به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فیلم، نخستین فیلم بلند سینمایی ادوین خاچیکیان با نام «باباسیبیلو» به تهیهکنندگی احمد احمدی مقابل دوربین خواهد رفت.
ادوین خاچیکیان فرزند مرحوم ساموئل خاچیکیان از کارگردانان سینمای ایران است.
ادوین خاچیکیان در تعدادی از آثار ساموئل خاچیکیان به عنوان تدوینگر و دستیار کارگردان حضور داشته است.
پوران درخشنده کارگردان سینمای ایران که مدتهاست در انتظار بوجود آمدن شرایط مناسب برای تولید فیلم سینمایی «هیس پسرها فریاد نمیزنند» است، در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: متاسفانه نزدیک به ۲ سال است که برای ساخت این فیلم سینمایی در تلاش هستم اما تا امروز موفق به ساخت این پروژه سینمایی نشدهم. فکر میکردم آنقدر مردم برای متولیان دولتی مهم هستند که وقتی یک فیلمساز اجتماعی به دنبال ساخت یک فیلم با موضوع اجتماعی است، شرایط برای تولید آن را فراهم کرده است.
وی بیان کرد: ۲ سال تمام به اتفاق آرا شورای پروانه ساخت برای تولید این پروژه سینمایی مجوز ساخت صادر نکرد، متاسفانه ۲ سال تمام عمر من برای دریافت پروانه ساخت این فیلم به هدر رفت، در نهایت باتوجه به اتفاقاتی که در جامعه رخ داد، پروانه ساخت این فیلم سینمایی صادر شد.
این کارگردان سینما تاکید کرد: نزدیک به یک سال است که بعد از دریافت پروانه ساخت، به دنبال تولید «هیس پسرها فریاد نمیزنند» هستم اما آنقدر شرایط تولید در سینمای ایران بد شده است که ساخت یک فیلم برای یک کارگردان مستقل بسیار سخت است. در واقع با وجود پولهایی که وارد سینما شده است، دستمزد عوامل به خصوص بازیگران آنقدر زیاد شده است که کارگردان سینمای مستقل نمیتواند از پس آن برآید.
وی با اشاره به اینکه معلوم نیست این پولهای مشکوک از کجا آمده است که میتوانند هر دستمزدی را در هر شرایطی به عوامل یک فیلم بدهند، توضیح داد: در این شرایط فیلمسازان اجتماعی نمیتوانند فیلم خود را بسازند. برای ساخت این فیلم به سرمایه گذاران مختلف اعلام کردم که ۵۰ درصد از بودجه این فیلم را تامین میکنم و ۵۰ درصد دیگر را سرمایه گذار، اما نتوانستم ۵۰ درصد بودجه لازم و حلال برای این فیلم پیدا کنم.
کارگردان فیلم سینمایی «هیس دخترها فریاد نمیزنند» تاکید کرد: از طرف دیگر، زمانی که صرف دریافت پروانه ساخت و تامین بودجه این فیلم سینمایی کردم باعث شد تا از جامعه خودم و مشکلاتی که مردم با آن درگیر هستند، عقب بمانم و باید فیلمنامهام را از نوع مینوشتم چرا که جامعه خیلی جلوتر از من پیش میرود و ما به دلیل نبود شرایط مناسب برای تولید از جامعه عقب میمانیم.
وی ادامه داد: به عنوان یک فیلمساز اجتماعی باید بگویم که من برای مردم فیلم میسازم و نمیتوانم خود را از جامعه عقب نگه دارم، بنابراین تاکید میکنم که هزینههای بالای تولید باعث شده که نتوانیم به موقع و در شرایط مناسب فیلم بسازیم و این خود یک معضل بزرگ برای سینما است.
کارگردان فیلم «شمعی در باد» بیان کرد: بعد از تلاشهای بسیار میخواستم پیش تولید این پروژه را آغاز کنم که متاسفانه با شیوع ویروس کرونا نتوانستم پیش تولید را شروع کنم، در حال حاضر در انتظار این هستم که چه زمانی ویروس کرونا در کشور ما از بین برود تا بتوانیم این کار را شروع کنیم.
درخشنده در پایان گفت: در حال حاضر پزشکان و ماموران خدماتی جان برکف برای جامعه کار میکنند و من از همیجا از آنها تشکر میکنم و آرزو میکنم که هرچه سریعتر جامعه ما از این مساله رها شود. امیدوارم هرچه سریعتر امکانات برای مقابله با این ویروس در کشور فراهم شود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی برنامه، ویژه برنامه زنده «نوروز در راه است» همزمان با شب میلاد با سعادت حضرت علی(ع) از شنبه ۱۷ اسفند ماه ساعت ۲۰:۴۵ روی آنتن شبکه پنج سیما میرود.
سیدمرتضی عمادی مدیر گروه تهران و شهروندی با بیان این خبر گفت: این جنگ تلویزیونی با رویکرد تجلیل از شهروندان خدمتگزار در ارگانهای مختلف شهری تهران طراحی شده است. حضور هنرمندان نام آشنا کشور در کنار شهروندان خدوم تهرانی در مشاغل مختلف حال و هوای تازهای در این ویژه برنامه به همراه خواهد داشت.
عمادی درباره نحوه انتخاب شهروندان خدوم تهرانی توضیح داد: شهروندان خدوم تهرانی با رای مخاطبان انتخاب شده و به شهروند منتخب نیز از سوی شبکه پنج سیما تندیس شهروند خدوم نمونه سال ۹۸ اهدا خواهد شد، همچنین برای مشارکت بیشتر مخاطبان نیز هر شب به پنج نفر از مخاطبان که در این رایگیری شرکت کرده باشند به قید قرعه جوایزی اهدا خواهد شد.
مدیرگروه تهران و شهروندی اضافه کرد: مقدمات معرفی شهروندان خدوم از سوی ارگانهای مربوطه حدود بیست روز به طول انجامید و با اجماعِ نظرات کارشناسان سه شهروند به مخاطبان معرفی و از بین سه نفر از هر ارگان، یک شهروند که بیشترین رای مردمی را کسب کرده باشد، به عنوان شهروند خدوم نمونه معرفی خواهد شد.
وی تاکید کرد: برشی از زندگی و خدمات این شهروندان در قالب مستندی کوتاه در طول برنامههای شبکه پنج پخش خواهد شد تا مخاطبان برای رای با آنان بیشتر آشنا شوند.
عمادی یاد آور شد: در بخشی از برنامه به کسانی که برای خدمت به مردم جامعه از جان خود مایه گذاشتند از سوی شبکه پنج سیما لوح ایثار تقدیم خواهد شد.
مدیر گروه تهران و شهروندی در پایان این گفتگو تاکید کرد: امیدوارم بتوانیم در روزهای سختی که مردم عزیزمان سپری میکنند با تلاش همکارانمان برنامهای جذاب و سرشار از نشاط تقدیم حضور هموطنان عزیزمان کنیم.
ویژه برنامه «نوروز در راه است» در گروه تهران و شهروندی شبکه پنج سیما و به تهیه کنندگی فرشید محمودی و کارگردانی امیر فروتن و اجرای مسعود روشن پژوه به مدت ۸ شب روی آنتن میرود.
به گزارش خبرگزاری مهر، واحد ارتباطات، آموزش و پژوهش مجموعه تئاتر شهر روز جمعه ۱۶ اسفند ماه با صدور اطلاعیه ای درباره نحوه اعلام برنامه های آینده تالار های این مجموعه در سال ۹۹ و اجراهای به تعویق افتاده اسفند ماه سال ۹۸ توضیحاتی را ارائه داد.
در متن این اطلاعیه آمده است:
«با ضرورت پیش آمده در تعطیلی ناگزیر فعالیتها در مراکز عمومی عرضه آثار هنری، از جمله تالارهای اجرای نمایش، در اطلاعیههای اخیر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و تأسی از دستورالعملهای بهداشتی ستاد ملی مبارزه با بیماری کرونا، و به جهت اولویت غیر قابل انکار حفظ سلامت تماشاگران، هنرمندان و کارکنان و همچنین جلوگیری از گسترش و شیوع بیشتر این ویروس، مجموعه تئاتر شهر در تعامل و رایزنی با گروههای نمایشی تا پایان سال جاری اجرایی را روی صحنه نخواهد داشت. همچنین تمرین و آماده سازی نمایش و سایر خدماتی که باعث اجتماع افراد در این مجموعه میشود نیز به دلایل بهداشتی ممکن نخواهد بود.
در صورت مساعد شدن شرایط و ارائه مجوز رسمی فعالیت مجدد بر اساس اطلاعیهها و ابلاغهای رسمی از سوی مراجع ذیصلاح، نمایشهایی که در پایان سال و در تالارهای پنجگانه مجموعه تئاتر شهر روی صحنه بودند از تاریخ پنجم فرودین ۱۳۹۹ به اجرای خود ادامه خواهند داد.
با وجود اینکه در ایام تعطیلی فعالیت این مجموعه پاکسازی و ضد عفونی کردن اماکن موجود صورت پذیرفته ، برای از سرگیری فعالیتهای اجرایی، کارکنان مجموعه تئاتر شهر با همکاری و همدلی هنرمندان ، تدابیر بهداشتی لازم و سالم سازی فضای حضور تماشاگران را برای تضمین هر چه بیشتر تندرستی همه هموطنان در این مجموعه فرهنگی و هنری فراهم خواهد نمود.
لازم به ذکر و تأکید است که بنا بر همین ضرورت و تأخیر و تمدید اجراهای نمایشی ، به ناگزیر جدول از پیش تعیین شده سال ۱۳۹۹ در این مجموعه دستخوش تغییر خواهد شد و ضمن احترام به کوشش و برنامه ریزی تمامی گروههای گرامیِ در نوبت اجرا و سپاسگزاری از صبوری و حسن تعامل و همکاری ایشان ، برنامه جدید به محض از سرگیری دوبارهی اجراها و اطمینان از قطعیت زمانبندیها تعیین و به گروههای محترم اعلام و ابلاغ خواهد شد. گفتنی است که تغییر برنامه های جدول اجرای این مجموعه در سال آینده ، چنان که پیش از این نیز مد نظر قرار گرفته بود، متناسب با زمانبندی برگزاری جشنواره های بین المللی نمایش عروسکی و تئاتر فجر و تناسب نوع و شرایط نمایش ها با مناسبت های موجود در تقویم سالانه صورت خواهد گرفت.
کوشش مجدانه مجموعه تئاتر شهر همدلی، همکاری و تعامل سازنده با تمامی دست اندرکاران و مخاطبان هنر نمایش است تا گذار از این شرایط ویژه ، با کمترین آسیب و تنگنا صورت پذیرد و بنا بر همین سیاست کاری، تماس و گفت و گوی مستمر را با سرپرستان گروههای اجرایی جهت تأمین امکانات مناسبتر و متناسب با شرایط موجود پی خواهد گرفت.
مجموعه تئاتر شهر ضمن آرزوی تندرستی و سلامت برای یکایک هموطنان و هنرمندان، صمیمانه از تلاشهای ایثارگرانهی پزشکان، پرستاران و کادر گرانقدر درمان و تمامی کسانی که در هر کسوت ، جایگاه و نهادی در مبارزه با فراگیری این بیماری کوششهای بی دریغ میکنند سپاسگزار است و امیدوار است در آیندهی نزدیک با حضور درخشان هنرمندان عزیز تئاتر روی صحنههای این مجموعه در افزایش نشاط ، امید و روحیهی سازنده جامعه نقش فرهنگی خویش را ایفا کند.»
«چارلی و کارخانه شکلاتسازی» در نتفلیکس انیمیشن میشود
«چارلی و کارخانه شکلاتسازی» در نتفلیکس انیمیشن میشود
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، کارگردان مشهور نیوزیلندی قصد دارد داستان مشهور «چارلی و کارخانه شکلاتسازی» را در قالب دو سریال انیمیشن برای نتفلیکس بازسازی کند.
تایکا وایتیتی سازنده «جوجو خرگوش» قصد دارد دو سریال انیمیشن یکی بر مبنای جهان «چارلی و کارخانه شکلات سازی» و دیگری بر مبنای شخصیتهای این جهان داستانی بسازد.
وایتیتی که جایزه اسکار را برای فیلمنامه اقتباسی «جوجو خرگوش» برده نویسندگی، کارگردانی و تهیهکنندگی اجرایی هر دو پروژه را نیز انجام میدهد.
این دو پروژه برمبنای رمان رولد دال که سال ۱۹۶۴ برای کودکان نوشته شده ساخته میشود و درباره ماجراهای چارلی نوجوان در کارخانه شکلاتسازی ویلی وانکا است.
نتفلیکس گفته است: سریالها روح داستانهای رولد دال را ارایه خواهد کرد اما دنیا و شخصیتهای جدیدی را ارایه میکند که فراتر از آن چیزی است که در کتاب رولد دال ارایه شده و البته پر از شوخیهایی در عمل و ترانههای جذاب خواهد بود.
این غول استریم در عین حال آشکار کرده که امضای این دو قرارداد به معنی یک همکاری بزرگ و دامنهدار با کمپانی داستان رولد دال است و بسیاری از داستانهای این نویسنده نامدار از جمله «ماتیلدا»، «غول بزرگ مهربان» و دیگر داستانهای وی برای پروژههای بعدی مد نظر است.
وایتیتی سازنده «ثور: رگناروک» و «آنچه ما در سایهها انجام میدهیم» پیشتر نامزدی اسکار را برای فیلم کوتاه «دو ماشین، یک شب» کسب کرده بود. او اکنون در حال مراحل پس از تولید فیلم بلند «گل بعدی میبرد» است و در عین حال باید نویسندگی و کارگردانی فیلم بعد ثور را نیز انجام دهد. او کارگردانی فصل اول «ماندالارویان» را برای دیزنی پلاس انجام داده است.
جدیدترین نسخه داستان «چارلی و کارخانه شکلاتسازی» سال ۲۰۰۵ توسط تیم برتون با بازی جانی دپ ساخته شد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی برنامه، برنامه تلویزیونی «نقد سینما» جمعه ۱۶ اسفند ماه ساعت ۲۲ بهصورت زنده از شبکه پنجم سیما پخش میشود.
باتوجه به شرایط خاص موجود در کشور و شیوع ویروس کرونا که باعث تعطیلی سینماهای سراسر کشور نیز شده است، برنامه نقد سینما در ادامه مباحث هفته گذشته و این بار به صورت دقیقتر به «سینمای بحران» میپردازد.
در این قسمت بهروز افخمی مجری «نقد سینما» به همراه امیررضا مافی منتقد و کارشناس برنامه، سیدحسین شهرستانی کارشناس فرهنگی و مصطفی مرشدلو پژوهشگر سینما در رابطه با «سینمای بحران» صحبت میکنند و به مرور عملکرد سینماگران ایرانی در پرداختن به این ژانر و روایت قصههای مربوط به بحرانهای تاریخی و اجتماعی میپردازند.
برنامه تلویزیونی «نقد سینما» به تهیهکنندگی یوسف بچاری و با اجرای بهروز افخمی هر هفته جمعه شب روی آنتن شبکه پنج میرود.
میکاییل شهرستانی بازیگر و کارگردان تئاتر که قبل از تعطیلی تماشاخانهها به دلیل جلوگیری از شیوع بیماری کرونا نمایش «آگوست در اوسیج کانتی» را در خانه نمایش مهرگان روی صحنه داشت درباره وضعیت اجرای این اثر نمایشی به خبرنگار مهر گفت: اجرای نمایش ناگزیر تا عادی شدن شرایط به تعویق میافتد و متاسفانه با این اتفاق گروه دچار ضرر و زیان زیادی شده است چون برای ساخت دکور، تهیه آکسسوار و طراحی لباس و گریم نمایش ۱۲۰ میلیون تومان هزینه کرده بودیم و با این وضعیت خسارت زیادی به ما وارد شده است. تنها هزینه گریم ۸ روز اجرای نمایش ۳ میلیون تومان شده که برای ما بازگشتی نداشته است.
این کارگردان و مدرس تئاتر یادآور شد: نمایش «آگوست در اوسیج کانتی» گل سرسبد کارهایم است و متاسفم که این اتفاق برایش رخ داد اما شرایط به گونهای است که واقعا نمیشد به کار ادامه داد چون سلامتی مردم به مخاطره میافتاد و هیچ چیز بالاتر از حفظ جان هموطنانم نیست. البته هر روز با گروه در ارتباط هستم و با تمهیداتی که اندیشیدیم هرکدام از بچهها به صورت انفرادی تمرین میکنند و من نیز روی کارشان نظارت دارم.
وی بیان کرد: جدا از خسارت مالی که این اتفاق به تماشاخانهها وارد کرده است، گروهها هم متضرر شده اند. البته آقای علینژاد مدیر تماشاخانه مهرگان به من لطف داشتند و قرار شد بعد از عادی شدن وضعیت اجرای نمایش از سر گرفته شود اما مساله مهم مخاطبان هستند چون برخی از آنها داغدارند و بسیاری هم فعلا حوصله به تئاتر آمدن ندارند و برخی دیگر هم اعتمادشان را از دست داده اند و باور نمیکنند که این ویروس ریشه کن شده و سالنها از لحاظ بهداشتی ایمن هستند.
شهرستانی افزود: معتقدم نمایشهایی که در اسفند ماه اجرا رفتند قربانی شرایط پیش آمده شدند و همه ما تحت فشار هستیم. اداره کل هنرهای نمایشی هم با وجود قولهای مساعدی که داده حتما با محدودیتهایی روبرو است بنابراین این وظیفه دولت است که خسارتها را جبران کند. با اتفاق رخ داده بسیاری از مشاغل و اصناف در حال تعطیل شدن هستند و تئاتر نیز از این قاعده مستثنی نیست بنابراین دولت باید به کمک مردم بیاید و پاسخگوی مطالباتشان باشد؛ اتفاقی که در کشورهای دیگری که درگیر بیماری کرونا شده اند در حال رخ دادن است.
وی ادامه داد: در تمام طول سالهایی که فعالیت میکنم به جز مواقعی که در سالنی دولتی مثل تئاتر شهر در اثری بازی یا کارگردانی داشتم که آن هم هر چندین سال یکبار میسر میشود، هیچ کمکی به من و گروهم نشده است در صورتی که ۲۷ سال است مشغول آموزش و تربیت بازیگران جوان هستم و نزدیک به ۱۸ سال است که هنرجویان بی تجربه را از پایه برای روی صحنه رفتن آماده میکنم و سالی ۳۰ – ۴۰ هنرجو را برای ورود به دنیای حرفهای تئاتر آموزش میدهم. در واقع به نوعی در حال کارآفرینی هستم اما دریغ از یک خسته نباشید.
شهرستانی در پایان صحبت هایش متذکر شد: آرزوی سلامتی برای همه هموطنانم دارم و امیدوارم این بیماری هرچه زودتر از بین برود و ضرر و زیانهایی که به اهالی تئاتر وارد شده جبران شود اما اعتقاد عقلی من این است که تا تابستان نتوانیم مخاطبان واقعی تئاتر را جذب کنیم از همین رو باید فکری به حال این وضعیت کرد.
نمایشنامه «آگوست در اوسیج کانتی» توسط تریسی لتس نوشته و به قلم آراز بارسقیان ترجمه شده است و بازیگرانی همچون زهره یعقوبی، شیرین فرخنده نژاد، مریم فرح آبادی، بهادر باستان حق، ماهی مشیری، هانا استیفایی، نفیسه ناصری، حسین زنگنه، مهدی ارجمند، سارا اسد سلیمانی، سامره حسن زاده، مسعود آشوری، علی قنبرزاده در آن ایفای نقش میکنند.
در خلاصه این نمایش ۷۵ دقیقهای آمده است: بورلی وستون معلم و شاعر سابق، چند روزی است از خانه خارج شده و هنوز باز نگشته. همسرش وایولت که بیمار است دخترانش را از موضوع باخبر میکند. آنها به اوسیج کانتی میآیند و در تابستانی سوزان در خانه پدری جمع میشوند که خبر میرسد پدرشان …
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی انجمن سینمای جوانان ایران، فیلمهای «ذبح» به کارگردانی برادران سامکو (سامان حسینپور و آکو زندکریمی) و «امتحان» ساخته سونیا حداد در سومین دوره جشنواره «سوندسوال» سوئد حضور دارند و با بیست و دو فیلم دیگر از کشورهای آمریکا، فرانسه، اتریش، سوئد، هند، چین، سنگاپور، کانادا، کره جنوبی، بلژیک، بلغارستان، لبنان، سوریه، ایتالیا، صربستان، انگلیس و رومانی به رقابت خواهند پرداخت.
سومین دوره جشنواره سوندسوال (Sundsvall) که مختص فیلمهای کوتاه است، در شهری با همین نام در کشور سوئد از ۱۱ تا ۱۵ مارچ برابر با ۲۱ تا ۲۵ اسفندماه برگزار میشود.
در روزهای همهگیری ویروس کرونا بسیاری از صفحات مجازی آکنده از پیامها و تحلیلهایی با موضوع این بیماری فراگیر شده است. از صفحاتی شامل دشنام و حرفهای عصبی تا صفحاتی که دعوت به شادی میکند و مطالعه کتاب! در این میان معدود صفحات و افرادی را میتوان یافت تا روایتهایی داستانی و کوتاه درباره وجوه اجتماعی و فرهنگی این بیماری تولید و منتشر کرده باشد. محمد رضا بایرامی نویسنده صاحب سبک معاصر در روایتی داستانی و کوتاه که به نظر میرسد مستند نیز هست، نگاهی به وجوه مختلف مواجهه مردمی با این بیماری انداخته است؛ نگاهی که به تعبیر خود او میان منِ خوشبین و بدبین راوی در حال حرکت است. متن این روایت داستانی که نسخهای از آن برای انتشار در اختیار مهر قرار گرفته است را در ادامه میخوانید:
یک هفته بود که دنبال اسپری سادهای مثل سالبوتامول میگشتم. حالا و بعد بیست روزی مراقبت، معلوم شده بود تب ناگهانی فقط تب ناگهانی بوده و ربطی به چیزهای دیگر نداشته! ولی سرفه این رفیق همیشگی کم نشده بود و باید فکری برای کاهشش میکردم به خصوص از جهت مردمداری و یا به عبارت دقیقتر، مردم نیازاری. وقتی میآمد، انگار خمپاره ۱۲۰ منفجر میشد بین جماعت. هرکس به سویی میگریخت تا ترکش نگیردش. ماسک هم که نداشتم! سالبوتامول اما پیدا نمیشد. انگار بذرش را ملخ خورده بود، با اینکه ملخها هنوز مشغول خوزستان بودند و جلوتر یا بالاتر نیامده بودند.
رفتم داروخانهی جلوی باغ سیب محلهمان. در میان انبوه درخواست کنندگان ماسک و “نه” شنوندگان، صدایم را بردم بالا و ضمن نشان دادن نسخه، به متصدی پذیرش که بعد فهمیدم مسؤول داروخانه هم هست گفتم: این دو تا رو دارید؟ خیلی لازمه!
ماسک و عینک، چیزی از صورتش باقی نگذاشته بود ولی باز معلوم بود که گیج میزند. حسابی! چشمانش دودویی کرد و دهانش هم گویا جنبید بی آنکه چیزی شنیده شود. به جای او اما، صدای دیگری گفت: دروغگو! میخوای بدم آزمایشگاه و اگه درست نگفتی با دستبند ببرندت دادگاه؟
با تعجب برگشتم جوابش را بدهم. دیدم جوانی است و با من هم نیست و با مسؤول داروخانه است خطابش. چه خبر بود!؟ کم کم متوجه شدم او به عنوان مشتری وارد داروخانه شده و ضدعفونی کنندهی دست خریده و حالا کاشف به عمل آمده تقلبی است و داروخانه هم زیر بارش نمیرود و یا میگوید خبر نداشته! جوان هم پیازداغش را زیاد کرده بود که از کجا معلوم سرطانزا نباشد؟ و او را کشیده بود زیر اخیه: ” تو که دکتری! عوارض “تولوئن” رو میدونی! “
به جز جناب دکتر مسؤول، سه چهار خانم نسخهپیچ و فروشنده هم بال بال میزدند تا بلکه از دست مرد که حالا معلوم میشد تعزیراتی است، قسر در بروند. بازخواست تشرآمیز اما تمامی نداشت.
“ماسکهاتونو کجا گذاشتین؟ “
“ماسک!؟ ماسکمون کجا بود آقا؟ ماسک نداریم که. “
مرد با اطمینان گفت: “پس چرا به مردم گفتی ساعت یازده بیان!؟ “
“کی گفته؟ “
درهمین وقت پیرزنی مثل خروس بیمحل وارد شد: “ببخشید ماسک اومد؟ “
یکی از زنها جواب داد نه مادر!
خانم پیر اما دست بردار نبود: “دیر اومدم؟ تموم شد؟ “
نه! اصلاً نیومده!
وسط این دعوا، دوباره دفترچه را کردم تو چشم مسؤول! نگاه کرد و سرِ گیجش را تکان داد که یعنی داریم. نفس راحتی کشیدم. دوندگی خطرناکِ از تهران شروع شده، تمام شده بود. خدا را شکر. دفترچه را داد دست خانمی. خانمه رفت پشت قفسهها و گم شد.
جوان تعزیراتی بدون اجازه پیچید آن طرف پیشخوان و شروع کرد به گشتن و هم زدن. دنبال ماسک بود احتمالاً. پیدا نکرد. رفت بیرون.
خانمه برگشت. مرا نگاه کرد.
“مال شما بود؟ “
“بله! “
” نداریم آقا! “
” اون آقا که چیز دیگهای گفت! “
جواب نداد. دفترچه را گذاشت جلوی مقام مسؤول که حالا به نظر میآمد برعکس دیالوگ آن فیلم قدیمی دوئلِ احمدرضا درویش، مقام دارد و مسؤولیت نه!
جوان تعزیراتی برگشت. مسؤول داروخانه حواسش به او بود، اما به من گفت: “فقط یکشو داریم! آبیه! نارنجیه که اصلیه، نیست! “
گفتم: همون یکی رو بده! “
میدانستم همین فرصت نیمبند هم ممکن است دیگر به دست نیاید و یاد حکایت مرد به حج رفته و قاضی و حاکم میافتادم و ترفندی که برای رهایی امانت از خیانت اندیشیده میشد!
مرد جوان باز هم رفت بیرون. معلوم نبود چرا اینقدر بیرونروی دارد. برخی از مردمِ در جستوجوی ماسکی که مرتب داخل میشدند، فهمیده بودند چه خبر است. یکیشان یواشکی دمت گرمی گفت قبل بیرون رفتن.
مسؤول داروخانه دفترچهی مرا برگرداند: برو جای دیگه! آبیه رو اگه بدم، برگ دفترچه رو میکنم ها!
گفتم: بکن! نکندی هم آزاد حساب کن!
این بار خودش رفت پی گشتن. جوان تعزیراتی دوباره داخل شد. تازه فهمیدم چرا هی بیرون میرفته: ماشینت کجاست؟
قاطع و مچگیرانه پرسیده بود.
آقای دکتر، دفترچهی من به دست، یخ کرد انگار: ماشین!؟ ماشین ندارم!
“تو ماشین نداری!؟ باور کنم؟ بازم دروغ میگی! “
“منظورم اینه ماشین نیاوردم! ماشینم تو خونه ست! “
“یعنی تو این وضعیت که همه از وسیله شخصی استفاده میکنن، با تاکسی اومدی!؟ ببین! به پیشونی من نگاه کن! چیزی نوشته!؟ “
بدجوری دکتر را انداخته بود گوشهی رینگ. دوباره رفت بیرون. غرق فکر شدم و آواره بین تصویر و تحلیل. “من خوش بین”، مرد جوان را حماسهای مییافت سیمرغوار که پرش را آتش زده بودند و گویی ناگهان از میان اساطیر سر رسیده بود برای نجات مردم. همان اول واگیری، تنها ماسک فیلتردارم را سر اسکندری تهران به ۴۵,۰۰۰ تومان ناقابل خریده و بعد، آن را هم نیافته بودم دیگر. حالا شاید اوضاع بهتر میشد.
“من بدبین” اما میگفت این ترساندن فقط برای بالا بردن نرخ معامله است. آخرش مینشینند و تفاهمنامهی نانوشتهشان را امضا میکنند و دوتایی میخندند به ریش ما مردم. تازه، چه کسی قادر است جلوی مافیای با تجربه و آموزش دیده و جاافتادهی دارو و اقلام پزشکی را بگیرد؟
من خوش بین داد زد ناجی!
من بدبین گفت کاسب و به عنوان مضاف الیه، کلماتی مثل تحریم و جنگ و سیل و زلزله و کرونا و همه چی را هم به مضاف کاسب افزود. معلوم بود عصبانی است.
من خوشبین اما تسلیم بشو نبود. حضور ناگهانی مرد در این شرایط ناامیدی و در حالی که دولتمردان هی قول بهتر شدن اوضاع را میدادند یا دم از تولید و کشف اقلام احتکار شده میزدند و با این حال در سطح کشور هیچ جا ماسکی پیدا نمیشد، جالب بود. حس خوشایندی ایجاد میکرد که تا مدتی معلوم نبود از کجا میآید تا اینکه من خوشبین یاد “سایه ملخ” افتاد و دریافت به نوعی قبلاً تجربه و زندگی کرده این حس را. ملخها به عنوان نمادی از جنگ در سال ۵۹ به کشور حمله میکردند تا همه چیز را نابود سازند. مردم دست خالی هم هرچهقدر سعی میکردند با آنها مقابله کنند، موفق نمیشدند. آخرش هم خسته و ناامید و درمانده، تکیه میدادند به دیوارها و با حسرت و اندوه بیپایان، نابودی مزارعشان را نگاه میکردند تا اینکه ناگهان میشنیدند صدای خوش پرندگانی را و سر بالا میآوردند و میدیدند دستهی کاکلیها از راه رسیدهاند و مشغول شکار ملخها هستند و ورق در حال برگشتن است!
من خوشبین میگفت در این لحظات سخت، نباید نیمهی خالی لیوان را دید. حقهبازها، دزدها و کسانی که از مرگ بیزینس میساختند، همواره وجود داشتند. اما آدمهای شرافتمند و مسؤول هم همچنان بودند. پزشکانی که جان خودشان را به خطر انداخته بودند و پرستارانی که به راستی میدرخشیدند. حتی آن بیمار میدان انقلاب هم قبل از اینکه کرونا از پای دربیاوردش، مسوولانه به دیگران گفته بود به من نزدیک نشوید و مریضم! و درود به شرفش!
مرد جوان بیرون بود و من خوشبین میخواست چیزی بگوید اما من بدبین زرنگی کرد در آغاز دیالوگ بیرونی. به دکتر داروخانه گفت:
“گیر بد گرگی افتادهی داداش! این بابا اگه اهل خلاف باشه، حسابی بار خودشو میبنده تو همین یکی دو ماه! “
دکتر آنقدر حواسش پرت بود که گمانم حتی متوجه نشد دقیق چه میگویم. شاید هم میخواست جواب بدهد که باز جوان وارد شد برای رها کردن آخرین تیر ترکشش: “ماشین نقرهای رو میگم ها! گفتم که بدونی تا کجاشو میدونم! “
من خوش بین دیگر نتوانست جلوی خودش را بگیرد. داد زد ای والله!
دکتر انگار وا رفت. دفترچه و سالبوتامول را گذاشت جلویم بیآنکه برگه را بکند. دو بار یادآوری کردم تا موفق بشوم هفده و پانصد هزار تومانش را بدهم.
احمد اطراقچی یکی از کارگردانان فیلم سینمایی «چهل و هفت» به تهیهکنندگی ناهید دل آگاه که سه روز بعد از آغاز نمایش به دلیل شیوع بیماری کرونا اکرانش متوقف شد، در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: به طور کلی اسفندماه زمان مناسبی برای نمایش فیلمها نیست چون در این زمان جشنواره فیلم فجر به تازگی به پایان رسیده، مخاطبان از تماشای فیلمها اشباع شده و خبرنگاران و عکاسان هم تازه از جشنواره رها شدهاند بنابراین فرصت خوبی برای اکران فیلمها نیست اما در این چند ماه اتفاقات عجیب و غریب دیگری هم رخ داد که مردم را به لحاظ روانی تحتالشاع قرار داد یعنی از شهادت سردار سلیمانی تا سقوط هواپیمای اوکراینی را داشتیم که همگی دست به دست هم داد تا مردم به لحاظ روانی شرایط خوبی نداشته باشند.
وی افزود: با شیوع بیماری کرونا، این اتفاق ضریب پیدا کرد با این وجود بهترین راهکار در شرایط فعلی تعطیلی سینماها بود چون به هر حال سلامتی مردم و عوامل فیلم ما از هر چیزی مهمتر است در چنین وضعیتی کسی هم توقع ندارد که سینماها باز شوند بنابراین بهترین راهکار همان تعطیلی تا زمان مهار کرونا بود که علاوه بر این موضوع مردم به لحاظ روانی هم خود را بازیایند و به درجهای برسند که بتوانند به تماشای فیلمها بنشینند.
اطراقچی عنوان کرد: دو هفته پیش اعلام شد که بیماری کرونا شیوع پیدا کرده اما بلافاصله شورای اکران فیلمهای نوروزی تشکیل جلسه داد و فیلمهای نوروزی را مشخص کرد این در حالی است که هنوز تکلیف فیلمهای ما مشخص نشده است به نظرم وقتی شرایط ویژه و فوق العادهای مثل الان برای کشور پیش میآید باید کمی تامل و به این موضوع توجه کنیم که در این مدت اتفاقات ریز و درشتی در جامعه رخ داده و مردم به لحاظ روانی به هم ریختهاند پس در چنین شرایطی واقعا لزوم مشخص کردن فیلمهای اکران نوروزی چه بود؟
این کارگردان با بیان اینکه «چهل و هفت» تنها ۲ روز روی پرده بود، گفت: ما یک پکیج صد میلیون تومانی برای این فیلم تدارک دیده بودیم که از ساخت تیزر تا پوستر را شامل میشد اما با شرایط پیش آمده هیچ استفادهای از آنها نشد پس ایکاش این ضرر و زیانها جبران شود از طرف دیگر ما ۲ سال برای نمایش این فیلم زحمت کشیدیم چون «چهل و هفت» پشت سد اکران مانده بود ضمن اینکه پیش از آن هم برای ساخت فیلم هزینه زیادی صرف کرده بودیم. واقعا چگونه میشود این ضررها را جبران کرد؟ میخواهم بگویم همه این عوامل دست به دست هم داد تا فیلم ما نابود شود.
وی در پایان بیان کرد: میدانم که روزهای سختی را پشت سر میگذاریم، ما در این مدت عزیزانی را از دست دادهایم که درگذشت هر یک از آنها قلب ما را رنجانده و باعث شدهاست به لحاظ روحی وضعیت خوبی نداشته باشیم با این وجود مردم ایران یک ویژگی خوب دارند که آن «در کنار هم بودن» است. باید این را به یاد داشته یاشیم که ما روزهای سخت تر از این را هم پشت سر گذاشتهایم تا به اینجا رسیدهایم. بنابراین امیدوارم ضمن حفظ روحیه با همدلی و رعایت نکات بهداشتی بتوانیم به زودی به شرایط عادی برگردیم.