دسته: سینما

  • «ضربه فنی»در شبکه امید سیما دیده می شود

    «ضربه فنی»در شبکه امید سیما دیده می شود

    «ضربه فنی»در شبکه امید سیما دیده می شود

    «ضربه فنی»در شبکه امید سیما دیده می شود
    «ضربه فنی»در شبکه امید سیما دیده می شود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از  اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، فیلم «ضربه فنی» به کارگردانی غلامرضا رمضانی از تولیدات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ساعت ۱۷:۴۵  روز پنج‌شنبه ۷ فروردین از شبکه امید سیما پخش می‌شود.این فیلم همچنین ساعت ۹ صبح روز جمعه ۸ فروردین ۱۳۹۹ یک‌بار دیگر از شبکه امید سیمای جمهوری اسلامی ایران بازپخش خواهد شد.

    در این فیلم ویژه گروه سنی نوجوان که به تهیه‌کنندگی کانون و با مشارکت بنیاد سینمایی فارابی در سال ۱۳۹۷ تولید شد، بازیگرانی مانند نسیم ادبی، افشین هاشمی، نازنین احمدی، سیروس همتی، مجید نوروزی، درسا بختیار و ملیحه کیا نقش‌آفرینی می‌کنند.

    داستان«ضربه فنی» درباره‌ محمد شاگرد درس‌خوان و خوبی است که یکی از شاگردان مدرسه مزاحم او می‌شود. در این میان محمد با یکی از شاگردان مدرسه به نام امیر که ورزش‌کار است، آشنا می‌شود و این آشنایی سرنوشت متفاوتی را برای هر سه نفر آن‌ها به دنبال دارد.

    این فیلم علاوه بر این‌که در سی‌ویکمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان اصفهان موفق به دریافت سه پروانه زرین، یک جایزه ویژه، یک تندیس و یک لوح قدردانی در بخش‌های مختلف شد، تاکنون در چند جشنواره‌ بین‌المللی فیلم همچون جشنواره فیلم‌های کودکان چین، فیلم جیفونی و فیلم زلین نیز به نمایش در آمده است.

  • کودکانی که «قصر شیرین» را ساختند

    کودکانی که «قصر شیرین» را ساختند

    کودکانی که «قصر شیرین» را ساختند
    کودکانی که «قصر شیرین» را ساختند

    کودکانی که «قصر شیرین» را ساختند

    به گزارش خبرنگار مهر، «سینمای شیشه‌ای» عنوان بسته‌ای روزانه است که در نظر داریم در قالب آن ضمن مرور مهمترین فیلم‌های تولید و اکران شده در سال ۹۸، در هر شماره به معرفی هر یک از آن‌ها برای تماشا در خانه‌ها در ایام نوروز ۹۹ بپردازیم.

    در شماره پنجم فیلم سینمایی «قصر شیرین» را پیشنهاد می‌کنیم. از کارگردانش حتماً فیلم «خیلی دور، خیلی نزدیک»، «یه حبه قند»، «زیر نور ماه» و… را به یاد دارید.. اصلا شاید با آوردن اسمش یاد ۲ فیلم نه‌چندان موفق او یعنی «امروز» و «دختر» هم بیفتید؛ او رضا میرکریمی است که سه سال بعد از «دختر»، «قصر شیرین» را ساخت و در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر به نمایش گذاشت.

    اگر حتی نگاهی گذرا به فیلم‌های او داشته باشید حتما متوجه شده‌اید که اساساً «روابط» و «ریشه‌یابی مشکلات آدم‌ها» از دغدغه‌های اوست، گاه رابطه پدر و دختر، گاهی رابطه همسران و گاه رابطه دوستان را دست مایه ساخت فیلم هایش قرار می‌دهد.

    «قصر شیرین» هم برگرفته از همین دغدغه است و رابطه پدر یک خانواده با فرزندانش را به تصویر می‌کشد. به طوری که برخی از این فیلم به عنوان بازگشت میرکریمی به سینمای هدفمندش یاد می‌کردند.

    «قصر شیرین» فیلمی جاده‌ای است و مطابق فرمول ساخت چنین فیلم‌هایی که باید در درون شخصیت‌ها تحولی صورت بگیرد اتفاقا این امر مسجل می‌شود آن هم با بازی خوب حامد بهداد که نوع بازیگری اش برای همه آشناست یعنی مردی که مدام عصبی می‌شود و بر دیگران می‌تازد اما او در «قصر شیرین» بر حسب مختصات فیلم، تمام خشونتش را پنهان می‌کند که همین مساله نقطه اتکای فیلم است.

    کودکانی که «قصر شیرین» را ساختند
    کودکانی که «قصر شیرین» را ساختند

    این فیلم از سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر جایزه بهترین فیلمنامه را برای محمد داوودی و محسن قرایی به ارمغان آورد که از این میان اولی در تیم فیلمنامه‌نویسان فیلم غیرقابل دفاع «ما همه با هم هستیم» به تهیه کنندگی رضا میرکریمی هم حضور داشت که اتفاقا یکی از دلایل ناکامی آن فیلم، فیلمنامه شکست خورده‌اش بود، اما تیم فیلمنامه نویسان این اثر هرگز پاسخی درباره آن ارایه ندادند.

    نکته‌هایی که شاید جالب باشد بدانید

    «قصر شیرین» روایتگر زندگی مردی است که مستاصل است و می‌خواهد از زیر بار مسئولیت‌های زندگی در برود. این دقیقاً نقطه اشتراک همه فیلم‌های میرکریمی است، آدم‌هایی که سردرگم هستند، به استیصال رسیده‌اند و اتفاقا در پی چاره‌اند. «قصر شیرین» علاوه بر این مختصات، در طول یک سفر جاده‌ای، مردی را به شما نشان می‌دهد که در مواجه با حوادث مختلف، گام به گام می‌شود سیر تحول او را دید.

    اما آنچه فیلم به آن تکیه زده بازی‌های خوب بازیگرانش است در این فیلم به جز حامد بهداد بقیه بازیگران فیلم شناخته شده نیستند اما این مساله ضربه‌ای به فیلم نزده بلکه قسمت اعظمی از بار فیلم را کیفیت بازی ۲ کودک به دوش می‌کشد، داستان را پیش می‌برند و برای «قصر شیرین» بار احساسی ایجاد می‌کنند تا مخاطب با آنها همراه شود به طوری که بازی درخشان یونا تدین و نیوشا علیپور به هیات داوران جشنواره سی و هفتم این جسارت را داد که آنها را در میان نامزدهای بهترین بازیگر مرد و بهترین بازیگر زن قرار دهند.

    کارنامه فیلم در زمان اکران عمومی

    «قصر شیرین» در اکران عمومی چیزی نزدیک به سه میلیارد و چهارصد میلیون تومان فروخت؛ رقمی که این روزها برای یک فیلم، فروش درخوری محسوب نمی‌شود. فیلمی که در مردادماه به نمایش درآمد و رقیب چندان قدری هم در پیش رو نداشت اما همین میزان فروش نشان می‌دهد که نتوانسته مخاطبان زیادی را با خود همراه کند. شاید یکی از دلایل آن نقاط کوری بوده که در فیلمنامه وجود داشته و باعث سردرگمی مخاطب می‌شده، این در حالی است که میرکریمی در این فیلم سعی کرده روایتی ساده از روابط آدم‌ها ارایه بدهد و از ضدقهرمان دوست نداشتنی اش کم کم مردی آرام بسازد.

    مشکل «قصر شیرین» اما درست از آنجایی شروع می‌شود که دیر شروع می‌شود، یعنی بعد از گذشت سی دقیقه از فیلم تازه می‌توانید به نسبت آدم‌ها با یکدیگر پی ببرید، این در حالی است که فیلم‌های جاده‌ای از همان ابتدا باید نمایی کلی از آدم‌ها ارایه بدهند تا مخاطب با آنها در طول این سفر همراه شود و به کنه آنها پی ببرد.

    در «قصر شیرین» تا دقیقه ۳۰ متوجه نمی‌شوید که چرا شخصیت اصلی مسئولیت فرزندانش را به عهده نمی‌گیرد و تازه در طول سفر خلقیات آن‌ها را می‌شناسد، چرا با همسر دومش رفتار خوبی ندارد و اصلا چرا همسر اولش را رها کرده، همین موضوعات است که باعث می‌شود تصور کنید این فیلمنامه اصلا کشش تبدیل شدن به یک فیلم بلند سینمایی را نداشته یا لااقل در پرداخت ضعیف عمل کرده است.

    کودکانی که «قصر شیرین» را ساختند
    کودکانی که «قصر شیرین» را ساختند

    آیا شما هم این فیلم را دوست خواهید داشت؟

    فیلم میرکریمی کاراکترمحور است، بازی حامد بهداد متفاوت است از آنچه که تاکنون دیده‌اید و چند پله جلوتر از فیلم قبلی او با نام «دختر» است اما پایانی عجیب دارد یعنی در عین حال که تصور می‌کنید فیلم قصد دارد شخصیت اصلی را تکمیل و سیر تحول او را ادامه‌دار کند به یکباره تمام می‌شود.

    در میان شخصیت‌هایی که در این فیلم وجود دارند و برخی از آن‌ها درست شخصیت پردازی نشده اند، از ابتدا تا انتها کاراکتری حضور دارد که اتفاقا وجود خارجی ندارد، او شیرین مادر بچه‌هاست که اصلا در فیلم نمی‌بینید اما آنقد به جزییات همین شخصیتِ وجودنداشته، توجه شده که روح کلی او در بخش‌های مختلف حاکم است تا جایی که می‌توانید با او همراه شوید که اگر همین جزییات درباره بقیه شخصیت‌ها هم رعایت می‌شد با فیلمنامه‌ای در خور توجه رو به رو بودیم.

  • «کرونا» کاخ جشنواره «کن» را خانه بی‌خانمان‌ها کرد

    «کرونا» کاخ جشنواره «کن» را خانه بی‌خانمان‌ها کرد

    «کرونا» کاخ جشنواره «کن» را خانه بی‌خانمان‌ها کرد
    «کرونا» کاخ جشنواره «کن» را خانه بی‌خانمان‌ها کرد

    «کرونا» کاخ جشنواره «کن» را خانه بی‌خانمان‌ها کرد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رویترز، کاخ جشنواره فیلم کن درهایش را به روی بی‌خانمان‌های شهر کن باز کرد تا در بحبوحه گسترش ویروس کرونا، جایی برای اقامت داشته باشند.

    در حالی که جشنواره فیلم کن قرار بود از ۱۲ تا ۲۳ ماه می برگزار شود، هفته پیش با تصمیم مسئولان تا اواخر ماه ژوئن به تعویق افتاد.

    کاخ محل برگزاری جشنواره از جمعه درهایش را به روی افراد بی‌خانمان باز کرده و هر شب میزبان ۵۰ تا ۷۰ بی‌خانمان است.

    در حالی که امانوئل مکرون، رییس‌جمهوری فرانسه ۸ روز پیش از ۶۷ میلیون فرانسوی خواست تا در خانه بمانند، حضور حدود ۱۲ هزار بی‌خانمانی که در خیابان‌ها به سر می‌برند یکی از خطرات بالقوه گسترش ویروس کرونا محسوب می‌شوند.

  • نمایشنامه‌نویس برنده ۵ جایزه تونی با ابتلا به کرونا درگذشت

    نمایشنامه‌نویس برنده ۵ جایزه تونی با ابتلا به کرونا درگذشت

    نمایشنامه‌نویس برنده ۵ جایزه تونی با ابتلا به کرونا درگذشت
    نمایشنامه‌نویس برنده ۵ جایزه تونی با ابتلا به کرونا درگذشت

     

    به گزاری خبرگزاری مهر به نقل از آسوشیتدپرس، ترنس مک نالی نمایشنامه‌نویس نامدار که از وی به عنوان شاعر تئاتر آمریکا یاد می‌شود و یکی از بزرگ‌ترین نمایشنامه‌نویس دنیای معاصر خوانده می‌شد، در ۸۱ سالگی بر اثر ابتلا به ویروس کرونا جان باخت.

    وی که پیشتر با سرطان ریه مقابله کرده و پیروز شده بود دیروز سه‌شنبه در بیمارستانی در ساراسوتا بر اثر عوارض ناشی از ویروس کرونا درگذشت.

    این نمایشنامه‌نویس که برنده ۴ جایزه تونی بود و سال ۲۰۱۹ نیز پنجمین جایزه تونی را برای یک عمر دستاورد تئاتری دریافت کرده بود همواره در آثارش به طور جدی به مشکلات و مصایب زندگی افراد محروم و نادم پرداخته بود.

    مک‌نالی سال ۱۹۳۸ در سن پترزبورگ فلوریدا متولد شد، در تگزاس بزرگ شد و بعد ساکن نیویورک شد تا به عنوان نویسنده بتواند خلق کند و آثارش را روی صحنه نمایش ببرد.

    سال ۱۹۶۴ وی اولین نمایشش را با عنوان «و چیزهایی که شب ضربه می‌زنند» در برادوی روی صحنه برد که موفقیت آمیز نبود و پس از ۱۶ اجرا متوقف شد، اما او با نمایش بعدی‌اش که نمایشی طنزآمیز با عنوان «فرانکی و جانی در کلر دومون» بود به شهرت رسید. بعدها این نمایش که موجب به شهرت رسیدن کیتی بیتس هم شد در قالب یک فیلم سینمایی هم ساخته شد که فیلمنامه‌اش را خود مک نالی نوشت. در نسخه سینمایی آل پاچینو و میشل فایفر نقش آفرینی کردند.

    وی با «عشق! دلاوری! شفقت» اولین جایزه تونی‌اش را برد و یک سال بعد در سال ۱۹۹۵ با «مستر کلاس» که نمایشنامه‌ای زندگینامه‌ای درباره ماریا کالاس خواننده مشهور اپرا بود، جایزه تونی دوم را از آن خود کرد. موزیکال «بوسه زن عنکبویت» و «رگتایم» نیز برایش جایزه تونی را همراه داشتند.

    مک نالی در نیمه دوم زندگی‌اش بیشتر به نویسندگی پرداخت و نمایشنامه‌های متعدد موزیکال نوشت که «رگتایم» و «اگه می‌تونی منو بگیر» از جمله آنها هستند.

    این نمایشنامه‌نویس سال ۲۰۱۹ علاوه بر جایزه تونی با جایزه یک عمر دستاورد هنری انجمن نمایشنامه‌نویسان آمریکا تجلیل و سال ۲۰۱۸ نیز جایزه یک عمر دستاورد هنری لوسیل لورتل به وی اهدا شد.

    وی از سال ۱۹۷۰ از اعضای انجمن نمایشنامه‌نویسان آمریکا بود و سال ۱۹۹۶ نامش در زمره مشاهیر تئاتر آمریکایی جای گرفت.

    از دیگر دستاوردهای مک‌نالی یک جایزه امی، دو جایزه گوگنهایم، ۴ جایزه دارما دسک، دو جایزه لوسیل لورتل، دو جایزه اوبی و ۳ جایزه هول-وارنیر بود.

    او ۶ دهه در عرصه نمایشنامه‌نویسی، تئاتر موزیکال و اپرا فعالیت کرد. وی علاوه برنمایشنامه‌هایش نویسنده اپرا، فیلمنامه‌های چند منظوره و کتاب خاطرات هم بود.

    این نمایشنامه‌نویس بر اثر ابتلا به ویروس کرونا درگذشت.

  • پیام هنرمندان سینمای جهان برای مقابله با کرونا: در خانه بمانید!

    پیام هنرمندان سینمای جهان برای مقابله با کرونا: در خانه بمانید!

    پیام هنرمندان سینمای جهان برای مقابله با کرونا: در خانه بمانید!
    پیام هنرمندان سینمای جهان برای مقابله با کرونا: در خانه بمانید!

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از لس‌آنجلس تایمز، رابرت دنیرو بازیگر سرشناس از جدیدترین چهره‌های نیویورکی است که از هوادارانش خواست در خانه بمانند.

    وی با ارسال پیامی ویدیویی از مردم خواست برای مراقبت از افراد مسن‌تر که بیشتر ویروس کرونا تهدیدشان می‌کند، خانه‌ها را ترک نکنند.

    بازیگر ۷۶ ساله با تکرار یک خط از فیلم مشهور کمدی «ملاقات با فاکرها» پیامش را جالب‌تر هم کرد.

    دنیرودر این پیام گفته است: ما نیاز داریم مانع گسترش این ویروس شویم و تنها با همدیگر می‌توانیم این کار را انجام دهیم. نه فقط برای محافظت از خودمان، بلکه برای مراقبت از دیگران و همه افراد مسنی که دوستشان دارید. خواهش می‌کنم.

    او سپس دو انگشتش را به سمت چشمش و دوربین می‌آورد و جمله مشهور فیلم فاکرها را یادآوری می‌کند: دارم نگاهتان می‌کنم!

    هنرمندان دیگری هم بودند که در این روزها از مردم خواستند در خانه بمانند که بن استیلر و دنی دویتو از جمله آنها بودند.

    استیلر که در نیویورک است نیز به همشهریان گفته است: واقعاً باید در خانه بمانیم. این تنها راه جلوگیری از گسترش ویروس است و فقط وقتی نتیجه می‌دهد که همه با هم این کار را بکنیم.

    وی همچنین از مردم خواسته است تا با تماشای فیلم یا کشف یک سرگرمی جدید خود را مشغول کنند.

    دنی دویتو بازیگر نیز گفته است: جوان‌ها می‌توانند این ویروس را به سالخوردگان منتقل کنند و تا متوجه شوید من دیگر از دست رفته‌ام.

    اندرو کوومو که از سال ۲۰۱۱ فرماندار نیویورک است پیشتر در پیامی خطاب به مردم گفته بود: در خانه بمانید. گسترش بیماری را متوقف کنید. جان مردم را نجات دهید.

  • فرهنگ و هنر در کشور نیازمند یکپارچگی است

    فرهنگ و هنر در کشور نیازمند یکپارچگی است

    فرهنگ و هنر در کشور نیازمند یکپارچگی است

    فرهنگ و هنر در کشور نیازمند یکپارچگی است
    فرهنگ و هنر در کشور نیازمند یکپارچگی است

    سید غلامرضا موسوی تهیه‌کننده باسابقه سینما و دبیر شورای عالی تهیه‌کنندگان در گفتگو با خبرنگار مهر درباره مهمترین معضل سینمای ایران در آستانه سال ۹۹ با اشاره به اینکه بیش از ۴۰ سال از انقلاب اسلامی می‌گذرد و ما در مسائل فرهنگی همچنان دچار یک تشتت فکری هستیم گفت: سازمان‌های متعددی مدعی انجام کار فرهنگی هستند اما هر کدام از این نهادها به دنبال نواختن ساز خودشان هستند.

    وی افزود: براساس قانون، بسیاری از مراکز، از دولت بودجه‌ای را برای انجام فعالیت‌های فرهنگی و هنری می‌گیرند اما هیچ کدام از این نهادها به صورت یکپارچه عمل نمی‌کنند و همین مساله مشکلاتی را به وجود آورده است.

    این تهیه‌کننده سینما ادامه داد: در راس این نهادها بی‌شک وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار دارد که مجلس شورای اسلامی بر فعالیت آن نظارت می‌کند، اما روی فعالیت بقیه مراکز فرهنگی هیچ نظارتی وجود ندارد.

    وی تاکید کرد: همیشه فکر می‌کردم اگر همه کارها را تعطیل می‌کردیم و همه سازمان‌ها و موسسه‌های فرهنگی و هنری می‌دانستند که هماهنگ باهم باید برای یک کار فرهنگی و هنر عمل کنند، قاعدتا بعد از ۴۰ سال، تا این اندازه دچار تشتت فرهنگی نبودیم و بعد باید حتما نتایج بسیار خوبی می‌گرفتیم، چرا که انقلاب اسلامی ما یک انقلاب فرهنگی بود.

    تهیه‌کننده «خشکسالی و دروغ» گفت: امروز چند صد مرکز فرهنگی متفاوت در کشور داریم که همه از بودجه‌های عمومی برای فعالیت‌های خود استفاده می‌کنند اما هیچکدام از این مراکز و نهادها خود را موظف نمی‌دانند که در حوزه فرهنگ و هنر در یک مسیر مشخص و واحد قدم بردارند. شاید در این زمینه باید شورای عالی انقلاب فرهنگی ورود پیدا کرده و فکری برای این تشتت فرهنگی کند.

    وی ادامه داد: در چنین شرایطی شاهد این هستیم که در حوزه فرهنگ و هنر کم‌کاری شده است. این موسسات هر کدام با زدن ساز جداگانه خود را توجیه می‌کنند، حتی برای توجیه کار خود فعالیت دیگر نهادها را نفی می‌کنند و هیچ کار مثبتی انجام نمی‌دهند.

    تهیه‌کننده «قصیده گاو سفید» تاکید کرد: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که فعالیت آن از طریق مجلس شورای اسلامی رصد می‌شود و سازمان صدا و سیما از جمله متولیان فرهنگ و هنر در کشور هستند که در برخی از موارد هماهنگی‌های لازم را با یکدیگر ندارند و در کنار آن دیگر نهادها نیز با این متولیان هماهنگی ندارند.

    وی ادامه داد: اگر یکپارچگی و هماهنگی در فعالیت‌های فرهنگی و هنری نداشته باشیم، بی‌شک این شرایط ادامه دارد و بودجه‌ای که برای فرهنگ و هنر در نظر گرفته شده است، هدر می‌رود و مراکز فرهنگی هم همچنان کار خود را می‌کنند.

    دبیر شورای عالی تهیه‌کنندگان توضیح داد: دلیل ندارد که این نهادها بودجه فرهنگی دریافت کنند اما هم‌گام با مجلس شورای اسلامی، دولت و شورای انقلاب فرهنگی و سیاست‌هایی که تبیین می‌شود پیش نروند.

    موسوی در پایان گفت: یکی دیگر از مسائلی که می‌توان درباره شرایط سینماها در سال ۹۹ به آن اشاره کرد، تعیین قیمت بلیت سینماها است، معتقدم دولت باید در این زمینه ورود پیدا کند و قیمت مناسبی را از نظر تهیه‌کننده و سینمادار در نظر بگیرند، دولت باید بخشی از هزینه بلیت را خود برعهده بگیرد، نه اینکه تا در بودجه مالیات بر ارزش افزوده توسط دولت کم شود و همه انتظار داشته باشند که بهای بلیت سینما کم شود.

  • قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!

    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!

    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!
    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!

    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!

    خبرگزاری مهر– گروه هنر- سیدسعید هاشم‌زاده: ریان جانسون که در سال ۲۰۱۷ پروژه «جنگ ستارگان» را زیر نظر جی‌جی آبرامز به سلامت به سرانجام رساند، اکران کرد و فروشی میلیارد دلاری داشت، حالا بعد از هوکر و برادران بلوم، سراغ یک درام، آن هم از جنس درام معمایی رفته است.

    ریان جانسون خودش این اثر ارجینال را به نگارش درآورده و در بازه زمانی که سینمای جهان با فیلم‌های کارگاهی/ معمایی نظیر «شرلوک هلمز» همچون آثاری علمی تخیلی برخورد می‌کرد، او به شکلی کلاسیک، طرح و دسیسه‌ای برای قتل یک ثروتمند را، که از پیرنگ‌های مهم یک اثر کارگاهی/ معمایی است، برای ما به نمایش گذاشت.

    اینکه اثر جانسون به راحتی ما را به یاد آثار کلاسیک معمایی می‌اندازد و اینکه حال و هوای زمانه اکنون را دارد، فکر می‌کنم دلیل کافی باشد برای کشاندن علاقه‌مندان امروز این ژانر به سینما و تماشای فیلم «چاقوها بیرون».

    در ترجمه نام اثر به فارسی «چاقوکشی» نیز به چشم می‌خورد که با توجه به معنای اصطلاح آن در زبان فارسی ترجمه‌ای غلط انداز و گمراه‌کننده است.

    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!
    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!

    چرا خوب – چرا بد؟

    دلایل زیادی برای خوب بودن فیلم «چاقوها بیرونـ به چشم می‌خورد. یک فیلم خوب معمایی از اسمش آغاز می‌شود؛ «چاقوها بیرون» این اسم کاملی است برای اثری که به آن هم نمادین نگاه می‌کند و هم نگاهی اتمسفری روی آن دارد.

    چاقو و بیرون کشیدن آن دلالتی بر یک نزاع خونین دارد و از سوی دیگر نشانه و موادی به نام چاقوست که پایان داستان را رقم می‌زند، انگیزه شخصیت‌ها را کامل می‌کند و می‌تواند ما را به نقطه نتیجه گیری متصل کند.

    هیچ کلامی در این اثر بیهوده به کار گرفته نشده است. جمله‌های ترومبی بزرگ با بازی کریستوفر پلامر یک یک نشانه‌هایی را برای داستان به جا می‌گذارد، اثرگذاری هر عمل در کشف ماجرا دیدنی است و این دقیقاً ویژگی مناسب و قابل تامل برای یک اثر معمایی است.

    معما و تعلیق و غافلگیری، هر سه عنصر دراماتیک به خوبی در فیلم جاگذاری شده‌اند و قدم به قدم مخاطب را به سمت کشف معما راهنمایی می‌کنند. اطلاعات و شخصیت‌پردازی در فیلم بازی پیچیده را به راه می‌اندازد که شاید همین پیچیدگی بیش از حد باشد که نیاز به یک سخنرانی پر طمطراق از سوی کارآگاه را در فصل نهایی اثر قطعی می‌کند و شاید همین بخش پاشنه آشیل ماجراست.

    اینکه معماها به ترتیب حل و فصل می‌شوند اما معمای کلی و اصلی فیلم در یک نطق باز می‌شود که البته این هم سنت یک اثر کارگاهی است اما یک جمع‌بندی از روی عجله و سریع هم محسوب می‌شود.

    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!
    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!

    بهترین سکانس؛ تفاوت چاقوی اصل با تقلبی!

    لحن طنازانه جانسون در «چاقوها بیرون» یکی از نقطه قوت‌های اصلی فیلم است. جانسون این لحن را در جای جای اثر و حتی در ویژگی شخصیتی چون مارتا اجرا می‌کند. به طوری که مارتا اگر دروغ بگوید بی‌تردید بالا می‌آورد.

    فصل پایانی در اجرا یکی از فصول بی‌نقص جانسون در کارگردانی است. فصلی که در کتابخانه، میان کتب معمایی فراوان، کارآگاه اکتشافات خود را فصل به فصل در یک نطق طولانی جلو می‌برد، مارتا دروغ می‌گوید اما تهوع خود را نگه می‌دارد و سپس روی قاتل (نوه ترومبی) بالا می‌آورد.

    کمدی و حل معما تا اینجا ثمر بخش می‌شود اما هنوز غافل‌گیری مانده است. قاتل با چاقو به سمت مارتا می‌رود و چاقو را در قلب او فرو می‌کند، اما چاقو تقلبی است! یادمان می‌آید که ترومبی بزرگ گفته بود آن‌ها (خانواده اش) فرق بین چاقو اصل و تقلبی را نمی‌دانند.

    اگر از این فیلم خوشتان آمد…

    فیلم‌های گای ریچی که به داستان‌های هولمز پرداخته را از دست ندهید. همچنین سریال «شرلوک هلمز» (نسخه جدید و قدیمی). که البته در نسخه قدیمی کلاسیک‌تر و نزدیک‌تر به «چاقوها بیرون» است و در نسخه جدید دورتر و کمی علمی تخیلی.

    نگرش‌های نقادانه‌ای که می‌توانید دنبالش کنید…

    فیلم به‌شدت نگاه جامعه‌شناسانه کلاسیک مولف را در بر دارد. نگاهی که بین فقیر و غنی در داستان‌های بریتانیایی اصل طلایی محسوب می‌شود. به همین علت می‌توان چنین دیدگاهی را در بازنگری اثر دنبال و واکاوی کرد.

  • ساخت مستند کرونایی «من، زمین، کوید»

    ساخت مستند کرونایی «من، زمین، کوید»

    ساخت مستند کرونایی «من، زمین، کوید»

     

    ساخت مستند کرونایی «من، زمین، کوید»
    ساخت مستند کرونایی «من، زمین، کوید»

    به گزارش خبرگزاری مهر، مهدی قربانپور درباره‌ ساخت فیلم مستند «من، زمین، کوید» با موضوع بیماری کرونا در جزیره کیش اظهار کرد: در روزهای پایانی اسفند و همزمان با شروع بحران کرونا در ایران تصمیم گرفتم این مستند را در فضایی کاملا شخصی بسازم. ایده این مستند از زمانی شکل گرفت که در روزهای ابتدایی بحران کرونا باید در قرنطینه می‌بودم اما واقعیت این که موضوع کرونا فارغ از اینکه یک موضوع سلامت محور است، یک برهه فرهنگی و تاریخی نیز هست و نمی‌شود به سادگی از کنار آن گذشت.

    وی افزود: به نظرم مستندسازی هم یک حرفه خدماتی و انسانی  است و علیرغم همه خطرهایی که ممکن بود با آن روبرو شوم، تصمیم گرفتم تا ساخت این فیلم را شروع کنم.

    قربانپور یادآور شد: موضوع این فیلم درباره‌ چالش خودم به عنوان یک مستندساز با موضوع کروناست و اینکه در این برهه باید در قرنطینه بمانم و یا به عنوان یک مستندساز از قرنطینه عبور کنم؟

    وی افزود: من مدتی است برای ساخت مجموعه مستندی تصمیم گرفتم در کیش زندگی کنم و با توجه به ورود کرونا به ایران و تعطیلی پروژه‌ها تصمیم گرفتم تا این موضوع رو دنبال کنم. بیماری کوید ۱۹ علیرغم حفاظت بسیار خوبی که از این منطقه شده، به جزیره کیش هم وارد شده و متاسفانه منجر به فوت چند گردشگر شده است.

    این مستندساز در پایان گفت: این فیلم یک مستند تک نفره است و در یک فضای کاملا شخصی ساخته شده و تصویربرداری آن در بیمارستان جزیره کیش ادامه دارد.

  • انتقاد بازیگر آسیایی از ترامپ

    انتقاد بازیگر آسیایی از ترامپ

    انتقاد بازیگر آسیایی از ترامپ
    انتقاد بازیگر آسیایی از ترامپ

    انتقاد بازیگر آسیایی از ترامپ

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از انترتینمنت ویکلی، لانا کاندور بازیگر آسیایی آمریکایی به انتقاد از دونالد ترامپ رییس‌جمهور آمریکا پرداخته چون او بارها کروناویروس جدید یا کووید -۱۹ را «ویروس چینی» خطاب کرده است.

    این بازیگر در پستی که در اینستاگرام خود قرار داد ترامپ را متهم کرد که با نحوه به کار بردن کلمات خود، جامعه آسیایی آمریکایی را به خطر می‌اندازد.

    او نوشت: «بهتر باش. اینکه آدم با هرج‌ومرجی که تو درست می‌کنی از خواب بیدار بشود یک کابوس حقیقی است. خواهش می‌کنم بهتر باش.»

    این بازیگر که در ویتنام به دنیا آمده در ادامه نوشت: «هیچ فکر نمی‌کنی کلمات و اعمال نژادپرستانه تو چه پیامدهایی برای جامعه آسیایی آمریکایی دارد. حتی نمی‌توانی تصور کنی که داری جامعه ما را در چه خطری قرار می‌دهی. چطور جرات می‌کنی.»

    او اضافه کرد: «باید از خودت خجالت بکشی. اسم خودت را رهبر می‌گذاری؟ می‌دانی رهبرها چه کار می‌کنند؟ آن‌ها با الگو و عمل خوب رهبری می‌کنند. چیزی که هنوز ندیده‌ایم تو انجام بدهی. باید از جک ما میلیاردر چینی یاد بگیری که در عمل دارد رهبری می‌کند و تست کرونا و میلیون‌ها ماسک به آمریکا اهدا کرده است.»

    او در انتها دوباره از رییس‌جمهور آمریکا خواست بهتر باشد و نوشت: «تا ما وقتی می‌خواهیم از خانه بیرون برویم از این نترسیم که کسی به خاطر بیگانه‌هراسی تو بخواهد ما را مورد آزار کلامی یا فیزیکی قرار بدهد.»

    سازمان جهانی سلامت نام بیماری جدید را کووید -۱۹ گذاشت که مخفف بیماری کروناویروس ۲۰۱۹ است. این سازمان در سال ۲۰۱۵ گفته بود نام بیماری‌ها هرگز نباید روی موقعیت‌های جغرافیایی تمرکز کند.

    ترامپ در بسیاری از توییت‌های اخیرش از واژه «ویروس چینی» استفاده کرده و در کنفرانس‌های خبری هم بارها تکرار می‌کند که ویروس از چین آمده است. معاونان و دیگر مسئولان دولت او هم از واژه‌هاش مشابهی از جمله «ویروس ووهان» استفاده کرده‌اند.

    تا به حال چند بار گزارش شده که بعد از گسترش کروناویروس در کشور مختلفی علیه آسیایی‌ها خشونت‌هایی صورت گرفته است که نشان می‌دهد متصل کردن یک ویروس به یک کشور خاص چه ریسک‌هایی می‌تواند داشته باشد.

    ترامپ از موضع خود دفاع کرده و گفته «اصلا نژادپرستانه نیست. نه. اصلاً. ویروس از چین می‌آید. می‌خواهم دقیق باشم.»

  • هنرمندان ایران در کنار مدافعان سلامت می‌مانند

    هنرمندان ایران در کنار مدافعان سلامت می‌مانند

    هنرمندان ایران در کنار مدافعان سلامت می‌مانند

    هنرمندان ایران در کنار مدافعان سلامت می‌مانند
    هنرمندان ایران در کنار مدافعان سلامت می‌مانند
    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در واکنش به نام هنرمندان ایرانی به هنرمندان جهان توئیتی را منتشر کرد. در متن توئیت سید عباس صالحی آمده است:

    «نامه جمعی از هنرمندان ایرانی به هنرمندان جهان، پژواک گسترده‌ای در غرب داشته و دارد.

    ‏در بخشی از نامه می‌خوانیم:

    مردم ایران امروز با دو بحران مواجه‌اند. بحران مشترکی به نام ⁧‫کرونا‬⁩ که می‌شناسید و بحران تحریم که کاش هرگز نشناسید.

    هنرمندان ایران در کنار مدافعان سلامت می‌مانند.»

    در متن این نامه که به امضای هنرمندان شاخصی از رشته‌های مختلف هنری رسیده و امضاهای آن ادامه دارد، آمده است:

    «همه ما از هر ملت و مملکتی که باشیم، دارای تابعیت سرزمینی بی مرز و آرمانی بنام «هنر» در جهانی بنام «فرهنگ» نیز هستیم؛ و هیچ قدرتی نمی‌تواند ما را از داشتن این تابعیت منع کند.

    در این سرزمین مشترک رویایی، چه آسیایی یا اروپایی باشیم و چه آمریکایی یا افریقایی، از ژن فهمِ فرهنگی، استعداد تاثیرگذاری بر افکار مردم و توان تحلیل و تغییر شرایط برخورداریم.

    همه ما، با آثارمان ایمان و کفر، عشق و نفرت، صلح و جنگ، دانش و جهل، نیکی و پلیدی و نجات و رستگاری را – با ذائقه و شاخصه‌های فرهنگی خود- روایت و مجسم کرده‌ایم؛ و جامعه‌ای بزرگ‌تر از کشوری که در آن زندگی می‌کنیم، به مدد آثار یکدیگر شناخته و شناسانده‌ایم؛ هرچه قدرت‌ها و سیاست‌ها، به‌خاطر عداوت‌هایشان، بین ما فاصله انداخته و ممنوعیت ایجاد کرده‌اند، ما در انتقال و بیان پیام‌های مشترک و انسانی به کل جهان، مصمم‌تر، جسورتر، تواناتر و تاثیرگذارتر شده‌ایم.

    اکنون، همه ما- در هر موقعیت جغرافیایی و سیاسی که هستیم- با دشمن مهلک و مشترکی مواجه شده‌ایم که مهم نیست از کجا آمده، اما مهم است که دارد آزاد و با شتاب، به همه جا می‌رود؛ و ما در برابر این دشمن ذره‌بینی، همه به یک اندازه آسیب‌پذیر شده‌ایم و نجات هریک از ما، جز با نجات دیگری امکان‌پذیر نیست.

    «کرونا» تنها یک ویروس نیست، یک سؤال ساده و تاریخی است که در حال دریافت پاسخ‌های پیچیده از ملت‌ها و دولت‌های جهان است.

    آیا پاسخ ملت ایران به این پرسش تاریخی – در شرایطی که راه تنفس‌اش در چنگ یک تحریم جهانی بسته شده- می‌تواند شبیه به پاسخ ملت‌های دیگر باشد؟

    آیا این یک توقع منطقی نیست که پاسخ هنرمندان آزاده جهان به پرسش «کرونا» نیز -در شرایطی که این خطر تا پشت در خانه‌هایشان آمده- پاسخی متفاوت و تاثیرگذارتر از پاسخ سیاستمداران و قدرتمندان باشد؟

    این بحران، با تلفات کم و زیاد می‌گذرد، اما قصه‌های مشترک و متفاوتش می‌ماند. قصه پرستاران خسته‌ای که برای تقویت روحیه بیماران و همکارانشان در فضای آلوده بیمارستان‌ها رقصیدند و نگرانی خود از کمبود تجهیزات و دارو را پشت این نشاط پنهان کردند، می‌ماند؛ قصه پزشکانی که هفته‌ها به خانه نرفته و بدون ماسک و دستکش و گان، لابلای بیمارانی گشتند که برخی از آنها در راهروهای بیمارستان و روی زمین بستری شده بودند هم می‌ماند؛

    اینها همه در حافظه تاریخی جهان می‌ماند و دیر یا زود روایت خواهد شد؛ توسط شما یا ما.

    کاش آنقدر دیر نشود که هنرمندان متعهد و تاثیرگذار بر افکار عمومی جهان و قدرتمندان، پیش از آنکه قصه ظلمی را که بر مردم ایران در این بحران می‌رود، به گوش قدرتمندان و سیاستمداران برسانند، نفس خودشان از ابتلا به این بلا، به شماره افتاده باشد.

    مردم ایران امروز با ۲ بحران مواجه‌اند؛ بحران مشترکی به‌نام “کرونا” که شما می‌شناسید؛ و بحران «تحریم» که کاش هرگز نشناسید.

    برای ما هنرمندان ایرانی، اکنون مهم است که بدانیم شما- هنرمندان جهان- درمورد وضعیت بیماران کرونایی، کودکان و سالخوردگان در آستانه ابتلا و کمبودهای خسارت‌بار جامعه پزشکی ایران در این بحران، چه فکر می‌کنید، چه می‌گویید و چه می‌کنید.»

    همچنین پیرو انعکاس گسترده «نامه هنرمندان ایرانی به هنرمندان جهان» در ایتالیا توسط خبرگزاری ملی این کشور (ANSA) و همچنین چاپ آن در روزنامه‌های مهمی چون «کورریره دلاسرا»، «موندو» و «هافینگتون پست»، انجمن ملی سینماگران ایتالیا (ANAC) به همراه مقالاتی درباره این حرکت هنرمندان ایرانی، پتیشنی جهت حمایت از این نامه راه اندازی کرده که درحال جمع آوری امضا از مردم ایتالیا و سراسر جهان است.