دسته: اخبار سیاسی

تحلیل اخبار سیاسی در تمام اقصی نقاط ایران و جهان و  ارائه خبرهای سیاسی روز

  • حداقل تجارت تهران- بغداد ۱۴میلیارد دلار درسال است

    حداقل تجارت تهران- بغداد ۱۴میلیارد دلار درسال است

    به گزارش خبرگزاری مهر حسین امیر عبداللهیان در برنامه نگاه یک شبکه یک سیما درباره نخستین سفر آقای مصطفی الکاظمی، نخست وزیر عراق به ایران افزود: این سفر نشان دهنده عمق روابط مردمی و رسمی دو کشور ایران و عراق است که در سال‌های اخیر شاهد نشانه‌های فرهنگی، دینی و اجتماعی دو ملت و کشور بودیم و این درک را مقامات و مردم عراق، متقابل دارند.

    وی افزود: در سال‌های اخیر و در بخش‌های اقتصادی؛ دو کشور رشد بالایی در تبادل تجاری داشته اند و حداقل تبادل تجاری تهران و بغداد در همین روزهایی که ما داریم درباره این سفر صحبت می‌کنیم حداقل حدود ۱۴ میلیارد دلار در سال است در حالیکه این عدد در همکاری‌های ایران و اروپا به سه میلیارد دلار هم نمی‌رسد.

    امیرعبداللهیان تصریح کرد: عمق در هم تنیدگی روابط تجاری دو کشور به حدی است که حتی آمریکایی‌ها در سخت‌ترین شرایط تحریمی خودشان ضد مردم ایران، مجبور به معاف کردن عراق از تحریم شدند و این از فرصت‌های خوب میان دو کشور است.

    وی درباره دیدار آقای مصطفی الکاظمی با رهبر انقلاب هم گفت: در شرایطی که آمریکایی‌ها به همه کشورها از جمله مقام‌های رسمی عراق؛ فشار زیادی را برای کاهش روابط اقتصادی و تجاری با ایران وارد می‌کند، ولی آشکار و علنی آقای الکاظمی در رأس هیأتی متشکل از هشت وزیر وارد تهران شد.

    دستیار ویژه رئیس مجلس در امور بین الملل افزود: این سفر برای توسعه بیشتر همکاری‌ها، بین دو کشور انجام شد و عراق از همسایگان مهمی است که از موقعیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک در منطقه غرب اسیا برخوردار است و اقتصادهای بین دو کشور مکمل همدیگر است و اشتراک‌های فراوانی میان دو کشور وجود دارد.

    امیرعبداللهیان با اشاره به زمانی که مقام معظم رهبری به نخست وزیر عراق و هیأت همراه اختصاص دادند نیز گفت: این دیدار؛ نشان دهنده عمق راهبردی همکاری‌های دو کشور است و مقام‌های عراق؛ این را به خوبی درک می‌کنند که مهمترین پیام این دیدار؛ دوستی، برادری و حمایت است.

    وی افزود: رهبر معظم انقلاب به صراحت نکاتی را به مقام‌های عراقی درباره هشدار نسبت به رفتارها و سیاست‌های تخریب کننده آمریکا در عراق متذکر شدند.

    دستیار ویژه رئیس مجلس در امور بین الملل گفت: اکنون عراقی‌ها به این نتیجه رسیده اند که در سال‌هایی که آمریکایی‌ها جوانان آن‌ها را می‌کشتند و به ناامنی‌ها دامن می‌زدند و تروریست‌ها را در راستای منافع خودشان در داخل عراق مدیریت می‌کردند، جمهوری اسلامی ایران در عرصه سیاسی، اقتصادی و صادرات برق و گاز به مردم عراق کمک کرد و مردم عراق هیچ وقت این صحنه‌های زیبایی که از ایران مشاهده کرده اند را فراموش نمی‌کنند، اما صحنه‌های زشت، خشن و وحشیانه‌ای را که از نظامیان آمریکایی دیدند نیز فراموش نخواهند کرد.

    امیرعبداللهیان ادامه داد: اگر امروز نخست وزیر عراق با افتخار با رهبر انقلاب دیدار می‌کند به دلیل نقش پدری و برادری جمهوری اسلامی ایران برای همه طرف‌ها در عراق است، در نتیجه با عشق و علاقه با رهبری دیدار می‌کنند و درس‌های بزرگی هم می‌آموزند که این درس‌ها برای منافع مردم عراق بسیار سازنده و مفید است.

    دستیار ویژه رئیس مجلس در امور بین الملل همچنین گفت: سردار سلیمانی در کنار مأموریت‌های خود، برای کمک به تأمین حداکثری امنیت منطقه، کشور و همچنین امنیت عراق به همه ابزارها توجه می‌کرد.

    امیرعبداللهیان با یادی از شهید حاج قاسم سلیمانی افزود: علاوه بر مسئولان وقت جمهوری اسلامی ایران، نقش سردار سلیمانی در کمک به گشایش تک تک مرزهای تجاری بین دو کشور که بیش از ۱۰ نقطه مرزی است و در همه استان‌های مرزی حداقل یک و حداکثر سه نقطه مرزی وجود دارد، بر هیچ کسی پوشیده نیست.

    دستیار ویژه رئیس مجلس در امور بین الملل گفت: آمریکایی‌ها طمع نفت عراق را داشتند و در محاسبات خود به این نتیجه رسیده اند که برخی از نظام‌های سیاسی در منطقه و همچنین وضع بحران حاکمیت در عربستان سعودی نمی‌تواند خیلی پایدار باشد.

    وی افزود: آن‌ها به دنبال تصاحب نفت عراق بودند تا استقلال عراق را سلب و حاکمیت خودشان را بر عراق اعمال کنند و اگر در آینده در منطقه برای نفت عراق اتفاقی پیش آمد، اقتصاد نفتی جهان را مدیریت کنند.

    امیرعبداللهیان گفت: با اتفاق‌هایی که در عراق رقم خورد آمریکایی‌ها با سیاست‌های مبتنی بر آزمون و خطاهای متعددی که داشتند شکست‌های بزرگی خوردند و البته خسارت‌های زیادی به مردم عراق و منطقه نیز وارد کردند.

    وی ادامه داد: یکی از ماندگارترین نقاط در روابط ایران و عراق، حلقه‌های وصل اقتصادی، تجاری، فرهنگی، اجتماعی و عقیدتی است که بین دو کشور و ملت است.

    امیرعبداللهیان گفت: در شرایطی که آمریکایی‌ها تلاش می‌کنند فشار معیشتی بر مردم را به حداکثر ممکن برسانند ما از عمق روابط راهبردی در همه بخش‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی برای تأمین حداکثری امنیت منطقه و رفاه دو ملت ایران و عراق استفاده می‌کنیم و در این مسیر دو کشور موفق خواهند شد.

    وی ادامه داد: ایران و عراق دارای ظرفیت‌های بسیار بالایی هستند و در اوج وعده‌های بی عمل اروپا، همسایگان با ما همکاری داشتند و عراق یکی از همسایگانی است که در جبهه غربی با ما همکاری دارد و همچنین کشورهای زیادی نظیر روسیه از همسایگان شمالی؛ در این فضا همکاری‌های بسیار خوبی با ایران دارد.

    دستیار ویژه رئیس مجلس در امور بین الملل افزود: آمریکایی‌ها نمی‌توانند روابط تهران و پکن، تهران- مسکو، تهران- بغداد و برخی کشورهای همسایه را تحمل کنند و این نگاه به همسایگان از جمله در عراق از گزینه‌ها و اولویت‌های ما می‌باشد که سعی می‌کنیم حداکثر استفاده را از آن برای برون رفت از این چالش با رفتارهای یکجانبه گرایانه و دیوانه وار کاخ سفید داشته باشیم.

    امیرعبداللهیان گفت: در دو دهه گذشته نوع مدیریت آمریکایی‌ها در همسایگی شرق و غرب خودمان (افغانستان و عراق) را دیدیم و از سال ۲۰۰۳ میلادی که آمریکایی‌ها به نام آزادی عراق را اشغال کردند تا سال ۲۰۱۸ بیش از یک میلیون و صد هزار عراقی کشته شده اند.

    وی افزود: زمانی که مقام معظم رهبری بعد از گذشت چند ماه درباره ترور ناجوانمردانه سردار سلیمانی صحبت می‌کنند یعنی هنوز انتقام سخت در راه است و بی پاسخ نخواهد ماند و برای مردم منطقه و عراق و آمریکایی‌ها پیام بسیار قوی دارد.

    دستیار ویژه رئیس مجلس در امور بین الملل گفت: از دستاوردهای مهم سفر آقای مصطفی الکاظمی به ایران؛ نگاه به همکاری‌های دو ملت، تعامل دو جانبه حداکثری و همکاری‌های اقتصادی و تجاری متراکم دو کشور بود و پیام‌های محکمی به آمریکایی‌ها داده شد که این پیام‌ها تضمین کننده امنیت حداکثری منطقه و مردم ما از دریچه اقتدار و عمل خواهد بود.

    امیرعبداللهیان درباره تهدید هواپیمای مسافربری ما توسط جنگنده‌های آمریکایی در آسمان سوریه نیز افزود: بیش از ۹۰ درصد جزئیات این حادثه از جمله پایگاهی که این جنگنده‌های آمریکایی پرواز کرده اند برای مقامات ما مشخص شده است.

    وی با اشاره به اینکه این اتفاق تصادفی نبوده است، ادامه داد: در این موضوع تحلیل‌های مختلفی وجود دارد و یکی از تحلیل‌ها به خطا انداختن پدافند هوایی سوریه بوده است.

    امیرعبداللهیان افزود: آمریکایی‌ها باید بدانند ضمن این که انتقام سخت سردار سلیمانی همچنان در راه است، این اقدامات تحریک آمیز نه تنها کمکی به آن‌ها نمی‌کند بلکه شرایط پس دادن تاوان بزرگ را سخت‌تر می‌کند و در این حماقت‌هایی که با امنیت مسافران و غیرنظامیان بازی می‌کنند تبعات سنگینی را متوجه آمریکایی‌ها خواهد کرد.

    دستیار ویژه رئیس مجلس در امور بین الملل گفت: قطعاً اقدامات حقوقی و قضائی لازم انجام خواهد شد، ولی گاهی لازم است آمریکایی‌ها هزینه‌های سنگین‌تری را بپردازند.

    دستیار ویژه رئیس مجلس در امور بین الملل درباره واکنش صهیونیست‌ها در ماجرای تهدید هواپیمای مسافربری ایران گفت: صهیونیست‌ها از یک سو سعی بر تحریک دارند و از طرفی دیگر نقش خود را تکذیب می‌کنند.

    امیرعبداللهیان افزود: در حال حاضر صهیونیست‌ها در شکننده‌ترین وضع خودشان قرار دارند.

    وی گفت: صهیونیست‌ها تلاش زیادی کردند که در هفته‌های گذشته الحاق بخش‌هایی از کرانه باختری به سرزمین‌های اشغالی را اعلام کنند ولی واکنش‌ها و نگرانی‌هایی که داشتند مانع شد.

    امیرعبداللهیان ادامه داد: اگر اسرائیلی‌ها حماقت می‌کردند و بخش‌هایی از کرانه باختری را الحاق می‌کردند پاسخی که دریافت می‌کردند صرفاً سیاسی و محکومیت از طرف مقاومت نبود.

    وی افزود: رژیم صهیونیستی از موضع ترس بلافاصله تهدید هواپیمای مسافربری ما را تکذیب می‌کند لذا آنها در حد و اندازه‌ای نیستند که تهدیدی برای جمهوری اسلامی ایران به حساب بیایند.

    آقای امیرعبداللهیان افزود: بر اساس مبنای مقررات هوانوردی شیکاگو و ایکائو، هواپیماهای جنگنده حق مزاحمت برای پرواز مدنی و مسافری را ندارند.

    وی گفت: حضور آمریکایی‌ها در سوریه، حضور اشغالگرانه است و هیچ گاه آمریکایی‌ها توافقی با حکومت سوریه نداشته اند و پایگاه‌های نظامی آنها در سوریه و در شرق فرات، غیرقانونی است.

    امیرعبداللهیان درباره اقدامات حقوقی و سیاسی ایران در برابر تهدید هواپیماهای جنگنده آمریکایی برای هواپیمای مسافربری ایران گفت: از لحاظ حقوقی، سفیر ایران در نیویورک همان شب اعتراض کرد و سفیر سوئیس را به عنوان حافظ منافع آمریکا؛ مخاطب قرار داد و اقدامات اولیه انجام شد و همچنین امکان مراجعه به سازوکارهای حقوقی در سطح بین المللی برای ایران وجود دارد.

    وی همچنین افزود: مرجعیت و حشدالشعبی به عنوان دو رکن اساسی در عراق هستند. حشد الشعبی متشکل از مردم عراق و داوطلبانی هستند که در این سال‌ها برای آزاد کردن سرزمین شأن از دست تروریست‌های تکفیری و داعش جنگیدند و بیشترین آمار شهدا در مناطق سنی نشین برای آزادسازی این مناطق از چنگال داعش بوده است.

    دستیار ویژه رئیس مجلس در امور بین الملل گفت: حشدالشعبی در تاریخ معاصر عراق به عنوان نیروی مردمی متشکل از شیعه، مسیحی، اهل سنت، کرد و ایزدی می‌باشد.

    امیرعبداللهیان ادامه داد: حشدالشعبی طبق مصوبه مجلس عراق جزو نیروهای مسلح عراق است و امروز حشدالشعبی در ذیل نیروهای مسلح عراق به عنوان یک مؤلفه مهم قدرت مردمی برای حفظ کیان عراق است.
    وی افزود: مرجعیت هم در تاریخ عراق همواره نقش ویژه ای را ایفا کرده و در تاریخ معاصر عراق، مرجعیت شیعه همیشه نجات بخش و نقش بسیار مهم برای کمک به مردم عراق و کمک به صلح و امنیت و آرامش در این کشور داشته است.

    دستیار ویژه رئیس مجلس در امور بین الملل درباره گروهک منافقین نیز گفت: گروهک منافقین عملاً یک گروهک مرده ای است که حداقل تحرکات را نمی‌تواند داشته باشد.

    امیرعبداللهیان درباره سند جامع همکاری‌های ایران و چین نیز گفت: این حق طبیعی ایران است که در بین چندین گزینه، همکاری با چین، روسیه و همسایگان حوزه خلیج فارس را انتخاب کند و حتی راه را برای کشور عربستان به عنوان همسایه باز گذاشته است.

    وی افزود: اتفاقی که بین تهران و پکن افتاد؛ ساماندهی همکاری‌های فعلی در بخش‌های مختلف بین دو کشور بوده است و این همکاری‌ها در بخش‌های توریسم، فرهنگی، اقتصادی و تجاری می‌باشد.

    دستیار ویژه رئیس مجلس در امور بین الملل ادامه داد: چینی‌ها به صراحت اعلام کردند برای مناسبات خارجی با دیگر کشورها، اجازه دخالت طرف‌های دیگر را نخواهند داد.

    امیرعبداللهیان افزود: این جوسازی‌ها به دلیل افزایش فشار بر مردم ماست و ما هر چه جلوتر برویم موفقیت‌های بیشتر و شکوفایی و رفاه برای همه مردم ما اتفاق خواهد بود.

    وی همچنین درباره وِیژگی های سردار سلیمانی گفت: اخلاص و انگیزه الهی که سردار داشت موجب ماندگاری رابطه بین سردار و زیرمجموعه شأن شده است.

    منبع : مهرنیوز

  • سونامی رأی در انتخابات ۱۴۰۰ را، یک چهره جدید به راه می‌اندازد؟

    سونامی رأی در انتخابات ۱۴۰۰ را، یک چهره جدید به راه می‌اندازد؟

    به گزارش خبرآنلاین، «رئیس جمهور سیاستمدار یا اقتصاددان» آیا مسأله انتخابات ۱۴۰۰ این است؟ پاسخ به این پرسش نه فقط درباره انتخابات پیش رو بلکه در چند انتخابات اخیر نقل محافل انتخاباتی است. حافظه تاریخی پر از اظهارات سیاستمدارانی است که در مناظره‌های انتخاباتی صحبت از جراحی «اقتصاد ایران» آن هم با کمترین خونریزی می‌کردند. به نظر می‌رسد موضوع اقتصاد و سیاست در ایران آنچنان در هم تنیده شده که کنش‌گری های مرسوم سیاسی، ملزم به پیوست‌های اقتصادی شده و نظریه‌های اقتصادی نیز تنها با تدابیر سیاسی قابلیت اجرا پیدا کنند.

    >>> در همین رابطه بیشتر بخوانید؛

    آل اسحاق به سیاسیون:در شبهِ بحران کرونا، اختلافات را کنار بگذارید

    غفوری‌ فرد: احتمال رای آوردن چهره جدید در انتخابات ۱۴۰۰ وجود دارد

    محمدرضا خباز، فعال سیاسی اصلاح طلب بر این عقیده است که مشکل کشور ما نه به دستان یک اقتصاددان توانمند حل می‌شود و نه یک سیاستمدار قهار! او می‌گوید؛ زمانی یک دولت موفق می‌شود که پیش از شروع کار، مجوز اصلاح برخی از زیر ساخت‌ها، به خصوص مسأله «قانون اساسی» را اخذ کرده باشد.

    او که زمانی در قامت یک قانونگذار کنش سیاسی اصلاح طلبانه در پارلمان داشته و در دولت تدبیر و امید نیز به عنوان استاندار فعالیت کرده، تأکید دارد؛ «تنها راه جلب رضایت مردم به عنوان حافظان اصلی انقلاب اسلامی، بازگشت مسئولان حاکمیتی و جریانات سیاسی به آنهاست.»

    نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی در تحلیل فضای سیاسی داخل کشور نیز با وجود نقد درون گفتمانی به جناح سیاسی خود و لزوم پوست اندازی جدی در شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح طلبان، اصلاحات را به مثابه یک خورشید تابان می‌داند که کج روی برخی از اصلاح طلبان موجب کاستی مقطعی روشنایی آن شده است.

    آنچه در ادامه می‌خوانید؛ گفتگوی خبرآنلاین با محمدرضا خباز، عضو حزب اعتماد ملی و نماینده ادوار مجلس است:

    ********

    * آقای خباز! شیوع گسترده و جهانی ویروس کرونا تاثیرات زیادی بر عرصه های مختلف زندگی مردم خاصه اقتصاد گذاشته است، از نگاه شما این بیماری همه گیر چه تأثیری بر سیاست داخلی ایران و مشخصا انتخابات سال آینده خواهد گذاشت؟

    ویروس کرونا به عنوان یک پدیده ناشناس و غیر مترقبه می‌تواند بر بسیاری از موضوعات تأثیر بگذارد. اینطور به نظر می‌رسد که مقولاتی همچون؛ «سیاست داخلی و خارجی»، «اقتصاد» و «مسائل اجتماعی» در ایران، در دامنه تأثیرات این ویروس قرار بگیرند.

    بعید است انتخابات ۱۴۰۰ تحت تاثیر مستقیم کرونا قرار گیرد

    سونامی رأی در انتخابات ۱۴۰۰ را، یک چهره جدید به راه می‌اندازد؟
    سونامی رأی در انتخابات ۱۴۰۰ را، یک چهره جدید به راه می‌اندازد؟

    بنده معتقدم این که انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۴۰۰ به صورت مستقیم تحت تأثیر این ویروس قرار بگیرد، امری بعید است. زیرا انتخابات تابع تغییرات ساختاری در کشور است و زمانی شاهد تأثیر پذیری ریشه‌ای این رکن خواهیم بود که بسیاری از ساختارهای موجود دچار دگرگونی شده باشد. تنها یک نگاه خوشبیانه می‌تواند متصور این موضوع باشد که با ورود یک رئیس جمهور و استقرار یک دولت جدید، شرایط  تغییر کرده و بسیاری از مشکلات و معضلات نیز حل شود.

    لزوم بازنگری در قانون اساسی

    * کدام تغییرات ساختاری مدنظر شما است؟

    برای تغییرات اساسی در کشور و جبران کاستی‌های سال‌های گذشته، لازم است به سمت تغییرات ساختاری حرکت کنیم. اولین ساختاری که در این مسیر باید مورد بازنگری قرار بگیرد؛ موضوع «قانون اساسی» است. 

