نویسنده: خبرگزاری مهر

  • مشکلی در تأمین کود اوره برای محصولات اساسی وجود ندارد

    مشکلی در تأمین کود اوره برای محصولات اساسی وجود ندارد

    مشکلی در تأمین کود اوره برای محصولات اساسی وجود ندارد

     

    به گزارش خبرگزاری مهر، شرکت خدمات حمایتی کشاورزی نسبت به مصاحبه درج شده در خبرگزاری مهر تحت عنوان «کشاورزان با کمبود کود اوره مواجه هستند / قیمت در برخی مناطق رکورد زد» واکنش نشان داد و اعلام کرد: سهمیه ابلاغی شرکت ملی صنایع پتروشیمی در سال جاری مقدار ۲.۲ میلیون تن است که از این مقدار از ابتدای سال جاری طبق برنامه ابلاغی وزارت جهاد کشاورزی تاکنون بیش از ۷۷۰ هزارتن کود اوره در کلیه استان‌ها توزیع شده است.

    این میزان نسبت به مدت مشابه سال قبل ۲۷ درصد رشد و نسبت به میانگین بلندمدت دهه اخیر بیش از ۴۲ درصد رشد داشته است. این در حالی است که هم اکنون بیش از ۱۲۰ هزار تن نیز ذخیره استراتژیک کود اوره در انبارهای این شرکت و شبکه کارگزاران توزیع نهاده‌های کشاورزی شرکت خدمات حمایتی کشاورزی موجود است.

    ضمناً در خصوص قیمت فروش کود اوره نیز اعلام می‌شود که قیمت فروش این محصول در کیسه‌های ۵۰ کیلوگرمی ۵۴۵,۰۰۰ ریال است. اظهاراتی مبنی بر قیمت فروش هر کیسه ۱۶۰ هزار تومان در بازار آزاد جای تردید داشته و قابل تأمل و بررسی است زیرا این قیمت حتی از قیمت فروش اوره در بورس کالا نیز به مراتب بیشتر است.

    ضمن اینکه روزانه ده‌ها خبر و گزارش از توزیع روزانه و سراسری کود اوره در کلیه استان‌های کشور از طریق وبسایت این شرکت به آدرس www.assc.ir و ده‌ها ویدئو در کانال این شرکت در سایت آپارات به آدرس www.aparat.ir/assc در دسترس کلیه ذینفعان، فعالان بخش کشاورزی و اعضا و نمایندگان تشکلهای بخش کشاورزی بوده و صحت آن نیز از طریق مراجع مسئول در استان‌ها قابل احصاء است.

     

  • «محمد سعیدی‌کیا» دبیر کمیسیون زیربنایی و تولیدی مجمع تشخیص شد

    «محمد سعیدی‌کیا» دبیر کمیسیون زیربنایی و تولیدی مجمع تشخیص شد

    «محمد سعیدی‌کیا» دبیر کمیسیون زیربنایی و تولیدی مجمع تشخیص شد

     

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مجمع تشخیص مصلحت نظام، در مراسمی با حضور دبیر و معاونان دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام، دبیر جدید کمیسیون زیربنایی و تولیدی مجمع معارفه شد.

    در ابتدای این مراسم که پیش از ظهر روز شنبه چهارم مردادماه برگزار شد، دکتر محسن رضایی با تبریک فرارسیدن ماه ذی‌الحجه و اعیاد سعید قربان و غدیر گفت: یکی از کمیسیون‌های فعال و با اهمیت مجمع، کمیسیون زیربنایی و تولیدی است که با شش وزارتخانه و چند کمیسیون مجلس شورای اسلامی و بخش‌هایی از قوه قضائیه در ارتباط است.

    دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: به دلیل اهمیت این کمیسیون، در سال‌های اولیه تشکیل، مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی مسئولیت آن را قبول کرد و تا زمانی که در قید حیات بودند، خودشان آن کمیسیون را اداره می‌کردند. بعد از رحلت ایشان، جناب آقای مصباحی مقدم مسئولیت این کمیسیون را پذیرفتند و همچنین جناب آقای میرسلیم هم دبیری این کمیسیون را بعد از آقای دکتر مبینی دهکردی قبول کردند.

    وی با اشاره به کارنامه موفق کمیسیون در دوره مهندس میرسلیم گفت: در دوره دبیری ایشان، هیچ وقفه‌ای را در کمیسیون زیربنایی شاهد نبودیم.

    میرسلیم بعد از اینکه با رأی مردم تهران، نماینده مجلس شدند به صورت مکتوب و تلفنی به من گفتند که مصلحت نیست که من به عنوان نماینده مجلس در خانه ملت وقت نگذارم و با وجود اهمیت کمیسیون زیربنایی در مجمع، باید به رأی مردم احترام بگذارم و شما استعفای بنده را بپذیرید.

    دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: با آقای مهندس سعیدی‌کیا صحبت کردیم که به عنوان دبیر کمیسیون زیربنایی و تولیدی از ایشان استفاده شود و این امر موجب تقویت فعالیت‌های کمیسیون زیربنایی خواهد شد.

    در ادامه سعیدی کیا از حسن ظن و تدبیر دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام نسبت به ایشان و زحمات مهندس میرسلیم در کمیسیون زیربنایی و تولیدی قدردانی کرد و برای ایشان آرزوی موفقیت نمود.

    منبع : مهرنیوز

  • قیمت «رمدسیویر» و «فاویپیراویر» اعلام شد

    قیمت «رمدسیویر» و «فاویپیراویر» اعلام شد

    قیمت «رمدسیویر» و «فاویپیراویر» اعلام شد

     

    به گزارش خبرگزاری مهر، علی ماهر گفت: در بسیاری از کشورها افرادی که از ماسک استفاده نمی‌کنند مجازات می‌شوند. قطعاً سختگیری‌ها ما هم باید بیشتر شود.

    معاون برنامه ریزی و نظارت ستاد فرماندهی مقابله با کرونای استان تهران درباره شرایط فعلی وضعیت قاچاق داروهای کرونا در گفتگو با تهران کلینیک رادیو تهران اظهار داشت: دو داروی رمدسیویر و فاویپیراویر در داروخانه‌های دولتی موجود است و در صورت ارائه پرونده و تشخیص نیاز بیمار، این داروها با قیمت دولتی عرضه می‌شوند. قیمت داروی رمدسیویر، هر ویال ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان و قیمت داروی فاویپیراویر به ازای هر ورق قرص حدود ۱۰۰ هزار تومان است و در داروخانه‌های ۱۳ آبان، شهید کاظمی و دیگر داروخانه‌های دولتی در صورت تأیید معاونت درمان موجود و قابل دریافت است.

    ماهر با اشاره به تولید داروی رمدسیویر در داخل کشور اظهار داشت: این دارو در گذشته در ایران تولید نمی‌شد و طبق اعلامیه وزارتخانه، هیچ دارویی قبل از مورد تأیید وزارت بهداشت، نباید تجویز شود. در صورت خرید دارویی که مورد تأیید نیست، دولت هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال عواقب این عمل به عهده نمی‌گیرد.

    وی در ارتباط با احداث بیمارستان‌های صحرایی در تهران گفت: هنوز نیاز به احداث بیمارستان صحرایی در تهران احساس نمی‌شود؛ اما در صورت ادامه روند افزایشی تعداد مبتلایان ناچارا مجبور به احداث بیمارستان صحرایی خواهیم شد.

    ماهر همچنین در راستای نظر رئیس جمهور در رابطه با ادامه دار بودن کووید -۱۹ و افزایش آمار بستری مبتلایان گفت: تمامی این احتمالات، کاملاً به رفتار مردم بستگی دارد. در صورت رعایت پروتکل‌های بهداشتی، طبیعتاً بار این بیماری کاهش پیدا می‌کند و به نحو بهتری می‌توان این بیماری را مدیریت کرد و درغیر صورت، شاهد افزایش چندین برابری تعداد مبتلایان خواهیم بود.

    وی با اشاره به مجازات افرادی که با رعایت نکردن پروتکل‌های بهداشتی باعث سرایت این بیماری به دیگران می‌شوند اظهار داشت: در بیش از ۱۲۰ کشور افرادی که از ماسک استفاده نمی‌کنند مجازات می‌شوند. قطعاً سختگیری‌ها ما هم باید بیشتر شود. زیرا این مسئله کاملاً اجتماعی است و نتیجه آن بسیار تأثیر گذار خواهد بود.

    ماهر از آمار منتشر شده در خبرها مبنی بر ابتلاء حدود ۲۰ میلیون ایرانی به کرونا خاطر نشان کرد: من مستنداتی در این مورد ندیده‌ام و بعید می دانم این رقم صحت داشته باشد.

    معاون برنامه ریزی و نظارت ستاد فرماندهی مقابله با کرونا در خصوص تجدید محدودیت‌ها در تهران اظهار داشت: این محدودیت‌ها به مدت یک هفته تمدید شده است و مراکز ورزشی، استخرها، مراکز تجمع، مجالس ختم و پذیرایی و… شامل این محدودیت‌ها می‌شوند؛ اما طبیعتاً درصورت مشاهده بهتر شدن شرایط این محدودیت‌ها کاهش پیدا می‌کنند.

    ماهر در رابطه با تولید و توزیع ماسک و وظایف نهادهای مرتبط گفت: تولید ماسک بر عهده وزارت صمت است و نظارت بر توزیع نیز بر عهده بخشی از وزارت صمت که همان وزارت بازرگانی سابق است گذارده شده است. ما نیز در وزارت بهداشت و ستاد کرونا چندین نامه با موضوع نبود ماسک در داروخانه‌ها که امن ترین و قابل اعتماد ترین مکان برای تهیه ماسک هستند به مقام ریاست جمهوری نوشته‌ایم.

    وی افزود: گویا قیمت اعلام شده با قیمت تمام شده فاصله زیادی دارد و از این نظر، داروخانه‌ها ناچار به افزایش قیمت فروش ماسک‌ها هستند. به نظر می‌رسد مشکلی در تعیین قیمت‌ها موجود است که لازم است این مسئله پیگیری شود. داروخانه‌ها نیز به ما اعلام کرده‌اند که ماسک‌ها با قیمت مصوب توزیع نمی‌شوند و نهادی هم نیست که آن را پیگیری کند.

  • سیر منفورشدن گروهک منافقین با نگاهی به دو عملیات مرصاد و مروارید

    سیر منفورشدن گروهک منافقین با نگاهی به دو عملیات مرصاد و مروارید

    سیر منفورشدن گروهک منافقین با نگاهی به دو عملیات مرصاد و مروارید

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست – سازمان مجاهدین خلق که بعد از ۳۰ خرداد ۶۰ ماهیت تروریستی خود را برملا کرد و به گروهک منافقین معروف شد، از جمله گروه‌های معارض نظام جمهوری اسلامی است که بیش از دیگر گروه‌ها سابقه اقدامات نظامی و تروریستی علیه ملت ایران را در کارنامه دارد. این ترورها و فعالیت‌های نظامی نه به شکل مستقل، بلکه علناً در هماهنگی کامل با رژیم بعث صدام آن هم در دورانی که جنگ تحمیلی بین عراق و ایران درگرفته بود، انجام شدند.

    مزدوریِ این گروه برای صدام و جبهه غربی-عربی در دهه شصت و بعد از آن موجب شده تا هیچ پایگاه اجتماعی در بین مردم نداشته باشند و این عدم محبوبیت را می‌توان در فرسودگی سازمان در سال‌های اخیر و محدود شدن اعضای آن به عده‌ای افراد پا به سن گذاشته و مسلوب الاراده در اردوگاه آلبانی مشاهده کرد.

    هرچند مزدوری، فصل مشترک شخصیت‌ها و احزاب مخالف نظام جمهوری اسلامی در خارج از کشور است اما مجاهدین خلق در این فقره آن چنان گوی سبقت را از سایرین ربودند که موجب شده حتی در بین گروه‌های اپوزیسیون نیز منفور باشند. علت آن هم همکاری با رژیم بعث عراق در دوران جنگ تحمیلی علیه ملت ایران و رزمندگان است.

    سازمان بعد از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ که وارد فاز مسلحانه و ترور در داخل کشور شد، مرکزیت خود را به فرانسه منتقل کرد و با تشکیل شورای به اصطلاح ملی مقاومت با حضور ابوالحسن بنی صدر و مسعود رجوی، یک دولت در تبعید را تشکیل دادند. (هرچند بعد از مدتی بنی صدر نیز نتوانست با رجوی همکاری کند و از این شورا جدا شد.)

    فعالیت گروهک منافقین در بین سال‌های ۶۰ تا ۶۴ بر ترورهای داخل ایران متمرکز بود. یک بخش از این جنایات معطوف به ترور سران نظام یا اصطلاح منافقین «راس هرم» بود که واقعه ۷ تیر و ۸ شهریور (انفجار در دفتر حزب جمهوری اسلام و دفتر نخست وزیری) از آن جمله است و یک بخش نیز زدن سرانگشتان نظام (اصطلاحی که منافقین به کار می‌بردند) بود که شامل مردم کوچه و بازار می‌شد که گاه تنها جرمشان داشتن عکس امام خمینی (ره) یا شهدای انقلاب بر دیوار مغازه شان بود.

    با این وجود بعد از ضربه ۱۹ بهمن ۱۳۶۱ و ترور مرکزیتِ داخل کشورِ سازمان در خانه‌ای در زعفرانیه و هلاکت موسی خیابانی (مرد شماره دوم سازمان) و اشرف ربیعی همسر رجوی که هدایت ترورها را برعهده داشتند، به مرور از توان و ظرفیت این گروه در داخل کشور کاسته شد.

    در این مقطع برخی نفرات دستگیر یا اعدام شدند، برخی در درگیری‌های کمیته با خانه‌های تیمی به هلاکت رسیدند، تعدادی به خارج کشور رفتند و عده‌ای نیز مخفیانه در ایران زندگی می‌کردند. در این زمان البته بخشی از اعضای سازمان با حضور در خاک عراق به فعالیت‌های محدود نظامی و رادیویی علیه جمهوری اسلامی مشغول بودند.

    سعید شاهسوندی از اعضای جداشده مجاهدین در مصاحبه‌ای در این خصوص می‌گوید: من بعد از ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ همراه با چند نفر دیگر مامور به تاسیس رادیو مجاهد در کردستان شدم. آنجا ما به دعوت {عبدالرحمن} قاسملو به دفتر سیاسی حزب دمکرات کردستان رفتیم. آنجا من جزو گروه موسس رادیو مجاهد بودم، هم گوینده بودم و هم نویسنده بودم و هم در بخش‌های فنی کمک می‌کردم. و بعدها در همین رابطه، همراه صادق شرفکندی به پاریس که آن موقع محل اقامت مسعود رجوی بود رفتیم که او به شورای ملی مقاومت بپیوندد.

    با قطع همکاری بنی صدر و حزب دموکرات کردستان با رجوی و جدا شدن آنها از شورای ملی مقاومت و همچنین مذاکراتی که دولت فرانسه با جمهوری اسلامی بر سر آزادی گروگان‌هایش در لبنان داشت، رجوی متوجه این موضوع بود که ممکن است دیر یا زود از فرانسه اخراج شوند، لذا با خیال اینکه ابر قدرت‌ها نخواهند گذاشت ایران در جنگ با عراق پیروز باشد، همکاری که از سال‌ها قبل با رژیم بعثی داشت علنی کرد. در تاریخ سیاسی کشورهای جهان به ندرت به موردی بر می‌خوریم که یک گروه سیاسی مخالف نظام کشورش، با دشمن بیگانه که به خاک کشورشان حمله کرده ائتلاف کند و همین موجب حیرت و نفرت همگانی نسبت به فرقه رجوی شد.

    پس از مذاکراتی مقدماتی بین رجوی و طارق عزیز در پاریس، ۱۷ خراد ۱۳۶۵، رجوی وارد بغداد شد و طی فراخوانی نیروهای باقی مانده را به عراق فراخواند. منافقین با در اختیار گرفتن زمینی که صدام از عشایر عراقی در استان دیاله غصب کرده بود، اردوگاه اشرف را در سال ۶۵ تاسیس کردند.

    رجوی با تشکیل ارتش آزادی بخش ملی در اشرف مدعی بود که سازمان از مرحله ترور و جنگ‌های شهری گذر کرده و اکنون می‌تواند در جنگ کلاسیک شرکت کند. در این دوران، رجوی در ارتباط تنگاتنگ با استخبارات عراق بود و پس از سقوط صدام، فیلم‌هایی از دیدارهای مکرر نمایندگان سازمان با بلندپایگان دستگاه امنیتی رژیم صدام به دست آمد که در مستندی با عنوان «گرگ‌ها» در سال‌های گذشته از تلویزیون پخش شد. در این مستند نحوه همکاری و کسب اطلاعات منافقین از جبهه‌ها و قرار دادن آنها در اختیار بعثی‌ها را می‌توان مشاهده کرد.

    فعالیت آنها -غیر از سلسله عملیات‌های نظامی که به آن اشاره خواهد شد-، شنود بی‌سیم‌های ایرانی، اعتراف گیری از اسرا، ترور رزمندگان ایرانی که از جبهه برمی گشتند در کوچه و خیابان و همچنین حضور نفوذی‌های آنها در عملیات‌ها بود.

    آفتاب، چلچراغ و فروغ جاویدان

    با تشکیل ارتش به اصطلاح آزادیبخش در اشرف، صدام از توان محدود آنها به عنوان پیاده نظام برای عملیات در داخل خاک ایران استفاده کرد. اولین عملیات، عملیات آفتاب بود که ۸ فروردین ماه سال ۱۳۶۸ با پشتیبانی نیروهای عراقی و با هدف تصرف فکه صورت گرفت. عملیات دوم، چلچراغ نام داشت که ۲۸ خردادماه ۶۷ با هدف تصرف مهران انجام شد.

    این دو عملیات این توهم را برای رجوی پدید آورد که می‌تواند با ارتش خودساخته اش به سمت مرزهای ایران حرکت کند. از سویی با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در روزهای پایانی جنگ، ارتش عراق با استفاده از ظرفیت منافقین تلاش کرد تا ضربه‌ای در مرزهای غربی به نیروهای ایرانی وارد کند، هرچند صدام نیز که ۸ سال جنگ را با ایران پشت سر گذاشته بود، بعید بود که حساب ویژه ای روی ارتشی باز کند که اکثریت آن را زنان تشکیل می‌دادند.

    منافقین برای عملیات فروغ جاویدان همه نیروهای خود را از خارج کشور و اروپا فراخواندند. مسعود رجوی در سخنرانی پیش از شروع عملیات اعلام کرد قرار است ۴۸ ساعته تهران را تصرف کنند! در حقیقت برخلاف دو عملیات دیگر که با هدف تصرف زمین و اسیرگیری انجام شده بود، عملیات فروغ جاویدان با هدف سقوط نظام برنامه‌ریزی شد.

    در روز حمله و آغاز عملیات نیروهای نظامی وابسته به سازمان مجاهدین خلق از مرز قصر شیرین حمله‌ور شدند. به گفته فرماندهان نظامی در زمان جنگ، مردم و نیروهای نظامی تصور می‌کردند که عراق دوباره به ایران حمله کرده است و یک روز زمان برد تا مردم و نیروهای نظامی به نتیجه قطعی برسند که منافقین به ایران حمله کرده‌اند.

    یکی از علل ورود و پیشروی منافقین به داخل خاک ما، تمرکز نیروهای سپاه در جنوب در پی حمله مجدد صدام بود و تمام قوای جنگی در حال مقابله با پیشروی بعثی‌ها در جبهه جنوب در عملیات طراحی شده غدیر بودند و به جز ۲ گردان از لشکر ۹ بدر که در حال عزیمت به سمت جنوب بودند و تیپ قائم سمنان، نیروی خاصی در غرب کشور برای رویارویی با منافقین حضور نداشت وگرنه عبور آنها از قصر شیرین غیر ممکن بود.

    با ورود منافقین شهرهای کرند، اسلام آباد و گیلانغرب شاهد جنایات وسیع از سوی آنها علیه مردم و غیرنظامیان بود که در یک نمونه از این جنایات، سربازان ارتش و مجروحان بیمارستان اسلام آباد را سربریده و اجساد آنها را سوزاندند.

    ابراهیم خدابنده از اعضای جداشده سازمان در این باره می‌گوید: سازمان به نیروها اعلام کرده بود که اسیر نمی‌گیریم به همین دلیل تمام اسیرها را تیرباران می‌کردند و می‌کشتند. حتی مجروحین را از بیمارستان اسلام‌آباد بیرون آورده بودند و تیرباران کرده بودند. مزرعه‌ها را هم آتش می‌زدند و حیوانات را می‌کشتند تا جوی ایجاد کنند که همه بترسند.

    با مشخص شدن ورود منافقین به داخل خاک ایران، محسن رضایی فرمانده وقت سپاه پاسداران که در جنوب کشور بود به سمت کرمانشاه راه افتاد و عملیات مرصاد برای مقابله با آنها طراحی شد.

    شهید سپهبد صیاد شیرازی با استفاده از توان هوانیروز به ستون زرهی مجاهدین یورش برده و در تنگه چهارزبر توانست آنها را متوقف کرده و بسیاری از نیروهای سازمان با حمله هوایی به هلاکت رسیدند. همچنین تعداد زیادی از آنها در بازگشت به سمت مرز، از سوی مردم دستگیر شده یا در درگیری با نیروهای محلی کشته شدند.

    شهید صیاد در کتابِ «در کمین گل سرخ» درباره این عملیات می‌گوید: صبح روز پنجم مرداد عملیات مرصاد با رمز یا علی (ع) آغاز شد. در تنگه چهارزبر چنان جهنمی برای یاران صدام برپا شد که زمانی برای پشیمانی نمانده بود. جاده به زودی انباشته از ادوات سوخته شد. همزمان با عملیات هوانیروز، علاوه بر گروه‌های مردمی، تعدادی از لشکرهای سپاه نیز که از جنوب به غرب آمده بودند، وارد عملیات شدند. راه از هر سو به روی بازماندگان کاروان بسته شده بود و آنان به سختی می‌توانستند به عقب برگردند. بعضی از آن‌ها به روستاها پناه برده بودند و بعضی‌هایشان با خوردن قرص سیانور به زندگی خود خاتمه داده بودند. عملیات که تمام شد در جاده کرمانشاه اسلام‌آباد هزاران کشته از آنان به‌جا مانده بود. اجساد پسران و دخترانی که با ملت خود بسیار ناجوانمردانه رفتار کرده بودند. کسانی که روز تنهایی میهن به یاری اردوی خصم شتافته بودند.

    حالا من از این عملیات نتیجه می‌گیرم که چقدر خداوند متعال ما و رزمندگان اسلام و انقلاب را دوست دارد که در هر زمان طوری مقدر می‌کند که بسیاری از مشکلات ما باید با حالت سرافرازانه حل شود.

    یکی از رزمندگان لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) درباره جنایت منافقین در فروغ جاویدان می‌گوید: فردای روزی‌که درگیر شدیم یک وانت تویویا آمد که در قسمت بارش یک پتو کشیده بودند. فکر کردم ماشین تدارکات است. پتو را کنار زدم دیدم هفت، هشت جنازه بی‌سر از بچه‌های خودمان داخلش بود. صحنه خاصی بود. زیاد پیش آمده بود که دست و پای قطع شده بچه‌ها را دیده بودیم ولی این صحنه واقعاً تکان‌دهنده بود.

    عملیات فروغ جاویدان اگرچه برای منافقین جز کشته شدن تعداد بالایی از نفراتشان و همچنین تصفیه درونی برخی نیروها، عائدی دیگری نداشت اما این نکته را برای صدام به اثبات رساند که رجوی و سرکردگان این گروهک برای در امان ماندن در عراق هر کاری می‌کنند. با پایان عملیات فروغ جاویدان و اتمام جنگ تحمیلی (که عملاً به بیکاری اعضا منجر شد) برای جلوگیری از ریزش نفرات انقلاب سوم ایدئولوژیک شکل گرفت که جدا شدن زنان از مردان و همچنین جدایی فرزندان از والدین شان بود.

    این مرحله در سازمان «عبور از تنگه» (اشاره به تار و مار شدن ارتش آزادیبخش در تنگه چهارزبر) نام گرفت. در این مرحله اجازه خروج به اعضای سازمان داده نمی‌شد هرچند برخی نفرات وابسته در خارج کشور و اروپا تلاش کردند به نحوی خود را از سازمان خارج کنند.

    «عملیات مروارید»؛ اوج سرسپردگی به صدام

    علاوه بر عملیات فروغ جاویدان که در آن منافقین به مردم کشور خودشان حمله کردند، آنها در عملیاتی موسوم به مروارید به کشتار عراقی‌ها پرداختند. پس از جنگ اول خلیج فارس و ائتلاف آمریکا با کشورهای عربی برای اخراج صدام از کویت و خلع سلاح ارتش عراق، شهرهای جنوبی عراق شاهد انتفاضه شعبانیه از سوی شیعیان بود. از طرف دیگر کردها که همواره دشمن حکومت بعثی بودند، سر به شورش برداشته و کنترل شهرهای کردنشین را در دست گرفتند و به سمت بغداد حرکت کردند.

    مسعود رجوی به‌خواست مستقیم ارتش عراق، برای حفظ حکومت صدام نیروهای خود را با این بهانه که نیروهای ایرانی در حال حمله به سمت اشرف هستند، به مناطق کردنشین فرستاد و اقدام به سرکوب اکراد عراقی کرد.

    رجوی مدعی شد که تیپ‌های رزمی سپاه پاسداران شهر خانقین را به تصرف نظامی خود درآورده‌اند و فرمان سریع جابه‌جایی و اعزام توپ، تانک و نیروی پیاده به این شهر را شبانه صادر کرد. کردها توانسته بودند شهرهای موصل و سلیمانیه را به تسلط خود درآورند و سپس به‌سوی شهرهایی مانند طوز، کفری و جلولا پیشروی کنند. کافی بود تا کردها از سه‌راهی سلیمان‌بیگ عبور کنند و به جاده اصلی برسند و به‌سوی بغداد پیشروی کنند، اما ارتش به‌اصطلاح آزادی‌بخش سازمان مجاهدین خلق در همین مرحله با اجرای عملیات‌های «مروارید ۱ و ۲» و سرکوب مردم کرد و پیشمرگان در شهرهای مختلف مانع از پیشروی آنان شد.

    اگرچه سرکردگان این گروهک همواره بر نقش منافقین در قتل عام کردها سرپوش می‌گذارند اما خاطرات جداشدگان سازمان حکایت از حضور آنها دارد. برای مثال شمس حائری یکی از اعضای قدیمی و جداشده سازمان در کتاب مرداب نوشته است: سازمان مجاهدین خلق قسمت بزرگی از مناطق کردنشین… را قبل از اینکه کردها به این مناطق بیایند، به اشغال خود درآوردند. در شهر سلیمان‌بگ، اولین عملیات مجاهدین خلق علیه کردها… آغاز شد.

    سلاح این پیشمرگ‌ها کلاشینکف و قناسه بود ولی مجاهدین خلق آن‌ها را با. B.M.P تانک‌های A۵۵ و سایر سلاح‌های سنگین مورد حمله قرار دادند. بسیاری از سربازهای کرد عراقی که از جبهه فرار کرده و قصد رفتن به‌نزد خانواده‌های خود را داشتند و از ترس ارتش عراق و ناامن بودن جاده‌ها از کوه‌ها عبور می‌کردند، در بین راه مورد تهاجم و حمله مجاهدین خلق قرار می‌گرفتند و کشته می‌شدند.

