دسته: اخبار سیاسی

تحلیل اخبار سیاسی در تمام اقصی نقاط ایران و جهان و  ارائه خبرهای سیاسی روز

  • گزارش کیهان از نامه ۳۰ سال پیش رهبر انقلاب به عطاءالله مهاجرانی

    گزارش کیهان از نامه ۳۰ سال پیش رهبر انقلاب به عطاءالله مهاجرانی

    گزارش کیهان از نامه ۳۰ سال پیش رهبر انقلاب به عطاءالله مهاجرانی
    در این گزارش آمده است:
    مسأله مقاله مذاکره مستقیم با آمریکا- که یکی از محورهای مورد بحث موافقان و مخالفان مهاجرانی بود- این است که در سال ۱۳۶۹، در ششم اردیبهشت، مهاجرانی مقاله‌ای تحت همین عنوان در روزنامه اطلاعات شماره ۱۹۰۲۷ درست زمانی که معاون پارلمانی‌هاشمی رفسنجانی – رئیس‌جمهور – بود نوشت و منتشر کرد! او در توجیه نوشتن این مقاله گفت: «زمانی که من آن مقاله را نوشتم، شرایط طلایی برای گفت‌وگوی ایران و آمریکا فراهم بود. در آن مقطع ما در یک وحدت و همدلی در کشور بودیم. جنگ تمام شده بود و ما در موقعیت خیلی خوب و مثبتی قرار داشتیم. از سوی دیگر در آن مقطع پیشنهاد گفت‌وگو با ایران را جرج بوش پدر، رئیس‌جمهور وقت آمریکا مطرح کرده بود.» اما مهاجرانی نمی‌گوید که با آن همه خیانت و جنایت آمریکا در جنگ صدام با ایران چگونه می‌توان با آن کشور مذاکره کرد و آیا این مذاکره خصومت ناشی از خصلت‌های استکباری آمریکا را فرو می‌نشاند؟
    رهبر معظّم انقلاب اسلامی با اشاره به این مقاله در پیامدهای آن فرمودند: «من معتقدم کسانی که فکر می‌کنند باید با رأس استکبار – یعنی آمریکا- مذاکره کنیم، یا دچار ساده‌لوحی هستند یا مرعوبند. من بارها این نکته را عرض کرده‌ام که استکبار، بیش از اینکه نان قدرت و توانایی خویش را بخورد، نان هیبت و تشر خودش را می‌خورد. اصلاً استکبار، با تشر و اُبُهَّت و شکلک درآوردن و ترساندن این و آن زنده است.»
    با فاش شدن هدف و نیت طرفداران مذاکره با آمریکا و مقالۀ مهاجرانی، موضع‌گیری‌ها علیه او شدّت یافت. امام خامنه‌ای، با رأفت اسلامی و کریمانه، با نوشتن نامه‌ای خطاب به مهاجرانی، مانع از تهاجم بیشتر علیه شخص وی شدند.
    «شنیدم بعضی‌ها از حرف‌های امروز من، قصد طعن و توهینی نسبت به جنابعالی استنباط کرده‌اند و شاید بعضی خواسته‌اند یا بخواهند آن را مستمسکی برای اهانت به شما بسازند. اعلام می‌کنم که این استنباط غلط است. من یک فکر را تخطئه کرده‌ام و نیت توهین به کسی نداشته‌ام… حداکثر آن است که به توصیۀ شما در مقالۀ «مذاکره مستقیم» عمل نخواهیم کرد.»
    رهبری ملت را متوجه یک فکر کردند که به صورت جریان در میان برخی مسئولان وجود داشت و در واقع خواهان مقابله و تخطئه با این فکر شدند. فکری که بعد از رحلت امام خمینی(ره) از دولت‌های سازندگی و اصلاحات آغاز شد و تاکنون نیز ادامه دارد. فکری که گمان می‌کند در مذاکره با آمریکا – شیطان بزرگ – راه خلاصی از مشکلات وجود دارد! و علیرغم تاریخ روشن که گواه بر جنایت آمریکا و غیرقابل اعتماد بودن اوست، می‌خواهد به آمریکا خوش‌بین باشد و اعتماد کند!
    ۱۷۱۷

     

    اخبار سیاسی | بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • احمدی‌نژاد همان است که به دوربین زل می‌زد و خلاف می‌گفت / می‌گوید میرحسین موسوی از طرف طبقه حاکم و اشراف بوده و او مظلوم ماجراست

    احمدی‌نژاد همان است که به دوربین زل می‌زد و خلاف می‌گفت / می‌گوید میرحسین موسوی از طرف طبقه حاکم و اشراف بوده و او مظلوم ماجراست

     

    احمدی‌نژاد همان است که به دوربین زل می‌زد و خلاف می‌گفت / می‌گوید میرحسین موسوی از طرف طبقه حاکم و اشراف بوده و او مظلوم ماجراست

     

    اعتمادآنلاین| حسین نورانی‌نژاد، سخنگوی حزب اتحاد ملت در یادداشتی با اشاره به گفت‌وگوی اخیر محمود احمدی‌نژاد نوشت: مصاحبه اخیر احمدی‌نژاد لازم بود تا دوباره او را به یاد ما بیاورد. او کماکان همان کسی است که به دوربین زل می‌زد و خلاف می‌گفت. احمدی‌نژاد، این روش را رمز پیروزی سیاست‌ورزی‌اش انتخاب کرده و هر کاری می‌کند تا زمین و زمان را به هم بریزد و خود را به صدر اخبار و توجهات باز گرداند. چرا می‌گویم «لازم بود تا دوباره او را به یاد ما بیاورد؟» چون واقعا بخشی از مردم و حتی نخبگان هستند که گویی سابقه او را فراموش کرده‌اند و به صرف طردش از سوی هسته سخت قدرت – که معلوم نیست همیشگی باشد – و تکرار برخی مفاهیم آزادی‌خواهانه که حداقل دو، سه دهه از عمرشان در فضای گفتمانی روشنفکران می‌گذرد، احتمال پیوستنش به جبهه نیروهای دموکراسی‌خواه و ضدتبعیض را می‌دادند. شاید گفته شود مگر افراد و جریان‌های دیگری نبوده‌اند که گذشته روشنی نداشته‌اند و بعدا با تغییر گفتمانی و رفتاری، پذیرفته شدند؟ چرا بوده‌اند؛ اما برای پذیرش اصلاح و تغییر، شاخص‌ها و شواهدی وجود دارد که که آنها را باورپذیر یا غیر قابل باور می‌کند. نمی‌توان از موضوعی چون جنبش سبز که هنوز یک دهه بیشتر از آن نگذشته، تصویری سراسر وارونه ساخت، سماجت بر همان روش ها و سیاست را ادامه داد، از تمام رفتار غلط دوره مدیریتی در کشور که پر از بگیر و ببند و توقیف و سانسور و زورگویی بود دفاع کرد، دور و بر خود را با امثال سعید مرتضوی و محمدعلی رامین و علی‌اکبر جوانفکر و الهام و ثمره هاشمی و امثالهم که سوابق بدون حرف و حدیثی دارند پر کرد و بعد با همان دست فرمان، داد سخن از آزادی و عدالت سر داد. ادعای این ارزش‌ها که به حرف نیست. از دیگران نیز به صرف حرف پذیرفته نشده و نخواهد شد. احمدی‌نژاد در مصاحبه با رفقایش، جوانفکر و داوری درباره چالشی‌ترین اتفاق سیاسی سه و شاید چهار دهه اخیر یعنی انتخابات ۸۸ به نحو حیرت‌انگیزی خود را کاندیدای تک و تنها و بدون حمایت حاکمیت و خصوصا امنیتی‌ها معرفی کرده و رقبایش را طبقه اشراف و مورد حمایت قدرت خوانده است! حال آنکه این مخالفان او بودند که به حکم سعید مرتضوی که بعدها نشان داده شد چه پیوند نزدیکی با احمدی‌نژاد و اطرافیانش دارد، از پیش از انتخابات به جرایم امنیتی همچون اغتشاش، حکم بازداشت گرفته بودند.

