دسته: اخبار سیاسی

تحلیل اخبار سیاسی در تمام اقصی نقاط ایران و جهان و  ارائه خبرهای سیاسی روز

  • جدال دو چهره نزدیک به قالیباف در فضای مجازی/ حواله کردن صفتهای”عدالتخوار” و “نان به ریش خور” به یکدیگر

    جدال دو چهره نزدیک به قالیباف در فضای مجازی/ حواله کردن صفتهای”عدالتخوار” و “نان به ریش خور” به یکدیگر

    سید محمود رضوی در توئیتر با هشتگ  نفاق نوشت: «یکی از این آفتاب پرست‌های سیاسی که این روزها عدالت‌خوار شده و در مورد مدارس غیرانتفاعی هم افاضات میکنه را کامل می‌شناسم، حتی بهتر از خودش، نمی‌خوام همه چیزشو بگم، اما فقط اینو بگم که این عدالتخوار عزیز که به مدارس غیرانتفاعی فحش میده، پسر خودش در مدرسه غیرانتفاعی درس میخونه! نفاق».

    مجید حسینی هم در استوری اینستاگرام خود با هشتگ لیبرال_ریش_دار و نان_به_ریش_خور نوشت: «یکی از زالو صفت‌های سیاسی که بدون سواد و هنر و ذره‌ای استعداد سال‌هاست تبدیل به تهیه‌ کننده‌ی پروژه‌های عظیم سینمایی شده، و من از خودش هم بهتر می‌شناسمش؛ این روزها با ریش نیم متری، مواضع حسام الدین آشنا و عارف و حجاریان را در مورد مدارس غیرانتفاعی و خصوصی سازی می‌گیرد؛ متعجبم روزی بود که دو شاد را از سه شاد تشخیص نمی‌داد، ملت را در شهرستان کتک می‌زد. جل الخالق. لیبرال_ریش_دار نان_به_ریش_خور»

    ۲۳۳۰۲

  • ترکان: کسانی که موضوع قائم ‌مقام اجرایی برای رهبر را مطرح می کنند، قصدشان ایجاد اختلاف بین رهبر و رئیس جمهور است

    ترکان: کسانی که موضوع قائم ‌مقام اجرایی برای رهبر را مطرح می کنند، قصدشان ایجاد اختلاف بین رهبر و رئیس جمهور است

    حقیقت آن است که طرح چنین موضوعی از پایه و اساس به معنای فاصله انداختن میان رهبری جمهوری اسلامی و رییس‌جمهوری است.

    بی‌گمان بزرگان قوم فارغ از نوع نگاه آنان به سیاست، معتقدند که صلاح کشور در وجود بهترین رابطه میان رییس‌جمهوری و رهبری انقلاب است. رابطه‌ای که هر چه نزدیک‌تر باشد، می‌تواند بیش از پیش موجبات پیشبرد اهداف کشور را فراهم آورد و در نتیجه به پیشرفت نظام جمهوری اسلامی و زندگی بینجامد. زمانی که عده‌ای از انتخاب قائم مقام اجرایی از سوی رهبری سخن به میان می‌آورند در حقیقت به دنبال آن هستند که رییس‌جمهوری کشور به ‌جای شخص رهبری با او سخن بگوید؛ حال آنکه این موضوع به خودی خود می‌تواند موجبات دوری مقامات اول و دوم کشور از دید قانون اساسی را فراهم آورد. با وجود این دوری آنچه می‌تواند صراحتا مساله انتخاب قائم مقام اجرایی از سوی رهبری را رد کند، روحیات و خلقیات شخصی آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی است.

    ایشان در طول سال‌های اخیر به نوعی عمل کرده‌اند که هیچ‌کس او را فردی دور از امور نمی‌پندارد. رهبری جمهوری اسلامی اهل اداره کشور از راه دور نیست. ایشان بارها و بارها با هیات وزیران و مقامات مختلف کشور از اجرایی گرفته تا قضایی و مقامات قانون‌گذار جلسات مختلفی را برگزار کرده و می‌کنند؛ بنابراین انتخاب قائم مقام اجرایی و دوری رهبری از امور اجرایی کشور با روحیات ایشان سازگاری ندارد.

    در این میان می‌توان مساله دیگری را در این باب مدنظر قرار داد و آن هم چیزی نیست جز چالش قدیمی بین دو نظریه. از زمان مشروطه تاکنون نهادهای انتخابی و انتصابی حامیان خاص خود را داشته و اندیشه‌هایی نیز به دفاع از این نظریه‌ها می‌پرداختند. اندیشه نخست معتقد به اتکای تمام و کمال به شهروندان است و اندیشه دوم، اداره کشور را منوط به واگذاری امور به مصلحان و خیراندیشان می‌کند اما با پیروزی انقلاب اسلامی، توازنی خاص و متفاوت بین این دو نظریه ایجاد شد؛ به گونه‌ای که هر دوی آنان به نوعی اصل قرار گرفتند و هیچ‌کدام بر دیگری ارجحیت نیافت و دیگری را به حاشیه نراند. طرح امام راحل هم جمهوریت نظام جمهوری اسلامی را دربر می‌گرفت و هم اسلامیت آن ‌را.

    بنابراین و با توجه به تاکیدات مکرر بنیانگذار جمهوری اسلامی به توجه تمام و کمال به هر دو این اصول باید به صراحت اعلام کرد که هیچ‌یک از این دو اصل نباید تحت‌الشعاع دیگری قرار گیرد. کسانی که صرفا به دنیال مساله جمهوریت هستند و همه‌ چیز را به رای مردم واگذار کرده و اسلام را در نظر نمی‌گیرند، راه امام را نمی‌روند همان ‌طور که افرادی که تنها و تنها اتکا امور را به خیرخواهان واگذار می‌کنند از راه امام دور هستند.

    دسته دوم معتقدند که رای مردم صرفا زینت نظام جمهوری اسلامی است؛ حال آنکه امام راحل رای مردم را اصل و رکن نظام جمهوری اسلامی برمی‌شمرد نه زینت آن. با این حال نگارنده معتقد است که در دوره‌های مختلف میزان توجه به جمهوریت و اسلامیت نظام جمهوری اسلامی با یکدیگر متفاوت بوده و بعضا شاهد غلبه یکی بر دیگری بوده‌ایم.

    در دوران ریاست‌جمهوری سیدمحمد خاتمی توجه به جمهوریت و اسلامیت با دوران محمود احمدی‌نژاد متفاوت بوده؛ همان‌ طور که دوران ریاست‌جمهوری حسن روحانی نیز با سایر روسای جمهوری متفاوت بوده اما باید در نظر داشت که راه پیروزی و پیشرفت جمهوری اسلامی، توجه تمام و کمال به جمهوریت و اسلامیت نظام به صورت توامان است.

