دسته: اخبار سیاسی

تحلیل اخبار سیاسی در تمام اقصی نقاط ایران و جهان و  ارائه خبرهای سیاسی روز

  • داوود فیرحی؛ در کشاکش فقه سیاسی و تجدد

    داوود فیرحی؛ در کشاکش فقه سیاسی و تجدد

     

    داوود فیرحی؛ در کشاکش فقه سیاسی و تجدد

     

    اعتمادآنلاین| داود فیرحی (۱۳۹۹-۱۳۴۳) استاد برجسته دانشگاه تهران و از عالمان دینی از میان ما رفت؛ رفتنی که آتش در دل‌ها نهاد و اندوه‌ها افزود. او رهروی نیک‌سرشت، پارسا، خردمند و جستجوگر بود. دوستی که مهربانی صفت ممتاز او بود. سیزدهم آبان دوستی خبر بیماری او را داد. دقایقی بعد پیامی برایش فرستادم: «دوست قدیم و صمیم» و آرزو کردم به زودی رفع کسالت شود و «تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد…» و «همواره تندرست و پویا باشید.» روزها در صبر و انتظار و امید گذشت تا بامداد بیست‌و‌یکم آبان ماه که خبر رسید او از قفسِ تن پر گشود و راهیِ سرای جاوید شد. فیرحی که بود، چگونه زیست، چه کرد و چه مسیری را پیمود؟

    ۱) در شخصیت فیرحی، جاذبه‌ای، اخگری و شعله‌ای بود که بی‌ریا و سخاوتمندانه بر دوست، آشنا و غریبه می‌تابید و به جان‌ها خرمی و گرمی می‌بخشید. او در کلام، رفتار و معاشرت، بی‌پیرایه بود، بی‌تکلف بود، مهربان بود و امیدوار بود. تجسم طهارتِ روحی را می‌توانستی در نگاه و سیمای او ببینی. آمیزه‌ای از نجابت، صداقت و فروتنی بود. گویی دعای او به استجابت رسیده بود که: «اللَّهُمَّ طَهِّرْنِی وَ طَهِّرْلِی قَلْبِی…» در دنیای پلشتِ زد‌وبندها، نان به نرخ روز خوردن‌ها، دورویی‌ها، سودجویی‌ها و فرصت‌طلبی‌ها، او تلاشگری بی‌ادعا و یک لاقبا بود که بی‌اعتنا به عجوزه سه‌سر و هزار دامادِ زر و زور و تزویر، راه خود می‌رفت و کار خود می‌کرد؛ کاری مسئولانه که در طرح‌های درسی و پژوهشی او سامان یافته است.

    ۲) فیرحی پژوهشگر سرچشمه‌ها بود. دین اسلام را با تمرکز به تاریخ صدر اسلام می‌کاوید و می‌پژوهید. دوران پیامبر، امام علی و امام حسین از منظر اجتماعی و سیاسی در کانون اسلام‌پژوهی و مطالعات تاریخی او، نوری به زوایای تاریک پاره‌ای از تحولات سیاسی صدر اسلام افکند. این روشنگری بسیار دقیق، سنجیده و آموزنده بود. فیرحی در تاریخ ایران نیز بیشتر به صدر مشروطه نظر داشت؛ یعنی دورانی که ایران گام در جهان مدرن نهاد. او در پژوهش‌های خود، اسناد و مدارک تاریخی این دوران را مبنا قرار داد و هوشمندانه از فراز دسته‌بندی‌های سیاست‌زده و حب‌و‌بغض‌های این و آن عبور کرد.

    داود فیرحی (۱۳۹۹-۱۳۴۳)

    فیرحی به شهادت آثارش دریافته بود که دو جریان اصلی جنبش مشروطه خواهی یعنی «مشروطه» و «مشروعه»، هر یک از کجا آغاز کرده‌اند و به کجا می‌روند. برای او آزادی، عدالت و حکومت قانون، سه بنیان اساسی بود. از این‌رو با دیدگاه‌های فضل‌الله نوری همفکر و همدل نبود. او در میان عالمان دینی، جریان اصیل، مترقی و پیشرو جنبش مشروطه‌خواهی را بیشتر در اندیشه‌های محمد کاظم خراسانی و محمدحسین غروی نائینی جستجو می‌کرد. تعلق خاطر او به نائینی به‌ویژه در کتاب آستانه تجدّد؛ در شرح تنبیه‌الامه و تنزیه‌المله(۱۳۹۴) مشاهده می‌شود. این دو جریان، پس از مشروطه در تاریخ ایران تداوم یافت تا به انقلاب ایران رسید. هنوز دو گرایش مشروطه و مشروعه با نام‌هایی دیگر در ایران معاصر تداوم دارد، با این تأکید که گرایش فکری فضل‌الله نوری در دورانی که با انقلاب در ایران آغاز شد، شکل نهادینه به خود گرفت. بنابراین، فیرحی که با اندیشه‌های مشروطه‌خواهیِ عالمان دینی همراهی داشت، کوشید منطق و برون‌دادهای این اندیشه‌ها را در پژوهش‌های خویش بررسی کند و در کتاب‌ها، مقاله‌ها و گفتارهای خود بازتاب دهد.

    فارغ از نگاه فیرحی به دو جریان یادشده، کارنامه فضل‌الله نوری در نظر و عمل به‌گونه‌ای است که انگار مخالفان او سراسیمه و شتاب‌زده و با نگاهی بهداشتی به نائینی و رساله او پناه می‌برند تا در جوار آن، امن و آسایش بیابند! اینکه نظریه فقهی نائینی می‌تواند زیربنای حکومت مبتنی بر دموکراسی باشد، به باور من برداشتی نادرست از رساله تنبیه‌الامه و تنزیه‌المله است. در این رساله، گرچه او از «حکومت مُقَیَّده» (در چارچوب قانون) در برابر «حکومت مطلقه» دفاع می کند، اما سررشته اصلی سه قوه مقننه، قضائیه و مجریه را بر مبنای نظریه فقهی خود به دست فقیهان داده است؛ موضوعی که معلوم نیست چرا اغلب در ایران نادیده گرفته می‌شود. نائینی آشکارا در غیبت امام دوازدهم، حکومت را از آنِ فقیهان به عنوان نائبان وی می‌داند. آنچه نائینی در نقد و رد «استبداد دینی» در رساله خود آورده است، به‌طور عمده ناظر به انتقادهای صریح او نسبت به افکار و عملکرد فضل‌الله نوری در همراهی، تشجیع و همکاری با محمدعلی شاه قاجار در سرکوب مشروطه‌خواهان با به‌کار بردن سلاح‌های گرم است. نفی استبداد دینی به‌ معنی باور نائینی به حاکمیت مردم و حکومت قانون نیست. درکتاب نواندیشان ایرانی کوشیده‌ام با استناد به متن رساله نائینی، نظریه او را که به‌طور مستقیم و یا براساس نیابت، بر امارت فقیهان استوار است نشان بدهم.

    بنابراین نمی‌توان آراء نوری و نائینی را درباره ارکان اصلی حکومت (تأکید می‌کنم: ارکان اصلی حکومت) از یکدیگر جدا کرد. این دو جویبار در نهایت به یک آب‌راه مشترک می‌پیوندد. بدین‌سان، فقه سیاسی فیرحی در بهترین حالت، برون‌داد نظریه فقهی نائینی است؛ نظریه‌ای که حساب آن از حاکمیت مردم و نظام حکومت مبتنی بر دموکراسی جدا است. آنچه از میراث علم فقه در امور اجتماعی و سیاسی به‌کار می‌آید آن است که در کنار قرارداد اجتماعی، سنت‌ها، قوانین موضوعه پیشین و تجربه قانون‌گذاری دیگر کشورها، به‌عنوان یکی از منابع قانون از آن بهره‌برداری شود.

    استبداد دینی به‌ معنی باور نائینی به حاکمیت مردم و حکومت قانون نیست. درکتاب نواندیشان ایرانی کوشیده‌ام با استناد به متن رساله نائینی، نظریه او را که به‌طور مستقیم و یا براساس نیابت، بر امارت فقیهان استوار است نشان بدهم

    ۳) فیرحی استاد و پژوهشگر اندیشه سیاسی بود. او گرچه سیاست و نهاد حکومت را در ایران به دقت زیر نظر داشت، اما به مناصب دولتی وارد نشد. باور من این است که او کار فکری و تأملات نظری را برگزیده بود، زیرا می‌اندیشید که ایران امروز هنوز راه خود را در نظریه دولت به درستی نپیموده است و تا هنگامی که این راه به منزلگاه اصلی خود نرسد، ایران سامان درستی نخواهد گرفت. چنانکه پیش از این آمد، تمرکز پروژه فکری فیرحی بر آزادی، عدالت و حکومت قانون بود؛ با این تأکید که فقه سیاسی در کانون تأملات او قرار داشت. چنین بود که به تعبیر سهراب سپهری، او «قطار سیاست» را می‌نگریست که «چه خالی» می‌رود. لابد همراه این قطار، نظریه دولت بود که فیرحی در آثار خود از منظر فقهی به زمینه‌ها و مقدمات آن پرداخت تا شاید در فرجام کار، «قطار روشنایی» به حرکت درآید.

    ۴) زیستگاه اصلی فیرحی دانشگاه بود، گرچه سالیانی در قم تحصیل و زندگی کرده بود و تا پایان عمر در این شهر اقامت داشت. او در قم با هم‌اندیشان حوزوی خود گِرد می‌آمد تا با هم بحث و گفت‌و‌گو کنند. این حلقه، هم محفل انس بود و هم محل پرسش‌ها، دغدغه‌ها و چاره‌جویی‌ها در امور دینی، فرهنگی و اجتماعی. فیرحی به موازات تدریس و کارهای پژوهشی، در عرصه عمومی ایران کنشگری فعال و پرتلاش بود. آثار او طی سه دهه گذشته به تدریج منتشر شد. او در صدها همایش، سخنرانی و گفت‌وگو، بهره‌هایی از پژوهش‌های خود را به جامعه عرضه کرد. بر این اساس، او به کار دانشگاهی اکتفا نکرد و آموخته‌ها و دریافت‌های خود را در عرصه عمومی از طریق نهادهای مدنی منتشر کرد تا به سهم خود در کوشش‌های آزادی‌خواهانه، عدالت‌طلبانه و شکل‌گیری حکومت قانون‌محور مشارکت کند. او از سویی در پی پالایش متون اسلامی و روشنگری دینی بود، از سوی دیگر به ایران امروز و فردا می‌اندیشید تا در فربهی درون‌مایه نظری اندیشه سیاسی در ایران سهیم شود. بر این اساس فیرحی بر پایه آثارش، تحول‌گرا و خواهان تغییر و اصلاح در ساختار نظام حکومتی ایران در فرآیندی تدریجی بود.

    ۵) فیرحی با پشتوانه‌های فقهی و سیاسی دوران اسلامی و مدرن که دارا بود، بر محور فقه سیاسی در باب حکومت به پژوهش پرداخت. او در این مسیر منزلگاه‌هایی را پیمود و دستاوردهایی را عرضه کرد. اکنون شایسته است اهل نظر و به‌ویژه دانشجویان این شخصیت علمی، در ادامه راهی که او گشود، با پژوهش‌های نو و نقادانه، منزلگاه‌های پیش‌رو را طی کنند، با این هدف که پشتوانه‌های نظری لازم در تدوین نظریه دولت، آن‌گونه که مقتضی دوران مدرن همراه با زیست اخلاقی و مؤمنانه است، برای ایرانیان فراهم آید.

    درگذشت این استاد اندیشمند و فرهیخته را به همسر محترم و فرزندان گرامی، دوستان، همکاران، جامعه علمی کشور و دانشجویان وی تسلیت می‌گویم. نام، یاد و آثار داود فیرحی در عرصه اندیشه، دین و سیاست ماندگار باد.

    منبع: مشق نو

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • میرسلیم آماده کاندیداتوری در انتخابات ۱۴۰۰ می‌شود؟

    میرسلیم آماده کاندیداتوری در انتخابات ۱۴۰۰ می‌شود؟

    میرسلیم آماده کاندیداتوری در انتخابات ۱۴۰۰ می‌شود؟

     

    اعتمادآنلاین| حمید رضا ترقی، فعال سیاسی اصولگرا، در رابطه با تصمیم حزب موتلفه برای حضور در انتخابات گفت: ما هنوز در زمینه ویژگی های دولت حزبی در حال بحث هستیم و نه بر مصداقی فکر کرده ایم و نه برنامه ای ریخته شده است. با توجه به این که برای ائتلاف در حال مذاکره با تشکل های دیگر و روحانیت هستیم هنوز برنامه مشخصی در این رابطه نهایی نشده و همچنین چیزی در خصوص حضور میرسلیم مطرح نشده است.

    او در رابطه با عملکرد مجلس یازدهم تا به امروز افزود: به نظر من در جامعه این برداشت وجود ندارد که از عملکرد مجلس راضی نباشند، ضمن اینکه اجرا در دست دولت است و مجلس فقط در نقش قانون گذار و ناظر است. مجلس در این دو حوزه تا اینجا عملکرد خوبی داشته و به دنبال پیگیری مطالبات مردم بوده و به نظر می رسد در چند ماه آینده می تواند؛ گام های موثرتری در این رابطه بردارد.

    او اضافه کرد: عوامل اعتماد سازی در جامعه از چند موضوع به دست می اید که در گام اول رسیدگی به مشکلات، نیازها و گرفتاری های مردم قرار دارد تا این گرفتاری ها برطرف نشده و مردم حس نکنند که مشکلاتشان برطرف شده و مورد توجه قرار گرفته اند، اعتماد محقق نمی شود. در موضوع اعتماد مهم این است که ما بتوانیم در حل مشکلات مردم و برای مطالبات آنها، گام هایی عملی برداریم و طبیعتا نقش اصلی در این مورد به خود دولت برمی گردد. طبیعتا وقتی مردم حس کنند، مدیران مشکلات را درک می کنند و حرف انها را می شوند و در جهت حل مشکلات آنها هستند، این اعتماد افزایش پیدا می کند.

    او اضافه کرد: مهمترین نقش مجلس این است که نشان بدهد در تذکر، پیگیری و در و پاسخگو کردن پیگیر و به دنبال حل مشکلات است. همچنین مجلس مشکلات و مسائل را با دقت بررسی کرده و برای حل آنها، راه حل ارائه بدهد. دنبال شدن این روند مردم را امیدوار می کند چون می بینند، جریانی سیاسی که گفتمان مورد نیاز مردم را دارد به مطالبات آنها توجه کرده و به این جریان، اعتماد می کنند.

    منبع: برنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • خطر اتمام ذخایر تست کرونا در سه هفته آینده وجود دارد / شوهای نمایشی رونمایی از طب سنتی برگزار می‌شود / چند روز دیگر هم سراغ رمل و اسطرلاب می‌روند

    خطر اتمام ذخایر تست کرونا در سه هفته آینده وجود دارد / شوهای نمایشی رونمایی از طب سنتی برگزار می‌شود / چند روز دیگر هم سراغ رمل و اسطرلاب می‌روند

     

    خطر اتمام ذخایر تست کرونا در سه هفته آینده وجود دارد / شوهای نمایشی رونمایی از طب سنتی برگزار می‌شود / چند روز دیگر هم سراغ رمل و اسطرلاب می‌روند

     

    اعتمادآنلاین| عباس عبدی، تحلیلگر مسائل سیاسی و اجتماعی در یادداشتی نوشت: استاد فیرحی هم از میان ما رفت و جامعه علمی کشور را متأثر نمود و این پرسش دوباره مطرح شد که چرا یکی از بهترین استادان در حوزه علوم اجتماعی خود را از دست دادیم؟ آن هم در اوج شکوفایی فکری که جامعه ما هر روز بیش از پیش بر اهمیت وجود چنین افرادی واقف می‌شود که به معنای واقعی، هم در حوزه‌های علمیه دستی دارند و هم در دانشگاه معتبرند.