    * بخش عمده‌ای از اعتراضات در سال‌ ۹۶ و آبان ماه سال قبل، ریشه اقتصادی داشتند. به نظر شما چگونه می‌توان در شرایطی که بحران کرونا بر امور اقتصادی سایه انداخته، از بروز این حوادث جلوگیری کرد؟ وظیفه سیاسیون و جناح های سیاسی را چطور تعریف می کنید؟

    نهادهای حاکمیتی باید بپذیرند که مردم حرف اول و آخر را در کشور می‌زنند. زیرا همین مردم پایه گذار و شکل دهنده اصل انقلاب اسلامی بودند و از انقلاب خود در بسیاری از فراز و نشیب‌ها پاسداری کرده‌اند. مردم ما انقلاب اسلامی را همچون فرزند خود می‌دانند و اگر به خواسته‌های آنها توجه شود، برای حراست از این دستاورد خود تلاش می‌کنند. البته این احتمال وجود دارد همین مردم زمانی که متوجه شوند خواسته‌ها و نظرات آنها از سوی بخش‌هایی از حاکمیت خریدار ندارد، در برخی از موضوعات تجدیدنظر کنند.

    اگر مسئولان حاکمیتی این فرمایش امام راحل(ره) که فرمودند؛ “مردم ولی نعمتان ما هستند” را در درک کنند، قطعا تمام تلاش خود را به کار خواهند بست که آنها را نسبت به انقلاب و ارزش‌های والای آن دلگرم نگه دارند.

    مردم از برخی اصلاح طلبان گله دارند نه کل جریان اصلاحات

    * آقای خباز! در چند سال‌ اخیر شعارهایی مبنی بر عبور از جریانات سیاسی از سوی برخی مردم به گوش می‌رسد. به نظر شما این موضوع مقدمه‌ای برای کناز زدن دو جریان «اصلاحات» و «اصولگرا» و ظهور یک جریان سوم است؟

    بنده به این دلیل که خود را اصلاح طلب می‌دانم، در خصوص جریان سیاسی متبوع خود صحبت می‌کنم. به نظر من اصلاح طلبی یک «گفتمان» و «اندیشه» است. باید توجه داشت که هیچگاه نمی‌توان یک اندیشه را از بین برد.

    اگر مردم مخالفتی را از خود بروز می‌دهند، معنی این مخالفت پشت کردن به جریان اصلاحات نیست، بلکه آنها از برخی اصلاح طلبان گله دارند. برای مثال مردم ما هیچگاه با اسلام مخالفتی نداشته‌اند، بلکه با برخی «مسلمان نماها» زاویه دارند، زیرا برخی اسلام را یک ابزار برای رسیدن به مطامع دنیوی خود کرده‌اند.

    برخی نیروهای اصلاح طلب باید در رفتار خود بازنگری جدی کنند

    اصلاح طلبی همانند یک «خورشید» است که یک سری رفتارهای نامناسب از برخی اصلاح طلبان، همانند یک ابر بخشی از نور آن را پوشانده است؛ هرچند که همین ابرها نیز به مرور زمان کنار می‌روند.

    معتقدم بخشی از نیروهای اصلاح طلب باید یک بازنگری جدی در برخی از رفتارهای خود داشته باشند. زیرا مردم در مقاطعی به آنها رأی داده‌اند ولی به آنچه از ایشان انتظار داشتند، نرسیده‌اند.

    مسئولان حاکمیتی بدانند دیگر نمی توان با روش سنتی و نطق آتشین مردم را هیجانی کرد

    امروز نه تنها این دسته از اصلاح طلبان، بلکه بخش‌هایی از حاکمیت باید در ارتباط خود با مردم بازنگری کنند و خود را در سطح مردم ببینند. نباید فراموش کنیم در اوایل انقلاب مردم و مسئولین در یک سطح بودند و تمام تلاش خود را برای حفظ انقلاب به کار می‎‌بستند.

    من اطمینان دارم اگر افراد فعال در جریانات سیاسی کشور به مردم بازگردند، مردم نیز همچنان به آنها و آرمان‌های انقلاب اسلامی وفادار خواهند ماند. مسئولان حاکمیتی نیز باید بدانند که سطح درک، شعور و بینش مردم نسبت به ۴۰ سال قبل بسیار بالاتر آمده و نمی‌توان با روش‌های سنتی و یک سلسله سخنرانی مذهبی و نطق‌های آتشین، ایشان را هیجانی کرد و آنها را به عرصه‌های مختلف کشاند.

    بنده معتقدم اگر اصلاح طلبان قصد دارند در انتخابات سال آینده موفق شوند، باید در بسیاری از روش‌ها و رفتارهای گذشته خود بازنگری کرده و برای مسیر پیش رو نیز یک مانیفست تبیین کنند.

    شورایعالی سیاستگذاری باید پوست اندازی جدی کند

    * شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح طلبان چه نقشی در این راهبرد انتخاباتی خواهد داشت؟

    این شورا نیز باید یک پوست اندازی جدی داشته باشد تا بتواند با یک برنامه و فکر جدید، خون جدیدی به مردمی که احساس رخوت دارند تزریق کند.

    * آیا احتمال دارد جریانات سیاسی برای ایجاد یک سونامی رأی، به سمت چهره‌های جدید انتخاباتی بروند؟

    اگر منظور از یک چهره جدید، نادیده گرفتن چهل سال فعالیت سیاسی است، بنده با این نظر مخالفم. اما قائل به این موضوع هستم که می‌توان با استفاده از تجارب چهار دهه گذشته، نیروهایی را برای انتخابات فعال کرد که از کارآمدی بالاتری برخوردار هستند.

    مشکل امروز کشور، رئیس جمهور اصولگرا یا اصلاح طلب نیست

    باید توجه کنیم که مشکل امروز کشور، یک کاندیدای اصلاح طلب یا اصولگرا نیست، بلکه کشور با یک سلسله مشکلات زیرساختی مواجه است که باید آنها را رفع کنیم. در این فضا هر فردی بر مسند ریاست قوه مجریه بنشیند، نمی‌تواند مشکلات موجود، به خصوص در حوزه اقتصاد را حل و فصل کند. امروز کشور ما نیازمند این موضوع است که مراکز «تصمیم گیری» و «تصمیم سازی» به بازسازی و حتی بنای مجدد حرکت کنند.

    هیچ رئیس جمهوری قوی تر از آیت الله هاشمی نبود اما…

    تجربه تاریخی نشان داده که هیچ رئیس دولتی قوی تر از مرحوم هاشمی رفسنجانی، هیچ رئیس جمهوری محبوب تر از آقای خاتمی و هیچ فردی نزدیک تر از آقای احمدی نژاد به نهادهای تحت نظر رهبری در ایران وجود نداشته است. اما همین افراد نیز پس از ۸ سال فعالیت خود از نتیجه به دست آمده رضایت نداشتند، جالب اینجاست که مردم نیز از آنها رضایت نداشتند. امروز همین موضوع در خصوص شخص آقای روحانی نیز صدق می‌کند.

    باید توجه داشت که در کشور ما رؤسای جمهور ایرادی نداشته‌اند، بلکه اشکالات ساختاری باعث شده که آنها عملکرد رضایت بخشی از خود به جا نگذارند. کشور ما از نظر بهره‌مندی از منابع، ۷ درصد از ذخایر جهان را در اختیار دارد؛ در حالی که جمعیت ایران تنها یک درصد از کل جهان است. با این تفاسیر به این نتیجه می‌رسیم که اشکالات ساختاری باعث شده نتوانیم از این منابع برای یک زندگی بهتر بهره بگیریم.

    * فکر می‌کنید برای سال ۱۴۰۰ باید به سمت انتخاب کدام رئیس جمهور برویم؛ یک اقتصاددان یا یک سیاستمدار؟

    مدیر عالی در کشور ما نمی‌تواند نگاه تک بعدی به مسائل داشته باشد، زیرا دانش سیاسی و یا اقتصادی صرف به تنهایی گره گشایی نمی‌کند. برای مثال در بخش‌هایی از حاکمیت کسانی وجود دارند که در جایگاه خود یک قدرت به حساب می‌آیند و هرگز یک اقتصاددان نمی‌تواند با آنها رابطه تعاملی ایجاد کند.

    رئیس جمهور بعدی باید تکلیف خود با بخش‌هایی از حاکمیت را مشخص کند

    به نظر بنده زمانی یک رئیس‌جمهور موفق می‌شود که پیش از ورود به عرصه، به صورت مستقیم با بخش‌های مختلف حاکمیت صحبت کند و به آنها بگوید که قصد اصلاح برخی از زیرساخت‌ها را دارد، در غیر این صورت هر فردی در ۱۴۰۰ پیروز شود، در پایان دوران مسئولیت خود احساس عدم توفیق و حتی درجا زدن را خواهد داشت.

    ۲۷۲۱۹

    منبع : خبرآنلاین

  • مسیح مهاجری خطاب به رئیس جمهور: تعارف با این و آن را کنار بگذارید/در برگزاری مراسم محرم  هیچیک از اصول مبارزه با کرونا را نمی توان رعایت کرد

    مسیح مهاجری خطاب به رئیس جمهور: تعارف با این و آن را کنار بگذارید/در برگزاری مراسم محرم هیچیک از اصول مبارزه با کرونا را نمی توان رعایت کرد

    اگر جمع کردن میان عزاداری‌های محرم و رعایت پروتکل‌های بهداشتی امکان‌پذیر باشد، این تصمیم را باید ستود، ولی متأسفانه چنین چیزی امکان‌پذیر نیست. این واقعیت را تجربه دو سه ماه گذشته در زمینه برگزاری عروسی‌ها، مجالس ختم، مسافرت‌ها، حضور در مساجد، نمازهای جمعه، رستوران‌ها، تالارها، سفرهای درون‌شهری و برون‌شهری با مترو، اتوبوس و هواپیما، رفع محدودیت از پاساژها، بازارها و… به اثبات رسانده است. اینکه مهار کرونا بعد از موفقیت‌های اولیه از کنترل ستاد ملی مقابله با کرونا خارج شد و مرگ‌ و میرهای روزانه از ۳۴ نفر در پنجم خرداد به بالای ۲۲۰ نفر در تیرماه رسید به دلیل همین رفع محدودیت‌ها بود.

    این روزها از یکطرف مسئولین وزارت بهداشت از مردم می‌خواهند به شهرهای زیارتی سفر نکنند، در تجمعات حاضر نشوند، مراسم عروسی برگزار نکنند، برای افراد فوت‌شده مراسم تشییع و تدفین و عزاداری جمعی برگزار نکنند و از طرف دیگر ستاد ملی مقابله با کرونا تصمیم‌ می‌گیرد مراسم عرفه هرچه باشکوه‌تر برگزار شود و در محرم و صفر هم عزاداری‌های پرشور داشته باشیم البته با رعایت پروتکل‌های بهداشتی! همین سخن را هنگام برداشتن محدودیت‌های کرونائی در خردادماه از آقای رئیس‌جمهور و سایر مسئولین ستاد ملی مقابله با کرونا بارها شنیدیم ولی نتیجه عملی آن این شد که کنترل و مهار کرونا از اختیار ستاد خارج شد و آمار ابتلاء و مرگ و میر به رقم‌های بی‌سابقه رسید بطوری که مسئولین بیمارستان‌ها و مراکز بهداشتی اکنون از کمبود تخت، فرسوده شدن کادر درمانی و سایر مشکلات مربوط به درمان بیماران کرونائی سخن می‌گویند و اعلام خطر می‌کنند.

    همین دیروز که آقای رئیس‌جمهور مجوز برگزاری عزاداری محرم را صادر کردند، وزارت بهداشت ۱۲ استان را در وضعیت قرمز و ۱۳ استان را در وضعیت هشدار اعلام کرد. به عبارت روشن‌تر، از ۳۱ استان کشور ۲۵ استان به صورت جدی درگیر کرونا هستند و اینطور نیست که بقیه استان‌ها کاملاً سفید و بی‌مشکل باشند.
    در چنین وضعیتی معلوم نیست چرا آقای رئیس‌جمهور توصیه اکید می‌کند عزاداری‌های محرم با رعایت پروتکل‌های بهداشتی برگزار شود. پروتکل‌ها طبق توصیه وزارت بهداشت عبارتند از زدن ماسک، رعایت فاصله اجتماعی، شستن دست‌ها و عدم حضور در اجتماعات. اگر بخواهیم بدون مجامله سخن بگوئیم باید اعتراف کنیم امکان رعایت هیچیک از این چهار مورد در عزاداری‌ها وجود ندارد. به‌ویژه آنکه در هوای گرم تابستان استفاده از ماسک و تحرکات مربوط به عزاداری، با توصیه‌های اعلام شده سازگاری ندارند.

    نتیجه این می‌شود که به خاطر انجام یک امر مستحب، سلامت جامعه به خطر می‌افتد و بسیاری از مردم قربانی کرونا خواهند شد. آنچه موجب تأسف شدید است اینست که ما به نام دین و با انجام کاری که مربوط به دین است، برخلاف خواست دین که حفاظت از جان را در اولویت اول قرار داده است عمل می‌کنیم. در فقه اسلام غیر از مواردی معدود، جان انسان خط قرمز است و حتی آن موارد معدود هم مربوط به حیات شرافتمندانه انسان هستند. بنابراین، هیچ امری بالاتر از حفاظت از سلامت جامعه و جان انسان‌ها نیست و اموری از قبیل مراسم عرفه و نماز عید قربان و عزاداری محرم و صفر که همه ما با جان و دل به آن عشق می‌ورزیم را می‌توان موقتاً تعطیل یا به صورت فردی برگزار کرد و در سال‌های بعد تمام آنها را جبران نمود.
    آقای رئیس‌جمهور! شما به عنوان فرمانده کل ستاد مقابله با کرونا مسئول جان مردم هستید. کاملاً روشن است که تصمیمات جدید ستاد، دقیقاً همان بلائی را به جان‌ها خواهد انداخت که لغو محدودیت‌های کرونائی با خود آورده است. به این واقعیت تلخ فکر کنید که با این تصمیمات، پائیز سیاهی در انتظار کشور ما خواهد بود. لطفاً تعارف با این و آن را کنار بگذارید و با ایجاد محدودیت‌های لازم به‌ویژه در زمینه تجمعات، کاری کنید که پائیز آینده مثل تمام پائیزها رنگارنگ و پر از خاطره‌های شیرین برای مردم ایران باشد.

    ۱۷۱۷

    منبع : خبرآنلاین

  • مصباحی مقدم:هنوز زود است در باره انتخابات۱۴۰۰ صحبت کنیم/ جامعه روحانیت در تهران۱۵۰۰عضو دارد

    بخشی از مصاحبه را می خوانید:

    آیا در تشکیلات اصولگرایی برنامه‌ریزی برای انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ آغاز شده؟

    تصورم بر این است که الان برای مطرح کردن مساله مربوط به انتخابات زودهنگام است. مردم در شرایطی نیستند که آمادگی این ‌را داشته باشند، بحث انتخابات ۱۴۰۰ مطرح شود. اما بحث و گفت‌وگو داخل تشکیلات و گروه‌های سیاسی اصولگرا در جریان است. ممکن است در حال حاضر این مباحث در رسانه‌ها مطرح نشود اما دلیل بر این نیست که در تشکلات اصولگرایی این دغدغه وجود ندارد.

    آیا همه احزاب و گروه‌های اصولگرایی به‌ویژه جامعه روحانیت مبارز این بررسی‌ها را آغاز کرده است؟

    نمی‌توان گفت که همه تشکیلات به‌طور جدی به موضوع ورود پیدا کرده‌اند اما مباحثی در این زمینه مطرح می‌شود.

    آیا قرار است که جامعه روحانیت مبارز به‌ صورت مجزا این بررسی‌ها را انجام دهد یا در قالب تشکیلاتی چون جمنا و شاجا فعالیت می‌کنید؟

    برای این موضوع هنوز تصمیم گرفته نشده است.

    در جریان انتخابات دوره یازدهم مجلس، جامعه روحانیت مبارز نقش کم‌رنگی ایفا کرد و به نوعی این تحلیل وجود داشت که جریان‌های جوان‌تر یا به اصطلاح «نواصولگرا»، دیگر به جامعه روحانیت مبارز میدان عمل نمی‌دهند. فکر می‌کنید در جریان انتخابات بعد، بتوانید نقش موثری ایفا کنید؟

    هنوز مباحث به ‌صورت جدی در جریان اصولگرایی مطرح نشده اما در جریان انتخابات دوره یازدهم مجلس، جامعه روحانیت مبارز درصدد توسعه تشکیلاتی خود بود. از این جهت از ابتدا هم بنای ورود چشمگیر به انتخابات نداشتیم.

    این توسعه تشکیلاتی در چه مرحله‌ای قرار دارد؟

    جامعه روحانیت مبارز از تشکیلات جامعه روحانیت مبارز تهران به جامعه روحانیت مبارز کشور تبدیل شد. در واقع ما تشکیلات خود را در سراسر کشور توسعه دادیم.

    این توسعه در همه استان‌ها اتفاق افتاده است؟

    بله. نزدیک به یک سال است که مقدمات گسترش تشکیلات را شروع کرده‌ایم. در برخی استان‌ها انتخابات هم انجام شده و نماینده‌های خود را برای حضور در شورای مرکزی نیز معرفی کرده‌اند. همچنین تهران به ۱۰ منطقه تقسیم شده‌ که در این ۱۰ منطقه جامعه روحانیت مبارز دفتر منطقه‌ای دارد. در این دفاتر منطقه‌ای ترکیب شورای منطقه مشخص شده و درنهایت نماینده منطقه به شورای مرکزی راه پیدا کرده است. به این شکل که ۳ نفر از شورای منطقه به شورای مرکزی معرفی می‌شوند، شورای مرکزی جامعه روحانیت یک نفر را به عنوان نماینده آن منطقه برای حضور در شورای مرکزی کشوری انتخاب می‌کند. این فرآیند هنوز در همه مناطق کشور پایان نیافته و در دوران فعالیت برای انتخابات مجلس، این موضوع در دستورکار جدی جامعه روحانیت مبارز قرار داشت؛ از این جهت ما ورود جدی به انتخابات نداشتیم.

    دفتر منطقه‌ای در سراسر کشور مشغول عضوگیری است؟ تاکنون چندنفر عضوگیری داشتید؟

    عضوگیری در مناطق ۱۰گانه جامعه روحانیت مبارز تهران تقریبا رو به پایان است. در واقع مطابق اساسنامه باید ابتدا عضوگیری صورت گیرد، پس از مشخص شدن اعضا، شورای منطقه شکل گیرد و این شورا ۳ نفر را به شورای مرکزی معرفی کند تا یک نفر از آنها با اکثریت آرا به عضویت شورای مرکزی اصلی دربیاید. همان‌طور که می‌دانید هسته مرکزی جامعه روحانیت مبارز را هیات موسس تشکیل می‌دهند. این هیات موسس همان افراد با سابقه جامعه روحانیت هستند اما این افراد می‌خواهند کسانی را از تهران و سایر استان‌ها جذب کنند تا به عضویت شورای مرکزی ملی و کشور درآیند. هیات موسس نیز گروهی ۲۴ نفره است که با جذب افراد در کل کشور، به رقمی حدود ۷۰ تا ۸۰ نفر می‌رسد که مجموعه‌ای از هیات موسس، شورای مرکزی فعلی و نماینده‌های منطقه‌ای است.

    به ‌جز این، جامعه روحانیت مبارز چه تعداد عضو عادی دارد؟ چقدر از عضوگیری استقبال شد؟

    چون هنوز این فرآیند به اتمام نرسیده، نمی‌توانم بگویم. اما در تهران که ۱۰ منطقه است، در هر منطقه حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ نفر عضو شده‌اند که در مجموع می‌شود چیزی در حدود ۱۵۰۰ نفر.

    هرچه می‌گذرد جامعه روحانیت مبارز در فرآیند انتخابات تاثیرگذاری کمتری دارد؛ با اینکه پیش از این، جامعه روحانیت مبارز عمدتا استراتژی را مشخص و گروه‌های دیگر بخش عملیاتی را برعهده داشتند. با این توسعه تشکیلاتی، درصدد آن هستید که به جایگاه پیشین خود بازگردید؟

    در حال حاضر بحث ما انتخابات نیست و ما در جامعه روحانیت مبارز دغدغه انتخابات مجلس یا ریاست‌جمهوری نداریم. درپی اصلاح اساسنامه تصمیم گرفتیم که توسعه تشکیلاتی داشته ‌باشیم البته سال ۸۶ اعضای جامعه روحانیت مبارز با رهبری دیداری داشتند. ایشان در این جلسه به ما توصیه کردند که عقبه و تشکیلات خود را تقویت کنیم. در حال حاضر به توصیه رهبری عمل می‌کنیم و اگرچه با تاخیری ۱۰ ساله این اتفاق افتاد و از سال ۹۶ به این‌سو درصدد توسعه تشکیلاتی هستیم اما در تمام مناطق تهران، مجددا فعال شده‌ایم و در همه شهرستان‌ها نیز قرار است هسته‌های جامعه روحانیت مبارز شکل گیرد.

    این توسعه تشکیلاتی می‌تواند بر سهم شما از سیاست و سهم نواصولگرایان یا جریان‌های جدید آن تاثیر بگذارد؟

    اجازه دهید اول این کار را انجام دهیم و به توسعه تشکیلاتی مدنظرمان برسیم، بعد چنین تحلیل‌هایی انجام دهیم.

    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبرآنلاین

  • حداقل تجارت تهران- بغداد ۱۴میلیارد دلار درسال است

    حداقل تجارت تهران- بغداد ۱۴میلیارد دلار درسال است

    به گزارش خبرگزاری مهر حسین امیر عبداللهیان در برنامه نگاه یک شبکه یک سیما درباره نخستین سفر آقای مصطفی الکاظمی، نخست وزیر عراق به ایران افزود: این سفر نشان دهنده عمق روابط مردمی و رسمی دو کشور ایران و عراق است که در سال‌های اخیر شاهد نشانه‌های فرهنگی، دینی و اجتماعی دو ملت و کشور بودیم و این درک را مقامات و مردم عراق، متقابل دارند.

    وی افزود: در سال‌های اخیر و در بخش‌های اقتصادی؛ دو کشور رشد بالایی در تبادل تجاری داشته اند و حداقل تبادل تجاری تهران و بغداد در همین روزهایی که ما داریم درباره این سفر صحبت می‌کنیم حداقل حدود ۱۴ میلیارد دلار در سال است در حالیکه این عدد در همکاری‌های ایران و اروپا به سه میلیارد دلار هم نمی‌رسد.

    امیرعبداللهیان تصریح کرد: عمق در هم تنیدگی روابط تجاری دو کشور به حدی است که حتی آمریکایی‌ها در سخت‌ترین شرایط تحریمی خودشان ضد مردم ایران، مجبور به معاف کردن عراق از تحریم شدند و این از فرصت‌های خوب میان دو کشور است.

    وی درباره دیدار آقای مصطفی الکاظمی با رهبر انقلاب هم گفت: در شرایطی که آمریکایی‌ها به همه کشورها از جمله مقام‌های رسمی عراق؛ فشار زیادی را برای کاهش روابط اقتصادی و تجاری با ایران وارد می‌کند، ولی آشکار و علنی آقای الکاظمی در رأس هیأتی متشکل از هشت وزیر وارد تهران شد.

    دستیار ویژه رئیس مجلس در امور بین الملل افزود: این سفر برای توسعه بیشتر همکاری‌ها، بین دو کشور انجام شد و عراق از همسایگان مهمی است که از موقعیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک در منطقه غرب اسیا برخوردار است و اقتصادهای بین دو کشور مکمل همدیگر است و اشتراک‌های فراوانی میان دو کشور وجود دارد.

    امیرعبداللهیان با اشاره به زمانی که مقام معظم رهبری به نخست وزیر عراق و هیأت همراه اختصاص دادند نیز گفت: این دیدار؛ نشان دهنده عمق راهبردی همکاری‌های دو کشور است و مقام‌های عراق؛ این را به خوبی درک می‌کنند که مهمترین پیام این دیدار؛ دوستی، برادری و حمایت است.

    وی افزود: رهبر معظم انقلاب به صراحت نکاتی را به مقام‌های عراقی درباره هشدار نسبت به رفتارها و سیاست‌های تخریب کننده آمریکا در عراق متذکر شدند.

    دستیار ویژه رئیس مجلس در امور بین الملل گفت: اکنون عراقی‌ها به این نتیجه رسیده اند که در سال‌هایی که آمریکایی‌ها جوانان آن‌ها را می‌کشتند و به ناامنی‌ها دامن می‌زدند و تروریست‌ها را در راستای منافع خودشان در داخل عراق مدیریت می‌کردند، جمهوری اسلامی ایران در عرصه سیاسی، اقتصادی و صادرات برق و گاز به مردم عراق کمک کرد و مردم عراق هیچ وقت این صحنه‌های زیبایی که از ایران مشاهده کرده اند را فراموش نمی‌کنند، اما صحنه‌های زشت، خشن و وحشیانه‌ای را که از نظامیان آمریکایی دیدند نیز فراموش نخواهند کرد.

    امیرعبداللهیان ادامه داد: اگر امروز نخست وزیر عراق با افتخار با رهبر انقلاب دیدار می‌کند به دلیل نقش پدری و برادری جمهوری اسلامی ایران برای همه طرف‌ها در عراق است، در نتیجه با عشق و علاقه با رهبری دیدار می‌کنند و درس‌های بزرگی هم می‌آموزند که این درس‌ها برای منافع مردم عراق بسیار سازنده و مفید است.

    منبع : مهرنیوز

  • روایت سردار فضلی از نقشه منافقین برای حمله به جماران و بیت امام /ناگفته‌هایی از عملیات مرصاد و واکنش آیت الله هاشمی و محسن رضایی

    روایت سردار فضلی از نقشه منافقین برای حمله به جماران و بیت امام /ناگفته‌هایی از عملیات مرصاد و واکنش آیت الله هاشمی و محسن رضایی

    سردار سلامی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مراسم تجلیل از حاج علی فضلی، متواضعانه و در مقابل دوربین‌ها خم شد و بر دستان او بوسه زد و گفت: علی فضلی «عَلَم فضیلتها» و «بیرق کرامت‌ها»ی ماست. علی، نه «بیرقدار» که خود، «بیرق» است.

    محسن رضایی نیز می گوید: به جرات می توانم بگویم، هیچ عملیاتی در دوران دفاع مقدس، نیست که سردار فضلی، داوطلبِ حضور در آن نشده باشد و به همین دلیل، تاکید دارم که فضلی، مظهر «فداکاری» و «عشق در آتش» است.

    >>>> بیشتر بخوانید؛ چرا فرماندهان ارتش مسعود رجوی بیشتر زنان بودند؟ /منافقین وقتی نمازشان قضا می‌شود می‌گویند باید از محضر مریم و مسعود طلب استغفار کنیم

    آری، علی فضلی، فرمانده‌ای غیور، صمیمی، شجاع، متوکل، بی ریا و از خود گذشته است که از ابتدای دفاع مقدس، تا به امروز، در عرصه‌های گوناگون خدمت، خوش درخشیده است. از مصادیق درخشش سردار فضلی، حضور نقش آفرین او در عملیات «مرصاد» است که منافقین در۵ مرداد ۶۷، دست در دست صدام، به خیال خام خود، به ایران اسلامی ، حمله کردند و امروز، پس از ۳۲سال از آن حادثه، جریان نفاق به‌عنوان مزدوران آمریکا و رژیم صهیونیستی و مهره‌های «سیا» و «موساد»، هم‌چنان به شرارت علیه ملت ایران مشغولند.

    اینک روایت شهید زنده، سردار علی فضلی از عملیات مرصاد:

    رژیم بعث عراق از مفاد قطعنامه ۵۹۸ خشمگین بود ولی به روی خود نمی آورد، چرا که تصور می کرد ایران با اهدافی بلند همچون «رفع فتنه از عالم» ، «سقوط صدام» و…که برای جنگ تعیین کرده، به قطعنامه رضایت نخواهد داد.

    خبر پذیرش قطعنامه توسط ایران، رژیم بعث را در کابوسی وحشتناک فرو برد؛ چرا که احساس می کردند جنگی را که ناجوانمردانه با اتکا به مستکبرین شرق و غرب و با هوس کشور گشایی آغاز کرده اند، حالا مجبورند بدون هیچگونه دستاوردی و با تحمل هزینه‌های سنگین باید به پایان برسانند.

    روایت سردار فضلی از نقشه منافقین برای حمله به جماران و بیت امام /ناگفته‌هایی از عملیات مرصاد و واکنش آیت الله هاشمی و محسن رضایی
    روایت سردار فضلی از نقشه منافقین برای حمله به جماران و بیت امام /ناگفته‌هایی از عملیات مرصاد و واکنش آیت الله هاشمی و محسن رضایی

    آنها به روشنی دریافته بودند قطعنامه ای که صادر شده حاوی بندهایی است که حقیقت جنگ را برای افکار عمومی جهان افشا کرده و آشکارا به نفع ایران است: از جمله تعیین متجاوز، پرداخت خسارت، تعیین مرزهای بین المللی و از این رو صدام خشمگینانه زیر بار پذیرش قطعنامه ۵۹۸ نرفت و مصمم شد تا با حمله به خرمشهر و کرمانشاه، ایران و شورای امنیت سازمان ملل را در عملی انجام شده قرار داده و مجبور به صدور قطعنامه ای جدید نماید.

    او برای این کار و به جهت اینکه بتواند تا حدودی از بار مسئولیت حمله پس از قطعنامه شانه خالی کند و آن را به دیگران نسبت دهد، دست به دامان منافقینی شد که در ظاهر خود را ایرانی می دانستند، اما باطنا از ابتدای انقلاب در مقابل همه ایرانیان از هر رنگ و نژاد و مذهبی ایستاده و زنان و مردان و کودکان بی گناه بسیاری را به خاک و خون کشیده بودند.

    منافقین وطن فروش نیز که مورد طرد و نفرت آحاد ملت ایران قرار گرفته و مترصد فرصتی برای جنایتی مجدد بودند، خائنانه وارد این معرکه شدند. غافل از اینکه وعده الهی «ان ربک لبالمرصاد» در انتظار آنهاست و عزم شیطانی بی فروغشان با مجاهدت فرزندان غیور ملت ایران شکست خواهد خورد و دودمانشان را به باد فنا خواهد داد.

    برادر محسن به محض آنکه از رسیدن منافقین به سر پل ذهاب مطلع شد، آقای هاشمی را در جریان قرار داد. برداشت آقای هاشمی این بود که این خبر بیشتر یک عملیات روانی است، اما آقا محسن که مسئله را جدی گرفته بود با هلیکوپتر خود را به اسلام آباد غرب رساند و به دستور ایشان، فرماندهان یگان ها از جمله برادران کوثری، سلیم آبادی و … نیز به سرعت خود را به منطقه رساندند و برادران شمخانی، رشید و وحیدی نیز در کرمانشاه مستقر شدند.

    منافقین در محور غرب کشور، در منطقه قصر شیرین، سرپل ذهاب و سی کیلومتری کرمانشاه با نیروهای ما مواجه شدند و در یک نبرد هفتاد و دو ساعته، به فضل الهی رزمندگان اسلام متشکل از سپاه و ارتش و بسیج که خود را سلحشورانه از اقصی نقاط کشور به منطقه رسانده بودند در عملیاتی متحدانه با محاصره دشمن، منافقین را با تحمیل تعداد زیادی کشته، زخمی و اسیر شکست داده و تا مرز عقب راندند.

    یکی از نکات جالب توجه در آن برهه و شرایط خاص، انتصاب برادر وحیدی از سوی آقا محسن بعنوان فرماندار نظامی کرمانشاه بود، چون هر لحظه ممکن بود منافقین وارد شهر شوند و همین تهدید بزرگ نیازمند تصمیمی متناسب با شرایط بود.

    از بازجویی اسراء منافقین مشخص شد که آنان در خیال خود قصد داشتند با تصرف بایگاه هلیکوپتری ارتش، سوار بر هلیکوپترها به تهران پرواز و با هجوم به زندان اوین، منافقین زندانی را آزاد نمایند و پس از آن با حمله به جماران، امام را شهید و کار جمهوری اسلامی را یکسره کنند که عنایت الهی شامل حال رزمندگان اسلام شد و با سرکوب منافقین، برگ زرین دیگری بر تاریخ افتخارات ملت ایران افزوده شد.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • نقش همسر مسعود رجوی در ترورهای دهه ۶۰ چه بود؟ /جنایات تکان دهنده گروهک منافقین با همدستی صدام

    نقش همسر مسعود رجوی در ترورهای دهه ۶۰ چه بود؟ /جنایات تکان دهنده گروهک منافقین با همدستی صدام

    سازمان مجاهدین خلق که بعد از ۳۰ خرداد ۶۰ ماهیت تروریستی خود را برملا کرد و به گروهک منافقین معروف شد، از جمله گروه‌های معارض نظام جمهوری اسلامی است که بیش از دیگر گروه‌ها سابقه اقدامات نظامی و تروریستی علیه ملت ایران را در کارنامه دارد. این ترورها و فعالیت‌های نظامی نه به شکل مستقل، بلکه علناً در هماهنگی کامل با رژیم بعث صدام آن هم در دورانی که جنگ تحمیلی بین عراق و ایران درگرفته بود، انجام شدند.

    مزدوریِ این گروه برای صدام و جبهه غربی-عربی در دهه شصت و بعد از آن موجب شده تا هیچ پایگاه اجتماعی در بین مردم نداشته باشند و این عدم محبوبیت را می‌توان در فرسودگی سازمان در سال‌های اخیر و محدود شدن اعضای آن به عده‌ای افراد پا به سن گذاشته و مسلوب الاراده در اردوگاه آلبانی مشاهده کرد.

    هرچند مزدوری، فصل مشترک شخصیت‌ها و احزاب مخالف نظام جمهوری اسلامی در خارج از کشور است اما مجاهدین خلق در این فقره آن چنان گوی سبقت را از سایرین ربودند که موجب شده حتی در بین گروه‌های اپوزیسیون نیز منفور باشند. علت آن هم همکاری با رژیم بعث عراق در دوران جنگ تحمیلی علیه ملت ایران و رزمندگان است.

    سازمان بعد از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ که وارد فاز مسلحانه و ترور در داخل کشور شد، مرکزیت خود را به فرانسه منتقل کرد و با تشکیل شورای به اصطلاح ملی مقاومت با حضور ابوالحسن بنی صدر و مسعود رجوی، یک دولت در تبعید را تشکیل دادند. (هرچند بعد از مدتی بنی صدر نیز نتوانست با رجوی همکاری کند و از این شورا جدا شد.)

    فعالیت گروهک منافقین در بین سال‌های ۶۰ تا ۶۴ بر ترورهای داخل ایران متمرکز بود. یک بخش از این جنایات معطوف به ترور سران نظام یا اصطلاح منافقین «راس هرم» بود که واقعه ۷ تیر و ۸ شهریور (انفجار در دفتر حزب جمهوری اسلام و دفتر نخست وزیری) از آن جمله است و یک بخش نیز زدن سرانگشتان نظام (اصطلاحی که منافقین به کار می‌بردند) بود که شامل مردم کوچه و بازار می‌شد که گاه تنها جرمشان داشتن عکس امام خمینی (ره) یا شهدای انقلاب بر دیوار مغازه شان بود.

    با این وجود بعد از ضربه ۱۹ بهمن ۱۳۶۱ و ترور مرکزیتِ داخل کشورِ سازمان در خانه‌ای در زعفرانیه و هلاکت موسی خیابانی (مرد شماره دوم سازمان) و اشرف ربیعی همسر رجوی که هدایت ترورها را برعهده داشتند، به مرور از توان و ظرفیت این گروه در داخل کشور کاسته شد.

    در این مقطع برخی نفرات دستگیر یا اعدام شدند، برخی در درگیری‌های کمیته با خانه‌های تیمی به هلاکت رسیدند، تعدادی به خارج کشور رفتند و عده‌ای نیز مخفیانه در ایران زندگی می‌کردند. در این زمان البته بخشی از اعضای سازمان با حضور در خاک عراق به فعالیت‌ها محدود نظامی و رادیویی علیه جمهوری اسلامی مشغول بودند.

    سعید شاهسوندی از اعضای جداشده مجاهدین در مصاحبه‌ای در این خصوص می‌گوید: من بعد از ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ همراه با چند نفر دیگر مامور به تاسیس رادیو مجاهد در کردستان شدم. آنجا ما به دعوت {عبدالرحمن} قاسملو به دفتر سیاسی حزب دمکرات کردستان رفتیم. آنجا من جزو گروه موسس رادیو مجاهد بودم، هم گوینده بودم و هم نویسنده بودم و هم در بخش‌های فنی کمک می‌کردم. و بعدها در همین رابطه، همراه صادق شرفکندی به پاریس که آن موقع محل اقامت مسعود رجوی بود رفتیم که او به شورای ملی مقاومت بپیوندد.

    با قطع همکاری بنی صدر و حزب دموکرات کردستان با رجوی و جدا شدن آنها از شورای ملی مقاومت و همچنین مذاکراتی که دولت فرانسه با جمهوری اسلامی بر سر آزادی گروگان‌هایش در لبنان داشت، رجوی متوجه این موضوع بود که ممکن است دیر یا زود از فرانسه اخراج شوند، لذا با خیال اینکه ابر قدرت‌ها نخواهند گذاشت ایران در جنگ با عراق پیروز باشد، همکاری که از سال‌ها قبل با رژیم بعثی داشت علنی کرد. در تاریخ سیاسی کشورهای جهان به ندرت به موردی بر می‌خوریم که یک گروه سیاسی مخالف نظام کشورش، با دشمن بیگانه که به خاک کشورشان حمله کرده ائتلاف کند و همین موجب حیرت و نفرت همگانی نسبت به فرقه رجوی شد.

    پس از مذاکراتی مقدماتی بین رجوی و طارق عزیز در پاریس، ۱۷ خراد ۱۳۶۵، رجوی وارد بغداد شد و طی فراخوانی نیروهای باقی مانده را به عراق فراخواند. منافقین با در اختیار گرفتن زمینی که صدام از عشایر عراقی در استان دیاله غصب کرده بود، اردوگاه اشرف را در سال ۶۵ تاسیس کردند.

    رجوی با تشکیل ارتش آزادی بخش ملی در اشرف مدعی بود که سازمان از مرحله ترور و جنگ‌های شهری گذر کرده و اکنون می‌تواند در جنگ کلاسیک شرکت کند. در این دوران، رجوی در ارتباط تنگاتنگ با استخبارات عراق بود و پس از سقوط صدام، فیلم‌هایی از دیدارهای مکرر نمایندگان سازمان با بلندپایگان دستگاه امنیتی رژیم صدام به دست آمد که در مستندی با عنوان «گرگ‌ها» در سال‌های گذشته از تلویزیون پخش شد. در این مستند نحوه همکاری و کسب اطلاعات منافقین از جبهه‌ها و قرار دادن آنها در اختیار بعثی‌ها را می‌توان مشاهده کرد.

    فعالیت آنها -غیر از سلسله عملیات‌های نظامی که به آن اشاره خواهد شد-، شنود بی‌سیم‌های ایرانی، اعتراف گیری از اسرا، ترور رزمندگان ایرانی که از جبهه برمی گشتند در کوچه و خیابان و همچنین حضور نفوذی‌های آنها در عملیات‌ها بود.

    آفتاب، چلچراغ و فروغ جاویدان

    با تشکیل ارتش به اصطلاح آزادیبخش در اشرف، صدام از توان محدود آنها به عنوان پیاده نظام برای عملیات در داخل خاک ایران استفاده کرد. اولین عملیات، عملیات آفتاب بود که ۸ فروردین ماه سال ۱۳۶۸ با پشتیبانی نیروهای عراقی و با هدف تصرف فکه صورت گرفت. عملیات دوم، چلچراغ نام داشت که ۲۸ خردادماه ۶۷ با هدف تصرف مهران انجام شد.

    این دو عملیات این توهم را برای رجوی پدید آورد که می‌تواند با ارتش خودساخته اش به سمت مرزهای ایران حرکت کند. از سویی با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در روزهای پایانی جنگ، ارتش عراق با استفاده از ظرفیت منافقین تلاش کرد تا ضربه‌ای در مرزهای غربی به نیروهای ایرانی وارد کند، هرچند صدام نیز که ۸ سال جنگ را با ایران پشت سر گذاشته بود، بعید بود که حساب ویژه ای روی ارتشی باز کند که اکثریت آن را زنان تشکیل می‌دادند.

    منافقین برای عملیات فروغ جاویدان همه نیروهای خود را از خارج کشور و اروپا فراخواندند. مسعود رجوی در سخنرانی پیش از شروع عملیات اعلام کرد قرار است ۴۸ ساعته تهران را تصرف کنند! در حقیقت برخلاف دو عملیات دیگر که با هدف تصرف زمین و اسیرگیری انجام شده بود، عملیات فروغ جاویدان با هدف سقوط نظام برنامه‌ریزی شد.

    در روز حمله و آغاز عملیات نیروهای نظامی وابسته به سازمان مجاهدین خلق از مرز قصر شیرین حمله‌ور شدند. به گفته فرماندهان نظامی در زمان جنگ، مردم و نیروهای نظامی تصور می‌کردند که عراق دوباره به ایران حمله کرده است و یک روز زمان برد تا مردم و نیروهای نظامی به نتیجه قطعی برسند که منافقین به ایران حمله کرده‌اند.

    یکی از علل ورود و پیشروی منافقین به داخل خاک ما، تمرکز نیروهای سپاه در جنوب در پی حمله مجدد صدام بود و تمام قوای جنگی در حال مقابله با پیشروی بعثی‌ها در جبهه جنوب در عملیات طراحی شده غدیر بودند و به جز ۲ گردان از لشکر ۹ بدر که در حال عزیمت به سمت جنوب بودند و تیپ قائم سمنان، نیروی خاصی در غرب کشور برای رویارویی با منافقین حضور نداشت وگرنه عبور آنها از قصر شیرین غیر ممکن بود.

    با ورود منافقین شهرهای کرند، اسلام آباد و گیلانغرب شاهد جنایات وسیع از سوی آنها علیه مردم و غیرنظامیان بود که در یک نمونه از این جنایات، سربازان ارتش و مجروحان بیمارستان اسلام آباد را سربریده و اجساد آنها را سوزاندند.

    ابراهیم خدابنده از اعضای جداشده سازمان در این باره می‌گوید: سازمان به نیروها اعلام کرده بود که اسیر نمی‌گیریم به همین دلیل تمام اسیرها را تیرباران می‌کردند و می‌کشتند. حتی مجروحین را از بیمارستان اسلام‌آباد بیرون آورده بودند و تیرباران کرده بودند. مزرعه‌ها را هم آتش می‌زدند و حیوانات را می‌کشتند تا جوی ایجاد کنند که همه بترسند.

    با مشخص شدن ورود منافقین به داخل خاک ایران، محسن رضایی فرمانده وقت سپاه پاسداران که در جنوب کشور بود به سمت کرمانشاه راه افتاد و عملیات مرصاد برای مقابله با آنها طراحی شد.

    شهید سپهبد صیاد شیرازی با استفاده از توان هوانیروز به ستون زرهی مجاهدین یورش برده و در تنگه چهارزبر توانست آنها را متوقف کرده و بسیاری از نیروهای سازمان با حمله هوایی به هلاکت رسیدند. همچنین تعداد زیادی از آنها در بازگشت به سمت مرز، از سوی مردم دستگیر شده یا در درگیری با نیروهای محلی کشته شدند.

    نقش همسر مسعود رجوی در ترورهای دهه ۶۰ چه بود؟ /جنایات تکان دهنده گروهک منافقین با همدستی صدام
    نقش همسر مسعود رجوی در ترورهای دهه ۶۰ چه بود؟ /جنایات تکان دهنده گروهک منافقین با همدستی صدام

    شهید صیاد در کتابِ «در کمین گل سرخ» درباره این عملیات می‌گوید: صبح روز پنجم مرداد عملیات مرصاد با رمز یا علی (ع) آغاز شد. در تنگه چهارزبر چنان جهنمی برای یاران صدام برپا شد که زمانی برای پشیمانی نمانده بود. جاده به زودی انباشته از ادوات سوخته شد. همزمان با عملیات هوانیروز، علاوه بر گروه‌های مردمی، تعدادی از لشکرهای سپاه نیز که از جنوب به غرب آمده بودند، وارد عملیات شدند. راه از هر سو به روی بازماندگان کاروان بسته شده بود و آنان به سختی می‌توانستند به عقب برگردند. بعضی از آن‌ها به روستاها پناه برده بودند و بعضی‌هایشان با خوردن قرص سیانور خود به زندگی خود خاتمه داده بودند. عملیات که تمام شد در جاده کرمانشاه اسلام‌آباد هزاران کشته از آنان به‌جا مانده بود. اجساد پسران و دخترانی که با ملت خود بسیار ناجوانمردانه رفتار کرده بودند. کسانی که روز تنهایی میهن به یاری اردوی خصم شتافته بودند.

    یکی از رزمندگان لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) درباره جنایت منافقین در فروغ جاویدان می‌گوید: فردای روزی‌که درگیر شدیم یک وانت تویویا آمد که در قسمت بارش یک پتو کشیده بودند. فکر کردم ماشین تدارکات است. پتو را کنار زدم دیدم هفت، هشت جنازه بی‌سر از بچه‌های خودمان داخلش بود. صحنه خاصی بود. زیاد پیش آمده بود که دست و پای قطع شده بچه‌ها را دیده بودیم ولی این صحنه واقعاً تکان‌دهنده بود.

    عملیات فروغ جاویدان اگرچه برای منافقین جز کشته شدن تعداد بالایی از نفراتشان و همچنین تصفیه درونی برخی نیروها، عائدی دیگری نداشت اما این نکته را برای صدام به اثبات رساند که رجوی و سرکردگان این گروهک برای در امان ماندن در عراق هر کاری می‌کنند. با پایان عملیات فروغ جاویدان و اتمام جنگ تحمیلی (که عملاً به بیکاری اعضا منجر شد) برای جلوگیری از ریزش نفرات انقلاب سوم ایدئولوژیک شکل گرفت که جدا شدن زنان از مردان و همچنین جدایی فرزندان از والدین شان بود.

    این مرحله در سازمان «عبور از تنگه» (اشاره به تار و مار شدن ارتش آزادیبخش در تنگه چهارزبر) نام گرفت. در این مرحله اجازه خروج به اعضای سازمان داده نمی‌شد هرچند برخی نفرات وابسته در خارج کشور و اروپا تلاش کردند به نحوی خود را از سازمان خارج کنند.

    «عملیات مروارید»؛ اوج سرسپردگی به صدام

    علاوه بر عملیات فروغ جاویدان که در آن منافقین به مردم کشور خودشان حمله کردند، آنها در عملیاتی موسوم به مروارید به کشتار عراقی‌ها پرداختند. پس از جنگ اول خلیج فارس و ائتلاف آمریکا با کشورهای عربی برای اخراج صدام از کویت و خلع سلاح ارتش عراق، شهرهای جنوبی عراق شاهد انتفاضه شعبانیه از سوی شیعیان بود. از طرف دیگر کردها که همواره دشمن حکومت بعثی بودند، سر به شورش برداشته و کنترل شهرهای کردنشین را در دست گرفتند و به سمت بغداد حرکت کردند.

    مسعود رجوی به ‌خواست مستقیم ارتش عراق، برای حفظ حکومت صدام نیروهای خود را با این بهانه که نیروهای ایرانی در حال حمله به سمت اشرف هستند، به مناطق کردنشین فرستاد و اقدام به سرکوب اکراد عراقی کرد.

    رجوی مدعی شد که تیپ‌های رزمی سپاه پاسداران شهر خانقین را به تصرف نظامی خود درآورده‌اند و فرمان سریع جابه‌جایی و اعزام توپ، تانک و نیروی پیاده به این شهر را شبانه صادر کرد. کردها توانسته بودند شهرهای موصل و سلیمانیه را به تسلط خود درآورند و سپس به‌سوی شهرهایی مانند طوز، کفری و جلولا پیشروی کنند. کافی بود تا کردها از سه‌راهی سلیمان‌بیگ عبور کنند و به جاده اصلی برسند و به‌سوی بغداد پیشروی کنند، اما ارتش به‌اصطلاح آزادی‌بخش سازمان مجاهدین خلق در همین مرحله با اجرای عملیات‌های «مروارید ۱ و ۲» و سرکوب مردم کرد و پیشمرگان در شهرهای مختلف مانع از پیشروی آنان شد.

    اگرچه سرکردگان این گروهک همواره بر نقش منافقین در قتل عام کردها سرپوش می‌گذارند اما خاطرات جداشدگان سازمان حکایت از حضور آنها دارد. برای مثال شمس حائری یکی از اعضای قدیمی و جداشده سازمان در کتاب مرداب نوشته است: سازمان مجاهدین خلق قسمت بزرگی از مناطق کردنشین… را قبل از اینکه کردها به این مناطق بیایند، به اشغال خود درآوردند. در شهر سلیمان‌بگ، اولین عملیات مجاهدین خلق علیه کردها… آغاز شد.

    سلاح این پیشمرگ‌ها کلاشینکف و قناسه بود ولی مجاهدین خلق آن‌ها را با. B.M.P تانک‌های A۵۵ و سایر سلاح‌های سنگین مورد حمله قرار دادند. بسیاری از سربازهای کرد عراقی که از جبهه فرار کرده و قصد رفتن به‌نزد خانواده‌های خود را داشتند و از ترس ارتش عراق و ناامن بودن جاده‌ها از کوه‌ها عبور می‌کردند، در بین راه مورد تهاجم و حمله مجاهدین خلق قرار می‌گرفتند و کشته می‌شدند.

    حائری در این کتاب علاوه بر اینکه عنوان کرده اعضای سازمان مجاهدین خلق به‌سوی خانه‌های کردها در شهر طوز تیراندازی کردند و اموال آنان را به غارت بردند، به ادعای سازمان در سال‌های گذشته پاسخ داده و آورده است: مجاهدین خلق برای سرپوش گذاشتن روی کُردکشی و دخالت در امور داخلی کردها، جنگ با کردها را «عملیات مروارید» نامگذاری کرده‌اند؛ در صورتی که تنها در خانقین یعنی ناحیه مرزی ایران و عراق بخشی از نیروهای مجاهدین خلق… مورد حمله نیروهای رژیم (جمهوری اسلامی) قرار گرفتند؛ اما در بقیه نقاط هیچ خبری از پاسداران نبود. در این عملیات، چهار نوجوان زیر بیست سال را دستگیر کردند و به‌عنوان «پاسدار» جلوی دوربین تلویزیون عراق آوردند تا ثابت کنند که کردهای عراقی همه کرد نبوده بلکه عوامل رژیم نیز بین آن‌ها بوده‌اند.

    پس از آرام شدن اوضاع، در دیداری که صدام از استان دیالی داشت، استاندار دیالی در برابر دوربین خبرنگاران به صدام گفت که، کشور عراق و استان دیاله را مدیون خدمات برادران مجاهد هستیم. عزت ابراهیم الدوری معاون اول صدام نیز بعد از سرکوب کردها، در نشست حزب بعث عراق اولین تبریک را به رجوی گفت و تمامی حاضران به‌مدت چند دقیقه برای رجوی کف زدند.

    حمید دهدار حسنی از اعضای جداشده سازمان خاطرات رقت‌باری از نسل کشی کردها از سوی منافقین در کتاب خود منتشر کرده است: در نزدیکی شهر کرکوک و سه راهی کفری، چند دستگاه مینی‌بوس که پر از مسافران عادی بودند، توسط نفربر توپ دار مجاهدین به آتش کشیده شدند و پیش چشم ما، زن‌ها و کودکان مسافر در آن مینی‌بوس ها به بدترین شکل سوختند.

    رجوی چنان موضوع کردها را وارونه جلوه داده بود و چنان به نیروهای مجاهدین القا کرده بود که اگر کوتاه بیایید شما را نابود می‌کنند که مجاهدین حتی برای زدن نفرات کرد از فاصله نزدیک با توپ به سمت نفر شلیک می‌کردند و وقتی آن کردهای بی نوا تکه پاره می‌شدند، مجاهدین احساس سرمستی و لذت می‌کردند.

    کردهای عراق به‌قدری از سازمان مجاهدین خلق نفرت دارند که پس از سقوط صدام، خواهان محاکمه مسعود رجوی به‌اتهام همدستی با صدام حسین در سرکوبی مردم کردستان این کشور شدند و اردوگاه اشرف در دوران پس از سقوط صدام به شدت از سوی آمریکایی‌ها حفاظت می‌شد تا با حمله احتمالی از سوی کردها روبه رو نشود.

    با سقوط حکومت صدام و پناه بردن سرکردگان این فرقه به دامن آمریکا و اروپا و تشکیل اردوگاه اشرف -۳ در خاک آلبانی، تلاش فروانی برای نقش آفرینی و به اصطلاح نشان دادن خود به عنوان آلترناتیو می‌کنند اما جنایاتی که آنها در حق مردم ایران و عراق کردند موجب شده هیچگاه نتوانند محبوبیتی در بین مردم کسب کنند.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • ایران از مذاکرات صلحی که بر پایه مالکیت افغان‌هاست حمایت می کند

    ایران از مذاکرات صلحی که بر پایه مالکیت افغان‌هاست حمایت می کند

    به گزارش خبرگزاری مهر پس از اینکه در چند روز اخیر زلمی خلیل زاد نماینده ویژه آمریکا در امور صلح افغانستان گفته بود ایران مایل نیست آمریکا در افغانستان به صلح برسد، سفارت ایران در بیانیه‌ای اعلام کرد: ایران از مذاکرات صلحی حمایت می‌کند که برپایه مالکیت و رهبری افغان‌ها انجام شود.

    در این بیانیه با تاکید مجدد بر حمایت ایران از استقرار صلح و ثبات در افغانستان و تکرار مواضع ثابت ایران مبنی بر ضرورت پایه‌گذاری صلح بر مبنای نتایج گفتگوهای بین افغان‌ها که با رهبری افغان‌ها انجام گیرد، به مقامات آمریکایی توصیه شده است قبل از هرگونه اظهارنظر درباره دیدگاه‌های مسئولین ایران در خصوص مسائل منطقه و افغانستان، ابتدا این مواضع را با دقت مطالعه کنند.

    منبع : مهرنیوز

  • نقشه دشمنان در ایجاد دوگانه علم و دین ناکام ماند

    نقشه دشمنان در ایجاد دوگانه علم و دین ناکام ماند

    به گزارش خبرگزاری مهر، اسحاق جهانگیری بعد از ظهر امروز (شنبه) در جلسه ستاد هماهنگی نقشه مهندسی فرهنگی کشور، با اشاره به تصمیمات ستاد ملی مقابله با کرونا در خصوص برگزاری مراسم عزاداری ایام محرم و حفظ پروتکل‌های بهداشتی به منظور جلوگیری از شیوع کرونا تصریح کرد: پیامدهای کرونا در همه حوزه‌ها به ویژه در حوزه فرهنگی و اجتماعی بسیار پیچیده است و ضرورت دارد دستگاه‌های مختلف با همکاری یکدیگر و هماهنگی با ستاد ملی مقابله با کرونا تمرکز ویژه ای بر مباحث فرهنگی داشته باشند.

    معاون اول رئیس جمهور با اشاره به مباحث مطرح شده پیرامون سند ملی توسعه، گسترش و تقویت نهاد مسجد، گفت: مسجد کانون مهمی در کشور است که می‌تواند گره گشای بسیاری از امور باشد و ضرورت دارد با سیاست گذاری مناسب و استفاده از ظرفیت مشارکت مردمی این کانون با ارزش را بیش از پیش تقویت کرد.

    معاون اول رئیس جمهور همچنین درباره سند فرهنگ امنیت عمومی و اجتماعی کشور به دغدغه و اهتمام ویژه رهبر معظم انقلاب روی مسأله آسیب‌های اجتماعی اشاره کرد و گفت: باید در برنامه ریزی ها به گونه‌ای عمل شود تا راه بازگشت افراد آسیب دیده به جامعه و سلامتی و امنیت خانواده‌های آنان فراهم شود.

    جهانگیری افزود: مقابله با آسیب‌های اجتماعی و فرهنگی با کار نظامی و امنیتی امکان پذیر نیست و باید با راهکارهای فرهنگی به حل و فصل این موضوع جدی کشور پرداخت.

    در این جلسه که وزرای آموزش و پرورش، علوم تحقیقات و فناوری، فرهنگ و ارشاد اسلامی و ورزش و جوانان حضور داشتند اعضا به تعیین دستگاه‌های متولی همکاری تدوین اسناد ملی موضوع بند یک اصل هفت نقشه علمی و فرهنگی کشور رأی مثبت دادند.

    بر اساس این دستور کار تدوین و تهیه سند ملی توسعه گسترش و تقویت نهاد مسجد و سامان بخشی و اجرای آن به سازمان تبلیغات اسلامی، سند ملی وقف و امور خیریه به سازمان اوقاف و امور خیریه، سند توسعه فرهنگ مهدویت و انتظار به مرکز مدیریت حوزه علمیه قم و سند فرهنگ امنیت عمومی و اجتماعی کشور به وزارت کشور سپرده شد.

    منبع : مهرنیوز

  • بعد از کدام سخنان تاریخی سردار سلیمانی، ترامپ از حمله نظامی به ایران منصرف شد؟

    بعد از کدام سخنان تاریخی سردار سلیمانی، ترامپ از حمله نظامی به ایران منصرف شد؟

    بعد از کدام سخنان تاریخی سردار سلیمانی، ترامپ از حمله نظامی به ایران منصرف شد؟
    بعد از کدام سخنان تاریخی سردار سلیمانی، ترامپ از حمله نظامی به ایران منصرف شد؟

    به گزارش خبرآنلاین، کانال تلگرامی منتسب به سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی فیلم سخنرانی تاریخی فرمانده شهید نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بازنشر کرد.

    بر اساس این گزارش دو سال پیش در تاریخ پنجم مردادماه سال ۹۷ سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در همایش یادواره شهدای استان همدان در یک سخنرانی تاریخی با «قمارباز» خطاب کردن رئیس جمهور آمریکا، پاسخ تهدیدات وی را داد.

    سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در بخش‌هایی از فیلم با خطاب قرار دادن رئیس جمهور آمریکا گفته بود:«ترامپ قمارباز! من حریف تو هستم. شما برای ما خط و نشان می‌کشید؟ ایران را نمی‌خواهد، نیروهای مسلح ایران را نمی‌خواهد؛ من حریف شما هستم؛ نیروی قدس حریف شماست. بدانید هیچ شبی نیست که ما بخوابیم و به شما فکر نکنیم. به شما می‌گویم آقای ترامپ قمارباز! بدان در آنجایی که فکر نمی‌کنی، ما در نزدیک شما هستیم.»

    «در هر کجا که تصور نمیکنید ما در کنار شما هستیم. ما ملت شهادت هستیم، ما ملت امام حسین(علیه‌السلام) هستیم. بپرس ما حوادث سختی را پشت سر گذاشتیم.»

    «بیا! ما منتظریم؛ ما مرد این میدان برای شما هستیم. شما می‌دانید این جنگ یعنی نابودی همه امکانات شما، این جنگ را شما شروع می‌کنید اما پایانش را ما ترسیم می‌کنیم.»

    «بنابراین نباید به ملت ایران اهانت بکنید، نباید به رئیس جمهور ما اهانت بکنید، باید بدانید که چه می‌گویید. از پیشینیان خودتان بپرسید. از تجربه‌ی آنها بهره ببرید. یقینا در داخل آمریکا کسانی هستند و موسسات مطالعاتی فراوانی هستند که اینها را مطالعه می‌کنند، به او گوشزد می‌کنند و به او یادآوری می‌کنند.»

    گفتنی است پس از این سخنرانی لحن مقامات آمریکایی و رژیم صهیونیستی در خصوص حمله نظامی به ایران تغییر کرد.

    ۲۷۲۱۹

    منبع : خبرآنلاین