    ۲۳۳۰۲

  • توهین به حسن روحانی آزادِ آزادِ آزاد است؟/چند نکته خطاب به تهدیدکنندگان رئیس جمهور به «استخر فرح»

    توهین به حسن روحانی آزادِ آزادِ آزاد است؟/چند نکته خطاب به تهدیدکنندگان رئیس جمهور به «استخر فرح»

    مخاطب «اِی» ها هم مشخص است: حسن روحانی رییس جمهوری ایران که مطابق اصل ۱۱۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، «عالی ترین مقام رسمی کشور پس از مقام رهبری» است.

    توصیف رییس جمهوری کشور با صفاتی چون «ناپاک» و «دروغ گو» و تهدید او به سرانجامی که خود حاوی ادعایی دیگر است مهم‌ترین مضمون این شعارهاست. از این رو می‌توان چند نکته را طرح کرد:

    ۱. آیا «برجام» تنها متعلق به حسن روحانی و دولت اوست و جای دیگر مانند مجلس شورای اسلامی و شورای عالی امنیت ملی تصویب و تأیید نشده که می گویند: برجامَت؟

    اگر، برجام، ازآنِ روحانی است چرا نمی تواند ضمایم آن را به تصویب برساند و «اف ای تی اف» به رغم تصویب نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی و به خاطر ایرادات شورای نگهبان، در مجمع تشخیص گیر افتاده و نه تأیید می کنند و نه رد؟

    ۲. اگر دیگرانی چنین اتهاماتی را متوجه مقامات مسؤول دیگر کنند آیا پذیرفتنی است یا اهانت ممنوع است منتها توهین به رییس جمهوری آزاد است؟ آن هم آزادِ آزادِ آزاد؟

    ۳. یکی به اینها بگوید راه پیمایی ۱۳ آبان برای محکوم کردن آمریکا و خروج دونالد ترامپ از برجام است یا امضا کنندگان توافق هسته ای؟ آیا ترامپ و روحانی را با هم اشتباه نگرفته اند؟

    ۴. یکی از شعارها این است: دولتِ پیر پُر هزینه، دل ها همه گشته پُر ز کینه.

    اگر مشکل شان با وزرای پا به سن گذاشته است چرا وزیر جوان ارتباطات را برنمی تابند؟ آیا نمی دانند امکان سپردن امور به جوانان علاقه مند به خاطر فقدان ساز و کار حزبی و مراجع متعدد امنیتی و کنترلی بسیار دشوار شده یا منظورشان از جوانان، تنها خودشان اند؟

    ۵. اگر وعدۀ رفراندوم، دروغ روحانی است خوب بگذارید برگزار کند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد. با رفراندوم برجام اگر رد شد دیگر لازم نیست به برجام لعنت بفرستند. با خود رفراندوم مشکل دارند یا با نتیجه احتمالی یا در عزم روحانی تردید دارند؟

    ۶. اگر همفکران اینان در غیاب اکثریت مردم و با حضور اقلیت مجلس بعد را در دست بگیرند و دولت را موظف به خروج از برجام کنند و آبان سال بعد، ترامپ از رقیب خود شکست بخورد و سندرز یا دیگری قصد بازگشت به برجام را داشته باشند، آیا در این صورت منافع ما تأمین شده است؟

    ۷. با خروج ترامپ از برجام و تشدید تحریم ها درآمد ایران از صادرات نفت به شدت کم شده و اتفاقا بیشترین آسیب متوجه نهادهایی است که از بودجه های قابل توجه برخوردار بوده اند. با این حساب برجام برای برخی از منتقدین خود نان و آب بیشتری داشته تا حامیان و مشخص نیست چرا به آن لعنت می فرستند.

    ۸. اگر محبوبیت دولت روحانی کم شده و به تعبیر وزیر سابق او در مصاحبه با همین سایت، بخشی از پایگاه اجتماعی خود را از دست داده اتفاقا به خاطر مماشات با هم فکران همین توهین کنندگان است و از این نظر هشداری است به او تا بداند در غیاب حامیان دو سال دشوار را در پی دارد و مردم را با شرح وقایع می تواند پای صندوق بیاورد.

    ۹. برجام اگر هم در گورو گیر افتاده باشد اصل ضرورت تعامل با دنیا را مردم ایران کنار نمی گذارند. دولت کنونی آمریکا نقض عهد کرده اما اتفاقا هدف آنها انزوای ایران بوده و خودزنی بر سر برجام تأیید سیاست منزوی کردن ایران است.

    ۲۷۲۷

  • آیا مسئولان ستاد نمازجمعه، هزینه اظهارات علم الهدی را می دهند؟

    آیا مسئولان ستاد نمازجمعه، هزینه اظهارات علم الهدی را می دهند؟

    به طور مشخص در امور سیاست خارجی باید ملاحظات کامل را رعایت کرد. بویژه اینکه روابط خارجی حساس است و کوچک‌ترین کلمه‌ای می‌تواند حساسیت‌برانگیز باشد و حتی موجب بحران در روابط با کشورهای دیگر شود.
    فراموش نکنیم که سخنرانی کردن بدون تأمل و دقت کافی در امور حساس مثل روابط خارجی می‌تواند پرهزینه باشد. به همین علت است که مسئولین کشورها عموماً سخنان خود را از روی متن مکتوب اظهار می‌دارند تا کوچک‌ترین اشتباهی صورت ندهند. حال این را مقایسه کنید با شلختگی گفتاری رایج در ایران که هر کس در هر موضوعی اظهار نظر می‌کند و حتی همان نظر را هم به صورت شفاهی و نه مکتوب و حتی فی‌البداهه اظهار می‌دارد و اوضاع هنگامی بدتر می‌شود که آن بیان شفاهی را در برنامه‌ای خطاب به مردم و در فضای احساسی بیان می‌کند که به صورت مستقیم نیز پخش شود.
    واقعاً باید بر شجاعت چنین افرادی غبطه خورد!!  در چنین وضعی مشاهده می‌کنیم که یک امام جمعه بدون توجه به همه قواعد سیاسی و گفتاری درباره همه مسائل خارجی اظهار نظر می‌کند و بعد مخالفان ایران با شوق و اشتیاق فراوان فیلم آن اظهارات را با زیرنویس ترجمه، منتشر و درباره آن تبلیغ می‌کنند. آیا یک مرجع قانونی نیست که بگوید که چرا و به چه حقی چنین سخن می‌گویید؟ اصل سخن گفتن افراد مسأله‌ای نیست ولی کیست که نداند منبرِ نماز جمعه تا حدودی یک نهاد رسمی شناخته می‌شود. حتی اگر بگوییم که اینها رسمی نیستند، در خارج از کشور کسی این را نمی‌پذیرد. همه می‌دانند که به صورت سنتی مواضع مهم کشور از ابتدای انقلاب در نماز جمعه طرح می‌شد، هرچند در سال‌های اخیر این واقعیت به حاشیه رفته است و این مراسم جایگاه گذشته خود را از دست داده است ولی در خارج از کشور کماکان به عنوان همان جایگاه شناخته و معرفی می‌شود.

