به گزارش خبرنگار مهر، سخنرانی حجتالاسلام حسن روحانی رئیسجمهور صبح امروز(شنبه) در مراسم آئین تکریم از خادمان قرآن کریم آغاز شد.
خبر تکمیل میشود
تحلیل اخبار سیاسی در تمام اقصی نقاط ایران و جهان و ارائه خبرهای سیاسی روز

به گزارش خبرنگار مهر، سخنرانی حجتالاسلام حسن روحانی رئیسجمهور صبح امروز(شنبه) در مراسم آئین تکریم از خادمان قرآن کریم آغاز شد.
خبر تکمیل میشود

خبرگزاری مهر، گروه سیاست – طیبه بیات؛ «جمال عرف» رئیس ستاد انتخابات کشور پای میز مصاحبه ما نشست و پس از سوالهایی که پرسیدیم و با طمأنیه جواب میداد شیوه مصاحبه مان را به شیوه سیاست ورزی یکی از رؤسای جمهور کشورهای منطقه تشبیه کرد!
پیش بینیاش از فضای انتخاباتی ۱۴۰۰ این است که پس از طی شدن ماههای پایانی سال ۱۳۹۹ که فضای کشور انتخاباتی تر میشود شرایط بهتری را تجربه خواهیم کرد. معتقد است سهم مشارکت در انتخابات پیش رو بیش از ۵۰ درصد خواهد بود و با تدابیری که اندیشیده شده است از فضای سرد سیاسیای که وزیر کشور با ابراز تأسف از آن خبر داده بود، فاصله خواهیم گرفت.
رئیس ستاد انتخابات کشور از افزایش ۱۰ درصدی شعب اخذ رأی در انتخابات ۱۴۰۰ خبر داد و اظهار داشت: تصمیمگرفتیم سرجمع به میزان ۱۰ درصد افزایش شعب داشته باشیم، بنابراین در انتخابات ۲۸ خرداد ۱۴۰۰، قریب به ۷۰ هزار شعبه خواهیم داشت.
عرف همچنین در مورد احتمال افزایش ساعت اخذ رأی نیز گفت: افزایش روزهای انتخابات، انتخابات پستی و انتخابات اینترنتی در قانون دیده نشده است، بنابراین فقط میتوانیم انتخابات را ۲ ساعت زودتر آغاز کنیم.
وی در مورد عدم تغییر روز انتخابات نیز تصریح کرد: تاریخ ۲۸ خرداد برای برگزاری ۴ انتخابات ریاستجمهوری، شوراها و دو میاندورهای قطعی است و تغییر نخواهد کرد.
معاون سیاسی وزیر کشور در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه معمولاً در آستانه انتخابات، تغییراتی در استانداران و فرمانداران صورت میگیرد. در انتخابات مجلس هم چنین اتفاقی افتاد. آیا این تغییرات از موضع سیاسی است؟ اظهار داشت: در حوزه استانداران فعلاً تغییری نداریم مگر اینکه مجبور شویم یا اینکه استاندار ما ارتقا پیدا کند؛ مثلاً رئیسجمهور تصمیم بگیرد که فلان استاندار همانند آقای رزم حسینی منصب وزارت را برعهده بگیرد، خب ما در این شرایط که نمیتوانیم مخالفت کنیم. وقتی یک استاندار ارتقا پیدا میکند، جای آن خالی میشود و نگاه میکنیم ببینیم در آن استان کدام یک از استانداران یا معاونین استانداران موجود میتوانند جایگزین شوند.
متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
در رابطه با اظهار نگرانیهای مختلفی که جهت کاهش مشارکت در انتخابات مطرح است، یکی از نگرانیها عدم تمایل مردم برای ایستادن در صفهای طولانی برای رأی دادن است. آیا این موضوع که در کاهش مشارکت در انتخابات پیش رو تأثیرگذار نخواهد بود و آن را تحت الشعاع قرار نخواهد داد؟
در دوره پیشین انتخابات ریاستجمهوری، کمی بیشتر از ۶۲ هزار شعبه اخذ رأی داشتیم. با توجه به اینکه ۲۰۸ حوزه انتخاباتی در سراسر کشور داریم، در زمینه افزایش صندوقهای اخذ رأی، بحثهای مختلفی صورت گرفت و نظر همه استانها گرفته شد و گزارشی از آخرین وضعیت تمامی استانها و شهرستانها توسط فرمانداران ارائه شد تا تصمیمگیری شود که بر اساس تداوم بیماری کرونا و رابطه معناداری که میان تجمعات و شیوع این بیماری وجود دارد، تا چه اندازه شعبهها را افزایش دهیم تا بتوانیم از شیوع بیماری جلوگیری کنیم.
تصمیمگرفتیم سرجمع به میزان ۱۰ درصد افزایش شعب داشته باشیم، بنابراین در انتخابات ۲۸ خرداد ۱۴۰۰، قریب به ۷۰ هزار شعبه خواهیم داشت در نهایت، به این جمعبندی رسیدیم که به صورت میانگین و سرجمع به میزان ۱۰ درصد افزایش شعب داشته باشیم؛ بنابراین ما در انتخابات ۲۸ خرداد ۱۴۰۰، قریب به ۷۰ هزار شعبه خواهیم داشت. پس این برنامهای است که وزارت کشور دارد و با شورای نگهبان نیز در این زمینه صحبتهایی شده و موافقتهایی گرفته شده است. با توجه به اینکه هیأت نظارت بر انتخابات، در انتخابات ریاستجمهوری و دو میان دورهای، شورای نگهبان و در انتخابات شوراها، مجلس شورای اسلامی است، با هیئت مرکزی نظارت مجلس صحبت کردیم و این توافقات صورت گرفته است.
در انتخابات شوراها نیز ۱۰ درصد افزایش داریم؟
در مجموع وقتی گفته میشود شعبه، هر دو صندوق ریاستجمهوری و شوراهای شهر و روستا مدنظر است و در برخی حوزهها مانند تهران ۴ صندوق ریاستجمهوری، شوراها، میان دورهای مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی داریم. بحثهای اجرایی و فنی زیادی داشتیم که با تمام این بحثها به این برنامه رسیدیم.

در رابطه با زمان برگزاری انتخابات هم بحثی را مطرح کردیم و پیشنهادات مختلفی ارائه شد. فراخوان نسبتاً بزرگی داده شد تا کسی هر ایدهای دارد بتواند ارائه دهد. برخی با مطالعه دقیق ایده داده بودند، برخی ایدهای در ذهنشان آمده بود و … که همه را بررسی کردیم. ما باید بر اساس قانون، انتخابات را برگزار کنیم و به عنوان مجری قانون انتخابات، نمیتوانیم کاری فراتر از قانون انجام دهیم. انتظار نظام جمهوری اسلامی ایران از وزارت کشور، وزیر کشور و بنده این است که انتخابات را براساس قانون برگزار کنیم.
افزایش روزهای انتخابات، انتخابات پستی و انتخابات اینترنتی در قانون دیده نشده است، بنابراین فقط میتوانیم انتخابات را ۲ ساعت زودتر آغاز کنیم برخی از پیشنهادات از جمله افزایش روزهای انتخابات در قانون دیده نشده است که طبعاً آنها را کنار گذاشتیم. پیشنهاداتی در رابطه با برگزاری انتخابات به صورت پستی داشتیم که چنین روشی را نمیتوانیم انجام دهیم و در قانون نیست یا پیشنهادی در مورد برگزاری اینترنتی انتخابات مطرح شد که در هیچ جای دنیا انتخابات را اینترنتی برگزار نمیکنند واصلاً در آن فضا محرمانگی معنا ندارد.
در نهایت به افزایش شعب و افزایش ساعات در روز رأیگیری رسیدیم. از آنجایی که در ۲۸ خرداد روز بلند است، تصمیم بر آن شد که اگر بتوانیم دو ساعت زودتر انتخابات را شروع کنیم و به عنوان مثال به جای ۸ صبح، ساعت ۶ صبح انتخابات را کلید بزنیم تا هرکسی که علاقهمند است بتواند زودتر در انتخابات شرکت کند.
۲ ساعت زودتر آغاز شدن انتخابات، منع قانونی ندارد؟
خیر، در طول همان روز مشکلی نداریم زیرا گفته شده است «در روز جمعه» و میتوان از تمام ظرفیت این روز استفاده کرد. این آخرین تصمیماتی است که گرفته شده و تلاش خواهیم کرد مردم با دغدغه کمتری در انتخابات مشارکت کنند.
علاوه بر این، در حال طراحی دو نرم افزار و به اصطلاح اپلیکیشن هستیم که یکی مربوط به شعبهیابی و دیگری مربوط به ثبت نام است و بر روی پرتال وزارت کشور بارگذاری خواهد شد. ثبت نام این دوره انتخابات چه در ریاستجمهوری و چه در شوراهای شهر و روستا و دو میان دورهای، به شکل غیرحضوری خواهد بود و افراد در منزل یا محل کار و هر جایی که هستند وارد میشوند و اطلاعات خود را ثبت میکنند.
پس از دریافت اطلاعات، در صورت وجود نواقص، برای رفع نقص به فرد اطلاع داده میشود و پس از حل نقایص برای او زمانی مشخص میشود تا به صورت حضوری مراجعه داشته باشد و فرد با شخصی که از راه دور ثبتنام کرده است تطبیق داده شود. یک پرسشنامه پُر شده را تأیید میکند و به جای اینکه چند ساعت وقت افراد گرفته شود در چند دقیقه انجام میشود.
در حال طراحی دو نرم افزار و به اصطلاح اپلیکیشن هستیم که یکی مربوط به شعبهیابی و دیگری مربوط به ثبتنام کاندیداها است در بحث شعبهیابی نیز این امکان را برای افرادی که قصد دارند رأی بدهند فراهم کردیم تا با ورود به اپلیکیشن شعبهیاب، متوجه شوند که کدام شعبه به منزلشان نزدیک است و براساس رنگ شعب به صورت آنلاین متوجه شلوغی، خلوتی و یا نیمه شلوغی شعبهها شوند و شعبه مدنظر خود را انتخاب کنند.
بنابراین با این نرم افزار تلاش خواهیم کرد تا جایی که امکان دارد تراکم را به حداقل برسانیم تا در ۲۸ خرداد شاهد صفها و ازدحامها نباشیم. در خود شعب هم، تمام پروتکلهای بهداشتی باید رعایت شود. یعنی هم فاصله اجتماعی مراعات شود و افراد مراجعه کننده حتماً ماسک داشته باشند و در صورت نداشتن ماسک به آنها ماسک داده شود. وسایل ضدعفونی کننده وجود داشته باشد تا قبل و بعد از اخذ رأی، مورد استفاده قرار گیرد تا یک فضای ایمن در شعب فراهم شود. البته مردم بعد از یک سال آموختند که در این شرایط چگونه رفتار کنند. اگر امکان داشته باشد تلاش خواهیم کرد بخش عمدهای از شعب را به فضای باز منتقل کنیم. البته باید جایی باشد که آفتاب هم اذیت نکند و دغدغه مردم به حداقل برسد.

وزارت کشور چه برنامههایی برای افزایش مشارکت در انتخابات دارد؟ تاکنون اقداماتی صورت گرفته است؟ چه برنامههایی برای آینده دارید؟
معمولاً گفته میشود انتخابات، بهار احزاب است و انتخابات و حزب دو روی سکه هستند. وزارت کشور تلاش میکند با برگزاری جلسات همفکری و هم اندیشی با فعالان سیاسی، این فضا را گرمتر کند. ما با خانه احزاب و دبیران جبههها جلساتی داشتیم و عمدتاً بحث ما این است که فضایی ایجاد شود تا همه افرادی که قصد ورود دارند، وارد شوند.
چیزی که مهم است اینکه تاکنون بیش از ۱۲۰ حزب مجوز گرفتند. اینها کسانی هستند که از کمیسیون ۱۰ احزاب که یک کمیسیون فراقوهای است مجوز گرفتهاند. کمیسیون ماده ۱۰ احزاب دو عضو از نمایندگان مجلس، دو عضو نیز از قوه قضائیه دارد و معاون سیاسی هم نماینده دولت است. ما تلاش خواهیم کرد همه احزاب فعال و وارد شوند.
