به گزارش خبرگزاری مهر، دیوارنگاره جدید میدان ولیعصر (عج) که توسط خانه طراحان انقلاب اسلامی در هر رویداد تغییر میکند، این بار با توجه به موضوع روز کشور به پزشکان، پرستاران و مدافعان سلامت اختصاص پیدا کرد.
در این دیوارنگاره تصویری از کادر بیمارستانی در داخل یک اتاق دیده میشود که برای مردم خوشحال و امیدوار به شکست بیماری کرونا دست تکان میدهند و شعار «سلامت را به ایران میرسانیم» حک شده است. همچنین تاکید شده، در کنار جامعه پر تلاش پزشکی، کرونا را شکست خواهیم داد.
به گزارش خبرنگار مهر، شانزدهمین دوره جشنواره «کینو فیلم» منچستر از ۲۱ تا ۲۹ مارس برابر با ۲ تا ۱۰ فروردین ۱۳۹۹ برگزار میشود که امسال در ۲ بخش برنامه سینمای ایرانیان را دارد.
۲۴ مارس به همراه فیلم کوتاه «کلینر» به کارگردانی محمدرضا میقانی، فیلمهای «یک شب» ساخته آیدا علیمددی، «شوان» ساخته بیژن زرین، «سمعک» ساخته حمید یوسفی، «سروک» ساخته ژیوار فرج زاده، «او که اهلی نشد» ساخته صالح کاشفی و «آزاده» میرعباس خسروانیزاده و در بخش دوم هم در همان روز «پرواز ماهی ها» ساخته محمد توریوریان، «تشریح» ساخته سیاوش شهابی، «امروز فراموش نکن» ساخته احمد منجمی، «تاریکی» ساخته سعید جعفریان، «شهریور» ساخته سمیرا نوروز ناصری و «سور بز» ساخته سعید زمانیان به نمایش درمی آید.
این جشنواره به دنبال جستجوی فیلمهای متنوع، چالش برانگیز و پیشگامانه است.
پیش از این فیلم کوتاه «کلینر» مورد تقدیر ویژه هیأت داوران هفتمین دوره جشنواره RINGERIKE کشور نروژ قرار گرفته بود.
سایر عوامل «کلینر» عبارتند از مدیر فیلمبرداری: بهروز بادروج تدوین: باران سرمد، طراح و ترکیب صدا: انسیه ملکی، طراح لباس: الناز رضوانی (ELLI’S)، طراح صحنه: گروه معماری بن سار، طراح چهره پردازی: حسنا خانمحمدی، ساخت انیمیشن: سلمان اربابو، جلوههای ویژه کامپیوتری: محسن خیرآبادی و سلمان اربابون، اصلاح رنگ و نور: محسن خیرآبادی، صدابردار: حسن مهدوی، مدیر برنامهریزی: رضوان سرمد، مدیر تولید: محمدرضا رحمتی، تدارکات: میثم صارمی، گروه فیلمبرداری: فرهاد نصراللهی، رضا مرشدی و نوید ده بالایی، دستیارکارگردان: رضوان بهرامی، منشی صحنه: لعیا عسلی نژاد، دوزنده لباس: محسن عبدی، دستیار صدابردار: امیرحسین احمدزاده، چیدمان صدا: محبوبه روزبهانی، پشتیبانی فنی صدا: استودیو مون، سایر بازیگران: باران آیت و هما جعفری، مشاور: پویان شعله ور، تهیهکننده: باران سرمد، تهیه شده در انجمن سینمای جوانان ایران و استودیو آب
به گزارش خبرنگار مهر، در شهر استرازبورگ فرانسه، طی این ماه پس از هشتم مارس برابر با ۱۸ اسفندماه (روز جهانی زن)، برنامههایی به زنان اختصاص داده شده است.
به همت انجمن استرازایران، آژانس پرسنوفون و قصیده گلمکانی، آثار کارگردانهای زن ایرانی در سینما إستار شهر استرازبورگ نمایش داده خواهند شد.
