دسته: فرهنگ و هنر

  • پروبلماتیک ادبیات و تولید اجتماعی شناخت

    پروبلماتیک ادبیات و تولید اجتماعی شناخت

    خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ: هومن حسین زاده

    اساساً در فرایند تولید ادبی دو مرحله داریم: میز-آن- سن (میزانسن، آنچه که به صحنه کشیده می‌شود) و میز-آن- مو (میزان مو، آنچه که به واژه در می‌آید) و در واقع ما در کشور خودمان با آن چیزی کار داریم که به روی کاغذ می‌آید نه آن اندیشه که به کلمه درمی‌آید، اما نگرش نقادانه نسبت به تاریخ و ادبیات مستلزم خوانش نقادانه یا پروبلماتیک است، یعنی خوانشی که در چارچوب یک مساله است، ما در طول تاریخ معضل خوانش پروبلماتیک داشته و داریم، همه ما کتاب می‌خوانیم، اما نظام خوانش ما تروماتیک و مبتنی بر بدیهه‌خوانی است، هر آنچه کنار دستمان است را می‌خوانیم، در سال‌های اخیر با گسترش فضاهای مجازی و کتاب‌های پی دی اف اوضاع بدتر هم شده، چرا که به راحتی کتاب در دسترس افراد قرار می‌گیرد بدون اینکه انتخابی در روند خواندن وجود داشته باشد. این همان خوانش تروماتیک است، یعنی هر آنچه را به دستم می‌رسد، بخوانم، ادبیات چیزی جدا از تاریخ نیست، ادبیات کاملاً چسبیده به تاریخ است و همین خوانش تروماتیک ادبیات باعث شد که ما نتوانیم به اندیشه نقادانه برسیم.

    یکی دیگر از مسائلی که باعث شد ما در ایران تولید اندیشه نداشته باشیم گسست‌هایی بود که در زبان داشتیم، نهاد ادبی ما همواره از نهادهای تولید اندیشه جدا بودند. متفکرین و دانشمندان ما به زبان عربی می‌نوشتند و به زبان فارسی شعر می‌سرودند، بعد از مشروطه بویژه در دوران پهلوی اول با موج ناسیونالیسم ارتجاعی که اتفاق افتاد، زبان عربی عملاً از بین رفت و از آنجایی که هر زبانی چارچوب‌ها و قابلیت‌های خاص خودش را دارد، ما عملاً در اندیشه کردنمان دچار گسست شدیم، شاید اگر بعد مشروطه هم زبان عربی راجدی می‌گرفتیم به این گسست نمی‌رسیدیم و بعد از جنگ دوم جهانی روی آوردن ما به زبان فرانسه و بعد انگلیسی که باز این گسست‌ها را ایجاد کرد.

    اما آنچه در مورد ادبیات می‌توان به تعبیری آلتوسری گفت این است که ادبیات بین علم و ایدئولوژی است، علم که پیوسته شناختی متقن و ابطال‌پذیر ارائه می‌دهد و ایدئولوژی که شناختی موهوم و ابطال‌ناپذیر. آنچه که به عنوان امر یا پدیده ادبی بین علم و ایدئولوژی قرار می‌گیرد مبتنی بر غیاب شناخت است. همین عدم شناخت یا غیاب شناخت است که باعث می‌شود در ادبیات آنچه که اهمیت پیدا می‌کند امر رؤیت ناپذیر باشد نه امر رؤیت پذیر.

    بطور مثال زمانی‌که یادداشتی را در یک روزنامه می‌خوانیم به‌راحتی انتقال معنا صورت می‌گیرد، ولی در ادبیات این انتقال معنا همیشه ناکامل است. پرسش اینجاست: چرا این اتفاق می‌افتد؟ مگر ابزار هر دو زبان نیست؟ و آنچه که ادبیات را می‌سازد، چیست؟

    ما در ادبیات با امر رویت‌ناپذیر سر و کار داریم، برای همین است زمانی‌که یک مجموعه شعر یا رمان منتشر می‌شود، میلیون‌ها نفر (یا به بیان بهتر میلیون‌ها بار) آن‌را می‌خوانند و ولی یادداشت یکبار خوانده و تمام می‌شود.

    بنابراین ادبیات مبتنی بر امر رویت‌ناپذیر و بدخوانی است، اگر این بدخوانی وجود نداشت ادبیات نمی‌توانست به حیاتش ادامه دهد. بر همین اساس است که ادبیات نمی‌تواند منتقل کننده شناخت باشد، برای اینکه جامعه‌ی سرمایه داری در سده‌ی بیست و یکم در بریتانیا را بشناسید، خواندن چند بخش از سرمایه مارکس کفایت می‌کند، اما خواندن کل آثار دیکنز شما را به آن شناخت نمی‌رساند و تنها می‌توانید آن‌را حس کنید، آن حسی که مبتنی بر دربافت‌های خواننده یا همان خوانش هرمنوتیکی است.

    بنابر این آنچه در نقد علمی آثار ادبی اتفاق می‌افتد پیدا کردن همان امر رویت‌ناپذیر یا سکوت‌های متن است، آن‌چیزی که هویدا نیست، آن چیزی که ما نمی‌بینیم، پیر ماشری جمله درخشانی دارد که می‌گوید: «یک متن و اثر ادبی نه به آن‌چه می‌گوید، با آن‌چه که نمی‌گوید با ایدئولوژی در ارتباط است» یعنی همان درنگ‌ها، همان سکوت‌ها و این سکوت‌ها و درنگ‌ها را بسیار می‌بینیم، بویژه در آثار هنری امروزمان بسیار به آن برمی‌خوریم، بویژه در تقلیل گرایی در اندیشه و زبان.

    و عرض خواهم کرد که چرا ما در اندیشه و زبان هنر و ادبیات امروز تا این اندازه تقلیل گراییم، اولین دلیلش رابطه توسعه و زبان است، بلایی که بر سر زبان در کشورهای در حال توسعه می‌آید و تقریباً در همه کشورهایی که مسیر توسعه اقتصادی را پیش گرفته‌اند این اتفاق افتاده است، به این دلیل که نهادهای توسعه‌محور برای اینکه حوزه‌ها و قلمروهای معرفتی خاص خودشان را گسترش بدهند مجبورند زبانی را که دو پهلو است، به زبان علمی تبدیل کنند و این مساله بدترین بدکارکردش در ادبیات است، چیزی که ما امروز به اسم ساده‌نویسی و ساده‌انگاری و… می‌بینیم، چه در شعر و چه رمان و چه ترانه، چیزی که امروز خیلی‌ها شعر محاوره می‌نامند و بسیار هم دنبال می‌کنند با مکتوب کردن اشتباهات فاحش محاوره‌ای و اعتبار بخشیدن به آن اشتباهات در واقع گردن زبان فارسی را می‌زنند.

    آن‌چه در پروبلماتیک بسیار مهم است، ادبیات ملی است؛ پروبلماتیک در سطح جهانی چندان اهمیت ندارد و موضوع بحث ما هم نیست، یکی از نقاط قوت ما در ادبیات‌مان این بود که هرگز مرکزگرا نبودیم، اتفاقی که در ادبیات فرانسه افتاده بود، در فرانسه طی قرون متفاوت ادبیات از پاریس می‌گذشت، حتی ادبیات کبکی- کبک‌نشین‌های کانادا- قطب‌شان پاریس بود، ولی در کشور ما خیلی وقت‌ها به لحاظ اقلیمی تقسیم‌بندی‌هایی داشتیم مانند هندی، خراسانی که به اقلیم و جغرافیای آن منطقه ربط داشت و مربوط به دوره‌های تاریخی می‌شد ولی هیچکدام مرکز ادبیات در طول تاریخ نبودند.

    آن تجربه‌ای که ما می‌توانیم از تجربه غرب به‌دست بیاوریم مخصوصاً در عدم جهانی شدن‌مان و اینکه چرا ادبیات ما عاجز است از جهانی شدن در همین نکته است که جهان غرب ادبیات ملی‌اش را با مشخصه‌های زیبایی‌شناسی خارج از مرزهای سرزمین خودش شکل می‌داد، یعنی به شاخصه‌های زیبایی‌شناختی جهانی توجه بیشتری نشان می‌داد و شاید به همین دلیل باشدکه خیلی از اشعار ما قابل ترجمه نیست، حتی این مساله در مورد برخی از داستان‌هایمان هم صدق می‌کند. یکی دیگر از مسائل قانون کپی رایت است، غربی‌ها ما را سارق ادبیات‌شان می‌دانند و می‌گویند شما هر چیزی را که دوست دارید، ترجمه می‌کنید و…

    مشکلی که امروز در تولید اندیشه وجود دارد این است که عملاً ما دو رویکرد به مدرن شدن داریم- تعبیر رمبویی که عقیده دارد برای شاعر بودن باید مطلقاً مدرن بود- یکی رویکرد پست مدرنیستی که خیلی به درد ما نمی‌خورد ولی اقبال به سمتش زیاد است افرادی چون بودریار و فوکو و لیوتار، درست است که آن‌چه در پست مدرن مطرح می‌شود خردگریزی است، ولی آن خردگریزی مدرن است و با عرفان مولانا و سهروردی بسیار فرق دارد، ما نباید برای توجیه عقب‌ماندگی‌مان بگوییم که امروزه در غرب هم بودا و کنفسیوس و سهروردی می‌خوانند، آن‌ها راهی را دارند تجربه می‌کنند که طی نکرده‌اند، ولی ما این راه را طی کرده و به بن‌بست رسیده‌ایم و نباید آن را تکرار کنیم، بنابراین ما نیاز به رویکرد دوم داریم که در مورد ادبیات مدرن و جامعه مدرن است و آن عقلانیت و خردورزی مطلق است، دست‌کم برای چند دهه ما به این عقلانیت نیازجدی داریم، این شکل شاعرانگی که ما در انواع و اقسام هنر می‌بینیم به ما، به همان عقلانیت و مدرن شدن لطمه می‌زند.

    یک لطمه‌ای هم که بسیار آسیب‌زا است این است که معمولاً جوامعی که در حال توسعه‌اند، نظام‌شان، نظام تراژیک می‌شود، چرا که یک چیزهایی می‌میرند و یک چیزهای جدیدی متولد می‌شوند، در کشورهایی چون روسیه در چند دهه گذشته، بویژه ما بخاطر انقلاب پرولتری در روسیه و انقلاب اکتبر ما از ۱۹۹۰ مدرن شدنش را می‌توانیم بررسی کنیم، در هندوستان و چند تا از کشورهای آسیای جنوب شرقی هم این مساله دیده می‌شود، ولی فرایند مدرن شدن برای کشور ما نوستالوژیک نبوده بلکه پاتتیک بوده، یعنی حزن‌آلود، یعنی یک چیزهایی از بین رفته‌اند بدون اینکه چیزی جایگزین شود، و این آسیب بزرگی به ما می‌زند. پس باید کمی از شکل پست‌مدرنیستی هنر و ادبیات فاصله بگیریم و شاید همین تفکر هر چیزی دوست داری بگو و هر کاری دوست داری بکن از تئاتر ابسورد بکت آمد، همه ما نمایشنامه در انتظار گودو را خوانده‌ایم و فکر کردیم خب می‌شود به همین شکل نمایشنامه نوشت و اجرا کرد، آنچه که در ابسورد نویسی در تئاتر اتفاق افتاد، از بین بردن شکل مکتبی نمایشنامه نویسی با از بین رفتن پروتاگونیسم، هدف و قهرمان بود، کاملاً نمایش ابسورد بر اساس یک نظم نوشته می‌شود نه بی نظمی.

    مساله دیگری که در ادبیات ما مشاهده می‌شود برمی‌گردد به پژوهش‌های ادب و هنر و آن این است که می‌گوئیم و در صدد اثبات این برمی‌آییم که حرف‌هایی که یاکوبسن یا شکولفسکی زده‌اند را ما چند صد سال پیش داشته‌ایم و کسانی چون جرجانی و..گفته‌اند، خب این درست، ما این را می‌پذیریم، اما برای به اثبات رساندن حرف‌مان از اصول تئوریزه شده فرمالیست‌ها استفاده می‌کنیم. این شکل اعتبار بخشیدن که بسیار به مفهومِ هویتِ مبتنیِ برقدرتِ فوکو نزدیک است، می‌تواند بسیار خطرناک باشد.

    در جمع بندی باید گفت آنچه که پیرامون سنت نقد و نقد ادبی در کشور ما می‌توان گفت این است که ما اندیشه انتقادی نداشته و نداریم و دست‌کم برای رسیدن به این اندیشه انتقادی گامی که می‌توانیم در ادبیات برداریم این است که بی اعتمادی ادبیاتی‌ها را نسبت به دانشمندان علوم‌انسانی و فیلسوف‌ها و جامعه‌شناسان از بین ببریم و از همه مهمتر از جامعه مبتنی بر شعر به جامعه مبتنی بر نثر برویم.

  • روایت تازه از سیمرغی که به جواد عزتی نرسید/ تکذیب قهر یک داور

    روایت تازه از سیمرغی که به جواد عزتی نرسید/ تکذیب قهر یک داور

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی برنامه، محمدمهدی عسگرپور دبیر سی و هشتمین جشنواره جهانی فیلم فجر و داور سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر شب گذشته ۱۰ اسفندماه در گفتگو با مصطفی امامی در برنامه «پشت صحنه» رادیو تهران درباره چالش‌های داوری این دوره از جشنواره گفت: در مورد ترکیب داوران، قبل‌تر هم جشنواره فجر ۵ نفر، ۷ نفر و ۹ نفر داور را داشته، در جشنواره‌های دنیا نیز همین گونه است. در بعضی جشنواره‌ها این اتفاق می‌افتد که در برخی سال‌ها ترکیب‌شان از ۷ نفر به ۹ نفر ممکن است برسد. معمولاً این را دبیران جشنواره باید توضیح دهند که چرا این اتفاق افتاده و به این ترکیب رسیدند. گاهی اوقات از شاخه‌های فنی نیز کسانی به هیات داوری اضافه می‌شوند که به آن بخش بیشتر توجه کنند. در برخی جشنواره‌های خارجی هم دیده‌ام که از ۹ داور، ۷ نفرشان بازیگر بودند.

    دبیر دوره بعد از تجربه‌های امسال استفاده کند

    وی افزود: دبیر جشنواره باید توضیح دهد که چه اتفاقی افتاده است. به هر حال اشکال ندارد و نه اینکه ترکیب خیلی خوبی باشد. گاهی این اخلاق را داریم که فکر می‌کنیم اگر تعداد داوران بیشتر باشد دقت نظر هم بیشتر می‌شود. همیشه این‌گونه نیست. بعضی اوقات تعداد زیاد داوران هم ممکن است مسائل خودش را داشته باشد. امسال هم یک تجربه بود. به نظرم دبیر بعدی جشنواره یا آقای داروغه‌زاده اگر باز دبیر شدند، باید از اتفاقاتی که امسال افتاد استفاده کنند.

    ما تقریباً موقعیتی را که یکی از داورها بلند شود و از اتاق بیرون برود و بعد خواهش کنند که برگردد، امسال نداشتیم اما بعضی از سال‌ها داشتیم. در سال‌هایی که خودم دبیر جشنواره بودم چند بار این اتفاق افتاد. ولی امسال اتفاق نیفتاد عسگرپور درباره نظر داوران درباره جواد عزتی اظهار کرد: اینکه می‌گویند همه هیات داوران به غیر از یک نفر با جواد عزتی موافق بودند، نمی‌توان به این صراحت گفت که یک نفر مخالف بود. اگر این طور باشد معنایش این است که هشت نفر زورشان به یک نفر نرسیده است. دوستان تا وقتی خودشان وارد جریان داوری نشوند، شاید این مسئله همواره درباره جشنواره فجر وجود داشته باشد. این مسئله به نظرم به ساختار جشنواره برمی‌گردد و نه به اینکه چه کسانی داور باشند. به همین دلیل اگر از کسانی که قبلاً داور بودند بپرسید شاید برایشان این مساله تا حدی حل شده باشد.

    وی ادامه داد: داوران درباره هر فیلم صحبت‌هایشان را می‌کنند. یک جایی کفایت مذاکره است و نمی‌توان برای یک موضوع خیلی زمان گذاشت و رای گیری می‌کنند. ما اصلاً تقریباً موقعیتی را که یکی از داورها بلند شود و از اتاق بیرون برود و بعد خواهش کنند که برگردد، امسال نداشتیم اما بعضی از سال‌ها داشتیم. در سال‌هایی که خودم دبیر جشنواره بودم چند بار این اتفاق افتاد. ولی امسال اتفاق نیفتاد. اینکه هر کدام از داوران یکسری خط قرمز ذهنی بنا به دلایلی داشته باشند و آن را بگویند، خوب این گفته می‌شود اما نکته در چطور شنیده شدن است.

