگان و روشنفکران آن زمان این خبر پیچیده شده بود که شاهرودی بر اثر شکنجههای وارد بر او، دیوانه شده است. اکنون نزدیک به چهل سال از آن زمان گذشته است و اخیراً در نشریه وزن دنیا (مرداد ۹۸) از شعر و زندگی اسماعیل رد جنون شده است. میترا فردوسی خبرنگار، روزهای متوالی به بیمارستان روانی مهرگان رفته است تا شاید مسئول دفتری، مدیری یا شخصی را پیدا کند که او اطلاعی از وضعیت پزشکی اسماعیل شاهرودی داشته باشد. پس از چندین روز پیگیری میترا با دکتر جلیلی آشنا میشود که او نیز شاعر است و رئیس انجمن روانپزشکی ایران و در روزهای بستری بودن شاهرودی چندین بار این شاعر را ملاقات کرده است. دکتر جلیلی برای این خبرنگار تعریف میکند که «اسماعیل شاهرودی مدت زیادی در بیمارستان مهرگان بستری بود. آن موقع من دانشجوی روانپزشکی بودم اما چون با شعر نو و شعرای نوسرا، سر و کار داشتم وقتی شنیدم اسماعیل شاهرودی که همان موقع شعرهایش را در مجله فردوسی میخواندیم، بستری است به دیدارش میآمدم.»
دکتر جلیلی عنوان میکند که بیشتر دیدارهایش با شاهرودی دیداری دوستانه و از دریچه شعر و شاعری بود. این خبرنگار متعهد و مسئول با ادامه بحثهای دامنهدار با دکتر روانشناس متخصص شعر به شناخت گوشه و زوایای ذهنی شاهرودی در سرودن اشعارش بعد از بیماری ادامه میدهد و پس از چند روز مصاحبت و مصاحبه با این دکتر به این نتیجه میرسد که «اسماعیل شاهرودی بسیار با محبت بود. به راحتی رابطه برقرار میکرد. وضعیت عاطفی مناسبی داشت، به همین دلیل بعید بود که دچار اسکیزوفرنی شده باشد. هر وقت به ملاقاتش میرفتم تا در بیمارستان به دنبال من میآمد. سادهدل و مهربان بود.» تا اینجا کار بررسیها نشان میدهد که شاهرودی درست است که اختلال روحی و روانی پیدا کرده بود ولی کارش به حد جنون نرسیده بود.
در ادامه این کار خانم فردوسی به سراغ متخصص دیگری میرود و با او به صحبت مینشیند و شعر بلند اسماعیل براهنی را برای این دکتر میخواند و با این متخصص به بحثهای گوناگون روانشناختی و ارتباط شعر با رویاهای شاعر میپردازد و علیالنهایه به این نتیجه میرسد که: «شعرهای شاهرودی پیش از آن که نشانههایی از بیماری داشته باشد، تلاشی برای عبور از بیماری بود، نه تنها برای خودش بلکه برای یک نسل قربانی در آن روزهای دیوانه دهه ۴۰ و ۵۰.»
در همین ویژهنامه چشمم به گزارش دوست گرامیام رضا حیرانی افتاد که نگاهی به شعرهای اسماعیل شاهرودی افکنده بود. حیرانی میگوید: «شعر شاهرودی وامدار جنون بیمارگونه نیست، تنها نبوغی حیرتآور است که گویی به او اجازه میدهد تا چند دهه جلوتر از شعر زمانهاش را تجربه کند. شاهرودی شاعری برای زمان خودش نبود. شاعری بود که قربانی نبوغ خویش شد، زیرا در زمان خویش آینده بود.»
