به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در این تصویر که با عنوان «لیست حقوق کارکنان رادیو، تیرماه۱۳۲۴» در فضای مجازی منتشر شده است، اسامی بزرگی چون دلکش، غلامحسین بنان، علینقی وزیری، عبدالحسین شهنازی، مرتضی محجوبی، روحالله خالقی، عبدالعلی وزیری و … به چشم میخورد و امضای این اساتید موسیقی را هم میتوان پای رقم حقوقشان دید.
لیست حقوق کارکنان رادیو در تیرماه ۱۳۲۴؛ از دلکش و بنان تا شهنازی و خالقی
موسیقی سنتی مجوز کمتری نمیگیرد، تقاضا برای این نوع موسیقی کمتر شده است. این موسیقیها دیگر استقبالی در پی ندارد و به نوعی تکراری شده و هجمه موسیقی که آن را موسیقی پاپ مینامیم به دنبال هویت است و با فضای شادی که دارد، رقص نورهایی که در سالنها هنگام اجرا پخش میشود، باعث میشود مردم در آنجا شادتر باشند، همین موضوعات مردم را بیشتر تحت تاثیر قرار داده و آنها ترجیح میدهند بروند چنین موسیقیهایی را ببینند که چند منظوره از آن بهرهبرداری کنند ولی موسیقیهای دستگاهی و کلاسیک حواس جمعتری میخواهند، باید تمرکز داشت و به شعرها دقت کرد، به همین خاطر به این موسیقیها موسیقی اندیشهورز میگویند و تهیه کنندگان، اسپانسرها و حمایتکنندهها وارد این بخش نمیشوند. همین مافیایی که تشکیل شده و سرمایهگذاریها و پولهایی که در این راه خرج میشوند یکی از این دلایل است که به موسیقی پاپ بیشتر توجه شود.
موسیقی تلفیقی یک کلاهگذاری بر سر موسیقی اصیل
من زیاد به آمار توجه ندارم به این خاطر که آمار هیچگاه در کشور ما جدی نبوده است و وقتی نهادهای مختلف آمار میدهند با یکدیگر تفاوت زیادی دارند، ولی من به تجربه خودم بسنده میکنم و میگویم حتی کسانی که در خواست موسیقی تلفیقی میدهند یک نوع کلاه بر سر موسیقی اصیل ایرانی میگذارند ما خوانندگانی داریم که تخصص اصلیشان موسیقی اصیل و سنتی ایرانی است، آواز میدانند، دستگاه میدانند ولی این افراد هم برای اینکه به روز باشند، از جامعه عقب نمانند و توجه تهیه کنندگان را جلب کنند شروع میکنند به خواندن موسیقی تلفیقی که البته به نظر من واژه پاپ_سنتی بهترین واژه برای این نوع موسیقی است، که یک تلفیق نادرست از موسیقی است.
جایگاهها در عرصه هنر مخدوش شده است
یک درصد خیلی ناچیزی هستند که موسیقی جدی دستگاهی و موسیقی ارکسترال ایرانی به معنای واقعی انجام میدهند. اساسا ما دو نوع موسیقی داریم یک موسیقی جدی، یک موسیقی غیر جدی. موسیقی غیر جدی قصد دارد سالن را شلوغ کند که این نوع موسیقی مانند سینما میماند. شما میروید یک سینمای درجه یک، بلیت درجه یک هم میگیرید، دور هم می نشینید، تنقلات می خرید و با هیجان فیلم را نگاه میکنید. این سبک موسیقی، موسیقی پاپ، هم اینگونه است در واقع جایگاهها در عرصه هنر مخدوش شده است، نه تنها در عرصه موسیقی، بلکه در جایگاه رسانه، در جایگاه فنی، در جایگاه تولیدی و هم در جایگاه حاکمیتی مانند وزارت ارشاد یک مقدار دچار معضل شدهایم.
موسیقی سنتی به دنبال اندیشه
شما توجه کنید اکنون مردم دیگر حاضر نیستند مانند موسیقی پاپ برای موسیقی دستگاهی هزینه کنند و فرضا ۱۵۰هزار تومان یا ۲۰۰هزارتومان بلیت بخرند، چون هزینهاش سنگین است و عموما طبقه متفکر جامعه دنبال این نوع موسیقی دستگاهی هستند. حالا این طبقه متفکر الزاما طبقه پولدار و بالاشهرنشین جامعه نیست، برعکس پولدارها دنبال شادیهای کاذب و دنبال ستارهها و سلبریتیها هستند و میتوان گفت بیشتر دنبال پُز خودشان هستند که بگویند چندمیلیون تومان هزینه کردهایم و فلان اجرا را دیدهایم، چه بسا که این میزان را هزینه هم کرده باشند. طبقه متفکر جامعه ممکن است در هر سطحی باشد، ممکن است متوسط باشد، ممکن است کارمند باشد، امکان دارد قشر ضعیف جامعه باشد، حتی امکان هم دارد که جز قشر پولدار باشد، اما مهم این است که دنبال اندیشه و تفکر هستند تا ببینند این موسیقی چه پیامدی برایشان دارد و به دنبال یافتن اصالتها و ریشهها هستند.
