آیین نامه پوشش بیمه سلامت خارجیهای مقیم کشور ابلاغ شد
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر هیئت دولت، در جلسه مورخ ۲۵ تیر ۱۳۹۹ هیئت وزیران و در راستای تکلیف قانونی مندرج در جزء (۵) بند «ب» ماده (۷۰) قانون برنامه ششم توسعه کشور، آیین نامه اجرایی مربوط به پوشش بیمه سلامت برای افراد خارجی مقیم در کشور به تصویب رسید.
به موجب آیین نامه مذکور، کلیه افراد خارجی مقیم کشور به استثنای آن دسته از افراد خارجی که به موجب قوانین و مقررات مربوط دارای بیمه پایه سلامت از صندوق ها و سازمان ها و شرکت های بیمه گر هستند، مشمول این آیین نامه بوده و صندوق ها و سازمان ها و شرکت های بیمه گر موظف به ارسال اطلاعات مربوط به مشترکین بیمه پایه سلامت افراد خارجی مقیم کشور به وزارت کشور و سازمان بیمه سلامت ایران هستند.
دولت همچنین وزارت کشور را موظف کرد حداکثر یک ماه پس از لازم الاجرا شدن این آیین نامه، با هماهنگی سازمان بیمه سلامت ایران نسبت به تدوین ساز و کار مناسب جهت اطلاع رسانی در راستای افزایش سطح آگاهی مشمولین پوشش بیمه پایه سلامت موضوع این آیین نامه و مزایای آن اقدام نماید و سازمان بیمه سلامت ایران مکلف است اطلاعات لازم در این خصوص را مطابق درخواست وزارت کشور در اختیار آن وزارتخانه قرار دهد.
مشمولین این آیین نامه مکلفند صد درصد حق سرانه بیمه خدمات درمانی را جهت برقراری پوشش بیمه سلامت اعضای خانوار به صورت ماهانه قبل از صدور بیمه نامه پرداخت نمایند. حق بیمه افراد آسیب پذیر مشمول این آیین نامه به صورت ۵۰ درصد از طریق یارانه دولت و ۵۰ درصد توسط خود فرد و یا در صورت تحقق از محل کمک های بین المللی برای پناهندگان گروهی تأمین می شود.
لازم به ذکر است نرخ حق سرانه بیمه پایه سلامت افراد مشمول موضوع این آیین نامه همه ساله در اجرای ماده (۷۰) قانون برنامه ششم توسعه با پیشنهاد سازمان بیمه سلامت و با همکاری وزارت کشور با رعایت ساز و کار مندرج در ماده (۹) قانون احکام دائمی برنامه های توسعه به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
هیئت وزیران همچنین به موجب این آیین نامه، وزارت کشور را موظف کرد نسبت به فراهم نمودن امکان احراز هویت از طریق شناسه واحد برخط کلیه بیمه شوندگان افراد خارجی مقیم برای سازمان، اقدامات لازم را انجام دهد.
بسته خدمتی سازمان برای مشمولین این آیین نامه در بخش سرپایی، بستری و بستری موقت مشابه سایر بیمه شدگان می باشد.
سردار سرتیپ پاسدار محمد پاکپور فرمانده نیروی زمینی سپاه در حاشیه بازدید از پایگاه فتح هوانیروز سپاه در جمع خبرنگاران با تاکید بر اهمیت هوانیروز به عنوان یگان تاثیرگذار در نبردهای میدانی گفت: هوانیروز سپاه پیشرفتهای قابل قبولی در سه سال گذشته داشته است.
وی اضافه کرد: هوانیروز سپاه در حوزه بالگردی حدود ۷۰ درصد پیشرفت کمی و کیفی داشته است.
فرمانده نیروی زمینی سپاه یادآور شد: ما زیرساختهای اساسی را در زمینه هوانوردی و بالگردی ایجاد کردیم. ما در مناطق عملیاتی هیچ مشکل بالگردی نداریم و در نهضت قطعهسازی نیز به خودکفایی رسیدهایم.
در ادامه این بازدید سردار سرتیپ دوم پاسدار محمد رحمانی فرمانده هوانیروز سپاه از تجهیز بالگردهای هوانیروز سپاه به موشکهای پیشرفته خبر داد و گفت: در دو سال اخیر در زمینه تسلیح بالگردهای تهاجمی به پیشرفتهای بسیار خوبی دست یافتهایم.
مجهز شدن بالگردهای سپاه به موشکهای پیشرفته /سردار پاکپور:در مناطق عملیاتی هیچ مشکل بالگردی نداریم
علی نیکزاد، عضو هئیت رئیسه مجلس، در گفتگویی با اشاره به دیدار نمایندگان مجلس یازدهم با رهبر انقلاب گفت: استنباط من از فرمایشات رهبر معظم انقلاب آن بود که نباید حتی یک لحظه برای خدمت به مردم در مجلس از دست برود زیرا مجلس در راس امور است و باید قدر خود را دانسته و پاک، کارشناس و فعال بماند زیرا این مجلس مظهر امید مردم و انتظار آنان است.
وی ادامه داد: دولت نباید بعد از فرمایشات اخیر مقام معظم رهبری در ارتباط ویدیو کنفرانسی با نمایندگان مجلس، احساس کند حاشیه امن دارد لذا باید تا آخرین ساعات و روز کار کند. ضمن اینکه مجلس هم حق سوال و تفحص داشته و نمیتواند توهین کرده و از شرع و قانون خارج شود؛ دولت هم باید پاسخگو باشد.
نیکزاد: هیچ جا نگفتهام نان و ماست میخورم /قطعا در منزلم بهتر از این نعمات خداوند را میل میکنم/هیات رئیسه به دنبال استیضاح رئیس جمهور نیست
همچنین نیکزاد تاکید کرد: در مجلس برخی گروهها به دنبال سوال و استیضاح از رئیس جمهور بودند اما ما به عنوان هیئت رئیسه به دنبال این قضیه نیستیم.
نایب رئیس دوم مجلس با بیان آنکه من هیچ جا نگفتهام که نان و ماست میخورم و قطعا در منزلم بهتر از این نعمات خداوند را میل میکنم، ولی برخیها به دنبال حاشیهسازی هستند؛ گفت: این در حالی است که حتی یک نماینده هم در مجلس از من سؤال نکرد که شما نان و ماست میخورید؟ با آنکه من هر روز در مجلس حاضر بوده و حتی اکثر روزهای تعطیل هم به آنجا میروم، لذا این حرف و شایعهای که برای من ایجاد شده بود نه بین نمایندگان مجلس جایگاهی پیدا کرد و نه برای مردم سؤال ایجاد شده بود؛ هر چند که در کشورمان برخی مردم وجود دارند که حتی نان و ماست هم برای خوردن پیدا نمیکنند که حق آنان اینگونه نیست.
سهم شناور آزاد شرکتهای وابسته به دولت در بورس افزایش یافت
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر هیئت دولت، هیئت وزیران در جلسه تیر ۱۳۹۹ به پیشنهاد وزارت امور اقتصادی و دارایی کلیه دستگاههای اجرایی را مکلف کرد تا همکاری لازم را با این وزارت در افزایش سهم شناور آزاد حداقل به میزان ۲۵ درصد شرکتهای تابع اعم از شرکتهای دولتی و شرکتهای تابع نهادهای عمومی غیردولتی و سازمانها و صندوقهای بازنشستگی به عمل آورند.
همچنین سازمان برنامه و بودجه کشور مکلف است ماهانه پنج درصد از تخصیص بودجه دستگاههایی را که متناسب با گزارش سازمان بورس و اوراق بهادار نسبت به افزایش سهام شناور آزاد شرکتهای مربوط اقدام نمیکنند، کاهش دهد.
در صورت اصرار دستگاههای مشمول بر عدم اجرای این تصویب نامه، سازمان خصوصی سازی مکلف است طبق شرایط بازار نسبت به فروش سهام تا نصابهای تعیین شده مندرج در این تصویب نامه اقدام نموده و گزارش آن را به سازمان بورس و اوراق بهادار ارائه کند.
سرلشکر حسین سلامی، فرمانده کل سپاه، در حاشیه بازدید از گروه بالگردی فتح هوانیروز سپاه با تاکید بر اینکه بخش اعظمی از بار و فشار امنیت ملی در کشور بر دوش نیروی زمینی سپاه است، گفت: امروز نیروی زمینی ما در مناطق مرزی مهم اعم از شمال غرب، جنوب، جنوب شرق و جنوب غرب کشور آرایش دفاعی بسیار خوب و اطمینان بخشی گرفته است.
وی با بیان اینکه عملیاتهای امنیتی و دفاعی در این اعماق نیازمند پشتیبانیهای متنوع است، افزود: نیروی زمینی سپاه به دلیل اینکه از دکترین تهاجمی در عمق بهره میبرد، پشتیبانی بالگردی از آن نیز یک ضرورت است.
فرمانده کل سپاه با اشاره به قابلیتهای حوزه بالگردی نیروی زمینی سپاه، گفت: چند سالی است که این نیرو با ایجاد ساختار هوانیروز در سازماندهی رزمی خود به قابلیتی جدید دست یافته و امروز نیروی زمینی سپاه در بعد بالگردهای تهاجمی و رزمی، جهش قابل ملاحظهای به ویژه در سالهای اخیر داشته و استعداد بالگردهای رزمی خود را افزایش داده است. علاوه بر این، سایر بالگردهای پشتیبانی و ترابری نیز رشد قابل توجهی داشتهاند، به شکلی که قادرند به خوبی مأموریتهای نیروی زمینی سپاه را پشتیبانی کنند.
سردار سلامی: هوانیروز سپاه در قطعهسازی و مدرن سازی به خودکفایی رسیده /هرگز متوقف نخواهیم شد
وی در ادامه با تاکید بر اینکه هوانیروز به خودکفایی در بسیاری از حوزهها رسیده است، تصریح کرد: مدرن سازی پایگاههای نیرو و مراکز تعمیراتی آن، به ویژه نهضت قطعه سازی در هوانیروز سپاه که نیاز ما را به قطعات از سایر کشورها و حتی در داخل از بسیاری جنبهها برطرف کرده، امروز به خوبی انجام پذیرفته است.
فرمانده کل سپاه افزود: برادران ما در هوانیروز در زمینه آموزش کامل خوداتکا هستند و آموزش متون و مفاهیم مدرن را با کارگاههای پیشرفته عملی همراه میکنند، علاوه بر این در ساخت قطعات و تعمیر بالگردها در برخی بالگردها تا تعمیر کامل بالگرد انجام میشود.
سرلشکر سلامی در پایان با بیان اینکه پیشرفت بسیار خوبی در هوانیروز مشاهده میشود، گفت: پایگاههای هوانیروز در اقصی نقاط کشور در حال گسترش هستند و بحمدالله امروز در آمایش سرزمینی و آرایش دفاعی هوانیروز به وضعیت بسیار مناسبی رسیدهایم، این تلاشها ادامه دارد و ما هرگز متوقف نخواهیم شد و سال به سال بر این استعداد اضافه خواهد شد و همپای رشد سایر بخشهای نیروی زمینی، هوانیروز نیز رشد قابل توجهی خواهد داشت.
به گزارش خبرگزاری مهر، محمد باقر قالیبافرئیس مجلس شورای اسلامی با صدور پیامی درگذشت والده سیدحسن قاضیزاده هاشمی وزیر سابق بهداشت، درمان و آموزش پزشکی را تسلیت گفت.
متن این پیام به شرح زیر است:
بسماللهالرحمنالرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
برادر ارجمند
جناب آقای دکتر سیدحسن قاضیزاده هاشمی
درگذشت والده مکرمهتان، امالشهید گرانقدر موجب تأثر و تاسف گردید.
ضمن عرض تسلیت به جناب عالی، خانواده بزرگوار و بستگان محترم، از درگاه خداوند متعال برای آن مرحومه مغفوره رحمت واسعه الهی و همجواری با فرزند شهیدش و برای عموم بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل مسألت میکنم.
مبنای این بازتنظیم دو اتفاق جهان گستر است که ذیل عناوین ۱- آثار ویروس کرونا بر اوضاع سیاسی و اقتصادی جهان، ۲- فرجام جنبش عدالت طلبی و ضد تبعیض نژادی در امریکا طبقه بندی می گردد.
قصد و غرض نهایی نخبگان، سیاست مداران و بعضی از دانشگاهیان، محققین و منتقدین در وهله اول بهبودی و ترمیم لیبرالیسم از آسیب ها و تهدیدهای ریشه سوز است. فرآیندی که در طول چندین سده بقای این طرز تفکر و نظام های سیاسی برآمده از آن را باز تنطیم نموده است.
دغدغه ی بعدی آنان جلوگیری از شیوع آنارشی و امتناع از تسلط صاحبان اندیشه های سیاسی بدیل است که بزعم آنان چندین دهه است در کمینگاه سقوط ارزش های مسلط غربی گارد گرفته اند. پروژه ای که برای استمرار نیاز به تغییر تاکتیک دارد.
در حال حاضر تضادهای درونی و محیطی لیبرالیسم به عینیت رسیده است و با قتل فلوید و شیوع بیماری کووید ۱۹ عامل رهایی ذهنی نیز فعال شده است. نتیجه آن استمرار اعتراض، شورش و قیام بخشی از مردم آمریکا و اروپا است که بعد از نزدیک به دو ماه هنوز متوقف نشده است و اگر ماشین کنترل و سرکوب سیاست قهریه امان دهد جهان با انقلابی بزرگ و شاید با شورشی غیر هدفمند اما بسیار مخرب مواجه شود. هرچه باشد مهار این شرایط خیلی سخت است چراکه تلفیقی از آمادگی شرایط عینی، بیداری ذهنی و آگاهبود اجتماعی وقتی از هسته ی مرکزی اعتراض ها وسیع تر برود طیفی از مردم جرات اظهار نظر و درخواست احقاق حق می نمایند که به دنبال آن در یک چرخه ی تقویت مجدد گروهی گسترده از مردم عادی و بی تفاوت و بخشی از نظام اداری و حتی پلیس به متن می پیوندند تا ابهت قدرت حاکم فرو ریزد و پدیده ی اجتماعی تحت عنوان جنبش راه می افتد که هویت مستقلی از بانیان و عوامل ماجرا پیدا می کند و مسیر متفاوتی در پیش می گیرد. فرآیندی که نظام های سیاسی از تحلیل آن عاجز است و به همین خاطر در ادبیات سیاسی غرب عناوینی خلق می شود که روابط بین الملل نسبت به ظلم و تبعیض نژادی نابینا است.
در واقع رهیافت لیبرالیسم که در طول چندین سده مدعی و زینت بخش افکار مترقی، آزادی و مساوات طلبی بود اینک در حالت نزار و تب شدید به سر می برد به نحوی که سمبل ها و نمادهای اکرام و اقبال از آن به راحتی سرنگون می شود و در فرهنگ سیاسی و روزنامه های مطرح غرب از این اقدام تحت عنوان سرنگون کردن نهادهای ظلم یاد می شود. باراک اوباما رئیس جمهور سابق آمریکا هم در تشریح و کالبد شکافی وقایع اخیر از نقطه نظر مفهومی ” رواج گفتمان عدالت طلبی نژادی” را به کار می برد و تقابل فروریخت لیبرالیسم یا فراخی آن توسط اندیشمندان علوم سیاسی و روابط بین الملل در عرصه ی نظریه پردازی بنیان مجدد می یابد. البته در تحلیل ها و تبیین های واقعه در غرب هنوز تاثیر عوامل تاریخی و استثمار، اشغال، هتک حرمت ها و پیامد نگاه های برخاسته از ناسیونالیسم و شوونیسم به عنوان نقد درون گفتمانی به تصویر کشیده نمی شود تا عمق و کنه پدیده های اجتماعی هویدا شود و آزادی شناخت وقایع جهانی تسهیل شود.
وقتی در بلژیک مجسمه ی شاه لئو پولد دوم به پایین کشیده می شود یکی از وجوه اعتراض، یادآوری کشتار ده الی پانزده میلیون نفر از مردم کنگو است که یک نسل کشی تمام عیار بود. صدها مورد از این نوع اتفاق ها و مهاجرت اجباری به امریکا و اروپا و آثار جنگ های جهانی و کودتاها و مداخله های تلخ در امور سایر کشورها معجونی از اقتصاد، سیاست و فرهنگ ساخته است که در مراحلی خود بشر را نیز از هر نوع اصلاح و بازسازی عاجز کرده است در حال حاضر که پرچم کنفدراسیون آثار تاریخی در ایالات متحده پایین کشیده می شود بنیان تمدن و هویت آمریکا مورد نهی و انکار قرار می گیرد. موضوعی که ورد زبان دونالد ترامپ در کمپین های انتخاباتی و مراسمات رسمی است.
تمدن هایی که بنیان آن بر تلی از خاکستر جنگ های داخلی و تبعیض ها واقع می شود بالاخره روزی آتشفشان اعتراض از آن برخواهد خاست. شورش و ناامنی بهای هر نوع سرکوبی است که شاید در مقطعی نهفته مانده باشد. علاوه بر این رهیافت مارکسیسم، فاشیسم و انواع استبدادها در این سطح سوابقی از خود برجای گذاشته است. سقوط مجسمه هایی از قبیل چارلز لین و کریستف کلمب و جفرسون دیویس و آلبرت پایک و جمع آوری دهها تندیس دیگر در آمریکا و اروپا و نبرد با بناهای تاریخی در صورتیکه اغازی بر رهایی از اندیشه و فرهنگ و هنجار باشد که اساس تمدن غرب بر آن استوار است آنگاه، کتاب های مرجع و کتابخانه های مادر مورد نفی قرار خواهد گرفت و جنگ های سابق مذهبی در اروپا و داخلی در امریکا به سمت پاکسازی لایه ها و سطوح تمدنی شیفت داده خواهد شد. تلاش برای پایین کشاندن تندیس ابراهام لینکلن در امریکا و وینستون چرچیل در انگلستان مشعل این بازی پنهان و پیدا است.
به گمان راقم این سطور جنگ و درگیری جزء سرشت و ذات لیبرالیسم است و در ذات بحران، تحول و دگرگونی نهفته است. شورش، اعتراض و قیام اگر به انقلاب هم منجر نشود خود مقدمه ی تغییرهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است. تاثیر جنبش وال استریت، شورش ها و ناآرامی های چند سال قبل اروپا به ویژه یونان و فرانسه در شعله ور کردن ناآرامی های اخیر قابل بحث و تحقیق است. البته تکنولوژی و فناوری ارتباطات و اطلاعات در شعله ور نمودن هرنوع ناآرامی جهان را به تسخیر خود درآورده است و تشدید می نماید. وقتی در جامعه شورش ها به هر دلیل فرو می نشیند آثار وضعی آن برای آینده از بین نمی رود بلکه در قالب گسل هایی بالقوه باقی می ماند که در موقعیت های مناسب خود را نشان خواهد داد.
در هر صورت در گهواره ی تمدن غربی برای مقابله با ناآرامی ها که بهتر است آن را جنبش ضد تبعیض نژادی فلوید نامید اقدامات هماهنگی برای کنترل یا فرونشست جنبش در حال شکل گیری است که بارزترین آن راه اندازی خرده گفتمان “دموکراتیک کردن دموکراسی ” است. با تکیه بر این قاعده عده ای از تحلیل گران دموکراسی در هند، برزیل و اندونزی را بسیار واقعی تر از امریکا و بعضی از کشورهای اروپایی می دانند. اما از نکته ای غفلت می کنند و آن همسان پنداشتن دموکراسی و لیبرالیسم است. مساله ی اساسی این است که در غرب برای رهایی از تضادها و تناقض های لیبرالیسم، دموکراسی مورد استنطاق قرار می گیرد. جونا گولدبرگ در کتاب خودکشی غرب ادعا می کند چگونه تولد قبیله ( قبیله ی اداری سیاسی) پوپولیسم، ناسیونالیسم و دیکته کردن هویت سیاسی معین، دموکراسی امریکایی را از بین می برد ولی ایشان هرگز این ناسازگاری ها را برایندی از ترشحات لیبرالیسم مسلح یا نئولیبرالیسم نمی داند و یا از آن به عمد غفلت می ورزد.
در هر صورت بسته ی رهایی از بحران اخیر دربرگیرنده ی مولفه هایی از قبیل اصلاح تبعیض نژادی در حوزه ی سیاست، محدود کردن بازار آزاد در اقتصاد و اصلاح قوانین مربوط به سلطه ی پلیس در بخش امنیت است که سرآغاز معماری غرب در برطرف کردن گسستی است که با تکیه بر پیشینه اما به شکل ناگهانی در امریکا و اروپا شروع شده است. البته لیبرالیسم با هوشیاری و زیرکی تمام توانسته است خود را از بحران های سابق با پول و زور( نهادهاای مالی و ارتش) نجات دهد اما این بار با عمق پیدا کردن شرایط و شیفت بحران از ساختارهای مالی به فرهنگ و نهادهای سیاسی _ اجتماعی پیمایش بسیار سختی پیش رو دارد و تصور بر این است اتاق عمل لیبرالیسم این بار در برداشتن تومورهای مغزی آنچنان کارایی نداشته باشد.
اگر نظام های سیاسی لیبرالیسمی بتوانند از عهده ی شورش ها، پیش داوری ها و ناسازگاری ها برآید برای ادامه ی بازی روزگار خوشی نخواهد داشت. ویروس کرونا تا حال در نیمه ی اول بازی سه موج ثقیل را بر نظام های سیاسی سوار کرده است.
موج اول بحران سلامت و بهداشت است که شبکه ی تشخیص و درمان را در جهان به شکل وحشتناکی عاجز کرده است.
موج دوم آثار شکننده ی اقتصادی است که رکود، تورم، کسری بودجه، بیکاری و رشد منفی تولید ناخالص داخلی از کمینه عواقب آن است.
موج سوم گسترش ناآرامی هاست. شهروند جهانی آنقدر گرفتار و رنجور است که با اقل بهانه به استقبال مرگ رود.
امواج بعدی سر راه نیمه ی بعدی قرار دارد که برای مهار آن نیاز به فهم همکاری بین المللی و هوشیاری صاحبان قدرت دارد، امری که در این اوضاع و احوال جهانی بعید است میسر شود.
عباسعلی کدخدایی،سخنگوی شورای نگهبان در گفتگویی به بیان نکاتی پیرامون نقاط ضعف و قوت شورای نگهبان، حملات به این شورا بعد از رد اعتبارنامه تاجگردون، برخورد مجلس یازدهم با وزیر امور خارجه و … پرداخته است. بخشی از این گفتگو را در ادامه می خوانید.
شورای نگهبان میتواند از نامزدهای ریاست جمهوری برنامه اقتصادی بخواهد؟ و آیا این نگاه وجود دارد که از نامزدها برنامه اقتصادی بخواهید؟
به نظر من میتواند. این نگاه تقریبا هست، ولی این که الزامی شود بحث دیگری است. چون بخشی به قانون انتخابات برمیگردد که بتوانیم در قالب قانون انتخابات چنین الزامی را ایجاد کنیم، البته در دور قبل این کار بهشکل جزیی انجام شد و ما اعلام کردیم.
بعد از رد اعتبارنامه تاجگردون حملاتی به شورای نگهبان شد و گفته شد که شورا هم میتواند اشتباه کند در این خصوص توضیح دهید؟
بارها گفتهایم که شورای نگهبان هم انسان است و میتواند اشتباه کند.
پاسخهای کدخدایی به ادعای همکاری دخترش با پسر تاجگردون در یک شرکت/شاید برخی نامزدهای ریاست جمهوری در خیابان یا نماز جمعه صحبتی با اعضا کرده باشند
گفته شده که شورا به خاطر این که تاجگردون حمایت بودجهای از شورا کرده او را تایید کرده است؟
آقای تاجگردون دو دوره رییس کمیسیون بودجه در مجلس بوده است؛ دورههای قبل که او نبود چه کسی از شورا حمایت بودجهای میکرد.
آیا رد اعتبارنامه تاجگردون به این معناست که شورا کارش را درست انجام نداده یا کار مجلس درست نیست؟
از جهت قانونی هر دو کار درست است یعنی هم شورای نگهبان و هم مجلس. علت آن هم این است که قانونگذار دو مرحله پیش بینی کرده است؛ مرحله اول بررسی صلاحیت توسط شورای نگهبان و مرحله دوم تصویب اعتبارنامه توسط مجلس شورای اسلامی است. در طول ۴۰ سال گذشته فکر کنم مجلس اعتبارنامه حدود ۱۹ تا ۲۰ نفر را تصویب نکرده است. آیا به مفهوم این است که نقصی در شورای نگهبان بوده است؟ نه! چرا که مرحله بررسی شورای نگهبان مستقل از بررسی مجلس است یعنی اگر هر کدام به دلایل و مدارکی برسند، میتوانند براساس آن اظهارنظر کنند. بنابراین تصویب یا رد اعتبارنامه به مفهوم این نیست که کار شورای نگهبان الزاما غلط و اشتباه و کار مجلس درست بوده است. بنده در شورا نسبت به برخی نمایندگان رای مثبت ندادم آیا به مفهوم این است که الان او نماینده نیست یا اشتباه شده است؟ نظر من این بوده که او صلاحیت ندارد ولی زمانی که شورای نگهبان یا هیات مرکزی رای داده است، رای اکثریت ملاک است. رای اکثریت به صلاحیت فرد اعتبار میبخشد و تمام است. این که کسی مخالف یا موافق است دیگر فرقی نمیکند.یا در مجلس اعتبارنامه فردی تایید شده و اعتبارنامه فرد دیگری تایید نشد؟ این که حدود ۱۲۰ نفر تایید کردند و ۱۲۰ نفر تایید نکردند و ۵۰ – ۵۰ شد؛ آیا آنهایی که رای به تایید دادند آدمهای خلافکارند یا اشتباه کردند؟ بالاخره آنها نظرشان این بود که با همان مدارک ایشان تایید شود، عدهای دیگر معتقد بودند که تایید نشود. درباره آقای تاجگردون هم مجلس مدعی است که مدارک جدیدی دارد. معمولا هم بررسی اعتبارنامه برای این است که مدارکی باشد که شورای نگهبان رسیدگی نکرده یا مدارک جدید دیگری باشد. ولی ما وظیفه راستی آزمایی نداریم.
مجلس از شورای نگهبان در مورد آقای تاجگردون مدارک خواست؟
طی نامه ای از ما نامه خواستند و ما نوشتیم که چه مواردی بررسی شده و چه مواردی بررسی نشده است.
شایعاتی در مورد دختر شما مطرح شده که با پسر آقای تاجگردون شرکت مشترک دارند.
شبکه خبری «سی ان ان» مدتی بود که گزارشی از شخصیتهای نظام میداد و ما را هم عضو کرده بود و مبالغی را در حسابهای سوییس برای من اعلام میکرد و هر وقت هم که میگفتیم اینها را به ما بدهید یا اجازه بدهید کسی بیاید این مبالغ را بگیرد نمیشد! بنابراین شکایتی کردیم که دادگاه «سی ان ان» را محکوم کرد! البته این رای چند سال طول کشید چرا که برای بررسی قضایی کار سختی بود اما چند ماه قبل این رای صادر شد. از این دست شایعات زیاد است، اما نمیدانم چرا این یکی منتشر شد. پیامک بعضی از این شایعات برای من هم میآید. پیامک این قضیه هم ۳ هفته قبل از اینکه منتشر شود آمد که چنین خبری هست که گفتیم مبارک است!
در انتخابات مجلس شاهد کاهش میزان مشارکت مردم بودیم. با توجه به اینکه به هر حال همواره میزان مشارکت در انتخابات بالا بوده است برای افزایش مشارکت در انتخابات بعدی چه برنامهای دارید؟
همه نهادها چه در افزایش و چه در کاهش مشارکت سهم دارند. در طول ۴۰ سالی که انتخابات برگزار شده است، این مولفهها همیشه وجود داشته است که زمانی ما کاهش و زمانی افزایش مشارکت داشتهایم، که این بار کاهش بیشتر بوده است. اگر همه انتخابات مجلس و ریاست جمهوری را رصد کنید معمولا شرایط اقتصادی بیشترین سهم را در افزایش یا کاهش مشارکت دارند. سوال این است که شرایط اقتصادی کشور دست چه کسی است؟ جواب آن هم این است که همیشه دست قوه مجریه است. در مجلس پنجم مشارکت نزدیک به ۷۵ درصد افزایش داشت، در مجلس ششم این مشارکت بهرغم این که فضای سیاسی خیلی بازتر بود اما کمتر از دوره پنجم است. میخواهم بگویم که همه نهادها از جمله شورای نگهبان در میزان این کاهش و افزایش سهم داشتند.
سهم شورای نگهبان در این مسئله چقدر هست؟
در نظرسنجیهایی که دوستان دولت برای ما فرستادند نقش بررسی صلاحیتها در میزان مشارکت بسیار اندک بود و مولفه معیشت و مسائل اقتصادی بیشترین میزان را به خود اختصاص داده بود. بنابراین اگر معیشت مردم درست شود امید مردم به آینده بهتر میشود به تبع مشارکت هم افزایش پیدا میکند. شورای نگهبان در این دوره ۷۵ نفر از نمایندگان مجلس را رد صلاحیت کرد. نمیدانم چرا همه جا و حتی خود نمایندگان ۹۰ نفر گفتند و این ظلم به شورای نگهبان است. اما از آن طرف مردم هم به ۱۱۷ نفر رای ندادند.
بنابراین شورای نگهبان نقش زیادی در کاهش میزان مشارکت نداشته است و نقش مردم خیلی بیشتر بود که این هم برای اولین بار اتفاق افتاد. یعنی جایی که مردم از شورای نگهبان جلو افتادند و با وجود سلیقههای مختلف به ۱۱۷ نفر از نمایندگان مجلس رای ندادند. بنابراین در همان نظرسنجی که گفتم، نقش شورای نگهبان و تایید صلاحیت خیلی کم دیده شده بود که در عمل هم این اتفاق افتاد. واقعا اگر شرایط اقتصادی ما بهتر بود به طور قطع میزان مشارکت افزایش پیدا میکرد.
در چند هفته اخیر مواضع تندی از سوی نمایندگان به دولت و بهویژه حضور آقای ظریف در مجلس داشتیم ارزیابی شما در این مورد چیست؟
من به دوستان مجلس گفتم مواجهه مجلس در برخورد با آقای ظریف رویکرد مناسبی نبود. چرا که شما میتوانید سوال، استیضاح و تذکر که از جمله حقوق نمایندگان است را داشته باشید و از آن به نحو احسن استفاده کنید. معتقدم وظیفه عمده مجلس بیشتر نظارتی است تا قانونگذاری، بنابراین از این ابزار سوال و استیضاح و تذکر خیلی خوب استفاده کنند اما به جای خودش. نباید به گونه ای باشد که تلقی تسویه حساب یا برخورد شخصی ایجاد شود.
کارنامه وزیر امورخارجه یا هر وزیر دیگری را میتوانید مکتوب کنید و بگویید شما در این گونه موارد رعایت مصالح را نکردید یا این تخلف را داشتهاید و محترمانه بخواهید که با حضور در مجلس پاسخ ابهامات را بدهد، یا قانع می شوید یا قانع نمیشوید اما این که قانع نشدید، این گونه برخورد درست نبود.
البته قبل از فرمایشات رهبری بحثهایی درباره طرح سوال از رییس جمهوری هم مطرح بود؟
در مجلس هشتم قرار بود یکی از روسای جمهور سوال شود که من گفتم این کار را نکنید گفتند چرا؟ گفتم که این بنده خدا میآید مجلس و در مجلس حرفهای احساسی زده میشود که به نفع نظام نیست. که قبول نکردند و گفتند که مجلس تقاضا کرده و سعی میکنیم فضا را کنترل کنیم اما نشان داده شد که چه اتفاقی افتاد.
در همین مجلس دهم بارها وقتی که صحبت از استیضاح یا سوال میشد به آقایان مجلس میگفتم که این استیضاح یا سوال شما مبنای حقوقی درستی دارد؟ اگر دارد محکم پای آن بایستید. اما همان شب برخی امضاها از پای سوال یا استیضاح حذف میشد. اگر من معتقدم که باید وزیری استیضاح شود یا از آن سوال شود تا آخر باید بایستم و وزیر بیاید پاسخ دهد. این که من قانع شوم یا نشوم، بحث دیگری است.
اگر استیضاح درست نبوده برای چه رفتید امضا کردید که شب قبل استیضاح امضا را پس بگیرید؟ این که شما وقتی امضا میکنید و پس میگیرید این نشان دهنده این است که این کار بر اساس یک مبنای صحیح و درست نبوده است. باید از این فضای احساسی بیرون بیاییم.
مجلس یازدهم که رهبری فرمودند مجلسی جوان، انقلابی و قوی است. باید این را در عمل نشان دهد یعنی باید در برخورد با مقامات دولتی و تصویب قوانین نشان دهد که این ویژگیها را دارد و فارغ از مسایل شخصی و احساساتی عمل کند. اگر مدارکی دارند محکم بایستند و اگر نیست و دلایل کافی ندارند بی جهت وقت مجلس، دولت و مردم را نگیرند که باعث کدورت شوند.
در هفتههای اخیر اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه بعضی نامزدهای احتمالی ریاست جمهوری با اعضای شورای نگهبان دیدار داشتند.
دیداری بهشکل سازمان یافته با نامزدهای احتمالی ریاست جمهوری نداشتیم. ممکن است در نماز جمعه، در خیابان یا مجلس یک کسی، فردی را ببیند و صحبتی شود که ما بیاییم یا نیاییم اما این گونه صحبتها به عنوان مذاکره با شورا تلقی نمیشود.
به گزارش خبرگزاری مهر، سرلشکر حسین سلامی فرمانده کل سپاه صبح امروز (دوشنبه) به همراه جمعی از معاونین ستاد فرماندهی کل سپاه، از گروه بالگردی فتح هوانیروز سپاه بازدید کرد.
بنابر این گزارش، در جریان این بازدید با حضور فرمانده کل سپاه از سامانه موشکی «هدایت لیزری» رونمایی شد.
بازدید از نمایشگاه دستاوردهای گروه بالگردی فتح هوانیروز و بالگردهای بازسازی شده توسط متخصصان داخلی از دیگر برنامههای فرمانده کل سپاه بود.
به گزارش خبرآنلاین، حیات نباتی شورای عالی سیاست گذاری چند ماهی است که شروع شده است؛ همان زمان که در اوج برو و بیای سیاسی برای برگزاری انتخابات سردی مشارکت به جان جریان چپ هم افتاد و نهادی که قرار بود نقش مغز متفکر برای بزنگاههای انتخاباتی را بازی کند مستاصل ماند. البته به کما رفتن این شورا نه فقط به دلیل لیست ندادن آنها در انتخابات و دست رد احزاب به این تصمیم بود بلکه دمینوی استعفاها موجب شد تا دیگر شورای عالی از آن ارج و قرب اولیه خارج شود و حتی اعضای اصلی هم طاقت ماندن در این جمع را نداشته باشند.
دومینوی استعفا به راه افتاد
استعفای موسوی لاری نائب رئیس شورای عالی سیاست گذاری و کسی که در خط مقدم برای تشکیل چنین شورایی قرار داشت اولین ضربه مهلک به پیکر این ساز و کار بود و از آنجا که ستونهایش از استحکام قابل قبولی برخوردار نبود این خلا به وضوح خود را نشان داد اما این پایان ماجرا نبود؛ حرف و حدیثها درباره اختلافات در درون اردوگاه چپ شدت و حدت بیشتری گرفت تا اینکه بعد از دوماه خبر استعفای محمدرضا عارف رئیس این شورای بر خروجی رسانهها قرار گرفت؛ استعفایی که گفته می شود همزمان با استعفای موسوی لاری مطرح بوده اما اینکه چرا بعد از دو ماه علنی شده همچنان مبهم است.
حالا دیگر شورای عالی سیاستگذاری تنها با انتقادات ریزو درشت دیگر احزاب سیاسی چپ مواجه نیست و استعفاهایی دامنگیرش شده و عملا آن را از رسمیت انداخته است.
معمای جایگزین عارف /شورایعالی سیاستگذاری به حیات نباتی رسید
رنسانس اصلاحطلبان شروع شد؟
«تاریخ مصرفش تمام شده است»، «باید منحل شود» و…اینها تنها نمونههایی از انتقادات تند و تیزی بود که نسبت به شورای عالی سیاستگذاری مطرح میشد که البته گاهی این انتقادات تنها ساختار این شورا را نشانه نمیگرفت و گاهی انتقادات متوجه شخص عارف میشد؛ آن هم از این جهت که معاون اول دولت سید محمد خاتمی یک فرد دانشگاهی و اجرایی است و از خط و ربط فعالیتهای حزبی و تشکیلاتی چندان سر در نمیآورد.
رسول منتجبنیا دبیرکل حزب جمهوریت و قائم مقام سابق حزب اعتماد ملی از جمله افرادی بود که از همان ابتدا بنای ناسازگاری را با این شورا گذاشت. او بعد از استعفای عارف درباره آخر و عاقبت این شورا و جریان اصلاحطلبی به خبرآنلاین گفت: «من از اول موافق شورای سیاست گذاری نبودم. من بارها گفته ام که شورای سیاست گذاری یک پرچم ائتلاف در یک مقطع خاص بود که در اواخر سال ۹۳ برای رفع اختلافات بین کمیته راهبردی و کمیته انتخابات شورای هماهنگی اعضای اصلاح طلب به وجود آمد، پس محور و مبنا شورای هماهنگی، احزاب اصلاح طلب است که مرکب از ۲۰ و خرده ای حزب قانونی است که در آنجا دبیران می نشینند و با هم تبادل نظر میکنند و اختلاف نظرهایشان را به اتحاد میرسانند.»
منتجبنیا می گوید« راه چاره جریان چپ بازگشت به همان سبک و سیاق گذشته است. شورای عالی سیاست گذاری یک مسیر اشتباه بود و ما از ابتدا مخالف بودیم و بعد هم دوستان به تدریج به اشتباهاتی که در آن وجود داشت رسیدند، اصل اولیه این است که احزاب تصمیم بگیرند و بعد در یک فضای جمعی بنشینند و با هم تبادل نظر کنند و به وحدت نظر برسند و پشتوانه عملی آن هم این است که این کار برای سالهای سال انجام شده است و چیز جدیدی نیست، شورای سیاست گذاری یک فاجعه جدیدی بود که وارد صحنه شد و تجربه تلخی را به جا گذاشت.»
او تاکید دارد: « حزب یک سازمانی است که پشتوانه مردمی در سرار کشور دارد، پس آنها باید کنار هم بنشینند و جمع بندی کنند و در یک جلسه ای که به نام شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب نامیده شده است، نقطه نظرها را مطرح و استدلال کنند و در نهایت به جمع بندی برسند و این بهترین روش دموکراتیک برای رسیدن به نظر واحد است.»
هرچند نسخه منتجبنیا برای اصلاحطلبان دور از واقعیت نیست اما مسئله اینجاست که ساز و کار قدیمی اصلاحطلبان برای آنها عایدی نداشته است و آخرین پیروزی در این میدان برای آنها به سال ۸۰ و پیروزی سید محمد خاتمی باز میگردد و همین استدلال کافی است که بگوییم آن سازوکار هم برای این جریان نویدبخش روزهای بهتر نخواهد بود.
اصلاح یا انحلال؟
از یک سو سیل انتقادات و از سوی دیگر استعفاهای معنادار رئیس و نائب رئیس شورای عالی سیاست گذاری مشروعیت این شورا را در میان اصلاحطلبان با مشکل رو به رو کرده است. اما معضلی بزرگتر هم وجود دارد و آن انتخابات ۱۴۰۰ است که تقریبا ۸ ماه با آن فاصله دارند و در این چند ماه باید به دنبال نوشدارویی باشند تا زخمهایشان را التیام ببخشد و آنها را دوباره برای یک مبارزه آماده کند.
«پارلمان اصلاحات» یکی از همان نهادهای جایگزینی بود که تنها چندماه بعد از انتخابات ۹۴ مطرح شد و برخی احزاب سفت و سخت از آن حمایت میکردند اما این پارلمان هیچگاه رنگ واقعیت به خود نگرفت و اساسا ظهور و بروزی جز در محافل سیاسی و حزبی اصلاحطلبان پیدا نکرد. از سوی دیگر بازگشت به همان روش قبل و میدانداری «جبهه هماهنگی اصلاحطلبان» و «شورای مشورتی رئیس دولت اصلاحات» هم بعید است بتواند موانع را دور بزند و وحدتی در میان این جناح ایجاد کند. از آنجا که زمان آنچنان تنگ است و عقربههای ساعت به سرعت در حال حرکت هستند فکر ایجاد ساز و کاری جدید برای وحدت اصلاحطلبان نمیتواند راه به جایی ببرد با این اوصاف تنها گزینه باقی مانده اصلاحساختاری در شورای عالی سیاستگذاری است یعنی علاوه بر تغییر رئیس آن باید فکری هم به رفع موارد اختلافی کرد تا شاید روزنه امیدی برای این جریان در انتخابات ۱۴۰۰ باز شود.
رئیس چه کسی خواهد بود؟
«عارف تشکیلاتی نیست» این مهمترین نقدی بود که در این سالها نسبت به محمدرضا عارف و نحوه مدیریتش در شورای عالی سیاستگذاری مطرح میشد عبدالله ناصری از اعضای شورای مشورتی خاتمی درباره عارف میگوید: « شما هیچ وقت نمی توانید تصویری که از فردی به نام بهزاد نبوی یا آقا رضای خاتمی یا آقای تاجزاده دارید را به آقای عارف تعمیم دهید.» بنابراین وقتی صحبت از جایگزین برای عارف مطرح میشود اولین شاخصهای که میتواند رضایت اصلاحطلبان را به دست بیاورد حزبی و سیاسی بودن فرد است؛ کسی که جنس رفتار تشکیلاتی را بشناسد و بتواند در این مسیر گام بردارد. همین شاخصه کافی است تا اسامی چون «بهزاد نبوی» و «عبدالله نوری» بر سر زبانها بیفتد.
«سوابق نوری با محمدضا عارف متفاوت است و کارکردهای سیاسی آنها در جریان اصلاحت قابل قیاس نیست» این را غلامحسین کرباسچی میگوید. او ادامه میدهد: «انتقاد تکاملبخش است و افراد باید با کارنامه، رفتار و شخصیتشان مورد نقد قرار بگیرند؛ بنابراین مسئله مهم در حرکت جریان اصلاحات، بهبود وضعیت کشور و حل مشکلات اقتصادی و سیاسی بوده و لذا انتقاد از رئیس فراکسیون امید طبیعی است و او یا باید پاسخ دهد یا باید انتقادات را بپذیرد. عبدالله نوری شخصیتی قابل احترام، توانا در حل مسائل سیاسی، صالح و با سوابق مثبت است که میتواند گزینه مناسبی برای جایگزینی عارف باشد؛ اما دراینباره باید اعضای پارلمان نظر بدهند»
جواد امام هم از نزدیکان سیدمحمد خاتمی، در گفتوگو با «ایسنا» گزینه مناسب برای ریاست بر شورای عالی را عبدالله نوری نامیده است و گفته: «اجماعسازی با همه شخصیتهای حقیقی و حقوقی شورای عالی کار طاقتفرسایی است و اگر عارف تشخیص داده است که از کار جمعی فاصله بگیرد، بهنظر من عبدالله نوری جایگزین مناسبی برای اجماعسازی و تقویت شورای عالی است و حتی احزابی که به شورای عالی نقد دارند، پذیرای عبدالله نوری هستند.»
از سوی دیگر حسین مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران «بهزاد نبوی» را گزینهای مناسب برای جایگزینی عارف میداند. البته او در میان گزینهها از مجید انصاری و حتی محسن هاشمی هم نام میبرد. او به روزنامه سازندگی میگوید:« سه خصوصیت از نظر من برای ریاست آینده شورا مهم است؛ اول اینکه طیفهای مختلف این جبهه، اعم از طیفهای ارزشی تا میانهرو و رادیکال، باید او را قبول داشته و رابطه خوبی با او داشته باشند. دوم اینکه به لحاظ سیاسی باید نقش جبهه اصلاحات و انتخابات آینده را باور داشته باشد. اگر قرار باشد خودش دراینباره مردد باشد که آیا باید شرکت کنیم یا خیر، نباید مردد باشد و باید بتواند فضای سیاسی را بهخوبی تحلیل کند و بنبستها را بشکند. سوم هم اینکه پیام انتخاب این فرد به نظام باید پیام همراهی و همکاری باشد. نباید شکاف بین نظام جمهوری اسلامی و اصلاحطلبان را که سالهاست وجود دارد، این فرد بیشتر کند و باید در جهت ترمیم روابط بین اصلاحطلبان و نظام سیاسی حرکت کند».
سخنگوی حزب کارگزاران درباره اینکه آیا عبدالله نوری شایستگی ریاست شورا را دارد یا نه، گفته است: «آقای نوری گذشته از اینکه خودش هم این مسئولیت را نخواهد پذیرفت، ویژگی سوم را هم به اعتقاد من ندارد و پیام همراهی و همکاری با نظام از این طریق منتقل نخواهد شد؛ اما بهزاد نبوی میتواند انتخاب خوبی باشد».
حال باید دید در این وانفسای کرونایی که دنیای سیاست را نیز درگیر خود کرده است، اصلاح طلبان چگونه و با چه سازوکاری قرار است وارد انتخابات ریاست جمهوری آینده شوند. انتخاباتی که یا آنها را به انزوای چندین ساله می فرستد یا قدرت پاستور به آنها خواهد رسید.