قصد داریم با اپلیکیشن شعبهیاب تراکم شعب را به حداقل برسانیم گرایشهای احزاب و اینکه کدام اصلاحطلب و کدام اصولگرا هستند، مشخص است؟
تقریباً میان اصولگرایان و اصلاحطلبان فاصله کمی وجود دارد و به هم نزدیک هستند.
دستهبندی فقط اصولگرا و اصلاحطلب است؟
اصلاحطلبان و اصولگرایان دو گرایش عمده کشور هستند و گرایش سوم ما اعتدالیون و مستقلین هستند که آنها هم به نسبت وزن خود در کشور، احزاب و گروههایی دارند. بنابراین ۱۲۰ حزب براساس وزن اینها تقسیم میشود.
مجوز این ۱۲۰ حزب، بر اساس قانون جدید است؟ قبل از اینکه طرح تطبیق احزاب با قانون جدید را داشته باشیم، بیش از ۲۶۰ حزب داشتیم. آیا تعداد احزاب که به ۱۲۰ رسیدند، براساس قانون جدید صورت گرفته است؟
بله دقیقاً. در یک زمانی افراد میآمدند ثبت نام میکردند ولو اینکه آن حزب فعال نبود و آمار احزاب کشور زیاد میشد، مانند انجمن کذا، گروه کذا و جمعیت کذا. قانونگذار به منظور ساماندهی، قانون ۱۰ احزاب را در سال ۱۳۹۵ به روز رسانی و به وزارت کشور ابلاغ کرد و از آن تاریخ تاکنون احزاب باید بیایند و خودشان را تطبیق دهند، یعنی بیایند بگویند اساسنامه و مرامنامهشان چیست و تعداد اعضایشان را مشخص کنند و بگویند مجمع و شورای مرکزی خود را چگونه تشکیل میدهند.
طبق قانون جدید، احزابی که فعال بودند توانستند خود را تطبیق دهند و احزابی که فقط در حد ثبتنام بودند، کنار رفتند در واقع احزاب فعال توانستند خودشان را تطبیق دهند اما آنهایی که فقط در حد یک ثبت نام بودند، عملاً کنار رفتند. در حال حاضر هم دو یا سه حزب و جمعیت در دستور کار کمیسیون هستند که باید با شرایط جدید تطبیق دهیم. اعلام میکنیم اساسنامه و مرامنامه بدهند و بروند مجمع برگزار کرده و شورای مرکزی خود را انتخاب و معرفی کنند.
در واقع، وظیفه کمیسیون ماده ۱۰ احزاب بیشتر راهبری، سیاستگذاری و نظارت در حوزه احزاب است و دخالتی در فعالیت احزاب ندارد. فقط در چارچوب ریلگذاری و نظارت در این زمینه عمل میکند. با این حال جلساتی را داریم و خواهیم داشت تا احزاب فعال شوند و به عرصه بیایند.
آن بخشی هم که به عوامل غیرسیاسی مانند عوامل اقتصادی و اجتماعی و … مربوط است باید با اقدام متولیان امر مدیریت شود تا فضا را به فضای آرامتری تبدیل کنند و دغدغههای مردم به حداقل برسد. به عقیده من با اقداماتی که در مجموعه کشور انجام خواهد شد، شاهد مشارکت خواهیم بود؛ البته خیلی کُند ولی رو به افزایش است.

طبق آخرین نظرسنجیهایی که دارید پیشبینی شما از میزان مشارکت چه اندازه است؟
براساس بخشی از نظرسنجیها افرادی که قطعاً گفتند به انتخابات ورود میکنند یک سوم کسانی هستند که مورد سوال قرار گرفتند. آرا نظرسنجیها متفاوت است و بعضی از نظرسنجیها به صورت تلفنی گرفته میشود که یک اندازه اعتبار دارد و برخی با نمونهگیریهای دقیقتر نظرسنجی میکنند. به مرور که جلو میرویم، به نظر میآید که این عدد در حال افزایش است اما روند کُندی دارد.
فکر میکنم هنوز فضای کشور انتخاباتی نشده است و امید داریم سال جدید فضا انتخاباتیتر و تکلیف گروهها و احزاب سیاسی روشن شود. البته این موضوع به این برمیگردد که گروهها و جریانات سیاسی هنوز در حال گفتگو هستند و هنوز خیلی وارد فضای انتخاباتی نشدند. در سال جدید وقتی برنامه انتخاباتی گروهها و احزاب سیاسی و کاندیداهایی که قرار است معرفی کنند مشخص شود، منجر به شکلگیری گفتمانها میشود و پیرو آن، فضا اجتماعیتر شده و مقوله انتخابات وارد فضای عمومی جامعه خواهد شد.
فضای کشور هنوز انتخاباتی نشده است اما روند این را نشان میدهد که میزان مشارکت بالای ۵۰ درصد باشد آیا پیشبینی از اینکه مشارکت چه میزان خواهد بود دارید؟
اجازه دهید به این سوال اینگونه پاسخ بدهم. ما در ۱۲ دوره انتخابات ریاستجمهوری، از مشارکت بین ۵۰ درصد تا ۸۵ درصد داشتهایم. یعنی کسی توقع ندارد ما بیش از ۸۵ درصد یا کمتر از ۵۰ درصد مشارکت داشته باشیم. تصور من این است که ما باید میانگین این درصدها را در نظر بگیریم.
پس پیشبینی میکنید که بالای ۵۰ درصد مشارکت را در انتخابات داریم؟
روند این را نشان میدهد که انشاءالله به این سمت خواهیم رفت، خصوصاً اینکه ما یک انتخابات در سطح ملی و یک انتخابات در سطح محلی یعنی شوراهای شهر و روستا داریم که اگر این دو با هم گره بخورند، علایق ملی و محلی، تحرکی را در جامعه ایجاد خواهد کرد.
موضوع انتخابات در ستاد ملی کرونا هم مطرح شده است؟ یا پیگیریهایی از سوی وزارت کشور صورت میگیرد که ستاد کرونا آئین نامهای برای انتخابات تدوین کند؟
اگر یادتان باشد برای مرحله دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی، یک بار تاریخ ۲۹ فروردین را اعلام کردیم. وقتی که این موضوع با ستاد ملی کرونا در میان گذاشته شد و آنها گفتند شرایط فروردین برای انتخابات مناسب نیست لذا شهریور ماه را پیشنهاد دادیم و براساس پروتکلهای ستاد، انتخابات را برگزار کردیم.
قطعاً این دوره هم همین طور خواهد شد و اکنون کمیته اجتماعی ستاد ملی مدیریت کرونا مشغول تهیه پروتکل انتخابات است و با دعوت از وزارت بهداشت و سایر طرفهای موضوع، پروتکلهای لازم را طراحی میکنند.

امکان دارد تاریخ ۲۸ خرداد مجدداً تغییر کند؟
خیر، به لحاظ قانونی ما دیگر نمیتوانیم تاریخ را تغییر دهیم زیرا ما زمان را به عنوان مثال برای سال بعد، از سال قبل که معمولاً دو زمان است، به شورای نگهبان اعلام میکنیم. شورای نگهبان یک روز را میپذیرد و اعلام میکند و سپس تقویم انتخابات تنظیم میشود؛ یعنی کل تقویم انتخابات میاندورهای ها، ریاست جمهوری و شوراها بر اساس ۲۸ خرداد است و اگر زمان را تغییر دهیم، کل تقویم ما بهم میخورد. بر این اساس، آن چیزی که قطعی است ۲۸ خرداد است و ما باید خودمان را آماده کنیم که یک انتخابات پرشکوه برگزار شود.
تاریخ ۲۸ خرداد برای برگزاری ۴ انتخابات ریاستجمهوری، شوراها و دو میاندورهای قطعی است و تغییر نخواهد کرد پروتکلهای ستاد کرونا چه زمانی ابلاغ میشود؟
فکر میکنم تا پایان سال این کار تمام شود؛ یعنی تا پایان سال به مرحله ابلاغ پروتکلها برای استانها برسیم. ما از تجارب همه کشورهایی که تاکنون انتخابات برگزار کردند استفاده کردیم. موضوع انتخابات یکی از موضوعاتی بود که در تمام دنیا تحت تأثیر کرونا قرار گرفت و فقط مربوط به ما نمیشود. ۱۹ کشوری را که انتخابات برگزار کردند، به شکل کامل بررسی کردیم.
بعضی کشورها موفق بودند زیرا توانستند هم مشارکت قابل قبولی را محقق کنند و هم شیوع بیماری را مدیریت کنند. اصل موضوع در انتخابات، پیدا کردن نقطه بهینه این دو موضوع است، به گونهای که نباید افزایش مشارکت، بیماری را افزایش دهد یا بالعکس از ترس افزایش بیماری، مشارکت کاهش پیدا کند.
تمام پروتکلهای انتخاباتی کره جنوبی را گرفتیم و ترجمه کردیم تا در دستور کار خود قرار دهیم کره جنوبی در این زمینه موفق عمل کرده است؛ یعنی یک انتخابات پارلمانی که برگزار کرد، توانست با پروتکلها و آموزشهایی که داده بود مشارکتی ۶۵ درصدی ایجاد کند. بر اساس گزارش منتشر شده از سوی کرهایها، بیماری کرونا بعد از انتخاباتشان اوج پیدا نکرد. ما معتقدیم این یک تجربه موفق است. ما تمام پروتکلهای آنها را گرفتیم و ترجمه کردیم تا در دستور کار خود قرار دهیم.
از سوی دیگر، انتخابات ریاستجمهوری آمریکاییها بود. آن چیزی که برای ما مهم بود پروتکل اجرایی آنها بود. آمریکاییها افزایش مشارکت داشتند اما بیماری هم اوج پیدا کرد و اکنون دارند تبعات بیماری را مدیریت میکنند. درست است بخشی از موجی که از همهگیری کرونا در آمریکا ایجاد شد به بیتدبیری دولت ترامپ باز میگردد اما بخشی هم به بحثهای انتخاباتی، میتینگها و … مرتبط است. هنری که ما باید داشته باشیم این است که نقطه تعادل و بهینه را پیدا کنیم.
در انتخابات آمریکا، مشارکت افزایش یافت اما بیماری کرونا هم اوج پیدا کرد یکی از موضوعات مهم در انتخابات ریاستجمهوری، بحث متینگها، همایشها و سفرهای استانی است. در این شرایط وضعیت تبلیغات نامزدها چطور خواهد بود؟ فقط محدود به فضای مجازی است؟
یکی از نقطههایی که شاید بیشترین مشکل را ایجاد میکند، همین زمان تبلیغات است. ما در تقویم انتخابات، ۲۰ روز برای ریاستجمهوری، ۱۴ روز برای مجلس خبرگان و ۷ روز برای دو انتخابات دیگر تبلیغات داریم. بنابراین هم ثبتنامها را غیرحضوری کردیم و خیالمان راحت است و هم روز رأیگیری با پروتکلها شرایط را مدیریت خواهیم کرد؛ اما نکته اینجاست که ما چگونه بتوانیم با همکاری ستادهای کاندیداها، شرایط را مدیریت کنیم. یکجا انتخابات ملی است و جایی دیگر هم انتخابات محلی است، کار در فلان روستا یا در فلان شهر مقداری سختتر میشود. لازم است تا میتوانیم از ظرفیت رسانه، یعنی هم رسانههای محلی، هم رسانه ملی، هم فضای مجازی و شبکههای اجتماعی استفاده کنیم.
با این تفاسیر همایشهای انتخاباتی تقریباً برچیده میشود؟
تلاش خواهیم کرد که این همایشها به حداقل برسد و بر اساس تعدادی که در پروتکل تعیین خواهد شد، برگزار میشود. برای مثال وزارت بهداشت اعلام کرده است که این تعداد افراد میتوانند در فلان ساعت در یک فضایی با این ابعاد حضور داشته باشند. به همین دلیل بعضی جلسات در محل باز، یک پروتکل و در محل بسته پروتکل دیگری دارد؛ بنابراین قطعاً تجمعات خیلی شلوغ نخواهیم داشت اما به شکل مدیریت شده و در چارچوب پروتکلهای اعلامی با جمعیتهای کم خواهیم داشت.
تلاش میکنیم همایشهای انتخاباتی به حداقل برسد و بر اساس تعدادی که در پروتکلها تعیین شده، برگزار شود آیا تا این لحظه، حزب یا گروهی برای اختصاص مکان تجمعات انتخاباتی به کمیسیون ماده ۱۰ احزاب درخواست داده است؟
به شکل محدود که عمدتاً هم خواستههای صنفی است، مطرح شده است. برای مثال، بازنشستگان فلان قشر نامه میزنند که میخواهیم تجمعی برگزار کنیم؛ اما تا این لحظه نامهای از احزاب بزرگ نداشتیم. اگر درخواستی باشد، در کمیسیون بررسی میکنیم و بنای ما بر این است که برای تجمعاتی که اعتراضی به برنامهای دارند، فضایی ایجاد شود و طرف بیاید و حرف خود را بزند و همه اینها در چارچوب قانون صورت گیرد. همه تلاش ما این است که اینها در مجاری قانونی خود ادامه پیدا کند.
انتخابات الکترونیک که موضوعی قدیمی میان شورای نگهبان و وزارت کشور است، در نهایت به کجا ختم شد؟
شاید شرایط در انتخابات ۱۴۰۲ یا ۱۴۰۴ برای استفاده از صندوق الکترونیک تغییر کند فرایند انتخابات از ثبت نام تا اخذ رأی ۲۵ مرحله دارد که در حال حاضر همه این مراحل جز اخذ رأی به صورت الکترونیکی برگزار میشود. در خصوص صندوق الکترونیک و آخرین بحثهایی که با دوستان خود در شورای نگهبان داشتیم به سؤالاتی که داشتند پاسخ دادیم و مستنداتی از این صندوقها خواستند که آنها را هم در اختیار گذاشتیم. در پایان تقریباً به ما اعلام شد در انتخابات ریاستجمهوری ممکن نیست از صندوق استفاده کنید، پس ما در انتخابات ریاستجمهوری از صندوق الکترونیک استفاده نخواهیم کرد. شاید در انتخابات ۱۴۰۲ یا ۱۴۰۴ شرایط تغییر کند.
با شورای نظارت مرکزی انتخابات شوراهای اسلامی هم جلسه گذاشتیم که آنها پذیرفتند از صندوق الکترونیک استفاده کنیم؛ یعنی اصلاً بحث ما صندوق الکترونیک است و قبل و بعد آن را همه پذیرفتند. حدود ۳۰ هزار صندوق عملیاتی داریم و معمولاً ۳ هزار پشتیبان قرار میگیرد که با محاسباتی که انجام دادیم حدود ۱۰ هزار شعبه را برای انتخابات شوراها پوشش میدهد.
پیشنهادی که به هیئت مرکزی نظارت مجلس شورای اسلامی دادیم این بود که این ۱۰ هزار شعبه را در کلانشهرهایی مانند تهران و البرز استفاده کنیم. حُسن این کار این است که سرعت اعلام نتایج خیلی بالا میرود. برای مثال در تهران، زمان شمارش آرا تا اعلام نتایج، دو یا سه روز طول میکشد.
در شرایط کرونایی باید به عوامل اجرایی و نظارت هم توجه کنیم. در انتخابات، این عوامل حداقل ۴۸ ساعت در حوزه انتخابیه هستند و سلامت آنان نیز باید برای ما اهمیت داشته باشد. چندین پیشنهاد در این زمینه مطرح کردیم. یکی اینکه حتماً از عوامل، تست کرونا گرفته شود. این تست هم باید نزدیک به زمانی باشد که انتخابات انجام میشود. برای مثال ۲۴ یا ۴۸ ساعت قبل از انتخابات این تستها را انجام میدهیم. این، حداقل کاری است که برای عوامل دنبال میکنیم.

شرایط بهتری که از ستاد ملی تقاضا کردیم این است که عوامل اجرایی و نظارتی انتخابات، در اولویت واکسیناسیون قرار گیرند. اگر این اتفاق صورت گیرد ایمنی خیلی افزایش پیدا میکند و ایمنی حداقل ۹۰ درصد میشود البته در صورتی که دو دوز زده شده باشد. اگر واکسن به مقدار کافی وارد کشور شود، امیدوار هستیم که عوامل واکسن بزنند. اگر به مقدار کافی نیاید باید حداقل سراغ تستها برویم.
پیشنهاد واکسیناسیون عوامل اجرایی و نظارت بر انتخابات را به ستاد ملی کرونا دادهایم، در غیر این صورت، ۴۸ ساعت قبل از انتخابات از همه عوامل تست میگیریم کمیسیون ماده ۱۰ احزاب صلاحیت دبیرکل حزب اعتماد ملی را رد کرده است اما علیرغم استعفای دبیرکل این حزب، اعضای شورای مرکزی حزب اعتماد ملی ضمن مخالفت با این استعفا، هم چنان وی را دبیرکل حزب میدانند و اعلام کردند نسبت به تصمیم کمیسیون شکایت خواهند کرد. با این اوصاف پرونده حزب اعتماد ملی به کجا خواهد رسید؟
یکی از مراحلی که در کمیسیون ماده ۱۰ احزاب مورد بحث قرار میگیرد، این است که اعضای شورای مرکزی براساس قانون ۱۰ احزاب نباید محکومیت داشته باشند. وقتی پرونده اعتماد ملی مطرح شد، دیدیم که این مسأله [محکومیت] برای چند نفر از اعضای شورای مرکزی وجود دارد، بنابراین باید قانون را رعایت میکردیم. البته این مسأله تنها برای این حزب نیست بلکه برای سایر احزاب هم اتفاق میافتد. در مورد تمامی اعضای شورای مرکزی، از مراجع قانونی استعلام میشود، مراجع قانونی هم اعلام میکنند. بعضی از اعضای شورای مرکزی ممکن است سابقه داشته باشند، البته این موارد، به حزب مورد نظر اعلام میشود که این افراد احراز صلاحیت نشدند ولی حزب میتواند کار خود را انجام دهد.
رد صلاحیت برخی اعضای شورای مرکزی حزب اعتماد ملی، به معنای انحلال آن حزب نیست این دو مسأله را از هم جدا کنید. در یک حزب، ۳۰، ۴۰ تا ۵۰ نفر اعضای شورای مرکزی وجود دارد و اگر ۳ تا ۴ نفر هم سابقهای داشته باشند اتفاقی برای شورای مرکزی نمیافتد. این استعلامها در مورد همه احزاب انجام میشود و در مورد حزب اعتماد ملی هم انجام شد اما آقایان [اعتماد ملی] اعتراض کردند. خب ایرادی ندارد چون در جمهوری اسلامی هیچ بنبستی نداریم. جایی که میتوانند اعتراض کنند دیوان عدالت اداری است. اگر آن مرجع اعلام کرد رأیی که شما به عنوان کمیسیون ماده ۱۰ احزاب دادید درست نبوده است، ما تمکین میکنیم.
هنوز جواب دیوان عدالت اداری نیامده است؟
خیر، هنوز اعلام نشده است و ما فعلاً منتظریم. احتمالاً بعداً به اینگونه احزاب یکی دو تا اضافه بشود چون وقتی فرد یا افرادی سابقه محکومیت دارند، ما باید قانون را اجرا کنیم.
الان حزب اعتماد ملی در چه وضعیتی قرار دارد؟ آیا حزب منحل شده است؟
خیر، حزب کار خودش را انجام میدهد. کاری که اعتماد ملی یا امثال این حزب باید بکنند، این است که افراد دیگری را به عنوان دبیرکل به ما معرفی کنند. این اتفاق پیچیدهای نیست.
به حزب اعتماد ملی گفتیم از کمیسیون ماده ۱۰ به دیوان عدالت اداری شکایت کنند؛ هر رأیی دیوان بدهد، ما اجرا میکنیم فرد جایگزین معرفی نکردند؟
خیر، آنها میگویند چون ما اعتقاد داریم تصمیم کمیسیون ماده ۱۰ احزاب، تصمیم درستی نبوده است، پس شکایت میکنیم. ما هم گفتیم شکایت کنید و هرچه مرجع مورد نظر اعلام کرد ما به آن عمل میکنیم. من تأکید میکنم که قانون، فعالیت حزب را به افراد گره نزده است. اینکه اگر آقای «الف» یا «ب» مورد تأیید قرار نگرفت به این معنا نیست که حزب منحل میشود، چراکه انحلال در یک شرایط خاصی صورت میگیرد.
وقتی به ایام انتخابات میرسیم، تعداد شوراهای موسوم به شوراهای وحدت، ائتلاف و جبههها تشکیل میشود. آیا این شوراها و جبههها نیاز به اخذ مجوز از کمیسیون ماده ۱۰ احزاب دارند؟
قانون ۱۰ احزاب اعلام کرده که فعالیت یا در قالب حزب است یا به شکل جبهه، یعنی شکل دیگری را پیشبینی نکرده است. در انتخابات قبلی هم من در مورد یکی از جریانات سیاسی که یک شورای ائتلافی بود، گفتم باید به قالب جبهه بیاید و خودش را تطبیق دهد. ما تاکنون به ۱۴ جبهه مجوز دادیم. از بین احزاب مجوزدار چند حزب، با یک هدف مشخص مثلاً انتخابات ریاست جمهوری به مدت محدود یا نامحدود، میتوانند در قالب یک جبهه فعالیت کنند، بنابراین باید حوزه و زمان را مشخص کنند و به اطلاع کمیسیون برسانند. در آخرین جلسه، یکی از جبههها که اتفاقاً دبیر آن از نمایندگان عضو کمیسیون ماده ۱۰ احزاب بود، در کمیسیون درخواست تشکیل جبهه را اعلام کرد و بررسی شد. رویه کمیسیون این است که یک حزب در دو یا چند جبهه نباشد. ما بررسی میکنیم که کدام یک از احزاب عضو جبهه، مجوزدار هستند و کدام یک از آنها در سایر جبههها عضویت دارند.
بنابراین تشکیل جبهه نیاز به مجوز خاصی ندارد بلکه صرفاً در حد اطلاع است.
دقیقاً، باید ببینیم احزاب عضو فلان جبهه در زمره ۱۲۰ حزب مجوزدار کشور هستند یا خیر. مرحله دوم هم این است که یک حزب در چند جبهه نباشد. تا الآن هم ۱۴ جبهه تشکیل شده است.

برای انتخابات ریاستجمهوری؟
خیر، برخی از این جبههها برای گذشته هستند ولی بعضی دیگر برای انتخابات ریاستجمهوری شکل میگیرند. شاید اگر جلوتر برویم، این ۱۴ جبهه مثلاً به ۲۰ جبهه افزایش یابد. البته از ۱۲۰ حزب، مثلاً نمیتواند ۵۰ جبهه تشکیل شود چون دیگر نقض غرض خواهد شد زیرا قانون برای ساماندهی امور نوشته شده است. در انتخابات مجلس یازدهم، ۱۴ جبهه فعالیت کردند و برخی از آنها فقط برای انتخابات مجلس بودند و بعد از آن منحل شدند.
تاکنون ۱۴ جبهه تشکیل شده و شاید تا انتخابات ریاستجمهوری این تعداد به ۲۰ جبهه افزایش پیدا کند تاکنون یک جبهه برای فعالیت در انتخابات ریاستجمهوری اعلام موجودیت کرده یا باز هم مواردی داشتیم؟
از گذشته ۱۰ تا ۱۱ جبهه داشتیم، اما تعدادی نیز در این فاصله آمدند و به ۱۴ جبهه رسیدند. البته درخواستهایی برای تشکیل جبهه آمده ولی به آنها گفته شده که این گام اول است و باید مدارک لازم را بیاورند.