اینک شایسته است برگردیم و چند کلامی هم از زندگی و شعر این شاعر تنها بنویسیم. شاهرودی فارغالتحصیل دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران بود. او مدتی با استاد معین در لغتنامه دهخدا همکاری داشت و یکی از اولین شاگردان نیما یوشیج به حساب میآید. سابقه آشنایی نیما با شاهرودی برمیگردد به زمانی که این شاعر دیپلم دانشسرای مقدماتی را دریافت کرده و برای کار و ادامه تحصیل ناگزیر به تهران آمده بود. او که کار مناسبی پیدا نکرده بود به ناچار در قسمت بستهبندی یک روزنامه مشغول شد تا بتواند از پس تأمین هزینه زندگی خود برآمده و به تحصیل بپردازد. در همین روزنامه بود که از نزدیک با نیما آشنا شد. او که پیش از این دل در گرو ادبیات داشت و با تخلص «شوریده» شعر میگفت، پس از آشنایی و مصاحبت با نیما، دل به شعر نو باخت و پس از آن با نام «آینده» شعر نو سرود.
شاهرودی ارادت عجیبی به نیما پیدا کرد و همین امر موجب شد تا موضوعهای اجتماعی و عدالتجویانه و پرداختن به خواستهها و دردهای جامعه و مردم که با اندیشههای متداول آن زمان تطابق داشت و نیما یکی از سردمداران اینگونه اشعار بود، در شعر شاهرودی نمود پیدا کند. به همین علت با نوآوریهایی در شعر شاهرودی مواجه میشویم که بسیار تحسین برانگیز است.
متأسفانه این استعداد بالا و شگرف همانطوریکه نیما پیشبینی کرده بود، مورد سواستفاده حزب توده قرار گرفت به طوریکه وقتی شاهرودی در سالهای نیمه دوم دهه بیست به این حزب پیوست با پیشرفت و لیاقتی که در شعر سیاسی و شعر حزبی از خود نشان داد، عنوان «فرزند حزب» و «شاعر خلق» را به او اختصاص دادند، ولی پس از شکست نهضت ملی در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و فرار سران حزب توده به دامن اربابانشان، شاهرودی مورد بیتوجهی قرار گرفت و ممنوعالقلم شد و به فشار روحی و افسردگی سختی دچار گردید و همین مقدمهای شد برای بیماریهای بعدی او. پس شاهرودی نیز یکی از شاعران با استعداد نابود شده توسط جریانهای سیاسی چپ وابسته به بیگانگان است.
شدت علاقه نیما به شاهرودی به حدی بود که نیما بر اولین مجموعه شعر این شاعر که «آخرین نبرد» نام داشت، مقدمه نسبتاً مفصلی نوشت و بسیاری از دیدگاههای خود را در روی شعر شاهرودی و شعر نو فارسی که نیما خود مبدع آن بود، بیان کرد. نیما همچنین با افتخار یاد میکند که: «من دو سه شاگرد دارم، شاهرودی، شاملو و دیگران که هنرکار مرا فهمیدند.»
متأسفانه ارزش کار، شعر و نوآوریهای اسماعیل شاهرودی هنوز مورد بررسی، تحقیق و پژوهش بیطرفانه قرار نگرفته است تا جایگاه او را در شعر معاصر نشان دهد. امیر هوشنگ ابتهاج (سایه) شاعر تودهای و هم مسلک شاهرودی در کتاب پیر پرنیاناندیش که دایرهالمعارف حرفهای رکیک به اغلب نویسندگان، شاعران و هنرمندان کشورمان است درباره شاهرودی گفته است: «طفلک شاهرودی اختلال مغزی پیدا کرد و کارش به دیوانهخونه کشید. ما یه ماشین گرفتیم و بردیمش به بیمارستان مهرگان و تحویلش دادیم. یکی دو بار هم رفتیم به عیادتش. یه روز دیدم که اون طرف تخت شاهرودی یک دختر جوان با چشمان سبز و موهای بلوند نشسته. متوجه شدم که از مریضهاست… بعدها که یه روز در خونهمونو زدن، دیدم شاهرودی با این خانوم اومد، گفتن میخوایم ازدواج کنیم. همان لحظه گفتم وای… بچه اینها دیگه چی میخواد بشه! که خوشبختانه کار به بچه نرسید…»
خوانندگان فهیم خود قیاس کنند که چرا سایه یک شاعر هم مسلک خود را اینگونه خُرد میکند. اگر شاهرودی حاضر میشد مثل سایه با ساواک و رژیم شاه کنار بیاید و همکاری کند، سرنوشتی چون روانیها از ضربههای شکنجه ساواک به سرش پیدا نمیکرد که اکنون سایه که در دوران حیات طولانی خود هر جا که مصلحت و منفعتش بوده به آن سو گرایش پیدا کرده، بر او بخندد.
نسلهای جوان فرهنگی جامعه ما باید از این واقعیتها درس بگیرند و ماهیتها را بشناسند، تا دوباره دچار تکرار اشتباهات نسلهای گذشته نشوند. مطلب خود را با قسمت اول شعر بلند اسماعیل از سرودههای دکتر رضا براهنی درباره اسماعیل شاهرودی (آینده) که در سالهای ۶۰ و ۶۱ سروده شده است به پایان میبرم:
«قسم به چشمهای سرخات اسماعیل عزیزم
که آفتاب، روزی، بهتر از آن روزی که تو مردی خواهد تابید
قسم به موهای سفیدت که مدتی هم سرخ بودند
که آفتاب روزی که آفتاب روزی که آفتاب روزی
بهتر از آن روزی که تو مردی خواهد تابید
ای آشنای من در باغهای بنفش جنون و بوسه
ای دراز کشیده بر روی تختخواب فنری بیمارستان «مهرگان»
ای آزادیخوان فقیر بر روی پلههای مهربان
ای اشکهای تنهای سپرده به نسیم باد تیمارستان
ای شاعرتر از شعرهای خود و شعرهای ما
ای تباه شده در دانشگاه، در مدارس، در کافهها، میخانهها
و در محبت زن و فرزند و دوستان نمکنشناسی چون ما
ای اسماعیل، ای شاعر نسلی تهیدست
گورت کجاست تا که به مدد عشق تو را از اعماق آن بیرون کشم؟»
باب ایگر مدیر عامل دیزنی استعفا کرد/ معرفی مدیر عامل جدید
باب ایگر مدیر عامل دیزنی استعفا کرد/ معرفی مدیر عامل جدید
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، به دنبال استعفای باب ایگر، باب چاپک به صورت رسمی و تقریباً بسیار ناگهانی جایگزین وی شد.
در حالی که باب ایگر مدیرعامل طولانی مدت دیزنی سهشنبه بعداز ظهر ۲۵ فوریه از سمت خود استعفا کرد، باب چاپِک که ۲۷ سال در این کمپانی کار کرده ولی کمتر از مدیران دیگر دیزنی در هالیوود شناخته شده است، به این سمت انتخاب شد.
البته گفته شده باب ایگر از دیزنی جدا نمیشود و به عنوان مدیر خلاقیت دیزنی به کار خود ادامه میدهد.
منابع گفتهاند چاپک که مدیر شهربازیهای دیزنی بوده، مدیری قوی و عملیاتی است که میتواند هر چیزی را مدیریت کند و برنامه دارد تا تیمهای اجرایی قویای را شکل دهد. شاید با توجه به این تجربه انتخاب او در این سیستم بسیار گسترده جای تعجب نداشته باشد.
وی در مدت طولانی همکاریاش با دیزنی مدتی رییس پارکهای دیزنی بود و در زمینه سرگرمیهای خانگی و توزیع نیز تجربه خوبی دارد.
چاپک در میدوست بزرگ شده، ۶۰ ساله و دارای سه فرزند و سه نوه است. او در دانشگاه ایندیانا تحصیل کرده و از همین دانشگاه در سال ۲۰۱۵ یک دکترای افتخاری دریافت کرده است.
وی البته در زمینه محتوایی از تجربه برخوردار نیست اما طیفهای وسیعی از خالقان را در اطراف خود دارد که پیتر رایس مدیر دیزنی تیوی از جمله آنهاست.
در هر حال گفته شده تجربه وی در سرگرمیسازی برای مخاطبان منزل عامل مهمی برای این انتخاب بوده تا از تلویزیون دیزنی حمایت بیشتری شود. در عین حال خدمت او به عنوان مدیر پارکهای بازی که با مخاطبان وسیعی روبروست، نشان دهنده شناخت وی از سلیقه مردم است.
ایگر با انتشار بیانیهای گفته است: با راهاندازی بخشهایی که به صورت مستقیم با مشتری ها ارتباط دارند و ادغام فاکس قرن بیست و یکم، باور دارم بهترین زمان برای شروع به کار یک مدیر عامل جدید است. وی از مدیرعامل جدید حمایت کرده و گفته است بر فعالیتهای هنری کمپانی تمرکز میکند.
ایگر سال ۲۰۰۴ به عنوان مدیر عامل دیزنی انتخاب شد و نقش کلیدی در ملحق کردن استودیوهای پیکسار، لوکاس فیلم، مارول و به تازگی فاکس قرن بیستم یه دیزنی داشته است.
به گزارش خبرگزاری مهر، دبیرخانه سفرههای ایرانی اسلامی در مورد برگزاری نمایشگاه منتخبین سومین دوره مسابقه عکس و نقاشی یلدا (آیین یلدا) اطلاعیه صادر کرد.
متن این اطلاعیه به شرح زیر است:
«بنام خدا
پس از انتشار فراخوان سومین مسابقه عکس و نقاشی کودک یلدا در تاریخ ۲۸ آذرماه و پایان یافتن بدون تمدید مهلت ارسال آثار در تاریخ هشتم دی ماه، این دبیرخانه با پایبندی کامل به تقویم اعلام شده جلسات داوری را در هر ۲ رشته عکاسی و نقاشی کودک برگزار کرده و نتایج کلی را (بدون اعلام دقیق برگزیدگان) به اطلاع عموم رساند.
این در حالی بود که به رغم مشارکت بسیار خوب هنرمندان و همراهی و همکاری سازمان زیباسازی شهر تهران به عنوان حامی این دوره و اساتید عکاسی و نقاشی به عنوان داوران، شرایط اجتماعی به گونهای رقم خورد که مجال برگزاری نمایشگاه زیبا و رنگین عکسهای یلدا و مراسم اهدای جوایز فراهم نبود. تا اینکه پس از عبور از ایام سوگواری و جشنهای انقلاب، فرصتی ایجاد شد تا برای برگزاری این امور در نگارخانه برگ برنامه ریزی کنیم.
بر این اساس قرار شد نمایشگاه بزرگ و زیبایی متشکل از آثار منتخب و برگزیده دورههای دوم و سوم مسابقات عکس یلدا با حضور هنرمندان شرکت کننده و مدعو، داوران، مدیران و اصحاب رسانه از تاریخ ۸ اسفندماه برگزار شود که این بار هجوم ویروس کرونا به کشور موجب به تعویق افتادن آن شد.
بر همین اساس این نمایشگاه در صورت صدور مجوز از سوی مبادی ذیربط برای برگزاری تجمعات و مراسم هنری، با یک هفته تأخیر در روز چهارشنبه ۱۴ اسفند در محل نگارخانه برگ افتتاح شده و جوایز برگزیدگان نیز اهدا خواهد شد.»
دبیرخانه مسابقات فرهنگی هنری سفرههای ایرانی اسلامی با حمایت سازمان زیباسازی شهرداری تهران، سومین مسابقه عکس یلدا را به صورت موبایلی و به همراه یک بخش جنبی نقاشی یلدایی کودکان برگزار کرد. دبیری جشنواره برعهده محمدصالح حجت الاسلامی بود و داوری آثار را حسن غفاری، بابک برزویه و آیتای شکیبافر بر عهده داشتند. این مسابقات از سال ۱۳۸۷ تأسیس شده و تاکنون برگزاری ۱۷ مسابقه ملی با موضوعات نوروز، رمضان، محرم و یلدا را در کارنامه خود دارد.