دسته: اخبار حوادث

  • محاکمه غیابی متهمان تعرض به پسر ۱۳‌ساله/ وکیل متهم: نمی دانم موکلم کجاست

    محاکمه غیابی متهمان تعرض به پسر ۱۳‌ساله/ وکیل متهم: نمی دانم موکلم کجاست

    محاکمه غیابی متهمان تعرض به پسر ۱۳‌ساله/ وکیل متهم: نمی دانم موکلم کجاست

     

    او به مأموران گفت: پسرم از مدرسه برمی‌گشته که دو جوان او را به بیابانی برده و مورد آزار قرار داده‌اند. پسرم کمی ساده و زودباور است. او به آنها اعتماد کرده و چنین اتفاقی برایش افتاده‌ است. وضعیت بچه‌ام طوری بود که مجبور شدم او را به دکتر ببرم و مدارک پزشکی او موجود است.

    با توجه به ادعای این مرد و شکایتی که کرده ‌بود، مأموران پسر او را مورد بازجویی قرار دادند. این نوجوان ۱۳ ساله به مأموران گفت: من از مدرسه برمی‌گشتم که دو نفر از کسانی که همیشه در محل می‌دیدم من را صدا زدند. آنها گفتند که کبوتری در یکی از زمین‌های خالی اطراف دارند و گفتند که من می‌توانم آن کبوتر را ببینم و با آن بازی کنم، من هم حرفشان را باور کردم و همراهشان رفتم. وقتی که رفتم، آنها من را مورد آزار و اذیت قرار دادند و بعد هم گفتند حق نداری به کسی چیزی بگویی. من هم قول دادم به کسی چیزی نگویم و به خانه آمدم. وقتی به خانه آمدم،خیلی ترسیده بودم و لباس‌هایم هم به‌هم‌ریخته بود،به همین خاطر پدرم فهمید چه اتفاقی افتاده ‌است و گفت که حتما موضوع را پیگیری می‌کند و از من خواست که نترسم و همه‌چیز را بگویم.

    با توجه به مطرح‌شدن موضوع تجاوز، پرونده به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. وقتی پرونده به آنجا رفت، قضات دستور دادند پسر نوجوان در پزشکی قانونی مورد بررسی قرار گیرد. با معرفی پسر نوجوان به پزشکی قانونی و بررسی آثار برجای‌مانده روی بدنش و نامه پزشک و لباس‌های او مشخص شد این پسر مورد تعرض قرار گرفته ‌است. این در حالی بود که هم‌زمان دستور بازداشت دو پسر جوان نیز صادر شد.

    تحقیقات مأموران نشان داد یکی از آن متهمان جوانی افغانستانی است که وقتی متوجه شکایت پدر پسر نوجوان شده‌، از محل فرار کرده و دیگری جوانی ایرانی بود که مأموران او را بازداشت کردند. پسر ایرانی در بازجویی‌ها اتهام تجاوز را قبول نکرد و گفت: پسر نوجوان خودش همراه ما آمد. ما گفتیم یک کبوتر داریم. واقعا هم کبوتر داشتیم. او خودش همراه ما آمد و کبوتر را دید. بعد پسر افغانستانی که با من هم دوست بود، او را مورد آزار و اذیت قرار داد، اما من کاری نکردم و اتهام را قبول نمی‌کنم.

    متهم درباره اینکه آیا می‌داند همدستش کجاست، گفت: من از او خبر ندارم، وقتی فهمید پسر نوجوان شکایت کرده ‌است، ترسید و فرار کرد. او به من گفت می‌خواهد به کشورش برگردد.

    پلیس در تحقیقات بعدی متوجه شد جوان افغانستانی از کشور خارج شده ‌است. همچنین مشخص شد او از اتباع افغانستان بوده که به صورت غیرقانونی وارد ایران شده‌ بود و به همان صورت هم از ایران خارج شده‌ است. با توجه به انکار پسر ایرانی و نبود ادله علیه او، قضات تصمیم گرفتند برای او قرار وثیقه صادر کنند. پسر جوان با سپردن وثیقه آزاد شد تا در روز محاکمه در دادگاه حاضر شود. اما سه‌ بار ابلاغ به او راه به جایی نبرد و پسر جوان ایرانی نیز متواری شد.

    دادگاه با توقیف وثیقه و دستور جلب او، متهم را به صورت غیابی مورد محاکمه قرار داد. در ابتدای جلسه رسیدگی، پسر نوجوان یک‌بار دیگر آنچه را که بر او رفته ‌بود توضیح داد و گفت: آنها من را گول زدند و گفتند من می‌توانم با کبوترشان بازی کنم، ولی وقتی به آنجا رفتم، آنها به من حمله کردند و مورد آزار و اذیت قرار دادند. هر دو آنها من را اذیت کردند. سپس پدر پسر نوجوان صحبت کرد و درخواست رسیدگی و صدور حکم برای متهمان کرد.

    در ادامه، وکیل متهم متواری در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من نمی‌دانم موکلم کجاست، اما به‌خاطر اینکه ترسیده در دادگاه حاضر نشده ‌است. در آخرین تماسی که با او داشتم هم به او گفتم بهتر است در دادگاه حاضر شود. بااین‌حال طبق نظریه پزشکی قانونی، آثار برجای‌مانده روی بدن پسر نوجوان در حد تجاوز به معنای قانونی نبوده ‌است و البته این را هم تأکید می‌کنم که این آثار مربوط به موکل من نبوده ‌است. از آنجایی که فعلا دسترسی به متهم افغانستانی هم به دلیل فرار وی و خروجش از کشور وجود ندارد، بنابراین من به‌عنوان وکیل‌مدافع موکلم درخواست برائت او را دارم.
    ضمن اینکه تا زمان حضور هردو متهم در دادگاه و بیان توضیحاتشان امکان روشن‌شدن مسئله دقیقا وجود ندارد و معلوم نیست تعرض به این پسربچه توسط چه کسی انجام شده‌ است. بعد از گفته‌های وکیل‌مدافع متهم فراری، شعبه ۷ دادگاه کیفری استان تهران برای تصمیم‌گیری درخصوص این پرونده و صدور رأی وارد شور شدند.

    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • شکنجه مرگبار با بستن سارقان به پشت تراکتور

    شکنجه مرگبار با بستن سارقان به پشت تراکتور

    شکنجه مرگبار با بستن سارقان به پشت تراکتور
    شاکی در توضیح ماجرا گفت: شوهرم منصور راننده مینی‌بوس است. امروز صبح برای انتقال مسافر از تهران به شهرستان قم از خانه خارج شد و دیگر برنگشت. او معمولاً همیشه شب به خانه می‌آمد و به همین دلیل وقتی دیر کرد نگرانش شدم و با تلفن همراهش تماس گرفتم که خاموش بود. احتمال می‌دهم برای شوهرم اتفاق بدی رخ داده است که درخواست کمک دارم.
    با طرح شکایت پرونده به دستور قاضی واحدی، بازپرس شعبه‌یازدهم دادسرای امور جنایی تهران در اختیار تیمی از کارآگاهان اداره‌یازدهم پلیس‌آگاهی قرار گرفت.
    کشف خودروی مرد گمشده مأموران پلیس در جریان تحقیقات خود موفق شدند خودروی مینی‌بوس را که نزدیکی پمپ بنزینی حوالی خیابان نامجو رها شده‌بود کشف کنند.

    بررسی‌ها نشان داد دقایقی قبل مرد جوانی پیکر نیمه‌جان مردی حدوداً ۴۲‌ساله‌ای را به پمپ بنزین منتقل می‌کند و از کارکنان پمپ بنزین و رهگذران درخواست کمک می‌کند، اما قبل از رسیدن امدادگران اورژانس به طرف خودروی مینی‌بوس سفیدآبی که کمی آنطرفتر پارک شده‌بود، می‌رود و در آن را قفل کرده و فرار می‌کند. پس از آن بود که مأموران پلیس راهی بیمارستان شدند و دریافتند مرد زخمی همان راننده مینی‌بوس گمشده است.
    در حالی که تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت، ساعت ۱۲‌ظهر روز شنبه نهم فروردین‌ماه کارکنان بیمارستان امام‌حسین (ع) به مأموران کلانتری ۱۰۶ نامجو اعلام کردند که منصور بر اثر شدت جراحاتی که ناشی از ضربه جسم سختی به سرش بوده به کام مرگ رفته است. بدین ترتیب با اعلام خبر قتل راننده مینی‌بوس پرونده وارد مرحله تازه‌ای شد و تیمی از کارآگاهان اداره‌دهم پلیس‌آگاهی به دستور بازپرس جنایی وارد عمل شدند. کارآگاهان جنایی در نخستین گام از تحقیقات میدانی سراغ شاهدان عینی رفتند و از آن‌ها درباره حادثه تحقیق کردند.
    شاهدان چه گفتند؟یکی از کارگران پمپ بنزین گفت: روز حادثه درحال کار بودم که مردی به سراغم آمد و دوستش را که کنار خیابان دراز کشیده بود به من نشان داد.مرد جوان گفت حال دوستش بد است و درخواست کمک کرد که همراه تعدادی از کارکنان پمپ بنزین به نزدیک آن مرد رفتیم که متوجه شدیم او بیهوش شده و بلافاصله با اورژانس تماس گرفتیم.درحالی که منتظر آمبولانس بودیم ناگهان مشاهده کردیم مردی که موضوع را به ما اطلاع داده بود به طرف مینی‌بوسی رفت و پس از آن که در مینی‌بوس را قفل کرد از محل گریخت.

