دسته: سینما

  • بزرگان امروز به یاد اسطوره دیروز نوشتند/ از اسپیلبرگ تا راب راینر

    بزرگان امروز به یاد اسطوره دیروز نوشتند/ از اسپیلبرگ تا راب راینر

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از انترتینمنت ویکلی، با درگذشت کرک داگلاس در روز چهارشنبه در ۱۰۳ سالگی، چهره‌های نامدار و هواداران او در شبکه‌های اجتماعی برای وی سوگواری کردند.

    پسر او مایکل داگلاس با اطلاعیه‌ای که در اینستاگرام منتشر شد، تایید کرد که پدرش درگذشته است. وی با انتشار تصویری از پدرش نوشت: به جهانی که او در آن یک افسانه بود، بازیگری از دوران طلایی سینما که در آن سال‌های طلایی هم خوب زندگی کرد، یک بشردوست که تعهدش به عدالت وباورهایی که به آنها اعتقاد داشت استانداردی برای همه ما تعیین کرد؛ اما برای من و برادرانم جوئل و پیتر او به سادگی بابا بود، برای کاترین یک پدرشوهر فوق‌العاده و برای نوه‌ها و نتیجه‌هایش یک پدربزرگ محبوب و برای همسرش «آن» یک شوهر شگفت‌انگیز.

    استیون اسپیلبرگ کارگردان نامدار در بیانیه‌ای از پیوندهایش با داگلاس نوشت: کرک کاریزمای ستاره بودنش را درست تا آخر عمرش به نحوی فوق‌العاده حفظ کرد و من افتخار می‌کنم که جزیی از زندگی وی در ۴۵ سال اخیر بوده‌ام. من یادداشت‌ها، نامه‌ها و توصیه‌های پدرانه او را از دست می‌دهم و نیز خرد و شجاعت او را- با وجود چنین میراث نفس‌گیری از کارهای حرفه‌ای- اما همه اینها الهام‌بخش من برای بقیه زندگی‌ام خواهد بود.

    میتزی گاینور که هم‌بازی داگلاس در فیلم «عشق یا پول» در سال ۱۹۶۳ بود کار کردن با وی را به خاطر آورده و در توییتر نوشته است: براوو کرک داگلاس برای یک زندگی باورنکردنی. ممنون برای اینکه چنین سخاوتمندانه استعداد شگفت‌انگیزت را با همه ما به اشتراک گذاشتی. فیلمی که با هم ساختیم همیشه جایی خاص در قلبم داشته است.

    راب راینر بازیگر و کارگردان نیز که در فیلم ۱۹۷۱ «درخت تابستان» که کرک داگلاس تهیه کننده‌اش بود بازی کرده بود درباره تاثیر این بازیگر فقید بر شکستن لیست سیاه هالیوود نوشته است: کرک داگلاس همیشه یک نماد در پانتئون هالیوود خواهد بود. او برای شکستن لیست سیاه هالیوود خودش را در خط مقدم قرار داد. دلم با دوستم مایکل و همه خانواده اوست.

    اد آسنر بازیگر توییت کرد: همیشه به یادش خواهم بود. یادت همیشه گرامی.

    جورج تاکی و ویلیام شاتنر بازیگران «پیشتازان فضا» نیز در توییتر نوشتند: داگلاس برنده جایزه آکادمی اسکار و دریافت کننده مدال آزادی ریاست جمهوری به دلایل بسیاری قهرمان بود و زندگی طولانی و سرنوشت‌سازی داشت. او مورد تحسین و محبوب بود و همیشه جایش خالی خواهد بود.

    بنیاد همفری بوگارت نیز با داگلاس خداحافظی کرد. بنیاد بوگارت یادآوری کرد که پیوند عمیقی بین لورن باکال هم‌بازی قدیمی کرک داگلاس که با بوگارت ازدواج کرد با این بازیگر فقید وجود داشت.

    این بنیاد نوشت: کرک داگلاس اسطوره‌ای درگذشت. او بازیگری را با لورن باکال در نیویورک آموخت. باکال بود که او را به هال وایلیس تهیه کننده کمپانی برادران وارنر معرفی کرد و سال ۲۰۰۹ این کرک بود که اسکار افتخاری لورن را به دست او داد. با خانواده‌اش ابراز همدردی می‌کنیم. روحش شاد.

    مارک همیل نوشت: کرک داگلاس یکی از بزرگ‌ترین ستاره‌های همه دوران و بازیگری درخشان با کاریزمایی فراموش نشدنی و درخشان بود. او همچنین برای اینکه از قدرتش برای درهم‌شکستن لیست سیاه هالیوود و استخدام دالتون ترومبو نویسنده برای خلق «اسپارتاکوس» استفاده کرد همیشه در یادها می‌ماند.

    نقل قولی هم از خود کرک داگلاس در توییتر دست به دست می‌شود مبنی بر اینکه: از وقتی حتی بچه بودم و کلاس دوم، دلم می‌خواست بازیگر شوم. یک نمایش درست کردم و مادرم یک پیش بند سیاه درست کرد و من نقش یک کفاش را بازی کردم. بعد از نمایش پدرم به من اولین اسکارم را داد: یک بستنی قیفی.

    جیمی لی کورتیس، دنی دوویتو، دن ردر، تونی بنت، بیلی جین کینگ، کورتنی ونس، مارک مارون، برایان آدامز، دانیل فاینبرگ، دونالد کلارک و خیلی‌های دیگر به یاد او در شبکه‌های اجتماعی نوشتند.

  • تنها کمدی جشنواره فجر هم از فهرست فیلم‌های برتر مردمی خارج شد

    تنها کمدی جشنواره فجر هم از فهرست فیلم‌های برتر مردمی خارج شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی جشنواره فیلم فجر نتیجه شمارش آرای فیلم‌های نمایش داده شده در روز ششم جشنواره فیلم فجر (۱۷ بهمن ماه) توسط ستاد انتخاب فیلم برگزیده از نگاه تماشاگران جشنواره فیلم فجر اعلام شد.

    فیلم‌های آبادان یازده ۶۰، دوزیست، شنای پروانه، روز بلوا، مغز استخوان، درخت گردو و روز صفر، ۷ فیلم برتر آرای تماشاگران سی و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر تا روز ۱۷ بهمن ماه اعلام شده است.

    لازم به توضیح است فهرست فیلم‌ها بدون اولویت است.

    دیروز و در فهرست هشت فیلم برتر آرای مردمی فیلم “خوب، بد جلف۲؛ ارتش سری” به کارگردانی پیمان قاسم‌خانی هم حضور داشت.

  • فیلم‌برداری «ماتریکس۴» شروع شد/ حضور غیرمنتظره کیانو ریوز

    فیلم‌برداری «ماتریکس۴» شروع شد/ حضور غیرمنتظره کیانو ریوز

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پیپل، کیانو ریوز در یکی از محله‌های سانفرانسیسکو در روز چهارشنبه و در زمان تولید فیلم «ماتریکس ۴» دیده شد.

    ارین کارلسون با تصویری که در اینستاگرام با هواداران «ماتریکس» به اشتراک گذاشت، نوشت: صبح امروز فیلمبرداری ماتریکس ۴ در یکی از محله‌های سانفرانسیسکو شروع شد.

    در این تصویر ریوز ۵۵ ساله در حالی مشاهده می‌شود که کتی تیره، تی‌شرتی سیاه و شلوار جین پوشیده و یکی از اعضای گروه تولید نیز در کنار او ایستاده است.

    یکی از شاهدان ماجرا گفته است این صحنه یک صحنه کم‌اهمیت در فیلم بود که در آن ریوز از خیابان عبور می‌کند. مجله «سانفرانسیسکو اگزماینر» نیز تصاویری را از لوکیشن فیلمبرداری منتشر کرد که در آن ریوز و کری-آن ماس دیده می‌شوند.

    اوایل ژانویه نیز تصاویری دیده شده بود که کیانو ریوز را در سانفرانسیسکو در حالی نشان می‌داد که یک بستنی قیفی خریده بود و روی نیمکتی در کنار خیابان نشسته بود و با طرفداری که او را شناخته بود عکس می‌گرفت.

    در هر حال او سال پیش در مصاحبه‌ای گفته بود که بسیار هیجان‌زده است که بار دیگر در نقش خودش در ادامه این سه‌گانه بازی خواهد کرد.

    لانا واچوفسکی نیز برای کارگردانی چهارمین قسمت این مجموعه علمی-تخیلی بازگشته است.

    کیانو ریوز بار دیگر در کنار کری آن ماس و به کارگردانی لانا واچوفسکی و در حالی که ۱۷ سال از نمایش این فیلم می‌گذرد، به دنیای این فیلم بازگشته است.

    علاوه بر ریوز و ماس، جیدا پینکت اسمیت نیز به فیلم بازخواهد گشت. جسیکا هنویک، یحیی عبدالمتین دوم، جاناتان گراف، نیل پاتریک هریس، مکس رایملت و ارندیرا ایبارا چهره‌های جدید فیلم هستند.

    کمپانی برادران وارنر «ماتریکس ۴» را ۲۱ می ۲۰۲۱ (۳۱ اردبیهشت ۱۴۰۰) اکران می‌کند.

  • هیجان تساوی دراماتیک دربی در «فجر ۳۸»/ مراقب لباس شخصی‌ها باشید!

    هیجان تساوی دراماتیک دربی در «فجر ۳۸»/ مراقب لباس شخصی‌ها باشید!

    خبرگزاری مهر -گروه هنر: «مهر سیمرغ» عنوان بسته خبری-تحلیلی روزانه‌ای است که به مرور متن و حاشیه سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر می‌پردازد.

    هر روز صبح می‌توانید با «مهر سیمرغ ۳۸» در جریان آخرین تحولات بزرگ‌ترین رویداد سینمایی کشور قرار بگیرید.

    امروز جمعه ۱۸ بهمن‌ماه و هم‌زمان با هفتمین روز اکران فیلم‌های سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر، با شماره هفتم «مهر سیمرغ ۳۸» همراه شوید.

    چهره روز؛ هادی حجازی‌فر

    «آتابایِ ۴۰ ساله به همراه پدر و خواهرزاده‌اش در روستای پیرکندی(خوی) زندگی می‌کنند. او سال‌ها پیش، دانشجوی معماری در دانشگاه هنرهای زیبای تهران بوده و یک سال مانده به فارغ‌التحصیلی، به علت مشکلات روحی ناشی از عشق نافرجام به هم دانشگاهی‌اش، ترک تحصیل کرده و به زادگاه خود بازگشته است…» این خلاصه داستان فیلمنامه‌ای است که هادی حجازی‌فر آن را نوشته و نیکی کریمی کارگردانی کرده است.

    فیلم «آتابای» بعد از «یک شب»، «چند روز بعد»، «سوت پایان» و «شیفت شب» پنجمین تجربه کارگردانی نیکی کریمی محسوب می‌شود. فیلمی که در قیاس با فیلم‌های قبلی کریمی، فضای شهری ندارد و همین می‌تواند «آتابای» را تبدیل به تجربه‌ای تازه در کارنامه او کند. اما «آتابای» در شهرستان خوی، زادگاه هادی حجازی‌فر مقابل دوربین رفته آن هم با فیلمنامه‌ای از این بازیگر. به همین دلیل برخی این فیلم را به همان اندازه که متعلق به نیکی کریمی می‌دانند از سهیم بودن حضور و همراهی حجازی‌فر در حال و هوای آن سخن می‌گویند.

    هادی حجازی‌فر که پس از سال‌ها تجربه بازی و کارگردانی در تئاتر و تلویزیون، سرانجام با نقش‌آفرینی در فیلم تحسین‌شده «ایستاده در غبار» محمدحسین مهدویان، وارد عرصه سینما شد و خیلی زود پله‌های شهرت و محبوبیت را به‌صورت همزمان در قامت یک بازیگر سینما پیمود. او که صراحتاً می‌گوید در عرصه سینما بیش از هر چیز سودای کارگردانی در سر دارد، در سال‌های اخیر با درخشش در فیلم‌هایی چون «ماجرای نیمروز»، «لاتاری»، «به وقت شام»، «ژن خوک»، «شاه‌کش» و «منطقه پرواز ممنوع» تجربه‌های متنوعی را در کارنامه بازیگری خود ثبت کرد و حالا و در جشنواره سی‌وهشتم علاوه‌بر حضور غافلگیرکننده در مقام بازیگر «دوزیست»، فیلم «آتابای» را به‌عنوان اولین تجربه فیلمنامه‌نویسی خود دارد.

    «آتابای» به زبان ترکی نوشته و ساخته شده است و همین ویژگی نسبت حال و هوای فیلم با زادگاه  حجازی‌فر یعنی خوی را دوچندان کرده است.

    فیلم روز؛ کشتارگاه

    دو فیلم «والدراما» و «هِندی و هرمز» آنقدر سینمایی بودند که وقتی نام کارگردانشان در میان فیلم‌اولی‌های جشنواره امسال قرار گرفت، برای بسیاری تعجب‌برانگیز بود. عباس امینی تا پیش از این علاوه‌بر این دو فیلم، فیلم «ابراهیم» را هم کارگردانی کرده بود اما به‌دلیل ساخت فیلم‌های قبلی با پروانه ویدئویی، «کشتارگاه» به‌عنوان اولین فیلمش در جشنواره فجر سی‌وهشتم پذیرش شده است؛‌ هرچند امینی اما «والدراما» و «هندی و هرمز» را با همان پروانه ساخت‌های ویدئویی، تا سطح معتبرترین رویدادهای سینمایی جهان فرستاد.

    «کشتارگاه» که سوژه‌ای ملتهب و مرتبط با قاچاق گوشت و دلالی ارز دارد و داستان «امیر» است که چند ماه پیش از فرانسه دیپورت شده و حالا بخاطر پدرش شریک یک جنایت هولناک می‌شود.

    فیلم تازه عباس امینی، یکی از فیلم‌های استاندارد جشنواره سی‌وهشتم تا به اینجا بوده که برآیند نظر منتقدان و اصحاب رسانه نسبت به آن پس از رونمایی در پردیس سینمایی ملت مثبت بود. فیلمی با انتخاب سوژه‌ای جسورانه،‌ کارگردانی حساب‌شده و البته بازی‌های قابل قبول که تبدیل به یکی از موفق‌ترین تجربه‌های حاضر در جشنواره امسال با موضوع مسائل اقتصادی روز شده است.

    حضور «کشتارگاه» در بخش «نگاه نو» شانس عوامل فنی و بازیگران آن را برای داوری و دریافت سیمرغ به صفر رسانده و بعید است فیلم در رقابت با آثاری همچمون «روز صفر» و «لباس شخصی» در بخش «نگاه نو» که بیشتر باب طبع داوران جشنواره فجر است، شانس بالایی برای دریافت تک سیمرغ این بخش هم داشته باشد، با این همه اما فیلم حتماً جزو تجربه‌های موفق حاضر در جشنواره امسال بوده و به‌رغم برخی نقاط ضعف در پرداخت خط داستانی و شخصیت‌پردازی، از آثاری است که از امروز می‌توان منتظر فیلم بعدی کارگردانش ماند.

    حاشیه روز؛ فوتبال دراماتیک روی پرده

    بهمن‌ماه سال ۱۳۹۰ و درست در اوج روزهای برگزاری مهم‌ترین رویداد سینمایی کشور بود که پیوند مستطیل سبز و پرده نقره‌ای تثبیت شد؛ هم‌زمانی برگزاری هفتادوچهارمین دربی پایتخت با سی‌امین دوره جشنواره فیلم فجر بهانه‌ای شد تا با تصمیم متفاوت برنامه‌ریزان اکران فیلم‌ها در سالن همایش‌های برج میلاد، سانس نمایش یک فیلم لغو و به‌جای آن بازی استقلال و پرسپولیس به‌صورت زنده در سالن ویژه اصحاب رسانه و هنرمندان سینما روی پرده برود.

    روند دراماتیک و برد به‌شدت سینمایی پرسپولیس در آن دربی با نتیجه ۳ بر ۲ آن هم با گل‌های به ثمر رسیده در ۱۰ دقیقه پایانی دیدار، سبب شد که برخی منتقدان سینمایی کنایه خود نسبت به‌جای خالی داستان و درام در فیلم‌های آن دوره جشنواره را این‌گونه بروز دهند؛ «بهترین فیلم جشنواره سی‌ام، دربی پایتخت بود!» شاید بی‌راه نباشد اگر بگوییم طعم شیرین آن بازی دراماتیک، در شکل‌گیری وسوسه تکرار این تجربه در مقیاس‌های بزرگ‌تر هم بی‌تأثیر نبود.

    بعدها «اکران فوتبال» بر روی پرده سینما تبدیل به یکی از کلیدواژه‌های آشنا در محافل سینمایی و رسانه‌ای شد و همزمان با هر رویداد مهم فوتبالی از جام‌جهانی گرفته و تا جام ملت‌ها، حرف و حدیث درباره بررسی ایده میزبانی سالن‌های سینما از علاقمندان فوتبال صورت جدی‌تر به خود می‌گیرد.

    شرایط اما در طول سال‌های گذشته از دهه ۹۰ آنقدر تغییر کرده که در روز قرعه‌کشی جدول اکران فیلم‌های جشنواره در سینمای اصحاب رسانه، به‌صورت پیش‌فرض سهم «شهرآورد» کنار گذاشته و اعلام شد که روز پنجشنبه ۱۷ بهمن‌ماه همزمان با نودودومین شهرآورد پایتخت، این مسابقه در سالن‌های اکران پردیس ملت، به صورت زنده روی پرده خواهد رفت.

    عصر دیروز و همزمان با برگزاری بازی دو تیم پرطرفدار پایتخت، فضای پردیس ملت، بیش از «سینما» رنگ و بوی «فوتبال» داشت و کل‌کل‌های سرخابی، جای بحث‌های داغ برسر نقاط قوت و ضعف فیلم‌های روز را گرفت. جالب اینکه این بار هم هر چند شهرآورد سرخانی‌ها به تساوی رسید اما روند دراماتیک ثبت این نتیجه با گل تیم پرسپولیس در دقایق پایانی بازهم تبدیل به تجربه‌ای خاص برای مخاطبان جشنواره فجر شد تا برخی باردیگر در صفحات خود در فضای مجازی اینگونه به اکران شهرآورد در پردیس ملت واکنش نشان دهند؛ «بهترین فیلم جشنواره سی‌وهشتم تا به اینجا، دربی پایتخت بود!»

    پیشنهاد ویژه؛ لباس شخصی

    در ویترین بخش «نگاه نو» جشنواره سی‌وهشتم، یکی از نکات مهمی که جلب توجه می‌کند، تمرکز فیلمسازان، فیلم‌اولی بر سوژه‌های خاص و بعضاً ملتهب است؛ یکی از این سوژه‌ها را امیرعباس ربیعی برای اولین تجربه‌ای در کارگردانی فیلم بلند داستانی برگزیده است؛ ماجرای سیاسی-تاریخی نسبت حزب توده با نظام اسلامی در همان سال‌های ابتدایی پس از انقلاب اسلامی، در فیلم «لباس شخصی» به تصویر درآمده است.

    امیرعباس ربیعی برای این تجربه، چهره کاربلدی چون حبیب والی‌نژاد را در کنار خود داشته است. تهیه‌کننده‌ای که پیش از این نیز «ایستاده در غبار» محمدحسین مهدویان را به سرانجام رسانده بود و در جشنواره امسال، فیلم «خروج» ابراهیم حاتمی‌کیا را هم دارد.

    «لباس شخصی» اما در کنار این مختصات، یکی از آثار سازمان «اوج» در جشنواره امسال هم محسوب می‌شود و احتمالا همین نکته فیلم را بیشتر در کانون توجه رسانه‌ها و منتقدان قرار خواهد داد. در خلاصه داستان این فیلم سینمایی آمده است: «بهترین حربه برای ضربه، دوستی است. چون پیچیدگی در سادگی اوست. به لباس شخصی‌ها بیشتر شک کن!»

    امیرعباس ربیعی برای فیلم اول خود سراغ هیچ بازیگر چهره‌ای نرفته‌ است و با بهره‌گیری از ظرفیت بازیگران تئاتری اما ناشناخته، دست به یک ریسک زده است. فیلم به‌لحاظ بصری قرابت بسیاری با «ماجرای نیمروز» محمدحسین مهدویان دارد که احتمالا حضور محمدرضا شجاعی در مقام طراح صحنه و لباس هر دو فیلم، در این شباهت بی‌تأثیر نبوده است.

    فیلم «لباس شخصی» امروز و در ساعت ۱۳:۳۰ اولین فیلمی است که در پردیس سینمایی «ملت» برای اصحاب رسانه روی پرده می‌رود.

  • «فجر ۳۸» رنگ و بوی سیاسی به خود می‌گیرد/ از اعتراض تا خیانت

    «فجر ۳۸» رنگ و بوی سیاسی به خود می‌گیرد/ از اعتراض تا خیانت

    به گزارش خبرنگار مهر، امروز جمعه ۱۸ بهمن ماه همزمان با هفتمین روز از برگزاری سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر، فیلم‌های «لباس شخصی»، «خروج» و «آتابای» در سینمای رسانه نمایش داده می‌شود.

    لباس شخصی: امیرعباس ربیعی

    امیرعباس ربیعی با اولین اثر سینمایی خود با نام «لباس شخصی» در بخش نگاه نو سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد، در خلاصه داستان این فیلم سینمایی آمده است: «بهترین حربه برای ضربه، دوستی است. چون پیچیدگی در سادگی اوست. به لباس شخصی‌ها بیشتر شک کن!»

    بازیگران این فیلم عبارتند از مهدی نصرتی، توماج دانش بهزادی، مجید پتکی، میلاد افواج، عماد درویشی، مهیار شاپوری، احمد لشینی، شهاب بهرامی، روزبه رئوفی، کیوان محمود نژاد، نجلا نظریان و ماه‌منیر بیطاری.

    فیلم لباس شخصی در ادامه تجربه ماجرای نیمروز، روایتی تازه از تاریخ معاصر در سینمای ایران محسوب می‌شود. این فیلم از محصولات سازمان رسانه‌ای اوج است.

    خروج: ابراهیم حاتمی کیا

    ابراهیم حاتمی کیا در این دوره از جشنواره فیلم فجر با فیلم سینمایی «خروج» در بخش سودای سیمرغ حضور دارد.

    «خروج» فیلمی جاده‌ای با تم اعتراض مردمی به دولتمردان است.

    در این فیلم سینمایی هنرمندانی چون فرامرز قریبیان، پانته‌آ پناهی‌ها، جهانگیر الماسی، گیتی قاسمی، محمدرضا شریفی‌نیا، مهدی فقیه، سام قریبیان، محمد فیلی، آتش تقی‌پور، اکبر رحمتی، رامین پورایمان و محسن صادقی‌نسب حضور دارند.

    آتابای: نیکی کریمی

    نیکی کریمی با فیلم سینمایی «آتابای» که یک اثر اجتماعی به زبان ترکی است در بخش سودای سیمرغ سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد.

    در این فیلم سینمایی بازیگرانی چون هادی حجازی‌فر، سحر دولتشاهی، جواد عزتی، دانیال نوروش، یوسفعلی دریادل و مه‌لقا حضور دارند.

    از نکات قابل توجه فیلم آتابای نگارش فیلمنامه آن توسط هادی حجازی‌فر و زبان ترکی فیلم است.

    حسین علیزاده موسیقی متن این فیلم سینمایی را ساخته است.

  • فیلم ضدایرانی نساخته‌ایم/ «مردن در آب مطهر» هم مخاطب دارد هم گیشه

    فیلم ضدایرانی نساخته‌ایم/ «مردن در آب مطهر» هم مخاطب دارد هم گیشه

    به گزارش خبرنگار مهر، نشست خبری فیلم سینمایی «مردن در آب مطهر» به کارگردانی نوید محمودی از آثار حاضر در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر شامگاه ۱۷ بهمن ماه در پردیس ملت برگزار شد.

    در ابتدای این نشست نوید محمودی کارگردان افغانستانی تبار سینمای ایران گفت: خوشحالم که بعد از ۶ دوره باز هم در این جشنواره بودیم. اصولاً فیلم‌ها از دغدغه‌های‌مان می‌آید. ما سالیان سال مهاجر بوده‌ایم، نه در ایران بلکه در همه جای جهان؛ بنابراین به موضوعات مهاجران اشراف داریم.

    وی درباره اینکه چرا همیشه مشکلات مهاجران را در فیلم‌هایش به تصویر می‌کشد، عنوان کرد: احساس من این است که این موضوعات باعث ایجاد درام و جذاب‌تر شدن فیلم می‌شود ضمن اینکه نمونه موفق افغان‌ها در ایران ما دو نفر هستیم، همه فیلم‌های ما موفق بوده است، اتفاقاً جزو برنامه ما این است که سریالی در شبکه سه بسازیم که زندگی ۲ جوان افغان موفق را روایت می‌کند.

    جمشید محمودی درباره فروش فیلم گفت: امید ما یه گیشه زیاد نیست. این فیلم هم مثل فیلم‌های قبلی ماست ولی به هر حال مخاطب ما، فیلم را پیدا می‌کند اما حضور در جشنواره به فروش فیلم ما کمک می‌کند.

    افغانستان مجموعاً ۶ سالن سینما دارد

    نوید محمودی درباره اکران فیلم اظهار کرد: «مردن در آب مطهر» قرار است در افغانستان و تاجیکستان اکران شود اما نکته‌ای که وجود دارد این است که کلاً در افغانستان سینما وضعیت بدی دارد یعنی به طور کلی ۶ سینما بیشتر در آنجا نیست که آن ۶ سینما هم در دست تجار است و فیلم‌های هندی به نمایش می‌گذارند ولی چند مرکز فرهنگی وجود دارد که در آنجا اکران می‌کنیم.

    جمشید محمودی درباره شکست این فیلم در گیشه بیان کرد: ما آن‌قدری هزینه نمی‌کنیم که شکستمان بزرگ باشد، پروژه ما چند میلیاردی نیست چون پولش را نداریم و امیدواریم هزینه مان را برگردانیم.

    نوید محمودی درباره کمک بنیاد سینمایی فارابی بیان کرد: بنیاد فارابی یا هر نهاد دیگری که به فیلم‌ها کمک می‌کند روالشان این است که شما قصه را ارائه می‌کنید، شورایی در آنجا وجود دارد و آن شورا فیلمنامه شما را بررسی می‌کند و در نهایت چند فیلمنامه را برمی گزینند. اگر در فیلم شریک شوند هرآنچه که فیلم آورده مالی داشته باشد به اندازه سهمشان برمی‌دارند ضمن اینکه فیلم ما گران نبود. ما آدم‌هایی هستیم که به شدت کار می‌کنیم، سریال می‌سازیم، تیزر تبلیغاتی می‌سازیم و… به همین دلیل خیلی گرفتار مشکلات مالی نمی‌شویم ضمن اینکه در آثار ما بازیگران دستمزد خود را به نصف می‌رسانند.

    نوید محمودی درباره سوژه تغییر دین برای مهاجرت در این فیلم گفت: دغدغه فیلم هویت اعتقادی است. نکته‌ای که وجود دارد این است که کاراکتر حامد با خود این درگیری را دارد چون آمادگی تغییر دین را ندارد، شاید اگر این پیش فرض را داشت دچار این مشکل نمی‌شد. او فکر می‌کرد بازی خورده است.

    قاچاقچی انسان در همه جا بد است

    وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه فیلم ضد ایرانی است، بیان کرد: من در هشت سینما با مردم فیلم را دیده‌ام مخاطبان فکر نکرده‌اند مردم ایران در این فیلم بد هستند. من ۲ قاچاقچی را نشان دادم که در هر کجای دنیا چنین ویژگی‌ها را دارند در مهاجرت کسی با شما شوخی ندارد، فقط هدف رسیدن و مهاجرت است قاچاقچی انسان در همه جای دنیا بد است در همین فیلم پلیسی ایرانی پرونده یک افغانستانی را پیگیری می‌کند که غیرقانونی به ایران آمده است، یک زن ایرانی از دخترهای افغانستانی مراقبت می‌کند و… بنابراین ایران و ایرانی‌ها را بد نشان ندادیم.

    این کارگردان اظهار کرد: هر فیلمسازی وقتی فیلم خود را می‌سازد طبیعتاً به همه چیز فکر می‌کند همه به صادرات کارهایشان فکر می‌کنند. مهمترین چیزی که در فیلم به آن توجه می‌کنیم مخاطبان ماست. من فکر نمی‌کنم این فیلم در گیشه شکست می‌خورد. «چند متر مکعب عشق» در دوران خود بیش از یک میلیارد فروخت. بنابراین من احساس می‌کنم این فیلم می‌فروشد.

    کارگردان «چند متر مکعب عشق» در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا در تلویزیون درباره افغانستان‌ها فیلم سریال نمی‌سازد، توضیح داد: ما وقتی احساس می‌کنیم در تلویزیون مخاطبان ما میلیونی است به سراغ قصه جذاب می‌رویم شاید در تلویزیون ایران قصه افغان‌ها جذاب نباشد ولی در سینما فکر می‌کنیم مخاطب فیلم را انتخاب می‌کند.

    یادداشت کیوان کثیریان دلمان را شکست

    وی افزود: چندی پیش آقای کثیریان یادداشتی نوشتند، فکر می‌کنم از مطالب من در فضای مجازی نشأت می‌گیرد؛ چندماهی است اوضاع همه بد است همه ما برای این اتفاقات غصه داریم من در صفحه خودم مطلبی نوشتم احساس کردم همه این‌ها باعث شده ایشان چنین واکنشی داشته باشند، این واکنش برای ما جذاب و دوست داشتنی نبود و دلمان را شکست. این یادداشت فقط به خاطر این بود که آقای کثیریان با ما کار داشت نه با فیلم. فکر می‌کنم اگر فیلم را نقد کنند بهتر است.

    محمودی در بخش دیگر از صحبت‌هایش بیان کرد: وقتی شما مهاجر باشید به کشوری مثل سوئیس، اتریش و … می‌روید شاخک‌هایتان حساس می‌شود که مردم چه شکلی هستند وقتی وضعیت افغانستانی‌ها و ایرانی‌ها را در آنجا می‌بینید متوجه می‌شوید به لحاظ روحی چقدر وضعیت بدی دارند.

    وی درباره لهجه‌ها در فیلم هم گفت: یکی از سخت‌ترین کارها تمرین روی لهجه بازیگران است.

    ندا جبرییلی بازیگر این اثر اظهار کرد: این دومین فیلمی بود که با آقای محمودی کار می‌کردم من معلمی داشتم که روی زبان من کار می‌کرد و من آن را تمرین می‌کردم. این نقش از من دور بود و دوست داشتم آن را بازی کنم.

    نوید محمودی درباره مهاجرت افغانستانی‌ها اظهار کرد: یک افغانستانی به سادگی در ماشینی جا به جا می‌شود و به ایران می‌آید من با دوستی پلیسی صحبت می‌کردم به من گفت در سال‌های که سوریه دچار جنگ بود و آلمان پذیرای جنگ زده‌ها بود، به سربازمان گفتیم وقتی می‌بینید یک افغانستانی در مرز به ارومیه می‌رود و قصد دارد از مرز خارج شود او را نبینید و بگذارید بروند.

    جمشید محمودی درباره اکران «مردن در آب مطهر» در «هنر و تجربه» توضیح داد: تلاش می‌کنیم اکران عمومی کنیم اگر نشد با «هنر و تجربه» مشکل نداریم و قبلاً هم تجربه اش کردیم.

    نوید محمودی در همین باره اظهار کرد: من فکر می‌کنم فیلم سرپایی است و قصه دارد و بازیگران با همه وجود خود در اختیار فیلم بودند همیشه از کسانی که با ما کار می‌کنند.

    وی درباره حضور فیلم در بخش «سودای سیمرغ» جشنواره فیلم فجر، هم گفت: تشکر می‌کنم چون ما را انتخاب می‌کنند در حالی که می‌توانستند انتخاب نکنند.

    متین حیدری‌نیا از بازیگران این فیلم درباره فاصله اش از دنیای بازیگری عنوان کرد: به دلایل شخصی دوست داشتم از بازیگری فاصله بگیرم. به طور کلی بچه‌هایی که در بچگی خود بازیگری را تجربه می‌کنند، بعد از مدتی از یادها می‌روند و کسی نمی‌گوید این آدم‌ها کجا می‌روند. از آقای محمودی ممنونم که این نقش سخت را به من دادند ضمن اینکه من ترجیح می‌دهم با حساسیت و انرژی بیشتری کارهایم را انتخاب کنم.

    محمودی درباره واقعیت مهاجرت بیان کرد: واقعیت مهاجرت همین است البته سعی کردیم از اغراق هم کمک کنیم که جزوی از سینماست. به طور کلی شما در سینما سعی می‌کنیم چیزی که قصه ما را پیش می‌برد استفاده کنیم.

    سوگل خلیق بازیگر درباره حضورش این فیلم مطرح کرد: در مرحله اول من به آقایان محمودی نه نمی‌گویم و از هر شکل و اندازه همکاری با آنها استقبال می‌کنم. همین اندازه نقش را تا حالا تجربه نکرده بودم و برایم چالش دوست داشتنی بود. برای من تجربه سخت و شیرینی بود و خوشحالم که بازی کردم.

    یکی از مهمترین مسائل مهاجران افغان در ایران «هویت» است

    نوید محمودی در ادامه اظهار کرد: همسرم ایرانی است و دختری به نام رونا دارم که نام آن را از نام مادر خدابیامرزم برداشته‌ام. یکی از مهمترین مسائل مهاجران افغانستانی بحث هویت است تا چند سال پیش اگر شما حتی مادر ایرانی و همسر خارجی داشتید و اتفاقاً قانونی ازدواج می‌کردید و اقامت قانونی هم داشتید به بچه شما شناسنامه نمی‌دادند. برای مثال دختر من شناسنامه ندارد اتفاقاً دوست داشتم چنین فیلی را بسازم ولی فکر کردم قصه دخترم را می‌نویسم و ننوشتم.

    نوید محمودی درباره بدبختی‌های افغانستانی‌ها گفت: برای مهاجرت چیزی غیر از این نمی‌شود تصویر کرد. در همین فیلم من عمویی دارم که ایشان بعد از ۲۴ سال زندگی در ایران چون شناسنامه نداشت تصمیم گرفت از ایران به افغانستان برود. ایشان در ایران خانه و ماشین داشت ولی به نام خودش نبود همه چیز را به نصف قیمت فروخت ولی او هم به همین روش غیرقانونی رفت.

    علی شادمان بازیگر این فیلم بیان کرد: من به مدت ده روز هفت ساعت ریز به ریز دیالوگ‌ها را تمرین کردم ضمن اینکه کارگردان ما هم افغانستانی بود.

    نوید محمودی اظهار کرد: با لهجه صحبت کردن بسیار سخت است اما این بچه‌ها، به معنی واقعی لهجه را درست می‌گویند. ما اگر می‌پذیریم که یک بازگیر ایرانی جای افغانستانی صحبت کند یعنی این چالش را پذیرفتیم ضمن اینکه آنها این کار را بی نظیر انجام دادند. البته ما خودمان هم می‌ترسیم لهجه‌ها را تأیید کنیم چون فکر می‌کنیم مدت زیادی در ایران بودیم و لهجه یادمان رفته به همین دلیل یک معلم دیگر آوردیم.

    وی در بخش دیگر از صحبت‌هایش بیان کرد: همین که ما اینجا نشستیم و حرف می‌زنیم یعنی ایران بد نیست.

    طرحی برای ساخت سریال درباره مدافعان حرم افغانستانی دارم

    نوید محمودی درباره اینکه چرا درباره مدافعان حرم افغانستانی فیلمی نمی‌سازد مطرح کرد: اتفاقاً من طرحی به نام «ناگفته ها» برای تلویزیون نوشته بودم. مهاجران افغان در ایران به دلیل چهار دهه حضور در ایران جزو ایران هستند آنها نسلی جدیدی هستند که در ایران پرورش پیدا کردند نباید به افغان‌ها به چشم کارگر بینیم بلکه آنها تأثیرگذار هم هستند. همانطور که گفتم دخترم شناسنامه ندارد، او نه سال دارد ولی نمی‌توانم کاری کنم تا شناسنامه داشته باشد با این وجود ما آنقدر در هم تنیده شده‌ایم که وقتی هواپیمایی ایرانی سقوط می‌کند در آن چند افغانستانی هم فوت می‌کنند بنابراین باید واقعیت‌ها را دید.

    وی درباره نشان دادن قوم‌ها در این فیلم عنوان کرد: یک مسأله در افغانستان است که باعث می‌شود این کشور هیچوقت درست نشود و آن انگشت گذاشتن روی قومیت‌هاست.

    محمودی درباره سهم مشارکت فارابی بیان کرد: ۲۷ درصد از سرمایه‌گذاری فیلم را به عهده فارابی بوده است.

    وی در پایان گفت: سینمای ایران با لطف با ما همراه بوده است امیدوارم برای بچه‌های فیلم ما همان اتفاقی بیفتد که بعد از حضور در فیلم ما برای ساعد سهیلی رخ داد.

  • قهرمان «روز صفر» چقدر ایرانی است؟/ قرائت هالیوودی از امنیت ملی

    قهرمان «روز صفر» چقدر ایرانی است؟/ قرائت هالیوودی از امنیت ملی

    به گزارش خبرنگار مهر، مریم کثیری کارشناس ارشد رسانه در یادداشتی با عنوان «ابرقهرمان ایرانی» به بررسی نقاط ضعف و قوت فیلم سینمایی «روز صفر» به کارگردانی سعید ملکان پرداخته است.

    متن این یادداشت را در ادامه می‌خوانید؛

    پسرک برای دین خدا کمربندی انتحاری می‌بندد و حالا در تقابل عاطفه و دین، قهرمان داستان عشق به خواهر را جایگزین عشق به خدا می‌کند تا از فاجعه‌ای جلوگیری کند؛این روح تمام قصه است…

    «روز صفر» فیلمی خوش ساخت و گران‌قیمت است برای خلق یک «ابرقهرمان ملی». قهرمانی که فقط سرباز وطن است فارغ از همه ایدئولوژی‌هایش، به نحوی که اگر نام ایران را از روی این شخصیت برداریم، می‌تواند قهرمان ملی هر کشور دیگری باشد که سعی می‌کند با تروریست مبارزه کند و از کشته شدن هموطنانش جلوگیری کند؛ او یک ابرقهرمان سکولار است که به جدال با یک ایدئولوژی می‌پردازد.

    حتی در سکانس‌هایی از فیلم این جدال فراتر می‌رود و به یک جدال شخصی بین نماد خیر و شر مبدل می‌شود؛ قرائتی هالیوودی از یک عملیات امنیت ملی موفق.

    فیلم در نهایت فیلم با سکانسی تمام می‌شود که وصله ناجوری است که هیچ سنخیتی با روند فیلم ندارد. مونولوگی گل‌درشت و شعارزده از آرزوی مرگ ابرقهرمان داستان در دل وطن برای امنیت هموطنانش…این فیلم یک پروپاگانداست، یک پروپاگاندا که به واسطه خلق لحظه‌های پرهیجان و اکشن ولی نهچندان نفس‌گیر، لوکیشن‌های متعدد فیلمبرداری و ضرب آهنگ موسیقی سعی می‌کند مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد و تا حدی نیز موفق است. اما مخاطب نمی‌تواند با شخصیت‌های این داستان ارتباط برقرار کند. نه بدمن داستان آنقدر بزرگ و رعب‌آور است که شکست دادنش کار سختی به نظر بیایید و نه آنکه ابرقهرمان هالیوودی داستان آنقدر ملموس و عینی است که مخاطب نگران از دست دادنش باشد و حتی اگر هم بمیرد باعث تاثر مخاطب نمی‌شود.

    هرچند که امیر جدیدی بازی درخشانی از خود نشان داده است اما شخصیت‌پردازی ضعیف فیلمنامه را نمی‌تواند با بازی خوبش جبران کند.

    بازی خوب و حساب شده امیر جدیدی در مقابل بازی ضعیف ساعد سهیلی و شخصیت پردازی دور از واقعیت عبدالمالک ریگی به‌عنوان رهبر یک تشکیلات تروریستی به مخاطب تعریفی اغراق‌آمیز از امنیت ملی نشان می‌دهد وهمین باعث می‌شود ثمره این فیلم در مخاطب چیزی غیر از احساس غرور و عزت ملی باشد. 

    این فیلم در نهایت فیلم با سکانسی تمام می‌شود که وصله ناجوری است که هیچ سنخیتی با روند فیلم ندارد. مونولوگی گل‌درشت و شعارزده از آرزوی مرگ ابرقهرمان داستان در دل وطن برای امنیت هموطنانش…!

    اما در تکنیک باید اذعان کنیم که از همان ابتدا مخاطب با یک تیم حرفه‌ای در فیلمسازی مواجه است. قاب‌بندی‌های دقیق، طراحی لباس، تدوین، صدا گذاری، چهره پردازی، جلوه‌های ویژه و بازی حرفه‌ای امیر جدیدی از نقاط قوت این فیلم است.

    با تمام این نکات فیلم دارای ریتم تند با صحنه‌هایی اکشن و قابل قبول است که لحظه‌ای مخاطب را رها نمی‌کند و به خاطر همین نقاط قوت است که انتظار می‌رود مورد استقبال از جانب مخاطبانش در اکران عمومی هم قرار بگیرد.

  • «مردن در آب مطهر»از هویت اعتقادی مهاجران می‌گوید/نجات با«مهربانی»

    «مردن در آب مطهر»از هویت اعتقادی مهاجران می‌گوید/نجات با«مهربانی»

    نوید محمودی کارگردان فیلم سینمایی «مردن در آب مطهر» که تهیه‌کنندگی آن را جمشید محمودی برعهده دارد، درباره تفاوت این فیلم با دیگر آثار مشترکش با برادرش توضیح داد: مهمترین تفاوتی که «مردن در آب مطهر» با دیگر آثار ما دارد، این است که دغدغه‌های امروز مهاجرین را نمایش می‌دهد. مهاجرینی که از افغانستان مسیر ایران را برای رسیدن به اروپا انتخاب می‌کنند.

    این تهیه‌کننده و کارگردان سینما بیان کرد: در این فیلم به سختی‌ها و گرفتاری‌هایی که برای رسیدن به اروپا مهاجران تحمل می‌کنند اشاره شده است که یکی از مهمترین گرفتاری‌های مهاجرات بحث پذیرفته شدن آنها در اروپا است. اینکه مهاجران برای مهاجرت به اروپا چه شرایطی را می‌پذیرند بسیار مهم است و در این فیلم نیز به آن اشاره شده است.

    وی تاکید کرد: «مردن در آب مطهر» درواقع درباره هویت اعتقادی مهاجران است که برای مهاجرت به کشوری دیگر با چه سختی‌هایی مواجه می‌شوند.

    این کارگردان سینما توضحی داد: ایده ساخت «مردن در آب مطهر» در سفری که به اروپا داشتم به ذهنم رسید، در واقع در آن سفر با فردی مواجه شدم که برای زندگی در اروپا شرطی را پذیرفته بود که این امر زندگی‌اش را بی‌هویت کرده بود. بعد از آشنایی با این فرد، تصمیم گرفتم که فیلمی با این موضوع بسازم و چند سال بعد از این دیدار، قصه ایی را طراح کردم که بخش از قصه از آن فرد وام گرفتم.

    محمودی گفت: تاکید کردم که در روبرو شدن با مهارجران چه ایرانی‌ها و چه افغان‌ها به مسائلی دست پیدا کردم که این مسائل را در فیلمنامه خود وارد کردم.

    وی درباره انتخاب بازیگران این فیلم سینمایی بیان کرد: انتخاب بازیگران در فیلم‌های ما این گونه است که هنگام نوشتن فیلمنامه سعی می‌کنیم از بازیگرانی استفاده کنیم که نزدیک‌ترین حالت را به کارکتر فیلم داشته باشد. به عنوان مثال وقتی شخصیت سهراب را نوشتم نزدیک‌ترین بازیگر به شخصیت سهراب را علی شادمان دانستم و معتقد بودم که می‌تواند بهترین گزینه باشد.

    تهیه کننده فیلم سینمایی «شکستن همزمان بیست استخوان» ادامه داد: برای شخصیت ستاره نیز باید بگویم که ندا جبرئیلی بهترین گزینه برای این نقش بود، در واقع این بازیگر پیش از این نقش یک دختر افغان را بازی کرده بود براساس شناختی و همکاری که با این هنرمند داشتم وی را برای بازی در این فیلم انتخاب کردم.

    وی بیان کرد: مهمترین چیزی که درباره مهاجرت و مهاجران وجود دارد این است که مهاجران هیچ وقت برای مهاجرت به کشور دیگر وقتی از یک کشور دیگر می‌گذرند در پایتخت آن کشور ساکن نمی‌شوند و بیشتر در حومه شهر حضور دارند، به همین دلیل لوکیشن‌های این فیلم نیز در جاده خاوران انتخاب شده است.

    کارگردان فیلم «مردن در آب مطهر» درباره ادامه راه فیلمسازی با موضوع افغان‌ها توضیح داد: تا زمانی که در ذهن من و برادرم قصه‌های جذاب شکل بگیرد ساخت چنین فیلم‌هایی را ادامه می‌دهیم، اما قرار نیست همه تولیدات ما با موضوع مهاجران افغان باشد، به طوری که جمشید محمودی در حال حاضر مشغول نوشتن یک فیلمنامه است که هیچ ربطی به مهاجران افغان ندارد.

    وی توضیح داد: جایی که احساس کنیم حرفی برای گفتن و قصه‌ای برای ساختن وجود دارد، سراغ آن می‌رویم در غیر این صورت هیچ اصراری برای ساخت این فیلم‌ها نداریم.

    این تهیه کننده سینما بیان کرد: «مردن در آب مطهر» درباره عشقی است که در فیلم روایت می‌شود، عشقی که در همین مهاجرت زنده می‌شود و جان می‌گیرد و ادامه پیدا می‌کند. دغدغه بسیار مهم یک آدم در مسیر انتخاب است آدمی که آسایش را برای خود انتخاب می‌کند و یا در مسیر عشق و دلداگی قدم برمی دارد. فکر می‌کنم که این فیلم یک عاشقانه جذاب برای مخاطب است و مخاطب با این عشق هم مسیر و همراه می‌شود.

    وی توضیح داد: تاکید می‌کنم که این فیلم یک داستان عاشقانه دارد که در بستر آن مهاجرت روایت می‌شود.

    محمودی در پایان گفت: انسان بودن در هر شرایط و هر اقلیمی دغدغه بزرگ فیلم است، تاکید بزرگی بر انسان بودن دارد و اینکه مهربانی نجات دهنده امروز جهان است، معتقدم با کینه دنیا به جایی نمی‌رسد و معتقدم هرچه قدر مهربان تر باشیم جهان زیباتری داریم، این فیلم تمام آنچه که مخاطب یادآوری می‌کند، انسان بودن است.