      مرگ حق است، دیر یا زود گریبان همه ما را خواهد گرفت، هر فرد به طریقی. این حقیقتی است که هیچ گریزی از آن نیست. حتی می‌توان گفت که اگر بیش از اندازه عمر کنیم چه بسا از زندگی خسته شویم، و بسیارند افرادی که در هنگام پیری بیش از اندازه، صادقانه آرزوی مرگ می‌کنند. ولی مرگ در چنین سن و سالی با چنین جایگاه علمی و فکری آن هم در ایرانی که بیش از هر زمان دیگر به وجودشان نیاز است، موجب تأثر و تأسف است. تاکید کنم که جان همه افراد عزیز است و حفظ آن واجب است ولی از دست دادن افرادی چون استاد فیرحی و نیز بسیاری از کادرهای درمانی کشور پذیرفتنی نیست. فوت استاد فرصت و بهانه‌ای است که دوباره به نقد سیاست‌های مبارزه با کرونا پرداخته شود. این را می‌دانم که کرونا بلایی عالم‌گیر است. فقیر و غنی، توسعه‌یافته و در حال توسعه نمی‌شناسد و چه بسا توسعه‌یافته‌ها به عللی در خطر بیشتری از ابتلا هستند.

    ولی میزان مرگ و میر کشورها بر حسب سیاست‌های آنان در مواجهه با این اپیدمی فرق می‌کند. نحوه مقابله و جلوگیری از شیوع آن در کشورها متفاوت و تابع درک و فهم مدیریت اپیدمی است. اینجاست که پاسخگویی مسوولیت‌های رسمی در برابر این حد از شیوع و ابتلا معنا و ضرورت پیدا می‌کند. متاسفانه باید گفت که اگر میزان واقعی مرگ و میر را که دو و نیم برابر رقم رسمی است در نظر بگیریم در این صورت شاید ایران یکی از بالاترین شاخص‌ها را به نسبت جمعیت داشته باشد. از ابتدا هم گفته شد که در مبارزه با کرونا امکانات درمانی فقط یک مولفه از مولفه‌های گوناگون است. ولی به نظر می‌رسد که سیاست‌گذاری رسمی به جز این مولفه قادر به دیدن موثر مولفه‌های دیگر نیست. گویی همان‌گونه که می‌خواستند جنگ را از طریق امواج انسانی با پیروزی همراه کنند، اکنون هم با پزشکان و کادر درمان می‌خواهند به این جنگ خطرناک بروند. همان‌گونه که با کلاشینکف و آر.پی.جی می‌خواستند بجنگند، الان هم با امکانات دارویی و درمانی محدود قصد چنین کاری را دارند. علنا حتی چند گام به عقب رفته‌اند و حتی به طب! سنتی و شبه‌علم دخیل بسته‌اند تا با تولید و تجویز چند شربت که هیچ تایید علمی درباره اثر درمانی آنها داده نمی‌شود می‌خواهند غول کرونا را به زمین بزنند و جالب اینکه نابخردانه به کتاب قانون ابن‌سینا متوسل می‌شوند! و برنامه‌های نمایشی برگزار می‌کنند که معلوم نیست حامیان مالی و بهره‌مندان مالی آنان کیستند؟ در شرایطی که یکی از بالاترین نرخ‌های مرگ و میر ناشی از کرونا را در جهان داریم، به ترامپ طعنه می‌زنند که در مقابله با کویید۱۹ خوب عمل نکرده است!‌گیریم که چنین بود که اتفاقا هم‌ چنین بود، چه ربطی به وضعیت سیاست‌گذاری نادرست و حتی تاسف‌آور ما در ایران درباره کرونا دارد؟‌ای کاش جان مردم نیز به اندازه حساسیت‌های شخصی اهمیت داشت و تغییری مفید در وزارتخانه بهداشت و ستاد کرونا رخ می‌داد. هر چند سیاست‌گذاری درباره کرونا فراتر از این وزارتخانه است، ولی در عرصه مبارزه درمانی، اگر سربازان درمانی امید و علاقه‌ای به فرمانده خود نداشته باشند، چگونه حاضر به از خود گذشتگی می‌شوند؟ اکنون نیز لازم است یک نظرخواهی کلی و عمومی از کادر پزشکی کشور شود که تا چه حد نسبت به این فرماندهی ستاد بهداشت و درمان رضایت‌مندی دارند؟ ارزیابی‌های اجمالی نشان می‌دهد که نتایج باب میل آقایان نباشد.

    این روزها اخبار امیدوارکننده‌ای درباره تولید واکسن کووید-۱۹ به گوش می‌رسد. هر چند تا رسیدن به ایران و مردم ما، راه درازی در پیش است در نتیجه با وجود خبرهای امیدبخش، با این روندی که در وضعیت کرونا شاهدیم، ممکن است به‌زودی وارد وضع بحرانی‌تر شویم. اکنون آرام‌آرام در حال نزدیک شدن به تعداد رسمی فوت روزانه ۵۰۰ نفر هستیم که رقم واقعی آن حدود دو و نیم برابر است. این وضعیت در زمستان احتمالا بدتر هم خواهد شد. این خطر وجود دارد که ما همچنان درگیر کرونا باشیم و بسیاری از کشورهای دیگر ایمن شوند، در این صورت شاهد مهاجرتی گسترده و خروج سرمایه‌ای بزرگ خواهیم بود. بدتر از همه اینکه در حال از دست دادن توان و ظرفیت درمانی خود هستیم. کادر درمانی که در خط اول مبارزه است ولی هیچ نقش مهمی در سیاست‌گذاری کشور حتی در سیاست درمانی ندارند در حال فرسایش و خستگی است. امیدواریم که مجموعه سیاست‌های کشور و به‌ویژه وزارت بهداشت و درمان، به نحوی ترمیم و اصلاح شود که پایداری و تاب‌آوری کشور و جامعه را در برابر هر حادثه‌ای از جمله کرونا تقویت کند. اینچنین رها کردن مردم در برابر کرونا و پرداختن به امور نمایشی شبه‌علم طب سنتی در شأن جامعه و حق مردم ایران نیست. آقایان و خانم‌هایی که سردمدار این طب هستند در صورت ابتلا به کووید حتما چند بسته قرص‌های رمدسیور و فاویپیراویر اصل در جیب‌شان دارند و به بیمارستان می‌روند و پیشاپیش اتاق وی‌.ای.پی را هم برای‌شان رزرو کرده‌اند، بعد برای مردم نسخه شربت طب سنتی می‌نویسند همچنان که یمنی‌ها را با پوشش لنگ و خوردن نان خشک الگوی مقاومت ایرانی‌ها معرفی کردند در حالی که خودشان کنار کاخ سعدآباد در خانه‌های بزرگ متری صدمیلیون زندگی می‌کنند.

    متاسفانه در انجام پنج مرحله مبارزه با کرونا هنوز برنامه‌ قابل قبولی نداریم نه در شناسایی و نه در جداسازی و نه در درمان و پیگیری و ردیابی مبتلایان سرعت عمل نداریم و حتی خطر اتمام ذخایر تست کرونا در سه هفته آینده وجود دارد، و در پاسخ‌دهی تست‌ها نیز تاخیر دارند و حتی ترکیب ستاد مقابله با کرونا به علل شخصی جامع نیست، در چنین شرایطی شوهای نمایشی رونمایی از طب سنتی برگزار می‌شود و چندی نخواهد گذشت که ایده‌های رمل و اسطرلاب و وردنویسی را هم به پروتکل‌های درمانی رسمی اضافه کنند و آن را میراث فرهنگی ایران معرفی خواهند کرد. این رفتارها همگی به حساب سیاست‌گذاران نوشته خواهد شد. با ادامه این سیاست‌ها، همه شیرازه‌های این کتاب در حال پاره شدن است. این رفتار مشابه در سیاست جنگ و کرونا به‌ناچار به نتایج مشابهی ختم خواهد شد. البته و به احتمال قوی نتایج آن در این دفعه بدتر خواهد بود. ماه‌های پایانی جنگ را فراموش نکنیم. چند سال دیگر خاطرات این روزهای کرونایی را خواهند نوشت که بدتر از خاطرات کربلای۵ خواهد بود. ۳۲ سال از جنگ می‌گذرد در مدیریت بحران به اندازه ۳۲ روز پیشرفت نکرده‌ایم که پسرفت را شاهدیم.

    منبع: روزنامه اعتماد

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • نظامی‌ها فراجناحی باشند/برخی می‌خواهند در سایه مذاکره قهرمان شوند

    نظامی‌ها فراجناحی باشند/برخی می‌خواهند در سایه مذاکره قهرمان شوند

    نظامی‌ها فراجناحی باشند/برخی می‌خواهند در سایه مذاکره قهرمان شوند

     

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست-هادی رضایی، ساعت ۷:۳۰ دقیقه صبح قرار مصاحبه داشتیم. قرار مصاحبه ما در دفتر کارش در سازمان عقیدتی سیاسی ارتش بود. با خوشرویی و مهربانی پذیرای ما شد. طبق همان زمان مشخص شده، مصاحبه ما با حجت الاسلام عباس محمد حسنی رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش رأس ساعت آغاز شد. گفتگو را با یکی از چالشی ترین موضوعات یعنی دخالت نظامی‌ها در سیاست آغاز کردیم.

    او معتقد بود در قانون اساسی آمده نیروهای مسلح و ارتش جمهوری اسلامی ایران نباید در سیاست دخالت کنند و برای اینکه گرفتار سیاسی کاری نشوند باید مستقیم در مسیر رهبری و ولایت حرکت کنند چون این مسیر فرا جناحی و ملی است، بنابراین وقتی ارتش در مسیر امامت، ولایت و رهبری حرکت کند متعلق به همه مردم است و ضمن آگاهی از مسائل سیاسی در دام جناح خاصی نمی‌افتد.

    یکی دیگر از موضوعات مهمی که با رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش درباره آن صحبت کردیم بحث انتظار برخی برای رأی آوردن کاندیدای خاصی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بود که وی بر این نکته تاکید کرد که انصافاً قابل قبول نیست برخی دل به مذاکره با کسانی بستند که عزت ملت ایران را نمی‌خواهند و به منافع ملت ایران فکر نمی‌کنند. هر دوی آنها در یک هدف مشترک‌اند و راهبردشان براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران است.

    حجت الاسلام محمد حسنی در خصوص ضرورت داشتن بینش سیاسی برای کارکنان ارتش، گفت: ارتشی که بناست از حق و کشور اسلامی دفاع کند باید از بینش بالایی برخوردار باشد و سره را از ناسره تشخیص دهد، قدرت تحلیل داشته باشد که چرا باید بایستد، جان بدهد و تا آخر بماند.

    رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش در خصوص برگزاری رزمایش‌های ارتش گفت: ارتش بایستی همیشه آماده به رزم باشد و توان رزمی خود را به روز کند و برای این موضوع نیاز به تمرین و رزمایش و بازی جنگ است. بازی جنگ یعنی ما یک دشمن فرضی را در نظر می‌گیریم و محاسبه می‌کنیم که اگر دشمن به شکل‌های مختلف و از نقاط مختلف حمله کرد ما باید چه کنیم و خودمان را برای آن وضعیت آماده کنیم، تصویرهای مختلفی از حمله فرضی دشمن تهیه می‌شود و برابر آن ما دفاع خود را انجام می‌دهیم تا از نظر توان و آمادگی رزمی نیروها به روز بمانند.

    متن کامل گفتگوی تفصیلی مهر با حجت الاسلام محمدحسنی به شرح زیر است:

    مشروح این گفتگو به شرح زیر است:

    به نظر شما تشکیل سازمان عقیدتی سیاسی ارتش چه چیزی به ارتش افزود و ارتش با تأسیس این سازمان چه تفاوتی با گذشته پیدا کرد؟

    سازمان عقیدتی سیاسی ارتش وظیفه ارتقای معرفت و بالا بردن سطح معارف دینی را برعهده دارد

    کشور ما یک کشور اسلامی ست، ارتش ما هم یک ارتش اسلامی و مدافع ارزش‌های اسلام است، کسی که می‌خواهد از یک ارزش دفاع و پاسداری و در راستای آن جان نثاری کند می‌بایست کاملاً ارزش را بشناسد و در حقیقت سازمان عقیدتی سیاسی وظیفه ارتقای معرفت و بالا بردن سطح معارف دینی را برعهده دارد و این معارف هم فقط در معارف دینی خلاصه نمی‌شود، بلکه معارف ملی و میهنی را هم در بر می‌گیرد.

    در روایات ما، میهن دوستی را از نشانه‌های ایمان می‌دانیم. عقیدتی سیاسی خداباوری، عشق به مردم، عشق به ارزش‌ها را در میان کارکنان ارتش تبلیغ، تبیین، تقویت و نهادینه می‌کند. تا کسی در رابطه با اعتقادات خود از یک اراده آهنین برخوردار نباشد در روز خطر مقاومت لازم را از خود نشان نمی‌دهد، بنابراین سازمان عقیدتی سیاسی کارش تعمیق اعتقادات کارکنان ارتش در رابطه با مأموریت‌های دینی و ملی است و الحمدلله خانواده ارتش روز به روز معنوی‌تر و انقلابی‌تر و بالنده‌تر شده و می‌شود.

    به نظر شما داشتن بینش سیاسی برای نظامیان تا چه اندازه اهمیت دارد و سازمان شما در این خصوص چه کارهایی انجام می‌دهد؟

    ما اگر چشم سر نداشته باشیم نابینا می‌شویم و نمی‌توانیم راه را از چاه تشخیص دهیم، بیناdی است که به ما می‌گوید راه درست کدام است، ولی همه چیز را با چشم سر نمی‌توان دید، حقایق بسیار پیچیده‌تری در عالم وجود دارد که با چشم سر نمی‌توان دید بلکه با چشم دل می‌توان دید و نام آن بصیرت، آگاهی باطنی و قدرت تشخیص حق از باطل است. بنابراین اگر کسی بینایی داشته باشد اما بینش لازم در رابطه با تجزیه و تحلیل مسائل سیاسی اجتماعی نداشته باشد در روز خطر نمی‌تواند به درستی دوست را از دشمن تشخیص دهد.

    در جنگ صفین شخصی خدمت حضرت امیر المؤمنین آمد و عرض کرد؛ حیرانم، نمی دانم چه کنم هم شما نماز می‌خوانید هم سپاه معاویه، هم شما قرآن می‌خوانید هم آنان، هر دوی شما از خدا دم می زنید، بالاخره من باید چه کنم؟ حضرت امیر فرمودند: شما باید قدرت تحلیل خود را از حق و باطل بالا ببرید و بدانید هرکس نماز می‌خواند لزوماً طرفدار حق نیست، ایشان فرمودند: از ابتدای اسلام دو پرچم وجود داشت یک پرچم دست پیامبر و یک پرچم دست ابوسفیان بود و اینها در مقابل هم بودند و الان شما ببیند پرچم پیامبر در این دو جبهه کجاست، پس حق آنجاست و آن پرچم دست سپاه اسلام بود و آن فرد حق را از باطل تشخیص داد.

    ارتشی که بناست از حق و کشور اسلامی دفاع کند باید از بینش بالایی برخوردار باشد و سره را از ناسره تشخیص دهد

    ارتشی که بناست از حق و کشور اسلامی دفاع کند باید از بینش بالایی برخوردار باشد و سره را از ناسره تشخیص دهد، قدرت تحلیل داشته باشد که چرا باید بایستد، جان بدهد و تا آخر بماند و این تحلیل سیاسی درست از ضروریات هر رزمنده است و این در سایه کارهای بصیرت افزایی درست به دست می‌آید که مسئولیت این کار در ارتش جمهوری اسلامی به سازمان عقیدتی سیاسی واگذار شده است و ارتقا بخشیدن به توان تجزیه تحلیل درست مسائل سیاسی اجتماعی در ارتش به عهده سازمان عقیدتی سیاسی گذاشته شده است و این یک ضرورت است که بایستی همیشه به روز باشد.

