به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، شورای علمای پاکستان (دارالافتا پاکستان)، علما و مشایخ این کشور اعلام کردند: در نتیجه اقدامات پیشگیرانه در برابر ویروس کرونا، کارگران، روزمزدان و افراد بیبضاعت دچار مشکلات شدید شدهاند، این افراد نه مواد غذایی و نه پولی برای مبارزه با بیماری دارند؛ لذا کسانی که قصد حج و عمره دارند به این افراد مستحق کمک کنند، خداوند به آنها پاداش دوبرابر خواهد داد.
عربستان همزمان با شیوع ویروس کرونا، مراسم عمره را تعلیق کرده و از مسلمانان خواسته با توجه به گسترش ویروس همهگیر کرونا و تا بهتر شدن شرایط، از ثبتنام و حضور در حج تمتع و عمره مفرده پرهیز و فعلا صبر کنند.
داستان گنبدی در شمال غرب ایران که پس از ویرانی، دوباره زنده شد! +تصاویر
تبریز دورهای از سلسله صفویان پایتخت کشور بوده است. در زمانی که تبریز پایتخت سلسله صفویان بود، آثار بسیاری در این شهر بنا شد یکی از این آثار مسجد صاحب الامر یا مسجد شاه طهماسب است. امروز در بخش پیشنهادات ایرانگردی لستسکند به معرفی این جاذبه تاریخی تبریز رفتهایم. با ما همراه باشید.
معرفی مسجد صاحبالامر تبریز
مسجد صاحبالامر یا مسجد شاه طهماسب یکی از مسجدهای قدیمی شهر تبریز است. این بنا به دستور شاه طهماسب یکم بنا شد و در آغاز متعلق به وی بود. شکل گنبد و منارههای مسجد با سایر مساجد آن دوره متفاوت است. از زمان شاه طهاسب یکم، تنها دو طاق مرمرین در این مسجد باقی مانده که جنبه تاریخی دارد. در کنار یکی از طاقها سنگ نوشتهای مرمرین و در بالای طاق دیگر سوره الجن نوشته شده است. مسجد صاحبلامر بعدها با حمله سپاهیان عثمانی به ایران به طور کامل ویران شد. اما بعد از عقبنشینی عثمانیان مسجد توسط میرزا محمد ابراهیم (وزیر آذربایجان در زمان شاه سلطان حسین) بازسازی شد.
عکس از: محمد فتاحی
مسجد صاحب الامر در مرکز شهر و در میدان صاحبآباد قدیم تبریز درست انتهای خیابان دارئی واقع شده است. این مسجد کنار مهرانرود قرا دارد و امروزه موزه قرآن و کتابت تبریز در مسجد صاحبالامر دایر است.
عکس از: محمد فتاحی
شاه طهماسب یکم
شاه طهماسب یا تهماسب یکم، پسر ارشد اسماعیل یکم و دومین پادشاه سلسله صفویان بوده است. وی بعد از پدرش تاج شاهی را بدست آورد و در همان بدو حکومت با آشوبهای داخلی و حمله ازبکان و عثمانیان مواجه شد. بعد از پشت سر گذاشتن این آشوبها وی دورهای طولانی در حدود ۵۴ سال در صلح و ثبات به ایران حکومت کرد. مذهب وی شیعه دوازده امامی بوده است .
شاه طهماسب شیفته هنر بود و در هنر خوشنویسی و نقاشی دست داشت. تنها تصویر بر جای مانده از وی مجلس بزمی است که در موزه توپقاپو سرای ترکیه قرار دارد. وی بعد از اینکه پادشاه ایران شد به تبریز پایتخت کشور رفت و در مدتی که تبریز پایتخت حکومت وی بود، آثار بسیاری در این شهر ساخته شد که مسجد صاحبالامر یکی از این آثار است.
عکس از: نادر مزرعه شادی
معماری مسجد صاحبالامر
مسجد دارای یک گنبد و دو مناره است. شکل ظاهری گنبد با مساجد دوره صفویان متفاوت و از ارتفاع کمتری برخوردار است. منارههای مسجد نیز تفاوت بسیاری با دیگر منارههای آن عصر دارند.
عکس از: نادر مزرعه شادی
عکس از: نادر مزرعه شادی
همانطور که گفته شد مسجد دارای دو طاق پوشیده با سنگ مرمر است. بر روی یکی از طاقهای مرمرین کتبیهای با عبارت بسم الله الرحمن الرحیم وجود دارد که این بخش با نقوش زیبای اسلیمی و طرح گل و گیاه مزین شده است. کتیبهای دیگر در این طاق قرار دارد که فرمان شاه طهماسب و عنایات وی به مردم تبریز را شامل میگردد. طاق دوم داخل شبستان مسجد قرار دارد.
عکس از: نادر مزرعه شادی
عکس از: نادر مزرعه شادی
در داخل مسجد صندوقی مشبک از جنس چوب به شکل مقبرهای چوبی وجود دارد که هیچ قبر یا آرامگاهی داخل آن قرار ندارد. امروزه در بخشهایی از مسجد آیینهکاری زیبا دیده میشود که این آیینهکاریها در زمان قاجار به بنا اضافه شده است.
عکس از: نادر مزرعه شادی
ویژگی منحصر به فرد مسجد صاحبالامر
در ورودی مسجد صاحبالامر با صورتکهای فلزی پوشیده شده است. در گذشته مردم برای دخیل بستن و دعا کردن این صورتکها را تهیه میکردند و به در مسجد وصل میکردند.
موزه قرآن و کتابت تبریز
امروزه در مسجد صاحبالامر موزهای تحت عنوان موزه قرآن و کتابت قرار دارد. در این موزه انواع قرآنهای خطی و تاریخی و نسخههایی از کتابهای دعا و ادعیهها قدیمی به نمایش گذاشته شده است. این موزه بیش از ۲۲۰۰ اثر قرآنی دارد و در میان این آثار تابلوهای خوشنویسی و ظروف چینی نیز دیده میشود. مهمترین اثرهای موجود در موزه، آثار ملا عبدالباقی تبریز استاد خط ثلث، آثار میرزا محمد شفیع تبریزی و میرزا طاهر خوشنویس از دیگر استادان خط نسخ است.
سخن نهایی
مسجد صاحبالامر روزگاری محل برگزاری جلسه علمای تبریز با سید علی محمد باب بوده است و این جلسات از مهمترین دلایل اهمیت تاریخی این مسجد است. مسجد صاحبالامر در نزدیکی بازار بزرگ تبریز قرار دارد. به راحتی میتوانید بعد از بازدید از بازار بزرگ و زیبای تبریز به این مسجد نیز سر بزنید. اگر شما هم از این مسجد در گذشته دیدن کردهاید، نظرتان خود درباره این مسجد با ما در میان بگذارید.
توجه: هدف ما از معرفی این جاذبه آشنایی شما با جاذبههای زیبا کشورمان است. با توجه به شرایط ایجاد شده در کشور بهتر است، زمان بازدید از این جاذبه را تا پایان بحران ایجاد شده عقب بیاندازید و بعد از حذف بحران ایجاد شده با تنی سالم به این منطقه زیبا سر بزنید
اسکلتهای غار شانهدر در اربیل عراق از شیوه تدفین عجیبشان می گویند!
اسکلتی از انسانهای غارنشین کشف شده است که بسیاری از مسائل تدفین آنها را روشن میکند. باستان شناسان فقط به دنبال کشف شیوهها و فرهنگ زندگی گذشتگان نیستند، بلکه برای آنها بسیار مهم است که گذشتگان چگونه مراسم تدفین را انجام میدادهاند! آنها اعتقاد دارند با درک آداب و رسوم مراسم تدفین، اطلاعات بسیار خوبی درباره زندگی افراد روشن میشود و در واقع این آیینها بخش زیادی از سطح مهارتی یک فرهنگ را نمایان میسازند و اطلاعاتی درباره باورهای مذهبی آنها بدست میدهند. در لست سکند همراه ما باشید تا ببنیم اسکلتهای غار شانهدر در اربیل عراق چه اطلاعاتی را در اختیار باستان شناسان قرار داده است.
انسانهای غارنشین در غار شانهدر
درک ما از انسانهای غار نشین با کشفیات انجام شده در غار ۷۰۰۰ ساله شانهدر (محل حفاری باستانشناسی در کردستان عراق) بسیار پیشرفت کرده است. طبق گفته محققان در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، بقایای اسکلت مردان، زنان و کودکانی کشف شد که گنجینهای از امکانات تحقیقاتی در مورد رژیم غذایی انسانهای غار نشین و رسوم آنها و به ویژه شیوههای دفن را فراهم کرده بود.
اسکلتی با نام شانهدر ۴ به عنوان “دفن گل” معروف شد، زیرا استخوانهایش با گرده چسبیده گل کشف شدند. این استخوانها به عنوان استخوانهای مردی ۳۰ تا ۴۵ ساله شناسایی شدند و کشف آنها منجر به این شد که برخی دانشمندان نتیجهگیری کنند که انسانهای غارنشین ممکن است نسبت به آنچه قبلا تصور میشده است، در مراسم تدفین شان پیچیدگی بیشتری به خرج داده باشند. در واقع اگر آنها مردم خود را با گُل دفن میکردهاند، این این امر نشاندهنده نوعی پیچیدگی است که پیش از این شناخته نشده بود.
البته تئوری دیگری نیز وجود دارد که بیان میکند این گرده گل توسط حیوانات به زیر زمین منتقل شده است و نشانهای معنادار در مورد رسوم مردم غار نشین نیست. درهر صورت به تازگی اسکلتی کشف شده است که باستان شناسان را بسیار متعجب کرده است. این اسکلت شانهدر زِد نام دارد و با توجه به امکانات و فنآوریهای جدید میتوان اطلاعات جدیدی در مورد تدفین آنها بدست آورد.
از جمله میتوان از طریق دسترسی بهتر به اطلاعات در مورد بسیاری از مسائل مانند DNA به کشف بیشتر تکامل انسانهای غار نشین و ارتباط آنها با انسانهای امروزی پرداخت. همچنین پاسخهای بیشتری به بحث و سوالات طولانی در مورد روشها و مراسم تدفین انسانهای غار نشین و مراسم مذهبی شبیه به انسانهای امروزی پاسخ داد.
شانهدر زِد اسکلتی خاص و کشفی جدید
مکانی که شانهدر زِد در آن کشف شده است، از مکان کشف سایر اسکلتها متفاوت تر است. مکان دفن او نشان میدهد که آنها آگاهانه و با شیوهای خاص مردگان را در قبر قرار میدادهاند. دانشمندان با تحقیقاتی متوجه شدهاند که بر خلاف آنچه قبلا فکر میکردند، گذشتگان، انسانهایی خشن و ابتدایی نبودهاند و پیچیدگی خاص خود را داشتهاند. ظاهرا غارنشینهای شانهدر از این محل برای مراسم مذهبی مردگان خود استفاده میکردهاند و این خود نشان دهنده نوعی پیچیدگی فرهنگی و نظم بالا است.
شما در ایران غارهایی را میشناسید که مانند غار شانهدر کردستان عراق محل دفن مردگان بوده باشند؟
رژه بوش؛ یکی از عجیب ترین رژه های دنیا را از نزدیک تماشا کنید!
هیرنیموس بوش یکی از فریبنده ترین نقاشان دوره رنسانس بود. گرچه درباره زندگی او اطلاعات زیادی در دست نیست، نقاشیهای سورئال و پوچ او در قرون پانزده و شانزده میلادی مملو از جزییاتی باورنکردنی است که تأثیر آنها همچنان روی هنرمندان امروزی ادامه دارد. در حقیقت رژهای که رژه بوش نامیده میشود با الهام از تخیل فانتزی این هنرمند شکلگرفته است. این رژه شناور روی رودخانهای در زادگاه این هنرمندی هلندی برگزار میشود.
رودخانه دامل در هرتوژنبوش محلی برای برگزاری رژه بوش است که در سال ۲۰۱۹ برگزار شد. بیش از ۲۵۰۰۰ تماشاچی در حال نظاره داستانی بودند که توسط ۱۵ پرده نقاشی مجزا به نمایش درآمده بود. هرکسی که با نقاشیهای بوش مانند” باغ لذتهای زمینی” آشنایی داشته باشد از دیدن برخی بازیگران دیوانه در رژه تعجب نخواهد کرد. هریک از این بازیگران با پوشیدن لباسهایی رنگارنگ، تبدیل به جزئی از این نمایش شده اند.
هر بخش دارای یک آهنگ مجزاست. در حقیقت موسیقی جزئی کلیدی در ویرایش هشتم این رژه محسوب میشود. ۳۵ عضو همسرا، ۱۵ خواننده تکخوان، ۷ نوازنده ادوات برنجی، ۸ نوازنده آلات کوبهای و یک نوازنده گیتار الکتریک این رژه را اجرا میکنند. همچنین یک پیانوی بسیار بزرگ شناور نیز در این میان به چشم میخورد. این موسیقیدانها تنها بخشی از ۲۵۰ نفری هستند که با ادای احترام به هیرنیموس بوش باعث لذت بردن جمعیت از این رژه شدهاند.
به گفته مدیر برنامه: «این رژه شناور و شاعرانه از کارهای هنری بوش، راوی داستانی جهانی از قدرت و ضد قدرت، جنگ، هرجومرج و امید است. از هرج مرج پس از جنگ یکروند جدید متولد میشود. درنهایت مخالفان قدیمی پایه امید جدیدی را در این داستان بنا مینهند که مملو از سمبل ها و فانتزیهای مختلف است که در کارهای بوش به چشم میخورد.»
اگر این رژه شناور نظر شما را نیز جلب کرده، زمانش رسیده که سفری به این قسمت از کره زمین داشته باشید. رژه بعدی بوش در ۱۷-۲۰ ژوئن ۲۰۲۱ در هرتوژنبوش هلند برگزار خواهد شد.
۱۵ پرده نقاشی شناور که از کارهای هنری نقاش هلندی عصر رنسانس الهام گرفتهشدهاند.
حدود ۲۵۰ نفر این رویداد هنری را در زادگاه بوش اجرا میکنند.
مصیب امیری بعدازظهر دوشنبه ۱۸ فروردین به خبرنگاران گفت: متأسفانه اداره امور منابع آب شهرستان مرودشت بدون هماهنگی با اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی آن شهرستان اقدام به حفر چاه در حریم درجهیک مجموعه تاریخی نقش رستم کرده بود که این اداره کل بهمحض اطلاع از این موضوع با هماهنگی فرمانداری شهرستان، از ادامه این روند جلوگیری کرد.
امیری خاطرنشان کرد: دستگاه حفاری در این مکان جمعآوری و نسبت به پلمب چاه مذکور اقدام شده است.
پیش از این ایسنا، در یک گزارش خبر اقدام به حفر چاه عمیق در محدوده نقش رستم، خبر داده بود.
به گزارش ایسنا، مجموعه تاریخی نقش رستم در شهرستان مرودشت استان فارس قرار دارد که در فاصلهٔ شش کیلومتری از مجموعه میراث جهانی تخت جمشید قرار دارد. این مجموعه تاریخی، یادمانهایی از دوران ایلامیان، هخامنشیان و ساسانیان را در خود جای داده است.
تعیین نحوه حمایت از اماکن گردشگری در دوره تعطیلی کرونا
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه اطلاعرسانی دولت، در جلسه هیئت دولت که روز یکشنبه ۱۷ فروردین ۹۹ به ریاست حسن روحانی برگزار شد، نحوه حمایت از اماکن و فضاهای گردشگری در دوره تعطیلی ناشی از کرونا، مشخص شد.
هیئتوزیران در این نشست، با توجه به تعطیلی اماکن و فضاهای گردشگری واگذارشده به بخش خصوصی بهمنظور جلوگیری از انتشار ویروس کرونا، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی را مسئول کرد تا نسبت به استمهال یا بخشودگی کامل اجارهبهای این اماکن در طول دوره تعطیلی فوق یا افزایش دوره بهرهبرداری حسب شرایط چهارچوب واگذاری پس از تأیید کارگروه ذیربط در آن وزارتخانه اقدام کند.
به گزارش خبرنگار مهر، سید امین قاسمی امروز دوشنبه در جمع خبرنگاران از کشف اولین نقش برجسته تاریخی در استان لرستان خبر داد و گفت: در جریان فصل چهارم بررسی و شناسایی آثار تاریخی شهرستان کوهدشت اولین مورد نقش برجسته تاریخی در استان لرستان کشف شد.
وی، افزود: این نقش برجسته احتمالاً مربوط به دوره اشکانی بوده و در بر گیرنده نقوش انسانی است.
مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان لرستان یکی دیگر از دستاوردهای مهم بررسی و شناسایی شهرستان کوهدشت را کشف آثاری از پارینه سنگی قدیم برای نخستین بار در این شهرستان دانست و تصریح کرد: دیگر آثار شناسایی شده این شهرستان، بازه زمانی دوران پارینه سنگی قدیم تا قاجار را شامل میشوند.
حمزه قبادی سرپرست فصل چهارم بررسی و شناسایی آثار تاریخی شهرستان کوهدشت نیز، بیان داشت: در فصل چهارم این بررسی و شناسایی که به مدت ۴۵ روز عملیات میدانی آن به طول انجامید، ۱۱۲ اثر تاریخی شناسایی شده است.
به گزارش ایسنا، سازمان جهانی گردشگری سازمان ملل (UNWTO) در جدیدترین گزارش خود با اشاره به محدودیتهای اجتناب ناپذیر سفر در سراسر جهان به سبب شیوع ویروس کرونا، پیش بینی کرد که میزان سفرهای بین المللی در سال ۲۰۲۰ با مقایسه با آمار سال گذشته ۲۰ تا ۳۰ درصد نزول خواهد داشت که در این صورت با زیان ۲۹۰تا ۴۴۰ میلیارد دلاری برای این صنعت همراه خواهد بود.
سازمان جهانی گردشگری تاکید می کند این آمار و اقام بر اساس آخرین تحولات جهانی ارائه شده است و جامعه جهانی با بحران اجتماعی و اقتصادی بی سابقهای مواجه شده است، از این رو این پیش بینی را باید با احتیاط و با در نظر گرفتن ماهیت بی نهایت بی ثبات بحران کنونی تفسیر کرد.
بر اساس این پیش بینی، پنج تا هفت سال رشد صنعت گردشگری بر اثر بحران کرونا از دست خواهد رفت و دوباره به آمارهای بین سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۴ بازخواهیم گشت.
در سال ۲۰۰۹ میلادی و در سایه بحران اقتصادی جهانی، میزان سفر گردشگران خارجی تنها ۴ درصد نزول داشت و این در حالی است که در سال ۲۰۰۳ و با شیوع ویروس سارس گردشگری بین المللی با نزول تنها ۰.۴ درصدی رو به رو شد.
سیر تحول صنعت گردشگری در ۲۰ سال اخیر
«زوراب پولولیکاشویلی» رئیس سازمان جهانی گردشگری در این باره گفت: گردشگری یکی از بخشهای اقتصادی است که بیشترین آسیب را از این ویروس دیده است با این وجود اولین و مهمترین اولویت ما همکاری و تعامل برای کاهش دادن تاثیرات این بحران بویژه بر روی اشتغال و همچنین استفاده از اقدامات حمایتی چون اشتغال زایی و افزایش رفاه اقتصادی است.
او همچنین اضافه کرد: گرچه هنوز برای ارزیابی کامل تاثیران این بحران جهان بر روی صنعت توریسم خیلی زود است اما مشخص است که میلیونها شغل وابسته به این صنعت در خطر نابودی هستند. حدود ۸۰ درصد از کسب و کارهای مرتبط با گردشگری، کوچک و متوسط هستند و این گردشگری همواره برای اشتغالزایی برای زنان، جوانان و جمعیت روستایی پیشتاز بوده است.
در ادامه این ارزیابی، رئیس سازمان جهانی گردشگری به مقاومت و ظرفیت تاریخی صنعت گردشگری برای اشتغال زایی پس از غلبه بر شرایط بحرانی کنونی اشاره کرد و در عین حال به اهمیت همکاری بین المللی و قراردادن گردشگری به عنوان بخشی اساسی از تلاشها در جهت بهبود شرایط تاکید کرد.
وضعیت گردشگری در کشورهایی با بیشترین آمار ابتلا به ویروس کرونا
سازمان جهانی گردشگری از روزهای آغازین شیوع ویروس کرونا، همکاری نزدیکی با سازمان جهانی بهداشت در ارائه راهکارهای برای هدایت گردشگری برای مسئولان این حوزه و گردشگران داشته است و سازمان جهانی بهداشت نیز کمیتهای را تحت عنوان “بحران جهانی گردشگری” تشکیل داده است.
بنای خشت و گلی مقبره اعلا در روستای فیروزآباد شهرستان ابرکوه از میراث فرهنگی و جاذبههای گردشگری گمنام این شهرستان به شمار میآید که در گذر زمان بخشهای قابلتوجهی از آن تخریب شده است.
این بنای تاریخی به استناد نقلقولها، روایتها و داستانهای قدیمی، آرامگاه فردی به نام «علی» است و افسانهای که نسل به نسل از اهالی منطقه در باره این بنا منتقل شده اما کمتر کسی از آن مطلع است، حکایت عشق پسری فقیر به دختر حاکم است.
«حامد اکرمی» پژوهشگر جوان ابرکوهی که پیرامون این موضوع تحقیقات و گفتوگوهایی با کهنسالترین افراد روستاهای اطراف این مقبره داشته است، در گفتوگو با ایسنا در این باره نقل میکند: در قدیمالایام، علی که پسری از یک خانواده فقیر بود به دختر حاکم آبادی دل بسته شده و هر چه اصرار میکند با جواب منفی حاکم مواجه میشود و نهایتاً در مقابل رفت و آمدها و اصرارهای مکرر علی، حاکم با این ازدواج به شرط آن که علی چوپان گوسفندانش شود، موافقت میکند.
وی ادامه میدهد: علی که حاضر بود برای وصال به معشوق هر کاری را انجام دهد، شرط را پذیرفته و هرروز گوسفندان حاکم را برای چرا تا نزدیکی کوهی در همان منطقه میبرد و هنگام استراحت به غاری که در بالای آن کوه بود، پناه میبرد که به علت حضور همیشگی علی در کنار این کوه، اهالی نام «اعلا» را برای چوپان حاکم و آن کوه معروف برگزیدند.
اکرمی میگوید: یک روز وقتی علی مشغول چوپانی بود، مسافری از راه میرسد و میهمان ناخوانده چوپان میشود و از او غذایی طلب میکند. علی که همراه با خود هیچ قوتی نداشته میگوید: در حال حاضر دارایی من تنها یک گوسفند در میان این گله است که به خودم تعلق دارد. آن سوار ناشناس باز هم تقاضای غذا میکند و این بار علی گوسفند خود را برایش قربانی میکند.
وی ادامه میدهد: مسافر غریبه از علی میخواهد تا استخوانهای گوسفند قربانی را در پوستش بریزد و سپس اندکی بر آن پوست میدمد و گوسفند دوباره زنده میشود. علی که این صحنه را میبیند متوجه میشود این مسافر یک انسان معمولی نیست و با خود میگوید بهتر است نیاز خود را با او مطرح کنم، شاید آن را برآورده کند.
این محقق ابرکوهی بیان میکند: درخواست چوپان این بود که به یک دونده توانا تبدیل شود بدین ترتیب که بتواند در هر گام، ۴۰ متر به جلو پرش کند یا به قول قدیمیها، بتواند در هر قدم ۴۰ گز بردارد. مسافر نیز خواسته میزبانش را پذیرفته و با آب دهانی که بر زانوی علی میکشد، قدرت عجیبی به پاهای او میدهد و همانطور که خواسته بود در هر قدم ۴۰ متر به جلو میرود.
اکرمی میگوید: چوپانِ پس از بازگشت به آبادی و انجام شرط حاکم، خواستار وفای به عهد و ازدواج با دختر او میشود اما حاکم غافل از این که علی دیگر یک چوپان ساده نیست و قدرتی افسانهای دارد، از مطالبه او خشمگین شده و دستور زندانی شدنش را صادر میکند.
وی ادامه میدهد: این بار علی دست معشوقه خود را که رعنا نام داشت، گرفته و با توانی که هیچ کسی از آن با خبر نبود، به سمت همان کوه و غار معروف فرار میکند و از آنجایی که دختر حاکم نیز به او علاقهمند بوده، زندگی در صحرا و غار را میپذیرد.
وی در ادامه نقل میکند: روزی رعنا برای برداشتن آب بر سر جوی آبی که در آبادی بوده است، میرود و در این هنگام کنیز حاکم او را میبیند و هر چه به او اصرار میکند که به نزد پدرت برگرد، او قبول نمیکند. کنیز حاکم این بار کنار جوی آب در کمین نشسته و زمانی که رعنا را میبیند، او را وسوسه میکند که علی را به پدرت تحویل بده و دوباره از او تقاضای ازدواج کن، شاید پدرت پذیرفت و شما میتوانید با خوشی در آبادی زندگی کنید لذا رعنا به سرعت با این حرف وسوسه شده و همسرش را که از کمین سربازان حاکم بیخبر است، به کنار جوی میآورد.
اکرمی میگوید: وقتی علی گیوههای خود را بیرون میآورد، کنیز از فرصت استفاده کرده و مقداری خار در گیوههایش قرار میدهد تا اگر علی قصد فرار داشت، موفق نشود. چند دقیقهای نمیگذرد که سربازان و سواران حاکم به علی حمله میکنند و او نیز قصد فرار میکند ولی وجود خارها در گیوه باعث میشود نتواند مانند قبل قدم بردارد.
وی ابراز میکند: علی با تمام دردی که از ناحیه پا میکشد، رعنا را با خود تا نزدیکی کوه میبرد ولی هر چه تلاش میکند نمیتواند خود را به غار برساند و در این هنگام زانوهای او به سنگی برخورد کرده و در نتیجه دستگیر و راهی زندان میشود و پس از مدتی به شکل نامعلومی از بین میرود و رعنا نیز توسط برادرش کشته میشود.
اهالی منطقه که امروز این داستان را نقل میکنند، بخشی از کوه اعلا را «زانوی اعلا» مینامند و میگویند: این همانجایی است که زانوی علی به سنگ برخورد میکند و موجب دستگیریاش میشود.
این محقق جوان و راوی داستان اعلا که در حوزه صنایعدستی نیز فعالیت داشته و توانسته است چندین مورد از این صنایع را که سالهای بسیار زیادی به دست فراموشی سپرده شده بود مانند سفره پنبهای، عروسک جلی و چنته بافی، دوباره احیا کند، برای زنده نگه داشتن داستان اعلا و بازگو شدن این داستان برای نسل جدید، عروسکهایی را با عنوان «اعلا و رعنا» به سبک و شیوه سنتی و قدیمی طراحی و تولید کرده است.
البته این اقدام شاید به تنهایی برای زنده نگه داشتن این بنا و داستان جذاب آن کافی نباشد لذا نیاز است که بنای مقبره اعلا که در تاریخ ۲۶ اسفندماه سال ۱۳۸۶ با شماره ۲۲۱۳۷ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است، بیشتر مورد رسیدگی میراث فرهنگی استان و شهرستان قرار گیرد تا با داستانی که در پس آن نهفته شده بتواند به یکی از جاذبههای گردشگری و مقصد بازدید علاقهمندان به تاریخ، تمدن و فرهنگ ایرانی تبدیل شود.
به گزارش خبرنگار مهر، در قسمت شمالی پاکستان و میان کوههای مرتفع و سر به فلک کشیده، کنار رودخانه و جادهای صعب العبور درهای قرار دارد به نام کالاش! این دره از سه دره کوچکتر به نام «رامبِر»، «بُمبارِت» و «بیریر» تشکیل شده است. منطقهای که مشهور است مردمش، از نوادگان سربازان اسکندر و ریشه یونانی دارند و حتی به زبان یونان باستان هم صحبت میکنند. گویا اسکندر در قرن چهارم قبل از میلاد هنگام لشگرکشی به هند، به این منطقه آمده است. مردم این دره با جمعیت ۴۰۰۰ نفر برخلاف سایر نقاط کشور پاکستان، دارای آئین بت پرستی و چند خدایی هستند و شاید بتوان گفت که تنها منطقهای در پاکستان است که آئین بت پرستی دارند.
از معروفترین رسوم این منطقه میتوان به «جشنواره بهار» که آن را «جوشی» مینامند، اشاره کرد که هرساله گردشگرهای بسیاری را از نقاط مختلف پاکستان و حتی سایر کشورها به این دره زیبا میکشاند. این جشنواره در اواسط ماه می و به مدت چهار روز برگزار میشود. پیش از آغاز مراسم زنان و دختران سراسر دره، خانههای خود را تزئین میکنند و سپس به خدای جِستاک (خدای حافظ فرزندان و خانهها) ادای احترام میکنند.
پس از آغاز رسمی مراسم و قبل از حرکت به سمت مراتع سرسبز، مردم با لباسهای رنگارنگ خود از چوپانها قدردانی میکنند و سپس به یکدیگر گل هدیه میدهند. نوشیدنی رایج این جشنواره بهاری، شیر است. حرکت مردم و رؤسای قبایل از دره «رامبِر» به سمت محراب «مالُش» آغاز میشود. هنگام رسیدن به این محراب مقدس، چندین بز را قربانی میکنند و سپس به سمت بزرگترین دره یعنی «بُمبارِت» حرکت میکنند. در نهایت مراسم در کوچکترین دره «بیریر» به پایان میرسد. در طول این مسیر طبل، سرود و پایکوبی هرگز متوقف نمیشود و زنان به شکلی و مردان نیز به شکل دیگری شادی خود را برای رسیدن بهار طبیعت نشان میدهند. گاهی حین جشنواره صعود به قلههای «خیبر پختونخوا» نیز انجام میپذیرد.
جشنواره بهاری تنها جشنوارهای نیست که در این منطقه برگزار میشود بلکه اوتال (جشنواره تابستانی)، چاوُس (جشنواره زمستانی) و چندین جشنواره دیگر با رسوم خاص خود نیز برگزار میشود اما بیشترین گردشگران برای ثبت و ضبط «جوشی» از راههای صعب العبور خود را به این منطقه میرسانند. تعداد توریستها گاهی به بیش از ۱۰۰۰ نفر هم میرسد.
با توجه به سابقه باستانی و مشترک با یونان باستان، برخی داوطلبان از کشور یونان طی سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۴ در این منطقه موزه ساختهاند. خانهای سنتی که طبق قواعد جامعه کالاش، فقط از چوب، سنگ و گل ساخته شده و به عنوان موزه تمدنی چند هزار ساله با آثار باستانی قابل توجه پیشروی گردشگران و علاقهمندان قرار دارد.
در این بین، حضور یک زوج در این منطقه جریان ساز میشود. همانطور که پیشتر ذکر شد این منطقه فارغ از رسوم اسلامی و دارای ریشههای تاریخی بتپرستی است. این مساله سبب آن شده است که برخی تورها و رسانههای غربی، برای جذب گردشگر سرمایهگذاریهایی مشکوک انجام بدهند. یکی از آن موارد میتوان به حضور زوج سلطنتی انگلیس در این منطقه اشاره کرد: پرنس ویلیام و کیت میدلتون این زوج که از اسلام آباد با بالگرد ارتش خود را به این منطقه زیبا رسانده بودند، در بدو ورود با یک کتاب آشنا شدند: کتابی با عکسهایی از گرامیداشت سفر «دایانا»، مادر ویلیام، در سال ۱۹۹۱ به این دره!
آنان پس از حضور در دره «بُمبارِت» شاهد مراسم، رقص و پایکوبی زنان و مردان بودند و هدایای را از جمله لباس و کلاه محلی از مردمان دریافت کردند. این سفر زمانی بحث برانگیزتر میشود که ملاحظه میشود در طول سفر ۵ روزه این زوج به پاکستان، آنان یک روز خود را در این دره کوچک گذراندهاند! این سفر بازتاب زیادی داشت و موجب رونق گردشگری در این منطقه شد، البته رونقی که مورد رضایت ساکنان نبود.
گردشگران و بازدیدکنندگانی که برای مشاهده و شرکت در جشنواره به این منطقه سفر میکنند اغلب آشنایی با آداب و سنتها ندارند و این جشن را که یک جشن مذهبیِ محلی است، به عنوان یک سرگرمی نگاه میکنند. «عمران کبیر» نماینده جامعه کلاش در شورای منطقهای میگوید: آنان معمولاً با لحنهایی تمسخر آمیز از دین و رسوم مردم سوال میپرسند و هیچ تلاشی در جهت افزایش همدلی با ساکنان نمیکنند!
همچنین برخی گردشگران با دوربین و تلفن تلاش میکنند تا به زنان کلاش که از لحاظ ظاهر و دین با سایر نقاط پاکستان متفاوت هستند، نزدیک شوند. «اقبال شاه» که یک راهنمای محلی برای گردشگران است، در مصاحبهای گفتهاست: برخی از افراد از دوربینهای خود طوری استفاده میکنند که گویی در یک باغ وحش هستند.
پیشزمینه این کارها را میتوان یک ویدئو در یوتیوب با حدود یک و نیم میلیون بازدید، دانست؛ شخصی که مدعی است توانسته با یکی از زنان آن منطقه ارتباط برقرار کند. پس از انتشار این ویدئو، شایعات گسترش پیدا کرده است و برخی همزمان با نامیدن زنان به «کافر زیبا»، به عبارت تهمتآمیز «هرکسی میتواند برود و با هر دختر آنجا ازدواج کند» دامن زدهاند.
آقای رحمت که یک روزنامه نگار، با اصالت کالاشی است میگوید: برخی بطور منظم در تلاشاند این جامعه را بدنام کنند. آنها در حال ساخت داستانهایی با این مضامین هستند؛ وقتی یک گردشگر با چنین طرز فکری همراه باشد، سعی میکند که آن را تجربه کند. کما اینکه یک مدیر هتل محلی گفته است که ۷۰ درصد از جوانان گردشگر راجع به دختران سوال میپرسند.
این شایعات تا حدی گسترش یافته است که در پوستر رسمی جشنواره در دره «بُمبارِت» از گردشگران خواسته شده است که برای عکس گرفتن از روستاییان اجازه بگیرند و زنان را آزار ندهند. در همین راستا «مسرت علی»، دانش آموز دبیرستانی میگفت: «ما معمولاً حجاب نداریم زیرا این امر برای ما متعارف نیست، اما برخی تصمیم گرفتند که حجاب بپوشند زیرا گردشگران با بیاحتیاطی از آنان عکس میگیرند و موجب شرمندگی آنان میشوند.» عدهای دیگر برای پنهان کردن صورت خود از چشمان کنجکاو افراد بیگانه، پوشیدن حجاب را آغاز کردهاند. یاسر کلاش، معاون هتل محلی با لحن اعتراض آمیز بیان کردهاست: «اگر آنها به ما احترام نگذارند، ما به گردشگر احتیاج نداریم. اگر آنها به فرهنگ و سنتهای ما احترام بگذارند، ما از آنها استقبال میکنیم.»
همواره پس از پایان جشنواره، روستاییان گرد هم می آیند تا زبالههای بجا مانده از گردشگران را جمع کنند. این مسائل را باید کنار آن گذاشت که این روستا از حضور گردشگران نفع چندانی نمیبرد.
این گردشگران علاوه بر اینکه به راهنماهای محلی نیاز دارند، هزینههای زیادی را برای اقامت شبانهروزی، غذا و حمل و نقل میپردازند. با این حال، به نظر میرسد بیشتر پول بدست آمده به جامعه کالاش نمیرسد و بخش اعظم آن به جیب شرکتهای تور مستقر در شهرهای بزرگ و همچنین دارندگان هتل و مسافرخانه میرود که بیشتر آنها غیرکالاشی هستند. در نهایت آن چه باید به آن توجه جدی شود، سیر نابودی این خرده فرهنگ است. لازم به ذکر است که تنها طی ۳۰ سال گذشته مشکلات آموزشی، درمانی، حمل و نقل و سیلابهای فصلی موجب شده است که جمعیت این منطقه از ۵۰ هزار نفر به ۴ هزار نفر کاهش پیدا کند.
در حال حاضر نیز، هجوم گردشگران، سبک زندگی روستاییان کالاش و سنتهای بی نظیر آنها را تهدید میکند. «سید گل»، باستان شناس مطرح اهل «بُمبارِت» در مصاحبهای با ذکر این نکته که سیر فرسایش و نابودی این فرهنگ به دست نیروهای خارجی غم انگیز است، بیان کردهاست که مردم کالاش فقط به دلیل این دوربینها و این حساسیت دیگر نمیخواهند در جشنوارهها شرکت کنند. اگر این کارها به طور مداوم اتفاق میافتد. شاید در چند سال، فقط گردشگر وجود داشته باشند، دیگر کالاشیها برای اجرای رسم، جشن و پایکوبی در جشنوارهها حضور نداشته باشند.