دسته: اخبار روز

  • سایه دوقلوهای «پول‌سالاری» و «پول‌های کثیف» بر انتخابات مجلس

    سایه دوقلوهای «پول‌سالاری» و «پول‌های کثیف» بر انتخابات مجلس

    زهره ترسایی: هنگامه انتخابات نزدیک است و هشدارها درباره جلوگیری از ورود «پول های کثیف» به عرصه انتخابات بیش از هر زمان دیگری. هشدارهایی که از مسئولان نظارتی و اجرایی گرفته تا نمایندگان مجلس بر آن تاکید کرده و توجه به آن را از الزامات برگزاری «انتخابات سالم» می دانند.

    دهه ۹۰ و آغاز مبارزه جدی با پول های کثیف

    هشدارها درباره ورود پول های کثیف به عرصه انتخابات نخستین بار در اسفندماه ۹۳ از سوی عبدالرضا رحمانی فضلی مطرح شد، آنجا که با اشاره به گردش سالانه ۲۰ هزار میلیارد تومانی قاچاق مواد مخدر گفت: «بی شک بخشی از این پول در حوزه سیاست، انتخابات و انتقال قدرت سیاسی در کشور وارد می شود.» اظهاراتی که البته با واکنش هایی روبرو و در نهایت وزیر کشور مجبور به ارائه توضیحات تکمیلی در این زمینه شد اما اصل ورود پول های کثیف به سیاست و خاصه انتخابات رد نشد.

    بعد از آن اگرچه به صورت جسته و گریخته درباره «پول‌سالاری» در انتخابات موضوعاتی مطرح می شد اما این اظهارات دبیر شورای نگهبان در مراسم افتتاحیه هفتمین اجلاسیه خبرگان رهبری بود که بار دیگر موضوع چرخش پول های کثیف در رقابت های سیاسی را در آستانه انتخابات مجلس یازدهم بر سر زبان ها انداخت. آیت الله جنتی در این باره گفت: “یک عده با پول های کثیف می خواهند وارد مجلس شوند و این خط قرمز ما در شورای نگهبان است. راه برای کسانی که نظام، اسلام، قانون اساسی و ولایت فقیه را قبول دارند، برای حضور در انتخابات باز است ولی ما حتما جلوی کسانی را که می خواهند با پول‌های کثیف وارد انتخابات شوند را می گیریم.”

    چند روز بعد از آن عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان هم خبر از نگرانی مردم و مسوولان در مورد نقش پول‌های کثیف در انتخابات داد و بهترین راهکار برای رفع این نگرانی‌ها را تصویب قوانین بهتر عنوان کرد.

    اظهارنگرانی شخصیت ها درباره پول‌های کثیف از تریبون‌ها  اما به همین جا ختم نشد به طوری که اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور هم طی روزهای اخیر خطاب به مخالفان تصویب FATF موضوع ورود پول های سیاه به عرصه سیاست را یادآور شد و افزود: «افرادی که به شغل دلالی مشغول هستند و از این راه ارتزاق می‌کنند و پول‌های سیاه آن را روانه سیاست و تبلیغات انتخاباتی می‌کنند، به طور طبیعی موافقتی با شفافیت دیدگاه‌ها و تصویب مقرراتی که به انضباط مالی کمک کند نخواهند داشت.»

    اصلاح قانون انتخابات برای مقابله با «پول‌سالاری»

    اذعان دو نهاد اجرایی و نظارتی موثر در انتخابات، بر وجود پدیده “پول‌سالاری” در انتخابات را شاید بتوان مهم ترین دلیل بر تلاش دولت برای اصلاح قانون انتخابات و رفع خلاءهایی دانست که راه‌های گریزی برای متخلفان در رقابت های سیاسی باز گذاشته است. تخلفاتی که بی شک مهمترین آن به همان پول های کثیف و میلیاردی که به فضای انتخابات تزریق می شود باز می‌گردد.

    سید سلمان سامانی با تایید این موضوع می گوید: «بعد از اینکه آقای رحمانی فضلی موضوع پول های کثیف را مطرح کردند در وزارت کشور کارگروهی تشکیل و لایحه‌ای تحت عنوان شفاف سازی منابع مالی و هزینه های انتخابات تنظیم و به مجلس ارائه شد که متاسفانه تاکنون تبدیل به قانون نشده است؛ علاوه بر این لایحه جامع انتخابات هم که بهمن ماه سال گذشته به مجلس ارسال شد همچنان در دستور کار کمیسیون شوراها قرار دارد.»

    در حالی چشم امید همه برای شفاف سازی هزینه کردهای انتخاباتی به تصویب لایحه جامع انتخابات بود که به گفته سخنگوی کمیسیون شوراها اصلاح قانون انتخابات هنوز در مجلس به مرحله نهایی نرسیده است اما با این وجود مسئولان وزرات کشور تاکید دارند که دست شان در برخورد با پول‌های کثیف در انتخابات بسته نیست.

    عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور با تاکید بر این موضوع می‌گوید: «اگرچه فرصت تصویب لایحه ارسالی دولت در زمینه جلوگیری از ورود پول‌های کثیف به انتخابات و مشخص شدن منابع مالی هر نامزد فراهم نشد اما این به معنای بسته بودن دست دولت نیست. هریک از گروه‌ها و کاندیداها اگر سندی درباره پول‌هایی با منشأهای نامشخص و از منابع نامناسب که منجر به تغییر رأی مردم می‌شود به ما ارائه دهند حتما ما در محاکم این موضوع را پیگیری می‌کنیم.»

    حسینعلی امیری معاون پارلمانی رئیس جمهور  اما با تاکید بر اهمیت هزینه کردهای انتخاباتی و باید ونبایدها در این بخش تاکید دارد که مجلس باید بررسی لایحه جامعه انتخابات را در دستور کار قرار دهد: «در لایحه جامع انتخابات با جزئیات به موضوع پول‌ها، هزینه کردهای انتخاباتی و باید ونبایدها در این بخش پرداخته شده که به طور مثال اعلام منشا و مبنای هزینه‌های انتخاباتی از سوی نامزدها مورد تاکید قرار گرفته است. به طور طبیعی زمانی که منشا هزینه‌های انتخاباتی یک نامزد نامشخص و مبهم باشد این موضوع در ایجاد بی اعتمادی به آن نامزد تاثیرگذار خواهد بود اما زمانیکه منشا هزینه کردها مشخص بوده و معلوم باشد منابع مالی از کجا تامین شده و تامین آن از منابع نامشروع و غیرقانونی نبوده، در ایجاد اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی مردم نسبت به کارگزارانشان بسیار تاثیرگذار است.»

    چگونه نقش پول در انتخابات محدود می شود؟

    اگرچه همگان بر محدود شدن نقش پول در انتخابات تاکید داشته وبر این باورند که سقف هزینه‌های انتخاباتی باید به گونه ای باشد که «عدالت انتخاباتی» رعایت شود اما سوال این است که دستیابی به این مهم از چه مسیری امکان پذیر است؟

    عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان بهترین راهکار را تصویب قوانین موثر و قوی می داند و می گوید: این مساله تنها از طریق قانون ممکن است تا همه نامزدها را ملکف کنند که منشا و میزان هزینه های انتخاباتی خود را اعلام کنند.

    با این حال اما سامانی سخنگوی وزارت کشور می گوید: «جلوی خرید وفروش آرا را صرفا با قانونگذاری نمی شود گرفت. قرار نیست هر موضوعی که در قانون جرم انگاری شد وقوع آن به صفر برسد؛ خرید و فروش رای از ابتدای تدوین قوانین انتخاباتی ما جرم بوده اما بعضا در جاهایی اتفاق می‌افتد بنابراین ما نمی‌توانیم بگوییم صرفا با قانون می توان همه ایرادات را رفع و رجوع کرد.»

    در همین زمینه محمدجواد کولیوند رئیس کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور مجلس هم با تاکید بر اینکه مواجهه با پول‌های کثیف نیازی به مصوبه جدید مجلس ندارد تاکید دارد که «قانون مبارزه با پولشویی یعنی با پول‌های کثیف مقابله کنیم، پس نیازی به قانون جدید نداریم؛ همه دستگاه‌های نظارتی و خود نامزدها باید مراقب چنین پدیده‌ای باشند و اجازه ندهند هر کسی دور آنها باشد، همچنین باید مراقب هزینه‌کردها و منبع و منشاء آن پول‌ها باشیم.»

    با این حال همچنان گروهی از نمایندگان با تاکید بر اینکه قانون مشخصی در زمینه پول های کثیف وجود ندارد از بابت تشکیل مجلس رانتی اظهار نگرانی می کنند. بهرام پارسایی سخنگوی کمیسیون اصل نود در این باره می گوید: «قانون مشخصی در این زمینه وجود ندارد که بتوان بر اساس آن با این قضیه (حضور پول‌های کثیف) برخورد کرد اما به هر حال راه‌هایی وجود دارد که نشان دهد افرادی که هزینه‌های سنگین و غیرمتعارف را از کجا به دست آورده‌اند.»

    با وجود اختلاف نظرها درباره اهمیت تصویب قوانین موثر در جلوگیری از چرخش پول‌های با منبع نامشخص در رقابت های سیاسی اما طبق اعلام هیات رئیسه مجلس لایحه جامع انتخابات که در آن به صورت تکمیلی به شفاف سازی منابع مالی نامزدها پرداخته شده بهمن ماه سال گذشته اعلام وصول شد که از آن زمان تاکنون هنوز شکل قانونی به خود نگرفته است.

     اصغر سلیمی سخنگوی کمیسیون شوراها درباره تلاش ها برای اصلاح قانون انتخابات در مجلس می گوید: «در اصلاحیه قانون انتخابات بحث شفافیت مالی و حسابرسی مالی را گنجاندیم تا مشخص شود پول هزینه انتخابات از کجا می‌آید و چطور هزینه می‌شود اما متاسفانه به دلیل اینکه مجلس طرح اصلاح قانون انتخابات را به کمیسیون شوراها برگرداند بعید است در این فرصت باقی‌مانده کمیسیون شوراها بتواند طرح را اصلاح کند و به انتخابات پیش رو برساند.»

    راهکار اصلی چیست؟

    هشدارها و نگرانی‌ها از ورود پول‌های کثیف به انتخابات و جلوگیری از خرید و فروش آرا در حالی مطرح می‌شود که به اذعان مسئولان نظارتی و اجرایی بهترین راهکار برای جلوگیری از خرید و فروش آرا برگزاری «انتخابات الکترونیک» است.

    سیدسلمان سامانی با تایید این موضوع می گوید: «دولت الکترونیک ورود منابع مالی غیرقانونی به انتخابات را محدود می کند. تلاش ما در وزارت کشور این است که با ایجاد ساز وکاری مشخص اساسا امکان ورود پول هایی با منشاء نامشخص به انتخابات را محدود بکنیم، بُن مایه دولت الکترونیک هم موید همین مطلب است که ما فرایند را به گونه ای شفاف کنیم که بتوانیم در قالب شفاف سازی، فضای ورود منابع نامشخص را محدود و در نهایت از بین ببریم.»

    در کنار این عده‌ای نیز میدانداری «احزاب» و پررنگ شدن جایگاه «تحزب» در رقابت‌های سیاسی را عنصری تعیین کننده در رفع معضلات و آسیب‌های نظام انتخاباتی کشور به ویژه در حوزه قواعد بازدارنده از تخلفات مالی و الزامات شفافیت هزینه‌های انتخاباتی می‌دانند چرا که در سایه تقویت احزاب است که هزینه‌های انتخاباتی شفاف می شود.

    ۱۷۲۷۲۱۹

  • ببینید | آنچه درباره پهپاد فوق پیشرفته فطرس ایران نمی‌دانستیم

    ببینید | آنچه درباره پهپاد فوق پیشرفته فطرس ایران نمی‌دانستیم

  • معاون وزیرخارجه:اگر از سد FATF رد نشویم تیر خلاص را به سیستم بانکی کشور شلیک کرده ایم

    معاون وزیرخارجه:اگر از سد FATF رد نشویم تیر خلاص را به سیستم بانکی کشور شلیک کرده ایم

    بخشهایی از این گفت‌وگو را می خوانید:

     

    در قصه پرماجرای FATF  نظر وزارت خارجه درباره تایید یا عدم تصویب لوایح باقی مانده را می‌دانیم اما ضرب‌الاجل جدیدی که به ایران داده شده کار را قطعا سخت‌تر کرده و به نظر می‌رسد که بازگشت اقدام‌های تنبیهی می‌تواند اوضاع را در شرایط تحریمی برای ایران سخت‌تر هم بکند.

    یکی از هشدارهایی که وزارت خارجه در جلسات مختلف داده است، بحث FATF است. مانند این است که شما از من سوال کنید نظر شما در مورد سفر کردن چیست؟من می‌گویم سفر کردن کار بسیار خوبی است، ولی مخالف گرفتن پاسپورت هستم. کسی که می‌خواهد از مرزهای کشور خود خارج شود، یک شرط مورد توافق بین‌المللی، داشتن پاسپورت است. امروز FATF یعنی داشتن پاسپورت. اگر سیستم بانکی ایران می‌خواهد با سیستم بانکی جهان اعم از کوچک یا بزرگ آن هر نوع ارتباطی را برقرار کند، شرط آن FATF است.امسال روادید بین ما و عراق به‌علت دوستی‌های سیاسی بین دو کشور برداشته شد اما شما باید پاسپورت داشته باشید تا بتوانید سفر کنید. پاسپورت هویت شما در بیرون از مرزهای شما است. امروز FATF و مقررات آن شرط حضور سیستم بانکی ما در بیرون از مرزها است. خواه این بانک در افغانستان، سوریه و چین باشد یا در اروپا . متاسفانه به این مفهوم توجه نشده است. FATF ابزار شما برای خارج شدن از مرزهای شما در سیستم بانکی است. اگر ما نتوانیم به سلامت از این وضعیت عبور کنیم، سیستم بانکی کشور به‌طور کامل فلج خواهد شد. یعنی شما حتی امکان حضور در کشورهای دوست و همسایه را در حوزه بانکی نخواهید داشت.

    شما می‌توانید به کشورهای دوست سفر کنید و اولین شرط آن داشتن پاسپورت است. یک عده از من این سوال را دارند که اگر پاسپورت گرفتم حتما می‌توانم به فرانسه بروم؟ خیر، به این معنا نیست. شما اگر خواستید که سفر کنید و از مرزهای کشور خود خارج شوید، اولین قدم آن داشتن پاسپورت است. اگر قصد داشتید که به یک کشور ویژه بروید، شما یک شرط دیگر هم دارید، اینکه باید در آنجا روادید آن کشور را بگیرید. اینکه آیا به شما روادید می‌دهند یا خیر، این بحث دیگری است. ولی برای خارج شدن از کشور نیاز به پاسپورت دارید. FATF یعنی گرفتن پاسپورت برای اینکه سیستم بانکی شما پای خود را از مرزهای خود خارج کند.

    اگر در این چند ماه که به ما فرصت داده شده نتوانیم FATF را بگذرانیم، مطمئن باشید که سیستم بانکی کشور با یک بحران جدی روبه‌رو خواهد شد.

    برخی منتقدان می‌گویند در شرایط تحریمی، رعایت استانداردهای FATF به معنای گرا دادن به طرف مقابل درباره راه‌های دور زدن تحریم خواهد بود.

    به همین کسانی که این حرف را می‌گویند بفرمایید که به ادعای همه واحدهای اطلاعاتی کشور، بیشترین اطلاعات از طریق موبایل‌ها به خارج از کشور منتقل می‌شود. این شامل همه‌چیز است اعم از جزییات، کلیات، عکس، تصویر، اطلاعات است. خوشبختانه همیشه سازمان‌های اطلاعاتی ما دستور داده‌اند که علی‌الخصوص از این موبایل‌های پیشرفته استفاده نکنید. زیرا عکس، صدا، تصویر و حتی رفتار شما در این موبایل‌ها قابل رصد و ارسال است. آن کسانی که می‌گویند FATF باعث می‌شود که اطلاعات کشور بیرون برود، آیا حاضر هستند که موبایل‌های خود را تحویل بدهند؟

    با همین صراحتی که الان در این مصاحبه سخن می‌گویید در جلساتی که با سران نظام یا با نهادهای امنیتی و وزارتخانه‌های متفاوت دارید هم نسبت به تبعات عدم رعایت استانداردهای FATF هشدار می‌دهید؟

    بله، در آخرین جلسه‌ای که وزارت خارجه برای توجیه داشت، همه نظرات خود را بیان کردم. FATF شرط نیست بلکه ضرورتی برای ادامه کار است. کشورهایی که حتی از چین هم با ما دوست‌تر هستند به ما اعلام کرده‌اند که پس از عبور از این ضرب‌الاجل نمی‌توانند هیچ‌گونه نقل و انتقال بانکی با ما انجام دهند اعم از اینکه بانکی درتحریم باشد، یا نباشد.

    یکی از حرف‌های منتقدان این است که چرا مایک پمپئو، وزیر خارجه امریکا اصرار دارد که ما این دو لوایح باقی مانده را به تایید و تصویب برسانیم؟ اگر با عدم تایید نهایی تمام لوایح اتفاقا حلقه بر ایران تنگ‌تر می‌شود چرا امریکا اصرار دارد که ایران کار را به پایان برساند؟

    ما ننشسته‌ایم که ببینیم آنها به چه چیزی اصرار می‌کنند، بعد بگوییم نمی‌خواهیم. یا مورد دیگری هم آنها بگویند نمی‌خواهند انجام بشود و ما بگوییم ما می‌خواهیم این کار انجام شود. ما باید به سرنوشت و قوانین خودمان نگاه کنیم. مشاهده کنید که اکنون در FATF چند کشور عضو هستند؟ همه جهان عضو هستند.

    شاید اگر بگوییم چند کشور عضو نیستند، راحت‌تر باشد.

    بله، حتی یک یا دو کشور باقی مانده هم برای عضویت التماس می‌کنند. بحث FATF بسیار مهم است. البته سازمان‌های دیگر باید به صورت کارشناسی این موضوع را باز کنند. وزارت امور اقتصادی و دارایی، بانک مرکزی، سازمان‌هایی که به صورت تخصصی‌تر گرفتاری کاری آنها خواهد بود.تاکنون فرصت‌های سه و چهار ماهه بسیاری به ما داده شده است و بالاخره تا یک سال، دو سال الی چهار سال این موضوع طول کشید. امروز و در آخرین جلسه اعلام کردند که بهمن ماه پایان کار است. اگر ما این سد را رد نکنیم، مانند تیر خلاص به سیستم بانکی کشور است که به علت تحریم‌ها به‌شدت آسیب دیده است.

    ۱۷۳۰۲

  • باز هم یک عضو جبهه پایداری دروغ گفت؟

    باز هم یک عضو جبهه پایداری دروغ گفت؟

    این اظهارنظر قاضی‌زاده هاشمی در ادامه با این پرسش مجری برنامه تلویزیونی دستخط مواجه می‌شود که «موضوع مربوط به چه زمانی است؟» این عضو اصولگرای هیات رییسه نیز درپاسخ می‌گوید: «برای چندماه قبل است که گفتیم این چه حرفی است؟! این حذف‌ نهادهای مدنی و اجرایی کشور است.»

    مجری برنامه  درباره هویت پیشنهاددهندگان می‌پرسد و درپاسخ می‌شنود: «اجازه دهید بیان نشود. دوستان طرفدار دولت بودند! کار دولت قفل کرده بود و نمی‌توانستند کار خود را درست انجام دهند.»

    قاضی‌زاده هاشمی حاضر نیست نامی از افرادی که مساله تعیین قائم‌مقام اجرایی برای رهبری را در نشست هیات رییسه مجلس شورای اسلامی مطرح کرده‌اند، رسانه‌ای کند ولی با بیان کلیدواژه «حامیان دولت» عملا انگشت اتهام را به سمت اعضای فراکسیون امید و مستقلین ولایی نشانه می‌رود؛ بنابراین می‌توان گفت که این پیشنهاد درصورت صحت و سقم گفته‌های قاضی‌زاده هاشمی، احتمالا ازسوی یکی از ۶ نماینده غیراصولگرای هیات رییسه یعنی «مسعود پزشکیان، محمدعلی وکیلی، علیرضا رحیمی، علی‌اصغر یوسف نژاد، بهروز نعمتی یا محمد آشوری» مطرح شده است ولی باتوجه به اینکه قاضی‌زاده هاشمی تاکید دارد که علی لاریجانی با پیشنهاد مطرح شده مخالفت کرده، می‌توان اعضای فراکسیون مستقلین ولایی را کنار گذاشت و گفت که احتمالا منظور این عضو اصولگرای هیات رییسه پارلمان یکی از ۴ اصلاح‌طلب باقی‌مانده بوده است.

    تکذیب پشت تکذیب

    «مسعود پزشکیان، محمدعلی وکیلی، علیرضا رحیمی و علی‌اصغر یوسف‌نژاد» ۴ اصلاح‌طلب عضو هیات رییسه مجلس شورای اسلامی محسوب می‌شوند که حتی درصورت مخالفت علی لاریجانی در قامت رییس مجلس شورای اسلامی با یک طرح، می‌توانند بر نظر و پیشنهاد خود پافشاری کنند ولی با این حال هنوز یک ابهام باقی است. آن هم‌ زمان طرح پیشنهاد تعیین قائم‌مقام اجرایی رهبری است. قاضی‌زاده هاشمی موضوع را به «چند ماه قبل» ربط می‌دهد و این یعنی جلسه مدنظر او می‌تواند پیش از برگزاری اجلاسیه چهارم مجلس شورای اسلامی و در زمانی برگزار شده باشد که علی مطهری هنوز ردای نایب‌رییسی پارلمان را در اختیار داشت.

    از همین‌رو موضوع را با این نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در میان گذاشتیم و صحت‌وسقم گفته‌های قاضی‌زاده هاشمی را از او جویا شدیم ولی درمقابل نه‌تنها تاییدی در کار نبود، بلکه مطهری تاکید کرد که به‌خاطر ندارد تا زمان عضویتش در هیات رییسه قوه‌مقننه چنین بحثی شکل گرفته باشد یا اساسا چنین موضوعی در دستورکار هیات رییسه پارلمان باشد.

    علی‌اصغر یوسف‌نژاد، دیگر عضو اصلاح‌طلب هیات رییسه مجلس شورای اسلامی در مواجهه با ادعاهای مطرح شده ازسوی قاضی‌زاده هاشمی پاسخی متفاوت از آنچه مطهری گفت به زبان نمی‌آورد و تاکید می‌کند که «اساسا مساله داشتن یا نداشتن قائم‌مقام اجرایی توسط رهبری موضوعی نیست که در اختیار نمایندگان مجلس شورای اسلامی یا هیات رییسه باشد؛ بنابراین لزومی ندارد چنین بحثی در هیات رییسه قوه‌مقننه مطرح شود و اعضا به بحث و گفت‌وگو درباره آن بپردازند.»

    یوسف‌نژاد همچنین با انتقاد از کلی‌گویی‌هایی قاضی‌زاده هاشمی در جریان گفت‌وگویش با یک برنامه تلویزیونی می‌گوید: «قاضی‌زاده هاشمی آدم خوبی است ولی موضوعات بسیار کم اهمیت‌تر از انتخاب قائم‌مقام اجرایی ازسوی رهبری در هیات رییسه نباید به بیرون درز کند و این مساله‌ای است که تمام اعضای هیات رییسه آن را می‌دانند. اما وقتی ایشان چنین مساله‌ای را مطرح می‌کند، بهتر است جزییات آن را نیز بگوید. بهتر بود مساله را جناحی نمی‌کرد و می‌گفت که این پیشنهاد از سوی چه کسانی در هیات رییسه مجلس شورای اسلامی مطرح شده است.»

    این عضو فراکسیون امید پارلمان با اشاره به بخش دیگری از ادعای قاضی‌زاده هاشمی مبنی بر طرح موضوع ازسوی «حامیان دولت» در هیات رییسه تصریح می‌کند: «وقتی بدین شکل موضوع را مطرح می‌کند، یعنی اصولگرایان مخالف بوده‌اند و این یعنی رای‌گیری صورت گرفته وگرنه ایشان که توانایی خواندن ذهن افراد و اصلاح‌طلبان هیات رییسه را ندارد اما بطور کلی بنده به‌شدت اظهارات او را تکذیب می‌کنم و می‌گویم در هیچ جلسه‌ای در هیات رییسه تا آنجا که به خاطر دارم این موضوع مطرح نشده است و بنده از بیان چنین مسائلی از سوی قاضی‌زاده هاشمی تعجب می‌کنم.»

    ۱۷۳۰۲

  • گزارش آماری مصرف کالا در خانوارهای ایرانی کجاست؟

    گزارش آماری مصرف کالا در خانوارهای ایرانی کجاست؟

    در بحبوحه نوسان ارزی سال ۹۷، تحلیلهای مختلفی در خصوص بررسی سیاست ارزی دولت مطرح شد. در آن برهه دولت با استفاده از سیاست تثبیت نرخ ارز از دلار ۴۲۰۰ تومانی رونمایی کرد، البته این سیاست مدت زیادی دوام نیاورد و از مردادماه شاهد شکل گیری بازار ثانویه ارزی بودیم.

    برای بررسی سیاست دولت،  بازخوانی تشخیص اثرات آن روی سفره و سبد مصرف روزانه مردم بسیار با اهمیت بود. در واقع سوال اصلی که وجود داشت این بود که با حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی از کالاهای تولیدی چه تغییری در سبد مصرف مردم ایجاد شده است. به عبارت ساده تر وقتی قیمت پراید از ۲۰ میلیون تومان به ۴۴ میلیون تومان جهش می‌کند، وضعیت تغییر قیمت و تولید این کالا مشخص است اما نکته مغفول میزان مصرف و تغییرات آن همزمان با اعمال سیاستهای پولی یا مالی است .

    گفتنی است، بعد از حذف بانک مرکزی از انتشار آمارهای مربوط به تورم، این مرکز به صورت متمرکز اقدام به انتشار آمارهای تورم (تغییرات قیمت کالاها) کرده است. همچنین در یک اقدام پیش دستانه شاهد انتشار آمارهای مربوط به تولید اقلام مختلف از جمله گوشت دام از سوی این مرکز بوده‌ایم.

    اما همانطور که اشاره شد سوال اصلی این است که چرا آمارهای مصرف از سوی این مرکز به صورت عمومی منتشر نمی‌شود؟  به عنوان مثال از اردیبهشت ماه دولت اقدام به حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی و تخصیص ارز نیمایی برای واردات گوشت دام کرده است، از طرف دیگر مرکز آمار به صورت ماهیانه و فصلی تغییرات قیمتی این کالا و همچنین میزان تولید آن را منتشر میکند اما نکته اصلی میزان مصرف این کالاست که به عنوان یک شاخص دقیق برای مسئولان و تحلیلگران عمل می‌کند.

    پیگیریها از مرکز آمار ایران نشان می‌دهد، این اطلاعات در قالب طرح هزینه درامد خانوار تهیه می‌شود. این در واقع پاسخی است که حسین زاده رئیس این مرکز بعد از پیگیریهای متوالی به خبرنگار تسنیم ارائه کرد.

    اما بررسی طرح هزینه درآمد خانوار که به صورت یکساله تهیه می‌شود نشان می‌دهد به صورت واضح هیچ اطلاعاتی از نتایج مورد نظر در آن وجود ندارد. برای پیگیری بیشتر موضوع به مرکز امار ایران مراجعه  و مشخص شد آمارهای مذکور  توسط مرکز تهیه می شود اما ظاهرا این گزارشها مصرف کننده خاص دارد و به همین علت به صورت عمومی منتشر نمی‌شود.

    مشخص نیست که چرا نباید چنین آمارهای ارزشمندی که به سرعت نتایج سیاستهای اقتصادی پولی یا مالی دولت را مشخص می‌کند نباید به صورت عمومی منتشر شود؟

    ۶۴۲۳۱

  • هنوز سجاده‌ات را جمع نکرده‌ای…

    هنوز سجاده‌ات را جمع نکرده‌ای…

    شنبه ۱۱ آبان ماه و دقایقی پس از اذان مغرب

    هنوز سجاده ات را جمع نکرده ای که صدای زنگ تلفن پایگاه مثل همیشه به روح و روانت شوک وارد می کند و از آن سوی خط صدای کارشناس مرکز پیام و اعلام تصادف (خودرو با عابر پیاده)، با شتاب هر چه تمام تر به سمت آدرس مورد نظر حرکت می کنی.

    در طول مسیر تمام وقت ورد زبانت این است که خدایا به خیر بگذرد، چرا که اپراتور اورژانس اعلام کد ۱۰-۳۳ کرده و تجربه به تو ثابت کرده که حوادثی از این گونه، می تواند فوریتی ویژه باشد…

    با سرعت خود را به محل حادثه می رسانی، همینطور که مشغول اقدامات اولیه هستی متوجه می شوی که این جسد بی جان و آغشته به خون، جسد برادر جوانت است.
    دنیا دور سرت می چرخد و
    قدرت از دستها و پاهایت رخت می بندد.

    خود را به پیکر بی جان و غرقه به خون برادر می اندازی و با چشمان اشکبار مشغول عملیات احیاء می شوی.
    خدای من چه قدرتی می خواهد با این شرایط بتوانی برای عزیزت کاری کنی…
    دست به کمر بلند می شوی و با درخواست کد CPR با کمک همکارت برادر را به بیمارستان منتقل می کنی.

    اما متاسفانه در آخر، عملیات احیاء کارگر نیفتاده و تو داغدار یکی از جگر گوشه هایت می شوی…
    تو می مانی و قدی خمیده
    تو می مانی و کمری شکسته
    تو می مانی و یک دنیا آه و حسرت
     
    اتفاقی تلخ که ساعاتی پیش در کنگان به وقوع پیوست و همکارمان جناب آقای علی بحرانی را عزادار کرد.”

    متن بالا توسط روابط عمومی اورژانس استان بوشهر در اختیار خبرگزاری ایسنا قرار گرفته است. 

    برادر در غم از دست دادن برادر 

    به گزارش ایسنا، پس از اعزام تکنسین اورژانس به ماموریت تصادفی، با پیکر بی جان و خونین برادر خود روبرو می شود و علی رغم تلاش ها برای نجات بیماری که برادرش بود او را از دست می دهد. 

    انتهای پیام  

  • سهم هزینه نیروی انسانی در قیمت خودرو چقدر است؟

    سهم هزینه نیروی انسانی در قیمت خودرو چقدر است؟

    فربد زاوه کارشناس صنعت خودرو در گفت وگو با خبرآنلاین به این موضوع اشاره کرد که نیروی انسانی مستقیم و غیر مستقیم در صنعت خودروسازی قطعاً مازاد دارد اما سهم این نیروی انسانی در افزایش قیمت غیرمنطقی خودرو طی سال گذشته صفر بوده است.

    به گفته وی یکی از شرکت‌های قطعه سازی مدعی شده است که بیش از ۸۰۰ هزار نفر در صنعت خودرو سازی و مجموعه‌های قطعه سازی مشغول به فعالیت هستند اگر این ۸۰۰ هزار نفر تنها پایه حقوق قانون کار را دریافت کند هزینه هر یک نفر نیروی انسانی بر مبنای پایه حقوق ماهانه ۳ میلیون تومان حدود ۳۸ میلیون تومان در سال می‌شود. البته این ۳۸ میلیون به این شرط است که حداقل حقوق پایه را محاسبه کنیم. در حالیکه در شرکت‌های خودروسازی و قطعه‌سازی با این رقم‌ها با نیروهای انسانی قرارداد ندارند. چرا که نیروهای مشغول به کار در این صنعت اغلب نیروهای متخصص هستند که به پایه حقوق وزارت کار راضی نمی‌شوند.

    وی افزود: با این حساب در سال به ازای ۸۰۰ هزار نفر باید مبلغی بالغ بر ۳۰ هزار میلیارد تومان فقط حقوق و دستمزد توسط شرکت های خودروسازی به پرسنل پرداخت شود که این موضوع کاملا غیر ممکن است. در بخش مقابل اگر بخواهیم بالاترین تیراژ تولید یعنی یک میلیون و ۶۰۰ هزار دستگاه در سال را در نظر بگیریم سهم نیروی انسانی در قیمت تمام شده تولید عددی در حدود ۲۰ میلیون تومان می‌شود.

    به گفته زاوه بیشترین حجم استخدام بر اساس صورت‌های مالی که روی بورس منتشر شده بین سال ۸۸ و ۸۹ اتفاق افتاده است البته در آن سالها افزایش تولید هم داشتیم اما این افزایش تولید به معنای  نیاز به استخدام نیروی کار جدید نیست.

    مشروح گفت و گوی خبرآنلاین با این کارشناس خودرو در اینجا بخوانید.

    ۲۲۶۲۲۶

  • دانش کشورداری ما، کجا تولید و به روز می‌شود؟

    دانش کشورداری ما، کجا تولید و به روز می‌شود؟

    اگر چنین دانشمندانی در دستگاه باشد، پرسش این است که چگونه است که ایشان پیدا و شناخته شده نیستند؟ چگونه است که در همایش های جهانی، به جز چند استاد دانشگاه دور از دستگاه کشورداری، نشانی از مغزهای متفکر کشورداری ما نیست؟ پرسش مهمتر این است که دانش کشورداری ما در کجا تولید و به روز می شود و ما چگونه در هماورد کشورداری جهانی گام برمی داریم؟

    به باور من چنین سازوکاری برای کشورداری در ایران فراهم نشده است، و اگر شده کسانی در آن به کار گمارده نشده اند که توان ایده پردازی در تراز جهانی داشته باشند و اندیشه و انگاره های ایشان جایگاهی در کانونهای جهانی یافته باشد. بی گمان یکی از دلائل بنیادین نابسامانی پایدار و فزاینده ی کشور همین کاستی است.

    از پس از انقلاب تاکنون، هرچه پیشتر آمدیم، کمتر دانشمند صاحب اثر و شناخته شده ای در دستگاه دولت به مشاوره نشسته است، و زمانی هم که کسانی این بخت را یافته اند دیری نپاییده است که به کنار زده شده اند یا خود پشیمان شده و کنار کشیده اند. به جرأت می توان گفت کسانی که در تراز جهانی سخنی برای گفتن نداشته باشند و دست کم سالی  ۳-۲ بار به کنفرانس های برجسته جهانی نروند و با همتایانشان به گفتگو ننشینند و نرد سخن نبازند، کمکی به بهبود راهبردهای کشور نخواهند کرد.

    اما این کاستی  در کشورداری ما چگونه به وجود آمده است؟ یکی از تله هایی که کشورداری ما در آن افتاده است نشاندن ایدئولوژی به جای علم است. پندار نسل نخست مدیران انقلابی، که پس از چهل سال هنوز حاضر به واگذاری اداره ی کشور به نسلهای بعدی نیستند، این بوده است که انقلاب و آموزه های آن همان دانش و مهارتهای کشورداری هستند، و اینگونه شد که با چسباندن پسوند “انقلابی” به هر واژه ای آن را به تصرف دراوردند و خود را بی نیاز از دانستن و فراگرفتنش پنداشتند. می توان گفت که جریان مصادره های ابتدای انقلاب به حیطه ی علم نیز کشیده شد.
    برای نمونه در اداره ی کشور، واژه ی “مدیریت انقلابی” را خلق کردند و چون خود را انقلابی می دانستند چنین پنداشتند که دیگر مدیریت کاری ندارد زیرا آنها از بیخ و بن انقلابی هستند و بهتر از هر کسی بلدند که چگونه می شود کشور را به شیوه ی “انقلابی” مدیریت کرد. اینچنین شد که هر کار تخصصی و دانش پایه در کشور زیر چتر واژه ی “انقلابی” رفت و سپس بدیهی و دانسته پنداشته شد و برای فراگرفتن آن تلاشی بایسته نشد و برای گردآوردن برگزیدگان و سرامدان آن فکر نشد و در پرورش اندیشمندان کشورداری بسیار سستی و ساده انگاری شد و به چند مؤسسه ی کم جان بسنده شد.

    امروز هنوز کشور در دست همان نسلی است که ایدئولوژی را جای دانش نشاندند و پس از  ۴۰ سال نمی توانند ۱۰ نفر دانشمند و صاحبنظری که راهی به محافل علمی و تخصصی دنیا بیابند را به کشور و دنیا عرضه کنند و از بنیانهای فکری الگوی مدیریتی خود، با زبان دانش و تخصص، دفاع کنند.

    آنچه که پس از همه ی این سالهای آزمون و خطا آشکار شده است این است که مهارت های نسل مدیران انقلابی برای اداره ی کشور دارای کاستی های اساسی بوده است و گذشت زمان و به باور ایشان، کسب تجربه نیز نتوانسته جای خالی آموزه های کشورداری را پر کند. نسل حاکم هنوز هم بر آن است که شکل را به جای محتوا به مردم عرضه کند و از بار نوستالژیک واژه های انقلابی برای اقدامات خود بهره بجوید.
    اما این روش دیگر جواب نمی دهد، زیرا به مدد وجود فضای نسبتا باز نقد و نظر در شبکه های اجتماعی، مخاطبانشان از فرصت خواندن نقدهای متعدد بر سخنان مسئولان برخوردارند و اکنون حق انتخاب محتوی برای مخاطب بسیار بیش از سالهای پیش است.

    جای تردید نیست که کشور از خلاء جدی یک گفتمان ژرف و پرمحتوای فکری و علمی به شدت رنج می برد. حاکمیت هنوز هم باور و آمادگی عمق بخشی به اندیشه ی اداره ی کشور را ندارد و چنین می پندارد که همان “مدیریت انقلابی” در شرایط خطیر کنونی هم پاسخگو و راهگشاست. در چنین شرایطی بر جامعه ی پراکنده ی مدنی است تا در یکپارچگی با اهل اندیشه و سرامدان فکری، فرهنگی کشور گفتمان راهبردی کشورداری را به جریان بیاندازد. در شرایطی که هر روز آن به درازای چند هفته و ماه بر تاریخ کشور ردپا می گذارد، نمی توان تنها چشم به دست اهل سیاست داشت.

    * نایب رئیس اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران
    * منتشر شده در کانال شخصی