    کمترین حرفی به رییس دولت وقت با اتهام توهین به رییس‌جمهور با حبس و فشارهای آنچنانی مواجه می‌شد، تمام نظام پشت سر او در آمدند، ۷ نفر از ۱۲ عضو شورای نگهبان از او حمایت کردند، سخنران میتینگ انتخاباتی او عضو رسمی شورای نگهبان بود که قرار بود داور بی‌طرف رقابت انتخاباتی باشد، دبیر این شورا قاطع‌ترین حمایت‌ها را از او می‌کرد، موضع و نهادهای امنیتی و انتظامی که دیگر گفتن ندارد. حالا در مقابل این بدیهیات، می‌گوید میرحسین موسوی از طرف طبقه حاکم و اشراف بوده و او مظلوم ماجرا! آدم واقعا می‌ماند به این حجم از ناراستی چه بگوید که حق مطلب را ادا کند. مطمئنا واژه‌ها به سادگی پاسخگو نیستند. آخر به کسی چون احمدی‌نژاد با آن وجنات، وقتی خود را طرفدار و نماینده نخبگان معرفی می‌کند و مخالفانش در سال ۸۸ را امنیتی‌ها برمی‌شمرد، چه می‌توان گفت؟ جایی برای بحث منطقی مگر می‌گذارد؟ جالب‌تر آنکه در جایی از این مصاحبه و در توصیف آن خس و خاشاکی که سال ۸۸ بیان کرد، این ‌بار آنها را اراذل و اوباش خطاب می‌کند! از همه خوشمزه‌تر آنکه به نحوی می‌گوید مخالفانش دست به اجاره اراذل و اوباش برای به‌هم زدن شرایط کشور می‌زدند. حرف‌های آشنایی است که… بماند. بماند تا زمان یافتن یا خلق واژه‌ای مناسب افاضات.

    اما چه اتفاقی افتاده که او مجددا این اعتماد به نفس را پیدا کرده تا به جای تشبه خود به منتقدانش و جا زدن خود به عنوان آزادی‌خواه و عدالت‌طلب، این اکاذیب بگوید؟ دلایل این موضوع از این قرار است:

    ۱- او و نزدیکانش فکر می‌کنند که موقعیت اجتماعی سبزها و اصلاح‌طلبان و منتقدان مسالمت‌جو کاسته شده است. طیفی خشمگین از مردم که از این‌گونه کنش‌ها و جنبش‌های مدنی عبور کرده‌اند و به دنبال تخلیه خشم و اعتراضات تندتر و متفاوت هستند، با نشانه‌هایی چون دی ۹۶ و آبان ۹۸ افزایش یافته‌اند و احمدی‌نژاد خیلی دلش می‌خواهد تا سر این جنبش بی‌سر شود و آن را تصاحب کند یا از بین آنها یارکشی کند. نوعی جنبش توده‌ای معترض که نمایندگی سیاسی روشنی ندارند و شاید این فرصتی برای بهاریون باشد که برای خود جمعیتی حامی داشته باشند. شاهد دیگر این تحلیل، همراهی سودانگارانه این طیف با شعارهایی چون اصلاح‌طلب اصولگرا دیگه تمومه ماجراست. گویی این خاتمه را آغاز خود می‌پندارند. البته اشتباه می‌کنند، ولی تلاشش که ضرر ندارد. چه بسا در این مسیر حمایت‌هایی هم از درون برخی محافل درونی سیستم دارند تا در مدیریت اعتراض‌های مشابه بعدی، فرد مطمئنی را داشته باشند.

    ۲- آنها در چند سال اخیر تلاش زیادی کرده‌اند تا خود را به لحاظ گفتمانی به جریان‌های سبز و اصلاح‌طلب و مدنی کشور نزدیک کنند، اما کسی بهایی نداد. حتی گاهی تندتر از میانگین این بخش از جامعه مدنی کشور، مواضع آنچنانی گرفتند، علیه سیستم قضایی و امنیتی تندترین مواضع را گرفتند، پشت مفاهیمی چون قرائت‌های مختلف از دین، نقد ولایت فقیه و از این قبیل موضوعات در آمدند، اما همواره دم خروسی پیدا بود که مانع از پذیرش قسم حضرت عباس‌شان می‌شد. طبیعی بود بالاخره در جایی به این بی‌محلی واکنش نشان دهند که در این مصاحبه اخیر نشان دادند. افراد رسانه‌ای بهاریون، در جریان درگذشت استاد شجریان هم در فضای آنلاین، پس از چند توییت همدلانه که چندان توجه کسی را جلب نکرد، دلخوری و بی‌حوصلگی‌شان را بروز دادند و به سمت تنش و پرخاش با سبزها و طرفداران استاد شجریان رفتند و جالب آنکه سعی می‌کردند خود را در مدل جمعیت‌های عزادار در درگذشت هنرمندانی چون مرتضی پاشایی جا بزنند و آن را در مقابل سوگواران استاد شجریان، تبدیل به دوقطبی کنند. رفتاری لوس و کودکانه که در هر حال انجام دادند.

    ۳- انتخابات ۱۴۰۰ نزدیک است و انتخابات، بره‌کشان همه جریان‌های سیاسی، اعم از پوزیسیون و اپوزیسیون است. بهاریون هم از این قاعده مستثنا نیستند و دنبال بروز و ظهوری دوباره در آن هستند. برنامه‌ای که احتمالا با اعلام کاندیداتوری نفر اول جریان‌شان، احمدی‌نژاد شروع می‌شود تا گوی را نهایتا به کاندیدای نزدیک دیگری بدهد. اتفاقی که لااقل برای این انتخابات بعید است برای‌شان محقق شود ولی به هر حال موقعیت آنها را در فضای سیاسی کشور تا حدی روشن‌تر خواهد کرد.

    منبع: روزنامه اعتماد

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • جزییات جدید از فروش ۴ میلیاردی صلاحیت در انتخابات اسفند ۹۸ / محمود صادقی خواهان اطلاع‌رسانی قوه قضاییه درباره خرید و فروش صلاحیت شد

    جزییات جدید از فروش ۴ میلیاردی صلاحیت در انتخابات اسفند ۹۸ / محمود صادقی خواهان اطلاع‌رسانی قوه قضاییه درباره خرید و فروش صلاحیت شد

     

    جزییات جدید از فروش ۴ میلیاردی صلاحیت در انتخابات اسفند ۹۸ / محمود صادقی خواهان اطلاع‌رسانی قوه قضاییه درباره خرید و فروش صلاحیت شد

     

    اعتمادآنلاین| همه ‌چیز با یک توییت شروع شد. آن روزها هنوز دهمین دوره مجلس شورای اسلامی روی کار بود و کرسی‌های ساختمان هرمی‌ شکل میدان بهارستان یک‌دست در قبضه اصولگرایان نبود. نمایندگان مجلس دهم هر کدام در نوع خود به پیگیری امور جاری جمهوری اسلامی مشغول بودند که محمود صادقی در قامت نماینده تهران با یک توییت پای شورای نگهبان را به ماجرایی باز کرد که پیش از آن کسی جرات بیان علنی‌اش را نداشت. این نماینده اصلاح‌طلب مجلس دهم، تیر ماه ۹۸ شخص آیت‌الله جنتی را مخاطب قرار داد و پس از اظهارات او درباره لزوم مقابله با فساد، خواستار بررسی «دلال‌های میلیاردی» شورای نگهبان شد. درخواستی که واکنش تند و تیز عباسعلی کدخدایی را درقامت سخنگو و قائم‌مقام دبیر شورای نگهبان به ‌همراه داشت و او گفته‌های صادقی را «خواب و خیال» تفسیر و رسما آنان را تکذیب کرد؛ تکذیبیه‌ای که که البته حدود یک ماه بعد در پی افشای ماجرای «هتل هویزه» و اطلاعیه دادستانی تهران و تایید دستگیری ۱۲ نفر، چاره‌ای برای شورای نگهبان باقی نگذاشت جز تایید خبر تخلفات در روند بررسی برخی صلاحیت.