تعدادی از احزاب از کمیسیون، مجوز فعالیت میگیرند اما فعالیتی ندارند، مثل حزب رفاه که مسائلی هم درمورد آن مطرح بوده است. آیا نظارتی از سوی کمیسیون نسبت به فعالیت اینگونه احزاب صورت میگیرد؟
ما قاعدتاً احزابی را که مجوز گرفتند بررسی میکنیم و فرصتی را در اختیارشان قرار میدهیم؛ البته فضای بیماری کرونا بر همه حوزهها از جمله سیاستورزی احزاب تأثیر گذاشته، از جمله اینکه برخی نتوانستند مجامع خود را برگزار کنند. در این زمینه از ما سوال کردند و ما اجازه دادیم که در فضای مجازی و غیرحضوری مجامع خود را برگزار کنند. نظارت در این زمینه هم شرایط خاص خودش را دارد. ما یک مرحلهای را خواهیم گذاشت تا ببینیم کدام یک از این احزاب، فعال هستند و کدام نیستند. برای آنهایی که نیستند زمانی تعیین میکنیم و میگوئیم اگر یک حزب به هر دلیلی نتوانست خودش را فعال کند، مجدداً کمیسیون ماده ۱۰ بررسی خواهد کرد و ممکن است پایان فعالیت حزب را اعلام کند.
اگر یک حزب در زمان تعیین شده فعال نشود، ممکن است کمیسیون ماده ۱۰ پایان فعالیت آن را اعلام کند یکی از اعضای حزب جمهوریت نامهای را به شما دادند و دبیرکل حزب متبوع خود را غیرقانونی خواندند. پاسخ شما به این نامه چیست؟
ما احزابی را داریم که در درون خودشان اختلاف دارند. تلاش ما در مرحله اول این است که اینها مسأله را خودشان حل کنند. در شورای مرکزی حزب جمهوریت، دو دسته ایجاد شده است و اکثریت هم ندارند. جناح معترض به دبیرکل، آمدند صحبت کردند و نهایتاً پیشنهاد ما این بود که مجمع برگزار کنند. بالاترین مرجع در احزاب، مجمع عمومی آنهاست و مجمع باید تصمیم بگیرد. تا الان به دلیل اختلافات موجود موفق نشدند مجمع را برگزار کنند. ما هم زمانی برای آنها تعیین کردیم که اگر نتوانند اختلاف درون حزب را حل و فصل کنند، کمیسیون ماده ۱۰ وارد خواهد شد و تصمیم خواهد گرفت. امیدواریم دبیرکل حزب جمهوریت و جریان معترض ایشان به یک جمع بندی برسند تا حزب بتواند فعالیت خودش را انجام دهد.
معمولاً در آستانه انتخابات، تغییراتی در استانداران و فرمانداران صورت میگیرد. در انتخابات مجلس هم چنین اتفاقی افتاد. آیا این تغییرات از موضع سیاسی است؟
در حوزه استانداران فعلاً تغییری نداریم مگر اینکه مجبور شویم یا اینکه استاندار ما ارتقا پیدا کند؛ مثلاً رئیسجمهور تصمیم بگیرد که فلان استاندار همانند آقای رزم حسینی منصب وزارت را برعهده بگیرد، خب ما در این شرایط که نمیتوانیم مخالفت کنیم. وقتی یک استاندار ارتقا پیدا میکند، جای آن خالی میشود و نگاه میکنیم ببینیم در آن استان کدام یک از استانداران یا معاونین استانداران موجود میتوانند جایگزین شوند.
فعلاً بحثی برای تغییر استانداران نداریم مگر اینکه مجبور شویم چون ما وارد بحث جدی انتخابات میشویم، باید کسانی استاندار شوند که با وظایف استانداری آشنا باشند؛ زیرا باید انتخابات را در استان برگزار کنند. ما الان فعلاً بحثی برای تغییر استانداران نداریم مگر اینکه مجدداً ارتقایی صورت بگیرد و مجبور شویم تغییرات دهیم. در حوزه فرمانداران این تغییرات بیشتر است زیرا مثلاً یک فرمانداری بازنشسته میشود یا اینکه یک فرماندار دیگر از سوی یک دستگاه دیگر مأمور بوده و پایان مأموریت اتفاق میافتد.
بنابراین تغییرات در این حوزهها سیاسی نیست؟
خیر، اینکه به این تغییرات چه برچسبی بزنیم و چه اسمی روی آن بگذاریم و بگوییم سیاسی است یا غیرسیاسی، موضوع دیگری است. این دولت که سال آخرش است و برنامهای برای ادامه ندارد، چرا باید کسی را بیاورد تا از طریق آن اتفاقی را صورت دهد؟ ما در همین تغییرات استانداران که عرض کردم، وقتی به برخی دوستان میگفتیم و از آنها دعوت میکردیم، به ما میگفتند این دولت که تمام است و برای چه بیاییم؟ شما مطمئن باشید دولت هیچ تصمیم سیاسی در این تغییرات ندارد. این تغییرات، حاصل الزامات اداری و مدیریتی است که به وجود میآید.
مطمئن باشید دولت هیچ تصمیم سیاسی در تغییرات استانداران ندارد اطلاعی از آمادگی افراد شاخص برای کاندیداتوری در انتخابات ۱۴۰۰ دارید؟
ما هم درحدی که شماها میدانید، میدانیم. الان خوشبختانه رسانهها و شبکههای اجتماعی جلوتر از همه هستند. ما باید از شماها خبر بگیریم که چه کسانی را کشف کردید!

به گزارش خبرگزاری مهر، رهبر انقلاب در دیدار فرماندهان نیروی هوایی و پدافند ارتش (۹۹/۱۱/۱۹) درباره سیاست جمهوری اسلامی در مورد برجام فرمودند: «آن طرفی که حق دارد برای ادامه کار برجام شرط معیّن کند ایران است. علّت هم این است که ایران از اوّل به تمام تعهّدات برجامی خودش عمل کرد، جمهوری اسلامی به تمامی تعهّدات برجامی عمل کرد؛ آنها نقض کردند. ما حق داریم برای ادامه برجام شرط بگذاریم و این شرط را هم گذاشتیم و گفتیم و هیچکس هم از آن عدول نخواهد کرد؛ و آن این است که اگر میخواهند ایران به تعهّدات برجامی -که چند تعهّد آن را لغو کرده- برگردد، باید آمریکا تحریمها را کلّاً لغو بکند؛ آن هم نه به زبان و روی کاغذ که بگوید لغو کردیم؛ نه، بایستی در عمل تحریمها را لغو کنند و ما راستیآزمایی کنیم و احساس کنیم که درست تحریمها لغو شده، آن وقت ما هم به این تعهّدات برجامی برمی گردیم؛ این سیاست قطعی جمهوری اسلامی است و مورد اتّفاق مسئولان کشور هم هست و از این سیاست بر نخواهیم گشت.»
پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای در گفت وگو با سید عباس عراقچی معاون وزیر امور خارجه و عضو ارشد تیم مذاکرهکننده هستهای ایران با کشورهای ۱+۵ به بررسی تحریمها و برجام پرداخت.
جنابعالی بهعنوان یکی از مسئولین ارشد وزارت خارجه و عضو تیم مذاکرهکننده هستهای، موضع قطعی جمهوری اسلامی درخصوص تحریمها و برجام را برای رؤسا و مسئولین حوزههای وزارت خارجه سایر کشورها چگونه تبیین و تشریح میکنید؟
درخصوص برجام و بازگشت آمریکا به برجام، آنچه که برای ما اهمیت دارد، تعهداتی است که این کشورها در برجام بهطور مشخص برای رفع تحریمها داشته و دارند. برجام بر دو پایه قرار دارد؛ یک پایه اقدامات هستهای ایران است که در یک دوره زمانی مشخص صورت میگیرد و دیگری تحریمهای علیه ایران است که طرف مقابل باید برمیگرداند. طبیعتاً هر کدام از این دو پایه وجود نداشته باشد، برجام موضوعیت خودش را از دست میدهد. بنابراین، بازگشت آمریکا به برجام برای ما زمانی اهمیت دارد که منجر به رفع تحریمها شود. وقتی میگوئیم رفع تحریمها، منظور همه تحریمهایی است که هم در برجام پیشبینی شده و بعد از خروج آمریکا از برجام دوباره وضع شده و هم تحریمهایی که جدیداً وضع شده و عنوانش عوض شده است. این موضع کاملاً منطقی است. آنچه که ما الآن داریم در کاهش تعهداتمان انجام میدهیم، عکسالعمل به اقداماتی است که آمریکا انجام داده است. بنابراین، اگر آمریکا میخواهد که به برجام برگردد و برجام دوباره شکل اصلی خودش را پیدا بکند، طبیعی است که آنها باید برگردند و تحریمهای خودشان را بردارند. همانطوری که رهبر معظم انقلاب هم فرمودند راستیآزمایی شود و ما مطمئن بشویم، بعد دوباره به تعهدات خودمان باز خواهیم گشت.
در صحبتهایتان به انواع تحریمها با عناوین جدید اشاره کردید که به ملت ایران تحمیل شده است. این تحریمها چیست؟ تحریمهای هستهای و تحریمهای بعد از خروج آمریکا از برجام به چه نحوی هستند؟ رهبر انقلاب گفتند که اگر آمریکاییها بدون رفع تحریمها بخواهند به برجام برگردند، ممکن است برای ما ضرر هم داشته باشد. این مسئله را هم برای ما تبیین کنید.
ببینید اگر آمریکا بدون رفع تحریمها بخواهد به برجام برگردد، اصلاً برای ما موضوعیتی ندارد. برجامی که رفع تحریمها در آن نباشد، اصلاً برای ما هیچ ارزشی ندارد که آمریکا برگردد یا برنگردد. بهطور طبیعی اگر آمریکا میخواهد دوباره عضوی از برجام باشد، این عضویت باید با همه تعهداتش باشد؛ یعنی وقتی عضویتش معنا پیدا میکند که به تعهدات خودش بهعنوان یک عضو عمل بکند. اگر قرار باشد برگردد و به تعهداتش عمل نکند، از نظر ما اساساً برنگشته است و عضویتش محقق نشده است.
امّا رفع تحریمها شامل همه تحریمهایی است که اولاً در برجام پیشبینی شده و باید آمریکا برمیداشت، ثانیاً تحریمهایی است که بعد از خروج آمریکا از برجام جدیداً وضع شدند و ثالثاً تحریمهایی است که با ترفند حقوقی سعی کردند عناوینش را عوض کنند و شکل جدیدی بدهند. خب. میدانید در توافق برجام تمامی تحریمهایی که (تحریمهای شورای امنیت، اتحادیه اروپا، آمریکا، دستورات اجرایی رئیس جمهور و قوانین کنگره) بهخاطر برنامه هستهای علیه ما وضع شده بود باید برداشته میشد. این قانون برجام است و در توافقنامه هم پیشبینی شده است. بنابراین، همه این تحریمها باید برداشته شود؛ امّا بعد از خروج آمریکا از برجام یکسری تحریمهای جدیدتری گذاشته شد که از نظر ما همه این تحریمها مشمول همین خواهد شد و باید برداشته شود.
بعضی از تحریمها را هم سعی کردند که عنوان جدیدی بدهند که ربطی به هستهای ندارد، بلکه به دلایل دیگری است که از نظر ما قابل پذیرش نیست؛ لذا معیار ما خیلی روشن است و باید وضعیت تحریمها دقیقاً به ژانویه سال ۲۰۱۷ برگردد؛ یعنی هر تحریمی که در آن تاریخ نبوده، الآن هم نباید باشد. این معیار کاملاً روشنی است. اگر این چنین شد، بعد از راستیآزمایی، جمهوری اسلامی به تعهداتش برمیگردد.