    شاید اگر اظهارات آقای علم‌الهدی درباره مسائل منطقه را همه ائمه جمعه محترم می‌گفتند، می‌توانستیم بفهمیم که از مرکز معینی چنین توصیه‌ای شده است، ولی هنگامی که می‌بینیم این اظهارات منفرد است و تاکنون نیز هیچ‌کدام از مقامات مسئول اصلی کشور حتی مشابه آن را بیان نکرده‌اند، به این نتیجه می‌رسیم که اینها مواضع شخصی است، که از تریبون رسمی بیان می‌شود؛ در حالی که می‌دانیم فرض است که ائمه جمعه باید به نحوی بازتاب‌دهنده سیاست رسمی نظام باشند و حق ندارند خارج از این چارچوب اتخاذ موضع کنند.
    اکنـــــــــــون یـــــک پرســـــــش از دست‌اندرکاران نمازهای جمعه داریم. این سخنان ایشان که با بازتاب شدیدی در کشورهای عربی مواجه شده است و آن را نشانه دخالت ایران در امور داخلی این کشورها و وابستگی نیروهای داخلی آنجا به ایران تفسیر کرده‌اند، آیا کسی مسئولیت هزینه‌های آن را عهده‌دار می‌شود؟ اصولاً اگر کسان دیگری اظهارات تا این حد غیرمسئولانه نمایند با چه وضعی مواجه خواهند شد؟ آیا ما به عنوان شهروندان این کشور حق داریم که خواهان رسیدگی به این مواضع هزینه‌ساز باشیم؟

  • طعنه نعیمی پور به کرباسچی:نظرخواهی کنید و محبوبیت تان را بسنجید/ شرکت مشروط در انتخابات را قبول ندارم

    طعنه نعیمی پور به کرباسچی:نظرخواهی کنید و محبوبیت تان را بسنجید/ شرکت مشروط در انتخابات را قبول ندارم

    بخشی از مصاحبه را می خوانید:

     آیا حضور مشروط اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس یازدهم به استراتژی این جناح تبدیل خواهد شد؟ در آن صورت با چنین طرحی فراکسیون اصلاحات در مجلس آتی تا چه اندازه اثرگذار خواهد بود؟
     آنچه از شواهد هویداست، این است که امری که اکنون در اردوگاه اصلاح‌طلبان در حال وقوع است، اصرار بر تکرار روش‌های قبل است تا در صحنه انتخابات مجلس حضور یابند. جریان اصلاحات زیر نظر شورای عالی سیاست‌گذاری در تلاش برای تدوین لیستی است که بر مبنای آن موفق به ایجاد اجماع در بین اصلاح‌طلبان شود. این نکته قابل ‌ذکر است که شورای عالی اصلاح‌طلبان هم بدون اتوریته یا کاریزمای آقای خاتمی، تقریبا مفهومی ندارد. اصلاح‌طلبان در انتخابات مسیر گذشته خود را طی خواهند کرد، روندی که به یک عادت در جبهه اصلاحات تبدیل‌ شده است؛ حضور در انتخابات به‌صورت مشروط چیزی جز یک برداشت اشتباه از انتخابات نیست. طبق عادت مألوف این جریان درصدد است در صورت امکان سختگیری در نظارت را کاهش دهند. به‌طوری‌که از هم‌اکنون برخی اعلام می‌کنند اگر عزمی برای کاهش سختگیری نباشد در انتخابات حضور نخواهند یافت. درحالی‌که حضور آنها با چنین شرطی اشتباه است. چراکه در زمین رقیب بازی می‌کنند. به تعبیری برخی اصلاح‌طلبان می‌گویند در انتخابات شرکت خواهند کرد به شرطی که شورای نگهبان هم به درخواست این جریان پاسخ دهد. درحالی‌که نهایت این امر چیزی جز پذیرش نظارت استصوابی نیست. به همین دلیل انتخابات مشروط نتیجه‌بخش نخواهد بود. بر این باورم که اگر قرار بر حضور در انتخابات باشد، باید با همه لوازم و جوانب در انتخابات شرکت کرد و با موانع روبه‌رو شد. 
     پس معتقدید که اصلاح‌طلبان باید به هر قیمتی ولو شکست در انتخابات حضور یابند؟
    این قیمت در دست خود اصلاح‌طلبان است. اگر این جریان احساس کند از چنان توانی برخوردار است که می‌تواند انتخابات را تحت‌الشعاع قرار دهد بدون تردید نیازی به حضور مشروط نیست و باید در انتخابات شرکت کند. انتخابات مشروط را عاقلانه نمی‌دانم. معتقدم که اصلاح‌طلبان باید روی پای خود بایستند.
     چنانچه با چنین طرحی، جریان اصلاحات به مجلس ورود کند و حداقل موفق به ایجاد یک فراکسیون کوچک ۵۰نفره شود، در این صورت تا چه اندازه می‌توانند در رابطه با تحقق دغدغه‌های عمومی به‌ویژه مسئله معیشت جامعه موفق عمل کنند؟
    وعده‌های معیشتی در انتخابات مجلس عین پوپولیسم است. علاوه بر این تاکنون هیچ فرد و جناحی در ارتباط با معیشت مردم نقشه راهی ارائه نداده است. اصلاح‌طلبان نباید مانند جریان رقیب مردم را فریب دهند و در نهایت ندانند که چه باید کرد. یکی از هزاران اقدام ممکن در مجلس تصویب قوانینی است که روی بهبود معیشت جامعه تأثیر می‌گذارد. مجلس امور مهم‌تری هم دارد. لیست‌ها و نامزدهای انتخاباتی لازم است برای کشورداری الگو داشته باشند و در مجلس از آن به‌عنوان راهبردی برای حل مشکلات جامعه بهره ببرند. در این صورت حتی اگر یک نفر هم به مجلس ورود کند، موفق خواهد شد.

    مگر آقای مطهری یک حزب یا جبهه سیاسی است؛ او در حد توان خود همواره تأثیرگذار بود. تأثیرگذاری می‌تواند با یک یا ۲۰۰ نفر صورت بپذیرد. فردی که به دنبال نماینده‌شدن است، هدفمند وارد مجلس می‌شود. هدفمندبودن هم بدون شناخت مشکلات کشور و برنامه جهت اصلاح امور هیچ مفهومی ندارد. به همین دلیل ملاک نباید تنها لیست‌بستن باشد. چراکه نامزدها برای گرفتن رأی هر وعده‌ای می‌دهند اما وقتی وارد مجلس شدند، دیگر تضمینی برای پایبندی و عمل به وعده‌هایشان وجود ندارد.