    همانگونه که در مسائل نظامی باید مهارت‌ها به روز باشد، توان تحلیل مسائل هم باید به روز باشد به همین دلیل ما در سازمان عقیدتی سیاسی شبکه وسیع تبیان را داریم، هادیان سیاسی داریم که در مناسبت‌ها در سراسر ارتش جمهوری اسلامی ایران در قالب جلسات آگاه سازی سیاسی وارد عمل می‌شوند و موضوعات روز را با مخاطبان در میان می‌گذارند تا با آنچه که در داخل کشور، در منطقه و جهان می‌گذرد آشنا شوند تا بتوانند در بزنگاه‌های تاریخی تجزیه تحلیل و موضع گیری درستی داشته باشند.

    یکی از مسائلی که همیشه مورد بحث است ورود نظامیان به عرصه سیاسی است، نظر شما در این خصوص چیست؟

    سیاسی یا جناحی عمل کردن ارتش از لحاظ قانونی ممنوع و شرعا حرام است / ارتش نمی‌تواند خود را فدای جناح خاصی کند

    امامین انقلاب تکلیف شرعی و قانونی این مساله را برای ما روشن کرده‌اند که ارتش باید سیاست را بداند ولی در سیاست دخالت نکند چون در مسائل سیاسی بحث حزب و جناح وجود دارد، ارتش نمی‌تواند خود را فدای جناح خاصی کند. ارتش باید در خدمت کلیت کشور و منافع ملی باشد، زیرا دخالت در سیاست ارتش به این معناست که باید به یک سمت گرایش بیشتری پیدا کند که این با بودن در خدمت منافع ملی منافات دارد و از این جهت است که می‌گویند سیاسی یا جناحی عمل کردن ارتش از لحاظ قانونی ممنوع و شرعا حرام است. در سایر کشورها قانونا ممنوع است ولی در کشور ما دو نکته است منع قانونی و منع شرعی.

    اگر یک ارتشی، سپاهی و نظامی بخواهد جناحی عمل کند از مأموریت ذاتی خود انحراف پیدا می‌کند

    اگر یک ارتشی، سپاهی و نظامی بخواهد جناحی عمل کند از مأموریت ذاتی انحراف پیدا می‌کند و این حرام است، اما دانستن سیاست واجب است. آگاهی‌های سیاسی به معنای گرایش به جناح خاصی نیست اتفاقاً اگر آگاهی سیاسی نداشته باشد ناخود آگاه به یک جناح کشیده می‌شود، برای اینکه یک ارتشی گرفتار جناح‌ها و احزاب نشود بایستی همه جریان‌های سیاسی را بشناسد تا در اثر تبلیغات به جناح خاصی گرایش پیدا نکند، برای این کار ما دکترین داریم و دکترین ما خط ولایت است.

    در قانون اساسی آمده نیروهای مسلح و ارتش جمهوری اسلامی ایران نباید در سیاست دخالت کنند و برای اینکه گرفتار سیاسی کاری نشوند باید مستقیم در مسیر رهبری و ولایت حرکت کنند چون این مسیر فرا جناحی و ملی است، بنابراین وقتی ارتش در مسیر امامت، ولایت و رهبری حرکت کند متعلق به همه مردم است و ضمن آگاهی از مسائل سیاسی در دام جناح خاصی نمی‌افتد.

    در چهل سال دوم انقلاب اسلامی هستیم و مقام معظم رهبری بیانیه گام دوم را ارائه دادند. برنامه سازمان عقیدتی سیاسی ارتش برای تحقق مطالب این بیانیه چیست؟ و چه اقداماتی تا کنون در این رابطه صورت گرفته است؟

    چنانچه بیانیه گام دوم انقلاب به درستی اجرا شود قطار انقلاب مسیر خود را ادامه خواهد داد و به مقصد خواهد رسید

    خداوند متعال را شاکر هستیم که نعمت ولایت را به ما عطا فرمود که در هر مقطعی از انقلاب نقشه راه رسیدن به آرمان‌های انقلاب را پیش روی ما ترسیم می‌کنند. شاید هنوز هم قاطبه مردم با اهمیت بیانیه گام دوم آشنا نشده‌اند، این یک بیانیه عادی نیست، یک نقشه راه است که سلامت و صلابت انقلاب را در ادامه مسیر به سوی آرمان‌های بزرگ‌تر ترسیم می‌کند، البته باید برای مردم تشریح شود و بدانند این بیانیه چنانچه به درستی اجرا شود قطار انقلاب مسیر خود را ادامه خواهد داد و به مقصد خواهد رسید.

    سازمان عقیدتی سیاسی ارتش در این زمینه جز اولین سازمان‌هایی هست که پیشتازانه در ارتباط با تبیین، ترویج و در رابطه با پیاده سازی این بیانیه گام‌های خوبی برداشته‌است و در حال ادامه این مسیر هستیم. حرکت نخستین ما برگزاری یک همایش عالی بود، فراخوانی اعلام شد و نخبگان ارتش مقالاتی را برای ما ارسال کردند، این مقالات در قالب اولین همایش بیانیه گام دوم در سازمان عقیدتی سیاسی انجام شد.

    صاحبان مقالات برتر مقالات خود را ارائه کردند و پس از آن مجموعه مقالات تحت عنوان درآمدی بر بیانیه گام دوم چاپ شد و مورد استقبال بسیاری از سازمان‌ها قرار گرفت حتی تعدادی از سازمان‌های فرا ارتشی از ما درخواست ارسال این کتاب را داشتند. انصافاً کار فاخری در خصوص بیانیه گام دوم در ارتش صورت گرفته است علاوه بر این حدود ۲۰۰ هزار جلد از این بیانیه تهیه و در اختیار جامعه هدف مان قرار دادیم و از آن مسابقه برگزار کردیم و روزی نبوده که ما از آن غافل باشیم.

    از این رو برنامه ریزی شده است تا هر ساله این همایش برگزار شود و هر سال یک بعد از ابعاد این بیانیه مورد تحقیق قرار گیرد و دومین همایش هم باید برگزار می‌شد که به خاطر موج سوم شیوع کرونا به آینده موکول شد. این مسیر همانند یک رود در جریان است و تعطیل بردار نیست و ارتباط ما با بیانیه پیوسته برقرار خواهد بود تا ان‌شاالله بتوانیم تمام ابعاد این بیانیه را در میان مخاطبان ارتش جمهوری اسلامی ایران تبیین، تقویت و ترویج کنیم.

    در شهریور ماه شاهد برگزاری رزمایش ذوالفقار ۹۹ توسط ارتش بودیم، پیام این رزمایش در این برهه زمانی چیست؟

    ارتش بایستی همیشه آماده به رزم باشد و توان رزمی خود را به روز کند و برای این موضوع نیاز به تمرین و رزمایش و بازی جنگ است. بازی جنگ یعنی ما یک دشمن فرضی را در نظر می‌گیریم و محاسبه می‌کنیم که اگر دشمن به شکل‌های مختلف و از نقاط مختلف حمله کرد ما باید چه کنیم و خودمان را برای آن وضعیت آماده کنیم، تصویرهای مختلفی از حمله فرضی دشمن تهیه می‌شود و برابر آن ما دفاع خود را انجام می‌دهیم تا از نظر توان و آمادگی رزمی نیروها به روز بمانند.

    یک فلسفه رزمایش به روز رسانی توان و آمادگی رزمی نیروهای مسلح است، رزمایش معمولاً هم دارای فلسفه اند و هم دارای پیام، یک پیام به خودی‌ها و یک پیام به غیر خودی‌های منطقه‌ای و یک پیام به غیر خودی‌های فرامنطقه ای دارد. پیام این رزمایش برای خودی‌ها این است که به ملت اطمینان می‌دهد که نگران امنیت پایدارشان نباشند زیرا نیروهای دفاعی این مأموریت را انجام می‌دهد.

    امنیت جز ضروری‌ترین و اولین نیازهای یک ملت است. هر از گاهی بایست این اطمینان بخشی در مورد امنیت به روز رسانی شود که الحمدلله کشور ما به لطف خدا جز امن ترین نقطه منطقه و جهان است و این از برکت نیروهای مسلح توانمند ماست و این یک پیام داخلی ست. انصافاً بعد از هر رزمایش روحیه مردم بالاتر می‌رود و احساس می‌کنند که در برابر تجاوز دشمن سد محکمی دارند و به تعبیر قرآن بنیان مرصوصی در دفاع از آنها شکل گرفته است.

    پیام رزمایش برای برخی از همسایه‌های چموش این است که در صورت بی اعتنایی به همجواری مسالمت آمیز او با اقتدار سرخط آورده خواهد شد پیام منطقه‌ای رزمایش این است که به همسایه‌ها اعلام می‌کند ما قوی و مقتدر هستیم، توان روی پای خود ایستادن را داریم بنابر این برای برقراری امنیت هیچ نیازی به حضور اجانب در منطقه نیست و کشورهای همسایه می‌توانند با دست به دست هم دادن مانع حضور نا مشروع بیگانگان شوند. بنابر این باید هم افزایی کنیم تا بتوانیم کنار هم مسالمت آمیز زندگی کنیم بی آنکه محتاج دیگران باشیم و این در حقیقت پیام صلح و دوستی به کشورهای همسایه است، البته پیامی هم برای برخی از همسایه‌های چموش دارد و آن اینکه در صورت ناهماهنگی و بی اعتنایی به همجواری مسالمت آمیز او با اقتدار سرخط آورده خواهد شد.

    اما پیامش برای قدرت‌های فرا منطقه‌ای نا مشروع حاضر در منطقه این است که دیر یا زود بایستی دامن حضور نامشروع خود را از این منطقه برچینند، منطقه متعلق به ملت‌های منطقه و دولت‌های مشروع منطقه است و ما توان اداره منطقه را داریم و هیچ نیازی به وجود نامشروع آنها نیست اگر خودشان مسالمت آمیز رفتند که چه بهتر اگر نرفتند بدانند روزی که احساس تکلیف شود آنان از منطقه بیرون رانده خواهند شد.

    عده‌ای معتقدند آن طور که باید و شاید اطلاع رسانی‌های مربوط به وقایع جنگ برای مردم گفته نشده و یا اینکه این اطلاعات به صورت ناقص یا بعضاً وارونه انعکاس داده می‌شد؛ نظر شما در این رابطه چیست؟

    درست است که همه ابعاد دفاع مقدس برای مردم گفته نشده در این زمینه ما بدهکاریم و مردم طلبکار، اگر مردم همه مسائل مربوط به دفاع مقدس را بدانند احساس مسئولیت بیشتری پیدا می‌کنند و متوجه می‌شوند کسانی که در هشت سال دفاع مقدس غریبانه مظلومانه و در عین حال مقتدرانه ایستادند چه اسطوره و چه انسان‌های بزرگی بودند. بزرگی، ایثار، فداکاری رزمندگان ما کاملاً برای مردم روشن نشده و از همه مهم‌تر اینکه با چه مظلومیتی برای دفاع از شرف و ناموس و استقلال و تمامیت ارضی دفاع کردند.

    شبهه افکنی دشمن در خصوص دفاع مقدس برای این است که مردم را به نظام بدبین کنند

    خط شبهه افکنی که دشمن در خصوص دفاع مقدس در پیش گرفته برای این است که مردم را به نظام بدبین کنند، و اما در باره نپذیرفتن قطعنامه بعد از فتح خرمشهر باید عرض کنم اگر زمانی که ما خرمشهر را باز پس گرفتیم دشمن هم از همه سرزمین‌های ما تا صفر مرزی عقب نشینی می‌کرد و یک وجب از خاک ما در اختیار دشمن نمی‌ماند ممکن بود این انتقاد درست به نظر برسد، ای کاش وقتی خرمشهر را پس گرفتیم دشمن سر عقل می‌آمد و از همه خاک ما عقب نشینی می‌کرد و ما هم قطعنامه را می‌پذیرفتیم و به توافق می‌رسیدیم اما چنین چیزی نبود زیرا هنگامی که ما خرمشهر را پس گرفتیم بسیاری از سرزمین‌ها و شهرهای ما در اختیار دشمن بود و بسیاری از شهرهای ما در تیررس آتش دشمن بود. برابر مقررات جنگی کسی که سرزمینی دستش باشد در مذاکره دست برتر را دارد و تا امتیاز نگیرد تفاهم و آشتی صورت نمی‌گیرد.

    معنای پذیرش قطعنامه بعد از پیروزی خرمشهر این بود که ما باید می‌پذیرفتیم در حالی پشت میز مذاکره می‌نشستیم که بخش عظیمی از خاک کشورمان در دست دشمن متجاوز بود این یعنی پذیرش امتیاز دادن به دشمن که برای هیچ ایرانی با غیرتی قابل نبود، برادران عزیز نمی‌شد به متجاوزان پاداش داد، متجاوز باید تنبیه می‌شد. اگر ما آن روز متجاوز را بیرون نمی‌کردیم اینها به این نتیجه می‌رسیدند که از جای دیگر دوباره به ما حمله کنند و همین بلا را دوباره به سر ما بیاورند ولی مقاومت ملت ایران و نیروهای مسلح باعث شد هم صدام ادب شد و هم دیگرانی که مثل صدام هوس تجاوز به ایران را داشتند برای همیشه این هوس را از سر خود بیرون کنند.

    شبهه را می‌بایست شما اصحاب رسانه روشنگری کنید که بعد از فتح خرمشهر بخشی از خاک ما دست آنها بود و زمینه‌ای برای مذاکره وجود نداشت بنابراین باید جنگ را ادامه می‌دادیم تا متجاوز به نقطه صفر مرزی برگردد و اتفاقاً از زمانی قطعنامه پذیرفته شد که آنها اعلام کردند ما به مرزهای بین المللی بر می‌گردیم.

    مقام معظم رهبری در سخنان روز ۳۱ شهریور بر مقوله تحریف دفاع مقدس اشاره کردند. برنامه سازمان عقیدتی سیاسی برای جلوگیری و مقابله با این تحریف چیست؟ آیا برنامه مشترکی با سایر نیروهای مسلح دارید؟

    تمام مشکلات به وجود آمده در جهان اسلام به دلیل تحریف واقعیت ها ست

    موضوع تحریف موضوعی بسیار کلیدی ست که حضرت آقا به آن پرداختند. اگر ما تاریخ اسلام را بررسی کنیم تمام مشکلات به وجود آمده در جهان اسلام به خاطر تحریف‌هایی ست که رخ داده است. تحریف باعث شد اهل بیت ۱۴۰۰ سال از حق مسلم خود محروم شدند، در سایه تحریف امام حسین (ع) را به مقتل بردند و در سایه تحریف اهل بیت را به نام خارجی به اسارت بردند.

    تحریف وقتی باشد این مشکلات برای ملت به وجود می‌آید. در بحث دفاع مقدس دنبال تحریف هستند برای اینکه بگویند مقاومت ما اشتباه بوده و بگویند نیاز به شهید دادن نبوده است، برای اینکه این تحریف خدای ناخواسته به ثمر ننشیند باید واقعیت‌ها حتماً تبیین شود. ما هر سال در هفته دفاع مقدس به مناسبت‌های مختلف تبیین داریم. چون نسلی که جنگیده آرام، آرام جای خود را به نسل نو می‌دهد و ارتشی که جنگیده می‌داند که کارش درست بوده ولی این القای شبهات برای نسل جدید مردم و نیروهای مسلح باید تبیین شود و سازمان عقیدتی سیاسی گوشه‌ای از کار را در زمینه تبیین معارف جنگ را عهده دار است.

    معارف جنگ شهید صیاد شیرازی که بسیار حرکت آگاهی بخش و ارزشمندی است گوشه دیگر کار را به عهده گرفته، بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس هم یک گوشه کار را گرفته و بعضی جاهای دیگر هم این کار را انجام می‌دهند، اینها دست به دست هم می‌دهند در حقیقت یک نهضت تبیینی در ارتباط با ریشه‌های شروع تجاوز از طرف صدام و دلایل مقاومت ملت ایران و دلایل نپذیرفتن قطعنامه بعد از فتح خرمشهر و همه قضایای مربوط به جنگ به صورت وسیع تبیین انجام می‌شود و همچنان ادامه دارد و در آینده هم ادامه خواهد داشت.

    یکی از عرصه‌هایی که ارتش بسیار درخشیده عرصه مردم یاری و خدمت رساندن به مردم در سیل، زلزله و کرونا است، که مورد تأیید مقام معظم رهبری هم قرار گرفت و ایشان از کارکنان ارتش به این دلیل تقدیر کردند. نظر شما درباره این بعد فعالیت‌های ارتش چیست؟

    در قانون اساسی از ارتش ما به نام ارتش مکتبی و مردمی نام برده شده است، واقعاً وجود ارتش نعمتی آسمانی برای ملت است. ارتش بارها و بارها ثابت کرده از مردم، با مردم و برای مردم است. انسان در وجود خود جوهرهایی دارد تا زمینه‌اش پیدا نشود آن جوهر رخ نمائی نمی‌کند، مثلاً شجاعت یک جوهر است تا زمینه‌اش پیش نیاید همچنان پنهان می‌ماند، زمینه نمایش آن روزهای خطر بویژه دفاع است. چون در هشت سال دفاع مقدس زمینه‌اش پیدا شد و ارتش ما ثابت کرد جز شجاع‌ترین ارتش‌های دنیاست.

    مردمی بودن هم یکی از جوهرهای ذاتی ارتش است که زمینه نمایش آن در حوادث طبیعی مانند سیل، زلزله و مواردی از این دست است. شاید اگر سیل، زلزله، بیماری کرونا و یا حوادثی مثل سقوط هواپیما نبود ارتش دلیلی نداشت که نشان دهد مردمی است. در حادثه سیل ارتش قبل از ستاد بحران در گلستان حاضر بود چون زمینه‌اش به وجود آمد، جوهر مردمی بودن خود را در سیل گلستان و خوزستان را نشان داد. این تعبیر خود مردم ولایت مدار کرمانشاه است که گفتند؛ احساس کردیم ارتش با زلزله آنجا حضور پیدا کرد.

    ارتش در عرض چند ساعت خود را به منطقه زلزله زده رساند و اگر ارتش آنجا نبود تلفات در مناطق زلزله زده خیلی بیشتر می‌شد ولی در همان ساعات اولیه ارتش خود را رساند و نشان داد ارتش ما یک ارتش مردمی ست.

    بعد از پیام اخیر مقام معظم رهبری در بحث کرونا چه اقداماتی توسط ارتش صورت گرفته است؟

    ارتش در بحث کرونا با همه توان به میدان آمد. نیروی انسانی کارآمد و جان نثار ارتش، عاشقانه به سمت مبارزه با کرونا رفتند و در سطح بسیار وسیعی این کار را انجام دادند، شهرها را ضدعفونی کردند، بیمارستان‌ها را در اختیار بیماران گذاشتند، همه تجهیزاتی که داشتند به را میدان آوردند و خودشان به صورت ۲۴ ساعته به میدان آمدند، این علاوه بر مردمی بودن ارتش، ولایی بودم ارتش را می‌رساند، چون حضرت آقا به عنوان فرمانده معظم کل قوا وقتی دستوری صادر می‌کند، ارتش بدون درنگ و بدون بررسی چرایی فرمان صادره تمام تلاش خود را بر روی چگونگی اجرا می‌گذارد و این نشانه ولایت مداری ارتش است.

    برای ارتش جمهوری اسلامی ایران افتخاری است که هر زمان فرمانده معظم کل قوا فرمانی صادر می‌کند، در نقطه صد آن فرمان به اجرا در می‌آید. در هیچ کجای دنیا ارتشی نداریم که به اندازه ارتش جمهوری اسلامی ایران عاشق ملت باشد. ارتش ما به همان مقدار که عاشق دین است عاشق ملت دیندار هم هست. اکنون حضرت آقا به رئیس ستاد کل نیروهای مسلح سرلشگر باقری دستور دادند که ارتش هرچه در حوزه بهداشت و درمان در اختیار دارد در خدمت مردم به کار بگیرد و حقیقتاً کادر بهداشت و درمان ارتش با ظرفیت تمام در میدان حاضر شده و شهدایی در این راه تقدیم کرده که به روح آنها درود می‌فرستیم و به وجود با برکت کادر درمانی ارتش که مجاهدانه در این عرصه خدمت می‌کنند می‌بالیم.

    انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برگزار شد و این کشور هنوز درکشمکش دعوای ترامپ و بایدن است. شما به عنوان مسئول عقیدتی سیاسی ارتش این رقابت‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    رقابت‌های انتخاباتی بین دو کاندیدای طراز اول آمریکا بسیار غیراخلاقی و مفتضح بود

    رقابت‌های انتخاباتی بین دو کاندیدای طراز اول آمریکا بسیار غیراخلاقی و مفتضح بود و آمریکای بدون رتوش را به نمایش گذاشت، البته ما این مساله را در مورد سیاست مداران آمریکا و هیئت حاکمه آمریکا می‌دانیم و ملت آمریکا را هرگز چنین نمی‌پنداریم، اکثریت قریب به اتفاق ملت آمریکا هم مثل سایر ملت‌ها انسان‌های شریفی هستند، اما در بحث مسائل انتخاباتی آمریکای بداخلاق را به نمایش گذاشتند.

    سال‌ها دنبال این بودیم که بگوئیم سیاست مداران آمریکا ضد اخلاق و فقط به فکر منافع خود هستند و این مبارزات انتخاباتی بین این دو کاندیدا چهره واقعی غیراخلاقی سیاست مداران آمریکا را به نمایش گذاشت و کار ما را خیلی راحت کرد. خود مردم بهتر از ما می‌بینند و قضاوت می‌کنند

    چرا برخی اشخاص در کشور هنوز منتظر هستند که چه کسی در انتخابات آمریکا پیروز می‌شود؟

    اینکه چرا بعضی‌ها علاقه مندند کاندیدای خاصی برنده شود به گرایش‌های سیاسی شأن برمیگردد، متأسفانه برخلاف رهنمودهای فرمانده معظم کل قوا و رهنمودهای رهبر عظیم الشان انقلاب هنوز هم در داخل کسانی هستند که نگاه راهبردی شأن به بیرون و نگاه تاکتیکی شأن به درون است درحالیکه حضرت آقا عکس این را می‌فرمایند ما باید نگاه راهبردی مان درون زا باشد.

    کسانی که مایل هستند کاندیدای خاصی در آمریکا برنده شود همچنان امیدشان به مذاکره است

    باید بدانیم در این کشور هیچ چیز کم نداریم، زمین، آب، نیروی انسانی کارآمد فراوان داریم ولی نگاه به ظرفیت‌های درونی متأسفانه راهبردی نیست، حضرت آقا تمام تلاششان این است که این تغییر نگاه را در بعضی از مسئولین ایجاد کنند. کسانی که مایل هستند کاندیدای خاصی برنده شود برای این است که همچنان امیدشان به مذاکره است و می‌خواهند با نگاه به بیرون و در سایه مذاکره خودشان را قهرمان نشان دهند ولی مردم ما اینها را به عنوان قهرمان نپذیرفته و نخواهند پذیرفت.

    یکی از این کاندیداها از نظر اینکه یک قاتل بین المللی ست روشن است، قاتل انسان بزرگی همچون حاج قاسم سلیمانی. آنها رویشان نمی‌شود که با قاتل حاج قاسم سلیمانی پشت یک میز بنشینند دنبال این هستند کسی برنده این انتخابات شود که این محظور از میان برداشته شود و به خود اجازه دهند دوباره با آنها مذاکره کنند.

    مردم ما به هیچ وجه آمادگی مذاکره با قاتل حاج قاسم سلیمانی را ندارند

    مردم ما به هیچ وجه آمادگی مذاکره با قاتل حاج قاسم سلیمانی ندارند، بنابراین آنها می‌خواهند که قاتل حاج قاسم سلیمانی رأی نیاورد تا بتوانند با کسی که هنوز قاتل بودنش به فعلیت نرسیده به مذاکره بنشینند، در حالی که برای نخبگان و عقلای بصیر این کشور فرقی بین قاتل بالقوه و قاتل بالفعل وجود ندارد و هر دو غیر قابل اعتماد هستند. نباید ملت را معطل کسانی کنند که هم قاتل بزرگان ما بودند و هم در فکر قتل‌های دیگر هستند.

    انصافاً قابل قبول نیست برخی دل به مذاکره با کسانی بستند که عزت ملت ایران را نمی‌خواهند و به منافع ملت ایران فکر نمی‌کنند. هر دوی آنها در یک هدف مشترک‌اند و راهبردشان براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران است و فقط تاکتیک و سلیقه و روششان فرق می‌کند. برای ما هیچ تفاوتی بین این دو نفر نیست تنها راه این است که ما قوی باشیم تا هرکس که می‌آید نتواند به اهداف شوم خود علیه ملت شریف ایران برسد.

    در پایان اگر حرف ناگفته برای مردم دارید بفرمائید؟

    من به عنوان یک ایرانی عرض می‌کنم ما در یک امتحان بزرگ تاریخی قرار گرفته‌ایم و آن فشار حداکثری استکبار جهانی ست. دنیا در آینده قضاوت خواهد کرد که ملت ایران در یک چنین شرایطی به وظیفه عزت مندی خود به درستی عمل کرد یا نه. آیا دنیا در آینده بر ما مثل یاران امام حسین (ع) که تا آخر ایستادند حساب خواهند کرد و یا مثل مردم کوفه قضاوت خواهند کرد که متأسفانه تا آخر پای کار نایستاد. انتخاب با ماست.

    اعتقادم این است ملت شریف ایران هیچ گاه مسیر اهل کوفه آن روز را برنمی‌گزیند و در شرایط حاضر، مقاومت حداکثری را شیوه کار خود قرار می‌دهند که هم جز مطالبات قرآن و هم جز سیره امامان ماست، و هم جز مطالبات امامین انقلاب ماست. حضرت آقا با استفاده از آیه قرآن فرمودند: و العاقبه للمتقین. ما در این مقاومت در برابر فشار حداکثری پیروز میدان خواهیم بود و زمستان فشار حداکثری خواهد گذشت و روسیاهی آن به ذغال‌هایی خواهد ماند که شعار عدم مقاومت سر می‌دهند.

    امیدواریم خداوند متعال به احترام خون پاک شهدا و اخلاص و حق خواهی مردم هرچه سریع‌تر شکست را بر دشمن ما تحمیل و پیروزی را بر ملت ما عنایت فرماید.

     

    اخبار سیاسی |

  • رضا ضراب در خانه امن اف‌بی‌آی «سوت‌زنی» می‌کند

    رضا ضراب در خانه امن اف‌بی‌آی «سوت‌زنی» می‌کند

    رضا ضراب در خانه امن اف‌بی‌آی «سوت‌زنی» می‌کند

     

    اعتمادآنلاین| غلامحسین دوانی عضو برجسته جامعه حسابداران رسمی ایران، عضو انجمن حسابداران خبره آمریکا و از فعالان مبارزه با فساد در گفت‌وگویی درباره افشای فساد و «سوت‌زنی» می‌گوید:

    *پوشش مصونیت قضائی است که باعث شده در بسیاری موارد متهمان و حتی مجرمان اطلاعات محرمانه خود را برای محاکم و مأموران افشا کنند و علاوه بر آنکه در احکام آنها تخفیف قابل‌ملاحظه صادر می‌شود، در امنیت قضائی نیز قرار می‌گیرند.

    *افشاگر یا سوت‌زن یا به قول خودمان خبرچین به کسی گفته می‌شود که اطلاعات مستندی را از فعالیت‌ها و عملیات‌های خلاف قانون و فسادهایی مانند کلاهبرداری، تقلب، رشوه، پول‌شویی، سوءاستفاده از قدرت یا سوء‌مدیریت شخص یا اشخاصی را برای عموم یا مقامات دولتی افشا کند که با توجه به ‌اینکه برخی اطلاعات کشوری ممکن است جنبه امنیتی یا محرمانه داشته باشد، ما در عمل با دوگونه افشاگر مواجه می‌شویم: افشاگر قانونی که آن را سوت‌زن (whistleblower) می‌نامند و افشاگری (Leaker) که به‌طور غیرقانونی در رسانه‌ها یا شبکه‌های اجتماعی به این کار دست می‌زند. اگرچه در ادبیات سوت‌زنی گفته شده که اصطلاح سوت‌زن مسبوق به فعالیت پلیس‌های اسکاتلندیارد بوده که هنگام مشاهده یک فرد خلافکار برای هشدار به سایر پلیس‌ها در سوت خود می‌دمیدند و حضور یک خلافکار را در یک محدوده اعلام می‌کردند تا سایر پلیس‌ها در جریان یک عمل خلاف قرار بگیرند و هشیاری دستگیری شخص خاطی را داشته باشند

    *به‌استناد قانون فدرال حمایت از سوت‌زنان آمریکا، علاوه بر افشای فساد مالی و تقلب‌‌ها، تمام فعالیت‌های زیر که توسط هر شخصی انجام می‌شود یا شخصی سایرین را وادار به انجام آن کند، قابلیت افشاگری و سوت‌زنی دارد: هرگونه تبعیض غیرقانونی «براساس نژاد، رنگ، مذهب، جنسیت، ملیت، سن، معلولیت، وضعیت تأهل و گرایش سیاسی». در این رابطه جالب است بدانیم حتی در پرسشنامه‌های استخدامی، سؤال‌کردن از دین و مذهب نیز ممنوع اعلام شده است. خویشاوندگماری یا قومی‌گرایی «Nepotism »، اعمال تبعیض‌های شغلی، اجبار کارکنان به فعالیت سیاسی و هرگونه مجازات اشخاص افشاگر «سوت‌زن» ممنوع است.

    *تأکید می‌کنم در ایران کار از سوت‌زنی گذشته است با برخوردهای قضائی جدی و به دور از مسائل جناحی و سیاسی می‌توان امید به مبارزه با فساد داشت. ما باید از تجربیات جهانی موفق در این زمینه حتما استفاده کنیم و علاوه‌بر مصونیت جانی، مالی و اجتماعی سوت‌زنان با پرداخت بخشی ازمنابع بازیافته و جرائم متعلقه به افشاگران سیستم تشویقی را که بسیار ارزان‌تر و کارآمدتر از دستگاه دیوان‌سالاری بازرسی است، توسعه دهیم.

    *کشورهایی که انضباط مالی، شفاف‌سازی و حساب و کتاب حاکم است، افشا و افشاگری فعالیت‌های غیرقانونی و تخلفات به رفتار اجتماعی تبدیل شده است. به‌طوری‌که برای این عمل سازوکارهای خاصی پیش‌بینی و افشاگران در امنیت قضائی قرار می‌گیرند.

    *پوشش مصونیت قضائی است که باعث شده در بسیاری موارد متهمین و حتی مجرمان اطلاعات محرمانه خود را برای محاکم و مأموران افشا و علاوه‌بر آنکه در احکام آنها تخفیف قابل ملاحظه صادر شده در امنیت قضائی نیز قرار گرفته‌اند که نمونه بارز آن همکاری و افشاگری رضا ضراب با اف.‌بی.آی در افشای معاملات پولشویی و جادادن ایشان در خانه‌های امن پلیس امنیت در آمریکا و مختومه‌شدن پرونده او بود.