آمریکا در یک مقطعی از برجام به شکل موقت تحریمها را رفع کرد، امّا نقض عهد کرد و بعد حتی تحریمها را هم چند برابر کرد. اگر ما بخواهیم برای رفع تحریمها راستیآزمایی کنیم، از جهت فنی، حقوقی و سیاسی چه اقداماتی را میتوانیم انجام بدهیم که راستیآزمایی شکل بگیرد؟
برای راستیآزمایی باید تأثیر رفع تحریمها در عمل مشاهده شود. طبق برجام آنها موظفاند تحریمهای خودشان را رفع کنند، حالا بعضی از تحریمها لغو و بعضی بهدلیل ویژگیهای فنی که دارد متوقف میشود و روی کاغذ انجام میشود؛ یعنی دستوری است که رئیس جمهوری امضا میکند که این یک بحث است؛
امّا اینکه در عمل چه تأثیری میگذارد بحث بعدی است. آنچه که برای ما اهمیت دارد، تأثیر رفع تحریمهاست نه لزوماً رفع تحریمها. رفع تحریمها یک امضا روی کاغذ است، ولی تأثیر رفع تحریمها در میدان اتفاق میافتد. برای ما مهم نیست که آمریکا امضا میکند که ایران بتواند نفت بفروشد یا تحریم خودش را بر نفت ایران برمیدارد یا متوقف میکند، بلکه مهم این است که نفت ما فروش برود و مشکلات مربوط به حملونقل، بیمه و همهی مسائل جانبیاش حل بشود. در واقع نفت ما به دست خریدار برسد و مبلغش از طریق بانک به دست ما برسد. این تأثیر رفع تحریمهاست که در عمل باید خودش را نشان بدهد. اگر این پروسه اتفاق بیفتد، ما میتوانیم بگوییم که تحریمها واقعاً برداشته شده است.
بعضی از تحریمها هم در عمل آثار فوری دارند. مثلاً مبادلات بانکی سریع انجام میشود. اگر این چنین باشد، معلوم میشود که تحریم برداشته شده است؛ شرکتها برای سرمایهگذاری مطالعاتی دارند و چند ماه باید مطالعه کنند و شریک ایرانی پیدا بکنند و به تفاهم و قرارداد برسند، بعد سرمایهشان منتقل شود.
راستیآزمایی بهلحاظ فنی، حقوقی، سیاسی و اقتصادی، کار آسانی نیست و ویژگیهای خودش را دارد. بعضی از موارد احتیاج به زمان دارد و بعضی از موارد سریعتر انجام میشود؛ ولی ما باید آثار رفع تحریمها را در عمل مشاهده کنیم تا مطمئن بشویم که تحریمها برداشته شده است.
با توجه به اینکه اشاره کردید برای ما آن چیزی که در عمل اتفاق میافتد مهم است، ولی آمریکاییها حتی در دولت باراک اوباما هم عدم پایبندی به جسم و روح برجام را نشان دادند؛ یعنی اگرچه یکسری اقدامات شکلی یا موقت را داشتند، امّا همان موقع هم سعی میکردند در سرمایهگذاری شرکتهای اقتصادی در ایران اختلال ایجاد کنند و شرکتهای اروپایی را بترسانند. نظر شما در اینباره چیست؟
این یک واقعیتی است که آمریکاییها به تحریمکردن معتاد شدهاند؛ یعنی تحریم به ابزار اصلیشان در مراودات جهانی تبدیل شده است. فقط هم علیه ایران نیست، بلکه علیه همه به کار میگیرند. تحریم ابزاری در دست سیاست خارجی آمریکا برای رسیدن به اهدافش است و این ابزار را به آسانی از دست نمیدهد. آمریکاییها در برجام قبول کردند که خیلی از تحریمها برداشته شود. اما آمریکاییها در عمل شروع به یکسری کارشکنیهایی کردند که مزایای استفادهی ایران از برجام را حتیالامکان کم بکنند؛ حتی در دوره اوباما هم این اتفاق افتاد. اگر خاطرتان باشد اعمال ویزا علیه افرادی بود که به ایران سفر میکردند؛ یعنی تعدادی از کشورها با آمریکا قراردادی دارند که اتباع آنها فکر میکنم تا نود روز میتوانند بدون ویزا سفر کنند. کنگره یک قانونی تصویب کرد که اگر کسی به ایران رفته باشد، دیگر از این مزیت برخوردار نیست و باید ویزا بگیرد و به آمریکا برگردد. این اعمال تحریم در ظاهر علیه ایران نبود، بلکه در باطن ترساندن کسانی بود که برای همکاریهای اقتصادی و تجاری میخواستند به ایران بیایند؛ چون میترسیدند با آمدن به ایران و برای رفتن به آمریکا دیگر ویزا به آنها ندهند.
این کار در واقع کارشکنی و تحریم مخفی بود که با روح برجام تعارض داشت. با روح برجامی که قرار بود تحریمها را بردارد و همکاریهای تجاری و اقتصادی با ایران به حالت عادی برگردد. آن موقع ما همین بحث را مطرح کردیم و به اینکه آمریکا کارشکنی و موانع در راه اجرای دقیق رفع تحریمها و عادیشدن همکاریهای اقتصادی با ایران ایجاد میکند، اعتراض کردیم. این کار در دورهی اوباما اتفاق افتاد و در دورهی ترامپ هم همه چیز تمام شد. البته در مجموع بین دولت دموکرات یا جمهوریخواه خیلی فرقی نیست و تحریم به ابزاری در سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده است و کار اصولی و اساسی که ما باید انجام بدهیم، گرفتن این ابزار از دست آمریکاست.
اخیراً مجلس و دولت در کاهش بخشی از تعهدات برجامی جمهوری اسلامی و شروع مجدد غنیسازی بیست درصد اقداماتی انجام دادند. یکی از موضوعاتی هم که رهبر معظم انقلاب به آن اشاره کردند بحث «تعهد در مقابل تعهد» و اقدامات متناظر است. به نظر شما این اقدامات چه کمکی میتواند به تیم دیپلماسی و تأمین منافع ملی ما بکند و ما از این ابزار قدرت به چه نحوی میتوانیم استفاده کنیم؟
کاهش تعهدات عین منافع ملی است و لزوماً برای اینکه ابزاری در دست مذاکرهکنندگان باشد، نیست. منافع ملی ما اقتضا میکرد که این کار را انجام بدهیم. وقتی آمریکا از برجام خارج شد و تحریمهای خودش را برگرداند، ما بنا بهدلایلی تا یک سال صبر کردیم و به دیگر اعضای برجام فرصت دادیم که به قولهای خودشان برای جبران نبودن آمریکا در برجام عمل کنند، ولی در راهحلهای عملیاتی که قول داده بودند، ناتوان ماندند. بنابراین، منافع ملی ما اقتضا میکرد که ما تعهداتمان را در مقابل بازگشت مجدد تحریمها کاهش بدهیم. برای ما ضمانت اجرای برجام این است که هر موقع احساس کردیم طرف مقابل تکالیف و تعهدات خودش را انجام نمیدهد، ما هم تعهدات خودمان را کنار بگذاریم.
مادهی ۳۶ برجام این اختیار را به ما میدهد که بهصورت کلی یا جزئی تعهدات خودمان را کاهش بدهیم. ما هم از این سازوکار استفاده کردیم و تصمیم گرفتیم که تعهدات خودمان را پلهپله کاهش بدهیم و در پنج مرحله بهغیر از بحث نظارتی این کار را کردیم؛ یعنی در بحثهای اجرایی ما همهی تعهدات خودمان را در حوزهی غنیسازی و غیره کنار گذاشتیم و فقط قسمت تعهدات نظارتی ما در برجام باقی مانده است که این هم طبق قانون مجلس، اگر خواستههای قانون برآورده نشود، متأثر میشود. به نظر من این کار عین منافع ملی بود و باید هم انجام میشد. الآن هم که آمریکا به بازگشت به برجام تمایل پیدا کرده، اگر ما این کار را انجام نمیدادیم، قطعاً در شرایط بسیار سختی قرار میگرفتیم و آمریکا در موضع زیادهطلبیاش باقی میماند.
منظورتان از بازگشت آمریکا، بازگشت به برجام به همراه رفع تحریمهاست؟
ببینید وقتی ما میگوئیم بازگشت آمریکا؛ یعنی بازگشت به انجام تعهدات در برجام. اصلاً بازگشت آمریکا بدون رفع تحریمها معنی و موضوعیت ندارد. بعضیها فکر میکنند که ما بهدنبال بازگشت آمریکا بدون رفع تحریم هستیم، اصلاً نمیشود اینچنین تصور کرد. وقتی بازگشت آمریکا معنی پیدا میکند که تعهدات خودش را در برجام انجام داده باشد. همان تعهداتی که رفع تحریمهاست و باید انجام بدهد.
ممکن است آمریکاییها بخواهند به اقدامات صوری دست بزنند. مثلاً تحریم بعضی از اشخاص را بردارند و بگویند ما تحریمها را برداشتیم یا بعضی از امتیازات مالی را دوباره به جمهوری اسلامی بدهند و بعضیها خیال کنند که تحریمها رفع شده است. آیا شما چنین احتمالی میدهید؟
احتمالش هست. آنطوری که ما مطلع هستیم، آمریکا هنوز به سیاست جدیدش در رابطه با ایران نرسیده و موضعی اعلام نکرده است. بایدن هم که هفته پیش در وزارت امور خارجه در مورد ایران صحبت کرد، حرفی نزد. بنابراین، به نظر میرسد که آنها هنوز به جمعبندی نرسیدند که چگونه میخواهند رفتار کنند. ممکن است که به چنین تعابیری که شما فرمودید برسند.
با توجه به سابقه بدعهدیهای آمریکا و عدم انجام تعهدات اروپاییها، خساراتی در این مدت به جمهوری اسلامی و مردم وارد شد. اساساً وزارت خارجه چه برنامه و رویکردی برای مطالبهگری این خسارات خصوصاً از نظر اقتصادی دارد؟
بحث خساراتی که مربوط به برجام است، در مذاکرات آتی یک بحث جدی خواهد بود. به این مورد خواهیم پرداخت. کمیسیون مشترک برجام مسائل پیش آمده را بررسی میکند و ما حتماً این دو موضوع خسارات و سوءاستفاده آمریکا از سازوکار اسنپ بک را در کمیسیون پیگیری خواهیم کرد. سازوکار حل اختلاف در برجام به اسنپ بک مشهور است و آمریکاییها سعی کردند از این سازوکار در شورای امنیت سوءاستفاده کنند که شورای امنیت، کشورهای عضو برجام و جامعهی بینالملل جلویش ایستاد و اجازه نداد که آمریکا در این کار موفق شود؛ ولی باید تضمینی وجود داشته باشد که آمریکا بعداً از این مکانیسم سوءاستفادهای نخواهد کرد.
یک نکتهای که در صحبتهای شما هم بود، ما باید سیاست اصولیمان را بر بیاثرسازی تحریمها قرار بدهیم. رهبر انقلاب هم تأکید کردند که این سیاست بر مسئله رفع تحریم اولویت دارد، بهخاطر اینکه خنثیسازی تحریمها به خود ما برمیگردد و در اختیارمان است و رفع تحریم به دیگران برمیگردد. به نظر شما اقدامات ما برای اولویتدادن به این سیاست چه باید باشد؟
آنچه که رهبر معظم انقلاب به عنوان سیاست اصولی فرمودند، خنثیسازی تحریمهاست، و اینکه ما از رفع تحریمها استقبال میکنیم و اگر بردارند، یک ساعت را هم تلف نمیکنیم. یک چنین تعبیری فرمودند. ما در وزارت امور خارجه موظف هستیم که سیاست رفع تحریمها را دنبال کنیم؛ نیافتد. در حالت ایدهآل اقتصاد ما باید به چنین نقطهای برسد. اقتصادی که در مقابل فشارهای خارجی اعم از تحریم و بحرانهای مالی بینالمللی مقاوم باشد. از نظر بنده خنثیسازی از دو مسیر محقق میشود. البته فقط وظیفهی وزارت امور خارجه نیست و وظیفهی مجموعهی نظام است. یکی استفاده از توانمندیهای داخلی کشور و تقویتکردن و شکوفاکردن توانمندیهای داخلی کشور است در همین رابطه ایجاد علقهها و گرههای اقتصادی راهبردی با کشورهای همسایه و پیرامونی بهگونهای که جنبهی بازدارندگی در برابر تحریم ایجاد کند هم راهگشا خواهد بود. وقتی پروژههای قوی اقتصادی با کشورهای دیگر داشته باشیم، خودبهخود این کشورها مدافع رفع تحریمها علیه شما خواهند شد. یک نمونهاش را من مثال بزنم. ما با کشور عراق پروژهای داریم و برق این کشور را تأمین میکنیم. وقتی تحریمهای آمریکا برقرار شد، آمریکاییها به این نتیجه رسیدند که نمیتوانند مانع شوند و ناچاراً صادرات برق ایران به عراق را مستثناء کردند. مثال دیگرش بندر چابهار است. آمریکاییها بهخاطر سرمایهگذاری هندیها ناچار شدند که پروژهی چابهار را از تحریمها مستثناء کنند. ما باید از مزیتهای ترانزیتی، انرژی و جغرافیایی خود استفاده کنیم و گرههای محکم اقتصادی را در منطقه برقرار کنیم.
در این سالهایی که در سطوح ارشد دیپلماسی و مذاکرات حضور داشتید، طبیعتاً رفتوبرگشتها و تعاملاتی با رهبر انقلاب داشتید. اگر خاطره یا روایتی از توصیهها، نکات و حمایتهای ایشان از تیم دیپلماسی و نگاه ایشان به موضوع مذاکره و تعامل با دنیا دارید بفرمائید؟
مهمترین و شیرینترین خاطره من از حمایتهایی است که رهبر معظم انقلاب در طول دوران مذاکرات داشتند. ایشان هیچگاه نسبت به مذاکره و نیت طرفهای مقابل خوشبین نبودند و از روز با بدبینی و عدم اعتماد نسبت به طرف مقابل مذاکره کنید و ما هم روی همین مسیر حرکت کردیم، ولی در عین حال همیشه از نفس مذاکره و تیم مذاکرهکننده حمایت کردند. رهبر انقلاب در طول مذاکرات، به اصول کلی، خطوط قرمز و کلیات مذاکرات اشراف داشتند و رهبری میکردند، ولی در جزئیات دخالتی نداشتند و خودشان هم بارها فرمودند.

به گزارش خبرگزاری مهر، رهبر انقلاب در دیدار فرماندهان نیروی هوایی و پدافند ارتش (۹۹/۱۱/۱۹) درباره سیاست جمهوری اسلامی در مورد برجام فرمودند: «آن طرفی که حق دارد برای ادامه کار برجام شرط معیّن کند ایران است. علّت هم این است که ایران از اوّل به تمام تعهّدات برجامی خودش عمل کرد، جمهوری اسلامی به تمامی تعهّدات برجامی عمل کرد؛ آنها نقض کردند. ما حق داریم برای ادامه برجام شرط بگذاریم و این شرط را هم گذاشتیم و گفتیم و هیچکس هم از آن عدول نخواهد کرد؛ و آن این است که اگر میخواهند ایران به تعهّدات برجامی -که چند تعهّد آن را لغو کرده- برگردد، باید آمریکا تحریمها را کلّاً لغو بکند؛ آن هم نه به زبان و روی کاغذ که بگوید لغو کردیم؛ نه، بایستی در عمل تحریمها را لغو کنند و ما راستیآزمایی کنیم و احساس کنیم که درست تحریمها لغو شده، آن وقت ما هم به این تعهّدات برجامی برمی گردیم؛ این سیاست قطعی جمهوری اسلامی است و مورد اتّفاق مسئولان کشور هم هست و از این سیاست بر نخواهیم گشت.»
پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای در گفت وگو با سید عباس عراقچی معاون وزیر امور خارجه و عضو ارشد تیم مذاکرهکننده هستهای ایران با کشورهای ۱+۵ به بررسی تحریمها و برجام پرداخت.
جنابعالی بهعنوان یکی از مسئولین ارشد وزارت خارجه و عضو تیم مذاکرهکننده هستهای، موضع قطعی جمهوری اسلامی درخصوص تحریمها و برجام را برای رؤسا و مسئولین حوزههای وزارت خارجه سایر کشورها چگونه تبیین و تشریح میکنید؟
درخصوص برجام و بازگشت آمریکا به برجام، آنچه که برای ما اهمیت دارد، تعهداتی است که این کشورها در برجام بهطور مشخص برای رفع تحریمها داشته و دارند. برجام بر دو پایه قرار دارد؛ یک پایه اقدامات هستهای ایران است که در یک دوره زمانی مشخص صورت میگیرد و دیگری تحریمهای علیه ایران است که طرف مقابل باید برمیگرداند. طبیعتاً هر کدام از این دو پایه وجود نداشته باشد، برجام موضوعیت خودش را از دست میدهد. بنابراین، بازگشت آمریکا به برجام برای ما زمانی اهمیت دارد که منجر به رفع تحریمها شود. وقتی میگوئیم رفع تحریمها، منظور همه تحریمهایی است که هم در برجام پیشبینی شده و بعد از خروج آمریکا از برجام دوباره وضع شده و هم تحریمهایی که جدیداً وضع شده و عنوانش عوض شده است. این موضع کاملاً منطقی است. آنچه که ما الآن داریم در کاهش تعهداتمان انجام میدهیم، عکسالعمل به اقداماتی است که آمریکا انجام داده است. بنابراین، اگر آمریکا میخواهد که به برجام برگردد و برجام دوباره شکل اصلی خودش را پیدا بکند، طبیعی است که آنها باید برگردند و تحریمهای خودشان را بردارند. همانطوری که رهبر معظم انقلاب هم فرمودند راستیآزمایی شود و ما مطمئن بشویم، بعد دوباره به تعهدات خودمان باز خواهیم گشت.
در صحبتهایتان به انواع تحریمها با عناوین جدید اشاره کردید که به ملت ایران تحمیل شده است. این تحریمها چیست؟ تحریمهای هستهای و تحریمهای بعد از خروج آمریکا از برجام به چه نحوی هستند؟ رهبر انقلاب گفتند که اگر آمریکاییها بدون رفع تحریمها بخواهند به برجام برگردند، ممکن است برای ما ضرر هم داشته باشد. این مسئله را هم برای ما تبیین کنید.
ببینید اگر آمریکا بدون رفع تحریمها بخواهد به برجام برگردد، اصلاً برای ما موضوعیتی ندارد. برجامی که رفع تحریمها در آن نباشد، اصلاً برای ما هیچ ارزشی ندارد که آمریکا برگردد یا برنگردد. بهطور طبیعی اگر آمریکا میخواهد دوباره عضوی از برجام باشد، این عضویت باید با همه تعهداتش باشد؛ یعنی وقتی عضویتش معنا پیدا میکند که به تعهدات خودش بهعنوان یک عضو عمل بکند. اگر قرار باشد برگردد و به تعهداتش عمل نکند، از نظر ما اساساً برنگشته است و عضویتش محقق نشده است.
امّا رفع تحریمها شامل همه تحریمهایی است که اولاً در برجام پیشبینی شده و باید آمریکا برمیداشت، ثانیاً تحریمهایی است که بعد از خروج آمریکا از برجام جدیداً وضع شدند و ثالثاً تحریمهایی است که با ترفند حقوقی سعی کردند عناوینش را عوض کنند و شکل جدیدی بدهند. خب. میدانید در توافق برجام تمامی تحریمهایی که (تحریمهای شورای امنیت، اتحادیه اروپا، آمریکا، دستورات اجرایی رئیس جمهور و قوانین کنگره) بهخاطر برنامه هستهای علیه ما وضع شده بود باید برداشته میشد. این قانون برجام است و در توافقنامه هم پیشبینی شده است. بنابراین، همه این تحریمها باید برداشته شود؛ امّا بعد از خروج آمریکا از برجام یکسری تحریمهای جدیدتری گذاشته شد که از نظر ما همه این تحریمها مشمول همین خواهد شد و باید برداشته شود.
بعضی از تحریمها را هم سعی کردند که عنوان جدیدی بدهند که ربطی به هستهای ندارد، بلکه به دلایل دیگری است که از نظر ما قابل پذیرش نیست؛ لذا معیار ما خیلی روشن است و باید وضعیت تحریمها دقیقاً به ژانویه سال ۲۰۱۷ برگردد؛ یعنی هر تحریمی که در آن تاریخ نبوده، الآن هم نباید باشد. این معیار کاملاً روشنی است. اگر این چنین شد، بعد از راستیآزمایی، جمهوری اسلامی به تعهداتش برمیگردد.
آمریکا در یک مقطعی از برجام به شکل موقت تحریمها را رفع کرد، امّا نقض عهد کرد و بعد حتی تحریمها را هم چند برابر کرد. اگر ما بخواهیم برای رفع تحریمها راستیآزمایی کنیم، از جهت فنی، حقوقی و سیاسی چه اقداماتی را میتوانیم انجام بدهیم که راستیآزمایی شکل بگیرد؟
برای راستیآزمایی باید تأثیر رفع تحریمها در عمل مشاهده شود. طبق برجام آنها موظفاند تحریمهای خودشان را رفع کنند، حالا بعضی از تحریمها لغو و بعضی بهدلیل ویژگیهای فنی که دارد متوقف میشود و روی کاغذ انجام میشود؛ یعنی دستوری است که رئیس جمهوری امضا میکند که این یک بحث است؛
امّا اینکه در عمل چه تأثیری میگذارد بحث بعدی است. آنچه که برای ما اهمیت دارد، تأثیر رفع تحریمهاست نه لزوماً رفع تحریمها. رفع تحریمها یک امضا روی کاغذ است، ولی تأثیر رفع تحریمها در میدان اتفاق میافتد. برای ما مهم نیست که آمریکا امضا میکند که ایران بتواند نفت بفروشد یا تحریم خودش را بر نفت ایران برمیدارد یا متوقف میکند، بلکه مهم این است که نفت ما فروش برود و مشکلات مربوط به حملونقل، بیمه و همهی مسائل جانبیاش حل بشود. در واقع نفت ما به دست خریدار برسد و مبلغش از طریق بانک به دست ما برسد. این تأثیر رفع تحریمهاست که در عمل باید خودش را نشان بدهد. اگر این پروسه اتفاق بیفتد، ما میتوانیم بگوییم که تحریمها واقعاً برداشته شده است.
بعضی از تحریمها هم در عمل آثار فوری دارند. مثلاً مبادلات بانکی سریع انجام میشود. اگر این چنین باشد، معلوم میشود که تحریم برداشته شده است؛ شرکتها برای سرمایهگذاری مطالعاتی دارند و چند ماه باید مطالعه کنند و شریک ایرانی پیدا بکنند و به تفاهم و قرارداد برسند، بعد سرمایهشان منتقل شود.
راستیآزمایی بهلحاظ فنی، حقوقی، سیاسی و اقتصادی، کار آسانی نیست و ویژگیهای خودش را دارد. بعضی از موارد احتیاج به زمان دارد و بعضی از موارد سریعتر انجام میشود؛ ولی ما باید آثار رفع تحریمها را در عمل مشاهده کنیم تا مطمئن بشویم که تحریمها برداشته شده است.
با توجه به اینکه اشاره کردید برای ما آن چیزی که در عمل اتفاق میافتد مهم است، ولی آمریکاییها حتی در دولت باراک اوباما هم عدم پایبندی به جسم و روح برجام را نشان دادند؛ یعنی اگرچه یکسری اقدامات شکلی یا موقت را داشتند، امّا همان موقع هم سعی میکردند در سرمایهگذاری شرکتهای اقتصادی در ایران اختلال ایجاد کنند و شرکتهای اروپایی را بترسانند. نظر شما در اینباره چیست؟
این یک واقعیتی است که آمریکاییها به تحریمکردن معتاد شدهاند؛ یعنی تحریم به ابزار اصلیشان در مراودات جهانی تبدیل شده است. فقط هم علیه ایران نیست، بلکه علیه همه به کار میگیرند. تحریم ابزاری در دست سیاست خارجی آمریکا برای رسیدن به اهدافش است و این ابزار را به آسانی از دست نمیدهد. آمریکاییها در برجام قبول کردند که خیلی از تحریمها برداشته شود. اما آمریکاییها در عمل شروع به یکسری کارشکنیهایی کردند که مزایای استفادهی ایران از برجام را حتیالامکان کم بکنند؛ حتی در دوره اوباما هم این اتفاق افتاد. اگر خاطرتان باشد اعمال ویزا علیه افرادی بود که به ایران سفر میکردند؛ یعنی تعدادی از کشورها با آمریکا قراردادی دارند که اتباع آنها فکر میکنم تا نود روز میتوانند بدون ویزا سفر کنند. کنگره یک قانونی تصویب کرد که اگر کسی به ایران رفته باشد، دیگر از این مزیت برخوردار نیست و باید ویزا بگیرد و به آمریکا برگردد. این اعمال تحریم در ظاهر علیه ایران نبود، بلکه در باطن ترساندن کسانی بود که برای همکاریهای اقتصادی و تجاری میخواستند به ایران بیایند؛ چون میترسیدند با آمدن به ایران و برای رفتن به آمریکا دیگر ویزا به آنها ندهند.
این کار در واقع کارشکنی و تحریم مخفی بود که با روح برجام تعارض داشت. با روح برجامی که قرار بود تحریمها را بردارد و همکاریهای تجاری و اقتصادی با ایران به حالت عادی برگردد. آن موقع ما همین بحث را مطرح کردیم و به اینکه آمریکا کارشکنی و موانع در راه اجرای دقیق رفع تحریمها و عادیشدن همکاریهای اقتصادی با ایران ایجاد میکند، اعتراض کردیم. این کار در دورهی اوباما اتفاق افتاد و در دورهی ترامپ هم همه چیز تمام شد. البته در مجموع بین دولت دموکرات یا جمهوریخواه خیلی فرقی نیست و تحریم به ابزاری در سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده است و کار اصولی و اساسی که ما باید انجام بدهیم، گرفتن این ابزار از دست آمریکاست.
اخیراً مجلس و دولت در کاهش بخشی از تعهدات برجامی جمهوری اسلامی و شروع مجدد غنیسازی بیست درصد اقداماتی انجام دادند. یکی از موضوعاتی هم که رهبر معظم انقلاب به آن اشاره کردند بحث «تعهد در مقابل تعهد» و اقدامات متناظر است. به نظر شما این اقدامات چه کمکی میتواند به تیم دیپلماسی و تأمین منافع ملی ما بکند و ما از این ابزار قدرت به چه نحوی میتوانیم استفاده کنیم؟
کاهش تعهدات عین منافع ملی است و لزوماً برای اینکه ابزاری در دست مذاکرهکنندگان باشد، نیست. منافع ملی ما اقتضا میکرد که این کار را انجام بدهیم. وقتی آمریکا از برجام خارج شد و تحریمهای خودش را برگرداند، ما بنا بهدلایلی تا یک سال صبر کردیم و به دیگر اعضای برجام فرصت دادیم که به قولهای خودشان برای جبران نبودن آمریکا در برجام عمل کنند، ولی در راهحلهای عملیاتی که قول داده بودند، ناتوان ماندند. بنابراین، منافع ملی ما اقتضا میکرد که ما تعهداتمان را در مقابل بازگشت مجدد تحریمها کاهش بدهیم. برای ما ضمانت اجرای برجام این است که هر موقع احساس کردیم طرف مقابل تکالیف و تعهدات خودش را انجام نمیدهد، ما هم تعهدات خودمان را کنار بگذاریم.
مادهی ۳۶ برجام این اختیار را به ما میدهد که بهصورت کلی یا جزئی تعهدات خودمان را کاهش بدهیم. ما هم از این سازوکار استفاده کردیم و تصمیم گرفتیم که تعهدات خودمان را پلهپله کاهش بدهیم و در پنج مرحله بهغیر از بحث نظارتی این کار را کردیم؛ یعنی در بحثهای اجرایی ما همهی تعهدات خودمان را در حوزهی غنیسازی و غیره کنار گذاشتیم و فقط قسمت تعهدات نظارتی ما در برجام باقی مانده است که این هم طبق قانون مجلس، اگر خواستههای قانون برآورده نشود، متأثر میشود. به نظر من این کار عین منافع ملی بود و باید هم انجام میشد. الآن هم که آمریکا به بازگشت به برجام تمایل پیدا کرده، اگر ما این کار را انجام نمیدادیم، قطعاً در شرایط بسیار سختی قرار میگرفتیم و آمریکا در موضع زیادهطلبیاش باقی میماند.
منظورتان از بازگشت آمریکا، بازگشت به برجام به همراه رفع تحریمهاست؟
ببینید وقتی ما میگوئیم بازگشت آمریکا؛ یعنی بازگشت به انجام تعهدات در برجام. اصلاً بازگشت آمریکا بدون رفع تحریمها معنی و موضوعیت ندارد. بعضیها فکر میکنند که ما بهدنبال بازگشت آمریکا بدون رفع تحریم هستیم، اصلاً نمیشود اینچنین تصور کرد. وقتی بازگشت آمریکا معنی پیدا میکند که تعهدات خودش را در برجام انجام داده باشد. همان تعهداتی که رفع تحریمهاست و باید انجام بدهد.
ممکن است آمریکاییها بخواهند به اقدامات صوری دست بزنند. مثلاً تحریم بعضی از اشخاص را بردارند و بگویند ما تحریمها را برداشتیم یا بعضی از امتیازات مالی را دوباره به جمهوری اسلامی بدهند و بعضیها خیال کنند که تحریمها رفع شده است. آیا شما چنین احتمالی میدهید؟
احتمالش هست. آنطوری که ما مطلع هستیم، آمریکا هنوز به سیاست جدیدش در رابطه با ایران نرسیده و موضعی اعلام نکرده است. بایدن هم که هفته پیش در وزارت امور خارجه در مورد ایران صحبت کرد، حرفی نزد. بنابراین، به نظر میرسد که آنها هنوز به جمعبندی نرسیدند که چگونه میخواهند رفتار کنند. ممکن است که به چنین تعابیری که شما فرمودید برسند.
با توجه به سابقه بدعهدیهای آمریکا و عدم انجام تعهدات اروپاییها، خساراتی در این مدت به جمهوری اسلامی و مردم وارد شد. اساساً وزارت خارجه چه برنامه و رویکردی برای مطالبهگری این خسارات خصوصاً از نظر اقتصادی دارد؟
بحث خساراتی که مربوط به برجام است، در مذاکرات آتی یک بحث جدی خواهد بود. به این مورد خواهیم پرداخت. کمیسیون مشترک برجام مسائل پیش آمده را بررسی میکند و ما حتماً این دو موضوع خسارات و سوءاستفاده آمریکا از سازوکار اسنپ بک را در کمیسیون پیگیری خواهیم کرد. سازوکار حل اختلاف در برجام به اسنپ بک مشهور است و آمریکاییها سعی کردند از این سازوکار در شورای امنیت سوءاستفاده کنند که شورای امنیت، کشورهای عضو برجام و جامعهی بینالملل جلویش ایستاد و اجازه نداد که آمریکا در این کار موفق شود؛ ولی باید تضمینی وجود داشته باشد که آمریکا بعداً از این مکانیسم سوءاستفادهای نخواهد کرد.
یک نکتهای که در صحبتهای شما هم بود، ما باید سیاست اصولیمان را بر بیاثرسازی تحریمها قرار بدهیم. رهبر انقلاب هم تأکید کردند که این سیاست بر مسئله رفع تحریم اولویت دارد، بهخاطر اینکه خنثیسازی تحریمها به خود ما برمیگردد و در اختیارمان است و رفع تحریم به دیگران برمیگردد. به نظر شما اقدامات ما برای اولویتدادن به این سیاست چه باید باشد؟
آنچه که رهبر معظم انقلاب به عنوان سیاست اصولی فرمودند، خنثیسازی تحریمهاست، و اینکه ما از رفع تحریمها استقبال میکنیم و اگر بردارند، یک ساعت را هم تلف نمیکنیم. یک چنین تعبیری فرمودند. ما در وزارت امور خارجه موظف هستیم که سیاست رفع تحریمها را دنبال کنیم؛ نیافتد. در حالت ایدهآل اقتصاد ما باید به چنین نقطهای برسد. اقتصادی که در مقابل فشارهای خارجی اعم از تحریم و بحرانهای مالی بینالمللی مقاوم باشد. از نظر بنده خنثیسازی از دو مسیر محقق میشود. البته فقط وظیفهی وزارت امور خارجه نیست و وظیفهی مجموعهی نظام است. یکی استفاده از توانمندیهای داخلی کشور و تقویتکردن و شکوفاکردن توانمندیهای داخلی کشور است در همین رابطه ایجاد علقهها و گرههای اقتصادی راهبردی با کشورهای همسایه و پیرامونی بهگونهای که جنبهی بازدارندگی در برابر تحریم ایجاد کند هم راهگشا خواهد بود. وقتی پروژههای قوی اقتصادی با کشورهای دیگر داشته باشیم، خودبهخود این کشورها مدافع رفع تحریمها علیه شما خواهند شد. یک نمونهاش را من مثال بزنم. ما با کشور عراق پروژهای داریم و برق این کشور را تأمین میکنیم. وقتی تحریمهای آمریکا برقرار شد، آمریکاییها به این نتیجه رسیدند که نمیتوانند مانع شوند و ناچاراً صادرات برق ایران به عراق را مستثناء کردند. مثال دیگرش بندر چابهار است. آمریکاییها بهخاطر سرمایهگذاری هندیها ناچار شدند که پروژهی چابهار را از تحریمها مستثناء کنند. ما باید از مزیتهای ترانزیتی، انرژی و جغرافیایی خود استفاده کنیم و گرههای محکم اقتصادی را در منطقه برقرار کنیم.
در این سالهایی که در سطوح ارشد دیپلماسی و مذاکرات حضور داشتید، طبیعتاً رفتوبرگشتها و تعاملاتی با رهبر انقلاب داشتید. اگر خاطره یا روایتی از توصیهها، نکات و حمایتهای ایشان از تیم دیپلماسی و نگاه ایشان به موضوع مذاکره و تعامل با دنیا دارید بفرمائید؟
مهمترین و شیرینترین خاطره من از حمایتهایی است که رهبر معظم انقلاب در طول دوران مذاکرات داشتند. ایشان هیچگاه نسبت به مذاکره و نیت طرفهای مقابل خوشبین نبودند و از روز با بدبینی و عدم اعتماد نسبت به طرف مقابل مذاکره کنید و ما هم روی همین مسیر حرکت کردیم، ولی در عین حال همیشه از نفس مذاکره و تیم مذاکرهکننده حمایت کردند. رهبر انقلاب در طول مذاکرات، به اصول کلی، خطوط قرمز و کلیات مذاکرات اشراف داشتند و رهبری میکردند، ولی در جزئیات دخالتی نداشتند و خودشان هم بارها فرمودند.

به گزارش خبرگزاری مهر، شماره دویستوهفتادوپنجم هفتهنامه خط حزبالله با عنوان «حرف قطعی درباره تحریم» منتشر شد.
خط حزبالله در سخن هفته این شماره به بررسی بیانات اخیر رهبر انقلاب و سیاست قطعی جمهوری اسلامی درباره لغو تحریمها پرداخته است.
در آستانهی ماه رجب، خط حزبالله گزیده بیانات رهبر انقلاب درباره فضائل این ماه و فرصت معنویای آن را مرور کرده است.
شماره این هفته خط حزبالله به روح مطهر شهید مدافع حرم مصطفی زالنژاد تقدیم میشود.

در پی انتشار نامه ای منسوب به رئیس جمهور محترم سابق که واجد اطلاعات خلاف واقع و تعابیر غیر صحیح، از جمله تشکیل ستادی در وزارت کشور برای برخورد با یک تجمع فاقد مجوز در روز ۲۲ بهمن در شرق تهران است، روابط عمومی وزارت کشور طی بیانیه ای، نکاتی را در شش محور، برای آگاهی اصحاب شریف رسانه و تنویر افکار عمومی اعلام کرد.
متن کامل توضیحات وزارت کشور در پاسخ به محمود احمدی نژاد بدین شرح است:
باسمه تعالی
نظر به انتشار نامه ای منسوب به رئیس جمهور محترم سابق که واجد اطلاعات خلاف واقع و تعابیر غیر صحیح، از جمله تشکیل ستادی در وزارت کشور برای برخورد با یک تجمع فاقد مجوز در روز ۲۲ بهمن در شرق تهران است، نکات ذیل برای آگاهی اصحاب شریف رسانه و تنویر افکار عمومی اعلام می شود:
۱. وزارت کشور به عنوان یک دستگاه ملی و حاکمیتی، در عرصه های مختلف، مسئولیت هایی هم چون مدیریت سیاست داخلی و امنیت داخلی کشور، سیاستگذاری کلان و نظارت بر اجرای سیاست ها و دستورالعمل ها در زمینه های گوناگون را مبتنی بر شرح وظایف و حدود اختیارات مصرح قانونی بر عهده دارد؛ مبتنی بر این امر، اساسا سطح اقدامات میدانی و عملیاتی اعلام شده در نامه یادشده، نازل تر از سطح برنامه ریزی و تصمیم گیری وزارت کشور است و به نظر می رسد، وصول اطلاعات غلط و سوگیرانه با انگیزه های احتمالا سیاسی و جناحی، این نسبت های خلاف واقع و ادعاهای خلاف صحت را موجب شده است.
۲. بر اساس مقررات قانونی جاری در کشور، صدور مجوز قانونی برای تشکیل تجمعات، منوط بر پذیرش مسئولیت تجمع از سوی تشکل های مختلف دارای مجوز از جمله یکی از بیش از ۱۲۰ حزب قانونی و رسمی کشور است. بدیهی است در فقدان این مسئولیت پذیری، امکان مدیریت و نظم بخشی به تجمعات منتفی بوده و زمینه برای سوء استفاده جریان های موج سوار و وقوع حوادث مخل آرامش، همواره فراهم خواهد بود.
۳. پذیرش قانون و تمکین در برابر فرایندهای قانونی، از اصول اساسی و لوازم بدیهی توسعه و بسط مردم سالاری و آزادی های قانونی است و بی توجهی به قوانین و مقررات کشور، نتیجه ای جز هرج و مرج و بی قانونی نخواهد داشت. بر همین اساس، در قوانین مرتبط، برگزاری تجمعات سیاسی، دارای فرایندهای مشخص است که لازم است به دور از جریان سازی ها و فضا آفرینی های سیاسی و جناحی، از سوی همگان مراعات شود.
۴. در خصوص تجمع مورد اشاره در نامه اخیر ارسال شده برای رئیس محترم جمهور، مطلقاً، درخواستی به فرمانداری و یا استانداری تهران واصل نشده و بالتبع، مجوزی هم صادر نشده است.
۵ . علیرغم فقدان ارائه هرگونه درخواست و بالتبع، عدم صدور هرگونه مجوز برای تجمع مورد اشاره، بر خلاف ادعای مطرح شده، مدارای قانونی اعمال شده و ضمن کنترل و مراقبت لازم، برخورد سخت و خشنی از سوی عوامل نظم و امنیت، اعمال نشده و لازم است مستندات ادعای مطرح شده مغایر با این رویکرد کلی، به مراجع ذیربط، ارائه شود.
۶. در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی که بیش از هر زمان دیگری، تداعی بخش وحدت و انسجام ملی است، عدم استقبال مخاطبان از یک تجمع فاقد مجوز؛ علیرغم تبلیغات چند روزه مجازی، بیش از هر چیز، بیانگر عدم اقبال عمومی به رویکردهای غیراصیل و غیرسازنده در عرصه سیاست است و فروکاستن ریشه این عدم اقبال به ادعاهای خلاف واقعی نظیر تشکیل یک ستاد موهوم در یک وزارتخانه، نمی تواند، جبران کننده این “عدم اقبال” باشد و یا منجر به “دیده شدن” شود.
روابط عمومی وزارت کشور
۲۷۲۱۹

به گزارش خبرگزاری مهر، محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیدار جمعی از کارآفرینان فناوری دیجیتال و دانش بنیان استان ایلام که صبح جمعه ۲۴ بهمن مصادف با ایام بمباران زمین فوتبال شهرستان چوار استان ایلام برگزار شد، گفت: ملت ایران، قوی و صبور است. این دو خصلت کمیاب، مثل خار در چشم دشمن است. امروز جبهه بزرگ اقتصادی و جهاد کارآفرینی فرزندان ایران که با دست خالی از کشور خود دفاع میکنند، مایه غرور و دلگرمی ملت است. دولت هم باید به این جبهه اقتصادی بپیوندد و از ملت عقب نماند.
وی خطاب به کارآفرینان فناوری دیجیتال تصریح کرد: دشمن دفاع شما با دست خالی را می بیند و حرص میخورد و سعی میکند خیزش مردم ایران را به انحراف بکشاند و جای مسائل اصلی و فرعی را با یکدیگر در چشم مردم جابجا کند.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: حماسه سیاووشان چوار ۶۵، اثبات حقانیت ملتی است که سینه سپر میکند و از سرزمین، زندگی و شادی خود دفاع میکند. سال ۶۵ مردم ایلام زیر فشار بودند که خانه و شهر خود را تخلیه کنند. نه تنها مردم میدان را خالی نکردند بلکه برای تمرین و نمایش این حقیقت که توانمند، سالم و شاد هستند، فوتبال را در آن روزهای پرحادثه به یک جشن ملی تبدیل کردند و نشان دادند تک تک ملت ما فرمانده میدان اند. دشمن این شادی را برنتابید؛ نقاب از چهره برداشت و زمین فوتبال را بمباران کرد. در این حادثه حادثه ۱۰ بازیکن، سه کودک، یک داور و یک تماشاگر کشته شدند و ۶ نفر هم جانباز شدند. مردم ایلام نه زندگی و مقاومت را متوقف کردند، نه فوتبال را.
رضایی تصریح کرد: چوار ۶۵ یک راز و رمز مهم با خود دارد. امروز دور جدیدی از توطئه دشمنان ملت ایران و برخی دولتها مثل فرانسه که دیپلماسی خود را اجاره داده اند، شروع شده و میخواهند مردم ما عرصه تعیین سرنوشت خود را به دلخواه فرنگیها بسپارند؛ آقای مکرون اخیراً گفته است “هر مذاکرهای با ایران صورت گیرد، سختگیرانه خواهد بود و حضور شرکای منطقهای غرب در آن ضروری خواهد بود”. آیا مردم فرانسه خبر دارند فرانسه که روزگاری قلب اروپا بود امروز دیپلماسی اجارهای در پیش گرفته است و ابزار فشار به ملتهای آزاده مثل ایران شده است؟ مردم ایران که شعرای بزرگی مثل حافظ، سعدی، فردوسی و مولوی را به جهان تقدیم کردند به مردم فرانسه بعنوان پرورش دهنده بزرگترین ادیبان احترام میگذارند و میگویند این رفتار رئیس جمهور فرانسه و تحمیل مقاطعه کاری دیپلماتیک و دیپلماسی اجارهای به فرانسه، برخلاف روح مردم فرانسه است.
وی گفت: مردم فرانسه جمله شارل دوگل که گفت «فرانسه از آن من است» را به مکرون یادآوری کنند؛ دیپلماسی فرانسه نباید اجاره داده شود. این برخلاف سخن شارل دوگل و برخلاف روح آزادیخواهی ملت فرانسه است. مطمئنم ملت فرانسه برخلاف مکرون، منطق انسانی ملت ایران که «ایران از آن من است» را میشنوند و به آن احترام میگذارند.
رضایی اظهار داشت: دولتهای اروپایی که تعهدات خود در برجام را نقض کردند و معیشت و سلامت مردم را گروگان گرفته اند، شادی مردم ما را برنمی تابند و به هر بهانهای یک حمله تازه را رقم میزنند. راه حل، قوی شدن است. قوی شویم. ضعف را تکرار نکنیم. احترام یک ملت و دولت در عرصه بین المللی در گرو اقتدار و اقتصاد آن کشور است.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد: پاسخ ۶ حرفی ملت ایران و مردم ایلام، به فشارهای غیرانسانی مکرون رئیس جمهور فرانسه این است: چوار ۶۵. درواقع چوار ۶۵ رمز ایران توانمند، سالم و شاد است، که حق خود را میشناسد و حق خود را میستاند. حق پیروز است. دولت فرانسه مراقب باشد سیاست ظالمانه ای برخلاف خواست ملت فرانسه در پیش نگیرد؛ دولت فرانسه همانطور که با سیاست خود مبنی بر فروش هواپیما و اجاره دادن هواپیما به ارتش بعث صدام نتوانست شهرستان چوار را از حضور اثربخش مردم ایران خالی کند، امروز هم نمیتواند و ما در برابر زیاده خواهی دشمن، سینه سپر میکنیم تا ایران بزرگ اقتصادی و مردمسالاری اقتصادی را برپا کنیم. از فرانسه و همه دولتها میخواهیم احترام به ملت بزرگ ایران را حتی لحظه فراموش نکنند و با نیات خیرخواهانه جمهوری اسلامی ایران در صلح عادلانه و پایدار، همفکری و همکاری کنند.
گفتنی است اخیراً مکرون رئیس جمهور فرانسه گفته بود: هر مذاکرهای با ایران صورت گیرد، سختگیرانه خواهد بود و حضور شرکای منطقهای غرب در آن ضروری خواهد بود. سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان به اظهارات مکرون واکنش نشان داد و رئیس جمهوری فرانسه را «به خویشتنداری و پرهیز از مواضع شتابزده و نسنجیده» دعوت کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سپاه، سردار سرلشکر پاسدار حسین سلامی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پایان رزمایش پیامبر اعظم (ص) ۱۶ که در نخستین ساعات بامداد امروز (جمعه) در منطقه عمومی جنوب غرب کشور پایان یافت، طی سخنانی با بیان اینکه رزمایش پیامبر اعظم (ص) ۱۶ از مقتدرانهترین و دقیقترین رزمایش در عملیات روزانه و تک شبانه بود، اظهار داشت: این رزمایش ما را به شبهای حماسه دوران دفاع مقدس، کربلای ۵، والفجر هشت، فتح المبین، بیتالمقدس و طریق القدس برد.
وی ادامه داد: این رزمایش نشان داد همچنان نفس اقتدار، دفاع، ایستادگی و تهاجم علیه دشمن کاملاً زنده است؛ نیروی زمینی سپاه نشان داد سرزنده، بالنده و رو به جلو به پیش میرود.
فرمانده کل سپاه با قدردانی از آحاد فرماندهان و رزمندگان شرکت کننده در این رزمایش شکوهمند و مقتدر و همچنین مردم خونگرم، فهیم، مؤمن و انقلابی منطقه تصریح کرد: نیروی زمینی سپاه ضامن امنیت، استقلال، آبرو و شرف ما است؛ از دیروز تا این بامداد ماندگار خوش درخشید و صفحههای ماندگار بر کارنامه اقتدار دفاعی و بازدارنده میهن اسلامی افزود.
سردار سلامی با اشاره اینکه دشمن باید از قدرت آتشی که در این رزمایش به دست فرزندان ایران اسلامی ساخته شده است عبرت بگیرند، گفت: اینجا سرزمین مقاومت، شرف، مردانگی و غیرت است و پاسداران امروز استوار و مقاوم راه شهیدان دفاع مقدس، مدافعان وطن و شهدای مدافع خرم را ادامه میدهند و برای دفاع از استقلال شرف عزت امنیت و تمامیت ارضی کشور لحظهای غفلت و درنگ نخواهد کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، محمدجواد ظریف وزیر خارجه کشورمان خطاب به مقامات دولت جدید آمریکا در توئیتر نوشت: مقامات دولت بایدن دائماً درباره پایبندی ایران به برجام صحبت میکنند. بر اساس چه صلاحیتی؟
وی افزود: ایالات متحده مشارکت خود را در برجام در مه ۲۰۱۸ پایان داد، آن را نقض کرد و آنهایی که پایبند به قطعنامه سازمان ملل بودند را مجازات کرد. تا امروز، آمریکا “دقیقاً” در همان موضع باقی مانده است. قبل از هرگونه سخن نسنجیده، به تعهدات پایبند باشید.