    داور سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر ادامه داد: ممکن است من یک جایی عصبی شوم، دستم را روی میز بکوبم و چند نفر از داوران بگویند که من طرفدار فلانی می‌شوم. هر آن ممکن است این اتفاق بیفتد. بنابراین یک نفر رای ۸ نفر را نمی‌تواند عوض کند و ممکن است رای سه یا چهار نفر را عوض کند و ترکیب نتیجه نهایی را بر هم زند. در این مورد جواد عزتی و در دو سه مورد دیگر این اتفاق افتاد که ما ۵ به ۴ شدیم. احتمال می‌دهم اگر ایشان نامزد هم می‌شد، ممکن بود باز هم سیمرغ اتفاق نیفتد.

    موضع «پیمان معادی» به معنای تحریم نبود

    عسگرپور درباره سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول مرد که به پیمان معادی رسید، عنوان کرد: من به شخصه می‌گویم ما اگر خانواده سینماگران را در نظر بگیریم، بنا بر احوالات خاص هر مقطع ممکن است که عمل و عکس العملی داشته باشد. اگر بخواهیم دائم تعمیم دهیم و دائم یک لیست فراهم کنیم، هر هفته یک لیست داشته باشیم که این هفته ایشان نباید دیده شود و این هفته باید دیده شود. به نظرم چیز درست نیست. ضمن اینکه معادی بعد از آن همه چیز را توضیح داد و به جشنواره برلین هم نرفت. گفت که اصلاً پایم به جشنواره و جشن نمی‌رود. این به مفهوم تحریم نیست. کما اینکه خیلی‌ها ممکن است به اختتامیه جشنواره فجر به دلایل مختلف که خودشان می‌دانند، نیایند اما وقتی یک نفر می‌گوید که من برای آمدن به جشنواره حالم خوب نیست و بعد به این دلیل نباید داوری شود، این حرف درستی نیست.

    امسال هم مانند همه ساله آقای داروغه‌زاده هیچ دخالت این شکلی نداشتند. منتها این را منتفی نمی‌کنم که ممکن است دبیر جشنواره هر کسی که باشد بخواهد با چند داور خصوصی راجع به مساله‌ای صحبت کند که این حق طبیعی دبیر در همه جای دنیاست وی در بخش دیگری از این گفتگوی رادیویی درباره دخالت دبیر جشنواره در داوری‌ها مطرح کرد: اگر کسی به این ساختار وارد شده باشد، متوجه می‌شود امکان دخالت با شکلی که در ذهن مرسوم است اصلاً وجود ندارد. چون حداقل یکی از داورها بعداً اطلاع‌رسانی می‌کند. امسال هم مانند همه ساله آقای داروغه‌زاده هیچ دخالت این شکلی نداشتند. منتها این را منتفی نمی‌کنم که ممکن است دبیر جشنواره هر کسی که باشد بخواهد با چند داور خصوصی راجع به مساله‌ای صحبت کند که این حق طبیعی دبیر در همه جای دنیاست. این را خیلی کلی می‌گویم و هیچ اشاره‌ای ندارم. ممکن است به خاطر سابقه‌ای که من به عنوان دبیر این جشنواره داشته‌ام آقای داروغه‌زاده بخواهند مسائلی را به من بگویند که این ملاحظه را داشته باشید بهتر است یا نه. ولی واقعاً تا آخرین لحظه ایشان این کار را نکرد. نگرانی‌هایشان را می‌گفتند نه درباره فیلم‌ها و نه افراد.

    عسگرپور در بخش دیگری از این گفتگوی رادیویی در پاسخ به این سوال که آیا هیچ فشاری روی شما نبود که سیمرغ نقش اول مرد را به این دلیل که آقای قریبیان قرار است از سینما خداحافظی کند به ایشان بدهید، گفت: به هیچ وجه فشاری نبود. این گفتگویی بین داوران بود. بعد هم شنیدیم ظاهراً این خداحافظی آن شکلی که همه فکر می‌کردند، نیست. من آنجا گفتم که آقای قریبیان بزرگ‌تر از آن هستند که ما بخواهیم بگوییم که سیمرغ به ایشان داده شود در صورتی که انگار پارامتر بازیگری پارامتر دوم است. این یک گفتگوی درونی هیات داوران بوده است و به شکل اینکه توصیه و تدبیر یا مدیران جشنواره بوده باشد، نیست.

    «پشت صحنه» برنامه‌ای است که یک هفته در میان به صورت زنده به تهیه کنندگی امیرحسین ثقفی با اجرای مصطفی امامی و مجید یحیایی روی آنتن رادیو تهران می‌رود.

    علاقمندان می‌توانند این برنامه را این هفته تا چهارشنبه، هر شب ساعت ۲۱ روی موج اف. ام ردیف ۹۴ مگاهرتز به مدت یک ساعت بشنوند.

  • تسلیت مدیرکل دفتر موسیقی برای درگذشت ۲ موسیقی‌دان

    تسلیت مدیرکل دفتر موسیقی برای درگذشت ۲ موسیقی‌دان

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، محمد اله‌یاری، مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در پیام‌هایی جداگانه، درگذشت ابوالحسن خوشرو، پیشکسوت و خنیاگر موسیقی مازندران و مرتضی دلشب، مدرس موسیقی را تسلیت گفت.

    در پیام محمد اله‌یاری برای استاد ابوالحسن خوشرو آمده است:

    «استاد ابوالحسن خوشرو از نوازندگان و خوانندگان شاخص موسیقی مازندران است که چند دهه برای هنر و موسیقی بومی این استان، احیا  نغمه‌های حماسی و آموزش موسیقی به جوانان با جدیت تلاش کرد و موسیقی مازندران با نام و یاد و آثار استاد خوشرو پیوند خورده است. فقدان این هنرمند ارزشمند و تاثیرگذار را به خانواده گرامی‌اش و هنرمندان و دوستداران موسیقی تسلیت می‌گویم و علو درجات را از درگاه خداوند متعال برای این هنرمند زنده یاد خواستارم.»

    مدیرکل دفتر موسیقی در پیام تسلیت خود به مناسبت درگذشت مرتضی دلشب، پیشکسوت و مدرس موسیقی هم گفته است:

    «مرتضی دلشب معلم و مدرس دلسوز و هنرمند پیشکسوت موسیقی، سال‌ها بی‌دریغ برای آموزش موسیقی کوشید. درگذشت این هنرمند گرامی را تسلیت می‌گویم، روحش شاد و یادش گرامی باد.»

  • شرکت لوک بسون با وام ۱۰۰ میلیون دلاری دوباره شروع به کار کرد

    شرکت لوک بسون با وام ۱۰۰ میلیون دلاری دوباره شروع به کار کرد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، بعد از بیش از هشت ماه مذاکره، شرکت یوروپاکور متعلق به لوک بسون که در پاریس واقع است بالاخره با تامین‌کننده مالی خود یعنی صندوق نیویورکی «واین آلترناتیو اینوستمنتس» به توافق رسیده است.

    این شرکت که در بورس اوراق بهادار فرانسه هم حضور دارد، در ماه مه سال گذشته توسط یک دادگاه فرانسوی در لیست تعلیق بدهی قرار داده شد. این تعلیق بدهی اخیراً تمدید شد تا یوروپاکور بتواند برنامه بازسازی خود را تکمیل کند.

    «واین» قبول کرده به یوروپاکور یک خط اعتباری ۱۰۰ میلیون دلاری بدهد تا شرکت دوباره جان بگیرد و دوباره شروع به تهیه و ساخت مجموعه‌ای از فیلم‌های سینمایی بکند. این شرکت ۲ فیلم انگلیسی زبان و یک فیلم فرانسوی زبان در سال تهیه و توزیع می‌کند. شرکت همچنین مسئولیت تهیه‌کنندگی سریال‌های انگلیسی‌زبان را بر عهده خواهد داشت. شرکت کار توزیع را در فرانسه انجام می‌دهد اما دیگر مانند گذشته در ایالات متحده توزیع نخواهد کرد.

    یوروپاکور در ۲ سال اخیر هیچ پروژه‌ای تهیه نکرده است. بسون به فیلمسازی برای شرکت ادامه خواهد داد و با یک قرارداد پنج ساله که می‌تواند ۲ سال دیگر هم تمدید بشود، مدیر هنری شرکت باقی می‌ماند.

    آخرین فیلم این کارگردان یعنی «آنا» حدود ۳۱ میلیون دلار در سراسر جهان فروخت. این کارگردان در مسیر حرفه‌ای کارش توانسته تعدادی از پرفروش‌ترین فیلم‌های فرانسه از جمله «عنصر پنجم»، «لئون حرفه‌ای»، «لوسی» و «ربوده‌شده» را به بازارهای جهانی صادر کند.

    «واین» که در امر رسانه و صنعت سرگرمی سرمایه گذاری می‌کند، حالا در قالب این قرارداد صاحب ۶۰.۱۵ درصد از سهام یوروپاکور خواهد بود.

    از دیگر فیلم‌های این کمپانی می‌توان به «ترنسپورتر» با بازی جیسون استاتهام، «لوسی» با نقش‌آفرینی اسکارلت جوهانسون و فیلم علمی‌تخیلی «والرین و شهر هزاران سیاره» اشاره کرد.

    کمپانی «واین» همچنین سهام غالب گروه ویلج رود شو انترتینمنت را در اختیار دارد.

    تحت قراردادی که اعلام شده و تمام اعضای هیات مدیره یوروپاکور با آن موافقت کرده‌اند، سهام شرکت هولدینگ بسون یعنی فرانت‌لاین که قبلاً ۳۸ درصد بود به ۱۰.۶ درصد کاهش داده می‌شود و شرکت فاندامنتال چین که قبلاً سهامی ۲۸ درصدی داشت با ۹.۳۶ درصد سهم در شرکت باقی می‌ماند. فالکون استراتژیک پارتنرز سهمی ۶.۲۹ درصدی از شرکت خواهد داشت.

  • نمایش ۲ انیمیشن کانون در جشنواره انیفست بریتانیا

    نمایش ۲ انیمیشن کانون در جشنواره انیفست بریتانیا

    به ‌گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اداره ‌کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، ۲ فیلم‌ پویانمایی کوتاه «سگی که مرض داشت» ساخته پروین تجوید و «باد دوچرخه‌سوار» اثر نازنین سبحان سربندی در دوازدهمین جشنواره انیمیشن «انیفست کانتربری» ۲۰۲۰ بریتانیا نمایش داده می‌شود.

    این پویانمایی‌ها از تولیدات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، قرار است در یک مجموعه امروز یکشنبه ۱۱ اسفندماه ۱۳۹۸ (۱ مارس۲۰۲۰) ساعت ۱۲ در سالن اصلی جشنواره به نمایش درآید.

    همچنین جشنواره انیمیشن «انیفست کانتربری» به بهترین‌ها در بخش فیلم‌های بریتانیائی، بین‌المللی، دانشجوئی، شخصیت، صدای فیلم، طراح هنری و بهترین فیلم از نگاه تماشاگران جایزه اهدا می‌کند.

    دوازدهمین جشنواره انیفست کانتربری ۲۰۲۰ بریتانیا ۱۰ در روزهای ۱۰ و ۱۱ اسفند ۱۳۹۸ (۲۹ فوریه و ۱ مارس ۲۰۲۰) برگزار می‌شود و علاقه‌مندان به هنر انیمیشن می‌توانند علاوه بر تماشای فیلم در کارگاه‌های آموزشی و  نشست‌های نقد و بررسی فیلم نیز شرکت کنند.

    داستان پویانمایی «باد دوچرخه‌سوار» در اصل، قصه باد جوانی است که صاحب دوچرخه‌ای می‌شود. باد به وسیله دوچرخه سریع‌تر می‌وزد. بدون صرف انرژی زیاد آزادانه به هر طرف می‌رود و از گردش لذت می‌برد. از همه مهم‌تر این‌که او تنها بادی است که چنین وسیله‌ای دارد. این آزادی و قدرت تازه، به او این امکان را می‌دهد که دست به هر کاری بزند و قصه‌ پویانمایی «سگی که مرض داشت» درباره سگی است که به دلیل این‌که همه چیز می‌خورد، مریض می‌شود و پزشکان کلینیک دامپزشکی وقتی برای درمان او تلاش می‌کنند متوجه می‌شوند چیزهای زیادی خورده است. بعد از این‌که همه چیزهایی که خورده بود از شکمش بیرون می‌آورند او دوباره همه آن‌ها را می‌خورد.

    فیلم «باد دوچرخه‌سوار» با شرکت در این جشنواره پنجمین حضور بین‌المللی خود را تجربه می‌کند و انیمیشن «سگی که مرض داشت» نیز پیش از این در بخش ملی سی‌ودومین جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان اصفهان و یازدهمین جشنواره بین‌المللی پویانمایی تهران شرکت و جوایزی نیز دریافت کرده است.

  • کتابخانه‌های تهران ضدعفونی شدند

    کتابخانه‌های تهران ضدعفونی شدند

    به گزارش خبرگزاری مهر، همزمان با شیوع ویروس کرونا در کشور و پیرو توصیه‌های وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، مراکز سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران به ویژه فضاهای عمومی شامل نمازخانه، سالن‌های انتظار، کلاس‌ها و… برای مقابله با شیوع این ویروس ضدعفونی شد.

    سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران ۳۵ فرهنگ‌سرا، ۹۶ کتابخانه، ۹۶ خانه فرهنگ و مجتمع فرهنگی هنری، چهار پردیس سینمایی، ۱۲ موزه و خانه موزه، ۴ مؤسسه، ۸ مرکز فرهنگی ویژه، ۱۵۳ کتابخانه الحاقی، ۸ کتابخانه تفاهم نامه‌ای و ۱۵۱ مرکز مشارکتی فرهنگی هنری در اختیار دارد و ضدعفونی کردن این مراکز به منظور مقابله با شیوع ویروس کرونا در حال انجام است.

    پیش از این سازمان فرهنگی هنری تمامی برنامه‌های فرهنگی، هنری، ورزشی و اجتماعی در مراکز این سازمان اعم از بخش‌های آموزشی، نگارخانه‌ها و موزه‌ها را لغو و اقدام به نصب بنرهای آموزشی با موضوع کرونا در این مراکز کرده بود، اگر چه فعالیت‌های روزمره ستادی و مراکز سازمان فعال بوده و متوقف نشده است. همچنین فعالیت تمامی کتابخانه‌های سازمان نیز تا ساعت ۱۷ بوده و به جز بخش امانت، سایر بخش‌ها از جمله سالن‌های مطالعه، بخش مرجع و نشریات کودک و نوجوان تا اطلاع بعدی تعطیل خواهد بود. همچنین مجموعه‌های ورزشی این سازمان شامل آبی و غیرآبی نیز به منظور مقابله با شیوع بیماری کرونا تعطیل است.

  • نخستین دوره اهدای جایزه بزرگ سرو برگزار خواهد شد

    نخستین دوره اهدای جایزه بزرگ سرو برگزار خواهد شد

     

    نخستین دوره اهدای جایزه بزرگ سرو برگزار خواهد شد

     

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس، حمید نیلی مدیر عامل انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس گفت: قصد داریم به منظور تقدیر و تجلیل از آثار نمایشی که در طی سال اجرای عمومی داشته اند و بعضا مورد استقبال و توجه مخاطبان قرار گرفته اند، نخستین دوره جایزه بزرگ سرو را در سال ۱۳۹۹ برگزار کنیم.

    وی افزود: برای ساماندهی و جمع آوری آثار در این دوره در مرحله نخست مکاتباتی را با سازمان ها و نهادهای مرتبط نظیر حوزه هنری، سازمان بسیج هنرمندان کشور، انجمن هنرهای نمایشی سراسر کشور، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و سالن های تئاتری و تماشاخانه ها آغاز کرده ایم که جمع آوری اطلاعات لازم و ارزیابی آثار بلافاصله پس از احصا آثار توسط هنرمندان مجرب و کارشناسان هنرهای نمایشی کشور انجام خواهد شد.

    مدیرعامل انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس اضافه کرد: ان شاءالله قصد داریم کاندیداهای مورد نظر و نامزدهای بخش های این جایزه بزرگ را روز ملی تئاتر معرفی کنیم و طی مراسمی باشکوه در هفته هنر انقلاب اسلامی از آنان تجلیل و تقدیر به عمل آوریم.

    وی در پایان اضافه کرد: اطلاعات تکمیلی بعدی به زودی از طریق روابط عمومی انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس در اختیار جامعه تئاتر کشور و اصحاب رسانه قرار خواهد گرفت.

  • محمود حدادی نغمه سکوت شاعرانه را سر داد

    محمود حدادی نغمه سکوت شاعرانه را سر داد

    به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «سکونت شاعرانه» تازه‌ترین کتابِ فردریش هلدرلین، شاعر و نویسنده شهیرِ قرنِ هفدهم آلمانی‌ست که با ترجمه محمود حدادی توسط انتشارات نیلوفر منتشر شد.

    پیش از این کتاب نیز، «آنچه می‌ماند» (گزیده سی شعر و شرح آن) و «گوشه‌نشین یونان» به قلمِ هلدرلین و زندگینامه داستانی او با عنوان «پیکار با دیو» به قلم اشتفان سِوایگ با ترجمه حدادی توسط انتشارات نیلوفر منتشر شده بود.

    «سکونت شاعرانه» به نوعی در ادامه مجموعه شعر «آنچه می‌ماند» است، در این دفتر بیست و چهار شعر هولدرلین به همراه تفسیرها و شرح‌هایی به قلم مترجم و دیگر صاحبنظرانِ ادبیاتِ آلمانی آورده شده است که با توجه به پیچیده بودن و غنی بودن شعر او، این شرح‌ها از سوی مترجم ضروری بوده است.

    همچنین در انتهایِ کتاب ترجمه آخرین ویراست نمایشنامه «مرگ اِمپِدوِکلس» به قلمِ هلدرلین نیز گنجانده شده است. نمایشنامه‌ای که برای اولین بار به زبان فارسی ترجمه شده است.

    در ادامه شعری را که هلدرلین خطاب به «امید» سروده است را می‌خوانیم:

    به امید

    امید! ای نیکخواهِ گرامی!
    ای که خانۀ غمزدگان را کوچک نمی‌شماری
    و میانِ خاکیان و خدایان، ای شریف!
    شادمانه تدبیر به خیر می‌کنی،

    کجایی؟ من چندانی نزیستم، با این‌همه اینک
    غروبِ روزِ عمر نفسی سرد می‌دمد
    و من بر این خاک چون جان‌های مردگان خاموش‌ام
    و قلب‌ام –خالی از سرود- بیمناک و خمود است.

    در دامنِ سبزِ کوه آن‌جا که چشمه‌یِ زلال
    همه روز زلال زمزمه دارد
    و جاودانگیِ دل‌انگیزِ روزِ پاییزی بر من می‌شکفد
    در آن خلوت، ای گرامی به جست‌وجوی تو می‌آیم من،

    یا آن‌که به شب، وقتی که زندگیِ دشت،
    پوشیده و گرم در کار خود است
    و ستاره‌هایِ شکوفا
    گل‌هایِ جاویدانْ شادمانِ بالای سرم می‌درخشند

    هان، ای دختر اثیر، از باغستان‌هایِ پدرت
    بر من بتاب، یا اگر که میهمانِ زمین
    نمی‌توانی بود پس قلب مرا
    با شوقی دیگر، شوقی دیگر بربیانگیز.

  • هراس «کرونا» به جان غول‌های هالیوودی افتاد/ لغو اکران فیلم‌ها

    هراس «کرونا» به جان غول‌های هالیوودی افتاد/ لغو اکران فیلم‌ها

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، در حالیکه کروناویروس به پیش‌روی مرگبار خود در سراسر جهان ادامه می‌دهد، شیوع آن هالیوود را هم برای کلید زدن فیلم‌ها و سریال‌های عظیم تازه به دردسر انداخته است. در این پروسه، شرکت‌ها از کارمندان خود خواسته‌اند سفرهای کاری به کشورهایی مانند چین، ژاپن، ایتالیا و کره جنوبی را به تأخیر بیندازند و کمپین‌های تبلیغاتی نیز برای چند بلاک‌باستر بزرگ باعجله به راه افتاده‌اند.

    استودیوها برنامه‌های‌شان برای پیش‌نمایش فیلم‌هایی مانند «مولان» محصول دیزنی و «زمانی برای مردن نیست» جدیدترین پروژه جیمز باند را کنسل کرده‌اند و این می‌تواند باعث از دست رفتن ده‌ها میلیون دلار سود در گیشه‌های فروش بلیت بشود. فیلم «ورزش خونی» کمپانی سونی هم قرار بود در چین نمایش داده شود اما هنوز تاریخ اکران برای آن تعیین نشده است.

    بیشتر این فیلم‌ها هنوز تأیید رسمی را از مسئولان چینی مبنی‌بر داشتن اجازه نمایش در این کشور دریافت نکرده‌اند و به نظر نمی‌رسد این اتفاق به زودی بیفتد چون سینماها بسته هستند. همچنین به نظر می‌رسد تاریخ اکران چند فیلم از جمله «مولان»، «کینه» و «پیشروی» در ایتالیا به تعویق خواهد افتاد.

    بر این اساس هیچ فیلم بزرگ آمریکایی این هفته در ایتالیا اکران نمی‌شود.

    بیشتر استودیوهای بزرگ فیلمسازی شروع به جمع‌آوری تیم‌های مشاوره برای کروناویروس کرده‌اند. این تیم‌ها شامل اعضای تهیه، بازاریابی، تأمین مالی و منابع انسانی می‌شوند تا بتوانند اثر بالقوه این بیماری را بسنجند. بخشی از وظیفه آن‌ها این است که ببینند چطور کارکنان مناطق تحت‌تأثیر ویروس می‌توانند ایمن بمانند. در بعضی موارد آن‌ها از افراد می‌خواهند از خانه کار کنند و مطمئن می‌شوند تکنولوژی لازم برای عملی کردن این کار وجود دارد.

    در عین حال استودیوها سعی دارند بفهمند زمان اکران کدام فیلم‌های بزرگ را باید تغییر دهند تا فیلم‌ها جایی که کروناویروس در حال گسترش است پخش نشوند. آن‌ها همچنین ارزیابی می‌کنند چنین حرکت‌هایی می‌تواند چه اثری بر دیگر فیلم‌هایی داشته باشد که قرار است اواخر ۲۰۲۰ یا ۲۰۲۱ اکران بشوند.

    مدیران اجرایی استودیوها بر این باور هستند که بسته شدن سالن‌های سینما در چین و ایتالیا و همچنین گسترش بیماری در بازارهای بزرگی مانند کره جنوبی می‌توانند منجر به از دست رفتن میلیاردها دلار فروش در بلیت سینما شوند.

    فیلم «مولان» که یک پروژه ۲۰۰ میلیون دلاری با مجموعه‌ای از بازیگران آسیایی است مشخصاً امیدوار بود بتواند در بازارهایی مانند چین فروش بالایی داشته باشد، اما حالا ممکن است ماه‌ها این فیلم اکران نشود.

    فیلم جدید جیمز باند، «زن شگفت‌انگیز: ۱۹۸۴» و نهمین فیلم از مجموعه «سریع و خشمگین» هم از دیگر فیلم‌های بزرگی هستند که قرار بود طی ماه‌های آینده اکران شوند و حالا ممکن است تحت تأثیر گسترش ویروس قرار بگیرند. جدیدترین ماجراجویی مأمور ۰۰۷ قرار بود ابتدا یک گردش تبلیغاتی در چین، کره جنوبی و ژاپن داشته باشد اما حالا همه این برنامه‌ها کنسل شده‌اند.

  • «لانچر ۵» ادامه دارد/ حوالی تابستان ۹۹ به تئاتر مستقل بازمی‌گردیم

    «لانچر ۵» ادامه دارد/ حوالی تابستان ۹۹ به تئاتر مستقل بازمی‌گردیم

    مسعود صرامی یکی از کارگردان‌های نمایش «لانچر ۵» که ادامه اجراهایش در تماشاخانه ایرانشهر فعلا لغو شده است درباره این اتفاق به خبرنگار مهر گفت: قرار بود این نمایش تا ۲۳ اسفند ماه در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه برود اما با ادامه لغو اجراها تا ۱۶ اسفند ماه عملا تنها ۲ هفته از اجرای نمایش باقی مانده که البته این اتفاق در حالی است که با توجه به شیوع بیماری کرونا فعالیت تماشاخانه‌ها و مراکز فرهنگی تا پایان سال به حالت تعلیق در نیاید.

    وی ادامه داد: این روند برای حفظ جان هموطنانمان منطقی است اما مساله مورد توجه این سردگمی است که برای همه گروه‌های تئاتری پیش آمده است. به نظر می‌رسد خود سالن‌دارها هم با این سردرگمی مواجه هستند و هنوز تصمیمی برای مدیریت ماجرا نگرفته‌اند. امیدوارم هرچه زودتر ابلاغیه و دستورالعملی برای اینکه گروه‌ها بدانند قرار است چه وضعیتی داشته باشند، صادر شود چون این تنش‌ها روی گروه‌ها تأثیر گذاشته است.

    صرامی درباره تاثیر این اتفاقات روی گروه نمایش «لانچر ۵» بیان کرد: چون این نمایش چند ماه روی صحنه بوده ممکن است به نظر برسد وضعیت ما از گروهایی که تازه اجرایشان را شروع کرده بودند، بهتر باشد در حالی که گروه ما نیز روی دستمزد و برآورد مالی نمایش در یک ماه آخر اجرا برنامه‌ریزی کرده بود. البته همه ما می‌دانیم که این اتفاق تنها برای ما نیست و کل جامعه را درگیر کرده است اما معتقدم این مساله روی هنرمندان تئاتر تاثیر بیشتری داشته است.

    این کارگردان تئاتر درباره ادامه پیدا کردن اجراهای این نمایش توضیح داد: طی صحبت‌هایی که انجام شده به احتمال زیاد نمایش «لانچر ۵» حوالی تابستان مجددا در تئاتر مستقل تهران به صحنه خواهد رفت.

    صرامی در پایان درباره تاثیری که موفقیت این نمایش بر کارهای آینده او و دیگر افراد گروه خواهد گذاشت، گفت: مطمئناً با توجه به موفقیتی که این نمایش به دست آورده برنامه ریزی کار بعدی برای ما سخت تر خواهد بود و ناخواسته محتاط تر عمل می کنیم. البته امیدوارم این محتاط بودن منجر به بی عملی در کار بعدی‌مان نشود. من و پویا سعیدی حتما اصراری به همکاری مشترک در آینده نداریم اما بیشتر تلاشمان این است که چه در مقام همکاری مشترک و چه به صورت انفرادی بتوانیم اثری با کیفیت به صحنه ببریم.

    امیر نوروزی، میلاد چنگی، مجید یوسفی، محمد حق‌شناس، پویا سعیدی، مرتضی سلطان محمدی، باسط رضایی، حامد محمودی، مجتبی یوسفی، فرشید روشنی، امیرحسین احمدی، منصور نصیری، پویا عربگری، علی چایچی بازیگران نمایش «لانچر ۵» هستند که دور آخر اجراهای خود را در تماشاخانه ایرانشهر سپری می‌کرد.