دسته: فرهنگ و هنر

  • عوامل ساخت «ماتریکس ۴» چشم به کمک مالی از دولت آلمان دارند

    عوامل ساخت «ماتریکس ۴» چشم به کمک مالی از دولت آلمان دارند

     

    عوامل ساخت «ماتریکس ۴» چشم به کمک مالی از دولت آلمان دارند

     

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، صدها تن از عوامل ساخت «ماتریکس ۴» و «آن چارتد» که به دلیل جلوگیری از گسترش کرونا ویروس بی‌کار شده‌اند، از استودیو بابلزبرگ آلمان خواسته‌اند تا شامل حال بسته‌های حمایتی دولت آلمان شوند.

    در حالی که تولید این فیلم‌ها متوقف شده بسیاری از اعضای مستقلی که برای ساخت این فیلم‌ها استخدام شده‌بودند بدون دستمزد مانده‌اند و بیش از ۳۰۰ تن از آنها تهدید کرده‌اند که اگر به تواقفی با استودیو نرسند از آن شکایت خواهند کرد.

    هم فیلم لانا واچوفسکی که در ادامه فیلم پرفروش «ماتریکس» در دست ساخت بود و هم «آن چارتد» روبن فیشر با بازی تام هالند قرار بود با بابلزبرگ کارشان را ادامه دهند اما فیلمبرداری در عمل آغاز نشده بود. عوامل «ماتریکس ۴» در حال سفر به برلین بودند که کمپانی برادران وارنر به دلیل کرونا فیلمبرداری فیلم را لغو کرد و «آن چارتد» هم تنها چند روز با شروع عکاسی رسمی فیلم فاصله داشت.

    اکنون چارلی ووبکِن مدیر عامل بابلزبرگ گفته است که ممکن نبود بتوانیم به عوامل این فیلم‌ها بگوییم چه زمانی فیلمبرداری این دو فیلم با توجه به شرایط فعلی آغاز می‌شود. وی تاکید کرده به همین دلیل استودیو وادار شده قراردادهایی را که با کارکنان مستقل داشته است فسخ کند.

    اما در یک کنفرانس مطبوعاتی آنلاین، نمایندگان این گروه گفتند امیدوارند استودیو برای دریافت کمک به آنها از دولت آلمان، اقدام کند اما مسئولان بعید می‌دانند این گروه در بسته کمک به صنعت فیلم که دولت آلمان روز جمعه ارایه کرد، جای بگیرند؛ زیرا فیلمبرداری آن‌ها شروع نشده بود و از طرفی تولید کنندگان این دو فیلم فقط درخواست کرده بودند که تخفیف مالیاتی ۲۵ درصدی شامل حال آنها شود.

    در عین حال این استودیوی آلمانی گفته است ممکن است این گروه شامل دیگر برنامه‌های کمک مالی فدرال که اخیراً از سوی دولت آلمان ارایه شده، بشوند. یک بسته کمک ۵۵ میلیارد دلاری برای مشاغل کوچک و کارگران مستقل که مطرح شده ممکن است عوامل این پروژه‌ها را نیز شامل شود.

    قرار بود «ماتریکس ۴» و «آنچارتد» ۲۵ میلیون یورو و ۲۱.۱۵ میلیون یورو تخفیف مالیاتی دریافت کنند.

  • راهکارهایی برای دیدن شدن «فیلم‌های کوتاه»/ کسی دلسوزی نمی‌کند

    راهکارهایی برای دیدن شدن «فیلم‌های کوتاه»/ کسی دلسوزی نمی‌کند

     

    راهکارهایی برای دیدن شدن «فیلم‌های کوتاه»/ کسی دلسوزی نمی‌کند

    کاوه سجادی حسینی نایب رئیس انجمن فیلم کوتاه ایران در گفتگو با خبرنگار مهر درباره اولویت‌های سینمای ایران در سال جدید با اشاره به اینکه سینمای کوتاه نیازمند اکران مناسب است گفت: نیاز است که فیلم‌های کوتاه انتخاب و در یک بسته نمایش به‌درستی قرار بگیرند تا با تبلیغات مناسب در سینماها اکران شوند چرا که در چنین شرایطی این آثار به خوبی از سوی مخاطب دیده می‌شوند.

    وی بیان کرد: یکی از راهکارهایی که می‌شود فیلم کوتاه را بهتر دید و جای مناسبی برای آن در بین مخاطبان سینما پیدا کرد، حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شراکت با VOD‌ها است، چرا که شبکه‌های مجازی برای نمایش فیلم‌های کوتاه مناسب است و باعث و بیشتر دیده شدن فیلم کوتاه می‌شود.

    این کارگردان سینما تاکید کرد: البته این روش برای دیده شدن فیلم‌های کوتاه به حمایت مادی نیاز دارد، در واقع باید یک دلسوزی و یک پشتیبانی برای فیلم‌های کوتاه وجود داشته باشد چرا که فیلمساز کوتاه به تنهایی نمی‌تواند اثر خود را برای اکران ارائه کند.

    وی توضیح داد: در نظر گرفتن اکران‌های بیشتر و ترکیب اکران فیلم‌های کوتاه و فیلم بلند نیز در این زمینه می‌تواند تأثیرگذار باشد، به این معنا که قبل از نمایش هر فیلم سینمایی در سالن‌های سینما، یک فیلم کوتاه برای مخاطب نمایش داده شود.

    نایب رئیس انجمن فیلم کوتاه ایران تاکید کرد: مواردی که بیان کردم راهکارهایی است که می‌تواند فیلم کوتاه را در حوزه اکران موفق نشان دهد.

    وی توضیح داد: فیلم کوتاه نیازمند این است که ساختار آن را قدرتمند کنیم چرا که فیلم کوتاه تنها در اکران معنا پیدا نمی‌کند. در این زمینه برای نقد فیلم‌ها کوتاه باید شرایط فراهم شود تا کسانی که در حوزه‌ها اجتماعی، فلسفه، روانشناسی و دیگر موارد در جامعه فعالیت می‌کنند، فیلم‌های کوتاه را دیده و در مورد آن نظر دهند.

    سجادی حسینی در پایان گفت: متأسفانه کسی برای فیلم کوتاه دلسوزی نمی‌کند و نمونه بارز آن سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر بود که آثار کوتاه در بدترین ساعت ممکن نمایش داده می‌شد و بعد از آن نیز هیچ جلسه نقد و بررسی برای آن برگزار نمی‌شد.

  • راهکارهایی برای دیده شدن «فیلم‌های کوتاه»

    راهکارهایی برای دیده شدن «فیلم‌های کوتاه»

    راهکارهایی برای دیده شدن «فیلم‌های کوتاه»

    راهکارهایی برای دیده شدن «فیلم‌های کوتاه»
    راهکارهایی برای دیده شدن «فیلم‌های کوتاه»

    کاوه سجادی حسینی نایب رئیس انجمن فیلم کوتاه ایران در گفتگو با خبرنگار مهر درباره اولویت‌های سینمای ایران در سال جدید با اشاره به اینکه سینمای کوتاه نیازمند اکران مناسب است گفت: نیاز است که فیلم‌های کوتاه انتخاب و در یک بسته نمایش به‌درستی قرار بگیرند تا با تبلیغات مناسب در سینماها اکران شوند چرا که در چنین شرایطی این آثار به خوبی از سوی مخاطب دیده می‌شوند.

    وی بیان کرد: یکی از راهکارهایی که می‌شود فیلم کوتاه را بهتر دید و جای مناسبی برای آن در بین مخاطبان سینما پیدا کرد، حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شراکت با VOD‌ها است، چرا که شبکه‌های مجازی برای نمایش فیلم‌های کوتاه مناسب است و باعث و بیشتر دیده شدن فیلم کوتاه می‌شود.

    این کارگردان سینما تاکید کرد: البته این روش برای دیده شدن فیلم‌های کوتاه به حمایت مادی نیاز دارد، در واقع باید یک دلسوزی و یک پشتیبانی برای فیلم‌های کوتاه وجود داشته باشد چرا که فیلمساز کوتاه به تنهایی نمی‌تواند اثر خود را برای اکران ارائه کند.

    وی توضیح داد: در نظر گرفتن اکران‌های بیشتر و ترکیب اکران فیلم‌های کوتاه و فیلم بلند نیز در این زمینه می‌تواند تأثیرگذار باشد، به این معنا که قبل از نمایش هر فیلم سینمایی در سالن‌های سینما، یک فیلم کوتاه برای مخاطب نمایش داده شود.

    نایب رئیس انجمن فیلم کوتاه ایران تاکید کرد: مواردی که بیان کردم راهکارهایی است که می‌تواند فیلم کوتاه را در حوزه اکران موفق نشان دهد.

    وی توضیح داد: فیلم کوتاه نیازمند این است که ساختار آن را قدرتمند کنیم چرا که فیلم کوتاه تنها در اکران معنا پیدا نمی‌کند. در این زمینه برای نقد فیلم‌ها کوتاه باید شرایط فراهم شود تا کسانی که در حوزه‌ها اجتماعی، فلسفه، روانشناسی و دیگر موارد در جامعه فعالیت می‌کنند، فیلم‌های کوتاه را دیده و در مورد آن نظر دهند.

    سجادی حسینی در پایان گفت: متأسفانه کسی برای فیلم کوتاه دلسوزی نمی‌کند و نمونه بارز آن سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر بود که آثار کوتاه در بدترین ساعت ممکن نمایش داده می‌شد و بعد از آن نیز هیچ جلسه نقد و بررسی برای آن برگزار نمی‌شد.

  • با پخش نامنظم «بریم بسازیم» کنار آمدیم/ کنداکتور نوروزی مهم بود

    با پخش نامنظم «بریم بسازیم» کنار آمدیم/ کنداکتور نوروزی مهم بود

    با پخش نامنظم «بریم بسازیم» کنار آمدیم/ کنداکتور نوروزی مهم بود
    با پخش نامنظم «بریم بسازیم» کنار آمدیم/ کنداکتور نوروزی مهم بود

    احمد شفیعی تهیه‌کننده برنامه تلویزیونی «بریم بسازیم» در گفتگو با خبرنگار مهر در خصوص دلایل پخش نامنظم این برنامه در ایام نوروز ۹۹ و گلایه مخاطبان از این موضوع گفت: مخاطبان نسبت به پخش نامنظم برنامه در کنداکتور نوروزی گلایه دارند که کاملاً حق را به آن‌ها می‌دهیم، وقتی برنامه‌ای در کنداکتور روزانه یک شبکه قرار می‌گیرد و در حین پخش چندین شب پخش آن متوقف می‌شود، مخاطب احساس می‌کند ارزشی برای وقت او قائل نشده‌ایم و ارتباط خود را با برنامه قطع می‌کند اما پخش نامنظم برنامه دلایل مختلفی داشته که از عهده تیم تولید خارج بوده است.

    وی افزود: «بریم بسازیم» محصول مشترک بسیج صداوسیما و سازمان هنری رسانه‌ای اوج است و هماهنگی‌های خوبی برای گرفتن زمان پخش در نوروز انجام شد و در نهایت با تلاش‌های دوستانمان در بسیج صدا و سیما توانستیم در شلوغ‌ترین فصل کاری تلویزیون یکی از بهترین ساعت‌های نمایش را برای پخش نوروزی «بریم بسازیم» در اختیار بگیریم و البته از قبل مشخص بود به دلیل اعیاد شعبانیه در چند شب خاص برنامه مناسبتی در آن ساعت روی آنتن خواهد رفت و ماهم بدلیل اینکه نمی‌توانستیم از فرصت پخش نوروزی «بریم بسازیم» چشم پوشی کنیم پذیرفتیم تا با شرایط پخش نامنظم کنار بیاییم.

    مدیر استودیو «نوبین» و تهیه‌کننده «بریم بسازیم» در توضیح بیشتر گفت: تمام هدف تیم تولید بیش از ۵۰ نفره «بریم بسازیم» ساخت برنامه‌ای در شأن مخاطب است. فراموش نکنید که همان تیم تولید برنامه‌های پرمخاطب و حرفه‌ای «ضدگلوله» و «فرمانده» تولید «بریم بسازیم» را هم انجام داده و برای این مجموعه بیش از هرچیز کیفیت تولید و احترام به مخاطب اولویت دارد.

    وی اضافه کرد: ما در یک رقابت نفسگیر برای دیده شدن برنامه‌ها قرار داریم که مردم در قرنطیه خانگی به سر می‌برند و این باعث شده که برای پخش نوروزی برنامه تصمیم بگیریم. با این حال نکته مهمی که مورد اعتراض خود ما هم هست این است که اولا تعداد وقفه‌های پخش «بریم بسازیم» بیش از توافق قبلی است و مهمتر اینکه هم ما و هم مخاطب انتظار داشت این موضوع توسط شبکه سه به‌صورت زیرنویس و یا کلیپ اطلاع‌رسانی شود که چرا مثلا در فلان روز و یا چند شب متوالی «بریم بسازیم» از جدول پخش شبکه سه حذف شده و در این مورد احساس ما هم کاملا شبیه به احساس مخاطبان است.

    شفیعی در پایان بیان کرد: برای ارتباط بهتر بین مخاطب و «بریم بسازیم»، برنامه‌های رسانه‌ای متعددی داشته‌ایم که بسیاری از آن‌ها به‌دلیل شرایط پخش نامنظم به فصل‌های بعدی موکول شد اما به جرأت می‌توانم بگویم تنها با پخش ۵ قسمت از این مجموعه بازخوردی که از مخاطبان گرفتیم غیرقابل تصور بود و امیدواریم با همین پشتوانه مردمی در ادامه دوباره ارتباط مخاطب با «بریم بسازیم» برقرار شود تا ما هم بتوانیم ایده‌های برتری را که توسط مردم بدستمان می‌رسد را در فصل‌های بعدی برنامه به سرانجام برسانیم.

  • کارگردانی که «رنج و افتخار» خود را فیلم کرد/ تکه‌هایی از «زندگی»

    کارگردانی که «رنج و افتخار» خود را فیلم کرد/ تکه‌هایی از «زندگی»

    کارگردانی که «رنج و افتخار» خود را فیلم کرد/ تکه‌هایی از «زندگی»

     

     

    خبرگزاری مهر– گروه هنر- سیدسعید هاشم‌زاده: شاید این علت بسیار جسارت‌برانگیز باشد اما «رنج و افتخار» ساخته پدرو آلمودوار یکی از بهترین آثار اوست. یک دهه، بعد از «وولور» حالا شاهد فیلمی منسجم و دارای ارزش‌های زیبایی شناختی از او هستیم.

    سینمای آلمودوار شاید سینمای مورد توجه عموم مخاطبان نباشد اما موضوعاتی که او در قالب آثارش برای ما نمایش می‌دهد، تکه‌ای از زندگی است که شاید کمتر مورد توجه مردم عادی باشد. تکه‌ای عاشقانه و در عین حال ساده از زندگی همانطور که کارگردان مولفی چون تورناتوره در سینمای ایتالیا چنین موضوعاتی را مورد تأکید خود قرار می‌دهد؛ ساده، عمیق و بی‌آلایش.

    اما تفاوت‌های زیادی میان آلموودوار و تورناتوره وجود دارد. آلموودوار لهجه و نگاهی اسپانیایی دارد، چون خودش اسپانیایی است، اتمسفر معاصر این کشور و حتی شکل ارتباطات را به نمایش می‌گذارد و به خوبی می‌داند که تجربه زیستی‌اش در این زمینه او را منحصر به فرد کرده است. تجربه زیستی در اسپانیای معاصر که البته آن را نمی‌توان با اسپانیای دهه‌های گذشته پیوند نداد.

    به هرحال «رنج و افتخار» فیلم تازه آلمودوار است، کارگردانی که اهالی جشنواره کن دوستش دارند، جوایز زیادی به او داده‌اند و آنتونیو باندراس هم برای همین اثر، یعنی «رنج و افتخار»، جایزه بهترین بازیگر این فستیوال را در سالی که گذراندیم از آن خود کرد.

    چرا خوب – چرا بد؟

    «رنج و افتخار» را می‌توان یک داستانگویی بی‌آلایش و بدون خرده داستان‌های اضافه دانست. داستانی که میان گذشته و امروز یک کارگردان، که آن را می‌توان خود آلمودوار دانست، پیوندی درست و بجا برقرار می‌کند و دقیقاً نام اثر را در اتمسفر فیلم گسترش می‌دهد؛ رنج کشیدن کارگردانی که در حال مرگ است.

    او دوره پایانی زندگی‌اش را می‌گذراند و می‌داند که دیگر تمام است. اما افتخارش همین زندگی است که نصیبش شده، زندگی که داشته و به همین خاطر فیلم به گذشته سرک می‌کشد، گذشته‌ای که در واقع خود یک فیلم و اثر هنری است؛ چنانچه در پایان نیز متوجه ساختگی بودن آن می‌شویم.

    بازی باندراس در بهترین کیفیت خود قرار دارد. یک شخصیت‌پردازی درست و یک بازی بجا بدون کلیشه‌های پیشین و خارج از عادت. باندراس هرگز اینچنین درونگرایانه بازی را ارائه نداده بود و باید اعتراف کرد که همین ویژگی جایزه کن را برای او به ارمغان آورده است.

    در این میان شاید رک‌گویی و جسارت آلمودوار در عواطف و ارتباطات، برخی را آزرده خاطر کند، اما باید گفت پیوند فرهنگ معاصر و گذشته اسپانیا چنین برانگیختگی‌ای را می‌طلبد، چنانچه این فرهنگ در قرار پیشین با لورکا و شخصیت‌ها و اعمال افسار گسیخته‌شان شناخته می‌شود. شخصیت‌ها، رنگ‌ها، اتمسفر و رفتار آن‌ها در اثر آلموودوار نیز اینچنین است و این یک خصیصه فرهنگی / رفتاری است که وارد فیلم شده است.

    «رنج و افتخار» را البته با فاصله می‌توان یکی از عادی‌ترین داستانگویی‌های آلموودوار در سینما به حساب آورد، به خصوص هنگامی که آن را با «پوستی که درون آن زندگی می‌کنیم» به مقایسه در آوریم.

    بهترین سکانس؛ یک فاصله‌گذاری هوشمندانه

    سکانس پایانی شاید بهترین باشد. سکانسی که چند بار در فیلم تکرار می‌شود بدون اینکه بدانیم نوستالژی سالوادور از زندگی زاغه‌نشینی با پدر و مادرش، یک خاطره نیست، بلکه صحنه‌ای ست از فیلمی که خود او دارد می‌سازد. مادرش با بازی پنه لوپه کروز از جایش بر می‌خیزد و پسرش را نگاه می‌کند، می‌خندد، دوربین عقب می‌کشد و در لانگ شات بوم من (نگه دارنده بوم صدابرداری) دیده می‌شود و متوجه می‌شویم که تمامی فصول گذشته فیلمی بوده که سالوادور از زندگی خود ساخته است.

    این فاصله‌گذاری هوشمندانه، معمای آن چیزی که در ذهن سالوادور می‌گذشته را نشانمان می‌دهد و افشا می‌کند؛ سالوادور در واقع فیلم خودش را می‌سازد. همانند آلمودوار که گویی تجربه زیستی‌اش را جلوی دوربین آورده است.

    اگر از این فیلم خوشتان آمد…

    حتما فیلم‌های قبلی آلمودوار همانند «وولور» و یا «با او سخن بگو» پیشنهاد می‌شود و در کنار این فیلم‌ها از این فیلمساز می‌توان به فیلم‌های تورناتوره چون «باریا» و «سینما پارادیزو» نیز اشاره کرد که می‌توانید از نگاه بگذرانید.

    نگرش‌های نقادانه‌ای که می‌توانید دنبالش کنید…

    بیش از هر نگرش دیگری تمرکز «رنج و افتخار» بر روی فرهنگ زیستی اسپانیا در طول قرن پرحادثه‌ای که گذرانده و در واقع تمرکز بیشتر روی رفتارشناسی مردم آن می‌تواند مورد مطالعه قرار بگیرد.

  • ملاقات با عامل کشتار دانشگاه ویرجینیا/از«مانیفست چو» چه می‌دانید؟

    ملاقات با عامل کشتار دانشگاه ویرجینیا/از«مانیفست چو» چه می‌دانید؟

    ملاقات با عامل کشتار دانشگاه ویرجینیا/از«مانیفست چو» چه می‌دانید؟
    ملاقات با عامل کشتار دانشگاه ویرجینیا/از«مانیفست چو» چه می‌دانید؟

    به گزارش خبرنگار مهر، با توجه به تعطیلی تماشاخانه‌ها و مراکز هنری به دلیل جلوگیری از شیوع بیماری کرونا در ایام تعطیلات نوروز و ضرورت در منزل ماندن مردم، علاقه‌مندان تئاتر و هنرهای نمایشی برای پر کردن اوقات فراغت‌شان دیدن فیلم-تئاترهای مختلف را در دستور کار قرار می‌دهند که در همین راستا دیدن فیلم-تئاتر «مانیفست چو» به کارگردانی محمد رحمانیان گزینه مناسبی خواهد بود.

    رحمانیان نمایش «مانیفست چو» را در سال ۷۸ با حضور بازیگرانی چون افشین هاشمی در نقش چو، ترانه علیدوستی، مهتاب نصیرپور، اشکان خطیبی، سیما تیرانداز، هومن برق نورد، زهره امینی در تالار چهارسوی مجموعه تئاترشهر به صحنه برد که پروسه اجرای نمایش در آن مقطع حاشیه‌هایی در پی داشت. زنده‌یاد احمد آقالو نیز در این نمایش به‌صورت تصویری حضور دارد.

    این نمایش به ماجرای کشتار دانشجویان دانشگاه ویرجینیا تک آمریکا به دست یک دانشجوی اهل کره جنوبی می‌پردازد. در این واقعه تراژیک که در سال ۲۰۰۷ میلادی رخ داد، ۳۲ دانشجو و استاد کشته شدند و در نهایت قاتل خودکشی کرد.

    «مانیفست چو» برگرفته از اسم «سونگ هوی چو» دانشجوی کره‌ای و عامل کشتار دانشگاه است و کارگردان برای همذات‌پنداری مخاطبان با رویدادهای نمایش و شخصیت چو که دانشجوی زبان انگلیسی بوده و در عین حال ایجاد فاصله‌گذاری و تمهیدی برای اینکه تماشاگران با واسطه با اتفاقات روبرو شوند این اثر را به جز یک مونولوگ، کاملا به زبان انگلیسی اجرا کرده است.

    کمتر از ۲۴ ساعت پس از کشتار بی‌رحمانه ‌دانشجویان و اساتید دانشگاه ویرجینیا تک، تصویر بی‌قرار و خشمگین جوانی کره‌ای از شبکه خبری NBC پخش شد که با دوربینی خانگی گرفته شده بود. او در حالی که اسلحه‌ای را گاه به سمت دوربین؛ مخاطب فرضی و یا سر خودش نشانه می‌رفت چنین جملاتی را به زبان می‌آورد: «شما صدها میلیارد شانس و راه برای پرهیز از واقعه امروز داشتید. اما تصمیم گرفتید که خون مرا به جوش آورید. شما مرا در تنگنا قرار دادید و تنها یک انتخاب برای من باقی گذاشتید. اکنون خونتان به گردن خودتان است.‌..»

    اینها بخشی از مانیفست ۱۸۰۰ کلمه‌ای و چند رسانه‌ای چو بود که در قالب بسته‌ای حاوی یک نامه ۲۳ صفحه‌ای، ۲۸ کلیپ ویدیویی و ۴۳ عکس، مابین فرصت دو ساعته ‌کشتار ۲ تن از دانشجویان در خوابگاه محل اقامت چو و شلیک به سمت ۳۰ تن دیگر در محل دانشگاه برای شبکه ‌خبری NBC ارسال شده بود و رحمانیان براساس همین مانیفست، اثرش را خلق کرده است.

    بازی‌های تاثیرگذار بازیگران نمایش و نگاه خلاقانه کارگردان به یکی از اتفاقات واقعی که در کنار کشتار کلمباین جزو دردناک‌ترین و هولناک‌ترین جنایات قرن ۲۱ بوده است از نقاط قوت «مانیفست چو» به حساب می‌آید.

    فیلم-تئاترها این روزها در اکثر شهر کتاب‌ها، فروشگاه‌های فروش فیلم‌های شبکه نمایش خانگی و بعضی کتاب‌فروشی‌های معتبر قابل خرید هستند همچنین علاقه‌مندان می‌توانند با خرید اینترنتی و تماشا در وی او دی‌های مختلف این محصولات را با هزینه مناسب‌تری تماشا کنند.

  • اولین تجربه‌ زندگی در بحران

    اولین تجربه‌ زندگی در بحران

    اولین تجربه‌ زندگی در بحران
    اولین تجربه‌ زندگی در بحران

    خبرگزاری مهر -گروه فرهنگ:

    نوروز امسال شاید خاص‌ترین نوروزی باشد که در دو سه دهه اخیر ایران به خود دیده است. نوروزی که به دلیل شیوع بیماری کرونا و بحران اجتماعی بهداشتی پیوست با آن جامعه ایرانی را در نوعی بهت و شک فرو برده است. با این همه و به روایت تاریخ شاید نه به این ابعاد اما در ساختاری متفاوت‌تر این اولین نوروزی نیست که ایران و ایرانیان با بحران روبرو می‌شوند و انسان ایرانی در گذر جبری تاریخ روزگارش را در آن سپری می‌کند. یادداشت‌های که در بخش «روایت بحران» در خبرگزاری مهر طی روزهای اخیر منتشر می‌شود، نگاهی است متفاوت از سوی هنرمندان اهل قلم به زیست و زندگی خود در بحران. روایت‌هایی که گاه عاشقانه است و گاه تلخ. گاه گزارش‌گونه است و گاه کاملاً حس‌برانگیز.

    آنچه در ادامه می‌خوانید روایت خاطره‌ای است از ابراهیم حسن‌بیگی نویسنده نام‌آشنای معاصر ایران که به موضوع سیل پرداخته است و نوعی زیست اجتماعی در بحران سیل را نشان می‌دهد…

    ۹ سالم بود؛ توی روستای خواجه نفس در ترکمن صحرا. سال ۴۵. دو سالی بود برق آورده بودند به روستایمان. از غروب که خورشید می‌رفت برق داشتیم تا ۱۱ شب. آن هم فقط دوشعله. یعنی سهم هر خانه دولامپ. این مقدار هم خودش غنیمتی بود برای دیدن و دیده شدن در شب.

    آن روزها، دلم می‌خواست یک باغچه داشته باشم. باغچه‌ی کوچک گل و سیفیجات. چیزی که بین ترکمن‌ها مرسوم نبود. گل و باغچه را وقت‌هایی می‌دیدم که می‌رفتیم گرگان خانه اقوام.

    دست به‌کار شدم. قسمتی از حیاط بی در و دیوار خانه مان را با بیل کندم. فکر کنم دو متر در دو متری می‌شد. خاکش را نرم کردم. پدرم گفت نه گل می‌توانم برائت بیاورم نه تخم سبزیجات. آب پاکی را ریخت روی دستم. گفتم چکار کنم پس؟ گفت فردا فکری به حالت می‌کنم.

    فردا پاکتی را داد دستم. توش چند تایی پیاز بود و سیب زمینی کوچک. گفت: اینها را توی باغچه ات بکار. یک روز درمیان هم آبشان بده.

    با تعجب نگاهش کردم. فهمید چرا زل زده‌ام به او. گفت: سبزی و گل را بی‌خیال شو. مگر وقتی که برویم گرگان. فعلاً اینها را بکار هر سیب زمینی که بکاری چندین سیب زمینی به عمل می‌آید. با یک وجب فاصله بکار.

    این شد یک حرفی. نمی‌دانستم یک سیب زمینی چقدر محصول می‌دهد.

    دوستم حاجی نظر را صدایش زدم برای کمک. همکلاس و همسایهمان بود. آمد کمکم و سیب زمینی و پیازها را کاشتیم. بعد آب شأن دادیم. چه عشقی کردیم آن روز. دو هفته‌ای طول کشید تا جوانه‌ها از خاک زدند بیرون. عصر بود که چشمم افتاد به چند جوانه سبز که از خاک بیرون زده بودند. از خوشحالی جیغ زدم و دویدم سمت مادرم که کنار تنور ایستاده بود و نان می پخت. سرم داد زد که چه خبر است هوار می‌کشی؟ وقتی هم شنید اهمیتی نداد. برگشتم کنار باغچهام. نشستم روی زمین و با عشق و شور خاصی به جوانه‌ها نگاه کردم تا تنگ غروب که پدرم آمد. لبخند زد و سعی کرد در خوشحالیام شریک شود. گفت: باید دور باغچهات حصار بکشی. گاو و گوسفندها بفهمند باغچهات را خورده‌اند.

    ترس نشست توی دلم. به فکرم نرسید باید چکار کنم. پدرم گفت: باید حصاری دور زمینت بکشی. چگونگیاش را نگفت. دیده بودم حصارها را. فرداش با حاجی نظر رفتیم لب گرگان رود که از وسط آبادیمان می‌گذشت. چند ساقه نی و شاخه‌های درختان را کندیم و آوردیم. نی‌ها را فرو کردیم در زمین. شاخه‌ها را تکیه دادیم به نی‌ها و حصارمان را ساختیم دور زمین باغچه. فردایش گوسفندها افتادند به جان شاخه‌ها. باغچهام هنوز امنیت نداشت. باز هم دست به دامان پدرم شدم. با هم رفتیم منزل آقای ای ری که صیاد بود. یک بغل از تورهای کهنه ماهیگیریاش را داد به ما. پدرم شاخه‌ها را از دور زمین برداشت و تورها را به جایشان گذاشت. خیالم راحت شد. حالا باغچهام امنیت داشت.

    از فرداش روزی چند بار می‌رفتم سر باغچه و رشد بوته‌های سیب زمینی و پیازها را نگاه می‌کردم. هرروز آب شأن می‌دادم. بوته‌های سیب زمینی پر شاخ و برگ بودند و پیاز ساقه ی شأن دراز بود و بدون برگ. این را پدرم به من گفت تا آنها را بتوانم تشخیص بدهم.

    لحظه شماری می‌کردم برای روزی که پدرم بگوید چه وقت باید زمین را بشکافیم و سیب زمینی و پیازها را بکشیم بیرون. نقشه‌های زیادی کشیده بودم برای اینکه با محصولاتم چه کنم. الان که فکر می‌کنم شاید حس زن بارداری را داشتم که منتظر تولد بچهاش است. بچه‌های من زیر خاک بودند. زیر برگ‌های سبز گیاهی که شاید یک هفته دیگر باید ریشه کن می‌شدند و من محصولاتم را برداشت می‌کردم.

    چند روزبعد، یک روز صبح پدرم از خواب بیدارم کرد. صدای مادرم از توی حیاط می امد که هی خدا خدا می‌کرد که به دادمان برسد. ترسیدم. پدرم گفت برو منزل امین حاجی بگو بیل شأن را بدهند. بیل؟ ما که خودمان بیل داشتیم. بیل برای چه می‌خواست صبح به این زودی؟. دویدم توی حیاط که ببینم چی شده. پدر حاجی نظر کمی جلو تر از باغچهمان داشت زمین را می‌کند. پرسیدم چی شده. مادرم گونی آرد را از توی انباری آورد و گذاشت روی ایوان خانه. او هم نگران و مصطرب بود. پدرم گفت: بدو پسر. مگر سیل را نمی‌بینی؟

    خانهمان آخرین خانه آبادی بود و بعد از حیاطمان دشتی بود و بعد گندمزاری که درو شده بودند و در این فصل رنگش طلایی می‌شد. و حالا آب گندمزار را گرفته بود و به طرف خانه ما می‌آمد. برای اولین بار سیل را دیدم. آبی بود که دشت را پوشانده بود. مثل یک رودخانه پهن و دراز. دویدم به طرف منزل امین حاجی. «اجوجکه» عروسش جلوی پله ایستاده بود. بهش گفتم بیل شأن را بدهد. هر چه می‌گفتم بیل متوجه نمی‌شد چه می‌خواهم. ادای کندن زمین با بیل را در آوردم. لبخندی زد و گفت: اها پیل… یادم آمد که که در زبان ترکمنی بیل را پیل می‌گویند و من به فارسی گفته بودم بیل. خنده ام گرفت.

    بیل را برداشتم و دویدم سمت خانهمان. چند مرد از روستایمان آمده بودند جلوی حیاطمان و داشتند به سیلی که آرام و خزنده می‌آمد سمتمان نگاه می‌کردند. یکی شأن به پدرم گفت: این طوری نمی‌توانید جلوی سیل را بگیرید. فایده ندارد. باید فرار کنیم.

    فرار؟ یعنی آب می‌آمد و خانه مان را با خودش می‌برد؟ پدرم و پدر حاجی نظر دست از کار کشیدند. فهمیدند نه می‌توانند خاکریز درست کنند نه کانالی که جلوی آب را بگیرد. یعنی حالا باید فرار می‌کردیم؟ به کجا؟ لوازم زندگی مان چه می‌شود؟ باغچهام چی؟ رفتم جلوی باغچهام. زانو زدم و نشستم کنارش. پدرم خواست بلند شوم و کمکش کنم تا بعضی لوازم ضروری زندگیمان را جمع کنیم. ترسیدم. یعنی خانه و زندگی مان را آب می‌گیرد و با خودش می‌برد؟ و باغچهام؟ تکلیف باغچهام چه می‌شود؟ ظاهراً چیزهای مهمتر از باغچه من وجود داشت.

    ظاهراً سیل داشت کار خودش را می‌کرد. باید فرار می‌کردیم. پدرم گفت می‌رویم بندرشاه منزل تقی. داداش تقیام در بندرشاه کار می‌کرد. چند باری رفته بودیم خانه‌اش.

    تا ما خرده لوازمان را جمع کنیم سیل خودش را رساند به خانه ما و حاجی نظر و چند همسایه پشت سری مان. حالا پاهایمان تا زانو توی آب بود. از باغچهام تنها نوک بوته‌های سیب زمینی و پیازم از اب بیرون زده بود. باغچهام داشت در آب خفه می‌شد. مادرم دو بقچه لباس را داد دستم. بقچه‌ها را زدم زیر بغلم و رفتیم به طرف جاده.

    *****

    حدود یک ماه که آب‌ها از اسیاب افتاد، پدرم تصمیم گرفت یک سر برود روستا و ببنید با رفتن سیل خانه و زندگیمان چه شده است. من هم اصرار کردم تا مرا با خودش ببرد. دونفری رفتیم. دیگر اب نبود؛ اما زمین هنوز گل و لای بود. پدرم خدا را شکر کرد خانهمان سالم است. من اما به فکر خانه و زندگی پدرم نبودم. یکراست رفتم سمت باغچهام. بوته‌ها خشک شده بودند. شاخ و برگ‌ها زرد و خمیده روی زمین. با انگشت زمین گل الود را کندم که سیب زمینی‌ها و پیازها را بکشم بیرون. پدرم ایستاد بالای سرم که لابد ببیند چه تعداد محصول به دست می‌آورم.

    چیزی که به دستم رسید چند سیب زمینی بزرگ بود زیر یکی از بوته‌ها. با خوشحالی سرم را بالا گرفتم و به پدرم نگاه کردم. نگاهی پیروزمندانه. من داشتم اولین محصول کشاورزی ام را برداشت می‌کردم. تا خواستم سیب زمینی‌ها را از گل و لای بیرون بکشم، انگشت‌هایم رفت داخل شأن و پوست شأن ترکید و بوی گندی شتک زد به صورتم. بویی مثل بوی لاشه‌ی سگ. سیب زمین‌ها در آب پوسیده بودند.

    بغض کرده بودم. پدرم دستش را گذاشت روی شانه‌ام وخواست دلداری ام بدهد. گفت: عیبی ندارد. ناراحت نباش.

    چگونه ناراحت نباشم وقتی باغچهام را سیل از بین برده بود؟ پدرم که انگار صدای دلم را شنیده بود گفت: نگاهی به خانه و زندگی مان بینداز. ببین آب چه کرده. حالا پاشو برویم دستی به سر و گوش خانهمان بزنیم.

    بماند آن روز حس آدم ورشکستهای را داشتم. حس کسانی را که سیل و زلزله همه زندگی شأن را از بین برده باشد. باغچهام شده بود همه زندگی ام. این اولین بحران زندگی ام بود. آسیبش را هم دیدم و دیدیم. اما بعدها با اینکه سیل‌ها و زلزله‌ها و بحران‌های کوچک و بزرگ زیادی را تجربه کردم؛ اما بحران سیل در ۹ سالگی ام را هرگز فراموش نکردم. هیچ وقت یادم نرفت که سیل چه بلایی به سر سیب زمینی و پیازهایم آورد.

  • افشین هاشمی: موسیقی ایرانی مثل خانه‌ی ایرانی‌ست که درش به روی هرکسی باز نمی‌شود

    افشین هاشمی: موسیقی ایرانی مثل خانه‌ی ایرانی‌ست که درش به روی هرکسی باز نمی‌شود

    افشین هاشمی: موسیقی ایرانی مثل خانه‌ی ایرانی‌ست که درش به روی هرکسی باز نمی‌شود
    افشین هاشمی: موسیقی ایرانی مثل خانه‌ی ایرانی‌ست که درش به روی هرکسی باز نمی‌شود

    افشین هاشمی (بازیگر و کارگردان تئاتر و سینما) همزمان با تعطیلات نوروز و در خانه ماندن مردم، از طریق صفحه شخصی‌اش در اینستاگرام  به آموزش موسیقی می پردازد که با استقبال خوبی همراه شده است.

    هاشمی درباره این ایده و علاقمندی‌اش به موسیقی گفت: من نوازنده و مدرس جدی موسیقی نیستم فقط یک دوره کوتاه به‌صورت حرفه‌ای در موسیقی فعالیت کردم که البته در همان دوره کوتاه هم مفتخر بودم که با افراد سرشناس این حوزه همکاری داشتم ولی در ادامه سینما و تئاتر، وقتی برای موسیقی باقی نگذاشت و اکنون فقط یک فرد آشنا به موسیقی هستم.

    هاشمی با اشاره به اینکه ساز کمانچه را از سال ۶۸ می نواخته، افزود: همیشه فکر می‌کردم چگونه می‌شود مخاطب ناآشنا به این جنس از موسیقی را علاقمند کرد زیرا موسیقی ایرانی بسیار شبیه خانه‌های ایرانی است که ورود به آن سخت است، در را روی هرکسی بازنمی‌کنند، و بعد هنگام ورود ابتدا باید از یک راهروی تنگ گذشت ولی بعد از آن راهرو، یک حیاط بزرگِ فرح‌انگیز است. ولی اول باید محرم بشوی برای ورود به این خانه. موسیقی ایرانی مانند فرش ایرانی است که در نگاه گذرا، همه‌ی فرش‌ها شبیه هم هستند ولی وقتی درست نگاه کنی زیبایی‌های بسیار متفاوتی دارند.

    وی ادامه داد: از طرف دیگر این روزها بازار انباشته از موسیقی‌هایی‌ست که بعضی‌شان جز آلوده کردن گوش کاری نمی‌کنند. همیشه به این فکر می کردم که چطور می‌توان این ذائقه را تغییر داد، چون اعتقاد دارم که راه تغییر، حذف نیست و اگر می‌خواهیم کسی موسیقیِ آلوده گوش ندهد، راهش تقویت و آشنایی با موسیقی خوب است. در خیلی زمینه‌های سیاسی اجتماعی نیز می‌توان همین کار را کرد. مثلا به‌جای اجبار مردم به برخی کارها، می‌توان ارزش سجایای اخلاقی را آشکارتر کرد.

    وی درباره آموزش موسیقی از طریق فضای مجازی گفت: امکانات آموزشی موجود در بازار که کم هم نیستند. اینها برای کسانی است که می‌خواهند به صورت جدی موسیقی را یاد بگیرند و ادامه بدهند نه اینکه  فقط گوش کنند. برای من اما همیشه این سوال مطرح بود که یک نفر که فقط می‌خواهد موسیقی را «گوش بدهد» چگونه به موسیقی ایرانی دعوت کنیم. یعنی همان کاری که در تئاترهای مردمیِ می‌کنند.

    وی ادامه داد: هیچ کس در روزهای ابتداییِ کتاب خواندن، نیچه هگل نمی‌خواند بلکه بسیار ساده آغاز می‌کند. خود من مشتری ثابت کتاب‌های قاضی‌سعید و میکی اسپیلین بودم. ما ابتدا باید به کتاب خواندن عادت کنیم تا بعد کتاب‌های سخت‌تر را دست بگیریم. در موسیقی هم ابتدا باید گوش‌مان به موسیقی سنتی عادت کند تا بعد لذت عمیق آن را دریابیم.

    هاشمی با انتقاد از صداوسیما در عدم توجه جدی به موسیقی سنتی گفت: مدام می‌گویند چرا نسل جوان به موسیقی سخیف گوش می‌دهد اما هیچ کاری برای تغییر انجام نمی‌دهند. صداوسیما می‌تواند یکی از تاثیرگذارترین‌ها برای این تغییر باشد که متاسفانه به دلیل محدودیت‌های بیرونی و درونی‌اش نمی‌کند. نتیجه اینکه بچه‌های مدرسه، موسیقی‌های مبتذل را هزار بار بیشتر از موسیقیِ ارزشمند گوش می‌کنند.

    وی دامه داد: ما در بخش آموزش موسیقی سنتی اساتید درجه یک داریم اما نکته این است که که آنها تریبون بزرگی مثل تلویزیون در اختیار ندارند و در نتیجه فقط زمانی می‌توانند اثرگذار باشند که کسی بخواهد جدی موسیقی را یاد بگیرد و سراغ آن‌ها برود. تلویزیون در گذشته همه گونه موسیقی را ارایه می‌داد و مخاطب می‌توانست آن را انتخاب کند اما امروز تلویزیون توجه چندانی به موسیقی ندارد و اصلا مسئله‌اش نیست. به همین دلیل مخاطب در جای دیگری نیازش را جستجو می‌کند که در اکثر موارد به دلیل انتشار گسترده‌ی موسیقی سطح پایین، شنونده‌ی آنها می‌شود.

    هاشمی درباره میزان استقبال مخاطبان از آموزش‌های وی در اینستاگرام از موسیقی سنتی گفت: از نوروز شروع کردم و هرچند شب یک ویدئو منتشر می‌کنم. هر ویدئو حدود ۴۸ ساعت زمان می‌برد درنتیجه احتمالا این برنامه را هفتگی یا دو برنامه در هفته ادامه می‌دهم. خوشبختانه استقبال مخاطبان نیز خوب بوده و بیش از هزاران نفر به ویدئوها و تمرین‌ها پاسخ داده‌اند.

    ۲۴۱۲۴۱

  • اعلام جدول زمانی برنامه مدرسه تلویزیونی سه‌شنبه دوازدهم فروردین

    اعلام جدول زمانی برنامه مدرسه تلویزیونی سه‌شنبه دوازدهم فروردین

    اعلام جدول زمانی برنامه مدرسه تلویزیونی سه‌شنبه دوازدهم فروردین
    اعلام جدول زمانی برنامه مدرسه تلویزیونی سه‌شنبه دوازدهم فروردین

    به گزارش خبرگزاری مهر، بر این اساس، برنامه مدرسه تلویزیونی روز سه‌شنبه ۱۲ فروردین به شرح زیر است:

    شبکه آموزش

    متوسطه دوره اول:

    ساعت۹ تا۹: ۳۰درس علوم تجریی پایه۷

    ساعت۹: ۳۰ تا۱۰ درس زبان انگلیسی پایه ۸

    ساعت۱۰ تا ۱۰: ۳۰ درس زبان انگلیسی پایه۹

    دوره ابتدایی:

    ازساعت۱۰: ۳۰ تا ۱۱ فارسی ونگارش پایه اول

    از ساعت ۱۱ تا۱۱: ۳۰فارسی و نگارش پایه دوم

    از ساعت ۱۱: ۳۰ تا۱۲مطالعات و مهارتهای اجتماعی پایه سوم

    ازساعت۱۲تا۱۲: ۳۰ پیام‌ها و هدیه‌های آسمانی پایه چهارم

    از ساعت ۱۲: ۳۰ تا۱۳ فارسی ونگارش پایه پنجم

    از ساعت ۱۳: ۲۰ تا ۱۳:۴۰ مطالعات و مهارتهای اجتماعی پایه ششم

    متوسطه دوم:

    ساعت ۱۵ درس عربی، زبان قرآن ۲ پایه۱۱

    ساعت ۱۵:۳۰ درس زیست شناسی پایه ۱۲

    ساعت ۱۶ درس زیست شناسی پایه ۱۰

    ساعت ۱۶:۳۰ درس زیست شناسی پایه۱۱

    ساعت ۱۷ درس دین و زندگی پایه ۱۲

    ساعت ۱۷:۳۰ درس فیزیک پایه ۱۲

    شبکه ۴:

    رشته‌های ادبیات و علوم انسانی و علوم و معارف اسلامی و فنی حرفه‌ای وکاردانش:

    ساعت ۸ تا ۸:۳۰ درس اصول عقاید ۱ پایه ۱۰

    ساعت ۸:۳۰ تا ۹ درس تاریخ ۲ پایه ۱۱

    ساعت۹تا۹: ۳۰ درس عربی، زبان قرآن ۱ پایه ۱۰

    ساعت ۹:۳۰ تا۱۰ درس جغرافیا پایه۱۱

    ساعت ۱۰ تا۱۰: ۳۰ درس معربی، زبان قرآن پایه ۱۲

    ساعت ۱۰:۳۰ تا ۱۱ درس استاندار طراحی عمومی پایه ۱۰

    ساعت ۱۱ تا ۱۱: ۳۰ درس حسابداری صنعتی پایه ۱۲

    ساعت ۱۱:۳۰ تا ۱۲ درس ریاضی ۳ پودمان ۴ پایه ۱۲

  • توضیحات مدیر دفتر موسیقی درباره حواشی برگزاری کنسرت‌های آنلاین

    توضیحات مدیر دفتر موسیقی درباره حواشی برگزاری کنسرت‌های آنلاین

    توضیحات مدیر دفتر موسیقی درباره حواشی برگزاری کنسرت‌های آنلاین
    توضیحات مدیر دفتر موسیقی درباره حواشی برگزاری کنسرت‌های آنلاین

    محمد اله‌یاری مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در پاسخ به پرسشی مبنی‌بر نقش دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد در برگزاری پروژه موسیقایی «نوروز خانه» با محوریت برگزاری کنسرت آنلاین توسط خوانندگان پاپ در برج میلاد، بیان کرد: «دفتر موسیقی وزارت ارشاد در پروژه «نوروزخانه» شهرداری تهران که طی این روزها در قالب کنسرت‌های آنلاین به مخاطبان ارائه می‌شود، فقط در حوزه صدور مجوزها برای نوازندگان، هنرمندان و قطعات ارائه شده برای برگزاری کنسرت‌های بدون تماشاگر، نقش ایفا می‌کند.»

    وی ادامه داد: «آنچه در برگزاری پروژه «نوروزخانه» برعهده دفتر موسیقی وزارت ارشاد بوده است، اعطای مجوز روزانه برای خوانندگان و گروه‌هایی بود که اسامی آن‌ها از سوی مسئولان برگزاری این پروژه به دفتر ما ارسال شده بود که همکاران من نیز بر اساس وظیفه‌ای که بر عهده داشتند، نسبت به اعطای مجوز برای قطعات، نوازندگان و هنرمندان اقدامات لازم را انجام دادند. این در حالی است که بنده تاکید می‌کنم در حوزه نحوه انعقاد قراردادهای مالی و میزان مبلغ قراردادها دفتر موسیقی هیچ گونه دخالت و نقشی نداشته است و آنچه در حوزه مباحث مالی مطرح می‌شود به عهده دوستان ما در پروژه «نوروزخانه» بوده است.»

    مدیر دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تاکید کرد: «رابطه مالی بین خوانندگان و سیاست‌هایی که در این زمینه برای برگزاری پروژه «نوروزخانه» طراحی شده است، مجموعه نکاتی است که ما از آن بی‌اطلاعیم و فقط در حوزه صدور مجوز با برگزارکنندگان همکاری کرده‌ایم. کما اینکه طی هفته‌های گذشته خوانندگان دیگری از جمله رضا صادقی، روزبه نعمت اللهی، حامد همایون، فرزاد فرخ و تعدادی دیگر نیز برای برگزاری کنسرت‌های مجازی نسبت به دریافت مجوزهای لازم اقدام کرده بودند و دفتر موسیقی نیز بر اساس ضوابط قانونی این حوزه، همکاری و مساعدت لازم را با دست اندرکاران این پروژه‌ها انجام داده و می‌دهد.»

    اله یاری تصریح کرد: «برگزاری کنسرت‌های مجازی در روزهایی که در آن قرار گرفته‌ایم از نظر ما اتفاق خوبی است که می‌تواند به عنوان یکی وجوهات سرگرم‌کننده برای مردم در روزهایی که باید در خانه بمانند مورد توجه قرار بگیرد اما آنچه در حوزه‌های مالی این پروژه‌ها انجام می‌گیرد، موضوعی است که در حوزه وظایف دفتر موسیقی نیست و من نمی‌توانم در این حوزه اظهارنظری داشته باشم.»

    پروژه برگزاری کنسرت‌های آنلاین در قالب ویژه‌برنامه «نوروزخانه» با مجوز دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همکاری شهرداری تهران از جمعه شب هشتم فروردین در برج میلاد آغاز شده است. طی روزهای گذشته خبرهایی مبنی بر دریافت دستمزدهای چند میلیونی توسط خوانندگان مطرح حاضر در این طرح منتشر شده است که موضوع برگزاری کنسرت‌های آنلاین این هنرمندان را تحت تاثیر قرار داده است.

    امید حاجیلی، مهدی جهانی و روزبه بمانی خوانندگانی هستند که در سه شب گذشته در قالب طرح «نوروزخانه» کنسرت آنلاین داشته‌اند. طبق برنامه اعلام شده گروه استاد اسداللهی (۱۱ فروردین)، رضا یزدانی (۱۲ فروردین)، گروه رستاک (۱۳ فروردین)، حمید عسگری (۱۴ فروردین)، گروه گیل و آمارد، ناصروحدتی (۱۵ فروردین)، مهدی یغمایی (۱۶ فروردین)، گروه ژوانا، سعدالله نصیری (۱۷ فروردین)، حمید حامی (۱۸ فروردین)، لیان بوشهر (۱۹ فروردین)، سینا سرلک (۲۰ فروردین)، اشوان و اشکان خدابنده‌لو (۲۱ فروردین)، خوانندگانی هستند که در شب‌های آینده در قالب این طرح در برج میلاد تهران به اجرای برنامه خواهند پرداخت.