    *نمونه مشخص و معروف دیگر داستان آقای بریدلی بیرکنفلد (Bradley Birkenfeld) است. او کارمند بانک سوئیسی «UBS » بود. این بانک اساسا و همیشه مظنون به فعالیت‌های پولشویی بوده است. آقای بریدلی بیرکنفلد در همان زمانی که در بانک مشغول کار بود، به جرم همکاری با یک میلیاردر کالیفرنیایی برای فرار مالیاتی، به ۲,۵ سال زندان محکوم شد اما پس از آزادی کلیه اطلاعات پنهان خود را درباره نحوه کمک این بانک سوئیسی به ثروتمندان آمریکایی، برای دورزدن نظام مالیاتی آمریکا در اختیار سازمان مالیاتی آمریکا «IRS= Internal Revenue Service» قرارداد و از آنجا که سازمان مالیاتی آمریکا توانست مبلع ۷۸۰ میلیون دلار بابت تخلفات اثبات‌شده از بانک مزبور وصول کند، در سال ۲۰۱۲ حدود ۱۴ درصد جریمه مذکور یعنی معادل ۱۰۴ میلیون دلار به این مجرم آزاد‌شده بابت حق سوت‌زنی پرداخت کرد و ایشان به‌عنوان ثروتمندترین سوت‌زن تاریخ مشهور شد.

    *مردم به این نتیجه رسیده‌اند که در ایران شاید شیپور هم نتواند حجم فساد را افشا کند، چه رسد به سوت‌زنی. نگاهی به بازداشت‌های اطرافیان مسئولان کشور، از وزرایی که مدعی پدر یا مادر صنعت هم بوده‌اند تا معاون اجرائی سابق قوه قضائیه و برخی مدیران ارشد شبکه بانکی کشور، سیطره فساد و ابعاد آن نشان می‌دهد. بدیهی است چنانچه عزم ملی مقابله با فساد و تقلب وجود داشته باشد، در عصر جهانی‌شدن و پیچیدگی شبکه‌های فساد و جرائم سازمان‌یافته این ابزار مشابه همه کشورهای دنیا کارآمد خواهد شد. تجربه و آمار جهانی و تجربیات پلیس ایران هم مؤید این امر است که بسیاری فسادها عملا کشف نمی‌شوند بلکه لو می‌روند؛ چراکه فساد و تقلب عموما با تبانی و دسته‌بندی همراه هستند و کافی است یکی از زنجیره‌های این فساد لو رود تا کل آن افشا و برملا شود.

    منبع: شرق

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • ناگفته‌های «فرج‌الله چعب» سرکرده «حرکه النضال» و عامل جنایت اهواز

    ناگفته‌های «فرج‌الله چعب» سرکرده «حرکه النضال» و عامل جنایت اهواز

    ناگفته‌های «فرج‌الله چعب» سرکرده «حرکه النضال» و عامل جنایت اهواز

     

    اعتمادآنلاین| وزارت اطلاعات روز پنجشنبه در اطلاعیه‌ای اعلام کرد «فرج‌الله چعب» سرکرده گروهک تروریستی و تجزیه‌طلب «حرکه النضال العربی لتحریر الاحواز» عامل اصلی حمله تروریستی خونین ۳۱ شهریور ۹۷ اهواز توسط سربازان گمنام امام زمان(عج)، شناسایی و به دام افتاده است.

    در آن روز، هم‌زمان با سالگرد تجاوز عراق به ایران و آغاز هفته دفاع مقدس، مراسم رژه نیروهای مسلح در کشور در حال برگزاری بود که یک گروه تروریستی به مراسم رژه در منطقه لشکر ۹۲ زرهی اهواز حمله کرد. در این حادثه ۲۵ نفر از نیروهای نظامی و افراد غیرنظامی که به تماشای مراسم آمده بودند شهید و ۶۰ نفر دیگر زخمی شدند.

    ایسنا نوشته بود که تروریست‌ها لباس نظامی بر تن داشتند و تیراندازی از پشت جایگاه مخصوص مسئولان انجام شد و چند دقیقه ادامه داشت. گروهک تجزیه‌طلب «الاحوازیه» با ارسال پیامی در فضای مجازی و در گفت‌وگو با تلویزیون «ایران‌اینترنشنال» مسئولیت اقدام خرابکارانه در رژه نیروهای مسلح اهواز را برعهده گرفته بود.

    در اطلاعیه وزارت اطلاعات آمده: «با اقدامات تخصصی و ترکیبی سربازان گمنام امام زمان (عج)، فرج‌الله چعب سرکرده گروهک تجزیه‌طلب حرکه النضال شناسایی و دستگیر شد. سرکرده گروهک تجزیه‌طلب حرکه النضال در سال‌های اخیر قصد چندین عملیات بزرگ دیگر در تهران و خوزستان را داشت و اخیرا در حال برنامه‌ریزی برای هدایت عملیات تروریستی جدیدی بود که با اشراف اطلاعاتی سربازان گمنام امام زمان(عج) ناکام ماند».

    در ادامه این اطلاعیه آمده: «این گروهک که تحت حمایت مستقیم سرویس‌های اطلاعاتی عربستان و رژیم صهیونیستی قرار دارد؛ علی‌رغم صدور حکم بین‌المللی برای سرکردگان آن گروه، عملیات تروریستی در ایران را مدیریت می‌کرد. عامل اصلی حمله تروریستی خونین ۳۱ شهریور ۹۷ اهواز که اکنون در دستان وزارت اطلاعات قرار دارد، از دیگر عملیات تروریستی و خونین این گروهک نیز جزئیاتی بیان کرده است».

     ناگفته‌های گروهک تروریستی حرکه النضال

    ایسنا در گزارشی درباره این گروه تروریستی نوشته: تشکیلات تروریستی گروهک حرکه النضال العربی لتحریر الاحواز در سال ۱۳۷۶ با پوشش فعالیت‌های سیاسی، فرهنگی و در قالب یک حزب غیرقانونی و فاقد مجوز در ایران آغاز به کار کرده است. حبیب جبر نبگان سرکرده این گروهک تروریستی با همکاری سایر اعضای متواری به اروپا و آمریکا اعضای این گروهک را تشکیل دادند.

    هرچند اقدامات این گروهک از همان ابتدا بر پایه مقابله با جمهوری اسلامی ایران با هدف تحریک قومیت عرب و در نهایت تجزیه‌طلبی خوزستان برنامه‌ریزی شده بود؛ اما کمتر از هشت سال به تشکیل شاخه نظامی به نام کتائب محی‌الدین آل‌ناصر و انجام اقدامات تروریستی انجامید. بمب‌گذاری سال ۱۳۸۴ در اهواز حاصل تصمیم اعضای شورای مرکزی این گروهک در جلسات سرّی آنها بود. بمب‌گذاری فرمانداری اهواز، سازمان مسکن و شهرسازی، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، ساختمان مرکزی طرح توسعه نیشکر، سرقت مسلحانه از بانک صادرات اهواز، انفجار چاه‌های نفت و چندین خط لوله انتقال نفت، کشتار مردم بی‌دفاع و چندین عملیات تروریستی دیگر از جمله اقدامات شاخه نظامی حرکه النضال بود. شورای مرکزی این حزب با تولید و پخش سی‌دی و بیانیه‌های رسمی در استان خوزستان مسئولیت همه ترورها و اقدامات مسلحانه خود را پذیرفت و حتی برای تکرار اقدامات تروریستی تهدید کرد.

    سرکردگان این گروهک از کشورهای اروپایی و تحت حمایت آنان عناصر اصلی با اسامی مستعار به اقدامات تروریستی خود نظیر انفجار در بانک سامان اهواز، بمب‌گذاری در چندین نقطه از پارک ساحلی اهواز، حمله به نیروهای نظامی و انتظامی، حمله به اماکن و تأسیسات عمومی همچون عابربانک‌ها و مراکز خدمات شهری و ده‌ها جنایت دیگر ادامه می‌دهند.

    اقدامات تروریستی حرکه النضال در مجموع منجر به شهادت و مجروحیت بیش از ۴۵۰ نفر از هم‌وطنان بی‌گناه در خوزستان شد. حمله تروریستی به رژه نیروهای نظامی و انتظامی در ۳۱ شهریور سال ۱۳۹۷ در اهواز و کشتار بی‌رحمانه شهروندان مظلوم نیز از عملیات تروریستی حرکه النضال بوده که مسئولیت مستقیم آن را سخنگو و سرکردگان گروهک رسما بر‌عهده گرفتند.

    ۲۴ و ۲۵ بهمن سال ۱۳۹۷ ورشو پایتخت لهستان میزبان نشستی بود به نام صلح و امنیت در خاورمیانه که با هماهنگی آمریکایی‌ها برگزار شد، پمپئو وزیر خارجه آمریکا که با لابی‌های گسترده سعی در برگزاری این نشست داشت، می‌خواست اجلاس ورشو را به محلی برای اجماع جهانی علیه ایران تبدیل کند که البته موفق نشد. با این حال با حمایت مالی آمریکایی‌ها گروهک‌های مختلف ضد انقلاب با ترغیب و فراخوان آمریکایی‌ها خود را به ورشو رساندند تا حداقل بخشی از شوی تبلیغاتی آمریکا علیه ایران را تشکیل دهند.

    یکی از مسافران ورشو، حبیب فرج‌الله چعب از اعضای سرکرده گروهک تروریستی حرکه النضال بود. پلیس ایران با پیگیری از طریق اینترپل در سال ۱۳۸۶ شمسی و با استناد به فعالیت‌های تروریستی حرکه النضال و نقش حبیب فرج‌الله چعب در این عملیات‌ها وانتد قرمز را درخواست کرده که توسط پلیس اینترپل این حکم صادر شد و همین حکم بین‌المللی موجب شد تا زمانی که حبیب فرج‌الله چعب وارد فرودگاه ورشو شود، دستگیر شود.

    بعد از دستگیری این تروریست در لهستان، جمهوری اسلامی ایران براساس قوانین بین‌المللی که حق محاکمه قضائی فرج‌الله چعب را به ایران می‌داد، خواهان استرداد وی به ایران شد. هم‌زمان با درخواست ایران عربستان سعودی و آمریکایی‌ها نیز فشار‌های خود را به دولت لهستان برای جلوگیری از استرداد این مجرم به ایران آغاز کردند.

    حتی آمریکایی‌ها با مشارکت سعودی‌ها، دولت سوئد را به عنوان کشور میزبان حبیب فرج‌الله چعب مجبور کردند تا هیئتی را برای پیگیری وضعیت این تروریست به لهستان اعزام کنند. سرانجام با وجود ارسال مستندات غیر قابل خدشه از نقش حبیب فرج‌الله چعب در اقدامات تروریستی متعدد، دادگاه لهستان با فشار کشورهای آمریکا، سعودی و اسرائیل این تروریست را آزاد کرد».

     افشای  نام  همدستان

    حبیب فرج‌الله چعب پس از دستگیری توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) گفته «حبیب نبگان»، «یعقوب نیسی» و «عیسی سواری» نیز در عملیات تروریستی ۳۱ شهریور سال ۹۷ اهواز دست داشته‌اند. به گزارش خبرگزاری صداوسیما، او افزود: «سرقت از شرکت پیمانکاری و سرقت مسلحانه از بانک صادرات اهواز از جمله اقدامات ما بود.

    در همان زمان با سرویس اطلاعاتی عربستان، اقداماتمان را آغاز کردیم و جلسات متعددی با آنان داشتیم». فرج‌الله چعب عنوان کرد: «عملیات تروریستی را در شهرستان اهواز انجام دادیم. تلویزیون ایران‌اینترنشنال با پول‌های عربستان اداره می‌شود و فقط برای تأسیس آن ۳۰ میلیون یورو صرف شد». او در این مصاحبه اعلام کرد که به وسیله نیروهای وزارت اطلاعات دستگیر شده است.

    منبع: شرق

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • درخواستی از روسیه برای خرید S ۴۰۰ نداشتیم

    درخواستی از روسیه برای خرید S ۴۰۰ نداشتیم

    درخواستی از روسیه برای خرید S ۴۰۰ نداشتیم

     

    به گزارش خبرگزاری مهر، مهدی سنائی مشاور ارشد وزیر امور خارجه و سفیر سابق ایران در روسیه در گفتگویی درباره ادعای «ترامپ» مبنی بر تقلب در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، گفت: آنچه که از اخبار پیداست، اگر ادعاهای «ترامپ» و تیم او در همین حد باشد که مطرح شده خیلی مستنداتی ارائه نشده است؛ عمده جمهوری خواهان و اطرافیان «ترامپ» درصدد قانع کردن او هستند که با این واقعیت کنار بیاید.

    وی همچنین درباره همکاری‌های ایران و روسیه تصریح کرد: تقریباً همه دستور کارهای روابط ایران و روسیه فعال است، همین شراکت باعث شده از روسیه سامانه S۳۰۰ خریدیم. این مگر اتفاق کوچکی است؟ گاهی در جامعه گفته می‌شود S۴۰۰ به ما ندادند، در حالی که ما درخواستی از روسیه برای خرید S۴۰۰ نداشتیم؛ بنده در متن ماجرا بودم.

    سفیر سابق ایران در روسیه در خصوص شخصیت رئیس جمهور روسیه نیز گفت: «پوتین» نمادی از خود روسیه است. پوتین یکی از قدرتمندترین آدم‌های دنیا است ولی من احساس کردم اولاً رفتار او از سادگی و صمیمیتی هم برخوردار است.

    وی با بیان اینکه در اجلاس‌هایی که ما شرکت می‌کنیم یک ساعت سرپا می‌ایستد و با افراد مختلف صحبت می‌کند، اظهار داشت: تیم حفاظت او هم معلوم نیست کجاست؛ حفاظت دارد اما پیدا نیست.

    متن کامل گفتگوی «مهدی سنایی» سفیر سابق ایران در روسیه در برنامه دست خط  به این شرح است:

    نظر آقای سنائی درباره انتخابات آمریکا چیست؟ این انتخابات را چطور دیدید؟

    خوشحال هستیم از اینکه یک آدم عجیب و غریبی و آدم غیرمتعارفی از صحنه سیاست دنیا خارج شد، فرقی ندارد آمریکا یا جای دیگری باشد. ضمن اینکه دشمنی و خباثتی در او نسبت به ایران و مردم ایران وجود داشت. این سیاست فشار حداکثری که برگزید، سیاست ظالمانه‌ای بود. علاوه بر این، قاتل سردار شهید عزیز ما هست که افتخار کشور ایران بود و یکی از سمبل‌های مبارزه با تروریسم در منطقه و دنیا بود.

    واقعیت این است که ترامپ جان همه را به لب آورده بود. در اجلاس‌هایی که در روسیه برگزار می‌شد برخی از نخبگان آمریکایی و اساتید دانشگاه‌ها شرکت می‌کردند یک نوع احساس شرمندگی از رفتار و گفتار رئیس جمهورشان داشتند، ولی آنچه در آمریکا در هفته‌های اخیر به خصوص در پیش از انتخابات و زمان انتخابات و بعد از آن رخ داد، حکایت از مشکلات عمیقی در آمریکا دارد.

    من البته نه علاقه‌مند هستم شعارگونه با این موضوع برخورد کنیم و نه اینکه اعتقاد دارم که باید آن واقعیاتی را که در صحنه بین‌الملل رخ می‌دهد، چه در امریکا و چه در کشور دیگری رخ می‌دهد، نادیده گرفته شود. در سال ۱۹۷۰ میلادی یعنی ۵۰ سال پیش، یک نویسنده مخالف یا به شکلی دگراندیش در فضای شوروی به نام آن دری آمالریک بود. مقاله‌ای نوشت که آیا شوروی تا سال ۱۹۸۴ دوام خواهد داشت، آیا تا سال ۱۹۸۴ با ثبات خواهد بود یا خیر؟

    حدود دو ماه پیش یکی از اساتید دانشگاه جورج‌تاون آمریکا مقاله‌ای نوشت که سرنوشت آمریکا تا سال ۲۰۲۴ چه خواهد شد؟ بعد در ۵۰ سالگی مقاله آمالریک به مطلب او پرداخته و صحبت از شکاف‌هایی می‌کند که در جامعه آمریکا وجود دارد. در واقع به این اشاره می‌کند که آمریکا با چند بحران اصلی مواجه است؛ یکی بحث تبعیض نژادی است و حل و فصل نشده است. علاوه بر این، بحث توزیع ثروت حل نشده و بلکه تشدید شده است.