مستند «تستری که در آن زندگی میکردم» ساخته روژین شفیعی، انیمیشنهای «لحظهها و ابدیت» ساخته یاسمن حسنی و «ایکی» ساخته پرستو کاردگر، «حلقآویز» ساخته رقیه توکلی، «شخصی» ساخته سونیا حداد، «گذار» ساخته طنین ترابی، «سوزن» ساخته آناهیتا قزوینیزاده، «آگهی فروش» ساخته قصیده گلمکانی به نمایش درمی آیند. این نمایش با جلسه پرسش و پاسخ درباره فیلمها همراه خواهد بود.
این برنامه روز دهم مارس برابر با ۲۰ اسفندماه ساعت ۲۰ در سینما استار شهر استرازبورگ برگزار می شود.
راهیابی فیلم کوتاه «باران برای تو میبارد» به یک جشنواره هندی
راهیابی فیلم کوتاه «باران برای تو میبارد» به یک جشنواره هندی
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فیلم، «باران برای تو میبارد» در هفتمین حضور بینالمللی خود به Cafe Irani Chaii International Film Festival هند راه پیدا کرد.
هدف این جشنواره، نمایش فیلمهای برتر در بمبئی و بالیوود به عنوان بزرگترین صنعت فیلم در سراسر جهان است.
این جشنواره از ۱۳ تا ۱۴ مارس۲۰۲۰ مصادف با ۲۳ تا ۲۴ اسفند ماه برگزار میشود.
«باران برای تو میبارد» پیشتر در جشنوارههای The Lift-Off Sessions لندن، YVE چین، Florence Film Awards ایتالیا و Alter do Chão Film Festival برزیل (منطقه آمازون)، american golden picture آمریکا و Latinx۲۱ Shorts Film Festival آمریکا شرکت کرده و موفق به دریافت جوایزی شده است.
در خلاصه داستان فیلم کوتاه «باران برای تو میبارد» آمده است: این برگهای زرد، به خاطر پاییز نیست که از شاخه میافتند. قرار است تو از این کوچه بگذری و آنها پیشی میگیرند از یکدیگر برای فرش کردنِ مسیرت … گنجشکها از روی عادت نمیخوانند، سرودی دستهجمعی را تمرین میکنند برای خوشآمد گفتن به تو.
علی اوسط سیفی و بهجت مجیدی بازیگرانی هستند که در این فیلم ایفای نقش کرده اند.
دیگر عوامل این فیلم کوتاه عبارتند از نویسنده: عرفان معصومی، مدیر هنری: کیوان مقدم، تدوین: بیژن میرباقری، مدیر تصویربرداری: آرش صادقی، موسیقی: بهزاد عبدی، دستیار کارگردان و برنامه ریز: لیلا رنگرزان، صدابردار: محمد کیان ارثی، گروه تدوین: سولماز تیرماهی، منشی صحنه: فاطمه سیدی، مدیر رسانه ای: مرتضی رنجبران، ارتباط با رسانه: ستاره نجفآبادی، مدیر تولید: علی حسن زاده، عکاس: امیر فائض، سامان عمویی تدارکات: عباس یونسی و با سپاس فراوان از یغما گلرویی.
به گزارش خبرنگار مهر، تماشاخانه ملک برنامه های خود را برای سال ۱۳۹۹ اعلام و در اطلاعیه ای اعلام کرد که برای اجرای آثار دانشجویی، کودک و نوجوان و پیشکسوتان تئاتر رویکردی تعاملی خواهد داشت.
در این اطلاعیه آمده است:
با توجه به شیوع بیماری کرونا و فراگیر شدن این بیماری مشخص نیست تا چه زمانی فعالیت گروه های نمایشی آغاز میشود به همین دلیل تماشاخانه ملک در این دوره تعطیلی تصمیم به بررسی تقاضاهای ارسالی میکند و رویکرد خود را در سال جدید با گروهای نمایشی به صورت تعاملی انجام میدهد و با توجه به بودجه گروه قرارداد منعقد میکند.
باکس و زمان بندی اجرا ویژه دانشجویی و اجرای نمایش های کودک و نوجوان با حداکثر درصد از اولویت های مجموعه نمایشی ملک است.
برای پیشکسوتان تئاتر ایران باکس و زمان بندی ویژه با حداکثر درصد فروش قرارداد منعقد میشود.
فراهم کردن مکان تمرین (با قیمت بسیار مناسب) برای گروه هایی که توان تهیه پلاتو ندارند در دستور و اولویت تماشاخانه است.
آرشیو لباس تماشاخانه و متریال های دکور های نمایش های گذشته به صورت رایگان در خدمت هنرمندان است.
تماشاخانه ملک با اعلام فراخوان جدید خود برای سال ۹۹ از تمام گروه های نمایشی که هر بضاعتی (توان مالی گروه) برای اجرای نمایش خود دارند دعوت میکند تا برای سال ۹۹ پیشنهادات و نمایشنامه های خود را به تماشاخانه ارائه دهند تا بررسی شوند.
تماشاخانه ملک در سال ۹۹ متعهد می شود که بتواند گروه های جوان و مستعد را با هر توان مالی حمایت کند تا بتوانند اجرا خود را به صحنه بیاورند.
مهلت ارسال متن و ایده اجرایی تا ۲۸ اسفند
اعلام نتایج فصل بهار و تابستان: ۱۰ فروردین
مدارک مورد نیاز:
یک نسخه متن، فایلPDF نمایشنامه، ایده اجرایی، اسکیس دکور، نور و عوامل پیشنهادی گروه اجرایی.
به دلیل عدم مراجعه حضوری تمامی موارد به شماره ۰۹۱۲۸۵۰۲۸۷۲ ارسال و جهت هماهنگی با همین شماره تماس حاصل شود.
سیروس کهورینژاد بازیگر و کارگردان تئاتر که اجرای نمایشش در عمارت نوفل لوشاتو به دلیل تعطیلی تماشاخانهها برای پیشگیری از شیوع بیماری کرونا لغو شده است در این باره به خبرنگار مهر گفت: قرار بود از سوم اسفند ماه نمایش «مجهول» را در عمارت نوفل لوشاتو به صحنه ببرم اما اجرا لغو شد. برای اجرای مجدد نمایش مشکلی با بازیگران کار ندارم چون بازیگران نمایش علاوهبر خودم، همسر و فرزندم هستنند و هماهنگی با آنها راحت است اما باید دید چه زمانی وضعیت به حالت طبیعی باز میگردد و تماشاخانهها اجرایشان را از سر میگیرند.
وی ادامه داد: طی صحبتی که با داود نامور مدیر تماشاخانه نوفل لوشاتو داشتم قرار شده بعد از بازشدن تماشاخانهها این اثر نمایشی نیز اجرای عمومی خود را آغاز کند اما معلول نیست کی این اتفاق رخ خواهد داد. نمایش «مجهول» نوشته خودم است و علاوه بر بازی طراحی صحنه نمایش را نیز برعهده دارم. آذر طهماست و مسعود کهوری نژاد دیگر بازیگران این اثر نمایشی هستند.
بازیگر سریال «مختارنامه» درباره مضمون نمایش توضیح داد: «مجهول» قصه ای ایرانی دارد و درباره مردی است که در ساحل جنوب به دنبال شخصی میگردد که او را از بین ببرد چون خودکشی حرام است او در این راه با چند شخصیت جادویی و اساطیری روبرو شده و متوجه میشود که در حقیقت همان آرش کمانگیر است و در ذهن و خاطرات مردم جاودانه شده است. در واقع نمایش «مجهول» گزاره ایست از مردی که در پی مرگ است. او در سعی خویش و رویارویی با مرگ متوجه میشود که دچار جاودانگی شده و در ذهن مردم به عنوان آرش کمانگیر زنده است و نمیتواند بمیرد و مرگ، شرط مرگ او را انجام کاری قرار میدهد که از خاطر مردم پاک شود و او را در پی انجام این کار به زندگی باز میگرداند. او گرفتار در روزمرگی خود شده و از حکم شرم آور مرگ سرپیچی کرده رنج قهرمانی و جاودانگی خود را میپذیرد …
کهورینژاد در پایان درباره وضعیت این روزهای هنرمندان عنوان کرد: متاسفانه به دلیل اپیدمی شدن این بیماری بسیاری از مردم کشورمان را از دست دادیم که همه ما هنرمندان با افرادی که عزیرانشان را از دست دادهاند ابراز همدری میکنیم و امیدواریم که به زودی سلامتی به جامعه بازگردد. همچنین عده زیادی از هموطنانمان به لحاظ اقتصادی و فرهنگی دچار خسارت و آسیب شدند که هنرمندان تئاتر نیز از این قاعده مستثنی نیستند. معتقدم وزارت ارشاد باید سازوکاری برای جبران خسارت مالی اهالی هنر بیندیشد و با تشکیل جلساتی از میزان زیان هر پروژه مطلع شود چون در این وضعیت بسیاری از پروژها لغو شده و کارگردان و تهیه کننده آثار به دلیل تعهد بازیگران به پروژههای دیگر، نمیتوانند مجددا کارشان را از سر بگیرند.
خبرگزاری مهر – گروه هنر- علیرضا سعیدی: اساساً یکی از مولفههایی که میتواند در ارزیابی تاریخ موسیقی یک سرزمین بهعنوان یک اصل و مبنا مورد توجه پژوهشگران، منتقدان و خبرنگاران فعال این حوزه قرار گرفته و پس از آن نیز در یک ارزیابی کلی پیش روی مخاطبان به نمایش درآید، واکاوی دقیق و مستند گونه یک جریان تاریخی است که متأسفانه در موسیقی سرزمین ایران آنچنان که باید مورد توجه قرار نگرفته است.
قطعاً به زعم نگارنده آنچه تاکنون از تاریخ موسیقی کشورمان توسط استادان و پژوهشگران مسلم این عرصه نگاشته شده به طور حتم دستاوردهایی گرانبها و ارزشمندند که جستجو در یکایک آنها به مثابه دریانوردی در اقیانوسی بی انتهاست که درونش سرشار از منابع و ذخایری است که تمرکز روی هر کدام نتایج ارزشمندی به همراه خواهد داشت.
اما در اینجا نباید از یک نکته غافل شد و آن موضوع مهم و یا کلید واژهای به نام «پژوهشهای کاربردی» است که اگرچه هر کدام از ما در این سالها به وفور با آن مواجه شده ایم اما این مواجهه تا آنجا که حافظه تاریخی یاری میکند، محدود به قلمها و کاغذها و نشستها و کنفرانسهای بی نتیجهای شده که برآیند علمی و عملی آن را میتوان در جشنوارههایی چون جشنواره موسیقی فجر و فقر مطلق به روز رسانی و تقویت گوش شنیداری مردم در شنیدن موسیقی خوب جستجو کرد.
شرایطی که در این سالها با وجود تمام تلاشهای صورت گرفته از سوی هنرمندان دلسوز و حتی ارگانهای دولتی چراغ کم سوی موسیقی ایرانی را به خاموشی هدایت میکند و اگر همین شور و شوق کودکان و نوجوانان اندک سرزمینمان برای اعتلای موسیقی اصیل ایرانی در کنار فراگیری و تلمذ از محضر بزرگان نبود معلوم نبود اکنون چه بلایی بر سر موسیقی ایرانی در جولانگاه موسیقیهای بعضاً بی مایه پاپ و سرشار از سطحی نگری میآمد.
به هر حال تا از نقطه تمرکز این نوشتار دور نشدیم، باید گفت که اکنون در مقطعی از تاریخ فرهنگ و هنر سرزمینمان قرار گرفته ایم که رجوع به آنچه در گذشته روی داده امری ضروری است. حتی اگر بدانیم این رجوع، تمرکز روی آسیب و نقطه ضعف بوده یا اتکا به پشتوانههای علمی و محکمی که هنوز هم بخشی از جریان اصلی هنر این سرزمین و در این مجال موسیقی ایرانی را به یدک میکشد.
اصلاً در این نقطه است که موضوع مهم و کلید واژه تکراری و پرطمطراق این روزها با نام «پژوهشهای کاربردی» میتواند در زبانمان بچرخد و شاید در مقاطعی به کار آید. شرایطی که اگر در اعتلای آن به هزار و یک دلیل منطقی و غیرمنطقی تعلل کنیم، چارچوب فرهنگ و هنر این سرزمین در همه گرایشهای و اندیشههای فکری مبتنی بر چارچوبهای اخلاقی و رفتاری در قهقرایی فرو میرود که اگر نبودند بزرگان آن شاید اکنون در آن فرو میرفتیم.
مستند موسیقایی «بزم رزم» ساخته سید وحید حسینی یکی از همین «نقاط استراتژیک تمرکز» لاقل برای ما رسانه ایها در رجوع به بخشی از تاریخ موسیقی این سرزمین به ویژه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که اصلیترین، اصولیترین و کارشناسی شده ترین مرجع مستند حوزه موسیقی در همان چارچوب ماجرای «پژوهشهای کاربردی» است و قطعاً میتواند تا سالها به مثابه یک «موزه موسیقی» سیار در بیخ گوشمان و نه در کوچه پس کوچههای خوش آب و هوای میدان تجریش، نجواگر گوشهای از تاریخ موسیقی سرزمینی باشد که قطعاً باید از آن درس گرفت.
کارگردان با مراجعه به افرادی چون حمید شاهنگیان و مهدی کلهر هوشمندی خود در انتخاب مصاحبه شوندگان را به بهترین شکل ممکن نشان داده؛ چرا که این دو از تصمیم گیرندگان مهم موسیقی در دوره تاریخی بودند که هنوز هم ردپای آنها در عالیترین ارکان سیاستگزاریهای حوزه موسیقی در بخشهای مختلف دیده میشود و چه خوب که سید وحید حسینی به عنوان یک فیلمساز تجربهگرا که ریشههای فکری و علمیاش در سینما در چارچوب یک کارنامه قابل اتکا قرار گرفته توانسته با یک نگاه کم و بیش موشکافانه، هم تصویرگر بخش مهمی از تاریخ معاصر ایران و هم راوی آنچه بر موسیقی ما بین سالهای ۵۷ تا ۶۷ را روایت کند؛ آن هم بدون کمترین جانبداری سیاسی.
وحید حسینی در «بزم رزم» فارغ از ارزشمندیهایی که در حوزه فنی، تصاویر آرشیوی و نوع روایت میتوانیم برای آن قائل باشیم. یک کار خیلی مهم کرده و آن روایت واقعی از جریانی در حوزه موسیقی است که ناگفتههای بسیار فراوانی دارد و هر هنرمندی که در آن شرایط به زندگی هنری خود مشغول بوده میتواند به سهم خود روایتهای متفاوت و پرقضاوتی از آن دوران را داشته باشد.
نکته جالب توجه اینکه کارگردان با مراجعه به افرادی چون حمید شاهنگیان و مهدی کلهر هوشمندی خود در انتخاب مصاحبه شوندگان را به بهترین شکل ممکن نشان داده؛ چرا که این دو از تصمیم گیرندگان مهم موسیقی در دوره تاریخی بودند که هنوز هم ردپای آنها در عالیترین ارکان سیاستگزاریهای حوزه موسیقی در بخشهای مختلف دیده میشود و نمیتوان از نحوه پذیرش آنها که طی سالهای اخیر بنا به دلایل مختلف گریزان از مصاحبه اند و همیشه در پشت صحنه نقش هدایت گر را ایفا میکردند، برای حضور در یک مستند موسیقایی به سادگی گذشت.
میخ، چکش، پیشدرآمد و «بزم رزم»
اتفاقاً کارگردان در این شرایط است که در کنار انتخاب برخی از هنرمندان نام آور و جریان ساز دهه ۶۰ و ۷۰ موسیقی یک گزینه آلترناتیو به نام حسین علیزاده بی پروا را در کنار این دو قرار میدهد که بالانسِ روایت فیلم در ترازی قرار گیرد که مخاطب قضاوت بی منطقی از ماجرای اتفاق افتاده در فیلم نداشته باشد.
وحید حسینی در مستند «بزم رزم» یک نجار ماهر است که با اتکا به پیشینه سینمایی خود، در و تخته را خوب به متصل کرده است. چکش وحید حسینیِ نجار در این فیلم ابزار فیلمسازی اش و میخِ او برای اتصال در جهت روایت یک قصه ناب و فراموش شده از تاریخ موسیقی انتخاب مصاحبه شوندگانی بوده که با یک تدوین حساب شده فرآیندی از تاریخ را پیش روی مخاطبان قرار داد که «کلیشه» در آن جایی ندارد. او در این مستند به گونهای عمل کرد که شاید اهل رسانه که وظیفه اصلی جریان روایتِ مستند از موسیقی ایران را در مقاطع مختلف به عهده دارند، به خود آمده و شکل دیگری به موسیقی نگاه کنند.
مستند «بزم رزم» یک شرح حال از حضور هنرمندانی است که بین سالهای ۵۷ تا ۶۷ شرایطی را در موسیقی رقم زدند که به اعتقاد نگارنده واکاوی در آن میتواند، پاسخگوی بسیاری از چالشها و آسیبهای موسیقی این سرزمین به ویژه موسیقی اصیل ایرانی و کم توجهی محض مخاطبان به آن (به غیر از استثنائات) باشد.
«بزم رزم» یک قصه است که حتی نامش هم از روی آگاهی بنا شده و انقدر ساده و روان روی ذهن مخاطبش در هر گرایش فکری و اجتماعی موج سواری میکند که اصلاً نمیتوان آن را برخاسته از یک جریان و مکتب فکری دانست.
سید وحید حسینی در این مستند یک قصه گوست که توانسته یک شرایط سخت سیاسی فرهنگی با هزاران اما و اگر را به درستی در قاب سینما روایت کند. امر مهمی که امروزه فقدان آن در بسیاری از مستندهای این چنین دیده میشود و غیر از سرهم بندی یک سری تصاویری آرشیوی که عمدتاً آگاهی هم در نحوه چینش آنها نیست، نکته جالب دیگری برای مخاطبش ندارد.
به هر حال اینکه یک مستند به مثابه یک «پیش درآمد» در جریان سینمای مستند آن هم در این قالب بتواند در چارچوب یک اثر ارزشمند و آگاهانه که اتفاقاً مخاطب هدفش همین مردم شریف کوچه و خیابان است را به سمتی ببرد که بداند در آن شرایط عجیب و غریب دوران جنگ موسیقی و هنرمندانش چه نقشی در یک جریان فرهنگی سیاسی داشتهاند خود دارای مؤلفههای ارزشمندی است که باید به کارگردان، گروه تولید و مؤسسه روایت فتح برای این انتخاب آگاهانه در جهت پخش یک اثر مستند تبریک گفت.
و ای کاش شرایطی مهیا شود که فیلمسازانی چون وحید حسینی در تکاپوی این تصمیم باشند که به «بزم رزم» به مثابه یک «پیش درآمد» نگاه کرده و به انگیزه آگاهی بیشتر مخاطبان از آنچه بر موسیقی ایران میگذرد کار را در این نقطه تمام نکرده و سلسله مستندهایی را در این حوزه تولید کند به شرط اینکه هم چکش و میخ و در و تخته برای آقای نجار دردسر درست نکنند.
به گزارش خبرگزاری مهر، برنامه تلویزیونی آموزش مکمل برای مقاطع مختلف تحصیلی که از طریق شبکه آموزش (شبکه ۷) و شبکه ۴ سیما در روز شنبه ۱۷ اسفندماه پخش میشود به شرح زیر است:
شبکه آموزش:
متوسطه دوره اول
۸ تا ۸:۳۰، ریاضی پایه ۷
۸:۳۰ تا ۹ علوم تجربی پایه ۹
۹ تا ۹:۳۰، ریاضی پایه ۸
دوره ابتدایی
۱۰:۳۰ تا ۱۱ فارسیاول دبستان
۱۱ تا ۱۱:۳۰ ریاضی دوم دبستان
۱۱:۳۰ تا ۱۲، علوم سوم دبستان
۱۲:۲۰ تا ۱۲:۵۰ ریاضی چهارم دبستان
۱۲:۵۰ تا ۱۳:۲۰ فارسی پنجم دبستان
۱۳:۲۰ تا ۱۳:۵۰ علوم ششم دبستان
دوره متوسطه دوم
۱۴:۳۰ تا ۱۵، فیزیک ۱ پایه ۱۰ رشته علوم تجربی
۱۵ تا ۱۵:۳۰ فارسی ۱ پایه ۱۰ همه رشتهها
۱۵:۳۰ تا ۱۶ زمینشناسی پایه ۱۱ رشتههای ریاضی و تجربی
۱۶ تا ۱۶:۳۰ تاریخ معاصر پایه یازدهم رشتههای تجربی و ریاضی
۱۶:۳۰ تا ۱۷، شیمی ۳ پایه ۱۲ رشتههای تجربی و ریاضی
۱۷ تا ۱۷:۳۰ سلامت و بهداشت پایه ۱۲ تمام رشتهها
۲۲ زبان انگلیسی پایه ۱۱
۲۲:۳۰ تا ۲۳ حسابان پایه ۱۲
شبکه ۴ سیما:
۸ صبح تا ۸:۳۰، علوم و معارف قرآنی ۱ پایه ۱۰ رشته علوم و معارف اسلامی
۸:۳۰ تا ۹ صبح، فلسفه یک پایه ۱۱ رشتههای ادبیات و علوم انسانی و علوم و معارف اسلامی
۹ تا ۹:۳۰ درس منطق پایه ۱۰، رشتههای ادبیات و علوم انسانی و علوم و معارف اسلامی
۹:۳۰ تا ۱۰، درس علوم و فنون ادبی پایه ۱۱، رشتههای ادبیات و علوم انسانی و علوم و معارف اسلامی
۱۰، درس دین و زندگی ۳ پایه ۱۲، رشته ادبیات و علوم انسانی
۱۰:۳۰ تا ۱۱ علوم و فنون ادبی ۳ پایه ،۱۲ رشتههای ادبیات و علوم انسانی و علوم و معارف اسلامی
۱۱ تا ۱۱:۳۰ مدیریت تولید پودمان ۳ پایه ۱۱
۱۱:۳۰ تا ۱۲ کاربرد فناوری نوین پودمان۳ پایه ۱۱ شاخه فنیحرفهای و کاردانش
به گزارش خبرنگار مهر، انجمن موسیقی کرمان با همکاری شهرداری و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان مسابقه مجازی نوازندگی (تک نوازی و گروه نوازی» و خوانندگی را در فضای مجازی برگزار خواهد کرد.
در توضیح این مسابقه آمده است:
«متاسفانه شیوع ویروس کورونا در این روزها، همه کشور را در شرایط خاصی قرار داده است.
پس از توصیهٔ اکید وزارت بهداشت به ماندن شهروندان در منازل و صرفنظر از ترددهای غیرضروری و لغو کلیهٔ برنامههای هنری ما نیز بر آن شدیم تا برای گذار از این شرایط برنامههایی را در فضای مجازی برنامهریزی و اجرا کنیم.
در اولین گام انجمن موسیقی استان کرمان در نظر دارد با همکاری شهرداری و ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان مسابقهٔ نوازندگی (تکنوازی و گروهنوازی) و خوانندگی را در فضای مجازی اجرا نماید. علاقمندان میتوانند با ضبط کلیپهای یک دقیقهای و ارسال آنها از طریق اپلیکیشن واتزآپ به شمارهٔ ۰۹۳۰۷۹۵۳۹۰۰ در این مسابقه شرکت نمایند.
داوری آثار را عموم مخاطبین برعهده خواهند داشت و ویدئوهای برتر بر اساس تعداد مخاطبینی که آثار را پسندیده باشند (لایک) مشخص شود. این در حالی است که هر هفته به سه اثری که بالاترین رأی را داشته باشند جوایز نقدی تعلق خواهد گرفت، ضمن اینکه نفرات برگزیده میتوانند در برنامه لایو اینستاگرامیِ کرمانیشو، نیز اجرای برنامه داشته باشند.
برنامه لایو اینستاگرامیِ «کرمانیشو» از تاریخ ۱۷ اسفندماه هر شب به مدت یک ساعت و از ساعت ۲۱:۰۵ اجرا خواهد شد.»
به گزارش خبرگزاری مهر، مجید مجیدی کارگردان سینمای ایران که کمتر از یک ماه قبل با فیلم «خورشید» و پرداختن به زندگی کودکان کار در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت، در گیر و دار این روزهای سخت مبارزه با ویروس کرونا قصهای واقعی از ملاقاتش با ۲ کودک کار که ناچار به زبالهگردی برای گذران زندگی هستند، روایت کرده است. داستان احمد و کاظم روایتی از خطری بزرگ است که این کودکان دردمند و تمام جامعه را تهدید میکند.
در این روایت که به نقل از روابط عمومی فیلم سینمایی «خورشید» منتشر شده، آمده است:
«دو برادر بودند، احمد و کاظم، ده ساله و دوازده ساله. برادر بزرگتر احمد تمام قد به داخل سطل زباله رفته بود و تکههایی از آشغال را به بیرون پرتاب میکرد و برادر کوچکتر بیرون از سطل زباله تکههای کاغذپاره و مشمای پلاستیکی را به داخل گونی بزرگی میریخت. نزدیک آنها آمدم، ابتدا فکر کردند رهگذر هستم و عبور میکنم اما وقتی دیدند مقابلشان ایستادم، دست از کار کشیدند و به من زل زدند.
با چشمان نافذشان به من خیره شده بودند و من مانده بودم چه بگویم. به کسی که داخل سطل زباله بود گفتم بیا بیرون نگاهی به دور و برش کرد و با اکراه از سطل زباله آمد بیرون. گفتم: «آخه پسر جون مریض میشید.» بدون توجه به حرف من شروع کرد با برادر کوچکتر خود زبالهها را در کیسه ریختن. سعی کردم فضا را عوض کنم و با آنها رفیق شوم.
گفتم: «الان که مریضی اومده خیلی خطرناکه»، از گفتن این حرف لبخندی بر لبان برادر کوچکتر نشست و نگاهی به برادر بزرگتر کرد و هر دو خندیدند، گویی که با هم شوخی داشته باشند. از خنده آنها من هم خندیدم و گفتم برای چه میخندید؟ حرف خندهداری زدم؟
برادر کوچکتر با شیطنت گفت: «داداشم میگه ما خود کرونا هستیم.» این را گفت و از خنده ریسه رفت، حالا فضای گفتوگوی من با آنها آماده شده بود و شوخی و جدی با هم همکلام شدیم. ابتدا همه چیز به شوخی گذشت ولی بعد فضا که کمی صمیمی شد، لب به شکایت بازکردند و گفتند: «ما نانآور خانواده هستیم و توی مترو و سر چهار راه دستفروشی و شیشههای ماشینها رو پاک میکردیم. از وقتی که کرونا اومده کاسبی ما هم خراب شده. مردم از ما در مترو و سر چهارراه نه خرید میکنند و نه میگذارند ماشین پاک کنیم از ترس کرونا؛ ما هم مجبور شدیم بیایم سراغ سطل زباله.»
آنها میگفتند: «تنها ما نیستیم، خیلی از بچهها که کار و کاسبیشون رو از دست دادن اومدن تو کار زباله.» نمیدانستم چه باید به آنها بگویم، کمی با هم گپ زدیم و از محل زندگی و درس از آنها سوالهایی کردم ولی مدام در این فکر بودم که چه کار باید برای این بچهها کرد.
گفتم لااقل از مسئولین و مردم بخواهیم گروههای امدادی درست شود که اولاً به این بچهها کمک شود، شناسایی شوند و برای مدتی که این مریضی ریشهکن شود آنها در امان باشند. از طرفی این بچههای معصوم ناقل این بیماری نشوند.
به امید روزی که کلاً بتوانیم کاری کنیم که شاهد کار کودکان نباشیم و آنها را در پشت میز مدرسه ببینیم و از طرفی دست سوء استفاده از این کودکان را بتوانیم ریشهکن کنیم.