    اکبر اعلمی نیز آن روزها همپای محمود صادقی به این پرونده ورود کرد و در کانال تلگرامی خود ابعاد بیشتری را از جزییات ماجرای هتل هویزه افشا کرد اما گفته‌های او و نوشته‌های صادقی نیز نتوانست پاسخگوی ابهامات و پرسش‌هایی باشد که افکار عمومی را درگیر خود کرده بود تا جزییات بیشتر از سوی قوه قضاییه اعلام شود.

    ‌ سکون و سکوت

    انتظارها اما هرگز عملی نشد؛ تلاش شورای نگهبان و قوه قضاییه آن روزها به‌‌رغم هزار و یک سوال افکار عمومی، نه اعلام جزییات ماجرا و افشای پشت‌پرده این دلالی‌ها، بلکه اتهام‌زدایی از ۶ فقیه و ۶ حقوقدان این نهاد بود. کدخدایی هر گونه انتساب این افراد به شورای نگهبان را رد می‌کرد و قوه قضاییه نیز آنان را «کلاهبردار» معرفی می‌کرد تا ابهامات ایجاد شده درباره این پرونده و خط و ربط آنان از سوی اعضای شورای نگهبان تکذیب شده باشند ولی چندی بعد محمود صادقی در گفت‌وگویی با پایگاه خبری فراز، مدعی نقش یکی از نزدیکان یک عضو شورای نگهبان» در این پرونده گفت و تاکید کرد که اسناد نقش و دخالت او در این ماجرا را همراه با فایل صوتی به هیات نظارت بر رفتار نمایندگان مجلس یازدهم تقدیم کرده است ولی آنان نیز جز سکوت، اقدامی برای شفاف‌سازی ابعاد مختلف این پرونده انجام نداده‌اند. سکوتی که روز گذشته در شرایطی با انتقاد نماینده اصلاح‌طلب تهران در مجلس دهم مواجه شد که درست یک روز پیش از آن عباسعلی کدخدایی در اظهاراتی که روزنامه ایران، ارگان رسمی دولت منتشر کرد، بار دیگر مطالب مطرح شده توسط صادقی را «ادعاهایی موهوم» خوانده بود.

    نماینده تهران که از قرار معلوم نوع مواجهه کدخدایی با موضوع تخلفات در پرونده بررسی صلاحیت کاندیداها و تکرار اظهارات گذشته‌اش در جریان گفت‌وگو با روزنامه دولت را دیده، روز گذشته در نامه‌ای به سیدابراهیم رییسی از سکوت ۸ ماهه این نهاد در قبال پرونده تخلفات در روند بررسی صلاحیت‌ها انتقاد کرد و نوشت: «دستور فرمایید گزارشی از نتایج تحقیقات مقدماتی و اقدامات قضایی متعاقب آن در این خصوص به اطلاع عموم برسد. شکی نیست که عدم اطلاع‌رسانی و شفاف‌سازی در این زمینه، هم موجب تجری سودجویان و آسوده‌خاطر شدن آنها برای تکرار اقدامات‌شان در آینده خواهد شد، هم موجب گسترش بدبینی افکار عمومی نسبت به سلامت نظام نظارتی شورای نگهبان خواهد شد و هم به شائبه‌ سیاسی بودن اقدامات دستگاه قضا در مقابله با فساد دامن خواهد زد.»

     در جست‌و‌جوی پاسخ

    نکته قابل‌توجه در این میان آنکه اعضای هیات نظارت بر رفتار نمایندگان مجلس یازدهم حاضر به اظهارنظر درباره بررسی یا عدم بررسی فایل صوتی مدنظر محمود صادقی مبنی بر نقش یکی از نزدیکان یک عضو شورای نگهبان در این پرونده نیستند و در جریان تماس‌های تلفنی مکرر خبرنگار روزنامه اعتماد با اعضای این نهاد، هر کدام به نوعی پس از شنیدن سوژه مدنظر برای گفت‌وگو از پاسخگویی خودداری کردند. به عنوان نمونه محمدمهدی مفتح، نماینده تویسرکان پاسخگویی به این پرسش را وظیفه موسی غضنفرآبادی، سخنگوی این هیات اعلام کرد و با لحنی تند و نامتعارف از ادامه گفت‌وگو سر باز زد. جالب آنکه از عمر مجلس یازدهم تاکنون حدود ۴ ماه گذشته ولی هنوز نوع پیشبرد امور در هیات نظارت بر رفتار نمایندگان مشخص نیست و از این‌رو به نظر نمی‌رسد آنان در آینده نزدیک نیز قصد اطلاع‌رسانی درباره چند و چون امور را داشته باشند.

    یکی از هفت تا

    آنچه از میان اظهارات صادقی و نوشته‌های اعلمی پیداست، این است که ماجرای خرید و فروش صلاحیت به ۷ شخص یا به بیانی دقیق‌تر ۷ باند و گروه می‌رسد. ۷ باندی که میان‌شان از کارمند سابق استانداری تهران و سازمان برنامه و بودجه حاضرند تا قاضی بازنشسته و کارآفرین. یکی از این ۷ شبکه، همان باندی است که در ماجرای هتل هویزه با همکاری ایجاد شده میان اکبر اعلمی و رحیمی، رییس سابق حفاظت و بازرسی شورای نگهبان و اعلام جزییات ماجرا به نهادهای قضایی و امنیتی، بازداشت و منهدم شد. حالا در این میان یکی از نمایندگان ششمین دوره مجلس شورای اسلامی که خود نیز از نزدیک با یکی از این باندها در ارتباط بوده و تلاش‌هایی را برای انهدام آنان ترتیب داده، در جریان گفت‌وگوی خود با روزنامه اعتماد از جزییات اقدامات یکی دیگر از این باندها در جریان انتخابات مجلس یازدهم گفته و ماجرای خرید و فروش صلاحیت ۴ میلیارد تومانی را که پیش‌تر توسط محمود صادقی به شکل گذرا به آن اشاره شده بود، تشریح کرده است.

    محمد محمدرضایی که به عنوان نماینده بیجار در ششمین دوره مجلس شورای اسلامی حاضر بود، در جریان گفت‌وگوی خود با «اعتماد» درباره تلاش‌های از قرار معلوم ناکام صورت گرفته برای انهدام یکی از این ۷ شبکه می‌گوید: «یکی از دوستان من به ‌نام «تحصری» به عنوان کاندیدای انتخابات مجلس یازدهم از حوزه انتخابیه سنندج نام‌نویسی کرد. روزی او به من گفت که فردی با نام «آقای ت» که خود را عضو یک نهاد امنیتی معرفی کرده، برای تایید صلاحیت طلب پول کرده است. من از این ماجرا تعجب کردم و گفتم که امکان ندارد ولی دوست من تاکید کرد که این فرد پیش‌تر هم با دریافت مبالغی اقداماتی را انجام داده و فرد واقعا بانفوذی است. من به محض اطلاع از این ماجرا به آقای کدخدایی (سخنگوی شورای نگهبان) زنگ زدم و با داد و بیداد به او گفتم که این چه وضعی است که ایجاد کرده‌اید و چرا به مسائل رسیدگی نمی‌کنید؟! به ایشان گفتم که حتما باید مسائل را از BBC بشنوید تا به آن ورود کنید؟!» او ادامه می‌دهد: «روز بعد از این گفت‌وگوی من با آقای کدخدایی، از طرف شورای نگهبان با من تماس گرفتند و ما را به جلسه‌ای دعوت کردند. تصور ما این بود که جلسه برگزار شده برای بررسی صلاحیت آقای «تحصری» برای حضور در انتخابات مجلس است ولی در ادامه فهمیدیم که دفتر شورای نگهبان در خیابان آذربایجان تهران مربوط به حفاظت این  نهاد است.»

    صلاحیت ۴ میلیاردی

    این نماینده مجلس ششم در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود با روزنامه اعتماد از درخواست ۴ میلیاردی برای تایید صلاحیت گفته و تاکید می‌کند: «آقای «ت» به دوست من (تحصری) گفته بود که با دریافت مبالغی او را نزد فردی برای دریافت صلاحیت خواهد برد. دوست من (تحصری) نیز با «آقای ت» ساعت ۲ بعدازظهر قرار گذاشته بود. ما از صبح روز موعود در دفتر حفاظت شورای نگهبان بودیم ولی من چون عازم سفر بودم تا ساعت ۱۱ بیشتر در جلسه نماندم ولی بعد «تحصری» برایم تعریف کرد که چه اتفاقاتی رخ داده است. راس ساعت ۲ بعدازظهر «آقای ت» تماس گرفت و در اظهاراتی مثلا رمزی، گفت که ۴ تا یک واحدی تجویز کن اما چون هدف دوست من و اعضای حفاظت شورای نگهبان تخلیه اطلاعاتی او بود، مشخص شد که منظور از ۴ تجویز، ۴ چک و منظور از «یک واحد» یک میلیارد تومان است. این گفت‌وگو حدود ۲۰ دقیقه طول کشیده و «آقای ت» درجریان آن تاکید می‌کند که «حتی اگر مفسد هم باشی، صلاحیت تو را تایید می‌کنند.» پس از این گفت‌وگو «رحیمی» رییس حفاظت وقت شورای نگهبان طی نامه‌ای به مراجع قضایی پیگیری‌ها را برای به دام انداختن این فرد آغاز کرد و کار به شکایت «آقای ت» از ما رسید؛ به‌ طوری که من همین هفته جاری برای رسیدگی به این شکایت در دادگاه حاضر شده بودم!»

    اکبر اعلمی، نماینده ادوار مجلس نیز در جریان گفت‌وگوی کوتاه خود با روزنامه اعتماد گفته‌های محمدرضایی، نماینده مجلس ششم را تایید و تاکید می‌کند که «این پرونده یکی از ۷ پرونده‌ای است که ما به ‌دنبال آن بودیم.» اعلمی پیش از این در کانال تلگرامی خود نوشته بود که ماجرای خرید و فروش صلاحیت‌ها را به گوش علی جنتی، فرزند دبیر شورای نگهبان رسانده و او نیز خواستار پیگیری ماجرا از سوی رحیمی شده بود و «سرنخ‌های بسیار مهم شناسایی و معرفی شده آماده بهره‌برداری دیگر که شهود و مدارک فراوان آن موجود است در حد کیس هتل هویزه که تا مرحله رد و بدل شدن پول ادامه داشت، ادامه نیافت.»

    به این ترتیب و با درنظرگیری همه این موارد، به نظر می‌رسد پرونده دلالی صلاحیت‌ها در شرایطی که کدخدایی همچنان تاکید می‌کند که «هیچ ردپایی از شورای نگهبان و کارکنان این نهاد در میان نبوده است»، همچنان با ابهاماتی مواجه است؛ ابهاماتی که حالا مدتی است مطرح شده و به چرایی عدم اطلاع‌رسانی درباره سرنوشت سران ۶ شبکه از ۷ شبکه‌ای ختم می‌شود که مشغول دلالی صلاحیت بودند؛ ابهاماتی که جز شورای نگهبان و قوه قضاییه طبیعتا نهاد دیگری توانایی حل و فصل آن را نخواهد داشت.

    منبع: روزنامه اعتماد

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • احمدی نژاد،دستمایه طنز است برای فضای سیاسی

    احمدی نژاد،دستمایه طنز است برای فضای سیاسی

     

    احمدی نژاد،دستمایه طنز است برای فضای سیاسی

     

    مهاجری همچنین درباره علت بازگشت احمدی‌نژاد به فضای سیاسی – رسانه‌ای و به‌ویژه اظهارنظر درباره حوادث پس از انتخابات جنجالی ریاست‌جمهوری دهم در سال ۸۸ نیز معتقد است که «اتفاقا احمدی‌نژاد جزو کسانی است که نسبت به مسائل سال ۸۸ مسوولیت دارد و قصوری جدی متوجه اوست. اما مجموعه نظام تصمیم گرفت برای اینکه فضا ملتهب‌تر نشود، خطاهای ایشان که اتفاقا خطاهای بسیار بزرگی هم بود، مطرح نشود. اتفاقا ایشان در همان مقطع سال ۸۸ بود که نردبانی را که روی دوش اصولگرایان گذاشته بود و از آن تا ریاست‌جمهوری بالا رفته بود، با لگدی به کنار انداخت و گفت اگر حمایت برخی نبود، میلیون‌ها رای بیشتر کسب می‌کرد.»
    این تحلیلگر اصولگرا اما در تحلیل علت بیان این مطالب از سوی احمدی‌نژاد و اینکه هدف او از طرح مجدد این مسائل چیست، می‌گوید که «حرف‌های احمدی‌نژاد همیشه بسیار مبهم است، مخدوش. ضمایر جملاتش مشخص نیست و اگر هم بعضا نامشخص باشد، دروغ و خلاف می‌گوید یا واقعیتی را کاملا ناقص عنوان می‌کند.» مهاجری می‌گوید: «احمدی‌نژاد به هر حال برخی سیاسیون را رقبای سیاسی خود می‌داند و به نظر می‌رسد که می‌خواسته آنها را بزند. به نظرم اینکه دنبال رفع حصر بوده هم بسیار بعید است و اگر هم صادق باشد، احتمالا با این انگیزه پیگیر بوده تا مگر از این نمد برای خود کلاهی بدوزد.» او درنهایت در پاسخ به این پرسش که آینده احمدی‌نژاد را چطور ارزیابی می‌کند، به همین جمله مختصر بسنده کرده که آینده‌ای در انتظار اوست که موجب خنده ملت خواهد بود؛ «آینده‌ای طنز!»

    ۲۳۳۰۲

     

    اخبار سیاسی | بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • نیروی هوایی ارتش توان مقابله با هر نوع تهدیدی را دارد

    نیروی هوایی ارتش توان مقابله با هر نوع تهدیدی را دارد

     

    نیروی هوایی ارتش توان مقابله با هر نوع تهدیدی را دارد

     

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی نهاجا، امیر سرتیپ خلبان عزیز نصیرزاده فرمانده نیروی هوایی ارتش در حاشیه مراسم دانش آموختگی دانشگاه های افسری اظهار داشت: مراسم دانش آموختگی مشترک بین نیروهای مسلح بسیار خوب و وحدت آفرین برگزار شد و موجب شادی دل رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) و مورد تقدیر ایشان قرار گرفت.

    وی افزود: این مراسم نمونه و الگوی خوبی برای تمامی مراسمات در نیروهای مسلح و با هدف وحدت، برادری و هم افزایی نیرو برگزار شد تا بتوانیم با دشمنان متجاوز مقابله کنیم.

    امیر سرتیپ نصیرزاده اظهار کرد: رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) در بیانات گوهربار خود تاکید کردند که دانشجویانی که وارد دانشگاه های افسری می شوند هدفی مقدس و متعالی دارند و بهترین جوانان جامعه ما هستند و باید تلاش کنند تا به دانش خود اضافه کرده و با هدف متعالی که به آن ها انگیزه ای مضاعف می دهد، به درجات عالی نظامی و اخلاقی برسند.

    وی ادامه داد: در بحث مقابله با ویروس منحوس کرونا، وظیفه سنگینی بر عهده داریم زیرا هم مسئول سلامتی خود و کارکنان خود هستیم و هم باید حداکثر امکانات و تجهیزات را برای کمک به آحاد مردم فراهم کنیم که در این زمینه نیروی هوایی همگام با تمامی نیروهای مسلح از ابتدای شیوع این ویروس درکنار مردم بوده است و بیمارستان بعثت نهاجا و هم چنین بیمارستان های شهرهای دیگر در اختیار بیماران قرار گرفته است و در بحث کمک های مومنانه نیز، نهاجا به قوت به کمک و مساعدت به مردم نیازمند ادامه می دهد.

    فرمانده نیروی هوایی خاطر نشان کرد: اقتدار نظامی یکی از مولفه های اصلی قدرت ملی است و امروز نیروی هوایی ارتش توان مقابله با هر نوع تهدیدی را دارد و هیچ ترس و واهمه ای از دشمنان نداریم و برای رسیدن به هدف متعالی که نابودی دشمنان اسلام است تلاش می کنیم.

     

    اخبار سیاسی |

  • سفرهای استانی قالیباف بی‌شک شائبه انتخاباتی دارد / نمایندگان مجلس به سفرهای شائبه‌دار قالیباف ورود کنند

    سفرهای استانی قالیباف بی‌شک شائبه انتخاباتی دارد / نمایندگان مجلس به سفرهای شائبه‌دار قالیباف ورود کنند

     

    سفرهای استانی قالیباف بی‌شک شائبه انتخاباتی دارد / نمایندگان مجلس به سفرهای شائبه‌دار قالیباف ورود کنند

     

    اعتمادآنلاین| به نظر می‌رسد محمدباقر قالیباف بعد از جلوس روی صندلی اول بهارستان و به یدک کشیدن عنوان پرطمطراق «رئیس مجلس» هم نتوانسته رویای ریاست‌جمهوری را از ذهن‌اش پاک کند‌. به همین دلیل این روزها به طور متوالی از این استان به آن استان می‌رود و در شرایطی که این سفرها را سفرهایی خدماتی در راستای حل مشکلات مردم عنوان می‌کند، بسیاری از سیاسیون دو جریان اصلی این اقدام رییس مجلس را اقدامی تبلیغاتی برای حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری سیزدهم قلمداد می‌کنند.

    حسین کنعانی‌مقدم، فعال سیاسی اصولگرا، در گفت‌وگو با اعتمادآنلاین در این‌باره اظهار داشت: حساسیت نمایندگان مجلس نسبت به چگونگی اجرای امور فی‌نفسه عمل خوبی است و می‌تواند به بهتر شدن امر نظارت کمک کند. با این حال سفرهای استانی آقای قالیباف به عنوان رئیس مجلس بی‌شک شائبه انتخاباتی دارد. به هر حال مجلس حدود ۲۹۰ نماینده دارد که هر یک از آنها می‌توانند امور مربوط به حوزه انتخابیه خود را زیر نظر بگیرند و ضرورتی برای سفر رئییس مجلس به استان های مختلف احساس نمی‌شود.

    دبیر کل حزب سبز در ادامه سخنانش گفت: آنچه واضح است و انکار نمی‌شود،‌ این است که سفرهای استانی قالیباف با انگیزه انتخاباتی انجام می‌شود. ایشان در حالی از مسئولیت قانونی بهره‌برداری انتخاباتی می‌کند که سایر رقبای احتمالی‌اش در انتخابات ۱۴۰۰ از چنین موقعیتی محروم هستند. پس به راحتی می‌توان اینطور نتیجه‌گیری کرد که رئیس مجلس باید به این سفرها خاتمه بدهد، تا عدالت کم‌رنگ نشود. همچنین رئیس مجلس باید به جای اینکه به فکر حضور در انتخابات سال آتی باشد، به امور مربوط به نمایندگی مردم در مجلس رسیدگی کند.

    او تصریح کرد: مجلس یازدهم کمی بیشتر از ۴ ماه است که شروع به کار کرده و تا همین امروز هم کلی لایحه و طرح بر زمین مانده‌اند و صفی طولانی از لوایح و طرح های نیمه‌کاره منتظر تعیین تکلیف هستند. به همین دلیل نمایندگان مجلس یازدهم باید به مساله سفرهای قالیباف ورود و از حق نمایندگی‌شان برای خاتمه دادن به این کار استفاده کنند.

    وی توضیح داد: اینکه رئیس مجلس کشور به این آشکاری به فکر انتخابات ریاست‌جمهوری باشد و به جای رتق و فتق وظایف نمایندگی کارهای انتخاباتی را در اولویت بداند، به خودی خود هم باعث کوتاهی در انجام وظیفه‌های قانونی و رسمی می‌شود. از سوی دیگر مردم هم به این ذهنیت می‌رسند که وقتی ما این همه مشکل داریم  و روز به روز سختی‌‌های بیشتری را به جان می‌خریم، رئیس مجلس به جای تلاش برای کاهش مشکلات، یک‌سال زودتر از روز انتخابات به فکر این است تا برنده شده و به در راس دولت جای بگیرد.

    حسین کنعانی‌مقدم در پایان گفت: کشور در شرایطی به استقبال انتخابات ۱۴۰۰ می‌رود که نارضایتی عمومی شدت گرفته است‌. حالا در چنین فضایی اگر مردم مسئولین را نسبت به مشقت‌های خود بی‌اهمیت ببیند، نه تنها برای رای دادن ترغیب نمی‌شوند‌ بلکه روز به روز بر تعداد  آنهایی که حضور در انتخابات را بی‌نتیجه می‌دانند،‌ افزوده خواهد شد.

    چکیده گفت‌وگو با حسین کنعانی‌مقدم

    -نمایندگان مجلس حوزه انتخابیه خودشان را زیر نظر بگیرند

    -سایر رقبای احتمالی‌ قالیباف در انتخابات ۱۴۰۰ از موقعیت سفرهای استانی محروم هستند

    -رئیس مجلس باید به این سفرها خاتمه بدهد، تا عدالت کم‌رنگ نشود

    -رئیس مجلس باید به به امور مربوط به نمایندگی مردم در مجلس رسیدگی کند

    -رئیس مجلس به جای تلاش برای کاهش مشکلات، یک‌سال زودتر از روز انتخابات به فکر این است تا در راس دولت جای بگیرد

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • آقای پناهیان حوزه علمیه ما را غصب کرده‌اند / حتی به حرف آقای رئیسی هم تمکین نمی‌کند

    آقای پناهیان حوزه علمیه ما را غصب کرده‌اند / حتی به حرف آقای رئیسی هم تمکین نمی‌کند

     

    آقای پناهیان حوزه علمیه ما را غصب کرده‌اند / حتی به حرف آقای رئیسی هم تمکین نمی‌کند

     

    اعتمادآنلاین| حجت‌الاسلام محمد اشرفی‌اصفهانی، رئیس سابق هیئت بدوی تخلفات نهاد ریاست‌جمهوری و موسس مسجد جامع امیرالمؤمنین در گفت‌وگویی درباره پناهیان گفت:

    مجموعه مسجد‌جامع امیرالمؤمنین از یک چادر شروع شد؛ در سال ۱۳۷۲ یک سوله زده شد و الان یک مجموعه کم‌نظیر در تهران است که من مؤسس و متولی آن هستم. اگر کسی بخواهد بدون رعایت مسائل شرعی، الهی، اخلاقی و فقهی از این کانال‌ها بگذرد، این از نظر من درست نیست و این ورود در مسائل خلاف شرع است. ا

    ینجا یک تپه خاک بود و این خاک را ما به یک مجموعه عظیم فرهنگی تبدیل کردیم. خط قرمز من، حوزه علمیه آن است که به نام پدر شهیدم است. این حوزه علمیه باید زیر نظر شخص من یا کسی که مورد اعتماد من است، اداره و مدیریت شود.

    جناب آقای پناهیان، به‌صورت ناخودآگاه در این مجموعه آمدند و چندین‌بار هم به ایشان تذکر دادیم.

    در جلساتی که ایشان و مدیر حوزه‌های علمیه تهران بودند، بارها گفتم که اینجا حوزه علمیه شهید محراب اشرفی‌اصفهانی است که خط قرمز من است و باید در اختیار من باشد.

    آقای پناهیان جایی را تحت عنوان «دارالحکمه» تأسیس کردند و از موقعیت و جایگاه حوزه ما استفاده کردند؛ یعنی در‌واقع ایشان مکان حوزه علمیه اشرفی‌اصفهانی را به‌عنوان مؤسسه دارالحکمه غصب کردند.

    از همه مراجع معظم تقلید قم به‌عنوان متولی شرعی دستخط دارم که آنها من را متولی شرعی می‌دانند.

    مقام معظم رهبری هم در سال ۹۰ که به کرمانشاه آمدند، بنده نامه‌ای خدمت ایشان نوشتم. آن موقع اوقاف می‌خواست حرکت‌هایی انجام دهد که من به ایشان منتقل کردم و ایشان بلافاصله با رئیس اوقاف آن زمان برخورد کرد و فرمودند: «مسجدی که آقای اشرفی به اعتبار خودش و پدرش ساخته، در کارهای آنها دخالت نکنید و فضا را در اختیار آنها قرار دهید» و مسئله حل شد.

    آقای پناهیان از این موقعیت مقداری سوءاستفاده کردند و در این فضا مانده‌اند و مکان را اشغال کردند. من بارها این مسئله را به رئیس حوزه‌های علمیه کشور، جناب آقای اعرافی، آقای بوشهری و آقای مقتدایی منعکس کردم که ایشان نباید اینجا بمانند.

    آقای پناهیان چندی پیش گفتند دوستانی دارم که به من کمک مالی می‌کنند و خود را با امام و مقام معظم رهبری مقایسه کردند که این حرف بسیار نامطلوبی بود. جناب آقای پناهیان که رفقایی دارند که می‌توانند میلیاردی به ایشان کمک کنند، فضایی را هر‌چه سریع‌تر پیدا کنند و دارالحکمه خود را تحت عنوان هر‌چه هست، به آنجا انتقال دهند.

    این فضا و مکانی که ایشان اشغال کرده‌اند، باید در اختیار من باشد.

    به آقای رئیسی، رئیس قوه قضائیه که از من خواسته بودند فضایی از آن را برای مؤسسه «الهادی» در اختیار ایشان قرار دهیم، قول داده بودم که چنانچه آقای پناهیان این فضا را خالی کند، تحویل آقای رئیسی بدهیم که متأسفانه ایشان همچنان این فضا را در اختیار خود گرفته است و حاضر نیستند موازین شرعی و اخلاقی را رعایت کنند. امیدواریم که ان‌شاءالله هرچه زودتر این مشکل ما با ایشان حل شود.

    منبع: شرق

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • ترور یک امام جمعه توسط منافقین / کیهان درباره مسعود رجوی چه نوشت

    ترور یک امام جمعه توسط منافقین / کیهان درباره مسعود رجوی چه نوشت

     

    ترور یک امام جمعه توسط منافقین / کیهان درباره مسعود رجوی چه نوشت

     

    تیر خلاص مردم ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و ایجاد یک حکومت سیاسی جدید برق طمع را آنچنان در چشمان مزدوران و گروهک هایی که با نام خلق در پی به چنگ آوردن قدرت برای تحت سلطه نگهداشتن رنج کشیدگان و مستضعفان ایران بودند، ایجاد کرد که وقتی به بن بست قانون و ساختار سیاسی آن برخورد کردند عزم خود را جزم کردند تا بیش از گذشته از بی راهه به امیال و اغراض دنیایی و قدرت سیاسی برسند.

    مارکسیستهای اسلامی این بار آستین ها را تا بازو بالا زدند و در لباس میش نارنجک و تسبیح با خود برداشتند و با قتل عام مردم تیشه به ریشه خود زدند. آنها سید محمدعلی قاضی طباطبایی، سید اسدالله مدنی، محمد صدوقی، سید عبدالحسین دستغیب و عطاءالله اشرفی اصفهانی، پنج امام جماعت و امام جمعه را در محراب نماز تکه تکه کردند.

    تناقض اغراض و اهداف مجاهدین خلق را منافق کرد

    گروهک مجاهدین خلق ملقب به منافقین که ۹ سال پس از تاسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) در سال ۱۳۴۴ متولد شد، از همان ابتدا با هدف مبارزه مسلحانه با رژیم پهلوی پا به عرصه سیاسی کشور گذاشت. پایه گذاران این گروهک تروریستی با ایدئولوژی حمله های پارتیزانی، به مبارزه با رژیم پرداختند. هر چند هسته اولیه تشکیل دهنده این سازمان که مسعود رجوی هم جوانترین آنان بود و توسط ساواک در ابتدای دهه ۱۳۵۰ دستگیر و متلاشی شد اما با خوش خدمتی های این جوان التقاطیِ مارکسیست که از یک طرف شعار اسلام و توده های مردم سر می داد ولی از طرف دیگر نقش تعیین کننده در دستگیری و اعدام هم مسلکانش داشت، توانست در جریان حوادث اواخر دهه ۱۳۵۰ و به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی از زندانهای پهلوی آزاد و ساختار سازمان را احیا کند و این بار به بهانه کنار گذاشته شدنش از انتخابات ریاست جمهوری و صد البته ساختار قدرت سیاسی جمهوری اسلامی با بی رحمی بیشتری به جان مردم و مسوولان کشورش افتاد.

    طبق اسناد به جا مانده از ساواک، ارتشبد نعمت‎الله نصیری رییس ساواک در نامه‌ای به واحد دادرسی ارتش شاهنشاهی، مسعود رجوی را از «همکاران» ساواک معرفی کرد که «در جریان تحقیقات، کمال همکاری را در معرفی اعضای گروه مکشوفه به‎عمل آورده و اطلاعاتی که در اختیار گذارده از هر جهت در روشن شدن وضعیت شبکه مزبور مؤثر و مفید بوده است». نصیری در ادامه همین نامه تأکید می‌کند که مسعود رجوی «پس از خاتمه تحقیقات نیز در داخل بازداشتگاه‌ها همکاری‌های صمیمانه‌ای با مأمورین به‎عمل آورده لذا به نظر ساواک استحقاق ارفاق و تخفیف در مجازات را دارد».

    روزنامه کیهان نیز در خبر اعدام چهار تن از اعضای گروه درباره مسعود رجوی نوشت: «چون در جریان تعقیب کمال همکاری را به‎عمل آورده و در زندان نیز با مأمورین همکاری نموده به فرمان مطاع مبارک شاهانه کیفر اعدام او با یک درجه تخفیف به زندان تبدیل گردیده است.»

    رجوی و هم‌فکرانش پس از آزادی از زندان اعضای آزاد شده و پراکنده گروه را به سرعت جمع و جور و «سازمان مجاهدین خلق ایران» را بار دیگر پایه‌گذاری کردند. شرایط سیاسی و امنیتیِ پس از پیروزی انقلاب اسلامی موجب شد منافقین علاوه بر تنش‌آفرینی و ایجاد آشوب بین گروه‌های سیاسی، به‌سرعت خانه‌های تیمی خود را آماده و مسلح کنند و به نام خلق درصدد حکومت بر خلق بر آمدند.

    تنشهای رجوی و دار و دستش در دوره ای که از سوی امام خمینی انقلاب فرهنگی نام گرفت، بیشتر شد و به زد و خوردها و قتل عام خیابانی مردم رسید. گذشته از آن منافقین با حمایت فکری و سیاسی از بنی‌صدر و اقداماتش نقش مؤثری در تحریک وی علیه انقلاب به خصوص نیروهای نظامی داشتند. علاوه بر این طرحها، منافقین در جبهه‌های جنگ نیز به ایجاد تفرقه بین نیروهای مردمی و نظامی مشغول بودند. این گروهک تروریستی نیروهایش را با ظاهر بسیجی و سپاهی و رزمنده به جبهه ها اعزام می کردند تا اخبار و اطلاعات نیروهای انقلابی را دریافت کنند، سلاح و تجهیزات مورد نیاز برای ترور مردم را تامین و اطلاعات به دست آمده را به رژیم بعث عراق مخابره کنند.

    با اوج گرفتن تنش‌های سیاسی در کشور و عزل بنی‌صدر از ریاست جمهوری و فرماندهی کل قوا، منافقین که از مدت‌ها قبل آماده جنگ مسلحانه با نظام اسلامی شده بودند، با اعلام شروع فاز مسلحانه علیه انقلاب در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ آشوب‌های مسلحانۀ زیادی را در نقاط مختلف کشور به‌وجود آوردند. ۳۰ ‌خرداد ۱۳۶۰ خانه‌های تیمی منافقین و اعضای منافقین مسؤولیت ترور و ایجاد آشوب در کشور را برعهده گرفتند و روزانه چندین عملیات تروریستی علیه مردم و انقلاب انجام دادند که در میان قربانیان این عملیات‌ها از رییس‌جمهور تا کودک شش ماهه برایشان فرقی نداشت.

    تلاش سه باره منافقین برای حذف فیزیکی اشرفی اصفهانی

    اگر چه آیت‌الله عطاءالله اشرفی اصفهانی، امام جمعه کرمانشاه در ۲۳ مهرماه ۱۳۶۱ توسط سازمان مجاهدین خلق ترور شد و به شهادت رسید اما براساس اسناد تاریخی، این اولین سوء صد منافقین به جان ایشان نبود.

    کتاب زندگی و مبارزات آیت‌الله شهید اشرفی اصفهانی به تفصیل در این باره توضیح داده است. در بخشی از این کتاب می خوانیم: «اولین سوء قصد به آیت‌الله در سال ۱۳۶۰ انجام شد. در ماه رجب ۱۴۰۰هجری قمری (سال ۱۳۵۸). خانه‌ ایشان و خانه‌های همسایگان به وسیله‌ بمب صوتی که نزدیک آن کار گذاشته شده بود به لرزه درآمد طوری که کلیه‌ شیشه‌های این خانه‌ها شکست البته آیت‌الله اشرفی اصفهانی به هنگام وقوع این حادثه به زیارت حضرت امام رضا(ع) مشرف شده بود.»

    این ترور را فردی به نام نریمان آذرافروز اهل روستای جان جمال از توابع شهرستان سنقر کلیایی انجام داد که بعدها شناسایی و به دار مجازات آویخته شد.

    دومین سوء‌قصد نافرجام در تیر ۱۳۶۰ اتفاق افتاد. بر اساس گزارش خبرنگار کیهان از کرمانشاه «ساعت ۱۲:۳۰ هنگامی که حاج‌آقا و یکی از محافظان ایشان قصد ورود به مسجد بروجردی را داشتند، سه مهاجم مسلح که خود را داخل پیکان زرد رنگ مقابل مسجد مخفی کرده بودند به آنان حمله ور شدند. آنان ابتدا قصد داشتند با کلاشینکف به امام جمعه کرمانشاه تیراندازی کنند ولی به علت گیر کردن گلوله در لوله‌ اسلحه، موفق به این کار نشدند. اما مهاجمان دست بردار نبودند و هنگام فرار یک نارنجک به سوی امام جمعه پرتاب کردند که بر اثر انفجار نارنجک یک زن شهید و پنج نفر مجروح شدند. به دنبال این حادثه، دو اتومبیل ژیان با ایجاد تصادف ساختگی راه را بستند و دقایقی بعد که پلیس و سپاه سر رسیدند، مهاجمان مسلح و سرنشینان دو اتومبیل ژیان از صحنه‌ حادثه گریختند.»

    اما منافقان کوردل تا ریختن زهر خود دست از برنامه ریز برای ترور موفق این عالم ربانی نکشیدند و بالاخره موفق شدند نیت شوم خود را در ظهر ۲۳ مهرماه ۱۳۶۱ در محراب نماز جمعه پیاده کنند.

    ننگ ابدی از آن کسانی که این شخص صالح که آزارش به موری نمی رسید را از ما گرفتند

    به محض منتشر شدن خبر ترور آیت‌الله اشرفی اصفهانی، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در جمع آحاد مردم در جماران طی سخنانی گفتند:«چه سعادتمندند آنان که عمری را در خدمت به اسلام و مسلمین بگذرانند، و در آخر عمر فانی به فیض عظیمی که دلباختگان به لقاء اللَّه آرزو می ‏کنند نایل آیند. چه سعادتمند و بلند اخترند آنان که در طول زندگانی خود کمر همت به تهذیب نفس و جهاد اکبر بسته، و پایان زندگانی خویش را در راه هدف الهی با سرافرازی به خیل شهدای در راه حق پیوستند. چه سعادتمند و پیروزند آنان که در نشیب و فرازها و پست و بلندی های حیات خویش به دامهای شیطانی و وسوسه ‏های نفسانی نیفتاده، و آخرین حجاب بین محبوب و خود را با محاسن غرق به خون خرق نموده و به قرارگاه مجاهدین فی سبیل اللَّه راه یافتند. چه سعادتمند و خوشبخت ‏اند آنان که به دنیا و زخارف آن پشت پا زده و عمری را به زهد و تقوا گذرانده و آخرین درجات سعادت را در محراب عبادت و در اقامه جمعه با دست یکی از منافقین و منحرفین شقی، فائز و به والاترین شهید محراب که به دست خیانتکار اشقی الاشقیا به ملأ اعلا شتافت، ملحق شدند.»

    ایشان ادامه دادند: «شهید عزیز محراب این جمعه ما از آن شخصیت هایی بود که این جانب یکی از ارادتمندان این شخص والا مقام بوده و هستم. این وجود پر برکت متعهد را قریب شصت سال است می‏ شناختم. مرحوم شهید بزرگوار حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا عطاء اللَّه اشرفی را در این مدت طولانی به صفای نفس و آرامش روح و اطمینان قلب و خالی از هواهای نفسانی و تارک هوی‏ و مطیع امر مولا و جامع علم مفید و عمل صالح می‏ شناسم، و در عین حال مجاهد و متعهد و قوی النفس بود. او در جبهه دفاع از حق از جمله اشخاصی بود که مایه دلگرمی جوانان مجاهد بود و از مصادیق بارز رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْه بود. و رفتن او ثلمه بر اسلام وارد کرد و جامعه روحانیت را سوگوار نمود. خداوند او را در زمره شهدای کربلا قرار دهد و لعنت و نفرین خود را بر قاتلان چنین مردانی نثار فرماید. ننگ ابدی بر آنان که یک چنین شخص صالحی را که آزارش به موری نرسیده بود از ملت ما گرفتند و خود را در پیشگاه خداوند متعال و در نزد ملت فداکار، منفورتر و جنایتکارتر از قبل معرفی کردند.»

    امام خمینی خاطرنشان کردند: «این بزرگوار مثل سایر شهدای عزیز ما به جوار رحمت حق پیوست، و ملت مجاهد و قوای مسلح سلحشور ما با عزمی راسخ تر به پیشبرد انقلاب ادامه می‏ دهند. و آنان که به ادعای واهی خود کوس طرفداری از خلق را می ‏زنند و با خلق خدا آن می ‏کنند که همه می ‏دانند، در این جنایت عظیم چه توجیهی دارند؟ و با به شهادت رساندن عالمی خدمتگزار و پیرمرد بزرگوار هشتاد ساله چه قدرتی کسب می ‏کنند و چه طرفی می ‏بندند؟ و آنان که در سوگ این جنایتکاران اشک تمساح می‏ ریزند و از جریان حکم خدا درباره آنان شکایت دارند، چه انگیزه‏ای دارند؟ آیا انتقام از جمهوری اسلامی به شهادت رساندن یک عالم پارساست، و به آتش کشیدن یک عده کودک و زن و مرد و توده ‏های رنجکش است؟! آیا راه به حکومت رسیدن و قدرت را به دست آوردن، این نحوه جنایات است؟!»

    ۲۷۲۷

     

    اخبار سیاسی | بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • سردبیر کیهان: شاید ترامپ تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به جهنم برود

    سردبیر کیهان: شاید ترامپ تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به جهنم برود

     

    سردبیر کیهان: شاید ترامپ تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به جهنم برود

     

    اعتمادآنلاین| حسین شریعتمداری در بخش‌هایی از سرمقاله روزنامه کیهان نوشت:

    روز جمعه دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا در مصاحبه با رادیو «راش لیمبو» ضمن تهدید ایران، از الفاظ بسیار زشت و رکیکی علیه کشورمان استفاده کرد و گفت: «ایران، این را می‌داند. آنها اخطار گرفته‌اند که اگر [… (الفاظ رکیک)] و کار بدی علیه ما انجام دهند، بلایی سرشان می‌آوریم که تا حالا سابقه نداشته است»! در این خصوص گفتنی است:

    * ترامپ می‌گوید اگر ایران دست به اقدامی بزند… یعنی از تهدید ایران به انتقام وحشت‌زده است. بنابراین تهدید او علی‌رغم ظاهر آن، نشانه وحشت از تهدید ایران است که از قاتلان شهید سلیمانی و ابو‌مهدی انتقام سختی خواهد گرفت و ترامپ می‌داند که تهدید ایران به انتقام برخلاف تهدیدهای آمریکا توخالی نیست.

    * فحاشی و ناسزا‌گویی ترامپ که با اعتراض مقامات و رسانه‌های آمریکایی و اروپایی نیز رو‌به‌رو شده است، از دست خالی آمریکا در مقابل ایران حکایت می‌کند. شرایط امروز آمریکا و بحران‌های شکننده‌ای که با آن رو‌به‌روست حتی برای مقامات ارشد و صاحبنظران و کارشناسان برجسته آمریکایی نیز قابل کتمان نیست و تقریباً تمامی آنها از حرکت آمریکا روی قوس نزولی خبر می‌دهند و افول آن را قطعی می‌دانند.

     * نزدیک به ۴۱ سال است که آمریکا و متحدان غربی و عبری و عربی آن از هیچ تلاشی برای مقابله با ایران اسلامی چشم نپوشیده و تمامی توان نظامی، سیاسی و اقتصادی خود را به میدان آورده‌اند و اگرچه این درگیری برای جمهوری اسلامی ایران نیز بی‌هزینه نبوده است ولی طی ۴۱ سال گذشته، همه‌روزه بر اقتدار ایران افزوده شده و توان و قدرت آمریکا با ضعف و کاهش رو‌به‌رو بوده است و به قول ریچارد ولف، اقتصاددان و استاد دانشگاه ماساچوست، آمریکا در مقابل ایران شکست خورده است ولی مقامات آمریکایی جرأت ندارند به این واقعیت اعتراف کنند.

    شریعتمداری سرمقاله خود را با اشاره به سالروز شهادت امام رضا (ع) به پایان رسانید:

    در فروردین ماه سال ۱۲۸۷ هجری شمسی، ارتش روسیه تزاری به مشهد مقدس حمله‌ور شده و بارگاه امام رضا علیه‌السلام را به توپ بستند و نزدیک به یکصد نفر از زائران حضرتش را به شهادت رسانده و شمار فراوانی را مجروح کردند. اشعار زیر را که به چند بیت آن اشاره می‌شود، سید اشرف‌الدین حسینی (مدیر نشریه نسیم شمال) در همان روزها خطاب به نیکلای، تزار روسیه سروده است؛

    دیشب به سرم باز هوای دگر افتاد
    در خواب مرا سوی خراسان گذر افتاد
    چشمم به ضریح شه والا گُهر افتاد
    این شعر همان لحظه مرا در نظر افتاد
    با آل علی هرکه درافتاد، ورافتاد
    کام و دهن از نام علی یافت حلاوت
    گل در چمن از نام علی یافت طراوت
    هرکس که به این سلسله بنمود عداوت
    در روز جزا جایگهش در سقر افتاد
    با آل علی هرکه درافتاد، ورافتاد
    هرکس که به این سلسله پاک جفا کرد
    بد کرد و نفهمید و غلط کرد و خطا کـرد
    دیدی که یزید از ستم و کینه چه‌ها کرد
    آخر به درک رفت و به روحش شرر افتاد
    با آل علی هرکه درافتاد، ورافتاد

    در فاصله کوتاهی پس از آن جنایت هولناک، نیکلای، تزار روسیه و ۷۰۰ نظامی روس که در گلوله‌باران حرم رضوی‌(ع) شرکت داشتند به طرز فجیعی به قتل رسیدند که ماجرای درس‌آموز و عبرت‌انگیزی دارد و البته بیرون از محدوده این وجیزه است که شاید در فرصتی دیگر و به مناسبتی دیگر به آن بپردازیم.

    و بالاخره چه می‌دانیم شاید ترامپ، قاتل سرداران شهیدمان حاج قاسم سلیمانی و ابو‌مهدی‌ المهندس قبل از انتخابات ریاست جمهوری پیش‌روی آمریکا به جهنم برود. خدا را چه دیده‌اید؟

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • پزشک سابق کاخ سفید: جو بایدن صلاحیت روانی برای ریاست‌جمهوری را ندارد

    پزشک سابق کاخ سفید: جو بایدن صلاحیت روانی برای ریاست‌جمهوری را ندارد

     

    پزشک سابق کاخ سفید: جو بایدن صلاحیت روانی برای ریاست‌جمهوری را ندارد

     

    اعتمادآنلاین| «رانی جکسون»، پزشک سابق کاخ سفید گفته که «جو بایدن»، نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا از صلاحیت روان‌شناختی لازم برای اداره امور آمریکا برخوردار نیست.

    جکسون که به تازگی برای ورود به کنگره نامزد هم شده با اشاره به افت توانمندی‌های شناختی (ذهنی) جو بایدن گفته که نظرش را صرفاً به عنوان یک «شهروند دغدغه‌مند» مطرح کرده و نه سیاستمداری که نامزد تصدی کرسی کنگره آمریکا است.

    او گفت: «من وقتی از منظر یک شهروند این کشور عملکرد جو بایدن در رقابت‌های انتخاباتی را بررسی می‌کنم می‌بینم که او از توانمندی‌های ذهنی و قابلیت‌های شناختی لازم برای به دست گرفتن سمت فرماندهی کل قوا و ریاست‌جمهوری کشور را ندارد.»

    جکسون اضافه کرد: «واقعاً فکر می‌کنم لازم است از او قبل از اینکه فرماندهی کل قوا را به دست بگیرد نوعی آزمون توانمندی‌های شناختی گرفته شود.»

    این پزشک سابق کاخ سفید در ادامه سخنانش تصریح کرد که اظهارات او به عنوان ارائه نوعی ارزیابی روان‌شناختی از جو بایدن نیست.

    پیش از این سلامت روانی «دونالد ترامپ» هم با تشکیک‌های جدی روبرو شده است. او از زمانی که در سال ۲۰۱۶ قصد خود برای ورود به رقابت‌های انتخاباتی را اعلام کرد مسئله‌ای بوده که همواره مورد سئوال بوده است.

    گروه زیادی از روان‌پزشکان در آمریکا بارها گفته‌اند که ترامپ به اختلال شخصیت خود شیفته یا اختلال شخصیت جامعه‌ستیز مبتلا است و از صلاحیت روانی لازم برای اداره امور ایالات متحده برخوردار نیست.

    منبع: فارس

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان