سپاه چگونه به مدرنترین فناوریهای موشکی و پهپادی دست یافت
به گزارش خبرگزاری مهر، هادی طحان نظیف عضو حقوقدان شورای نگهبان در صفحه اینستاگرام خود، نوشت: هفته قبل توفیق شد تا از نمایشگاه دائمی توانمندیهای راهبردی هوا فضای سپاه بازدید کنم.
پرده اول نمایشگاه از موشکباران دزفول شروع میشد: «الف. دزفول»؛ راوی داشت علت این نامگذاری را توضیح میداد و من در مرور خاطرات کودکیام غرق بودم: صدای ما را از بغداد میشنوید… تا ساعاتی دیگر نیروی هوایی ارتش قدرتمند عراق شهرهای زیر را بمباران خواهد کرد:
الف) دزفول
ب)…
ج)…
***
جوک شده بود: «الف) دزفول». رادیو بغداد اسم تمام شهرهایی را که میخواستند بمباران کنند اعلام میکرد. در صدر لیست، «الف) دزفول تا آخر جنگ».*
چه خوب کوچه و خیابان و بازار ویران شده و حتی مدرسهای را که موشکی در یکی از کلاسهای آن فرود آمده بود، بازسازی کرده بودند بله به همان صورت که از آن روزها در ذهنم مانده بود همراه با صدای آژیر خطر… دشمن دون ما به هیچ چیزی رحم نمیکرد. یادم هست برادرم کلاس دوم ابتداییاش را در هفت هشت مدرسه خواند…
چه شروع واقعگرایانهای…
پس از این پرده، با ذکر فاتحهای نثار شهید طهرانیمقدم، رسماً بازدید از دستاوردها و توانمندیهای راهبردی نیروی هوا فضای سپاه آغاز میشد.
همان ابتدا چشمت به یک سیم خاردار میافتاد؛ برایت سوال میشد این دیگر چیست و احیاناً چه ربطی به هوا و فضا دارد، جواب میدادند این یک نماد است؛ همین سیم خاردار که ساخت آن از تکنولوژی خاصی هم برخوردار نیست، در وقت نیاز از مردم این سرزمین ولو برای محافظت از کشورشان دریغ شده است و کشور از آن محروم؛ این نمادی است از تنگناها و شرایط آن روزها.
نمایشگاه از همین نماد سیم خاردار شروع و در بخشهای مختلف به موشکهای نقطهزن، پهپاد، رادار، اورهال هواپیما و ساخت بالگرد و ارسال ماهواره نور به فضا با تکنولوژیهای عجیب و غریب ختم میشود و این یعنی ما میتوانیم؛ بله میتوانیم با جوانان این سرزمین، مرزهای علمی دنیا را پشت سر نهیم. البته از یاد نمیبریم که ما با مقاومت به چنین توانمندیهایی دست یافتیم. ما هیچگاه جنگطلب نبوده و نیستیم، اما به لطف خدا و به مدد چنین ابزارهایی اجازه تکرار آن روزهای تلخ را برای این مردم نمیدهیم و این یعنی اقتدار یک کشور مظلوم.
به عزیزان نیروی هوا فضای سپاه خدا قوت و دست مریزاد میگویم و فکر و اندیشهای که علاوه ساخت این توانمندیهای راهبردی چشمگیری به فکر آگاهیرسانی در این زمینه به عموم مردم خصوصاً نسل جوان کشور است را میستایم و همگان خصوصاً جوانان این سرزمین را به بازدید از چنین نمایشگاه ارزشمند و رشکبرانگیزی دعوت میکنم.
از محسن هاشمی انکار، از حزب کارگزاران اصرار / آیا محسن هاشمی گزینه مناسب برای اصلاحطلبان در ۱۴۰۰ است؟
اعتمادآنلاین| با شدت گرفتن هیجانات انتخاباتی در نیمه دوم سال جاری شاهد به میان آوردن اسامی مختلفی به عنوان کاندیدا نهایی جریانهای سیاسی هستیم، اما اینکه هر کدام از این کاندیداها حتی اگر تائیدصلاحیت شوند تا چه میزان میتوانند اقبال مردم را به دست آورند موضوع قابل بحثتری است، برهمین اساس باید بیش از بررسی کاندیداهای قابل دفاع به برنامههای قابل دفاع و مورد پسند مردم بپردازیم، در همین راست با یدا… طاهرنژاد به گفت و گو پرداخته است که میخوانید:
پیشبینی بسیاری از سیاسیون این بود که در نیمه دوم سال هیجانات انتخاباتی افزایش پیدا میکند؛ تحلیل شما چیست؟
نیمه دوم امسال نیمه انتخابات ریاستجمهوری است ولی گویی چون گذشته حال و هوای انتخابات خنکتر از قبل است چون دو طیف اصلی صحنه انتخابات که اصولگرایان و اصلاحطلبها هستند همدیگر را رصد میکنند تا فضای انتخاباتی به چه صورتی شکل میگیرد. اصولگراها نگران این هستند که اصلاحطلبها تمام قد وارد میدان انتخابات نشوند و در نتیجه مشارکت پرشوری شکل نگیرد و در خلأ مشارکت منتخبی حداقلی در شرایط سخت کشور وارد عرصه شود و نتواند مسائل کشور را حل و فصل کند، در عین حال این دغدغه را دارند که حضور تمام قد اصلاحطلبان شاید در عرصه رقابت اجازه توفیق را به آنها ندهد. در نتیجه این هم بخشی از دغدغه آنهاست اما دغدغه اصلاحطلبان چیز دیگری است. ابتدا اینکه به دلیل مجموعهای از اتفاقاتی که بعد از دور دوم انتخاب آقای روحانی رخ داد و فشاری که امروز بر معیشت مردم وارد شده و وعدههایی که هیچ وقت به سمت تحقق پیش نرفت بدنه اجتماعی اصلاحطلبی این جریان را همراهی نکند و این یعنی عدم موفقیت و این دو عدم موفقیت در دو انتخابات یعنی چالشی جدی در مسیر فعالیت اصلاحطلبانه در کشور. دغدغه دیگر این است که کاندیداهای اصلی اصلاحطلبان اجازه عبور از فیلتر شورای نگهبان را پیدا نمیکنند. اگر مثلا شورای نگهبان را نقد نکنیم چطور میتوانیم به زوایای مسائل کشور بپردازیم. اگر ما نقد نکنیم چطور مشکلات حل خواهد شد؟ اگر اصلاحطلبی نتواند در عرصه انتخابات کاندیدای خود را داشته باشد دچار سردرگمی میشود. بیانگیزگی موجود در جامعه در بدنه اصلاحطلبی نیز دیده میشود. اگر نارضایتی بدنه اصلاحطلبی نیز به وضعیت موجود اضافه شود نمیتوان انتظار داشت مشارکتی حداکثری رخ بدهد. البته نه پر شور بلکه قابل دفاع. از این منظر فضا هنوز انتخاباتی نشده است و شاید هر دو جریان سیاسی نیم نگاهی به نتیجه انتخابات آمریکا دارند شاید نتیجه تا اندازه یا آرایش ما را در داخل تغییر بدهد. اگر شرایط به گونهای رقم بخورد که مجبور شویم به سمت ساز و کار و ابتکار جدیدی برویم آن هم مسالهای بعدی است اما مجموعه این عوامل موجب شده است فضای انتخابات نسبت به گذشته بسیار کمرمقتر و کمرونقتر و کمفروغتر باشد.البته فضای حاکم بر شورای هماهنگی جبهه اصلاحات نیز همین است و آنجا نیز به نوعی بحثها را به سمت طولانی تر کردن فرایند تدوین راهبرد انتخاباتی اصلاحطلبان میبرند و زود به جمعبندی نمیرسند و عناصر تاثیرگذار داخل شورا بحثها را به این سمت میبرند. در جبهه اصولگرایی نیز هیچ مجموعهای برای فعالیت انتخاباتی اعلام آمادگی نکرده است و من نمیدانم چه کسی از درون کارگزاران اعلام کرده است که ستاد آنها در آبان ماه شکل میگیرد چون ما هر اظهارنظری را باید مبتنی بر تصویب شورای مرکزی داشته باشیم و این شورا هنوز جدول زمان بندی حضور را اعلام نکرده است البته اگر این حرف از طرف آقای مرعشی است من به آن پاسخ نمیدهم. ولی اگر دیگری گفته است حق اظهار نظر ندارد.
برخی معتقدند با توجه به انتخاباتی که از سر گذراندهایم به تلاش برای رایآوری کاندیداها نیاز به صحبت، ارائه برنامه و اقناع مردم داریم ؛ با این حال آقایان جهانگیری و عارف جزو گزینههایی بودند که ستاد انتخاباتی تشکیل دادهاند، چه تحلیلی از این موضوع دارید؟
انتخابات ریاست جمهوری مثل مجلس نیست که کاندیداها بدون اینکه خاستگاه و پایگاه سیاسی آنها تعریف شده باشد به طور فردی توفیقی کسب کنند. بنابراین من حداقل در مورد آقایجهانگیری با قاطعیت عرض میکنم که چنین اتفاقی نیفتاده است. نه خود او اعلام کرده و نه دیگری این حرف را زده است، آقایجهانگیری نیز مثل دیگر کسانی که ظرفیت کاندیداتوری دارند در جبهه اصلاحات مطرح است. و قطعا با بزرگان این حوزه مشورت میکند و اینکه ستاد تشکیل داده باشد و یا اینکه کاری کرده باشند حداقل من از آن بیاطلاع هستم. در مورد آقای عارف این موضوع تازگی ندارد دکتر عارف از سال ۹۲ و بعد از شکل گرفتن تشکیلات خود آن مجموعه را تعطیل نکرده و همچنان آن تشکیلات را دارد و با آن جلو میآید ولی اگر بخواهد از ناحیه اصلاحطلبان به عنوان کاندیدا مطرح شود لازمه این است که حتما قبل از آن موافقیت اصلاحطلبان را داشته باشد تا ستاد خود را تشکیل دهد آنچه که آقای عارف به عنوان نهاد اجتماعی و سیاسی آن را مدیریت میکند بنیاد امید است و ما نمیتوانیم به آن ستاد انتخاباتی بگوییم البته میتواند در زمان خاص رویکرد ستادی داشته باشد ولی فعلا کار ستادی صورت نمیگیرد و کار شبه حرفهای است.
با توجه به اینکه ضعف در فراکسیون امید طی مجلس دهم، به عملکرد آقای عارف برمیگردد مطرح شدن اسم وی به عنوان گزینه ریــاست جمهوری معقول و قابل پیشبینی خواهد بود. حضور لاریجانی و حمایت اصلاحطلبان از وی را چطور میبینید؟
هر رجل سیاسی محاسبات خود را دارد. من بنا ندارم وارد این بحث بشوم چون هم بر تصمیم آقای عارف تاثیر میگذارد و هم بر رای اصلاحطلبان تاثیرگذار است اما هر کسی که خود را در حد و اندازه ریاست جمهوری ارزیابی میکند، حتما پارامترهایی کمی و کیفی برای خود در نظر دارد. آقای لاریجانی نیز شخصیتی فرهیخته است و عملکردی قابل دفاع دارد و مجلس را به خوبی اداره میکرد و در تنگناها به کمک دولت آمد و سعی داشت مجلس را از حواشی دور نگه دارد ولی نسل جوان ما از ایشان عبور کرده است من فکر میکنم باید طرحی نو در انداخت برای اینکه چنین جامعهای را فعال کرد و وارد عرصه ساخت. باید طرح و چهرهای نو وارد صحنه کرد. از این رو من برای حضور ایشان ظرفیتی متصور نیستم ولی فضای سیاسی است و بسیاری از محاسبات میتواند تغییر کند.
گـزینههای دیگری چون آقای قالیباف و آقای رئیسی مطرح هستند ارزیابی شــما در خصوص حضورشان در انتخابات پیش رو چگونه است؟
من فکر نمیکنم آقای قالیباف برای ریاست جمهوری اقدام کند. من در مصاحبه قبلی با شما با قاطعیت اعلام کردم آقای قالیباف رئیس مجلس میشود و الان با قاطعیت میگویم آقای قالیباف رئیسجمهور نمیشود. ایشان هم حواشی زیادی دارد و اغنای افکار عمومی و عبور دادن از این حواشی سخت است و هم عملکرد ایشان در مجلس روشن است. در این مدت مجلس فقط یک قانون را گذرانده است که آن هم در اجرا معطل مانده است و وزارت راه و شهرسازی گرفتار اجرای این قانون است. عملکرد مجلس به نحوه مدیریت و اداره مجلس بر میگردد. اگر آقای قالیباف هدایت متینی در پشت این مجموعه داشت حتما با خروجی بهتری همراه میشد. من در یک مصاحبه اعلام کردم که در انتخابات ۱۴۰۰ شانس عمدهای برای اصلاحطلبان میبینم و عمده این شانس به مجلس و عملکرد آن برمیگردد. ضمن اینکه کسی که دو میلیون رای به یکباره بیست میلیون نمیشود اتفاق جدیدی نیفتاده است و تغییر جدیدی روی نداده است. وقتی شخصیتی ورود میکند، رای کمی میآورد و موضوع طنز مردم میشود دیگر قابل احیا نیست. به نظر من آقای قالیباف تا اینجا نشان میدهد در شهرداری موفقتر از مجلس بود، ایشان بیشتر شخصیتی اجرایی دارد تا شخصیتی سیاسی در لول ریاست جمهوری از این رو من فکر نمیکنم ولی آقایرئیسی در انتخابات گذشته رای قابل قبولی کسب کرد و نفر دوم انتخابات بود و شاید آن سبد رای امروز وضعیتی بهتر از قبل داشته باشد اما من شنیدهام که گفتهاند اگر بشود میآیم. بنابراین شاید آن اذن هم صادر نشود.
با ایــن وجود برخی گمانهزنیها هم اقبال جامعه به سوی اعتدال و دولتی متفاوت با اصلاحطلب اصولگرا را مطرح میکند،تحلیل شما در این مورد چیست؟
ارزیابی من این نیست که جامعه به سمت اعتدال برود و نه تنها گرایشی به این سمت وجود ندارد بلکه حتی میتوان گفت جامعه زده شده است. اعتدالی که طلایهدار آن آقای روحانی و آقای نوبخت هستند دیگر در جامعه مقبولیت لازم را ندارد. حجم مطالب انتقادی و استهزایی که علیه آقای روحانی در فضای مجازی و غیرمجازی منتشر میشود در تاریخ انقلاب بیسابقه است. چطور میتوان جامعه را به دنبال این خط و مشی تصور کرد.
اصلاحطلبان یکی از حــامیــان اصلی آقای روحانی در جریان انتخابات ۹۶ بودند؛اما برخی ضعفهای دولت تدبیر و امید به نام اصلاحطلبان تمام شده و گفته میشود از این منظر باید شوکی به افکار عمومی داد و دامن اصلاحطلبی را پا کرد، ارزیابی شما چیست؟
من در این رابطه توضیح دادم. گزینهای که بتواند رایآور و اعتمادساز باشد وجود دارد ولی بعید می دانم مصادیق به این زودی به جامعه معرفی شوند. ولی ما در کارگزاران به طور بالقوه میتوانیم از آقای محسن هاشمی و آقای جهانگیری نام ببریم. این دو نفر این قابلیت را دارند تا مطرح شوند. نام میبریم به این معنا که این دو نفر قابلیت کاندیدا شدن را از طرف کارگزاران دارند ولی ما هنوز کسی را معرفی نکردهایم.
سخنگوی شورای نگهبان اخیرا از اینکه رئیسجمهور میتواند یک زن باشد صحبت کرده است این تغییر رویکرد چه مبنایی دارد؟
یکبار آقای حسنی امام جمعه ارومیه گفت در اسلام از بخشدار تا رئیسجمهور نمیتواند زن باشد. این حرف را زده بود. آقای روحانی تلاش زیادی داشت تا یک وزیر زن داشته باشد ولی به او اجازه داده نشد. حال کسی را در ده راه نمیدادند و سراغ خانه کدخدا را میگرفت. آقای کدخدایی فلسفه سیاسی را تبیین میکنند ولی اینکه در عمل چه رخ میدهد؟ حتما اتفاقی رخ نمیدهد!مردم عقل دارند اگر زنی تایید صلاحیت نشود مردم به یک وعده به جنب و جوش نمیافتند. آنها هیچوقت این ریسک را نمیکنند چون میدانند هر خانمی تایید شود رای میآورد. خانمها سه ویژگی دارند که آقایان ندارند البته مطلق نیست اما برجسته است؛ اول اینکه خانمها اهل اختلاس نیستند و در محیط کار پاکدستتر از آقایان هستند. از صد اختلاس ۹۹ مورد مردان هستند و آن یک مورد زن هم توسط شوهرش اغفال شده است. اهل زد و بند و روابط پنهان نیستند چون زنان محدودیتهایی دارند و امکان زد و بند برای آنها فراهم نیست و سوم اینکه مسئولیتپذیرتر هستند. زن اگر رئیس جمهور شود در خانهاش مینشیند و غصه بقیه را میخورد و اینطور نیست که وقتی دویست نفر کشته شدند صبح جمعه از خواب بیدار بشود و بگوید چه شده؟ چقدر مردند؟ مسالهای نبود؟ بنابراین تایید صلاحیت شدن یک زن ریسک بزرگی است و جامعه با استقبالی بالا آن زن را انتخاب میکند و آنها نمیتوانند جواب علما و قم و نجف و مشهد را بدهند. گیر میکنند و بین خودشان اختلاف میافتد. وقتی رای آورد باید تنفیذ کنند از این رو من احتمال نمیدهم چنین اتفاقی رخ بدهد.
اختیارات رئیسجمهور سقفی دارد ولی شعارهایی که در انتخابات داده میشود سقفی ندارد. مردم ما متوجه این موضوع هستند.
تفاوتهایی وجود دارد، من شما را به کتاب روابط بین ایران و آمریکا نوشته سیدحسین موسویان ارجاع میدهم. رهبری که نمیخواهد مملکت خراب شود ایشان میخواهند مملکت آباد شود اگر قوهای عاقله در مسند اجرا باشد معمولا ایشان با روسایجمهور همراهی میکنند. رئیس دولت اصلاحات بهترین شاخصها را به دست آورد، آقای هاشمی تمام کشور را به کارگاه سازندگی تبدیل کرد درحالیکه ده استان کشور در جنگ ویران شده بود. کشور ما با دست خالی بازسازی شد ولی احمدینژاد کشور را ویران کرد. سازمان برنامه و بودجه کشور را منحل کرد. یعنی در تاریکی شب بیچراغ در بیابان رانندگی کنید و با دست خود چراغهای ماشین را بشکنید. اگر کسی بتواند با خردورزی و ابتکارات درست اعتماد رهبری را جلب کند و همراهی ایشان را داشته باشد میتواند کار را به خوبی جلو ببرد ولی اینکه یک رئیسجمهور شعاری بدهد که نه قانون اساسی و نه رهبری به او اجازه ورود نمیدهد. در حقیقت عوامفریبی رخ داده و این رفتار بیاعتمادی میآفریند. میتوانند بگویند تلاش خود را میکنند و روی دادن این اتفاقات خوب است. اگر بگویند تلاش میکنند حرف پرت و غیرمنطقی نیست. وعده بر تلاش و سعی مبتنی است. آقای روحانی وعدههایی داده که در حیطه اختیارات او نبود. او گفت تحریمهای غیرهستهای را نیز برمیدارد. خود او میدانست که همه این موارد در حوزه اختیارات او نیست. این مسائل به سیاست خارجی کشور بر میگردد که طبق قانون اساسی در اختیار شخ رئیس جمهور نیست. رئیسجمهور باید وعدههایی بدهد که طبق قانون در حوزه اختیارات خود اوست.
هنوز هم بــرخی تــصمیمات و تعیین راهبردها به نظرات رئیس دولت اصلاحات اشاره میکند آیا ایشان هنوز هم شخصیتی تعیینکننده هستند؟
من هنوز هم ایشان را برجستهترین عنصر سیاسی حوزه اصلاحات و تاثیرگذارترین شخصیت سیاسی کشور در حوزه دعوت به مشارکت میدانم. شاید کفران نعمت باشد که از اندوختهای اینچنینی غفلت کنیم و از ایشان استفاده نکنیم. با وجود افت و خیزی که در مسیر اصلاحات ایجاد شده است رئیس دولت اصلاحات همچنان از احترام خاصی بین اصلاحطلبان و بخشی از اصولگرایان برخوردار است.
روزنامه کیهان: باید به منافع آمریکا در منطقه ضربه زد
اعتمادآنلاین| روزنامه کیهان نوشت: آمریکا باید دریابد که هر ضربه به ایران، منجر به وارد شدن ضربهای به آمریکا است و نیز کشورهایی که از تحریمها حمایت میکنند و در منطقه غرب آسیا به مثابه پایگاههای مدیریت تحریمهای ضدایرانی عمل میکنند، باید هزینه اقدامات خود را بپردازند.
ایران کشوری دستبسته و ضعیف نیست که نتواند هزینههای اقدامات ضدایرانی را به دشمنانش تحمیل کند. آمریکا تلاش میکند اقتصاد را به «نقطه بازگشت ایران» تبدیل کند و با صراحت هم از آن حرف میزند. کما اینکه، پنجشنبه گذشته -یعنی در روز اعلام تحریم علیه ۱۸ بانک ایرانی- «استیون منوچین» وزیر خزانهداری آمریکا با صراحت اعلام کرد «این تحریمها برای آن است که ایران از برنامه هستهای خود دست بردارد و حمایت از نیروهای مقاومت در منطقه را متوقف کند.» در واقع مقامات آمریکا مخفی نمیکنند که هدفشان تضعیف «قدرت ایران» است.
با این وصف سؤال این است که آیا این فقط آمریکا است که میتواند با کمک عوامل منطقهای خود به ایران و اقتصاد ایران و همپیمانهای آن ضربه بزند؟ آیا بیش از ایران، «اقتصاد»، نقطه ضعف عوامل منطقهای آمریکا نیست؟ ایران باید ثابت کند که در برابر هر ضربه اقتصادی، ضرباتی را متوجه آمریکا و عوامل آن میکند. ما باید معادله کنونی را تغییر بدهیم و این جنگ تحمیلی یکجانبه را دفع کنیم. همانگونه که اگر قرار بود به شیوهای که هماینک در این جنگ تحمیلی اقتصادی عمل میکنیم، در مواجهه با جنگ نظامی تحمیلی ۸ ساله عمل میکردیم، قطعاً شکست خورده بودیم. در آن جنگ عزم کردیم که ورق را برگردانیم و حدود ۱۸ ماه پس از آغاز جنگ، به آن دست یافتیم و این سبب شد که هیئتهای منطقهای برای گرفتن آتشبس راهی تهران شوند، که اگرچه آتشبس راهحل ختم جنگ نبود، اما اعتراف به قدرت ایران بود و در چنین فرایندی بود که ما توطئه بزرگ جنگ علیه خود را با افتخار به نقطه صفر رساندیم و امروز چهل سال است که از برکات آن بهره میبریم.
قرار است رئیس جمهور بعدی به مسئول سیاست خارجی اروپا، الهیات درس بدهد؟
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، حجت الاسلام رسول جعفریان، از تاریخدانان برجسته جهان اسلام در پیامی توئیتری با اشاره به انتخابات آمریکا و همچنین سابقه دیپلماتیک برخی سیاسیون نوشت: آمدیم و تغییراتی در امریکا پیش آمد، ترامپ رفت و بایدن آمد، در ایران، آیا طرح جامعی برای باز تعریف جایگاه ایران درسیاست منطقه ای و بین المللی با هدف بهبود شرایط مردم ما در کار خواهد بود یا این بار، اینجا! دولتی سرکار خواهد آمد که باز هدفش تدریس الهیات به مسوول سیاست خارجی اروپاست؟
اعتمادآنلاین| محمود احمدینژاد که این روزها از هیچ تلاشی برای بازگشت به اخبار فروگذار نبوده، در آخرین اقدام خود طی نامهای به وزیر اطلاعات دولت تدبیر و امید، خواستار رسیدگی به شرایط یکی از معدود چهرههای نزدیک به خود شده است.
احمدینژاد که روزگاری محبوبترین فرد میان اصولگرایان بود و اقدامات کرده و ناکردهاش بیکم و کاست با مهر تایید آنان و رسانههایشان مواجه میشد، یک باره از عرش به فرش رسید و شد مطرود آنان. او این روزها و در فاصله یکسال مانده تا پایان دوازدهمین دوره جمهوری اسلامی پس از آنکه فراز و فرودی به نسبت قابلتوجه را پشت سر گذاشت، دوباره در نزدیکترین فاصله با یاران سابقش به ویژه تندروهای اصولگرا قرار گرفته و همچنان احتمال حضورش در انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۰ بالاست ولی آنچه شرایط را برای او را خطرناکتر کرده و احتمال اجماع دوباره اصولگرایان بر او را منتفی ساخته، نامهنگاریهایش است. روزی به ولیعهد عربستان سعودی نامه نوشته و او را براساس عرف بینالمللی «عالیجناب» خطاب کرده و فریاد اعتراض اصولگرایان را بلند میکند، روز دیگر از آمادگیاش برای ایجاد صلح در جهان با آنجلیناجولی، بازیگر هالیوودی خبر داده و حس طنزپردازی کاربران شبکههای اجتماعی را بیدار میکند.
محمود احمدینژاد که این روزها از هیچ تلاشی برای بازگشت به اخبار فروگذار نبوده و بعضا اظهاراتی در تضاد ۱۸۰ درجهای با مواضع و اقدامات گذشتهاش به زبان میآورد، در آخرین اقدام خود نه قصد ایجاد صلح در جهان را کرده و نه هدایت قشر خاکستری جامعه ایران را بلکه طی نامهای به وزیر اطلاعات دولت تدبیر و امید، خواستار رسیدگی به شرایط یکی از معدود چهرههای نزدیک به خود شده است.
رییس دولتهای نهم و دهم طی نامهای به سیدمحمود علوی ضمن ابراز نگرانی درباره وضعیت معاون خود در دوران حضور در کاخ ریاستجمهوری، به «تشریح اقدامات مخرب و غیرانسانی برخی عوامل موثر در دستگاه اطلاعاتی کشور علیه حمید بقایی و یاران نهضت به سوی بهار» پرداخته و همزمان «خواستار برخورد جدی» وزیر اطلاعات دولت دوازدهم «با این عناصر شد.» دولت بهار به عنوان مرجع اصلی انتشار این نامه، از چیستی اقدامات مخرب مدنظر احمدینژاد جزییاتی منتشر نکرده و برخلاف روال معمول، متن نامه او را نیز روی خروجی خود قرار نداده است ولی به نظر میرسد احمدینژاد در حال آغاز تلاشهایی برای آزادی نزدیکترین چهره به خود است.
حمید بقایی که چندی پیش به تحریریه روزنامه شرق حمله کرده و از تیتر این روزنامه بابت مبنای خروجش از ایران بهشدت عصبی بود، همین چندی پیش و براساس اعلام وکیلش در بیمارستان اعصاب و روان بستری شد. وکیل او علت این اقدام را فشارهای ناشی از بازداشت اعلام کرده و تصاویر منتشرشده از بقایی نیز از کاهش وزن شدید او حکایت داشت. ضعف جسمانی که حتی موجبات اعتراض برخی اصلاحطلبان نسبت به وضعیت این زندانی را فراهم آورد و حالا باید منتظر ماند و دید واکنش قوه قضاییه نسبت به نامه محمود احمدینژاد چه خواهد بود چراکه بعید است از وزارت اطلاعات با اطلاعیه یا بیانیهای به تایید یا تکذیب گفتههای رییسجمهوری سابق ایران بپردازد.
چرا ایران با وجود محق بودن، در دنیا تنهاست؟ / سقوط آزاد اخلاق
اعتمادآنلاین| عباس عبدی، تحلیلگر مسائل سیاسی و اجتماعی در یادداشتی نوشت: بنده همیشه معتقد به سیاست واقعگرایانه یا رئالیسم سیاسی بودهام چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی. معتقدم که گریزی از این نظریه نیست، در نتیجه همیشه میگویم که انتظار رفتار اخلاقی از طرف مقابل خود نداشته باشید. در سیاست داخلی و در بهترین حالت فقط انتظار رفتار قانونی را باید داشت که البته این انتظار خیلی بالایی هم هست، چراکه اختصاص به جامعهای دارد که حاکمیت قانون در آن برقرار است و اگر چنین حاکمیتی برقرار نباشد، حتی این حد از انتظار که طرف و رقیب شما قانونی رفتار کند نیز زاید است. در سیاست بینالمللی کاملا باید براساس موازنه قوا عمل کرد. آنجا حتی همین قانون هم مبنای عمل نخواهد بود. این را گفتم تا معلوم شود که اگر کسانی خارج از توافق یا قانون عمل کردند، از نظر من چندان غیرمنتظره نیست و از ابتدا باید به آن توجه داشت و احتمال آن را در معادلات رفتاری خود با دیگران جدی دانست. ولی این امر به معنای آن نیست که هیچ حدی از اخلاقیات و انسانیت در روابط انسانی یا میان کشورها وجود ندارد. مثلا در جنگ هم اگرچه طرفین یکدیگر را میکشند و این بالاترین اقدام علیه یکدیگر است، ولی در همین کشتن نیز برخی قواعد و اصول اخلاقی رعایت میشود. دیگر جنازههای طرف مقابل را مثله نمیکنند و آتش نمیزنند یا زیر تانکها لِه نمیکنند. اگر کشوری و ارتشی به این حد از وحشیگری برسد نشان از ماجرای دیگر است. یکی از علل کثیف بودن جنگهای داخلی همین نوع رخدادهای فراتر از جنگ کلاسیک است که در تاریخ به عنوان جنایات فراموش ناشدنی باقی میماند.
با این مقدمه تحریمهای ایالاتمتحده علیه ایران در قالب یک رئالیسم سیاسی قابل فهم بود. به هر حال دو طرف با یکدیگر کشمکش داشتند و آنها نمیخواستند که ایران به تکنولوژی هستهای دست یابد. گرچه ایران این اتهام را رد و تکذیب میکرد ولی این چالش تا حدی طبیعی بود و آنان توانستند اجماع علیه ایران اجماعی جهانی ایجاد کنند و چندین قطعنامه بندهفتی و اجماعی را علیه ایران تصویب کردند. با این حال یک راه برای گفتوگو و حل منازعه نیز بازگذاشتند و ایران نیز پذیرفت و برجام محصول این فرآیند بود. پس از آن نیز ایران همچنان به برجام ملتزم بود. هر چند به نظر من اشکالاتی در طرف ایرانی وجود داشت ولی التزامش به نص برجام روشن و غیرقابل خدشه بود. تا اینکه ترامپ آمد.
اصل خروج او از برجام نوعی نقض عهد و غیرقابل قبول است. در حقیقت جهان باید در برابر آن میایستاد. نه به خاطر ایران، به خاطر احترام به اصل بنیادی عهد و پیمان یا به خاطر خودشان. ولی چون تبدیل به معاهده نشده بود و نوعی توافق بدون ضمانت اجرا بود قضیه قدری تفاوت داشت. جهان اگرچه با امریکا همراهی نکرد، مخالفت جدی نیز نکرد، شاید به این علت که قادر به انجام کاری نیست. پس تا اینجا را هم در قالب رئالیسم سیاسی میتوان هضم کرد، به هر حال یک چالشی جدی میان طرفین به وجود آمد و ایران نیز مقابله میکند. با وجود این، تنگ کردن دایره تحریمها به ویژه این آخرین تحریم که شامل همه بانکهای ایران میشود، حکایت از نوعی سقوط آزاد اخلاقی در جهان است. سقوطی که فقط امثال ترامپ و پمپئو و حامیان آنان میتوانند آن را تجربه کنند و دیگران نیز تماشاگران ساکت آن هستند. این رفتار به معنای دقیق توجیهگر حملات ۱۱ سپتامبر است. اتفاقا اقدامات آنان به مراتب از آن اعمال تروریستی بدتر است، چون از طرف یک دولت مستقر و قدرتمند انجام میشود. ایالاتمتحده دست به اقداماتی میزند که هیچ کشوری جز اسراییل و عربستان قادر به دفاع از آن نیست در حالی که این کشور قدرت اول جهانی است و دنیا حتی تا حدی زورگویی آن را به عنوان رئالیسم سیاسی میپذیرد ولی نه تا این اندازه. البته در تنها ماندن ما و اینکه صدایی نیز به دفاع از ایران بلند نمیشود، برخی نیروهای داخلی نیز مسوولیت مستقیم دارند، زیرا به گونهای رفتار میکنند که حتی نهادهای مدنی جهانی نیز حاضر به محکوم و اعتراض کردن جدی علیه اقدامات جنایتکارانه پمپئو و ترامپ علیه ایران نمیشوند. چه آنان که با عدم تصویبFATF بهانه برای سکوت دیگران ایجاد کردند و چه آنان که با اقدامات خلاف عقل و منطق و اخلاق ایران را هر روز منزویتر میکنند. البته این گروه تنها نیست. برخی ایرانیان آن سوی آب نیز هیزمکش این جنایت شدهاند. هنگامی که «آنگسان سوچی» ایرانی خواهان تحریم این مردم شود از ترامپ و پمپئو چه انتظاری میتوان داشت؟
اسامی ۱۵ نماینده مجلس که به اتفاق خانواده با خرج شهرداری به مشهد سفر کردند
اعضای فراکسیون محرومیتزدایی و جهادی مجلس در جریان سفر به مشهد، علاوه بر حضور بر سر پروژههای محلی و بازدید از طرحهای عمرانی شهرداری مشهد، از بافت فرسوده و مناطق حاشیهای این شهر بازدید کردهاند ولی یکی از مهمترین دیدارهای آنان، به حضورشان در بیت احمد علمالهدی اختصاص داشت. دیداری که جزییاتی از گفتههای نمایندگان مجلس در آن منتشر نشده ولی ایرنا به نقل از امام جمعه مشهد، خبری منتشر کرده که میتوان نشانی باشد از طرح موضوع مناطق حاشیهای و احتمال بالای ارتکاب به جرم در آنها. علمالهدی در جریان این دیدار از اقدامات آستان قدس رضوی در راستای حل و فصل معضل حاشیهنشینی در مشهد دفاع کرده و همزمان از «کار فرهنگی روی اراذل و اوباش» و تبدیل آنان به نیروهای «بسیج» برای «مقابله» با «اغتشاشات» سخن گفته است. اظهاراتی که از قضا انتشارشان، همزمان شد با گرداندن چند «گوشی قاپ» در تهران و یکی، دو شهر دیگر و البته بالا گرفتن موج انتقادها به نوع برخوردهای نیروهای انتظامی با این مجرمان.
ناگفتههای یک سفر
همه این حواشی اما در زمره علنیهای سفر تنی چند از اعضای فراکسیون محرومیتزدایی مجلس یازدهم به مشهد بود. سفری که از قرار معلوم عکاس یا خبرنگاری از سوی خبرگزاری خانه ملت، به عنوان خبرگزاری رسمی مجلس شورای اسلامی در آن حضور نداشته که این هم از کیفیت تصاویر منتشر شده، پیداست و هم از شکل و شمایل اخباری که منتشر شد.
در این میان اما پیگیریهای خبرنگار روزنامه «اعتماد» به روشنی از زوایای پنهان این سفر حکایت میکند. بر اساس اطلاعاتی که جهت انتشار در اختیار «اعتماد» قرار گرفته، در جریان این سفر، علاوه بر سیداحسان قاضیزادههاشمی، رییس فراکسیون محرومیتزدایی و نماینده فریمان- شهرستانی واقع در ۷۰ کیلومتری مشهد- ۱۴ نماینده دیگر به مرکز استان خراسان رضوی سفر کردهاند. مجتبی توانگر نماینده تهران، حسین رییسی نماینده جاسب، غلامرضا منتظری نماینده گرگان، مصطفی طاهری نماینده زنجان، محمدرضا مبلغی نماینده کوهدشت، سارا فلاحی نماینده ایلام، فاطمه محمدبیگی نماینده قزوین و رحمتاله فیروزی نماینده نطنز حضور داشتهاند. علی خضریان، رجب رحمانی، احد آزادیخواه، نعمتالله توان، صمدالله محمدی، محمد گلستانینژاد، حسین رحیمطرقی و جواد عسگری نمایندگان تهران، تاکستان، ملایر و بافت دیگر نمایندگانی بودند که در قالب فراکسیون محرومیتزدایی به مشهد سفر کردند.
هم سیاحت، هم زیارت!
اگر ماجرا فقط به حضور نمایندگان مجلس در مشهد ختم میشد، حرفی برای گفتن نبود و سفر صورت گرفته را میشد صرفا در حیطه وظایف نمایندگان ارزیابی کرد ولی آنچه این سفر را از سایر سفرهای فراکسیونی متفاوت میکند، تعداد قابل توجه همراهان مسافران اصلی است.
پیگیریهای خبرنگار روزنامه «اعتماد» حاکی ازآن است که هرکدام از نمایندگان حاضر دراین سفر، حداقل یک همراه با خود داشتند.به عنوان نمونه خضریان و توانگر نمایندگان تهران هرکدام ۳ همراه دراین سفر داشتند که از قضا ۲ نفر از همراهان شان نام خانوادگی مشابه با این نمایندگان دارند. کمترین همراه حاضر در این سفر به سارا فلاحی، نماینده ایلام اختصاص دارد که یک همراه با خود به مشهد برده و بیشترین همراه نیز به محمدرضا مبلغی، نماینده کوهدشت که ۶ همراه برایش ثبت شده است.پس از فلاحی،فاطمه محمدبیگی، نماینده قزوین با ۵ همراه و مصطفی طاهری با ۴ همراه در رتبههای دوم و سوم قرار دارند. جالب آنکه برای قاضیزادههاشمی و سیدمحمد پاکمهر، نمایندگان فریمان و بجنورد در این سفر همراهی به ثبت نرسیده که احتمالا ناشی از نزدیکی حوزه انتخابیه آنان به شهر مشهد است.
سفر از جیب شهرداری
بدین ترتیب و علاوه بر تعداد قابل توجه همراهان نمایندگان مجلس در جریان سفرشان به مشهد، آن هم در قالب فراکسیونی با کار ویژه محرومیتزدایی از شهرها و شهرستانهای ایران، آنچه میتواند حایز اهمیت باشد، منبع تامین هزینههای این سفر است. سفر نمایندگان مجلس به شهرستانهای مختلف بر اساس روال موجود در پارلمان ماموریت حساب شده و مبلغی را هم به فیش حقوقی نمایندگان میافزاید. اوضاع برای رییس مجلس اما متفاوت است و او هزینه سفرهای خود به علاوه نیروهای همراهش را از مبالغی که تحت عنوان «تنخواه ریاست» در اختیار دارد، پرداخت میکند ولی سفر فراکسیون محرومیتزدایی مجلس یازدهم به مشهد از قرار معلوم و بر اساس اطلاعاتی که در اختیار خبرنگار روزنامه «اعتماد» قرار گرفته، شامل هیچ یک از دو حالت نمیشود و نمایندگان مجلس و همراهانشان برای سفر به مشهد و بازدید از پروژههای شهرداری این کلانشهر و دیدار با نماینده ولیفقیه در این استان، میهمان شهرداری مشهد بودهاند و علاوه بر هزینه ایاب و ذهاب، هزینه اسکان و خورد و خوراکشان نیز از محل بودجه شهرداری مشهد تامین شده است. شهرداری که حداقل در ظاهر به اصلاحطلبان نزدیک است ولی از قرار معلوم، این روزها چندان بیمیل به اصولگرایان نیست.
مشارکت جامع راهبردی؛ محور گفتگوی وزرای خارجه ایران و چین
به گزارش خبرگزاری مهر، محمدجواد ظریف وزیر خارجه کشورمان پس از گفتگو با وزیر امور خارجه چین در فضای مجازی نوشت: در تنگچانگ زیبا گفتوگوهای مثمر ثمری با دوستم وانگ یی در خصوص مشارکت جامع راهبردی ایران و چین داشتیم.
وی افزود: با یکجانبهگرایی ایالات متحده و تلاشهای آن برای ایجاد جهانی تک قطبی مخالفت کردیم. بر تقویت روابط دوجانبهمان از جمله طرح ۲۵ ساله، همکاری منطقهای، حفظ برجام و همکاری درباره واکسن توافق کردیم.
۱۹ مهر ماه سال ۱۳۶۵ اولین عملیاتِ نامنظمِ برون مرزی سپاه تحت امر قرارگاه رمضان و با همکاری معارضانِ کردِ عراقی اجرا شد. ایران در آن سال به دنبال اجرای یک عملیات سرنوشتساز در جبهههای جنوب بود. از این رو عملیاتهای منظم و نامنظم محدود و کوچکی را در جبهههای جنوب و غرب طراحی و اجرا کرد تا عراق پس از شکست دفاع متحرک، همچنان تحت فشار و در موضع پدافندی باشد.
ضمن اینکه از گذشته نیم نگاهی نسبت به جبهه غربی کشور وجود داشت و به اعتقاد برخی قرار بود پس از اجرای عملیات بزرگ در جبهه جنوب، عملیات بزرگی در جبهه غرب اجرا شود تا رژیم بعث عراق تحت فشار جدی قرار بگیرد.
جبهه شمالی کشور عراق اگرچه مانند جبهه جنوبی عراق و بصره با اهمیت نبود، اما اهداف مهمی در آن مناطق وجود داشت که با ضربه زدن به آن، رژیم بعث عراق را میتوانست تحت فشار قرار بدهد. ضمن اینکه ایران در آن منطقه میتوانست از ظرفیت معارضان کُرد عراقی استفاده کند.
کُردهای عراق چگونه جذب سپاه شدند؟
گروههای کُرد عراق یعنی حزب دموکرات کردستان عراق به رهبری بارزانیها و اتحادیه میهنی کردستان عراق به رهبری جلال طالبانی، از ابتدای روی کار آمدن صدام حسین تحت شدیدترین فشارها و کشتارها قرار داشتند. ضمن اینکه مردم کُرد پس از کودتای عبدالسلام عارف و به قدرت رسیدن حزب بعث مورد حملات هوایی ارتش عراق قرار گرفتند. از این رو برای مقابله با صدام آماده همکاری با ایران شدند. کُردهای ایران نیز دل خوشی از صدام نداشتند، اما گروههای کومله و دموکرات ایران به دلیل وابستگی که به سازمان اطلاعاتی آمریکا داشتند و از سوی آنان تامین و مامور به برهم زدن امنیت در شمالغرب کشور شده بودند، در همکاری اطلاعاتی و عملیاتی با صدام قرار داشتند.
قرارگاه رمضان با همکاری گروههای کُرد عراقی توانست پایگاههایی را در داخل خاک عراق با هدف برقراری ارتباط با کُردها و شناساییِ عملیاتها ایجاد کند.
سپاه پاسداران از میانه جنگ ایران و عراق اقدام به راهاندازی قرارگاه برونمرزی رمضان در مناطق شمالغرب کشور کرد. این قرارگاه با هدف اجرای عملیاتهای نامنظمِ برون مرزی و با همکاری معارضان کُرد و شیعه عراقی تشکیل شد. قرارگاه رمضان به منظور محقق کردن این هدف دیپلماسی دفاعی را دستور کار قرار داد و از این رو اقدام به استقرار پایگاههای خود در کردستان عراق کرد.
نوزدهم مهر ماه ۱۳۶۵ اولین عملیات این قرارگاه با نام «فتح یک» اجرا شد. هدف از اجرای این عملیات نفوذ به عمق ۱۵۰ کیلومتری خاک عراق و انهدام مراکز اقتصادی، نظامی و… منطقه کرکوک بود. کرکوک به لحاظ برخوردار بودن از منابع عمده اقتصادی، از حیاتیترین مناطق اقتصادی و نفتی عراق بود.
قرارگاه رمضان با هدف اجرای عملیاتهای نامنظمِ برون مرزی و با همکاری معارضان کُرد و شیعه عراقی تشکیل شد. این قرارگاه به منظور محقق کردن این هدف، دیپلماسی دفاعی را دستور کار قرار داد.
فرماندهی و هدایت این عملیات برعهده قرارگاه رمضان بود و یگانهای ویژه پاسداران، تیپ هوابرد و دو گردان از اتحادیه میهنی کردستان عراق تحت امر این قرارگاه به اجرای عملیات پرداختند. نیروهای خودی چند روز قبل از شروع عملیات به سمت اهداف حرکت کردند. آنها پس از عبور از مسیرهای تعیینشده به مواضع مورد نظر رسیدند و سپس در بامداد روز ۱۹ مهر عملیات را آغاز کردند. آنها ماموریت داشتند چند هدف مهم نظامی و اقتصادی عراق در این منطقه همچون پالایشگاه کرکوک، پایگاه هوایی، قرارگاههای سپاه یکم و لشکر هشتم، پایگاههای سایت موشکی به اضافه مرکز استراق سمع و پایگاههای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) را هدف قرار دهند.
محسن رضایی در جمع نیروهای تیپ ویژه هوابرد – این تیپ یکی از یگانهای تحت امر قرارگاه رمضان در عملیاتهای برونمرزی بود
عملیات کمتر از سه ساعت به طول انجامید و حدود ساعت ۴ بامداد به پایان رسید و سپس نیروهای خودی بدون تلفات به سوی نوار مرزی بازگشتند.
اجرای موفق این عملیات موجب شد تا پس از پیروزی ایران در عملیات کربلای پنج و به بنرسیدن راهکاری عملیاتی جبهه جنوب، توجه فرماندهان سپاه بیش از گذشته به راهکارهای عملیاتی قرارگاه رمضان و جبهه شمالغرب جلب شود.
تجربه قرارگاه رمضان در اجرای عملیاتهای نامنظم برون مرزی همراه با اقدامات دیپلماتیک موجب شکلگیری نیروی قدس سپاه در دهه ۷۰ شد.
قرارگاه رمضان در میانه جنگ تحمیلی و برای رهایی از بنبست جنگ پس از عدمالفتح در عملیات بدر با هدف هماهنگسازی فعالیتهای چریکی و اجرای عملیاتهای نفوذی در داخل خاک عراق و حمایت از نیروهای مسلح معارض با رژیم بعثی فعال شد. فرماندهان این قرارگاه محمدباقر ذوالقدر و مرتضی رضایی بودند. نیروهای یگانهای تحت امر قرارگاه رمضان برای انجام عملیاتهای چریکی باید کیلومترها با پای پیاده، فراز و نشیب کوهها را طی میکردند تا به نقطه هدف برسند و به انجام عملیات بپردازند.
در سال ۶۵ چند عملیات مهم توسط قرارگاه رمضان در خاک عراق انجام شد. همانطور که گفته شد در مهر ماه سال ۶۵، ۳۰۰ رزمنده ایرانی و ۲ هزار مبارز کُرد عراقی در عملیات فتح یک به پایگاه و تاسیسات نفتی کرکوک حمله کردند. عملیات فتح یک که با هدف حمله به پالایشگاه نفتی کرکوک انجام شد، نخستین و مهمترین عملیات از سلسله عملیاتهای فتح است. این عملیات با همکاری نیروهای اتحادیه میهنی کردستان عراق انجام شد و رزمندگان توانستند در عمق ۱۸۰ کیلومتری دشمن قسمتی از پالایشگاه کرکوک و پایگاههای نظامی عراق و منافقین را منهدم کنند.
هاشمی رفسنجانی فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء و رئیس وقت مجلس شورای اسلامی در خصوص عملیات فتح یک گفت: قلههای پولادین [کرکوک] به سرعت سقوط کرد، بدون اینکه از نیروهای ما حتی یک نفر شهید بشوند.
این عملیات به فرماندهان و مسئولان جنگ، ثابت کرد که با کمک مردم و مساعدت گروههای معارض عراقی، عبور از خطوط مقدم و حرکت در پشت خطوط دشمن و مناطق عمقی عراق میتواند خسارات شدیدی را بر رژیم بعث وارد آورد.
هاشمی رفسنجانی در این رابطه گفت: «حتماً آقایانی که مایل بودهاند با منطقه کرکوک آشنا شوند، آنجا را مورد مطالعه قرار دادهاند، جایی که از مدتها پیش قلههای پولادین نامگذاری شده بود و واقعاً هم اگر دست نیروهای کارآمد بود، باید قلههای پولادین نامیده میشد. عراقیها در آنجا حدود ۲۰ پایگاه نظامی ایجاد کرده و علاوه بر آن نیروهای احتیاط قابل توجهی هم در آنجا گذاشته بودند. حالا، قلههای پولادین به سرعت سقوط کرد، بدون اینکه از نیروهای ما حتی یک نفر شهید بشوند و تنها چند نفر محدود از افراد طالبانی شهید شدند.»
عملیاتهای نامنظم ظفر نیز در ادامه عملیاتهای فتح توسط قرارگاه رمضان و با همکاری نیروهای کُرد عراقی انجام شد. از این سلسله عملیاتها، ۷ عملیات تا اسفند ۶۶ در خاک عراق انجام شد. سلسله عملیاتهای نامنظم فتح، ظفر و نصر توسط قرارگاه رمضان اجرا شد.
علاوه بر مجاهدان عراقیِ لشکر بدر، مجاهدان افغانستانیِ تیپ ابوذر نیز تحت امر قرارگاه رمضان در عملیاتهای برون مرزی سپاه حضور داشتند.
نیروهای تحت امر قرارگاه رمضان نیز یگانهای ثابت و متغیری بودند که علاوه بر رزمندگان ایرانی، مجاهدان عراقی لشکر بدر و مجاهدان افغانستانی تیپ ابوذر در عملیاتهای این قرارگاه مشارکت داشتند.
پس از پایان جنگ ایران و عراق، بخشی از نیروهای قرارگاه رمضان در دیگر ماموریتهای برون مرزی سپاه حضور پیدا کردند و سپس به نیروی قدس سپاه پیوستند. تجربه قرارگاه رمضان در اجرای عملیاتهای نامنظم برون مرزی همراه با اقدامات دیپلماتیک موجب شکلگیری نیروی قدس سپاه در دهه ۷۰ شد. نیرویی که چند سال بعد سردار سلیمانی فرماندهی آن را برعهده گرفت و در نبرد با گروه تروریستی داعش و حمایت از گروههای مقاومت پیروزیهای بزرگی را کسب کرد.
اعتمادآنلاین| دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا در میان صدها تنی که در محوطه چمن جنوبی کاخ سفید تجمع کرده بودند، اعلام کرد: این انتخابات ریاستجمهوری آمریکا مهمترین است و ما هرگز اجازه نخواهیم داد دوباره کشور تعطیل شود.
ترامپ تاکید کرد: ما وضعیت اقتصادی عظیمی قبل از این پاندمی داشتیم، ما سیستم اوباماکر را به سیستم بهداشتی ارزانتر و برتری تبدیل خواهیم کرد.
رئیسجمهوری آمریکا در اولین حضور عمومی بعد از خروج از بیمارستان خواستار حفظ شور رایگیری شد.
او تصریح کرد، احساس بسیار خوبی دارد اجازه نمیدهد آمریکا به یک کشور سوسیال تبدیل شود.
ترامپ بار دیگر کووید-۱۹ را ویروس چینی خواند و گفت: نابودی ویروس چینی برای یک بار و برای همیشه خواهد بود.
او تاکید کرد: آمریکا واکسن ضد کرونا دارد که به زودی رونمایی خواهد شد.
رئیسجمهوری آمریکا اشاره کرد: جو بایدن، نامزد دموکراتها در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا به آمریکا- آفریقاییها خیانت کرد، شکست سیاست دموکراتها در اداره کشور ثابت شده است و ما به زودی از این ویروس که از چین آمده، رها خواهیم شد. شهرها میسوزند و دموکراتها میگویند اوضاع بر وفق مراد است.
او مدعی ارائه طرح شکوفایی برای جامعه لاتینتبارها و سیاهپوستان شد.