دسته: گردشگری

  • کلوت شهداد، سرزمین رمزآلود کرمان

    کلوت شهداد، سرزمین رمزآلود کرمان

    اگر هنگام طلوع یا غروب آفتاب در میان کلوت‌ها باشید، محال است چیزی جز  تحسین این شگفتی به ذهن‌تان خطور کند. آفتاب که رو به غروب می‌گذارد، آرام آرام ستاره‌ها پیدا می‌شوند تا پهنه‌ی سیاه آسمان را به زیبا‌ترین تصویر در دنیا بدل کنند. به هنگام شب خیلی ساده می‌توان در آسمان شهر کلوت‌ها غرق شد و دسته دسته ستاره چید. با ایستادن بر بلندای این کلوت‌ها واقعیت و خیال در هم می‌آمیزند، زمان و مکان گم می‌شوند و تجربه‌ای عمیق و فراموش‌نشدنی را رقم می‌زنند.

    کرمان در کنار آثار تاریخی‌اش جاذبه‌های مختلف بسیاری دارد. نبکا‌ها، جنگل‌های انبوه بافت و رابر، ارتفاعات مملو از گل لاله و گلزار در شهرستان بردسیر، دره مدیترانیه‌ای دلفارد در جنوب استان تا جنگل‌های کهور. اما کلوت‌های شهداد از شگفتی‌ها و مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری و طبیعت‌گردی در این استان هستند که وقتی از دور به آن‌ها می‌نگرید، شهری باستانی و متروک را یادآور می‌شوند.

    کلوت چیست؟

    کلوت نام عوارضی طبیعی و جغرافیایی در بیابان لوت ایران است که در اثر ساز و کار شگفت‌انگیز آب و باد و فرسایش زمین و حدود ۲۰ هزار سال قبل با فرسایش آبی و بادى به وجود آمده است. کلوت‌‌ها پدیده‌‌ای منحصربه‌فرد و یکی از باشکوه‌‌ترین مناطق دیدنی و طبیعی جهان به شمار می‌روند. این ابر شهر کلوخی دنیا، ۸۰ کیلومتر عرض و ۱۴۵ کیلومتر طول دارد. بیش از ۱۱ هزار کیلومترمربع مساحتش است و در دل کویر لوت قرار دارد. کلوت‌ها آثاری بسیار شگفت هستند. واژه‌ی کلوت از دو بخش «کل» و «لوت» تشکیل شده است، «کل» به معنای شهر و آبادی بوده و «لوت» همان کویر لوت است.

    کلوت های شهداد

    وقتی برای نخستین بار از این منطقه عبور می‌کنید و چشم‌تان به کلوت‌ها می‌افتد، احساس می‌کنید انسان در ساخت و ساز آن‌ها نقش داشته است، اما در واقع کلوت‌ها که در اصطلاح علمی به آن‌ها «یاردانگ» گفته می‌شود، سازه‌هایی هستند که به دست طبیعت ساخته شده‌اند. به زبان ساده، باد و آب مهم‌ترین عوامل در شکل‌گیری کلوت‌ها هستند. سنگ بستر کلوت‌ها در برابر باد‌های شنی و ماسه‌ای دچار فرسایش شده و عناصر سست آن تحت فشار و تلاطم باد در گذر زمان فرو ریخته و کلوت‌ها آهسته‌آهسته شکل می‌گیرند. کلوت‌‌ها از لحاظ شکل ناهمواری و شرایط پیدایش در دنیا بی‌‌نظیر هستند و اسرار بی‌شماری درباره‌ی اصول و خواص پیدایش آن‌ها وجود دارد. از دور دست که به کلوت‌ها نگاه می‌کنیم، شهری بزرگ با آسمان خراش‌های فراوان را تداعی می‌کند و همین امر باعث شده که برخی جهانگردان خارجی از آن به‌عنوان «شهر ارواح» یاد کنند.

    کلوت های شهداد

    در کویر شهداد، ۱۰۰ هکتار نمک‌زار به شکل جوشش تخم مرغی وجود دارد که در هیچ جاى دنیا مشابه آن نیست. در این شهر کسی زندگی نمی‌‌کند و هر‌ چه هست سراسر سکوت و آرامش است. با گذر از دل این شهر کلوخی به رغم زیبایی‌های بکر طبیعی، وحشتی زیبا را در نگاه و دل هر رهگذری به تصویر می‌کشد.

    کلوت‌ها از شمال به جنوب حدود ۱۴۵ کیلومتر طول و از غرب به شرق نزدیک به ۷۰ کیلومتر عرض دارند و در موازات تل ماسه‌های عظیم شرق کویر قرار گرفته‌اند، اما کلوت‌ها ناشناخته‌تر، خطرناک‌تر و افسانه‌ای‌تر از تل ماسه‌های شرقی لوت هستند. کسی تاکنون از آن‌ها عبور نکرده و مطالبی که در این زمینه گفته می‌شود، بر گرفته از نظرات و بررسی‌های دانشمندان است.

    کلوت های شهداد

    می‌گویند هر بارانی که بر کویر لوت می‌بارد، صورتی تازه برای کلوت می‌سازد. در معماری زیبای کلوت‌ها عامل دیگری هم دست داشته است؛ رودی به نام شور، رودی که در اعماق خشک‌ترین مناطق ایران جاری است. البته احتمالا این رود شور نیست و به دلیل عبور از کویر شور می‌شود. همین رود است که بر مرطوب کردن دیواره کلوت‌ها اثر کافی گذاشته و فرسایش آن‌ها را تسهیل کرده است.

    رود شور، تنها رود دائمی است که در اعماق کویر لوت جریان دارد و در طول سال پر آب است. رود شور از کوه‌‌های شمال غرب بیرجند سرچشمه می‌گیرد. این رود که از شور‌ترین آب‌‌های جهان است و بیشترین املاح معدنی را در خود نهفته دارد، پس از طی مسافت تقریبی ۲۰۰ کیلومتر به‌سمت جنوب‌شرق، در نزدیکی شهداد و در منطقه‌ای به نام چاله‌ معدن نمک، که محلی‌‌ها آن را گود نمک می‌نامند، آرام میٰ‌گیرد. شش‌ضلعی‌های نمکی ایجاد شده در اطراف دریاچه نمکی یکی دیگر از جاذبه‌های طبیعی کویر لوت است. وجود این رودخانه نقش مهمی در استحکام نسبی و پایداری کلوت‌ها دارد.

    در محدوده‌ای ۳۰ هزار کیلومتری، در دل لوت، هیچ حیاتی وجود ندارد. شاهد این ادعا جسد سالم گاوی است که در زمستان سال ۱۳۶۵ در کویر لوت تلف شده است. پس از گذشت ۱۵ سال از آن زمان، جسد این گاو، در حالی که بر اثر نور شدید آفتاب خشک شده بود، بدون هیچ تغییری پیدا شد.

    برای رفتن به بزرگ‌ترین شهر کلوخی دنیا هم مجوز می‌خواهید، هم راه بلد. آن‌قدر این شهر بزرگ است و ساختمان‌هایش شبیه به هم که گمشدنتان حتمی است. علاوه بر این، اگر بدون مجوز وارد این شهر شوید، مجرم محسوب خواهید شد.

    کلوت های شهداد

    پروفسور پرویز کردوانی، بیابان‌شناس معروف و استاد دانشگاه‌های تهران، اعتقاد دارد کویر شهداد، زیبا‌ترین کویر دنیا است. وی این نقطه از کویر را که دمای آن در تابستان به ۱۰۰ درجه سانتی‌گراد می‌رسد به‌عنوان گرم‌ترین نقطه کره زمین اعلام کرده است. وی معتقد است بیابان دشت لوت شهداد عجایب و شگفتی‌‌هایی دارد که مردم ایران آن‌ها را نشناخته‌اند و در هیچ جای دنیا چنین کلوت‌های زیبایی وجود ندارد.

    پوشش گیاهی کلوت‌ها

    از کوه‌های سیرچ به‌سمت کلوت‌ها زندگی نباتی کاهش پیدا می‌کند. در طول مسیل‌ها درختان گز به صورت پراکنده قابل‌مشاهده هستند. در حاشیه‌ی کلوت‌ها، بوته‌های گز روی گلندان‌های ماسه‌ای قرار گرفته‌اند که به آن‌ها نبکا می‌گویند. این منطقه انتهای مرز نباتی است و در داخل مسیل‌هایی که وارد کلوت‌ها می‌شوند، بوته‌های پراکنده‌ای از استراگال قابل‌مشاهده است که با پیشروی به داخل کلوت محو می‌شوند. از کویر‌های پای کلوت به‌سمت شرق و در داخل چاله‌های کلوت و روی کلوت‌ها هیچ زندگی نباتی قابل‌مشاهده نیست.

    عدم وجود زندگی نباتی در کلوت را نمی‌توان به جنس خاک و املاح موجود در آن نسبت داد، چراکه جنس خاک کلوت‌ها از رس، ماسه و نمک است. جنس خاک با آبادی‌ها و زمین‌های زراعتی حاشیه کلوت تفاوت فاحشی ندارد. البته شوری خاک در کلوت‌ها بیشتر است، ولی این شوری نمی‌تواند مانع رشد گیاهان هالوفیت شود. فقر آب نیز نمی‌تواند عامل نبود حیات نباتی در این منطقه باشد، چراکه در داخل کلوت‌ها جدای از بارندگی سالیانه سیلاب‌های کوه‌های اطراف جریان دارند. عدم وجود پوشش گیاهی در ناحیه‌ای به این وسعت تنها می‌تواند در اثر وجود بادهای سهمگین در این منطقه باشد که هر از گاهی وزیدن می‌گیرند. این بادها هر گونه ریشه گیاهی را از زمین جدا کرده و اجازه رشد را از گیاه سلب می‌کنند.

    شهر لوت از افسانه تا حقیقت

    کلوت های شهداد

    کلوت را بقایای شهری نفرین شده و ویران دانسته‌اند. در کتب جغرافی‌نویسان صدر اسلام آمده است که بقایای شهری ویران در پای کلوت قابل‌مشاهده است. در جنوب کلوت، اشیای برنزی و سفالی فراوانی یافت شده است. این منطقه مسکونی قدیمی چندین کیلومتر طول و عرض دارد. با توجه به شرایط اقلیمی و ممکن نبودن تشکیل تجمعات انسانی، این‌طور تصور می‌شود که این اشیا متعلق به شهری باستانی است.

    بررسی‌های باستان‌شناسی روی آثار کشف شده حکایت از تعلق آن‌ها به هزاره دوم و سوم پیش از میلاد دارد. آنچه در مورد این کشف اهمیت دارد یافته شدن این آثار در لابه‌لای تشکیلات رسی و نمکی است که لوت را شکل داده است. بدین معنی که کویری شدن این منطقه در زمان‌های باستانی شکل گرفته است و این احتمال وجود دارد که تشکل‌های انسانی در این منطقه به دلیل کویری شدن آن از بین رفته باشد. بررسی آثار نشان می‌دهد این تشکل انسانی در اثر حادثه‌ای ناگهانی از بین رفته است. آثار حرکت‌های سیل آسای آب روی بدنه کلوت‌ها حکایت از سیل‌های ویرانگر در این منطقه دارد.

    شاید بر اثر حرکت سیلی عظیم که گل، نمک و گچ کویری به همراه داشته شهر مزبور به‌کلی از بین رفته و در بین کلوت دفن شده باشد. آنچه از روایات تاریخی و آثار جغرافی‌نویسان بر می‌آید آن است که در گذشته تمدن‌های بزرگی در این منطقه وجود داشته و بنا به دلایلی از بین رفته و افسانه شهر لوت به این دلیل رواج یافته است. هر جا صحبت از شهر لوت است تصویری از برج‌ها و خانه‌های ویرانی است که در اثر فرسایش باد پدید آمده و از دور شباهت به شهری ویران دارد. شاید حقیقت این باشد که در گذشته شهر لوتی وجود داشته و از بین رفته و در اذهان نامی از آن به جا مانده و برای مشخص داشتن آن هر جا اشکال کلوت دیده شده آن را شهر لوت گفته‌اند.

    کلوت های شهداد

    با احداث کمپ شهداد، که در حقیقت هتلی «میلیون‌ها ستاره» است، امکان اقامت شبانه برای گردشگرانی که به شهر کلوت‌ها می‌آیند، فراهم شده است تا در کنار تمام زیبایی‌های آن بتوانند از تماشای آسمانی آکنده از قطرات نور لذت ببرند. این کمپ کویری مجموعه‌ای است از ۴۰ آلاچیق که همه از مصالح طبیعی ساخته شده‌اند و تنها کمپ کویری دشت لوت بوده و در ۲۰ کیلومتری شهداد در مسیر نهبندان و در آخرین نقطه‌هایی که زندگی  ادامه دارد واقع شده است. کمپ به صورت شمالی- جنوبی ساخته شده و در بین چندین کلوت قرار گرفته تا از گزند باد و طوفان‌های شن در امان باشد.

  • ۵رستوران‌ خلاق دنیا.

    ۵رستوران‌ خلاق دنیا.

     

     

    ۵ رستوران‌ خلاق دنیا؛ از کافه مقوا تا پیتزافروشی صورتی

    اگر دوست دارید به رستوران‌هایی بروید که ظاهرشان درست مثل منوی آن‌ها، خلاقانه باشد، پس شاید با دیدن فهرستی از نامزدهای مسابقه‌ی جایزه Dezeen در سال ۲۰۱۹ برای طراحی داخلی بار و رستوران هیجان‌زده شوید. در این مسابقه که پروژه‌های طراحی داخلی و دیزاین و معماری جدید نوآورنه از سراسر دنیا حضور دارند، رستوران‌های چشم‌نوازی نظیر رستوران زیر آب نروژ و کافه‌ مقوا در بمبئی نیز به چشم می‌خورد.

    پیتزا هامبل، لندن

    پیتزا هامبل لندن

    پیتزا هامبل (Humble Pizza) در جاده‌ی کینگ در منطقه‌ی چلسی لندن واقع شده است. این رستوران صورتی‌رنگ دارای منویی از پیتزاهای منحصراً گیاهی است.

    در طراحی پیتزا هامبل که برعهده‌ی استودیوی Child بوده است، کلیه‌ی بخش‌ها به رنگ صورتی هستند، در واقع یک نوع صورتی نسل هزاره در یک کافه‌ی ارزان‌قیمت کلاسیک متعلق به دهه‌ی ۱۹۷۰ به کار رفته است. لامپ‌های نئون، نورپردازی اواسط قرن ۲۰، کف کاشیکاری و شاخصه‌های اصیلی نظیر صفحه‌ی مشبک چدنی، این تصویر زیبا را کامل کرده‌اند.

    رستوران Radhaus، سان فرانسیسکو

    رستوران Radhaus سان فرانسیسکو

    رستوران و بار جدید Radhaus، دارای یک سالن بزرگ باواریایی با ویژگی‌های سان فرانسیسکویی است که توسط استودیوی Envelope A+D طراحی شده است. این رستوران که در مرکز فورت مانسون قرار دارد، در محل یک پایگاه نظامی سابق ساخته شده است و در منوی آن نوشیدنی آلمانی و شنیتسل وینی دیده می‌شود، هرچند برگ برنده‌ی آن را می‌توان فضایی پرنور با نمایی از ساحل دانست.

    رستوران زیرآب، نروژ

    رستوران زیرآب نروژ

    بزرگ‌ترین رستوران زیر آب جهان در دهکده‌ی دورافتاده Baly در نروژ واقع شده و توسط استودیوی معماری Snohetta طراحی و در مدت‌زمان ۱۸ ماه ساخته شده است. بخشی از این رستوران حدود پنج متر در زیر سطح آب قرار دارد که شامل یک بار در سطح پایین‌تر از آب و یک رستوران در بستر دریا می‌شود، جای که پنجره‌های رستوران مثل یک پریسکوپ غول‌پیکر عمل می‌کنند.

    کافه Dandelion Chocolate، کیوتو

    کافه Dandelion Chocolate در کیوتو

    «Dandelion Chocolate»، یک کافه و شکلات‌فروشی در کیوتو است که کارخانه‌ی تولید شکلات خود را دارد و طراحی آن را استودیوی Fumihiko Sano برعهده داشته است. در این ساختمان نوسازی‌شده از چوب سدار به‌عنوان مصالح اصلی استفاده شده و دارای فضاهای باز است تا مشتریان در میان رایحه‌ی شکلات، احساس آرامش و راحتی داشته باشند.

    کافه مقوا، بمبئی

    کافه مقوا در مبئی

    کافه مقوا (Cardboard) را استودیوی Nudes طراحی کرده و فضای داخلی این کافه‌ی سازگار با محیط‌زیست از مقواهای بازیافتی ساخته شده است. تیم طراحی کافه قصد سنت‌شکنی و کنارزدن مرزبندی‌ها را داشتند و به همین دلیل ضمن بازی با مقوا، فرم‌های مجسمه‌ای و بافتی زیادی خلق کردند. یکی از نقاط برجسته‌ی کافه مقوا، دیواری از پنل‌های مدور است که تأثیر موج‌مانند آرام‌بخشی به کافه می‌بخشد.

  • تغییرات اقلیمی، تهدیدی برای ذخایر جهانی آب شیرین

    تغییرات اقلیمی، تهدیدی برای ذخایر جهانی آب شیرین

     

    تغییرات اقلیمی، تهدیدی برای ذخایر جهانی آب شیرین

    این سیستم‌ها که «برج‌های آب کوهستان» نامیده می‌شوند، با تولید و ذخیره‌ی مقادیر قابل‌توجهی آب از باران و برف در ارتفاعات بالا می‌توانند ذخیره‌ی آب جوامع در حوزه‌ی پایین‌دست را تأمین کنند. متأسفانه، ذوب‌ یخ‌ها بسیار بیشتر و الگوهای بارندگی مختل شده‌اند، از همین رو ظرفیت ذخیره‌ی این برج‌های آب در معرض خطر جدی قرار گرفته‌اند.
    پژوهش جدید هشدار می‌دهد که کاهش منابع آب شیرین و کمبود شدید آب، آشکارتر خواهد شد؛ به‌ویژه که تنش آبی، حاکمیت، تنش سیاست آب و تغییرات اجتماعی – اقتصادی و اقلیمی در آینده، این برج‌های آب طبیعی را تهدید می‌کنند. روایت‌های مربوط به تغییرات اقلیمی باید تغییر کنند، به‌طوری که فقط به افزایش سطح دریاها اکتفا نکند و بحث‌های راجع به ذوب و نابودی یخ کوه‌ها را نیز در بربگیرد.

    تغییرات اقلیمی

    در پژوهش اخیر مجله‌ی Nature که توسط ۳۲ دانشمند از سراسر جهان انجام شد، ۷۸ منطقه‌ی کوهستانی به‌عنوان برج‌های آب مهم معرفی شده‌اند که اغلب در آسیا، اروپا و آمریکا هستند. بر اساس این پژوهش، برج‌های آب آسیا‌ به‌خصوص سیستم آب سِند، از آسیب‌پذیرترین برج‌های آب دنیا به شمار می‌روند. توبیاس بولچ (Tobias Bolch) از دانشکده‌ی جغرافیا وتوسعه‌ی پایدار دانشگاه سنت اندروز، می‌گوید

    این پژوهش برای اولین بار، منابع طبیعی آب در کوه‌ها و همین‌طور آب موردنیاز جوامع را تعیین کرده است؛ ضمن اینکه بر اساس سناریوهای اجتماعی – اقتصادی و اقلیمی، پیش‌بینی‌هایی را برای آینده مطرح می‌کند. میزان پیش‌بینی‌شده‌ی ذوب یخ و برف و افزایش نیاز به آب، از عواملی هستند که باعث می‌شوند، حوضه‌های پرجمعیت واقع در مناطق خشک مانند حوضه‌ی سند در جنوب آسیا یا حوضه‌ی رودخانه آمو در آسیای میانه، در آینده به‌شدت آسیب‌پذیر شوند.

    وابستگی به برج‌های آب بدان معنا است که این اکوسیستم‌های کوهستانی نیاز به محافظت دارند. جاناتان بیلی (Jonathan Baillie)، دانشمند ارشد انجمن نشنال جئوگرافی، توضیح می‌دهد
  • دلیل حضور «آتش» و «آجیل» در یلدای باستانی

    دلیل حضور «آتش» و «آجیل» در یلدای باستانی

    به گزارش ایسنا، برپایی «آتش» جزء جدایی‌ناپذیر مراسم‌های ایرانی به ویژه مراسم شب یلدا بوده که در زمستان برگزار می‌شد. گفته می‌شود در شب یلدا ایرانیان آتش‌های بزرگ برپا می‌داشتند. بنا به گفته پیام سلطانی – پژوهشگر حوزه فرهنگ و زبان‌های باستانی -، در اساطیر ایرانی، آتش از اهمیت بسزایی برخوردار است. آتش مقدس است و بی‌احترامی بدان مستوجب عقوبتی سهمگین است. اهمیت آتش تا بدان‌جاست که یک اَمشاسْپَنْد و یک ایزد متولی پاسداشت آن در جهان شده‌اند. 

    همچنین ایرانیان قدیم در شب یلدا آجیلی با نام «لورک» می‌خوردند. لورک شامل هفت نوع خوراکی مثل هفت نوع خشکبار یا هفت نوع سبزی است که در بیشتر آیین‌های ایرانی مورد استفاده قرار می‌گرفت.

    سلطانی به اشاره به این‌که ریشه خوردن «آجیل» در شب یلدا به دین زرتشتی، سلسله مراتب خدایان و انجمن هفت‌گانه اَمشاسْپَنْدان برمی‌گردد، این‌طور توضیح می‌دهد که هریک از خدایان در جهان‌های مادی و معنوی نماینده عنصر و پدیده خاصی هستند.  اولین و بالاترین خدا و امشاسپند در دین زرتشتی، «اهورامزدا» آفریننده همه جهان است که در عالم مادی، نماد «انسان» و در عالم مینوی به عنوان نماد «خرد» شناخته می‌شود. 

    بعد از اهورامزدا، شش امشاسپند دیگر داریم. دومین اَمشاسْپَنْد دین زرتشت، «بهمن» نام دارد که در جهان مادی، نماد «حیوانات سودمند» و در جهان معنوی، نماد «اندیشه نیک» است. همچنین سومین امشاسپند، «اردیبهشت»، در عالم مادی نماد «آتش» و در جهان انتزاعی نماد «راستی» است. «شهریور» چهارمین امشاسپند دین زرتشتی، در جهان مادی نماد «فلز» و در عالم مینوی نماد «تحقق شهریاری اهورایی یا آرمان‌شهری» است.

    «سپندارمذ» یا «اسفند» که خدای زن است به عنوان پنجمین امشاسپند، در دنیای خاکی نماد «زمین» و در عالم معنوی نماد «خوبی و بخشندگی» است. «امرداد» دیگر امشاسپند زرتشتیان، در جهان مادی نماد «گیاهان» و در عالم مینوی نماد «بی‌مرگی» است. آخرین امشاسپند «خرداد» است که در جهان مادی نماد عنصر «آب» و در عالم معنوی نماد «کمال» شناخته می‌شود.  

    تقدس عدد ۷ در فرهنگ ایران باستان 

    این کارشناس حوزه فرهنگ و زبان‌های باستانی با اشاره به این نکته که عدد «هفت» تقدسش را از انجمن هفت‌گانه امشاسپندان یا خدایان ایران باستان گرفته است، می‌گوید: عدد هفت وارد خوراکی‌های آیینی ایرانیان شده و آجیل لورک از همین خدایان هفت‌گانه ایرانیان باستان ریشه می‌گیرد. در حال حاضر هم زرتشتی‌ها آجیلی دارند که از مغز هفت خشکبار تشکیل شده که در جشن‌ها از آن استفاده می‌کنند.

    به گفته سلطانی، از آن‌جا که آیین‌ها در طول زمان تغییر می‌کنند، امروزه در جشن شب یلدا، سنت هفت‌تایی بودن آجیل‌ها یا خوردنی‌ها وجود ندارد، اما به طور کلی بر اساس همین سنت قدیمی ایرانی، خوردن آجیل در شب یلدا هنوز هم رایج است. 

    او در بخش پایانی گفت‌وگو با اشاره به این‌که درباره نحوه برگزاری شب یلدا در ایران کهن هیچ اثری در متون کهن قبل اسلام وجود ندارد، تصریح می‌کند که پژوهندگان و اسطوره‌شناس‌ها برای شناسایی مراسم‌هایی چون شب یلدا از روش مهندسی معکوس استفاده می‌کنند؛ بدین ترتیب که بر اساس تئوری‌های اسطوره‌شناسی و رابطه بین «اسطوره» و «آیین»، ریشه و سرمنشأ آیین‌ها بازسازی می‌شود.

    سلطانی می‌افزاید: از آن‌جایی که در مورد جشن شب چله یا یلدا اطلاعاتی در متون کلاسیک زرتشتی یعنی اَوِستا و متون پهلوی وجود ندارد، بایستی بر اساس روح حاکم بر فرهنگ ایرانی و کلیات جهان اساطیری زرتشتی، به علل برگزاری این جشن برسیم. تئوری‌های اسطوره‌شناسی اساطیر، نقش الگوسازی را برای رفتار مردمان دارند، به این معنا که هر عمل در دوران باستان، چه اعمال معمولی، چه نحوه مواجهه با خطرات، بایستی منطبق بر یک الگو و تکرار عمل یک موجود ماورایی یعنی خدایان یا نیمه‌خدایان باشد، بنابراین توسل به ایزد خورشید برای مقابله با دیو سرما، به عنوان الگوی ایرانیان باستان در دنیای اساطیری‌شان شناخته می‌شود.

    یلدا؛ نبرد ایزد خورشید با دیو سرما

    به گفته او، با این تفاسیر، جشن یلدا قطعا آیینی متناظر با ایزد خورشید و نبردش با سرما بوده است. به عبارت دیگر بر اساس همین تئوری الگو در اساطیر و شناخت ایزد خورشید و دیو سرما، نتیجه می‌گیریم که آیین شب یلدا پیروی از الگوی اسطوره‌ای نبرد ایزد خورشید با سیاهی شب و سرمای زمستان برای باورمندان اسطوره‌های ایرانی بوده است. بدین ترتیب روشن کردن آتش در شب یلدا قابل تفسیر می‌شود. 

    انتهای پیام 

  • ادامه روند بازگرداندن آثار باستانی غارت‌شده توسط فرانسه

    ادامه روند بازگرداندن آثار باستانی غارت‌شده توسط فرانسه

    به گزارش ایسنا،‌ «امانوئل ماکرون»‌- رئیس جمهور فرانسه – سال گذشته قول داده بود ۲۶ اثر باستانی غارت‌شده را بدون تاخیر به کشور اصلی خود بازگرداند.

    این تصمیم «‌ماکرون» فشار را  برای بازگرداندن آثار باستانی غارت‌شده توسط دیگر کشورهایی که از آثار باستانی دوره استعماری نگهداری می‌کنند، بیشتر کرد. 

    تخت سلطنتی که  بیش از یک قرن گذشته توسط سربازان فرانسه از «بنین»‌ غارت‌شده بود و در یکی از موزه‌های پاریس نگهداری می‌شود از جمله ۲۶ اثری است که بازگردانده خواهد شد.

    «فرانک ریستر» – وزیر فرهنگ فرانسه- روز دوشنبه در ملاقاتی با «پاتریس تالون» -‌ رئیس جمهور بنین – اعلام کرد تمامی آثار وعده‌داده شده تا پایان سال ۲۰۲۰ و احتمالا اوایل سال ۲۰۲۱ بازگردانده خواهند شد.

    «بنین» ضمن قدردانی از تصمیم فرانسه برای بازگرداندن این مجموعه آثار باستانی، ‌برای آماده نبودن مکانی مناسب برای نگهداری این آثار پیش از استرداد آن‌ها ابراز نگرانی کرد.

    وزیر فرهنگ «‌بنین» ‌در کنفرانس خبری اعلام کرد هر دو کشور برای بازگرداندن این آثار طی چند مرحله جداگانه به توافق رسیده‌اند.

    فرانسه پیش‌تر نیز در جریان مراسمی اثر تاریخی گرانبهایی را که در دوران استعماری سنگال از این کشور مصادره شده بود به «مکی سال» رئیس‌جمهور این کشور تحویل داد.

    حدود ۹۰ هزار اثر از آثار تاریخی «‌آفریقای سیاه» (مناطق جنوب صحرای بزرگ آفریقا) در موزه‌های عمومی فرانسه نگهداری می‌شوند که موزه «Quai Branly» به تنهایی دو سوم این مجموعه را نگهداری می‌کند.

    انتهای پیام

  • ماجرای فروش جرثقیل پایگاه میراث فرهنگی کنگاور چه بود؟

    ماجرای فروش جرثقیل پایگاه میراث فرهنگی کنگاور چه بود؟

    به گزارش خبرنگار مهر، کارکنان پایگاههای ملی و جهانی میراث فرهنگی در ایران معمولا دیر حقوق می گیرند. آنها با اینکه در بیابان ها و یا مناطقی کار می کنند که دسترسی برخی از آنها به شهر و یا امکانات کمتر است اما باز هم نه تنها سختی کار نمی گیرند بلکه حقوق شان معمولا هر چند ماه یک بار پرداخت می شود. یگان حفاظت پایگاههای میراث فرهنگی هم جزو این دسته از افراد هستند. در این میان برخی از کارکنان پایگاهها هر از چند وقتی لب به اعتراض باز می کنند و یا دست از کار می کشند تا بتوانند به حق و حقوق شان برسند. نمونه آن ارگ بم است که چند بار تا کنون دست به اعتراض زده اند. از آن طرف وزارت میراث فرهنگی نیز به سازمان برنامه و بودجه فشار اعلام می کند که سریعتر حقوق این افراد داده شود. گاهی زود گاهی دیر پرداخت می شود.

    اخیرا وقتی مسئولان میراث فرهنگی به پایگاه گنگاور در استان کرمانشاه رفته بودند؛ یکی از این افراد درباره حقوق معوقه شان سخن گفت. در میان حرف و حدیث ها درباره مزایای عقب مانده و اینکه پایگاهها بودجه خوبی برای انجام فعالیت هایشان و پرداخت حقوق کارکنان ندارند، صحبتی مطرح شد با این مضمون که جرثقیل پایگاه برای تامین مخارج فروخته شده است.

    صحبت ها پیرامون فروختن این جرثقیل طور دیگری بین تهرانی ها نقل شد و همگی گمان کردند این اتفاق به تازگی رخ داده درحالی که مرتضی گراوند مدیر پایگاه میراث فرهنگی کنگاور این طور به خبرنگار مهر توضیح داد: این موضوع در زمان مدیریت من نبوده است بلکه در دو یا سه سال گذشته تصمیمی گرفته شد مبنی بر اینکه جرثقیل به مزایده گذاشته شود تشخیص داده شده بود این وسیله که در سال ۴۸ خریده شده، به کار نمی آید  و دیگر کارکرد خود را از دست داده است. به همین دلیل در مزایده ای به فروش رفت. اما درباره اینکه هزینه آن صرف حقوق کارکنان شده و یا پایگاه اطلاعی ندارم.

    وی همچنین درباره پرداخت حقوق معوقه کارکنان پایگاه کنگاور یا همان معبد آناهیتا نیز گفت: ما هم از این مشکلات داریم ولی توانسته ایم که حقوق این کارکنان را تا الان بپرداریم. هر چند که تعداد نیروهای ما کم هست.  بیشتر نیروهای پایگاهها کارگر هستند برخی اوقات پرداخت حقوق آنها دو تا سه ماه طول می کشد.

    گراوند گفت: این مجموعه بنایی است که از بلوک های سنگی ساخته شده و به تجهیزات خاصی نیازمند است بنابراین به وجود یک جرثقیل نیاز داشته است. ولی با یک وقفه ۱۵ ساله در فعالیت های این پایگاه مواجه شده بودیم. حالا اعتباری نزدیک به ۷۰۰ میلیون تومان نیاز داریم تا بتوانیم برنامه ها را پیش ببریم.

  • “قطارچیان” گوشه‌ای از تاریخ گم شده سنندج

    “قطارچیان” گوشه‌ای از تاریخ گم شده سنندج

    محلات قدیمی از دیرزمان شناسنامه آن شهر محسوب می‌شده و همواره به عنوان گوشه‌ای از تاریخ گمشده شهرها مورد توجه گردشگران و عکاسان داخلی و خارجی بوده است و سنندج نیز به لحاظ بافت تاریخی و قدیمی یکی از شهرهای برتر کشور است.

    “قطارچیان” یکی از قدیمی‌ترین محلات شهر سنندج است که دارای بناهایی با ویژگی معماری سنتی مربوط به سه دوره زندیه، صفویه و قاجاریه است که در لیست ثبت ملی کشور قرار گرفته‌است.

    هنگام  گذر از این محله قدیمی بافت پلکانی و خانه‌های قدیمی و دیوارهای کاهگلی آن از جذابیت هایی است که در همان نگاه اول خودنمایی می‌کند.

    در گذشته آبی که از رودخانه “دره بیان” در محل بلوار کردستان کنونی جاری بوده‌، در حاشیه بافت مسکونی محله قدیمی قطارچیان چشم‌انداز بسیار زیبایی ایجاد می‌کرده که بیش از پیش بر زیبایی این محل افزوده است.

    گفتنی است که پیش از آباد شدن محله قطارچیان، چون در آن زمان وسیله موتوری و خودرو در کار نبوده به ناچار برای ترابری از یابو، قاطر، استر و الاغ استفاده می‌شده است، بر همین مبنا برخی از اهالی سنندج به منظور آسان شدن ترابری کالا و استفاده از کرایه‌بار برای درآمد خودشان هر کدام دارای کمندها و قطارهای قاطر و یابو و الاغ و استر بوده‌اند که به همین دلیل این محل قطارچیان نام گرفته‌است.

    در پاک کردن سبزی زنان به صورت دسته‌جمعی، تجمع پیرمردان و بازی کودکان ردپایی از زندگی سنتی را می‌یابی که هر روزه در کوچه پس کوچه‌های آن در جریان است، صحنه‌هایی که در شهرک‌ها و محلات تازه ساخت به ندرت یافت می‌شود.

    هنگام گذر از این محلات قدیمی سنندج و دیدن صفا و صمیمیت حاکم بر اهالی آن در می‌یابی که زندگی آپارتمان نشینی چه بلایی بر سر دل‌ها آورده و تا چه حد انسان را به انزوا و تنهایی درون خود کشانده، متوجه خواهی شد که در عمق سادگی این محل قدیمی تنها چیز قیمتی که وجود دارد زندگی است که جریان دارد.

    عمارت وکیل الملک، عمارت غیاثی، گرمابه وکیل، گرمابه پاشاخان، مسجد قوله(ملامومن)، مجموعه منازل عطایی، گله‌داری و هادی‌خان، منزل قرنی، منزل ذوالفقاری، منزل دکتر خسروی، منزل آیت الله مردوخ و سر درب و منزل بابان از شاخص‌های تاریخی این محله قدیمی است.

    خاندان‌ مشهوری همچون مرحوم شیخ محمد مردوخ آیت الله کردستانی، مجتهدی، غیاثی و غیره روزگاری را در این محله زیبا سپری کرده‌اند.

    مساجد، گرمابه همگانی، بقالی، نجاری، خیاطی، لحاف دوزی، حلب سازی، نانوایی و سمساری از عناصر محلی، محله قدیمی قطارچیان است.

    انتهای پیام

  • باغستان قزوین؛ هر روز بدحال‌تر از دیروز

    باغستان قزوین؛ هر روز بدحال‌تر از دیروز

    حلقه سبزی که از چند سده قبل، دور تا دور شهر سنتی قزوین به عنوان تنفس‌گاه این شهر کشیده شده و حتی در سفرنامه‌های سیاحان مختلف نیز بارها به آن اشاره شده، به مرور در حال حذف شدن از روی زمین است. به نظر می‌رسد سوداگران روند حذف تدریجی باغستان سنتی قزوین را خوب یاد گرفته‌اند. دو راه ساده پیش پایشان است؛ یا آتش به جان درختان می‌اندازند و دیگر بهانه‌ای برای جان دادن به درختان ندارند، یا نخست درختان در دل زمینِ سرسبز خشک می‌شوند و به مرور با قطع آن‌ها، در ادامه کارگاه‌ها و شرکت‌های ساختمانی و خدمات شهری در دل باغستان سر بلند می‌کنند؛ انگار که سال‌هاست سر جایِ درست خود ثابت‌قدم ایستاده‌اند. این حکایت باغستانی است که چندین دهه است زیر فشار سوداگری و سوءمدیریت، کوچک و کوچک‌تر می‌شود.

  • وقتی صنایع‌ دستی کالایی استراتژیک بود/ شالی که به خاطره‌ها پیوست

    وقتی صنایع‌ دستی کالایی استراتژیک بود/ شالی که به خاطره‌ها پیوست

    به گزارش خبرنگار مهر، این روزها مساله کاهش وابستگی بودجه دولتی به پول نفت و گرفتن مالیات از صنوف مختلف، خبر داغ رسانه‌هاست. متاسفانه بلای خانمانسوز نفت باعث شد تا اقتصاد ایران صرفا یک اقتصاد تک محصولی شود. این وابستگی تا به آنجا پیش رفت که صنایع بومی ایران همگی رو به اضمحلال رفتند و حتی از نفت به عنوان یک کالای سرمایه‌ای بهره‌ای برای احداث کارخانه‌جات تولیدی دیگر، گرفته نشد. این در صورتی است که بودجه دولت باید صرفا از طریق مالیات تامین شود نه فروش کالای سرمایه‌ای نفت.

    می‌توانستیم تحریم‌ها را بی‌اثر کنیم

    ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی مدام در معرض تحریم‌ها قرار داشت، البته می‌توانست تا همین یکسال پیش نفت خود را بفروشد. این یعنی که ما تا یکسال پیش می‌توانستیم از فروش نفت، تعداد کارخانه‌ها و مراکز ایجاد «سرمایه پایدار» را بالاتر ببریم تا تحریم‌های ظالمانه بر اقتصاد ما اثرگذار نباشد. به عنوان مثال محصولات کارخانه‌ای مانند هپکو، که تمامی کشورهای منطقه به آن نیاز اساسی داشته و دارند، یک کالای استراتژیک است و هرچقدر هم که آمریکا تحریم‌های خود را ادامه دهد، برای کشورهای منطقه صرفه اقتصادی در خرید این محصولات از کارخانه هپکو است. متاسفانه ما نه تنها کارخانه‌جاتی مانند هپکو را افزایش ندادیم که همین تک کارخانه را نیز به نابوی کشاندیم.

    علیرغم تاکید مداوم معمار انقلاب امام خمینی(ره) و ادامه دهنده راه او آیت‌الله العظمی خامنه‌ای بر تولید در ایران و عدم وابستگی به خارج، دولتمردان ایران نه تنها به احداث کارخانه‌جات و رونق صنایع بی‌توجه بودند بلکه با واگذاری غیراصولی کارخانه‌ها و مراکز عمده تولید در ایران به بخش خصوصی (اجرای ضعیف اصل ۴۴ قانون اساسی) همین کارخانه‌ها را که عمدتا حدود نیم قرن پیش احداث شده بودند، به نابودی کشاندند. حال معلوم نیست که با ضعف تولید در ایران و عدم رونق کارخانه‌ها، کارگاه‌ها و صنایع کوچک و سنگین، از کدام بخش می‌خواهد مالیات را اخذ کند؟

    صنایع دستی ایران در گذشته‌هایی نه چندان دور کالای استراتژیک بودند. در دوره قاجاریه، بویژه با اهتمامی که امیرکبیر به مساله تولید در کشور نشان داد، صنایع دستی و از میان آنها «شال کرمانی» رونق بسیاری گرفت و آرام آرام بدل به یکی از مهم‌ترین کالاهای صادراتی ایران تبدیل شددولت‌ها در ایران باید از دهه‌ها قبل زیرساخت‌های لازم برای امر تولید را فراهم می‌کردند که نکردند. حال با توجه به تحریم‌های آمریکا که فروش نفت را با اشکالی جدی مواجه کرده، ضرورت دریافت مالیات پیش آمده است. به همین دلیل دولت مالیات برخی از صنوفی را که پیشترها مالیاتشان را بخشیده بود، احیا کرده است که از جمله آنها مالیات کارگاه‌های تولید صنایع دستی، فرش، مالیات صنوف مختلف فرهنگی و هنری است. به عنوان مثال بازیگران سینما بویژه سلبریتی‌ها که مالیاتشان سال‌های سال بخشیده شده بود، دوباره باید مالیات پرداخت کنند که اتفاق خجسته‌ای است.

    صنایع دستی به مثابه کالای استراتژیک

    صنایع دستی ایران در گذشته‌هایی نه چندان دور کالای استراتژیک بودند. در دوره قاجاریه، بویژه با اهتمامی که امیرکبیر به مساله تولید در کشور نشان داد، صنایع دستی و از میان آنها «شال کرمانی» رونق بسیاری گرفت و آرام آرام بدل به یکی از مهم‌ترین کالاهای صادراتی ایران تبدیل شد. با کیفیت‌ترین شال کرمان شالی بود که اتفاقا توسط کودکان بافته می‌شد، چرا که پنجه‌های کودکان ظریف بود و به همین دلیل شال نیز ظریف بافته می‌شد.

    شال کرمان در دوره قاجاریه اهمیت به سزایی داشت. به دلیل آنکه شال هم به عنوان یک اثر هنری شناخته می‌شد و هم ارزش مادی بالایی داشت، اعطا و اهدای شال در این دوره رواج داشت و بسیار متداول بود. معمولا نفیس ترین و بهترین نوع شال توسط دربار خریداری و در صندوقخانه مبارکه نگهداری می‌شد تا در موارد مختلف به دیگران اعم از درباریان، دولتمردان، سفرای خارجی و… اهدا شود. به عنوان مثال حکام ولایات وقتی اعمالشان مورد عنایت شاهنشاه قرار می‌گرفت، مهم‌ترین هدیه‌ای که دریافت می‌کردند، طاقه شالی کرمانی ممهور به مهر شاه بود. همچنین نیروهای نظامی نیز وقتی که خدماتشان مقبول درگاه همایونی قرار می‌گرفت، طاق شالی را به عنوان عنایت شاهانه دریافت می‌کردند. البته همانطور که اشاره شد، صادرات این شال به بازارهای خارجی و درآمد ارزی حاصله از آن نیز نقشی مهمی در اقتصاد کشور داشت.

    با وجود اهمیت تولید اما کارگران بافنده دستمزد چندانی نمی‌گرفتند و زندگی آنها به طرز وحشتناکی با فقر مواجه بود. همچنین خود کارگاه‌های تولیدی نیز از نظر بهداشت و امکانات برای کارگران اوضاع بغرنجی داشتند. در کتاب «سفرنامه تلگرافچی فرنگی» که به کوشش زنده یاد ایرج افشار منتشر شده آمده است که «مرد و بچه کوچک چند نفر به سن هفت نرسیده توی زیرزمین در اتاق تاریک متعفن نشسته و مشغول شال بافتن بودند. شالباف‌ها اکثرا جوان می‌میرند و سببش کار سخت و عفونت اتاق و هوای بد آنجاست و جمیع شالباف‌ها ناخوش و بد حالند. پسری با رنگ  روی خوب ندیدم.»

    شال کرمان در دوره قاجاریه اهمیت به سزایی داشت. به دلیل آنکه شال هم به عنوان یک اثر هنری شناخته می‌شد و هم ارزش مادی بالایی داشت، اعطا و اهدای شال در این دوره رواج داشت و بسیار متداول بود. معمولا نفیس ترین و بهترین نوع شال توسط دربار خریداری و در صندوقخانه مبارکه نگهداری می‌شدادوارد براون، ایران شناس برجسته بریتانیایی در سفری که به ایران داشت به کرمان نیز رفت و از یکی از کارگاه‌های تولید شال دیدن کرد. سفرنامه او با عنوان «یکسال در میان ایرانیان» در سال‌های پیش از انقلاب با ترجمه ذبیح الله منصوری و در سال‌های پس از انقلاب با ترجمه مانی صالحی علامه منتشر شده است.

    براون در سفرنامه خود نوشته است: «… روی هم رفته در آن کارگاه بیست و پنج شاگرد و استادکار به نظر می‌رسیدند. بعضی از آنها شش یا هفت سال سن داشتند و برخی دیگر نیز مرد کامل بودند. مزد شاگردان هر سال ۱۰ تومان است اما به تدریج وقتی که ورزیده شدند ممکن است به سالی ۲۵ تومان هم برسد.

    در روزهای تابستان شاگردان از طلوع آفتاب تا غروب خورشید کار می‌کنند و در روزهای زمستان تا سه ساعت بعد از غروب در روشنایی شمع به کار مشغول هستند. هر هفته بیش از نصف روز (از ظهر جمعه به بعد) تعطیلی ندارند. تعطیلات بزرگ آنها از سیزده نوروز در عید نوروز و یکی دو تعطیلی در ایام قتل است. غذای آنها در تمام سال جز نان خشک چیزی نیست.

    اوه ای کودکان بدبخت کرمانی که تمام عمر از نور آفتاب و هوای آزاد و بازی‌ها و تفریحاتی که از مختصات زندگی کودکانه شماست محروم هستید. شما باید در تمام عمر زحمت بکشید تا ثروتمندان بتوانند شال‌های گرانبهای کرمانی را به سر یا کمر ببندند و یا لباس کنند. شال‌های کرمان هرقدر زیبا و ظریف باشد به عقیده من دوست داشتنی نیست، زیرا با خون کودکان بدبخت کرمان عجین شده و تار و پود آن با رشته حیات آن بیچارگان بافته شده است.

    شال‌های کرمان چند درجه دارد: شال مرغوب درجه اول، هر طاقه پنجاه تومان فروخته می‌شود و مدت بافت آن ۱۲ تا ۱۵ ماه طول می‌کشد. لیکن شال‌هایی که برای بازارهای خارجی و مخصوصا بازار اسلامبول از کارگاه بیرون می‌آید، ارزان است و قیمت آن از یک تومان یا ۱۵ قران تجاوز نمی‌کند و برای بافت آن بیش از یک ماه یا ۶ هفته وقت صرف نمی‌شود.» (مراجعه کنید به «یکسال در میان ایرانیان» اثر ادوارد براون و ترجمه ذبیح الله منصوری، ص ۵۶۴ از انتشارات کانون معرفت. این سفرنامه بسیار حیرت انگیز است و از میان آنها بخش کرمانش واقعا خواندنی است.)

    به دلیل همین دستمزد پایین و طاقتفرسا بودن شرایط تولید و ادامه دادن کار در همین شرایط، فرهنگ عامه کرمان به «شالباف» خوب نگاه نکرده و این کلمه حالت توهین آمیز پیدا کرده است. حتی امروزه نیز به در فرهنگ اصطلاحات کرمانی به مردم ساده و عوام «شال‌باف» می‌گویند.

    متاسفانه با روند صنعتی شدن و مدرنیزاسیون بدون پشتوانه معرفتی در ایران تولید بسیاری از صنایع دستی از جمله شال کرمانی از رونق افتاد. البته در این دهه با حضور بهمن نامورمطلق (معاون پیشین صنایع دستی و هنرهای سنتی سازمان میراث فرهنگی) مساله رونق تولید در حوزه صنایع دستی در دستور کار قرار گرفت و کارهای زیربنایی مهمی نیز انجام شد. از میانه سال ۹۳ به بعد نیز تولید دوباره شال کرمانی با به کار گرفتن تنی چند از استادکاران این صنعت دست به عنوان آموزگار در دستور کار قرار گرفت و اخباری مبنی بر احیای کارگاه‌های تولید شال و راه اندازی آموزشگاه‌هایی برای یادگیری علاقه‌مندان در رسانه‌ها منتشر شد. منتها زمان لازم است تا این صنایع بازار فروش پایدار برای خود در داخل و خارج از کشور پیدا کنند. اجبار این صنایع به پرداخت مالیات در هنگامه‌ای که هنوز نتوانسته‌اند با پیدا کردن بازار فروش پایدار، اقتصاد منسجم و گردش مالی درستی برای خود داشته باشند، قطعا روند تولید آنها را با مشکل مواجه کرده و شاید دوباره از تولید بیفتند.

    شورش شالبافان کرمان و معرفی یک کتاب

    کتاب «صاعقه: بررسی شورش شالبافان کرمان و نظری به یکی از شب‌نامه‌های دوره قاجاریه» تالیف مجید نیک‌پور، از مهم‌ترین کتاب‌هایی است که در آن ضمن معرفی یکی از مهم‌ترین صنایع دستی و کالاهای استراتژیک صادراتی ایران، یعنی شال کرمان، اثرگذاری تولید این محصول بر وقایع اجتماعی و سیاسی کرمان در دوران مشروطیت را بررسی کرده است.

    این کتاب در سال ۱۳۹۴ با شمارگان هزار نسخه، ۲۱۸ صفحه و بهای ۱۷ هزار و ۸۰۰ تومان توسط  انتشارات سوره مهر با همکاری حوزه هنری استان کرمان در دسترس مخاطبان قرار گرفت. کتاب پنج فصل دارد که عناوین آنها به ترتیب از این قرار است: «اوضاع جغرافیایی، محیط سیاسی و اجتماعی کرمان در دوره قاجاریه»، «آشنایی با تعریف، پیشینه و انواع شال»، «زمینه‌های اجتماعی شورش شالبافان کرمان»، «اوضاع سیاسی و اجتماعی کرمان حد فاصل شورش اول و دوم شالبافان» و «نظری به یکی از شب‌نامه‌های کرمان».

    نویسنده در این کتاب به خوبی اهمیت تولید «شال کرمان» را به عنوان یک کالای استراتژیک برای کل کشور تحلیل و بررسی کرده است. دو شورش بزرگ شالبافان کرمان که زمینه‌های اجتماعی و سیاسی بسیاری داشت یکی از مهم‌ترین رخدادهای کرمان در دوران قاجاریه است که تاثیر مهمی نیز در انقلاب مشروطه و روند مشروطه خواهی کرمانی‌ها گذاشت. بنابراین شالبافان کرمانی به عنوان یکی از مهم‌ترین ارباب حِرَف در دوره قاجار، نقش اجتماعی خود را نیز به خوبی ایفا کردند و جالب آنکه رخداد ترور ناصرالدین شاه به عنوان تسهیل کننده پیروزی و به ثمر نشستن تفکرات و مبارزات مشروطه خواهی ایرانیان نیز به دو مولفه «کرمان» و «شال» بستگی زیادی داشت.

    یکی از مهم‌ترین معلمان مشروطه خواهی ایرانیان، میرزا آقاخان کرمانی است. او با تالیفات مهم خود و نقشی که در ترور ناصرالدین شاه ایفا کرد تاثیر مهمی در بیداری ایرانیان داشت. نقشه ترور توسط آقاخان کرمانی و شیخ احمد روحی کشیده شد و عامل ترور نیز یک کرمانی دیگر یعنی میرزا رضا کرمانی بود. جالب‌تر آنکه دلیل نفرت میرزا رضا از ناصرالدین شاه نیز به «شال کرمان» ارتباط پیدا می‌کرد.

    زمانی که میرزا رضا از دست ظلم والی کرمان به تهران آمده بود، برای امرار معاش به فروش شال اشتغال داشت. نایب السلطنه از او شالی خریده و پولش را نمی‌پردازد. وی پس از مدتی برای وصول طلب خود به منزل نایب السلطنه می‌رود. نایب السلطنه بدهی‌اش را می‌پردازد اما دستور می‌دهد که به همان میزان به میرزا رضا پس گردنی بزنند و همین باعث می‌شود تا او کینه شاه و نایب السلطنه را به دل بگیرد.

    مجید نیک‌پور در کتاب «صاعقه» اشاره کرد که مهم‌ترین دلیل دو شورش مهم شالبافان کرمان وضعیت نابهنجار اقتصادی کارگران و بی توجهی صاحبان کارگان‌ها، سفارش دهندگان، دلال‌ها، حکام، صاحب منصبان حکومتی، ارباریان و شاهان قاجار به وضعیت معیشت و محیط نامطلوب کار آنان بوده است. اشاره شد که در فرهنگ عامه کرمان نگاه خوبی به شالبافان وجود نداشته و آنها را به دلیل آنکه شرایط سخت کاری را پذیرفته بودند، سرزنش می‌کردند و پست می‌شمردند. به عبارتی پذیرفتن ظلم توسط این کارگران زحمتکش باعث هتک حیثیت آنها شده بود.

    نویسنده در کتاب «صاعقه» به خوبی اهمیت تولید «شال کرمان» را به عنوان یک کالای استراتژیک برای کل کشور تحلیل و بررسی کرده است. دو شورش بزرگ شالبافان کرمان که زمینه‌های اجتماعی و سیاسی بسیاری داشت یکی از مهم‌ترین رخدادهای کرمان در دوران قاجاریه است که تاثیر مهمی نیز در انقلاب مشروطه و روند مشروطه خواهی کرمانی‌ها گذاشتبا این اوصاف اما قحطی، کمبود غله، مشکلات سیاسی و اقتصادی، درگیری‌های فرقه‌ای و… خواسته یا ناخواسته پای کارگران شالباف را نیز به وسط معرکه و آشوب کشید که حدود یک سوم جمعیت کرمان را تشکیل می‌دادند. حضور اینها در معرکه باعث شد تا بغض فروخورده و خشم سرکوب شده خود را در آشفته بازاری که کرمان در دوره ناصرالدین شاهی پیدا کرد، به منصه ظهور برسانند.

    بروز قحطی در میان سال‌های ۱۲۸۰ تا ۱۲۹۰ قمری در کرمان بیشترین ضربه را به همین شالبافان که قوت روزانه آنها چیزی جز نان خشک نبود، وارد کرد. به همین دلیل نیز آنان در شورش‌های همین دوران هسته مرکزی را تشکیل می‌دادند. از دیگر عواملی که نویسنده کتاب «صاعقه» برای شورش شالبافان کرمان برمی‌شمارد درگیری‌های مذهبی است. کرمان در دوران قاجاریه از پیروان ۹ تفکر تشکیل می‌شد: شیعه، سنی، شیخی، یهودی، اسماعیلی، بهایی، صوفی، ازلی و هندو. اتخاذ سیاست‌های غلط حکمرانان باعث شد تا بویژه دو گروه متشرعه و شیخیه درگیری پیدا کنند و این درگیری پای شالبافان را نیز به مرکز حوادث باز کرد.

    پس از سرکوب شورش اول، وضعیت اقتصادی شالبافان هیچگونه بهبودی پیدا نکرد و نه تنها توجهی به بهبود وضعیت معیشت آنان نشد که در این زمان برای افزایش تولید و در نتیجه صادرات بیشتر و کسب سودهای هنگفت، به دستور شاه در سال ۱۳۰۱ قمری بنا شد تا بر ساعات کاری این کارگران بی افزایند. همچنین با توجه به رکودی که پس از شورش اول پیش آمد، توجه به صنعت قالی بیشتر شد. در همین دوران نیز در برخی کشورهای اروپایی کارگاه‌هایی شروع به بافت بدلی از شال ایران کردند. همین دلایل باعث شد تا حجم عمده‌ای از شالبافان همان نان خشک را هم به دلیل بیکاری نداشته باشند. در مقابل این قشر عمده کرمانی، طرفداران شیخیه بودند که وضعیت مالی مناسبی داشتند و قدرت اقتصادی کرمان نیز در دست آنها بود. همین مساله عاملی برای درگیری بود. در شورش دوم دیگر مساله مشروطه خواهی نیز بوجود آمد.

    همانطور که اشاره شد در این کتاب به خوبی اهمیت تولید شال به عنوان کالایی استراتژیک تحلیل شده است. همین که شورش شالبافان کرمانی و در نتیجه عدم تولید آن، باعث شد که درآمد ایران با اخلال مواجه شده و حکومت به فکر سرکوب و اجبار کارگران به بازگشت به کار کند، استراتژیک بودن این صنعت دست را می‌رساند. همچنین بر نکات جالبی همچون روی آوردن اروپایی‌ها به تولید شالی مشابه شال ایرانی برای اینکه نیازی به تولیدات ایران نداشته باشند، نیز تاکید شده است. بنابراین می‌توان گفت که سراسر این کتاب درسی برای امروز ایران است تا با توجه به آنها، به مساله تولید در شرایط امروز خود بپردازیم.

  • ویدئو / سوداگری، پای قمه‌به‌دستان مست را به باغستان باز کرد

    ویدئو / سوداگری، پای قمه‌به‌دستان مست را به باغستان باز کرد

    بخش دوم:

    خبرنگار: سمیه ایمانیان / تصویربردار و تدوینگر: اسماعیل گلرخ