    درنتیجه رأی‌دهندگان و حامیان کاندیداها هم نمی‌توانند کاری انجام دهند؛ نظیر آنچه در انتخابات ۹۴ رخ داد. بسیاری از اعتدال‌گرایان در انتخابات مجلس دهم وارد لیست امید شدند اما پس از ورود به مجلس به وعده‌هایشان عمل نکردند و البته طبیعی هم بود. همان‌طور که رئیس دولت اصلاحات اعلام کرد اصلاح‌طلبان در انتخابات شرکت خواهند کرد اما ممکن است هیچ لیستی ارائه ندهند یا از یک نفر نامزد اصلاح‌طلب حمایت کنند. اصلاح‌طلب هیچ‌گاه با صندوق رأی قهر نخواهد کرد اما شاید توانایی ارائه یک لیست مطلوب وجود نداشته باشد. به هر جهت بلاتکلیفی برای حضور یا عدم حضور اصلاح‌طلبان و به اصطلاح مشروط‌کردن انتخابات یک نوع سرگردانی است.

      به‌تازگی دبیرکل حزب کارگزاران انتقادهای بسیاری به شورای‌عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان و رئیس فراکسیون امید وارد کرده است. این انتقادها با چه انگیزه‌ای صورت می‌گیرد؟ 
    آقای کرباسچی اگر معتقد به فقدان استراتژی در جریان اصلاحات است، باید پاسخ دهد که رئیس دولت اصلاحات بدون استراتژی چگونه ‌توانست دستاورد داشته باشد؟ ایشان بگویند که به چه دلیل اصلاح‌طلبان دستاوردی نداشتند؟ در صورت اثبات این موارد او می‌تواند به‌عنوان مدعی مطرح باشد. دبیرکل حزب کارگزاران می‌داند ژست آوانگارد گرفتن برای مطرح‌شدن راه به ‌جایی نخواهد برد. در یک نظرسنجی می‌توان دریافت که کرباسچی به‌عنوان شهردار اسبق تهران مورد اقبال قرار می‌گیرد یا آقای خاتمی. در صورت مقایسه و اثبات حقیقت، قطعا این‌گونه ادعاها را رها خواهند کرد. 
     برخی تحلیل می‌کنند که آقای کرباسچی به دنبال معرفی و برگزیدن محسن هاشمی در ۱۴۰۰ است. چقدر این گزاره محتمل است؟ 
    کارگزاران در انتخابات شورای شهر به‌تنهایی قدرت جذب رأی مردم را نداشت و اگر داشت، فهرست جدا ارائه می‌داد. هر حزب و جریانی اگر مدعی توان جذب رأی مردم است، در صحنه انتخابات مستقل حضور پیدا می‌کند. صرف ادعا، چیزی را اثبات نمی‌کند. کم‌رنگ‌کردن آقای خاتمی؛ آن‌هم با ادعا، حاصلی نخواهد داشت. 

      چنانچه اصلاح‌طلبان انتخابات مجلس یازدهم را از دست بدهند، در این صورت چه تضمینی وجود دارد که مجلس یازدهم مانند مجلس هفتم نشود و برای ۱۴۰۰ پیش‌زمینه دولتی مانند احمدی‌نژاد فراهم نشود؟
    مجلس هفتم و دولت نهم و دهم مواردی هستند که اصلاحات می‌تواند از آن درس بگیرد. لزوما تنها علت برد اصولگرایان در انتخابات ریاست‌جمهوری نهم، مجلس هفتم نبود بلکه بزرگان اصلاحات در محاسبه بازی انتخاباتی درست عمل نکردند. 
    مرحوم هاشمی می‌توانست برنده انتخابات نهم باشد اما تعاملی میان جریان اصلاحات صورت نگرفت، چراکه حامیان مرحوم هاشمی تصور می‌کردند که در بدترین حالت انتخابات وارد مرحله دوم می‌شود و آقای هاشمی را خواهند آورد. اما بخش عمده‌ای از سیاسیون اصلاح‌طلب معتقد بودند که ایشان در دور دوم قطعا شکست می‌خورد. زیرا او نماینده جریان رسمی تلقی می‌شود و مردم به او رأی نخواهند داد؛ بنابراین طرف‌های رقابت‌کننده در اردوگاه اصلاح‌طلبی به راه خود و رسیدن به نتیجه مطلوب اطمینان کردند و با مذاکرات اندکی که وجود داشت، به نتیجه نرسیدند و احمدی‌نژاد برنده کارزار انتخاباتی شد. بنابراین درست است که خروجی انتخابات مجلس بر نتیجه ریاست‌جمهوری سال ۱۴۰۰ تأثیرگذار است، ولی اگر اصلاح‌طلبان بر رویکرد خود بیشتر و دقیق‌تر کار کنند، این تأثیرگذاری اندک است. اما معتقدم که مکانیسم‌های قبلی انتخاباتی اصلاحات درست و کارآمد نیست؛ بنابراین اگر اصلاح‌طلبان به‌دنبال کارآمدشدن سیاست‌ها و رویکردهای خود هستند، از هم‌اکنون خود را برای انتخابات ۱۴۰۰ آماده کنند. اگر اصلاح‌طلبان به اندازه توانشان مدعی باشند به همان اندازه تأثیرگذار خواهند شد. اگرچه با همان روند قبلی مخالفتی ندارم، اما گمان می‌کنم که این روند ناکارآمد و غیراصولی است.
       معتقدید که اصلاح‌طلبان به‌جای حضور در انتخابات مجلس، برای ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ خود را آماده کنند و در این محدوده زمانی، سرمایه‌هایشان را احیا کنند. اما انتخابات اسفندماه خود یک فرصت مهم و حیاتی برای احیای سرمایه‌های اجتماعی این جریان نیست؟
    هر انتخاباتی زمانی مطلوب برای جریان‌های سیاسی به‌منظور عرضه رویکردها قلمداد می‌شود؛ بنابراین در این مسئله که انتخابات یک فرصت است، هیچ تردید و ابهامی نیست، اما در صورت حضور بدون کسب دستاورد ملموس، تنزل سرمایه اجتماعی حاصل می‌شود. سرمایه اجتماعی زمانی براثر امواجی که مخالف استراتژی رقبای اصلاحات بود، حرکت می‌کرد و وضعیت نسبتا مطلوبی داشت اما این امواج، امروز دست‌یافتنی نیست. تلاش‌های فراوانی برای ورود اصلاحات به مجلس دهم و دولت دوازدهم شد، البته رقیب هم سکوت نکرد و از ابزارهای خود برای پیشبرد اهداف و استراتژی‌اش حداکثر بهره را برد، اما امروز دیگر آن سرمایه‌های اجتماعی در کار نیست. به همین دلیل هم نیاز به برنامه‌ها و رویکردی نو وجود دارد که اعتماد نخبگان و جامعه را جلب کند. برنامه‌هایی که اصلاح‌طلبانه بوده و درعین‌حال برای توسعه کشور مفید باشد، زیرا جامعه به‌ویژه طبقه متوسط نگاه‌های مبتنی‌بر تنش‌زایی و مخالف توسعه را نمی‌پذیرند. جامعه خواهان توسعه و تنش‌زدایی است؛ بنابراین اگر اصلاح‌طلبان قصد داشته باشند روی سرمایه‌های اجتماعی خود کار کنند، اکنون زمانی است که باید به‌دنبال راه برون‌رفت از وضعیت فعلی باشند. برخی از اصلاح‌طلبان معتقدند که تا ساختار اصلاح نشود، نمی‌توان کاری کرد، درصورتی‌که اصلاح‌طلبان در حد وسعشان باید این تغییرات را ایجاد کنند؛ برای نمونه اگر شفافیت برای مردم موضوعیت دارد، اصلاح‌طلبان باید به مردم بقبولانند که در دوران مدیریت خود از این امر عدول نخواهند کرد، زیرا شفافیت بخشی از توسعه قلمداد می‌شود و رانت را از بین می‌برد. یک اصلاح‌طلب همواره دنبال اصلاح ساختار است، نه آسیب آن. یادآور می‌شوم آمریکا هم در سخت‌ترین مقاطع حتی در دوران جنگ نتوانست ساختار را از بین ببرد؛ بنابراین اگر کسی گمان می‌برد که می‌تواند ساختار را به هم بریزد، این نگاه غیراصلاح‌طلبانه و عوام‌فریبانه است. محور استراتژی‌ اصلاحات باید توسعه داخلی باشد؛ توسعه‌ای که برای مثال، چینی‌ها از آن پیروی کردند. چین با همه قدرتی که داشت، در۴۰ سال گذشته همه تمرکزش روی توسعه بوده است. اکنون در جنگ تعرفه‌ای میان آمریکا و چین باز هم پکن برنده خواهد شد. این‌گونه موارد می‌تواند ازسوی اصلاح‌طلبان برای مردم تشریح شود. اصلاح‌طلبان ملزم‌اند که رویکردها و نقشه راه و برنامه‌های اجرائی برای خروج از این وضعیت و رونق اقتصاد و توسعه همه‌جانبه کشور و مزایای نگاه به درون را ارائه دهند؛ بنابراین سرمایه اجتماعی اصلاح‌طلبان مشابه روش‌های گذشته به دست نمی‌آید و برای احیای این سرمایه تلاش جدی لازم است. تا زمانی که اعتماد جامعه نسبت به اصلاحات افزایش نیابد اصلاح‌طلبان در یک تله خودساخته باقی خواهند ماند.
      اکنون با توجه به تغییر جامعه و زمان باقی‌مانده به انتخابات، اصلاح‌طلبان می‌توانند از طریق رسانه‌ها، مردم را مجاب کنند که استراتژی‌شان معطوف به ۱۴۰۰ است؟
     دوره ایجاد موج و سوارشدن بر آن گذشته است. اگر اصلاح‌طلبان به دنبال ایجاد موج بودند باید از همان دو سال پیش‌ روی رویکرد و گفتمان خود تمرکز می‌کردند. در چهار ماه باقی‌مانده تا زمان انتخابات دیگر موج مهمی ایجاد نمی‌شود، زمان موج‌آفرینی در این دوره گذشته و تلاش زائدالوصفی می‌طلبد اگر قرار است موج‌آفرینی مبتنی‌بر این استراتژی داشته باشیم، باید تلاش کرد. کمی عمیق‌تر به موضوعات بنگریم امروز استراتژی مبتنی‌بر کسب قدرت در جهان اسلام و منطقه به دستاوردهایی رسیده است حال استراتژی توسعه پایدار چه جایگاهی در داخل دارد؟ این نگاه به تقویت نیاز دارد؛ برای مثال پس از شکست داعش در سوریه، برخی بر این اعتقاد بودند که ایران باید از این کشور خارج شود اما امروز سوریه به‌عنوان یک اهرم مهم بازدارنده برای کشور مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد. اتفاقا اصلاحات در این زمینه سخن بسیار زیادی برای گفتن دارد، اما باید برای مردم قابل‌ درک و ملموس باشد. اصلاح‌طلبان به مردم توضیح دهند که این اقدامات تأثیرات معیشتی دارد. این مسائل بارها تکرار شد اما باید نوع مطلوبی از گفتمان فراهم شود تا مردم آن را باور کنند. نگاهی که مبتنی‌بر واقعیات و اصول نباشد در یک جایی ما را متوقف خواهد کرد. اگر راه‌حل مطلوبی وجود دارد باید آن را عرضه کرد، اما در غیر این صورت باید به‌دنبال یک ‌راه منطقی و ثمربخش رفت. به همین دلیل اصلاح‌طلبان باید از هم‌اکنون برای انتخابات ریاست‌جمهوری برنامه‌ریزی کنند. اگر روزی اصلاح‌طلبان درصدد معرفی کاندیدا برای ۱۴۰۰ برآمدند، این اقدام با آمادگی قبلی و از روی برنامه صورت گیرد تا جامعه بداند اصلاح‌طلبان برخلاف امروز با دست ‌پر در انتخابات حضور پیدا کردند. گروه‌های مرجع با درک صحیح واقعیات و تحلیل رویکرد می‌توانند دیگران را متقاعد کنند. در غیر این صورت اصلاح‌طلبان صحنه سیاسی را از دست‌ داده‌اند.

    ۲۳۳۰۲

  • مصلحت نظام در بلاتکلیفی باقی می ماند؟!

    مصلحت نظام در بلاتکلیفی باقی می ماند؟!

     لوایح FATF همچنان به‌عنوان چالشی مهم در فضای سیاسی کشور مطرح است؛ به‌طوری‌که موافقان اصرار بر پذیرش آن دارند و مخالفان تلاش بسیار دارند تا افکار عمومی را علیه این لوایح بسیج کنند. این در حالی است که نپیوستن به این معاهدات، ایران را وارد لیست سیاه گروه ویژه اقدام مالی خواهد کرد.
    درحالی‌که بسیاری از موافقان الحاق ایران به FATF دلیل مخالفت‌ها را سیاسی معرفی می‌کنند، مصباحی‌مقدم در آخرین اظهارنظر خود گفته است: «اقدام مجمع تشخیص مصلحت نظام در مسکوت گذاشتن CFT و پالرمو به‌هیچ‌وجه سیاسی نیست؛ چراکه اثبات یا نفی این دو لایحه هیچ‌گونه منفعتی برای اعضای مجمع ندارد. اتفاقا این تصور که سیاسی‌کاری است، در اصرار بر تصویب می‌تواند مصداق پیدا کند. چون در شرایط تحریم کامل از جانب آمریکا به سر می‌بریم، این فضا اقتضا می‌کند در روابط و دادوستدهای خارجی‌مان به‌گونه‌ای عمل کنیم که پنهان از چشم عوامل‌ آمریکا باشد. چون هرگونه روابط مالی و اقتصادی با کشورهایی که با آمریکا هم در ارتباط هستند، برای ایران از ناحیه آمریکایی‌ها با محدودیت روبه‌رو خواهد شد و فشار را بر طرف‌های ما تشدید خواهند کرد تا رابطه و معامله را قطع کنند». او توضیح داده است:«اکنون در فشار حداکثری اقتصادی هستیم و این فشار حداکثری از ناحیه ابزارهای ایالات متحده به بیشترین حد خود رسیده است. در واقع آمریکا کوشش می‌کند همین حدود ۴۰، ۵۰ میلیارد دلار تجارت ما را نیز قطع کند. ‌اگر FATF را قبول کنیم، آمریکا به‌راحتی می‌تواند معاملات و تجارت ما را افشا کند. در ضمن دو قانون دیگری که FATF دنبال می‌کند، تا شفاف‌سازی و مبارزه با جلوگیری از تأمین مالی تروریست اجرائی شود، تصویب شده است. اما نمی‌دانم چرا برخی ادعا می‌کنند که نمی‌خواهیم فسادمان را علنی کنیم و به همین دلیل با  FATF مخالفت می‌شود».
    این وقت‌کُشی در مجمع تشخیص مصلحت نظام در حالی ادامه دارد که معاون وزیر خارجه ایران، اعلام کرده است که اگر آخرین فرصت داده‌شده برای تصویب FATF از دست برود و این لایحه به تصویب نرسد، سیستم بانکی این کشور دچار بحران خواهد شد. غلامرضا انصاری، تأکید کرده است که اگر ایران این «سد» را رد نکند، مانند «تیر خلاص به سیستم بانکی» این کشور خواهد بود؛ درحالی‌که این سیستم به علت تحریم‌ها به‌شدت آسیب دیده است. او ضرورت تصویب این لایحه برای ارتباطات بین‌المللی بانکی را مانند داشتن پاسپورت هنگام سفرهای بین‌المللی دانست که اگر تصویب نشود، کل سیستم بانکی ایران فلج خواهد شد و حتی امکان حضور در کشورهای همسایه در حوزه بانکی امکان‌پذیر نخواهد بود.
    با توجه به زمان باقی‌مانده تا پایان فرصتی که به ایران داده شده است، باید دید مجمع تشخیص مصلحت نظام، همچنان بلاتکلیفی را مصلحت می‌داند یا در نهایت تصمیمی روشن مبنی‌بر رد یا تأیید لوایح مذکور خواهد گرفت.

    ۲۳۳۰۲

  • ربیعی: مشکل آمریکا خودبرتربینی مستکبرانه و خودستایانه است

    ربیعی: مشکل آمریکا خودبرتربینی مستکبرانه و خودستایانه است

     به گزارش خبرگزاری مهر علی ربیعی دستیار ارتباطات اجتماعی رئیس‌جمهوری و سخنگوی دولت در یادداشتی در اینستاگرام با عنوان «گذر زمان و معنای عمیق‌تر ۱۳ آبان» نوشت: ۱۳ آبان از چند جهت برای امروز ما و نسل آینده اهمیتی تبیینی تاریخی دارد. مناسبت‌های تاریخی در طول زمان معنای عمیق‌تری را به نمایش می گذارند. این یک رخدادی است که عقبه معین در تاریخ ما دارد. ما تنها یک ۱۳ آبان در تاریخ معاصرمان نداریم، بلکه ۱۳ آبان‌ها داریم. از ۱۳ آبان ۱۴۳ تا ۱۳ آبان ۵۷ و ۱۳ آبان ۵۸ و نیز ۱۳ آبان ۹۶.

    این فرایند تاریخی از سخنرانی استکبارستیزانه امام خمینی (ره) علیه کاپیتولاسیون و برای استقلال و غرور ایرانی آغاز می‌شود و در دوران اخیر به دور جدید فشارهای آمریکا علیه ملت ایران باز می‌گردد. این بار هم دولت آمریکا در ۱۳ آبان ۹۶، تحریم ظالمانه بی‌سابقه‌ای را آغاز کرد که تاثیر آن هم فشار و جنگ اقتصادی است و هم زندگی و آرامش مردم را هدف قرار داده است. می‌توان گفت این تحریم‌ها نوعی جدید از همان کاپیتولاسیون است.

    درک روز ۱۳ آبان، با توجه به زخم‌های ناشی از کودتای ۲۸ مرداد، کشتار دانش‌آموزان و کمک‌های نظامی به صدام در هشت سال جنگ تحمیلی، ساقط کردن هواپیمای مسافربری ما و کشتار مردم بیگناه و کارشکنی و اعمال فشارهای غیرانسانی و غیربشری به ملت ایران امکان‌پذیر است. تصور آمریکایی‌ها در آن روز این بود که یک ملت استثنایی هستند و این حق را دارند که درهر جایی از دنیا دست به ظلم و ستم بزنند و هیچ سیستم قضایی جز کشور خودشان هم حق محاکمه آنها را نداشته باشد.

    مشکل اصلی آمریکا هنوز هم همین حس استثناپنداری، خودبرتربینی مستکبرانه و خودستایانه آمریکایی است که تا امروز هم ادامه داشته است. امروز شکل دیگری از همان کاپیتولاسیون را شاهد هستیم. عمده اقدامات اخیر واشنگتن در خروج از مجموعه‌ای از توافقات بین‌المللی از جمله برجام و زیرپا گذشتن حقوق ملت‌ها و دولت‌های جهان ناشی از همین احساس است که تا امروز ادامه داشته و به طرز حیرت انگیزی دولت آمریکا به خود اجازه می‌دهد قوانین بین‌الملل را زیر پا بگذارد و بدترین جنایت‌ها را علیه ملت‌ها بدون بیم از پیگرد بین المللی مرتکب شود.
    در ۱۳ آبان ۵۸، همه اقشار اجتماعی با پیشتازی جنبش دانشجویی که زخم‌خورده و رنجور از همین خوی استکباری آمریکا بود، احساسات انقلابی خود را بروز داد.

    آمریکا همزمان در آستانه ۱۳ آبان مدعی شده است: “چهلمین سالگرد ۱۳ آبان یادآور رفتار بدخواهانه رژیم ایران است” به واقع چه کسی رفتار بدخواهانه دارد؟

    آنچه در آن روزها گذشته، هنوز مورد استناد آنها است اما هرگز به جامعه و افکار عمومی خود توضیح نمی دهد که علل و ریشه‌های این اقدام در رفتارهای خود آمریکا بوده است.آن که تحریم غذایی و دارویی و محدود سازی حق زندگی و حق معطوف به سلامت شهروندان ایرانی را به یک ابزار جنگی و تروریستی به منظور شوراندن ملت و کشاندن تحریم زدگان به براندازی تبدیل کرده یا آن ملت که به دفاع از حق زندگی و حق صلح مقاومت ملی خود را به پیش می‌برد؟

    سیزده آبان پنجاه و هفت مرحله نوینی در اعتلای انقلاب اسلامی ما بود. در چنین روزی رژیم دیکتاتوری شاه با گشودن آتش به روی تظاهرکنندگان که عمدتا دارای ترکیب جوان و دانش آموزی بودند یک بار ماهیت خود را آشکار کرد. در آن ایام، جنبش انقلابی و اسلامی مردم ایران در مرحله پیشرفت خود بخشی از اقشار جامعه را وارد گردونه خود کرد. دانش آموزی شدن پنجاه و هفت به طور نمادین حکایت از فراگیر شدن انقلاب از یکسو و آینده داری انقلاب از سوی دیگر داشت. حضور پرتعداد عنصر دانش‌آموز یعنی اینکه آینده از آن نهضت اسلامی است.

    متاسفانه ما امروزدر انتقال حافظه تاریخی به نسل‌های جدید دچار چالش‌های فراوانی هستیم زیرا مساله ضرورت مقاومت در مقابل زورگویی‌ها و قلدری‌های آمریکا به طور صحیح و مستدل به نسل‌های جدید منتقل نشده است. ملاحظه کنید که رهبر معظم انقلاب دیروز (یکشنبه) با چه دقتی سعی داشتند مستدل بودن موضع مقاومت بر ضد زورگویی‌های آمریکا را برای نسل جدید توضیح دهند. آری، قضیه سیزده آبان از سیزده آبان پنجاه و هفت یا پنجاه و هشت شروع نشده از بیست و هشت مرداد سال ۱۳۳۲ و از زمان سرنگونی مرحوم دکتر محمد مصدق به مثابه تنها دولت منتخب و دموکراتیک در دوران پس از مشروطه شروع شده است. امروز اسناد تازه منتشر شده آن کودتای ننگین ابعاد جدیدی از آن جنایت تاریخی بر ضد آرمان‌های مشروطه‌خواهی ملت ایران را به اثبات می رساند.
    کارنامه عملکرد آمریکا در جهان و به خصوص در منطقه ما نشان می دهد که آمریکا برای هیچ کشوری توسعه و امنیت و نیز دموکراسی به ارمغان نبرده است. مردم ما دموکراسی را درپای صندوق‌های رای و در جریان یک مبارزه پیگیر علیه یک نظام دیکتاتوری به کف آورده‌اند. از ۱۳ آبان برای ما چه چیزی مانده است؟ ما باید در هر دوران به این پرسش پاسخ جدید بدهیم. ما نباید سیزده آبان را تبدیل به یک مناسک کنیم. ما نباید برچسب «آمریکایی» را برای طرد و حذف دیگری به کار ببریم که اگر چنین کنیم در حق نسل‌های جدید جفا کرده‌ایم و یک ظلم بزرگ برای انتقال تجربه و حافظه تاریخی به نسل جدید کرده‌ایم.

    آن‌هاکه شور انقلابی آن سال‌های حماسی را به خاطر می آورند، می‌توانند گواهی بدهند که این مقاومت بزرگ ملی یک مبارزه فراگیر بود و همه اقشار با همه سلایق و با همه گرایش‌ها و مکتب‌های فکری را شامل می شد. امروز برای مقابله با دور جدید تحریم‌های آمریکا علیه ملت در ۱۳ آبان ۹۶ که آن را به تسلیم شدن ایران تعبیر می کنند و همان کاپیتولاسیون مدرن است، همه اقشار جامعه پای کار مبارزه با تحریم‌های ظالمانه آمریکا علیه ملت ایران بیایند و پایمردی کنند.

    امروز مقاومت در مقابل زورگویی آمریکا یعنی تلاش همه با هم و عموم ملی برای شکستن تحریم و به گوشه رینگ بردن آمریکا، یعنی دفاع از زندگی مردم یعنی افزایش سطح تاب آوری جامعه در مقابل تحریم. امروز هم به آن ظرفیت عظیم نیاز داریم و باید در این مسیر ایجاد هم‌افزایی و همگرایی کنیم نه واگرایی. روز ۱۳ آبان باید به مثابه روز وحدت ملی درمقابله با زورگویی‌ها و یکجانبه گرایی‌ها و روز وحدت کلمه همه آحاد جامعه در «نه» گفتن به خواسته‌های نامشروع آمریکا از ملت ایران باشد و در این مسیر همه ملت ایران و مسئولین با یکدیگر هم قول و هم نظر هستند.

  • تولید اورانیوم به بیش از ۵ کیلوگرم در روز رسیده است

    تولید اورانیوم به بیش از ۵ کیلوگرم در روز رسیده است

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از شبکه خبر، علی اکبر صالحی در برنامه «تیتر امشب» در این شبکه تلویزیونی گفت: امروز همزمان با ۱۳ ابان اقدامات وسیعی در زمینه هسته ای در سایت نطنز را به فال نیک می گیریم. 

    وی افزود: پرسنل سازمان انرژی اتمی امروز توانستند با ادامه راه شهدای هسته ای برای کشور غرور آفرینی کنند و در دوماهه گام سوم که مصادف با محرم و صفر شده بود دستاورد بزرگی برای کشور بدست آوردند. 

    رئیس سازمان انرژی اتمی درادامه گفت: در گام سوم به دستور رئیس جمهور محدودیت های مربوط به تحقیق و توسعه نادیده گرفته شد و به تحقیق و توسعه شتاب دادیم. 

    او افزود: تحقیق و توسعه شیوه های خود را دارد و برای حق ایده ها مانند سانتریفیوژ نیازمند طراحی ذهنی و مفهومی دارد که بعد به طراحی محاسباتی و نمونه سازی قطعات می شود. در رویه جهانی از زمان خلق یک ایده تا زمان به سرانجام رساندن به مفهوم به تولید انبوه رساندن حداقل ۸ سال طول می کشد. همانگونه که ایده سانتریفیوژ IR۶ سال ۸۸ خلق شد و در سال ۸۹ یکی از این سانتریفیوژ ها  رونمایی شد که از آن زمان تاکنون بعد از گذشت ۹ سال از رونمایی هنوز در زنجیره میانی ۲۰ تایی بودیم. 

    وی گفت: در برنامه پیشبرد تحقیقات زمان زنجیره ۳۰ تایی چند سال دیگر قرار بود انجام شود که به دلیل اینکه در چالش سیاسی قرار گرفتیم اراده مسئولین بر این بود که اراده خود را به رخ دیگران بکشانیم.

     صالحی درباره آماده شدن IR۹ نیز گفت: امروز از این سانتریفیوژ رونمایی شد در دو سه ماه آینده نیز نمونه دیگر رونمایی خواهد شد تا مراحل تست را بگذراند اما نمونه IR۹  برای رسیدن به تولید انبوه حدود ۱۰ سال زمان می خواهد.

    رییس سازمان انرژی اتمی توضیح داد: در برجام برای ظرفیت عملیاتی غنی سازی تصمیم گرفتیم ۸ تا ۹ سال نگه داشته شود. طراحی مفهومی  IR۸ از سال ۸۸ شروع شد که طراحی مفهومی آن پذیرفته شد.

    وی درباره مراحل ساخت گفت: تست های زیادی لازم است تا بتوانیم فرایند را به خوبی انجام دهیم.

    صالحی درباره سایت نطنز نیز گفت: نطنز جای ۴۰ هزار سانتریفیوژ را دارد و سوی سانتریفیوژ ها به علت اینکه بر چه مبنایی باشد فرق می کند که اگر بر مبنای U باشد با  UF۶ متفاوت است. 

    وی گفت: جمهوری اسلامی با همت دانشمندان هسته ای به قدری در سانتریفیوژ پیشرفت کرده که IR۱ که از سال ۶۸ وارد کشور شده و تا سال ۸۵ که یک زنجیره آن برپا شد ۱۷ سال طول کشید که با آموختن فرایندهای ساخت سانتریفیوژ ها ، خلق ایده ها  به دست دانشمندان ایرانی انجام شده است. تولید نرم افزارهای طراحی ۵۰۰ مستند های علمی دارد به گونه ای که اوباما نیز اذعان کرده بود که دیگر نمی توان جلوی ایران را گرفت چون ساخت و طراحی سانتریفیوژها در ذهن دانشمندان ایرانی است. 

    صالحی درباره غنی سازی ۲۰ درصد نیز گفت: کار بزرگی که دانشمندان ما انجام داده اند این است که وقتی  در چیدمان قرار می گیرند، چیدمان سانتریفیوژ نیز برای بهره وری علم است بنابراین وقتی سانتریفیوژها در گازدهی قرار می گیرند برای میزان گازدهی نیز نیازمند برنامه ریز دقیق است.

    او درباره وضعیت غنی سازی نیز گفت: در چندهفته اخیر به چیدمان ایده آل رسیده ایم که کار آسانی نبوده است.

    صالحی گفت: در مذاکرات برجام درباره غنی سازی نسبت به ایده های مطرح شده ما بدل را داشتیم تا در بن بست غنی سازی گیر نکنیم.

    رئیس سازمان انرژی اتمی درباره ظرفیت نیروگاههایی که قرار  است در بوشهر ساخته شود نیز گفت: ظرفیت هرکدام از این نیروگاه ها هزار و ۵۰ مگاوات است  که هرکدام به اندازه نیروگاه بوشهر خواهد بود. 

    صالحی درباره نگه داشتن اورانیوم و تولید آن در کشور گفت: قبل از گام سوم حدود ۴۵۰ گرم در روز تولید اورانیوم داشتیم که از امروز این رقم به بالای ۵ هزار گرم (۵ کیلوگرم) رسیده است. در اوج قبل از بر جام روزی ۷ هزار گرم غنی سازی داشتیم اما الان به بالای ۵ هزار گرم رسیده ایم که در دو سه روز آینده به ۵ هزار و ۲۰۰ گرم خواهد رسید. 

    او درباره آب سنگین اراک نیز گفت: سالانه ۲۰ تن تولید داریم. ذخایر ۱۲۸ تنی داریم که الان در حال فروش آب سنگین هستیم. برخلاف اینکه ترامپ خرید آب سنگین ایران را برای کشورهای دیگر ممنوع کرده است اما دیگر کشورها به این توجهی ندارند بنابراین ممکن است سالهای آینده آب سنگین را به مشتقات تبدیل کنیم و بجای آب سنگین خام فروش برسانیم.

    صالحی درباره خارج شدن از اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی نیز گفت: باید این امر به تصویب مجلس برسد. 

    او در پایان گفت: حقوق هسته ای و چرخه کامل سوخت هسته ای از  اکتشاف و استخراج تا تبدیل اورانیوم و پسماندداری است درحال انجام است. همچنین بزرگترین صنعتی کشور از حیث حجم مالی که ۱۰ میلیارد دلار است و تحقیق و  توسعه را نیز باشتاب درحال پیشروی است. 

  • تکاپوی بیرانوند برای ورود به کورس دستکش طلایی

    تکاپوی بیرانوند برای ورود به کورس دستکش طلایی

    تیم پرسپولیس در شرایطی از سد فولاد گذشت که علیرضا بیرانوند دروازه بان این تیم به همراه خط دفاعی موفق به ثبت کلین شیت شد. بیرانوند در این بازی سه سیو داشت که مهم ترین آن ها مهار شوت حردانی در نیمه دوم بود. وی همچنین روی خروج ها نیز درخشان عمل کرد و در اهواز شب خوبی را پشت سر گذاشت.

    این چهارمین کلین شیت علیرضا بیرانوند در لیگ نوزدهم نیز بود که او را در بین دروازه بان های برتر این فصل قرار داد. اکنون پیام نیازمند با ۸ و رشید مظاهری با ۷ کلین شیت در رده نخست قرار دارند اما گلرهای استقلال و پرسپولیس نیز فرصت این را دارند تا به صدر جدول و دستکش طلایی برسند.

    در سال های اخیر بیرانوند با ثبت بیشترین کلین شیت خود را به عنوان برترین دروازه بان ایران مطرح کرد اما حالا رقبایی جدی تر از قبل برای این عنوان دارد. به هر حال پرسپولیس دو بازی خانگی دیگر را خواهد داشت و بیرانوند می‌تواند آمار خود را بهتر کند.

    نکته جالب این که سه کلین شیت اخیر بیرانوند در سه هفته اخیر رقم خورده و به نظر می‌رسد او به فرم خوب قبلی بازگشته است.

    ۲۵۵ ۴۱