    حائری در این کتاب علاوه بر اینکه عنوان کرده اعضای سازمان مجاهدین خلق به‌سوی خانه‌های کردها در شهر طوز تیراندازی کردند و اموال آنان را به غارت بردند، به ادعای سازمان در سال‌های گذشته پاسخ داده و آورده است: مجاهدین خلق برای سرپوش گذاشتن روی کُردکشی و دخالت در امور داخلی کردها، جنگ با کردها را «عملیات مروارید» نامگذاری کرده‌اند؛ در صورتی که تنها در خانقین یعنی ناحیه مرزی ایران و عراق بخشی از نیروهای مجاهدین خلق… مورد حمله نیروهای رژیم (جمهوری اسلامی) قرار گرفتند؛ اما در بقیه نقاط هیچ خبری از پاسداران نبود. در این عملیات، چهار نوجوان زیر بیست سال را دستگیر کردند و به‌عنوان «پاسدار» جلوی دوربین تلویزیون عراق آوردند تا ثابت کنند که کردهای عراقی همه کرد نبوده بلکه عوامل رژیم نیز بین آن‌ها بوده‌اند.

    پس از آرام شدن اوضاع، در دیداری که صدام از استان دیالی داشت، استاندار دیالی در برابر دوربین خبرنگاران به صدام گفت که، کشور عراق و استان دیاله را مدیون خدمات برادران مجاهد هستیم. عزت ابراهیم الدوری معاون اول صدام نیز بعد از سرکوب کردها، در نشست حزب بعث عراق اولین تبریک را به رجوی گفت و تمامی حاضران به‌مدت چند دقیقه برای رجوی کف زدند.

    حمید دهدار حسنی از اعضای جداشده سازمان خاطرات رقت‌باری از نسل کشی کردها از سوی منافقین در کتاب خود منتشر کرده است: در نزدیکی شهر کرکوک و سه راهی کفری، چند دستگاه مینی‌بوس که پر از مسافران عا دی بودند، توسط نفربر توپ دار مجاهدین به آتش کشیده شدند و پیش چشم ما، زن‌ها و کودکان مسافر در آن مینی‌بوس ها به بدترین شکل سوختند.

    رجوی چنان موضوع کردها را وارونه جلوه داده بود و چنان به نیروهای مجاهدین القا کرده بود که اگر کوتاه بیایید شما را نابود می‌کنند که مجاهدین حتی برای زدن نفرات کرد از فاصله نزدیک با توپ به سمت نفر شلیک می‌کردند و وقتی آن کردهای بی نوا تکه پاره می‌شدند، مجاهدین احساس سرمستی و لذت می‌کردند.

    کردهای عراق به‌قدری از سازمان مجاهدین خلق نفرت دارند که پس از سقوط صدام، خواهان محاکمه مسعود رجوی به‌اتهام همدستی با صدام حسین در سرکوب مردم کردستان این کشور شدند و اردوگاه اشرف در دوران پس از سقوط صدام به شدت از سوی آمریکایی‌ها حفاظت می‌شد تا با حمله احتمالی از سوی کردها روبه رو نشود.

    با سقوط حکومت صدام و پناه بردن سرکردگان این فرقه به دامن آمریکا و اروپا و تشکیل اردوگاه اشرف -۳ در خاک آلبانی، تلاش فراوانی برای نقش آفرینی و به اصطلاح نشان دادن خود به عنوان آلترناتیو می‌کنند اما جنایاتی که آنها در حق مردم ایران و عراق کردند موجب شده هیچگاه نتوانند محبوبیتی در بین مردم کسب کنند.

    منبع : مهرنیوز

  • تقدیر رییس فدراسیون جهانی اسکواش از مسیر صحیح توسعه در ایران

    تقدیر رییس فدراسیون جهانی اسکواش از مسیر صحیح توسعه در ایران

    تقدیر رییس فدراسیون جهانی اسکواش از مسیر صحیح توسعه در ایران

     

    بنا به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فدراسیون اسکواش، فانتاین رییس فرانسوی الاصل فدراسیون جهانی اسکواش در پیامی اقدامات فدراسیون اسکواش ایران را قابل تقدیر و در شرایط حاضر ناباورانه خواند.

    وی در پیام خود خطاب به رییس فدراسیون کشورمان عنوان کرد در این روزهای عجیب، دریافت اخبار مثبت از ایران قابل پیش بینی نبود و این نشان دهنده رشد و توسعه ای پیوسته در اسکواش کشورتان است و تاییدی بر استراتژی و برنامه ریزی صحیح فدراسیون اسکواش ایران است.

    دیدن پتانسیل بالای شما در آن قسمت از جهان، مشوق ما در فدراسیون جهانی است.و در ادامه افتتاح مجموعه استاندارد اسکواش در بیرجند را با نام خلیج فارس تبریک گفت و افزود فدراسیون جهانی از شما و فعالیت های تان حمایتی همه جانبه  می کند و منتظر دیدارتان در اجلاس جهانی پیش رو در موناکو هستیم.

    در همین ارتباط مسعود سلیمانی رییس فدراسیون کشورمان،  در پاسخ به این ابراز لطف به مجموعه اسکواش ایران توسط رییس فدراسیون جهانی در پیامی ضمن تشکر از اینکه اقدامات کشورهای عضو را رصد می کنند از وی دعوت کرد تا به عنوان میهمان پس از عادی شدن شرایط بیماری به ایران سفر نماید و با مسولان عالیرتبه وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک دیار نموده که این ملاقات در اعتلا و رشد جهشی اسکواش در جمهوری اسلامی ایران بسیار تاثیرگذار خواهد بود.

    منبع : مهرنیوز

  • سرانجام چینی ها در میدان نفتی آزادگان جنوبی

    سرانجام چینی ها در میدان نفتی آزادگان جنوبی

    به گزارش خبرنگار مهر، سال ۹۳ بود که وزارت نفت در یک اقدام قابل تأمل و تنها ۲ سال پس از امضای قرارداد توسعه میدان مشترک نفتی آزادگان جنوبی با شرکت CNPC چین، قرارداد شرکت ملی نفت ایران با بزرگترین شرکت نفت دولت چین را فسخ و این شرکت را از غرب کارون اخراج کرد.

    چینی‌ها چه زمانی به غرب کارون آمدند؟

    قرارداد چینی‌ها با شرکت ملی نفت رسماً در شهریور سال ۹۱ پس از تجدید طرح توسعه اولیه میدان امضا شد که بر اساس آن مقرر شده بود چینی‌ها تولید از این میدان را به ۱۷۵ هزار بشکه افزایش دهند. با ورود زنگنه به وزارت نفت و تنها چند ماه پس از سپری شدن از تنفیذ این قرارداد، شرکت ملی نفت به پیمانکار چینی خود اخطار داد در صورت عدم تسریع توسعه، با آن قطع همکاری می‌کند.

    بر اساس گفته‌های حسین نژاد، مدیرعامل اسبق شرکت مهندسی و توسعه نفت، میزان پیشرفت پروژه در سال ۹۲ حدود ۷ درصد بود و چینی‌ها ۷ حلقه چاه نیز حفاری کرده بودند.

    دو سناریو برای توسعه آزادگان جنوبی

    به گزارش خبرنگار مهر، نهایتاً در فروردین سال ۹۳ این شرکت چینی از ایران اخراج شد تا شرکت ملی نفت ایران برنامه جدیدی را برای توسعه میدان مشترک نفتی آزادگان جنوبی آغاز کند. بر همین اساس، مقرر شد توسعه این میدان در ۲ فاز دنبال شود که در فاز نخست توسعه، با حفر ۱۸۵ حلقه چاه، تولید روزانه ۳۲۰ هزار بشکه نفت و ۱۹۷ میلیون فوت مکعب گاز پیش بینی شده بود. در فاز دوم توسعه این طرح هم قرار بود میزان تولید به میزان ۶۰۰ هزار بشکه در روز افزایش یابد.

    بر اساس گفته مطلعین پس از پایان همکاری با چینی‌ها، شرکت CNPC با استفاده از بندهای قراردادی موضوع کِلِیم یک میلیارد دلاری را با شرکت ملی نفت ایران مطرح کرد.

    امیرحسین زمانی نیا، معاون بازرگانی و اموربین‌الملل وزیر نفت، نخستین مسئولی بود که در آذر سال ۹۴ به این موضوع اشاره کرد و گفت: شرکت ملی نفت ایران و شرکت چینی که در طرح توسعه میدان نفتی آزادگان جنوبی حضور داشت، باید در باره استرداد هزینه‌ها به توافقی برسند که سرانجام در هیئت مدیره شرکت ملی نفت ایران تصویب و در شورای عالی اقتصاد هم نهایی شود و به‌طور قطع شرکت ملی نفت ایران به تعهدهای خود در قبال این شرکت عمل می‌کند.

    وی با بیان اینکه چینی‌ها نسبت به خلع ید شدن از طرح توسعه میدان نفتی آزادگان جنوبی، اعتراض داشتند و خواهان بازپس‌گیری مبالغی هستند که در این طرح هزینه کرده‌اند، تصریح کرد: شرکت چینی در این زمینه با شرکت مهندسی و توسعه نفت (متن) مذاکره‌هایی را دنبال می‌کند تا ماجرا حل و فصل شود، بالاخره این شرکت در این طرح هزینه‌هایی کرده است که خواهان استرداد آن است که البته خواست آنها برای باز پس گرفتن هزینه‌هایشان در میدان آزادگان جنوبی، ادعای غرامت نیست.

    سید نورالدین شهنازی زاده، مدیرعامل وقت شرکت مهندسی و توسعه نفت هم در تاریخ ۱۰ اسفند ۹۵ در نشستی خبری پیرامون ادعای چینی‌ها گفت: چینی‌ها نسبت به خلع ید خود از توسعه این میدان نفتی اعتراض دارند، اما هیچ‌گونه شکایتی از شرکت ملی نفت و یا شرکت ملی و مهندسی نفت ایران انجام نداده‌اند و هم‌اکنون مذاکره با این شرکت برای حساب و کتاب هزینه‌های انجام شده در حال انجام است.

    در انتظار چشم آبی‌ها

    با این وجود، ابهامات بسیاری درباره رقم ادعایی CNPC مطرح شد که هیچگاه پاسخ روشنی درباره آن ارائه نشد.

    وزارت نفت هم که پرونده چینی‌ها در این میدان را بسته بود از برگزاری مناقصه آزادگان جنوبی می‌گفت که شرکت‌های بزرگ غربی قرار بود در آن شرکت کنند. با کناره‌گیری شرکت‌های بین‌المللی از حضور در آزادگان جنوبی، وضعیت توسعه این میدان در طرحی که شرکت ملی نفت به جلو می‌برد هم بدتر شد و در نهایت ظرفیت تولید بجای ۳۲۰ هزار بشکه به ۱۰۰ هزار بشکه رسید.

    چینی‌ها نیز از سوی دیگر خواستار تسویه حساب وزارت نفت با خود شدند که شنیده شده وزارت نفت روی رقم ۵۰۰ میلیون دلار با چینی‌ها به توافق رسیده است.

    در همین باره، بیژن زنگنه وزیر نفت هفته گذشته در حاشیه آئین امضای قرارداد تکمیل توسعه میدان مشترک نفتی آزادگان جنوبی و واحد فرآورش مرکزی در پاسخ به خبرنگار مهر درباره آخرین وضعیت پرداخت کلیم قرارداد شرکت CNPC چین در میدان آزادگان جنوبی گفت: در حال حاضر اطلاع دقیقی از این رقم ندارم و باید از مجموعه مهندسی توسعه نفت جویا شویم اما به طور کلی رابطه ما با این شرکت چینی رابطه خوبی است و مذاکرات در همین راستا در حال انجام است.

    توصیه‌هایی که به کار گرفته نشد

    به گزارش مهر، در سال ۹۳ وقتی به وزارت نفت توصیه شد با تدبیر بیشتری در خصوص میدان نفتی مشترک آزادگان جنوبی عمل کند، اما امروز نه تنها اتفاق خاصی در این میدان نفتی رخ نداده بلکه شائبه‌هایی وجود دارد که وزارت نفت باید بابت ادعای CNPC میلیون‌ها دلار پرداخت کند.

    جزئیات پرداخت و مکانیزم آن هم در نوع خود می‌تواند قابل توجه باشد که در این مورد هم بعید است وزارت نفت پاسخ روشنی بدهد.

     

  • سیر منفورشدن گروهک منافقین با نگاهی به دو عملیات مرصاد و مروارید

    سیر منفورشدن گروهک منافقین با نگاهی به دو عملیات مرصاد و مروارید

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست – سازمان مجاهدین خلق که بعد از ۳۰ خرداد ۶۰ ماهیت تروریستی خود را برملا کرد و به گروهک منافقین معروف شد، از جمله گروه‌های معارض نظام جمهوری اسلامی است که بیش از دیگر گروه‌ها سابقه اقدامات نظامی و تروریستی علیه ملت ایران را در کارنامه دارد. این ترورها و فعالیت‌های نظامی نه به شکل مستقل، بلکه علناً در هماهنگی کامل با رژیم بعث صدام آن هم در دورانی که جنگ تحمیلی بین عراق و ایران درگرفته بود، انجام شدند.

    مزدوریِ این گروه برای صدام و جبهه غربی-عربی در دهه شصت و بعد از آن موجب شده تا هیچ پایگاه اجتماعی در بین مردم نداشته باشند و این عدم محبوبیت را می‌توان در فرسودگی سازمان در سال‌های اخیر و محدود شدن اعضای آن به عده‌ای افراد پا به سن گذاشته و مسلوب الاراده در اردوگاه آلبانی مشاهده کرد.

    هرچند مزدوری، فصل مشترک شخصیت‌ها و احزاب مخالف نظام جمهوری اسلامی در خارج از کشور است اما مجاهدین خلق در این فقره آن چنان گوی سبقت را از سایرین ربودند که موجب شده حتی در بین گروه‌های اپوزیسیون نیز منفور باشند. علت آن هم همکاری با رژیم بعث عراق در دوران جنگ تحمیلی علیه ملت ایران و رزمندگان است.

    سازمان بعد از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ که وارد فاز مسلحانه و ترور در داخل کشور شد، مرکزیت خود را به فرانسه منتقل کرد و با تشکیل شورای به اصطلاح ملی مقاومت با حضور ابوالحسن بنی صدر و مسعود رجوی، یک دولت در تبعید را تشکیل دادند. (هرچند بعد از مدتی بنی صدر نیز نتوانست با رجوی همکاری کند و از این شورا جدا شد.)

    فعالیت گروهک منافقین در بین سال‌های ۶۰ تا ۶۴ بر ترورهای داخل ایران متمرکز بود. یک بخش از این جنایات معطوف به ترور سران نظام یا اصطلاح منافقین «راس هرم» بود که واقعه ۷ تیر و ۸ شهریور (انفجار در دفتر حزب جمهوری اسلام و دفتر نخست وزیری) از آن جمله است و یک بخش نیز زدن سرانگشتان نظام (اصطلاحی که منافقین به کار می‌بردند) بود که شامل مردم کوچه و بازار می‌شد که گاه تنها جرمشان داشتن عکس امام خمینی (ره) یا شهدای انقلاب بر دیوار مغازه شان بود.

    با این وجود بعد از ضربه ۱۹ بهمن ۱۳۶۱ و ترور مرکزیتِ داخل کشورِ سازمان در خانه‌ای در زعفرانیه و هلاکت موسی خیابانی (مرد شماره دوم سازمان) و اشرف ربیعی همسر رجوی که هدایت ترورها را برعهده داشتند، به مرور از توان و ظرفیت این گروه در داخل کشور کاسته شد.

    در این مقطع برخی نفرات دستگیر یا اعدام شدند، برخی در درگیری‌های کمیته با خانه‌های تیمی به هلاکت رسیدند، تعدادی به خارج کشور رفتند و عده‌ای نیز مخفیانه در ایران زندگی می‌کردند. در این زمان البته بخشی از اعضای سازمان با حضور در خاک عراق به فعالیت‌ها محدود نظامی و رادیویی علیه جمهوری اسلامی مشغول بودند.

    سعید شاهسوندی از اعضای جداشده مجاهدین در مصاحبه‌ای در این خصوص می‌گوید: من بعد از ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ همراه با چند نفر دیگر مامور به تاسیس رادیو مجاهد در کردستان شدم. آنجا ما به دعوت {عبدالرحمن} قاسملو به دفتر سیاسی حزب دمکرات کردستان رفتیم. آنجا من جزو گروه موسس رادیو مجاهد بودم، هم گوینده بودم و هم نویسنده بودم و هم در بخش‌های فنی کمک می‌کردم. و بعدها در همین رابطه، همراه صادق شرفکندی به پاریس که آن موقع محل اقامت مسعود رجوی بود رفتیم که او به شورای ملی مقاومت بپیوندد.

    با قطع همکاری بنی صدر و حزب دموکرات کردستان با رجوی و جدا شدن آنها از شورای ملی مقاومت و همچنین مذاکراتی که دولت فرانسه با جمهوری اسلامی بر سر آزادی گروگان‌هایش در لبنان داشت، رجوی متوجه این موضوع بود که ممکن است دیر یا زود از فرانسه اخراج شوند، لذا با خیال اینکه ابر قدرت‌ها نخواهند گذاشت ایران در جنگ با عراق پیروز باشد، همکاری که از سال‌ها قبل با رژیم بعثی داشت علنی کرد. در تاریخ سیاسی کشورهای جهان به ندرت به موردی بر می‌خوریم که یک گروه سیاسی مخالف نظام کشورش، با دشمن بیگانه که به خاک کشورشان حمله کرده ائتلاف کند و همین موجب حیرت و نفرت همگانی نسبت به فرقه رجوی شد.

    پس از مذاکراتی مقدماتی بین رجوی و طارق عزیز در پاریس، ۱۷ خراد ۱۳۶۵، رجوی وارد بغداد شد و طی فراخوانی نیروهای باقی مانده را به عراق فراخواند. منافقین با در اختیار گرفتن زمینی که صدام از عشایر عراقی در استان دیاله غصب کرده بود، اردوگاه اشرف را در سال ۶۵ تاسیس کردند.

    رجوی با تشکیل ارتش آزادی بخش ملی در اشرف مدعی بود که سازمان از مرحله ترور و جنگ‌های شهری گذر کرده و اکنون می‌تواند در جنگ کلاسیک شرکت کند. در این دوران، رجوی در ارتباط تنگاتنگ با استخبارات عراق بود و پس از سقوط صدام، فیلم‌هایی از دیدارهای مکرر نمایندگان سازمان با بلندپایگان دستگاه امنیتی رژیم صدام به دست آمد که در مستندی با عنوان «گرگ‌ها» در سال‌های گذشته از تلویزیون پخش شد. در این مستند نحوه همکاری و کسب اطلاعات منافقین از جبهه‌ها و قرار دادن آنها در اختیار بعثی‌ها را می‌توان مشاهده کرد.

    فعالیت آنها -غیر از سلسله عملیات‌های نظامی که به آن اشاره خواهد شد-، شنود بی‌سیم‌های ایرانی، اعتراف گیری از اسرا، ترور رزمندگان ایرانی که از جبهه برمی گشتند در کوچه و خیابان و همچنین حضور نفوذی‌های آنها در عملیات‌ها بود.

    با تشکیل ارتش به اصطلاح آزادیبخش در اشرف، صدام از توان محدود آنها به عنوان پیاده نظام برای عملیات در داخل خاک ایران استفاده کرد. اولین عملیات، عملیات آفتاب بود که ۸ فروردین ماه سال ۱۳۶۸ با پشتیبانی نیروهای عراقی و با هدف تصرف فکه صورت گرفت. عملیات دوم، چلچراغ نام داشت که ۲۸ خردادماه ۶۷ با هدف تصرف مهران انجام شد.

    این دو عملیات این توهم را برای رجوی پدید آورد که می‌تواند با ارتش خودساخته اش به سمت مرزهای ایران حرکت کند. از سویی با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در روزهای پایانی جنگ، ارتش عراق با استفاده از ظرفیت منافقین تلاش کرد تا ضربه‌ای در مرزهای غربی به نیروهای ایرانی وارد کند، هرچند صدام نیز که ۸ سال جنگ را با ایران پشت سر گذاشته بود، بعید بود که حساب ویژه ای روی ارتشی باز کند که اکثریت آن را زنان تشکیل می‌دادند.

    منافقین برای عملیات فروغ جاویدان همه نیروهای خود را از خارج کشور و اروپا فراخواندند. مسعود رجوی در سخنرانی پیش از شروع عملیات اعلام کرد قرار است ۴۸ ساعته تهران را تصرف کنند! در حقیقت برخلاف دو عملیات دیگر که با هدف تصرف زمین و اسیرگیری انجام شده بود، عملیات فروغ جاویدان با هدف سقوط نظام برنامه‌ریزی شد.

    در روز حمله و آغاز عملیات نیروهای نظامی وابسته به سازمان مجاهدین خلق از مرز قصر شیرین حمله‌ور شدند. به گفته فرماندهان نظامی در زمان جنگ، مردم و نیروهای نظامی تصور می‌کردند که عراق دوباره به ایران حمله کرده است و یک روز زمان برد تا مردم و نیروهای نظامی به نتیجه قطعی برسند که منافقین به ایران حمله کرده‌اند.

    یکی از علل ورود و پیشروی منافقین به داخل خاک ما، تمرکز نیروهای سپاه در جنوب در پی حمله مجدد صدام بود و تمام قوای جنگی در حال مقابله با پیشروی بعثی‌ها در جبهه جنوب در عملیات طراحی شده غدیر بودند و به جز ۲ گردان از لشکر ۹ بدر که در حال عزیمت به سمت جنوب بودند و تیپ قائم سمنان، نیروی خاصی در غرب کشور برای رویارویی با منافقین حضور نداشت وگرنه عبور آنها از قصر شیرین غیر ممکن بود.

    با ورود منافقین شهرهای کرند، اسلام آباد و گیلانغرب شاهد جنایات وسیع از سوی آنها علیه مردم و غیرنظامیان بود که در یک نمونه از این جنایات، سربازان ارتش و مجروحان بیمارستان اسلام آباد را سربریده و اجساد آنها را سوزاندند.

    ابراهیم خدابنده از اعضای جداشده سازمان در این باره می‌گوید: سازمان به نیروها اعلام کرده بود که اسیر نمی‌گیریم به همین دلیل تمام اسیرها را تیرباران می‌کردند و می‌کشتند. حتی مجروحین را از بیمارستان اسلام‌آباد بیرون آورده بودند و تیرباران کرده بودند. مزرعه‌ها را هم آتش می‌زدند و حیوانات را می‌کشتند تا جوی ایجاد کنند که همه بترسند.

    با مشخص شدن ورود منافقین به داخل خاک ایران، محسن رضایی فرمانده وقت سپاه پاسداران که در جنوب کشور بود به سمت کرمانشاه راه افتاد و عملیات مرصاد برای مقابله با آنها طراحی شد.

    شهید سپهبد صیاد شیرازی با استفاده از توان هوانیروز به ستون زرهی مجاهدین یورش برده و در تنگه چهارزبر توانست آنها را متوقف کرده و بسیاری از نیروهای سازمان با حمله هوایی به هلاکت رسیدند. همچنین تعداد زیادی از آنها در بازگشت به سمت مرز، از سوی مردم دستگیر شده یا در درگیری با نیروهای محلی کشته شدند.

    شهید صیاد در کتابِ «در کمین گل سرخ» درباره این عملیات می‌گوید: صبح روز پنجم مرداد عملیات مرصاد با رمز یا علی (ع) آغاز شد. در تنگه چهارزبر چنان جهنمی برای یاران صدام برپا شد که زمانی برای پشیمانی نمانده بود. جاده به زودی انباشته از ادوات سوخته شد. همزمان با عملیات هوانیروز، علاوه بر گروه‌های مردمی، تعدادی از لشکرهای سپاه نیز که از جنوب به غرب آمده بودند، وارد عملیات شدند. راه از هر سو به روی بازماندگان کاروان بسته شده بود و آنان به سختی می‌توانستند به عقب برگردند. بعضی از آن‌ها به روستاها پناه برده بودند و بعضی‌هایشان با خوردن قرص سیانور خود به زندگی خود خاتمه داده بودند. عملیات که تمام شد در جاده کرمانشاه اسلام‌آباد هزاران کشته از آنان به‌جا مانده بود. اجساد پسران و دخترانی که با ملت خود بسیار ناجوانمردانه رفتار کرده بودند. کسانی که روز تنهایی میهن به یاری اردوی خصم شتافته بودند.

    حالا من از این عملیات نتیجه می‌گیرم که چقدر خداوند متعال ما را و رزمندگان اسلام و انقلاب را دوست دارد که در هر زمان طوری مقدر می‌کند که بسیاری از مشکلات ما باید با حالت سرافرازانه حل شود.

    یکی از رزمندگان لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) درباره جنایت منافقین در فروغ جاویدان می‌گوید: فردای روزی‌که درگیر شدیم یک وانت تویویا آمد که در قسمت بارش یک پتو کشیده بودند. فکر کردم ماشین تدارکات است. پتو را کنار زدم دیدم هفت، هشت جنازه بی‌سر از بچه‌های خودمان داخلش بود. صحنه خاصی بود. زیاد پیش آمده بود که دست و پای قطع شده بچه‌ها را دیده بودیم ولی این صحنه واقعاً تکان‌دهنده بود.

    عملیات فروغ جاویدان اگرچه برای منافقین جز کشته شدن تعداد بالایی از نفراتشان و همچنین تصفیه درونی برخی نیروها، عائدی دیگری نداشت اما این نکته را برای صدام به اثبات رساند که رجوی و سرکردگان این گروهک برای در امان ماندن در عراق هر کاری می‌کنند. با پایان عملیات فروغ جاویدان و اتمام جنگ تحمیلی (که عملاً به بیکاری اعضا منجر شد) برای جلوگیری از ریزش نفرات انقلاب سوم ایدئولوژیک شکل گرفت که جدا شدن زنان از مردان و همچنین جدایی فرزندان از والدین شان بود.

    این مرحله در سازمان «عبور از تنگه» (اشاره به تار و مار شدن ارتش آزادیبخش در تنگه چهارزبر) نام گرفت. در این مرحله اجازه خروج به اعضای سازمان داده نمی‌شد هرچند برخی نفرات وابسته در خارج کشور و اروپا تلاش کردند به نحوی خود را از سازمان خارج کنند.

    «عملیات مروارید»؛ اوج سرسپردگی به صدام

    علاوه بر عملیات فروغ جاویدان که در آن منافقین به مردم کشور خودشان حمله کردند، آنها در عملیاتی موسوم به مروارید به کشتار عراقی‌ها پرداختند. پس از جنگ اول خلیج فارس و ائتلاف آمریکا با کشورهای عربی برای اخراج صدام از کویت و خلع سلاح ارتش عراق، شهرهای جنوبی عراق شاهد انتفاضه شعبانیه از سوی شیعیان بود. از طرف دیگر کردها که همواره دشمن حکومت بعثی بودند، سر به شورش برداشته و کنترل شهرهای کردنشین را در دست گرفتند و به سمت بغداد حرکت کردند.

    مسعود رجوی به‌خواست مستقیم ارتش عراق، برای حفظ حکومت صدام نیروهای خود را با این بهانه که نیروهای ایرانی در حال حمله به سمت اشرف هستند، به مناطق کردنشین فرستاد و اقدام به سرکوب اکراد عراقی کرد.

    رجوی مدعی شد که تیپ‌های رزمی سپاه پاسداران شهر خانقین را به تصرف نظامی خود درآورده‌اند و فرمان سریع جابه‌جایی و اعزام توپ، تانک و نیروی پیاده به این شهر را شبانه صادر کرد. کردها توانسته بودند شهرهای موصل و سلیمانیه را به تسلط خود درآورند و سپس به‌سوی شهرهایی مانند طوز، کفری و جلولا پیشروی کنند. کافی بود تا کردها از سه‌راهی سلیمان‌بیگ عبور کنند و به جاده اصلی برسند و به‌سوی بغداد پیشروی کنند، اما ارتش به‌اصطلاح آزادی‌بخش سازمان مجاهدین خلق در همین مرحله با اجرای عملیات‌های «مروارید ۱ و ۲» و سرکوب مردم کرد و پیشمرگان در شهرهای مختلف مانع از پیشروی آنان شد.

    اگرچه سرکردگان این گروهک همواره بر نقش منافقین در قتل عام کردها سرپوش می‌گذارند اما خاطرات جداشدگان سازمان حکایت از حضور آنها دارد. برای مثال شمس حائری یکی از اعضای قدیمی و جداشده سازمان در کتاب مرداب نوشته است: سازمان مجاهدین خلق قسمت بزرگی از مناطق کردنشین… را قبل از اینکه کردها به این مناطق بیایند، به اشغال خود درآوردند. در شهر سلیمان‌بگ، اولین عملیات مجاهدین خلق علیه کردها… آغاز شد.

    سلاح این پیشمرگ‌ها کلاشینکف و قناسه بود ولی مجاهدین خلق آن‌ها را با. B.M.P تانک‌های A۵۵ و سایر سلاح‌های سنگین مورد حمله قرار دادند. بسیاری از سربازهای کرد عراقی که از جبهه فرار کرده و قصد رفتن به‌نزد خانواده‌های خود را داشتند و از ترس ارتش عراق و ناامن بودن جاده‌ها از کوه‌ها عبور می‌کردند، در بین راه مورد تهاجم و حمله مجاهدین خلق قرار می‌گرفتند و کشته می‌شدند.

    حائری در این کتاب علاوه بر اینکه عنوان کرده اعضای سازمان مجاهدین خلق به‌سوی خانه‌های کردها در شهر طوز تیراندازی کردند و اموال آنان را به غارت بردند، به ادعای سازمان در سال‌های گذشته پاسخ داده و آورده است: مجاهدین خلق برای سرپوش گذاشتن روی کُردکشی و دخالت در امور داخلی کردها، جنگ با کردها را «عملیات مروارید» نامگذاری کرده‌اند؛ در صورتی که تنها در خانقین یعنی ناحیه مرزی ایران و عراق بخشی از نیروهای مجاهدین خلق… مورد حمله نیروهای رژیم (جمهوری اسلامی) قرار گرفتند؛ اما در بقیه نقاط هیچ خبری از پاسداران نبود. در این عملیات، چهار نوجوان زیر بیست سال را دستگیر کردند و به‌عنوان «پاسدار» جلوی دوربین تلویزیون عراق آوردند تا ثابت کنند که کردهای عراقی همه کرد نبوده بلکه عوامل رژیم نیز بین آن‌ها بوده‌اند.

    پس از آرام شدن اوضاع، در دیداری که صدام از استان دیالی داشت، استاندار دیالی در برابر دوربین خبرنگاران به صدام گفت که، کشور عراق و استان دیاله را مدیون خدمات برادران مجاهد هستیم. عزت ابراهیم الدوری معاون اول صدام نیز بعد از سرکوب کردها، در نشست حزب بعث عراق اولین تبریک را به رجوی گفت و تمامی حاضران به‌مدت چند دقیقه برای رجوی کف زدند.

    حمید دهدار حسنی از اعضای جداشده سازمان خاطرات رقت‌باری از نسل کشی کردها از سوی منافقین در کتاب خود منتشر کرده است: در نزدیکی شهر کرکوک و سه راهی کفری، چند دستگاه مینی‌بوس که پر از مسافران عا دی بودند، توسط نفربر توپ دار مجاهدین به آتش کشیده شدند و پیش چشم ما، زن‌ها و کودکان مسافر در آن مینی‌بوس ها به بدترین شکل سوختند.

    رجوی چنان موضوع کردها را وارونه جلوه داده بود و چنان به نیروهای مجاهدین القا کرده بود که اگر کوتاه بیایید شما را نابود می‌کنند که مجاهدین حتی برای زدن نفرات کرد از فاصله نزدیک با توپ به سمت نفر شلیک می‌کردند و وقتی آن کردهای بی نوا تکه پاره می‌شدند، مجاهدین احساس سرمستی و لذت می‌کردند.

    کردهای عراق به‌قدری از سازمان مجاهدین خلق نفرت دارند که پس از سقوط صدام، خواهان محاکمه مسعود رجوی به‌اتهام همدستی با صدام حسین در سرکوبی مردم کردستان این کشور شدند و اردوگاه اشرف در دوران پس از سقوط صدام به شدت از سوی آمریکایی‌ها حفاظت می‌شد تا با حمله احتمالی از سوی کردها روبه رو نشود.

    با سقوط حکومت صدام و پناه بردن سرکردگان این فرقه به دامن آمریکا و اروپا و تشکیل اردوگاه اشرف -۳ در خاک آلبانی، تلاش فروانی برای نقش آفرینی و به اصطلاح نشان دادن خود به عنوان آلترناتیو می‌کنند اما جنایاتی که آنها در حق مردم ایران و عراق کردند موجب شده هیچگاه نتوانند محبوبیتی در بین مردم کسب کنند.

    منبع : مهرنیوز

  • تقویت فرآیند نوسازی خودروهای فرسوده در هیئت دولت بررسی می‌شود

    تقویت فرآیند نوسازی خودروهای فرسوده در هیئت دولت بررسی می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر هیئت دولت، با توجه به اهمیت و نقش قابل توجه موضوع مدیریت و مصرف سوخت بر گستره وسیعی از موضوعات، قانون توسعه حمل و نقل عمومی و مدیریت مصرف سوخت به عنوان سند بالادستی به تصویب رسید.

    در حال حاضر ده‌ها هزار خودروی فرسوده در کشور تردد می‌کنند که با اجرای طرح‌هایی از جمله طرح اسقاط خودروی فرسوده نسبت به نوسازی آنها اقدام می‌شود. فرآیند نوسازی ناوگان، فرآیندی است که به صورت الکترونیکی و از طریق سامانه ستاد مدیریت حمل و نقل و سوخت انجام می‌شود. این سامانه با دستگاه‌های اجرایی بسیاری در ارتباط می‌باشد و خدمات گوناگونی به خودروسازان داخلی و واردکنندگان خودرو ارائه می‌نماید.

    در همین راستا جهت تقویت سیستم‌های پشتیبانی برای انجام مناسب فرآیند نوسازی ناوگان، تسریع در از رده خارج نمودن خودروهای فرسوده و ارائه خدمات بروز به واردکنندگان خودرو، وزارت راه و شهرسازی پیشنهاد نموده تا مصوبه مربوط به اسقاط خودروهای فرسوده به ازای واردات اصلاح شود.

    مطابق متن پیشنهادی “واردکنندگان خودرو موظف به واریز مبلغ ۱۵ میلیون ریال به ازای ورود هر دستگاه خودرو بابت دریافت خدمات از سامانه ستاد مدیریت حمل و نقل سوخت می‌شوند تا این مبلغ در راستای اجرا و توسعه طرح از رده خارج کردن خودروهای فرسوده تحت نظارت ستاد مدیریت حمل و نقل و سوخت هزینه شود.”

    منبع : مهرنیوز

  • شاید بهتر باشد ایران در کمیته بین‌المللی المپیک کرسی نداشته باشد!

    شاید بهتر باشد ایران در کمیته بین‌المللی المپیک کرسی نداشته باشد!

    خبرگزاری مهر – گروه ورزش: یکصد و سی و ششمین نشست کمیته بین المللی المپیک (IOC) که هفته گذشته به صورت تله کنفرانس برگزار شد، بهانه ای بود برای مطرح شدن دوباره یکی از چالش های همیشگی ورزش ایران در سطح بین الملل.

    در جریان این نشست دو نایب رئیس، دو عضو هیات اجرایی IOC و پنج عضو جدید کمیته بین المللی المپیک معرفی شدند. هیچ یک از این اعضای جدید اما ایرانی نبودند و همین مسئله داغ در اختیار نداشتن کرسی بین المللی معتبر برای ورزش ایران را تازه کرد.

    البته که قرار نبود به واسطه برگزاری نشست هفته گذشته کمیته بین المللی المپیک یکی ایرانی IOC memeber شود چون اصلا طی سال های گذشته و با وجود درگیر شدن مکرر  ورزش ایران در مناقشات بین الملل، تلاش جدی در این زمینه و در جهت برطرف شدن ضعف دیپلماسی ورزش ایران صورت نگرفته بود با این حال این انتصابات و انتخاب های جدید، حسرتی که به واسطه از دست رفتن کرسی های تاثیرگذار در فدراسیون های بین المللی شنا، قایقرانی، وزنه برداری و اتحادیه جهانی کشتی بر دل ورزش ایران نشاند را زنده کرد.

