دسته: مد و زیبایی

  • چگونه همیشه وقت‌شناس و آن‌تایم باشیم؟

    چگونه همیشه وقت‌شناس و آن‌تایم باشیم؟

    برترین‌ها: وقت‌شناس و خوش‌قول بودن در همه‌ی جوامع و فرهنگ‌ها امتیازی ارزشمند محسوب می‌شود و تقریبا همه‌ی ما تصدیق می‌کنیم که «باید» وقت شناس باشیم. اما متاسفانه شرایط همیشه هم آنطوری که باید باشد پیش نمی‌رود.

    اگر جزو آدم‌هایی هستید که معمولا دیر سر قرار‌های‌تان حاضر می‌شوید یا وقت کم می‌آورید پس احتمالا افراد زیادی را در اطراف‌تان عذاب می‌دهید.

    چگونه همیشه وقت شناس و آن تایم باشید

    اطرافیان شما نمی‌توانند کار خودشان را متوقف کنند یا منتظر شما بمانند و یا برنامه‌های خود را تغییر بدهند، صرفا به این دلیل که شما خسته‌اید، خواب مانده‌اید و یا تازه یادتان افتاده کار دیگری هم باید انجام می‌دادید؛ بنابراین خیلی مهم است که یاد بگیرید چگونه وقت شناس باشید. وقت شناس بودن هم برای موفق بودن لازم است و هم بر تمام جنبه‌های زندگی اثر می‌گذارد، مانند:

    • شغل‌تان
    • دوستی‌های‌تان
    • روابط رمانیک‌تان
    • فرزندان‌تان
    • سلامت و تندرستی خودتان و اطرافیان‌تان

    اگر همیشه دیر سر کارتان می‌رسید پس احتمال اینکه اخراج شوید هست. همچنین به احتمال زیاد اغلب با حجم زیادی از کار مواجهید که روی هم تلنبار شده‌اند و یا باعث استرس بیشترتان می‌شوند یا اینکه سعی می‌کنید مسئولیت‌های‌تان را گردن دیگران بیندازید تا خودتان از این وقت نشناس بودن زیاد اذیت نشوید. اگر همیشه دیر به مهمانی‌ها و قرار‌های دوستانه‌تان می‌رسید، مطمئن باشید آن‌ها به اندازه‌ی کافی باهوش هستند که بفهمند شما برای وقت آن‌ها و روابط‌تان ارزش قائل نیستید.

    بالاخره یک روز، اطرافیان شما از منتظر ماندن برای شما خسته خواهند شد؛ از اینکه همیشه دیر به سینما برسند و شروع فیلم را از دست بدهند، از اینکه همیشه مجبور باشند با عجله و استرس به مقصد برسند و از خیلی چیز‌های دیگر. شاید دوستان شما به زودی قید دعوت کردن از شما را بزنند و دورهمی‌های‌شان را بدون حضور شما برگزار کنند. تصور کنید سر اولین قرارتان با یک شخص مهم دیر برسید. مطمئن باشید همه چیز را نابود کرده‌اید.

    در این مطلب چند توصیه ساده، اما مفید برای‌تان داریم تا وقت شناس‌تر باشید و دوستان و خانواده و همکاران خود را از خودتان نرنجانید و به روابط تان آسیب نزنید. ضمنا با در پیش گرفتن عادت‌های زیر، خودتان هم کمتر دچار استرس خواهید شد.

    عادت کنید از آلارم ساعت یا موبایل‌تان بیشتر استفاده کنید

    چگونه همیشه وقت شناس و آن تایم باشید

    این عادت خیلی به دردتان خواهد خورد. آلارم بیشترین کاربرد را برای بیدار شدن از خواب دارد. اگر از آن آدم‌هایی نیستید که با اولین زنگ آلارم فورا از جای‌تان بلند شوید و روزتان را شروع کنید، پس حتمال از دکمه‌ی اسنوز یا چُرت کوتاه زیاد استفاده می‌کنید. شما باید آلارم را روی چند دقیقه زودتر تنظیم کنید. یک قانون خیلی خوب به شما توصیه می‌کنیم:

    ۱. تعداد دفعاتی که دکمه اسنوز را می‌زنید با هم جمع کنید

    ۲. آن عدد را در طول مدت هر اسنوز ضرب کنید

    ۳. عدد به دست آمده را از ساعتی که آلارم را روی آن تنظیم می‌کنید کم کنید

    ۴. عدد به دست آمده، زمانی است که در واقع باید از خواب بیدار شوید

    مثلا فرض کنید شما ۳ بار اسنوز‌های ۹ دقیقه‌ای را می‌زنید، پس ۳*۹ = ۲۷

    زمانی که معمولا آلارم را تنظیم می‌کنید: ۶:۴۵ صبح

    حالا باید: ۲۷ دقیقه را از ساعت ۶ و ۴۵ دقیقه کم کنید که می‌شود: ۶:۱۸ صبح

    از این به بعد آلارم را روی ساعت ۶ و ۱۸ دقیقه صبح تنظیم کنید. آلارم را روی زمان زودتر تنظیم کردن به بدن‌تان اجازه می‌دهد به روتین خودش ادامه دهد (استفاده از اسنوز)، بدون اینکه صبح‌تان را با تاخیر شروع کنید.

    یک کاربرد بسیار مفید دیگر از آلارم این است که می‌توانید از آن به عنوان یک یادآوری کننده استفاده کنید. اگر می‌دانید روز واقعا پُرمشغله‌ای در پیش رو دارید، بد نیست برای یادآوری و به وقت عمل کردن از آلارم استفاده کنید.

    مثلا اگر در حال حاضر مشغول انجام کار مهمی در خانه هستید و می‌دانید باید ساعت پنج و ربع خانه را ترک کنید تا به کلاس یوگای‌تان برسید، آلارم را برای چند دقیقه قبل از آن تنظیم کنید. شاید گاهی لازم شود در یک روز چندین بار از آلارم استفاده کنید تا بتوانید به موقع به کارهای‌تان برسید و این هیچ ایرادی ندارد.

    خودتان، شرایط و روتینتان را ارزیابی کنید

    فقط شما می‌دانید صبح چقدر زمان لازم دارید تا برای رفتن به محل کارتان آماده شوید. فقط شما می‌دانید چقدر زمان لازم دارید بچه‌ها را از مدرسه به خانه برگردانید؛ و فقط شما می‌دانید بدن‌تان قبل از تمرین به چه اندازه تمرینات کششی برای گرم و آماده شدن نیاز دارد. هر کاری که برای وقت شناس و آن تایم بودن‌تان می‌کنید، فقط زمانی مفید خواهد بود که نقاط قوت و ضعف‌تان را ارزیابی کنید. پس محدودیت‌های‌تان را بپذیرید.

    مثلا ممکن است صبح‌ها تا زمانی که همان اول یک فنجان قهوه یا چای ننوشید، خلق‌تان باز نشود و نتوانید هیچ کاری انجام دهید. پس نباید مسئله‌ی به این مهمی را نادیده بگیرید و سراغ برنامه ریزی برای بقیه کار‌ها بروید. حتما زمانی را که منتظرید تا قهوه یا چای‌تان آماده شود را نیز در نظر بگیرید. سپس محاسبه کنید برای آماده کردن اسنک برای بچه‌ها، از خواب بیدار کردن‌شان، کمک به لباس پوشیدن‌شان و آماده شدن خودتان و … چقدر زمان نیاز دارید.

    مهم این است که مثلا آن ده دقیقه‌ای را که منتظرید تا چای یا قهوه‌تان آماده شود حذف نکنید و حتما آن را در محاسبات‌تان وارد نمایید وگرنه تمام برنامه‌های بعدی‌تان با عجله و استرس پیش خواهد رفت و روزتان را با تاخیر و آشفتگی شروع خواهید کرد.

    واضح است که عادت‌ها و موقعیت‌ها برای هر کسی متفاوت‌اند؛ بنابراین الگو و برنامه‌ای که برای دوست‌تان جواب می‌دهد لزوما برای شما به درد بخور نیست. سعی کنید تا جایی که می‌توانید برای هر چیزی از قبل برنامه ریزی کنید و چیز‌های غیرقابل پیش بینی را به حال خود بگذارید.

    تا جایی که امکان دارد برای کارهایتان از قبل آماده شوید

    چگونه همیشه وقت شناس و آن تایم باشید

    یکی از بهترین راه‌ها برای اجتناب از تاخیر، از قبل چک کردن لیست کار‌هایی است که باید انجام دهید تا بتوانید تا جایی که ممکن است چیز‌هایی را از قبل آماده کنید. اگر خوب و با دقت به لیست‌تان نگاه کنید حتما یک سری از کار‌ها را پیدا می‌کنید که همین الان می‌توانید آن‌ها را آماده کنید و بعدا راحت‌تر آن‌ها را انجام دهید. خیلی خوب است عادت کنید همه چیز را بنویسید. مثلا اگر بتوانید ناهار و اسنک بچه‌ها را از شب قبل آماده کنید، صبح کار کمتری خواهید داشت.

    حتی ساده‌ترین و جزئی‌ترین کار‌ها هم می‌توانند در برنامه ریزی‌ها و آن تایم بودن شما اثر بگذارند. اگر واقعا از همیشه در شتاب و استرس بودن خسته شده‌اید، پس توصیه می‌کنیم ریزترین کار‌ها را نیز در برنامه ریزی‌های‌تان به حساب بیاورید.

    در برنامه ریزی‌هایتان منطقی باشید

    سعی نکنید با حدس و گمان و شاید و احتمال پیش بروید. فرض کنید روز پُر از مشغله‌ای را قرار است شروع کنید و می‌دانید قبل و بعد از ناهار، دو قرار کاری مهم دارید، پس باید سر هر دو قرار به موقع حاضر شوید؛ بنابراین منطقی نیست برای این فاصله، قرار دیگری را برای صرف ناهار با دوست‌تان، آن هم در آن سوی شهر تنظیم کنید یا مثلا برای خرید به فروشگاه مرکز شهر بروید. اینکه فکر کنید زرنگی است که از این فاصله‌ی مثلا یک ساعته بهره ببرید و یکی از کارهای‌تان را انجام دهید، شاید به قیمت بدقولی و از بین رفتن اعتبارتان تمام شود. منطقی‌تر این است که در این یک ساعت ناهارتان را بخورید و مثلا ایمیل‌های‌تان را چک کنید.

    به خودتان سخت نگیرید و وقت آزاد هم در نظر بگیرید

    گاهی وقت نشناسی و بد قولی و تاخیر در واقع به دلیل تنبلی یا عدم برنامه ریزی نیست، بلکه ناشی از فعالیت‌ها و مسئولیت‌های فراوانی است که توقع داریم حتما در زمانی فشرده انجام‌شان دهیم. حتما در برنامه‌ی روزانه‌تان زمانی را برای استراحت، سرگرمی و آرام سازی ذهن و جسم‌تان در نظر بگیرید و حتی چند دقیقه هم شده، فقط برای خودتان باشید. هر کسی به روش خاص خودش آرام می‌شود و استراحت می‌کند.

    شاید شما دوست داشته باشید بعد از ناهار کمی چُرت بزنید یا هنگام صرف چای بعدازظهرتان در سکوت بنشینید و چند صفحه کتاب بخوانید. به هر حال هر چه را برای آرامش خودتان دوست دارید مهم بدانید و تصور نکنید هر چه سرتان شلوغ‌تر باشد، کارآمدتر و مفیدتر خواهید بود. چند دقیقه استراحت یا پرداختن به سرگرمی مورد علاقه باعث می‌شود با انرژی و تمرکز بیشتری به روزمرگی‌ها و مسئولیت‌های‌تان برگردید و کمتر دچار تاخیر و استرس شوید.

    دو مسئله‌ی مهم که در تلاش برای وقت شناس بودن باید به خاطر بسپارید این است که یک؛ گاهی «نه» گفتن هیچ ایرادی ندارد! وقتی قبول می‌کنید با وجود مسئولیت‌ها و کار‌های زیادی که در خانه و محل کارتان دارید، با مدرسه‌ی دخترتان هم در انجام یک سری از فعالیت‌های داوطلبانه مربوط به والدین شرکت کنید، چون قدرت «نه» گفتن ندارید، این فشار مضاعف را مجبورید تحمل کنید که مطمئنا بدون عواقب نخواهد بود. کاری که می‌دانید قادر به مدیریت آن نیستید انجام ندهید و زیر با تعهدی که شما را به درد سر می‌اندازد نروید.

    چگونه همیشه وقت شناس و آن تایم باشید

    و، اما مسئله‌ی دوم؛ گوشی و تبلت‌تان را کنار بگذارید! یکی از بزرگ‌ترین موانعی که اجازه نمی‌دهد به موقع به کارهای‌تان برسید، استفاده‌ی نادرست از تکنولوژی است. امروزه گوشی‌های هوشمند و فضای مجازی و رسانه‌های اجتماعی، بخش مهمی از مشغله‌های ما را تشکیل می‌دهند. شاید زیاد برای‌تان پیش آمده باشد که متوجه شوید ساعت‌ها غرق فضای مجازی بوده‌اید بدون اینکه خودتان بدانید.

    بیشتر افراد این روز‌ها به دلیل اینکه عادت کرده‌اند بار‌ها و بار‌ها در روز سرگرم گوشی هوشمند خود باشند، تمرکز چندانی روی دیگر کار‌های خود ندارند و طبیعی است خیلی وقت‌ها با تاخیر و عقب افتادن در کارهای‌شان روبرو شوند. گاهی رسیدن یک پیام از یک دوست در میان انجام یک کار، باعث می‌شود ساعتی را مشغول چت کردن شوید و به تبع، برنامه‌های دیگرتان به تاخیر بیفتد.

    همه‌ی این‌ها حواس پرت کن‌هایی هستند که اگر دوست دارید وقت شناس و مورد احترام باشید باید فکری به حال‌شان بکنید. برای زمانی که قرار است سرگرم گوشی‌تان باشید یا در اینترنت بچرخید، محدودیت تعیین کنید و حتی می‌توانید آلارم را تنظیم کنید تا مثلا بعد از یک ربع خبردارتان کند که وقت‌تان تمام شده. وقتی مشغول انجام کار مهمی هستید، گوشی‌تان را روی سایلنت بگذارید و تا کارتان تمام نشده سراغ گوشی‌تان نروید. وقت شناس و آن تایم بودن، فرمول پیچیده‌ای ندارد، فقط نیاز به ایجاد عادت‌هایی دارد که سود آن‌ها اول از همه به خودتان خواهد رسید.

    منبع: developgoodhabits

  • اختلالی به نام «سندرم شوهر بازنشسته»!

    اختلالی به نام «سندرم شوهر بازنشسته»!

    برترین‌ها: آیا می‌دانستید اختلالی به نام «سندرم شوهر بازنشسته» هم وجود دارد؟ این سندرم، زنان خانه داری را تحت تاثیر قرار می‌دهد که شوهران‌شان بازنشسته شده و حالا هر روز در خانه هستند. خیلی از این خانم‌ها دچار احساس خستگی و فرسودگی، تحریک پذیری عصبی و بینهایت افسرده می‌شوند.

    تئوری سندرم شوهر بازنشسته (Retired Husband Syndrome)، سی سال پیش توسط دکتر چارلز کلیفورد جوهانسون ارائه شد که گفتگو‌هایی با زنان خانه‌داری داشت که همسران‌شان بازنشسته شده و از در خانه بودن مردهای‌شان شاکی بودند. این زنان احساس بدی داشتند و دل‌شان می‌خواست فریاد بزنند، چون شوهران‌شان مدام جلوی دست و پای‌شان بودند و آن‌ها را دیوانه کرده بودند!

    در مورد سندرم شوهر بازنشسته چه می‌دانید

    به نظر می‌رسد زنان ژاپنی بیشتر از بقیه‌ی زنان از سندرم شوهر بازنشسته رنج می‌برند. بیش از ۹۰ درصد از خانم‌های ژاپنی که بالای ۶۵ سال دارند، هرگز بیرون از خانه کار نکرده‌اند، بنابراین وقتی ناگهان با این مشکل روبرو می‌شوند که شوهران‌شان، هفت روز هفته و بیست و چهار ساعت شبانه روز در خانه‌اند، تعادل زندگی و امورشان به هم می‌خورد. آمار طلاق در میان زوج‌های بازنشسته در ژاپن، طی ۲۰ سال اخیر به شدت افزایش یافته است.

    آیا شما هم از تبعات بازنشستگی شوهرتان می‌ترسید؟ نگران هستید که او قرار است تمام روز ور دل شما بنشیند و نمی‌دانید با او چه باید بکنید؟ آیا فکر می‌کنید بیکاری و اینهمه وقت آزاد، ممکن است شوهرتان را بدخلق و لجباز و ناسازگار کند؟ یا شاید هم تا الان این اتفاق‌ها افتاده‌اند!

    بازنشستگی می‌تواند هم برای مرد و هم برای همسرش که هنوز برای این تغییر اساسی آماده نیستند، سخت و ناراحت کننده باشد. به طور کلی مرد‌ها خودشان را با کارشان و نقشی که در حرفه‌شان دارند تعریف می‌کنند و سپس خود را شوهر و پدر می‌دانند. از طرفی دیگر، زن‌ها چند نقش را همزمان حفظ می‌کنند و فرقی نمی‌کند کارشان در بیرون از خانه چه باشد و معمولا اجتماعی‌تر از مرد‌ها هستند؛ بنابراین عجیب نیست که بازنشستگی می‌تواند احساس آشفتگی و سردرگمی و تنهایی به مرد‌ها بدهد و آن‌ها را به همسرشان وابسته‌تر کند. در نتیجه بازنشستگی گاهی واقعا منجر به نوعی جدیدی از استرس و اختلاف در رابطه زناشویی می‌شود. زنانی که از بازنشستگی همسر خود ناراحت و عصبانی‌اند (دچار سندرم شوهر بازنشسته شده‌اند) اغلب علت را اینگونه عنوان می‌کنند:

    • شوهرم توقعاتش زیاد و غیرمنطقی شده، مثلا با اینکه خودش وقت آزاد دارد انتظار دارد من همیشه برایش غذا درست کنم.
    • شوهرم واقعا آداب معاشرت را فراموش کرده و بی‌ادب شده.
    • شوهرم دست و پا چلفتی شده و بدون من هیچ کاری را نمی‌تواند درست انجام بدهد و من باید مدام به او بگویم چه بکند و چه نکند.
    • شوهرم درباره‌ی همه چیز غُر می‌زند و ایراد می‌گیرد.
    • شوهرم در کار‌های مربوط به من دخالت می‌کند و سرک می‌کشد.

    نکاتی برای نجات از سندرم شوهر بازنشسته

    • یادتان باشد، بازنشستگی ربطی به تنبلی ندارد. بازنشستگی مرحله‌ای طبیعی از زندگی برای افراد شاغل است که پنجره‌ای کاملا جدید به زندگی باز می‌کند، اما نیاز به برنامه ریزی، درایت و منطق برای لذت بردن از این دوران و کنار آمدن با بحران‌های آن دارد.
    • سراغ رویاهای‌تان بروید و برای‌شان برنامه ریزی کنید. زوج‌هایی که طی سال‌های زندگی مشترک خود عادت کرده‌اند با هم برای مسائل مالی و خانوادگی و … برنامه ریزی کنند، در دوران بازنشستگی موفق‌تر عمل می‌کنند. حتما شما هم رویا‌هایی داشته‌اید که مشغله‌ی کار و زندگی و امور بچه‌ها به شما اجازه نداده به دنبال‌شان بروید. با همسرتان حرف بزنید و ببینید امکان برآورده کردن کدام یک از خواسته‌ها و برنامه‌های‌تان را دارید.
    • فعالیت‌هایی انجام دهید که هر دوی شما از آن لذت می‌برید. اکنون که همسرتان بازنشسته شده، زمان زیادی برای با هم بودن دارید. انجام فعالیت‌های مناسبی که برای هر دوی‌تان جالب باشد می‌تواند از تنش و استرس‌تان کم کند و شرایطی فراهم کند که از بودن در کنار هم به جای اینکه حرص بخورید لذت ببرید.

    در مورد سندرم شوهر بازنشسته چه می‌دانید

    • برای هر کدام‌تان یک فضای شخصی در خانه در نظر بگیرید و به هم اجازه دهید به علاقه مندی‌های فردی‌تان برسید. همه‌ی ما به فضا و زمانی برای خودمان نیاز داریم تا تنها باشیم و به کاری که دوست داریم بپردازیم. به فضای خصوصی هم احترام بگذارید و از اینکه زمان‌هایی را فقط اختصاص به خودتان دهید، احساس گناه نکنید. زمان‌هایی که تنها هستید و به فعالیت محبوب‌تان مشغولید، در واقع برای سایر زمان‌ها که در کنار همسر و فرزندان‌تان هستید انرژی می‌گیرید و شارژ می‌شوید.
    • در مورد احساسات و نگرانی‌ها و ترس‌های‌تان در این مرحله‌ی جدید از زندگی، راحت و صمیمی با همسرتان حرف بزنید. همسرانی که از ترس‌ها و نگرانی‌های‌شان با هم حرف نمی‌زنند، معمولا در درک عقاید و رفتار‌های همدیگر به مشکل برمی‌خورند. مثلا مردی که تمام روزش را با کار و حرفه‌اش پُر می‌کرده و حالا اجبارا زودتر بازنشسته شده ممکن است بابت اینکه دیگر کار نمی‌کند عصبانی و آشفته باشد. اگر با همسرش در مورد نگرانی و ناراحتی که دارد حرف نزند، او را با رفتارهایش غافلگیر و آزرده خواهد کرد. ارتباط همیشه، مهم‌ترین جزء از رابطه است که اکنون مهم‌تر هم شده است.
    • برای گوش دادن به حرف‌های همسرتان وقت بگذارید. خیلی وقت‌ها، خصوصا زمانی که تنشی وجود دارد، فکر می‌کنیم می‌دانیم طرف مقابل چه دارد می‌گوید و برای شنیدن حرف‌هایش حوصله نمی‌کنیم، در واقع اصلا به آنچه می‌گوید گوش نمی‌دهیم. رابطه به همدلی نیاز دارد و همدلی زمانی است که درد و نگرانی‌ها و ترس‌های طرف مقابل‌تان را احساس کنید. در این مرحله یا بحران از زندگی، نیاز به همدلی بیشتر می‌شود.
    • نسبت به هم مهربان‌تر باشید. مهربانی واگیر دارد. وقتی با همسرتان مهربانی می‌کنید و ملایمت به خرج می‌دهید، او کمتر می‌تواند از دست‌تان عصبانی بشود و به شما پرخاش کند. مهربانی کمک می‌کند ارتباط تان قوی‌تر شود و بیشتر ملاحظه‌ی هم را بکنید.
    • نکته‌ای که نباید فراموش کنید این است که شما نمی‌توانید همسرتان را تغییر دهید. همه‌ی ما یاد گرفته‌ایم که نمی‌توانیم دیگران را تغییر دهیم، بلکه فقط می‌توانیم خودمان را تغییر دهیم. شما می‌توانید روی دیگران تاثیر بگذارید و این دقیقا همان کاری است که باید بکنید. با برنامه ریزی جدید برای دوران بازنشستگی می‌توانید روی زندگی زناشویی‌تان اثر بگذارید و از این طرق کنترل امور را به دست بگیرید. اگر هر دو اهل ورزش هستید می‌توانید از این به بعد با هم ورزش کنید، با هم به خرید بروید، با هم غذا درست کنید یا اینکه برنامه ریزی کنید چه زمانی شما و چه زمانی همسرتان آشپزی کند، به دیدار دوستان‌تان بروید، در فعالیت‌های خیرخواهانه شرکت کنید و البته اوقات شخصی خود را نیز در برنامه بگنجانید.

    در مورد سندرم شوهر بازنشسته چه می‌دانید

    اگر همسرتان بعد از بازنشستگی افسرده شده …

    گاهی دست از کار کشیدن و بازنشسته شدن می‌تواند آنقدر استرس برانگیز باشد که فرد احساس افسردگی کند و این مسئله بیشتر از آنچه فکر می‌کنید شایع است. اگر همسرتان با افسردگی بعد از بازنشستگی دست و پنجه نرم می‌کند یا اصلا حال و حوصله‌ی روز‌های بازنشستگی‌اش را ندارد، بهترین کار این است که او را تشویق کنید در مورد احساسش حرف بزند و او را وارد فعالیت‌هایی کنید. اغلب بی‌حوصلگی به این دلیل روی می‌دهد که همسر شما احساس می‌کند دیگر مفید نیست یا کسی به او نیاز ندارد و این مسئله نیز با تعیین هدف جدید و پذیرفتن مسئولیت برطرف شدنی است.

    اگر همسرتان هیچ کاری نمی‌کند …

    شاید احساس کنید همسرتان بعد از بازنشستگی تنبل شده و هرگز از خانه بیرون نمی‌رود یا زیاد تلویزیون تماشا می‌کند. شاید همسر شما تنبل یا بی‌انگیزه نیست بلکه برداشت او از بازنشستگی، هیچ کاری نکردن است. بسیار خب ایرادی ندارد، اما مسئله اینجاست که اگر شما برنامه‌ی دیگری داشته باشید، این رفتار و طرز فکر می‌تواند خودخواهانه به نظر برسد. پس چه باید بکنید؟ با همسرتان با صبر و حوصله حرف بزنید و به او بفهمانید که لحظاتی در زندگی وجود دارد که تکرار شدنی نیستند و نباید با غفلت آن‌ها را از دست بدهید، چون هیچوقت نمی‌دانید زندگی چقدر برای بیشتر باهم بودن به شما فرصت می‌دهد.

    اگر همسرتان هرگز از خانه بیرون نمی‌رود …

    در مورد سندرم شوهر بازنشسته چه می‌دانید

    وقتی کسی خودش را از دیگران کنار می‌کشد، مثلا هرگز دوست ندارد از خانه خارج شود، لزوما به این دلیل نیست که نمی‌خواهد با دیگران برخورد کند، بلکه می‌تواند علامت این باشد که ناراحت و افسرده است یا دچار بیرون هراسی (agoraphobia) شده است. نکته اینجاست که ممکن است این رفتار بیشتر به احساس خود شما برگردد. اگر شما از این ناراحتید که همسر بازنشسته‌تان هرگز از خانه بیرون نمی‌رود، شاید به این دلیل است که می‌خواهید زمانی را در خانه تنها باشید. یا شاید دوست دارید با هم بیرون بروید و کار‌هایی بکنید. پس اول باید ببینید چرا می‌خواهید همسرتان بیشتر از خانه بیرون برود. با او حرف بزنید و نظر و احساسش را بپرسید تا نظر شما جنبه‌ی محبت و توجه داشته باشد نه انتقاد و بهانه جویی.

    اگر همسرتان همیشه بداخلاق و غُرغُرو است …

    به نظر می‌رسد بعضی از مرد‌ها با بالا رفتن سن بدخلق می‌شوند و شما تنها نیستید. انگار این مرد‌ها از هر چیزی می‌توانند ایراد بگیرند و غرولند کنند، از رفتار همسایه گرفته تا برنامه‌های تلویزیون! شاید به دلایلی که در بالا گفتیم، همسرتان حس خوبی نسبت به روز‌های بازنشستگی‌اش ندارد و این حس را بدین صورت بروز می‌دهد و یا شاید هم از اول بداخلاق بوده، اما چون تمام روز سرکار بوده است و زمان کمتری را با او می‌گذرانده‌اید متوجه نشده‌اید!

    اما اگر نوسانات خلقی همسرتان بخشی از شخصیت او نیست و بعد از بازنشستگی‌اش روی داده می‌تواند علامتی از افسردگی یا آلزایمر زودهنگام باشد. اگر تغییرات خلقی همسرتان جوری است که حتی دوست ندارید با کسی معاشرت کنید، بهتر است از یک مشاور حرفه‌ای کمک بگیرید. ممکن است همسرتان نگرانی‌هایی داشته باشد یا خسته و ناامید شده باشد و از این بابت که نمی‌داند باقی زندگی‌اش چطور خواهد بود، مضطرب است. به هر حال این احتمالات را بررسی کنید، شاید فقط به این نتیجه برسید که همسرتان تبدیل به یک پیرمرد غرغرو شده!

    بازنشستگی قرار نیست رابطه و زندگی‌تان را بهم بزند، بلکه صرفا یک تغییر است و هر تغییری با استرس همراه است. بین خودتان راه‌های ممکن برای حفظ آرامش و ارتباط بهتر و ضمنا حفظ فضای شخصی‌تان را پیدا کنید تا از این مرحله از زندگی‌تان لذت ببرید.

    منابع: verywellmind ،gransnet

  • دریاچه‌ی چورت؛ منظره‌ای بکر و جوان

    دریاچه‌ی چورت؛ منظره‌ای بکر و جوان

    برترین‌ها: استان مازندران به عنوان یکی از سرسبزترین و زیباترین استان‌های کشور، دیدنی‌های بسیاری دارد که با قدم گذاشتن در هر قسمت از آن می‌توان شاهد زیبایی‌های خلقت پروردگار بود. در این میان، آبشار‌ها و دریاچه‌ها نیز از اهمیت بسیاری برخوردار هستند و یکی از جذاب‌ترین جاذبه‌های دیدنی برای گردشگران به شمار می‌آیند.

    وجود دریاچه‌ای زیبا و بکر آن هم در قلب جنگلی سرسبز و انبوه، تصوری است که احتمالاً در ذهن بسیاری از ما چیزی شبیه به یک رویاست و شاید با خود فکر کنیم که چنین مناظری را نمی‌توان در کشور خود پیدا کرد. در صورتی که ایران، کشور هفت اقلیم است و هر گوشه‌ای از آن نیز زیبایی‌های منحصربه‌فرد خود را به رخ می‌کشد. در این مطلب همراه ما باشید تا به یکی از جوان‌ترین و در عین حال زیباترین دریاچه‌های استان مازندران سری بزنیم و با آن بیشتر آشنا شویم: دریاچه چورت.

    دریاچه چورت، این منظره بکر و جوان!

    درباره دریاچه چورت

    دریاچه چورت که آن را با نام میانشه نیز می‌شناسند در ۱۰ کیلومتری روستای چورت در استان مازندران قرار دارد و وسعت آن نیز چیزی حدود ۵/۲ هکتار است. این دریاچه در محاصره درختانی بلندقامت و سبزرنگ قرار دارد و همین موضوع نیز آن را تبدیل به گزینه‌ای منحصربه‌فرد و زیبا جهت بازدید و گذراندن اوقاتی آرام و دلنشین کرده است.

    یکی از موضوعات و ویژگی‌های جالبی که می‌توان در رابطه با دریاچه چورت نام برد چگونگی پیدایش آن است. دریاچه چورت در سال ۱۳۱۸ شمسی و بعد از رانش زمین و زلزله‌ای که در این منطقه اتفاق افتاد به وجود آمد، چراکه در نتیجه این زمین‌لرزه مسیر آب این منطقه بسته شد و دریاچه فعلی پدید آمد. این ویژگی که نشان‌دهنده جوان و متفاوت بودن این دریاچه است آن را در میان سایر دریاچه‌های اطراف بسیار مهم و منحصربه‌فرد کرده است.

    دریاچه چورت، این منظره بکر و جوان!

    منظره دریاچه چورت بسیار دلنواز و آرامش‌بخش است. این منطقه غالباً در میان مه غرق قرار دارد و مناظر زیبای دیگری را نیز می‌توان در اطراف آن مشاهده کرد که گشت‌وگذار شما را تکمیل می‌کند. به علاوه آنکه امروزه قایق‌هایی نیز در این دریاچه تعبیه شده‌اند که امکان یک خاطره قایق‌سواری جذاب را در ذهن شما ماندگار می‌سازند.

    دریاچه چورت، این منظره بکر و جوان!

    حالا که به تمامی این مسائل اشاره کردیم حیف است این را نیز نگوییم که فضای اطراف دریاچه چورت یکی از بهترین گزینه‌ها برای پیاده‌روی است، چراکه شما با قرارگیری در قلب جنگل می‌توانید از بوی گیاه و خنکی هوا لذت ببرید و چشمان خود را از تماشای مناظری بکر و زیبا سرشار نمایید. به همین خاطر هم هست که بازدید از دریاچه چورت را معمولاً به کسانی توصیه می‌کنیم که به دنبال مکانی آرامش‌بخش و دلنشین هستند تا ساعاتی از زندگی شلوغ و پردردسر شهری در امان باشند.

    دریاچه چورت، این منظره بکر و جوان!

    دریاچه چورت در واقع در شکاف دره‌ای پرشیب قرار دارد و همین موضوع نیز نقش زیادی در بکر و زیبا بودن آن ایفا کرده است. این دریاچه به صورت بیضی‌شکل است و عمق آن هم در زمان‌های مختلف تغییر می‌کند، چراکه همان‌طور که انتظار می‌رود بسیار تحت تأثیر میزان بارش در منطقه است. از آنجایی که این دریاچه بعد از زلزله به وجود آمده است به خودی خود آبزی‌ای در آن زندگی نمی‌کند و هر گونه ماهی که در آن مشاهده می‌کنید افراد ساکن در منطقه به آن انداخته‌اند.


    بازدید از دریاچه چورت

    پوشش گیاهی اطراف دریاچه چورت که آن را به طور کامل محاصره است در طول فصول مختلف سال زیبایی‌های منحصربه‌فردی را به رخ همگان می‌کشد، به همین دلیل نیز باید گفت که تمامی فصول سال را می‌توان برای بازدید از این دریاچه، مناسب دانست، با این حال از آنجایی که سرمای زمستان در این منطقه نسبتاً زیاد است شما می‌توانید برای بازدید از دریاچه چورت در فصل‌های بهار تا پاییز مراجعه نمایید.

    دریاچه چورت، این منظره بکر و جوان!

    باید به این موضوع نیز اشاره کنیم که امکان شنا در دریاچه چورت به هیچ عنوان وجود ندارد و این مسئله‌ای است که غالباً با آن روبه‌رو هستیم. به دلیل وجود بوته‌ها گیاهان متفاوت در کف این دریاچه، شنا کردن در آن کار ایمن و درستی نیست و می‌تواند آسیب‌رسان باشد، به همین دلیل نیز بهتر است که به کلی قید شنا کردن در این دریاچه را از ذهن خود خارج کنید.

    اگر به منطقه دریاچه چورت سفر کردید و از زیبایی‌های آن نیز بازدید نمودید احتمالاً به دنبال اقامتگاه و هتل‌هایی نیز خواهید بود تا شب را در آن‌ها سر کنید. در این رابطه باید بگوییم در این منطقه خانه‌هایی وجود دارند که به مسافران اجاره داده می‌شوند، به علاوه آنکه هتل‌ها و مهمان‌سرا‌هایی نیز در شهر‌ها و روستا‌های اطراف دریاچه چورت قرار دارند که می‌توانید روی آن‌ها نیز حساب کنید و اقامت راحت و ایده‌آلی را در آن‌ها تجربه نمایید.

    دریاچه چورت، این منظره بکر و جوان!

    این دریاچه بهترین گزینه برای کسانی است که به دنبال سکوت هستند و می‌خواهند با بازدید از یک منطقه طبیعی و سرسبز حال خود را دگرگون کرده و آرامش مجددی به دست آورند. شما می‌توانید با مراجعه به دریاچه چورت خود را در آغوش طبیعت حس کنید و سکوتی را که دنبالش هستید به دست آورید تا در نهایت بتوانید با ذهنی آرام و خاطرات سفری دوست‌داشتنی به زندگی شهری‌تان بازگردید.


    مسیر رفت و آمد به دریاچه چورت

    دریاچه چورت، این منظره بکر و جوان!

    برای رفتن به دریاچه چورت شما باید قبل از هر چیز به استان مازندران بروید و از آنجا به سمت جاده کیاسر- ساری حرکت کنید. اگر این مسیر را از شهر تهران آغاز کرده باشید باید چیزی حدود ۳۵۰ کیلومتر را پشت سر بگذارید تا به روستای چورت برسید. وقتی به این روستا رسیدید با طی کردن ۱۰ کیلومتر می‌توانید دریاچه چورت را مقابل چشمان خود ببینید.

    دریاچه چورت، این منظره بکر و جوان!

  • راهنمای رستگاری در دوران دانشجویی!

    راهنمای رستگاری در دوران دانشجویی!

    روزنامه خراسان – نرگس عزیزی: دانشجویی جزو دوره‌هایی از زندگی است که افراد در آن، دغدغه‌های زیادی دارند. دانشجویان دوست دارند که با تلاش در این دوره، بهترین آینده را برای خودشان رقم بزنند، اما این سوال پیش می‌آید که چرا معمولا به این هدف دست نمی‌یابند. دو اشتباه رایج در این دوره و ناآشنایی با دو مهارت مهم، عامل اصلی این ناکامی است. اولی، مهارت برنامه‌ریزی است که بار‌ها و بار‌ها درباره آن صحبت شده و نیاز ضروری هر دانشجو و البته هر آدمی برای رسیدن به اهداف و موفق شدن است.

    در پرونده امروز، سعی کرده‌ایم به جای یک سری حرف‌های کلی و گفتن نکات تئوری، به صورت مصداقی و عملی به شما برای داشتن یک برنامه‌ریزی اصولی کمک کنیم. دومی، مهارت شبکه‌سازی است که به احتمال زیاد درباره‌اش نشنیده‌اید. مهارتی که هدفش، پاسخ دادن به اصلی‌ترین دغدغه دانشجویان یعنی بیکاری است. امروز یعنی ۱۶ آذر، روز دانشجوست ضمن عرض تبریک این روز به دانشجویان عزیز، خواندن مطالب کاربردی پرونده امروز را به آن‌ها توصیه می‌کنیم.

    رستگاری در دوران دانشجویی

    چرا مدیریت زمان در دوره دانشجویی مهم است؟

    بسیاری از افراد تا پیش از آغاز به درس خواندن در دانشگاه، لزوم مدیریت زمان را درک نمی‌کنند. این موضوع چندان هم عجیب نیست چراکه تنوع برنامه‌ها تا پیش از این زمان به صورت معمول چندان زیاد نیست؛ فعالیت اصلی دانش‌آموزان درس خواندن است و زمان حضور در مدرسه نیز البته مشخص و ثابت.

    با توجه به نکات گفته شده، با تغییر شرایط بعد از ورود به دانشگاه در صورتی که افراد مدیریت زمان ضعیفی داشته باشند، ممکن است زمان زیادی را هدر بدهند و در مقابل در صورت قوی بودن در این مهارت، چندین قدم از همسالان خود جلو بیفتند.
    مسئولیت‌ها و نقش‌هایی که دانشجویان بر عهده دارند، در غالب مواقع محدود است. در واقع هرچند مسئولیت‌ها به نسبت دوره دانش‌آموزی افزایش محسوسی داشته، اما در مقایسه با بعد از آن، بسیار محدود است. بر این اساس هم تمرین مدیریت زمان در این فرصت، دشواری کمتری دارد و با موفقیت بیشتری می‌تواند همراه باشد.

    تجربه ناکامی در کسب نتایج قابل قبول درسی، می‌تواند تاثیری مخرب بر اعتماد به نفس دانشجویان داشته باشد. هر چند در افت تحصیلی عوامل متعددی نقش دارد، اما ضعف در مدیریت زمان یکی از عوامل مهم در این زمینه است. شاید بهتر باشد بگوییم برای کسب نتایج خوب درسی، ایجاد فرصت برای پرورش توانمندی‌ها و کسب مهارت‌های متعدد و البته تقویت اعتماد به نفس، بهتر است موضوع مدیریت زمان را از همین روز‌ها جدی بگیرید.

    سهم من را به اندازه بده!

    رستگاری در دوران دانشجویی

    این مهارت به درد دانشجویانی می‌خورد که دغدغه برقراری تعادل در برنامه‌های خود را دارند.

    آیا شما هم از جمله افرادی هستید که از کمبود وقت شکایت دارید و همیشه در ذهن‌تان فهرستی از کار‌های عقب‌افتاده است؟

    شاید هم شما از جمله افرادی باشید که وقتی فعالیت‌های چند ماه گذشته را مرور می‌کنید، احساس می‌کنید آن قدر که دلتان می‌خواسته برنامه‌های مفید نداشته‌اید و چند وقتی است در جا می‌زنید. شاید هم اصلا شما دانشجوی سال اول هستید و از این‌که می‌بینید در عوض تمام برنامه‌هایی که پیش از این برای بعد از ورود به دانشگاه برای خود در نظر گرفته بودید، تنها به تعداد کمی از آن‌ها رسیده و ناچار شدید بیشتر آن‌ها را کنار بگذارید، دلخورید.

    خلاصه اگر از هر کدام از این گروه‌ها باشید، مطلب امروز به کار شما خواهد آمد، چرا که قرار است به شما روشی ساده و کاربردی برای بهبود در برنامه‌ریزی روزانه‌تان ارائه شود. روشی که به شما کمک خواهد کرد تا بتوانید برای هر بخش از زندگی‌تان سهمی متناسب در نظر بگیرید.

    قدم اول: تهیه فهرست فعالیت‌ها بدون ارزش‌گذاری

    اول از همه توجه داشته باشید که این روش را همه افراد می‌توانند به کار برند، اما با توجه به شروع سال تحصیلی دانشگاه‌ها و از آن جا که دانشجویان زیادی در خصوص برنامه‌ریزی روزانه مشکل دارند، مثال‌های این مطلب متناسب با زندگی دانشجویی است. برای شروع، ابتدا کار‌هایی را که هر روز برای آن‌ها وقت صرف می‌کنید یادداشت کنید. در این فهرست قرار نیست شما ارزش‌گذاری خاصی روی فعالیت‌ها داشته باشید و بر فرض تنها آن‌هایی را که به نظر مفید هستند بنویسید.

    این فهرست می‌تواند شامل این موارد باشد: خوابیدن، خوردن، حضور در کلاس‌های دانشگاه، رفت و آمد، صرف وقت با دوستان، درس خواندن، استفاده از شبکه‌های اجتماعی، رسیدگی به امور شخصی مانند حمام، شستن لباس، نظافت اتاق، آراستن خود و …، ورزش، بازی‌های رایانه‌ای و دیگر فعالیت‌ها مانند صرف وقت با خانواده یا کاری پاره وقت.

    قدم دوم: ثبت زمان صرف شده برای هر عنوان

    در مرحله بعد به مدت یک هفته و به صورت روزانه، میزان زمانی را که صرف هر کدام از این موارد می‌کنید یادداشت کنید تا دیدی منطبق بر واقعیت درباره زمان صرف شده برای هر یک پیدا کنید. سپس میانگین زمان صرف شده را محاسبه و یادداشت کنید. جدول زیر بر مبنای زندگی یک دانشجوی سال اولی تهیه شده و صرفاً برای آشنایی شماست.

    قدم سوم: تهیه نمودار دایره‌ای

    رستگاری در دوران دانشجویی

    هرچند تهیه این جدول به خودی خود می‌تواند اطلاعات خوبی درباره نحوه برنامه‌ریزی روزانه شما و ایراد‌هایی که باید برطرف شود، در اختیار شما قرار دهد، اما تهیه نمودار دایره‌ای می‌تواند میزان کاربردی بودن این اطلاعات را باز هم افزایش دهد. به ویژه اگر در زمان تهیه نمودار، فعالیت‌ها را بر مبنای هدف‌شان با رنگ‌های یکسان نمایش دهید. برای این کار کافی است شما دایره‌ای بکشید و آن را به ۲۴ برش مساوی تقسیم کنید (نمودار خالی دایره‌ای در اینترنت در دسترس است).

    سپس هر برش در دایره را معادل یک ساعت در نظر بگیرید و اطلاعات این جدول را وارد نمودار کنید. اگر فعالیت‌ها را در چند دسته کلی نیز دسته‌بندی و از رنگ‌های یکسان برای مشخص کردن هر دسته استفاده کنید، نمودار کاربردی‌تر خواهد بود. به عنوان مثال در نموداری که بر مبنای جدول بالا تهیه شده، هر آن چه زیر مجموعه مراقبت از خود و فعالیت‌های ضروری روزانه است، با رنگ بنفش یا فعالیت‌های مربوط به تفریح و تعامل‌های اجتماعی با رنگ آبی مشخص شده است.

    قدم چهارم: ارزیابی نمودار و سهم فعالیت‌ها

    حالا به نمودار نگاه کنید. در مثال ترسیم شده در همان نگاه اول شما متوجه زیاد بودن سهم رنگ بنفش و آبی می‌شوید، اما در مقابل با این‌که این برنامه برای یک دانشجوست، میزان زمان صرف شده برای فعالیت‌های درسی او (رنگ نارنجی) چندان زیاد نیست.

    نکاتی درباره رنگ بنفش: درباره رنگ بنفش و فعالیت‌های مربوط به آن، با چند راهکار می‌توان میزان آن را کاهش داد، به عنوان مثال کم کردن نیم ساعت از زمان خواب.

    نکاتی درباره رنگ آبی: در بخش آبی، اما به نظر می‌رسد که امکان کاهش آسان، اما همزمان دشوار است. این روز‌ها بسیاری از جوانان زمان زیادی را در شبکه‌های اجتماعی صرف می‌کنند؛ فعالیتی که کم آن بدون اشکال، اما وقتی به بیش از ۱۰ ساعت در هفته می‌رسد با عوارضی همراه می‌شود. استفاده از اپلیکیشن‌های نمایش‌دهنده زمان استفاده از گوشی یا برنامه‌هایی که برای استفاده از شبکه‌های اجتماعی سقف گذاشته و اجازه استفاده بیشتر در طی روز را نمی‌دهد، می‌تواند در این زمینه یاری‌رسان باشد.

    نکاتی درباره رنگ نارنجی: اما در خصوص رنگ نارنجی و آن چه با عنوان فعالیت‌های آموزشی دسته‌بندی شده است، در این بخش، موضوع فقط کم بودن زمان اختصاص داده شده به درس نیست، بلکه موضوع زمان کم برای آموزش و پرورش توانایی‌ها و مهارت‌هاست. توجه داشته باشید که دوران جوانی، مهم‌ترین زمان برای کسب مهارت‌ها و تقویت توانایی‌ها برای آماده شدن به بازار کار و زندگی بزرگ سالی است، پس اگر می‌بینید زمان اختصاص یافته برای بخش آموزش شما بسیار محدود است، در اولین فرصت به دنبال تغییر برنامه‌های خود باشید.

    مهارتی برای شکست بیکاری!

    کارشناسان، شبکه‌سازی را فعالیتی مهم برای یافتن شغل می‌دانند، اقدامی که باید از دوران دانشجویی آغاز شود
    پیدا کردن شغل کار آسانی نیست به خصوص وقتی شما کم سن و سال هستید. در این میان برخی با بدبینی تنها راه پیدا کردن شغل را پارتی‌بازی می‌دانند، اما آیا راهی هست که بشود بدون پارتی بازی در کوتاه‌ترین زمان شغلی برای خود دست و پا کرد؟ این روز‌ها برخی معتقدند توجه به مهارتی مهم، اما ناآشنا در دوره دانشجویی می‌تواند به شما این امکان را بدهد که بعد از اتمام درس، در زمانی کوتاه‌تر بتوانید شروع به کار کنید؛ مهارتی به نام «شبکه‌سازی».

    بسیاری کسب این مهارت را به ویژه برای دانشجویان ضروری می‌دانند و معتقدند در بازار کار این روزها، کسی که توانایی شبکه‌سازی نداشته باشد، هم در پیدا کردن اولین کار خود دشواری‌های زیادی را تجربه خواهد کرد و هم این‌که در پیشرفت کاری با مشکل مواجه خواهد شد، اما منظور از شبکه‌سازی چیست و چه تفاوتی با پارتی‌بازی دارد؟

    شبکه‌سازی چیست؟

    رستگاری در دوران دانشجویی

    با تخصصی شدن مشاغل، گسترده شدن عناوین شغلی و جابه‌جایی زیاد افراد برای کار، شناساندن خود به دیگران برای آغاز به کار، اهمیت زیادی دارد. شما برای این منظور باید بتوانید متناسب با اهداف کاری خود، افرادی را که می‌توانند فرصت کاری در اختیار شما بگذارند، پیدا کنید، خودتان را به درستی به آن‌ها بشناسانید و البته بتوانید اعتماد آن‌ها را جلب کنید. با این کار شما در واقع شبکه‌ای از افرادی که می‌توانند بالقوه به شما در یافتن کار و پیشرفت کمک کنند، ایجاد می‌کنید.

    توجه داشته باشید که تفاوت مهم شبکه‌سازی با پارتی‌بازی در هدف افراد در معرفی کردن شماست. در پارتی‌بازی شما به واسطه این‌که آشنای فلان فرد هستید، معرفی می‌شوید؛ بدون در نظر گرفتن مهارت‌های شما، اما بعد از شبکه‌سازی، افراد شما را به واسطه مهارت‌ها، توانمندی‌ها و قابلیت‌هایتان معرفی می‌کنند.

    این فرصت‌های دانشجویی را از دست ندهید

    آشنایی نزدیک‌تر با برخی استادان: غالب استادان دانشجویان علاقه مند، با پشتکار و مسئولیت‌پذیر خود را تا سال‌ها بعد به یاد می‌آورند و اگر کسی دنبال نیروی جوان و کاری باشد، در صورتی که استاد شما، پیش از این با توانایی‌های شما آشنا شده باشد، احتمال این‌که شما را به عنوان یک گزینه مناسب معرفی کند، زیاد است.

    کارآموزی را هدفمند پیش ببرید: البته همه رشته‌ها کارآموزی ندارد، اما اگر چنین فرصتی به شما داده شد، آن را جدی بگیرید. شاید محیطی که الان به عنوان کارآموز در آن حاضر می‌شوید، مطلوب شما نباشد، اما توجه داشته باشید که مدیر فعلی شما در کارآموزی، شناخت بهتری از بازار کار از شما دارد و بر این اساس می‌تواند کمک خوبی در این زمینه باشد.

    بازدید‌هایی سرنوشت‌ساز: هنگام بازدیدهمراه با دانشگاه، اردو‌های علمی و … درباره موقعیتی که می‌خواهید در آن حاضر شوید، اطلاعات کسب کنید. اگر می‌دانید امکان آشنایی با فردی متخصص در رشته خود را در این زمان خواهید داشت، با آمادگی به دیدن او بروید. در بخش خرده‌مهارت‌های شبکه‌سازی در خصوص کسب آمادگی بیشتر، صحبت خواهیم کرد.

    انجمن‌های علمی، فعالیتی با کاربردی چندگانه: فعالیت در انجمن‌های علمی یکی دیگر از فرصت‌هایی است که مختص دوره دانشجویی است. فعالیت در این انجمن‌ها را بسیاری از دانشجویان دست کم می‌گیرند، غافل از این‌که این فعالیت‌ها هم می‌تواند خرده‌مهارت‌های ضروری را در شبکه‌سازی تقویت کند و هم فرصت آشنایی با افراد متخصص بیشتری را در اختیار آن‌ها قرار دهد.

    از توان بالقوه شبکه‌های اجتماعی غافل نشوید: سعی کنید پیش از اتمام درس خود، زمانی را به شناخت و آگاهی درباره بازار کار رشته تخصصی خود اختصاص دهید و به محیط‌های کاری در این زمینه سر بزنید. البته برای این کار جدای از بازدید حضوری، فضای مجازی را نیز جدی بگیرید. در فضای مجازی با افراد فعال در رشته خود آشنا شوید، به صفحات آن‌ها یا سایت‌هایشان سر بزنید و شناخت خوبی از آن‌ها کسب کنید تا در قدم بعدی بتوانید خود را به آن‌ها معرفی کنید.

  • تهرانگردی؛ بهترین دیزی‌سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی‌سرا‌های تهران

    برترین‌ها: «دیزی» یکی از غذا‌های سنتی و پرطرفدار در بین ایرانیان سراسر کشور است. غذایی چرب و سنگین و البته بسیار لذیذ که از گوشت تازه گوسفند و حبوبات در کنار گوجه، سیب زمینی، دمبه و ادویه‌های مخصوصش تهیه می‌شود.

    هنر درست کردن دیزی خوشمزه کار هر شخص و هر رستورانی نیست و باید کاربلد باشی تا بتوانی بهترین دیزی را اماده کنی. برای طبخ دیزی معمولا از ظرف‌های سفالی (سنگی) و یا از ظروف فلزی استوانه‌ای استفاده می‌شود و در کنار نان سنگک، سبزی خوردن، پیاز و پیازچه و انواع ترشیجات نوش جان میشود. لطفاً آب دهان خود را قورت دهید و با ما همراه باشید تا در گزارشی بهترین دیزی سرا‌های پایتخت را برایتان معرفی کنیم.

    ۱. رستوارن «دیزی»

    تقریبا اکثر دیزی باز‌های تهران بر این موضوع اتفاق نظر دارند که رستوران دیزی ایرانشهر خوشمزه‌ترین دیزی سرای تهران است. رستورانی که منو و لیست غذا ندارد و فقط دیزی سرو میکند. همراه با مخلفات فراوان و خوشمزه. فضای سنتی و نوستالژیک این رستوران در کنار ظروف و محیط پذیرایی سنتی حس خوب و دلنشینی را به مشتری القا میکند. فقط توجه داشته باشید که این رستوران تنها ظهر‌ها و برای ناهار باز است، پس زمانی راهی «دیزی» نشوید که تیرتان به سنگ بخورد.

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    اگر آخر هفته تصمیم به رفتن به این رستوران را دارید، مطمئناً خیلی باید انتظار بکشید، حتی شاید ازدحام مشتری باعث شود گرسنه به خانه بازگردید! ولی هر چه که هست ارزش صف ایستادن و معطل شدن را دارد. ناگفته نماند دوغ محلی این رستوران را حتما امتحان کنید. چای و بامیه آخرش هم فراموش نشود.

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    آدرس: ایرانشهر، خیابان کلانتری، پلاک ۵۲


    ۲. رستوران «آذری»

    رستورانی فوق العاده معروف در جنوب تهران که تمامی شهرتش به‌خاطر دیزی‌های فوق العاده اش است. دیزی‌های رستوران آذری طوری باقی غذاهایش را تحت الشعاع قرار داده که انگار غذای دیگری در این رستوران وجود ندارد!

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    فضای سنتی دلنشین همراه با پرسنل خوب و مشتری مدار که سفارشتان را در اسرع وقت آماده کرده و در مقابلتان میچینند. مشتریانی که اهل قلیان هستند میتوانند پس از خوردن یک دیزی لذیذ با یک قلیان خوب و چای قندپهلو روز خوب خود را عالی کنند. این رستوران هم همانند باقی رستوران‌های معروف در روز‌های جمعه و تعطیل از ازدحام بیش از حدی برخوردار است.

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    آدرس: میدان راه آهن-ابتدای خیابان، ولی عصر روبروی شهرداری ناحیه ۴-پلاک ۳۰


    ۳. دیزی‌سرای اختیار

    این رستوران علاوه بر دیزی‌های خوشمزه‌اش به صبحانه‌ها و املت‌های فوق‌العاده‌اش هم معروف است. یکی دیگر از ویژگی‌های این رستوران سروکردن نان بربری تازه با دیزی است. فضای دیزی‌سرای اختیار کاملا خودمانی و مشتی است و کارکنان مشتی و خوش اخلاقی دارد.

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    آدرس: خیابان کارگر، میدان حر، خیابان امام خمینی، خیابان کمالی، جنب بیمارستان لقمان حکیم


    ۴. دیزی گلفام

    دیزی گلفام برای سلیقه‌های مختلف دو نوع دیزی ساده و تند فلفلی دارد. سه نوع ترشی معرکه کنار غذا سرو می‌شود که حتی اگر اهل ترشی نباشید هم نمی‌توانید بی‌خیالش شوید. از دیگر جاذبه‌هایش، چای و بامیه‌ی تازه‌ی بعد از غذا است که طرفداران زیادی دارد. دوغ و مخلفات این رستوران از خوشمزه‌هایی است که نباید از دست بدهید.

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    آدرس: خیابان جردن، خیابان گلفام، پاساژ امیر، پلاک ۶۲


    ۵. دیزی تیلیت

    برای عزیزانی که فاکتوری به نام «بهداشت» در انتخاب هایشان تاثیر گذار است و به این باور که «هرچه رستوران کثیف تر، خوشمزه تر!» اعتقادی ندارد، رستوران «تیلیت» بهترین انتخاب است. یک رستوران شیک و پیک برای دیزی دوست‌هایی که میخواهند از یک دیزی خوشمزه لذت ببرند.

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    دکور مدرن-سنتی در کنار محیطی آرام و پرسنلی خوش برخورد با خدمت رسانی عالی این رستوران را به یکی از بهترین و محبوب‌ترین رستوران‌های مرکز شهر تبدیل کرده است. فقط حتماً پیش از رفتن به این رستوران، جا رزرو کنید تا دست خالی به خانه بازنگردید.

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    آدرس: خیابان سعدی شمالی، روبروی منوچهری، کوچه مصباح، پلاک ۱۹۴


    ۶. دیزی‌سرای طرشت

    اکثر اهالی محله طرشت آن را به نام دیزی «ناصر قهرمانی» می‌شناسند. یک دیزی فوق العاده لذیذ در محیطی بسیار زیبا و نوستالژیک پر از عکس‌های قدیمی و خاطره انگیز از کاراکتر‌های مختلف و قهرمان‌های طهران قدیم.

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    آقا ناصر با شما تعارف ندارد لذا چنین انتظاری نیز از شما دارد، پس «نمیخورم» و «میل ندارم» را در مقابل آقا ناصر قهرمانی کنار بگذارید و از دیزی خوشمزه لذت ببرید. توصیه دیگر این است که در این محیط کوچک جنبه بالایی به خرج دهید و از تکه کلام‌ها و شوخی‌های آقا ناصر ناراحت نشوید!

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    آدرس: شمال میدان آزادی، خیابان شهید صالحی، چهار راه طرشت شمالی، انتهای کوچه اکبری٬ جنب حسینیه بزرگ


    ۷. دیزی گل گندم

    فضای خیلی سنتی شکلی دارد و شاید خانم‌ها به تنهایی در آن‌جا معذب شوند، ولی برای یک دورهمی مردانه بسیار مناسب است. پس اگر می‌خواهید با نامزدتان جایی را برای دیزی خوردن انتخاب کنید، اینجا گزینه‌ی مناسبی نخواهد بود! اهالی اکباتان معمولا ماهی چندبار مهمان دیزی‌سرای گل گندم می‌شوند و عمو مجتبی (صاحب گل گندم) با روی باز از آن‌ها استقبال می‌کند.

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    آدرس: تهران، شهرک اکباتان، بیمه چهارم، بالاتر از پارک مینا، پلاک ۱۱۷

    منبع: foursquare

  • وقایع‌نگاری ۱۶ آذر ۳۲؛ از شاهدان عینی تا شواهد امروزی

    وقایع‌نگاری ۱۶ آذر ۳۲؛ از شاهدان عینی تا شواهد امروزی

    وب‌سایت تاریخ ایرانی: امروز شانزده آذر است. اما ۱۶ آذر سال ۳۲ یک روز عادی نبود. از صبح زود که دانشجویان خودشان را به کلاس‌های درس رساندند همه می‌دانستند که حادثه‌ای در شرف وقوع است. در آن روز در اثر درگیری میان نیرو‌های انتظامی – آن‌چنان که روزنامه اطلاعات نوشت – یا نیرو‌های گارد – آن‌چنان که شاهدان عینی گفتند – ۳ دانشجوی دانشکده فنی کشته و چند نفری مجروح شدند. کسی از سرنوشت مجروحان چیزی ننوشت همان‌طوری که کسی نمی‌داند آن ۳۰ دانشجوی دستگیر شده که تبعید شدند چه سرنوشتی پیدا کردند. اما نام ۱۶ آذر و آن سه دانشجو در این ۶۱ سال حداقل یک بار در سال یعنی همین امروز که به نام روز دانشجو نامگذاری شده است تکرار می‌شود. این یک گزارش از دانشگاه تهران ۶۱ سال بعد از روز ۱۶ آذر است که بر پایه شواهد و گزارش‌هایی که شاهدان عینی و روزنامه‌ها از آن واقعه نوشتند و به دست ما رسیده است و تطبیق آن با نشانه‌های امروزی در دانشگاه تهران باقی مانده است.

    وقایع‌نگاری ۱۶ آذر ۳۲؛ از شاهدان عینی تا شواهد امروزی

    دانشگاه تهران زیر سایه گارد جانباز

    در آستانه در ورودی می‌ایستم و در حالی که چند تا از خاطره‌های دانشجویان قدیمی و تکه‌های روزنامه‌های قدیمی که در میان آن‌ها هست را ورق می‌زنم، نگاهی به فضای رو‌به‌رویم می‌اندازم. در این ۶۱ سال تغییر زیادی در دانشگاه روی داده است و تعداد دانشجویان بیشتر شده. فضای جلوی نمازخانه هم محل برگزاری نماز جمعه است. مهم‌ترین تغییر، اما این است که چند سالی است اگر دانشجو نباشی نمی‌توانی از در اصلی خیابان انقلاب و سه در جانبی در خیابان‌های ۱۶ آذر، قدس و پورسینا وارد شوی. جلوی این در‌ها دروازه‌هایی در نظر گرفته شده است که تنها با کارت دانشجویی قابل رد شدن است. تنها یک در کوچک در خیابان ۱۶ آذر نزدیک دانشکده حقوق و الهیات برای مهمانان دانشگاه باز است. آن روز‌های سال ۳۲ هر کسی می‌توانست وارد دانشگاه بشود بدون هیچ کارتی، سختگیری نیروی نظامی که جای خود داشت.

    با وجود تغییرات، اما ساختمان‌ها همان ساختمان‌هایی است که هشتاد سال پیش کلنگ احداثش زده شده بود. با همان دیوار‌های کرم رنگ و در‌های قدیمی. در‌هایی که مردان و زنان بزرگی از آستانه آن گذشته بودند. محوطه دانشگاه مثل همه روز‌های پایان ترم پر از رفت‌وآمد است. دانشجویانی که کیف و کتابشان را زیر بغلشان زدند و به سمت دانشکده‌ها می‌روند. چند نفری با هم صحبت می‌کنند. یک پسر جوان که سرش روی موبایلش است و یکی از استادان که ماشینش را در سایه درختی پارک می‌کند. همراه خاطره‌های دانشجویان سال ۳۲ می‌شوم. این روز‌ها دانشجویان کوله‌های رنگی دارند آن زمان کتاب‌هایشان را در کیف‌های چرمی یا زیر بغلشان می‌بردند.

    دانشکده فنی در بال غربی دانشگاه قرار دارد. جایی که حالا پردیس دانشکده فنی است؛ دانشکده‌ای که نامش به جریان‌های سیاسی تاریخ ایران گره محکمی خورده است. بر اساس شواهد تاریخی این دانشکده یکی از شش دانشکده اولیه دانشگاه تهران است که ساخته شده بود. دکتر محمود حسابی به دکتر حکمت پیشنهاد ساختش را می‌دهد، طرحش را مهندس سیرو یکی از معماران دانشگاه تهران داد. اما نام دانشگاه فنی به اسم مهندس مهدی بازرگان و مهندس یدالله سحابی، مهندس عبدالله ریاضی رئیس ۵ دوره مجلس شورای ملی و سنای دوره پهلوی دوم تا چهره‌هایی، چون دکتر رضا فرجی دانا و دکتر محمود نیلی احمدآبادی گره خورده است. مصطفی چمران یکی از مشهور‌ترین دانشجویان رشته الکترودینامیک در راهروی همین دانشکده جنازه غرق به خون همکلاسی‌اش مهدی شریعت رضوی را روی زمین دید. خاطرات او از آن روز شاید مهم‌ترین منبع وقایع ۱۶ آذر ۳۲ است که در کنار روایت خانواده‌های سه قطره خون داستان دانشکده فنی را شکل می‌دهند.

    داستانی از سی و دو

    چمران و دانشجویان دانشگاه فنی در سال ۳۲ می‌گویند آن روز اطراف دانشکده فنی هم مانند سایر دانشکده‌ها پر از نیروی گارد بود. آن روز وقتی وارد دانشگاه شدند این شایعه پیچیده بود که یکی از دربانان شنیده بود که یکی از افسران گارد گفته است: «باید دانشجوی‍‍‍ی را شقه کرد و جلوی در بزرگ دانشگاه آویخت که عبرت همه شود و هنگام ورود نیکسون صد‌ها خفه گردد و…» این نقل قولی است که چمران می‌نویسد. او مانند دکتر علی شریعتی و بسیاری دیگر معتقد است که واقعه دانشگاه به خاطر اعتراض به سفر نیکسون بوده است. اما خیلی از شواهد تاریخی از جمله توضیحات خود چمران نشان می‌دهد که ورود نیرو‌های گارد به دانشگاه غیرعادی بود، آن قدر که هر کسی وارد دانشگاه می‌شد وقوع حادثه را پیش‌بینی می‌کرد. برای همین هم دانشجویان سعی می‌کردند حساسیت به وجود نیاورند و به آرامی به سمت کلاس‌ها رفتند.

    وقایع‌نگاری ۱۶ آذر ۳۲؛ از شاهدان عینی تا شواهد امروزی

    همین‌طور که این خاطره را مرور می‌کنم از سمت خیابان غربی به سمت شرق مسیرم را ادامه می‌دهم و به سربازانی فکر می‌کنم که در دو طرف خیابان ایستاده بودند و حضورشان چه ترسی در دل دانشجویان به وجود می‌آورد. شانه به شانه‌ام دختر جوانی راه می‌رود. از او آدرس دانشکده فنی را می‌پرسم. دانشجوی شیمی همان دانشکده و در حال رفتن به سمت کلاس است: «همین ساختمان سمت چپ است. با گروه خاصی کار دارید؟»

    کلاس نقشه‌کشی رشته عمران را می‌خواهم پیدا کنم. در طبقه اول قرار داشت. می‌گوید: «احتمالا یکی از کلاس‌هایی است که در نیم طبقه اول قرار دارد.» حالا نوبت من است: «من شنیدم روز ۱۶ آذر ۳۲ درگیری در دانشکده فنی از همان کلاس شروع شده؟ چیزی شنیدی؟» با تعجب نگاهم می‌کند و می‌گوید: «۱۶ آذر یعنی روز دانشجو؟ این را نمی‌دانستم، اما می‌دانم که آن روز سه دانشجو در دانشکده ما کشته شدند.» با آنکه دانشجوی سال سوم است، اما اطلاعاتش درباره روز ۱۶ آذر محدود به آن لوحی است که در ورودی دانشکده قرار دارد و به یاد آن سه دانشجوی شهید نصب شده است. استدلالش این است که آن قدر درگیری درس هست که نمی‌شود وقت برای چیز دیگری گذاشت. استدلالی که دانشجویان سال اول رشته مکانیک هم داشتند وقتی در کلاسی آن طرف‌تر از کلاس نقشه‌کشی گروه عمران همین سئوال را از آن‌ها پرسیدم: «درس واجب‌تر از پرداختن به حاشیه‌هاست.»

    صبح آن روز

    مصطفی چمران در خاطراتش نوشته که هر چند درگیری اصلی در دانشکده فنی رخ داد، اما قبل از آن اعتراضاتی در دانشکده پزشکی رخ داد. قبل از اینکه وارد دانشکده فنی شوم به سمت شمال دانشگاه نگاه می‌کنم. تابلوی دانشکده پزشکی را می‌بینم، رتبه‌های اول تا ۳۰ کنکور تجربی گزینه اصلی‌شان این ساختمان است که در سال‌های اخیر با افت و خیز‌های زیادی روبه‌رو شده است. تصمیم وزیر بهداشت برای انحلال دانشگاه علوم پزشکی تهران باعث شده تا این دانشکده حالا گسترده‌تر شود. آن روز صبح آن سوی دانشگاه جنب و جوش زیادی داشته است. اولین درگیری از همان جا شروع شد و به دستگیری تعدادی از دانشجویان منجر می‌شود؛ دانشجویانی که چند روز بعد تبعید می‌شوند و کسی از سرنوشتشان خبر ندارد.

    اما این اتفاق باعث می‌شود دانشکده‌های پزشکی و حقوق و علوم تعطیل شوند. تنها دانشکده‌هایی که بدون هیچ درگیری کلاس‌هایشان را برگزار می‌کنند دانشکده‌های ادبیات و فنی بودند. همین جایی که پای پله‌هایش ایستادم. بالای سردر دانشکده پرچم ایران و پرچم سفید دانشگاه تهران قرار داد. تشدید کلمه فنی زیر نور آفتاب کم جان ۱۶ آذر برق می‌زند. آن روز هم مثل امروز روز سردی بود. به در ورودی دانشکده نگاه می‌کنم و تصور می‌کنم که شریعت رضوی، قندچی و بزرگ‌نیا هم از این در رد شدند تا در کلاس نقشه‌کشی شرکت کنند و فکر نمی‌کردند که نامشان در روزنامه همان روز به عنوان مقتول و مجروح دانشگاه حروفچینی شود.

    دانشکده فنی در آرامش

    از در دانشکده فنی که وارد می‌شوم نشانه‌های آن روز را می‌بینیم. آن پله‌های سنگی که به نیم طبقه اول منتهی می‌شود، راهرو‌های دو طرف با کلاس‌های بزرگ و یک تابلوی طلایی رنگ یادبود به نام سه دانشجوی شهید دانشگاه تهران. این‌ها کافی است که حتی اگر مثل علیرضا که دانشجوی سال دوم رشته عمران است ندانسته باشد چه اتفاقی باعث شهرت دانشکده‌اش شده است آن را بداند. علیرضا قبل از آنکه دانشجو شود فکر می‌کرده روز دانشجو یا روز تولد کسی است یا مثل روز دانش‌آموز با یکی از اتفاقات انقلاب اسلامی گره خورده است: «چه اهمیتی داشت که می‌رفتم دنبال اینکه روز دانشجو چه روزی است؟ حالا قبل از ورودم به دانشگاه می‌دانستم روز شهید شدن این سه دانشجوی دانشکده فنی است برای قبول شدنم در این دانشکده تاثیر داشت؟

    وقایع‌نگاری ۱۶ آذر ۳۲؛ از شاهدان عینی تا شواهد امروزی

    من کنکور ریاضی می‌دادم تاریخ که نمی‌خواستم بخوانم.» می‌خواستم بگویم حتی اگر تاریخ هم می‌خواستی بخوانی فرقی نمی‌کرد چرا که در هیچ کتاب تاریخی این واقعه را شرح نداده است و تنها منبع روز ۱۶ آذر روزنامه‌های آن دوره و خاطرات است. دیدن این تابلو، اما برای علیرضا کافی بود تا درباره این واقعه تحقیق کند: «راستش اینکه دیدم نوشته آذر سال ۳۲ برایم جالب بود. در کتاب تاریخ خوانده بودم که سال ۳۲ همان سال کودتای ۲۸ مرداد است و فکر کردم این باید ربطی به آن ماجرا داشته باشد. از استادانم که در این دانشگاه درس خوانده بودند پرسیدم و متوجه شدم که آن روز چه اتفاقی در این دانشکده رخ داده است.» از او سراغ کلاس نقشه‌کشی را می‌پرسم. برخلاف نظر آن دختر جوان، او که خودش دانشجوی عمران است و هم‌رشته مصطفی بزرگ‌نیا، می‌گوید این کلاس باید از کلاس‌های همین طبقه اول باشد و به سمت چپ صحن ورودی اشاره می‌کند، باید یکی از آن کلاس‌ها باشد. آن کلاس‌های گروه عمران است. من شنیدم که از قدیم هم رشته فنی در این کلاس‌ها تشکیل می‌شده است. لابه‌لای رفت‌وآمد دانشجویان به سمت آن کلاس می‌روم.

    مرگ به از ذلت

    در حدود ساعت ۱۰ صبح بود که یکباره تعدادی از ارتشی‌ها به دانشکده فنی ریختند و وارد کلاس درس مهندس شمس می‌شوند تا دانشجویان معترض را دستگیر کنند. وقت‍‍‍ی مهندس شمس نسبت به حضور نظامیان در کلاس درس خود اعتراض می‌کند او را با مسلسل به جای خود م‍‍‍ی‌نشانند و حت‍‍‍ی با شکنجه مستخدم دانشکده سع‍‍‍ی می‌کنند که آن دو دانشجو را بیابند. اینکه این دو دانشجو چه کسانی بودند و اصلا وجود خارجی داشتند نکته‌ای است که در خاطرات مصطفی چمران به چشم نمی‌خورد، اما همان اتفاقی است که جرقه اصلی را می‌زند. یکی از کلاس‌هایی که در این راهرو قرار دارد، نیمه باز است. وارد می‌شوم. کلاس بزرگی است شبیه کلاس‌های درس‌های تئوری که پنجره‌ای به بیرون دارد. نیرو‌های گارد ادعا کرده بودند دانشجویان پشت یکی از همین پنجره‌های بزرگ به آن‌ها توهین کردند. دکتر شمس پشت به تخته ایستاده بوده و داشته روی تخته روی یک نقشه کار می‌کرده که اول سرایدار می‌آید و هشدار می‌دهد و بعد ماموران از آن در وارد می‌شوند. دانشجویان هم مانند من روی صندلی‌ها نشسته بودند.

    آن‌ها دانشجوی سال دوم بودند مثل همین دختر‌ها و پسر‌های جوان که با هم می‌گویند و می‌خندند و بعضی‌هایشان هم سرشان به تبلت و کامپیو‌تر و گوشی‌هایشان گرم است. یکی از آن‌هایی که دارد با آی‌پدش چیزی را ترسیم می‌کند فرناز است. تهرانی است و در رشته عمران درس می‌خواند. خودش می‌گوید: «دوست داشتم دانشگاه شریف قبول شوم، اما دانشگاه تهران هم بد نیست، فقط کلاس شریف را ندارد.» از ۱۶ آذر می‌پرسم. می‌گوید: «روز ۱۶ آذر رو می‌گید یا خیابان ۱۶ آذر؟» توضیح می‌دهم درباره روز ۱۶ آذر، روز دانشجو چه می‌داند. می‌گوید: «آهان همانی که تابلوشو جلوی پله گذاشتند؟ روز دانشجوست دیگه. سه تا دانشجوی دانشکده فنی رو همین جا می‌کشند.» همین؟ این سئوالی است که در ذهنم شکل می‌گیرد و به زبان می‌آورم. می‌گوید: «آره دیگه همین. باید بیشتر می‌دونستم؟» کمی از داستان را تعریف می‌کنم و می‌گویم این کلاسی است که درگیری از آنجا شروع شد. ناباورانه می‌گوید: «دروغ میگی؟ جدی؟ یعنی همین جا اون سه تا رو کشتند؟» حق دارد، داستان آن روز را کسی برایش تعریف نکرده.

    کمی از داستان را می‌گویم که بعد از ورود نیرو‌ها به کلاس اول دکتر خلیلی، رئیس دانشکده و دکتر عابدی معاونش مقابل نیرو‌های گارد می‌ایستند، اما درگیری تمام نمی‌شود و سرانجام با دخالت دکتر سیاسی رئیس دانشگاه از کلاس بیرون می‌آیند. اما خبر در دانشکده می‌پیچد و دانشجویان را عصبانی می‌کند. در اطراف دانشکده نیرو‌های زیادی قرار داشتند و همین باعث می‌شود تا درگیری باز آغاز شود. فرناز به سمت همکلاسی‌اش که به طرف ما می‌آید نگاه می‌کند و می‌گوید: «ببین سال ۳۲ چه اتفاقاتی در این کلاس افتاده؟ جریان ۱۶ آذر که دم در نوشته شده از این کلاس شروع شده است.» باقی روایت از زبان مصطفی چمران است که در همین کلاس بوده و به درخواست دکتر سیاسی از کلاس خارج می‌شوند. اما این همه داستان نیست. درگیری شدت می‌گیرد و نظامیان با سرنیزه به داخل دانشگاه وارد می‌شوند. دانشجویان به شدت عصبانی بودند. یکی از آن‌ها که به شدت خشمگین بود فریاد زد «دست نظامیان از دانشگاه کوتاه». هنوز صدای او خاموش نشده بود که رگبار گلوله باریدن گرفت و، چون دانشجویان فرصت فرار نداشتند، به کلی غافلگیر شدند و در همان لحظه اول عده زیادی هدف گلوله قرار گرفتند.

    وقایع‌نگاری ۱۶ آذر ۳۲؛ از شاهدان عینی تا شواهد امروزی

    درگیری اصلی اینجا رخ داده است بالای آن پله‌ها و همین جایی که حالا یک پست انتظامات قرار دارد. دانشجویان آن روز مثل امروز نبودند که با خونسردی به طبقه بالا بروند، می‌خواستند خودشان را از رگبار تیر رهایی بخشند. احتمالا تعدادیشان همین جایی که الان نوارخانه قرار دارد پناه گرفتند. به پله‌های مرگبار دانشکده فنی نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم که چقدر دانشجویان جوان این دانشکده آن روز بی‌پناه بودند. به قول چمران لحظات موحشی بود: «دانشجویان یکی پس از دیگری به زمین می‌افتادند به خصوص که بین محوطه مرکزی دانشکده فنی و قسمت‌های جنوبی سه پله وجود داشت و هنگام عقب‌نشینی عده زیادی از دانشجویان روی این پله‌ها افتاده نتوانستند خود را نجات دهند.» این سه ردیف پله هنوز هم هست و حالا پسران و دختران جوانی سرخوشانه از آن بالا و پایین می‌روند بدون اینکه به لحظه‌های تاریک آن روز و به خون‌هایی که روی این پله ریخته بود فکر کنند.

    روی پله دوم می‌ایستم. می‌دانم مصطفی بزرگ‌نیا اینجا تیر می‌خورد، کنار دیوار با سه تیر در سینه و بازو و شانه‌اش. شریعت رضوی خودش را به پایین پله کشانده بود. او هم تیر خورده بود و هم سرنیزه و خودش را به سمت دیوار کشانده بود. احمد قندچی، اما کمی آن‌سو‌تر به زمین خورده بود. درست کنار آن رادیاتور که حالا از این رادیاتور‌های جدید است، یک تیر به او خورده بود و تیر دیگر به شوفاژ. آب قهوه‌ای رنگ و سوزان شوفاژ به دیوار و صورت احمد پاشیده شده بود. رد آب روی دیوار، رد خون به جای گذاشته بود. تا سال‌ها دانشجویان به یاد همکلاسی‌هایشان اجازه نمی‌دادند تا این شوفاژ را عوض کنند و دیوارش را رنگ کنند. یادگار تلخ آن روز بود و حالا جای کشته شدن قندچی تابلوی یادبود نصب شده است؛ همین. این یکی را شاهین می‌گوید. دانشجوی فوق لیسانس نفت است. شبیه خیلی از دانشجویان فنی سرش برای فعالیت‌های سیاسی درد می‌کند. می‌گوید در این سال‌ها منبعی نیست که درباره واقعه ۱۶ آذر نخوانده باشم. خاطرات چمران را خط به خط حفظ است.

    همراهم می‌آید و داستان را یک بار برایم تعریف می‌کند. می‌گوید: «پدر من در سال‌های اول انقلاب دانشجوی دانشکده فنی بوده و بار‌ها این داستان را برایم تعریف کرده است. داستان سه آذر اهورایی. لقبی که دکتر علی شریعتی به این سه شهید یا سه قطره خون داده است. آخر مهدی شریعت رضوی برادر همسرش بود. می‌دونید اسم مهدی شریعت رضوی، چون ۱۶ آذر به دنیا آمده بود آذر بود؟» می‌دانستم برای همین هم شریعتی نام آذر اهورایی را انتخاب می‌کند. وقتی می‌گویم فکر نمی‌کنم اتفاق آن روز ربطی به سفر نیکسون، معاون رئیس‌جمهور آمریکا داشته باشد، می‌گوید: «اما دکتر شریعتی که اشتباه نمی‌کند.»، اما نیکسون روز ۱۸ آذر به ایران آمد و ۲۰ آذر برای گرفتن دکترای افتخاری به دانشگاه رفت. شاهین می‌گوید: «شاید. اما بی‌دلیل نبوده. در ضمن همان زمان دادگاه‌های فرمایشی برای دکتر مصدق هم برگزار می‌شد.» این یکی دلیل خوبی برای توجیه داستان حضور نظامیان در دانشگاه است.

    همان‌طور که یک بار دیگر از آن پلکانی که نفس مصطفی بزرگ‌نیا را گرفت پایین می‌آییم، تکه‌ای از روزنامه‌های سال ۳۲ را می‌بیند و می‌گوید: «جالب است که در همان روز ۱۶ آذر خبرش در روزنامه‌ها منتشر شده است.» اتفاق جالب، اما عجیب نیست. در آن زمان روزنامه‌ها عصر منتشر می‌شدند و مخبران یا همان روزنامه‌نگاران تا ساعت ۲ بعد از ظهر وقت ارسال خبر داشتند. خبر در صفحه آخر روزنامه اطلاعات منتشر شده است، پنج خط تیتر و روتیتر و زیر تیتر دارد. خبر مجروح شدن ۳ دانشجو را با خط نازک نوشته است و خبر فوت دو نفر را با خط بزرگتر و نازکتر. این نشان می‌دهد که خبر فوت دو دانشجو دقایق آخر به دستشان رسیده است. شاید وقتی که هنوز خون آن‌ها همین جا که ایستادیم خشک نشده بود.

    امامزاده عبدالله و داستانی که ادامه دارد

    از دانشکده فنی که خارج می‌شوم به بنر‌هایی که به مناسبت روز دانشجو به در و دیوار دانشگاه زدند نگاه می‌کنم. بنر‌هایی که تبریک است و یادآور روز تلخ دانشگاه تهران نیست. روز ۱۷ آذر که دانشجویان با لباس سیاه به دانشگاه آمدند و تن بی‌جان همکلاسانشان را تا امامزاده عبدالله بدرقه کردند، آن روز در آن بدرقه باشکوه جای احمد خالی بود. او چند ساعت بعد از دو همکلاسی‌اش به آن‌ها پیوست و در سکوت بعد از یک بار جابه‌جایی در کنار بزرگ‌نیا و شریعت رضوی آرام گرفت. ۶۱ سال گذشته و دیگر کمتر کسی می‌داند احمد نام کدام یکی است و مهدی کدام. از شش هفت نفری که می‌پرسم سه نفرشان تا به حال اسم این سه را نشنیده‌اند. یکی شنیده، اما فکر می‌کند از شهدای دفاع مقدس هستند. تنها دو نفر نامشان را شنیده‌اند و کمی درباره‌شان می‌دانند. از روز تلخ آذر دانشگاه تهران حالا بعد از ۶۱ سال تنها سه قطعه سنگ تازه عوض شده در گورستان امامزاده عبدالله شهرری و یک لوح فلزی و خیابانی با یک تاریخ به یادگار مانده است و نام دانشجو. از سمتی که آمدم به سمت در ورودی دانشگاه تهران که می‌روم استادی را میان شاگردانش می‌بینیم که آرام صحبت می‌کند و شاگردان از او عکس و فیلم می‌گیرند. نگاهش می‌کنم و بی‌اختیار این شعر استاد در ذهنم می‌پیچید: «چه بهاری‌ست خدا را که درین دشت ملال/ لاله‌ها آینه خون سیاووشانند.»

    وقایع‌نگاری ۱۶ آذر ۳۲؛ از شاهدان عینی تا شواهد امروزیصحنه بازسازی شده واقعه ۱۶ آذر به روایت آزاده اخلاقی

  • نقش پارچه‌ها در دکوراسیون منزل چیست؟

    نقش پارچه‌ها در دکوراسیون منزل چیست؟

    برترین‌ها: پارچه‌ها همیشه به‌عنوان عناصری اصلی و مهم در دکوراسیون منزل ایفای نقش کرده‌اند. پیش از این تأثیر پارچه‌ها در سبک و شکل کلی دکوراسیون تأثیرگذار بود، اما امروزه نقش پارچه در کنار تحولات بسیار در زمینه نساجی، تنوع بالای طرح، نقش و همین‌طور جنس انواع پارچه‌ها گستردگی بسیاری پیدا کرده و چندین برابر شده است.

    به همین دلیل نیز باید در انتخاب آن‌ها در هر ابعاد و هر بخشی از منزل که هستند دقت بالایی به کار برد. در این مطلب همراه ما باشید تا در این رابطه بیشتر بدانیم.

    نقش پارچه‌ها در دکوراسیون منزل

    کیفیت بهتر و گزینه‌های بیشتر

    عملکرد منسوجات و پارچه‌ها در بسیاری از مواقع چیزی بیشتر از زیبایی فضاست. با انتخاب یک پارچه در دکوراسیون منزل می‌توان تأثیرات بسیاری از جمله مقاومت در برابر زدگی و خش‌خوردگی، لکه‌گیری، استحکام در برابر شرایط آب و هوایی و… را نیز شاهد بود. امروزه طیف گسترده‌ای از تولیدکنندگان منسوجات، پارچه‌هایی متنوع و متفاوت را وارد بازار کرده‌اند که انتخاب هر کدام از آن‌ها پروژه‌ای مهم در طراحی دکوراسیون منزل به شمار می‌رود.

    امروزه تقریباً هیچ پروژه طراحی دکوراسیون منزلی وجود ندارد که بخش زیادی از توجه خود را به انتخاب پارچه‌ها معطوف نکند، به همین دلیل نیز می‌توان گفت که بخشی تأثیرگذار و اساسی در صنعت دکوراسیون داخلی به منسوجات باز می‌گردد. طراحان داخلی و تولیدکنندگان برای انتخاب یک کاناپه چیزی بیش از شکل ظاهری آن را می‌سنجند، چیز‌هایی از جمله ماندگاری پارچه‌های استفاده‌شده در مبلمان اهمیتی فراتر دارند و می‌توانند در استفاده و چیدمان آن محصول اثرگذار باشند.

    به طور کلی تولیدکنندگان پارچه برای طراحی یک محصول بسته به نیاز صاحب‌خانه میزان متفاوتی از بافت، خطوط، استقامت و… را در پارچه‌های خود ایجاد می‌کنند، برای مثال بسیاری از پارچه‌ها مدل‌هایی هستند که ضد آب بوده و در مقابل هر گونه رطوبت، آسیبی نمی‌بینند. به همین دلیل نیز این نوع از پارچه‌ها بیشتر مناسب مناطق مرطوب هستند و انتخاب خوبی برای کسانی به شمار می‌روند که نمی‌توانند مبلمان خود را به راحتی تمیز کنند.

    در کنار این نوع از محصولات، بسیاری از طیف پارچه‌های سنگین به نوعی از روکش پلاستیکی بهره گرفته‌اند. این پارچه‌ها می‌توانند نفوذپذیری بسیاری کمی از خود نشان دهند و به همین دلیل نیز انتخابی هوشمندانه برای فضا‌های پر رفت و آمد باشند، چراکه لکه کمتری می‌گیرند و در صورتی نیز که آلوده شوند می‌توان آن‌ها را راحت‌تر تمیز کرد.

    نقش پارچه‌ها در دکوراسیون منزل

    برخی از طراحان داخلی معتقدند که انتخاب مبلمانی با پارچه چرمی می‌تواند برای بسیاری از شرایط، ایده‌آل به نظر بیاید، برای مثال بسیاری از افراد ترجیح می‌دهند در مبلمان خود غرق شوند و کاملاً راحت باشند، این ویژگی‌ای است که مبلمانی با پارچه چرمی برای شما فراهم می‌کند. به علاوه اینکه این نوع از مبلمان غالباً بسیار راحت تمیز می‌شوند و لکه‌ای نیز به خود نمی‌گیرند، ولی خوب باید این را نیز بگوییم که احتمال خراش یا خش‌خوردگی در آن‌ها بالاست.

    همان‌طور که تا به اینجا دیدید قسمت بسیاری از عملکرد تولیدکنندگان و شرکت‌های نساجی بسته به تقاضا‌های مشتریان می‌تواند متفاوت باشد. قطعاً انتخاب پارچه برای وسایل منزل تأثیر بسیار زیادی در روند استفاده و همین‌طور نگهداری از آن خواهد داشت. قطعاً انتخاب پارچه‌هایی که برای عملکرد‌های مشخصی طراحی شده‌اند می‌توانند خیال شما را مراتب راحت‌تر کنند.


    ارزش پارچه‌ها در فضای خانه

    یکی از مسائلی که در انتخاب پارچه‌ها در دکوراسیون منزل برای بسیاری از افراد تبدیل به دغدغه می‌شود استفاده از آن‌ها در فضا‌های داخلی و خارجی است. بسیاری از پارچه‌ها از ارزش بالایی برخوردار هستند و به نوعی خودشان یک شکلی از سرمایه‌گذاری به شمار می‌روند، به همین دلیل نیز غالب افراد ترجیح می‌دهند که آن‌ها را در مناطق پر رفت و آمد و یا فضا‌های بیرونی استفاده نکنند.

    معمولاً پارچه‌هایی که در معرض لکه قرار می‌گیرند و در فضا‌هایی از جمله دکوراسیون ناهارخوری و یا آشپزخانه استفاده می‌شوند نباید از مدل‌هایی بسیار ارزشمند باشند، چراکه احتمال سالم ماندن آن‌ها از هر گونه آسیب بسیار کاهش پیدا می‌کند. به علاوه آنکه خانه‌هایی که در آن‌ها حیوان خانگی وجود دارد نیز محدودیت‌هایی در نحوه استفاده از پارچه‌ها را خواهند داشت.

    نقش پارچه‌ها در دکوراسیون منزل

    طبیعتاً عملکرد پارچه‌های مورد استفاده در خانه می‌توانند تا حدودی شیوه استفاده از آن‌ها را در فضا‌های مختلفی از خانه تحت تأثیر قرار دهد، برای مثال خیلی از کسانی که در خانه خود فرزند کوچک دارند و احتمال خرابکاری آن‌ها بسیار است، نمی‌توانند به سراغ پارچه‌های کم استحکام و ظریف بروند و آن‌ها را در معرض آسیب قرار دهند.

    نقش پارچه‌ها در دکوراسیون منزل

    بسیاری از طراحان دکوراسیون به دنبال راه‌هایی هستند تا بتوان بسیاری از پارچه‌ها را در فضا‌های متفاوتی نیز مورد استفاده قرار داد، برای مثال امروزه بسیاری از انواع پارچه‌هایی در بازار موجود هستند که انتخاب ایده‌آلی برای استفاده در حیاط، پاسیو، بالکن و… به شمار می‌آیند. بسیاری از طراحان فرش‌هایی را در فضای بیرونی استفاده می‌کنند که ضخامت و استحکام بالایی دارند و کمتر در معرض آسیب قرار می‌گیرند. بسیاری از این پارچه می‌توانند در عین حال که زیبایی فضای مورد نظر را بیشتر می‌کنند، مقاومت بالایی نیز از خود نشان دهند و از این بابت نیز خیال صاحبان خانه را راحت می‌کنند.


    عملکرد پارچه در فضا‌های متفاوت

    نقش پارچه‌ها در دکوراسیون منزل

    بسیاری از طراحان دکوراسیون بر این باور هستند که تکامل پارچه‌ها و افزایش تنوع عملکرد در آن‌ها نشانگر تفاوت شیوه و سبک زندگی در افراد مختلف هستند. بسیاری از مردم به دنبال گزینه‌هایی هستند که صرفاً بتوانند در زندگی روزمره و راحت خود از آن‌ها استفاده کنند، این در صورتی است که بسیاری دیگر برای محافل رسمی و متفاوت‌تری به دنبال پارچه‌هایی با عملکردی متفاوت هستند.

    طبیعتاً پارچه‌هایی که در فضا‌های رسمی و لوکس مورد استفاده قرار می‌گیرند، نمی‌توانند انتخاب خوبی برای افرادی باشند که فقط می‌خواهند در فضای راحتی مانند نشیمن از آن‌ها استفاده کنند. طبیعتاً اگر شما فرزند کوچکی داشته باشید و بخواهید شرایطی راحت برای او فراهم کنید، هیچ‌گاه به دنبال مبلمانی با پارچه‌های لوکس و رسمی نخواهید رفت، به همین دلیل است که شیوه زندگی افراد مصرف‌کننده می‌تواند تأثیر بسیار زیادی در انتخاب محصولی داشته باشد که عملکرد پارچه متفاوتی را شامل می‌شود.

    نقش پارچه‌ها در دکوراسیون منزل

    شما می‌توانید با انتخاب پارچه در فضا‌های مختلفی از خانه خود، روحی را در فضای خانه بدمید و آن را زمین تا آسمان تغییر دهید، پس چه بهتر می‌شود که با انتخابی درست و هوشمندانه عملکرد پارچه مورد استفاده‌تان را نیز در نظر داشته باشید.

    منبع: houzz

  • صفر‌و‌یک‌ها چطور شما را به سکوت وادار می‌کنند؟

    صفر‌و‌یک‌ها چطور شما را به سکوت وادار می‌کنند؟

    خبرگزاری فارس – سیده راضیه حسینی: «رسانه‌ها می‌توانند به شما تلقین کنند نظر شما در یک موضوع خاص در اقلیّت است و به این شکل شما را وادار به سکوت کنند»؛ این همان نظریه «مارپیچ سکوت» است که سال‌هاست توسط سیاستگذاران رسانه مورد استفاده قرار می‌گیرد. طبق این نظریه، کسانی که رسانه‌ها را کنترل می‌کنند، با این روش هر روز تعداد بیشتری از مردم را به سکوت درباره یک موضوع وادار می‌کنند. اما با ظهور شبکه‌های اجتماعی این سیاست قدیمی هم با، اما و اگر‌هایی روبه‌رو شد و پژوهشگران متعددی این تغییر و تحولات را بررسی کرده‌اند تا بفهمند نظریه «مارپیچ سکوت» در شبکه‌های اجتماعی به چه شکل در آمده است.

    صفر و یک‌ها چطور شما را به سکوت وادار می‌کنند

    مارپیچ سکوت چیست؟

    نظریه «مارپیچ سکوت» را خانم الیزابت نوئل نئومان در سال ۱۹۷۳ مطرح کرد؛ در آن سال‌ها رادیو و تلویزیون، رسانه‌های اصلی جامعه بودند که بیشترین تأثیر را بر مردم می‌گذاشتند. در این نظریه سه ادعا مطرح شد که مرتبط با هم و نشان‌دهنده علت تاثیر این مارپیچ هستند. اول اینکه مردم در رفتارها، آمد و شد‌ها و ارتباطات روزمره، افکار عمومی غالب و نظر اکثریت و اقلیت را درک می‌کنند. یعنی به صورت شهودی می‌فهمند یا حس می‌کنند که در هر موضوع، اکثریت چه موضعی دارند. نکته دوم اینکه مردم نمی‌خواهند در یک موضوع در گروه اقلیت باشند و از انزوا و فشار گروهی می‌ترسند؛ و سومین نکته همان شرایطی است که منجر به مارپیچ سکوت می‌شود؛ اینکه مردم از از ترس انزوا و زیر فشار قرار گرفتن و برای اینکه مورد طعن و تمسخر و یا طرد و بی‌اعتنایی قرار نگیرند، سکوت می­‌کنند.

    در ادامه، رسانه‌های جمعی افکار و عقاید اکثریت را به‌عنوان عقاید غالب و مسلط منتشر می‌کنند و همین باعث شدیدتر شدن این روند می‌شود. به این صورت که حتی بین خود این اقلیّت، حمایت میان فردی از عقیده مشترکشان ضعیف می‌شود. در نتیجه تعداد افرادی که این عقیده‌شان را پنهان می‌کنند و یا به عقیده اکثریت گرایش پیدا می‌کنند، روز به روز بیشتر می‌شود. این روند مارپیچی از سکوت را شکل می‌دهد که در نهایت به خاموشی یک نظر و فراگیر شدن نظر دیگر می‌انجامد.

    رسانه‌ها پا را فراتر می‌گذارند

    با گسترده‌تر شدن رسانه‌ها و بیشتر شدن ارتباط مردم با آن‌ها، شکل‌گیری مارپیچ سکوت توسط آن‌ها از این هم فراتر رفته است. به این صورت که سیاستگذاران رسانه‌ها بر روی عقیده و نظری به‌عنوان نظر اکثریت مردم مانور می‌دهند که ممکن است در واقع اکثریت نباشد. اما با تلقین این موضوع و مانور روی آن، بقیه را به سکوت در مقابل آن مجبور می‌کنند. این روش باعث می‌شود به‌تدریج افراد بیشتری حس کنند که نظرشان در اقلیت است و ترجیح دهند سکوت کنند و نظر مخالف ندهند. در نتیجه رفته‌رفته این مارپیچ گسترده‌تر می‌شود و عقیده مطلوب آن رسانه‌ها در جامعه فراگیر و تثبیت می‌شود.

    صفر و یک‌ها چطور شما را به سکوت وادار می‌کنند

    شبکه‌های اجتماعی معادلات را عوض می‌کند

    ظهور شبکه‌های اجتماعی، فضای متفاوتی را برای بیان نظرات افراد و شنیدن نظرات سایرین ایجاد کرد. این تغییرات دو اتفاق مهم را شکل داده است؛ اول اینکه اعضای جامعه می‌توانند نظرات خود را در بدون نیاز به رسانه‌های کلاسیک، با دسته گسترده‌تری از افراد به اشتراک بگذارند و در فضای مجازی منتشر کنند. پس تولید محتوا در این رسانه‌های نوین دیگر در کنترل و انحصار رسانه‌های رسمی نیست. دوم اینکه برای افراد این امکان فراهم شده است که بدون آشکار نمودن هویت واقعیشان، نظرات خود را بیان کنند. در نتیجه هم ترس از انزوا کمتر شد و هم اینکه انعکاس عقاید، دیگر در انحصار رسانه‌های رسمی نیست. این روند منجر به کمرنگ شدن نظریه مارپیچ سکوت در شبکه‌های اجتماعی شده است.

    دکتر علیرضا دهقان، از اساتید صاحبنظر حوزه ارتباطات در این خصوص می‌گوید: «در فضای مجازی امکان برقراری شرایط یک‌صدایی و جلوگیری از تنوع عقاید و نظر‌ها کمتر است. از طرف دیگر در این فضا افراد نگرانی از عکس العمل منفی دیگران ندارند و ترس از انزوا همانند ارتباطات افراد در فضای فیزیکی نیست؛ بنابراین با وجود فضای مجازی که در مورد آن کنترل دولتی وجود نداشته باشد شکل‌گیری افکار عمومی در قالب مارپیچ سکوت چندان محتمل نیست.»

    در خصوص ارتباط مارپیچ سکوت با شبکه‌های اجتماعی پژوهش‌های متعددی انجام شده است. مثلا «پورتن» و «ایلدرز» دو تن از اساتید دانشگاه دوسلدورف آلمان، به بررسی این موضوع پرداخته‌اند که ارتباطات آنلاین چگونه بر درک افراد از جو حاکم و ابراز عقیده‌شان در این فضا تاثیر می‌گذارد.

    در این پژوهش که در ژورنال مطالعات رسانه چاپ شده، آن‌ها اینگونه استدلال می‌کنند که در شبکه‌های اجتماعی اولویت داشتن محتوا‌هایی که توسط کاربران تولید می‌شود به محتوای رسانه‌های جمعی باعث شده است که درکی که عموم مردم از حال و هوای نظرات سایرین دارند، متفاوت شود. یعنی این دیگر رسانه‌های جمعی نیستند که به مردم می‌گویند کدام نظرات در اقلیت هستند و کدام اکثریت؛ بلکه خود مردم وزن مواضع مختلف را در نظرات کاربران شبکه‌های اجتماعی می‌بینند و نتیجه می‌گیرند.

    این درکِ متفاوتی که در مورد فضای نظرات برای کاربران شکل می‌گیرد حتی روی تمایل آن‌ها نسبت به اظهارنظر در خصوص یک موضوع نیز اثر می‌گذارد. یا نظرات تعداد بیشتری از هم‌فکران خود را می‌بیند و این باعث می‌شود حتی اگر در اقلیت باشند، به‌خاطر امکان اظهارنظر آزادانه‌تر در شبکه‌های اجتماعی، شجاعت بیشتری برای بیان عقیده خود پیدا کنند. یا، چون در شبکه‌های اجتماعی برخلاف رسانه‌های رسمی، نظرات اکثریت بازتکرار نمی‌شود، دیگر خود را اقلیت نمی‌دانند و نظرشان را بدون ترس از انزوا بیان می‌کنند؛ بنابراین عملا شبکه‌های اجتماعی باید فضایی برای شکستن مارپیچ سکوت فراهم کند. اما آیا، اما آیا در واقعیت هم چنین اتفاقی می‌افتد؟

    صفر و یکی‌ها هم به دام مارپیچ می‌افتند

    کیت همپتون، استاد رسانه دانشگاه میشیگان آمریکا تصمیم گرفت این موضوع را در شبکه‌های اجتماعی بررسی کند. او پژوهشی با مشارکت ۱۸۰۰ نفر طراحی کرد تا نحوه اظهارنظر مردم آمریکا در خصوص افشاگری‌های اسنودن در فضای حقیقی و شبکه‌های اجتماعی را مقایسه نماید. این موضوع از این جهت به‌عنوان یک مثال قابل استناد انتخاب شد که در جامعه آمریکا مناقشه‌های زیادی در مورد آن ایجاد شده و عملا یک دوقطبی از موافقین و مخالفین شکل گرفته بود.

    یافته‌های این پژوهش نشان داد در شبکه‌های اجتماعی افراد چنانچه احساس کنند نظرشان از سمت دنبال‌کنندگانشان پذیرفته شده نیست یا دوستانشان در شبکه اجتماعی با آن مخالف هستند، از اظهار آن خودداری می‌کنند. درواقع، این همان مارپیچ سکوت الیزابت نئومان بود که حالا خود را در شبکه‌های اجتماعی بازتولید می‌کرد. در دنیای حقیقی مردم از از ترس انزوا و زیر فشار قرار گرفتن و برای اینکه مورد طعن و تمسخر و یا طرد و بی‌اعتنایی قرار نگیرند، سکوت می­‌کنند. اینجا نیز کاربران شبکه‌های اجتماعی از ترس اینکه دنبال‌کنندگان و یا دوستانشان واکنش نامطلوبی نسبت به نظرشان نشان دهند، سکوت در موضوع مورد مناقشه را ترجیح می‌دهند.

    به‌عبارت دیگر تنها نوع جامعه و شکل واکنش‌ها عوض شده، اما وضعیتی که سکوت را می‌سازد و تشدید می‌کند، تغییر نکرده است. حتی در شبکه‌های اجتماعی هم فشار روانی حاصل از نظرات مخالف، فرد را به سکوت وادار می‌کند. در نتیجه باز هم در شبکه‌های اجتماعی عقیده اکثریت (یا گروهی که تصور می‌شود در اکثریت هستند) غالب می‌شود. این پژوهش در مقالات بسیاری مورد استناد قرار گرفته است و آنچه به‌عنوان نتیجه اصلی آن عنوان می‌شود این است: «یک مارپیچ سکوت در شبکه‌های اجتماعی وجود دارد.»

    صفر و یک‌ها چطور شما را به سکوت وادار می‌کنند

    «منیگ هانگ ونگ» استاد دانشگاه فنگ چین نیز در پژوهش دیگری به این نتیجه رسید که کسانی که از شبکه‌های اجتماعی برای بیان احساساتشان استفاده می‌کنند و نه برای متقاعد کردن دیگران، ممکن است حتی سطح فعالیتشان را پایین بیاورند و یا کلا آن شبکه اجتماعی را ترک کنند؛ یعنی همان اتفاقی که در مارپیچ سکوت می‌افتد. در نتیجه بحث‌ها حول موضوع در شبکه اجتماعی یکطرفه و دارای سوگیری می‌شود.

    این موضوع زمانی تشدید می‌شود که یک عقیده توسط افرادی مطرح شود که نفوذ و محبوبیت بیشتری در شبکه‌های اجتماعی دارند. مانند سلبریتی‌ها، سیاسیون یا شخصیت‌های سرشناس فعال در شبکه‌های اجتماعی و یا توسط صفحات و یا کانال‌هایی که توسط سازمان‌ها یا رسانه‌های رسمی حمایت می‌شوند و تبدیل به مرجع شبکه‌های اجتماعی شده‌اند.

    یک سلبریتی یا یک اکانت شاخص و پرنفوذ ممکن است نظر شخصی خود را به‌عنوان عقیده اکثر مردم در صفحه خود منتشر کند و این موضوع توسط هوادارانش وزن پیدا کند و با ایجاد موج در شبکه اجتماعی، فضا را برای ابراز نظر مخالف تنگ کند. این منجر به شکل‌گیری همان مارپیچ سکوتی می‌شود که قبلا توسط رسانه‌های رسمی ایجاد می‌شد. با این تفاوت که در شبکه‌های اجتماعی، مردم کمتر متوجه این فرایند می‌شوند و به اکانت‌های پرطرفدار بیشتر اعتماد می‌کنند و تصور می‌کنند که عقیده القا شده، نظر اکثریت است.

    صفر و یک‌ها چطور شما را به سکوت وادار می‌کنند

    مارپیچی که ابزار دست قدرت می‌شود

    سیاستمداران یا صاحبان قدرت این قابلیت را مغتنم شمرده‌اند و با اعمال نفوذ بر سلبریتی‌ها و افراد شاخص شبکه‌های اجتماعی تلاش می‌کنند عقیده و نظر خودشان را از زبان آن‌ها مطرح کنند تا از این طریق به‌عنوان خواست عمومی جا بیفتد. در کشور ما نیز سیاسیون به همین خاطر ارتباط تنگاتنگ و نزدیکی هم با سلبریتی‌ها و هم با اکانت‌های شاخص و گردانندگان صفحات پرطرفدار در شبکه‌های اجتماعی برقرار می‌کنند.

    این اتفاق به‌ویژه حوالی انتخابات‌ها و همین‌طور در موضوعات حساس کشور بیشتر می‌شود و مثلا به ناگاه یک جناح سیاسی یا یک عقیده مشخص به‌صورت گسترده در شبکه‌های اجتماعی مورد توجه اکانت‌های پرمخاطب قرار می‌گیرد تا بعد از مدتی به‌عنوان خواست عموم جا بیفتد؛ به‌گونه‌ای که کمتر کسی قادر به ابراز نظر مخالف نسبت به آن باشد.

  • ۷ حرفی که هرگز نباید به کسی بگویید

    ۷ حرفی که هرگز نباید به کسی بگویید

    ایرنا زندگی: از قدیم گفتند سخن گفتن، خودش یک هنر است. اگر مقصودمان را طوری بیان می‌کنیم که مخاطب برداشت متفاوت از مقصود ما می‌کند، شاید وقت آن رسیده باشد که اندکی در لحن، بیان و جملاتمان دقیق شویم. همه ما می‌دانیم بعضی خسته نباشیدها، واقعا معنی خسته نباشید نمی‌دهد و برخی موفق باشید‌ها نیز معنی موفق باشید نمی‌دهد. در ادبیاتمان دقیق شویم و برخی جملات را به زبان نیاوریم.

    ۷ حرفی که هرگز نباید به کسی بگویید

    بعضی از حرف‌ها ظاهرشان مشکلی ندارد، اما اطرافیانمان را سخت ناراحت می‌کند. ظاهرشان مودبانه است و باطنشان، اما می‌گوید که تنهایم بگذار، تو خیلی به درد من نمی‌خوری! این حرف‌ها اعتماد به نفس را می‌کشد و بدون اینکه متوجه شویم به خانواده، دوست و همکارانمان پیام‌های بدی را منتقل می‌کند. بهتر است این ۷ مورد را هرگز به کسی نگوییم:

    ۱. برای من اهمیتی ندارد

    آنچه آن‌ها می‌شنوند: «من را تنها بگذار. من کار‌های مفیدتری نسبت به گوش دادن به تو دارم.»

    برای مخاطب خود توضیح دهید که چرا فعلا نمی‌خواهید در مورد این مساله چیزی بشنوید و چرا الآن زمان مناسبی نیست. اگر مردم برای شما مهم باشند، شما هم برای آن‌ها مهم خواهید بود. به دیگران اهمیت دهید و در مورد علت کارتان توضیح دهید.

    ۲. شما اشتباه می‌کنید

    آنچه آن‌ها می‌شنوند: «شما نادان هستید. شما هیچ‌چیز نمی‌دانید و بی‌ارزش هستید.»

    جملات محتاط‌تری را به کار ببرید: «من فکر می‌کردم که…»، «درک من این است که…»

    ۷ حرفی که هرگز نباید به کسی بگویید

    ۳. شما نمی‌توانید آن کار را انجام دهید

    آنچه آن‌ها می‌شنوند: «شما توان انجام کاری که می‌خواهید را ندارید. هرچقدر هم تلاش کنید، نمی‌توانید و بهتر است تلاش نکنید.»

    چرا تعیین می‌کنید که شخصی شکست خواهد خورد! احتمالاً شما حس می‌کنید وظیفه شماست که جلوی اشتباهات دیگران را بگیرید، قبل از اینکه به خودشان آسیب برسانند. اما ما از شما می‌پرسیم که چگونه می‌توانید قضاوت کنید که افراد برای چه کار‌هایی مفید هستند؟ اگر شکست بهترین راه برای رشد افراد بود چه؟ دل دیگران را خالی نکنید. شما مأمور به نشان دادن واقعیات به دیگران نیستید.

    ۴. این کار آسان است

    آنچه آن‌ها می‌شنوند: «این کار برای اکثر مردم آسان است. اگر نمی‌توانید این کار را انجام بدهید، احتمالا شما مشکلی دارید.»

    هرکسی توانی دارد و سطح دشواری چیز‌ها برای افراد متفاوت است. اگر به فردی بگویید کارش راحت است، او را تضعیف کرده‌اید. اگر کسی تلاش می‌کند و به شما اعتماد کرده است، به او ضعفش را یادآوری نکنید. چالش‌های مردم را تصدیق کنید و در پی نفی نباشید.

    ۵. من که به شما گفتم

    آنچه آن‌ها می‌شنوند: «شما به من گوش نکردید. این تقصیر شما است. من خیلی بهتر از شما هستم.»

    این را بدانید که شلیک کردن به یک اسب مرده، کار بی‌فایده‌ای است. در پی این نباشید که به دیگران بفهمانید اشتباه کرده‌اند و باید به حرف شما گوش می‌دادند.

    ۷ حرفی که هرگز نباید به کسی بگویید

    ۶. همانطور که قبلا گفتم…

    آنچه آن‌ها می‌شنوند: «شما به حرف من گوش نمی‌دهید. شما باعث می‌شوید که حرفم را تکرار کنم. شما آزاردهنده هستید.»

    این حرف‌ها یک قاتل برای گفتگو به شمار می‌روند. اگر کسی از شما سوالی بپرسد و شما به او یادآوری کنید که قبلا پاسخ این سوال را داده‌اید، تمایل دیگران برای یادگیری را می‌کشید و به آن‌ها این حس را می‌دهید که به آنچه می‌گویند، علاقه کمی دارید. همین حرف‌ها را اگر با شیوه درست و ادبیات دیگری بگوییم، جلوی بسیاری از سوءتفاهمات را خواهیم گرفت.

    ۷. موفق باشید

    آنچه آن‌ها می‌شنوند: «موفقیت شما ممکن است، البته اگر شانس بیاورید. البته کار‌های شما آنقدر مهم نیستند و احتمالاً در کار‌های غیرمهمتان موفق خواهید شد.»

    موفقیت دیگران را به شانس نسبت ندهید. بعضی از «موفق باشید» گفتن‌های ما با تردید و لحن از بالا به پایینی که دارند، پیامی متفاوت از آرزوی موفق شدن را اعلام می‌کنند. در عوض تلاش کنید خصوصیات مثبت دیگران را ارج نهید و در پی تحقیر و کوچک کردن موفقیت‌ها و دستاوردهایشان نباشید.

    منبع: lifehack

  • ۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

    ۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

    مجله دیجی‌کالا – تارا قهرمانی: رشد مهارت‌های اجتماعی کودکان به آن‌ها اجازه می‌دهد ارتباط لذت‌بخش‌تری با هم‌سن‌وسالان خود داشته باشند. اما مزایای آموزش مهارت‌های اجتماعی به کودکان بیش از این است.

    بچه‌هایی که مهارت اجتماعی بیشتری دارند احتمال موفقیت بیشتری هم در جامعه دارند. برای مثال، در تحقیقاتی که در سال ۲۰۱۹ انجام شد به این نتیجه رسیدند که مهارت‌های بالا در روابط اجتماعی می‌تواند استرس بچه‌هایی که در مهد کودک می‌مانند را کاهش دهد.

    ۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

    اهمیت آموزش مهارت‌های اجتماعی به کودکان

    دور بودن از خانواده باعث ایجاد استرس در بچه‌ها می‌شود و نداشتن مهارت‌های لازم جهت ارتباط برقرار کردن با دیگران، این استرس را تشدید می‌کند. محققین دریافته‌اند که با یاد گرفتن مهارت‌های اجتماعی جدید، میزان هورمون کورتیزول بچه‌ها کاهش پیدا می‌کند.

    علاوه بر این، بچه‌هایی که با هم‌سن‌وسالان خود بهتر ارتباط برقرار می‌کنند، راحت‌تر دوست پیدا می‌کنند. بر اساس تحقیقاتی که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد دوستی‌های دوران کودکی برای سلامت ذهن بچه‌ها مفید است. دوستی به بچه‌ها فرصتی برای تمرین مهارت‌های روابط اجتماعی پیشرفته، مانند حل مسأله و مناقشات می‌دهد.

    روابط اجتماعی به بچه‌ها کمک می‌کند تا آینده‌ی روشن تری داشته باشند. بر اساس تحقیقات دیگری که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد، بررسی مهارت‌های روابط اجتماعی و احساسات یک کودک در مهدکودک، احتمالا بهترین راه برای پیش‌بینی موفقیت او در دوران بزرگسالی است.

    محققین دانشگاه‌های Penn State و Duke پی بردند، بچه‌هایی که در سن ۵ سالگی مهارت‌های «سهیم شدن»، «گوش کردن»، «همکاری کردن» و «پیروی از قواعد» را بهتر بلد هستند، در بزرگسالی شانس بیشتری برای رفتن به دانشگاه دارند. همچنین احتمال این که آن‌ها در سن ۲۵ سالگی یک شغل تمام‌وقت داشته باشند بیشتر است.

    در سوی مقابل شانس درگیر شدن با مشکلاتی مثل اعتیاد، اختلاف در روابط و دعوا‌های حقوقی در بچه‌هایی که مهارت‌های اجتماعی و عاطفی خوبی ندارند، بیشتر است. این بچه‌ها همچنین بیشتر از دیگران به کمک‌های عمومی اتکا می‌کنند.

    خوشبختانه، مهارت‌های اجتماعی را می‌توان آموخت. هیچ‌وقت برای آموزش مهارت‌های اجتماعی به کودکان و این که به بچه‌ها نشان دهیم چطور با افراد دیگر کنار بیایند دیر نیست. پس با خواندن ادامه‌ی این مطلب مهارت‌های اجتماعی مورد نیاز بچه‌ها را یاد بگیرید تا بتوانید این مهارت‌ها را به آن‌ها یاد بدهید.

    ۱. سهیم شدن

    ۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

    میل به سهیم شدن یک خوراکی یا یک اسباب بازی با دیگر بچه‌ها می‌تواند به آن‌ها در پیدا کردن و نگه داشتن دوست کمک کند. بر اساس تحقیقاتی که در سال ۲۰۱۰ منتشر شد بچه‌ها از ۲ سالگی می‌توانند تمایلشان به سهیم شدن با دیگران را بروز دهند؛ البته در صورتی که از آن چیز به مقدار زیاد داشته باشند.

    البته بچه‌ها در سنین بین ۳ تا ۶ سالگی معمولا در سهیم شدن چیزی که برای آن‌ها هزینه داشته باشد خودخواه هستند. برای مثال کودکی که یک شیرینی داشته باشد معمولا تمایلی برای سهیم شدن آن با دوست خود ندارد؛ چون این کار برای او به این معنی است که شیرینی کمتری برای لذت بردن خواهد داشت. اما ممکن است یک اسباب بازی را که دیگر علاقه‌ای به بازی با آن ندارد به‌راحتی با بچه‌ی دیگری سهیم شود.

    اکثر بچه‌ها در حدود سن ۷ یا ۸ سالگی، به عدالت بیشتر اهمیت می‌دهند و تمایل بیشتری برای سهیم شدن با دیگران دارند. تحقیقات نشان داده است که سهیم شدن و احساس رضایت از زندگی با هم در ارتباط هستند.

    تحقیقات نشان داده است بچه‌هایی که احساس خوبی نسبت به خودشان دارند، بیشتر تمایل دارند با دیگران سهیم شوند. همچنین سهیم شدن هم باعث می‌شود که بچه‌ها حس خوبی به خودشان داشته باشند. پس تشویق کردن کودکان به سهیم شدن می‌تواند عاملی کلیدی برای تقویت اعتماد به نفس آن‌ها باشد.

    چطور تمرین کنیم

    با این که بهتر است بچه‌ها را مجبور به سهیم شدن اسباب بازی‌ها با بچه‌های دیگر نکنید، می‌توانید اشاره کردن به این نکته در زمان‌های مناسب را به یک عادت تبدیل کنید.

    وقتی فرزندتان چیزی را با کسی سهیم می‌شود او را تحسین کنید و به او بگویید که دیگران در مورد این کار او چه حسی دارند. می‌توانید از جملاتی شبیه به این استفاده کنید: «تصمیم گرفتی خوراکی خودت را با خواهرت تقسیم کنی؛ مطمئنم با این کار او را خوشحال کردی. کار قشنگی انجام دادی.»


    ۲. همکاری

    ۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

    همکاری به معنی مشارکت در کاری برای رسیدن به یک هدف مشترک است. بچه‌هایی که همکاری می‌کنند، با دیگران خوش‌رفتارتر هستند و همچنین مشارکت و کمک بیشتری می‌کنند. داشتن مهارت همکاری بالا، برای دوام آوردن در جامعه بسیار ضروری است.

    کودک شما به همان اندازه که در کلاس درس به مهارت همکاری نیاز دارد، در زمین بازی هم نیازمند آن است. همکاری در بزرگسالی هم بسیار مهم است؛ اکثر محیط‌های کاری به واسطه توانایی افراد در کار با یکدیگر در قالب کار گروهی پیشرفت می‌کنند. همکاری همچنین کلید داشتن روابط عاشقانه‌ی موفق است.

    هنگامی که بچه‌ها در نیمه‌ی دوم سه سالگی هستند، می‌توانند برای هدف‌های مشترک با هم‌سن‌وسالان خود شروع به تمرین کنند. همکاری برای کودکان می‌تواند در هر کاری باشد؛ از خانه‌سازی و ساختن یک برج با بلوک تا بازی‌های گروهی دیگر.

    برخی از بچه‌ها نقش رهبر گروه را به عهده می‌گیرند، در حالی که برخی دیگر ترجیح می‌دهند از دستورات پیروی کنند. به هر حال، همکاری فرصت بسیار خوبی برای بچه‌هاست تا در مورد خودشان بیشتر یاد بگیرند.

    چطور تمرین کنیم

    با بچه‌ها در مورد اهمیت کار گروهی و این که وقتی همه با هم کار کنند چقدر کار‌ها بهتر پیش می‌رود، صحبت کنید. فرصت‌ها و شرایطی ایجاد کنید که همه‌ی خانواده با هم کار کنند. می‌توانید هنگام تهیه‌ی غذا، هریک از اعضای خانواده را مسؤول یک کار کنید، یا هر یک از کار‌های روزمره‌ی خانواده را به عهده‌ی یک نفر بگذارید. در هر حال مهم این است که بر اهمیت کار گروهی تأکید کنید.


    ۳. گوش دادن

    ۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

    گوش کردن فقط به معنی ساکت ماندن نیست؛ بلکه به معنی دریافت کردن کامل چیزی است که فرد مقابل می‌گوید. مهارت شنیدن برای برقرار کردن یک ارتباط مؤثر ضروری است.

    هر چه باشد میزان یادگیری کودک در مدرسه به میزان مهارت او در شنیدن حرف‌های معلم بستگی دارد. درک مفاهیم، نوت‌برداری و فکر کردن در مورد کلام معلم، با ورود کودک به مقاطع تحصیلی بالاتر پراهمیت‌تر خواهد شد.

    بسیار مهم است که فرزند شما طوری بزرگ شود که بتواند در آینده حرف مدیر، همسر و دوستان خود را درک کند. البته ممکن است یاد گرفتن این مهارت در عصر دستگاه‌های دیجیتال بسیار سخت باشد؛ چرا که اکثر افراد تمایل دارند هنگام مکالمه با دیگران به موبایل خود خیره شوند.

    چطور تمرین کنیم

    هنگام خواندن کتاب برای بچه‌ها، هر از گاهی مکث و با آن‌ها در مورد آنچه تا کنون خوانده‌اید، صحبت کنید. برای مثال، مکث کنید و بپرسید: «تا اینجای قصه در مورد داستان چه فهمیدی؟» به او در تعریف کردن قسمت‌هایی از داستان که به یاد نمی‌آورد کمک و او را به گوش دادن به ادامه‌ی داستان تشویق کنید. علاوه بر این به فرزند خود اجازه ندهید وسط حرف دیگران بپرد و حرف دیگران را قطع کنند.


    ۴. پیروی از دستورالعمل‌ها

    ۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

    معمولاً بچه‌هایی که در پیروی از دستورالعمل‌ها مشکل دارند، با انواع مختلفی از مشکلات دست‌وپنجه نرم می‌کنند. ازنیاز به انجام دادن دوباره‌ی تکالیف مدرسه گرفته تا به دردسر افتادن به دلیل رفتار نامناسب، پیروی نکردن از دستورالعمل‌ها می‌تواند برای کودک تبدیل به مشکلی بزرگ شود.

    چه از فرزند خود بخواهید که اتاقش را تمیز کند و چه تلاش کنید مهارت‌های فوتبال بازی کردن را به او بیاموزید، بسیار مهم است که کودک بتواند از قواعد و دستورالعمل‌ها پیروی کند.

    فراموش نکنید قبل از این که از فرزند خود انتظار داشته باشید از اصول و قواعد به‌خوبی پیروی کند، خودتان باید مهارت راهنمایی کردن را داشته باشید.

    برای مثال نباید به بچه‌های کوچک در آن واحد بیش از یک کار گفت. به جای این که بگویید «کفش‌هایت را بردار، کتاب‌هایت را جمع کن و دست‌هایت را بشور»، ابتدا صبر کنید تا کفش‌هایش را بردارد و سپس فرمان بعدی را به او بدهید.

    اشتباه دیگر این است که درخواستتان را به شکل سؤال مطرح کنید. برای مثال اگر بگویید «لطف می‌کنی همین الان کفش‌هایت را برداری؟»، ممکن است کودک تصور کند می‌تواند به درخواست شما نه بگوید. وقتی فرمانی را به فرزندتان دادید، از او بخواهید آنچه را گفتید تکرار کند. از او بپرسید «حالا باید چه کاری انجام دهی؟» و صبر کنید تا توضیح دهد چه چیزی از شما شنیده است.

    طبیعی است کودکان کوچک‌تر گیج شوند، تهاجمی برخورد کنند یا کاری که باید انجام دهند را از یاد ببرند. به هر اشتباه او به چشم فرصتی بنگرید که اجازه می‌دهد کمک کنید مهارت‌هایش را شکل دهد.

    چطور تمرین کنیم

    هرگاه فرزندتان از فرمان شما پیروی کرد، با استفاده از جملاتی مانند «ممنون که در اولین باری که از تو خواستم تلوزیون را خاموش کردی»، او را تشویق کنید. اگر فرزندتان در پیروی کردن از فرمان‌ها مشکل داشت، به او فرصت دهید پیروی کردن از فرمان‌های ساده‌تری را تمرین کند. برای مثال از درخواست‌های ساده‌ای مانند «لطفا آن کتاب را به من بده» استفاده و بلافاصله او را برای پیروی از این فرمان تشویق کنید.


    ۵. احترام گذاشتن به فضای شخصی

    ۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

    برخی از بچه‌ها از فاصله خیلی نزدیک با دیگران صحبت می‌کنند. برخی دیگر هم بدون توجه به راحتی طرف مقابلشان، از سر و کول او بالا می‌روند. مهم است که به بچه‌ها بیاموزیم چطور باید به فضای شخصی افراد احترام بگذارند.

    قواعدی در خانه وضع کنید که بچه‌ها را به احترام گذاشتن به فضای شخصی دیگران تشویق کند. «در زدن هنگامی که در اتاقی بسته است» و «دست نزدن به چیزی که مال ما نیست» می‌تواند نمونه‌های خوبی از این قواعد باشد.

    اگر بچه‌ی شما چیز‌ها را از دست دیگران بیرون می‌کشد یا وقتی بی‌تاب می‌شود دیگران را حول می‌دهد، برای این کار او عواقبی تعریف کنید.

    در صورتی که فرزند شما از سر و کول افراد ناآشنا بالا می‌رود یا هنگام صحبت بیش از حد به دیگران نزدیک می‌شوند، این لحظات را به چشم فرصتی برای آموزش ببینید. او را به کناری ببرید و سعی کنید برای درک بهتر مفهوم فضای شخصی راهنمایی‌اش کنید.

    چطور تمرین کنیم

    به فرزندتان یاد بدهید هنگام صحبت به اندازه‌ی یک دست با دیگران فاصله بگیرد. هنگامی که در صف ایستاده است درباره‌ی این صحبت کنید که فاصله‌ی مناسب با فردی که جلوی او قرار دارد چقدر است و باید دست‌هایش را نزدیک به بدن خودش نگه دارد تا برای دیگران مزاحمتی ایجاد نکند. می‌توانید با نقش بازی کردن و شبیه‌سازی سناریو‌های مختلف به او کمک کنید تا اهمیت فضای شخصی را متوجه شود.


    ۶. ایجاد ارتباط چشمی

    ۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

    ارتباط چشمی مناسب بخش مهمی از ارتباط برقرار کردن است. برخی از بچه‌ها هنگام صحبت کردن، از نگاه کردن در چشم طرف مقابل طفره می‌روند.

    چه فرزند شما خجالتی است و ترجیح می‌دهد هنگام مکالمه به زمین خیره شود و چه به دلیل این سرش را بالا نمی‌آورد که جذب انجام کار دیگری شده است، باید اهمیت ایجاد ارتباط چشمی را به او یادآور شوید.

    اگر فرزند شما برای چشم در چشم شدن با دیگران مشکل دارد، یادآوری‌های سریع را در دستور کار خود قرار دهید. او بپرسید «وقتی کسی با تو صحبت می‌کند به کجا نگاه می‌کنی؟» و یادتان باشد هر وقت هنگام صحبت با کسی به چشمان او نگاه کرد از او تعریف کنید.

    چطور تمرین کنیم

    حتی می‌توانید به فرزندتان نشان دهید حرف زدن با کسی که به چشمان شما نگاه نمی‌کند چه احساسی دارد. به او بگویید برای شما داستانی تعریف کند و حین داستان به زمین خیره شوید، چشمانتان را ببندید یا به هرجایی به جز او نگاه کنید. سپس، از او بخواهید که داستان دیگری تعریف کند و حین صحبت به چشمان او نگاه کنید. در پایان با او در مورد حسی که در هر دو حالت داشته صحبت کنید.


    ۷. با ادب بودن

    ۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

    درخواست کردن محترمانه، تشکر کردن و رفتار مناسب حین غذا خوردن می‌تواند به بچه‌ی شما در جلب توجه به شکل صحیح کمک کند. معلم‌ها، والدین دیگر و سایر بچه‌ها، به بچه‌ای که رفتار صحیحی دارد احترام می‌گذارند.

    البته آموزش ادب و نزاکت می‌تواند گاهی بسیار دشوار باشد. ممکن است رفتار‌های مختلفی از قبیل غذا خوردن با دهان باز تا قدرنشناسی، از همه‌ی بچه‌ها سر بزند.

    بسیار مهم است که بچه‌ها بدانند چطور می‌توان با ادب و محترمانه رفتار کرد؛ خصوصا وقتی در منزل اشخاص دیگر یا مدرسه هستند.

    چطور تمرین کنیم

    الگوی خوبی از ادب و نزاکت برای فرزندان خود باشید. یعنی خوب است به طور مرتب به فرزند خود بگویید «نه، متشکرم» و «بله، لطفاً». هنگام برخورد با دیگران با ادب و احترام رفتار کنید. وقتی فرزندتان رفتار مناسب را فراموش کرد، به او یادآوری و وقتی رفتار مؤدبانه‌ای از او سر زد، تشویقش کنید.

    کلام آخر

    ۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

    مهارت‌های اجتماعی چیزی نیست که فرزند شما یا داشته باشد یا نداشته باشد. این مهارت‌ها باید به طور مرتب با رشد کودک پرورش داده شوند. به دنبال لحظات مناسبی برای آموزش باشید تا بتوانید در کسب مهارت‌های بیشتر به او کمک کنید.

    برخی از مهارت‌های اجتماعی بسیار پیچیده هستند، مثل درک این که چطور وقتی یک بچه‌ی دیگر به آن‌ها زور می‌گوید، محکم باشند. با مهارت‌های اجتماعی اولیه و ساده شروع کنید و سعی کنید مهارت‌های فرزند خود را به مرور زمان افزایش دهید.

    در صورتی که فرزند شما در یادگیری مهارت‌ها بیشتر از کودکان دیگر مشکل داشت، با متخصص اطفال صحبت کنید. ممکن است او برای رسیدن به سطح مناسب تنها به تلاش بیشتر و افزایش سن نیاز داشته باشد، ولی از سوی دیگر رشد نکردن مهارت‌های اجتماعی می‌تواند نشانه‌ی مشکلات دیگری هم باشد.

    بچه‌هایی که مشکلات ذهنی مانند اوتیسم یا بیش‌فعالی دارند، ممکن است در روابط اجتماعی ضعیف باشند. یک پزشک مناسب می‌تواند با معاینه کردن فرزند شما تشخیص دهد که او برای کسب مهارت‌های اجتماعی نیاز به درمان دارد یا خیر.

    منبع: Very Well Family