موسیقیدانان جدی سرخورده شدهاند
اما چون موسیقیدانان جدی هم سرخورده شدهاند شرکتهای حمایتی باید یک کاریزمای حمایتی برای آنها ایجاد کنند و بهتر است که به ازای چند موسیقی جدی یک موسیقی پاپ مجوز بگیرد چه برای تولید و چه برای اجرای صحنهای، اما یک شرکتی که در سال فقط موسیقی پاپ اجرا میکند و سالیانه سالنها را اجاره میکند و باعث تشکیل مافیا میشود، در پشت پرده هم هزینههایی میکند که باعث میشود امکانات به طور طبیعی و عادلانه تقسیم نشود، باعث میشود که ما روزبهروز شاهد کمتر دیدن آثار ناب واقعی و خوب باشیم. در صورتی که مردم تشنه این آثار هستند.
اشعار امروزی شعر متقدم را به حاشیه میکشد
امروزه اشعار نادرستی که از طریق برخی از موسیقیهای ما اشاعه پیدا میکند، باعث میشود که شعر متقدم، شعر شاعران قدیمی به حاشیه برود. رسانه ملی و برنامههای تلویزیونی هم بیشتر دنبال این هستند که از طریق این چهرهها که در سالنها دیده میشود، برنامههای پربیننده و جذابتری بسازد.
پاپ-سنتی به جای تلفیقی
اما موسیقی تلفیقی که بحث آن جدا است، برای موسیقی تلفیقی هم باید جشنواره برگزار شود، همایشهای دانشگاهی برگزار شود، اساتید بیایند ببینند وضعیت این موسیقیها چیست و درباره آن اظهارنظر کنند. امروز پاپ_سنتی میخوانند و به آن میگویند تلفیقی و این باعث ترویج نادرست موسیقی در این بین میشود که شما یک رگه ترک در آن می بینید، یک رگه یونانی و… میبینید. این موسیقی یک کار فرهنگی جدید نیست، بلکه نوع ساز بندی و آهنگ این گونه است. هم اکنون مشکل این است که همه به اشتباه از واژه تلفیقی استفاده میکنند مثل آن زمانی که همه به اشتباه از واژه زیر زمینی استفاده میکردند. آن کلمه واژه غلطی بود، باید میگفتند تولیدات خانگی چون تولیدات خوبی بودند اما در حد بضاعت وزارت ارشاد نبود که مجوز بدهد، در حال حاضر فضا بازتر شده و امکان گرفتن مجوز راحتتر است ما هم متوجه شدیم آن واژه زیرزمینی غلط بود و بار منفی برای موسیقی داشت.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، رضا مهدوی که پژوهشگر، نوازنده سنتور، منتقد و برنامهساز رادیو و تلویزیون است، در یادداشتی به کاهش مجوز کنسرتهای موسیقی در بهار امسال به نسبت سال گذشته واکنش نشان داد.
طبق آمار ارائه شده توسط معاونت هنری وزارت ارشاد، در سه ماهه ابتدای امسال، ۱۲۳ عنوان اجرای صحنهای از دفتر موسیقی مجوز گرفتهاند که۵۶ مورد پاپ، ۲۴ کنسرت موسیقی سنتی، ۲۶ عنوان موسیقی کلاسیک، ۱۰ عنوان موسیقی تلفیقی و هفت مورد موسیقی نواحی بوده است.
رضا مهدوی درباره کم شدن تعداد مجوزهای موسیقی سنتی نسبت به موسیقی پاپ در بخشی از یادداشت منتشر شدهاش در خبرآنلاین نوشته است: «موسیقی سنتی مجوز کمتری نمیگیرد، تقاضا برای این نوع موسیقی کمتر شده است. این موسیقیها دیگر استقبالی در پی ندارد و به نوعی تکراری شده است. به جایش، موسیقی پاپ با فضای شادی که دارد، رقص نورهایی که در سالنها هنگام اجرا پخش میشوند، باعث میشود مردم در آنجا شادتر باشند، همین موضوعات مردم را بیشتر تحتتاثیر قرار داده و آنها ترجیح میدهند بروند چنین کنسرتهایی را ببینند که چند منظوره از آن بهرهبرداری کنند ولی موسیقیهای دستگاهی و کلاسیک حواس جمعتری میخواهند، باید تمرکز داشت و به شعرها دقت کرد، به همین خاطر به این موسیقیها موسیقی اندیشهورز میگویند و تهیهکنندگان، اسپانسرها و حمایتکنندهها وارد این بخش نمیشوند. همین مافیایی که تشکیل شده و سرمایهگذاریها و پولهایی که در این راه خرج میشود، یکی از این دلایل است که به موسیقی پاپ بیشتر توجه شود.»
این منتقد و برنامهساز ادامه داده: «اکنون مردم دیگر حاضر نیستند مانند موسیقی پاپ برای موسیقی دستگاهی هزینه کنند و فرضا ۱۵۰ هزار تومان یا ۲۰۰ هزارتومان بلیت بخرند، چون هزینهاش سنگین است و عموما طبقه متفکر جامعه دنبال این نوع موسیقی دستگاهی هستند. حالا این طبقه متفکر الزاما طبقه پولدار و بالاشهرنشین جامعه نیست، برعکس پولدارها دنبال شادیهای کاذب و دنبال ستارهها و سلبریتیها هستند و میتوان گفت بیشتر دنبال پُز خودشان هستند که بگویند چندمیلیون تومان هزینه کردهایم و فلان اجرا را دیدهایم، چه بسا که این میزان را هزینه هم کرده باشند.»
مهدوی درباره طرفداران موسیقی سنتی هم توضیح داده است: «اساسا طبقه متفکر جامعه دنبال موسیقی سنتی هستند، طبقه متفکر جامعه ممکن است در هر سطحی باشد، ممکن است متوسط باشد، ممکن است کارمند باشد، امکان دارد قشر ضعیف جامعه باشد، حتی امکان هم دارد که جز قشر پولدار باشد، اما مهم این است که دنبال اندیشه و تفکر هستند تا ببینند این موسیقی چه پیامدی برایشان دارد و به دنبال یافتن اصالتها و ریشهها هستند. اما چون موسیقیدانان جدی هم سرخورده شدهاند، شرکتهای حمایتی باید یک کاریزمای حمایتی برای آنها ایجاد کنند و بهتر است که به ازای چند موسیقی جدی یک موسیقی پاپ مجوز بگیرد چه برای تولید و چه برای اجرای صحنهای، اما یک شرکتی که در سال فقط موسیقی پاپ اجرا میکند و سالیانه سالنها را اجاره میکند و باعث تشکیل مافیا میشود، در پشت پرده هم هزینههایی میکند که باعث میشود امکانات به طور طبیعی و عادلانه تقسیم نشود، باعث میشود که ما روزبهروز کمتر شاهد دیدن آثار ناب واقعی و خوب باشیم. در صورتی که مردم تشنه این آثار هستند.»
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، نشست خبری کنسرت حسین زمان، امروز (دوشنبه ۲۴ تیر) در سالن تشریفات مرکز همایشهای برج میلاد تهرن با حضور این خواننده، صابر جعفری (رهبر ارکستر)، پوریا مطلبی (تهیه کننده) برگزار شد.
حسین زمان در ابتدای این نشست خبری درباره جزییات حضورش بر روی صحنه بعد از ۱۷ سال دوری توضیح داد: «اینکه چرا من نتوانستم ۱۷ سال فعالیت داشته باشم هنوز برایم دلیل دقیق و واضحی ندارد. گرچه من همیشه پیگیر این ماجرا بودهام اما همواره مسئولان ارشاد به من میگفتند که به آنها دستور داده شده که بنده فعالیتی نداشته باشم. اما از آنجا که من در ردیف هنرمندانی بودیم که به نوعی موسیقی پاپ در کشور بعد از انقلاب را زنده کردیم همواره پیگیر فعالیتهایم بودم تا به من مجوز بدهند. خوشبختانه تقریباً یک سال و نیم پیش، علی ترابی (مدیر کل سابق دفتر موسیقی وزارت ارشاد) از من دعوت و درخواست کرد تا دوباره در عرصه موسیقی فعالیت کنم. البته برای برگزاری کنسرت حرف و حدیثهایی تکرار شد اما من ساکت نشستم تا اینکه در زمان مسئولیت آقای الهیاری به من اعلام شد که میتوانم کنسرت برگزار کنم. خوشبختانه من تا امروز مجوزهای قانونی را در رابطه با کنسرت دریافت کردهام و امیدوارم تا روز برگزاری کنسرت مشکلی وجود نداشته باشد.»
این خواننده با اشاره به اینکه وظیفهاش را برای ارائه موسیقی مناسب در حوزه پاپ انجام میدهد، گفت: «من و امثال من از همان زمان اعتقاد داشتیم که موسیقی پاپ نیاز جامعه است و نمیتوان مردم را از این نوع موسیقی محروم کرد. متاسفانه پس از دهه هفتاد، فضا عوض شد و موسیقی دست کسانی افتاد که بیشتر فکر تجارت موسیقی بودند تا کیفیت.»
زمان با انتقاد از سیاستهای صداوسیما در حوزه موسیقی پاپ اظهار کرد: «من تلاشم را میکنم تا موسیقی خوبی را به مخاطب نمایش بدهم و میخواهم بگویم که موسیقی پاپ میتواند با استانداردهای هنری خودش وجود داشته باشد. البته اگر مردم دوست داشته باشند کارم را ادامه میدهم اما اگر مردم دوست نداشته باشند قطعاً من هم میروم گوشهای مینشینم تا وقتی دوباره فضای کار مهیا شود و دوباره به صحنه بازگردم. من معتقدم به زور نمیتوانم مردم را وادار به شنیدن موسیقیام کنم و فقط تلاش میکنم موسیقی خوبی را ارائه دهم که مردم راضی باشند. این را هم بگویم من به هیچ وجه خودم را مطابق با آنچه در موسیقی پاپ ایران میگذرد، تغییر نخواهم داد.»
این خواننده موسیقی پاپ درباره نحوه حضورش در صداوسیما در دور جدید فعالیتهای خود توضیح داد: «در سازمان صداوسیما از همان گذشته این انگیزه وجود داشت که کارهای من را پخش نکند، اما الان به فرض محال هم اگر بخواهند که در شبکههای مختلف صداوسیما حضور پیدا کنم این کار را نخواهم کرد.»
زمان با تاکید بر اینکه وامدار هیچ دسته و حزبی نیست گفت: «من همیشه مبتنی بر اندیشههایی که داشتم مواضعی گرفتم. هر هنرمندی به واسطه اظهارنظر اجتماعی خود مواضعی نشان میدهد که سیاسی نیست. من هیچ وقت نخواستم وابستگی سیاسی داشته باشم. البته نه اینکه تفکرات سیاسی نداشته باشم اما اهل سیاسی کاری نیستم و اگر بودم قطعاً میتوانستم بهترین بهرهبرداریها از موقعیت خودم داشته باشم.»
حسین زمان: اگر از من دعوت هم کنند، به تلویزیون نخواهم رفت
این خواننده درباره ارتباط بین حضورش در کنسرت سوم مرداد ۱۳۹۸ و انتخابات اسفند مجلس شورای اسلامی تهران توضیح داد: «قطعاً اگر از اسم من برای کارهای انتخاباتی استفاده شود، قطعاً واکنش نشان میدهم. شما بدانید هیچکدام از احزاب سیاسی از سال ۷۶ به این طرف هیچ گام مثبتی برای من انجام ندادند. من وامدار هیچکس نیستم و شما مطمئن باشید اگر بخواهند از اسم من استفاده کنند واکنش نشان میدهم.»
او درباره صبر ۱۷ سالهاش برای حضور بر روی صحنه و ترک نکردن کشور در این سالها گفت: «من اوایل سال ۵۷ از ایران رفتم و در آمریکا هم خیلی اوضاع خوبی در کالج محل تحصیلم داشتم اما جنگ که شد به ایران برگشتم و در این دوران همواره در جبههها حضور داشتم. اما هیچ جا وطن نمیشود. من هیچ وقت حاضر نیستم ایران را ترک کنم کما اینکه در این مدتی که فعالیتی نداشتم، پیشنهادات بسیار خوبی برای مهاجرت داشتم اما عشق به ایران در خون است و علیرغم اینکه موقعیت این را نداشتم هیچ گاه دست به چنین کاری نزدم.»
تازهترین کنسرت حسین زمان روز پنجشنبه سوم مرداد به تهیه کنندگی موسسه نوای باران در مرکز همایشهای برج میلاد تهران برگزار میشود.
محمدحسین آقاسی وکیل مدافع شجریان گفت: تیر ماه سال ۸۸ به خاطر پخش بدون رضایت آثار موکلم در صدا و سیما، شکایتی را مستند به ماده ۲۳ قانون حمایت از حقوق مولفان، مصنفان و هنرمندان از این سازمان در دادسرای کارکنان دولت مطرح کردم زیرا در این ماده قانونی صراحتاً آمده که اگر آثار کسی را بدون اجازه انتشار، پخش یا نشر دهند، مجازاتش ۶ ماه تا دو سال حبس است.
شکایت شجریان از صداوسیما روی میز قاضی مسعودیمقام
وی افزود: بعد از مدت کوتاهی از طرح شکایت، بازپرس وقت شعبه دوم دادسرای کارکنان دولت، با این استدلال که صدا و سیما در پخش آثار موکل، سوء نیتی نداشته، شکایت را رد کرد. در آن زمان، نماینده دادستان یا دادیار اظهارنظر، با قرار صادر شده موافقت نکرد و دلیل عدم موافقت دادیار اظهارنظر این بود که مدیران صدا و سیما اطلاع داشتند که آثار پخش شده متعلق به شجریان است و بدون اجازه پخش کردند و فقدان سوء نیت، استدلال درستی نیست و پرونده را برای رسیدگی بیشتر به شعبه بازپرسی فرستاد.
آقاسی گفت: در این مدت، بازپرس شعبه دوم دادسرای کارکنان دولت تغییر کرد و بازپرس جدید به نام قاضی فضلعلی رسیدگی بسیار دقیقی انجام داد و در خلال این مدت هر دلیلی که لازم بود ارائه و اعلام کردیم از جمله اینکه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تایید کرد «آثار پخش شده» و «شرکت دل آواز» متعلق به شجریان است. بعد از دو سال، بازپرس شعبه دوم دادسرای کارکنان دولت، یک قرار ۲۴ صفحه ای صادر و در ۲۲ صفحه با برشمردن تمام جریان پرونده، نهایتاً عنوان کرد که پخش آثار تا سال ۸۳، مشمول مرور زمان شده و صدا و سیما از سال ۸۳ تا ۸۸ نیز سوء نیت نداشته است و صدا و سیما را از اتهام انتسابی مبرا کرد.
وکیل مدافع شجریان ادامه داد: به قرار صادره، اعتراض کردیم و رسیدگی به اعتراض ما یکسال طول کشید و خرداد سال ۹۱ سرانجام شعبه ۱۰۶۰ دادگاه کارکنان دولت که قاضی بسیار خوبی داشت، ما را برای اخذ توضیح در خصوص اعتراض به قرار احضار کرد. نهایتاً خرداد سال ۹۱ دادگاه قرار صادره را نقض کرد و صریحاً نوشت با توجه به اینکه صدا و سیما آگاه بوده که لازم است برای انتشار از صاحب اثر رضایت بگیرد، دلالت بر سوء نیت دارد. در نتیجه پرونده به دادسرا برگشت و شعبه بازپرسی، متهمان را احضار و تفهیم اتهام کرد و نهایتاً ۶ سال بعد یعنی در اردیبهشت سال گذشته (سال ۹۷)، پرونده برای رسیدگی، دوباره به شعبه ۱۰۶۰ که قاضی آن تغییر کرده است، ارسال شد و دادگاه ۱۱ شهریور سال ۹۷ به پرونده رسیدگی کرد.
آقاسی افزود: با توجه به اینکه موکل به دلیل بیماری امکان حضور در دادگاه را نداشت، من به عنوان وکیل پرونده در جلسه حضور یافتم و از صدا و سیما نیز وکیل، معاون مربوطه و یکی از مدیران آن در جلسه حضور یافتند و تفسیر قضایی، سلیقه و طرز تفکر قاضی این بود که صدا و سیما کار بدی نکرده و شاید پخش آثار به نفع موکل هم بوده است و هیچکدام از دلایل ما مورد توجه دادگاه قرار نگرفت و نهایتاً یک روز بعد یعنی ۱۲ شهریور)، شعبه دادگاه حکم خود مبنی بر رد شکایت را صادر و اعلام کرد پخش آثار موکل در صدا و سیما، موجب شهرت وی شده و به زیان او نبوده است.
این وکیل دادگستری گفت: با توجه به اینکه رأی صادره مغایر صریح قوانین است، به این حکم اعتراض کردیم که برای رسیدگی در مرحله تجدیدنظر به شعبه ۶۸ دادگاه تجدیدنظر به ریاست قاضی مسعودی مقام ارسال شد.
وی با بیان اینکه شعبه ۶۸ دادگاه تجدیدنظر استان تهران، دوم شهریور امسال را برای رسیدگی به این پرونده تعیین کرده است اظهار داشت: بدون تردید اگر در مرحله تجدیدنظر دقت کافی صورت گیرد، این رأی باید نقض شود و گرنه پیام بدی برای هنرمندان دارد مبنی بر اینکه صدا و سیما دارد از این به بعد میتواند آثار هنرمندان را که وقت و هزینه صرف آثارشان میکنند، بدون موافقت صاحب اثر پخش کند.
به گزارش ایرنا، قاضی مسعودی مقام که از قضات خوشنام و باسابقه دستگاه قضایی است، در حال حاضر علاوه بر ریاست شعبه ۶۸ دادگاه تجدیدنظر، ریاست شعبه سوم دادگاه ویژه رسیدگی به پرونده اخلالگران اقتصادی را به عهده دارد.
او رسیدگی به پروندههای سعید مرتضوی، حمید بقایی، حسین هدایتی، علی بخشایش، پرویز کاظمی و محمدرضا توسلی (مدیران بانک سرمایه) سید محمدهادی رضوی، احسان دلاویز، پرونده ۶ هزار میلیارد تومانی پتروشیمی را در کارنامه کاری خود دارد.
طاهر یارویسی از نوازندگان پیشکسوت موسیقی مقامی کرمانشاه، ظهر روز سهشنبه ۲۵ تیر بر اثر عارضه قلبی در بیمارستان بیستون کرمانشاه دارفانی را وداع گفت.
یارویسی از نوازندگان و سازندگان مطرح تنبور است که سال ۱۳۱۹ در شهر گهواره شهرستان دالاهو از توابع استان کرمانشاه به دنیا آمد.
او نواختن تنبور را از سن ۱۰ سالگی شروع کرد و از همان سنین اولیه مشغول فراگیری آواهای مقامی این ساز نزد استاد چنگیز فرمانی شد.
اولین و تأثیرگذارترین استاد او، سیدولی حسینی است که از نوادر نوازندگان عصر خود بود. استاد بیرخان (لالوبیرخان) از اساتید بنام منطقه زرده دالاهو نیز از جمله استادان او بودهاست.
یارویسی هنر ساختن تنبور را در محضر چنگیز فرمانی فراگرفت و شاگردان بسیاری در تهران، کرمانشاهان و منطقه گوران در محضر او مشغول به فراگیری تنبور شدهاند.
در ادامه بیشتر از این ادعا خواهیم گفت. اول: حساب سرانگشتی فروش مافیا محمد معتمدی در تازهترین نقد خود با استفاده از یک محاسبه کوتاه، درآمد سالانه مافیا را ۱۵ میلیارد تومان برآورد کرده است. او میانگین قیمت بلیت کنسرت در این روزها را ۱۰۰ هزار تومان در نظر گرفته و این رقم را در کنار بودجه سالانه دفتر موسیقی وزارت ارشاد، یعنی حدود ۱۰ میلیارد تومان گذاشته و به این نتیجه رسیده که درآمد این مافیا ۱.۵ برابر کل بودجه موسیقی کشور است. البته معتمدی اشارهای هم به گردش حدود ۳۰۰ میلیاردی این مافیا داشته که موجب اعطای تسهیلات و گشایش اعتبارات سنگین است.
دوم: مافیای مورد نظر در دسترس است، سایتی که محمد معتمدی از صاحب آن به عنوان مافیای کنسرت یاد میکند، یکی از بزرگ ترین سایتهای فروش بلیت کنسرت در کشور است. به طوری که اگر آن را باز کنید، متوجه خواهید شد جمع بسیاری از خوانندههای بزرگ و کوچک، در آن حضور دارند. این سایت علاوه بر فروش بلیت کنسرت، بلیت تئاتر، همایش و جُنگ خنده هم در آستین دارد و البته، مختصات فروش فراتر از تهران است و به جزیره زیبای کیش هم میرسد. حرف درباره این سایت بسیار است، مثلا این که این سایت با گرفتن درصدی از خواننده، فروش بلیت او را حتی اگر خواننده اولی باشد، تضمین میکند و از طرفی اغلب بیلبوردهای تبلیغ شهری کنسرت در اختیار اوست. البته این رقم درباره خواننده اولیها بسیار بالاتر از دیگران یعنی بین ۲۰ تا ۲۵ درصد فروش است.
سوم: حرف حق با کیست؟ صاحب سایتی که محمد معتمدی از آن به عنوان مافیا یاد میکند تا به حال هیچ واکنش رسمی به ادعای این خواننده نداشته است. جالب این که بلیت سه کنسرت محمد معتمدی در سال های ۹۱ و ۹۲ در همین سایتی که او به عنوان مافیا از آن یاد میکند به فروش رسیده است. سوال بزرگ درباره این ماجرا وقتی شکل میگیرد که تقریبا هیچکدام از خوانندهها، ادعای معتمدی را تایید یا رد نکردهاند. جواب این فرضیه خارج از دو گزینه نیست، یا قدرت مافیا آن قدر زیاد است که خوانندهها به خود جرئت خطر نمیدهند یا معتمدی میخواهد به واسطه چنین ترفندهایی جای خود را در میان مردم باز کند و از مشکلات احتمالی پیش رویش بکاهد.
خوانندگان مستقل هرازگاهی اعتراضی میکنند و دیگران هم گویا تشخیص دادند که حرف نزنند تا همان آب باریکهشان قطع نشود. اینبار میخواهیم ببینیم آیا گردش مالی در موسیقی ارزش ریسککردن دارد یا نه؟ برای خلق یک برند چقدر باید هزینه کرد و چقدر این برند به سازندگانش سود میرساند؟ برای ساخت یک آلبوم موسیقی در شرایط فعلی چقدر باید هزینه کرد؟ آیا هنوز آلبومهای موسیقی فروش میکنند؟ هزینههای تولید آلبوم موسیقی کجا برای تهیهکننده جبران میشود؟ قصه چیست؟
هرچند نمیشود رقم دقیقی بهدست آورد، اما برای دو سطح از تولید آلبوم به دو عدد عجیب میرسیم. فرض کنید شما یک خواننده معمولی هستید که میخواهید آلبومی را با هشت قطعه منتشر کنید. شما باید برای این کار رقمی نزدیک به ۶۰۶ میلیون تومان کنار بگذارید. این شرایط برای یک آلبوم حرفهای و قوی، ویژهتر است. نزدیک به رقم یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان هزینه این آلبوم میشود.»
درحالیکه همه میدانند تولید آلبوم فقط ضرر است چرا باید فردی پیدا شود و پیامدهای این ضرر را بهجان بخرد. مهمترین دلیل تولید آلبوم برای خوانندگان و تهیهکنندگان، بهرهبرداری از آنها در کنسرتهاست. درواقع کنسرتها منبع اصلی درآمد تهیهکنندگان هستند. البته اگر کمی خوششانس باشند و بتوانند خارج از ایران، مخاطبان خود را پیدا کنند، میتوانند بهصورت دلار درآمد کسب کنند.
با اینکه در شهرهای مختلف کشور، کنسرتهای متعددی برگزار میشود، اما مرکز اصلی و کانون توجه، تهران است. سالنهای اصلی را با هم مرور کنیم: سالن میلاد نمایشگاه بینالمللی، ۲۱۰۰ صندلی دارد. مرکز همایشهای برج میلاد ۱۷۰۰ صندلی، اریکه ایرانیان ۸۰۰ صندلی و تالار وحدت ۹۰۰ صندلی دارند. بیایید تصور کنید میانگین بلیت کنسرت ۹۰ هزار تومان است. یعنی یک سانس برگزاری کنسرت، درآمد ۱۸۹ میلیون تومانی بههمراه دارد. البته که هزینههایی چون اجاره سالن، اداره اماکن، نور و تجهیزات و صدا، گروه و خواننده، تبلیغات رسانهای و درصد سایتهای بلیتفروشی از آنها کسر میشود. نهایتا برای هر سانس در بدبینانهترین حالت، ۸۰ تا ۹۰ میلیون تومان برای کنسرتگذار میماند. این عدد را برای دو سانس در یک شب محاسبه کنید. حالا این رقم را در تعداد کنسرتهای داخلی و خارجی هر خوانندهای که خودتان دوست دارید ضرب کنید و ببینید چرا یک تهیهکننده حاضر است برای یک آلبوم و برای یکبار، رقم یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان هزینه کند. تهیهکننده با خواننده قراردادی معمولا پنج ساله میبندد و در هر زمان و مکانی که او بخواهد باید اجرا کند.
محسن رجبپور، مدیر برنامههای حامد همایون، سال ۹۶ در گفتوگو با «صبح نو» گفته بود: «در کشوری که دنیا فکر میکند در آن کنسرت برگزار نمیشود یا برگزاری کنسرت با محدودیت روبهرو است، ما توانستهایم در مدت زمان پنج ماه در نیمه نخست سال ۹۶، حدود ۲۳۹ اجرا داشته باشیم. بهجز چهار یا پنج استان در تمام ایران کنسرت برگزار کردهایم.»
درست شنیدهاید. ۲۳۹ اجرا در پنج ماه. ماشین حسابتان را حتما همراه داشته باشید. بدیهی است که هزینهها در دو سال قبل پایینتر از الان بوده و ملاک محاسبه اعدادی نیست که در این گزارش آمده است. اما باز هم عدد شگفتانگیزی فقط برای یک خواننده و تهیهکننده بهدست میآید. این طوری است که برخی تهیهکنندههای خاص از کنسرتهای یک خواننده، درآمد ۵ میلیاردی در سال دارند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، نادر مشایخی، آهنگساز صاحبنام ایرانی با حضور در استودیوی پخش زنده برنامه رادیویی «ارمغان هنر» از نحوه آموزش موسیقی در ایران انتقاد کرد.
مشایخی در این باره گفت: «آموزش موسیقی در ایران حدود ۸۰ سال عقب است، به هیچ وجه در هنرستانها و حتی دانشگاهها موسیقی درست آموزش داده نمیشود و متاسفانه باید بگویم که فارغالتحصیلان بعد از دوره آموزشی در مرحله عملی تقریبا مردود هستند.»
وی ادامه داد: «در این باره با مسوولین نیز گفتگو کردهام و برای آن راهکار هم دارم. راهکار آن هم این است که جوانها باید با متد یادگیری جلو بیایند و در حقیقت باید به جوانها نحوه تفکر را یاد داد.»
این هنرمند افزود: «در وهله کلی کلمه «تئوری» در موسیقی اشتباه جا افتاده است، تئوری یعنی مشاهده کردن، شما باید مشاهده شنیداری داشته باشید. یعنی بارها و بارها باید به موسیقی در طول روز ورای تمامی کارهایتان گوش فرا دهید که از اهمیت بسیاری برخوردار است.»
«ارغوان هنر » برنامه زنده عصرگاهی رادیو نمایش با محوریت اطلاعرسانی فرهنگی است که شنبه تا چهارشنبه هر هفته از ساعت ۱۵تا ۱۷ به صورت زنده از رادیو نمایش پخش میشود.
سامان احتشامی سال هاست نوازنده پیانوست. او جزو معدود نوازندگانی است که به دلیل تولید آثار ماندگار، شهرتی کسب کرده است. در کارنامه احتشامی، همکاری با خوانندگان خیلی کم دیده میشود.
او به دلیل دیده نشدن نوازندگان، زیر سایه خوانندگان و همچنین دستمزد پایین آنها در کنسرتها، با خوانندگان همکاری ندارد. حالا این موزیسین قرار است که با روزبه نعمتالله، خواننده پاپ کنسرتی را برگزار کند که به این بهانه با احتشامی گفتگو کردیم.
احتشامی درباره همکاری با خوانندگان گفت: «بسیار خواننده گریز هستم. تا جایی که بتوانم با خوانندگان کار نمیکنم چراکه خواننده را یک مجری مانند نوازنده میبینم. چگونه است که نوازنده از ابتدا تا آخر اجرای قطعه مینوازد و خواننده که فقط در بعضی قسمتها میخواند، کارش مورد توجه قرار میگیرد؛ ساز کمتر از کلام انسان مورد توجه قرار میگیرد البته در تمام دنیا خواننده سالاری وجود دارد که این موضوع موجب ناراحتی است.»
سامان احتشامی: خوانندهگریز هستم
وی افزود: «با وجود سختیهای نوازندگی هر کس بخواهد نوازنده کنسرت بشود باید سالها زحمت بکشد؛ زحمتی که دیده نمیشود. در سینما هم اینگونه است. ما بازیگران را بیشتر از کارگردانان میبینیم و وقتی فیلمی ساخته میشود، ابتدا بازیگر معروف میشود اما باید برنامهای باشد تا عوامل تاثیر گذار هم شناخته شود.»
این موزیسین درباره علت همکاری با روزبه نعمت الله بیان کرد: «روزبه نعمت الله برایم خوانندهای متفاوت است. هم خود و هم صداش برایم خیلی عزیز بوده که با او کار کردم. من با اینکار میخواهم نشان بدهم که با خوانندگان مشکلی ندارم؛ این در شرایطی است که آنها اخلاق و رفتار را رعایت کنند. اگر خوانندگان درست کار کنند و حقوق نوازندهها رعایت شود، چرا با آنها کار نکنم. متاسفانه نوازندهها در احتساب هزینه اجرای کنسرت، رقم درخور جایگاهشان را دریافت نمیکنند. اگر نوازندهها یک هفته کار نکنند و اعتصاب کنند قطعا با آنها این رفتار نخواهد شد.»
احتشامی ادامه داد: «روزبه نعمتالله خواننده خوبی است و صدای بسیار گرمی دارد؛ ما از قدیم با هم رفاقت داریم. قرار است دو قطعه از آهنگهای روزبه را با تک نوازی پیانو اجرا کنیم. امکان دارد که یک قطعه را برای شور و هیجان جمع به شکل بی کلام اجرا کنم البته این موضوع بستگی به شرایط کنسرت دارد.»
روزبه نعمتالله به همراه سامان احتشامی دوم مرداد در برج میلاد روی صحنه خواهند رفت.