به گزارش خبرآنلاین به نقل از پایگاه اطلاع رسانی معاون اول رئیس جمهور، اسحاق جهانگیری عصر امروز(شنبه) در نشست مدیران ارشد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه یکی از اصلی ترین دغدغه ها در دولت ایفای نقش حاکمیتی و واگذاری تصدی گری است، گفت: ارتقاء جایگاه حاکمیتی به عنوان وظیفه ای جدی در وزارتخانه های اقتصادی دقیق تر تعریف شده است اما باید این تفکیک در حوزه فرهنگ و هنر نیز با دقت اجرا شود.
جهانگیری با تأکید بر ضرورت حرکت در چارچوب های تدوین شده در حوزه فرهنگ عمومی و یا مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی، اظهار داشت: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی علاوه بر سیاستگذاری باید بر نحوه اجرای سیاست ها نیز نظارت جدی داشته و پیگیر مصوبات تعیین شده باشد تا جایی تخطی صورت نگیرد.
معاون اول رییس جمهور با بیان اینکه در زیرمجموعه این وزارتخانه و در بخش های فرهنگ، هنر، رسانه، بین الملل و نظرسنجی ها همواره حساسیت های جدی از سوی مراکز مختلف وجود دارد، گفت: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی علاوه بر ایفای نقش حاکمیتی و نظارت، باید نقش پناهگاه و مأمن اصحاف فرهنگ، هنر، اندیشه و رسانه باشد و فعالان این حوزه احساس کنند که این وزارتخانه پناهگاه آنان است.
جهانگیری ادامه داد: اصحاب فرهنگ، هنر و اندیشه باید در چارچوب های تدوین شده از سوی این وزارتخانه فعالیت کنند و مطمئن باشند که این وزارتخانه سخنگوی آنهاست و اگر مسأله ای به وجود بیاید از آنها حمایت می کند.
وزارت ارشاد باید از مجوزهای خود دفاع کند و بر سر تصمیمات خود بایستد
معاون اول رییس جمهور تأکید کرد: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید از مجوزهایی که برای فعالیت اهالی فرهنگ و هنر و رسانه و اندیشه در بخش های مختلف ارائه می کند حمایت نماید و اگر جایی کسی با مشکلی برخورد کرد عرصه را خالی نکند و از مجوزهایی که صادر می کند، دفاع نماید و بر سر تصمیمات خود بایستد تا مجوز آنها اعتبار لازم را داشته باشد.
جهانگیری با بیان اینکه کار رصد افکار عمومی وظیفه ای مهم و حساس است که می تواند موجب پیشبرد برنامه های ملی شود، گفت: در برگزاری مراسم روز ۱۳ فروردین امسال مردم به سخنان مسئولان توجه کرده و با اینکه جریمه ای برای حضور آنها برای رفتن به طبیعت مشخص نشده بود از رفتن به خارج از خانه پرهیز کردند. این اتفاق و همراهی میان مردم، نخبگان و دولت می تواند در بخش های دیگر و تنگناهای پیش رو نیز به کار گرفته شود تا همه در کنار یکدیگر از مقطع دشوار پیش رو عبور کنیم.
معاون اول رییس جمهور با اشاره به اینکه رصد و پیمایش های مربوط به افکار عمومی باید به طور دوره ای و مستمر انجام شود، گفت: می توان از نتایج این افکارسنجی ها به افزایش یا کاهش سرمایه اجتماعی و گرایش مردم به اجرای طرح های مختلف پی برد بنابراین نباید این پژوهش ها متوقف شود و یا نتایج آن در کتابخانه ها باقی بماند، بلکه باید از آن برای حل مسائل و مشکلات کشور در بخش های مختلف استفاده کرد.
جهانگیری تصریح کرد: همه مسئولان باید در بیان آمارها به نتایج مراکز رسمی و نظرسنجی های معتبر استناد کنند در غیر این صورت هر کس می تواند ارقام و اعدادی متفاوت برای بیان دیدگاه خود ابراز کند، ضمن آنکه باید از نتایج نظرسنجی ها نسبت به تقویت نقاط مثبت و یا اصلاح امور استفاده کنیم.
معاون اول رییس جمهور در ادامه با اشاره به اینکه همه صاحبنظران معتقدند که زندگی پس از کرونا در همه ابعاد بین المللی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تحت تأثیر قرار خواهد گرفت، گفت: باید پیامدها و آثار اجتماعی و فرهنگی کرونا را نیز مورد بررسی قرار دهیم و برای مقابله با چاش های ناشی از آن راهکار تهیه کنیم.
برخی از هنرمندان در تأمین نیازهای جاری زندگی نیز با مشکل مواجه شده اند
جهانگیری افزود: کسب و کارهای بخش فرهنگ همانند کسب و کارهای سایر بخش ها در شرایط کرونا دچار آسیب شده اند که در این خصوص اخیراً جلساتی با فعالان عرصه فرهنگ و هنر برگزار کردم که مطالب مطرح شده در آن جلسات بسیار نگران کننده بود زیرا گزارش ها حاکی از آن بود که برخی از هنرمندان در تأمین نیازهای جاری زندگی نیز با مشکل مواجه شده اند.
معاون اول رییس جمهور با اشاره به برنامه دولت برای ارائه تسهیلات به بنگاه ها و بخشهای آسیب دیده از کرونا تصریح کرد: دولت به میزان ۵۰ هزار میلیارد تومان تسهیلات با نرخ سود ۱۲ درصد را برای کمک به این بخشها تصویب کرده است اگر تسهیلات با نرخ سود ۱۲ درصد برای بخش فرهنگ و هنر مناسب نیست، می توان از تسهیلات اشتغالزایی روستایی و عشایری که با نرخ چهار و شش درصد تصویب شده استفاده کنند. بخشی از برنامه ها و کارهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، قرار است در روستاها اجرایی شود و این وزارتخانه نیز باید سهم خود را از این تسهیلات دریافت کند.
جهانگیری همچنین با اشاره به پیام مقام معظم رهبری که به مناسبت افتتاح مجلس یازدهم ارسال شد، گفت: مقام معظم رهبری معمولاً برای هر سال نامگذاری اقتصادی انجام می دهند اما در پیامی که برای افتتاح این دوره مجلس شورای اسلامی ارسال کردند، دو اولویت مهم را برای مسئولین کشور تعیین کردند که این دو اولویت مسایل فرهنگی و اقتصادی کشور بود اما متأسفانه توجه همه مسئولین بیشتر به موضوع اقتصاد معطوف می شود و توجه کافی به موضوع فرهنگ صورت نمی گیرد. بنابراین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی حوزه فرهنگ باید پیگیری های لازم برای پرداختن دستگاه ها به اولویت های فرهنگی را انجام دهد.
معاون اول رییس جمهور با تأکید بر اینکه توجه به کسب و کارهای بخش فرهنگ که از شرایط کرونا آسیب دیده اند بسیار پراهمیت است، اظهار داشت: در جلساتی که با فعالان عرصه فرهنگ و هنر برگزار شد، تصمیماتی برای کمک به وضعیت معیشتی گروه های آسیب دیده از کرونا اتخاذ شد که انتظار دارم نتایج اجرای این تصمیمات به صورت ماهیانه گزارش شود. البته اعلام شده است که توافقات خوبی با سازمان برنامه و بودجه و بانک مرکزی برای اجرای این مصوبات حاصل شده است.
جهانگیری:وزارت ارشاد باید از مجوزهای خود دفاع کند و برسر تصمیماتش بایستد/سازمانها ونهادهای فرهنگی که از دولت بودجه میگیرند باید تحت نظارت دولت باشند
جهانگیری در ادامه با تأکید بر اینکه اقتصاد حوزه فرهنگ اقتصادی خلاق است و از ظرفیت های گسترده ای برخوردار است، گفت: قرار بود طرح جامعی برای اقتصاد خلاق بخش فرهنگ و هنر تهیه و در دستور کار ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی قرار گیرد که هنوز این طرح آماده نشده و امیدوارم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی این موضوع را با جدیت دنبال کند.
معاون اول رییس جمهور یکی از مهمترین پیام های اقتصاد مقاومتی را توجه و اتکا به ظرفیت های داخلی کشور دانست و گفت: بر اساس سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی، فعالیت هایی که به ظرفیت داخلی کشور اتکا دارند و نتایج این فعالیت ها قابل عرضه به دنیا است، باید در اولویت باشند که این موضوع شامل اقتصاد بخش فرهنگ نیز می شود زیرا اقتصاد حوزه فرهنگ، اقتصادی خلاقانه و متکی به توان داخل است که از بازدهی بالا برخوردار است و قابلیت عرضه به دنیا را نیز دارد.
جهانگیری با تأکید بر اینکه موضوع اقتصاد خلاق باید در همه دستگاه های اجرایی مورد توجه قرار گیرد، اظهار داشت: حوزه اقتصاد فرهنگ هم در ساختار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و هم در سایر دستگاه ها نظیر نظام بانکی و صندوق توسعه ملی باید مورد توجه قرار گیرد و لازمه این امر این است که مسئولین وزارتخانه به طور جدی پای کار باشند واین موضوع را پیگیری کنند تا سایر دستگاه ها نیز پای کار بیایند.
معاون اول رییس جمهور با تأکید بر اهمیت توجه همه جانبه به اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه خاطرنشان کرد: اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه از مهمترین سرمایه های کشور هستند که باید هم از نظر معیشت و هم از نظر منزلت اجتماعی مورد توجه قرار گیرند.
جهانگیری افزود: اصحاب فرهنگ و هنر در دوره شیوع کرونا نشان دادند که می توانند خیلی کارساز و راهگشا باشند برخلاف تصور عده ای که معتقدند اصحاب فرهنگ و هنر فقط در زمان انتخابات مورد توجه دولت قرار می گیرند، فعالیت آنها در دوره کرونا نشان داد که در زمان گرفتاری های مختلف کشور نیز می توانند به عنوان مرجعی موثر در جامعه نقش ایفا کنند.
معاون اول رییس جمهور ادامه داد: نمونه مشخص فعالیت اصحاب فرهنگ و هنر در دوره تحریم و در شرایط شیوع کرونا باعث شد آمریکا تحت فشار افکارعمومی جهان قرار بگیرد و فعالیت اصحاب فرهنگ و هنر فضایی را در عرصه بین الملل ایجاد کرد که آمریکایی ها هر روز مصاحبه می کردند و به دروغ می گفتند که ما جلوی واردات دارو و کالای اساسی به ایران را نگرفته ایم. فعالان عرصه فرهنگ و هنر ایران نامه هایی را به اصحاب فرهنگ و هنر دنیا نوشتند و این موضوع را اعلام کردند که ملت ایران برای استفاده از پول و دارایی خود جهت واردات دارو و کالای اساسی مشکل دارد و این موضوع بازتاب های گسترده ای در دنیا ایجاد کرد و نشان داد که اصحاب فرهنگ و هنر در مواقع نیاز پای کار کشور می ایستند و حرفشان موثر است.
جهانگیری ارتباط با نخبگان و اصحاب فرهنگ و هنر را ضروری و پراهمیت خواند و افزود: اینکه می گویند دولت قادر نیست حرف خود را به گوش جامعه برساند به دلیل اختلال ارتباطی است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نماینده دولت برای ارتباط با جامعه است چرا که مهم ترین گروه های مرجع جامعه مخاطب این وزارتخانه هستند و دستگاهی که می تواند اختلال ارتباطی دولت با نخبگان جامعه را اصلاح کند همین وزارتخانه است.
مطبوعات کشور روزهای سختی را سپری می کنند
معاون اول رییس جمهور با بیان اینکه بخش هایی نظیر مطبوعات کشور روزهای سختی را سپری می کنند، گفت: سختی ها و مشکلات مطبوعات مستقل که وابستگی به بودجه دولت و نهادهای عمومی ندارند دو چندان است و انتظار دارند که دولت در این شرایط سخت به نوعی از آنها حمایت کند.
جهانگیری با یادآوری اینکه دولت سال گذشته تصمیماتی را برای حل مشکل کاغذ مطبوعات اتخاذ کرد، اظهار داشت: سال گذشته میزان تخصیص ارز ۴۲۰۰ تومانی حدود ۱۵ میلیارد دلار بود اما امسال این رقم به حدود هشت میلیارد دلار رسیده ضمن آنکه دستگاه های تأمین کننده این منابع معتقدند که حتی تخصیص هشت میلیارد دلار برای سال ۹۹ نیز به طور کامل محقق نخواهد شد و لازم است برای حمایت از مطبوعات با استفاده از منابع و راهکارهای دیگر، کاستی ها را جبران کنیم.
معاون اول رییس جمهور با تأکید بر لزوم کار جدی در حوزه فرهنگ، دین و زبان مشترک از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: در ایام اخیر گویا جریانی اصرار داشت که در حوزه زبان فارسی بین مردم ایران و مردم افغانستان نقاط اختلاف آمیزی را ایجاد و به آن دامن زده شود. اتفاقاتی را نیز برای اختلاف افکنی میان دو کشور مطرح می کردند که البته مسئولین مرتبط گزارش های لازم را ارائه و این اتفاقات را تکذیب کردند.
جهانگیری با تأکید بر اینکه باید از حوزه فرهنگ و مناسبات فرهنگی بین المللی و نیز شخصیت های این بخش حراست کنیم، تصریح کرد: در یکی از جلسات هیئت دولت پیشنهادی برای تقدیر از استاد نجیب مایل هروی استاد حوزه زبان فارسی و عرفان افغانستان تصویب و ابلاغ شد اما همین موضوع با اتفاقی که یکی از بستگان این استاد در اعتراض به اقامت پدرش در مشهد رخ داد تبدیل به فضاسازی علیه جمهوری اسلامی ایران شد.
معاون اول رییس جمهور افزود: وقتی در بخش های مختلف انعکاس خدمات و واقعیت ها به خوبی انجام نمی شود، دیگران با طرح مطالب خلاف واقع، خدمات و اقدامات مثبت را به مسایلی علیه کشور تبدیل می کنند.
جهانگیری با اشاره به استفاده از فضای مجازی در ایام شیوع کرونا گفت: در این ایام خدمات مختلفی نظیر برگزاری کنسرت و فیلم های خانگی از طریق فضای مجازی به مردم ارائه شد و این موضوع نشان داد که باید روی فضای مجازی حساب باز کنیم. البته هر بخش با تهدیدها وفرصت هایی همراه است که به نظر می رسد فرصت های فضای مجازی بیش از تهدیدهای آن است.
معاون اول رییس جمهور در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع بودجه بخش فرهنگ نیز اشاره و خاطرنشان کرد: بودجه دولت و منابع دولت دو موضوع جداگانه است. بودجه هر روز محدودتر می شود و اگر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی احساس می کند که با محدودیت جدی منابع روبرو است، باید بازنگری در بودجه نویسی بخش فرهنگ را مدنظر قرار دهد.
جهانگیری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خواست از طریق برگزاری جلسات با مدیران سازمان برنامه و بودجه، به نقش حاکمیتی این وزارتخانه بپردازند و ضمن تبیین ماهیت بخش های مختلف ونیازهای این دستگاه اجرایی برای سال های آینده بازنگری لازم را در بودجه نویسی انجام دهند.
سازمانها و نهادهای فرهنگی که از دولت بودجه میگیرند باید تحت نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باشند
معاون اول رییس جمهور با تأکید بر اینکه باید کل بودجه بخش فرهنگی کشور مورد بازنگری قرار گیرد، تصریح کرد: برخی از سازمانها و نهادهای فرهنگی که از دولت بودجه میگیرند اگرچه از نظر مدیریتی مستقل هستند اما باید تحت نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باشند چرا که فقط این وزارتخانه است که در حوزه مسایل فرهنگی در برابر رییس جمهور، دولت و مجلس پاسخگو است.
جهانگیری افزود: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای تأمین منابع مورد نیاز باید تلاش کند امکانات کشور نظیر صندوق توسعه ملی، بخش تسهیلات، نظام بانکی و سایر امکانات دولت را مورد استفاده قرار دهد.
معاون اول رییس جمهور دستاوردهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را دستاوردهایی ارزشمند و قابل تقدیر توصیف کرد و گفت: البته مقام معظم رهبری توصیه کرده اند که دستاوردها با زبان هنر و نه به زبان آمار بیان شود تا برای مردم ملموس تر باشد.
جهانگیری افزود: اقدامات و کارهایی که دولت تدبیر و امید در طول این دوره در بخش های مختلف نظیر بخش نفت، نیرو، کشاورزی و صنعت انجام داده است، به هیچ عنوان قابل مقایسه با دوره های گذشته نیست.
زبان دولت برای بیان دستاوردهای دولت رسا نبوده
معاون اول رییس جمهور همچنین با بیان این که زبان دولت در بیان اقدامات و دستاوردهایش رسا نبوده است، گفت: اقدامات بزرگی در این دولت انجام شده، اما ما نتوانسته ایم آنها را به خوبی برای مردم تبیین کنیم. یکی از وظایف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همکاری با سایر دستگاه ها برای استفاده از ظرفیت های همه دستگاه ها به منظور بیان دستاوردها با روش های فرهنگی و هنری است که تأثیر و ماندگاری بیشتری نیز دارد.
وی افزود: ظرفیت های خوبی هم در حوزه فرهنگ و هنر و هم در حوزه صنعتی کشور وجود دارد که می توان از این ظرفیت ها، نتایج قابل توجهی به دست آورد، از یک سو طرح های اجرا شده به خوبی به اطلاع افکار عمومی رسانده شود و از سوی دیگر طرح های فرهنگی با استفاده از توانمندی بنگاه هایی که میلیاردها تومان درآمد دارند به اتمام می رسد. قطعاً اتمام طرح های فرهنگی می تواند جوانان یک استان و یا شهرهای مختلف را بسیار خوشحال کند.
جهانگیری در ابتدای سخنان خود ضمن تسلیت سالگرد شهادت شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی و ۷۲ تن از یارانش گفت: هر سه قوه قضاییه، مقننه و مجریه در این حادثه ضربه بزرگی خوردند اما انقلاب توانست با اتکا به امام (ره) و یارانش از گردنه های سخت عبور کند و امیدواریم در سال های پیش رو نیز با استفاده از تجربه ۴۰ سال گذشته و تدوین راهکارها و برنامه های دقیق، علاوه بر غلبه بر چالش ها بتوانیم رفاه و آسایش را برای مردم به ارمغان آوریم زیرا اصلی ترین وظیفه حاکمیت تأمین زندگی توأم با رفاه برای زندگی آبرومندانه مردم است.
اصولگرایانی که به مدد انتخابات بیسابقه مشارکت ۴۲ درصدی اکثریت کرسیهای بهارستان را از آن خود کردهاند، دوباره به همان سیاست خط و نشانکشی قبل از انتخابات و سوار شدن بر قطار وعدهها برگشتهاند. روز پنجشنبه در واکنش به همین زمزمهها، روزنامه ایران در گزارش خود نسبت به تبعات «موجسواری روی گرفتاریهای مردم» هشدار داد و حالا آن زمزمهها و نشانهها علنیتر شده و مدعیان، طلبکارانه به بهانه مشکلات مردم حکم دادهاند که دولت، سیاستها و مدیریت هفت ساله را کنار بگذارد و به مدیریت جهادی برگردد.
رؤسای ۱۲ کمیسیون تخصصی مجلس در نامهای به رئیس جمهوری، وضعیت به گفته خود دردناک کشور و جوانان بیکار و کودکان کار و طلاقها و گرانی کالاها و… و سوگند رئیس جمهوری برای پاسداشت از قانون اساسی را یادآور شده و خرده گرفتهاند که روندها و عملکردها در دولت نسبتی با روحیه جهادی و اسلامی ندارد، مضاف بر اینکه رخوت و بیانگیزگی در بین اطرافیان رئیس جمهوری موج میزند.
حمیدرضا حاجی بابایی، مجتبی ذوالنور، مرتضی آقاتهرانی، محمدرضا پورابراهیمی، فریدون عباسی، سیدجواد ساداتینژاد، حسینعلی شهریاری، علیرضا منادی، مهدی عیسیزاده، محمدصالح جوکار، محمدرضا رضایی و عزتالله اکبری تالار پشتی با یادآوری ابیاتی از شیخ اجل سعدی «علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد/ دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست/ به روزگار سلامت سلاح جنگ بساز/ وگرنه سیل چو بگرفت، سد نشاید بست»، از رئیس جمهوری خواستهاند: «از شما تقاضامندیم نصیحت این برادران ایمانی خود را بپذیرید و روند هفت ساله مدیریت خود را تغییر دهید چرا که مجلس یازدهم با هدف احیای انقلابیگری پا به میدان گذاشته و بر سر آرمانهای خود خواهد ایستاد، پس بنای آنچه سابقاً با مجلس داشتهاید را کنار بگذارید و بدانید نمایندگان مردم در مجلس یازدهم در مقابل حقوق مردمی که در طول تاریخ بینظیرند، سکوت نخواهند کرد.»
در حقیقت شاهبیت این نامه در کنار خط و نشانی که برای قوه مجریه کشیدهاند، پیشنهاد عقبگرد دولت به ۷ سال قبل است و احتمالاً اتخاذ رویکردهای موسوم به گفتمان جهادی که مخالفان دولت و مشخصاً محمدباقر قالیباف سالهاست خود را مدعی آن میدانند.
این دعوت به عقب در حالی است که روزنامه کیهان و وطن امروز ارگان مکتوب تندروهای مخالف دولت همین چند روز پیش در دو شماره پیاپی – که احیاناً مصداق رسانههای زنجیرهای هم نیست!- زمین و آسمان را به هم دوختند تا ثابت کنند دولت روحانی ناتوان از عمل به وعدههای خود به عقب برگشته است! روز پنجشنبه هم وطن امروز در یادداشتی که دستگاه دیپلماسی را آماج حمله قرار داده بود همین پیشنهاد ۱۲ رئیس کمیسیون مجلس را مطرح کرده و نوشته است: «دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی باید متحول شود و پوست بیندازد. تجربه ۷ سال گذشته ضرورت این تحول را بیش از هر زمان دیگری اثبات کرده است.»
پیشنهاد تغییر مدیریت ۷ ساله دولت آن هم در آخرین سال عمر آن به معنای آن است که رئیس جمهوری همه برنامهها و سیاستهای اعلامی خود را کنار بگذارد و بشود مجری برنامهها و سیاستهای اعلامی از سوی مخالفان خود. این مهم همزمان که برخلاف اصل تفکیک قوا و اختیارات قوه مجریه است، به نوعی دهن کجی به رأی مردم هم هست. البته که پیش از این هم نمایندگانی از همین جریان فکری آشکارا مردم را بابت انتخاب خود مورد شماتت قرار داده بودند.
اما سؤال اینجاست که ۷ سال پیش کشور در چه شرایطی بوده که حالا ژنرالها و نخبگان بهارستان حکم به بازگشت به آن دوران را میدهند. یک ناظر بدون اطلاع اگر این پیشنهاد را بخواند، احتمالاً فکر میکند سال ۹۲، مدعیان امروز مدیریت جهادی یک کشور به اصطلاح گل و بلبل را تحویل روحانی دادهاند و حالا طلبکار شدهاند که چرا آن میراث گرانسنگ را پاس نداشته است! دولت دهم مورد حمایت همه ۱۲ نفر امضاکننده نامه به رئیس جمهوری، کشور را با تورم بالای ۴۰ درصدی و رشد اقتصادی منفی ۷ درصد و البته قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل و کلی تحریم در حوزههای مختلف با یک اجماع جهانی ضد ایرانی تحویل حسن روحانی داد.
مدعیان امروز که توصیه شیخ اجل «علاج واقعه قبل از وقوع» را به حسن روحانی یادآوری میکنند، همانها هستند که قطعنامههای تحریمزا را کاغذ پاره میخواندند و امروز هم آرزوی پیروزی ترامپ در انتخابات و تداوم تحریمها را دارند. همانها که باید علاج واقعه را قبل از وقوع میکردند حالا دولت را به بازگشت به عقب فرا میخوانند.
این طیف سیاسی به گونهای دولت روحانی را غربگرا و مخالف روحیه جهادی میخوانند که گویی اساساً روی کارآمدن آن نتیجه توطئههای خارجی و داخلی بوده و جریانهایی گفتمان اعتدال را خارج از چارچوبهای مرسوم سیاسی برکشور تحمیل کرده است. گفتمان مدیریت جهادی به این مفهوم که مخالفان دولت مدعی هستند در دو انتخابات ۹۲ و ۹۶ نمایندگان خود را داشتند. حال چون مردم این گفتمان را انتخاب نکردهاند باید مورد شماتت قرار گیرند و دولت را متهم به آن کرد که شیفته غرب و لیبرالیسم است؟ بماند که پروندههای مربوط به دوران مدیریت جهادی همچنان مفتوح است.
آنچه در این میان به نظر میرسد زیرکانه نادیده گرفته میشود، همان موجسواری روی گرفتاریهای مردم و بیتوجهی به سیاستهای هیجانی و غیرکارشناسی مدعیان امروز است که سنگ بنای تحریمها و اجماع جهانی علیه ایران را گذاشتهاند. مروری بر وضعیت کشور در سالهای ۹۴ تا ۹۶ که تحریمها کاسته شد و نگاه جهان به مدد برجام نسبت به ایران تغییر کرد و مقایسه آن با وضعیت امروز بخوبی نشان میدهد که مخالفان دولت آدرس غلط میدهند.
همانها که به هرگونه گشایش با جهان پیرامون به چشم توطئه نگاه میکنند، سند برجام را در مجلس آتش میزنند و لوایح دولت در ارتباط با «اف ای تی اف» برای تسهیل در مراودات مالی را به بنبست میکشانند، همزمان مدعی معیشت و اقتصاد مردم هم شدهاند!
به هر روی کسی امروز منکر وجود مشکلات نیست چنان که رئیس جمهوری هم روز چهارشنبه در جلسه هیأت دولت به آنها اشاره و البته تأکید هم کرد که عبور از این روزهای سخت نیازمند همکاری همه قواست. همه میدانیم که اعمال فشارهای خارجی و اتخاذ رویکرد مقاومت در برابر زیادهخواهیهای امریکا هزینه دارد. چند ماهی است که شیوع ویروس کرونا هم این هزینهها را دوچندان کرده است. آنچنان که رئیس جمهوری در جلسه هیأت دولت تأکید کرد: «این مشکلاتی که امروز داریم به صورت پیچیده مشاهده میکنیم، عمدتاً یا مربوط میشود به ویروس کرونا در این چند ماه که از ماه اسفند و این سه چهار ماه گرفتار آن بودیم و ممکن است ماهها هم باز گرفتار آن باشیم و همچنین مربوط میشود به تحریم ظالمانه امریکا که از اواخر ۹۶ و به طور رسمی از ابتدای سال ۹۷ برقرار شد و ما سه سال است در برابر این تحریم شدید مقاومت میکنیم.»
بنابراین نمیشود از یک سو سینه ستبر کرد و مدافع استراتژی مقاومت بود و همزمان از زیر مسئولیتها و تبعات آن شانه خالی کرد و همه مشکلات را به گردن دولت انداخت. هم سوگند رئیس جمهوری برای پاسداشت قانون اساسی را یادآور شد و هم مدافع تفسیر محدودکننده اختیارات رئیس جمهوری ذیل اصل ۱۱۳ قانون اساسی شد. هم مدیریت دولت در مواجهه با کرونا را ستود و همزمان مدیران دولت را کارنابلد خواند. امروز اکثر کارشناسان و مسئولان از تجربه تشکیل ستاد مقابله با کرونا به نیکی یاد میکنند که محل گفتوگوهای رودر رو و طرح و بررسی پیشنهادهای مختلف و رسیدن به تصمیم واحد است. برای گستردهتر کردن نتایج این تجربه خوب، باید شرایط موجود را فراتر از چارچوبهای جناحی و انتخاباتی درک کرد. هیچ کس پشت فرمانده را وسط میدان جنگ خالی نمیکند.
دولت در وسط میدان است
شهریور سال ۹۷ رهبر معظم انقلاب در دیدار با رئیس جمهوری و اعضای دولت «اتحاد و انسجام مسئولان کشور» را بیش از هر زمان دیگر لازم خواندند و فرمودند: «رؤسای قوا و مسئولان بخشهای مختلف باید پشتیبان و کمککار یکدیگر باشند و بویژه همه باید به دولت کمک کنند زیرا دولت در وسط میدان است.» ایشان اختلاف نظر میان مسئولان را طبیعی دانستند و در عین حال افزودند: «این اختلاف نظرها نباید رسانهای شود زیرا مردم را نگران و مضطرب میکند.»
در انتها یادآوری بخش کوتاهی از بیانات رهبر معظم انقلاب که ۲۱ اردیبهشت به صورت ویدئوکنفرانسی در جلسه ستاد ملی مقابله با کرونا بیان شد برای آنها که در میانه معرکه مصاف با تحریم و کرونا چوب حراج بر مدیریت دولت میزنند خالی از لطف نیست؛ «سلام عرض میکنم به همه حضار محترم، آقای رئیس جمهوری محترم و آقایانی که در این جلسه حضور دارند و کسانی که میشنوند این صحبت را. گزارشهایی که داده شد، بخصوص گزارش جامع جناب آقای رئیس جمهور لازم بود، خوب بود، روشنگر بود و ما همه احتیاج داریم به دانستن و شنیدن این گزارشها و این خصوصیات. غرض بنده از این جلسه و تشکیل این برنامه در درجه اول عبارت بود از خداقوتی به دستاندرکاران محترم، به شما برادران عزیز و همین طور که اشاره کردید، مدتها است تقریباً شبانهروزی برادران مشغول زحمت و کار هستند، و هم ابراز شکرگزاری نزد خداوند متعال به خاطر توفیق بزرگی که به ملت ایران و مسئولین کشور عنایت کرد… کار بزرگی انجام گرفت، جهاد عظیمی در کشور به وجود آمد و به معنای واقعی کلمه یک تلاش جهادی بود، یک حرکت جهادی بود. و این باید در تاریخ ثبت بشود؛ باید بازخوانی بشود…»
این تلاشها و اظهارات به عقیده من، در حقیقت برای آن است که چیزی از امام(ره) و اندیشه ایشان باقی نماند وگرنه کیست که نداند اندیشه امام(ره) در یاران ایشان، از شهیدان بهشتی و مطهری گرفته تا آیات عظام خامنهای و هاشمیرفسنجانی و موسوی اردبیلی متبلور و قابلیافت است؟! این چهرهها ازجمله افرادی بودند که طول سالیان، کنار امام(ره) حضور داشتند؛ چنانکه اگر امروز فردی از نسل جوانتر ما قصد شناخت امام(ره) و مرام ایشان را داشته باشد، علاوه بر مراجعه به «صحیفه نور» باید کردار و گفتار این چهرهها را مطالعه کند.
در این میان، تمامی مسوولان نظام جمهوری اسلامی و کنشگران سیاسی فعال در این نظام هم باید بدانند که امام(ره)، شناسنامه انقلاب اسلامی است و اگر موجوداتی پیدا شدند که به بهانههای مختلف و واهی به وابستگان و همراهان امام حمله کردند، نهتنها قصدشان ایراد ضربه به اندیشه امام (ره) و فلسفه انقلاب است، بلکه آنان عملا در مسیری خلاف جهت انقلاب اسلامی گام برمیدارند.
فلسفه حکومت در نظام جمهوری اسلامی با استفاده از بیانات امام(ره) و مرور گفتار و کردار همراهانشان مشخص است؛ از اینرو امروز نمیتوان با اتکا به «جمهوریت»، «اسلامیت» نظام را نقض کرد، همانطور که نمیتوان با تاکید صرف بر «اسلامیت» نظام، به «جمهوریت» پشت کرد. امام (ره) فرمودند «جمهوری اسلامی»، نه یک کلمه بیش، نه یک کلمه کم؛ اما اگر کسی امروز پیدا شد و رای مردم را «زینت» نظام دانست، باید بدانیم که او در مسیر این انقلاب و نظام بهرغم ادعاهایش گام برنمیدارد! امروز ما برای عبور از مشکلات به چهرههایی نیاز داریم که نهتنها بهطور تمام و کمال به انقلاب اسلامی و فلسفه وجودی آن پایبند باشند، بلکه بتوانند چهرهها و تاثیرگذاران جریانهای مختلف سیاسی را نیز گرد خود جمع کنند؛ چهرههایی چون آقای ناطقنوری.
ناطقنوری امروز بدون اغراق و بزرگنمایی جزو ارکان نظام جمهوری اسلامی است. او همچون یادشدگان، ازجمله افرادی است که میتوان با او امام(ره) را شناخت اما آنچه به عقیده من ایشان را از دیگران متمایز میکند، اندیشه و مرام اوست. دوران مسوولیت ناطقنوری را - چه در مجلس شورای اسلامی و چه در دولت و سایر پستهایی که حاضر بودند- به یاد آورید تا بهتر متوجه مرام و مسلک او شوید. در آن دوران و روزگار تمام چهرهها و نیروهای انقلاب فارغ از عقاید و نوع نگرششان به مسائل سیاسی و جناحی دور او جمع بودند. من استاندار ناطقنوری بودم و بهخوبی به یاد دارم که او نهتنها خطی و جناحی عمل نمیکرد، بلکه همچون امام(ره) تلاش میکرد تمام اندیشهها را جذب کند و هیچ فرد و گروهی را به کناری نمیراند. از دستراستیها تا چپیهای آن زمان، با ناطقنوری همراه و همسو بودند؛ چراکه او نه راست را حذف میکرد، نه چپ را. این مرام و مسلک همان راه امام(ره) است که ناطق نوری بهخوبی به آن پایبند بود و هست.
راستگویی، پهلوانی، شجاعت، صراحت و البته مردمی بودن ازجمله ویژگیهایی است که در ناطق نوری وجود دارد و همین ویژگیهاست که او را از سایر سیاستمداران و چهرههای نظام جمهوری اسلامی متمایز کرده است؛ بنابراین اعتقاد دارم که کسانی که امروز به هزار و یک بهانه به ایشان حمله میکنند، در باطن در گروه مخالفان امام(ره) قرار دارند، وگرنه تمام زندگی ناطقنوری را میتوان ظرف ۲۴ ساعت حسابرسی کرد تا تمام این بهتانها و دروغها عیان شود ولی متاسفانه در کشور ما کسی مسوول حرفها و گفتههایش نیست؛ بهویژه در شبکههای اجتماعی که امروز هرکه هرچه میخواهد، میگوید بیآنکه مسوولیتی در قبالش برعهده گیرد. میدانم و میدانید که در جهان مادی و صنعتی غرب چنین نیست. آنان همچون ما به جهان آخرت اعتقاد ندارند ولی معتقدند که هرکس در این جهان مسوول حرفها و گفتههایش است؛ از اینرو بسیار بیشتر از مسوولان و چهرههای ما مراقب گفتهها و اظهاراتشان هستند.
این مهم از وظایف قوه قضاییه و جناب آقای رییسی است و امیدواریم به آن ورود کنند تا اینطور نباشد که هرکه، هرچه خواست بگوید و به انقلاب و یاران امام(ره) و اندیشه و فلسفه انقلاب اسلامی آسیب بزند ولی مسوول گفتههایش نباشد. تا آن زمان اما لازم است بگویم که دفاع ما از ناطقنوری بهخاطر مرام اوست؛ مرامی که ما را به یاد امام(ره) میاندازد و از اینرو معتقدم افرادی که با اظهاراتی نابجا و نادرست، دانسته یا نادانسته به تخریب او میپردازند، چهرههایی خطرناکند. خطراتی که نمیتوان از کنار قصورشان به سادگی گذشت.
شاهد آن هم اینکه بخش زیادی از نویسندگان همین نامه در قامت مقامات دولتهای نهم و دهم که تحریمهایی به مراتب سبکتر از امروز علیه کشورمان وجود داشت نتوانستند کارنامهای بهتر از تورم بالای ۴۰ درصد و رشد اقتصادی منفی ۷ درصد برای کشور به ارمغان بیاورند و نتیجه آن نیز شد آنچه که به یاد داریم. مضافاً اینکه از آن دوره آنچنان دور نشدهایم که از یاد ببریم نتیجه شعار همین عزیزان در تقویت اقتصاد داخلی در شرایط تحریم چه بود؟ چقدر شغل، صنعت تازه و توسعه اقتصادی در آن دوره شکل گرفت؟ آیا در همان دوره جز تولید بنزین پتروشیمی که نتیجهاش جهش آلودگی کلانشهرهای ما شد، عایدی بزرگ دیگری در حوزه تولید داشتیم؟ بحث افزایش فشار تحریمی بر ایران نیز نه انتخاب مردم و اکثریت ملت ایران بوده و نه انتخاب دولتهای یازدهم و دوازدهم. کما اینکه این دولتها با شعار گذر از شرایط تحریمی با هدف بهبود اوضاع داخلی و حمایت مردم از این مسأله بر سر کار آمدند و اتفاقاً کسان دیگری بودند که آرزوی قدرت گرفتن ترامپ و پاره شدن برجام را در سر میپروراندند. درباره آثار برجام و توافق هستهای نیز وضعیت اقتصادی دوره دو ساله ۹۴ تا ۹۶ کاملاً هویداست؛ جایی که اقتصاد کشور تنها در همین دو سال بود که بعد از یک دهه فشار سخت امکان نفس کشیدن و تحرکی تازه پیدا کرد. اتفاقاً فاکتور گرفتن و نادیده انگاشتن عامل تحریمهای امریکا همان چیزی است که نظام سیاسی این کشور برای ما میخواهد. در واقع اگر تحریمکنندگان ما در اقدامات تبلیغاتی خود سخت به دنبال مقصر جلوه دادن دولت جهت تبرئه تأثیر تحریمها بر زندگی مردم هستند، برخی تحرکات داخلی نظیر همین نامه نگاشته شده با قدرت تمام در جهت تأمین همین هدف عمل میکنند. نکته جالب و البته تأسف آور این است که وقتی در کشور بحث سیاستگذاری و تصمیمگیری خصوصاً درخصوص مسائل خارجی است، همین که موضوع تصمیمگیری مطرح میشود همین جریانهای منتقد امروز تأکید میکنند که دولت در تصمیمگیری تنها نیست و باید جایی حرف مراجع دیگر را تمکین کند. اما وقتی بحث پاسخگویی و مسئولیتپذیری است گویا دولت باید تنها باشد.
فارغ از اینها به نظر میرسد کشور ما در یک نقطه عطف تاریخی قرار دارد که باید تکلیف خودمان را با محاسبه منطقی در حوزه اقتصاد و تعیین تکلیف تأثیر عوامل مختلف در این حوزه مشخص کنیم. نویسندگان نامه به طور جدی بر ضعف اشتغال، افزایش فشارهای اقتصادی، رکود تولید و دیگر مسائل منفی اقتصادی تأکید داشتهاند که البته تأکید درستی است. رفع همه این مسائل در گرو بزرگ شدن اقتصاد ایران و افزایش رشد اقتصادی است. اما جایی که چالش اصلی ایجاد میشود همان جایی است که یک سؤال اساسی را باید مطرح کرد؛ رشد اقتصادی کشور در گرو چیست؟
این سؤال تنها دو پاسخ دارد؛ اول جذب سرمایهگذاری و دوم افزایش بهرهوری. در خصوص جذب سرمایهگذاری و نیاز بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیارد دلاری سالانه کشور به سرمایهگذاری منتقدان باید پاسخ دهند در شرایط تحریم و در حالی که حتی کشورهای دوست ما پول اندک نفت ایران را هم تسویه نمیکنند، جذب این میزان سرمایه برای رشد اقتصادی و برون رفت از وضعیت فعلی چگونه ممکن است؟ وقتی ما زیر سایه سنگینترین تحریمهای تاریخ هستیم و کوچکترین مراودات مالی ایران با دنیا نیز در حال قطع شدن است، از چه طریق منطقی میتوان به جذب این سرمایهها روی آورد؟ نگاه به درون حتماً شایسته است اما این را هم باید پاسخ داد که کدام منابع داخلی قرار است با فرض ادامه چند ساله این وضعیت، سالانه حتی نیمی از نیاز کشور به رقم سرمایهگذاری یاد شده را فراهم کند؟ آن هم در شرایطی که سؤالات مبنایی درباره دریافت تکنولوژی روز دنیا در کنار این جذب سرمایه نیز وجود دارد و خود جای بحث مفصل دیگری است.
اما آن طرف ماجرا اگر بحث افزایش بهرهوری مطرح شود که بحث درستی است، این سوال را هم باید پرسید که افزایش و اصلاح بهرهوری اگر صددرصد صورت بگیرد، چقدر از نیاز کشور به جذب سرمایه را میتواند مرتفع کند و به تنهایی موتور محرک اقتصاد شود؟ اما مهمتر از این برای افزایش بهر هوری مگر کل اقتصاد در اختیار دولت است؟ به عبارتی سهم نهادهای پرقدرت، متمول و صاحب نفوذ غیردولتی چه میشود؟
خلاصه کلام این است که انتقاداتی بدین شکل از وضعیت کشور وقتی بدون در نظر گرفتن دو نکته مطرح شوند، مغالطهای بیش نیستند. اول اینکه نقش تحریمها و البته نظر عمومی ملت درباره این موضوع چیست؟
دوم هم اینکه چقدر از اقتصاد و فرآیند تصمیمگیری کشور در اختیار دولت قرار دارد؟
محسن هاشمی در پاسخ به این سوال که:” با توجه به تحولات و اتفاقاتی که در این دوران رخ داده، اگر به گذشته برمیگشتید، باز هم تمایلی برای شهردار تهرانشدن داشتید؟ یا خوشحال هستید که در این شرایط در این مسئولیت نیستید؟” گفت:
اگر از نظر عافیتطلبی و درامانبودن از انتقادات و هزینهها نگاه کنیم، شاید از نظر شخصی به نفع من شد که در مسئولیت اجرائی مدیریت شهری قرار نگرفتم؛ اما اگر از بُعد انتظارات مردم و ظرفیتها نگاه کنیم، علاقه زیادی داشتم که دستکم در چند اولویت این دوره بتواند کارنامه مقبولی به مردم ارائه دهد؛ بهویژه در چهار حوزه حملونقل عمومی، پسماند، نوسازی بافتهای فرسوده و آسیبهای اجتماعی، چه من شهردار میشدم و چه فرد دیگری، باید در این حوزهها تحول انجام میشد و در این فرصت باقیمانده باید انجام بگیرد.
هاشمی افزود:اختلافی در نظر و دیدگاه بین شورا و شهرداری وجود ندارد؛ بلکه مشکل اصلی در اجراست، مدیران معمولا در سال آخر بهویژه اگر امید زیادی برای بقا و ماندن در دوره بعد نداشته باشند، محافظهکار میشوند و مدیران فعلی شهرداری که از ابتدا هم جسارت و ریسکپذیری زیادی نداشتند. ما فقط میتوانیم در این سال آخر، شهرداری را تشویق کنیم و حتی هل دهیم که تحرک بیشتری داشته باشد.
حجتالاسلام جواد نیک بین عضو کمیسیون تحقیق اعتبارنامه منتخبان مجلس یازدهم شورای اسلامی، در باره آخرین وضعیت رسیدگی به اعتبارنامه غلامرضا تاجگردون منتخب مردم گچساران در مجلس یازدهم اظهار داشت: پس از این که اعتبارنامه منتخب گچساران در کمیسیون تحقیق اعتبارنامه تأیید شد با توجه به این که مهلت قانونی کمیسیون تا پنجم تیرماه بود، تا این تاریخ ما بررسیهای خود را ادامه دادیم.
وی افزود: ما پس از تأیید اعتبارنامه منتخب گچساران در کمیسیون تحقیق، بررسیهای میدانی و سایر استعلامات را ادامه دادیم که در این میان به موارد جدیدی دست پیدا کردیم.
مستندات جدید درباره تخلفات تاجگردون /پرونده نماینده اصلاح طلب پیچیدهتر شد
نماینده مردم کاشمر در مجلس شورای اسلامی در ادامه خاطرنشان کرد: بر اساس آخرین تحقیقات صورت گرفته مستندات جدیدی در خصوص تخلفات آقای تاجگردون به دست آوردیم.
وی در ادامه عنوان کرد: قطعا این مستندات جدید به سایر اسناد و مدارک ارائه شده پیوست خواهد شد و آنها را به هیأت رئیسه مجلس در روز بررسی اعتبارنامه غلامرضا تاجگردون در صحن علنی مجلس ارائه خواهیم کرد.
به گزارش خبرآنلاین، چند روز بیشتر تا سالگرد شهادت آیت الله بهشتی باقیمانده نمانده که جرقه یک ایده زده می شود، جمع کردن اهالی خانه شهید بهشتی و شاگرد و دوست قدیمی آیت الله در محل قتگاه و شهادتگاه آیت الله. ایده ای که عملیاتی کردن آن در مدت زمانی کوتاه سخت به نظر می رسید اما گویا نام آیت الله که می آید نه اهل خانه قادر به «نه» گفتن هستند نه شاگرد و رفیق قدیمی.
جواب مثبت که گرفته می شود، کار به مرحله هماهنگی محل مصاحبه می رسد، گپ و گفتی که قرار بود در محل شهادتگاه انجام شود در نهایت با بی مهری ساکنان فعلی آن محل، به خانه موزه آیت الله منتقل می شود، فضایی پر شده از نام و بوی بهشتیِ انقلاب. خانه ای که ملوک السادات بهشتی دختر، حجت الاسلام و المسلمین اژه ای داماد و حجت الاسلام و المسلمین مسیح مهاجری در لحظه ورود به گوشه و کنار آن سرک می کشند و گویی خاطرات را یکی بعد از دیگری در ذهن زنده می کنند.
«ایران واقعا پر از بهشتی بود؟» اولین سوالی که محمد مهاجری عضو شورای سردبیری خبرگزاری خبرآنلاین که اجرای این میزگرد را برعهده داشت می پرسد و پاسخی صریح و قاطع مهمانان؛ «آیت الله بهشتی تکرار شدنی نیست»
دختر ارشد آیت الله با حس و حالی متفاوت از پدر حرف می زند، از روزهایی که کودک بود و کنجکاو و البته پدری که پاسخگوی هر سوالی بود، از روزهای سخت تهمت زدن به پدر و سرمایه دار خواندنش تا روز تلخ شهادت.
حجت السلام و المسلمین اژه ای که می گوید هیچ کسی را بعد از امام به اندازه آیت اللهِ شهید دوست نداشته است، از روزهایی حرف می زند که هنوز داماد خانواده نشده بود و هر چهارشنبه با علاقه خود را به همین خانه می رسانده تا پای بحث و کلاس آیت الله باشد. اویی که حال سال های زیادیست خود را مشغول گردآوری و جمع آوری آثار آیت الله کرده است.
آیت الله بهشتی برای حجت السلام و المسلمین مسیح مهاجری نه فقط یک استاد که گویا رفیقی شفیق بوده است، بغض می کند آنجا که می خواهد از اهل مدارا بودن آیت الله روایت کند و چندین بار تکرار می کند که «آیت الله بهشتی تکرار شدنی نیست.»
مشروح میزگرد خبرگزاری خبرآنلاین با دختر، داماد و شاگرد آیت الله بهشتی را در ادامه بخوانید؛
**********
خبرآنلاین: بخاطر دارم در روز تشییع جنازه ۷۲ تن شعاری را مردم می دادند که هنوز در گوشم زنگ می زند؛ «دشمن در چه فکریه ایران پر از بهشتیه». واقعا ایران پر از بهشتی بود آقای اژهای؟
حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: این شعار را مردم می دادند ولی واقعا بدن ما می لرزید که مردم چه می گویند، اصلا نمی دانند چه کسی را از دست داده اند. آقای بهشتی قابل تکرار نیست، او یک انسان منحصر به فرد بود، اما بعضی ها از این شعار موج سواری می کردند که آقای مهاجری در این زمینه جزء مخالفین موج سواران بود.
شهید بهشتی از نگاه دختر، داماد و شاگرد/آیتالله ۵۰ سال بعد را میدید
حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: آقای موسوی اردبیلی در یکی از نماز جمعه هایشان این شعار را مطرح کردند و گفتند که این شعار درستی نبود، البته مردم به دلیل احساساتشان چنین شعاری را دادند، ضمن اینکه برای ایجاد رعب در دشمن شعار خوبی بود. یعنی گاهی اوقات شعار لازم است حتی اگر واقعیت نداشته باشد اما واقعیت این است که آقای بهشتی تکرار شدنی نیست و ما کسی مثل آقای بهشتی نداریم.
ملوک السادات بهشتی: پدر در منزل بسیار آرام، خوش اخلاق و خیلی خوش برخورد بودند. ایشان به ندرت به یکی از بچه هایشان خصوصا دخترها تشر می زدند، تنبیه بدنی که اصلا در کار نبود. کلا با خانواده خیلی با محبت بودند و حتی با اطرافیانشان هم خیلی خوب برخورد می کردند اما در مقام قضاوت و کار علمی بسیار جدی بودند.آقای موسوی اردبیلی خیلی شناخت قوی از آقای بهشتی داشتند چون با ایشان خیلی زمان می گذراندند و کار می کردند. بعد از اینکه آقای موسوی اردبیلی به قم رفتند، من تقریبا هر سال خدمت ایشان می رفتم و ایشان هر زمان که من را می دیدند به یاد آقای بهشتی گریه می کردند و شروع به تعریف از ایشان می کردند. امروز هم درروزنامه جمهوری اسلامی مطلبی از آقای موسوی اردبیلی در باره فقاهت آقای بهشتی چاپ شده است. آقای موسوی اردبیلی خیلی زیبا و عمیق از علم آقای بهشتی و فقاقت ایشان صحبت کرده اند و گفتند که در فضلای حوزه علمیه قم، زمانی که ما تحصیل می کردیم کسی به قدرت فقهی و فکری آقای بهشتی نبود. یکی از جملات ایشان این بود که هیچ کس در برابر آقای بهشتی و استدلال های ایشان قدرت مقاومت نداشت و این فقط بُعد فقهی آقای بهشتی بود.
مدیریت و تدبیر آقای بهشتی و معنی آن جمله امام که بعد از ۷ تیر گفتند که«بهشتی یک ملت بود برای ملت ما»، جامعیت آیت الله بهشتی بود. زمانی که من روی این جامعیت فکر کردم با توجه به اطلاعاتی که از ابعاد شخصیتی آقای بهشتی داشتم به این نقطه رسیدم که ایشان در ۱۸ رشته صاحب نظر بودند و به تعبیر حوزوی مجتهد بودند، یعنی علاوه بر علوم حوزوی که خودش به ۲ بخش علوم نقلی و علوم عقلی تقسیم می شد، با علوم روز، چه علوم روز دانشگاهی مطرح در ایران و چه علومی که در ایران آن زمان مطرح نبود و در غرب مطرح بود، آشنایی عمیقی داشتند.
آشنایی به معنای صاحب نظر بودن نه به معنای اینکه فقط اطلاعاتی داشته باشند. ما چنین انسانی با چنین ابعاد شخصیتی چه از نظر علمی، چه از نظر فکری و چه از نظر اجتماعی در مجموعه خودمان و در سالهای بعد از انقلاب نداشتیم، ایشان بعد از امام اولین شخصیت با چنین ابعاد شخصیتی، فکری، علمی و اجتماعی و … بودند. به همین دلیل آن شعار، واقعا شعار بود و واقعیت نداشت اما..
حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: بله لازم بود، آن زمان گفتن آن شعار برای ایجاد رعب در قلب دشمن و جلوگیری از مایوس شدن و امیدوار کردن عده ای از مردم لازم بود.
خبرآنلاین: خانم بهشتی، شما در سال آخر عمر شهید بهشتی باید خیلی جوان بوده باشید، توضیحاتی درباره شخصیت و جامعیت آیت الله مطرح شد، شما از جایگاه دختر ایشان درباره ابعاد شخصیتی پدر بفرمایید
ملوک السادات بهشتی: ایشان برای ما فرزندان بیشتر از اینکه پدر باشند، استاد بودند. زمانی که من ۱۰ ساله بودم ایشان به ما اجازه می دادند که ما سؤال بپرسیم و این خیلی در آ ن زمان مهم بود و جوابهایی که می دادند مثلا در مورد حجاب یا مسائل دیگر، من تا به امروز ندیده ام که کسی آنقدر دقیق با یک کودک ۱۰ ساله بحث کند. ایشان آنقدر برای ما وقت می گذاشتند که من کمتر دیده ام پدر یا مادری برای فرزندانشان اینگونه وقت بگذارند.
یک مثال از جامعیت ایشان بزنم، پدر گروه تحقیقی داشتند که آقای موسوی اردبیلی و دیگر آقایان هم در گروه بودند و سالهای قبل از انقلاب بر روی موضوعات مختلف تحقیق، بررسی و بحث می کردند، که هنوز آن فیش برداری ها موجود است و انشالله یک روزی چاپ شود.
یا خاطرم هست زمانی بین ۲ گروه سیاسی از لحاظ مبارزاتی اختلاف سلیقه سیاسی افتاده بود، آقای مهندس بازرگان به اینجا آمدند و ایشان را قاضی و حکم قرار دادند، در همین اتاق جایگاهی شبیه دادگاه تشکیل شد و هر دو طرف صحبت های خود را کردند و ایشان بین این ۲ گروه قضاوت کردند. یعنی ایشان در ابعاد مختلف مطالعات فراوانی داشتند و حتی قبل از اینکه به سِمتی برسند هم آن علم لازم را داشتند. برهمین اساس هم امام ایشان را برای آن سمت انتخاب کردند.
حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: آقای بهشتی دوست نداشت که خانه را عوض کند و به خانه جدید بروند، هیچ وقت هم پایش به خانه جدید نرسید(خانه در خیابان ایران بود) اما به هر حال فشارها و همان حرفهایی که علیه ایشان زده می زد در نهایت ایشان را در سال ۶۰ قانع کرده بود که به پایین شهر بروند. ایشان قلبا نمی خواست برود و آن اتفاق انفجار همان شبی که قرار بود به آن خانه نقل مکان شود افتاد. جالب است که آن شب ایشان لباده نپوشیده بودند و قبا پوشیده بودند که تازه هم دوخته بودند.
خبرآنلاین: آقای دکتر اژه ای، آیت الله بهشتی مدتی را در آلمان زندگی کردند، خود شما هم زندگی در اتریش را تجربه کرده اید، حضور و زندگی آقای بهشتی در خارج از کشور در تحول و تطور دیدگاههای ایشان نقش مثبت داشت؟ اصلا تاثیری داشت؟ بعضی ها می گویند که به دلیل نزدیک شدن شهید بهشتی با فضای زیست غرب، ایشان توانسته بود با بعضی از مفاهیم مثل دموکراسی، حقوق بشر و نظایر این ارتباط بیشتری بگیرد. اگر شهید بهشتی در ایران می ماند با شهید بهشتی که در آلمان زندگی کرده، تفاوت داشت؟
حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: خاطرم هست سال ۵۳ که قرار بود به آلمان بروم –قبل از رفتن به اتریش- آقای بهشتی جلسه ای یک ساعت و نیم درباره زندگی در غرب با من داشتند. آن زمان اوج کتاب غرب زدگی آل احمد بود. آقای بهشتی به من گفتند زمانی که به آنجا می روید سازمان مدیریت غربی یک شیوه هایی دارد که موفق است، شما سعی کنید آن شیوه ها را یاد بگیرید و با ارزشهای دینی به کار گیرید. من ۶ الی ۷ هزار صفحه از تفسیرهای آقای بهشتی را برای چاپ آماده کرده ام و در این تفسیرها انواع مسائل اجتماعی مطرح می شود، ایشان آنچنان مسائل را تحلیل و بررسی می کند که آدم احساس می کند ذوب در قرآن و اسلام است.
یعنی من هیچ گاه اثرات حضور یک جریان روشنفکری در ذهن آقای بهشتی را نمی بینم ولی نگاه تیزبین و موشکاف آقای بهشتی مشهود است. آن ضوابطی که خودشان هم قبل از انقلاب داشتند، مثل نظم، حرف بیجا نزدن و قول بیجا ندادن و …در رفتار ایشان هویدا است.
دین آقای بهشتی اسلام محمدی بود و ایشان اسلام و مسلم را جا انداخت و مدارس و آموزش و پرورش هامبورگ را از موضع قدرت قانع کرد که بخش اسلام شناسی را به مرکز اسلامی هامبورگ بیاورند. یکبار ایشان را که مشغول نماز خواندن در فرودگاه فرانکفورت بودند را به عنوان جادوگر گرفته بودند، آقای بهشتی آن جلسه را برای پلیس آلمان تبدیل به دادگاه می کند و می گوید شما چگونه در کشوری که اینهمه مسلمان دارد مناسک آنها را نمی دانید و منی که مشغول نماز خواندن هستم را به عنوان جادوگر دستگیر می کنید. بنابراین آقای بهشتی تمام نکات مثبت جامعهای که در آن زندگی می کرد را با رنگ و بوی باور ارزش اصیل اسلامی می دید. ایشان در هر مباحث اجتماعی که وارد می شدند بر اساس مُر اسلام بود، در مساله ازدواج، مساله حقوق زنان و مسائل اجتماعی و.. با یک نگاه صحیح اسلامی به قضیه نگاه می کنند بدون اینکه اصلا نکات مثبت یک جامعه را نفی کنند. کار کردن، دقت و وسواس یک آلمانی را نفی نمی کنند و به دیگران هم تجربیات خود را می گفتند که در هر شرایطی باید مثبت های فرد را ببینید.
بنابراین آقای بهشتی نمی توانستند در غرب باشند و نظم و مدیریتی که در ارتباط با نوع مدیریت کشور داشته است را ندیده بگیرد. پس نگاه ایشان تغییر نکرد و مثل کسی بود که تجربه هایی را بیاموزد و با ابزارهای اصلی خود که اسلام و قرآن است آن تجربه ها را به کار گیرد. من با ظرافت تمام کلمه باور ارزشی را در شهید بهشتی دیده ام.
حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: من تکمله ای بر صحبت های آقای اژه ای مطرح کنم. بعضی از افراد زمانی که به غرب میروند تحت تاثیر غرب قرار می گیرند و بعضی ها برعکس، میروند تا تاثیرگذار باشند. طبیعتا دسته اول از نظر فکری و علمی جا افتاده نیستند، اما شخصیتی مثل آقای بهشتی با آن عظمت علمی و فکری که داشتند قطعا از دسته اول نبودند و تجربیات ما این را نشان می دهد.
ایشان جزء کسانی بودند که در غرب تاثیرگذار بودند. ایشان علاوه بر این که تفاوتی نکردند بلکه تاثیرات زیادی هم بر آن محیط گذاشتند و بسیاری از آدمهایی که مردد یا تحت تاثیر غرب بودند را هم تغییر دادند. در این مورد من توصیه می کنم که کسانی که می خواهند این مساله را دقیق تر بفهمند کتاب “نماز” آقای بهشتی را مطالعه کنند. ایشان همین نمازی که می خوانیم را معنی کرده اند و در معنای نماز آنچنان مطلب را عمیق بررسی کرده اند و از الفاظ و عباراتی استفاده کرده اند که نشان می دهد که انسان در هر محیطی چگونه می تواند ارتباط خود را با خدا حفظ کند و چگونه می تواند تغییرات ایجاد کند.
نکته دیگر اینکه آقای بهشتی خیلی اهل قرآن بودند و تالیف قرآنی هم دارند، تمام کارهای ایشان چه در غرب و چه در اینجا بر مبنای دستورات قرآنی عمل می کردند، یعنی غرب را طرد نمی کردند و طبق فرموده قرآن مثبت های غرب را می گرفتند و درصدد تصحیح چیزهای نادرست آن برمی آمدند.
خبرآنلاین: خانم بهشتی، آقای اژه ای درباره نوشته های شهید بهشتی که چاپ نشده است مطالبی فرمودند، می خواهم بپرسم که دیر نیست که با گذشت ۴۰ سال هنوز آثار ایشان چاپ نشده و ناشناخته مانده است؟
ملوک السادات بهشتی: این هم مظلومیت شهید بهشتی را می رساند، اگر بودجه و امکانات کافی وجود داشت خیلی سریع تر این کار را انجام می دادیم ولی الان هم دیر نیست. به نظر من نسل جدید به این اطلاعات نیاز دارد و استقبال خوبی هم می کند. من چندین بار کتاب ها را به صورت مسابقه گذاشته ام و بچه ها در این مسابقات شرکت کرده اند برایشان جالب بوده است. در چاپ این کتاب ها باید دقت زیادی شود و الحمدالله آقای دکتر اژه ای خیلی دقت کردهاند، چون خیلی ارجاع به منابع مختلف داده اند، حاج آقا خودشان منابع را پیدا می کنند و دقیق می نویسند و این خیلی مهم است.
حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: آقای موسوی اردبیلی در یکی از نماز جمعه هایشان این شعار«دشمن در چه فکریه ایران پر از بهشتیه» را مطرح کردند و گفتند که این شعار درستی نبود، البته مردم به دلیل احساساتشان چنین شعاری را دادند، ضمن اینکه برای ایجاد رعب در دشمن شعار خوبی بود. اما واقعیت این است که آقای بهشتی تکرار شدنی نیست و ما کسی مثل آقای بهشتی نداریم. اگر سرسری گرفته شود و درست به چاپ نرسد می تواند مضر باشد ولی تمام تلاش اخویها و حاج آقا این است که این نوشته ها دقیق چاپ شود چون نسل جدید ما واقعا به این اطلاعات نیاز دارد. الان بسیاری از کتابها سفارشی است و آنها به درد نسل جدید ما نمی خورد. این زبان ساده و روانی که شهید بهشتی داشتند بسیار امروز تاثیرگذار است. قبل از انقلاب کتابهای تعلیمات اسلامی را ایشان با گروهی مانند شهید باهنر با همین زبان ساده نوشته بودند و چقدر تاثیرگذار بود، همین زبان ساده بسیاری از مسائل را برای من که دانش آموز بودم و همکلاسی هایم حل می کرد. این متون برجای مانده از ایشان هم به همین شکل است و بخاطر زبان ساده و روانی در بیان حل مسائل بسیار تاثیرگذار خواهد بود.
خبرآنلاین: آقای دکتر آثار منتشر نشده شهید بهشتی فقط شامل تفسیر است یا …
حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: تقریبا اکثر آثار ایشان چاپ شده است. تفاوتی که بین شهید بهشتی با شهید مطهری است این است که ۹۰ درصد آثار شهید مطهری در زمان حیات خودشان توسط خود ایشان ویراستاری شده است. آقای بهشتی دقیقا برعکس است یعنی شاید ۵ درصد مطالب ایشان مکتوب باشد. الان هم تفسیرها تقریبا کامل است. سبک تفسیری ایشان هم اینگونه است که ایشان وارد مسائل جدید اجتماعی می شود، مثلا ۱۰ صفحه در مورد یک مساله اجتماعی و ارتباطش با یک آیه توضیح می دهند. خوشبختانه تفسیرها کاملا ویرایش شده است، اختلافی هم بر سر کلیدواژه ها داشتیم که حل شده است.
به طور کلی تصمیم گرفته شده است که آثار آیت الله بهشتی را در شکل آثار شهید مطهری به چاپ برسانیم، کل جزوه ها را در قالب مجلداتی مانند آثار شهید مطهری منتشر کنیم. من هم کلیدواژه ها، ارجاعات و پاورقی ها را بنویسم و توضیح دهم و حتی کلمه های آرمانی که در بحث های آرمان ایشان است را کلمه به کلمه، لغت ها را پیدا کرده ایم تا سطحی از آن عبور نکرده باشیم. فکر می کنم امسال و سال دیگر مجموعه آثار آقای بهشتی به شکل آثار شهید مطهری تدوین شود و آن جزوه های کوچک هم که افراد در فرصت کوتاه یا به اصطلاح مترویی می خوانند چاپ و حفظ شود.
حتی من در تفسیرها مواردی را دیدم که به آقاعلیرضا گفتم به شکل جزوه چاپ شود چون برای نسل جوان و جدید جالب است. مباحث آقای بهشتی در آثارشان در موضوعات اجتماعی، تربیتی، اقتصادی و فرهنگی به گونه ای است که آدم احساس می کند که ایشان در سال ۹۹ صحبت می کنند و اصلا بوی کهنگی ندارد. ایشان جزء معدود شخصیتهایی است که ۴۰ سال آینده را می دیدند. من بخاطر دارم که از ارومیه به طرف کرمانشاه می آمدیم، از کنار روستاهای کردستان که رد می شدیم، من می گفتم که ببینید شاه با این مملکت چه کرده است، ایشان گفتند جواد آقا اگر ما انقلاب کنیم ۵۰ سال بعد هم نمی توانیم این روستاها را درست کنیم، اصل کار آزادی مردم و استقلال مردم است و شما رژیم را بر اساس این روستاها که در مسیر می بینید تحلیل نکنید.
خبرآنلاین: آقای مهاجری بحث جمهوری اسلامی پیش آمد. ادعای گزافی نیست اگر بگوییم شهید بهشتی تشکیلاتی ترین روحانی بود که قبل و بعد از انقلاب در بین هم صنفان خودشان وجود داشتند و با شهادت ایشان هم حزب جمهوری اسلامی رو به افول گذاشت و تعطیل شد.این را می پذیرید؟
حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: بله قضاوت کاملا درستی است. من از خود آقای بهشتی در همین خانه شنیدم که گفتند در سال ۱۳۳۰ ماجراهای نهضت ملی که پیش آمد در یکی از این تظاهراتی که در اصفهان بود حضور داشتم و بعضی از مشکلات و مسائل روحانیت را که دیدم احساس کردم که باید یک جای کار لنگ باشد که ما نتوانستیم کاری کنیم و هرجا که مذهبی ها اقدامی کردند بعد از مدتی با شکست مواجه شدند.
گفتند به این نتیجه رسیدم که ما تشکیلات نداریم و باید تشکیلات داشته باشیم، یعنی ایشان در دوران جوانی به این نقطه رسیده بودند و از آن زمان تشکیلاتی فکر می کردند. حزب جمهوری اسلامی آخرین اثر تشکیلاتی آیت الله بهشتی بود چون قبل از این خیلی تشکیلات به وجود آورده بودند منتهی غیر سیاسی بود، تشکیلات فرهنگی، تشکیلات مذهبی-فرهنگی و تشکیلاتی که در جامعه برای مردم در زمینه های مختلف خدمت کند.
ایشان قبل از اینکه تبعید شوند دبیرستان نیرو دانش را تاسیس کرده بودند، اینکه یک روحانی در حوزه علمیه قم بتواند دبیرستانی با آن خصوصیات ایجاد کند، یک کار بدیعی بود، بن مایه این کار ایشان تشکیلاتی فکر کردن بود. می گفتند رژیم تلاش می کند بین روحانیت، دانشگاه و دانشجو وطلبه فاصله اندازد و من فکر کردم که اگر دبیرستانی در قم تاسیس کنیم و در این دبیرستان دانش آموزان وارد شوند و برای رفتن به دانشگاه آماده شوند و با معلم ها و دبیرهای روحانی و معمم مواجه شوند و با آنها انس بگیرند و البته که آن روحانی ها افرادی باشند که بتوانند دانش آموزان را جذب کنند، این زمینه ای فراهم می شود که وقتی آنها وارد دانشگاه می شوند آن فاصله در ذهنشان نباشد و خود به خود نزدیک شده باشند.
برای همین ایشان افرادی را برای تدریس در آن مدرسه تعیین کرده بودند که دارای همین خصوصیات باشند و بتوانند جوان ها را به خود جذب کنند. نکته مهمتر این است که خود ایشان در آن دبیرستان زبان انگلیسی تدریس می کردند و می گفتند به این علت این کار را می کنم تا دانش آموزان بدانند این کار برای یک روحانی کار غریبی نیست . حتی برای دانش آموزان جذاب هم هست.
حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: سال ۵۳ که قرار بود به آلمان بروم آقای بهشتی به من گفتند زمانی که به آنجا می روید سازمان مدیریت غربی یک شیوه هایی دارد که موفق است، شما سعی کنید آن شیوه ها را یاد بگیرید و با ارزشهای دینی به کار گیرید. من هیچ گاه اثرات حضور یک جریان روشنفکری در ذهن آقای بهشتی را نمی بینم ولی نگاه تیزبین و موشکاف آقای بهشتی مشهود است. قبل از اینکه به آلمان بروند ایشان در تهران هیئتهایی را به صورت هفتگی اداره می کردند و از این هیئت های شل و ول نبود، خیلی منظم کار می کردند که این ها نمونه هایی از این کارهای تشکیلاتی ایشان بود. خیلی هم مؤثر بود، خیلی از آثار آقای بهشتی مثل تفسیر که آقای اژه ای درباره آن صحبت کردند از آن جلسات قرآنی همین هیئت ها بیرون آمده است.
در آموزش و پرورش هم با شهید باهنر، آقای گلزاده غفوری و … کتابهای درسی را تدوین می کردند و این هم یک کار تشکیلاتی دقیق با یک بازده و خروجی کاملا مشخص بود تا بتوانند در تعلیم و تربیت آن زمان تاثیرگذار باشند.
در کنار این کار هم یک کار تشکیلاتی دیگر می کردند و آن این بود که هرسال در ۱ الی ۲ نوبت معلمها را جمع می کردند و با آنها ارتباط همیشگی داشتند، با آنها صحبت می کردند و به صورت تشکیلاتی آنها را با افکار آن زمان برای انقلاب و پیشبرد اهداف نهضت امام خمینی همراه می کردند.بنابراین ایشان از این قبیل کارهای تشکیلاتی زیاد داشتند و این در میان روحانیت منحصر به فرد بود. ایشان تشکیلاتی ترین فردی بودند که ما می شناختیم که البته گل سرسبد کار تشکیلاتی آقای بهشتی حزب جمهوری اسلامی بود و به همین دلیل که ایشان فکر و خمیر مایه تشکیلاتی داشتند اولین دبیر کل حزب جمهوری اسلامی بودند.
حزب جمهوری اسلامی در همان مدت ۶ الی ۷ سالی که کار کرد خدمات بسیار بزرگی را از نظر کارسازی در جامعه کرد. بعد از پیروزی انقلاب من در حزب جمهوری اسلامی به آقای بهشتی گفتم که ما اینهمه نماینده و وزیر و مدیر از کجا بیاوریم؟ اینها که هنوز تربیت نشده اند؟ ایشان با فکر تشکیلاتی شان به من گفتند که در ذهن من این است که حزب جمهوری اسلامی باید کادرسازی کند یعنی در هر سال حداقل ۲۰۰ نفر را به صورت تربیت کند تا اینها هم برای مجلس شورای اسلامی و هم برای دولت و دستگاه قضایی بتوانند کار کنند.
یا زمانی که امام به ایشان پیشنهاد کردند که رئیس قوه قضاییه شوند، قبل از اینکه خدمت امام بروند در حیاط حزب جمهوری اسلامی به من گفتند که این کار را قبول نمی کنم، من می خواهم به قم بروم و آنجا طلبه ها را پرورش دهم تا بتوانند در دستگاه قضایی و در جاهای دیگر خدمت کنند که این هم یک کار تشکیلاتی دیگر ایشان بود.
حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: نکته ای درباره کتابهای درسی می گویم که کسی نمی داند. قبل از انقلاب سال آخر دبیرستان کتاب دینی نداشت و آخرین کتابی که تدوین کردند کتاب تعلیمات دینی سال آخر دبیرستان بود و بر سر عنوان آن کتاب با همه مشورت کردند، از من هم پرسیدند که اسم این کتاب را چه بگذاریم و من گفتم اسلام و مکاتب دین! گفتند که ساواک روی اسم مکاتب حساس است، بنابراین اسم آن را فلسفه دین گذاشتیم. این کتاب را قبل چاپ برای هزار نفر طلبه مثل من، فرستادند که تا نظرات اصلاحی را بدهند. گفتند می خواستیم زمانی که این کتاب را به دانش آموزان می دهیم اثربخشی آن را ببینیم که متاسفانه بعد از انقلاب به شکل عجولانه ای کتاب ها با مطالب دیگری جا به جا شد ولی کتاب فلسفه دین یکی از تیرهای در کمان انقلاب بود که به سمت سیستم شاهنشاهی رفت و نقش بسیار تعیین کننده ای داشت.
خبرآنلاین: من در اوایل انقلاب جوان بودم. می گفتند که آقای بهشتی سرمایه دار است و زندگی لوکسی دارد و با اقشار مردم نسبتی ندارد. حرف هایی زده می شد، این حرفها نه فقط در بین نیروهای ضد انقلابی که در بین بچه های مذهبی هم گه گاه زده می شد و این شایعات مطرح بود. مقداری از سبک زندگی که با آن بزرگ شدید برایمان بگویید که آیا واقعا زندگی فقیرانه ای بود یا حرفها درباره سرمایه دار بودن شهید بهشتی درست بود؟
ملوک السادات بهشتی: بله شایعات زیاد بود، آن خاطره معروف را حتما شنیده اید، زمانی که ایشان به سمت دیوان عالی کشور رسیدند شایعات به اوج خود رسید، در یک اتوبوس برخی می گفتند ایشان قصر دارد، حسابهای بانکی اش در سوئیس است، فرزندانش چنین و چنان هستند و…راننده اتوبوس تمام مسافرانش را رو به روی این خانه می آورد و می گوید این قصر شهید بهشتی است؟
اینجا را قبل از انقلاب شهید بهشتی با کمترین امکانات موجود ساختند، مثلا دیوارهای حیاط نقشه خودشان بودند که لوزی شکل درآوردند و از دو سیمان صورتی و سفید برای زیبایی آن استفاده کنند. جالب است که منافقین گفته بودند که سنگهای مرمر از ایتالیا آورده اند و از آن برای دیوار استفاده کرده اند، درصورتی که هنوز که هنوز است آن طرح سیمانی که شهید بهشتی طرحش را به مهندس داده بودند موجود است و زیبایی آن هنوز پابرجا است.
منافقین از زمانی که ایشان از اروپا آمدند روی ایشان حساس بودند چون ایشان یکی از بنیان گذاران مدرسه “دین و دانش” بودند. حتی روی مبلی که داشتند هم حساس بودند اما همان طور که ملاحظه می کنید این مبل همان مبلی است که قبل از انقلاب داشتند.زندگی فقیرانه نداشتند ولی در حد یک کارمند ساده آموزش و پرورش بود،ایشان به خانواده سخت نمی گرفتند ولی خودشان زندگی ساده را دوست داشتند. روزهای آخر قبل از شهادتشان می گفتند ای کاش به روزهای زندگی طلبگی برمیگشتم خودشان دوست داشتند. اما به خانواده سخت نمی گرفتند به خصوص که مادر خودشان امکانات مادی و مالی داشتند.
حجت الاسلام و المسلمین مسیح مهاجری: بعد از پیروزی انقلاب من در حزب جمهوری اسلامی به آقای بهشتی گفتم که ما اینهمه نماینده و وزیر و مدیر از کجا بیاوریم؟ اینها که هنوز تربیت نشده اند؟ ایشان با فکر تشکیلاتی شان به من گفتند که در ذهن من این است که حزب جمهوری اسلامی باید کادرسازی کند یعنی در هر سال حداقل ۲۰۰ نفر را به صورت تربیت کند تا اینها هم برای مجلس شورای اسلامی و هم برای دولت و دستگاه قضایی بتوانند کار کنند. تمام کارهای شهید بهشتی حساب و کتاب داشت، حتی برای مادر هر روز صبح یک پولی می گذاشتند تا ایشان دست خالی نماند می دانستند نیاز ندارند اما وظیفه خودشان می دانستند. یا حتی در سفری که برای بازدید از انجمن های اسلامی به اروپا رفتند ما هنوز دست نوشته های ایشان را داریم که تمام مخارج را ریز به ریز نوشته اند یعنی هیچ وقت بی حساب و کتاب در این خانه چیزی خرج نشد اما دست مادر را باز گذاشتند که اگر دوست دارد پرده ای نو کند یا خانه تزئینی داشته باشد آن کار را انجام دهد و به اهالی خانه سخت نمی گرفتند.
خبرآنلاین: ایشان خودشان در تامین مایحتاج زندگی اقدام می کردند؟
ملوک السادات بهشتی: بله. ایشان خودشان خرید می کردند، ماشین داشتند و خودشان رانندگی می کردند آن زمان بین علما مرسوم نبود و برخی راننده داشتند. خودشان می رفتند میوه فروشی یا مغازه خرید می کردند، اصلا آن مقیداتی که علمای آن زمان داشتند را نداشتند درصورتی که ایشان از نظر علمی سطح بالایی داشتند اما تمام کارهای زندگی خصوصی را خودشان انجام می دادند.
خبرآنلاین: شایعات سرمایه داری ایشان، چقدر شما را آزار می داد؟
ملوک السادات بهشتی: خیلی زیاد. آن ۱۴ اسفند معروف، آن اتفاقاتی که افتاد و آن حرف هایی که بنی صدر وامثالهم زدند را می دانید. البته بیشتر کار منافقین بود، از سالی که شهید بهشتی به ایران آمد روی زندگی ایشان زوم کرده بودند چون می دانستند که ایشان بین جوانان خیلی مؤثر هستند. برای همین آن شایعات را ساخته بودند. حتی وقتی شهید شدند هنوز وام طبقه بالا که برای آقاپسرها دو قسمت کرده و ساخته بودند، مانده بود. ایشان حتی هیچ درآمدی از قوه قضاییه نداشتند، می گفتند همان درآمد آموزش و پرورش کافی است، ایشان از سال ۴۲ کارمند آموزش و پرورش بودند به استثنا منتظر خدمت شدند و به آلمان رفتیم. شایعات زیاد بود اما واقعیت این است که ما زندگی متوسطی داشتیم.
خبرآنلاین: یعنی شهید بهشتی غیر از درآمد کارمندی درآمد دیگری نداشتند؟
حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: خاطره ای برایتان می گویم. قرار بود آقای مهاجری را به ژاپن بفرستند. در آن جلسه تصادفا من هم بودم. آقای بهشتی گفتند هزینه بلیط و اقامت ایشان چقدر می شود و آن کسی که قرار بود آقای مهاجری را تامین کند گفت حدودا ۳۲ هزار تومان و آقای بهشتی فرمودند که۵۶ هزار تومان بدهید. آن آقا گفت که نه خرج اضافه می کند اگر پول بیشتری داشته باشد ولخرجی می کند، آقای بهشتی گفتند که همین که می گویم، آن پول را بدهید. زمانی که آقای مهاجری برگشتند گزارش سفر داد که ۳۲ هزار تومان خرج کرده ام، یک بادبزن ژاپنی برای حاج خانوم خریده ام و ….
حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: البته حاج خانم بهشتی رو می گویند نه حاج خانم ما(خنده).
حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: بله. (خنده) در گزارش آقای مهاجری آمده بود در دهلی هم چند روپیه به یک گدا دادم. بعد آقای بهشتی به آن آقا (که قرار بود تامین مالی کند) گفتند که فهمیدی اعتماد کردن یعنی چه؟ می خواهم بگویم که قدرت اقتصادی ایشان برای جذب سرمایه برای کارهای فرهنگی بالا بود. خودشان می گفتند من در مدرسه حقانی در ظرفی پول گذاشتم که اگر طلبه ای محتاج شد خودش بردارد. گفتم خب ممکن است یک نفر زیاد بردارد گفت نه اینها بعدا مرجع تقلید می شوند، وجوهات برایشان میآورند باید یاد بگیرند خودشان را مهار کنند.
من و آقای مهاجری که جذب آقای بهشتی شده بودیم هم می خواستیم همان روحیه ایشان را در زندگیمان به کار بگیریم چون ما هم تقریبا همان خصوصیات را داشتیم. این نبود که از قطب متضادی بوده باشیم. خاطرم هست از همین بودجه ای که از محل سفر آقای مهاجری تامین شده بود برای ما تامین شده بود، من نوشتم من یک خواهر دارم و می شود هزار تومان هدیه ای برای عروسی خواهرم از آن پول بخرم و بعد صرفه جویی کنیم، نوشتند اگر می توانید صرفه جویی کنید پیداست که هزینه تان همانقدر است اما من خبر دارم که موقع پاتختی عروسی تان مبلغی به شما دادند و شما هنوز دارید شما برای خواهرتان از همان پول هزینه کنید.
حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: بله البته من هم کم نمی آوردم(خنده) نوشتم آقای بهشتی ما دوتا (من و همسرم) تصمیم گرفتیم که مکه و حج واجب برویم. فرمودند نخیر شما مستطیع نیستید وقتی این خرج را دارید از این خرج کنید. زمانی که ما خارج از کشور بودیم، آقای بهشتی یک پول جداگانه به ما می دادند و می گفتند که اگر من یا خانم چیزی از شما خواستیم از این پول برای ما جداگانه خرج کنید و ما معمولا ریز حساب و کتاب ها می نوشتیم چون پول بی حساب و کتابی نبود.
ملوک السادات بهشتی: این خانه را قبل از انقلاب، شهید بهشتی با کمترین امکانات موجود ساختند، مثلا دیوارهای حیاط نقشه خودشان بودند که لوزی شکل درآوردند و از دو سیمان صورتی و سفید برای زیبایی آن استفاده کنند. جالب است که منافقین گفته بودند که سنگهای مرمر از ایتالیا آورده اند و از آن برای دیوار استفاده کرده اند، درصورتی که هنوز که هنوز است آن طرح سیمانی که شهید بهشتی طرحش را به مهندس داده بودند موجود است و زیبایی آن هنوز پابرجا است. خبرآنلاین: دنیاطلبی داشتند؟
حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: برای پاسخ به این سوال بگذارید موضوعی را مطرح کنم. آن زمان فشار زیادی بر خانه و زندگی آقای بهشتی بود، قبلش آقای طالقانی بخاطر فشارها برای زندگی به وسط شهر آمده بودند. من اصرار داشتم که آقای بهشتی تغییر مکان بدهند. من بعد از امام، آقای بهشتی را خیلی دوست داشتم حتی بیشتر از پدر و مادرم. یک شب که آقای بهشتی از شورای انقلاب آمده بودند به حاج خانم گفتم که شما خسته اید بخوابید، من غذایشان را گرم می کنم، ایشان غذا را خوردند و چون دکتر گفته بود که باید یک ربع تمام مسواک بزنید، من پیش خود گفتم که در این یک ربع که ایشان مشغول مسواک زدن هستند و نمی توانند صحبت کنند تمام تلاش خود را می کنم تا ایشان را راضی کنم تا خانه شان را عوض کنند. در آن سال قیمت خانه در خیابان ایران و زعفرانیه و وسط شهر بخاطر مسائل انقلابی یکی شده بود، به ایشان گفتم که قیمت خانه ها که با هم فرقی نمی کند ولی مردم دهان بین هستند؛ شما ذخیره انقلاب هستید، این اتهامات اقتصادی خطرناک است و …همینطور یک ربع حرف زدم. بعد از اینکه ایشان مسواکشان را شستند، گفتند جواد آقا این مسواک چقدر می ارزد؟ گفتم هیچ کس مسواک مصرف شده را نمی خرد، ایشان گفتند دنیا برای من همین اندازه می ارزد. بگذار مردم یاد بگیرند که همانطور که هستیم ما را ببینند.
اگر ما به مردم یاد بدهیم که ما را همین طور که هستیم، بپذیرند ارتباط ما با مردم خیلی بهتر و صمیمی تر می شود، ما کسی جز مردم را نداریم. می دانم که تو می خواهی بخاطر اینکه مردم به ما شکاک و بدبین نشوند خانه را عوض کنیم اما ما نباید کاری کنیم که به گونه ای دیگر خودنمایی کنیم. ایشان حتی با اصرار ما یک متر به عمامه شان اضافه کردند که عمامه ای داشتند که از عمامه من کوچکتر بود. یا مثلا ایشان تا سالی که به آلمان رفتند قبا می پوشیدند و تنها مشخصه مدرنیته آقای بهشتی لباده بود، ایشان شب هفتم تیر هم با قبا شهید شدند.
آقای بهشتی دوست نداشت که خانه را عوض کند و به خانه جدید بروند، هیچ وقت هم پایش به خانه جدید نرسید(خانه در خیابان ایران بود) اما به هر حال فشارها و همان حرفهایی که من در سال ۵۸ زدم در نهایت ایشان را در سال ۶۰ قانع کرده بود که به پایین شهر بروند. ایشان قلبا نمی خواست برود و آن اتفاق همان شبی که قرار بود به آن خانه نقل مکان شود افتاد. جالب است که آن شب ایشان لباده نپوشیده بودند و قبا پوشیده بودند که تازه هم دوخته بودند.
من خدمت مقام معظم رهبری هم عرض کردم که ما از آقای بهشتی نمی ترسیدیم، از خطا و اشتباه خودمان می ترسیدیم و چون نمی خواستیم این کارها را بکنیم هیچ دلهره ای از آقای بهشتی چه در مقام پدر خانواده، چه پدر زن، چه در مقام رئیس دیوان عالی کشور نداشتیم، اما الان گاهی اوقات با احتیاط صحبت می کنیم چون می ترسیم.
خبرآنلاین: به نظر نمی رسدچهره جدی آیت الله بهشتی با خوش اخلاقی خیلی میانه ای داشته باشد؟
ملوک السادات بهشتی: اتفاقا ایشان در منزل بسیار آرام، خوش اخلاق و خیلی خوش برخورد بودند. ایشان به ندرت به یکی از بچه هایشان خصوصا دخترها تشر می زدند، تنبیه بدنی که اصلا در کار نبود. کلا با خانواده خیلی با محبت بودند و حتی با اطرافیانشان هم خیلی خوب برخورد می کردند چون ایشان تیپی بودند که جوانان را به خود جذب می کردند. اما ایشان در مقام قضاوت و کار علمی بسیار جدی بودند.
حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: تندترین کلامی که به من گفتند این بود که یک بار در خانه داشتم با اصفهان تلفنی صحبت می کردم که در آن تلفن برخی کدهای سیاسی را مطرح می کردم که با لحن کشداری به من گفتند جواد آقا.(خنده) این تندترین برخورد ایشان با من بود که من سریع تلفن را قطع کردم.
خبرآنلاین: آقای شهید بهشتی برای همه علما احترام قائل بودند و طبیعی بود که اختلافات علما به بیرون بروز نکند و دیده نشود ولی به هرحال ایشان با بعضی از سلایق فکری قبل از انقلاب همراه نبودند و در موارد خاصی هم خیلی تند بعضی از اختلاف نظرهایشان را گفته اند. در مورد این توضیحی بفرمایید.
حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: تحجر در صنف ما روحانیون سابقه داشت و الان هم هست. آقای بهشتی یک روحانی روشن ضمیر بود من روشن ضمیر را به کار می برم تا با آن روشنفکر مصطلح آن زمان مرز داشته باشد والا درستش همان روشنفکر است. ایشان باز فکر می کردند ، البته این باز فکر کردن به این معنا نبود که مناسک دینی، احکام شرعی و دستورات اسلام را نادیده بگیرند. ایشان در صحبت هایشان وقتی به بحث آزادی می رسند فورا مرزبندی می کنند و می گویند که آزادی بی بند و باری نیست ولی در کل خیلی باز و روشن فکر می کردند.
ایشان اوج فریادشان هم در مورد مسائل اقتصادی بود. آن زمان پیش بینی می کردند که ممکن است که توجه نکردن به عدالت اقتصادی، انقلاب اسلامی را زمین بزند و زمین گیر کند.
الان هم شاهد این هستیم که مشکلات زیادی از همین ناحیه به وجود آمده است.این تفکرات و حرف ها در حوزه علمیه و در میان روحانیون دشمن داشت، به طوری که در قم در برابر ایشان جبهه بندی شده بود.حتی بعضی از جلسات را همفکران و علاقه مندان ایشان می خواستند در مدرسه فیضیه برگزار کنند، اما آنهایی که متحجر بودند این اجازه را به ایشان نمی دادند و جلویش را می گرفتند. مواردی پیش آمد که ایشان به قم رفتند اما نتوانستند صحبت کنند و نگذاشتند جلسات برگزار شود. یا از ایشان شکایت های زیادی به مراجع می کردند و آنها هم به امام منتقل می کردند. آقای بهشتی چندین بار مجبور شدند که به قم بروند و با مراجع از نزدیک صحبت کنند و ذهنشان را روشن کنند و مسائل را برایشان تبیین کنند که البته این ظلم به ایشان بود و این ظلمی بود که متحجرین می کردند و ایشان هم هیچ وقت عقب نشینی نکردند.
برایتان خاطره ای از متدینین تهران نقل می کنم: ایشان در بازار تهران سخنرانی کردند و در آن سخنرانی گفتند که آقایان تجار و بازرگانان، آن زمان گذشت که هر طور که دوست داشتید سود می بردید و اموالتان را زیاد می کردید، الان انقلاب شده است و باید به مردم و محرومین برسیم و باید امکانات خود را با مردم تقسیم کنیم و پیشنهاد من این است که شما به اندازه ای که بتوانید زندگی کنید و ادامه کار دهید به سود اکتفا کنید، بیشتر از این سود نخواهید تا مردم بتوانند در رفاه باشند و آسایش داشته باشند و خوب زندگی کنند.
همین سخنرانی باعث شد که از میان متدینین و بازاری ها دشمنی علیه آقای بهشتی شروع شود و ما در داخل حزب جمهوری اسلامی این را کاملا می دیدم که آن کسانی که با این حرف آقای بهشتی منافع اقتصادی خودشان را در خطر دیده اند پرچم مخالفت را با آقای بهشتی بالا برده اند و تلاش می کردند که آقای بهشتی در حزب جمهوری اسلامی تنها شود و قدرتی نداشته باشد تا آنها بتوانند کارهایی را انجام دهند.
حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: زمانی که جنگ خیابانی بعد از عزل بنی صدر بالا گرفته بود، خبر رسید دختر و خانم آقای بنی صدر در جمع منافقین دستگیر شدهاند، آقای بهشتی عصبانی و ناراحت شدند، گفتند که باید آنها را آزاد کنند و بنا نیست که ما با زن و بچه مردم کار داشته باشیم، بگویید آزادشان کنید، وقتی آقای موسوی اردبیلی کمی مقاومت کردند ایشان با قاطعیت و صراحت گفتند من به عنوان رئیس دستگاه قضایی به شما دستور می دهم تا الان آنها را آزاد کنند. این مداراست، مدارا با دشمن است. در مورد اخلاق اجتماعی ایشان باید بگویم که آقای بهشتی برخلاف آن تبلیغاتی که مخالفین و منافقین از ایشان کرده بودند که ایشان یک انسان مستبد و دیکتاتور است برخلاف این حرفها ایشان یک انسان شوخ بود و در جمع دوستان و همکاران و جمع های خصوصی با شوخی صحبت های خود را شروع میکردند و خیلی جاها با خنده و بذله گویی کاری می کردند که جمع شاد باشد و دقیقا برعکس آنچیزی بود که آنها از آقای بهشتی ترسیم می کردند.
حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: یک خاطره ای را نقل کنم. بعد از رحلت امام، تازه آقا رهبر شده بود، یک عصر جمعه به خانم گفتم یه سری به ریاست جمهوری بروم، آقا گفتند خانواده شهدا آمدند تا موقع اذان قدم بزنیم. بحث مان بلافاصله روی آقای بهشتی رفت. من گفتم آقای بهشتی می گفتند من گاهی اوقات توسط نزدیک ترین دوستانم شبه دیکتاتوری می رود. و در موردی در لیست انتخابات چنین اتفاقی افتاد. آقای خامنه ای زدند زیر گریه. گفتند بله. در لیست حزب جمهوری اسلامی برای انتخابات مجلس اول اقای بهشتی مخالف یک نفر بودند. من و آقای هاشمی موافق بودیم. هرچی بحث کردیم آقای بهشتی را نتوانستیم قانع کنیم. بعد آخرش آقای بهشتی گفتند اجازه بدهید من رأی ندهم، آقای هاشمی گفتند چه بهتر ما همین را می خواهیم و بدون رأی آقای بهشتی آن آقا وارد لیست مجلس شد. یک یا دو هفته بعد ما خیلی شدیدتر از آقای بهشتی ما به این جمع بندی رسیدیم که چه کسی را برای مجلس تایید کردیم. دوتایی پیش آقای بهشتی آمدیم که اسم را باید حذف کرد ولی ایشان چون تشکیلاتی بودند گفتند همینطوری که نمی شود. شورای مرکزی رای داده و تصویب شده و من جای بحث جدید را باز نمی کنم. اینها نکاتی است که در کمتر شخصیت سیاسی سراغ نداریم.
خبرآنلاین:آقای مهاجری با توجه به اینکه شما سالهایی را در کسوت شاگردی آیت الله بهشتی و بعدها هم حزبی ایشان بودید از تساهل، مدارا و قاطعیت ایشان اگر نکاتی به ذهنتان می رسد بفرمایید.
حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: آقای بهشتی همانطور که تشکیلاتی ترین فرد بود، مداراترین فرد مردم در میان امثال خودش بود. اگر مردم را ۲ قسمت کنیم یک قسمت شاگردان و دوستان و کسانی که با او ارتباط داشتند بودند و یک قسمت هم مردم به معنای تمام مردم چه آنها که مشکلی با آقای بهشتنی نداشتند و چه آنها که دشمن ایشان بودند. آقای بهشتی خیلی اهل مدارا با مردم بود و این مدارا بر اساس عدل و انصاف و اخلاق اسلامی بود.
در ایام آخر خرداد سال ۶۰ که مجلس شورای اسلامی به عزل بنی صدر رای داده بود، در همان ایام منافقین در خیابان های تهران جنگ خیابانی به راه انداخته بودند و اسلحه به همراه داشتند و خیلی ها را کشتند. من در اتاق آقای بهشتی کنار ایشان نشسته بودم که خبر رسید دختر و خانم آقای بنی صدر در جمع منافقین دستگیر شده اند، اینها رفته بودند که به منافقین کمک کنند. من از شنیدن این خبر خوشحال شدم(خنده) که عوامل اصلی دستگیر شده اند اما آقای بهشتی عصبانی و ناراحت شدند، گفتند که باید آنها را آزاد کنند. به آقای موسوی اردبیلی تلفن زدند، آقای موسوی اردبیلی دادستان کل بودند و ایشان به آقای موسوی اردبیلی گفتند که من شنیده ام خانم و دختر آقای بنی صدر – با اینکه بیشترین دشمنی را به آیت الله بهشتی کرده بود هیچوقت بدون گفتن آقا درباره او صحبت نمی کرد- دستگیر شده اند و شما دستور دهید تا آنها را آزاد کنند، خیلی قاطع هم گفتند. گویا آیت الله موسوی اردبیلی هم مخالفت کرده و گفته بودند این ها عوامل اصلی هستند و …آقای بهشتی دوباره گفتند بنا نیست که ما با زن و بچه مردم کار داشته باشیم، بگویید آزادشان کنید، وقتی آقای موسوی اردبیلی کمی مقاومت کردند ایشان با قاطعیت و صراحت گفتند من به عنوان رئیس دستگاه قضایی به شما دستور می دهم تا الان آنها را آزاد کنند(با همین قاطعیت و صراحت). این مداراست، مدارا با دشمن است.
یک مورد دیگر هم این بود که ایشان در سال آخر عمرشان به ورامین رفته بودند و در مسجد جامع ورامین صحبت می کردند، ایشان در ورامین خیلی طرفدار داشت چون بعضی از پاسدارهای ایشان و کسانی که از قبل با ایشان همکاری می کردند اهل ورامین بودند؛ جمعیت زیادی در مسجد جامع جمع شده بودند و ایشان صحبت می کردند، آقای بهشتی در صحبتهایشان به کسی اهانت نمی کردند و حرمت ها را نگه می داشتند و اگر هم انتقادی می کردند اینگونه نبود که با لحن توهین آمیز از کسی انتقاد کنند، در عین حال چون تشکیلات منافقین به آنها دستور داده بودند که هرکجا که آقای بهشتی را دیدید با او برخورد کنید و او را خراب کنید و هرطور که می توانید او را اذیت کنید، در سخنرانی ایشان آنها شروع به شعار مرگ بر بهشتی دادن کردند و علیه ایشان شعر سر دادند، آقای بهشتی سکوت کردند و عده ای شروع به گفتن مرگ بر منافق کردند و آقای بهشتی به آنها دستور دادند که چیزی نگویید و سکوت کنید و منافقین هم بعد از مدتی از شعار داد خسته شدند و سکوت کردند و آقای بهشتی دوباره شروع به صحبت کردند و منافقین دوباره شعار دادن را شروع کردند، زمانی که سخنرانی آقای بهشتی تمام شد و خواستند از مسجد بیرون بروند منافقین به ایشان حمله کردند و تخم مرغ و گوجه فرنگی به سمت ایشان پرتاب کردند و به ماشین ایشان حمله کردند و به ایشان خیلی اهانت کردند و مردم آن روز خیلی ناراحت شدند و درگیری بین مردم و منافقین به وجود آمد. دادستانی ورامین دخالت کرد و یک عده از اینها را دستگیر می کند و فردای آن روز خبر به آقای بهشتی می رسد، فورا با دادستان ورامین تماس گرفتند و به او گفتند که شنیده ام که شما دیروز عده ای را دستگیر کرده اید، اینها دو دسته می توانند باشند، یک عده کسانی هستند که به من اهانت کرده اند و عده ای را بنا به دلایل خودتان گرفته اید، اما هرکس که به من اهانت کرده است را همین الان آزاد کنید و من به هیچ وجه اجازه نمی دهم شما به خاطر توهین به من کسی را دستگیر کرده باشید و در بازداشت نگه دارید.
اینها همه مدارا با دشمن است. انتخابات خبرگان که برگزار می شد حزب جمهوری اسلامی لیستی برای خبرگان قانون اساسی داد. در آن لیست به اصرار آقای بهشتی نام یکی از افرادی که برای یک حزب دیگر بود و تفکر دیگری هم داشت و اصلا مقبول جامعه مذهبی نبود، قرار گرفت. از ایشان دلیل این کار را پرسیدیم و ایشان گفتند که برای اینکه افکار متنوع در خبرگان قانون اساسی باشد و ایشان هم یکی از کسانی است که دارای افکار است پس بیاید و نظرش را بگوید، عده ای مخالفت کردند ولی ایشان اصرار کردند و شورای مرکزی با استدلال های آقای بهشتی او را قبول کردند.
کسی مامور شد که با آن آقا صحبت کند که شما از طرف حزب برای کاندیدا در نظر گرفته شده اید و بنابراین می خواهیم اسم شما را بیاوریم منتهی باید از خودتان هم اجازه بگیریم که ببینم موافق هستید یا نه، ایشان گفت که من موافق نیستم و حزب جمهوری اسلامی را قبول ندارم و نمی خواهم که اسم من در لیست حزب جمهوری اسلامی باشد، خود این که مخالفت کرد و گفت حزب جمهوری اسلامی را قبول ندارم نشان می دهد که آقای بهشتی چقدر با مخالفین فکری اهل مدارا بودند.
حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: آقای ابوترابی داستانی تعریف می کرد و می گفت که یکبار یکی از این منافقین با آقای بهشتی درگیری کلامی شدید داشت و با تلخی و تندی از ایشان جدا شد. زمانی که من نزد آقای بهشتی رفتم به من گفت که سراغ آن مرد برو و نگذار که با مشکل مواجه شود برو و با او بحث کن و به او کمک کن. گفتم که آقا این شخص انقدر به شما بد و بیراه گفت، گفتند که جوان است و نباید بگذاریم که در این مسیر بیفتد، پس برو و به او کمک کن. آقای ابوترابی می گفت که من باور نمی کردم که با این توهین هایی که به آقای بهشتی کرده بود باز ایشان از من می خواست که به او کمک کنم.
یکبار هم من را تفت برای سخنرانی دعوت کرده بودند،مسجدی بود که دوتا در داشت گفتند ما یکبار آقای بهشتی را برای سخنرانی دعوت کرده بودیم و منافقین از کل اصفهان لشکرکشی کرده بودند که موقع سخنرانی توهین کنند منتهی ما مسجد را پر کرده بودیم و آنها بیرون مسجد بودند. بعد به آقای بهشتی گفتیم این در پشتی است و ماشین تان این ور است از اینجا بیرون بروید. اقای بهشتی گفتند اینها زحمت کشیدند آمدند(خنده) می خواهند فحش بدهند، آقای بهشتی که از در بیرون آمدند اینها شروع به فحش دادن کردند و حرف هایی از این نوع زدند و آقای بهشتی هم خندیدند و رفتند. آنجا دیگر گوجه و اینها نبود، اصفهانی ها مواد غذایی را اسراف نمی کنند(خنده). یعنی من چنین چیزی را در هیچ سیاستمداری ندیده ام.
حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: حیف است که این خاطره گفته نشود، آقای محمد منتظری هم در ۷ تیر شهید شد، محمد منتظری از اول تشکیل حزب، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی بود و تا اواخر سال ۵۷ که به دلیلی هم خودش رفت و هم اخراج شد و آن دلیل این بود که به شدت علیه آقای بهشتی تبلیغات میکرد، اعلامیه پخش می کرد و روزنامه ای منتشر می کرد و تعبیری که بسیار تعبیر بدی بود علیه آقای بهشتی به کار می برد که آن تعبیر”راسپوتین” بود. این عبارت خیلی توهین آمیز بود.
ملوک السادات بهشتی: حاج آقا دوستی داشتند که جالب بود دخترشان کاملا بی حجاب بود ولی خودشان عاشق شهید بهشتی بودند و ما با هم رفت و آمد داشتیم و همین رفتار آقای بهشتی منجر به محجبه شدن دختر ایشان شد و زمانی که به فرانسه رفت تا ادامه تحصیل دهد با یک الجزایری ازدواج کرد. ایشان هیچ منعی برای ارتباط با افراد مختلف نداشتند.
حجت الاسلام و المسلمین اژه ای:اتفاقا مصاحبه ای دیدیم که خبرنگار آلمانی از ایشان می پرسید به شما می گویند راسپوتین انقلابی، آیا این را قبول دارید؟ و آقای بهشتی فقط گفتند که غیر منصفانه است.همین!
حجت الاسلام و المسلمین مهاجری:و واقعا غیرمنصفانه درباره ایشان می نوشت و می گفت و تبلیغ می کرد. این ماجرا تا چند روز مانده به ۷ تیر ۱۳۶۰ طول کشید. ما و همه اعضا در دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی نشسته بودیم و آقای بهشتی هم که خیلی منظم بودند(نظم و وقت شناسی ایشان زبانزد بود)، آن روز برای اولین بار ایشان با تاخیر به جلسه آمدند، در ابتدای ورودشان گفتند سلام علیکم، عذر می خواهم! ایشان با یک قیافه بشاش و خوشحال به ما گفتند که محمد آقای منتظری آمده بود، همه با تعجب گفتیم چطور؟
او که با شما دشمن بود! گفتند که من آماده شده بودم که حرکت کنم و اینجا بیایم که به من خبر دادند محمد آقای منتظری آمده است و می خواهد شما را ببیند. من دیدیم که اگر با او به صحبت بنشینم اینجا خلف وعده می شود و این بد است، اگر او را رد کنم فکر می کند که بخاطر اهانت هایی که به من کرده است، دارم به او بی اعتنایی می کنم و این هم بد است، اما من فکر کردم بین این دو تا دومی را انتخاب کنم و او را بپذیرم و بعدا از شما عذرخواهی کنم. برای ما جالب بود که محمد آقا برای چه نزد ایشان رفته بود و ایشان به ما گفتند زمانی که محمد آقا را دیدم بغل باز کردم و او را در آغوش گرفتم و گفتم محمد آقا خوش آمدی! محمد آقا به من گفت آقای بهشتی من امده ام تا از شما عذرخواهی کنم، من اشتباه کردم و آمده ام تا شما من را ببخشید. من هم گفتم محمد آقا من از اول شما را بخشیده بودم و چیزی در دل ندارم و بعد از مدتی که با هم خوش و بش کردیم من از محمد آقا عذر خواهی کردم و گفتم جلسه ای دارم و باید بروم. ایشان بعدا به مسؤلین جلسه های یکشنبه حزب دستور دادند که آقای محمد منتظری را هم دعوت کنند و او در آن جلسه شرکت کرد و در همان جلسه هم شهید شد. این اوج مدارا است.
خبرآنلاین: مرحوم بهشتی در قشرهای مختلف سیاسی و مذهبی خودشان مراوداتی داشتند. بیشترین مراوداتی که شما از آن اطلاع دارید به صورت مشخص چه آدم هایی بودند؟
ملوک السادات بهشتی: من در مورد افراد کمتر می توانم صحبت کنم ولی بهتر است در مورد جریان ها صحبت کنم. یک نکته ای که می خواهم روی آن تاکید شود این است که ایشان چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور واقعا تمام تلاششان این بود که کادر سازی انجام شود. اولین قدم شناسایی آن فرد است، که آیا می تواند مدیر خوبی باشد یا نه! در خارج از کشور زمانی که انجمن های اسلامی را تشکیل دادند یک از اهدافش این بود که افراد و دانشجویانی که آنجا تحصیل می کنند شناسایی شوند که ببینند بعدها آیا می توانند برای مدیریت مناسب باشند یا نه. آن هم در زمانی که اصلا مشخص نبود که انقلاب پیروز می شود. یعنی ایشان فقط امید داشتند، آن هم امیدی که امام در دل همه ما گذاشته بود. آنچیزی که من می خواهم بر روی آن تاکید کنم این است که در بین خانم ها هم تمام تلاششان را کردند و تشکیل مدرسه ای مثل مدرسه رفاه باعث شده بود که افراد و خانواده های مذهبی که اجازه نمی دادند فرزندانشان در جاهای دیگر تحصیل کنند، در این مدارس می آمدند و تحصیل می کردند و الان هم ما می بینیم که در سطح جامعه هر کدام از آنها مؤثر هستند.
در قم شما می بینید که در کنار آموزشی که در مدرسه حقانی با دقت و برنامه ریزی روی جوانان انجام می شد، جامعه الزهرا هم پایه گذاری می شود تا خانم ها و خواهران هم بتوانند استفاده کنند و ما می بینیم که خیلی از آن فارغ التحصیلان در سطح حوزه و دانشگاه استاد هستند و برای جامعه مؤثر هستند. ایشان همانطور که در خانه تفاوتی بین دختر و پسر نمی گذاشتند، این خیلی مساله مهمی بود که می دانستند که استعدادها متفاوت است ولی امکانات را یک جور به ما می دادند و این برای من خیلی جالب بود که برای ما یکسان عمل می کردند و بهترین امکانات تحصیلی را فراهم می کردند و همواره ما را تشویق می کردند.
آن زمان نمی گذاشتند که با چادر به دانشگاه برویم، اولین سؤال بچه های رفاه همین بود که پس ما برای ادامه تحصیل کجا برویم و ایشان گفتند که به دانشسرای معلم بروید و خیلی از بچه ها به این شکل ادامه تحصیل دادند. این تاکید ایشان که چه خانم ها و چه آقایان حتما مؤثر باشند و حتما در جامعه شرکت داشته باشند خیلی مهم بود که نمونه بارز آن زمانی بود که مجلس خبرگان تشکیل شد و ایشان اصرار داشتند که خانم ها هم حتما شرکت کنند که البته فقط خانم گرجی درجه اجتهاد داشتند.
در مورد سؤال شما باید بگویم که روابط اجتماعی ایشان خیلی قوی بود و همراه ایشان مادر بودند که از کل مهمان ها پذیرایی می کردند چون روزی نبود که در خانه ما مهمان نباشد. ما با خانواده های مختلفی ارتباط داشتیم به خصوص آنهایی که همفکر بودند، یعنی زمانی که ما در خیابان دولت زندگی می کردیم و تازه از آلمان آمده بودیم، کوچه بن بستی بود که یک خانه را برای ما گرفته بودند، خانه کناری ما آقای هاشمی با خانواده بودند و در کنار آنها آقای مفتح و خانواده بودند. حتی با خانواده آقای باهنر و آقای مطهری و خانواده امثال اینها خیلی ارتباط داشتیم.
ملوک السادات بهشتی: بله. حاج آقا دوستی داشتند که جالب بود دخترشان کاملا بی حجاب بود ولی خودشان عاشق شهید بهشتی بودند و ما با هم رفت و آمد داشتیم و همین رفتار آقای بهشتی منجر به محجبه شدن دختر ایشان شد و زمانی که به فرانسه رفت تا ادامه تحصیل دهد با یک الجزایری ازدواج کرد. ایشان هیچ منعی برای ارتباط با افراد مختلف نداشتند.
حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: بحث هایی که آقای بهشتی می کردند آدم را به روز می کرد، مثلا من کتاب عصیان فروغ فرخزاد را می آوردم م می گفتم جواب شعرهای فروغ فرخزاد را بدهید و شیوه آقای بهشتی این بود که به نظر شما چه رسیده است و چه چیزی جواب می دهید؟ و اگر جمعی هم بود از همه می پرسیدند و بعد اگر کسی در جمع جواب درست می داد می گفتند که این را قبول دارم و در نهایت خودشان جواب می دادند. خبرآنلاین: آقای بهشتی در انتخاب دامادهایشان سختگیر نبودند؟
ملوک السادات بهشتی: من اولین فرزند ایشان هستم. با اینکه سنی نداشتم ولی زمانی که برای من خواستگار می آمد ایشان با خود من مشورت می کردند. من در خانواده ای بزرگ شده بودم که با زندگی های پر تجمل نمی توانستم جور دربیایم، بنابراین به ایشان می گفتم که من یک زندگی ساده می خواهم ولی با کسی که حرف من را متوجه شود و من بتوانم با او حرف بزنم و با او از لحاظ فرهنگی ارتباط برقرار کنم. بعد از مدتها ایشان به من گفتند که اگر آن فرد یک طلبه ای باشد که معلم است، ساده زیست است و تازه فارغ التحصیل شده است به خواستگاری بیاید قبول می کنی؟ من چون زندگی طلبگی را دوست داشتم واقعا پذیرفتم به خصوص که خانواده شان را هم می شناختم. با اینکه بخاطر آشناهایی که پدر داشتند از تاجر و مهندس و دکتر خواستگار می آمد.
خبرآنلاین: آقای دکتر حاج خانم که خیلی راضی هستند. شماهم همینطور؟
حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: ازدواج ما ۲ بعد رابطه دارد، یکی رابطه خانوادگی قبلی است یعنی مادر من و آقای بهشتی دخترخاله و پسرخاله بودند و مادر پدر من عمه آقای بهشتی بودند،(خنده) یعنی آقای بهشتی که به خانه ما می آمدند محرم بودند و من هم که به خانه آقای بهشتی می رفتم خاله جانم بودند ولی اینها ربطی به ازدواج نداشت و ما کار تشکیلاتی داشتیم و من زمانی که افسر وظیفه بودم چهارشنبه ها از اول جلسه تا ساعت ۱۱ اینجا بودم و در همه بحث های بسیار زیبا و جالب شرکت می کردم، چون بحث هایی که آقای بهشتی می کردند آدم را به روز می کرد و ما هم تقریبا همه نوع سؤالی چه از آقای مطهری و چه از آقای بهشتی داشتیم، مثلا من کتاب عصیان فروغ فرخزاد را می آوردم م می گفتم جواب شعرهای فروغ فرخزاد را بدهید و شیوه آقای بهشتی این بود که به نظر شما چه رسیده است و چه چیزی جواب می دهید؟ و اگر جمعی هم بود از همه می پرسیدند و بعد اگر کسی در جمع جواب درست می داد می گفتند که این را قبول دارم و در نهایت خودشان جواب می دادند.
بنابراین رابطه ما یک رابطه تشکیلاتی بود و اصلا مساله رفتن من به هامبورگ هم هیچ ربطی به ازدواج نداشت. من یک بار به ایشان گفتم که احساس بطالت می کنم، می روم شهررضا درس می دهم ولی امکان فعالیت فرهنگی را گرفته اند و…گفتم که قانع نیستم. ایشان چند پیشنهاد داشتند که بعد از طرح در خانواده در نهایت تصمیم گرفتم که به هامبورگ بروم. قبل از رفتنم مادرم گفت که اجازه نمی دهم مجرد بروی! و بعد مساله خواستگاری مطرح شد. یعنی ازدواج ما تشکیلاتی نبود آقای بهشتی این مسائل را تفکیک می کردند.
بخاطر دارم زمانی که می خواستم به هامبورگ بروم آقای بهشتی اصرار کردند که زمینی بروم تا با مشکلات سفر زمینی آشنا شوم اما حاج خانم اصرار کردند که نمی شود دامادمان را زمینی بفرستیم، بنابراین برای برگشت بدون اینکه اعلام کنم زمینی آمدم، مکافات هایی را هم کشیدم و زمانی که به شهر رشت رسیدم اعلام کردم که من ایران هستم، چون احساس کردم که آقای بهشتی میل داشتند که من تجربه سفر زمینی داشته باشم. تعاملات اجتماعی ما بر اساس اصول و قاعده بود و خدا شاهد است که زندگی ما زیر آن مقیاس عادی بود.
خبرآنلاین: از تعاملات فکری شهید بهشتی با شهید مطهری اطلاعاتی دارید؟
حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: آن زمان وجوه مشترک بین کسانی که هم شاگرد امام و هم از یاران امام محسوب می شدند زیاد بود و آقای بهشتی و آقای مطهری یک وجه اشتراکشان این بود که هر دو از امام استفاده کرده بودند، یک وجه مشترک دیگرشان این بود که هر دو از محضر علامه طباطبایی بهره برده بودند.
وجه مشترک دیگر مبارزه بود که تقریبا شباهت زیادی از نظر نوع مبارزه داشتند، مبارزه ۲ صف داشت، یکی صف مقدم بود که خیلی ها در آن صف بودند یعنی بیشتر در معرض بودند و به زندان می رفتند و مشکلات زیادی برایشان پیش می آمد و صف دوم صف کار فرهنگی مبارزه بود که آقای بهشتی و آقای مطهری هر دو در این صف بودند، البته اینطور نبود که دستگیر نشده باشند و به زندان نرفته باشند چون اتفاقا هر دو دستگیر شدند مننتهی کمتر از دیگران و بیشتر از صف اولی ها در کار فرهنگی بودند. همین ها این دو را به هم مرتبط کرده بود و حتی یکبار که کاری پیش آمده بود و لازم بود با بعضی از بزرگان صحبت کنم، در مشورتی که با آقای بهشتی داشتم ایشان به من گفتند که تماسی با آقای مطهری می گیرم و شما نزد ایشان بروید. یعنی روابط آقای بهشتی با آقای مطهری در تمام این زمینه هایی که عرض کردم که در واقع وجوه مشترکشان بود برقرار بود و نزدیکهای انقلاب هم روابظشان نزدیکتر شد و در شورای انقلاب هر دو با هم بودند و این بحث ها که در زمان نبودن امام مطرح می شد معمولا مشترک بود، یعنی بعد از اینکه معمولا با هم تبادل نظر و همفکری می کردند مطالبشان در زمینه انقلاب و هدایت مردم به طرف انقلاب و مبارزه را مطرح می کردند.
آنها در بخش کتاب هم قابل تعریف بودند هرچند با هم تفاوت هایی داشتند، یعنی هردو کار تالیفاتی و فرهنگی در جامعه کردند که از وجوه مشترکشان است منتهی آقای بهشتی خیلی با تأنی کتاب منتشر می کردند، آقای مطهری کتابهای زیادی منتشر می کردند و کتابهایشان خیلی طرفدار داشت چون مردم تشنه بودند. من یک روز به آقای بهشتی گفتم که آقا من از شما گله ای دارم که چرا شما کتابتان را منتشر نمی کنید؟ ایشان گفتند من معتقد هستم که کتاب را باید زمانی منتشر کرد که از هر نظر کامل باشد و دیگر احتیاجی به تجدید نظر نداشته باشد و اعتقاد قطعی من این است که انسان باید ۵ هزار کلمه بخواند تا ۵ کلمه بنویسد به همین خاطر من کتابم را دیر منتشر می کنم.
حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: آن زمان وجوه مشترک بین کسانی که هم شاگرد امام و هم از یاران امام محسوب می شدند زیاد بود و آقای بهشتی و آقای مطهری یک وجه اشتراکشان این بود که هر دو از امام استفاده کرده بودند، یک وجه مشترک دیگرشان این بود که هر دو از محضر علامه طباطبایی بهره برده بودند. وجه مشترک دیگر وجه مبارزاتی بود که تقریبا شباهت زیادی از نظر نوع مبارزه داشتند.خبرآنلاین: ممنونم از شما بزرگواران که در این جلسه شرکت کردید و ادای دین به شهدای هفت تیر خصوصا آقای بهشتی کردید. شاید بد نباشد زمانی که راجع به مظلومیت شهید بهشتی صحبت شد این را عرض کنم که فکر نمی کردم بعد از گذشت ۴۰ سال همچنان رگه هایی از مظلومیت ایشان وجود داشته باشد. گرچه اینجا خانه شهید بهشتی است اما پیشنهاد ما این بود که این جلسه را در دفتر حزب جمهوری اسلامی در سرچشمه و شهادتگاه ایشان برگزار کنیم، به هر حال دوستانی که الان مسؤلیت آنجا را بر عهده دارند خیلی تمایل نداشتند که درباره شهید بهشتی در قتلگاه شهید بهشتی صحبت شود.
حجت الاسلام و المسلمین مهاجری: من به سهم خودم از شما و مجموعه خبر آنلاین تشکر می کنم که باعث شدید تا این کار انجام شود و گوشه ای از افکار شهید مظلوم آیت الله بهشتی از این طریق منتشر شود و امیدوارم اینطور تلاش ها ادامه پیدا کند چون نسل امروز ما و نسل های آینده به افکار آیت الله بهشتی احتیاج دارند و شرایط کشور به گونه ای است که اگر این افکار منتشر شود خیلی در حل مسائل کمک می کند. افکار ایشان هم از بعد آزاد اندیشی و هم در مسائل اقتصادی و فرهنگی و در مسائل عدالت برای مسؤلین ما هم بسیار آموزنده است.
حجت الاسلام و المسلمین اژه ای: من هم تشکر می کنم. من معمولا اهل مصاحبه نیستم، شاید در طول این ۴۰ سال ۲ مصاحبه با روزنامه جمهوری داشتم اما زمانی که اسم آقای بهشتی می آید تصمیم گیری برای من سخت می شود. بارها من را در شبکه های مختلف و حتی برنامه های زنده دعوت کرده اند ولی نپذیرفتم. نسبت به آقای بهشتی احساس دین می کنیم و فقدان ایشان برای نظام ما قابل جبران نیست و من واقعا آرزو می کنم با احیای نحوه نگرش و عمل و باور و خلوص و مردم دوستی شهید بهشتی بتوانیم از چاله هایی که در مسیر انقلاب است به یاری پروردگار مردم و جمهوری را عبور دهیم. درود می فرستم بر روح همه شهدای هفتم تیر ماه چون همه آنها به گردن انقلاب حق دارند. خداوند آنها را با اباعبدالله الحسین (ع) محشور بفرماید.
ملوک السادات بهشتی: من هم از شما و همکارانتان تشکر می کنم. انشالله که در جلسات بعد اخوی ها و خواهر کوچکم هم شرکت کنند چون خوب است که آنها هم در جمع ما شرکت کنند و ما از آنها استفاده کنیم.
به گزارش خبرآنلاین به نقل از پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری، رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (شنبه) در ارتباط تصویری با رئیس و مسئولان عالی قضایی و همچنین رؤسای کل دادگستریهای سراسر کشور با ابراز خرسندی از اقدامات انجام شده در یک سال اخیر، بر لزوم استمرار حرکت تحولی در قوه قضائیه به صورت متوازن و با محوریت مردمی بودن قوه تأکید کردند و گفتند: مبارزه با فساد که در این دوره به اوج خود رسیده است باید بدون اغماض و بر اساس حق و عدل و قانون و همچنین بدون تعدی و ظلم به افراد بیگناه با قدرت ادامه یابد.
حضرت آیت الله خامنهای همچنین با تأکید بر اینکه ماجرای کرونا تمام نشده و همچنان ادامه دارد، همه مردم و مسئولان را به جدی گرفتن رعایت دستورالعملهای بهداشتی و جلوگیری از شیوع مجدد ویروس کرونا فراخواندند.
رهبر انقلاب اسلامی با گرامیداشت یاد شهید مظلوم آیتالله بهشتی، شهید قدوسی، شهید لاجوردی و دیگر شهیدان دستگاه قضا، «تدوین نسخه ارتقا یافته و پیشرفتهتر سند تحول قضایی» را با استفاده از اندیشمندان حوزه و دانشگاه و تجربیات درون قوهای کاری با ارزش خواندند و افزودند: در زمانهای لازم از اجرای این سند و برنامههای مترتب بر آن به مردم گزارش دهید که این کار در امیدواری مردم به دستگاه قضا قطعاً تأثیرگذار است.
ایشان تحول را ضرورتی مستمر، مدیریتشده و توأم با دریافتهای جدید و ابتکارات تازه خواندند و افزودند: این کار باید بر اصول و مبانی اسلامی و دینی مبتنی باشد و گرنه تحول بدون مبنا، به تذبذب و هرج و مرج منجر میشود.
حضرت آیتالله خامنهای ایجاد تحول را در عمل بسیار دشوار خواندند وگفتند: البته برخی مقاومتها نه از روی سوء نیت بلکه از سر ناتوانی و یا نداشتن حال و حوصله تغییرات بنیادین است. البته مخالفتهای کسانی که از وضع موجود منتفع هستند و کارشکنیها و فضاسازیهای شبکه در هم تنیده مفسدان و مجریان نیز ایجاد تحول را سختتر میکند.
حضرت آیتالله خامنهای تلاشهای بیوقفه دشمنان برای «خنثی کردن هر حرکت اصلاحی و تحولی در نظام» را از طریق جوسازی رسانهای و ایجاد وسوسه و بدبینی در افکار عمومی از دیگر دشواریهای ایجاد تحول خواندند و تأکید کردند: تنها راه مؤثر برای مقابله با همه عوامل و عناصر ضد تحول، «منفعل نشدن، استقامت، توکل بر خدا و ادامه شجاعانه مسیر تحول» است.
رهبر انقلاب در بخش دیگری از سخنانشان با اشاره به وظایف مهم و بسیار گسترده قوه قضائیه در قانون اساسی، پیگیری و اجرای متوازن همه این وظایف را ضروری برشمردند.
ایشان در همین زمینه موضوع «احیای حقوق عامه» را مهم خواندند و با ابراز خرسندی از فعالیتهای اخیر قوه در این زمینه، گفتند: اگر دادستانیها احساس کردند حقوق عامه در حال تضییع است باید وارد کار شوند و از حق مردم دفاع کنند.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به یکی دیگر از وظایف اساسی دستگاه قضا در قانون اساسی یعنی «پیشگیری از وقوع جرم» افزودند: اگر بسترهای شکلگیری و وقوع جرم به درستی شناخته شود، پیشگیری علمی از وقوع جرم و در نتیجه کاهش فراوان هزینههای مقابله با جرم محقق خواهد شد که این کار نیازمند همراهی همه قوا به خصوص قوه مجریه است.
رهبر انقلاب گفتند: در مسائل گوناگون از جمله پیشگیری از وقوع جرم و تعاریف حقوق عامه، دانشِ صرفاً قضایی مشکلگشا نیست و باید از نخبگان حوزه و دانشگاه در علوم مختلف کمک گرفت.
ایشان با ابراز خرسندی از مشخص شدن برخی مصادیق حقوق عامه از جمله محیط زیست و نیز واگذاریهای غیردقیق بنگاههای تولیدی گفتند: اگر مراکز تولیدی به اشخاص ناصالح یا ناتوان واگذار شود، تولید کشور ضربه میخورد بنابراین، این مصادیق جزو حقوق عامه است.
رهبر انقلاب تعمیم تحولخواهی از مسئولان دستگاه قضا به بدنه و همه کارکنان دستگاه را ضروری خواندند و افزودند: «مردمی بودن» از دیگر ضروریات ایجاد تحول است.
حضرت آیتالله خامنهای نگاه از بالا به مردم را غیرقابل قبول دانستند و گفتند: همه ما مسئولان نظام جزو مردمیم و خیلی از مردم از ما بالاتر هستند، بنابراین همه باید خود را در عمل خدمتگزار مردم بدانیم.
رهبر انقلاب:مبارزه با فساد بدون ملاحظه و بر مدار حق و عدل باشد
«دسترسی آسان مردم به دستگاه قضا»، «تلاش برای ارتقای آگاهی و اطلاعات قضایی مردم»، «حضور مستمر و مواجهه مستقیم با مردم» و «بهرهگیری از کمک و اطلاعات مردمی در مسائلی نظیر مبارزه با فساد» از دیگر تأکیدات رهبر انقلاب به مسئولان قضایی بود.
ایشان بیان گزارش زبانی و آماری به مردم را لازم اما ناکافی دانستند و با اشاره به ضرورت بهرهگیری از هنر و ظرفیتهای رسانهای در ارائه گزارش فعالیتها گفتند: متأسفانه با غفلت برخی مسئولان مربوط در عرصه نظارت بر فیلمها، شاهد نمایش فیلمهایی هستیم که اساس و مبانی قضایی جمهوری اسلامی را زیر سؤال میبرند.
رهبر انقلاب افزودند: غربیها بر خلاف واقعیت، در فیلمهای سینمایی، دادگاههای خود را عرصه عدالت محض نشان میدهند ولی ما حتی در ارائه واقعیات کشور از ظرفیتهای هنری و رسانهای بهره نمیگیریم و گاهی بر عکس نشان میدهیم.
ایشان با اشاره به سخنان رئیس جمهور آمریکا درباره ۱۰ سال حبس برای کسانی که نمادهای بردهداری و نژادپرستی را به پایین بکشند و یا جدا کردن فرزندان مهاجران از والدینشان گفتند: البته از این بیقانونیها در غالب فیلمهای غربی خبری نیست.
رهبر انقلاب اسلامی در ادامه نکاتی را درخصوص مبارزه با فساد بیان کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای با بیان اینکه مبارزه با فساد از دوره قبل در قوه قضاییه آغاز شده بود و اکنون به اوج خود رسیده است، گفتند: مردم از مبارزه بدون ملاحظه و بدون اغماض با مفسد امیدوار می شوند زیرا فساد مالی و اقتصادی همچون ویروس کرونا، بسیار خطرناک و بهشدت واگیردار و مُسری است.
ایشان افزودند: تنها تفاوت ویروس کرونا با ویروس فساد این است که ویروس کرونا با شستشوی دست برطرف می شود اما تنها راه مقابله با ویروس فساد، قطع دست مفسد است.
رهبر انقلاب اسلامی، وظیفه قوه قضاییه را برخورد متوازن با همه اَشکال و ابعاد فساد برشمردند و در عین حال تأکید کردند: باید مبارزه با فساد، در درجه اول در داخل قوه و به صورت جدی و کارشناسی انجام شود، زیرا تبعات و ضربه فساد در داخل قوه قضاییه بسیار سنگین خواهد بود.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر لزوم نگاه کارشناسی برای شناخت بسترهای فسادزا و مقابله با آن، افزودند: ملاک در مبارزه با فساد باید فقط حق، عدل و قانون باشد و هیچ ملاحظه دیگری در کار نباشد.
ایشان گفتند: البته همانطور که در برخورد با فساد نباید اغماض وجود داشته باشد اما افراد بیگناه هم نباید مورد تعدی قرار گیرند و رسیدگیها باید کاملاً بر اساس قانون و عدالت و بدون جوگیری انجام شود.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به گسترش فضای مجازی و قضاوت افراد مختلف درباره رویدادها و مسائل، خاطرنشان کردند: عموم مردم و فعالان فضای مجازی مراقب باشند تا نسبت به افراد بیگناه تعدی و ظلمی واقع نشود.
حضرت آیت الله خامنه ای با گلایه از اهانت و ظلم به برخی بزرگان پاکدست قبلی قوه قضائیه در جریان قضاوتها و اظهارنظرهایی که در خصوص دادگاه اخیر شده افزودند: خطاب من در این موضوع مردم و جوانان مؤمن است که مراقب باشند تعدی نکنند و به افراد معاند که به دنبال گرفتن انتقام از مواضع انقلابی و محکم قاطع فلان شخصیت هستند، کاری ندارم.
ایشان تأکید کردند: حرکت مبارزه با فساد که اکنون در قوه قضاییه بهخوبی مشاهده میشود و خود را نشان داده است، از دوره آقای آملی لاریجانی آغاز شد و ایشان هم در داخل و هم در بیرون از قوه شروع کننده آن بودند و اینها نباید از نظر دور باشد.
رهبر انقلاب اسلامی یکی از اقدامات خوب قوه قضاییه در مبارزه با فساد را «حمایت از تولید و جلوگیری از تعطیلی واحدهای تولیدی» دانستند و گفتند: در شرایط کنونی که مردم از لحاظ معیشت دچار سختی هستند، هر دستگاهی که بتواند به اقتصاد کشور کمک کند، باید این کار را انجام دهد و این اقدام قوه قضاییه در واقع کمک به اقتصاد کشور است.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به ابلاغیه اخیر رئیس قوه قضاییه مبنی بر اینکه برخی بانکها حق مصادره و تعطیلی واحدهای تولیدی را ندارند، خاطرنشان کردند: این کار، بسیار درست و قابل تعمیم در مورد کسانی است که با خرید واحدهای تولیدی و اخراج کارگران و فروش تجهیزات، کاربری این واحدها را تغییر می دهند زیرا اینگونه اقدامات، ضربه به اقتصاد کشور است.
ایشان یکی از نکات مهم در زمینه مبارزه با فساد را «نظارتها و گزارش های مردمی» خواندند و افزودند: باید برای این موضوع زیرساختهای حقوقی در قوه قضاییه فراهم شود تا امنیت مادی و معنوی گزارشگر حفظ شود و آمر بهمعروف و ناهی از منکر دلگرم باشد که دستگاه قضایی پشتیبان او است، و در مقابل زمینه تهمت زنی نیز فراهم نشود.
رهبر انقلاب اسلامی در بخش پایانی سخنانشان به یک موضوع غیرقضایی اما مهم یعنی مسئله کرونا نیز اشاره کردند و با انتقاد از برخی افراد که مسئله کرونا را تمامشده میدانند، گفتند: در اثر فداکاری دستگاهها و کادرهای درمانی و بهداشتی و همچنین مجاهدت داوطلبانه گروههای مردمی و همکاری عموم مردم، ایران بهعنوان یک کشور موفق در دنیا معرفی شد اما این مربوط به ابتدای کار بود و اکنون متأسفانه آن حرکت و مجاهدت از جانب بعضی مردم و مسئولان سست شده است.
حضرت آیت الله خامنهای با تشکر از خدمات طاقتفرسای کادرهای درمانی، شیوع بیماری را موجب خسته شدن این زحمتکشان دانستند و افزودند: اینکه گفته میشود باید کاری کرد که مشکلات اقتصادی از ناحیه کرونا بوجود نیاید، حرف درستی است اما در صورت بیتوجهی و شیوع گسترده بیماری، مشکلات اقتصادی هم بیشتر خواهد شد.
ایشان با تأکید بر لزوم مراقبت از کشور در همه جهات از جمله در مقابل دشمنیهای آمریکای خبیث و انگلیس خبیث و همچنین در مواجهه با اقدامات دولتهای اروپایی، خاطرنشان کردند: اگر ما به وظایف خود عمل کنیم به توفیق الهی آنها در هر کاری سرشان به سنگ خورده و نمیتوانند مقاصدشان را عملی کنند و نتیجه فشار به قول خودشان حداکثری برای به زانودرآوردن مردم، نشستن مشت ملت ایران بر سینه آنها و به عقب راندنشان خواهد بود.
حضرت آیت الله خامنهای در پایان از زحمات همه مسئولان، قضات و کارکنان قوه قضائیه در سراسر کشور و همچنین از خانوادههای آنان تشکر کردند.
در این نشست، پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، رئیس قوه قضائیه با بیان گزارشی از رویکردها و برنامههای تحولی این قوه در یک سال اخیر گفت: رویکرد فناورانه و گسترش دادرسی الکترونیک و ایجاد سامانههای مختلف برای تسهیل دسترسی مردم به عدالت، رویکرد فعال در برخورد با مسائل از جمله جلوگیری از تعطیلی ۱۲۰۰ واحد تولیدی با همکاری دولت، تقویت بُعد نظارتی و فعالتر کردن سازمان بازرسی کل کشور، افزایش اتقان آراء، سامان دادن و تعیین تکلیف بیش از نیمی از پروندههای معوق، مردمیشدن قوه و افزایش نقش دادن به مردم در کشف و یا پیشگیری از وقوع جرم، از جمله رویکردها و برنامههای قوه در سال گذشته بود.
حجتالاسلام والمسلمین رئیسی، مبارزه با فساد را اولویت جدی قوه قضائیه خواند و افزود: بیش از هزار حکم در محاکم علیه مفسدین اقتصادی صادر شده و این کار با جدیت دنبال خواهد شد، همچنین ارتقاء سلامت دستگاه قضایی و مبارزه با هر گونه فساد و کژی در درون این قوه جزو اولویتها و مطالبات همه قضات متدین و سالم دستگاه قضایی و عموم مردم است.
عضو مجمع روحانیون: در موضوع ساختمان نهاد ریاست جمهوری به اهالی منطقه جماران ظلم شد
حجت الاسلام والمسلمین سید حسن امام جمارانی، امام جماعت مسجد جامع جماران پنجشنبه شب بعد از نماز مغرب و عشا در مسجدجامع جماران و با حضور اهالی این محل، با اشاره به اینکه «این طرح دو مظلوم واقعی داشت؛ یکی امام عزیز قدس سره و دیگری اهالی مظلوم جماران» یادآور شد: «امام برای حقوق مردم احترام خاصی قائل بودند؛ چه فقیر و چه غنی. با اینکه همه مردم فدایی ایشان بودند، استفاده حفاظتی از باغ خسروشاهی را منوط به بستن اجاره نامه با مرحوم خسروشاهی کرده بودند و تنها به این شرط حاضر به در اختیار گرفتن آن باغ شدند. آیا امام راحل قدرت نداشتند آن باغ را تصرف کنند؟ آیا ایشان نمی توانستند این باغ را با ثمن بخس بخرند. هر دوی اینها امکان داشت اما امام برای حقوق مردم ارزش قائل بودند.
امام جمارانی با بیان خاطره دیگری از امام رضوان الله تعالی علیه هنگام بمباران موشکی صدام و امتناع ایشان از حضور در پناهگاه، یادآور شد: امام ارزش خود و آن سپاهی که سر کوچه برای حفاظت ایشان ایستاده بودند را نیز یکی میدانستند. ایشان در زمان حضورشان اجازه خرید یک متر از اراضی جماران را ندادند و همه اطرافیان را از این امر برحذر داشتند. بعد از گذشت یک دهه از رحلت امام رحمت الله علیه مردم منتظر برکات حضور آن امام عزیز بودند که ناگهان به صورتی مخفیانه طرحی ظالمانه و بدون در نظر گرفتن حقوق مردم از طرف شورای عالی معماری بر اهالی جماران تحمیل شد. روح امام عزیز و مردم جماران از این موضوع آزرده است.
عضو مجمع روحانیون مبارز توضیح داد: با توجه به اینکه از قسمت شرق خانه حضرت امام (ره)، باغ مرحوم خسروشاهی که با همت شهردار تهران به متراژ ۱۴۰۰۰ متر مربع خریداری و نیمی از آن ملحق به بیت امام شد و باغ بزرگ سزاوار از سمت غرب که آن هم در اختیار آنهاست، خانه و حسینیه امام را احاطه و از سمت شمال هم زمین دیگری در حدود ۴۰۰۰ متر و از ضلع جنوب نیز منزل مرحوم آیت الله هاشمی که الان موزه ایشان است و در جنب آن کوچه بیت امام و بیمارستان بقیه الله واقع شده و خانه امام را محصور کرده است که می توان همه این اراضی را در محدوده حفظ اثر تاریخی و میراث فرهنگی مربوط به امام قرار داد. آیا اینها برای حفظ آثار و ابنیه مربوط به امام کافی نیست که منازل دیگر مردم را در طرح بگذاریم و قیمت این منازل را به یک سوم تقلیل دهیم؟ گناه این مردم چیست؟ میزبانی امام راحل، آن هم با روی گشاده. آیا واقعاً روح امام عزیز از این موضوع آزرده نیست؟
امام جمارانی تصریح کرد: بنده به نمایندگی اهالی جماران از طرف این مردم ستمدیده اولاً از بیت شریف حضرت امام رضوان الله تعالی علیه و بعد از مسؤولان مربوطه می خواهم سریعاً نسبت به برداشتن این طرح از جماران اقدام تا جلوی دو ظلم بزرگ گرفته شود: یکی ظلم به امام و دیگری ظلم به مردم. اگر هم میخواهند خانه های مردم را بخرند، بعد از برداشتن طرح و به قیمت واقعی روز این امر ممکن است.
وی گفت: موضوع پیش آمده در مورد ساختمان نهاد ریاست جمهوری نیز مانند اهالی مظلوم جماران، ظلمی در حق این نهاد بود. چرا نباید اجازه بیش از دو طبقه داده شود؟ آنها هم به عنوان شهروندی همانند اهالی جماران باید بتوانند به اندازه دیگر مردم اجازه ساخت وساز داشته باشند.
پس از سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین سید حسن امام جمارانی، اهالی جماران بشدت نسبت به این طرح معترض و خواستار لغو سریع آن شدند.
اینکه زمزمه استیضاح هیئترئیسه به گوش میرسد تا جایی که گفته شده صد نماینده خواستار استیضاح هیئترئیسه شدهاند. بعید نیست طرحی که اصولگرایان از زمان ریاست لاریجانی بر مجلس به دنبالش بودند و آن کاهش اختیارات رئیس مجلس بود و اصرار داشتند که در مجلس یازدهم به تصویب برسانند، به همین زودیها کلید بخورد.
حضور پررنگ یاران قالیباف در کمیسیونهای مجلس شائبه دخالت و اعمال نفوذ هیئترئیسه را در چینش کمیسیونها ایجاد کرد؛ این در حالی بود که زهره الهیان، نماینده اصولگرای تهران قبلا در نامهای رسما خواستار خداحافظی اعضای هیئترئیسه با کمیسیونهای پرمخاطب مجلس شده بود ولی نهتنها این اتفاق رخ نداد، بلکه با اعلام اسامی رؤسای کمیسیونها مشخص شد چهرههایی در نهایت موفق به تکیه بر کرسی ریاست کمیسیونهای تخصصی پارلمان شدهاند که در قیاس با سایر رقبای خود، روابطی بهتر و نزدیکتر با هیئترئیسه مجلس یازدهم دارند.
احمد نادری، نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون آموزش در ارتباط با انتقاد نمایندگان مبنی بر اینکه برخی از رؤسای کمیسیونها صلاحیت لازم برای ریاست کمیسیون را ندارند، گفته است: «انتقاد درخصوص نداشتن تخصص لازم برای برخی از رؤسای کمیسیونها وارد است، در کمیسیون آموزش برخی از نمایندگان تخصص لازم را ندارند. باید سازوکار انتقال نمایندگان به کمیسیونها را مورد بررسی قرار دهیم و در آینده به آن بپردازیم».
نادری در ارتباط با طرح استیضاح هیئترئیسه هم گفته که: «در صحن متوجه چنین طرحی شدم. تعدادی از نمایندگان به دنبال استیضاح هیئترئیسه هستند. این استیضاح رئیس مجلس را در بر نمیگیرد و فقط مختص به دیگر اعضای هیئترئیسه است».
احمد امیرآبادیفراهانی، عضو هئیت رئیسه اما در واکنش به اقدام برخی نمایندگان مبنی بر جمعآوری امضا برای استیضاح هیئترئیسه مجلس گفته است: «برخی همکاران نسبت به چینش کمیسیونها گلایهمندند؛ در حالی که این امر بر اساس آییننامه داخلی مجلس صورت گرفته است». او افزود: «بهعنوان مثال برخی همکاران در دورههای قبل در کمیسیون فرهنگی و اجتماعی بودند و حالا میخواهند به کمیسیون عمران یا برنامه و بودجه بروند که طبیعتا آییننامه اجازه این کار را نمیدهد». عضو هیئترئیسه مجلس شورای اسلامی ادامه داد: «برخی نمایندگان معترض به روند انتخاب اعضای کمیسیونها در پی جمعآوری امضا هستند تا هیئترئیسه مجلس را استیضاح کنند در حالی که این مسئله باید پس از بررسی در کمیسیون آییننامه داخلی در صحن علنی و توسط نمایندگان رأی بیاورد».
امیرآبادیفراهانی تأکید کرد: «استیضاح همه اعضای هیئترئیسه مجلس عملا امکانپذیر نیست و نمایندگان تنها میتوانند از یک فرد شکایت کرده و در ضمن باید دلیل موجهی برای آن بیاورند».
همچنین دستیار سیاسی و رسانهای رئیس مجلس تأکید دارد اگر خبر درخواست استیضاح هیئترئیسه مجلس یازدهم دروغ نیست، نام نماینده متقاضی را اعلام کنید تا مردم بدانند. محمدسعید احدیان، دستیار سیاسی و رسانهای رئیس مجلس در حساب توییتر خود درباره خبری مبنی بر استیضاح هیئترئیسه مجلس یازدهم واکنش نشان داد و تأکید کرد نام نماینده درخواستکننده استیضاح اعلام شود. او نوشت: «رسانههای اصلاحطلب از قول نمایندهای مجهولالهویه خبر استیضاح هیئترئیسه مجلس را میدهند. اگر این خبر دروغ نیست و هدف واسطهگری برای فشار به مجلس نیست، اسم آن نماینده را اعلام کنند تا مردم بدانند علت اعتراض آن نماینده نرسیدن به کدام کمیسیون و به چه علتی بوده است». اعتمادآنلاین سهشنبه در خبری به نقل از یک نماینده که نامش هم ذکر نشده بود، نوشت که تعداد امضاکنندگان استیضاح هیئترئیسه مجلس به صد نفر رسید و پیشبینی میشود از این تعداد نیز بگذرد. چیدمان خاص نمایندگان در کمیسیونها و مداخله برخی اعضای هیئترئیسه در انتخابات هیئترئیسه کمیسیونها عمدهترین دلیل این استیضاح ذکر شده است.
از سوی دیگر اما یک عضو فراکسیون اکثریت مجلس یازدهم به «فردانیوز» گفت: «جمعآوری صد امضا در مجلس برای استیضاح قالیباف کذب است». نماینده مردم خلخال در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه آییننامه داخلی مجلس ۲۴۱ماده دارد، اظهار کرد: «هیچ مادهای در آییننامه داخلی مجلس برای استیضاح هیئترئیسه وجود ندارد. چند نماینده معترض به هیئترئیسه میتوانند در انتخابات سال دوم هیئترئیسه به ترکیب فعلی رأی ندهند». سیدغنی نظری درباره خبر جمعآوری صد امضا در مجلس برای استیضاح محمدباقر قالیباف افزود: «این خبر از اساس کذب است. بههیچ عنوان موضوع استیضاح رئیس مجلس صحت ندارد و کسی هم در مجلس این مسئله را دنبال نمیکند». عضو شورای مرکزی فراکسیون اکثریت مجلس گفته است: «چندنفری از نمایندگان دنبال عضویت در کمیسیونهای خاص بودند اما نتوانستند به خواسته خود برسند و مدعی شدند تعیین ترکیب کمیسیونها مهندسی شده بود. حالا از میان آنها دو یا سه نفری که بیشتر به قرارنگرفتن در ترکیب کمیسیون مدنظرشان معترض بودند، میخواستند طرح استیضاح هیئترئیسه مجلس را مطرح کنند اما اساسا این کار شدنی نیست».