    الان مقالات زیادی نوشته می‌شود که بخش عمده ثروت آمریکا دست یک درصد جمعیت است و در حوزه مدیریتی، نظام سیاسی آمریکا دچار بحران نسلی است؛ در بین حزب دموکرات و جمهوری خواه، دو حزب اصلی، کمتر مدیر جوان و نیروی جوان دیده می‌شود.

    *یک نکته‌ای که در این انتخاب بوجود آمد و خیلی پررنگ شد قضیه متهم کردن همدیگر به تقلب و فساد بود. فکر می‌کنید در آینده ترامپ چه خواهد کرد؟ شکایتی خواهد کرد یا به جایی نخواهد رسید؟

    آنچه که از اخبار پیداست، اگر ادعاهای ترامپ و تیمش در همین حد باشد که مطرح شده و آقای جولیانی، وکیلش هم طرح کرد و توضیح داد، خیلی مستنداتی ارائه نشده است؛ عمده جمهوری خواهان، هم اطرافیان ترامپ درصدد قانع کردن او هستند که با این واقعیت کنار بیاید.

    *این طور گفته می‌شود روسیه علاقه مند بود ترامپ بماند و ادامه دهد. این تحلیل درست است؟ اگر درست است چرا؟

    انتخابات آمریکا از جمله تحولات و اتفاقاتی است که در معادلات بین المللی و منطقه‌ای با توجه به تصمیم‌گیری ها و تصمیم‌سازی هایی که دولت جدید آمریکا صورت می‌دهد، تعیین کننده است؛ از جمله آنها در روابط با روسیه است. طبیعتاً رئیس جمهور منتخب آمریکا مطلوب روسیه نبود. در روسیه هم به صورت سنتی جمهوریخواهان را ترجیح می‌دادند و با آنها راحت به تصمیم می‌رسیدند.

    هم اینکه جمهوری‌خواهان کمتر رویکرد مداخله در امور داخلی کشورها و بحث‌های حقوق بشری را دارند. علاوه بر این، باید اشاره کنیم به اینکه در دهه ۹۰ میلادی بعد از فروپاشی شوروی، باز دوره کلینکتون دوره فروپاشی شوروی و مشکلاتش بود و از طرف دیگر فشار و تحمیلی که از سوی آمریکا به دولت یلتسین می‌شد. خاطره خوشایندی از آن دوره در روسیه نیست، البته این را اشاره کنم که ترامپ در سال ۲۰۱۶ میلادی، یعنی ۴ سال پیش در انتخابات اول در روسیه مورد توجه بود. این بار قدری شاید هم روس‌ها احساس کردند از شانس کافی برخوردار نیست و هم بدلیل اینکه در دوره گذشته ادعاهای زیادی مطرح شد که روسیه در انتخابات آمریکا دخالت کرده و تحریم‌هایی بابت آن وضع شد و این تبدیل به دور باطلی شد که هر گونه تحرک را از ترامپ برای بهبود روابط روسیه و آمریکا گرفتند.

    به عبارت دیگر، ملاقات کوتاهی هم که شد، بعد از آن مجموعه تحریم‌های جدیدی وضع شد. شکل خنده‌داری روابط روسیه و آمریکا در ۴ سال گذشته پیدا کرد. اینکه می گویم شکل خنده‌داری پیدا کرد، چون ترامپ تلاش‌هایی می‌کرد برای اینکه روابطی را با روسیه برقرار کند. بعد از برگشت و ملاقات‌های کوتاهی با پوتین داشت، از طرف کنگره مورد فشار قرار می‌گیرد و یک پکیج تحریمی علیه روسیه وضع می‌شد.

    صحبت‌های آقای پوتین و مصاحبه‌ای که سه هفته پیش انجام داد، نشان می‌داد هم روسیه علاقه‌مند نیست که در انتخابات آمریکا دوباره متهم شود و ادعایی طرح شود و با احتیاط بیشتری برخورد می‌کند. ایشان اشاره‌ای به نقاط ضعف و قوت در دوره ترامپ در روابط روسیه و آمریکا کرد و بعد اشاره کرد که اگر دموکرات‌ها هم روی کار بیایند، به موضوعاتی اشاره کرد که می‌تواند بحث همکاری باشد از جمله به تجربه‌ای اشاره کرد که روسیه و شوروی در بخش اقتصاد سوسیالیستی دارند و یک نوع ایجاد برابری اقتصادی است.

    منتهی اظهاراتی که از بایدن وجود دارد اظهارات خوشایندی درباره روسیه نیست. ولی درباره برداشت خود نویسندگان، تحلیلگران و نویسندگان روسیه را در دو دیدگاه دیدم. یکی دیدگاهی است که احساس می‌کنند، این بن‌بست در روابط خطرناک است و باید روی یک حداقلی از موضوعات توافقی صورت گیرد که این را برخی از محافل که قدری خوش‌بین‌تر هستند و سیاست متمایل‌تری به همکاری به غرب در روسیه دارند، طرح می‌کنند؛ این دیدگاه در حاشیه است. اما عموم تحلیلگرانی که میانه یا نزدیک به کرملین در حوزه مستقل دیده‌ام، بعید می‌دانند اتفاق خاصی رخ دهد، اتفاق مثبتی در روابط روسیه و آمریکا رخ دهد.

    *در جایی از شما خواندم که اشاره کردید روسیه هیچ کاری جز اینکه منافع خودش را دنبال کند صورت نمی‌دهد و هیچ وقت برای ما دلسوزی نمی‌کند. در قضیه برجام اتفاقاتی که در دوره ترامپ افتاد که تعهداتش را نقض کرد و از برجام خارج شد، شاید قدری برخی این‌طور فکر کنند روسیه آنطور که باید وارد نشد و از روابط به خصوص پوتین با ترامپ، استفاده نکرد برای اینکه از این کار جلوگیری کند و کمک به جمهوری اسلامی ایران کند. آیا همان بحث منافع بود یا همان بحثی بود که اشاره کردید که قفل‌شدگی در داخل آمریکا است؟

    البته آن جملاتی که به آنها اشاره کردید یک بخشی از یک صحبت است. ما گاهی نفرت و گلایه‌ها و ناراحتی هایمان از رقبایمان بیش از حد لازم است و گاهی هم انتظارات ما از دوستان و شرکا، بیش از حد لازم است. این صحبت من ناظر به این است.

    اینکه ما توقع داشته باشیم، کشور دیگری چه روسیه و چه هر کشور دیگری، مشکلات ما را در حوزه بین الملل حل و فصل کند، این انتظار به جایی نیست. باید واقع‌بینانه نگاه کنیم، بیرون ز تو نیست آنچه در عالم است، از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی!

    یک نکته دیگر اشاره کنم که ما در برخی از جاها، برداشت‌هایمان از سیاست بین الملل اگر نگویم قرن نوزدهمی است، بلکه کامل جنگ سردی است. یعنی دنیا را تقسیم می‌کنیم و سعی می‌کنیم در آن تقسیم هم قضاوت کنیم و هم گله کنیم و هم این انتظارهایمان را تعریف کنیم. اعتقاد من این است که در حال حاضر اتحادی نداریم.

    یعنی بعد از دوره جنگ سرد، دو کشور متحد نداریم. الان ارمنستان متحد روسیه است، ولی تعریف دارد؛ دیدید که در بحث قره باغ روسیه موضع متوازنی گرفت و تعدیل به این کرد که ارمنستان و آذربایجان هر دو شریک من هستند. اروپا متحد آمریکاست، ولی چقدر علیه هم تعرفه وضع کردند و در سیاستگذاری ها متفاوت هستند. نمی‌توان گفت متحد هستند؛ متحد یعنی اینکه دو کشوری که طابقا یالنعل بالنعل سیاست‌هایشان بر هم منطبق است، اما کشور شریک به این معنا است که می‌توانید همکاری راهبردی هم داشته باشید. روسیه شریک بزرگ ما در منطقه و در دنیا است. تقریباً همه دستور کارهای روابط ایران و روسیه فعال است، منتهی با همه این احوال بنده اعتقاد دارم ما انتظاراتمان را از روسیه می‌توانیم تنظیم کنیم.

    همین شراکت باعث شده از روسیه سامانه S۳۰۰ خریدیم. این مگر اتفاق کوچکی است؟ گاهی در جامعه گفته می‌شود S۴۰۰ به ما ندادند، در حالی که ما درخواستی از روسیه برای خرید S۴۰۰ نداشتیم؛ بنده در متن ماجرا بودم. گفته می‌شود روسیه با قطعنامه‌های سازمان ملل همراهی کرد، بین سال ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۱ شمسی. خب این دقیقاً یک تائیدی بر نکته‌ای است که بیان کردم.

    اگر یک فضای ایران‌هراسی ایجاد شد، در سازمان ملل اهرمی نداشتید، در منطقه همه علیه شما فعالیت کردند، روسیه و چین نقش تعدیل‌کننده پیدا می‌کنند و دیگر وتو نمی‌کنند، ولی روابط که بهتر شد، سطح روابط که ارتقا یافت، قدری معادلات که تغییر شد، برای اولین بار در تاریخ روابط ما با روسیه، روسیه قطعنامه شورای امنیت علیه یمن را وتو کرد.

    در مورد برجام، روسیه همراهی خوبی در بحث برجام داشت و البته ابتدا طرف روس گمان نمی‌کرد به سرانجام برسد، اما وقتی شکل گرفت و به توافق نزدیک شد، اعتماد و اطمینان آنها بیشتر شد و همراهی خوبی داشتند. من از خاطرم نمی‌رود که رئیس جمهور روسیه، آقای پوتین، دستیابی ایران به توافقنامه برجام را تبریک گفت، بسیار بسیار تبریک صمیمانه ای گفت.

    ایشان به نکته‌ای اشاره کرد که بسیار حائز اهمیت بود و این یکی از رویکردهای اصلی من بود؛ چه در کار دانشگاهی که انجام می‌دادم و چه در دوره‌ای که سفیر در روسیه بودم. یکی از ناخوشایندترین عوامل در روابط ایران و روسیه نقش عامل سوم است. معمولاً غربی‌ها، چه در دهه ۹۰ میلادی و چه بعد از آن، با پیشنهاداتی سراغ روسیه آمدند تا با همکاری با ایران صرف نظر کند.

    در تبریک آقای پوتین این بود که این برجام باعث می‌شود نقش منفی عامل سوم در روابط ایران و روسیه کاهش یابد و این اتفاق بسیار مبارکی است. من اگر بخواهم منصفانه قضاوت کنم، به نظرم از همه کشورها در تحقق برجام که منتهی به رفع تحریم‌های ایران می‌شد، روسیه همکاری سازنده و پیشرویی داشت.

    *یک مطلبی در خبرها در حدود یک ماه پیش آمد که «پوتین» پیشنهادی داد که در قالب ۱+۵ ایران هم باشد و در مورد امنیت خلیج فارس صحبت شود که ایران نپذیرفته است. این خبر درست است؟

    ایران به صورت کلی از طرح روسیه استقبال کرد در عین حال طرح خودش را ارائه کرد. طرف روس هم گرایش مثبتی نشان داد که طرح ایران هم مورد بحث و بررسی قرار دهد. به نظرم سوءتفاهمی در تداخل اینها صورت گرفته بود، والا به صورت کلی ایران با روسیه درباره بحث امنیت خلیج فارس در حال مذاکره است.

    *در مورد فضای اقتصادی بین تهران و مسکو صحبت‌های زیادی دارید و تلاش‌های زیادی کرده بودید. خدا آقای اسدالله عسگراولادی را رحمت کند که در آن زمان فکر می‌کنم قصه بهم خوردن روابط بین ترکیه و روسیه سر آن هواپیما ایجاد شد که ظاهراً قضیه میوه‌جات هم … ایشان می‌گفت به ما گفتند ولی ما دو شرکت درست و حسابی که بتوانند بسته‌بندی خوب ارائه دهند و به کشور روسیه ارائه دهند، نداریم. ایشان تعبیر می‌کرد شرکتی که آبروی ما حفظ کند نداریم.

    ببینید در اقتصاد ایران و روسیه یک مشکلی وجود دارد که هر دو انرژی محور هستند. یعنی بخش قابل توجه درآمدهای روسیه با کشورهایی است که از آن انرژی و نفت و گاز میخرند؛ ایران هم همین طور است. بنده نه بعنوان کسی که آنجا سفیر بودم، بلکه بعنوان کارشناس از من سوال کنید، آیا پس زمینه‌ای برای گسترش روابط نیست؟ بنده می گویم این‌طور نیست.

    گاهی من دوستان اقتصادی و هیئت‌های تجاری که به روسیه می‌آمدند تشویق می‌کردم که همواره به مسکو نیایید و به جنوب روسیه بروید. این را در صحبت‌ها بیان می‌کردم که هدف را این قرار دهیم که در زمینه حضور تجاری در جنوب روسیه به ۱۰۰ سال پیش برسیم. ۱۰۰ سال پیش، قبل از انقلاب بولشوییکی و قبل از انقلاب کمونیستی، ما در عموم شهرهای جنوب روسیه سرکنسولگری داشتیم. الان در همه آنها یا در عموم آنها ساختمان سرکنسولگری ما پیداست که حالا بعد از اینکه شوروی شد و مرزها بسته شد، اینها تعطیل شدند.

    مسجدی به نام مسجد فارسی یا مسجد ایرانی دایر است، یعنی یک جمعیت قابل توجهی بودند که نیاز به مسجد داشته‌اند. مدرسه ایرانی در برخی از آنها است و کاروانسرای تجاری در برخی از آنها وجود دارد. نزدیک به ۹۰۰ تاجر از گیلان و مازندران فعالیت می‌کردند. برای اینکه این روابط در عرصه اقتصادی تحول یابد، سه محور را دنبال کردیم؛ یکی اینکه روابط انرژیک شود، یعنی در روابط ما و روسیه فروش انرژی انجام شود.

    یک اتفاقی که در اواخر دهه ۴۰ شمسی هم صورت گرفت که ایران به شوروی گاز می‌فروخت که دقیقاً به همین دلیل است که منابعی برای تامین پروژه‌ها تامین شود. دقیقاً از همان محل بود که ذوب آهن اصفهان ساخته شد، سد دشت مغان ساخته شده، دو نیروگاه حرارتی با کمک روس‌ها ساخته شده است. در این زمینه تلاش کردیم، قراردادی امضا شد، تا حدی اجرا شد و به نقطه ایده آل نرسید ولی تحرکی در این زمینه صورت گرفته است.

    یکی اینکه تجار ما همواره گلایه داشتند که تعرفه‌ها برای ایرانی‌ها بالاست و قدرت رقابت آنها کم است. امضای اسنادی را در دستور کار گذاشتیم که کمک به تسهیل این تجارت کند. این مجموعه که امضا شد، قانون سرمایه‌گذاری متقابل را که روس‌ها با ما امضا شد که در حضور دو رئیس جمهور امضا شد و بعد هم هیئت روسیه تصویب شد و امضا شد، روسای یکی از بانک‌های روسیه به من می‌گفت این را چراغ سبز از سمت بالا حساب می‌کنیم که با ایران کار کنید. این کار با ایران تشویق می‌شود.

    در همین فضا بود که آن اعتبار ۵ میلیاردی روسیه برای اجرای چند پروژه در ایران شکل گرفت و دو نیروگاه جدید هسته‌ای شروع به ساخت شد، راه آهن امضا شد. در بحث کاهش تعرفه‌ها هم بررسی‌های ما نشان می‌داد که روسیه هیچ تعرفه ویژه ای برای هیچ کشوری ندارد. ترک‌ها هم از تعرفه ویژه ای برخوردار نیستند. منتهی روسیه برای دو فضا تعرفه ویژه دارد؛ یکی برای CIS که کشورهای مشترک المنافع هستند و یکی هم چند سال است اتحادیه اقتصادی اوراسیا ایجاد شده که برای اتحادیه اقتصادی اوراسیا است.

    کشورهایی که از تعرفه پائین استفاده می‌کنند می‌روند در قزاقستان، آذربایجان، قرقیزستان، حتی در بلاروس کارها را تولید می‌کنند و از آنجا صادر می‌کنند. به این جمع‌بندی رسیدیم که بهترین راه برای کمک به شکل‌گیری روابط اقتصادی و تجاری، اتحادیه اقتصادی اوراسیا است که تازه شکل گرفته است.

    کار بسیار فشرده‌ای صورت گرفت، ولی نهایتاً ایران موافقتنامه ایجاد منطقه آزاد تجاری را امضا کرد؛ این تعبیری است به این معنا که توافقی برای استفاده از توافق‌های ترجیحی شکل می‌گیرد. الان ما به شکلی طرف همکار اتحادیه اقتصادی اوراسیا هستیم. در قالب این موافقتنامه، ۵۰۳ کالای ایرانی از تعرفه ترجیحی برخوردار شدند؛ درست کالاهایی که در آن تفاهم صادراتی داریم.

    در جمع بندی در پاسخ به سوال شما می‌خواهم بیان کنم الان از جهت اسناد، از جهت تسهیلاتی که باید زیرساخت‌ها داشته باشیم، چیزی که به ذهنم برسد که باید این کار هم صورت گیرد…

    *یعنی آماده است و فقط به لحاظ عملیاتی باید کار کرد.

    این را هم خیلی ورود کردیم؛ بیشتر مشکل در داخل کشور است. اینکه به چه شکلی باید حل شود، آن زمان که روسیه تحریم علیه ترکیه وضع کرد، خیلی فضای بیشتری برای حضور کالاهای ما فراهم شد. من به یاد دارم، یکی از بخش‌های سفارت واقعاً اتاق‌ها ساختمان پروتکلی که سفارت دارد، تبدیل به محل مذاکره تجار ایرانی و روسی شده بود. تقریباً از ۱۳ استان ایران، اتاق‌های بازرگانی را دعوت کردیم و صنف‌های مختلف را از تهران دعوت کردیم.

    آقای حجتی وزیر سابق کشاورزی، که توجه خوبی داشت چندین بار سفر کرد و طرف روس آماده برای امضای قرارداد بود. شاید برای شما جالب باشد که طرف روس که بخشی از شرکت زنجیره‌ای را تامین می‌کرد، طرفی می‌خواست که با او مذاکره کند. آن طرف چه کسی باید باشد؟ کسی که قرارداد سه ساله یا ۵ ساله برای تامین این حجم کالا ببندد؛ این شخص را در کشور نداریم!

    *چرا نداریم؟

    به یاد دارم آقای حجتی وزیر سابق کشاورزی را در سفارت روبروی خریداران گذاشتم. به من گفت، من وزیر کشاورزی هستم و خودم که صاحب این کالاها نیستم. اتفاقاً با جدیت این امر را دنبال می‌کرد. به تهران آمد و نشستی از صادرکنندگان ایرانی گذاشت و بعد به من گفت واقعاً صادرکننده‌ای که این ظرفیت را داشته باشد، تا تعهدات درازمدت بدهد و بتواند تامین کالا را تضمین کند، بین اینها به سختی می‌توانیم پیدا کنیم.

    ما کار اقتصادی و تجارت خارجی را خیلی ساده انگاشته‌ایم و ساده با آن برخورد کرده‌ایم. کریدور سبز گمرکی ایجاد شد و این اصلاً برای طرف ایرانی و تجار ما آرزو بود و این اتفاق مهمی بود. طرف روس به ما گفت که شرکت معرفی کنید، با طرف ایرانی صحبت کردیم و برخی مواقع شکل‌های خنده‌داری در عمل و موضوع پیدا می‌کرد. اینها را بیان می‌کنم برای اینکه باید به اینها توجه کنیم. چون کشور ما در عین حال کشوری است که دارای ظرفیت و پتانسیل است.

    این یعنی یک شرکت حمل و نقلی که هزار تا، ۵۰۰ تا، دو هزار تا کامیون دارد و طرف گمرک روسیه می‌شود، کاری که ترکیه کرد، گمرک روسیه که نمی‌تواند طرف ۵۰۰ راننده کامیون بشود. اینها هم گرفتار می‌شوند و زبان هم نمی‌دانند. ما متوجه شدیم شرکتی که ۵۰۰ کامیون و ۴۰۰ کامیون داشته باشد تا این مسئله را به آن بسپارند.

    گمرک بعد از پیگیری‌ها و جلسات زیادی که برگزار کردند یک لیستی نزدیک به ۴۰ شرکت داد که طرف روس مانده بود چطور با ۴۰ شرکت کار کند! شرکت‌های تجاری فعال در روسیه را لیست داده بودند در حالی که این کار خود شرکت نیست که کار حمل و نقل را انجام دهد.

    یک بخشی هم ساختار اقتصاد داخلی ماست. ما در قانون اساسی‌مان هر سه نوع اقتصاد اعم از اقتصاد دولتی، بخش خصوصی و هم تعاونی دیده شده است، ولی هیچیک را ه شکل موثر و به شکل کارآمد نداریم. بخش خصوصی قوی نداریم و باید این را بپذیریم. از سوی دیگر دل آدم می‌سوزد. شما در ایامی که برای واردات از ایران تلاش می‌کردیم و کسی به سختی پیدا می‌شد که قرارداد بندند، تجار هم هر کدام امکانی دارند و در حد امکان خود توان می‌کند و هر کسی در حد توان خود می‌تواند تعهد دهد، ولی اینکه چطور اینها کنار هم تجمیع شوند مسئله است.

    من نمی دانم درست شنیدم یا خیر ولی از قول یکی از مقامات استان مازندران و گیلان شنیدم که حدود ۵۰۰ هزار تن نارنگی و پرتقال اضافه در این دو استان وجود دارد که امکان صادرات دارد. خب این امکان کمی برای صادرات نیست ولی این نارنگی و پرتقال کجاست؟ هر چند جعبه در انبار یک خانه است.

    *آقای سنائی متولد چه سالی هستید؟

    من متولد سال ۱۳۴۷ هستم.

    *در نهاوند؟

    بله.

    *پدر چه کاره بودند؟

    پدرم در اصل، زمین کشاورزی داشتند و کشاورز بودند. بعداً در سال‌های در آستانه انقلاب اسلامی که ما بچه بودیم، یک مرغداری کوچکی در شهرستان نهاوند ساختند.

    *چند برادر و خواهر بودید؟

    ۸ خواهر و برادر هستیم، ۴ خواهر و ۴ برادر هستیم.

    *فقط شما دیپلمات شدید یا کس دیگری هم وزارت خارجه‌ای شده است؟

    نه، فقط بنده هستم.

    *چطور داماد آقای یونسی شدید؟

    خدمت شما عرض کنم که ارتباط خانواده ما با آقای یونسی پیش از انقلاب بود. منزل پدر من از جاهایی بود که روحانیون در ایامی که به نهاوند می‌آمدند مستقر شدند.

    *در ایام مبارزه با رژیم پهلوی؟

    بله. ایشان ارتباط نزدیکی با روحانیون انقلابی نهاوند داشت، اما اینکه این وصلت به چه شکلی اتفاقی افتاد، یکی از نقاط مشترک ما – واقعیت این است که در فضای ازدواج نبودم – پیشنهاد و توصیه کرد و بالاخره منجر به این وصلت شد.

    *مهریه چقدر بود؟

    مهریه ۱۴ سکه بهار آزادی بود.

    *خطبه عقد را چه کسی خوانده بود؟

    خدمت مقام معظم رهبری رفتیم و ایشان خطبه را خواندند.

    *در چه سالی بود؟

    پایان بهمن ۱۳۶۸ بود.

    *با حاج آقا یونسی چه می‌کنید؟ با هم اشتراک نظر دارید؟ چقدر اختلاف‌نظر دارید؟ اصلاً با هم بحث سیاسی می‌کنید یا خیر؟

    خب بله؛ به اصطلاح به جز این وصلت، به نحوی رفاقت و گفتگو هم به صورت طبیعی داریم. ایشان به خصوص این سال‌های اخیر که وقتشان آزادتر است، بسیار مطالعه می‌کنند و در این زمینه فعال هستند. بحث‌هایی که دنبال می‌کنند گاهی با هم گفتگو می‌کنیم، ولی در مجموع ایشان قدری دیدگاه‌های متفاوتی با ما دارند؛ معتقدند من از ایشان محافظه کارتر هستم.

    *برخی مواقع مواردی را در حوزه سیاست خارجی سفارش می‌کنید که دقت بیشتری کنید. یک مطلبی را عنوان کرده بودند که حاشیه‌دار شده بود. در مورد حضور ایران در منطقه، عراق و غیره که از قدیم ما بودیم. مطلبی آقای یونسی در این زمینه گفتند.

    بله، آن زمان من در مسکو بودم. اینکه بیان می‌کنم ایشان یا دوستان ما معتقدند من در مجموع اگر در تعاریف محافظه‌کارتر هستم، ایشان خیلی صریح صحبت می‌کند و معمولاً صحبت‌هایی که صریح بیان می‌شود گاهی ممکن است برداشت‌های متفاوتی داشته باشد.

    *ولی قیافه به شدت جدی دارند. من فکر می‌کنم ۲۰ سال پیش بود که من تازه خبرنگار شده بودم، ایشان وزیر اطلاعات بود. از تالار وزارت کشور بیرون آمد و من سوالی از ایشان پرسیدم، درباره پرونده جاسوسی بود. ایشان با سعه صدر پاسخ دادند. من هم در عنفوان جوانی بودم و سوال خودم را پرسیدم و یکباره ایشان خواست جواب بدهد به من نگاه کرد. من از اینکه نگاه پرجذبه او را دیدم، روی خود را برگرداندم و ادامه ندادم.

    (می‌خندد) تصویر وی در برخی از اذهان جدی است، اما مواضع او خیلی نرم است.

    من با او گفتگو و دوستی دارم، اما از جهت کاری فاز متفاوتی را دنبال کردیم؛ ایشان وقتی وزیر اطلاعات شد، از من دعوت کرد که مدیرکل حوزه وزارتی ایشان بشوم، آن موقع سال ۱۳۷۷ تازه ماموریت اول من در مسکو شروع شده بود.
    تهران آمده بودم که به من گفت. البته به وزیر حق هم داده می‌شود که فرد نزدیک به خودش را در این جایگاه بگذارد، اما از ایشان تشکر کردم و گفتم فضای کاری و مطالعاتی من چیز دیگری است.

    *اهل تفریح و ورزش هستید؟

    تفریح که نیاز همه انسان‌ها است، ولی کمتر تفریح داریم. واقعیت این است هم در این دوره ۶ ساله‌ای که در سفارت بودم، هم در دوره ۶ ساله قبلش که نماینده بودم یک کار بسیار فشرده و سنگینی است که همان مرخصی معمولی یک ماهه که در دنیا جاافتاده و معمول است، از آن هم نتوانستیم استفاده کنیم ولی ورزش انجام می‌دهم.

    با وجود همه کمی وقت، سعی کردم ورزش را حفظ کنم. از کوه رفتن بوده و در دوره مجلس فوتبال هم با آقایان نماینده بازی می‌کردیم. زانوی من هم قدری در آن فوتبال آسیب دید.

    *اهل سریال یا فیلم هستید؟

    بله. تا اندازه زیادی فیلم‌های داخلی و هم فیلم‌های خارجی را که اعتبار کسب می‌کنند، سعی می‌کنم ببینم. از فضای هنر دور نیستم.

    *الان سریال‌های تلویزیون را بعضاً می‌بینید؟

    همه را نمی‌توانم ولی سریال پایتخت را دنبال می‌کردم، ستایش را نتوانستم ببینم. برخی از سریال‌های شبکه خانگی را می‌بینم.

    * ۱۰ ساله بودید که انقلاب شد و کار انقلابی که نمی‌توانستید انجام دهید. خاطراتی از آن زمان دارید؟

    بله، واقعاً با اینکه من ۱۰ ساله بودم و برادر بزرگترم ۱۲ ساله بودند، خودآگاهی نسبت به وقوع انقلاب داشتیم. هم به این دلیل که پدرم ما را در جلسات می‌برد و یک اخلاقی دارند که بچه‌ها را مشارکت می‌دهند. این روحیه در یک خانواده در شهرستان خیلی قابل توجه است. پدرم ما را می‌برد به همین دلیل در سن نوجوانی، مدرسه راهنمائی بود عضو انجمن اسلامی شدیم. علت دوم هم این بود که در محافل و مساجد فعال بودیم؛ یعنی با وجود کمی سن، در فضای تحولات انقلاب بودیم.

    *پدر دستگیر شدند؟

    او دستگیر به این تعبیر که زندانی باشد خیر، ولی بارها احضار و چند ساعتی بازداشت بودند. این هم در خاطره کودکی ما مانده است که دم در خانه مامور بیاید و بارها ایشان احضار شد.

    *جبهه هم درک کردید؟

    بله. یکی از توفیقات من این بود که شاید نسل ما شاید هم کارها را خیلی زود شروع کردیم. از همان سنین نوجوانی هم جبهه رفتم.

    *چند ساله بودید؟

    چند بار جبهه رفتم که بین ۱۵ تا ۱۸ سال بود. ۱۳۶۲ در عملیات «والفجر دو» بودم که در حاج عمران تحول مهمی در زندگی من محسوب می‌شد. یکی از دوستان بسیار خوبم که قهرمان کشتی در استان همدان بود، ۱۱ تا تیر خورد. دو نوبت یک ماهه در تابستان در جزیره مجنون بودم؛ یکیش در عملیاتی بود که در شهریور سال ۱۳۶۵ انجام شد.

    *چطور به عرصه سیاست خارجی کشیده شدید؟

    اصلاً پیش از اینکه وارد دانشگاه بشوم، زبان انگلیسی و زبان عربی را فراگرفته بودم و این نشان می‌دهد علاقه به حوزه بین‌الملل داشتم. واقعیت این است که ورود من به عرصه روسیه و اوراسیا کاملاً اتفاقی بود. همزمان با استقرار جمهوری‌های آسیایی مرکزی و قفقاز شد. وزارت ارشاد هم اعزام‌هایی به این مناطق داشت. من یک دوره دو ماهه، بعد سه ماهه رفتم. بنابراین اینکه سفیر در روسیه شدم از دو ماهه در سال ۱۳۷۲ در ترکمنستان شروع شد.

    یک دوره سه ماهه هم در پایان سال ۱۳۷۲ در قرقیزستان داشتم.، یک دوره کوتاهی هم در ازبکستان بودم. دو سه ماموریت موقت بود و بعد رایزن فرهنگی شدم. آقای جنتی معاون بین الملل وزارت ارشاد و آقای دکتر لاریجانی وزیر ارشاد بود. آن زمان پرونده‌ای برای زبان‌دان ها تشکیل می‌دادند و ۳-۲ ماموریت به اینجا رفتم و بعد هر چه اصرار می‌کردم جای دیگری بروم، گفتند شما زبان روسی بلد هستید. به این اندازه‌ای که نیاز بود سعی کرده بودم فرابگیرم.

    بعد از آن هم در حوزه دانشگاهی منجر به این شد که گروه مطالعات روسیه را خداوند توفیق داد، در دانشگاه تهران تاسیس کردم. یک موسسه مطالعات ایران و اوراسیا را ایجاد کردم. احساس کردم در این حوزه خلاء وجود دارد و نیاز به تربیت کادر داریم.

    *از جمله افراد خاصی هستید که «پوتین» از شما دعوت می‌کند که در جلسات سالیانه یکی دو بار بعنوان روسیه‌شناس شرکت کنید. وزیر امور خارجه در جایی عنوان کردند که برای کشور افتخار است که یک فرد از این کشور آنجا دعوت شود.

    بله، آقای ظریف یکبار بیان کردند و آقای بروجردی هم در مجلس وقتی من در حال رفتن بودم، به این مسئله اشاره کردند.

    *چطور با «پوتین» رفیق شدید. ظاهراً با او رابطه خوبی دارید.

    به حسب همین رشته تخصصی و دنبال کردن این حوزه خاص وقتی گروه مطالعات روسیه را در دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران ایجاد کردیم، اظهار نظرهای من و مقالات من و مطالب من در این حوزه وجود داشته و وقتی حوزه خاصی را دنبال می‌کنید، این انباشت می‌شود؛ یعنی کارهای قبلی به کارهای بعدی کمک می‌کند و این تکرار شد.

    در این اجلاس آقای پوتین الان حضور دارند و حدود یک ساعت سخنرانی می‌کند، حدود دو ساعت بحث و گفتگو و سوال می‌کند که آخرین جلسه اوایل آبان ماه بود که من دعوت بودم. اتفاقاً در همین شرایط کرونایی دعوت حضوری هم کردند، یعنی بخشی از اجلاس حضوری بود. من احتیاط کردم و بخاطر فضای کرونایی انلاین شرکت کردم.

    سال‌های اول، آقای پوتین نهار به تعدادی از شرکت‌کنندگان می‌دادند و ما هم حدود ۲۵-۲۰ نفر آدم بودیم که سه ساعت و سه ساعت و نیم در زمان نهار گفتگو می‌کردیم. عموماً بنده جزو کسانی بودم که سوال طرح می‌کردم و پاسخ می‌گرفتم.

    *اگر بخواهید «پوتین» را با توجه به تجربیات خود و نشست‌هایی که با او داشتید تعریف کنید، چگونه شخصیتی تعریف می‌کنید؟

    می‌توان گفت آقای پوتین نمادی از خود روسیه است. پوتین یکی از قدرتمندترین آدم‌های دنیا است ولی من احساس کردم اولاً رفتار او از سادگی و صمیمیتی هم برخوردار است. در اجلاس‌هایی که ما شرکت می‌کنیم یک ساعت سرپا می‌ایستد و با افراد مختلف صحبت می‌کند. تیم حفاظت او هم معلوم نیست کجاست؛ حفاظت دارد ولی پیدا نیست.

    در ملاقات‌های متعددی که با برخی از مقامات کشور خودمان داشتیم، یک زمانی دیر کرده و یک زمانی مقام پائین‌تر از ایشان هم رفته و منتظر بوده است. در ملاقات‌هایی که داشتیم، ایشان رئیس جمهور است و با وزیر ما روی یک میز و روبروی وزیر ما می‌نشیند.

    یکی از مشکلاتی که ما داریم، این است که درگیر تشریفات و پروتکل و صورت موضوعات هستیم. اگر بخواهم ذهن شما را به مفهومی که بیان می‌کنم، تقریب کنم، آقای پوتین وقتی روی کار آمد، سرود ملی روسیه را داد عوض کردند؛ آهنگ زمان شوروی را برگرداندند و یک متن جدید برای آن نوشتند. این خود شخصیت آقای پوتین است و روسیه‌ای که آقای پوتین می‌خواست و می‌خواهد.

    آهنگ شوروی که صلابت و اقتدار را دارد. به این دلیل در تمام ۲۰ سال گذشته ایده حفظ یک قدرت برتر را، یکی از مولفه‌های اصلی سیاست خارجی روسیه می‌بینید. ولی متن جدید نوشتند و آقای پوتین در توضیح این متن گفت هر روسی که از فروپاشیدن شوروی غمگین نشده باشد، معلوم است احساس ندارد و اگر خواستار احیای شوروی باشد، معلوم است از خرد کافی برخوردار نیست!

    برای همین هم با همه گفتگو می‌کند. الان نگاه کنید پرهیز نمی‌کند از اینکه برای هر دلیلی با اروپا و امریکا مذاکره کند، برای شریک خودش سهم قائل است. اهل معامله و اهل تصمیم‌گیری است. اولین باری که در این اجلاس شرکت کرده بودم، ایشان وسط جلسه دو بار بیرون رفت و برگشت، گفت تلفن دارم. دفعه دوم که برگشت عذرخواهی کرد و گفت بحث لوله انتقال انرژی است که با رهبر یکی از کشورها صحبت می‌کردم. حالا من نمی‌خواهم نام ببرم، ولی می‌گفت من خیلی از این آدم خوشم می‌آید که تصمیم می‌گیرد و عمل می‌کند. من به این خاطر به احترام او بلند می‌شوم و از جلسه بیرون می‌روم تا جواب تلفن او را بدهم چون با او توافق می‌کنید عمل می‌کند.

    ببینید، ما هم اگر همه توافقاتی که کردیم، اگر همه اسنادی که با روسیه امضا کردیم، اگر همه آنچه در مذاکرات و گفتگوهای مسئولین ارشد با آقای پوتین انجام شده، عمل می‌شد خیلی پیش‌تر از این در روابط بودیم. یکی از مشکلات این است که نظام اجرائی در کشور ما، خروجی‌اش فاصله زیادی به توافقات دارد.

    *این موضوعی که درباره بیماری وی گفتند هم تکذیب شد. درست است؟

    بله، تکذیب شد. من نمی دانم خاستگاهش هم چیست. ظاهراً روزنامه‌ای که طرح کرده روزنامه‌ای است که خبرهای زرد منتشر می‌کند.

    *بله، در دیدارهای مختلفی بعنوان سفیر و مقام مسئول حضور داشتید. اما دو جا را می‌خواهم ویژه برای ما تعریف کنید. یکی دیداری که با رهبر معظم انقلاب داشتند که شما حضور داشتید و دیگری هم دیدار حاج قاسم سلیمانی که به مسکو آمدند.

    در مورد دیدار مقام معظم رهبری که هر سه نوبتی که آمدند، خدمت ایشان رفتیم و دیدار داشتند، من فکر می‌کنم دو ویژگی این دیدارها داشته است؛ یکی اینکه بسیار صمیمانه و در فضای دوستانه انجام شد و خاطرم هست در دیدار اول چون اجلاس کشورهای صادرکننده گاز هم در محل سالن سران باید برگزار می‌شد، آقای پوتین باید به آنجا هم می‌رفت و خیلی طول کشید. مدام از بیرون یادآوری می‌کردند که آن نشست منتظر آمدن آقای پوتین است. به یاد دارم مقام معظم رهبری از شخصیت آقای پوتین در این ملاقات تمجید کرد.

    *هدیه ویژه ای هم برای رهبر انقلاب آورده بودند.

    بله. نسخه خطی قرآن را آورده بودند. ویژگی دوم ملاقات این بود که سطح گفتگوها یک سطح راهبردی بود. خیلی این مهم است، یعنی به مسائل دوجانبه هم پرداخته شد اما سطح گفتگوهایی که بین مقام معظم رهبری و جناب آقای پوتین طرح و بحث شد، سطح گفتگوهای راهبردی در حوزه مسائل جهانی، در حوزه مسائل منطقه‌ای بود و من فکر می‌کنم بسیار تاثیرگذار بود.

    در شکل‌گیری روابط، خط و مشی که رهبری تعیین فرمودند و مسائلی که طرح کردند، با آقای پوتین به بحث گذاشتند، این ملاقات‌ها از جمله ملاقات‌هایی است که در تاریخ از آنها با اهمیت بسیاری یاد می‌شود.

    *ملاقات حاج قاسم چطور؟

    ملاقات سردار شهید سلیمانی را من حضور نداشتم. به این دلیل نمی‌توانم درباره محتوای ملاقات چیزی بیان کنم، چون ایشان از کانال خاص و بدلیل محدودیت‌ها، سفرهایشان از طریق سفارتخانه‌ها و نماینده‌های دیپلماتیک تنظیم نمی‌شد. روس‌ها این نگاه ناعادلانه غربی را نسبت به حضور ایران و مبارزه ایران با تروریسم ندارند، این استاندارد عجیبی است که از سوی غربی‌ها وجود دارد.

    وی بعنوان یک سردار مبارز و سرداری که با تروریست‌ها مبارزه می‌کند، در روسیه چنین نگاهی وجود داشت و بعد از آن هم، در مواضع رسمی دولت روسیه بعد از شهادت ایشان بسیار با احترام و تجلیل یاد شد. آن هم یکی از ملاقات‌های بسیار مهم بود که بعد در دیدارهایی که با مقامات مختلف با آقای پوتین داشتیم، به این موضوع بارها پرداخته شد.

    بعد هم حضور روس‌ها شکل گرفت که یک کمک متقابل و کار مشترک بود که دو کشور بدون هم نمی‌توانستند این کار را به سرانجام برسانند.

     

    اخبار سیاسی |

  • مذاکره‌کنندگان شکست خورده، مخالف مذاکره / واکنش‌ها به اظهارات جلیلی درباره برجام / گمانه‌زنی‌ها درباره کاندیداتوری جلیلی در انتخابات ۱۴۰۰ بالا گرفت

    مذاکره‌کنندگان شکست خورده، مخالف مذاکره / واکنش‌ها به اظهارات جلیلی درباره برجام / گمانه‌زنی‌ها درباره کاندیداتوری جلیلی در انتخابات ۱۴۰۰ بالا گرفت

    مذاکره‌کنندگان شکست خورده، مخالف مذاکره / واکنش‌ها به اظهارات جلیلی درباره برجام / گمانه‌زنی‌ها درباره کاندیداتوری جلیلی در انتخابات ۱۴۰۰ بالا گرفت

     

    اعتمادآنلاین| سعید جلیلی، مذاکره کننده سابق هسته ای در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد در یکی از این پیام های توئیتری، برجام را خسارت محض و تعهدی یک طرفه عنوان کرده بود که تحریم بیشتر ایران نتیجه آن بوده است.

    جلیلی در این پیام توئیتری نوشت: «آنها آن چه را که بیشتر بود گرفتند، حداقل را هم ندادند. حالا باز دوباره تعهدات بیشتری میخواهند؟‌»

    محسن عبداللهی استاد حقوق بین الملل در دانشگاه شهید بهشتی یکی از کاربرانی است که به ادعای جلیلی پاسخ داده است.

    این کارشناس ارشد حقوق در پاسخ به جلیلی در صفحه شخصی خود در توئیتر نوشت: مخالفین مذاکره با غرب غالبا درچند ویژگی مشترک هستند که یکی از این ویژگی ها این است که آنها خود در گذشته نمایش ناامیدکننده‌ای از مذاکره داشته‌اند.

    عبداللهی افزود: مخالفان مذاکره با غرب هیچ راه حل جایگزینی به جز کلیشه‌ «اتکای به داخل» ندارند و در سر سودای مذاکره دارند.

    وی تصریح کرد: اتکای به داخل نه تنها خوب که ضروری است اما با توجه واقعیت‌های دنیای امروز کافی نیست.

    جناب جلیلی، کُل داستان را بفرمایید!

    در شرایطی که صدایی از داخل ایران درباره مذاکره مجدد با آمریکا بلند نشده و آنچه درباره مذاکره تهران – واشنگتن گفته می شود فقط گمانه زنی رسانه ای مخالفان خارج نشین جمهوری اسلامی است که با هدف ایجاد تفرقه در میان سیاسیون ایرانی این مسائل را مطرح می کنند اما رییس تیم مذاکره کننده ایران در دولت های نهم و دهم در توئیت دیگری نوشت: عده‌ای می‌گویند برویم دوباره مذاکره کنیم!‌

    ‌جلیلی برای تقبیح مذاکرات گذشته با غرب که به امضای برجام منجر شد، نوشت: یکی از اقدامات دولت اوباما و سناتورها پس از امضای برجام، تمدید ده‌ساله تحریم های ایران موسوم به آیسا و همچنین امضای قانون ویزا بود.

    وی تصویب قانون تجمیع و توسعه تحریم‌های ایران موسوم به کاتسا با اجماع حداکثری جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها را از دیگر پیامدهای امضای برجام برای جمهوری اسلامی عنوان کرد.

    رضا نصری حقوقدان و کارشناس مسائل سیاست خارجی در پاسخ به جلیلی طی پیامی در توئیتر نوشت: جناب دکتر جلیلی، کُل داستان را بفرمایید!

    وی در توضیح «کل داستان» خطاب به دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی تصریح کرد: قانون آیسا که بستر حقوقی بسیاری از تحریم‌هاست، تمدید شد و از کنگره (به ویژه کنگره جمهوری‌خواه) انتظاری جز این هم نبود اما معافیت‌های مورد توافق در برجام تا زمان خروج ترامپ از توافق پا برجا ماند!

    این حقوقدان اضافه کرد: اصلاح قانون ویزا که یکی دیگر از دستاوردهای جریان تندرو در واشنگتن بود، محدودیت‌هایی برای کسانی که در ظرف پنج سال گذشته به هفت کشور نامبرده سفر کرده بودند برای دریافت ویزای آمریکا ایجاد می‌کرد اما برجام موجب شد دولت اوباما مجبور شود از میان این کشورها صرفاً برای «ایران» معافیت‌هایی قائل شود تا طبق تعهداتش مانع «عادی‌سازی روابط تجاری و اقتصادی ایران» نشود. وزارت خارجه آمریکا نیز معافیت‌هایی برای تجار و سرمایه‌گذاران و غیره که به ایران سفر می‌کردند صادر کرد.

    نصری درباره دیگر نتایج مثبت برجام نیز نوشت: در ضمن، صرف وجود برجام موجب شد اتحادیه اروپا نیز با تهدید به اتخاذ اقدام متقابل و وضع شرایط سختگیرانه ویزا برای اتباع آمریکایی با این اصلاحیه قانون آمریکا به شدت مخالفت کند. در مورد سایر کشورهای لیست‌شده در قانون مذکور چنین حساسیتی وجود نداشت.

    برجام قدرت مانور را از ترامپ گرفت

    نصری درباره تصویب قانون کاتسا نیز گفت: قانون کاتسا در زمان ترامپ (برجام‌ستیز اعظم) و با امضای او به تصویب رسید و عمده موضوع آن به غیر از روسیه «فعالیت‌های موشکی ایران» بود که موضوع برجام نبود اما به موجب قطعنامه ۲۲۳۱ از زیر ضرب ممنوعیت شورای امنیت خارج شده بود.

    وی یادآور شد: برجام «پیمان مودت» میان ایران و آمریکا یا یک قانون فراسرزمینی نبود تا دولت و همه افراد و بازیگران صحنه سیاست آمریکا را ملزم به رفتار دوستانه با ایران کند؛ یا مانع مانع‌تراشی‌های جریان‌های ایران‌ستیز و برجام‌ستیز در کنگره شود.

    این کارشناس مسائل حقوقی خاطرنشان کرد: برجام توافقی بود که به جز دستاوردهای راهبردی در صحنه بین‌المللی، قدرت مانور و  دامنه اقدامات خصومت‌آمیز نهادهای قانونگذار آمریکا را همانطور که نمونه‌هایش در بالا ذکر شد به شدت محدود می‌کرد. به همین خاطر هم ترامپ آن را ناقض «عظمت آمریکا» می‌دانست و از آن خارج شد!

    نصری خطاب به جلیلی نوشت: بیایید از جایگاه سیاسی و پایگاه اجتماعی خود برای کمک به دولت در جهت لغو تحریم‌ها و اجرای تمام و کمال برجام استفاده کنید! در این صورت، نه تنها حق ایران احقاق می‌شود، بلکه زیرساخت‌های حقوقی تحریم‌های آمریکا که برشمردید نیز در نهایت برچیده خواهد شد.

    کاربران دیگری نیز با حمله به دستاوردهای مذاکرات در دوران ریاست جلیلی بر هیات مذاکره کننده و قرار گرفتن ایران ذیل فصل هفت شورای امنیت سازمان ملل از وی خواسته بودند تا بیشتر درباره دستاوردهای خود توضیح دهد تا اینکه بخواهد از دستاوردهای تیم بعد از خود انتقاد کند.

    بخشی از کاربران نیز با انتقاد از رویکرد جلیلی در حوزه سیاست خارجی، وی را به بی تفاوتی نسبت به مسائل معیشتی و اقتصادی مردم در شرایط شیوع بیماری کرونا متهم کرده بودند.

    کاربران دیگری نیز، رفع تحریم های تسلیحاتی ایران در کنار چندبار شکست آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل متحد را از نتایج برجام عنوان کرده بودند.

    منبع: ایرنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان