دسته: سبک زندگی

  • اگر در خانواده‌ی خود فردی معتاد دارید، بخوانید

    اگر در خانواده‌ی خود فردی معتاد دارید، بخوانید

    روزنامه خراسان – مصطفی نجمی: معاون اطلاعات و عملیات پلیس مبارزه با موادمخدر ناجا در یک برنامه رادیویی با بیان این‌که حدود دو میلیون و ۸۰۰ هزار نفر از جمعیت کشور معتاد هستند، اظهار کرد: «اگر به طور میانگین هر خانواده ایرانی چهار نفر عضو داشته باشد، متوجه می‌شویم بیش از ۱۰ میلیون ایرانی با معضل اعتیاد به موادمخدر درگیرند.»

    اعتیاد یک مشکل اجتماعی است که علاوه بر زندگی فرد، شرایط خانواده و محیط اجتماعی را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد، اما نقش اطرافیان و خانواده‌های معتادان در تسهیل مسیر ترک، قابل توجه است و نباید به سادگی از کنارش عبور کرد.

    اگر در خانواده‌ی خود فردی معتاد دارید، بخوانید

    نباید از خانواده طردشان کنید

    افراد پس از تجربه اعتیاد به مواد، احتمالا احساسات مختلفی را تجربه می‌کنند که یکی از آن ها، حس طرد شدن و نادیده گرفته شدن از سوی جامعه و به ویژه اعضای خانواده است. یافته‌ها و پژوهش‌های متعدد نشان می‌دهد احساس طرد شدگی و انزوا یکی از مهم‌ترین متغیر‌های ناکامی فرد معتاد در ترک مواد است چراکه پذیرنده نبودن جامعه و خانواده در خصوص فردی که درگیر بیماری اعتیاد است، انگیزه‌های روان شناختی به منظور درمان را به شدت کاهش می‌دهد.

    به همین دلیل است که به خانواده‌ها پیشنهاد می‌شود ضمن پذیرش معضل اعتیاد در خانواده، به پدیده اعتیاد به عنوان یک بیماری نگاه کنند و آگاه باشند معتاد برای رهایی از این بیماری نیاز به همیاری دارد.

    برچسب زدن ممنوع

    انگ یا برچسب اجتماعی، عنوانی است که برخی افراد برای معرفی و شناسایی دیگران به آن‌ها نسبت می‌دهند. حال اگر این برچسب‌ها منفی باشد (مثلا تو معتادی و درست نمیشی)، می‌تواند کل زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد.

    وقتی به فردی انگ اعتیاد می‌زنیم، علاوه بر القای نوعی بی‌اعتمادی و ناامیدی، در فرایند ترک فردی که درگیر بیماری اعتیاد است، اختلال ایجاد می‌کنیم.

    این انگ زدن‌ها که غالبا محصول قضاوت‌های سطحی و نادرست است، باعث تحلیل انگیزه فرد برای تغییر می‌شود و اطرافیان هم با آگاهی از بی انگیزگی فرد بیمار شروع به کناره‌گیری از او می‌کنند و این چرخه معیوب، یکی از عوامل مهم شکست در فرایند ترک مواد است.

    به خانواده و اطرافیان فرد بیمار پیشنهاد می‌شود با نگاهی همدلانه (دیدن مشکل از جانب فرد بیمار) و گوش کردن فعال، به مقابله با وسوسه برچسب زدن بپردازند تا زمینه تغییر و درمان را تسهیل کنند.

    اگر در خانواده‌ی خود فردی معتاد دارید، بخوانید

    آستانه تحملتان را بالا ببرید

    پر واضح است که واژه بیماری با درد و رنج گره خورده است. بیماری اعتیاد هم از این قاعده مستثنا نیست. حتی زمانی که فرد تصمیم به ترک مواد می‌گیرد و وارد مراحل درمان می‌شود هم این درد‌ها و آسیب‌های جسمی و روانی، خود را نشان می‌دهد.

    برای مثال نوسانات خلقی، گاهی پرخاشگری، درد‌های بدنی (به ویژه در مصرف کنندگان مواد سنتی مثل تریاک) یا مشکلات اقتصادی احتمالی ناشی از بیکاری از جمله مواردی است که در فرایند درمان این افراد دیده می‌شود.

    بنابراین از خانواده و اطرافیان بیمار انتظار می‌رود با نگرشی بالغانه این تغییرات موقتی در خلق، رفتار و سازگاری اجتماعی را جزو فرایند طبیعی درمان در نظر بگیرند و با حمایت اجتماعی مطلوب، زمینه را برای کمک به عضو خانواده فراهم کنند.

    روابط عاطفی‌تان را با معتاد بهبود ببخشید

    مراقبت در پرهیز از مواجهه با دوستان معتاد و فراهم نیامدن شرایط مشابه آغاز اعتیاد نیز از عوامل موثر در تداوم حالت ترک است. یکی از راه‌های مقابله با وسوسه، ارتباط با دوستان معتاد، بهبود روابط عاطفی و محبت به معتاد است.

    وقتی نیاز‌های عاطفی فرد در بستر خانواده برآورده نشود، ممکن است دوباره برای رفع این نیاز‌ها درگیر اعتیاد شود بنابراین به خانواده‌ها پیشنهاد می‌شود ضمن ایجاد مرز‌های روانی واضح و شفاف، با ترمیم و بهبود روابط عاطفی پایدار، به فرد بیمار در مسیر درمان کمک کنند.

    او را به جمع افراد ترک کرده ببرید

    تنهایی و انزوا، بستر خیال‌پردازی‌ها و گرایش به مواد مخدر را در افراد فراهم می‌کند. شرکت در جمع‌هایی که فرد ترک کرده را درک می‌کنند و او را باور دارند، باعث می‌شود فرد طبق انتظارات آن‌ها ترک خود را حفظ کند و ترک موفقی داشته باشد. از این طریق هم انزوا و خیال پردازی‌ها حذف می‌شود و هم ارتباط نامناسب و همراه با بی اعتمادی به فرد ترک کرده از بین می‌رود.

    اگر در خانواده‌ی خود فردی معتاد دارید، بخوانید

    حساب شخصیت فرد را از لغزش‌هایش جدا کنید

    آگاه باشید که با وجود همه آسیب‌ها و فشار‌های ناشی از بیماری اعتیاد که خانواده گریبان گیر آن شده است، باز هم فرد بیمار، عضوی از خانواده است که نیاز شدیدی به کمک دارد. نگرش اعضای خانواده به این بیماری باید به گونه‌ای باشد که صرفا رفتار‌های اشتباه فرد بیمار را نقد و از هتک حرمت شخصیت و عزت‌نفس او جدا خودداری کنند.

    به کار بردن کلماتی همچون «تو بی‌عرضه‌ای»، «تو آبروی خانواده را برده‌ای» و … نمونه‌های بارز تخریب شخصیت و کاهش عزت‌نفس و اعتماد‌به‌نفس است. آگاه باشید که با تخریب شخصیت فرد بیمار، مقاومت او را در برابر درمان بسیار بالا می‌برید که این می‌تواند فرایند درمان را متوقف کند.

    در فرایند پرچالش ترک، ناامید نشوید

    ذکر این نکته ضروری به نظر می‌رسد که ترک هر عادتی، مستلزم گذر زمان است. اعتیاد از جمله عادت‌هایی است که فرازونشیب بسیاری دارد. این زمان بسته به نوع ماده مصرفی، میزان و مقدار مصرف، جنسیت، مدت و نوع مصرف می‌تواند متغیر باشد.

    بیشتر بررسی‌ها و پژوهش‌ها در حوزه اعتیاد، احتمال بازگشت را در شش ماه اول زیاد می‌دانند. آگاه باشید که این برگشت‌های موقتی، شما و فرد بیمار را از فرایند درمان ناامید نکند چراکه این مسئله برای بسیاری از افرادی که اکنون از بیماری اعتیاد نجات یافته‌اند نیز وجود داشته است.

    این برگشت‌ها برای مواد صنعتی (مثل شیشه) به علت ولع و وسوسه‌های شدید بیشتر دیده می‌شود و فرایند درمان را طولانی‌تر می‌کند. در افرادی که نوع مصرف‌شان تزریقی بوده نیز فرایند تغییر بسیار سخت است چرا که زمان و میزان کسب لذت ناشی از مواد در این افراد بسیار بالاست.

  • دکوراسیون خانه‌ی آبی و زرد فریده؛ شاد و عروسکی

    دکوراسیون خانه‌ی آبی و زرد فریده؛ شاد و عروسکی

    وب‌سایت چیدانه: در برخی از مواقع حرفه یا حتی تحصیلات یک فرد می‌تواند دکوراسیون منزلش را تحت تاثیر قرار دهد. برای مثال فردی که حرفه نجاری دارد، اهمیت بیشتری برای چوب قائل است و به همین دلیل می‌توان جایگاه ویژه‌ای را از این عنصر در خانه او مشاهده کرد. کسی که تحصیلات نقاشی داشته باشد، از تابلو‌ها و هنر‌های شخصی خود به میزان بیشتری در دکوراسیون استفاده می‌کند.

    دکوراسیون خانه‌ی آبی و زرد فریده؛ شاد و عروسکی

    در این مطلب می‌خواهیم دکوراسیون منزلی را معرفی کنیم که به دلیل حرفه خانم خانه، پر از عروسک و دست سازه‌های هنری است. در خانه آبی و زرد فریده و مهدی در مشهد دست سازه‌های هنری از هر گوشه‌ای خودنمایی می‌کنند.

    خانه فریده و مهدی در یک نگاه

    دکوراسیون خانه‌ی آبی و زرد فریده؛ شاد و عروسکی

    • تعداد افراد ساکن: ۴ نفر (فریده، مهدی، فرگل و کیان)
    • شغل آقای خانه: مهندس کامپیوتر/ شغل خانم خانه: مهندس پزشکی، ولی به خاطر علاقه در حال حاضر طراح و سازنده عروسک ایرانی
    • موقعیت شهر: مشهد/ محله: محله پیروزی
    • متراژ فضا: ۹۵ متر مربع
    • سال ساخت: ۱۳۹۲
    • طبقه دوم
    • تعداد اتاق خواب: ۲ خوابه
    • تعداد سرویس بهداشتی: ۲ عدد
    • سبک دکوراسیون: تلفیقی (بوهو یا بوهمین)
    • رنگ‌های غالب: آبی و زرد
    • طراح: خانم خانه (فریده سلامت)
    • مدت زمان طراحی داخلی خانه: ۶ ماه
    • هزینه دکوراسیون منزل: حدود ۳۰ میلیون تومان

    دکوراسیون خانه خود را در چند کلمه توصیف کنید.

    خانه آبی عروسکی فریده و مهدی

    دلیل انتخاب این خانه برای شما چیست؟

    دکوراسیون خانه‌ی آبی و زرد فریده؛ شاد و عروسکی

    ما این خانه را به دلیل داشتن پنجره‌های زیاد و تبعا نور طبیعی مناسب در فضای داخلی انتخاب کردیم. اطلاعاتی در رابطه با گذشته خانه نداریم. این واحد بازسازی نشده، ولی فقط رنگ شده است.

    داستان دکوراسیون خانه خود را تعریف کنید. چرا این رنگ و سبک را برای چیدمان انتخاب کرده اید؟

    دکوراسیون خانه‌ی آبی و زرد فریده؛ شاد و عروسکی

    عشق به نور، دریا و گرمای انرژی بخش دست سازه‌های هنری ما را به دکوراسیون بوهو رساند. ما برای رسیدن به گرمای خورشید و آرامش دریا ترکیب رنگی آبی و زرد را برای چیدمان منزل در نظر گرفتیم.

    آیا برای دکوراسیون خانه روند خاصی را پیش گرفته اید؟

    بله، سبک گرم و انرژی بخش بوهمین برای طراحی فضای داخلی اهمیت داشت.

    در قسمت خصوصی فضای خانه که اتاق خواب‌ها و سرویس بهداشتی از آشپزخانه و نشیمن جدا می‌شود، یک پرده گلدوزی شده در راهروی کوچک این خانه مشاهده می‌کنید که در صورت نیاز افراد خانه آن را باز می‌کنند تا به صورت دیوار حائل پارچه‌ای عمل و حریم خصوصی را حفظ کند. نقوش زیبای این پرده به عنوان سطحی زیبا از صنایع دستی جلوه دیگری به خانه می‌بخشد.

    به نظر خودتان کدام ویژگی منزل شما حس خانه بودن به شما می‌دهد؟

    دکوراسیون خانه‌ی آبی و زرد فریده؛ شاد و عروسکی

    فضای خودمانی و صمیمیتی که در فضای داخلی حکمفرما است و همچنین نبود تجملات در دکوراسیون حس بیشتری از خانه و امنیت را برای ما تداعی می‌کند.

    گیاهان خانگی در فضای داخلی به دلیل زنده بودن و همچنین انرژی مثبتی که دارند، حس دنج بودن بیشتری را در فضا به وجود می‌آورند. اگر نور طبیعی به اندازه کافی وجود داشته و از گلدان‌های حصیری برای آن‌ها استفاده شده باشد، این حس خوب هم بیشتر می‌شود.

    داشتن چه فضا یا وسیله‌ای در خانه تان اهمیت زیادی داشت؟

    دکوراسیون خانه‌ی آبی و زرد فریده؛ شاد و عروسکی

    کتابخانه و میزکار

    از آنجایی که خانم و مادر خانه عروسک سازی می‌کند، داشتن میز کار و فضای مخصوص خلق شخصیت‌های جدید برای او بسیار مهم است. به همین رو یک میز کار سفید رنگ با طبقه‌های مختلف در فضای کنار نشیمن در نظر گرفته شده تا هم از این فضا و دست سازه‌های دلنشین به عنوان تزیین خانه استفاده شود و هم در زمان فعالیت، مادر در جمع خانواده حضور داشته باشد.

    بزرگترین چالش یا دردسر در زمان طراحی داخلی منزل شما چه بوده است؟ برای آنکه با مشکل کمبود فضا کنار بیایید، از چه روشی استفاده کرده اید؟

    دکوراسیون خانه‌ی آبی و زرد فریده؛ شاد و عروسکی

    کمبود دیوار برای تابلو‌های متعددی که داشتیم، یکی از چالش‌هایی بود که برای چیدمان وسایل با آن روبرو بودیم. ما برای آنکه مشکل کمبود فضا را حل کنیم، از لوازم دکوری بزرگ برای تزیین استفاده نکردیم.

    معمولا برای خرید وسایل چه فروشگاه، بازار یا محلی را انتخاب می‌کنید؟

    دکوراسیون خانه‌ی آبی و زرد فریده؛ شاد و عروسکی

    بازار و فروشگاه‌های اینترنتی

    بر روی دیوار زرد خانه هم می‌توان اتفاقات هیجان انگیزی را مشاهده کرد. دیوارکوب و تابلو‌های کوچک سفید رنگ روی دیوار با طرح برگ دارای نقوش سبز رنگ، با آباژور و گلدان‌های شیشه رنگی روی کنسول دیواری ست شده اند. آینه دیواری نیز توانسته تصویری از میز کار خانم هنرمند را به شما نشان دهد.

    وسیله یا فضای مورد علاقه تان در خانه چیست؟

    دکوراسیون خانه‌ی آبی و زرد فریده؛ شاد و عروسکی

    کتابخانه، آشپزخانه و میزکار، ما همه فضا‌ها را دوست داریم.

    آخرین وسیله‌ای که برای خانه خریده اید، چیست و آن را از کجا تهیه کردید؟

    دکوراسیون خانه‌ی آبی و زرد فریده؛ شاد و عروسکی

    آینه مکرومه را از هنرمندی شهرستانی تهیه کرده ایم.

    مکرومه یکی از شاخه‌های صنایع دستی به شمار می‌رود که با استفاده از کلاف از الیاف مخصوص تهیه می‌شود. این متریال در بسیاری از خانه‌های قدیمی و در دکوراسیون حدود بیست سال پیش نیز به چشم می‌خورد، ولی بعد از گذشت سال‌ها دوباره طرفداران جدید و جوانتری پیدا کرده و پای خود را در خانه‌های امروزی نیز باز کرده است.

    آیا وسیله‌ای در خانه وجود دارد که خودتان آن را ساخته باشید؟ از چه متریالی برای ساختش استفاده کرده اید؟

    دکوراسیون خانه‌ی آبی و زرد فریده؛ شاد و عروسکی

    بله، چند تابلوی گلدوزی شده، یک قاب نقاشی، چهارپایه‌های چوبی و سپس رنگ شده، رومیزی‌ها و کوسن‌های بافتنی، ست پارچه‌ای آشپزخانه از وسایلی هستند که خودم آن‌ها را ساخته ام.

    کدام تغییر دکوراسیون منزل خود را بیشتر دوست دارید؟

    دکوراسیون خانه‌ی آبی و زرد فریده؛ شاد و عروسکی

    نصب شلف چوبی دست ساز برای ماشین‌های کلاسیک و شخصیت‌های تن تن از تزییناتی است که به آن‌ها علاقه زیادی دارم.

    مجموعه این دکوری‌ها با تلفن قدیمی زرد رنگ، دوربین قدیمی، بشقاب‌های گل سرخ، ساعت، دیوارکوب و تابلو‌های گلدوزی شده تکمیل شده است.

    اگر قرار باشد، وسیله یا چیدمانی را در خانه تغییر دهید، چه چیزی را انتخاب می‌کنید؟

    دکوراسیون خانه‌ی آبی و زرد فریده؛ شاد و عروسکی

    یک صندلی چوبی گردان برای کنار کتابخانه می‌خرم و همچنین یک لوستر مکرومه اضافه می‌کنم.

    کتابخانه سفید رنگ خانه که در گوشه‌ای از نشیمن قرار دارد، با استفاده از گلدان‌های متعدد از گیاه پیچکی پوتوس، عروسک‌های کارتونی و ماگ‌های مختلف رنگی تزیین شده است.

    وسایل و لوازم نشیمن خانه آبی و زرد

    دکوراسیون خانه‌ی آبی و زرد فریده؛ شاد و عروسکی

    • تمامی سرویس چوب را از یک تولیدی در اطراف مشهد خریداری کرده ایم.
    • آباژور: خودمان ساخته ایم
    • لوازم دکوری: ظروف گلسرخی یادگاری از مادربزرگ‌هایمان
    • قالیچه‌های دستبافت: هنر دستان مادربزرگ‌هایمان
    • گیاهان و گلدان ها: گیاهان را خودم (فریده) از گیاهان مادرم قلمه زده ام

    دکوراسیون خانه‌ی آبی و زرد فریده؛ شاد و عروسکی

    لوازم برقی خانگی در طراحی آشپزخانه ایرانی

    دکوراسیون خانه‌ی آبی و زرد فریده؛ شاد و عروسکی

    • صندلی اپن: میز آشپزخانه از تولیدی خریداری شده

    با تجربه‌هایی که به دست آورده اید، توصیه شما به مخاطبان چیست؟

    دکوراسیون خانه‌ی آبی و زرد فریده؛ شاد و عروسکی

    به نظر من خانه ساده و به دور از تجملات و با استفاده از عناصر طبیعی و هنری، انرژی بخش و آرامش دهنده خواهد بود. پس بهتر است تا حد ممکن این موارد را در چیدمان منزل به کار ببریم.

  • پای دیوان عدالت اداری به ایجاد تشکل حرفه ای گردشگری باز شد

    پای دیوان عدالت اداری به ایجاد تشکل حرفه ای گردشگری باز شد

    به گزارش خبرنگار مهر، مرداد ماه امسال معاون گردشگری کشور خبر از واگذاری برخی امور گردشگری به تشکل های حرفه ای داد و در نشست خبری مهر ماه نیز در واکنش به مخالفت های انجمن های دفاتر مسافرتی نسبت به ایجاد تشکل حرفه ای اعلام کرد که موافق ایجاد این تشکل است تا چند صدایی به یک صدایی تبدیل شود.

    در این میان یک هیات موسس تقاضای ایجاد این تشکل را در میان دفاتر مسافرتی کشور داده بود اما با وجود پیگیری های مختلف هنوز معاونت گردشگری به آنها پاسخ روشنی نداده است. این تعلل موجب شد تا آنها ۲۰ مهر ماه امسال به دیوان عدالت اداری شکایت خود را اعلام کنند و معاونت حقوقی وزارت میراث فرهنگی نیز معاونت گردشگری این وزارت خانه را ملزم به پاسخگویی کند.

     موضوع شکایت هیئت موسس به دیوان عدالت اداری الزام وزارت میراث فرهنگی به ایجاد تشکل حرفه ای بوده است. رای مورد اعتراضی که این هیات موسس به آن استناد کرده اند شامل این موارد بوده است:

    بند ۲ ماده ۹۸ و بند ث ماده ۱۰۰ برنامه ششم توسعه، ماده ۲۵ آیین نامه ایجاد اصلاح تکمیل و درجه بندی و نرخ گذاری تاسیسات گردشگری و نظارت بر آنها، دستورالعمل نحوه ایجاد تشکل های حرفه ای گردشگری، بخش نامه ۹۷۳۴۰۰/۱۰۰۴۹ مورخ اردیبهشت ۹۷ معاون گردشگری درباره نحوه ثبت تاسیس تشکل حرفه ای گردشگری دفاتر استان تهران.

    آنها در این دادخواست نوشته اند که خواستار رسیدگی و صدور رای به الزام ثبت تشکل حرفه ای دفاتر گردشگری هستند.

    پیرو این دادخواست، اول آبان ماه ابراهیم شقاقی مدیرکل امور حقوقی و املاک وزارت میراث فرهنگی به دفتر نظارت و ارزیابی خدمات گردشگری نوشته است: دستور فرمایید موضوع به دقت بررسی و نسبت به ارائه پاسخ مستدل جهت تهیه و تنظیم لایحه دفاعیه به این دفتر طی مهلت قانونی( ۳۰ روز از تاریخ ابلاغ ) اقدام شود.

    روز ششم آبان ماه سید جواد موسوی مدیرکل نظارت و ارزیابی خدمات گردشگری به مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان تهران نوشته است: به پیوست نامه اول آبان ماه، مدیرکل امور حقوقی و املاک، دادخواست آقای حاج نصرالله به عنوان هیئت موسس تشکل حرفه ای مبنی بر الزام به وزارتخانه متبوع به تاسیس تشکل حرفه ای ارسال می‌شود.

    با توجه به اینکه مشارالیه درخواست تاسیس تشکل حرفه ای در آن استان را دارد و برابر تفویض اختیار صورت گرفته هرگونه اقدام در خصوص تاسیس تشکل های حرفه ای در سطح استان مطابق دستورالعمل اجرایی و مقررات بخشنامه ابلاغی بر عهده ادارات کل استانهاست مقتضی است دستور فرمایید ضمن بررسی، نسبت به ارائه پاسخ مستند و مستدل جهت تنظیم لایحه و دفاعیه به دفتر مذبور طی مهلت قانونی اقدام لازم را معمول و از نتیجه اقدامات، این اداره کل را نیز مطلع کنید.

    در تاریخ ۱۸ آبان ماه نیز حاجی نصرالله به عنوان رئیس موقت هیئت موسس تشکل حرفه ای دفاتر خدمات مسافرتی به مدیرکل دفتر نظارت و ارزیابی خدمات گردشگری نوشت که اپاسخ نامه به این هیئت موسس تاکنون بی جواب مانده است.

    در این نامه نوشته شده: درخواست ثبت تشکل حرفه ای گردشگری روز یازدهم خرداد در اداره کل استان تهران به ثبت رسیده که در این باره تعدادی از نمایندگان مجلس، نماینده شورای اسلامی شهر تهران، نهاد ریاست جمهوری، دبیرخانه دائمی حقوق شهروندی و بازرسی کل کشور نیز موضوع را پیگیری کرده و نظر به دستور وزیر میراث فرهنگی بعد از گذشت ۶ ماه و به رغم اینکه مقنن در برنامه ششم توسعه آئین نامه ایجاد، اصلاح، تکمیل و درجه بندی تجهیزات گردشگری و دستورالعمل نحوه ایجاد تشکل حرفه ای و بخشنامه معاونت گردشگری به وضوح تاسیس چنین تشکل هایی را مشخص کرده ولی هنوز دلیل ثبت نشدن این تشکل برای هیئت موسس نامعلوم است.

    در بخش دیگری از این نامه آمده: حالا که دلیل ثبت نشدن و طولانی شدن موضوع ثبت تشکل و تعلل در ثبت آن نامشخص است خواهشمندیم مطابق با مواد منشور حقوق شهروندی و تصویب نامه شورای عالی اداری موضوع حقوق شهروندی در نظام اداری دستور فرمایید مراتب مورد بررسی قرار گیرد.

    به نظر می رسد بعد از شکایت هیات موسس به دیوان عدالت اداری تنها اتفاقی که افتاده، نامه نگاری های مسئولان مربوط به یکدیگر بوده است و تا کنون هیچ پاسخ روشنی به این هیات موسس داده نشده است. 

  • باورهای غلط رایجی که درباره آئین هندو وجود دارد

    باورهای غلط رایجی که درباره آئین هندو وجود دارد

    اصطلاحات «هندو» و «هندوئیسم» به هیچ یک از متون باستانی هندوئیسم اشاره نمی‌کند.، بلکه این اصطلاح به مردم منطقه رود ایندوس در هند اشاره دارد. «هندو» و «هندوئیسم» احتمالا توسط ایرانیانی که به شبه قاره هند حمله کردند استفاده می‌شده و به مردم دره رودخانه اشاره دارد که از کلمه «هندو» به معنای «رودخانه» استفاده می‌کردند.

    نام دیگر هندوئیسم «ساناتانا دارما» به معنای «دین ابدی» است که در دنیا زیاد شناخته شده نیست. پیروان این دین «دارمیس» به معنای «پیروان دارما» نامیده می‌شوند. استفاده از کلمات هندو و هندوئیسم بیشتر در فرهنگ‌های غربی استفاده می‌شود، هرچند بسیاری از هندی‌های امروز هم آن را پذیرفته اند.

    همه هندو‌ها گیاهخوار هستند

    درست است که بسیاری از هندو‌ها گیاهخوار هستند، اما این در مورد بیشتر پیروان این مذهب صدق نمی‌کند. برخی هندو‌ها معتقدند که حیوانات موجودات حساس و با درکی هستند، به همین دلیل گوشت نمی‌خورند. اما بیشتر آن‌ها هرچه بخواهند می‌خورند.

    فقط ۳۰-۳۵ درصد از هندو‌ها به دلیل اعتقاد به آهیمسا (ahimsa)، اصل عدم خشونت نسبت به همه موجودات زنده، گیاهخوار هستند. این اقلیت گیاهخوار هندو، اکثریت گیاهخواران جهان را تشکیل می‌دهند که در مجموع حدود ۳۰۰میلیون نفر هستند.

    بیشتر رهبران معنوی هندو (سوامی‌ها، سادوس‌ها و گوروها) گیاهخوار هستند، اما بقیه هندو‌ها، عمدتا گوشت هم می‌خورند. آهیمسا ذبح و مصرف محصولات گوشتی را نهی می‌کند، اما همه هندو‌ها از این اصل پیروی نمی‌کنند.

    هندوئیسم یک دین سازمان یافته است

    دلایل سازماندهی شدن مذاهب متنوع است، اما اغلب به گسترش آموزه‌های دینی و نفوذ سیاسی ارتباط دارد. مسیحیت توسط رومیان و اسلام توسط مسلمانان در آسیا و اروپا گسترش یافتند. اما هندوئیسم تا همین اواخر زیاد گسترش نیافته بود.

    این دین هیچ رهبر خاصی ندارد و هرگز توسط هیچ نوع امپراتوری قدرت نگرفته است؛ بنابراین این مذهب به صورت فهرستی از آموزه‌ها و اصول راهنمایی تکامل یافت، بدون اینکه تاثیری روی دین‌های بزرگ دیگر بگذارد. هندوئیسم هیچ بنیانگذار یا تاریخ مشخصی ندارد.

    هندوئیسم سیستم طبقه‌بندی تبعیض آمیزی دارد

    از آنجا که هندوئیسم بیشتر در هند وجود دارد، یک تصور غلط رایج وجود دارد که این مذهب از یک سیستم طبقه‌بندی مردم پیروی می‌کند. اما این طبقه بندی مربوط به فرهنگ هند است و ارتباط مستقیمی به آموزه‌ها و شیوه‌های هندوئیسم ندارد.

    این سیستم طبقه‌بندی هندی، گروه شخص را از بدو تولد تعیین می‌کند، اما هیچ ربطی به شخصیت ندارد. اما اصطلاح هندوی «وارنا» دسته اجتماعی را به عنوان چارچوبی از وظایف اخلاقی مربوط به خصوصیات شخص بدون توجه به تولد توصیف می‌کند.

    اگرچه این دو سیستم در هم تنیده شده اند، اما هندوئیسم همان سیستم طبقه‌بندی هند را ندارد. سیستم طبقه‌بندی مردم هند روی هندو‌ها تاثیر می‌گذارد و آن‌ها را به برهمین‌ها (کاهنان و معلمان)، کشاتریا (جنگجویان و حاکمان)، وایشیا (کشاورزان و تاجران) و شودرا (کارگران) تقسیم می‌کند. کسانی که خارج از این سیستم قرار بگیرند دالیت (پایین‌ترین طبقه جامعه) هستند.

    هندو‌ها بت می‌پرستند

    بسیاری از مردم فکر می‌کنند که هندو‌ها بت می‌پرستند. از آنجا که پیروان دو دین بزرگ جهان یعنی اسلام و مسیحیت، بت پرستی را منع می‌کنند، رفتار هندوها از نظر بیشتر مردم دنیا ضدمذهبی است. اما هندو‌ها این را بت پرستی نمی‌دانند بلکه خدا را در همه چیز می‌بینند.

    از نظر آن‌ها همه اشیا یک آرکا (تجسم زنده خداوند) هستند و ممکن است مورد عبادت هندوها قرار بگیرند. هندو‌ها این عمل را «مورتی پوجا» به معنای عبادت تصویر می‌دانند و معتقدند که کل آفرینش شکلی از خداوند است، بنابراین خداوند در همه چیز هست.

    هندو‌ها این را بت پرستی نمی‌دانند، چون هندوئیسم آن را پرستش مستقیم خداوند (که در همه چیز هست) توصیف می‌کند نه پرستش نماد خداوند. این امر با آموزه‌های سایر ادیان کاملا مغایرت دارد و برای پیروان مسلمان و مسیحی دشوار است که این عمل را از بت پرستی تفکیک کنند.

    هندو‌ها گاو می‌پرستند

    هندو‌ها گاو نمی‌پرستند. این تصور غلط رایج از رفتار هندو‌ها با گاو‌ها سرچشمه گرفته است، جیوانی که بیش از آنچه می‌گیرد می‌دهد، نماد همه حیوانات دیگر است و نشان دهنده زندگی و معیشت است. گاو فقط علف، جو و آب می‌خورد و در عوض شیر، خامه، ماست، پنیر، کره، کود و … می‌دهد.

    همچنین گاو‌ها به دلیل ذات آرامشان مورداحترام هستند. به خاطر احترامی که گاو‌ها در هندوئیسم و جامعه هند دارند، از بیرون به نظر می‌رسد که آن‌ها گاو را می‌پرستند. اما هندو‌ها آن را محترم شمردن حیوانات می‌دانند.

    همه زنانی که وسط پیشانی‌شان خال دارند ازدواج کرده اند

    بیندی خال قرمز روی پیشانی میلیون‌ها زن و دختر جوان در سراسر جهان به ویژه هند دیده می‌شود. این خال نقش معنوی در فرهنگ هندو دارد، هر چند در دوران مدرن کمتر شده است.

    به طور سنتی، زنان با پودر قرمز بالا و بین ابرو‌های خود خال می‌کشیدند تا نشان دهنده عشق و سعادت آن‌ها در ازدواج باشد. محل خال با «چشم سوم» ارتباط دارد، جایی که شخص نفس خود را از دست می‌دهد. در دوران مدرن، این خال معنای خود را از دست داده و زنان می‌توانند هر رنگ خالی که می‌خواهند بگذارند.

    خال سیاه نشان دهنده از دست دادن است و توسط زنان بیوه استفاده می‌شود که همسر خود را از دست داده اند. مردان هم گاهی از نوعی خال به نام تیلاک استفده می‌کنند که مجموعه‌ای از خطوط روی پیشانی است. رنگ‌های مختلف به طبقات مختلف جامعه اختصاص دارد، اما این بیشتر یک سنت فرهنگی است که فقط پیروان سرسخت آن را دنبال می‌کنند.

    کتاب مقدس هندو بهاگاود گیتا است

    بهاگاواد گیتا یکی از شناخته شده‌ترین متون هندو در دنیای غرب است، اما کتاب مقدس هندو نیست. گیتا اصول مختلف هندوئیسم را از طریق گفتگوی داستانی بین سربازی به نام آرجونا و کریشنا (یکی از خدایان هند) آموزش می‌دهد.

    متون مقدس هندو به سروتی (آنچه شنیده می‌شود) و سمریتی (آنچه به خاطر آورده می‌شود) تقسیم می‌شود. از نظر بسیاری از افراد، گیتا حکایت مبارزات اخلاقی و روحی فرد است و به عنوان راهنما استفاده می‌شود. ماهاتما گاندی گیتا را «فرهنگ لغت معنوی» خود عنوان کرده و از آموزه های آن در جنبش استقلال هند استفاده کرده است.

    هندو‌ها ۳۳۰ میلیون خدا دارند

    یکتاپرستی اعتقاد به این است که فقط یک خدا وجود دارد، اما شرک اعتقاد به چندین خدا است. یونانیان و رومیان باستان مشرک بودند و به چندین خدا (خدای جنگ، خدای عشق و …) اعتقاد داشتند.

    تصور می‌شود هندوئیسم هم یک دین چندخدایی با ۳۰۰میلیون خدا باشد، اما دقیقا این طور نیست. مفهوم خدا در آئین هندو پیچیده است و برای هر فرد ممکن است متفاوت باشد، اما حول یک خدا یا روح برتر می‌چرخد.

    این دین بازنمایی‌های متنوعی از خدا دارد اما همه آن‌ها نماینده یک خدا هستند. هندو‌ها معتقدند که خدای برتر را نمی‌توان کاملا درک کرد، بنابراین نماینده‌های زمینی (شیوا، ویشنو و…) نماد خدای متعال هستند که قابل درک نیست. هر هندو می‌تواند تصمیم بگیرد کدام خدا را بپرستد و فرهنگ‌های مختلف در طول هزاران سال میلیون‌ها حق انتخاب برای آن‌ها ایجاد کرده اند. در هر صورت این برای ادیان الهی بزرگ شرک به حساب می‌آید.

    منبع: برترین ها

  • سفر به سن‌پترزبورگ؛ شهر رؤیا‌ها و روشنایی

    سفر به سن‌پترزبورگ؛ شهر رؤیا‌ها و روشنایی

    سفر به سن‌پترزبورگ برای ایرانی‌ها سفری تاریخی است. از زمانی که مرزهای دنیای مدرن شروع کردند به خودنمایی و ایرانیانی پیداشدند که برای کشف جهان تازه به آن سوی مرزها بروند، ایرانی‌ها مهمان سن‌پترزبورگ بوده‌اند. سفرنامه‌های قاجاری، اولین جهانگردان ایرانی، هزاران سطر درباره این شهر توصیف و روایت دارد. پایتخت سنتی تزارها برای شاهان قاجار حتماً پر از الگو و نماد بوده است. بازدید از موزه‌ها، شرکت در رویدادهای مختلف و حضور در عمارت‌های باشکوهی که پترکبیر در پترزبورگ بنیان نهاد،‌ همه و همه برای اولین ایرانی‌های پیش قراول کشف دنیای جدید جذاب و دیدنی بوده است، تا جایی‌که حتی سبک چای خوردن روس‌ها چشم شاهِ‌ شهید را می‌گیرد و می‌نویسد: «چای اینجاها تفصیل دارد که باید ان‌شالله در طهران هم همین طور قرار چای خوردن را داد – چای را توی قوری می‌ریزند و فوراً آب‌جوش روی او می‌ریزندِ، نمی‌گذارند دم بکشد. با یک قوری هم آب جوش و دو فنجان خالی و قندان قند در یک سینی گذارده، برای آدم می‌آورند که به هرطور دلش می‌خواهد بخورد – بسیار خوب جوری است و سنت چای خوردن همین است».

    شهر موزه‌ها

    از قبل هم که در اینترنت گشتیم و بعد هم که درباره پترزبورگ خواندم، نکته مهم درباره این شهر شمار زیاد موزه‌هایش بود. از موزه آرمیتاژ تا کاخ موزه‌های دیدنی‌اش تا موزه‌های مدرن و تازه‌سازی که ایده‌های جدیدی را نمایندگی می‌کردند. شهر با موزه‌هایش شناخته می‌شود. موزه‌ها هم نماینده ادوار تاریخی شهر هستند و هم نشانی از پویایی درونی شهر. موزه ماکت یکی از این نمونه‌هاست که ماکتی عظیم از کل شهر را ساخته‌اند و برای تماشا گذاشته‌اند. یا موزه هنرهای معاصر اِرارتا که مجموعه‌ای کم‌نظیر از هنرمدرن روسیه را گرد هم آورده است.

    پترکبیر برای ساختن سن‌پترزبورگ اشراف و صاحب منصبان روس را مجبور کرد هرکدام کاخی در این شهر تازه بسازند. ده سال طول کشید تا ۳۵هزار ساختمان کوچک و بزرگ ساخته شود و این شهر شکل‌ بگیرد. حالا در سیصد سالگی این فرمان، شهر با ده‌ها کاخ موزه زیبا و دیدنی و ده‌ها کلیسای عظیم و باشکوه میزبان گردشگرانی است که حیرت‌زده در شهر سرمی‌چرخانند و برای صفحات اینستاگرام «استوری» می‌گیرند.
    رودخانه نیوا در دل شهر پیچ می‌خورد و زندگی را با خود جاری می‌کند.

    جاذبه دیگر شهر پل‌های آن هستند. پیچ و تاپ نیوا در دل شهر باعث شده تا پل‌های بزرگی برای رفت و آمد ماشین‌ها بسازند. اما این پل‌ها ۴ ساعت در میانه‌های شب (که البته در همه سال این شب‌ها خاموش نیستند و ماه‌های زیادی هم روشن هستند) بالا می‌روند تا کشتی‌های باری از نیوا عبور کنند و به خلیج بروند. همین سنت هرشبی برای مردم شهر و گردشگران یکی از سرگرمی‌های دیدنی و جذاب شده است. به زبان خودمان جلوه‌ای از «زیست شبانه» و موسیقی خیابانی در کنار این پل‌ها هرشب تکرار می‌شود. پل‌ها بالا می‌روند مردم عکس و فیلم می‌گیرند و نوازندگان دوره‌گرد می‌خوانند و می‌نوازند و شب‌های گاه تاریک و گاه روشن سن‌پترزبورگ را خاطره‌انگیز می‌کنند.
    سالهاست که بازشدن پل‌ها،‌ که هرشب اتفاق می‌افتاد، یک جاذبه زیست شبانه در پترزبورگ است.

    میراث‌دار تاریخ روسیه

    ردپای دوره‌های مختلف تاریخ روسیه در سن پترزبورگ قابل ردیابی است. ساختمان‌های اطراف شهر تا ۷۰۰ سال و بخش اصلی شهر ۳۰۰ سال قدمت دارد. خیابان اصلی پترزبورگ، خیابان نِوسْکی و مسیرهای دیگر اصلی و توریستی شهر از ساختمان‌هایی سه تا پنج‌طبقه در کنار هم و یک دست تشکیل شده. انبوهی از کافه‌ها و رستوران‌ها و فروشگاه‌ برندهای مشهور و فروشگاه‌های دیگر که روزمره‌فروشی هستند در نوسکی خودنمایی می‌کنند. نوسکی محل تجلی روح سرکش پترزبورگ است. همانجایی که قرار است درون‌مایه شهر را پنهان کند. پترکبیر برای ساختمان‌ها و نسبت آن‌ها با عرض خیابان‌ها برنامه و قانون داشت. نمای اصلی شهر باید نمادی از روسیه مدرن می‌بود اما ظاهراً هیچگاه برای ساختمان‌های پشتی قانونی وجود نداشت و آنطور که مارشال برمن در «معمای مدرنیته»‌ روایت می‌کند پشت ظاهر مجلل شهر زاغه‌هایی شکل گرفت که شاید تصویر دقیق‌تری از شهر را نشان می‌دادند.
    مجسمه‌ای از پترکبیر – مردم و گردشگران باور دارند لمس زانوی مجسمه پتر برایشان خوش‌شانسی می‌آورد.

    پترزبورگ قطعا در میراث ادبی روسیه شهر مهمی است. ادبیان برجسته‌ای در این شهر زیستند یا درباره این شهر نوشتند. خیابان‌ نوسکی و رود میانه شهر «نیوا» حضوری پررنگ در نوشته‌ها و شعرهای نسل طلایی ادبیات روسیه دارند. قصه‌های شهر در کتاب‌ها آمده‌اند. بیرون از قصه‌ها در تاریخ روسیه هم پترزبورگ محور تحولاتی اثرگذار است. هرچند نیکلای اول بعدها برخلاف پترکبیر تلاش کرد تا پنجره پترزبورگ رو به اروپا را ببنند اما این شهر پر از رؤیا خود را باز یافت و روزهای تلخ نیکلای اول را فراموش کرد. قوی‌تر به پا خواست. اکتبر ۱۹۰۵ شورای کارگران پترزبورگ به پا خواسته بودند که نیکلای اول هزارنفرشان را کشت و موضوع را جمع کرد اما هیمنه تزاریسم در روسیه فروپاشید و مقدمه انقلاب بعدی شد: اکتبر ۱۹۱۷ و تولد شوراها از دل پترزبورگ سرکشید. تاریخ روسیه ورق خورد و شوروی متولد شد.

    این روزها در سن‌پترزبورگ که بگردید رستوران‌هایی را می‌بینید که بازمانده دوران شوروی هستند خانه‌های اشتراکی که دیگر به کار زندگی قرن بیست و یکمی روس‌ها نمی‌آید و مثل خانه‌های قجری که این روزها در تهران کافه می‌شوند آنجا هم کافه و رستوران شده‌اند. خانه‌های کمونی نماد دقیقی از چیزی که روس‌ها پشت سرگذاشتند و البته امروز مثل هرچیز دیگری در پترزبورگ این خانه‌ها هم بخشی از کسب و کار شهرِ موزه‌ها هستند.
    نمای داخلی یکی از خانه‌های کمونی

    البته روزهای سخت‌تری را هم پترزبورگ به خود دیده است. بیش از ۸۰۰ روز محاصره توسط آلمان‌ها و مقاومت این شهر و مقاومت روسیه و شکست آلمان‌ها – در روزگاری که این شهر لنینگراد نام داشت – باعث شده تا خیابان منتهی به جاده‌ای که آلمان‌ها در آنجا متوقف شدند این روزها با نمادهایی از مقاومت و شهدای جنگ به یاد سپرده شود.

    گمشده در ترجمه

    پترزبورگ شهری است که از اساس تلاش شد تا شهری غیرروسی باشد. الگوی ساخت بناهای باشکوه آن از جاهای دیگر اروپا آمده و آنطور که روایت کرده‌اند در سال‌ها تولد، این شهر به معنای واقعی یک جهان‌وطن بوده است. تابلوهای مغازه‌ها به زبان‌های اروپایی و شهر پر از مسافران و ساکنانی غیرروسی بوده است. انتقال پایتخت به این شهر و روح سرکش آن دربرابر مسکویی که نماد همیشگی روسیه بوده است از پترزبورگ شهری ساخته خاص و ویژه.
    مجسمه‌های تودرتوی ماتریوشکا نمادی از خانواده و مادر در کنار نمونه‌های از تخم‌مرغ‌های مشهور فابرژه
    جواهرساز برجسته روسی از جمله کالاهای پرفروش توریستی سن‌پترزبورگ هستند

    اما این روزها حال و هوای پترزبورگ مانند گذشته نیست. هرچند شهر میزبان ۸.۵ میلیون گردشگر در یک‌سال بوده است اما تابلوهای کمی به انگلیسی و یا زبان‌های دیگر پیدا می‌کنید و اگر با خط سیریلیک آشنا نباشید کار سختی برای سوار شدن به مترو یا پیدا کردن جایی روی نقشه و حتی صحبت با راننده‌های اوبر و یاندکس (اوبر روسیه) خواهید داشت. مردم هم به ندرت انگلیسی بلدند. حتی در هتلی که گردشگران خارجی داشت افراد محدودی انگلیسی صحبت می‌کردند و یا روزنامه‌ای بین‌المللی در شهر یافت نمی‌شد. به طرز عجیبی حتی بسیاری از بروشورها و کتابچه‌های راهنما هم به زبان روسی بودند. مسؤولین گردشگری شهر هم این نقد را پذیرفتند هرچند که تورلیدر ایرانی ما که سال‌هاست ساکن این شهر است با خنده می‌گفت اگر اینجوری نباشد شغل ما از دست می‌رود.

    آرمیتاژ: یک نام و هزار عنوان
    نمای بیرونی موزه آرمیتاژ

    یک سرچ ساده در گوگل، نشان می‌دهد که آرمتیاژ را باید در جمع ۳-۴ موزه برتر دنیا دید. شهرهای محدودی در دنیا می‌توانند از داشتن چنین گنجینه ارزشمندی بهره‌مند باشند. به روایت کسانی که با حوصله آرمیتاژ را دیده‌اند،‌ تماشای دقیق همه آثار ‌آن روزها زمان می‌برد، همانطور که لوور نیز چنین است. به همین دلیل هم توریست‌ها و مسافرانی که فرصت کمی دارند معمولا انتخاب می‌کنند و آثاری نامی و مشهور آرمیتاژ را در اولین نوبت می‌بینند. برای من این فرصت پیش آمد که گنجینه جواهرات و طلاهای آرمیتاژ را ببینم. آثاری یکتا و بی‌نظیر که آینه‌ای صنعت طلاسازی اروپا و جهان باستان را می‌توان در آن دید.

    بسیاری از سیاحان ایرانی که پترزبورگ و آرمیتاژ را دیده‌اند در دوره‌های مختلف درباره آن نوشته‌اند. با جزئیات بیشتر،‌ناصرالدین‌شاه قاجار درباره این موزه نوشته و جزئیات آن را شرح داده است. رد برخی تعریف‌های سفرنامه‌نویسان ایرانی را می‌شد در آرمیتاژ دید. کمااینکه در این سفرنامه‌ها از قصر پترهوف و تماشاخانه‌های پترزبورگ هم زیاد می‌شود خواند. ایده‌هایی که احتمالاً در تحولات دستوری و بالا به پایین دوره قاجاریه مؤثر بوده است.

    کلیسا: از مذهب تا زندگی

    پترزبورگ به اندازه هرچیز دیگر کلیساهایی با شکوه و دیدنی دارد. هویت این شهر با مسیحیت ارتدوکس کاملاً در پیوند است. درِ کلیساها به روی توریست‌ها باز است اما اصرار زیادی هم دارند که آداب کلیسا رعایت شود و حضور گردشگران به زیارت و عبادت مؤمنان مسیحی خدشه وارد نکند. کلیساها معمولا با محراب‌هایی پر نقش و نگار و زرکوب و شمایل‌هایی متعدد از مسیح (ع) و روحانیون برجسته مسیحی در قرون گذشته پوشانده شده است.
    کلیسای اسحاق – بزرگترین کلیسای جامع ارتودوکسی روسیه

    بیرون کلیساها معمولا یکی دو عروس و داماد را مشغول عکس گرفتن و فیلم‌برداری هستند. زیبایی بناها و سرسبزی و طراوت شهر، به خصوص در ماه پایانی تابستان، تصاویر زیبایی را رقم می‌زند که برای آلبوم عروسی حتماً زیبا هستند. مسؤولان کمیته گردشگری شهر هم به ما گفتند که روی سن‌پترزبورگ به عنوان شهری برای میزبانی عروس و دامادها مشغول کار هستند صدها کاخ به جای مانده از سال‌های دور و کلیساهای شهر از آن فرصتی برای تبدیل شدن به یک برند متفاوت ساخته است: شهر عروس و دامادها.
    کلیسای کازان

    شب‌های روشن
    نمایی از شب‌های روشن در تابلویی هنری در موزه ارارتا در پترزبورگ

    اوایل تابستان،‌ در بحبوحه شب‌های روشن،‌ گران‌ترین زمان برای سفر به پترزبورگ است. روزگاری که شهر برای ساعات کمی خاموش می‌شود و خورشید از آسمان دل نمی‌کند. در بسیاری آثار هنری و ادبی روسیه شب‌های روشن پترزبورگ حضور دارند و حالا هم بخشی از جاذبه‌های این شهر هستند. شهری پر از رویا که ساعات بیشتری از هر شهر دیگر در طول سال روشن است و شاید برای همین هم بیشتر اتاق‌ها پرده‌هایی بسیار ضخیم دارند، چون رویا دیدن نیاز به روشنایی ندارد.

  • ۱۰ ساحل کثیف دنیا که گردشگران را فراری می‌دهند!

    ۱۰ ساحل کثیف دنیا که گردشگران را فراری می‌دهند!

    هیچ‌چیز آرامش‌بخش‌تر و شفابخش‌تر از شنیدن صدای امواج خروشان و شن و ماسه زیر پاهایمان نیست. دقیقاً به همین دلیل زمانی که بخواهیم کمی از کار فاصله بگیریم، سفر به سواحل در صدر لیست انتخاب­هایمان قرار می­گیرد. منظره­‌ی آرامش‌بخش طلوع و غروب خورشید، بوی شور دریا که باعث می‌شود با تمام وجود و عمیقاً نفس بکشیم. تصور کنید چه می‌شود اگر به‌جای این مناظر، شاهد زباله‌های شناور روی آب و زباله‌های رها شده در ساحل و بوی بد باشیم؟ تعطیلات ما به کابوس تبدیل می‌شود. در اینجا به معرفی لیستی از  10 ساحل کثیف و آلوده می­پردازیم که هیج گردشگری دلش نمی‎خواهد پایش را در آنها بگذارد!

    10 ساحل کثیف دنیا

    ۱۰- ساحل سن کلمنت پیر، کالیفرنیا – آمریکا

    زمانی­ که سواحل این لیست را مقایسه می­کنید، سن کلمنت پیر بسیار تمیزتر از سایرین به نظر می­رسد، اما در حقیقت یکی از کثیف‌ترین سواحل شهر بزرگ لس‌آنجلس است. این ساحل در اورنج­ کانتی واقع‌ شده و آب آن به آلوده‌ترین آب­ها در کل منطقه مشهور است. این گزارش توسط سازمان خصوصی نجات دریا تهیه‌ شده است. آن‌ها با انجام آزمایش­ بر روی  آب‌های ساحلی سعی در یافتن منشاء عوامل بیماری‌زای خطرناک دارند(fib باکتری­های نشانگر مدفوع).  اگر می‌خواهید به سواحل غربی آمریکا سفر کنید بهتر است سواحلی را که از سازمان نجات دریا امتیاز بالایی دریافت کرده‌اند تجربه کنید: ساحل ایالتی پل طبیعت در سانتا کروز ، ساحل سن سیمئون و کارلسباد در سن دیگو.

    10 ساحل کثیف دنیا

    ۹- ساحل هاینا، جمهوری دومنیکن

    هاینا و یا بوخاس­دجاینا، شهری ساحلی واقع در جمهوری دومنیکن است. جنوب غربی آن توسط دریای کارائیب احاطه‌ شده است و بسیار جالب است که یکی از جزایر کارائیب در این لیست قرار دارد. اما متأسفانه، صنعت ذوب بخش عظیمی از صنایع را در این شهر به خود اختصاص داده­ و به همین دلیل این صنعت، نقش بزرگی را در آلودگی آب‌های هیانا بازی می­کند. همچنین به آن چرنوبیل دومنیکن نیز می­گویند. برای اصلاح این ساحل مشارکت همگانی لازم است که می­تواند جهش بزرگی در بازگرداندن طبیعت زیبا به ساحل باشد. این کار تنها با سال‌ها حرف زدن از تلاش و کار سخت امکان‌پذیر نیست. بسیار جای تأسف دارد که بدانیم چنین جزیره­‎ی زیبایی لکه­ تیره‌ای در آب‌های خود دارد.

    10 ساحل کثیف دنیا

    ۸- ساحل سرندیپیتی، کامبوج

    شهر سیهانوکوبل در کامبوج یعنی جنوبی‌ترین کشور آسیا واقع‌ شده است. انگکوروات معروف‌ترین منطقه توریستی در کامبوج است. همچنین آن‌ها مکان‌های فرهنگی و تاریخی دیگری نیز دارند. جنوب غربی این کشور سواحل خوبی برای سفر دارد که به‌وسیله‌ی آب‌های خلیج تایلند احاطه‌ شده است. سیهانوکویل احتمالاً مشهورترین شهر برای گردشگری است که می­خواهد از سواحل کامبوج  لذت ببرد، اما سعی کنید از ساحل سرندیپیتی دور بمانید. این ساحل مملو از زباله و پسماند­های پلاستیکی شناور در آب و یا انباشته‌ شده در ساحل است. سواحل تمیزتری نیز در این منطقه وجود دارد مانند ساحل ایندیپندنس و اتورس.

    10 ساحل کثیف دنیا

    ۷- ساحل گوانابارابی، برزیل

    می‌توانیم امیدوار باشیم سواحل گوانابرابی در ریودوژانیرو امروزه تمیزتر از زمان انتشار خبرها در مورد آلودگی گسترده آن قبل از بازی‌های المپیک ۲۰۱۶ باشد. برزیل کشوری زیبا با مردمانی خونگرم و شاد است، بنابراین بعید است آن‌ها اجازه بدهند ساحلی مانند گوانابارابی شود. این آب‌های کثیف با انواع زباله­ ب ارنگ و شکل‌های گوناگون آلوده‌شده‌اند، زباله‎هایی از قبیل ظروف آزمایش­ که مملو از باکتری هستند. هیچ انسانی که حتی کمی خودش را دوست داشته باشد حاضر نیست قدم در این ساحل بگذارد. در سال ۲۰۱۶ دولت قول داد اقدامات لازم در جهت پاک­سازی ساحل را انجام دهد اما تصاویر اخیر نشان نمی­دهد که در حال حاضر ساحل گونابارابی تمیز شده باشد.

    10 ساحل کثیف دنیا

    ۶- کوتا کینابالو ، مالزی

    کشور مالزی به سمت جنوب تا سنگاپور امتداد دارد. با گذر از آب در سمت جنوب بخش بعدی جزیره، ساحل مشترکی با اندونزی دارد. مالزی کشوری جزیره‌ای است که با اقیانوس احاطه‌ شده است. مطمئناً سواحل بی‌شماری در اینجا وجود دارد و این به معنای شهرهای کوچک ساحلی، مناطق تجاری بزرگ ساحلی، سواحل غیرمسکونی و جاذبه‌های بسیار زیبا نیز هست. اما در ساحل کوتا کینابالو ، شهری ساحلی در شمال شرقی مالزی، هیچ‌چیز زیبایی در مورد موقعیت این ساحل وجود ندارد. در اینجا تا چشم کار می‎کند زباله است و زباله!

    10 ساحل کثیف دنیا

    ۵- ساحل جوهو، هند

    یکی از آلوده‌ترین سواحل جهان در هند، کشوری پرجمعیت و سرشار از فرهنگ واقع‌ شده است. هندوستان یکی از بزرگ‌ترین کشورهای آسیایی از لحاظ وسعت و جمعیت است. آن‌قدر بزرگ که حتی اقیانوسی با این نام وجود دارد و قلمرو ساحلی آن با سه دریای عرب، دریای لاکادو و خلیج بنگال احاطه‌ شده است. ساحل جوهو بمبئی ساحل زیبای دریای عرب جای مناسبی برای شنا نیست. در اینجا به‌ جای شن و ماسه، فقط زباله وجود دارد. با این‌ وجود مردم هنوز این ساحل را دوست دارند. بهتراست امیدوارم باشیم علاقه آن‌ها به این مکان زیبا بتواند روزی آن را تمیز و زیبا کند.

    10 ساحل کثیف دنیا

    ۴- ساحل کوتا، اندونزی

    اندونزی در همسایگی مالزی یکی دیگر از کشورهایی است که در این لیست دارای کثیف­ترین سواحل است. بالی یکی از  شهرهای توریستی محبوب در اندونزی با سواحل بسیار زیبا و آب‌های آبی است. شاید باورش سخت باشد ولی در اینجا ساحلی وجود دارد که به طرز خطرناکی آلوده‌ شده است تا جایی که دیگر نمی‌توان آن را نجات داد. به گفته افراد محلی زباله از هر راهی وارد این ساحل می‌شود به‌ ویژه در برخی ماه‌ها جریان شدید آب و باد به انتقال زباله به این منطقه و ساحل کوتا کمک می­کند. با این تفاسیر به نظر می­رسد این ساحل بیش­تر شبیه سطل زباله است اما این بدان معنی نیست که نمی­توان کاری برای نجات آن انجام داد.

    10 ساحل کثیف دنیا

    ۳- ساحل کامیلو، جزایر هاوایی ایالات متحده

    این گروه از جزایر بسیار زیبا و دیدنی هستند و آمریکا نمی‌تواند آن‌ها را فراموش کرده و رها کند. هاوایی از ایالت‌های بسیار دور آمریکا بافاصله حدوداً هزار مایل از آمریکای شمالی، یکی از مناطق بی‌نظیر و مسحورکننده است.

    اما زباله‌ها و زباله‌های دریایی راه خود را به این ساحل زیبا پیدا کرده‌اند. در تصاویر ناخوشایندی که در ساحل کامیلو دیده می‌شود دیگر این منطقه شبیه ساحل نیست و بیشتر شبیه گورستان زباله می­ماند. این ساحل در جنوب جزیره‌ای بزرگ واقع‌ شده است و دیدن این‌که چه مقدار زباله به سمت اقیانوس رها می‌شود ، تکان‌دهنده است.

    10 ساحل کثیف دنیا

    ۲- ساحل مایا بی، تایلند

    درحالی‌که این مقاله را می­خوانیم شرایط ساحل مایابی رو به بهبودی است. این ساحل بیش از یک سال است که به روی گردشگران بسته‌ شده و تا سال ۲۰۲۱ نیز بسته می­ماند. احتمالاً این ساحل زیباترین ساحل و حتماً مشهورترین در این لیست است. قطعاً این محبوبیت را تا حدودی مدیون لئوناردو دی کاپریو و دنی­بویل است. فیلم ساحل به کارگردانی دنی ­بویل با بازی دی کاپریو درواقع ساحل مایابی تایلند را به تصویر کشیده است . این ساحل یک بهشت واقعی است. اما از زمان اکران فیلم موج توریست‌ها به این ساحل بسیار زیاد شد و در پی آن زباله‌های باقیمانده در آنجا نیز افزایش یافت.

    10 ساحل کثیف دنیا

    ۱- ساحل فوکوک، ویتنام

    در میان کشورهای جنوب شرقی آسیا، کامبوج، تایلند، مالزی، اندونزی و ویتنام، در ویتنام حداقل یک ساحل کثیف وجود دارد. همچنین این کشور توسط دریای چین جنوبی و خلیج تایلند احاطه‌ شده است. جزیره­ فوکوک در غرب شهر هوشی ­مین با زباله احاطه‌ شده است. در بیشتر تصاویر، جزایر این بخش زیبا و پاکیزه هستند اما وقتی پیش می­رویم می‌بینیم چگونه جایی دور از دید گردشگران از زباله پوشیده شده است. بعضی جاها از سایر نقاط شرایط بدتری دارد، اما نمی­توانیم بگوییم حتی یک ساحل بدون زباله وجود دارد.

    آیا در ایران ساحلی را سراغ دارید که به سرنوشت این ساحل‎ها دچار شده باشد؟

    منبع: thetravel.com

  • چرا از شکست‌خوردن می‌ترسیم؟

    چرا از شکست‌خوردن می‌ترسیم؟

    برترین‌ها: گاهی ترس از شکست آن‌قدر قوی است که حتی می‌تواند از امید برای پیروزی پیشی بگیرد. این حس ترس و ناامنی همیشه همراه ما است. کمی شک و تردید در مسیر موفقیت طبیعی به شمار می‌رود. مشکل اصلی زمانی شروع می‌شود که افکار منفی بر ما غلبه می‌کنند و فرصت‌های خوب زندگی را از ما می‌ربایند.

    این موضوع مخصوصاً در مورد افراد کمال‌گرا صادق است. آن‌ها می‌خواهند همه چیز عالی پیش برود. ولی گاهی ترس از کم و کاستی‌ها به طور ناخودآگاه باعث می‌شود اصلاً از همان اول کاری را شروع نکنند.

    عنوان: چرا از شکست خوردن می‌‌ترسیم؟

    اگر در مورد هوش هیجانی خوانده باشید، می‌دانید یکی از تعاریفش این است که فرد بتواند احساسات خود را مدیریت کند و از آن‌ها در جهت دستیابی به خواسته‌های خود استفاده کند. با این مقدمه، قصد داریم در این مقاله به شما یاد دهیم چگونه از ترس به عنوان سلاحی برای موفقیت استفاده کنید؛ به جای آن که اجازه دهید زندگی شما را نابود کند. ابتدا ترس از شکست را تعریف می‌کنیم و بررسی می‌کنیم از کجا منشا می‌گیرد. سپس چند روش برای غلبه بر ترس معرفی می‌کنیم تا به کمک آن‌ها بتوانید به موفقیت دست یابید و از کار و زندگی خود لذت ببرید.

    ترس از شکست به چه معنا است؟

    ترس باعث می‌شود از موقعیت‌هایی که در آن احساس خطر می‌کنید فرار کنید. باعث می‌شود از تلاش کردن دست بکشید و به خودتان شک کنید. در مراحل بالاتر ترس باعث می‌شود حتی خلافِ باور و ارزش‌های خود عمل کنید.

    چه عواملی باعث می‌شوند از شکست خوردن بترسیم؟

    مهم‌ترین عوامل ترس از شکست عبارتند از:

    آسیب‌های دوران کودکی

    گاهی والدین بسیار سخت‌گیر باعث می‌شوند کودک دچار آسیب‌های روانی شدیدی شود که در بزرگسالی مشکلات عدیده‌ای برای وی به بار می‌آورند. قوانین سخت و انعطاف ناپذیر و انتظارات بالای والدین سبب می‌شود کودک همواره نیاز به اجازه یا تایید دیگران داشته باشد و این ویژگی را در بزرگسالی هم یدک بکشد.

    کمال‌گرایی

    عنوان: چرا از شکست خوردن می‌‌ترسیم؟

    همان طور که در مقدمه نیز اشاره کردیم، افراد کمال‌گرا بیشتر از شکست خوردن می‌ترسند. برای این دسته افراد شکست بسیار وحشتناک و تحقیرکننده است. آن‌ها گمان می‌کنند تمام کار‌ها باید عالی و بی‌نقص انجام شود. پس اگر در کاری دچار شک و تردید شوند، ممکن است به خاطر ترس از شکست حتی سراغ آن هم نروند.

    بزرگ‌نمایی شکست

    گاهی حساسیت زیاد موجب می‌شود شکست را به منزله‌ی امری بسیار مهم تعریف کنیم که مانند جغدی شوم بر تمام اعمال ما سایه افکنده است و این گونه نکات مثبت فراتر از آن را نادیده بگیریم. نکاتی مانند جایگاه تلاش و پشتکار و فرصت‌های رشد و پیشرفت در زندگی.

    کمبود اعتماد به نفس

    افراد با اعتماد به نفس واقعی می‌دانند همیشه نمی‌توانند در تمام کار‌ها موفق شوند. پس شکست را به عنوان بخشی از مسیر موفقیت قبول می‌کنند. لز طرف دیگر، افراد با اعتماد به نفس پایین از خطر‌ها دوری می‌کنند. آن‌ها ترجیح می‌دهند مسیر‌های مطمئن را انتخاب کنند؛ نه مسیر‌های جدید و ناشناخته.

    پله به پله تا غلبه بر ترس

    حال که با معنی و منشا ترس از شکست آشنا شدید، می‌توانید مراحل غلبه بر آن را پله به پله دنبال کنید:

    قدم اول: سرمنشا ترس را در خود پیدا کنید

    در قدم اول باید دلایل ترس را در خود ریشه‌یابی کنید. از مواردی که ذکر کردیم، کدام مورد باعث شده است از شکست خوردن بترسید؟ آن‌ها را یادداشت کنید و سعی کنید در مقام شخص دیگری تمام دلایل را درک کنید. فرض کنید مشغول کمک به بهترین دوست‌تان هستید. شاید ریشه‌ی ترس به دوران کودکی شما برمی‌گردد. شاید هم حاصل حس ناامنی شما است. هر چه هست مطمئن باشید پیدا کردن منشا ترس از قدرت آن می‌کاهد.

    قدم دوم: باور‌هایی که نسبت به اهداف خود دارید بازبینی کنید

    گاهی داشتن ذهنیت همه یا هیچ‌چیز، هیچ سودی به همراه ندارد. چشم‌انداز روشنی از آن چه می‌خواهید انجام دهید داشته باشید، اما توانایی خطر کردن و یادگیری از شکست‌ها را هم به عنوان چاشنی به هدف خود اضافه کنید.

    اگر همیشه دنبال تلاش و یادگیری و پیشرفت باشید، کمتر شکست می‌خورید.

    در استودیوی پیکسار افراد تشویق می‌شوند زود و سریع شکست بخورند. این یعنی هنگام ایده‌پردازی از هر نوآوری و خلاقیتی استقبال می‌کنند. حتی اگر احتمال شکست وجود داشته باشد. در نهایت هر شکست سکویی برای رشد و یادگیری به شمار می‌رود و هم‌چنان شهرت خود را برای خلق داستان‌های فوق‌العاده حفظ می‌کنند.

    قدم سوم: یاد بگیرید مثبت فکر کنید

    از نظر روان‌شناسی شما حرف‌های خودتان را باور می‌کنید. دیالوگ‌ها و مکالماتی که با خود رد و بدل می‌کنید، بر اعمال و رفتار شما تاثیرگذارند و شخصیت شما را شکل می‌دهند.

    عنوان: چرا از شکست خوردن می‌‌ترسیم؟

    اطراف همه‌ی ما افراد موفق بسیاری وجود دارند که همه‌ی آن‌ها حداقل یک بار در مسیر خود شکست خورده‌اند. این بستگی به خودتان دارد که به افکار منفی پر و بال دهید یا آن‌ها را با افکار مثبت جایگزین کنید. یک نسخه انرژی مثبت برای خود بپیچید تا هر وقت خسته و ناامید شدید به آن رجوع کنید. به یاد داشته باشید تفکر ذهنی شما تاثیر به سزایی بر عملکردتان دارد.

    قدم چهارم: تمام احتمالات را در نظر بگیرید

    ترس از مسائلی که تا به حال تجربه نکردید و ناشناخته‌اند؛ ممکن است باعث شود هرگز سراغ آن‌ها نروید. ولی به جای پاک کردن صورت مسئله، برای هر تصمیمی که می‌گیرید، بهترین و بدترین احتمالات را در نظر داشته باشید. این باعث می‌شود اگر اوضاع درست پیش نرفت، زیاد از نتیجه‌ی کار غافلگیر نشوید و بهتر با آن کنار بیایید.

    قدم پنجم: بدترین احتمال را در نظر بگیرید

    اغلب اوقات اتفاقی که از رخ دادنش می‌ترسیم، پایان کار دنیا نیست. گاهی از مسائل و مشکلات کوه می‌سازیم. در صورتی که بیشتر اوقات شکست همیشگی نیست و عواقب قابل جبرانی دارد.

    مثلاً فرض کنید کسب و کار جدیدی راه‌اندازی کرده‌اید. ممکن است اوایل کار اوضاع آن طور که انتظارش را داشتید، پیش نروند. اما معمولاً این حس گذرا است. مثلاً می‌توانید استراتژی خود را عوض کنید و در کارتان پیشرفت کنید. حتی اگر بدترین احتمال ممکن رخ بدهد و کار خود را از دست بدهید؛ با این دید به قضیه نگاه کنید که شاید نقطه‌ی پایان این کار، شروع کسب و کار تازه‌ای برای شما رقم بزند.

    قدم ششم: نقشه‌ی جایگزین داشته باشید

    به قول یک ضرب‌المثل انگلیسی، امید به بهترین‌ها داشته باشید، ولی همزمان خود را برای بدترین‌ها آماده کنید. همان‌طور که پیش‌گیری بهتر از درمان است؛ بهتر است قبل از شکست دنبال راه حل باشید. از طرفی با داشتن نقشه‌ی دوم، اعتماد به نفس‌تان افزایش می‌یابد و کمتر از شکست خوردن می‌ترسید و مضطرب می‌شوید.

    قدم هفتم: هر چه شد فقط درس بگیرید!

    همیشه اوضاع بر وقف مراد پیش نمی‌رود، ولی لزوماً به این معنی نیست که شکست خورده‌ایم و همیشه هم گفته‌اند شکست مقدمه‌ی پیروزی است.

    عنوان: چرا از شکست خوردن می‌‌ترسیم؟

    بعد از هر شکست از خود بپرسید:

    • چه چیزی یاد گرفتم؟
    • چگونه می‌توانم دفعه‌ی بعد بهتر عمل کنم؟
    • نکات مثبت این اتفاق کدامند؟

    هر موقع به این واقعیت رسیدید که شکست خوردن فرصتی برای رشد است و نه پایان زندگی؛ بر ترس از شکست نیز غلبه خواهید کرد.

    حرف آخر

    ترس از شکست باعث می‌شود فرصت‌های خوب زندگی را از دست بدهید و، چون نمی‌توانید خطر کنید، عنصر خلاقیت و نوآوری را در کار و زندگی خود حذف کنید. در مقاله‌ای که خواندید سعی کردیم شما را با این مفهوم آشنا کنیم و با ریشه‌یابی ترس در جهت ریشه‌کنی آن قدم برداریم.

    شجاعانه برای رسیدن به اهداف و آرزو‌های خود تلاش کنید و نگذارید ترس سر راهتان قرار بگیرد.

    منبع: lifehack

  • دیلمانِ گیلان؛ منظره‌ای شبیه یک تابلوی نقاشی

    دیلمانِ گیلان؛ منظره‌ای شبیه یک تابلوی نقاشی

    برترین‌ها: بخش شمالی کشور ایران همیشه توسط مسافران و گردشگران مورد اقبال واقع می‌شود. زیبایی طبیعت این منطقه در کنار نقاط بکر موجود در آن همیشه مانند دنیایی پر از ماجرا و زیبایی است که هر چقدر هم در پی کشف آن باشیم باز هم مناطقی بکر و ناشناخته وجود دارند که زیبایی‌های خالق توانا در آن‌ها نمود پیدا می‌کند.

    نقاط معروف و مشهور بسیاری در قسمت شمالی کشور وجود دارند که معمولاً در ایام تعطیل و فصول خوش‌آب‌و هوای سال مسافران بسیاری را میزبانی می‌کنند. یکی از این بخش‌ها مربوط به استان گیلان می‌شود.

    استان گیلان دارای بخش‌های سرسبز و زیبای متعددی است که با مناظر شگفت‌انگیز خود چشمان شما را نوازش می‌کنند. در این مطلب تصمیم داریم به منطقه دیلمان در این استان برویم و شما را با زیبایی‌های چشم‌نواز آن آشنا کنیم.

    دیلمان، چیزی شبیه به یک تابلوی نقاشی!

    درباره منطقه دیلمان

    روستای دیلمان که در استان گیلان قرار دارد مانند باقی قسمت‌های این استان آب و هوای مرطوب و پربارانی دارد، با این حال به دلیل کوهستانی بودن این منطقه می‌توان گفت که سرمای آن نیز یکی دیگر از ویژگی‌های آب و هوایی آن به شمار می‌آید. این یعنی حتی تابستان‌هایی که گرمای طاقت‌فرسای هوا انسان را کلافه می‌کند، این منطقه با داشتن هوایی خنک و دلچسب، حال شما را خوب خواهد کرد.

    دیلمان، چیزی شبیه به یک تابلوی نقاشی!

    روستای دیلمان منطقه‌ای جلگه‌ای از شهرستان سیاهکل است که با لاهیجان فاصله‌ای ۱۵ کیلومتری دارد و از قسمت شمال و شمال شرقی به آن متصل می‌شود. دیلمان از شرق به لنگرود، از جنوب به املش و رودسر و از غرب و جنوب غربی به رشت و رودبار منتهی می‌شود.

    جالب است بدانید که این روستا از نظر تاریخی نیز از اهمیت بالایی برخوردار است، چراکه خاستگاه دو سلسله دیلمیان و آل بویه بوده است. اشیاء تاریخی بسیاری در این روستا از جمله ابزارآلات، ظروف مسی، مفرغی و سفالی و… نیز نشانی از زندگی غارنشینی در این منطقه از ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد دارد. یکی دیگر از دلایلی که قدمت بالای این روستا را نشان می‌دهد پیدا شدن یک مهر استوانه‌ای در این منطقه است. این مهره که به چیزی حدود ۵ هزار سال قبل مربوط می‌شود امروزه در موزه لنینگراد نگهداری می‌گردد.

    دیلمان، چیزی شبیه به یک تابلوی نقاشی!

    یکی از مسائل مهم در منطقه دیلمان گونه‌های حیوانی آن است. در این منطقه تنوع گونه‌های حیوانات بسیار زیاد است، تا جایی که می‌توان به مواردی از جمله پلنگ، گربه وحشی، شغال، گراز، خرس قهوه‌ای، سمور و… اشاره کرد. پوشش گیاهی این منطقه نیز شامل گیاهانی از جمله افرا، ممرز، راش، صنوبر، گردو، تمشک و شمشاد می‌شود.

    جاذبه‌های گردشگری دیلمان

    دیلمان جاذبه‌های گردشگری بسیاری دارد که می‌توانند خاطرات یک سفر لذت‌بخش را در ذهن مسافران و گردشگرانی که به این خاک پا می‌گذارند ماندگار کند. از آن جایی که این منطقه تا حدودی کوهستانی نیز هست کوهی زیبا و پربرف به نام درفک دارد که تماشای قله سفید آن در قلب سرسبزی‌های این منطقه بسیار چشم‌نواز است. در این کوه دو غار مهم و مشهور وجود دارد که با سنگ و قندیل‌هایشان به شهرت رسیده‌اند. در یکی از این غار‌ها سنگ‌هایی به شکل انسان و حیوان دیده می‌شود و دیگری نیز قندیل‌های یخی زیبایی دارد.

    یکی دیگر از بخش‌های گردشگری مربوط به دیلمان کاروانسرا تی تی است. این کاروانسرا در ۱۵ کیلومتر جاده دیلمان به سمت سیاهکل قرار دارد و امرزه نیز بسیاری از افراد آن را به عنوان محل اقامت خود در نظر می‌گیرند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که نامگذاری این بنا به فردی به نام تی تی از خاندان صفوی بر می‌گردد. این بنا در گذشته اقامتگاه کسانی بود که از سیاهکل به سمت طالقان حرکت می‌کردند.

    دیلمان، چیزی شبیه به یک تابلوی نقاشی!

    منطقه قلعه کوتی یکی دیگر از جاذبه‌های طبیعی دیلمان است. در زبان دیلمی، کوتی به معنای تپه است. در این منطقه بسیاری از روستا‌ها بر روی تپه قرار دارند و به همین شکل هم به شکل قلعه ساخته شده‌اند. امروزه برخی از قلعه‌های این منطقه از جمله قلعه کوتی میکال و کافر پابرجا هستند.

    حالا که صحبت از قلعه شد بد نیست به یکی دیگر از قلعه‌های موجود در اطراف دیلمان نیز اشاره کرد. قلعه گرماور در ۶۰ کیلومتری سیاهکل قرار دارد و به دوره پیش از اسلام مربوط می‌شود. این بنا در گذشته به عنوان برج دیده‌بانی کاربرد داشته است.

    دیلمانِ گیلان؛ منظره‌ای شبیه یک تابلوی نقاشی

    حمام دیلمان نیز یکی دیگر جاذبه‌های گردشگری در این منطقه است. این حمام چندین گنبد دارد که در قسمت بالایی آن‌ها نورگیر‌هایی برای روشن کردن داخل حمام مورد استفاده قرار می‌گرفتند. گفته می‌شود که تاریخچه و قدمت این حمام به دوره ایلخانان باز می‌گردد. حمام دیلمان به نام حمام میربلوک نیز شهرت دارد، چراکه میرزا علی میربلوک اولین کسی بود که این بنا را بعد از مدتی طولانی مرمت کرد. امروزه این حمام توسط سازمان میراث فرهنگی مجدداٌ بازسازی شده و در فهرست آن نیز قرار گرفته است.

    دیلمانِ گیلان؛ منظره‌ای شبیه یک تابلوی نقاشی

    یکی دیگر از جاذبه‌های گردشگری طبیعی در منطقه دیلمان دشت شقایق است. این دشت در فصل بهار، منظره خیره‌کننده‌ای را ایجاد می‌کند که در میان مسافران و گردشگران بسیار محبوب و مشهور است. دشت شقایق روستای دیلمان در ۶ کیلومتری این روستا قرار دارد.

    دیلمانِ گیلان؛ منظره‌ای شبیه یک تابلوی نقاشی

    آبشار لونک نیز یکی دیگر نقاط گردشگری محبوب در این منطقه است که بازدید از آن خالی از لطف نخواهد بود. در مسیر رسیدن به دیلمان و در نزدیکی این روستا آبشار کوچک و زیبایی وجود دارد که در میان درختان جنگلی این منطقه خودنمایی می‌کند.

    در نزدیکی این آبشار جنگلی سرشار از درختان زیبای ممرز، افرا، انجیلی و لرگ وجود دارد که مسیر پلکانی آن را چیزی شبیه به یک کارت پستال کرده‌اند. جالب است بدانید که این منطقه امکانات گردشگری بسیاری از جمله رستوران، سرویس بهداشتی و ایستگاه هنر‌های دستی را نیز برای مسافران فراهم آورده است.

    دیلمان، چیزی شبیه به یک تابلوی نقاشی!

    علاوه بر تمامی این‌ها می‌توان به دشت سوسن چلچراغ، امامزاده تورار (ع)، آرامگاه بابا ولی، روستای شاه شهیدان، جنگل لاریخانی و… نیز اشاره کرد.

    بهترین زمان سفر به دیلمان

    دیلمان، چیزی شبیه به یک تابلوی نقاشی!

    درست است که روستای دیلمان در تمامی فصل‌های سال زیبایی مختص به خودش را دارد، اما توصیه ما این است که برای تماشای مناطق سرسبز و پرطراوت‌تر در این منطقه، فصل بهار را برای سفر خود در نظر بگیرید. اگر هم از عاشقان فصل پاییز هستید، باید بگوییم که این منطقه در فصل خزان شبیه به یک تابلوی نقاشی خواهد بود و زیبایی‌های پاییزی خود را به رخ شما خواهد کشید.

    اگر هم از آن دسته افرادی هستید که سرمای هوا و برف زیاد برایتان هیجان انگیز است و مشکلی با آن ندارید، زمستان منطقه دیلمان گزینه خوبی برای سفرتان خواهد بود.

  • بلیط اتوبوس آنلاین را از کجا تهیه میکنید؟

    بلیط اتوبوس آنلاین را از کجا تهیه کرده اید

    بلیط اتوبوس

     شرکت های تعاونی از زمان رشد وبسایت ها و اپلیکیشن ها به صورت خیلی جدی ساماندهی شده اند و خریداران بلیط میتوانند از قبل بصورت خیلی منظم به هماهنگی های سفرخودشان بپردازند، و از اینرو دیگر دغدغه عدم تهیه بلیط مواجه نمیشوند.

    شاید خیلی از شما عزیزان با مراجعه به پایانه ها از حجم عظیم و دلالی بسیار زیاد و نامتعارف اشخاص روبه رو شده اید که آرامش شما را در اول سفر مورد عنایت قرار میدهند، اما با رشد روز افزون اپلیکیشن های ارائه بلیط اتوبوس همه قیمت ها، شفاف سازی شده اند و حتی شما میتوانید تاریخ حرکت و تعیین نوع وسیله نقلیه اتوبوس را تعیین کنید، از همه مهمتر میتوانید صندلی خودتان را از قبل رزرو کنید، هرچند که شاید بعضی از تعاونی ها این قانون رو رعایت نکند و دوباره اعصاب شما را مورد عنایت خودشان قرار بدهند، ولی برای شروع بد نیست.

    از اینکه ما میتوانیم با خیال راحت بلیط خودمان را رزرو کنیم شرکت های برنامه نویسی و توسعه دهندگان این صنعت نقش بسزایی در تشکیل این رویکردهای الکترونیک داشته اند، و حجم بسیاری از ترافیک های شهری و درون شهری را کاسته اند. ولی ایکاش این برنامه ریزی های خوب و دقیق در زمان های پیک سفر همچنان برقرار باشد.

    ولی بطور کلی با رصدی که داشته ایم تمام خرید های آنلاین اتوبوس بدون هیچ مشکلی انجام شده و حتی یک مشکل کوچک در رزرو و عدم هماهنگی با تعاونی ها مشاهده نشده است، پس حداقل خیالمان راحت است بلیط سفری که چه مربوط به بلیط اتوبوس و چه مربوط به بلیط قطار و یا بلیط هواپیما هست بدون مشکل انجام میشود.

    همیشه سعی کنید بلیط های اتوبوس خودتان را از شرکت های معتبر اینترنتی تهیه کنید ما به معرفی یک شرکتی که پیشرو در این صنعت هست میپردازیم

    شرکت اینترنتی بلیط اتوبوس، قطار، هواپیما ایران امیر میباشد که یکی از ابر قدرت ترین شرکت های غول اینترنتی ایران است.

    این شرکت با مجربترین متخصین این حوزه نقش بسیار مهمی در شروع اولیه بلیط اتوبوس در کشور داشته اند و رتبه یک فروش بلیط اتوبوس را از آن خود کرده است.

    برای خرید بلیط اتوبوس میتوانید به سایت ایران امیر مراجعه نمایید

    http://ticket.iranamir.com