    شناسایی مظنون حادثهکارآگاهان در گام بعدی دوربین‌های مداربسته محل حادثه را مورد بازبینی قرار دادند که مشخص شد همانطور که شاهد عینی اعلام کرده بودند، روز حادثه مرد جوان ناشناسی پیکر نیمه‌جان راننده مینی‌بوس را در نزدیکی پمپ‌بنزین رها و پس از درخواست کمک فرار می‌کند. پس از این مأموران پلیس تصویر مرد ناشناس را برای شناسایی به همسر مقتول نشان دادند که مشخص شد وی شاهرخ نام دارد و از دوستان صمیمی منصور است. بدین ترتیب بازپرس جنایی دستور بازداشت شاهرخ را به عنوان مظنون حادثه صادر کرد و مأموران پلیس هم خیلی زود وی را دستگیر کردند.

    شکنجه‌های مرگبار شاهرخ در بازجویی‌ها گفت: روز حادثه با خودروی منصور برای هواخوری به حوالی جاجرود رفتیم. در حال تفریح بودیم که از کنار باغ بزرگی عبور کردیم که با فنس‌های فلزی حصار شده بود. با دیدن فنس‌های فلزی تصمیم گرفتم مقداری از فنس‌ها را سرقت کنم و به خانه‌ام ببرم که از منصور خواستم برای بریدن فنس‌ها کمکم کند. دو نفری از مینی‌بوس پیاده شدیم و در حال بریدن فنس‌ها بودیم که چهار مرد جوان با چوب و چماق به سراغ ما آمدند. چهار مرد نگهبان ابتدا ما را به شدت کتک زدند و بعد پاهایمان را با زنجیر به عقب تراکتوری بستند و تراکتور را به راه انداختند و ما را روی زمین کشاندند. آن‌ها ما را به خاطر سرقت مقدار کمی فنس فلزی وحشیانه شکنجه دادند تا اینکه متوجه شدند حال ما بد شده و رهایمان کردند.

    پس از این شکنجه دردناک حال منصور که مشخص بود سرش ضربه خورده بد شد، اما حال من کمی بهتر بود که پیکر نیمه جان منصور را سوار مینی‌بوسش کردم و به طرف تهران آوردم. قصد داشتم او را به بیمارستان ببرم، اما از ترس اینکه خودم گرفتار نشوم پیکر منصور را کنار پمپ بنزینی رها کردم و پس از درخواست کمک از کارکنان پمپ‌بنزین فرار کردم.
    دستگیری ۴ شکنجه گر پس از اظهارات شاهرخ، مأموران پلیس با مشخصاتی که شاهرخ داده‌بود باغ مورد نظر را شناسایی و چهار نگهبان باغ را هم بازداشت کردند.

    صبح دیروز چهارمتهم برای تحقیق به دادسرای امور جنایی تهران منتقل کردند و مورد بازجویی قرار گرفتند. یکی از متهمان گفت: روز حادثه متوجه شدیم که دو مرد در حال سرقت فنس‌های باغ هستند که آن‌ها را گرفتیم و به شدت کتک زدیم. ما قصد کشتن آن‌ها را نداشتیم، اما بعد از کتک‌کاری تصمیم گرفتیم برای ترساندن آن‌ها دست و پایشان را با زنجیر به تراکتور ببندیم و تنبیه‌شان کنیم که الان متوجه شدیم متأسفانه یکی از آن‌ها به خاطر تنبیه ما فوت کرده است. سه متهم دیگر هم حرف‌های همدستشان را تأیید کردند.
    بدین ترتیب چهار متهم به دستور قاضی مصطفی واحدی برای ادامه تحقیقات در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفتند و شاهرخ هم آزاد شد.
    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • انتقام‌جویی مرد جوان از برادرش با آتش

    انتقام‌جویی مرد جوان از برادرش با آتش

    انتقام‌جویی مرد جوان از برادرش با آتش

     

    ساعت ۱۹:۳۰ بیست و پنجم اسفند ۹۸، مأموران کلانتری ۱۱۱ هفت‌چنار در تماس با مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ در جریان حریق یک ساختمان چهار طبقه دو واحدی قرار گرفتند.

    پس از تأیید خبر اولیه توسط مأموران کلانتری، پرونده‌ای با موضوع حریق عمدی برای رسیدگی تخصصی به اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ ارجاع شد.

    شاکی پس از حضور در پلیس آگاهی به کارآگاهان گفت: روز حادثه برای کاری از منزل خارج و موقع برگشت با صحنه بسیار دردناکی روبه‌رو شدم؛ منزل من و واحد مجاور در مقابل چشمانم در حال سوختن بود که خدا رو شکر با تلاش آتش‌نشانی همسایه‌ام نجات پیدا کرده بود.

    کارآگاهان پس از شنیدن اظهارات شاکی راهی محل حادثه شدند و در تحقیقات میدانی تصویر فردی را در زمان حریق به دست آورند و  مشخص شد این حادثه منجر به سوختن اسباب و اثاثیه دو خانه به ارزش ۱۰ میلیارد ریال شده است.

    شاکی با رؤیت تصویر مظنون عنوان کرد که وی بردارش حمید، ۳۵ ساله است و مدتی باهم اختلاف شدید مالی دارند.

    کارآگاهان در رصدهای اطلاعاتی موفق به شناسایی مخفیگاه حمید شدند و در دوم اردیبهشت وی را دستگیر و به پلیس آگاهی منتقل کردند.

    حمید در پلیس آگاهی به حریق عمدی اعتراف کرد و گفت: با برادرم اختلاف مالی داریم و برای همین تصمیم به انتقام گرفتم، منزلش را آتش زدم و متواری شدم و به هیچ عنوان نمی‌خواستم منزل همسایه‌اش آتش بگیرد.

    سرهنگ علی گودرزی؛ معاون جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ با اعلام این خبر گفت: متهم با توجه به اعتراف صریح به بزه انتسابی، با صدور قرار قانونی توسط بازپرس پرونده روانه زندان شد.

    ۲۳۵۲۳۷

    منبع : خبر آنلاین

  • سقوط هواپیمای آموزشی پلیس حوالی متل‌قو

    سقوط هواپیمای آموزشی پلیس حوالی متل‌قو

    سقوط هواپیمای آموزشی پلیس حوالی متل‌قو

     

    سرهنگ احمد خسروی با اعلام خبر سقوط یک فروند هواپیمای آموزشی متعلق به نیروی انتظامی در جنگلهای شمال کشور، درباره جزئیات این حادثه اظهار کرد: متأسفانه دقایقی قبل یک فروند هواپیمای آموزشی متعلق به نیروی انتظامی در جنگلهای اطراف شهر متل‌قو سقوط کرده است.

    رئیس مرکز اطلاع‌رسانی نیروی انتظامی تصریح کرد: این هواپیمای آموزشی دو سرنشین داشته اما فعلاً از سرنوشت آنها اطلاعی در دسترس نیست.

    وی خاطرنشان کرد: نیروهای امدادی در حال حاضر به منطقه اعزام شده‌اند و اخبار تکمیلی متعاقباً اعلام می‌شود.

    ۴۷۴۷

    منبع : خبر آنلاین

  • جزئیات سقوط هواپیمای پلیس در متل‌قو/ هر ۲ سرنشین به شهادت رسیدند

    جزئیات سقوط هواپیمای پلیس در متل‌قو/ هر ۲ سرنشین به شهادت رسیدند

    جزئیات سقوط هواپیمای پلیس در متل‌قو/ هر ۲ سرنشین به شهادت رسیدند

    سردار احمد نوریان درباره جزئیات سقوط هواپیمای نیروی انتظامی در شمال کشور اظهار کرد: ساعت ۱۷ امروز، یک فروند هواپیمای “سسنا” در حین عملیات انتظامی به دلیل شرایط نامساعد جوی و کاهش دید خلبان، دچار سانحه شد که متأسفانه دو تن از همکاران عزیز و فداکارم در هواناجا به لقاء‌الله پیوستند.

    سخنگوی نیروی انتظامی با بیان اینکه این حادثه در منطقه “سلمانشهر” در استان مازندران اتفاق افتاد،گفت: بلافاصله در ساعات اولیه حادثه، یک تیم کارشناسی برای بررسی علت دقیق سانحه، به محل اعزام شدند که اخبار تکمیلی آن متعاقباً اعلام خواهد شد.

    این مقام ارشد انتظامی خاطرنشان کرد: دلیرمردان نیروی انتظامی همواره تا پای جان برای خدمت به هموطنان خود و حفظ امنیت شهرها و مناطق مرزی کشور، جان برکف آماده فداکاری و ایثار هستند.

    وی یادآور شد: نیروی انتظامی تاکنون حدود ۱۴ هزار شهید تقدیم انقلاب و امنیت مردم کرده است؛ لازم می‌دانم به خانواده شهدا به ویژه این دو همکار عزیز تبریک و تسلیت عرض کرده و علو درجات آنها را از خداوند خواستارم.

    ۴۷۴۷

    منبع : خبر آنلاین

  • وقتی دیدم دختر۲۰ساله از انتشار عکسهای خصوصی اش مضطرب است از او تقاضای پول کردم

    وقتی دیدم دختر۲۰ساله از انتشار عکسهای خصوصی اش مضطرب است از او تقاضای پول کردم

    وقتی دیدم دختر۲۰ساله از انتشار عکسهای خصوصی اش مضطرب است از او تقاضای پول کردم
    او اضافه کرد:در ملاقات‌هایی که با هم داشتیم، او با ترفند قول ازدواج اعتماد مرا جلب و از من درخواست کرد لپ‌تاپ شخصی‌ام را به او امانت بدهم، من نیز از روی حسن اعتمادی که به او داشتم لپ‌تاپ را در اختیارش قرار دادم.
    شاکی در ادامه اظهاراتش گفت: پس از مدتی متوجه شدم تمامی صحبت‌های این پسر دروغ بوده و این حرف‌ها را صرفا برای جلب اعتماد من بیان کرده است، ولی دیر متوجه موضوع شدم. او از طریق لپ‌تاپ به تمام عکس‌ها، فیلم‌ها و اطلاعات شخصی و خانوادگی من دسترسی پیدا کرده بود. سرانجام چهره واقعی‌اش برایم نمایان شد. از آن پس او با ارسال تصاویر و فیلم‌های شخصی من شروع به آزار و اذیت و اخاذی کرد و در این مدت مبلغ ۳۰ میلیون ریال از من گرفت و جدیدا خواستار صد میلیون ریال پول شده و گفته اگر درخواستش را انجام ندهم، عکس‌های من و خواهرم را در اینستاگرام استوری می‌کند.
    رسیدگی به این پرونده بعد از توضیحات دختر ۲۰ ساله در دستور کار مهندسان پلیس قرار گرفت و مأموران تحقیقات خود را برای پیشگیری از انتشار اطلاعات محرمانه و شخصی شاکی آغاز کردند. پس از بررسی‌های لازم، در یک قرار صوری و با توجیه شاکی محل اختفای متهم در حوالی اسلامشهر مورد شناسایی قرار گرفت و او در یک عملیات غافلگیرانه دستگیر شد.
    متهم پس از مواجهه با شاکی و ادله فنی پلیس لب به اعتراف گشود و گفت: وقتی فهمیدم شاکی از انتشار تصاویرش بسیار مضطرب است شروع به تهدید و گرفتن پول در دفعات متعدد کردم. وی تمامی اتهامات وارده را قبول و با اظهار پشیمانی از شاکی طلب بخشش کرده است.
    در نهایت پرونده پس از بررسی پلیس و جمع‌آوری ادله لازم به همراه متهم و شاکی به دادسرای مبارزه با جرائم رایانه‌ای ارسال شد.
    ۱۷۱۷

    منبع : خبر آنلاین

  • باند آدم‌ربایی که برای آزادی گروگان ۲ میلیارد تومان می‌خواست

    باند آدم‌ربایی که برای آزادی گروگان ۲ میلیارد تومان می‌خواست

    باند آدم‌ربایی که برای آزادی گروگان ۲ میلیارد تومان می‌خواست

     

    سرهنگ موسی بهاری اظهار داشت: در پی تیراندازی افراد ناشناس در محور سردشت – مهاباد حوالی روستای «همران» از توابع بخش مرکزی شهرستان و اعلام یک مورد آدم‌ربایی و ربوده شدن فردی ۳۸ ساله با هویت معلوم، موضوع حادثه در دستور و برنامه پلیس آگاهی انتظامی شهرستان قرار گرفت.

    وی گفت: با اقدامات فنی و محلی کارآگاهان پلیس در جهت شناسایی و دستگیری آدم‌ربایان، مخفیگاه این باند در شهرستان بانه شناسایی و پس از هماهنگی با مراجع قضایی و نیابت قضایی حکم جلب و دستگیری صادر شد.

    وی بیان کرد: اعضای این باند، فرد گروگانگیر را با انگیزه اختلاف شخصی به مدت پنج روز ربوده و از خانواده وی جهت آزادی‌اش ۲۰ میلیارد ریال پول نقد درخواست کرده بودند.

    فرمانده انتظامی سردشت افزود: این باند در سایه همکاری عوامل انتظامی شهرستان بانه بلافاصله متلاشی و تعداد سه نفر از آدم‌رباها دستگیر و به مراجع قضایی تحویل داده شدند.

    شهرستان سردشت در جنوب آذربایجان‌غربی قرار دارد.

    ۲۳۵۲۳۱

    منبع : خبر آنلاین

  • مقصران اصلی تصادفات در کشور چه کسانی هستند؟

    مقصران اصلی تصادفات در کشور چه کسانی هستند؟

    مقصران اصلی تصادفات در کشور چه کسانی هستند؟

     

    سرهنگ احسان مومنی رئیس اداره تصادفات پلیس راهور پایتخت گفت: در سال گذشته، ۳۶ درصد از متوفیان تصادفات، موتورسواران بودند که اکثریت آن‌ها به علت ضربه وارده به سر و صورت جان خود را از دست داده اند.

    وی افزود: در بررسی تصادفات منجر به فوت شهر تهران مشخص شد؛ این افراد بین ۱۸ تا ۳۰ ساله بودند.

    سرهنگ مومنی درباره بازه زمانی بیشتر تصادفات  اظهار کرد: ۴۵ درصد از تصادفات موتورسواران، در ساعت ۲۰ الی ۲۳ در  تاریکی هوا به وقوع پیوسته است.

    این مقام انتظامی با اشاره به علت تصادفات گفت: بیش از ۳۲ درصد از علت تصادفات،   عدم توانایی در کنترل موتورسیکلت ناشی از سرعت بالا است. همچنین در ۶۲ درصد از تصادفات، موتورسیکلت سواران مقصر حادثه هستند.

    سرهنگ مومنی به رانندگان موتورسیکلت توصیه کرد: راننده و سرنشین موتورسیکلت حتماً از کلاه ایمنی استفاده نمایند. همچنین چراغ جلو موتورسیکلت علاوه بر شب در ساعات روز نیز جهت بهتر دیده شدن روشن باشد.

    وی افزود: از حرکات مارپیچ و تغییر مسیرهای ناگهانی، حرکات در بین خودروها، جابجایی بارهای حجیم ، عبور از محل‌های غیر مجاز و صحبت کردن با تلفن همراه و سرنشین  خودداری کرده و پایبند به اجرای قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی باشند.

    رئیس اداره تصادفات پلیس راهور پایتخت اظهار کرد: رعایت قوانین و مقررات راهور برای موتورسیکلت سواران مانند سایر وسایل نقلیه دیگر  لازم و اجباری است.

    ۲۳۵۲۳۱

    منبع : خبر آنلاین

  • مرد مبل ساز را چرا کشتند؟

    مرد مبل ساز را چرا کشتند؟

    مرد مبل ساز را چرا کشتند؟

     

    این تماس مأموران اورژانس را راهی محل کرد و آنها با جسد مردی مواجه شدند که مورد ضرب و شتم قرار گرفته و آثار چاقو روی بدنش دیده می‌شد. به‌دنبال تأیید مرگ مرد جوان از سوی اورژانس و باتوجه به مشکوک بودن ماجرا، موضوع به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام شد.
    بدین ترتیب تیم جنایی وارد عمل شد و در بررسی‌های اولیه و تحقیق از شاهدان دریافتند که سرنشینان یک خودرو سمند بژ که دو مرد و یک زن بودند، مرد جوان را در آنجا رها کرده‌اند. یکی از شاهدان موفق شده بود شماره پلاک سمند را یادداشت کند و همین موضوع سرنخ اصلی را به دست تیم تحقیق داد.

    ادعای عجیب
    با شماره پلاکی که کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت در دست داشتند، هویت صاحب خودرو شناسایی و مرد جوان دستگیر شد. وی گفت: مدتی قبل به‌خاطر اعتیاد در یک کمپ بستری شدم و در آنجا با سیروس آشنا شدم. سیروس مدعی بود که اعتیاد ندارد و یکی از دوستانش به‌نام سجاد برایش پاپوش درست کرده است. آن‌طور که سیروس تعریف کرد آنها در یک رویه کوبی مبل کار می‌کردند و بعد از مدتی باهم به اختلاف مالی برخورده بودند. درنهایت شریکش با ترفند اینکه او معتاد است، سیروس را به کمپ ترک اعتیاد می‌اندازد.

    نقشه انتقامگیری
    سیروس چند روز بعد ترخیص شد و من هم بعد از بیرون آمدن از کمپ با سیروس تماس گرفتم. او به من گفت می‌خواهد از سجاد انتقام بگیرد و به کمک من نیاز دارد. روز حادثه، طبق نقشه قبلی به‌همراه سیروس و همسرش به سراغ مقتول رفتم. محل کار او حوالی ماهدشت کرج بود و قرارمان این بود که سجاد را به کمپ منتقل کنیم. اما سجاد همراه ما نیامد و به همین دلیل با زور او را سوار ماشین کردیم. در راه سجاد و سیروس باهم دعوایشان شد و بعد هم سیروس از من خواست خودرو را نگه دارم. حال سجاد بد شده بود و او را در کنار خیابان رها کردیم. من نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد که سجاد حالش بد شد.
    با ادعای عجیب راننده سمند، دستور بازداشت سیروس و همسرش صادر شد. تحقیقات ادامه داشت تا اینکه زن و مرد جوان در ارومیه شناسایی شده و پس از هماهنگی‌های قضایی زوج جوان دستگیر شدند.
    ادعای بی‌گناهی
    زوج جوان که به اداره آگاهی پایتخت منتقل شدند، در تحقیقات راننده را عامل قتل معرفی کردند. همسر سیروس گفت: سجاد شریک کاری شوهرم بود اما سر او را کلاه گذاشته و شوهرم می‌گفت با سندسازی اموال و سرمایه‌اش و حتی کارگاه مبل‌سازی را به‌نام خودش تصاحب کرده و او را به کمپی برده تا سر فرصت نقشه‌هایش را اجرا کند.
    سیروس وقتی از کمپ خارج شد گفت با مردی به‌نام مجتبی که همان صاحب سمند بژ بود درکمپ آشنا شده است. آنها باهم تصمیم گرفتند که سجاد را بربایند و بعد از کتک زدن او را به کمپ تحویل دهند. آن روز شوهرم و مجتبی به زور سجاد را ربودند و داخل ماشین سمند مجتبی انداختند. در بین راه او می‌خواست فرار کند که نشد و آنها چند بار او را کتک زدند. اما شوهرم قاتل نیست. مجتبی دوست شوهرم دست به جنایت زد.

    سیروس نیز گفته‌های همسرش را تأیید کرد و گفت: مجتبی که همدستمان بود سجاد را با چاقو زد. شریکم را درحالی که زخمی بود به کمپ بردیم اما مسئولان کمپ حاضر نشدند او را پذیرش و بستری کنند. آنها گفتند سجاد زخمی است و الان نمی‌توانند او را با چنین وضعیتی پذیرش کنند. ما هم قصد داشتیم برگردیم که یکدفعه حال سجاد بد شد، همه ما ترسیده بودیم. به پیشنهاد همسرم با اورژانس تماس گرفتیم و او را نیمه هوش در کنار خیابان رها کردیم. بعد هم به خانه مجتبی رفتیم. زمانی که مجتبی در آشپزخانه سرگرم پختن غذا بود، دست به سرقت طلا و دلارهایی که در کمد خانه‌اش بود زدیم و بعد متواری شدیم. چون می‌دانستیم که پلیس در تعقیب ماست و بزودی گیر می‌افتیم، به ارومیه رفته طلاها و دلارها را فروختیم و خانه‌ای اجاره کردیم. بعد از چند روز هم از مرگ سجاد و دستگیری سیروس باخبر شدیم.با اعتراف زوج جوان، تحقیقات برای برملایی هویت عامل اصلی این جنایت به دستور بازپرس جنایی ادامه دارد.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • آدم کشهایی که به راحتی آب خوردن جنایت می کردند

    آدم کشهایی که به راحتی آب خوردن جنایت می کردند

    آدم کشهایی که به راحتی آب خوردن جنایت می کردند

     

    در تحقیقات پلیسی، هویت موتورسواران نقابدار شناسایی شد و جوانی به نام «مجتبی» به اتهام جنایت مسلحانه به دام افتاد، اما «مهدی- الف» معروف به «سیاه» که سرنشین دیگر موتورسیکلت بود به مکان نامعلومی گریخت. مدتی بعد در پی وقوع یک قتل مسلحانه در یکی از روستاهای اطراف مشهد، بررسی پرونده جنایت مسلحانه تربت جام به مشهد رسید چرا که برخی فرضیه‌های پلیسی از مطابقت داشتن گلوله‌های شلیک شده در جنایات مذکور حکایت داشت. تحقیقات کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی درباره «سیاه» نشان می‌داد که او سال ۸۳ به دلیل تخلفات مکرر از محل کارش (یکی از نهادهای نظامی) اخراج شده و بعد از آن با دستبرد مسلحانه به یک طلافروشی در باخرز، حدود هشت سال را در زندان سپری کرده است.

    در حالی که بررسی‌های کارآگاهان با فرماندهی مستقیم سرهنگ غلامی ثانی (رئیس اداره جنایی) در این باره ادامه داشت، اوایل مرداد سال ۹۶، سرنشینان یک دستگاه پژو در جاده سنتوی مشهد، راننده یک خودروی دیگر در بولوار آزادی را با شلیک‌های رگباری از سلاح وینچستر مجروح و روانه بیمارستان کردند. این ماجرا پای زنی به نام «الف» را به میان کشید که با یکی از سرنشینان خودرو به نام «شهاب» ارتباط داشت، اما قبلا صیغه فردی زندانی بود! با اطلاع یافتن دیگر اطرافیان این فرد زندانی از آشنایی اینستاگرامی زن جوان با «شهاب»، نقشه جنایی دیگری برای قتل «شهاب» در مشهد طرح شد و هشت روز بعد، زمانی که شهاب قصد داشت به شمال کشور برود در چهارراه امامیه منطقه قاسم آباد، هدف گلوله قرار گرفت، ولی برادر او در این ماجرای مسلحانه به قتل رسید. بنابر گزارش خراسان، هنوز تحقیقات کارآگاهان درباره پرونده جنایی قاسم آباد با صدور دستورات ویژه‌ای از سوی قاضی کاظم میرزایی ادامه داشت که بیست و دوم اردیبهشت سال ۹۷، جنایت مسلحانه دیگری در میدان تلویزیون مشهد (جمهوری اسلامی) سر و صدا به پا کرد. عاملان جنایت سوار بر یک دستگاه پراید در اطراف میدان تلویزیون توقف کردند و ناگهان یکی از سرنشینان آن در حالی که سلاح کلاشینکف را در دست می‌فشرد به طرف سرنشینان یک دستگاه پژو رفت و آن دو نفر را در داخل خودرو به رگبار بست و سپس از محل گریخت.

    با حضور قاضی علی اکبر احمدی نژاد (قاضی ویژه قتل عمد) در صحنه جنایت، بررسی‌های تخصصی در این باره آغاز و مشخص شد که جنایت مذکور ارتباط ریشه داری با پرونده جنایت مسلحانه قاسم آباد دارد و «شهاب» به عنوان یکی از متهمان پرونده قتل‌های میدان تلویزیون مطرح شد. در نهایت کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی که با هدایت سرهنگ حمید رزمخواه (رئیس پلیس وقت آگاهی خراسان رضوی) وارد عمل شده بودند در چند عملیات هماهنگ و غافل گیرانه موفق شدند پنج تن از عاملان اصلی این جنایت‌ها را دستگیر کنند و به پنجه عدالت بسپارند.

    در این میان «مهدی الف» معروف به «سیاه» که ناباورانه در چنگ کارآگاهان افتاده بود ضمن اعتراف به سه جنایت مسلحانه در تربت جام و میدان تلویزیون مشهد، به شلیک مرگباری در قوچان نیز اعتراف کرد که جوانی را مقابل منزل مسکونی اش هدف گلوله قرار داده بود. این متهم خطرناک که به شیوه گانگسترهای هالیوودی دست به جنایت می‌زد در اعترافات خود گفت: من مثل آب خوردن آدم می‌کشم، در واقع به آدم کشی اعتیاد دارم! برخی گنده لات‌ها فقط ادعا می‌کنند، اما من اول عمل می‌کنم بعد حرف می‌زنم! با وجود این می‌خواهم بدانم چه کسی مرا لو داد که اگر از همدستانم باشد او را در زندان هم می‌کشم! گزارش خراسان حاکی است، با تکمیل پرونده اتهامات مختلف سرکرده باند گانگسترهای هالیوودی، کیفرخواست این پرونده در مشهد صادر و با دستور مقامات قضایی، با توجه به اهمیت و حساسیت آن، به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی ارسال شد تا با تجمیع پرونده جنایت‌های مذکور، محاکمه شوند.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین