دسته: اخبار روز

  • هلاکت یک سرکرده ارشد وابسته به ائتلاف سعودی در یمن

    هلاکت یک سرکرده ارشد وابسته به ائتلاف سعودی در یمن

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از المسیره، منابع یمنی از کشته شدن یک سرکرده ارشد نیروهای وابسته به «عبد ربه منصور هادی» رئیس جمهور مستعفی یمن خبر دادند.

    بر اساس این گزارش، سرتیپ «عدنان الحمادی» فرمانده لشکر ۳۵ وابسته به این نیروها روز دوشنبه در شرایط نامعلوم و مبهمی در استان تعز کشته شده است.

    منابع محلی اعلام کردند که الحمادی از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته و حین انتقال به بیمارستان الریان در تعز جان باخت.

    گفتنی است که استان تعز واقع در جنوب یمن شاهد درگیری بین گروه های مزدور وابسته به ائتلاف سعودی است.

  • تهیه نقشه گسل‌ ۵ کلانشهر در دستور کار سازمان‌زمین‌شناسی/تصرف گسل‌ها با “سازه‌ها” چالش محققان

    تهیه نقشه گسل‌ ۵ کلانشهر در دستور کار سازمان‌زمین‌شناسی/تصرف گسل‌ها با “سازه‌ها” چالش محققان

    دکتر رضا شهبازی در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه رویه ثبت زلزله‌ها و پایش گسل‌ها از موضوعاتی است که از سال‌های گذشته از سوی محققان این حوزه مورد توجه قرار گرفته است، گفت: سابقه تدقیق نقشه‌های گسل از زمان تاسیس سازمان زمین‌شناسی یعنی حدود ۶۰ سال پیش بوده است. در آن زمان هیچ نوع اطلاعاتی در زمینه پوسته زمین ایران وجود نداشت و در آن زمان به غیر از منطقه زاگرس در جنوب غربی کشور، اطلاعات عمیقی از کل کشور در اختیار نبود.

    وی علت وجود اطلاعاتی در زمینه پوسته زمین ایران در منطقه جنوب غربی کشور را وجود نفت ذکر کرد و ادامه داد: اولین چاه نفت در مسجد سلیمان با عنوان “چاه شماره یک” حفر شد و در ادامه مطالعات برای کشف نفت و گسترش حفاری‌ها، مطالعات زمین‌شناسی نیز اجرایی شد، ولی به غیر از این مناطق برای سایر مناطق اطلاعاتی نداشتیم.

    شهبازی با تاکید بر اینکه از آن زمان سازمان زمین‌شناسی اقدام به تهیه نقشه‌های یک دویست و پنجاه‌هزارم کرد و یک بار کل زمین ایران در مقیاس یک دویست و پنجاه هزار بررسی و تبدیل به نقشه شد و برای بار دوم نقشه‌های یکصد هزار زمین‌شناسی انجام شد که البته یکی از لایه‌های برداشت شده، گسل‌ها بودند.

    وی با اشاره به برنامه این سازمان برای تهیه نقشه‌های گسل ایران، اظهار کرد: اطلاعات مربوط به گسل‌ها برای ما بسیار مهم است؛ چراکه خاستگاه یکی از انواع مخاطرات طبیعی به شمار می‌روند.

    شهبازی با بیان اینکه ایران با مخاطرات طبیعی متعدد و متنوعی مواجه است، ادامه داد: اما زمین‌لرزه ویژگی‌های خاصی دارد. در یک زمان کوتاه و در یک منطقه محدود تخریب بسیار بالایی را ایجاد می‌کند و بر اساس آمارهای موجود جهانی در سال ۲۰۱۸ میلادی بیشترین مرگ و میر مربوط به زمین لرزه بوده و این در حالی است که در سال گذشته آتش‌سوزی‌های مهیب در کالیفرنیا، خشکسالی وسیع و توفان‌های شدید نیز در دنیا تجربه شد، ولی از آنجایی که تخریب ناشی از زلزله بسیار شدید است و مرگ و میر زیادی را در پی دارد، از اهمیت بالاتری برخوردار است.

    مدیرکل دفتر مخاطرات سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی با اشاره به سیل امسال که نیمی از کشور درگیر آن شدند، خاطر نشان کرد: مخاطراتی مانند سیل، خشکسالی و یا توفان‌های گرد و غبار فرسایشی هستند؛ ولی در زلزله مرگ ومیرهای زیادی رخ می‌دهد که از آن جمله می‌توان به تلفات انسانی زلزله‌های رودبار-منجیل، طبس، بم، ورزقان و کرمانشاه اشاره کرد.

    تدقیق گسل‌های ایران زمین

    این محقق، شناسایی پدیده‌های داخل زمین را از ماموریت‌های سازمان زمین شناسی دانست و گفت: در تدقیق نقشه‌های گسل‌ تلاش می‌شود نقشه‌ها را در مقیاس خاصی تهیه کنیم. هرچه مخرج کسری بزرگتر باشد، مقیاس نقشه کوچکتر می‌شود؛ از این رو اطلاعات کمتری به ما می‌دهد و هر چقدر مقیاس ما بزرگتر می‌شود، می‌توانیم اطلاعات بیشتری را از سطح و یا عمق زمین دریافت کنیم.

    وی پدیده گسل را پدیده‌ای دانست که بر روی نقشه‌ها به صورت خط نشان داده می‌شود، خاطرنشان کرد: وقتی ساز و کار گسل‌ها شناسایی شود، زمین لرزه‌ها واکاوی می‌شود؛ چراکه وقتی زمین‌لرزه‌ای اتفاق می‌افتد، پوسته زمین در محل گسل‌ها جا به جا می‌شود.

    شهبازی با بیان اینکه این جابه‌جایی دو اثر را برجای می‌گذارد، گفت: این جابه‌جایی موجی را در پوسته منتشر می‌کند که عمده تخریب‌هایی که بعد از زلزله‌ها با آن مواجه می‌شویم، ناشی از این موج جابه‌جایی پوسته زمین است.

    وی نوع دیگر تخریب را ناشی از خودجابه‌جایی پوسته در محدوده زون گسل دانست و اضافه کرد: این جابه‌جایی تخریب مستقیم ایجاد می‌کند و طبیعی است که در گام اول مقیاس نقشه‌های گسل را به اندازه‌ای بزرگتر کنیم تا نزدیک به واقعیت شوند و با دقت بالاتری موقعیت زون گسلی را در سطح زمین شناسایی و تبدیل به نقشه کنیم.

    شهبازی، گسترش و توسعه شهری را از جمله ضرورت‌های تهیه نقشه‌های تدقیق گسل‌ها عنوان کرد و افزود: اولین گزارش مدون تدقیق گسل‌های تهران در اواسط دهه ۶۰ شمسی انجام و در اوایل سال ۱۳۷۱ این گزارش بازنشر شد و در یک بازه زمانی ۲۰ ساله در دهه ۱۳۸۰ سلسله گزارش‌های لرزه زمین‌ساختی انتشار یافت.

    وی با اشاره به اقدامات این سازمان برای تدقیق نقشه‌های گسل‌ها در سال‌های اخیر، توضیح داد: در اواسط دهه ۸۰ گسترش شهری در حالی صورت گرفت که  توسعه مترو و زیر ساخت‌های ارتباطی نیز وارد ساخت و سازهای شهری شد و ما اکنون در زمانی قرار داریم که با گسترش شهری در صدد تدقیق نقشه‌های گسل برآمدیم. ضمن اینکه تلاش می‌کنیم با روش‌­های مختلف اطلاعات زیر سطحی را نیز به دانش زمین‌شناسی بیفزاییم.

    مدیرکل دفتر مخاطرات سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی با تاکید بر اینکه تهیه نقشه‌های دقیق شده گسل‌ها در شرایط گسترش شهری و تصرف زون گسلی کار بسیار سختی است، یکی از جنبه‌های دشواری اجرای این طرح را برداشت داده‌ها دانست و اظهار کرد: توسعه شهری فرآیند شناسایی گسل را سخت‌تر کرده است. هرچه یک پیمایش مطالعاتی، به زمین بکرتری دسترسی داشته باشد و در آن ساخت و ساز کمتر انجام شده باشد، بهتر می‌توان به حقایق زمین دسترسی داشت.

    توسعه شهری و رخنمون‌هایی که مخفی ماند

    وی با تاکید بر اینکه با توجه به توسعه شهری، بسیاری از اطلاعات را از دست داده‌ایم، خاطر نشان کرد: گسل‌های هر منطقه با علایمی در سطح یا عمق زمین خود را نشان می‌دهد و از آن جمله می‌توان به پستی و بلندی‌های سطحی و تغییرات کیفیت و تراز آب‌های زیر زمینی اشاره کرد. زمانی که ما با سطح ساخته‌شده مواجه باشیم،‌ منابع آبی آن منطقه دستکاری شده‌اند و دیگر نمی‌توان انتظار داشت که از علایم نابی که زمانی طبیعت در اختیار ما گذاشته بود، برای این طرح استفاده کرد.

    شهبازی، در پاسخ به این سوال که در مناطقی که ساختمان‌سازی صورت گرفته است، چگونه به داده‌های مورد نیاز برای تهیه این نقشه‌ها دسترسی پیدا می‌کنید، گفت: در گذشته اطلاعاتی در زمینه گسل‌ها در دسترس بوده است، اما هم‌اکنون اطلاعات رخنمون‌های گسل‌ها از دسترس ما دور شده است و لازم است دستگاه‌هایی که مرتبط با امر ساخت و ساز هستند، برای سازه‌های با درجه اهمیت بالا مانند بیمارستان‌ها، آتش‌نشانی‌ها و مدارس که بر روی زون گسل‌ها قرار دارند، تدابیری بیندیشند.

    وی هدف از تهیه نقشه‌های گسل‌ها را جلوگیری از ساخت و ساز در زون گسل‌ها و انتقال سازه‌ها از زون گسلی دانست و یادآور شد: علاوه بر آن تلاش می‌شود که از این به بعد اطلاعات و داده‌های آیین‌نامه‌های ساخت و ساز دقیق‌تر شود و استانداردهای ساخت و ساز ارتقا یابد.

    تهیه نقشه گسل ۵ کلانشهر

    شهبازی با اشاره به تهیه نقشه گسل ۵ کلانشهر تهران، مشهد، تبریز، کرج و کرمان، اظهار کرد: با برگزاری جلساتی تاکید بر تهیه نقشه گسل‌های همه کلانشهرها بود و بر اساس مصوبات، شهرهایی که بیش از ۵۰۰ هزار نفر جمعیت دارند، مشمول اجرای این مطالعات هستند.

    وی خاطر نشان کرد: مخاطب خاص این نقشه‌ها سازمان راه و شهرسازی و وزارت کشور است، ضمن‌آنکه وزارتخانه‌هایی چون نیرو، نفت و شهرداری‌­ها از دیگر بهره‌برداران این نقشه‌ها به شمار می‌روند.

    شهبازی در خصوص تامین اعتبارات این طرح با بیان اینکه در سال گذشته مصوبات هیات دولت را در این زمینه داشتیم، خاطر نشان کرد: بر اساس این مصوبه، اعتباراتی باید در اختیار سازمان زمین شناسی قرار گیرد. کل این اعتبارات پرداخت نشد، ولی بخشی از آن به سازمان اعطا شد.

    مدیرکل دفتر مخاطرات سازمان زمین‌شناسی با تاکید بر ضرورت تامین این اعتبارات، اظهار کرد: ما انتظار داریم که دستگاه‌هایی مانند وزارت راه و شهرسازی، شهرداری‌ها و وزارت کشور که مخاطبان ما هستند، در اجرای این طرح و سایر حوزه‌های مخاطرات طبیعی، از محل‌های اعتباری که دارند، سازمان زمین‌شناسی را یاری کنند.

    وی اختصاص یک تا ۳ درصد اعتبارات دستگاه‌ها به حوزه مخاطرات را یکی از راهکارهای تامین اعتبارات برای مطالعات این حوزه نام برد و ادامه داد: صرف یک تا ۳ درصد اعتبارات به مخاطراتی چون سیل، زلزله، گرد و غبار و فرونشست تا ۸۰ درصد پیشگیری و افزایش عملکرد را به همراه دارد.

    شهبازی با اشاره به تخریب پلدختر پس از سیل، دلیل آن را ساخته‌شدن شهر در منطقه سیل‌خیز دانست و گفت: اگر خاستگاه یک توسعه عمرانی، صنعتی یا کشوری با ساختارهای مخاطراتی تطابق داده شود، می‌تواند در کاهش عوارض مخاطرات موثر باشد.

    انتهای پیام

  • ترامپ برای شرکت در نشست ناتو وارد لندن شد

    ترامپ برای شرکت در نشست ناتو وارد لندن شد

    به گزارش خبرگزاری مهر، رئیس جمهوری آمریکا به منظور شرکت در اجلاس پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) وارد لندن پایتخت انگلیس شد.

    این در حالی است که دونالد ترامپ رئیس‌ جمهوری آمریکا اخیرا گفته بود این کشور بودجه کمکی به ناتو را کاهش خواهد داد.

    گفتنی است، اجلاس ناتو قرار است سه‌شنبه و چهارشنبه در لندن برگزار شود.

    «امانوئل ماکرون» رئیس جمهور فرانسه حدود یکماه پیش با الفاظی تند همتایان اروپایی خود را به دلیل وابستگی دفاعی به ائتلاف نظامی ناتو به باد انتقاد گرفت و به صراحت تأکید کرد که ناتو به دلیل اقدامات آمریکا دچار «مرگ مغزی» شده است.

    با گذشت بیش از یکماه از این اظهارات، رئیس جمهور فرانسه اخیرا اذعان کرد که سخنان وی علیه ناتو زنگ هشداری سودمند برای اعضای این ائتلاف بوده و اینکه او بابت گفته هایش عذرخواهی نخواهد کرد.

    ماکرون در یک کنفرانس خبری مشترک با «یِنس استولتنبرگ» دبیرکل ناتو گفت: «مسائلی که من مطرح کردم، مسائل آشکاری بودند که ما هنوز آنها را حل نکرده ایم».

    وی در ادامه افزود:« صلح در اروپا، وضعیت پس از پیمان منع موشکهای هسته ای میان بُرد، روابط با روسیه، مسأله ترکیه، اینکه دشمن کیست؟ خب من می گویم: تا زمانی که این مسائل حل و فصل نشوند، در مورد توزیع هزینه و توزیع مسئولیت نباید مذاکره کنیم».

    رئیس جمهور فرانسه با اشاره ضمنی به سخنان تند خود علیه ناتو گفت: «بنابراین شاید ما به یک زنگ هشدار احتیاج داشتیم و من خوشحالم که این هشدار داده شد و خوشحالم که اکنون همه گمان می کنند که ما باید در عوض به اهداف راهبردی خود فکر کنیم. بنابراین من برای روشن کردن این ابهام ها مطلقاً عذرخواهی نخواهم کرد».

    این در حالی است که دبیر کل ناتو در واکنش به اظهارات ماکرون مدعی شد که «در شرایط نامعلوم، نهادهای چندجانبه قدرتمندی همچون ناتو ضروری هستند».

    وی در این باره گفت: «پوشیده نیست که میان اعضای این ائتلاف اختلافاتی وجود دارد. اما قدرت ناتو در آن است که پیش از این نیز همین نوع اختلافات را داشتیم و هربار توانسته ایم بر آنها غلبه کنیم».

  • رژیم سعودی ۵ شهروند شیعه را به اعدام محکوم کرد

    رژیم سعودی ۵ شهروند شیعه را به اعدام محکوم کرد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از وبگاه «التوحید الاسلامی»، دادگاه کیفری ریاض پنج شهروند شیعه ساکن مناطق شرقی این کشور را به اعدام محکوم کرد.

    «احمد محمد ابو عبدالله»، «موسی جعفر آل صمخان»، «محمد علی العقیلی» از منطقه العوامیه و «محمود عیسی القلاف» و «امیر محمد ابوعبدالله» از قطیف پنج شهروند شیعه هستند که به اعدام محکوم شده اند.

    رژیم سعودی این پنج شهروند شیعه را به اتهامات امنیتی محکوم به اعدام کرده است.

    صدور احکام اعدام توسط رژیم سعودی انتقاد مجامع بین المللی از جمله عفو بین الملل، دیده بان حقوق بشر و اتحادیه اروپا را به همراه داشته است اما عربستان همچنان به اقدامات سرکوبگرانه علیه فعالان حقوق بشر، مخالفان و نیز فعالان زن ادامه می دهد.

  • فجایع آمریکا در زمینه سلاحهای کشتارجمعی لکه ننگی بر پیشانی آن است

    فجایع آمریکا در زمینه سلاحهای کشتارجمعی لکه ننگی بر پیشانی آن است

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سانا، یک مقام مسئول در وزارت خارجه سوریه گفت: روز بزرگداشت قربانیان سلاح های شیمیایی برای همه یادآور جنگ های آمریکا به بهانه سلاح های کشتار دسته جمعی و نابودی کشورها و ملت ها از جمله عراق به این بهانه است و آمریکا در پایان اعتراف کرد که اشتباه کرده و جنگ هایش مبتنی بر اطلاعات دروغ بوده است.

    وی افزود: ما به همین مناسبت هیروشیما و ناکازاکی و تمام سلاح های کشتار جمعی که آمریکا استفاده کرده و منجر به فجایع انسانی شده است، متذکر می شویم. فجایعی که پاک شدنی نیست و همچنان لکه ننگی بر پیشانی کشوری است که ادعای دموکراسی، آزادی و سلامت ملت ها را دارد و بقیه را به عدم استفاده از این سلاح ها دعوت می کند.

    این منبع که به مناسبت روز جهانی بزرگداشت قربانیان سلاح های شیمیایی سخن می گفت، تصریح کرد: سوریه به این مناسبت از آمریکا می خواهد که بجای اشک تمساح برای ملت هایی که  خود این کشور به دلیل تسلیحات شیمیایی موجب کشتار هزاران نفر از آنها شده است حتی برای یکبار هم که شده به ادعاهای خود درباره ممنوعیت تولید و بکارگیری سلاح های شیمیایی در جهان عمل کند و به اسرائیل برای امضا و اجرای مفاد این توافق (منع بکارگیری سلاح های شیمیایی) فشار بیاورد.

  • ماجرای اندوهناک افغان‌کِش‌های افغان‌کُش

    ماجرای اندوهناک افغان‌کِش‌های افغان‌کُش

    ساکنان روستاهای مرزی استان سیستان‌وبلوچستان داستان‌های زیادی از افغان‌کِش‌ها و مهاجران با تابعیت افغانستان نقل می‌کنند. اما ماجرای نوزادهای تازه‌متولدشده، تراژدی همه داستان‌هاست.  

    راننده‌هایی که به مرز رفت و آمد دارند، با ترمز غریبه‌اند. در مسیر رفت، سوخت می‌برند و در مسیر برگشت تا جایی که بتوانند ماشین‌هایشان را پُر می‌کنند. آدم‌ها لایه‌لایه روی هم می‌خوابند یا پشت تویوتاها می‌ایستند. گاهی هم ماشین‌ها پژو هستند که مهاجران افغانستانی در صندوق عقب آنها می‌خوابند. راننده همه‌ی ماشین‌ها قبل از مسافرگیری با آنها طی می‌کنند اگر در حین رانندگی از ماشین بیفتند یا هر بلای دیگری نازل شود، هیچ مسئولیتی قبول نمی‌کنند.

    راننده‌ها معمولا با یک دستار سفید تمام صورتشان را می‌پوشانند و فقط جلوی چشمانشان را باز می‌گذارند تا جاده را ببینند. محلی‌ها می‌گویند راننده‌هایی که قاچاق انسان می‌کنند، اسلحه هم دارند. مردمی که در روستاهای مرزی زندگی ‌می‌کنند و هر روز «افغان‌کِش‌»ها را می‌بینند، بارها از نزدیک شاهد افتادن مسافرها از این ماشین‌ها بوده‌اند؛ مسافرهایی که به امید پیدا کردن کار و زندگی بهتر از افغانستان می‌آیند اما قبل از آنکه آرزویشان برآورده شود در جاده‌ها جان می‌دهند. همین چند وقت پیش بود که دو وانت در ۸۰ کیلومتری محور سراوان – خاش تصادف کردند و ۲۸ تبعه افغانستان مُردند و بقیه آنها هم زخمی شدند.

    تعداد افغان‌کِش‌ها محدود نیست. همه‌ی آنها با یکدیگر در ارتباطند و آمار مسیر را به هم می‌دهند. قسمت‌هایی که پلیس مستقر باشد به دل بیابان می‌زنند. خاکی که بلند می‌کنند، از دوردست‌ها هم پیدا می‌شود اما دست کسی به آنها نمی‌رسد. محلی‌ها می‌گویند «راننده‌ها معمولا مهاجران افغانستانی را تا زاهدان می‌برند. آنها در سیستان و بلوچستان نمی‌ماندند چون اینجا برای خودمان هم کار نیست. از طرفی اگر پلیس آنها را ببیند به کشورشان برمی‌گرداند؛ به همین دلیل تا جایی که بتوانند از این استان دور می‌شوند، اول به کرمان می‌روند و از آنجا به شهرهای دیگر. اما انگار دیگر کار کردن در ایران برای آنها به‌صرفه نیست. به همین دلیل اینجا برایشان مثل دروازه‌ای برای خروج به کشورهای دیگر مثل ترکیه است. حالا تعداد افغانستانی‌هایی که از این راه به ایران می‌آیند نسبت به قبل هم خیلی کمتر شده است».

    جاده‌ها از وسط روستاهای مرزی در سراوان می‌گذرد. دو طرف جاده‌ها گالن‌های بنزین و کپسول‌های گاز را جلوی مغازه‌ها چیده‌اند. محلی‌ها به ماشین‌هایی که مهاجران افغانستانی را جابه‌جا می‌کنند، افغان‌کِش می‌گویند. راننده افغان‌کِش‌ها برای هر مانعی که جلویشان باشد ترمز نمی‌کنند و از رویش می‌گذرند، به همین دلیل بچه‌هایی که می‌خواهند برای رفتن به مدرسه از جاده عبور کنند، حواسشان را باید حسابی جمع کنند.

    قبل از آنکه بنزین گران شود، هر تبعه افغانستان باید مبلغ ۱۵۰ هزار تومان از مرز تا اسفندک و از آنجا تا زاهدان ۳۵۰ هزار تومان پرداخت می‌کرد. ماشین‌ها معمولا این مسیر را چهارساعته طی می‌کنند. مردم محلی می‌گویند اینجا نه آب هست و نه کار؛  جوانان مجبورند از طریق قاچاق سوخت یا جابه‌جایی مهاجران افغانستانی زندگی‌شان را بگذرانند. در روستاهای اطراف، زنان بیوه و بچه‌های یتیم کم نیستند، شوهران و پدران آنها یا در این مسیر کشته یا در تصادف معلول شده‌اند و گوشه خانه افتاده‌اند. زندگی مردم اینجا هم این طور می‌گذرد.

    انتهای پیام

  • میزان درآمد مالیاتی کشور ماهانه چقدر است؟

    میزان درآمد مالیاتی کشور ماهانه چقدر است؟

    امیدعلی پارسا رئیس سازمان امور مالیاتی کشور امروز در اجلاس هیئت نمایندگان اتاق اصناف ایران گفت: این سازمان باید جزئیات همه معاملات خرد و کلان را برای اجرای عدالت مالیاتی در اختیار داشته باشد.

    وی افزود: میزان مالیات دریافتی ماهانه در کشور حدود ده هزار میلیارد تومان است و این در حالی است که مجموع حقوق و مزایای پرداختی به کارکنان دولت و هزینه‌هایی مانند آب و برق در مجموع ماهانه ۱۸ هزار و ۶۰۰ میلیارد تومان است.

    پارسا گفت: راه تحقق عدالت مالیاتی ایجاد سازوکار مالیات هوشمند و سلامت اداری است.

    وی با بیان اینکه پانصد هزار میلیارد تومان طرح نیمه‌تمام در کشور داریم افزود: در بیشتر کشورها تا ۹۰ درصد منابع اداره کشور از محل مالیات تامین می‌شود که در کشور ما این رقم پایین است و علت آن می‌تواند ضعیف بودن پایه‌های مالیاتی، معافیت‌ها و فرار مالیاتی زیاد باشد.

    ۲۳۲۳

  • فقیرترین کشورهای جهان را بشناسید

    فقیرترین کشورهای جهان را بشناسید

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از بانک جهانی، در اغلب موارد قدرت خرید مردم در نقاط مختلف دنیا با ارز بین المللی یا دلار سنجیده می شود و بر این اساس کشوری که فقیر ترین مردم را دارد کشور بوروندی است.

    بوروندی با نام رسمی جمهوری بوروندی کشوری است در مرکز آفریقا؛ پایتخت آن گیتگا و بزرگترین شهر آن بوجومبورا است. بوروندی کشوری است کوچک در منطقه دریاچه‌های بزرگ که در همسایگی اوگاندا، کنگو، رواندا و تانزانیا قرار دارد. جمعیت بوروندی ۱۰ میلیون پانصد هزار نفر است و زبان‌های رسمی این کشور کیروندی و فرانسوی و انگلیسی هستند و قدرت خرید مردم این کشور ۷۴۲.۸ دلار است.

    پس از بوروندی در جایگاه دوم این فهرست کشور جمهوری آفریقای مرکزی قرار گرفته است؛ جمهوری آفریقای مرکزی کشوری است در مرکز آفریقا که پایتخت آن شهر بانگی است. آفریقای مرکزی روز ۱۳ اوت ۱۹۶۰ از فرانسه استقلال یافت. قدرت خرید مردم این کشور ۸۷۱.۵ دلار است.

    جایگاه سوم این فهرست به کشور کنگو اختصاص داده شده است؛ جمهوری دموکراتیک کنگو یا کشور کنگو دموکراتیک کشوری است در مرکز آفریقا که پایتخت آن کینشاسا است. قدرت خرید مردم این کشور ۹۳۰.۵ دلار است.

    کشور نیجر در جایگاه چهارم این فهرست قرار گرفته است؛ نیجر به صورت رسمی جمهوری نیجر کشوری است در غرب قاره آفریقا. نیجر با مساحتی برابر با ۱٬۲۶۷٬۰۰۰ کیلومترمربع، یک کشور محصور در خشکی است که حدود ۸۰ درصد از مساحت آن توسط بیابان‌ها پوشیده شده‌است. این کشور در تاریخ ۳ اوت ۱۹۶۰ میلادی، رسماً از فرانسه اعلام استقلال کرد. قدرت خرید مردم این کشور ۱۰۴۸ دلار است.

    در جایگاه پنجم این فهرست کشور لیبریا قرار گرفته است؛ لیبـِریا با نام رسمی جمهوری لیبریا کشوری در غرب آفریقا است و پایتخت آن مانروویا است. این کشور در حاشیه شمالی خلیج گینه در غرب آفریقا قرار گرفته‌است. کشور لیبریا در سال ۱۸۴۷ توسط بردگان آزادشده‌ای که از آمریکا به قاره آفریقا بازگشته بودند بنیاد شده و یکی از قدیمی‌ترین جمهوری های قاره آفریقا است. قدرت خرید مردم این کشور ۱۳۰۶ دلار است.

    مالاوی نام یک کشور در جنوب شرق آفریقا است این کشور در جایگاه ششم این فهرست قرار گرفته است؛ جمعیت مالاوی ۱۸٬۰۹۱٬۵۷۵ نفر برآورد می‌شود و پایتخت آن لیلونگوه است. جمهوری مالاوی کشوری است محصور در خشکی واقع در جنوب شرق آفریقا، شمال موزامبیک و شرق زامبیا. جمهوری مالاوی تا سال ۱۹۶۴ مستعمره بریتانیا بود. قدرت خرید مردم این کشور ۱۳۰۸ دلار است.

    در جایگاه هفتم این فهرست نام کشور موزامبیک دیده می شود؛ موزامبیک با نام رسمی جمهوری موزامبیک کشوری است در جنوب آفریقا و پایتخت آن ماپوتو است. جمعیت این کشور در سال ۲۰۰۹ میلادی نزدیک به ۲۳ میلیون نفر بود. زبان رسمی این کشور پرتغالی و واحد پول آن متیکال موزامبیکی است. قدرت خرید مردم این کشور ۱۳۲۷ دلار است.

    سیرالئون با نام رسمی جمهوری سیرالئون کشوری است در غرب آفریقا که در جایگاه هشتم این فهرست قرار گرفته است؛ پایتخت و بزرگ‌ترین شهر آن فری‌تاون است و جمعیت سیرالئون ۶ میلیون نفر و زبان رسمی آن انگلیسی است. واحد پول این کشور لئون نام دارد. مردم سیرالئون از حدود شانزده گروه قومی تشکیل شده‌اند که هرکدام زبان و آداب خود را دارند و قدرت خرید مردم این کشور ۱۶۰۳ دلار است.

    در جایگاه نهم این فهرست نام کشور ماداگاسکار آمده است؛ ماداگاسکار با نام رسمی جمهوری ماداگاسکار کشوری جزیره‌ای واقع در اقیانوس هند، در کنار سواحل جنوب شرقی آفریقا است و پایتخت آن شهر آنتاناناریوو است. ماداگاسکار چهارمین جزیره بزرگ جهان است. جمعیت ماداگاسکار ۲۴ میلیون نفر و زبان‌های رسمی این کشور مالاگاسی و فرانسوی است. واحد پول این کشور آریاری مالاگاسی نام دارد. قدرت خرید مردم این کشور ۱۶۳۴ دلار است.

    و سرانجام در جایگاه دهم این فهرست نام کشور گامبیا آمده است؛ گامبیا با نام رسمی جمهوری گامبیا کشوری در غرب آفریقا و یکی از کوچکترین کشورهای این قاره و پایتخت آن بانجول است. جمعیت این کشور یک میلیون و ۷۷۶ هزار نفر و زبان رسمی این کشور انگلیسی است. واحد پول آن دالاسی گامبیا و رئیس‌جمهور آن آداما بارو است. قدرت خرید مردم این کشور ۱۷۰۶ دلار است.

    ۲۲۳۲۲۷

  • آمریکا صد میلیون دلار از کمک های نظامی به لبنان را آزاد کرد

    آمریکا صد میلیون دلار از کمک های نظامی به لبنان را آزاد کرد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روسیا الیوم، آمریکا روز دوشنبه صد میلیون دلار از کمک های نظامی به لبنان را که کاخ سفید چند ماه پیش بلوکه کرده بود، آزاد کرد.

    رسانه های آمریکایی اعلام کردند که دولت ترامپ در سکوت، بیش از صد میلیون دلار از کمک های نظامی را پس از چند ماه تاخیر بدون توجیه به لبنان ارائه کرد.

    دو نفر از کارکنان کنگره و یک مسئول دولتی آمریکا که خواستند نامشان فاش نشود، گفتند که مبلغ ۱۰۵ میلیون دلار از کمک های خارجی نظامی به لبنان هفته گذشته به این کشور داده شده است.

    این منابع افزودند که این موضوع روز دوشنبه به اطلاع قانونگذاران آمریکایی رسیده است.

    گفتنی است که کاخ سفید هیچ توضیحی در خصوص این تاخیر ارائه نکرده است.

  • تحلیل احسان شریعتی از اعتراضات بنزینی/مسئله، معیشت و نان است/ روش‌هایی نظیر پارازیت و فیلتر جوابگو نیست

    تحلیل احسان شریعتی از اعتراضات بنزینی/مسئله، معیشت و نان است/ روش‌هایی نظیر پارازیت و فیلتر جوابگو نیست

    در دو هفته گذشته به‌دنبال افزایش نرخ بنزین در کشور، اعتراضاتی در سطح جامعه کشور رخ داد که در مواردی منجر به تخریب و خشونت شد. به‌دنبال این وقایع، تحلیل و چرایی اعتراضات در ایران، از مهم ترین مسائلی بوده که نیاز به بررسی بیشتر دارد.

    در همین رابطه، یک روشنفکر معتقد است اگر یک کنفرانس ملی با حضور معتمدین مردم و شخصیت های مورد اعتماد نظام در خصوص بررسی حوادث اخیر تشکیل شود، بسیار خوب است. زیرا ما فراتر از تشکیل دادگاه برای بازداشت شدگان اعتراضات اخیر، نیاز به تشکیل یک کمیته حقیقت‌یاب برای گزارش و بررسی شفاف ابعاد و خسارات وقایع اخیر داریم.

    متن کامل گفت‌وگوی «احسان شریعتی» با خبرنگار جماران را در ادامه بخوانید:

    چگونه می توان ریشه‌های اعتراضات اخیر در جامعه را تحلیل کرد؟

    یکی از اهداف انقلاب ایران در سال ۵۷، آرمان و شعار عدالت و در پیش گرفتن راه رشد و توسعه‌ای متفاوت با گذشته بود تا جامعه‌ای آزاد و عادلانه‌ و همگون‌تر از منظر اقتصادی و اجتماعی به‌وجود آید. همچنین قرار بود راه رشد و توسعه‌ای جامعه‌ای متناسب با اقلیم و محیط زیست و میراث فرهنگی و تاریخی و عدالت اجتماعی شکل گیرد. در واقع، طرحی برای آینده به سمت مردم‌سالاری که در آن منافع و مصالح مردم برتر شمرده شود و عدالت و قانون بر آن حاکم باشد.

    «بورژوازی ملی» لیبرالیسم به معنای کلاسیک حاکم نیست

    این اهداف هم به‌زبان مذهبی مطرح می‌شد در شعارهایی چون «حکومت عدل علی» و..، هم به لحاظ سیاسی و اجتماعی مانند استقلال، آزادی و جمهوری. اما متاسفانه پس از انقلاب بتدریج از مسیر عدالت‌طلبی در همهٔ عرصه‌ها فاصله گرفتیم و به‌ویژه پس از جنگ با طرح‌های اجتماعی-اقتصادی از دوران سازندگی تاکنون موسوم به «نولیبرال»، هرچند این نام و اصطلاح قابل بحث باشد، شکاف طبقاتی تشدید شد و..، بحران معیشتی گستردهٔ کنونی پدیدار شد.

    پس چرا این اصطلاح را به کار می‌برید؟

    از این نظر آن‌را «نئولیبرال» می‌نامند که شعار اقتصاد بازار و خصوصی‌سازی‌ و آزادسازی قیمت‌ها و ..، را سرمی‌دهد. در لیبرالیسم کلاسیک در دموکراسی‌های مدرن غربی اما، حاکمیت قانون و تقسیم قوا صورت گرفته که داستان را متفاوت می‌کند. در کشور ما، با سابقه ای ۲۵۰۰ ساله در سنت اقتدارگرایی حکومتی نظام پادشاهی، اساسا بورژوازی ملی لیبرالیسم به معنای کلاسیک حاکم نیست.

    سیاست‌های اقتصادی نولیبرال به‌سبک اقتدارگرایانهٔ حکومتی اتخاذ و اعلام و اعمال می‌شود؛ از رانت و اطلاعات و.. حکومتی بهره می‌برد و…، که همه اینها در تباین با مرام و مشی لیبرال در غرب قرار دارد. از جمله این‌که مشخص نیست که ثروت ملی در کشور غنی ما چگونه مدیریت و توزیع و خصوصی‌سازی می‌شود؟ به‌خصوص در رابطه با درآمد اصلی که حاصل از فروش نفت است و امکان ورود سرمایه‌های کلان را به کشور می‌دهد. و این «درآمد» به تعبیر مرحوم زنده یاد دکتر سحابی، «یک درآمد نیست، بلکه یک سرمایه طبیعی ملی است که فروخته می‌شود و می‌بایستی برمبنای آن تولیدی درست ایجاد می‌شد تا از آن راه «درآمد» بدست آید.

    درآمد محسوب کردن فروش نفت مانند این می ماند که کوه ها و زمین‌هایمان را بفروشیم. درآمد ملی اصلی محسوب شدن «فروش نفت» باعث ضعف بنیهٔ تولیدی و اقتصادی می‌شود. به همین دلیل هم بود که دکتر مصدق می‌گفت «اقتصاد منهای نفت»، یعنی اقتصاد خودمتکی و مولد و سالم. وقتی نفت به‌عنوان منبع درآمد کشور درمی‌آید، امکان بروز همهٔ فسادها از همینجا تغذیه می‌شود؛ و می‌بینیم که همواره شماری اختلاس‌گر در بخش‌های گوناگون نظام پیش و پس از انقلاب به‌گونه‌ای مزمن در کمین ارتکاب فساد مالی نشسته بودند.

    این نظام نسبت به نظام گذشته، عمومی‌تر یا به تعبیری مردمی‌تر شده است

    البته به‌دلیل اینکه نظام ایران پس از انقلاب، نسبت به نظام گذشته، عمومی‌تر یا به تعبیری مردمی‌تر شده و اقشار مختلفی در آن دخیل شده‌اند، کنترل و کیفیت نخبه‌گرایانه‌اش هم کمتر شده است. بنابراین، ممکن است گروه‌ها و اقشار مختلفی به‌صورت گسترده‌تری ذینفع در برنامه‌های غیراصولی شده باشند، به اعتنا به محیط زیست، تا میراث فرهنگی و عدالت اجتماعی و مصالح اکثریت جامعه. چنان‌که می‌بینیم مجموعه این مسائل روی هم انباشته و بحرانی شده‌اند،‌ به‌نحوی که اگر حوادث دو دهه قبل را بررسی کنیم متوجه این انباشتگی انفجاری «بحران‌های تو در تو»خواهیم شد.

    به نظر شما اعتراضات سال‌های اخیر چه تفاوت‌هایی با وقایع پس از انتخابات سال ۸۸ داشته است؟

    پس از انتخابات سال ۸۸ یک جنبش مدنی اعتراضی در مورد بحث رأی و اقتضای شفافیت سیاسی به‌وجود آمد. اما پس از این‌که آن وقایع به نتیجهٔ مشخصی نرسید، جامعه در دههٔ بعد وارد فاز جدیدی شد و حول مسائل مطالباتی و صنفی و با کنش‌گری و واکنش‌های انفجاری در جنبش‌ها و حرکت‌های اجتماعی-اقتصادی علیه سیاست‌های کلان «نولیبرالی» که آزادی قیمت‌ها، گرانی و تورم و اختلافات طبقاتی را تشدید می‌کرد، شکل گرفت. در حالی‌که بحران معیشتی موجود باعث شده تا علاوه بر این‌که طبقهٔ متوسط نگران آیندهٔ خود شوند، اقشار تهی‌دست دیگر ناتوان از ادامه بقا شوند. 

    موضوع اصلی اعتراضات اخیر مسئلهٔ معیشت و «نان» است

    این وضعیت عمدتا در مناطقی مشهودتر است که در آن شورش‌های اعتراضی اخیر رخ داده است. زمینهٔ اجتماعی گسترش اعتراضات از سال ۹۶ تا کنون را به‌روشنی می‌بینیم که اغلب کانون‌های اصلی اعتراضی در مناطق فقیر و محروم بوده‌ است. بنابراین اعتراضات دو سال اخیر با اعتراضات اواخر دهه ۸۰ از این حیث متفاوت است که جنبش اعتراضی ۸۸ جنبش طبقه متوسط شهری جامعه بود که نسبت عدم شفافیت‌ها در سپهر حاکمیت قانون معترض بود. موضوع اصلی اعتراضات اخیر اما مسئلهٔ معیشت و «نان» و اعتراض به این‌ست که نمی توان با ریتم تورم و گرانی ادامهٔ بقا داد.

    این اعتراضات نشان دهندهٔ شکاف میان مردم و حاکمیت به‌معنای اعم خود است. این شکاف در دو دههٔ اخیر هم به‌صورت سیاسی و هم اقتصادی خود را نشان داده است. اما آنچه شرایط را بحرانی‌تر می‌کند عدم شفافیت، ابهامات و معماهایی است که به‌دلایل  گوناگون هم می تواند از درون نظام برخیزد و و هم از سوی سرخوردگان و حاشیه‌نشینان جامعه هم  از خارج از کشور و قدرت‌های بیگانه روی آن سرمایه‌گذاری شود و بهره‌برداری‌های لازم صورت گیرد، به‌گونه‌ای که این شکاف حالتی انفجاری و خشونت کور وتخریبی مطلق به‌خود بگیرد؛ و البته این روند می‌تواند ما را وارد فازی کند که سرنوشتی مشابه لیبی، سوریه یا افغانستان پیدا کنیم.

    بحران معیشتی و ناامیدی موجب بروز اعتراض در منطقه شده است

    فکر می کنید دست‌کم بخشی از دلایلی که این کشورها را با این سرنوشت مواجه کرده عدم شفافیت بوده است؟

    به‌طور کلی اکثر جنبش‌هایی که در خاورمیانهٔ عربی و جهان اسلام به‌راه افتاده، اعتراضات بر حقی علیه وضع‌ موجود و نظام‌ها و حاکمیت‌هایی است که به‌تعبیر لنینی، دیگر نمی‌توانند مانند سابق کشورهایشان را اداره کنند زیرا دچار خودکامگی و فساد شده‌اند. همچنین بحران معیشتی و ناامیدی موجب بروز اعتراض در این کشورها شده است.

    بنابراین، اعتراضات در خاورمیانه عربی هم دلایل روانی داشته، هم دلایل اقتصادی و سیاسی که سال‌ها روی هم انباشته شده اند. و از دیگر سو، البته شکی هم نیست که قدرت‌های خارجی بر روی این اعتراضات سرمایه‌گذاری و به‌نحوی تلاش کنند تا آنها را به‌سمت خود بکشانند. چه بسا برخی نظام ها شبیه اسرائیل منفعتی در تثبیت اوضاع در خاورمیانه نداشته باشند و به‌دنبال این باشند که بنیهٔ کشورها ضعیف و در همین وضعیت فعلی باقی بماند. بنابراین، اینکه چرا این جنبش‌ها در برخی کشورها منحرف شده یا به‌هرشکل موفق نشده‌اند، بحث دیگری است. در همه آنها اما، شروع قیام‌ها از اعتراض به وضعیت موجود ناموجه بوده است.

    عده ای به اشتباه فکر می کنند اعتراض کردن غلط است و مسئول چنین وضعی معترضین هستند

    همه قدرت‌ها در چنین موقعیت‌هایی به نفوذ و به انحراف کشیدن مسیر جنبش‌های اعتراضی فکر می‌کنند. ولی این دلیل بر این نمی‌شود که ما ضعف و زمینه‌ٔ درونی و دلایل موجه اعتراضات را نبینیم. برای نمونه، اگر در کشوری بیشتر اعتراض و انقلاب گسترده و موفق می‌شود و در کشور دیگری کمتر، علت آن است که مدیریت تاکنونی نظام ها در برخی کشورها و وضع موجود یکی شکننده تر از برخی دیگر بوده است. بعضی کشورها نتوانستند اعتراضات درون جامعهٔ خود را جمع و جور کنند و همین باعث فروپاشیدن کشورها شده است. در این وضعیت، عده ای به اشتباه می‌پندارند که شاید اعتراض از اساس غلط بوده و مسئول چنین وضعی منتقدین یا معترضین بوده‌اند، در حالی‌که اینها مسئولین اولیه نیستند و رفتارشان واکنشی علیه وضع موجود بوده‌ است. مسئول اصلی، مسئولین همهٔ کشورها هستند.

    در کشور ما، سیاست‌های دولت‌های پس از جنگ مبتنی بر مبانی «سوسیال دموکراتیک» نبوده است. یعنی سیاست‌هایی که بر پایهٔ دفاع از تامین و پوشش‌های اجتماعی، حل اختلافات طبقاتی و دفاع از اکثریت اجتماع بوده باشند، رعایت و اعمال نشده است و سطح اقدامات در این حد بوده که ما بتوانیم در اقتصاد معاملات و مبادلات کلاسیک انجام دهیم. به‌تعبیری دیگر، دلایل صرف بازاری آورده و چنین بینشی را حاکم کرده‌اند.

    شعارهای حاشیه ای ناشی از مغالطه میان وضع موجود با وضع گذشته هستند

    به اعتراضات اخیر بازگردیم. همانطور که در مصاحبه قبلی با جماران تلویحا گفته بودید «اگر راهی که می رفتیم درست بود تمایل به شعارهای ارتجاعی در میان معترضین ایجاد نمی شد»؛ یعنی میل به بازگشت به گذشته‌ای که شاید نسل جوان شناخت ملموسی از آن نداشته باشد. به‌نظر شما باید چه اقداماتی انجام شود تا معترضان اگر هم بخواهند اعتراضی کنند، آگاهانه دست به این کار بزنند؟

    این شعارهای حاشیه‌ای که به‌شکلی واکنشی به‌ویژه در اعتراضات دوسال قبل سرداده شد، و گاه ادامهٔ آن‌را در شعارهای نژادی پاسارگاد و کمتر در اعتراضات اخیر شاهد بودیم، واکنش‌هایی اند که ناشی از قیاس غلط یا مغالطه میان وضع موجود با وضع گذشته برمی‌خیزد و تمامیت آن یعنی اینکه چگونه وضع گذشته به وضع فعلی تبدیل شد، و این از دل آن برآمد ناگفته می‌ماند. مقایسه‌های میان وضع موجود با گذشته تنها در بُعد آزادی‌های اجتماعی و یکسری نمادهای صوری مشابه و اغلب مربوط به دورهٔ کوتاه بهای نفت بالا و ریخت و پاش‌های ناشی از آن در جامعه، صورت می گیرد. در حالی‌که باید یک مقایسه اساسی میان آن دوره با سیستمی آزاد و دموکراتیک و معطوفبه عدالت اجتماعی صورت گیرد تا وضع واقعی آن دوران به تصویر کشیده شود.

    در دورهٔ گذشته، نطفه‌هایی کاشته شد که امروز رشد یافته‌اند و انقلاب نیز علیرغم وعده‌هایی که داد نتوانست جلو آن روندها را بگیرد. برای نمونه، پس از آن‌که در دورهٔ پهلوی سیستم سنتی تولید فئودالی کشور بر هم خورد و قرار شد سیستم بورژایی از دل آن بیرون آید، مهاجرت روستائیان به شهرها شروع شد و پس از انقلاب نیز ادامه پیدا کرد. به نحوی که شکل‌گیری کلان‌شهرهای امروز محصول همان سیاست کلان است. یعنی روند کشاورزی در روستاها متوقف و هیچ اقتصاد سالم صنعتی جایگزین آن نشد.

    هرچه گذشته فراموش‌تر می‌شود، «طلایی»تر می شود

    همیشه این تمایل در میان عموم جامعه وجود داشته که گذشته را با حال مقایسه کند و به‌تعبیری هرچه گذشته فراموش‌تر می‌شود، «طلایی»تر می شود. در حالی‌که گاه طلایی به‌معنای «خیلی زرد» بوده است! در چنین حالتی نقاط منفی به فراموشی سپرده می‌شوند و تنها خاطرات خوبش به یاد می‌ماند. ما در کشور روندی را طی کرده ایم و متاسفانه این روند به‌جایی نرسیده که بتواند بدیل یا آلترناتیوی آزاد و عادلانه و رشدیافته برای وضع موجود بنشاند. این نقشی است که روشنفکران و نیروهای آگاه جامعه باید ایفا کنند تا جامعه به جای چنین مقایسه‌هایی و حسرت گذشته‌ای را که از شرایط آن باخبر نبوده، به فکر و دست‌اندرکار طرحی نو برای آینده شود.

    در همین راستا می بینیم که رویکرد رسانه‌های فارسی‌زیان خارج از کشور نیز بر همین محور است که نظام گذشته را بهتر از سیستم فعلی نشان دهند و طوری وانمود کنند که انگار تمام مطالبات معترضان در کشور در بازگشت به وضع گذشته خلاصه می شود! در این رابطه می توان چه تحلیلی داشت؟

    اقلیت‌ها و بقایای نظامات و نیروهای سابق با قدرت مادی و تبلیغاتی به ارث مانده از گذشته و به اتکای بر قدرت‌های بزرگ و رقیب منطقه می‌خواهند جنبش‌های انتقادی و اعتراضی جامعه را تقلیل به اقلیت همفکر خود دهند و تصرف کنند. آنها همچنین سرمایه گذاری می‌کنند برای اینکه جنبش ها را به‌سمتی که می‌خواهند هدایت کنند؛ همانطور که در درون نظام نیز کسانی تلاش می کنند تا کل اعتراضات را به «اغتشاش‌گری» تقلیل دهند، این دو طیف مکمل هم می‌شوند تا صدای واقعی اعتراض مردم شنیده نشود. در چنین وضعیتی جنبش مطالبه محور مردم قربانی این دو طیف می‌شود.

    اقشاری در جامعه از ناهنجاری‌های موجود در رنجند و دست به اعتراض می‌زنند

    باید پرسید مگر جامعهٔ ما چه می‌خواهد؟ جز یک نظام اجتماعی- اقتصادی سالم و انسانی و پیشرفته‌ ومتعالی‌تر؟ اقشاری در جامعه از ناهنجاری‌های موجود در رنجند. در نتیجه دست به اعتراض می‌زنند. بنابراین مشخص است که جامعه چه می‌خواهد؟ یک نظام اقتصادی تضمین‌کننده شغل که دانشجوی فارغ‌التحصیل بتواند در آن کار پیدا کند و «فرار مغزها» اتفاق نیفتد. فرار مغزها چه علتی دارد؟ یکی از این علت‌ها معیوب بودن سیستم آموزش و پرورش از سویی و نظام اقتصادی ما به‌طورکلی از دیگر سو است که نمی‌تواند نخبگان را جذب کند. در نتیجه، پدیده‌هایی نظیر فرار مغزها، افسردگی جوانان و ناامیدی از اصلاح وضع موجود، و…، جملگی دلایلی روشن فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی دارند.

    باید دید رسانه‌های نیروهایی در خارج که می‌کوشند برای داخل بدیل‌ و آلترناتیو بسازند، بین خود در همان حدی که قدرت دارند چه نوع نظام‌های دموکراتیکی به‌وجود آوردند؟ اگر سازمان، حزب یا گروهی هنوز نتوانسته «دموکراسی» موعود  خود را درمیان خود عملی کند، دیگر چگونه حرفش حقانیت یا جاذبه خواهد داشت؟ ولو اینکه قدرت تبلیغاتی وتخریبی بالایی و میزان تاثیرگذاری زیادی هم داشته باشد.

    نیروهای افراطی در هر سوی جهان همدیگر را تقویت می کنند

    رسانه ها و گروه‌های کوچکی هم همواره می توانند هیاهو و جنجال زیاد ‌راه بیندازند و خبرساز شوند، اما تاثیر خبری به‌معنای قدرت و سرمایهٔ اجتماعی نیست. به‌همین دلیل هم هست که نیروهای افراطی در هر سوی جهان همدیگر را تقویت می کنند؛ به‌نحوی که یکی از آن‌سوی دنیا می‌گوید «های» و دیگری از این گوشه می‌گوید «هوی». بنابراین نوعی «وحدت منفی» میان هم برقرار می‌سازند.

    در برابر این خطرات محتمل، روشنفکران و نیروهای آگاه و مصلح باید هوشیاری و قدرت پیش‌بینی و پیش‌گیری داشته باشند و روش‌های درست و اصولی را انتخاب کنند. زیرا وقتی خشونت یا صحنهٔ جنگ داخلی پدیدار شود، گرد و غباری ایجاد خواهد شد که تفکیک صفوف از یکدیگر ناممکن می‌شود. در چنین فضایی هرنوع سوءاستفاده‌ای از هر سو می‌تواند صورت گیرد. وقتی شفافیت و گفت وگو باشد، هم به نفع معترضین است هم مسئولین. اما در شرایط جنگ داخلی و خشم کور، خواسته‌های برحق از میان می رود و نمونه‌های بسیاری برای اثبات این مدعا وجود دارد.

    تشکیل یک «کمیته حقیقت‌یاب ملی» ضروری است

    در گذشته شاهد بودیم برای برخی حوادث «کمیته ملی رسیدگی» تشکیل شده است، به نظرتان برای حوادث مربوط به هفته های اخیر می توان چه اقدامی انجام داد؟

    برای اعادهٔ اعتماد میان مردم و مسئولان، تشکیل یک «کمیته حقیقت‌یاب ملی» برای بررسی ریشه‌ها، و ارائه اطلاعات موثق پیرامون حوادث اخیر کشور ضروری است. در حوادث مربوط به سال ۸۸ نبود چنین «دیده‌بانی» نقیصه‌ای ملی و موجب اعتبار یافتن اطلاعات منتشر در فضای مجازی و آنتن‌ها می‌شد. به نظر می‌رسد که در این مقطع، پرداختن به چنین مسأله ای نقش و وظیفهٔ وکلا و حقوقدانان مستقل کشور باشد تا خطاب به دستگاه قضایی و افکار عمومی با شفافیت عینی و حرفه‌ای، به تعیین تعداد قربانیان، میزان خسارت‌ها، تشخیص مسئولیت‌ها در هر دو سو و خلاصه رفع ابهام در همهٔ ابعاد این وقایع همت نمایند.

    نقش رسانه‌ها نیز بسیار مهم است که بتوانند بی طرفانه و به‌صورت مستقل مسائل به‌وجود آمده را فراسوی التهابات دنبال کنند. بنابراین با این‌که ممکن است پیگیری این مسأله برای اهل رسانه بهایی سنگین به‌دنبال داشته باشد، بازاز اصول اخلاقی حرفه‌ای آنهاست که در پی کشف حقیقت باشند. شما بنابه تعریف شغلی و در مقام گزارشگر و خبرنگار باید با جامعه ارتباط برقرار کنید و بدون هراس از پرداخت هزینه، خبرهای واقعی را مخابره کنید.

    همه مقصریم

    وقتی حرف از اخلاق زده می شود. همه مقصریم. از این منظر است آن سخن ابوذر غفاری که می‌گوید: «در شگفتم از کسی که در خانه اش نانی نمی‌یابد و با شمشیر آخته اش بر مردم نمی شورد». می توانند بگوییند مردم چه تقصیری دارند که یکی گرسنه است؟ ابوذر می گوید کل جامعه به‌لحاظ اخلاقی مقصر است. نتیجه‌گیری اخلاق این‌که نمی‌توان بی تفاوت بود: چو عضوی به‌درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار. امروز می‌بینیم در بخش‌هایی از جامعه انگار هیچ اتفاقی نیفتاده و آنها زندگی عادی خود را دنبال می‌کنند. در حالی‌که بخش‌های دیگر جامعه همزمان چنین رنج‌هایی را متحمل شده‌اند و چنین مصایبی برایشان اتفاق افتاده است.  

    و اما علاوه بر همه جامعه که مسئول اخلاقی است، مسئولین به‌لحاظ حقوقی نیز از همه مسئول‌تراند. آنها نمی‌توانند اتفاقات را به‌گردن منتقدین، معترضین بیندازند و آنها را به اقلیتی تقلیل دهند که به‌نام «اغتشاشگرانی» معرفی کنند که دست به خشونت برده‌اند.

    روش‌هایی نظیر پارازیت و فیلتر جوابگو نیست

    اگر نوعی «کنفرانس ملی» با حضور معتمدین مردم از سویی و شخصیت‌های مورد اعتماد نظام از دیگرسو برای بررسی حوادث اخیر تشکیل شود، نشان رشد و بلوغ عمومی کشور ما در جهان تلقی خواهد شد. زیرا ما فراسوی فکر قصاص و محاکمه بازداشت‌شدگان اعتراضات اخیر، نیاز به تشکیل نهادی برای بررسی منصفانه و بی‌طرفانه ابعاد و خسارات  وقایع، فراسوی برخوردهای جناحی و تصفیه‌حساب‌های سیاسی، اخیر داریم. و خلاصه، شیوهٔ برخورد به‌گونه‌ای باشد که هم افکار عمومی ایران و هم افکار عمومی دنیا را قانع کند.

    زیرا امروز با وسایلی که وجود دارد، همه چیز در دنیا علنی است. یعنی همانطور که ما اعتراض «جلیقه زردها»ی فرانسه را لحظه به لحظه در شبکه‌ها می‌بینیم، آنها نیز اعتراضات درون کشور ما یا کشورهای دیگر مشاهده می‌کنند. نباید چنین تلقی کنند که به‌ محض بستن اینترنت دیگر خبری منتشر نمی‌شود. بی‌ تردید روش‌هایی نظیر پارازیت و فیلتر جوابگو نیست و تنها باعث ایجاد درآمد برای اشخاصی می‌شود که از این راه در کنار ارایه راه‌های دورزدن این امور امرار معاش می‌کنند. شاید هم مشاوره‌های چنین قشر و افراد «تکنیسینی» است که مسئولین را مجاب می‌کند تا از چنین راه‌کارهای ناموفقی استفاده کنند.

    هم نظام و هم مردم از مجموعه اعتراضات و انفجارهای گذشته درس بگیرند

    ولی نه مسئولین و نه مردم نباید فریب چنین روش‌هایی را بخورند و چنین برداشت شود که اگر بیش از یک هفته اینترنت قطع شده، این امر باعث امنیت عمومی شده است. متاسفانه برخی چنین نگاهی دارند. در حالی‌که ادامهٔ چنین روندی خود دامن‌زننده به حسّ ناامنی می‌شود. به نحوی که وقتی ما از وقایع خبر نداشته باشیم، باعث پخش نگرانی عمومی و گسترش شایعات در کشور می‌شود. قطع اینترنت و اقداماتی از این دست بیش از آن‌که منجر به امنیت برای کشور شود، اقدامی تحریک‌کننده در جامعه است. در همه جای دنیا اعتراض رخ می‌دهد. ولی وقتی اینترنت قطع می‌شود هر خبری بدون منبع و غیردقیق درست قلمداد شده و به‌سرعت پخش می‌شود.

    راه‌حل این است که هم نظام و هم مردم از مجموعه اعتراضات و انفجارهای گذشته درس بگیرند و راه اساسی این نیست که با گسترش «ترس و طمع و جهل» اوضاع را کنترل کنیم. به‌ نظرم ایدهٔ کمیته حقیقت‌یاب ملی متشکل از چهره‌های مردمی، حقوق‌دانان و مسئولین فکر خوبی است. با این کار اعتماد جامعه به‌وجود می‌آید، و در غیراین‌صورت باز خشم‌ها بیش از پیش انباشته می‌شوند و بر گسترهٔ اعتراضات در آینده خواهد افزود.

    ۶۴۲۱۷۲۱۷