    شاید بهتر باشد در IOC کرسی نداشته باشیم
    سرآمد این کرسی ها، کرسی ایران در کمیته بین المللی المپیک بود که حفظ آن می توانست نقش حیاتی در استیفای حقوق ورزشی‌ها در زمین مسابقه یا خارج از آن داشته باشد اما «بی تدبیریِ محض خودی‌ها» این کرسی را از مصطفی هاشمی طبا و کلِ ورزش ایران گرفت. از ۱۶ سال پیش که این کرسی کلیدی از دست رفت، نبود ساز و کار مشخص برای تاثیرگذاری در ورزش جهان به یک بحران و چالش همیشگی در ورزش کشور تبدیل شد.

    با همه اینها اما این سوال مطرح است که «در اختیار داشتن کرسی در کمیته بین المللی المپیک که بالاترین نهاد بین المللی در ورزش جهان به حساب می آید، به نفع کشور است یا اصلا بهتر است چنین کرسی را نداشته باشیم؟»، این سوال از آنجایی شکل می گیرد که بارها نمایندگان ایران در صحنه های بین المللی محکوم به نادیده گرفته شدن منشور المپیک شده اند. منشوری که طبیعتا خودِ اعضای IOC بیشتر از هر فرد دیگری باید متعهد به آن و چارچوب هایش باشند.

    اصغر رحیمی مدرس رسمی کمیته بین المللی المپیک که به عنوان مشاور رئیس در کمیته ملی المپیک فعالیت دارد و تجربه سرپرستی کاروان ایران در رویدادهایی مانند بازی های المپیک ۲۰۱۶ ریو را هم بر عهده داشته نیز با این موضوع موافق است.

    وی در گفتگو با خبرنگار مهر در این زمینه گفت: افرادی که متصدی کرسی بین المللی می شوند بسیار دشوار بتوانند به کشور خود کمک کنند چرا که بعد از تصدی کرسی متعلق به جامعه بزرگتر  آسیایی و جهانی می شوند. بنابراین دیگر نمی توانند به دنبال منافع فردی یا منافع مختص  کشور خود باشند.

    رحیمی با تاکید بر اینکه هرچه کرسی مهمتر باشد تعهد متصدیانش بیشتر و مسئولیت‌شان سنگین تر خواهد بود، ادامه داد: با این حال ویژگی های شخصی، هوش و زیرکی افراد می تواند به صورت نامحسوس به ورزش کشور کمک کند. به عبارتی این افراد خاص می توانند کمک کنند تا حتی المقدور کشور وارد چالش های بین المللی نشود، بحران‌ها را پیش بینی و پیشگیری کنند و در صورت بروز بهترین تصمیم را بگیرند.

    رئیس پیشین مرکز نظارت بر تیم های ملی در کمیته ملی المپیک با تاکید بر اینکه مسئولیت داشتن و کسب کرسی در IOC ضمن اینکه یک برنامه قوی نیاز دارد بسیار برای فرد صاحب کرسی تعهد آور خواهد بود، تصریح کرد: در نظر بگیرید دو نفر راننده هستند، یکی افسر راهنمایی و رانندگی و دیگری شخصی عادی است. به طور طبیعی انتظار می‌رود آن افسر نسبت به رعایت قوانین متعهدتر باشد. بنابراین فردی که عضو کمیته بین المللی المپیک می شود، در وهله اول نماینده IOC و مدافع اهداف و منافع این نهاد بین‌المللی در کشور خود می شود. وی متعهدانه باید در جهت توسعه جنبش المپیک تلاش حداکثری نماید و متعهد به اجرای دقیق منشور المپیک در کشور باشد.

    چرا برای تصدی دوباره کرسی در IOC تماسی گرفته نشد!؟
    کرسی‌های بین المللی ورزش در سطوح مختلف  منطقه ای، قاره ای، جهانی تعریف می شوند که عضویت در  کمیته بین المللی المپیک در صدر همه آنها است. این کرسی ها ممکن است با عضویت در کمیته ها، کمیسیون ها، هیات اجرایی، هیات رئیسه و … به دست بیایند.

    اصغر رحیمی در ادامه این گفتگو با اشاره به این مطلب به عضویت ایرانی ها در کمیته بین المللی المپیک در دوره قبل و بعد از انقلاب اشاره کرد و اینکه مصطفی هاشمی طبا تنها ایرانی بود که بعد از انقلاب متصدی کرسی در IOC شد.

    وی در این زمینه به مسیری که منجر به تصدی کرسی توسط مصطفی هاشمی طبا شد، اشاره کرد و از مطرح شدن مسائلی مانند تاثیر حمایت رئیس جمهوری وقت در این زمینه انتقاد کرد.

    رحیمی گفت: آقای هاشمی طبا با توجه به عملکرد و ویژگی های فردی  در کمیته بین المللی المپیک صاحب کرسی شد. البته تداوم و ثبات دوره مدیریت ایشان و ساختار ورزش در آن زمان نیز از عواملی بود که به  او کمک کرد خیلی از برنامه ها و راهبردهای خود را اجرایی کند.

    سرپرست کاروان ایران در المپیک جوانان آرژانتین تاکید کرد: این در حالی است که طی روزهای گذشته اظهار نظرهای متفاوتی مطرح شده است. برخی اطلاعات محدودی در سطح بین الملل دارند در نتیجه اظهار نظرهای غیر واقعی می کنند تا جایی که در برنامه تلویزیونی اعلام می کنند رئیس جمهور وقت ایران (مرحوم هاشمی رفسنجانی) با کمیته بین المللی المپیک تماس گرفت و آقای هاشمی طبا عضو کمیته بین المللی المپیک شد !

    وی یادآور شد:  اگر ایشان به واسطه تماس تلفنی عضویت گرفته بود چرا بعد از آن فرد دیگری نتوانست عضو IOC شود؟ برای تصدی کرسی در کمیته بین المللی المپیک توسط مصطفی هاشمی‌طبا، عوامل متعددی اثر داشتند که اصلی ترین آنها ویژگی و عملکرد فردی بود.

    افراد خاص می توانند صاحب کرسی بین المللی تاثیرگذار شوند
    رحیمی همچنین به برخی دیگر از کرسی های مهم اما از دست رفته ورزش ایران اشاره کرد و با یادآوری اینکه مهدی علی نژاد معاون وزیر ورزش امروز دارای کرسی مهم بین المللی است، خاطرنشان کرد: اگر وی امروز کنار برود شاید ۱۰ سال دیگر کسی از ایران نتواند دوباره آن کرسی را به دست بیاورد همانگونه که در گذشته علی مرادی و وحید مرادی مسئولیت بسیار مهم دبیر کلی آسیا را بر عهده داشتند بعد از آنها هرگز نتوانستیم جایگزین داشته باشیم.

    وی تاکید کرد: در کل اینکه فقط افراد خاص می‌توانند مسئولیتهای خاص در سطح بین المللی کسب کنند.

    به فکر حفظ کرسی های فعلی باشیم
    اصغر رحیمی در پایان گفت: در آخر یادآور می شوم در حال حاضر چند نفر محدود دارای کرسی های جدی در سطح بین المللی هستند باید سعی کنیم این کرسی ها حفظ شود و در میان مدت و بلند مدت تلاش کنیم با برنامه خاص نسبت به کسب کرسی های اثرگذار جدید موفق باشیم.

    منبع : مهرنیوز

  • روند نزولی قیمت انواع میوه/ نرخ موز به ۱۲.۵ هزار تومان رسید

    روند نزولی قیمت انواع میوه/ نرخ موز به ۱۲.۵ هزار تومان رسید

    اسدالله کارگر در گفتگو با خبرنگار مهر از ادامه روند نزولی قیمت میوه در بازار خبر داد و گفت: عرضه انبوه موجب کاهش قیمت‌ها در بازار شده است.

    وی قیمت هر کیلوگرم هلو پیش رس را بین ۴ تا ۷ هزار و هر کیلوگرم هلوی هسته جدا را بین ۷ تا ۱۲ هزار تومان اعلام کرد.

    کارگر اضافه کرد: قیمت هر کیلوگرم موز نیز بین ۹ هزار تا ۱۲ هزار و ۵۰۰ تومان است.

    رئیس اتحادیه فروشندگان میوه و سبزی قیمت هر کیلوگرم هندوانه را بین ۱۵۰۰ تا ۳۰۰۰ تومان اعلام کرد و گفت: قیمت هر کیلوگرم گیلاس مشکی بین ۷ تا ۱۲ هزار تومان، گیلاس صورتی بین ۷ تا ۱۱ هزار تومان و گیلاس تکدانه بین ۱۶ تا ۲۳ هزار تومان است.

    وی قیمت هر کیلوگرم طالبی را نیز بین ۲ تا ۵ هزار تومان اعلام کرد و افزود: قیمت هر کیلوگرم زردآلوی بادامی بین ۵ تا ۱۳ هزار تومان، زردآلوی قیسی بین ۴ تا ۸ هزار تومان و زردآلوی کاشان بین ۴ تا ۸ هزار تومان اعلام کرد.