دسته: اخبار فرهنگی

  • این روزهای محمد بحرانی؛ از قرنطینه جناب‌خان تا دلتنگی برای کلاه‌قرمزی

    این روزهای محمد بحرانی؛ از قرنطینه جناب‌خان تا دلتنگی برای کلاه‌قرمزی

    فاطمه پاقلعه‌نژاد: شاید کمتر پیش بیاید که طرفداران برنامه‌های عروسکی نام صداپیشه یک عروسک را بدانند و او را بشناسند. اما «جناب‌خان» مانند همه عروسک‌ها نبود. او که در ۵ فصل، بخش جدانشدنی «خندوانه» بود، به خاطر دغدغه‌هایش برای مسائل اجتماعی، کل کل شیرینش با رامبد جوان و البته اطلاعات فوتبالی فوق‌العاده‌اش جای خود را در دل مخاطبان باز کرده بود و محبوبیت زیادی داشت. برای همین هم کنجکاوی برای شناختن صداپیشه‌اش زیاد بود و همین باعث شد تا مخاطبان چهره محمد بحرانی را هم مانند صدایش بشناسند.

    بحرانی که خاستگاهش صحنه تئاتر است، در چند فیلم و سریال و با کارگردان‌های بزرگی مثل کیومرث پوراحمد و ایرج طهماسب کار کرده و در «کلاه قرمزی» هم برای دو شخصیت محبوب «ببعی» و «آقوی همساده» صدا ساخته بود.

    محمد بحرانی این شب‌ها در سریال نوروزی شبکه سه با نام «دوپینگ»، نقش یکی از کاراکترهای اصلی را ایفا کرده است. به همین بهانه با او گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

    کمدی فانتزی سریال «دوپینگ» می‌تواند مخاطب را جذب کند؟

    البته کمدی این سریال، فرم کمدی مرسومی در تلویزیون نیست. در این سال‌ها برای ساخت کمدی خیلی سعی شده و بیشتر آنها ناتورالیستی بودند و من خودم طرفدار آنها بودم. مثلا خیلی «پایتخت» را دوست دارم و تمام آن را دنبال می‌کنم و هر وقت هم می‌بینم می‌خندم. «دوپینگ» هم سبک کمدی متفاوتی دارد و حداقل من متن مشابه آن را تابه‌حال نخوانده بودم.

    بازیگران متفاوتی هم در این سریال مشغول هستند.

    همه گروه‌هایی که کار می‌کنند حرفه‌ای هستند اما بازیگران این سریال تیمی هستند که شاید ترکیب غریبه‌ای باشد و از این نظر جذاب است.

    «دوپینگ» اولین تجربه کارگردانی آقای مقصودی در زمینه سریال است.

    بله. حرفه اصلی آقای مقصودی در تمام این سال‌ها فیلمنامه‌ بوده و همه هم در سینما او را به عنوان فیلمنامه‌نویس می‌شناسند. فیلمنامه‌های گردن کلفتی داشته و در هیات انتخاب جشنواره بوده ولی بعد از فیلم «خجالت نکش» که در سینما موفق بود، الان هم با اولین سریالش آمده.

    امسال «خندوانه» را نداشتیم. دل‌مان برای جناب خان تنگ شده.

    من هم خیلی زیاد هم برای رفقا در «کلاه قرمزی» و هم برای جناب خان دلم تنگ شده. هم من و هم اکیپی که در عروسک‌گردانی و ایده‌پردازی با هم کار می‌کردیم. واقعا ای کاش می‌شد در این روزها حضور داشته باشیم ولی از طرف دیگر شاید واقعا الان جمع نشدن عاقلانه‌ترین کار باشد. دوستانی که استندآپ و کارهای فردی انجام می‌دهند خیلی خوب است که این روزها فعال هستند و از خانه و در فضای مجازی برای مردم کار می‌کنند، کار درست و ارزشمندی است. یک مقدار ولی این روزها برای تیم‌های عروسکی سخت است. چون بالاخره برای یک کار عروسکی باید چندین نفر دور هم جمع شویم و این خلاف توصیه‌هایی است که این روزها می‌شود. برای همین فکر می‌کنم جناب خان هم این روزها خودش را در خانه قرنطینه کرده.

    و یک رابطه لانگ دیستنس را با احلام تجربه می‌کند.

    جناب خان که همه عمرش با احلام رابطه لانگ دیستنس بوده.

    پس با تصمیم آقای جوان درباره نساختن «خندوانه» موافق بودید؟

    کار عاقلانه‌ای بود. من درباره اتفاقات مدیریتی و اینکه «خندوانه» باشد یا نباشد اصلا نه صاحب‌نظرم و نه نظری می‌دهم ولی اینکه این جمع نشدن با هر دلیلی و به هر بهانه‌ای، به نظرم اتفاق عاقلانه‌ای است.

    شما یک طرفدار سرسخت فوتبال هستید. از فوتبال چه خبر؟

    این روزها که همه لیگ‌ها تعطیل شدند و عملا فوتبال‌دوست‌ها باید منتظر باشند. من بازی آخر یونتوس را دیدم و بعد از گل‌های یوونتوس بازیکن‌ها برای شادی گل روی سر و کله هم می‌پریدند من همان‌جا گفتم که همه بازیکن‌ها در شهر رفت‌وآمد دارند و این خطرناک است. دو روز بعد خبر آمد که یکی از بازیکن‌های یوونتوس مبتلا به کرونا شده است.

    امسال تقریبا اغلب مربی‌های خارجی که به ایران آمدند، بعد از چند هفته رفتنی شدند.

    استراماچونی برای استقلال فوق‌العاده بود و البته من کالدرون را به اندازه برانکو دوست نداشتم و معمولی بود ولی باز جایگاه پرسپولیس بد نبود. خیلی جالب می‌شد اگر این دو تیم، استقلال با استراماچونی و پرسپولیس با برانکو در لیگ می‌ماندند و لیگ ادامه پیدا می‌کرد. دو تیم خیلی قوی بودند و رقابت جذابی می‌شد. ولی در شرایط مالی که الان کشور ما دارد و هر مربی و هر بازیکنی ۶ماه بعد در فیفا از ما شکایت دارد، نمی‌دانم شاید الان وقش نیست. عملا هر خارجی که وارد فوتبال ایران می‌شود چندماه بعد یک شکایت و چندصدهزار یورو از ما می‌گیرد.

    بعضی می‌گویند نگه داشتن این مربی‌ها خسارت کمتری دارد.

    متاسفانه بله. آنها که پول‌شان را می‌گیرند در هر صورت؛ خیلی هم قانونی. مثل ویلموتس که ۱۹۰روز کار کرد و اندازه همه مربی‌های ایرانی پول گرفت.

    چالش‌های متفاوتی برای  بهتر کردن حال مردم در این روزها راه افتاده. به عنوان کسی که سال‌ها مردم را خندانده فکر می‌کنید چه می‌شود کرد که حال مردم خوب شود؟

    سوال سختی است. چون خودمان هم با این حال درگیریم و رطب خورده منع رطب چه کند. خودمان هم در خانه هستیم و یک ساعت‌هایی در روز آدم بی‌حوصله و کلافه می‌شود. و از طرف دیگر خیلی‌ها در ایران روزمزد هستند و باید کار کنند. اگر بخواهم توصیه کنم مثلا فیلم ببینند یا کتاب بخوانند، این برای کسانی نیست که روزمزد هستند و نیاز دارند سر کار بروند، برای همین گفتم سوال سختی است. کسانی که چنین توصیه‌هایی می‌کنند شاید حواس‌شان نباشد خیلی‌ها اصلا امکان مالی این کارها را ندارند.

    امیدوارم غول مرحله آخر باشد.

    من یک چیزهایی خواندم که این کرونا احتمالا سبک زندگی آدم‌ها را به صورت جدی عوض خواهد کرد. نوع سفرهایشان، ارتباطاتشان، وسواس‌های بیش از حد و بیمارگونه آدم‌ها درباره لباس و تفریح و … من امیدوارم چیزی که از این اتفاق باقی می‌ماند چیز خوبی باشد و شاید نوع نگاه مسوولانه‌ای که کرونا در بعضی از اقشار ایجاد کرده، اگر بماند می‌تواند یادگار درستی از این روزهای بد باشد.

    ۲۵۸۲۵۸

  • چرا بازیگر «پایتخت» را به مجلس راه ندادند؟

    چرا بازیگر «پایتخت» را به مجلس راه ندادند؟

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در فصل ششم از مجموعه «پایتخت» به کارگردانی سیروس مقدم که از  شبکه یک سیما در حال پخش است، شاهد شغل جدید نقی معمولی هستیم. او در این فصل، نقش راننده یک نماینده مجلس را عهده‌دار است. نقش آقای مالکی، نماینده مردم ساری در مجلس را، سیدامیر سیدزاده، تهیه‌کننده سینما برعهده دارد. او که برای نخستین بار است جلوی دوربین می‌آید، پیش‌تر در مقام تهیه‌کننده با سیروس مقدم (کارگردان) و محسن تنابنده در مجموعه تلویزیونی «پیامک از دیار باقی» همکاری داشته است.

    سیدامیر سیدزاده، تهیه‌کننده سینما که برای اولین بار بازیگری را در سریال پایتخت و در نقش یک نماینده مجلس تجربه می‌کند٬ از حضور خود در این سریال پرمخاطب می‌گوید.

    او درباره نقش خود در این فصل از سریال «پایتخت» و چگونگی حضورش گفت: «آذرماه آقای تنابنده تماسی با من داشتند که من در ایران نبودم و پیشنهاد دادند با توجه به فیزیک جسمانی قصد دارند نقش یک نماینده را در این مجموعه عهده‌دار شوم. با حضورم در ایران به منطقه شیرگاه در مازندران (محل تصویربرداری) رفتم و در اولین سکانس‌ها که جلوی دوربین قرار گرفتم هر دو عزیز آقایان تنابنده و مقدم اذعان  داشتند که همانطور که نقش در ذهن‌شان طراحی شده بود، اجرا شد.»

    مالکی باعث دلخوری نمایندگان نمی‌شود

    این تهیه‌کننده درباره طراحی نقش نماینده و احتمال اعتراض به نوع شخصیت‌پردازی و حرکت روی لبه تیغ گفت: «نماینده مجلس به درستی طراحی شده بود و من با صحبت‌هایی که با آقای تنابنده داشتم با مالکی به درستی آشنا شدم و اطمینان داشتم به گونه‌ای این شخصیت را طراحی و نوشته‌اند که باعث دلخوری و نگرانی نمایندگان نخواهد شد. در این مجموعه، مخاطب با نماینده پاکدستی مواجه است که به حق قصد خدمت به مردم شهر را دارد.»

    سیدزاده درباره شخصیت مالکی در طول داستان توضیح داد: «در هر صنفی افراد خوب و بد وجود دارد. مالکی کاراکتری است که به استناد سوگندی که خورده انجام وظیفه و خدمت به مردم را از مسئولیت‌های خود دانسته و متعهد به انجام وظیفه است. شخصیت به گونه‌ای طراحی شده که شاهد تعهد و انجام وظایفش در طول داستان هستیم اما در طول خدمت به مردم دچار چالش‌هایی می‌شود و افراد از او توقعاتی دارند که مالکی به حسب وظیفه خود با این نوع خواسته‌های نابجا برخوردهای مناسبی خواهد کرد.»

    او درباره بازی در مقابل تنابنده توضیح داد: «به جد، محسن یکی از باهوش‌ترین افراد در طراحی کاراکتر و بازیگری و بازی‌گیری از بازیگر نقش مقابل خود است. به عقیده من افراد در کنار او به خوبی یاد می‌گیرند و برای هر بازیگری جلوی خودش موقعیت خلق می‌کند. به عنوان سرپرست نگارش فیلمنامه، ایده‌ها و سوژه‌های بکری در ذهن می‌پروراند که در بالا بردن سطح فیلمنامه بسیار موثر است.»

    بازیگر نقش مالکی درباره امکان بداهه‌گویی سر صحنه گفت: «بخش‌هایی از دیالوگ‌هایی که من سر صحنه می‌گویم بر اساس ری‌اکشن‌های نقی است و بخش زیادی از آن بداهه بود که با تایید آقایان مقدم و تنابنده اجرا می‌شد.»

    کرونا اجازه حضور در مجلس را نداد

    بازیگر نقش مالکی در سریال «پایتخت» درباره حضور نماینده در مجلس شورای اسلامی در قسمت‌های دیگر داستان گفت: «متاسفانه به دلیل شیوع کرونا و تعطیلی مجلس شورای اسلامی نتوانستیم ایده‌های آقای تنابنده درباره حضور مالکی در مجلس شورای اسلامی را اجرایی کنیم و حضور من به مازندران محدود شد. اما حضور مالکی در بخش‌های دیگر سریال پررنگ‌تر می‌شود.»

    او درباره شیوع بیماری در منطقه مازندران و فیلمبرداری در این منطقه توضیح داد: «عوامل سازنده مجموعه تا روز ۲۷ اسفندماه در مناطق مختلف مازندران حضور داشتند و من به دلیل شرایط کاری مجبور به رفت و آمد به تهران بودم. اما از روز اول به خوبی با نکات بهداشتی و ایمنی افراد سر صحنه حاضر شدند و محل اقامت و تهیه غذا به درستی ضدعفونی می‌شد. «پایتخت» یکی از مجموعه‌هایی است که افراد زیادی سر صحنه حاضر بودند و اگر یک نفر مبتلا می‌شد، کار تعطیل می‌شد که خوشبختانه با تمهیداتی که اندیشیده شد هیچ یک از اعضای گروه دچار مشکل نشدند و کار به اتمام رسید.»

  • محمود اکبرزاده، از مداحان پیشکسوت به کما رفت

    محمود اکبرزاده، از مداحان پیشکسوت به کما رفت

    محمود اکبرزاده، متولد سال ۱۳۱۲ است که مداحی را از ۱۳۲۵ شروع کرده‌ است و علاوه بر پیرغلامی اهل بیت (ع)، خادم حرم امام رضا (ع) نیز هست. او همچنین سابقه ریاست کانون مداحان مشهد را داراست.

    این پیرغلام اهل بیت (ع)، این روزها براثر بیماری در کما بستری است.

    ۵۷۵۷

  • لعنت به کرونا، لعنت به زندان؛ پست اینستاگرامی ارسطوی «پایتخت»

    لعنت به کرونا، لعنت به زندان؛ پست اینستاگرامی ارسطوی «پایتخت»

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، این روزها با شیوع ویروس کرونا، بیشتر مردم، وقت خود را در خانه می‌گذرانند. تماشای سریال «پایتخت»، یکی از سرگرمی‌ها در این شرایط است که پخش فصل تازه آن از اول فروردین آغاز شده است.

    در نخستین قسمت پخش شده از «پایتخت۶»، احمد مهرانفر، بازیگر نقش ارسطو، پس از یک سال حبس از زندان آزاد می‌شود. این بازیگر با انتشار عکسی از صحنه آزادی‌اش در این سریال و با اشاره به بحران کرونا، در پستی اینستاگرامی نوشته است:

    «لعنت به زندان، لعنت به قفس
    لعنت به کرونا، لعنت به قرنطینه
    در خانه می‌مانیم.»

    دعوت متفاوت ارسطو از مردم برای ماندن در خانه

    ۵۷۵۷

  • «فرارِ» آلیس مونرو برای پنجمین بار به‌بازار آمد

    «فرارِ» آلیس مونرو برای پنجمین بار به‌بازار آمد

    آلیس مونرو، نویسنده پرآوازه کانادایی، یکی از تواناترین نویسندگان داستان کوتاه دوران معاصر است. او را با چخوف مقایسه می‌کنند و به اعتقاد بسیاری از منتقدان، داستان‌هایش به لحاظ قدرت ادبی و احساسی به رمان نزدیک است. داستان‌های آلیس مونرو، اگرچه غالباً در گذشته و در فضاهای روستایی و شهرهای کوچک کانادا اتفاق می‌افتد، داستان همه آدم‌ها در همه زمان‌هاست.

    آلیس مونرو با قلم توانایش قادر است داستان‌هایی خلق کند که برای خوانندگان نخبه و معمولی به یک میزان لذت‌بخش‌اند. همین است که هر کتاب جدیدش به حادثه‌ای ادبی تبدیل می‌شود و در فهرست آثار پرفروش جای می‌گیرد. مونرو در طول فعالیت حرفه‌ای خود جوایز ادبی متعددی به دست آورده است، مجموعه داستان «فرار» نیز در سال ۲۰۰۴ دومین جایزه گیلر را برایش به ارمغان آورد. آلیس مونرو در این مجموعه، چون اغلب آثارش، روایتگر زندگی زنان در مراحل مختلف عمر است، روایت‌هایی همراه با واقعگرایی و صداقتی کم مانند، و سرشار از لحظه‌های روشنگر که هم طنزآلودند و هم دردناک. گویی دریچه‌ای رو به دنیا می‌گشاید و بی آنکه پلک بزند خوب نگاه می‌کند و آنچه را که می‌بیند نشان می‌دهد. زندگی زنان در روستاها و شهرهای کانادا از درون مایه‌های آثار اوست.

    در دهم اکتبر ۲۰۱۳ آکادمی سوئد اعلام کرد که جایزه نوبل ادبیات به آلیس مونرو تعلق گرفت. او که در زمان اعلام این خبر ۸۲ ساله بود، یکصد و دهمین برنده جایزه ادبی نوبل، اولین کانادایی برنده این جایزه و سیزدهمین زنی بود که از ۱۹۰۱ تا کنون موفق به گرفتن این جایزه معتبر ادبی شد. پیش تر از این در یک دهه اخیر زنانی چون هرتا مولر و دوریس لسینگ این عنوان را از آن خود کرده بودند. تنها نویسنده‌ای که برای داستان‌های کوتاهش برنده جایزه ادبی نوبل شده، آلیس مونرو است.

    مجموعه داستان «فرار» از آلیس مونرو را مژده دقیقی به فارسی ترجمه و انتشارات نیلوفر آن را در ۳۹۴ صفحه و به قیمت ۵۵,۰۰۰ تومان به بازار کتاب عرضه‌کرده‌ است.

  • پرفروش‌های روزهای قرنطینه مشخص شد؛ از «سفر فراعنه» تا «آینه و نور»‌

    پرفروش‌های روزهای قرنطینه مشخص شد؛ از «سفر فراعنه» تا «آینه و نور»‌

    رمان «آینه و نور»‌ که سومین جلد از سه‌گانه «تالار گرگ» نوشته هیلاری مانتل محسوب می‌شود، داستان وقایع پس از اعدام آن بولین را روایت می‌کند. مانتل، پیش از این رمان‌های «تالار گرگ» و «مجرمان را بیاورید» را  منتشر کرده بود که به روایت پیشرفت توماس کرامول، صدر اعظم هنری هشتم و توطئه و دسیسه‌هایی که در نهایت منجر به اعدام آن بویلن شدند، پرداخته بودند.

    تاکنون در مجموع بیش از ۵ میلیون نسخه از کتاب‌های «تالار گرگ» و «مجرمان را بیاورید» در سراسر جهان به فروش رفته است و حالا رمان «‌آینه و نور» در نخستین هفته از حضورش در فهرست پرفروش‌های نیویورک‌تایمز رتبه نخست را از آن خود کرده است.

    مانتل برای خلق دو جلد نخست این سه‌گانه، دو مرتبه موفق به کسب جایزه بوکر شد. رمان «تالار گرگ»‌ این نویسنده از سوی نشریه گاردین به عنوان رتبه نخست فهرست برترین رمان‌های قرن ۲۱ انتخاب شد.

    ۸۰ هفته از حضور رمان «جایی که خرچنک‌ها آواز می‌خوانند» در فهرست پرفروش‌های این نشریه می‌گذرد و این اثر این‌بار در رتبه دوم فهرست به چشم می‌خورد. «‌جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» اثر «دلیا اوئنز که نخستین تجربه این نویسنده در حوزه کتاب‌های داستانی محسوب می‌شود، داستان دختری به نام «کیا» و حوادث پیچیده‌ای را که به دنبال کشف جنازه مرد جوانی در شهر محل زندگی این دختر مشهور به «دختر مرداب» به وقوع می‌پیوندد، روایت می‌کند.

    رتبه سوم این فهرست اما به رمان تازه وارد «سفر فراعنه» نوشته کلایو کاسلر و گراهام براون اختصاص یافته است. این رمان که هفدهمین جلد از سری داستان‌های پرونده‌های «NUMA» محسوب می‌شود، داستان تیم نظامی «NUMA» را روایت می‌کند که به کمک سازمان «ام آی ۵» بریتانیا سعی دارند روند ربوده شدن آثار باستانی توسط دلالان عتیقه را متوقف کنند.

    رمان «غبار آمریکایی» نوشته جنین کامینز پس از گذشت ۸ هفته، این بار در جایگاه چهارم قرار گرفته است. این رمان درباره داستان زنی مکزیکی است که پس از کشته شدن همسرش توسط یک باند توزیع مواد مخدر، به همراه پسرش به سمت مرز ایالات متحده فرار می‌کند.

    «محله خوب» نوشته ترزا آن فولر، دیگر اثر جدید فهرست پرفروش‌های داستانی بخش «hard cover» نشریه نیویورک‌تایمز است که در رتبه پنجم قرار گرفته است.

    ۵۷۵۷

  • عشقی که باعث شد پای بهرام افشاری به کلانتری باز شود

    عشقی که باعث شد پای بهرام افشاری به کلانتری باز شود

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بهرام افشاری، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون، شب گذشته (شنبه ۲ فروردین)، مهمان برنامه «دورهمی» با اجرای مهران مدیری بود. در این قسمت از برنامه که فضای شاد و مفرحی هم داشت، این بازیگر از نحوه ورودش به «پایتخت» تا ماجرای عاشقی‌اش را تعریف کرد.

    بازیگر «پایتخت» درباره ماجرای وارد شدنش به این سریال گفت: «من در چایخانه بیکار نشسته بودم و در حال غر زدن بودم که این چه وضعی است، یک نفر با من تماش گرفت و گفت آقای احمد مهرانفر شماره تو را می‌خواهد، با او تماس بگیر. من آن زمان یکی از طرفداران بزرگ «پایتخت» بودم. خلاصه با او تماس گرفتم و رفتیم دفتر آقای مقدم، محسن تنابنده هم آنجا بود اولین سوالی که از من پرسید گفت قدت چند است؟ من هم گفتم مگر برای تست بازیگری نیامده‌ام با قد من چه کار دارید؟ از آنجا اعتماد شکل گرفت و خدا رو شکر من وارد این سریال شدم.»

    افشاری درباره وضعیت فعلی تلویزیون گفت: «احساس می‌کنم این روزها چند دستگی‌ای در این رسانه دیده می‌شود. تلویزیون برای مردم است و سرمایه‌اش هم از مردم است چون بودجه‌ای که به تلویزیون تعلق می‌گیرد از پول نفت ما است و از سهم مالیاتی است که مردم پرداخت می‌کنند، پس طبیعتا باید برنامه‌هایی در آن پخش شود که مردم دوست داشته باشند.»

    این بازیگر درباره علاقه‌اش به ورزش‌های رزمی گفت: «من خیلی انرژی داشتم و دوست داشتم بروم ورزش رزمی، چون قدم هم بلند بود، دوست داشتم دعوا کنم. تصمیم گرفتم بروم ورزش سان شو. یک مربی وارد شد می‌خواست یک فن یاد بدهد، من را صدا زد و گفت تو بیا، بعد رو به بچه‌های کلاس گفت از این دراز تر نداریم که! بعد محکم یک ضربه به من زد، روز بعد هم همینطور! چند جلسه که گذشت، پدرم گفت تو کجا می‌روی که هر روز سیاه و کبود به خانه بر می‌گردی؟ گفتم ورزش رزمی می‌رفتم ولی مثل اینکه دیگر قسمت نیست!»

    در ادامه بهرام افشاری ماجرای عاشق شدنش را تعریف کرد و گفت: «من در هنرستان درس می‌خواندم یک هنرستان دخترانه هم پانصد متر بالاتر از ما بود، یک دختر خانمی را آنجا دیدم و از او خوشم آمد، هر روز که سوار اتوبوس می‌شد یک لبخند به او می‌زدم او هم به من یک لبخند می‌زد و ماجرا تمام می‌شد. یک بار او را دیدم و لبخند زدم، من را نگاه کرد و گفت خفه شو بیشعور. من که متحیر و تعجب زده مانده بودم با کوله‌باری از شکست عشقی به خانه رفتم. فردای همان روز دوباره او را دیدم و به او لبخند زدم او هم به من یک لبخند زد. این تناقض رفتاری مرا خیلی درگیر خودش کرده بود تا زمانی که فهمیدم اینها دوقلو هستند و یکی از آنها به شدت از من بدش می‌آید. یک روز دل را به دریا زدم و رفتم جلوی در مدرسه شان که مدیر مدرسه به همراه مامور کلانتری من را تا کلانتری هدایت کردند.»

    او ادامه داد: «یک چیزی که درباره رفت و آمدمان وجود داشت این بود که یک اتوبوس فقط جلوی در مدرسه هنرستان پسرانه نگه می‌داشت یک اتوبوس دیگر فقط جلوی هنرستان دخترانه یک روز که یکی از این اتوبوس‌ها خراب شده بود، همه ما باهم سوار یک اتوبوس شدیم من آن دختر خانم را دیدم به جای اینکه روی صندلی بنشینم، خیلی آرام رفتم قسمت وسطی اتوبوس ایستادم بدون اینکه کوچکترین کاری انجام دهم، یک دفعه یکی از دخترها فریاد زد آقای راننده این پسر ما را اذیت می‌کند. راننده هم بدون اینکه یک کلام چیزی بگوید، مستقیم با اتوبوس رفت داخل حیاط کلانتری و مجددا راننده اتوبوس و مامور من را تا خود کلانتری هدایت کردند.»

    ۵۷۲۴۵

  • سه حادثه بزرگ برای برانگیختن انسان

    سه حادثه بزرگ برای برانگیختن انسان

    نوشتۀ پیش رو خلاصه ای از سخنرانی امام موسی صدر در خطبۀ نماز جمعه مورخ ۱۹۷۸٫۰۶٫۳۰ میلادی است که در جلد نهم مجموعۀ دوازده جلدی گام به گام با امام منتشر شده است. امام صدر در این سخنرانی که در خطبه اول نماز جمعه بیان شده، ضمن بررسی تاریخی سالروز مبعث پیامبر به نحوۀ نزول قرآن و رویدادهای إسرا و معراج پرداخته‌ است و با بیان سِرّ تقارن این سه رویداد، بر اتحاد و انسجام ادیان آسمانی تأکید می‌کند:

     

    با مناسبتی ماندگار و مبارک روبه روییم. روز مبارک، بیست و هفتم ماه رجب. در این روز سه رویداد تاریخی به وقوع پیوسته است: نخست، مبعث شریف نبوی؛ دوم، واقعۀ اِسرا و سوم، معراج رسول خدا(ص). بدین ترتیب، سه حادثه و سه افتخار بزرگ رسول خدا(ص) در روز بیست و هفتم رجب اتفاق افتاده است.

    مناسبت اول: مبعث
    مبعث؛ در چنین روزی بعثت و رسالت پیامبر آغاز شد و نقطۀ شروع ابلاغ رسالت الهی پیامبر(ص) بود که به تعبیر قرآن کریم، به صورت تفصیلی و تدریجی بوده است، زیرا قرآن کریم یک بار در ماه رمضان به صورت کلی و یکباره نازل شده است که خود قرآن آن را «إنزال» می نامد و می فرماید: «ما در شب قدرش نازل کردیم.»

    اما چنانکه در سیرۀ مبارک پیامبر آمده است، بعثت ایشان و آغاز دعوت مردم به اسلام در بیست و هفتم رجب بوده است. مبعث رسول خدا(ص) در واقع مبعث امت است و چنانکه از معنای لغوی و اصطلاحی آن برمی آید، در این روز نبوت و دعوت پیامبر(ص) شکل جدیدی به خود می گیرد و گویی از حالت ناپیدا، به حالت آشکار و پیدا درمی آید و از حالت پنهان و منفعل، به رویکردی فعال و تأثیرگذار تبدیل می شود.
     
    به تعبیر دیگر، امت اسلام بار دیگر برانگیخته می شود تا گواه بر آفرینش و بر مردم باشد، و پیامبر(ص) نیز بر آنان گواه باشد. از این رو، بیست و هفتم رجب روز برانگیخته شدن این امت است. برانگیخته شدن این امت مفهومی حقیقی است، نه تصادفی تاریخی؛ بدین معنا که هرگاه امت بخواهد به پا خیزد، حرکت کند و رسالت خویش را ادا کند و نقش خود را به عهده گیرد، این کار ممکن و شدنی است و مانعی پیش روی امت قرار ندارد که برانگیخته شدن دوبارۀ آن را غیرممکن سازد.
    مناسبت دوم: اسراء
    اسراء؛ مسئولیت دوم پیامبر که در روز بیست وهفتم رجب برعهدۀ ایشان قرار گرفت، مناسبت «اسراء» بود: «منزه است آن خدایی که بندۀ خود را شبی از مسجدالحرام به مسجدالأقصی که گرداگردش را برکت داده‌ایم، سیر داد.» این «انتقال» به یکی از مفاهیم عظیم تاریخ رسالت پیامبر(ص) اشاره دارد. هدف از ارائۀ این نماد و این جابه جایی، فقط نشان دادن معجزه و کرامت و آشکارکردن امری غیرممکن در برابر مردم نبوده است.
    برای خداوند متعال آسان است که پیامبر خود را چنین قدرتی عطا کند. هدف و غایت اصلی این رویداد، چنانکه قرآن کریم بیان فرموده، آن است که خداوند متعال نشانه ها و آیات خود را به پیامبرش بنمایاند و افق های فکر و روح محمد(ص) را گسترده تر سازد و آنچه را که تا آن روز از آن ها بی خبر بوده، به آن حضرت بشناساند. در منطق امت اسلام و در منطق رسالت اسلامی، واقعۀ اِسرا واجد معنایی جاودان و ماندگار است که با استمرار حیات امت، استمرار یافته و با ادای رسالت به فرجام می رسد. این معنا عبارت است از تلاقی و پیوند میان مسجدالحرام و مسجدالأقصی. چنانکه می دانیم مسجدالأقصی محل تلاقی ادیان آسمانی گذشته است.
    مسجدالأقصی مهد و پرورشگاه مسیح(ع) و محل آغاز رسالت موسی(ع) است. همچنین، مسجدالأقصی و سرزمین مقدس، محلی اصلی در جابه جایی ابراهیم(ع) است که آن حضرت از آنجا به بین النهرین، فلسطین و حجاز، که محل بیت الله الحرام است، رفت وآمد داشت. بنابراین، مسجدالأقصی نماد ادیان پیشین و تجسم رسالت های الهی گذشته است و اسلام نیز در قرآن کریم تأکید می کند که دین خداوند یکی بیش نیست، زیرا خدا یکی است و آفرینش هم یکی است و هستی هم یکی بیش نیست. قرآن کریم اشاره می کند که آن رسالت واحد الهی را پیامبران و انبیا و آموزگاران مختلف و با شیوهای متناسب با سطح فکر و میزان پیشرفت جوامع در طول زمان از ازل تا به ابد تشریح کرده اند. پس رسالت الهی یکی است. بدین ترتیب، حضور یک شخص در یک شب معین در مسجدالأقصی و مسجدالحرام، تجلی ارتباط و پیوند اسلام با ادیان گذشته است و این پیوند در قرآن کریم به وضوح بیان شده است.

    در این شب، علاوه بر پیوند و تلاقی اسلام و ادیان پیشین، حضرت محمد(ص) نیز با پیامبران پیشین دیدار و ملاقات کرده است، چنانکه روایات مربوط به إسرا و معراج به این مطلب اشاره دارد. بدین ترتیب، علاوه بر تلاقی و پیوند آیین های آسمانی، مشاهده می کنیم که اسلام، این آیین الهی، با همۀ تمدن های بشری پیوند و همسویی دارد.با بررسی تاریخ تمدن های بزرگ جهان، تمدن هایی که در جای جای کرۀ زمین، از سواحل فرات تا یونان و مصر و دیگر مناطق زمین شکل گرفتند؛ با بررسی تفصیلی این تمدن ها درمی یابیم که مبدأ و سرچشمۀ همۀ آن تمدن ها همین منطقۀ مبارکی است که خداوند آن را برکت و شرافت داده است. این یک بحث تاریخی مفصل است که با مراجعه به منابع آن می توان دریافت که دین و آیین الهی و پیامبران آسمانی توانستند موانع را از سر راه انسان بردارند و آدمی را به درک و فهم طبیعت و تعامل با آن و کشف حقایق هستی رهنمون شوند و این همان علمی است که قرآن کریم در سورۀ بقره از آن به «سجدۀ ملائکه» تعبیر می کند و در نتیجۀ آن انسان می تواند بر نیروهای طبیعت تسلط یابد و آن نیروها را به ثمر برساند و به تسخیر خود درآورد.

    مناسبت سوم: معراج
    معراج رسول خدا(ص) و ارتقا به افقهای والا. معراج همان رسیدن به مقام قرب الهی است: «سپس نزدیک شد و بسیار نزدیک شد، تا به قدر دو کمان، یا نزدیک‌تر.»[۴] معراج همان انتقال و ارتقای رسول خدا(ص) از این جهان و این مرتبه، به جهانی دیگر و افقی بالاتر است، جهانی که ابعاد آن را نمی شناسیم و فقط می دانیم که آفاقی فراتر از این جهان است که هدف از آن، نشان دادن آیات بزرگ پروردگار به اوست و علاوه بر این، یک پیام و یک مفهوم خاص در حیات امت اسلام دارد که عبارت است از صعود و ارتقا، جاودانگی و حرکت به سوی آسمان؛ بدین معنا که انسانِ ازهم گسیختۀ خودبین که در بند زمین است، به انسانی تبدیل می شود که تحت حمایت و راهنمایی خداوند است. و به تعبیر قرآن: «نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.»  جاودانگی اسلام، عظمت اسلام، ژرفای اسلام و معنویات اسلام، همگی مفاهیمی هستند که در کلمۀ معراج نهفته اند.

    با نگاهی به روایات پیامبر(ص) که در آنها مشاهدات خود را در شب معراج بیان فرموده، می‌توانیم به «تفاوت افق» پی ببریم و دریابیم که رسول خدا بر روی زمین چگونه می نگریست و در شب معراج چگونه می توانست به جهان بنگرد. او چه دید؟ و چگونه دید؟ چگونه توانست امور مادی را با دیدۀ معنوی و نافذ مشاهده کند؟ به گونه ای که تا ژرفای طبیعت و تا اعماق رفتار انسان نفوذ کند. این سه مفهوم و این سه مناسبت در بیست وهفتم ماه رجب اتفاق افتاده است. روزی که محمد(ص) مبعوث شد. روزی که آن حضرت به فرمان خدا برانگیخته شد و این امت را احیا کرد. سپس، رابطه و پیوند میان این امت با امت ها و ادیان و آیین های پیشین را مورد تأکید قرار داد و در ادامه، ارتباط آن را با تمدن های بزرگ جهان تأکید کرد و از این تمدن ها حمایت کرد و آنها را تأیید کرد.

    علاوه بر اینها، مناسبت مذکور موجب شد که این دین، برای پیروانش دین فطرت باشد و جاودانه و متعالی گردد و انسان ها به مسائل از دیدگاه ماهوی و عمیق بنگرند، به گونه ای که روزگار، هر روز آنان را به مبعثی جدید، اسرائی جدید و معراجی جدید فرا می خواند.

    فرزندان این امت، هر روز به تحرک و پویایی و درک این معانی و پیمودن راه پیامبر(ص) فرا خوانده می شوند. مناسبت بزرگی به ما نزدیک می شود و روزهای ما را روشن می گرداند و آنها را برکت و حیات می بخشد. بیایید بار دیگر به برانگیخته شدن و حرکت و جاودانگی اندکی بیندیشیم. این روز، روزی است که ما را به خروج از تفرقه و چندگانگی و جدایی و پایاندادن به دوران گروه‌گرایی و دسته بندی و دوری از تناقض و حرکت به سوی امت واحده فرا می خواند. ما را به مسئولیت پذیری دعوت می کند. به إسرا و انتقال از مسجدالحرام به مسجدالأقصی فرا می خواند تا اهمیت فلسطین و مسجدالأقصی را در تاریخ و زندگی خود دریابیم.

    ما از منظر سیاسی به این قضیۀ مقدس نمی نگریم. کاری به آن نداریم که چه می دهیم و چه می گیریم و در زندگی ما چه تأثیری دارد. در واقع، این قضیه دین ما و ایمان ماست. مبنای تفکر و باور و تکاپوی دوبارۀ ماست. بدان ایمان داریم و با خداوند بر سر آن پیمان می بندیم و این راه را می پوییم. بنابراین، دعوت ما برای بازگشت به فلسطین، فراخوان سیاسی نیست و به گفته های کارشناسان سیاسی و افراد و گروه ها و شخصیت ها و احزاب سیاسی شباهتی ندارد، زیرا بازگشت به فلسطین، تجلی نماز و ایمان و دعای ماست. در راه آن دشواری های بسیاری تحمل کرده ایم و با تحمل این دشواری ها خود را به خداوند نزدیک می کنیم، حتی اگر این دشواری ها را اهالی آن سرزمین بر ما روا دارند.

    مفاهیم بلندی در این روز تجلی می یابد؛ معراج عبارت است از دعوت به جاودانگی، دعوت به سوی آسمان، دعوت برای دیدن حقایق. از طرفی، این روز در ماه رجب قرار دارد که ماه ولادت امیر مؤمنان امام علی بن ابیطالب(ع) است. در روایات اهل بیت(ع) آمده است که ماه رجب ماه علی(ع) و ماه شعبان ماه محمد(ص) است. این ماه، ماه علی است؛ با همۀ معانی و ویژگی هایی که در علی سراغ داریم. ما علی(ع) را به چه می شناسیم؟ آیا او را به رنگ چشمانش، بلندی قامتش، کشیدگی انگشتان دستش، بزرگی هیکلش یا وزنش می شناسیم؟ هرگز اینطور نیست. ما علی را به شجاعت، به بخشندگی، به پهلوانی، به عبادت، به والایی و بلندنظری، به تسامح، به صدقه های پنهانی و ناشناس، به فصاحت و علمش می شناسیم. این مفاهیم در کنار یکدیگر قرار می گیرند و تجلی می یابند و تصویری از علی در ذهن ما پدید می آورند. ما نیز در برابر عظمت او با احترام و تکریم می ایستیم، به او عشق می ورزیم و با او پیمان می بندیم که در زندگی خود همواره راه او را بپیماییم. معنای ماه علی این است.

    /۶۲۶۲

  • بیانیه آیت‌الله سیستانی برای حمایت از خانواده‌های متضرر از بیماری کرونا

    بیانیه آیت‌الله سیستانی برای حمایت از خانواده‌های متضرر از بیماری کرونا

    به گزارش خبرآنلاین، آیت الله سیستانی در این بیانیه بر ضرورت تامین نیازهای اساسی خانواده های آسیب دیده از سوی دولت و خیرین تاکید شده است. متن این بیانیه که در قالب پاسخ به سوال جمعی از مومنان منتشر شده، به شرح زیر است:

     « بسم الله رحمن رحیم. فراهم کردن نیازهای اساسی خانواده هایی که از اوضاع کنونی آسیب دیده اند، در درجه اول مسئولیت جناح های دولتی مربوطه است اما در سایه عدم اهتمام کافی آنها، جز روی آوردن به دیگر طرف های قادر به مشارکت در این امر مهم که جزو افضل خیرات و قربات است، چاره ای وجود  ندارد.
    تلاش برای این منظور، همکاری نزدیک گروههای مختلفی را ایجاب می کند:
    خیرینی که از لحاظ مالی متمکن هستند تا جایی که برایشان مقدور هست، در این زمینه مشارکت داشته باشند و می توانند هر آنچه را که در این زمینه می پردازند، با رعایت نحوه صرف هزینه ها و توزیع آن، جزو حقوق شرعی خود برشمارند.
    تجار و کسبه که مواد غذایی و مانند آن در اختیار دارند، کالاهای خود را بدون افزایش قیمت بلکه با قیمت سوبسیدی و یارانه ای عرضه کنند.

    گروهی از جوانان غیور پس از هماهنگی با جناح های رسمی و در سایه ممنوعیت تردد در بیشتر مناطق، برای شناسایی خانواده های مستحق و رساندن مواد اختصاص داده شده به آنها داوطلب شوند در حالی که باید همه تدابیر پیشگیرانه را جهت جلوگیری از سرایت ویروس به آنها رعایت کنند.

    صاحبان موکب های حسینی – کسانی که در تهیه مایحتاج رزمندگان قهرمان در روزهای جنگ با داعش نقش داشتند- فعالیت های خود را در خدمت حمایت و پشتیبانی از خانواده های آسیب دیده همراه با رعایت موارد ذکر شده قرار دهند.
    از خداوند قدیر مسئلت داریم که دستان همه را به سمت هر آنچه که خیر و صلاح همه در آن قرار دارد، بگیرد و این بلا را از کشور دفع کند که او مهربان و رووف است. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته. »

    /۶۲۶۲